﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,042
.

2
00:00:01,251 --> 00:00:04,963
پادکست رسمی ما را می‌توانید]
[.از شبکه‌ی هولو یا دیگر پلتفرم‌ها بشنوید

3
00:00:06,006 --> 00:00:06,631
‫برای خونه‌ام یه پیشنهاد داشتم.

4
00:00:06,715 --> 00:00:10,385
‫می‌تونیم یه شروع دوباره داشته باشیم،
‫سبک خودمون رو به عنوان یه زوج پیدا کنیم.

5
00:00:10,468 --> 00:00:12,429
‫اگه نقل مکان کنم، از کجا بدونم
‫اونجا خوشحال می‌شم؟

6
00:00:12,512 --> 00:00:14,723
‫به نظر میاد مادرهامون چند تا
‫چیز مشترک داشتن.

7
00:00:14,806 --> 00:00:17,517
‫- بیشتر بگو.
‫- بذار اینجوری بگم که بدجوری رو من تأثیر گذاشت.

8
00:00:17,600 --> 00:00:20,603
‫شوهرم چند تا کسب و کار
‫تو آرکونیا داشت،

9
00:00:20,687 --> 00:00:22,313
‫و لستر براش کار می‌کرد.

10
00:00:22,397 --> 00:00:24,607
‫لستر نمی‌خواست زیاد در مورد
‫کارش بهم بگه.

11
00:00:24,691 --> 00:00:25,984
‫به شغلش حس خوبی نداشت.

12
00:00:26,067 --> 00:00:29,320
‫ولی شما فکر می‌کنید یکی شوهرم رو کشته؟

13
00:00:29,404 --> 00:00:31,156
‫- آره.
‫- می‌تونم برای شام ببرمت بیرون؟

14
00:00:31,239 --> 00:00:33,950
‫من هیچ مدرکی ندارم
‫که تو واقعاً آدم خوبی باشی.

15
00:00:34,034 --> 00:00:36,745
‫ما فقط یه مشت آدم پولداریم
‫که سر یه شرط داریم بحث می‌کنیم.

16
00:00:36,745 --> 00:00:38,204
‫همون شرطی که سعی می‌کردیم
‫حلش کنیم

17
00:00:38,246 --> 00:00:39,831
‫آخرین باری که تو اون
‫اتاق بازی بودیم.

18
00:00:39,873 --> 00:00:42,083
‫شبی که دربان شما مُرد،

19
00:00:42,167 --> 00:00:44,419
‫ما سر یه قرارداد خیلی بزرگ بازی کردیم.

20
00:00:44,502 --> 00:00:47,213
‫یکی از شماها قصد داره اولین
‫کافه‌ی شهر نیویورک رو بسازه.

21
00:00:47,297 --> 00:00:49,841
‫فکر کنم بازسازی رو

22
00:00:49,924 --> 00:00:51,926
‫با... آپارتمان الیور شروع کنم.

23
00:00:52,010 --> 00:00:53,470
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

24
00:00:53,553 --> 00:00:55,847
‫اون پیشنهاد برای خونه‌ات از طرف من بود.

25
00:00:55,930 --> 00:00:58,600
‫منم که دارم همه‌ی
‫آپارتمان‌های اینجا رو می‌خرم.

26
00:00:58,683 --> 00:01:01,269
‫داری آرکونیا رو تبدیل
‫به یه کافه می‌کنی؟

27
00:01:10,612 --> 00:01:11,613
‫هرچی دارم می‌ریزم وسط.

28
00:01:11,696 --> 00:01:13,698
‫برای هزاران سال،

29
00:01:13,782 --> 00:01:16,868
‫مردان در مورد اینکه
شانس یک زنه، آواز خوندن

30
00:01:18,953 --> 00:01:23,416
‫در «کارمینا بورانا»،
‫کارل اُرف در مورد «فورتونا»،

31
00:01:23,500 --> 00:01:25,668
‫الهه‌ی شانس، وسواس داره.

32
00:01:25,752 --> 00:01:28,963
‫فرانک سیناترا دعا می‌کرد
‫که شانس یه زن باشه،

33
00:01:29,047 --> 00:01:29,172
‫ولی هنوز نگران بود که اون بره و
‫«به نفع یه مرد دیگه تاس بندازه.»

34
00:01:29,172 --> 00:01:31,216
‫ولی هنوز نگران بود که اون بره و
‫«به نفع یه مرد دیگه تاس بندازه.»

35
00:01:31,382 --> 00:01:32,217
‫گوش کنین، حیوون‌ها،
‫دور بعدی با منه، باشه؟

36
00:01:32,300 --> 00:01:34,052
‫تا وقتی که اون نوشیدنی

37
00:01:34,135 --> 00:01:35,345
‫اونقدر گرون نباشه
که جیب من رو خالی کنه

38
00:01:35,345 --> 00:01:36,054
‫[دو سال پیش]

39
00:01:37,138 --> 00:01:40,058
‫ملکه‌ی دکوراسیون متوجه
‫چرم ترک‌خورده‌ی صندلی من شده.

40
00:01:40,141 --> 00:01:41,851
‫بدترین روز زندگیمه.

41
00:01:41,935 --> 00:01:45,146
‫- بهش شخصیت میده.
‫- تو زیادی بهش لطف داری.

42
00:01:46,022 --> 00:01:47,649
‫اینجا روزهای بهتری رو دیده.

43
00:01:47,732 --> 00:01:48,942
‫هی، گم‌شو.

44
00:01:49,025 --> 00:01:50,151
‫من می‌دونم اون چی دوست داره.

45
00:01:50,235 --> 00:01:52,529
‫- علاقه‌ای به یه تغییر دکوراسیون داری؟
‫- تو فکرت چیه؟

46
00:01:52,612 --> 00:01:54,447
‫چتری یا مدل موی ژولیده؟

47
00:01:54,531 --> 00:01:56,449
‫برای کافه، خل و چل.

48
00:01:57,867 --> 00:02:00,703
‫من می‌تونم کمک کنم. یه دست زنونه بهش بکشم.

49
00:02:02,789 --> 00:02:04,707
‫اوه، این ایده چطوره؟

50
00:02:05,583 --> 00:02:08,336
‫بذار اینجا یه «شب بانوان»
‫خصوصی برگزار کنم.

51
00:02:08,419 --> 00:02:09,921
‫ماهی یه بار.

52
00:02:10,004 --> 00:02:12,048
‫یه شب بدون سیگار برگ...

53
00:02:13,049 --> 00:02:16,427
‫یا مردهای پر سر و صدایی
که بهمون تیکه بندازن

54
00:02:21,933 --> 00:02:22,934
‫حله.

55
00:02:23,643 --> 00:02:25,270
‫من طرفدار خانم‌هام.

56
00:02:25,687 --> 00:02:29,232
‫ولی نگران نباش، هیچوقت بهشون تیکه نمی‌ندازم
‫مگه اینکه خودشون بخوان.

57
00:02:30,233 --> 00:02:32,360
‫و اگه خودشون بخوان؟

58
00:02:32,443 --> 00:02:34,320
‫خب، اون موقع، براشون
یه نوشیدنی درست می‌کنم

59
00:02:41,452 --> 00:02:44,998
‫باید به خاطر یه کافه نقل مکان کنیم؟!

60
00:02:45,081 --> 00:02:49,043
‫یادتونه من برای نگه داشتن
‫آپارتمانم مجبور شدم چی کار کنم؟

61
00:02:49,127 --> 00:02:50,587
‫من یه مرد رو سوزوندم.

62
00:02:50,670 --> 00:02:53,715
‫من یه دوست عزیز رو آتیش زدم!

63
00:02:53,798 --> 00:02:56,342
‫تازه، یه دوچرخه‌ی ثابت هم خریدم.

64
00:02:59,971 --> 00:03:01,431
‫- هی!
‫- سلام!

65
00:03:01,514 --> 00:03:04,350
‫این جای باحال رو ببین.

66
00:03:04,434 --> 00:03:06,311
‫خدای من، «تی»!

67
00:03:06,394 --> 00:03:08,730
‫من دارم یه کلاس کاردیو میرم،

68
00:03:08,730 --> 00:03:11,149
‫و داریم از یکی از آهنگ‌های تو
‫برای یه روتین استفاده می‌کنیم.

69
00:03:11,191 --> 00:03:12,567
‫بهت نشونش می‌دادم،

70
00:03:12,650 --> 00:03:13,943
‫ولی کلی حرکت کمر داره.

71
00:03:14,027 --> 00:03:15,486
‫برای یه خانم مناسب نیست.

72
00:03:15,570 --> 00:03:16,696
‫لازم نبود بگی.

73
00:03:16,779 --> 00:03:18,990
‫مابیتیتا، دوست قدیمی جدیدم،

74
00:03:19,073 --> 00:03:21,201
‫من برای تو و هر چند تا همراهی
‫که بخوای

75
00:03:21,201 --> 00:03:22,493
‫برای مهمونی امشب بلیت گرفتم.

76
00:03:22,535 --> 00:03:24,662
‫خیلی دوست داشتم بیام،
‫ولی هر دومون می‌دونیم که فقط زیاده‌روی می‌کنم،

77
00:03:24,704 --> 00:03:26,122
‫و فردا باید تو یه موزیک ویدیو باشم

78
00:03:26,206 --> 00:03:28,124
‫که توش باید با
‫دستگاه‌های سنگین کار کنم، پس...

79
00:03:28,208 --> 00:03:31,044
‫خیلی ممنونم.
‫فقط... من کلی کار پرونده دارم.

80
00:03:31,085 --> 00:03:33,504
‫نه، دختر، این خودش پرونده‌ست.

81
00:03:33,546 --> 00:03:35,298
‫گرفتن این دعوت‌نامه غیرممکنه.

82
00:03:35,381 --> 00:03:38,009
‫یه «شب بانوان» برای
‫خانم‌های مهمی مثل منه،

83
00:03:38,092 --> 00:03:40,094
‫و دقیقاً تو خود ساختمونه.

84
00:03:40,178 --> 00:03:42,764
‫از توی مثلاً...
‫مثلاً یه‌کمد یا یه چیزی وارد می‌شی،

85
00:03:42,847 --> 00:03:44,933
‫یه جورایی مثل یه مکان مخفی. اوه-لا-لا.

86
00:03:45,016 --> 00:03:46,017
‫چی؟

87
00:03:46,100 --> 00:03:47,435
‫ولی نیکی مُرده.

