﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:07,424 --> 00:00:10,760
[سال 1908]

3
00:00:25,483 --> 00:00:30,113
‫جمع بشید، دوستان کوچیک من!
‫جمع بشید و چشم‌هاتون رو بدوزید به...

4
00:00:30,196 --> 00:00:35,410
‫پنی‌وایزِ شگفت‌انگیز،
‫دلقکِ رقصنده!

5
00:04:56,254 --> 00:04:57,588
‫چه جمعیت پرشوری.

6
00:04:58,673 --> 00:05:02,468
‫- شرط می‌بندم امشب جمعیت‌مون حتی بیشتر هم بشه.
‫- اوه، حالا دیگه اهل شرط‌بندی شدی، نه؟

7
00:05:03,636 --> 00:05:05,847
‫دیگه خبری از گشتن با
‫ورق‌بازها نیست.

8
00:05:06,848 --> 00:05:09,183
‫کاش می‌شنیدی چطوری
‫درباره‌ت حرف می‌زنن، بابا.

9
00:05:09,809 --> 00:05:11,853
‫بابا، تو اون‌ها رو خیلی خوشحال می‌کنی.

10
00:05:12,353 --> 00:05:14,188
‫آره، اینم حرفیه.

11
00:05:15,606 --> 00:05:17,817
‫خوبه. خوبه.

12
00:05:19,193 --> 00:05:21,154
‫خب، اون پشت داری چی کار می‌کنی،
‫عزیز دلم؟

13
00:05:25,658 --> 00:05:28,745
‫داشتم روی صورتم کار می‌کردم.
‫می‌خواستم غافلگیرت کنم.

14
00:05:29,871 --> 00:05:32,915
‫دختر زیبای من! ببینش توروخدا!

15
00:05:34,667 --> 00:05:36,044
‫تعظیم کردنت رو نشونم بده.

16
00:05:37,879 --> 00:05:39,213
‫خانم‌ها و آقایان!

17
00:05:40,840 --> 00:05:42,008
‫برای سرگرمی شما،

18
00:05:42,717 --> 00:05:45,803
‫کارناوال برادران سانتینی
‫با افتخار تقدیم می‌کند...

19
00:05:45,887 --> 00:05:49,015
‫اولین اجرای مشترک پدر
‫و دختر در تاریخ این کارناوال...

20
00:05:50,224 --> 00:05:53,978
‫نمایش پنی‌وایز و پری‌وینکل.

21
00:05:57,815 --> 00:05:59,150
‫پری‌وینکل؟

22
00:06:01,069 --> 00:06:02,862
‫این اسم هنری مامان بود.

23
00:06:04,781 --> 00:06:08,034
‫آره. خب، اگه بخوای می‌تونی عوضش کنی.

24
00:06:09,911 --> 00:06:11,954
‫نه. دوستش دارم.

25
00:06:13,539 --> 00:06:16,376
‫- خوبه.
‫- بابا، هیچ‌وقت دلت برای سیرک تنگ نمی‌شه؟

26
00:06:17,210 --> 00:06:18,211
‫گاهی اوقات.

27
00:06:19,629 --> 00:06:22,590
‫دلم برای جمعیت زیاد تنگ می‌شه. آره.

28
00:06:24,008 --> 00:06:25,218
‫برای هیاهوی مردم.

29
00:06:28,638 --> 00:06:29,764
‫یک روز...

30
00:06:31,557 --> 00:06:34,560
‫اون چادر بزرگ
‫دوباره صدامون می‌کنه. حالا می‌بینی.

31
00:06:35,853 --> 00:06:39,399
‫اما این‌بار، نمایشم متفاوت خواهد بود.

32
00:06:40,817 --> 00:06:44,445
‫یک چیز جدید.
‫چیزی که هیچ‌کس تا حالا ندیده.

33
00:06:45,822 --> 00:06:48,533
‫تو. خب، این معرکه نیست؟

34
00:06:58,876 --> 00:07:01,546
‫جمع بشید، دوستان. جمع بشید.

35
00:07:01,629 --> 00:07:04,966
‫نمایش دلقک رقصنده، پنی‌وایز
‫دوباره شروع می‌شه...

36
00:07:05,049 --> 00:07:07,093
‫تقریباً نیم ساعت دیگه،
‫نمی‌خواید از دستش بدید.

37
00:07:07,510 --> 00:07:09,679
‫برید مادرها و برادرهاتون رو بیارید.

38
00:07:09,762 --> 00:07:12,723
‫برید مادربزرگ‌تون رو بیارید
‫و به این نمایش بزرگ ملحق بشید.

39
00:07:35,455 --> 00:07:38,624
‫لعنتی! همه‌ش داره پاک می‌شه.
‫همه‌ش داره پاک می‌شه.

40
00:07:40,209 --> 00:07:42,879
‫گندش بزنن. گندش بزنن. گندش بزنن.

41
00:07:56,267 --> 00:07:57,310
‫سلام؟

42
00:07:59,228 --> 00:08:00,271
‫کی اونجاست؟

43
00:08:11,073 --> 00:08:12,492
‫سلام، رفیق کوچولو.

44
00:08:20,333 --> 00:08:23,085
‫به چی نگاه می‌کنی؟ نمایش از اون‌وره.

45
00:08:24,045 --> 00:08:25,129
‫بزن به چاک.

46
00:08:31,636 --> 00:08:33,471
‫انگار بچه‌ها جذب تو می‌شن.

47
00:08:36,641 --> 00:08:39,268
‫این حرف برای یه مرد جوون
‫عجیبه.

48
00:08:48,361 --> 00:08:49,695
‫من پدر و مادرم رو پیدا نمی‌کنم.

49
00:08:53,199 --> 00:08:54,367
‫منم همین‌طور.

50
00:08:55,326 --> 00:08:56,410
‫اون‌ها مُردن.

51
00:08:57,954 --> 00:08:59,372
‫کمکم می‌کنی پیداشون کنم؟

52
00:09:00,414 --> 00:09:01,415
‫نه.

53
00:09:02,124 --> 00:09:03,584
‫نمی‌بینی سرم شلوغه؟

54
00:09:11,592 --> 00:09:12,760
‫اون چی بود؟

55
00:09:12,843 --> 00:09:13,928
‫اون مادرمه.

56
00:09:59,974 --> 00:10:01,434
‫پدرم رو ندیدید؟

57
00:10:03,436 --> 00:10:05,187
‫- یعنی مُرده؟
‫- بیاید خونسرد باشیم.

58
00:10:05,521 --> 00:10:06,981
‫ما دقیقاً نمی‌دونیم چه اتفاقی افتاده.

59
00:10:07,315 --> 00:10:09,025
‫- مطمئنی مال خودشه؟
‫- یا خدا. همون‌جاست.

60
00:10:09,108 --> 00:10:10,776
‫- کار کی می‌تونه باشه؟
‫- من هیچی نمی‌دونم...

61
00:10:10,860 --> 00:10:12,570
‫- تا وقتی که ردی ازش پیدا کنیم.
‫- جسدی نیست؟

62
00:10:12,653 --> 00:10:14,739
‫- وای خدای من.
‫- سپردم که جنگل رو بگردن،

63
00:10:14,822 --> 00:10:16,824
‫ولی به احتمال زیاد
‫یه چیزی اون رو با خودش برده.

64
00:10:16,866 --> 00:10:18,117
‫- وای خدا.
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

65
00:10:18,159 --> 00:10:19,243
‫رئیس، رئیس.