88
00:03:47,518 --> 00:03:49,062
‫وایسا، کی این مهمونی رو برگزار می‌کنه؟

89
00:03:49,145 --> 00:03:52,440
‫این من رو به جزئیات
‫جالب «شماره‌ی دو» می‌رسونه.

90
00:03:52,523 --> 00:03:54,692
‫این رو کامیلا وایت برگزار می‌کنه.

91
00:03:54,776 --> 00:03:54,984
‫خدای من.

92
00:03:54,984 --> 00:03:57,153
‫خدای من.

93
00:03:57,237 --> 00:04:00,198
‫من الان عاشقتم، «تی»!

94
00:04:00,281 --> 00:04:02,367
‫خب، پس اینجوری همه عاشقم شدن.

95
00:04:03,743 --> 00:04:03,952
‫اون بامزه‌ست! بیا نگه‌ش داریم.

96
00:04:03,952 --> 00:04:05,828
‫اون بامزه‌ست! بیا نگه‌ش داریم.

97
00:04:37,402 --> 00:04:40,029
[فقط قتل‌های این ساختمان]

98
00:04:48,121 --> 00:04:52,709
[فصل پنجم، قسمت هشتم]
[دیوانه‌ها]

99
00:04:53,084 --> 00:04:57,046
‫باشه، پس آرکونیا 165 تا واحد داره.

100
00:04:57,130 --> 00:04:58,673
‫کامیلا 82 تاش رو داره.

101
00:04:58,756 --> 00:05:02,260
‫باشه، خب، نصف اون می‌شه...
‫یکی و صفر و...

102
00:05:02,343 --> 00:05:03,678
‫وایسا، اعشار داره، پس...

103
00:05:03,761 --> 00:05:05,930
‫- کامیلا در حال حاضر مالک...
‫- چهل و نه درصده!

104
00:05:06,306 --> 00:05:09,309
‫باورم نمی‌شه چقدر نزدیک بود
‫آپارتمانم رو به کامیلا بفروشم.

105
00:05:09,392 --> 00:05:11,352
‫خیلی‌ها فروختن.
‫و حالا اون فقط نیاز داره به...

106
00:05:11,436 --> 00:05:14,939
‫یه آپارتمان دیگه تا مالک
‫‏51‏% ساختمون بشه.

107
00:05:15,023 --> 00:05:17,650
‫باشه، دیگه حساب کتاب نکن.
‫باید خونه‌مون رو نجات بدیم.

108
00:05:17,734 --> 00:05:19,068
‫قراره چی کار کنیم؟

109
00:05:19,152 --> 00:05:21,904
‫من قراره چی کار کنم؟
‫لورتا می‌خواد نقل مکان کنه.

110
00:05:21,988 --> 00:05:23,865
‫اون یه تعداد غیرممکنی

111
00:05:23,948 --> 00:05:26,451
‫بورد پینترست برای خونه‌ی آینده‌مون

112
00:05:26,534 --> 00:05:28,953
‫در طول تأخیر به ظاهر بی‌پایانش
‫تو فرودگاه درست کرده.

113
00:05:29,037 --> 00:05:30,246
‫اون هنوز تو فرودگاهه؟

114
00:05:30,330 --> 00:05:33,249
‫لورتا داره با از دست دادن همه چیزش
‫تو یه آتش‌سوزی کنار میاد.

115
00:05:33,333 --> 00:05:35,752
‫و اگه بهش بگم نمی‌خوام
‫شروع دوباره‌ای داشته باشم،

116
00:05:35,835 --> 00:05:37,962
‫حس می‌کنه مجبور شده بره تو خونه‌ای
‫که نمی‌خواسته

117
00:05:38,004 --> 00:05:39,088
‫برای بقیه‌ی ازدواجمون،

118
00:05:39,172 --> 00:05:41,341
‫و تهش طلاق می‌گیریم.

119
00:05:41,424 --> 00:05:43,760
‫خب، اگه ساختمون رو از دست بدیم،
‫نیازی نیست نگران اون باشی.

120
00:05:43,843 --> 00:05:45,762
‫کس دیگه‌ای هم به فکر فروختنه؟

121
00:05:45,845 --> 00:05:47,138
‫من یه پرس و جو می‌کنم.

122
00:05:47,221 --> 00:05:48,598
‫بچه‌ها!

123
00:05:48,681 --> 00:05:51,517
‫کامیلا داره تو اتاق بازی
‫یه «شب بانوان» برگزار می‌کنه.

124
00:05:51,601 --> 00:05:54,228
‫- شب بانوان! عالیه!
‫- نجات پیدا کردیم!

125
00:05:54,312 --> 00:05:56,147
‫ببخشید، چرا این عالیه؟

126
00:05:57,607 --> 00:05:59,525
‫میبل قدرت «شب بانوان» رو
‫نمی‌فهمه،

127
00:05:59,609 --> 00:06:01,861
‫- چون هیچ دوستِ دختری نداره.
‫- من براش توضیح میدم.

128
00:06:01,944 --> 00:06:03,696
‫ببین، وقتی خانم‌ها دور هم جمع می‌شن

129
00:06:03,780 --> 00:06:06,199
‫بدون آقایون،
‫شروع به ورّاجی می‌کنن.

130
00:06:06,282 --> 00:06:08,993
‫ببین، یه مشت زن،
‫اون‌ها می‌نوشن و در مورد پسرها حرف می‌زنن.

131
00:06:09,077 --> 00:06:10,953
‫ور ور ور ور،
‫ور ور ور ور ور.

132
00:06:11,037 --> 00:06:13,998
‫و تو با کامیلا
‫در یه سطح جدید ارتباط برقرار می‌کنی.

133
00:06:14,082 --> 00:06:15,541
‫یه سطح زنونه.

134
00:06:15,625 --> 00:06:16,751
‫اون همه چیز رو بهت می‌گه.

135
00:06:16,834 --> 00:06:18,961
‫- اینجوری... جواب می‌ده؟
‫- نه.

136
00:06:19,045 --> 00:06:21,172
‫همچنین، ما چطور این دعوت‌نامه رو گرفتیم؟

137
00:06:21,255 --> 00:06:24,217
‫درسته، از دوستِ دخترم.

138
00:06:24,300 --> 00:06:26,636
‫باید یه هدیه‌ای ببری.

139
00:06:26,719 --> 00:06:28,846
‫گردنبندهای ست شخصی‌سازی شده.

140
00:06:28,930 --> 00:06:32,392
‫- آره، منم چند تا دستمال جیبی میارم.
‫- میبل، لطفاً حرف زشت نزن.

141
00:06:32,475 --> 00:06:34,852
‫واقعاً فکر می‌کردم بیشتر از این‌ها
‫پیشرفت کرده بودیم.

142
00:06:34,936 --> 00:06:37,313
‫کاش شما دو تا خانم بودین.

143
00:06:37,397 --> 00:06:38,815
‫نگران نباش.

144
00:06:38,898 --> 00:06:40,441
‫مجبور نیستیم توتسی بازی دربیاریم.

145
00:06:40,441 --> 00:06:41,442
‫من حلش می‌کنم.

146
00:06:42,652 --> 00:06:44,821
‫- «توتسی» یه فیلمیه که توش یه مرد...
‫- برام مهم نیست.

147
00:06:44,904 --> 00:06:47,615
‫هی، عزیزم، هنوز تو ترمینال دو هستی؟

148
00:06:47,698 --> 00:06:48,908
‫آره.

149
00:06:48,991 --> 00:06:51,452
‫ازبس رفتم توی فروشگاه‌های فرودگاه
‫دیگه برام هویتی نمونده

150
00:06:51,536 --> 00:06:53,371
‫انگار سه سال گذشته.

151
00:06:53,454 --> 00:06:57,917
‫ولی، آره، جسمم
‫هنوز تو فرودگاهه، پس...

152
00:06:58,000 --> 00:07:00,461
‫که این من رو، به یه درخواست می‌رسونه.

153
00:07:00,545 --> 00:07:04,340
‫ممکنه بازگشتت به نیوزلند رو
‫یه روز به تعویق بندازی؟

154
00:07:04,424 --> 00:07:08,219
‫میبل به «شب بانوان» یه میلیاردر
‫قاتل دعوت شده.

155
00:07:08,302 --> 00:07:09,971
‫میبل اولین چیزی

156
00:07:10,054 --> 00:07:12,682
‫- که باید در مورد «شب بانوان» بدونه رو نمی‌دونه.
‫- لطفاً توجه کنید.

157
00:07:12,765 --> 00:07:13,766
‫تمام پروازهای بین‌المللی

158
00:07:13,850 --> 00:07:14,934
‫- لغو شده‌اند.
‫- خدای من.

159
00:07:15,017 --> 00:07:16,769
‫الان، همه‌ی...

160
00:07:16,853 --> 00:07:18,604
‫پروازهای بین‌المللی رو
‫لغو کردن.

161
00:07:18,688 --> 00:07:20,731
‫پس آره، من تو راهم، باشه؟

162
00:07:21,983 --> 00:07:24,902
‫اگه از دو جهت
‫به این قضیه حمله کنیم چی؟

163
00:07:24,902 --> 00:07:27,029
‫من و چارلز با خونه به خونه رفتن
‫ساختمون رو نجات می‌دیم،

164
00:07:27,071 --> 00:07:28,823
‫و مردم رو متقاعد می‌کنیم که نفروشن.

165
00:07:28,906 --> 00:07:32,618
‫و خانم‌ها هم تو «شب بانوان»
‫کامیلا رو به حرف میارن در مورد قتل.

166
00:07:32,702 --> 00:07:36,539
‫چارلز، یه زن فوق‌العاده پولدار
‫و خشن

167
00:07:36,622 --> 00:07:40,376
‫قرار نیست فقط به خاطر اینکه هر دومون
‫زنیم، با من شروع به «ورّاجی» کنه.

168
00:07:40,460 --> 00:07:41,461
‫حرفت منطقیه.

169
00:07:41,544 --> 00:07:43,379
‫ولی اگه، به قول معروف،

170
00:07:43,463 --> 00:07:45,631
‫اون رو از خود بی‌خود کنی، چی؟

171
00:07:45,715 --> 00:07:47,884
‫باشه، این تبعیض جنسیتی بود.

172
00:07:47,967 --> 00:07:51,345
‫ولی، اگه یه گروه آرایشگر بیاری چی؟

173
00:07:51,429 --> 00:07:54,056
‫زن‌ها دوست دارن با
‫مانیکور کار‌شون حرف بزنن.

174
00:07:54,140 --> 00:07:56,434
‫هر بار که میرم پیش مانیکور کارم
این اتفاق میوفته

175
00:07:56,517 --> 00:07:56,726
‫ببین کی رو پیدا کردم.

176
00:07:56,726 --> 00:07:59,145
‫ببین کی رو پیدا کردم.

177
00:07:59,228 --> 00:08:01,272
‫واو! این چه زوجیه؟

178
00:08:01,355 --> 00:08:04,108
‫- چطورین، خانم‌ها؟
‫- این عالیه یا نه؟

179
00:08:04,192 --> 00:08:07,236
‫از وقتی که من رو برای قتل
‫دستگیر کرد، ندیده بودمش.

180
00:08:07,320 --> 00:08:10,281
‫پرواز من لغو شده.
‫پرواز اون لغو شده.

181
00:08:10,573 --> 00:08:11,449
‫نقشه، و «شب بانوان»،
‫و همه چیز.

182
00:08:11,532 --> 00:08:14,410
‫و اون گفت می‌خواد بیاد

183
00:08:14,494 --> 00:08:17,705
‫- و کمک کنه آرکونیا رو نجات بدیم.
‫- واقعاً؟

184
00:08:17,788 --> 00:08:19,916
‫نه، من می‌خواستم برم
‫به تعطیلات لعنتیم.

185
00:08:19,999 --> 00:08:21,709
‫می‌دونید من الان باید
‫تو کابو می‌بودم

186
00:08:21,792 --> 00:08:23,085
‫با همسرم و بچه‌ام؟

187
00:08:23,169 --> 00:08:25,129
‫این اولین باری بود

188
00:08:25,213 --> 00:08:26,881
‫که شانس داشتیم
‫یه‌کم دور بشیم

189
00:08:26,964 --> 00:08:30,384
‫از وقتی اون بچه‌ی لعنتی به دنیا اومده،
‫و بالأخره یه ماساژ می‌گرفتم.

190
00:08:30,468 --> 00:08:32,136
‫پس، شما دو تا به «شب بانوان» ملحق می‌شین؟

191
00:08:32,220 --> 00:08:33,596
‫- آره.
‫- آره.

192
00:08:33,679 --> 00:08:36,182
‫چون عمراً بذارم یه تلفن بهم بشه
‫که بگه، «خدای من،

193
00:08:36,265 --> 00:08:38,935
‫نتونستم اعتراف بگیرم. گند زدم.»

194
00:08:38,935 --> 00:08:40,978
‫پس، فقط گفتم، می‌دونی چیه،
‫گور باباش، خودم اینجا میام

195
00:08:41,020 --> 00:08:42,605
‫و کاری که باید بکنیم رو می‌کنیم.

196
00:08:42,647 --> 00:08:45,233
‫تازه، من راه و چاه
‫میز بازی رو بلدم.

197
00:08:45,316 --> 00:08:47,026
‫چی؟ این یه پیچش جدید تو داستانه.

198
00:08:47,109 --> 00:08:48,945
‫آره.
‫من تو این مکان داغون کار می‌کردم

199
00:08:49,028 --> 00:08:50,404
‫و یاد گرفتم چطور بُر عوضی بزنم.

200
00:08:50,488 --> 00:08:52,490
‫- بُر عوضی زدن؟ اون چیه؟
‫- آره. اصلاً نگرانش نباش،

201
00:08:52,573 --> 00:08:54,617
‫بذار من کارم رو بکنم.
‫خب، این کاریه که قراره بکنیم.

202
00:08:54,700 --> 00:08:58,788
‫من کاری می‌کنم کامیلا بیوفته
‫تو یه دور باخت، باشه؟

203
00:08:58,871 --> 00:09:01,707
‫و بعد، ما اون اعتراف رو می‌گیریم.

204
00:09:01,791 --> 00:09:03,543
‫چطور باختن باعث می‌شه اون اعتراف کنه؟

205
00:09:03,626 --> 00:09:05,211
‫بهمش می‌ریزه. کنترلش رو از دست میده.

206
00:09:05,253 --> 00:09:06,629
‫- درسته.
‫- از دست دادن کنترل چیه؟

207
00:09:06,671 --> 00:09:10,508
‫این یه حالت احساسی ناپایداره که
‫یه بازیکن بعد از یه دور باخت واردش می‌شه.

208
00:09:10,591 --> 00:09:14,136
‫اون‌ها تصمیم‌های بدی می‌گیرن،
‫مثل زیاد حرف زدن.

209
00:09:14,220 --> 00:09:17,014
‫خب، من از نقشه‌ای حمایت می‌کنم
‫که شامل چیزی باشه

210
00:09:17,098 --> 00:09:19,725
‫غیر از اینکه همه‌ی ما فقط زن باشیم.

211
00:09:19,809 --> 00:09:23,020
‫گویا تو اهل کارت‌بازی‌ای.
‫درسته؟

212
00:09:23,104 --> 00:09:26,232
‫آره. وقتی بچه بودم، مادرم
‫بازی‌های کارتی راه می‌انداخت،

213
00:09:26,315 --> 00:09:28,859
‫و من تو شعبده‌بازی
‫و تردستی خوب بودم.

214
00:09:28,859 --> 00:09:31,195
‫پس، اون من رو می‌ذاشت کارت پخش کنم،
‫و منم کمکش می‌کردم تقلب کنه.

215
00:09:31,237 --> 00:09:32,905
‫هیچوقت نگفتی که شعبده‌بازی می‌کنی.

216
00:09:32,989 --> 00:09:35,116
‫- به خاطر این بود که خجالت‌آوره؟
‫- آره.

217
00:09:41,706 --> 00:09:43,457
‫خب، آره.

218
00:09:43,541 --> 00:09:45,876
‫پس اون شب‌هایی که کمک می‌کردم مامانم ببره،

219
00:09:45,960 --> 00:09:48,129
‫فکر کنم احتمالاً تنها زمانی بود

220
00:09:48,212 --> 00:09:50,965
‫که بهم... یه‌ذره محبت واقعی نشون می‌داد.

221
00:09:51,048 --> 00:09:53,342
‫بفرما، اینم از این.

222
00:09:53,426 --> 00:09:56,971
‫اینم از داستان پیدایش
اعتیاد-به-شخصیت‌های-شرور-جذابت

223
00:09:57,263 --> 00:09:58,931
‫- بله.
‫- ببین، تو یه مادر شیاد داشتی

224
00:09:59,015 --> 00:10:01,517
‫که فقط وقتی بهت محبت می‌کرد
‫که کمکش می‌کردی تقلب کنه.

225
00:10:01,601 --> 00:10:03,561
‫پس، عشق فقط حس عشق می‌داد

226
00:10:03,561 --> 00:10:06,188
‫وقتی که، می‌دونی،
‫از طرف یه خلافکار بود.

227
00:10:06,272 --> 00:10:07,315
‫خدای من.

228
00:10:07,398 --> 00:10:08,608
‫فکر کنم درسته.

229
00:10:08,691 --> 00:10:10,026
‫آره، درسته.

230
00:10:10,109 --> 00:10:11,694
‫تو تا حالا پیش روانشناس نرفتی؟

231
00:10:11,777 --> 00:10:12,778
‫آره، یه بار.

232
00:10:12,862 --> 00:10:13,988
‫تلف کردن وقت بود.

233
00:10:14,071 --> 00:10:16,282
‫اون گفت،
‫«تو فقط چیزهایی که می‌خوای رو می‌شنوی.»

234
00:10:16,365 --> 00:10:18,492
‫و بعد یه مشت چیز بهم گفت
‫که اصلاً نمی‌خواستم بشنوم.

235
00:10:18,576 --> 00:10:20,202
‫باشه، بریم سر اصل مطلب.

236
00:10:20,244 --> 00:10:21,370
‫خب، این کاریه که قراره بکنیم.

237
00:10:21,370 --> 00:10:22,872
‫مورا، تو سخت‌ترین
‫کار رو داری.

238
00:10:22,955 --> 00:10:27,001
‫من قراره دست‌های برنده بهت بدم،
‫و تو... باید لبخند بزنی.

239
00:10:27,084 --> 00:10:29,879
‫هیچی یه بازنده رو دیوونه‌تر از این نمی‌کنه
‫که بقیه خوشحال و برنده باشن.

240
00:10:29,962 --> 00:10:31,464
‫میبل، ولی بذار اون لبخند رو ببینم.

241
00:10:32,632 --> 00:10:34,050
‫اوه.

242
00:10:37,136 --> 00:10:38,220
‫دندون کمتر.

243
00:10:40,931 --> 00:10:43,100
‫باشه، اگه اون جواب نداد،
‫من یه ایده‌ی دیگه دارم

244
00:10:43,184 --> 00:10:45,269
‫برای اینکه کامیلا رو به اعتراف واداریم.

245
00:10:45,353 --> 00:10:47,813
‫اگه با ارواح حرف بزنم چی؟

246
00:10:50,316 --> 00:10:52,693
یه‌کم بیشتر توضیح بده

247
00:10:52,777 --> 00:10:55,905
‫خب، من در مورد استعدادم به عنوان
‫یه مدیوم بهتون گفتم.

248
00:10:55,988 --> 00:10:57,281
‫مطمئناً نگفتی.

249
00:10:57,365 --> 00:11:00,242
‫حتماً در مورد اولین
‫هم‌اتاقیم تو نیویورک می‌دونین،

250
00:11:00,326 --> 00:11:01,535
‫سلری ویسپ.

251
00:11:01,619 --> 00:11:04,205
‫من... من مطمئناً نمی‌دونم.

252
00:11:04,288 --> 00:11:05,289
‫سلری.

253
00:11:05,373 --> 00:11:06,791
‫سلری یه روان‌بین بود

254
00:11:06,874 --> 00:11:09,585
‫که تو آپارتمان استودیویی ما کار می‌کرد.

255
00:11:09,669 --> 00:11:11,295
‫پس، من خیلی چیزها یاد گرفتم.

256
00:11:11,379 --> 00:11:14,590
‫و اون بهم گفت که... شهود
‫طبیعی من...

257
00:11:14,674 --> 00:11:16,759
‫...به عنوان یه بازیگر

258
00:11:16,842 --> 00:11:20,096
‫اینقدر خوبه، که منم این استعداد رو دارم.

259
00:11:20,179 --> 00:11:21,180
‫آره.