66
00:10:30,004 --> 00:10:31,297
‫توی جنگل پیداش کردیم.

67
00:10:34,759 --> 00:10:36,093
‫شاید کار گرگ‌ها باشه.

68
00:10:37,678 --> 00:10:39,263
‫تو این مناطق زیادن.

69
00:10:46,729 --> 00:10:49,398
‫بابا! بابا!

70
00:12:19,989 --> 00:12:23,993
[آن: به دری خوش آمدید]
[فصل اول]

71
00:12:28,330 --> 00:12:32,334
[قسمت هفتم: کانون سیاه]

72
00:12:44,972 --> 00:12:46,891
‫هی، «رج». دردسر داریم.

73
00:12:48,476 --> 00:12:49,518
‫شب به‌خیر.

74
00:12:53,063 --> 00:12:54,732
‫بابت مزاحمت عذر می‌خوام، حضار محترم.

75
00:12:58,277 --> 00:12:59,445
‫خب...

76
00:13:00,654 --> 00:13:04,450
‫خیلی ساده‌ش می‌کنم.

77
00:13:06,076 --> 00:13:10,122
‫چیزی که می‌خوایم رو بهمون بدید، ما هم می‌ریم.

78
00:13:15,795 --> 00:13:19,048
‫«نورما»؟ «نورما پرایس»؟

79
00:13:21,008 --> 00:13:22,551
‫باید خجالت بکشی.

80
00:13:24,804 --> 00:13:26,555
‫برو خونه. همین الان!

81
00:13:27,848 --> 00:13:28,933
‫یالا.

82
00:13:30,184 --> 00:13:31,435
‫چی می‌خواید؟

83
00:13:31,936 --> 00:13:34,438
‫«هنک گروگن».
‫می‌دونیم همین‌جا قایم شده.

84
00:13:34,522 --> 00:13:36,690
‫تحویلش بدید،
‫بعدش می‌تونید به جشن‌تون برسید.

85
00:13:36,774 --> 00:13:37,983
‫نه، نه، نه.

86
00:13:39,235 --> 00:13:44,365
‫انگار به شما رفقا اطلاعات غلط دادن.
‫ببینید، اینجا فقط یه مرکز تفریحیه

87
00:13:44,448 --> 00:13:46,700
‫مخصوص پرسنل نظامی.

88
00:13:48,202 --> 00:13:50,454
‫خب، پس حتماً اشکالی نداره
‫اگه ما یه نگاه سریع بندازیم؟

89
00:13:51,163 --> 00:13:53,541
‫- فرض کنیم که اشکال داره.
‫- ما اجازه نگرفتیم.

90
00:14:01,173 --> 00:14:03,175
‫- ببین، من اینجام.
‫- پدر، نه!

91
00:14:03,259 --> 00:14:04,885
‫- دخترم. عزیزم.
‫- نه! نه!

92
00:14:04,969 --> 00:14:07,012
‫ببین، من نمی‌خوام به خاطرم خونی ریخته بشه!

93
00:14:08,514 --> 00:14:11,517
‫من میام. فقط کاری به کار
‫این آدم‌های محترم نداشته باشید.

94
00:14:12,685 --> 00:14:13,894
‫داری کار درست رو انجام میدی.

95
00:14:16,605 --> 00:14:17,690
‫فکر نمی‌کنم.

96
00:14:17,773 --> 00:14:20,484
‫خب، پسرم، نیازی نیست
‫کار به جاهای باریک بکشه.

97
00:14:24,780 --> 00:14:27,908
‫خب، این رو باش.
‫ما هم اسلحه داریم.

98
00:14:28,576 --> 00:14:30,536
‫فقط مال ما اموال دولتی محسوب می‌شه.

99
00:14:30,619 --> 00:14:32,830
‫پیشنهاد می‌کنم شما رفقا برید بیرون.

100
00:14:33,414 --> 00:14:35,499
‫امروز قرار نیست کسی اعدام بشه.

101
00:14:59,440 --> 00:15:02,526
‫بندازیدش پایین، بچه‌ها.
‫بندازید پایین. بندازید پایین.

102
00:15:06,614 --> 00:15:07,823
‫راست می‌گه.

103
00:15:09,450 --> 00:15:10,784
‫راهش این نیست.

104
00:15:12,661 --> 00:15:15,289
‫همه بیرون. یالا.

105
00:15:26,133 --> 00:15:29,011
‫حالا باید با تو چی کار کنیم؟
‫می‌دونی که برمی‌گردن.

106
00:15:29,094 --> 00:15:31,680
‫ما یه ماشین اون پشت داریم.
‫ببرش اونجا، یواشکی ردش کن.

107
00:15:40,397 --> 00:15:42,691
‫- لعنتی. با زنجیر بستنش.
‫- راه دیگه‌ای برای خروج هست؟

108
00:15:42,816 --> 00:15:44,026
‫پشت رو چک کن. پشت رو چک کن!

109
00:15:44,109 --> 00:15:45,694
‫زن‌ها و بچه‌ها
‫بیان وسط سالن، همین الان!

110
00:15:45,736 --> 00:15:47,571
‫هی، به بچه‌های پایگاه زنگ بزن.
‫من تلفن‌ها رو چک می‌کنم.

111
00:15:47,613 --> 00:15:49,740
‫نه، تلفن کار نمی‌کنه.
‫یه مشکلی داره.

112
00:15:49,823 --> 00:15:52,451
‫آروم باشید. آروم باشید.

113
00:15:53,077 --> 00:15:55,537
‫- هوشیار باشید. هوشیار باشید.
‫- مراقب خودتون باشید، رفقا.

114
00:15:55,621 --> 00:15:57,081
‫- انجامش بده!
‫- یه خبرایی هست.

115
00:16:00,167 --> 00:16:02,336
‫- آروم باشید.
‫- مواظب باش!

116
00:16:07,758 --> 00:16:10,219
‫بیارینشون بیرون! بیارینشون بیرون!

117
00:16:11,553 --> 00:16:13,514
‫برو، برو! پشت رو چک کن. پشت رو چک کن.

118
00:16:13,597 --> 00:16:17,768
‫- «رجی»، برو، برو، برو، برو!
‫- بریم! عجله کنید، یالا! یالا!

119
00:16:21,355 --> 00:16:24,566
‫زود باشید! هی! در هم بسته شده!

120
00:16:25,943 --> 00:16:26,986
‫بدبخت شدیم!

121
00:16:32,950 --> 00:16:34,994
‫آهای. مهمات می‌خوام. مهمات!

122
00:16:39,039 --> 00:16:40,249
‫بخوابید زمین!

123
00:16:42,876 --> 00:16:44,420
‫- بیاید اینجا!
‫- برید پایین!

124
00:16:45,129 --> 00:16:48,090
‫برو! برو، برو، برو! تکون بخور!

125
00:16:49,717 --> 00:16:51,677
‫از اون طرف نرو. اون‌ها هر دو طرف هستن.

126
00:16:54,346 --> 00:16:55,347
‫وای!

127
00:16:56,515 --> 00:16:58,308
‫بخوابید زمین! بخوابید زمین!

128
00:16:59,643 --> 00:17:01,478
‫- «رانی»!
‫- بابا!

129
00:17:02,980 --> 00:17:04,648
‫«ویل»، بلند شو. حالت خوبه؟

130
00:17:04,732 --> 00:17:06,650
خوبی؟ -
!هیچی نمی‌بینم -

131
00:17:06,734 --> 00:17:09,862
‫- «رانی»! «ویل»!
‫- «رانی»!