260
00:11:21,222 --> 00:11:23,724
‫ولی هیچوقت ازش استفاده نکردم.
‫به هر حال، من تو فرودگاه بودم...

261
00:11:23,724 --> 00:11:27,937
‫...و این مجله رو در مورد کامیلا دیدم.

262
00:11:28,938 --> 00:11:33,442
‫و معلوم شد که اون تا حد
‫دیوانگی خرافاتیه!

263
00:11:33,526 --> 00:11:35,361
‫«ولی... ولی تو که نیستی،»
‫عزیزدلم؟

264
00:11:35,444 --> 00:11:37,196
‫از دست تو.

265
00:11:37,279 --> 00:11:39,407
‫کامیلا معتقده که تناسخ یافته‌ی

266
00:11:39,490 --> 00:11:41,867
‫مادربزرگِ مادربزرگشه،
‫یه اشراف‌زاده

267
00:11:41,951 --> 00:11:45,162
‫که شوهر پیشگامش اون رو در دوران
‫تب طلا به نوادا آورده.

268
00:11:45,246 --> 00:11:47,832
‫در این مورد خوندم.
‫برای همینه که دستکش می‌پوشه.

269
00:11:47,915 --> 00:11:50,042
‫این اکسسوری شاخص
‫مادربزرگشه.

270
00:11:50,126 --> 00:11:51,585
‫آره! آره.

271
00:11:51,669 --> 00:11:52,795
‫پس، اگه من فقط...

272
00:11:52,878 --> 00:11:54,588
‫...ارواح رو احضار کنم چی؟

273
00:11:54,672 --> 00:11:57,174
‫مطمئناً، اون‌ها می‌تونن اون رو به حرف بیارن.

274
00:11:58,217 --> 00:12:00,344
‫می‌دونید؟

275
00:12:00,428 --> 00:12:03,681
‫واو، ما... ما... ما واقعاً
‫همدیگه رو خیلی خوب نمی‌شناختیم

276
00:12:03,764 --> 00:12:06,058
‫- قبل از اینکه ازدواج کنیم، مگه نه؟
‫- می‌دونم.

277
00:12:06,183 --> 00:12:09,353
‫باشه، ما به سبک اسکوبی-دو انجامش می‌دیم.
‫پسرها طبقه بالا، دخترها پایین.

278
00:12:10,312 --> 00:12:14,400
‫واقعاً امیدوارم این جواب بده، چون
‫خیلی‌ها قراره خونه‌هاشون رو از دست بدن

279
00:12:14,483 --> 00:12:15,568
‫هی. سلام، رینی.

280
00:12:15,693 --> 00:12:17,069
‫- سلام.
‫- اینجا چی کار می‌کنی؟

281
00:12:17,153 --> 00:12:20,698
‫خب، راستش، من... از وقتی بهم اونجوری گفتی
‫نخوابیدم

282
00:12:20,781 --> 00:12:24,034
‫که شوهرم به قتل رسیده،
‫و فقط می‌خوام کمک کنم.

283
00:12:24,118 --> 00:12:25,786
‫عالیه. عالی!

284
00:12:25,870 --> 00:12:28,706
‫چون ما داریم می‌ریم تا
‫با قاتل شوهرت روبه‌رو بشیم

285
00:12:28,789 --> 00:12:30,166
‫- همین الان!
‫- نه، نه، نه.

286
00:12:30,249 --> 00:12:32,877
‫تمام چیزی که می‌دونیم اینه که
‫اون، اون شب اونجا بوده

287
00:12:32,960 --> 00:12:34,295
‫و روی ما اسلحه کشید

288
00:12:34,378 --> 00:12:36,589
‫چون می‌خواد خونه‌مون رو
‫تبدیل به یه کافه‌ی بازی کنه.

289
00:12:36,672 --> 00:12:38,883
‫پس، اینطور نیست که خشن نباشه، ولی من...

290
00:12:38,966 --> 00:12:40,760
‫- من میام.
‫- نه، خانم. نه.

291
00:12:40,843 --> 00:12:44,597
‫اگه این زن شبی که شوهرم
‫کشته شد اونجا بوده...

292
00:12:45,598 --> 00:12:47,975
‫می‌خوام وقتی داره توضیح میده
‫اونجا باشم.

293
00:12:48,058 --> 00:12:49,977
‫درسته.

294
00:12:50,060 --> 00:12:52,396
‫باشه.

295
00:12:52,480 --> 00:12:55,441
‫ولی باید حواسمون رو جمع کنیم.

296
00:12:55,524 --> 00:12:58,736
‫آره. ما فقط چند تا خانم
تو یه شب بازی هستیم

297
00:12:58,819 --> 00:12:59,236
‫گوش کن. بیا، این رو بپوش.

298
00:13:01,864 --> 00:13:03,824
‫کل طبقه خالیه. دیوانه‌کننده‌ست.

299
00:13:03,908 --> 00:13:05,576
‫بیا طبقه بعدی رو امتحان کنیم.

300
00:13:05,659 --> 00:13:08,996
‫البته، اگه همسر «روان‌بین» من اینجا بود،
‫ارواح می‌تونستن بهمون بگن کجا بریم.

301
00:13:10,664 --> 00:13:12,625
‫باشه، صادق باش.
‫من با یه آدم خرافاتی ازدواج کردم؟

302
00:13:12,708 --> 00:13:15,044
‫هی، تو هنوز وضعت از من بهتره.

303
00:13:15,127 --> 00:13:17,129
‫رندال می‌گه بیاین لابی.

304
00:13:17,213 --> 00:13:19,131
‫خوبه. شاید یه سرنخی پیدا کرده.

305
00:13:19,173 --> 00:13:21,008
‫چرا من باید زن‌هایی
مثل مادرم رو انتخاب کنم؟

306
00:13:21,050 --> 00:13:23,260
‫اون یه افتضاح بود.
‫سلیقه‌ام خرابه.

307
00:13:23,260 --> 00:13:26,222
‫منم یه بار سلیقه‌ام خراب شد.
‫اصلاً با یه آکروبات‌باز قرار نذار.

308
00:13:27,264 --> 00:13:29,266
‫باشه، خانم‌ها. شرط‌بندی دیگه بسه.

309
00:13:31,143 --> 00:13:33,229
‫هفت اومد. می‌خوای روش ریسک کنی؟

310
00:13:33,270 --> 00:13:35,481
‫و کارت‌بخش‌کُن واقعی کجاست؟

311
00:13:35,564 --> 00:13:38,067
‫کریستی الان جای بهتریه.

312
00:13:38,150 --> 00:13:39,944
‫بهشت؟!

313
00:13:40,027 --> 00:13:42,613
‫خب، من تصمیم گرفتم شاید بهتر باشه
‫اگه فقط من کارت پخش کنم، باشه؟

314
00:13:42,696 --> 00:13:44,615
‫پس، مورا، باید یادت باشه،

315
00:13:44,698 --> 00:13:47,493
‫خواهش می‌کنم از این خانمه بازجویی نکن
‫تا وقتی که من بهم ریختمش، باشه؟

316
00:13:47,535 --> 00:13:49,078
‫نمی‌خوام میز رو ول کنه بره.

317
00:13:49,078 --> 00:13:51,789
‫یادت باشه، بُرد بزرگ، جشن، لبخند.

318
00:13:51,914 --> 00:13:54,416
چندمین شب بازی‌ایه
که شما خرابش می‌کنید؟

319
00:13:54,500 --> 00:13:56,377
‫خب، این بار تو لیست بودم.

320
00:13:56,460 --> 00:13:57,920
‫تو با اونی؟

321
00:13:58,921 --> 00:14:00,172
‫نه.

322
00:14:00,256 --> 00:14:01,841
‫نه، من تنهام.

323
00:14:03,384 --> 00:14:06,470
‫خانم! نوشیدنی برای این غریبه‌ها.

324
00:14:07,179 --> 00:14:09,014
‫خب، می‌خواین 21 بازی کنین؟

325
00:14:10,182 --> 00:14:12,101
‫باشه. پولتون رو می‌گیرم

326
00:14:12,184 --> 00:14:13,727
‫همراه با خونه‌تون.

327
00:14:13,811 --> 00:14:14,937
‫بیاین بازی کنیم.

328
00:14:24,530 --> 00:14:26,198
‫آقای سوج، آقای پاتنم؟

329
00:14:26,282 --> 00:14:29,660
‫دکتر استنلی هم آپارتمانش رو
‫به خانم وایت فروخته.

330
00:14:29,743 --> 00:14:32,371
‫چی؟ پس، کامیلا مالک 51 درصده؟

331
00:14:32,413 --> 00:14:33,998
‫هنوز نه. هنوز در مرحله‌ی انتقال سنده.

332
00:14:34,039 --> 00:14:36,750
‫- فردا تموم می‌شه.
‫- که یعنی نیمه‌شب امشب.

333
00:14:36,834 --> 00:14:38,627
مگه اینکه نظرش عوض شه

334
00:14:38,627 --> 00:14:39,795
‫شما نمی‌تونین بفروشین.

335
00:14:39,879 --> 00:14:41,463
‫آپارتمان شما به یه میلیاردر

336
00:14:41,547 --> 00:14:43,757
‫سهام اکثریت آرکونیای محبوبمون رو میده.

337
00:14:43,841 --> 00:14:45,676
‫که اون داره تبدیلش می‌کنه
به یه کافه‌ی بازی

338
00:14:45,759 --> 00:14:47,595
‫کافه‌ی بازی؟

339
00:14:47,678 --> 00:14:49,930
‫منهتن تبدیل به آتلانتیک سیتی می‌شه.

340
00:14:50,014 --> 00:14:52,141
‫قشر کارگر از حقوقشون
‫محروم می‌شن،

341
00:14:52,224 --> 00:14:54,560
‫- سمساری‌های درب و داغون.
‫- دقیقاً.

342
00:14:54,643 --> 00:14:55,853
‫من یه روانشناسم.

343
00:14:55,936 --> 00:14:57,396
‫این یعنی کلی مراجع جدید.

344
00:14:57,479 --> 00:14:59,940
‫ولی، آرکونیای محبوبت چی؟

345
00:15:00,024 --> 00:15:02,860
‫دیگه واقعاً آرکونیای من نیست.

346
00:15:02,943 --> 00:15:05,321
‫بیشتر آدم‌هایی که
‫باهاشون صمیمی بودم نقل مکان کردن

347
00:15:05,404 --> 00:15:06,906
‫یا به قتل رسیدن.