132
00:17:11,822 --> 00:17:12,823
‫بابا؟

133
00:17:21,165 --> 00:17:22,624
‫بابام کجاست؟

134
00:17:24,918 --> 00:17:27,713
‫خواهش می‌کنم! بابام کجاست؟

135
00:17:29,048 --> 00:17:30,632
‫- بابا!
‫- گرفتمت!

136
00:17:30,716 --> 00:17:32,051
‫ولم کن!

137
00:17:42,936 --> 00:17:44,104
‫دستم!

138
00:17:44,646 --> 00:17:46,523
‫«ریچ»! داغه!

139
00:17:46,690 --> 00:17:47,775
‫تکون نخور!

140
00:17:47,858 --> 00:17:51,070
‫وای خدای من! وای خدای من! وای خدای من!

141
00:18:21,767 --> 00:18:23,352
‫«فرانکی»! «فرانکی»!

142
00:18:23,894 --> 00:18:25,604
‫«فرانکی»! به خودت بیا!

143
00:18:25,687 --> 00:18:26,730
‫زود باش.

144
00:18:27,648 --> 00:18:28,732
‫بجنب.

145
00:18:32,569 --> 00:18:33,737
‫حله. برو عقب.

146
00:18:36,949 --> 00:18:38,033
‫بدبختی.

147
00:18:53,257 --> 00:18:55,759
‫بابا! بابام کجاست؟

148
00:19:20,742 --> 00:19:21,827
‫هی!

149
00:19:25,205 --> 00:19:27,499
‫این طرف! هی!

150
00:19:38,927 --> 00:19:40,554
‫نه، نه، نه.

151
00:19:59,615 --> 00:20:03,160
‫«نورین». این طرف.

152
00:20:04,620 --> 00:20:06,205
‫دستم رو بگیر.

153
00:20:07,706 --> 00:20:09,249
‫من یه راه خروج بلدم.

154
00:20:17,841 --> 00:20:20,135
‫بابا! «ویل»!

155
00:20:24,973 --> 00:20:28,018
‫روی صورتم، صورت دارم؟

156
00:20:38,111 --> 00:20:40,948
‫هی. چیزی نیست. چیزی نیست.
‫حالت خوبه. حالت خوبه.

157
00:20:41,031 --> 00:20:42,532
‫گرفتمت. می‌بریمت بیرون.

158
00:20:46,787 --> 00:20:49,122
‫سلام، «دیکی».

159
00:20:49,206 --> 00:20:50,624
‫چی شده؟

160
00:20:51,458 --> 00:20:53,126
‫چیزمیز می‌بینی؟

161
00:20:54,711 --> 00:20:57,756
‫فکر کنم اون‌ها هم تو رو می‌بینن.

162
00:21:17,067 --> 00:21:20,112
‫بچه‌ها کجان؟ نشونم بده.

163
00:21:37,421 --> 00:21:38,714
‫وقت رفتنه.

164
00:21:40,882 --> 00:21:42,718
‫نه تا وقتی که بفهمم «گروگن» مرده.

165
00:21:44,678 --> 00:21:46,513
‫هیچ‌کس از اون تو زنده بیرون نمیاد.

166
00:21:48,181 --> 00:21:50,726
‫راست می‌گه. کارشون تمومه.

167
00:22:08,076 --> 00:22:09,453
‫یالا. سوار شو، سوار شو.

168
00:22:09,536 --> 00:22:11,663
‫- بیاید پایین. برو، برو، برو!
‫- عزیزم.

169
00:22:11,747 --> 00:22:12,831
‫پس «ریچ» و «مارج» چی؟

170
00:22:12,914 --> 00:22:14,416
‫- سقف داره خراب می‌شه، پسر!
‫- من میارمشون.

171
00:22:14,499 --> 00:22:16,251
‫- من میارمشون. شما برید.
‫- نه! نه!

172
00:22:16,335 --> 00:22:18,462
‫وایستا! وایستا! لعنتی، پیداشون می‌کنم.

173
00:22:18,545 --> 00:22:19,588
‫برو!

174
00:22:21,590 --> 00:22:22,716
‫برو داخل!

175
00:22:25,260 --> 00:22:29,264
‫بچه‌ها! بچه‌ها!
اینجا! بیاید این طرف! بیاید

176
00:22:44,821 --> 00:22:46,406
‫خیلی‌خب، برید اون پشت.

177
00:23:02,506 --> 00:23:04,257
‫«مارج»، بیا کمکم کن.

178
00:23:05,050 --> 00:23:06,426
‫یالا، کمکم کن.

179
00:23:09,930 --> 00:23:11,014
‫کمکم کن!

180
00:23:12,599 --> 00:23:13,767
‫باید بریم این تو.

181
00:23:14,184 --> 00:23:15,936
‫این تنها راهیه
‫که می‌تونیم زنده بمونیم.

182
00:23:17,020 --> 00:23:19,481
‫- خیلی کوچیکه.
‫- کلی جا داره.

183
00:23:19,564 --> 00:23:21,608
‫سقف داره می‌ریزه! یالا، «مارج»!

184
00:23:21,691 --> 00:23:22,776
‫باشه، باشه.

185
00:23:26,405 --> 00:23:28,115
‫واسه جفت‌مون جا نیست...

186
00:23:32,494 --> 00:23:35,414
‫- نه!
‫- «مارج»... «مارج»، بس کن!

187
00:23:35,497 --> 00:23:38,208
‫نه، «ریچ»! خواهش می‌کنم، نه!

188
00:23:40,168 --> 00:23:42,170
‫بذار بیام بیرون! خواهش می‌کنم!

189
00:23:42,254 --> 00:23:43,672
‫«مارج»، گوش کن!

190
00:23:43,755 --> 00:23:45,132
‫بذار بیام بیرون!

191
00:23:45,215 --> 00:23:47,676
‫- «مارج»!
‫- بذار بیام بیرون!

192
00:23:49,010 --> 00:23:50,637
‫یادته چی گفتی؟

193
00:23:52,514 --> 00:23:53,640
‫درباره‌ی شوالیه‌ها؟

194
00:23:58,395 --> 00:23:59,980
‫- چی؟
‫- شوالیه‌ها.

195
00:24:00,230 --> 00:24:02,274
‫که با یه چیزی کنار تخت‌شون می‌خوابن؟

196
00:24:02,899 --> 00:24:04,568
‫آره.

197
00:24:05,235 --> 00:24:07,612
‫خب، ما فقط توی لگن دستشویی نمی‌کنیم.

198
00:24:10,949 --> 00:24:13,493
‫ما از دوشیزگان زیبا هم محافظت می‌کنیم.

199
00:24:16,496 --> 00:24:17,789
‫یادته اون روز،

200
00:24:18,290 --> 00:24:20,959
‫اون روزی که تمام خوکچه‌هندی‌ها
‫توی راهرو ول شده بودن

201
00:24:21,042 --> 00:24:24,754
‫چون «رابی مولر»،
‫رفته بود توی آزمایشگاه علوم؟

202
00:24:25,755 --> 00:24:29,634
‫هفته‌ی اول مدرسه‌ی من بود،
‫و همه رفته بودن بیرون تماشا کنن.

203
00:24:30,343 --> 00:24:34,681
‫تو با یه ژاکت زرد و دامن خاکستری
‫از کلاس اومدی بیرون

204
00:24:35,390 --> 00:24:37,434
‫و یه نخ به انگشتت بسته بودی.

205
00:24:41,897 --> 00:24:43,440
‫یادت میاد؟

206
00:24:45,025 --> 00:24:46,276
‫خیلی خوشگل بودی.

207
00:24:49,654 --> 00:24:53,283
‫یادمه با خودم گفتم: «اون کیه؟»

208
00:24:53,366 --> 00:24:55,785
‫و تو دیدی دارم نگاه می‌کنم و گفتی:

209
00:24:56,328 --> 00:24:58,455
‫«یه عکس بگیر، موندگارتره.»

210
00:24:59,664 --> 00:25:03,752
‫با بدجنسی نگفتی یا همچین چیزی.
‫من حتی نمی‌دونستم معنیش چیه.

211
00:25:06,087 --> 00:25:07,923
‫بعداً که فهمیدم،

212
00:25:08,548 --> 00:25:11,176
‫یادمه فکر کردم
‫که چی باید جواب می‌دادم.

213
00:25:17,933 --> 00:25:19,226
‫«کاش می‌تونستم.»

214
00:25:25,649 --> 00:25:27,442
‫دوستت دارم، «ریچ».

215
00:25:34,574 --> 00:25:36,368
‫منم دوستت دارم، «مارج».

216
00:26:06,856 --> 00:26:10,735
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.
‫نه، نه، یالا. نه، یالا!

217
00:26:13,572 --> 00:26:15,031
‫بچه‌ها، بچه‌ها، صبر کنید!

218
00:26:17,158 --> 00:26:18,159
‫لعنتی.

219
00:26:21,913 --> 00:26:25,875
‫نه، نه، نه. نه، الان نه. الان نه! لعنتی!

220
00:26:34,509 --> 00:26:36,344
‫بجنب. بجنب.

221
00:26:49,399 --> 00:26:50,442
‫«اینگرید»؟

222
00:26:52,527 --> 00:26:54,070
‫سلام، «استنلی».

223
00:26:55,947 --> 00:26:57,157
‫تویی؟

224
00:26:59,367 --> 00:27:02,120
‫داری چی کار می‌کنی؟
‫این چه کوفتیه پوشیدی؟

225
00:27:03,038 --> 00:27:04,539
‫این منم، «استنلی».

226
00:27:05,999 --> 00:27:07,542
‫این شخصیت واقعی منه.

227
00:27:09,502 --> 00:27:12,464
‫اگه برنگردی تو خونه و این آشغال‌های
‫مسخره رو از روی صورتت پاک نکنی

228
00:27:12,547 --> 00:27:15,300
‫من صورتت رو با کبودی یکی می‌کنم!

229
00:27:18,178 --> 00:27:19,304
‫شنیدی چی گفتم؟

230
00:27:21,056 --> 00:27:22,223
‫سلام، بابا.

231
00:27:23,892 --> 00:27:24,893
‫چی؟

232
00:27:28,396 --> 00:27:29,648
‫چه خبره؟

233
00:27:31,608 --> 00:27:33,109
‫تو دیگه کدوم خری...

234
00:28:04,974 --> 00:28:07,644
‫می‌دونستم اگه فکر کنن اون اینجاست
‫پیداشون می‌شه.

235
00:28:08,520 --> 00:28:13,817
‫و خون به پا می‌شه،
‫و... و درد، و ترس.

236
00:28:15,402 --> 00:28:17,737
‫و می‌دونستم که تو
‫نمی‌تونی در برابرش مقاومت کنی.

237
00:28:19,781 --> 00:28:21,282
‫و برمی‌گردی.

238
00:28:22,575 --> 00:28:24,369
‫و بهم می‌گی که دختر خوبی بودم.

239
00:28:34,754 --> 00:28:36,214
‫تعظیم کردنت رو نشونم بده.

240
00:29:08,455 --> 00:29:10,039
‫بیا پیش بابا.

241
00:29:11,624 --> 00:29:12,876
‫برمی‌گردم.

242
00:29:12,959 --> 00:29:16,421
‫- نه، نه، نه.
‫- همیشه برمی‌گردم.

243
00:29:16,504 --> 00:29:19,758
‫نه. نه، تنهام نذار. خواهش می‌کنم. نه.

244
00:29:20,633 --> 00:29:21,968
‫من رو ول نکن.

245
00:29:37,108 --> 00:29:38,359
‫تو اون نیستی.

246
00:29:43,948 --> 00:29:45,158
‫کی هستی؟

247
00:29:45,909 --> 00:29:50,413
‫خب، من پنی‌وایزم، بابای رقاص تو.

248
00:29:52,207 --> 00:29:53,666
‫تو پدر من نیستی.

249
00:29:55,084 --> 00:29:58,004
‫- چرا هستم.
‫- چی کارش کردی؟

250
00:30:01,508 --> 00:30:04,886
‫من... خوردمش.

251
00:30:10,433 --> 00:30:12,811
‫ولی اون هنوز درون من زنده‌ست!

252
00:30:12,894 --> 00:30:14,604
‫- نه!
‫- چرا، هست!

253
00:30:15,939 --> 00:30:18,733
‫خب، من... همین الان حسش می‌کنم، آره.

254
00:30:18,775 --> 00:30:19,818
‫بس کن.

255
00:30:19,901 --> 00:30:22,445
‫- داره دستش رو سمت دختر کوچولوش دراز می‌کنه.
‫- خفه شو!

256
00:30:22,529 --> 00:30:25,698
‫تمومش کن! خفه شو! خفه شو!

257
00:30:25,782 --> 00:30:27,116
‫تمومش کن!

258
00:30:28,117 --> 00:30:29,202
‫خفه شو!

259
00:30:29,828 --> 00:30:31,704
‫بیا پیش بابا.

260
00:31:04,988 --> 00:31:06,197
‫کمک!

261
00:31:08,658 --> 00:31:09,868
‫کمک!

262
00:31:17,792 --> 00:31:19,836
‫هی، هی. حالت خوبه؟

263
00:31:20,962 --> 00:31:23,965
‫بیا، عزیزم. خوبی؟

264
00:31:25,550 --> 00:31:28,761
‫بیا، مراقب باش. جلو پات رو نگاه کن.

265
00:33:58,411 --> 00:33:59,746
‫صبر کن، صبر کن.

266
00:34:22,894 --> 00:34:24,353
‫خیلی‌خب، من خوبم. برو.

267
00:34:39,202 --> 00:34:40,453
‫«ویل»!

268
00:34:43,039 --> 00:34:44,207
‫پسرم.

269
00:34:45,750 --> 00:34:47,293
‫وای خدای من.

270
00:34:48,920 --> 00:34:49,921
‫پسرم.

271
00:34:50,463 --> 00:34:52,548
‫پسرم، ممکن بود
‫ خودت رو به کشتن بدی.

272
00:34:52,965 --> 00:34:55,218
‫می‌دونم. من... متأسفم.

273
00:34:58,721 --> 00:35:00,431
‫- آسیب دیدی؟
‫- خوبم.

274
00:35:00,515 --> 00:35:02,350
‫آقای «هالوران»، اون ما رو آورد بیرون.

275
00:35:02,934 --> 00:35:05,269
‫- «هالوران»؟
‫- «هنلون»!

276
00:35:10,608 --> 00:35:12,902
‫شما همین‌جا بمونید.
‫من فوراً برمی‌گردم، باشه؟

277
00:35:19,242 --> 00:35:21,744
‫پدرم. توی جنگله.

278
00:35:23,287 --> 00:35:24,330
‫باشه.