348
00:15:06,989 --> 00:15:09,617
‫خب، ما هنوز اینجاییم.

349
00:15:09,700 --> 00:15:13,412
‫هی، چرا همه‌مون خونه‌ی چارلز
‫یه نوشیدنی نخوریم؟

350
00:15:13,495 --> 00:15:15,289
‫فقط ما رفقای ساختمون؟

351
00:15:15,372 --> 00:15:17,833
‫آره، من کلی کار برای انجام دادن دارم، پس...

352
00:15:17,917 --> 00:15:20,044
‫اگه... اگه بهتون پول بدیم چی؟

353
00:15:20,127 --> 00:15:21,921
‫الیور قطعاً به یه‌کم
روان‌درمانی احتیاج داره

354
00:15:22,004 --> 00:15:23,964
‫من؟
‫چارلز فقط با الگوی مادرش قرار می‌ذاره.

355
00:15:24,048 --> 00:15:26,216
‫- آره!
‫- باحاله. نگران‌کننده‌ست.

356
00:15:27,760 --> 00:15:30,137
‫یه معامله‌ی دو به یک برای روز آخر چطوره؟

357
00:15:30,220 --> 00:15:31,597
‫اینم از این.

358
00:15:31,722 --> 00:15:33,223
‫واو. باشه.

359
00:15:37,811 --> 00:15:38,812
‫عالیه.

360
00:15:40,022 --> 00:15:41,398
‫- بیست و یک.
‫- اوه!

361
00:15:41,482 --> 00:15:44,151
‫منم همینطور، منم 21 شدم!

362
00:15:47,821 --> 00:15:49,198
‫تصمیم سختیه، خانم وایت.

363
00:15:51,659 --> 00:15:53,577
‫باختی.

364
00:15:54,453 --> 00:15:57,957
‫هووو! این یعنی شب بانوان.

365
00:15:58,040 --> 00:15:59,458
‫آره!

366
00:16:02,586 --> 00:16:03,796
‫باشه.

367
00:16:06,799 --> 00:16:09,218
‫- جداشون کن.
‫- باشه.

368
00:16:09,301 --> 00:16:11,261
‫نه، نه، دارم حس می‌کنم
‫نباید این کار رو بکنی.

369
00:16:11,303 --> 00:16:14,181
‫من واقعاً می‌تونم کارت‌ها رو حس کنم.

370
00:16:14,181 --> 00:16:15,933
‫اگه یه‌وقت به کمکم احتیاج داشتی...

371
00:16:16,392 --> 00:16:19,269
‫گوش کن، بذار اون خانم بیبی‌ها رو جدا کنه.
‫اگه می‌خواد بیبی‌ها رو جدا کنه،

372
00:16:19,353 --> 00:16:21,522
‫بیبی‌ها رو جدا کن.
‫می‌خوای بیبی‌ها رو جدا کنی؟ باشه.

373
00:16:24,942 --> 00:16:26,485
‫اوه... باختی.

374
00:16:26,568 --> 00:16:29,989
‫باید به... سلری گوش می‌کردی.

375
00:16:30,906 --> 00:16:33,033
‫سلری ویسپ.

376
00:16:33,117 --> 00:16:34,785
‫من 21 شدم!

377
00:16:34,868 --> 00:16:37,705
‫من خیلی خوش‌شانسم.

378
00:16:37,788 --> 00:16:42,042
‫همه چیز زندگیم خیلی خوش‌شانسیه.

379
00:16:43,085 --> 00:16:43,919
‫اوه.

380
00:16:45,879 --> 00:16:47,089
‫دوباره باختی.

381
00:16:47,172 --> 00:16:49,591
‫نگران من نباشین.

382
00:16:49,675 --> 00:16:54,096
‫امشب، من یه برنده‌ام،
‫مهم نیست چقدر ببازم.

383
00:16:54,179 --> 00:16:57,683
‫باید با این شالگردن شیک
‫خفه‌ات کنم.

384
00:16:57,766 --> 00:17:00,060
‫اونجا نشستی و می‌بری...

385
00:17:00,894 --> 00:17:03,564
‫در حالی که شوهر من تو گور سرده.

386
00:17:03,647 --> 00:17:06,734
‫ما می‌ریم.
‫فکر کنم وقتشه.

387
00:17:06,817 --> 00:17:08,318
‫معلومه که مال توئه.

388
00:17:08,402 --> 00:17:11,363
‫هی. من هنوز با تو کار دارم، خوشگله.

389
00:17:12,489 --> 00:17:14,199
‫باشه، بزن بریم. داریم می‌ریم.

390
00:17:14,324 --> 00:17:15,659
‫زن بیچاره.

391
00:17:16,702 --> 00:17:19,455
‫می‌دونی داشت در مورد چی حرف می‌زد؟

392
00:17:25,919 --> 00:17:27,337
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

393
00:17:27,421 --> 00:17:28,589
‫شرط‌هاتون رو بذارین.

394
00:17:30,549 --> 00:17:31,050
‫نگاه کن.

395
00:17:31,133 --> 00:17:33,635
‫بالأخره کلاه لستر رو تمیز کردن.

396
00:17:37,723 --> 00:17:40,184
‫می‌دونی آرزو می‌کردم چی تو این بود؟

397
00:17:40,267 --> 00:17:42,311
‫دسته‌ی قدیمی آسانسورش.

398
00:17:43,437 --> 00:17:44,438
‫آره؟

399
00:17:44,521 --> 00:17:46,732
‫من... من فرض کردم پیش توئه.

400
00:17:46,815 --> 00:17:48,442
‫نه.

401
00:17:48,525 --> 00:17:53,072
‫باشه، خب، به لیست چیزهایی که
‫باید پیدا کنیم اضافه‌اش می‌کنیم.

402
00:17:53,155 --> 00:17:57,284
‫و، هی، اگه یه انگشت آواره پیدا کردی،

403
00:17:57,367 --> 00:18:00,037
‫من یه خلافکار احتمالی بامزه می‌شناسم
‫که دنبالشه، ولی...

404
00:18:00,120 --> 00:18:03,791
‫میبل، هیچوقت نشنیده بودم در مورد
‫انگشت یه پسر حرف بزنی.

405
00:18:03,874 --> 00:18:04,875
‫طرف کیه؟

406
00:18:04,958 --> 00:18:06,502
‫نه. نه، نه، نه، نه.

407
00:18:06,585 --> 00:18:08,837
‫ما داریم در مورد یه جنایت تحقیق می‌کنیم.

408
00:18:08,921 --> 00:18:12,007
‫قرار نیست در مورد پسرها حرف بزنم
‫فقط چون «شب بانوان» هست.

409
00:18:12,091 --> 00:18:13,175
‫ولی...

410
00:18:15,886 --> 00:18:18,806
‫اوف.
‫دوباره بدشانسی، خانم وایت!

411
00:18:20,307 --> 00:18:21,558
‫اون داره تقلب می‌کنه.

412
00:18:21,600 --> 00:18:23,018
‫- ببخشید؟
‫- چی؟

413
00:18:23,102 --> 00:18:24,978
‫اون داره دو تا کارت برمی‌داره، دیدم.

414
00:18:25,979 --> 00:18:27,689
‫تعجبی نداره که هی می‌بازی.

415
00:18:27,773 --> 00:18:29,858
‫- اون دروغ می‌گه.
‫- اون داره می‌بره.

416
00:18:29,942 --> 00:18:31,151
‫چرا باید دروغ بگه؟

417
00:18:31,276 --> 00:18:32,402
‫اون رو از اینجا بندازین بیرون.

418
00:18:33,278 --> 00:18:34,404
‫با من بیا.

419
00:18:37,825 --> 00:18:42,079
‫خوشحالم که می‌دونم شانس من
‫بالأخره اینقدر هم بد نشده.

420
00:18:42,162 --> 00:18:45,666
‫اگه اجازه بدین، اگه مایل باشین،

421
00:18:45,749 --> 00:18:49,545
‫من گاهی اوقات می‌تونم پلی باشم
‫بین دو نفر

422
00:18:49,628 --> 00:18:52,214
‫که باید چیزی به هم بگن.

423
00:18:53,132 --> 00:18:59,012
‫و من دارم حس می‌کنم که کسی
‫مثل اون برای تو، اینجا هست.

424
00:18:59,096 --> 00:18:59,138
‫ممکنه مادربزرگِ مادربزرگم باشه.

425
00:18:59,138 --> 00:19:01,723
‫ممکنه مادربزرگِ مادربزرگم باشه.

426
00:19:01,807 --> 00:19:04,685
‫اون... خب...

427
00:19:06,270 --> 00:19:08,021
‫اون درون منه.

428
00:19:08,105 --> 00:19:10,732
‫سلام، اِوَنجلین. بله، می‌بینم.

429
00:19:10,816 --> 00:19:11,942
‫ولی اون نیست.

430
00:19:12,025 --> 00:19:14,236
‫یه نفر دیگه‌ست،

431
00:19:14,319 --> 00:19:16,071
‫یه آدم متفاوت.

432
00:19:16,155 --> 00:19:18,198
‫شاید کسی که برات...

433
00:19:18,365 --> 00:19:20,200
‫نوشیدنی مخصوص درست می‌کرد.

434
00:19:31,712 --> 00:19:33,172
‫بیشتر بهم بگو.

435
00:19:33,255 --> 00:19:35,757
‫خب، کی می‌خواد شروع کنه؟

436
00:19:35,841 --> 00:19:38,177
‫اول، در مورد این جابه‌جایی صحبت کنیم.

437
00:19:38,260 --> 00:19:41,430
‫ببین، من به فکر فروش بودم،
‫ولی... ولی آدم خونه‌ش رو ترک نمی‌کنه

438
00:19:41,513 --> 00:19:43,932
‫فقط چون قدیمی شده.
‫درستش می‌کنی.

439
00:19:44,016 --> 00:19:46,602
‫بیاین روی شما دو نفر تمرکز کنیم.

440
00:19:46,685 --> 00:19:48,812
‫چارلز، اشاره‌ای به مشکلاتی شد

441
00:19:48,896 --> 00:19:50,772
‫در مورد انتخاب‌های عاطفیت.

442
00:19:50,856 --> 00:19:53,525
‫می‌شه بگی این موضوع در مورد
‫رابطه‌ی فعلیت هم صدق می‌کنه؟

443
00:19:53,609 --> 00:19:56,320
‫- نه، نه...
‫- نه، نه... من...

444
00:19:56,403 --> 00:19:57,863
‫من... من با یه خانمی ازدواج کردم.