279
00:35:44,934 --> 00:35:47,854
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫فقط منم. چیزی نیست. همه چی روبه‌راهه.

280
00:35:48,604 --> 00:35:50,690
‫- «لیروی»؟ «لیروی»؟
‫- همه چی روبه‌راهه. آره. آره.

281
00:35:51,941 --> 00:35:52,942
‫خوبی؟

282
00:35:53,067 --> 00:35:55,361
‫نه. نه.

283
00:35:57,196 --> 00:35:58,656
‫مجبور شدم با یکی‌شون حرف بزنم.

284
00:35:59,782 --> 00:36:00,825
‫مجبور شدم.

285
00:36:02,201 --> 00:36:03,202
صداشون

286
00:36:04,203 --> 00:36:05,204
صداشون

287
00:36:08,833 --> 00:36:10,001
صداشون

288
00:36:17,717 --> 00:36:18,926
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

289
00:36:21,387 --> 00:36:23,264
‫- خیلی درد داره.
‫- دارم با تو حرف می‌زنم.

290
00:36:23,389 --> 00:36:25,641
‫بهمون نگاه کن، برادر.
‫چی کار باهامون کردن؟

291
00:36:27,685 --> 00:36:28,853
‫باید درستش کنم.

292
00:36:29,896 --> 00:36:30,980
‫درستش کنم...

293
00:36:40,489 --> 00:36:42,033
‫- بابا.
‫- عزیزم.

294
00:36:43,993 --> 00:36:46,120
‫فکر کردیم بهتره همین‌جا قایمش کنیم
‫تا وقتی شما برسید.

295
00:36:46,746 --> 00:36:48,331
‫زخمی شدید، آقای «گروگن»؟

296
00:36:49,332 --> 00:36:50,458
‫نه، جون سالم به در بردم.

297
00:36:51,209 --> 00:36:53,502
‫فقط بیشتر نگران اون‌هایی‌ام
‫که نتونستن بیان بیرون.

298
00:36:56,631 --> 00:36:58,174
‫باید از اینجا ببریمش.

299
00:36:58,716 --> 00:37:00,593
‫- اگه بابا ببینه چی؟
‫- اون می‌دونه.

300
00:37:00,676 --> 00:37:01,802
‫واقعاً؟

301
00:37:04,096 --> 00:37:06,515
‫لباس‌هاتون رو بدید به من،
‫آقای «گروگن». اگه اشکالی نداره.

302
00:37:07,683 --> 00:37:08,768
‫ببخشید؟

303
00:37:15,816 --> 00:37:16,901
‫ما باید کمکش کنیم.

304
00:37:17,401 --> 00:37:21,280
‫می‌تونیم با برگردوندنِ خودش
‫و خودمون به پایگاه کمکش کنیم.

305
00:37:21,989 --> 00:37:25,743
‫اون... موجود هنوز بیرونه،

306
00:37:25,826 --> 00:37:27,328
‫و من اصلاً تمایل ندارم
‫صبر کنم تا...

307
00:37:27,411 --> 00:37:29,247
‫اون دیگه ‌اینجا نیست.

308
00:37:30,665 --> 00:37:33,334
‫- چی گفتی، سرباز؟
‫- دیگه‌ اینجا نیست.

309
00:37:36,671 --> 00:37:39,423
‫من قبلاً همیشه حسش می‌کردم،
‫ولی الان انگار...

310
00:37:41,759 --> 00:37:44,095
‫انگار چراغ خاموش شده. انگار...

311
00:37:45,721 --> 00:37:49,016
‫انگار این عوضی
‫همین الان خوابش برد.

312
00:37:51,060 --> 00:37:54,272
‫خواب یا بیدار،
‫ژنرال می‌خواد ما رو ببینه.

313
00:37:54,355 --> 00:37:57,858
‫هفده‌تا نیروی هوایی مُرده، کلی غیرنظامی،
‫بدون هیچ ردی از اینکه ستون‌ها کجان.

314
00:37:57,942 --> 00:37:59,944
‫- بدبخت شدیم، سرگرد!
‫- باشه، سرهنگ. باشه.

315
00:38:00,027 --> 00:38:01,487
‫نه، نه، شاید هم نه.

316
00:38:03,155 --> 00:38:06,742
‫من می‌تونم کمک کنم
یکی از اون ستون‌ها رو پیدا کنیم

317
00:38:06,826 --> 00:38:08,953
‫- چی؟
‫- آره.

318
00:38:10,413 --> 00:38:11,497
‫چطوری؟

319
00:38:13,040 --> 00:38:15,251
‫توی سر اون دختر سرخپوست دیدمش.

320
00:38:16,377 --> 00:38:18,879
‫یکی از ستون‌ها رو جایی گذاشتن
‫که رئیس قبیله‌شون مُرده.

321
00:38:19,463 --> 00:38:22,174
‫دقیقاً نمی‌دونستم کجاست، ولی الان...

322
00:38:24,176 --> 00:38:26,095
‫الان فقط باید دنبال اون دختره بریم.

323
00:38:28,764 --> 00:38:29,765
‫دنبال کی؟

324
00:38:31,600 --> 00:38:32,601
‫اون...

325
00:38:51,579 --> 00:38:53,122
‫با «هنک» چی کار کنیم؟

326
00:38:54,915 --> 00:38:56,751
‫نمی‌دونم، عزیزم.
‫یه فکری براش می‌کنم.

327
00:38:56,834 --> 00:38:58,753
‫ولی فعلاً، شاید بهتر باشه
‫ببریش خونه.

328
00:38:58,836 --> 00:39:00,129
‫- خونه‌ی ما؟
‫- آره.

329
00:39:00,212 --> 00:39:01,422
‫- شهر «دری»؟
‫- آره.

330
00:39:01,505 --> 00:39:02,757
‫اونجا کسی دنبالش نمی‌گرده.

331
00:39:02,840 --> 00:39:04,592
‫- اون موجود...
‫- «دیک» فکر می‌کنه

332
00:39:04,675 --> 00:39:08,387
‫که این موجود خوابیده،
‫یا رفته تو خواب زمستونی‌، یا همچین چیزی.

333
00:39:08,471 --> 00:39:10,389
‫- خواب زمستونی؟
‫- دلیلش هرچی که هست.

334
00:39:10,431 --> 00:39:13,267
‫- «لیروی»، هرکی این کار رو کرده باید تاوان پس بده.
‫- این وظیفه‌ی ما نیست، «شارلوت».

335
00:39:13,309 --> 00:39:14,560
‫چطور انقدر آرومی؟

336
00:39:14,602 --> 00:39:15,853
‫- وظیفه‌ی ما نیست.
‫- آدم‌ها مُردن.

337
00:39:15,895 --> 00:39:18,856
‫- غیر از محافظت... تنها کاری که می‌تونیم...
‫- پسر ما جنازه دید، «لیروی».

338
00:39:18,939 --> 00:39:20,191
‫بعد از این مأموریت،

339
00:39:20,858 --> 00:39:23,361
کارمون با اینجا
و تمام این ماجراها تموم میشه

340
00:39:23,861 --> 00:39:25,154
‫و خانواده‌مون رو برمی‌داریم

341
00:39:25,738 --> 00:39:27,740
‫و از این شهر می‌ریم یه جای امن.

342
00:39:29,492 --> 00:39:32,203
‫بدترین قسمتِ این ماجراها رو پشت سر گذاشتیم.

343
00:39:33,537 --> 00:39:34,830
‫بهت قول میدم.

344
00:39:39,210 --> 00:39:40,419
‫صبح به‌خیر، «دری».

345
00:39:40,503 --> 00:39:43,964
‫ساعت 7:15 صبحه و این اخباریه
‫که به دردتون می‌خوره.

346
00:39:44,048 --> 00:39:45,466
‫گزارش‌هایی داره می‌رسه

347
00:39:45,549 --> 00:39:47,760
‫درباره‌ی آتش‌سوزی ناشی
از اختلال برق که دیشب

348
00:39:47,843 --> 00:39:50,179
‫در مکانی که «باب مک‌کورمیک»،
‫سخنگوی آتش‌نشانی،

349
00:39:50,262 --> 00:39:53,099
‫اون رو به عنوان
‫«پاتوق غیرقانونی رنگین‌پوستان»

350
00:39:53,182 --> 00:39:54,683
‫در حاشیه‌ی شهر توصیف کرده، رخ داده.

351
00:39:54,767 --> 00:39:56,977
‫این آتش‌سوزی جان افراد زیادی رو گرفته.

352
00:39:57,061 --> 00:39:59,397
‫در میان اون‌ها،
‫مشتریان سیاه‌پوست که مسئول بودن...

353
00:39:59,480 --> 00:40:01,023
‫«لی‌لی»، تقریباً به صبحونه‌ت لب نزدی.

354
00:40:01,107 --> 00:40:02,441
‫...به همراه چندین شهروند...

355
00:40:02,525 --> 00:40:04,610
‫که برای کمک به درمان زخمی‌ها
‫حاضر شده بودند.

356
00:40:04,693 --> 00:40:07,571
‫از جمله قصاب محبوب محلی،
‫«استنلی کرش».

357
00:40:07,613 --> 00:40:08,364
[تعطیل]

358
00:40:08,406 --> 00:40:11,826
‫پلیس «دری» همچنین گزارش داد
‫که در میان بقایا

359
00:40:11,909 --> 00:40:13,744
‫جسد سوخته‌ی قاتل بچه‌ها،

360
00:40:13,828 --> 00:40:16,956
‫فراری بدنام، «هنک گروگن» هم دیده شده.

361
00:40:17,581 --> 00:40:21,877
‫دست‌مریزاد به نیروهای پلیس.
‫و روحت شاد، «استنلی».

362
00:40:22,420 --> 00:40:25,548
‫هیچ‌کس نمی‌تونست مثل تو
‫راسته گوساله رو فیله کنه.
[ه.گروگن : متوفی]

363
00:40:26,215 --> 00:40:28,717
‫حالا می‌ریم سراغ «فرانک»
برای وضعیت آب و هوا

364
00:40:34,014 --> 00:40:36,058
‫پیشگویی به سرانجام رسید.

365
00:40:38,144 --> 00:40:40,062
‫چرخه‌ی تغذیه‌ش کامل شد.

366
00:40:42,773 --> 00:40:43,983
‫اون خوابیده.

367
00:40:45,192 --> 00:40:46,944
‫چند نفر توی «کانون سیاه» مُردن؟

368
00:40:47,778 --> 00:40:52,408
‫گزارش‌ها هنوز داره میاد،
‫ولی طبق گفته‌ی پزشکی قانونی، 23 نفر.

369
00:40:54,201 --> 00:40:57,746
‫و چندتا بچه
‫برای... برای چرخه‌ی کامل؟

370
00:40:58,456 --> 00:41:02,585
‫هفده‌تا. هفده روح جوون.

371
00:41:03,794 --> 00:41:05,129
‫این همه آدم.

372
00:41:05,629 --> 00:41:08,340
‫و ما هیچ غلطی نتونستیم بکنیم
‫جز تماشا کردن.

373
00:41:09,758 --> 00:41:11,135
‫حس بدی داره.

374
00:41:12,011 --> 00:41:16,140
‫ما تا جایی که بتونیم
‫برای هر تعداد که بتونیم تلاش می‌کنیم.

375
00:41:17,099 --> 00:41:19,226
‫روی زندگی‌های نجات‌داده‌شده تمرکز کن.

376
00:41:20,978 --> 00:41:25,524
‫اون‌هایی که محافظت شدن چون ما
‫این موجود رو توی قفس نگه می‌داریم.

377
00:41:35,534 --> 00:41:36,577
‫خب...

378
00:41:39,872 --> 00:41:41,916
‫‏27 سال دیگه می‌بینم‌تون عوضی‌ها.

379
00:41:48,464 --> 00:41:50,883
‫نگران اون نباش. می‌دونم.

380
00:42:31,173 --> 00:42:33,676
‫- در چه حالیم؟
‫- از ساعت 07:00 مشغولیم، قربان.

381
00:42:33,759 --> 00:42:35,219
‫اگه اون پایین باشه، زود می‌فهمیم.

382
00:42:35,302 --> 00:42:36,929
‫- «هالوران» کجاست؟
‫- توی چادر.

383
00:42:44,603 --> 00:42:46,647
‫- چطوری دووم آوردی، سرباز؟
‫- به نظرتون چطوری میاد؟

384
00:42:48,732 --> 00:42:50,568
‫ببخشید، قربان. فقط اینکه...

385
00:42:51,777 --> 00:42:54,196
‫اون صداها، قربان. معذرت می‌خوام.

386
00:42:54,280 --> 00:42:57,449
‫چرا برنمی‌گردی پایگاه، سرباز؟
‫یه‌کم استراحت کن.

387
00:43:00,327 --> 00:43:01,370
‫کارت خوب بود.

388
00:43:20,764 --> 00:43:23,225
‫پس این دوستت،
‫واقعاً فکر می‌کنی بهمون کمک می‌کنه؟

389
00:43:23,309 --> 00:43:26,562
‫اگه کسی بتونه تو و خانواده‌ت رو
‫از «دری» ببره بیرون،

390
00:43:27,062 --> 00:43:28,814
‫خودشه. به من اعتماد کن.

391
00:43:29,315 --> 00:43:30,441
‫این کار شدنیه.

392
00:43:30,983 --> 00:43:33,193
‫البته به شرطی که یکی تلفن رو برداره.

393
00:43:33,277 --> 00:43:35,154
‫بجنب دختر. بجنب.

394
00:43:39,283 --> 00:43:40,492
‫خودمون می‌ریم اونجا.

395
00:43:43,203 --> 00:43:45,414
‫- تو نمیای.
‫- نه، می‌خواستم برم خونه‌ی «لی‌لی»

396
00:43:45,497 --> 00:43:46,665
‫با «رانی» و «مارج».

397
00:43:48,000 --> 00:43:50,544
‫فکر کردیم بهتره قضیه «ریچ»
‫رو از خودمون بشنوه.

398
00:43:51,629 --> 00:43:53,255
‫فکر نمی‌کنم، عزیزم.

399
00:43:53,339 --> 00:43:54,757
‫ولی بابا گفت اون موجوده خوابیده.

400
00:43:54,840 --> 00:43:56,884
‫اون موجود نبود که دیشب آتیش راه انداخت.

401
00:43:57,509 --> 00:43:59,720
‫خودِ این شهر هیولاست!
‫تو هیچ‌جا نمیری!

402
00:43:59,803 --> 00:44:01,347
‫«رانی» هم همین‌طور.

403
00:44:04,016 --> 00:44:05,225
‫مطمئنی این کار لازمه؟

404
00:44:05,309 --> 00:44:07,144
‫مگه اینکه بخوای همسایه‌هام کنجکاو بشن

405
00:44:07,227 --> 00:44:09,229
‫که چرا یه مُرده داره تو پارکینگم راه میره.