445
00:19:57,946 --> 00:19:59,198
‫یه خانم دیوونه.

446
00:19:59,239 --> 00:20:01,116
‫هی، پاتنم، باید حواست
‫به اون زنِت باشه.

447
00:20:01,158 --> 00:20:02,743
‫مطمئن شو پاش رو از گلیمش درازتر نکنه، باشه؟

448
00:20:02,743 --> 00:20:05,245
‫دیگه حالم داره از این همه
‫لهجه‌ی مسخره‌ی اروپایی به هم می‌خوره.

449
00:20:05,329 --> 00:20:07,289
‫چی شده؟
‫چرا لباس کارت‌پخش‌کُن‌ها رو پوشیدی؟

450
00:20:07,289 --> 00:20:08,874
‫خب...

451
00:20:10,125 --> 00:20:13,545
‫- صبر کن، چه خبره؟
‫- ما وسط یه جلسه‌ی مشاوره هستیم.

452
00:20:14,463 --> 00:20:15,964
‫دوست داری به ما ملحق بشی؟

453
00:20:16,048 --> 00:20:17,174
‫بله.

454
00:20:17,257 --> 00:20:18,842
‫بله، من...

455
00:20:18,926 --> 00:20:20,969
‫فکر می‌کنم این کار حالم رو بهتر می‌کنه.

456
00:20:21,053 --> 00:20:22,888
‫خب، کجا بودیم؟
‫چارلز چشمش دنبال مادرشه.

457
00:20:22,971 --> 00:20:24,556
‫خب، از همون‌جا ادامه بدین.

458
00:20:26,391 --> 00:20:29,978
‫و بله، یکی اینجا برای تو هست.

459
00:20:34,274 --> 00:20:36,443
‫اوناهاش، برنده‌ی بزرگ من.

460
00:20:37,444 --> 00:20:38,862
‫شبت چطور می‌گذره، عروسک؟

461
00:20:39,947 --> 00:20:42,282
‫هیچ مرد دیگه‌ای روی زمین نیست
‫که جرأت کنه

462
00:20:42,366 --> 00:20:44,368
‫بهم بگه «عروسک».

463
00:20:44,451 --> 00:20:47,037
‫خب، اون هر وقت بخواد می‌تونه
من رو «عروسک» صدا کنه

464
00:20:48,872 --> 00:20:51,291
‫نیکی، یه چیزی هست
‫که باید بدونی.

465
00:20:53,335 --> 00:20:55,254
‫بَش استید.

466
00:20:55,337 --> 00:20:58,215
‫اون داره سعی می‌کنه اولین کافه‌ی بازی رسمی
‫نیویورک رو بسازه.

467
00:20:58,298 --> 00:21:00,175
‫- چی؟
‫- و بعد هم فلوگ

468
00:21:00,259 --> 00:21:04,137
‫وارد رقابت شد و پیشنهاد خودش رو داد
‫تا باباش رو تحت تأثیر قرار بده.

469
00:21:04,221 --> 00:21:06,848
‫چی، این کله‌پوک‌ها،
‫تو بازی من شرکت می‌کنن،

470
00:21:06,932 --> 00:21:08,517
‫و می‌خوان من رو از شهرم بیرون کنن؟

471
00:21:09,559 --> 00:21:11,144
‫مگه از رو جنازه‌ی من رد بشن.

472
00:21:11,228 --> 00:21:15,482
‫اینطور که معلومه هر کی
‫می‌خواد اینجا کافه بسازه

473
00:21:15,565 --> 00:21:19,403
‫باید اول از شرّ نیکی خلاص بشه.

474
00:21:19,486 --> 00:21:20,946
‫من برات یه پیشنهاد دارم.

475
00:21:21,029 --> 00:21:24,199
‫چی می‌شه اگه من اونقدر از آرکونیا رو بخرم

476
00:21:24,283 --> 00:21:26,243
‫که سهام مدیریتی دستم بیاد؟

477
00:21:26,326 --> 00:21:28,495
‫دوست داری گسترشش بدیم؟

478
00:21:28,578 --> 00:21:32,708
‫اینجا یه کافه بسازیم که روح
‫نیویورک قدیم رو زنده نگه داره،

479
00:21:32,791 --> 00:21:35,544
‫با چوب و برنج و لباس‌های رسمی؟

480
00:21:35,627 --> 00:21:39,840
‫اتاق مخملی هم همینطور که هست بمونه،
‫یه فضای وی‌آی‌پی برای همیشه.

481
00:21:41,758 --> 00:21:44,344
‫می‌تونیم این کار رو... با هم انجام بدیم.

482
00:21:45,429 --> 00:21:49,766
‫تو ازش خوشت میومد.

483
00:21:49,850 --> 00:21:54,313
‫می‌دونی، این مکان...
‫این میراث خانوادگی همسرمه.

484
00:21:54,396 --> 00:21:56,189
‫من... من نمی‌تونم بفروشمش.

485
00:21:56,273 --> 00:21:58,066
‫خب...

486
00:21:59,151 --> 00:22:03,071
‫اینطور به نظر می‌رسید که تو
‫و همسرت شاید دارین...

487
00:22:03,155 --> 00:22:04,865
‫شاید دارین جدا می‌شین.

488
00:22:04,948 --> 00:22:08,493
‫خب، ببین، می‌دونی، ما داریم یه دوره‌ی سخت
‫رو می‌گذرونیم، ولی... ولی من عاشقشم.

489
00:22:10,162 --> 00:22:12,372
‫می‌دونی، تو دفتر کارم دارن.

490
00:22:12,456 --> 00:22:14,833
‫می‌شه بعداً در مورد این موضوع صحبت کنیم؟

491
00:22:15,917 --> 00:22:17,961
‫باشه.

492
00:22:30,766 --> 00:22:35,771
‫من می‌خوام شروع کنم به خریدن
‫آپارتمان‌های آرکونیا.

493
00:22:36,855 --> 00:22:37,939
‫همه‌شون رو.

494
00:22:41,693 --> 00:22:44,237
‫هر بار که کمکش می‌کردم برنده بشه،
‫من رو بیرون شام می‌برد،

495
00:22:44,321 --> 00:22:47,157
‫و اجازه می‌داد پیش‌غذا سفارش بدم.

496
00:22:47,240 --> 00:22:49,868
‫و اون هیچوقت به کسی اجازه نمی‌داد
‫پیش‌غذا سفارش بده.

497
00:22:49,951 --> 00:22:53,872
‫و اینکه چیزی از مادرم بگیری
‫که هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌تونست؟

498
00:22:53,955 --> 00:22:56,625
‫این دقیقاً همون حسی بود
‫که داشتم وقتی... وقتی جَن...

499
00:22:56,708 --> 00:22:58,627
‫تصمیم گرفت از جونم بگذره
به جای اینکه بکشتم

500
00:22:58,710 --> 00:23:03,048
‫معلومه. تأیید گرفتن از کسی
‫که به سختی تأیید می‌کنه، لذت‌بخشه.

501
00:23:03,131 --> 00:23:04,591
‫ولی آیا به نفعته؟

502
00:23:04,674 --> 00:23:07,761
‫و بعضی‌ وقت‌ها، جَن سعی می‌کرد تو رو بکشه.

503
00:23:07,844 --> 00:23:10,889
‫ولی اینکه بدونم چرا این زن‌ها
‫رو انتخاب کردم، چطور کمکم می‌کنه تمومش کنم؟

504
00:23:12,724 --> 00:23:14,893
‫به چه رابطه‌ی عاشقانه‌ای
‫حسودی می‌کنی؟

505
00:23:14,976 --> 00:23:16,228
‫ اشتباه برداشت نکن.

506
00:23:16,311 --> 00:23:19,022
‫حسادت یه احساس دست‌کم گرفته شده‌ست.

507
00:23:19,106 --> 00:23:24,361
‫بعضی‌ وقت‌ها، دقیقاً همون چیزی‌ـه
‫که ما نیاز داریم تا برای چیزی تلاش کنیم.

508
00:23:24,444 --> 00:23:26,530
‫خب، راستش؟

509
00:23:26,613 --> 00:23:28,698
‫رابطه‌ای که بیشتر
...از همه بهش حسودی می‌کنم

510
00:23:31,118 --> 00:23:32,619
‫رابطه‌ی الیور و لورتاست.

511
00:23:32,702 --> 00:23:33,703
‫جداً؟

512
00:23:34,788 --> 00:23:36,456
‫با اینکه هیچی در موردش نمی‌دونم،

513
00:23:36,540 --> 00:23:38,542
‫و می‌ترسم بهش بگم
‫کجا می‌خوام زندگی کنم؟

514
00:23:38,625 --> 00:23:42,379
‫خب، اون که به رابطه ربطی نداره.
‫اون ترس خودته.

515
00:23:42,462 --> 00:23:46,591
‫یعنی، تو در اصل یه آدم بی‌اعتماد به نفسی
‫که با قلدربازی روش سرپوش می‌ذاری.

516
00:23:46,675 --> 00:23:48,844
‫اوه، این خیلی خوب بود.

517
00:23:48,927 --> 00:23:50,262
‫آها، خودشه.

518
00:23:50,345 --> 00:23:52,389
‫- ادامه بده.
‫- باشه، قبوله.

519
00:23:54,474 --> 00:23:55,559
‫من می‌ترسم.

520
00:23:56,768 --> 00:23:58,812
‫وای مامان

521
00:23:59,896 --> 00:24:01,815
‫من خیلی می‌ترسم.

522
00:24:03,525 --> 00:24:05,026
‫وای.

523
00:24:05,110 --> 00:24:08,864
‫با اعتراف کردن به این... من واقعاً
‫احساس می‌کنم یه باری از رو دوشم برداشته شد.

524
00:24:08,947 --> 00:24:11,032
‫فکر می‌کنم باید به لورتا بگی
‫چه حسی داری.

525
00:24:11,116 --> 00:24:13,660
‫ببین.

526
00:24:13,743 --> 00:24:15,328
‫تو داری به یه چیز زیبا می‌رسی.

527
00:24:15,412 --> 00:24:17,205
‫- خب، بهش فکر کن، گرووِر...
‫- درسته؟

528
00:24:17,289 --> 00:24:20,250
‫...آیا جابه‌جایی واقعاً به نفعته؟

529
00:24:21,376 --> 00:24:23,545
‫- خب، من فکر می‌کنم...
‫- وایسا، وایسا، وایسا.