406
00:44:09,313 --> 00:44:10,773
‫یعنی فکر می‌کنی متوجه می‌شن؟

407
00:44:11,273 --> 00:44:13,067
‫من دقیقاً شبیه آقای «هنلون» نیستم.

408
00:44:13,150 --> 00:44:14,526
‫تو این شهر؟

409
00:44:16,236 --> 00:44:17,529
‫آره، حق با توئه.

410
00:44:18,822 --> 00:44:22,326
‫بریم. تو بمون.
‫من یه ساعت دیگه برمی‌گردم.

411
00:45:09,123 --> 00:45:12,209
‫«لی‌لی»، عزیزم. مهمون داری.

412
00:45:17,297 --> 00:45:18,340
‫سلام.

413
00:45:22,594 --> 00:45:24,388
‫باید حرف می‌زدیم.

414
00:45:25,806 --> 00:45:28,517
‫دیشب، یه اتفاقی افتاد.

415
00:45:30,269 --> 00:45:32,771
‫ما آخرش بدون تو رفتیم سمت «کانون سیاه».

416
00:45:32,855 --> 00:45:33,856
‫آتیش‌سوزی.

417
00:45:34,648 --> 00:45:36,316
‫تو اخبار شنیدم.

418
00:45:37,735 --> 00:45:38,861
‫شما...

419
00:45:40,821 --> 00:45:43,615
‫- پدرت...
‫- حالش خوبه.

420
00:45:44,700 --> 00:45:45,868
‫ما خوبیم.

421
00:45:46,827 --> 00:45:48,620
‫«ویل» خوبه. فقط...

422
00:45:58,255 --> 00:45:59,548
‫«ریچ» کجاست؟

423
00:46:03,844 --> 00:46:04,845
‫چی؟

424
00:46:07,139 --> 00:46:08,182
‫نه.

425
00:46:58,482 --> 00:46:59,566
‫حالت خوبه؟

426
00:47:08,742 --> 00:47:12,079
‫هیچ‌وقت نتونست یه دونه‌ش رو
تا خیابون اصلی برسونه، نه؟

427
00:47:44,152 --> 00:47:45,237
‫یه چیزی پیدا کردم!

428
00:48:14,349 --> 00:48:16,184
‫یا خدا. «هالوران» راست می‌گفت.

429
00:48:43,921 --> 00:48:45,464
‫می‌تونید دست نگه دارید، سرگرد.

430
00:48:48,467 --> 00:48:49,635
‫دست نگه داریم؟

431
00:48:51,970 --> 00:48:54,431
‫سرهنگ، ما دستور داریم ستون رو
سه کیلومتر به شمال ببریم

432
00:48:54,473 --> 00:48:56,141
‫برنامه عوض شد.
‫ستون برمی‌گرده پایگاه

433
00:48:56,183 --> 00:48:57,476
‫- برای آزمایش‌های بیشتر.
‫- صبر کنید.

434
00:48:57,517 --> 00:49:01,146
‫برنامه همیشه این بوده که به سمت داخل حرکت کنیم.
‫به سمت مرکز «دری».

435
00:49:01,647 --> 00:49:04,232
‫نه، ما این موجود رو
ستون به ستون گیر می‌اندازیم

436
00:49:05,192 --> 00:49:08,278
‫چیزی که شما پیشنهاد میدید،
‫مثل باز گذاشتن در قفسه.

437
00:49:10,364 --> 00:49:12,532
‫شنیدی که «هالوران» چی گفت. موجود خوابه.

438
00:49:12,616 --> 00:49:15,160
‫حالا می‌تونیم ویژگی‌های فیزیکی
‫ستون رو آنالیز کنیم.

439
00:49:15,202 --> 00:49:17,287
‫ببینیم «دیک» یا دانشمندان
‫می‌تونن از اون داده‌ها استفاده کنن

440
00:49:17,329 --> 00:49:19,081
‫تا اون 12 ستون دیگه رو
حتی سریع‌تر پیدا کنن

441
00:49:20,248 --> 00:49:23,210
‫آروم باش، سرگرد. تو مرحله‌ی آخریم.

442
00:49:23,710 --> 00:49:24,878
‫کارت رو خوب انجام دادی.

443
00:50:04,751 --> 00:50:05,877
‫«شارلوت»؟

444
00:50:06,420 --> 00:50:08,338
‫گفتی اگه یه روز به یه دوست نیاز داشتم...

445
00:50:16,304 --> 00:50:17,764
‫چرا شما دوتا نمیاید تو؟

446
00:50:25,981 --> 00:50:26,982
‫«هنک».

447
00:50:27,065 --> 00:50:28,108
‫«رُز».

448
00:50:34,698 --> 00:50:37,117
‫خبر خوب اینه که اوضاع آروم می‌شه.

449
00:50:37,784 --> 00:50:39,786
‫اون‌ها همین الانش هم فکر می‌کنن «هنک» مُرده.

450
00:50:40,328 --> 00:50:42,706
‫من دوستانی توی «مک‌گیل» در «مونترال» دارم.

451
00:50:43,206 --> 00:50:46,418
‫اون‌ها می‌تونن برای خانواده «گروگن»
‫مدارک جدید و همه چی جور کنن.

452
00:50:46,960 --> 00:50:49,296
‫- خبر بد چیه؟
‫- باید از مرز ردش کنیم.

453
00:50:50,172 --> 00:50:52,758
‫تا اونجا که یادمه،
‫گمرک خیلی با آدم‌های...

454
00:50:52,841 --> 00:50:54,509
‫مُرده راه نمیاد.

455
00:50:56,928 --> 00:50:58,263
‫فقط یه خط روی نقشه‌ست.

456
00:50:59,306 --> 00:51:00,348
‫مگه نه؟

457
00:51:00,849 --> 00:51:02,059
‫خاله!

458
00:51:03,560 --> 00:51:04,895
‫شاید یه مشکلی داشته باشیم.

459
00:52:14,548 --> 00:52:16,424
‫فرآیند کوره رو آغاز کنید.

460
00:52:19,928 --> 00:52:21,179
‫همون‌جا نگه‌ش دار!

461
00:52:24,558 --> 00:52:25,559
‫خاموشش کن!

462
00:52:27,936 --> 00:52:29,229
‫خاموشش کن! همین الان!

463
00:52:37,070 --> 00:52:38,196
‫بیاریدش بیرون.

464
00:52:38,738 --> 00:52:40,115
‫از اون تو بیاریدش بیرون!

465
00:52:45,787 --> 00:52:47,414
‫فکر می‌کنی چه غلطی داری می‌کنی؟

466
00:52:48,081 --> 00:52:50,542
‫گفتی فقط داریم
ویژگی‌های فیزیکی رو بررسی می‌کنیم

467
00:52:50,625 --> 00:52:52,294
‫دستور دستوره، سرگرد.

468
00:53:00,343 --> 00:53:01,344
‫«لیروی».

469
00:53:05,056 --> 00:53:06,808
‫اون اسلحه‌ی لعنتی رو بذار زمین.

470
00:53:08,768 --> 00:53:11,229
‫سلاح‌ها پایین. همه‌تون.

471
00:53:11,730 --> 00:53:12,731
‫یالا!

472
00:53:17,402 --> 00:53:18,695
‫یه لحظه، لطفاً، سرگرد؟

473
00:53:27,162 --> 00:53:29,998
‫متأسفم زودتر بهت نگفتم، سرگرد،
‫اما امنیت عملیات اولویت داره.