530
00:24:23,628 --> 00:24:25,755
‫«من احساس می‌کنم...»

531
00:24:26,882 --> 00:24:29,426
‫من احساس می‌کنم...

532
00:24:31,470 --> 00:24:34,222
‫- تنهام و...
‫- آره.

533
00:24:34,306 --> 00:24:37,767
‫...و بی‌اعتماد به نفسم
که با وجود اینکه کارم

534
00:24:37,851 --> 00:24:40,937
‫ارتباط برقرار کردن با مردمه...

535
00:24:41,021 --> 00:24:43,231
‫...ولی واقعاً بلد نیستم
.چطور این کار رو بکنم

536
00:24:43,315 --> 00:24:44,483
‫بلد نیستی، نه.

537
00:24:44,566 --> 00:24:48,069
‫و من داشتم این رو به گردن
‫ساختمون می‌انداختم،

538
00:24:48,153 --> 00:24:52,282
‫و شاید واقعاً... تقصیر منه.

539
00:24:52,365 --> 00:24:56,786
‫پس، در واقع،
‫فروختن خونه‌ات می‌شه...

540
00:24:56,870 --> 00:24:58,663
‫یه اشتباه.

541
00:24:58,747 --> 00:25:00,707
‫- یه اشتباه.
‫- من هیچ‌جا نمی‌رم.

542
00:25:00,790 --> 00:25:03,126
‫من... من می‌خوام اینجا
‫با دوست‌هام بمونم.

543
00:25:03,210 --> 00:25:04,461
‫من فرار نمی‌کنم!

544
00:25:04,544 --> 00:25:06,004
‫- موفق شدیم!
‫- آها، خودشه!

545
00:25:06,087 --> 00:25:07,172
‫صبر کن، الان... الان...

546
00:25:07,255 --> 00:25:08,840
‫ساعت 12:15ـه.

547
00:25:09,841 --> 00:25:11,009
‫قرارداد بسته شده.

548
00:25:12,385 --> 00:25:13,845
‫صبر کن، یعنی ما دیر رسیدیم؟

549
00:25:15,347 --> 00:25:19,392
‫خب، مگه اینکه خانم‌ها
‫شانس بیشتری آورده باشن...

550
00:25:20,936 --> 00:25:22,521
‫آرکونیا از دست رفت.

551
00:25:26,983 --> 00:25:31,446
‫اگه کمکی می‌کنه، من بابت وقت اضافه
‫ازتون پولی نمی‌گیرم.

552
00:25:36,868 --> 00:25:39,037
‫و ما تا دو هفته‌ی دیگه آخرین
‫آپارتمان رو هم می‌خریم.

553
00:25:40,205 --> 00:25:41,289
‫نیکی؟

554
00:25:41,373 --> 00:25:43,667
‫کجا بودی؟
‫کل شهر دنبالت می‌گرده.

555
00:25:43,750 --> 00:25:45,752
‫آره، گوش کن، من پایه‌ام، باشه؟

556
00:25:45,835 --> 00:25:48,129
‫اگه زنم نمی‌خواست گند بزنم به
‫میراث خانوادگیش،

557
00:25:48,213 --> 00:25:49,589
‫نباید سرم کلاه می‌ذاشت.

558
00:25:49,673 --> 00:25:52,968
‫چی؟
‫پس، دارین جدا می‌شین؟

559
00:25:53,051 --> 00:25:55,178
‫چطور فهمیدی؟

560
00:25:55,262 --> 00:25:56,805
‫من... من دیدمش.

561
00:25:57,764 --> 00:25:59,266
‫موقع دسیسه‌چینی دیدمش.

562
00:25:59,349 --> 00:26:01,226
‫با کی بود؟

563
00:26:01,309 --> 00:26:03,353
‫خیلی رقت‌انگیز بود.

564
00:26:03,895 --> 00:26:05,855
‫حالا، بی‌خیال، بیا...
‫بیا بریم پول در بیاریم.

565
00:26:05,939 --> 00:26:07,774
‫من شروع می‌کنم.

566
00:26:07,857 --> 00:26:11,444
‫ما قراره زیباترین کافه‌ی
‫دنیا رو بسازیم،

567
00:26:11,528 --> 00:26:15,991
‫و بعدش با دو تا نوشیدنی مخصوص
‫و زیبا جشن می‌گیریم.

568
00:26:18,034 --> 00:26:20,453
‫فقط بهم بگو می‌خوای چی کار کنم.

569
00:26:20,537 --> 00:26:22,330
‫من یه بازی خصوصی می‌خوام.

570
00:26:22,414 --> 00:26:23,873
‫شنبه شب.

571
00:26:23,957 --> 00:26:27,252
‫فقط من و بَش و فلوگ.

572
00:26:27,335 --> 00:26:29,713
‫می‌تونیم این کار رو با هم انجام بدیم.

573
00:26:36,928 --> 00:26:37,929
‫نه.

574
00:26:38,847 --> 00:26:42,475
‫تو تقریباً به هر چیزی که می‌خواستی رسیدی.

575
00:26:42,559 --> 00:26:43,893
‫آره.

576
00:26:45,061 --> 00:26:47,856
‫اون دربان لعنتی.

577
00:26:49,024 --> 00:26:51,192
‫دربان؟

578
00:26:51,276 --> 00:26:54,029
‫کدوم... دربان؟

579
00:26:58,867 --> 00:27:01,661
[آخرین سند جابجا شد. یه کافه برنده شدی]

580
00:27:03,413 --> 00:27:05,040
‫دورهمی دخترونه تموم شد.

581
00:27:06,041 --> 00:27:07,542
‫من بُردم.

582
00:27:22,057 --> 00:27:25,185
‫لستر عاشق این بود که از این
‫پنجره‌ها بیرون رو نگاه کنه.

583
00:27:26,186 --> 00:27:27,479
‫نمای چشم پرنده‌.

584
00:27:29,147 --> 00:27:30,315
‫و حالا، منم می‌فهممش.

585
00:27:36,529 --> 00:27:37,739
‫الیور.

586
00:27:38,281 --> 00:27:40,075
‫خدایا.

587
00:27:41,159 --> 00:27:43,286
‫کامیلا 51 درصد رو گرفت.

588
00:27:44,996 --> 00:27:48,083
‫ساختمون‌مون از دست رفت.

589
00:27:49,918 --> 00:27:52,212
‫پادکست‌مون رو از دست دادیم.

590
00:27:52,295 --> 00:27:54,839
‫این ساختمون رو از دست دادیم. من...

591
00:27:54,923 --> 00:27:58,259
‫احساس می‌کنم کاملاً کنترل رو از دست دادم

592
00:27:58,343 --> 00:28:00,804
‫تو تمام جنبه‌های زندگیم.

593
00:28:00,887 --> 00:28:05,892
‫نمی‌تونم به این پسر پولدار احمق
‫فکر نکنم

594
00:28:05,975 --> 00:28:08,144
‫که ممکنه یه آدم رو کشته باشه

595
00:28:08,228 --> 00:28:10,480
‫یا منجمد کرده باشه.

596
00:28:10,563 --> 00:28:12,524
‫خب، گوش کن.

597
00:28:12,607 --> 00:28:14,693
‫اگه اون شوهر من رو کشته باشه...

598
00:28:15,819 --> 00:28:17,445
‫می‌گم باهاش قرار نذار.

599
00:28:20,156 --> 00:28:21,241
‫منصفانه‌ست.

600
00:28:22,242 --> 00:28:24,285
‫ولی اگه نکشته باشه...

601
00:28:24,369 --> 00:28:26,830
‫و فکر نمی‌کنم اگه این کار رو کرده بود
‫ازش خوشت میومد...

602
00:28:28,081 --> 00:28:32,752
‫پس مثلاً سعی کن اونقدر نگران
‫کنترل داشتن رو همه چیز نباشی.

603
00:28:33,920 --> 00:28:37,257
‫چون هیچکدوم از ما کنترل دستش نیست

604
00:28:38,508 --> 00:28:42,846
‫نه زن بیچاره‌ی اون دربانی که مُرد،

605
00:28:42,929 --> 00:28:46,683
‫نه پولدارترین و قدرتمندترین آدم
‫کل دنیا.

606
00:28:48,435 --> 00:28:50,562
‫و جنگیدن با این موضوع...

607
00:28:52,188 --> 00:28:54,983
‫...بدبختی واقعی از همون‌جا میاد.

608
00:29:07,620 --> 00:29:11,207
[پیام به جی: سلام]

609
00:29:11,666 --> 00:29:13,418
‫آفرین به تو.

610
00:29:13,501 --> 00:29:15,253
‫- رینی.
‫- بله؟

611
00:29:15,336 --> 00:29:19,007
‫من... هنوز فکر می‌کنم می‌تونیم
‫معمای قتل لستر رو حل کنیم.

612
00:29:19,090 --> 00:29:21,968
‫دوست داری جعبه‌ی سرنخ‌هامون رو ببینی؟

613
00:29:28,558 --> 00:29:30,226
‫اوه.

614
00:29:30,310 --> 00:29:32,270
‫امیدوار بودم جعبه‌ی بزرگ‌تری باشه.

615
00:29:32,353 --> 00:29:35,231
‫می‌دونم، من... خیلی متأسفم.
داریم تلاش می‌کنیم

616
00:29:35,315 --> 00:29:37,609
‫نه، نه. نه.

617
00:29:38,943 --> 00:29:40,487
‫ببین.

618
00:29:40,570 --> 00:29:42,155
‫سوت پرنده‌ی لستر.

619
00:29:46,493 --> 00:29:47,911
‫هی، عزیزم.

620
00:30:03,384 --> 00:30:05,553
‫♪ عزیزم، می‌دونم خیلی ناراحتی ♪

621
00:30:05,637 --> 00:30:07,138
‫♪ که تو خواب‌هات من رو می‌بینی ♪

622
00:30:07,222 --> 00:30:09,724
‫♪ این آهنگ رو می‌خونی، توی سرته ♪

623
00:30:09,808 --> 00:30:11,392
‫♪ وقتی می‌خوابی ♪

624
00:30:11,476 --> 00:30:13,561
‫♪ میگی کاش جای من بودی ♪

625
00:30:13,645 --> 00:30:16,105
[رویت پرنده جدید]

626
00:30:20,527 --> 00:30:21,903
‫میبل! چه به موقع اومدی.

627
00:30:21,986 --> 00:30:23,655
‫خب، تو دورهمی دخترونه چی شد؟

628
00:30:23,738 --> 00:30:25,073
‫در مورد پسرها حرف زدیم.

629
00:30:25,156 --> 00:30:26,407
‫ور ور ور.

630
00:30:26,407 --> 00:30:26,991
‫ور ور ور.

631
00:30:27,033 --> 00:30:28,493
‫چی می‌گی «ور ور ور»؟

632
00:30:28,535 --> 00:30:29,994
‫شماها هم تمام مدت تو دورهمی پسرونه‌تون،

633
00:30:30,036 --> 00:30:32,038
‫فقط داشتین در مورد دخترها
حرف می‌زدین، پس بی‌خیال

634
00:30:32,038 --> 00:30:36,709
‫معلوم شد کارآگاه ویلیامز بهترین
‫مشاوریه که تا حالا داشتم.

635
00:30:36,793 --> 00:30:39,462
‫نه، این تو بودی. تو آماده‌ی شنیدن بودی.

636
00:30:39,546 --> 00:30:41,714
‫من از همون روز اول
‫داشتم بهت می‌گفتم مشکلت چیه.

637
00:30:41,756 --> 00:30:43,132
‫از همون روز اول.

638
00:30:44,259 --> 00:30:46,094
‫ولی جدا از شوخی، بچه‌ها،
‫واقعاً می‌خوام بگم

639
00:30:46,177 --> 00:30:48,054
‫بابت خونه‌تون متأسفم.

640
00:30:48,137 --> 00:30:51,683
‫امیدوارم الان لورتا پایین مشغول
‫گرفتن اعتراف به قتل باشه...

641
00:30:51,766 --> 00:30:54,227
‫...با کمک روح و پری و روح‌القدس.

642
00:30:54,310 --> 00:30:55,311
‫نه.

643
00:30:55,436 --> 00:30:58,523
‫من اعتراف به قتل نگرفتم.

644
00:30:58,565 --> 00:31:00,275
‫خب، اشکالی نداره.

645
00:31:00,275 --> 00:31:01,776
‫- به هر حال تلاشت رو کردی.
‫- تو بهترین کار رو کردی.

646
00:31:01,818 --> 00:31:03,987
‫ببین، اون آدم سرسختیه.

647
00:31:03,987 --> 00:31:06,990
‫ولی فهمیدم که زن نیکی

648
00:31:07,073 --> 00:31:09,742
‫داشته دسیسه‌چینی می‌کرده،
‫و اون تازه این موضوع رو فهمیده

649
00:31:09,826 --> 00:31:12,245
‫تو همون هفته‌ای که ناپدید شد.

650
00:31:12,328 --> 00:31:14,956
‫همچنین، نیکی و کامیلا با هم شریک شده بودن

651
00:31:15,039 --> 00:31:19,085
‫تا آرکونیا رو به اولین
‫کافه‌ی نیویورک تبدیل کنن.

652
00:31:20,503 --> 00:31:23,590
‫آره، و کامیلا این کار رو کرده بود
‫چون از قدیم عاشقش بود.

653
00:31:23,673 --> 00:31:28,386
‫و کامیلا گفت...
‫«اون دربان لعنتی.»

654
00:31:29,220 --> 00:31:32,640
‫پس، شاید لستر به خاطر چیزی که دیده
‫کشته نشده،

655
00:31:32,724 --> 00:31:35,435
‫بلکه شاید بیشتر درگیر ماجرا بوده.

656
00:31:36,394 --> 00:31:38,897
‫صبر کن. این فوق‌العاده‌ست!

657
00:31:38,980 --> 00:31:40,857
‫- تو واقعاً قدرت‌های ماورایی داری؟
‫- من...

658
00:31:43,776 --> 00:31:45,153
‫خب، موفق شدی.

659
00:31:45,236 --> 00:31:48,489
‫و اینطور که معلومه من فردا صبح
‫یه عالمه کار دارم.

660
00:31:48,573 --> 00:31:50,783
‫ولی می‌دونی چیه؟ نه.
‫من می‌خوام چیزی که شماها

661
00:31:50,867 --> 00:31:52,619
‫امروز بهم یاد دادین رو عملی کنم.

662
00:31:52,702 --> 00:31:55,163
‫می‌خوام یه خانم درشت یا ریز اندام پیدا کنم

663
00:31:55,246 --> 00:31:58,207
‫که چهار ساعت تمام
‫روی کمرم راه بره.

664
00:32:02,629 --> 00:32:06,382
‫و من این رو هم تو دفتر
‫نیکی پیدا کردم.

665
00:32:06,466 --> 00:32:09,177
‫صبر کن. این اهرم آسانسور لستره؟

666
00:32:09,260 --> 00:32:10,678
‫خدایا.

667
00:32:10,762 --> 00:32:12,889
‫این... این خونه.

668
00:32:12,972 --> 00:32:14,849
‫تو همین الان آلت قتاله رو پیدا کردی؟

669
00:32:14,933 --> 00:32:16,976
‫شاید.

670
00:32:17,060 --> 00:32:20,396
‫من... عاشق هر چیز جدیدی‌ام
‫که امروز در موردت فهمیدم.

671
00:32:20,480 --> 00:32:23,316
‫- هیچ ایرادی بهت وارد نیست.
‫- این رو به جنیفر انیستون بگو.

672
00:32:23,399 --> 00:32:27,695
‫می‌دونستی اون پیشنهاد بازی تو
‫نقش یه آتش‌افروز تو سریال ما رو رد کرد؟

673
00:32:28,821 --> 00:32:30,531
‫فکر می‌کنی یه‌کم خل و چله؟

674
00:32:33,034 --> 00:32:34,285
‫من رفتم مشاوره،

675
00:32:34,369 --> 00:32:36,579
‫و اون‌ها مجبورم کردن
‫یه چیزی رو بهت بگم.

676
00:32:36,663 --> 00:32:37,956
‫تو نمی‌خوای جابه‌جا بشی.

677
00:32:39,374 --> 00:32:41,250
‫بهت گفتم که قدرت ماورایی دارم.

678
00:32:41,334 --> 00:32:44,212
‫همچنین، تو من رو تو پینترست فالو نکردی.

679
00:32:45,296 --> 00:32:47,382
‫ببخشید که بهت نگفتم، من...

680
00:32:48,132 --> 00:32:50,218
‫ولی مهم نیست.
‫به هر حال از دست رفته.

681
00:32:51,594 --> 00:32:52,845
‫ما یه خونه‌ی جدید می‌سازیم.

682
00:32:54,889 --> 00:32:56,265
‫تو اوضاع رو درست می‌کنی.

683
00:32:57,392 --> 00:32:59,268
‫آره، آره، آره، آره، آره.

684
00:33:00,478 --> 00:33:02,355
‫- یه کشف بزرگ!
‫- ما یه چیزی فهمیدیم.

685
00:33:02,438 --> 00:33:04,649
‫یه نوتیفیکیشن رو...

686
00:33:04,732 --> 00:33:07,610
‫تو اینجایی.
‫یه نوتیفیکیشن رو اپلیکیشن پرنده‌نگریم گرفتم

687
00:33:07,694 --> 00:33:10,446
‫که پرنده‌ی مورد علاقه‌ی لستر
‫تو حیاط بوده.

688
00:33:10,530 --> 00:33:13,241
‫ولی اون من بودم که داشتم سوت لستر رو می‌زدم

689
00:33:13,324 --> 00:33:15,618
‫وقتی داشتم خونه‌ی میبل سیگار می‌کشیدم.

690
00:33:15,702 --> 00:33:16,995
‫آره.

691
00:33:17,078 --> 00:33:19,163
‫دورهمی دخترونه بود، پدربزرگ.

692
00:33:19,247 --> 00:33:21,290
‫حالا، اون سوت
‫دوربین پرنده رو فعال کرده

693
00:33:21,374 --> 00:33:25,044
‫که من و لستر نصبش کرده بودیم
‫و با صدای پرنده روشن می‌شه.

694
00:33:25,128 --> 00:33:27,422
‫خب، الان دقیقاً به سمت فواره‌ست.

695
00:33:27,505 --> 00:33:30,508
‫پس، وقتی اون پرنده‌ها میان یه نوشیدنی خنک
‫بزنن، ازشون فیلم می‌گیره.

696
00:33:30,591 --> 00:33:32,427
‫دوربینی که بَش کنترلش نمی‌کنه؟

697
00:33:32,510 --> 00:33:34,804
‫و ویدیو ذخیره می‌کنه،

698
00:33:34,887 --> 00:33:38,474
‫تا همون شبی که
‫لستر من مُرد.

699
00:33:40,226 --> 00:33:43,062
‫هیچی نمی‌شه دید.

700
00:33:43,146 --> 00:33:44,856
‫می‌تونی بزرگ‌ترش کنی؟

701
00:33:50,028 --> 00:33:52,488
‫می‌تونی بیشتر به عقب برگردونی
‫تا ببینیم چطور افتاد توش؟

702
00:33:52,572 --> 00:33:54,323
‫نه، فقط بعد از صدای پرنده ضبط می‌کنه.

703
00:33:54,407 --> 00:33:56,701
‫باورم نمی‌شه
‫که اون مدام داشته اون سوت رو می‌زده.

704
00:33:56,784 --> 00:34:00,329
‫حتماً داشته سعی می‌کرده مطمئن بشه
‫که دوربین‌ها دارن ضبط می‌کنن؟

705
00:34:00,413 --> 00:34:02,165
‫می‌خواسته مطمئن بشه ما این رو می‌بینیم.

706
00:34:02,957 --> 00:34:05,209
‫بعضی آدم‌ها
‫تمام زندگیشون منتظر شانس می‌مونن.

707
00:34:05,293 --> 00:34:06,377
‫یه لحظه صبر کن.

708
00:34:06,461 --> 00:34:07,545
‫و هیچوقت از راه نمی‌رسه.

709
00:34:07,628 --> 00:34:08,838
‫این دیگه چه...

710
00:34:08,921 --> 00:34:11,466
‫وقتی کامیلا گفت،
‫«اون دربان لعنتی،»

711
00:34:11,549 --> 00:34:13,176
‫منظورش لستر نبود.

712
00:34:14,552 --> 00:34:16,721
‫منظورش رندال بود.

713
00:34:16,804 --> 00:34:18,890
‫بعضی آدم‌ها بی‌طاقت می‌شن.

714
00:34:20,349 --> 00:34:24,562
‫و هر کاری می‌کنن
‫تا برای خودشون شانس بیارن.