474
00:53:30,415 --> 00:53:32,250
‫شما فقط باید چیزی
که لازم بود رو می‌دونستید

475
00:53:32,334 --> 00:53:34,586
‫این قضیه اصلاً ربطی به روسیه نداره، مگه نه؟

476
00:53:40,508 --> 00:53:43,678
‫بزرگترین تهدید برای این ملت
‫از خارج نیست، سرگرد.

477
00:53:44,638 --> 00:53:45,805
‫از داخله.

478
00:53:46,848 --> 00:53:48,892
‫می‌بینی اون بیرون چه خبره، «لیروی»؟

479
00:53:49,684 --> 00:53:52,729
‫آمریکایی‌ها به جون هم افتادن،
‫و اوضاع فقط داره بدتر می‌شه.

480
00:53:53,313 --> 00:53:56,816
‫دیوونه‌های ضد هسته‌ای،
‫جنبش زنان، شورش‌های نژادی.

481
00:53:58,276 --> 00:54:00,070
‫این کشور داره آروم آروم می‌شکنه

482
00:54:00,153 --> 00:54:02,572
‫به هزار تیکه تیز و ناهماهنگ.

483
00:54:04,658 --> 00:54:07,160
‫من فقط دارم سعی می‌کنم
‫جلوی یه جنگ داخلی دیگه رو بگیرم.

484
00:54:08,286 --> 00:54:10,121
‫آمریکایی‌ها دیگه حرف هم رو نمی‌شنون.

485
00:54:10,622 --> 00:54:13,291
‫اون‌ها فقط می‌خوان دعوا کنن
‫سر اینکه کی کدوم تیکه از کیک رو برداره

486
00:54:13,375 --> 00:54:15,377
‫در حالی که بقیه دنیا داره
ما رو زنده زنده می‌خوره

487
00:54:15,460 --> 00:54:18,588
‫و تنها چیزی که باعث می‌شه
مردم واقعاً حرف گوش کنن، ترسه

488
00:54:19,339 --> 00:54:21,466
‫حرف گوش کنن؟ یا منظورت اطاعته؟

489
00:54:21,549 --> 00:54:25,387
‫منظورم اینه که یه ملت قانون‌مند نیاز به سیستمی داره
‫که مردم واقعاً ازش پیروی کنن.

490
00:54:25,887 --> 00:54:28,598
‫هر چیز دیگه‌ای یعنی هرج و مرج.
‫این رو خوب می‌دونی، سرگرد.

491
00:54:29,349 --> 00:54:31,059
‫تو هیچ‌وقت برنامه نداشتی زندانیش کنی.

492
00:54:32,894 --> 00:54:34,604
‫همیشه برنامه داشتی آزادش کنی،

493
00:54:34,688 --> 00:54:36,773
‫تا توی حیاط خلوت کوفتی خودت رهاش کنی!

494
00:54:36,856 --> 00:54:39,609
‫به این شهر نگاه کن.
‫دیشب چه اتفاقی افتاد؟

495
00:54:40,151 --> 00:54:42,070
‫وحشتناک بود. ولی حدس بزن چی شد؟

496
00:54:42,862 --> 00:54:44,781
‫خیابون‌ها امروز آرومن.

497
00:54:44,864 --> 00:54:47,659
‫نه شورشی، نه غارتی، نه ناآرامی.

498
00:54:49,119 --> 00:54:50,245
‫ترس.

499
00:54:50,912 --> 00:54:53,915
‫مثل مه روی هر موجود زنده‌ای
‫که لمسش می‌کنه می‌شینه،

500
00:54:54,499 --> 00:54:56,084
‫مثل یه داروی بیهوشی لعنتی.

501
00:54:56,167 --> 00:54:57,919
‫پس می‌خوای آمریکا رو تبدیل به «دری» کنی؟

502
00:54:58,003 --> 00:54:59,421
‫به چه قیمتی؟

503
00:54:59,504 --> 00:55:01,172
‫چندتا بچه‌ی مُرده تو این مسیر؟

504
00:55:01,256 --> 00:55:04,092
‫کمتر از کسایی که هر سال
!توی تصادفات می‌میرن

505
00:55:04,175 --> 00:55:07,053
‫ما سربازیم، سرگرد!
‫ما تلفات جانبی رو می‌پذیریم.

506
00:55:07,137 --> 00:55:08,805
‫تو رسماً دیوونه‌ای.

507
00:55:08,888 --> 00:55:10,432
‫و این دقیقاً همون چیزی‌ـه که بازرس‌های

508
00:55:10,515 --> 00:55:12,892
‫وزارت دفاع وقتی بهشون
‫این چرت و پرت‌ها رو بگم، خواهند گفت.

509
00:55:12,976 --> 00:55:16,021
‫تو داری در طویله رو می‌بندی
‫اونم وقتی اسب فرار کرده.

510
00:55:16,563 --> 00:55:17,814
‫تمومش کن.

511
00:55:22,694 --> 00:55:23,695
‫دستور رو لغو کن.

512
00:55:24,571 --> 00:55:25,613
‫انجامش بده!

513
00:55:28,491 --> 00:55:29,868
‫بذارش زمین، «هنلون».

514
00:55:49,512 --> 00:55:51,389
‫شاید هنوز متوجه نباشی، سرگرد،

515
00:55:52,098 --> 00:55:53,808
‫ولی کارهایی که امروز کردی

516
00:55:54,517 --> 00:55:56,811
‫ممکنه این کشور رو نجات بده.

517
00:55:58,480 --> 00:56:00,106
‫می‌خواستی قهرمان باشی.

518
00:56:00,732 --> 00:56:01,858
‫انجامش دادی، پسرم.

519
00:56:02,734 --> 00:56:04,194
‫حالا برگرد به خوابگاهت.

520
00:56:14,037 --> 00:56:16,414
‫مطمئن شید این مرد
‫از پایگاه خارج نمی‌شه.

521
00:56:16,498 --> 00:56:17,999
‫بله قربان، ژنرال.

522
00:57:29,654 --> 00:57:32,240
‫- الو؟
‫- سلام، منم «ران».

523
00:57:33,199 --> 00:57:35,869
‫«ران»، معذرت می‌خوام.
‫مامانم نذاشت بیام بیرون.

524
00:57:36,411 --> 00:57:37,495
‫اشکالی نداره.

525
00:57:37,579 --> 00:57:39,372
‫ما همه رفتیم سمت «استندپایپ»،

526
00:57:39,456 --> 00:57:41,416
‫فقط واسه اینکه وسایل «ریچ» رو برداریم و...

527
00:57:43,334 --> 00:57:45,211
‫هی، «را»... «ران»، اشکالی نداره.

528
00:57:45,587 --> 00:57:46,963
‫- اون...
‫- نه، داره.

529
00:57:47,088 --> 00:57:48,590
‫خیلی هم اشکال داره.

530
00:57:50,425 --> 00:57:51,593
‫می‌دونم.

531
00:57:52,635 --> 00:57:53,720
‫متأسفم.

532
00:57:54,512 --> 00:57:58,349
‫فقط نمی‌تونم با این واقعیت کنار بیام
‫که اون رفته.

533
00:57:58,892 --> 00:58:02,270
‫که اون‌طوری مُرد. جوری که به نظر می‌رسید.

534
00:58:03,271 --> 00:58:05,190
‫جوری که حتماً خفه شده.

535
00:58:05,732 --> 00:58:07,775
‫ریه‌هاش مثل پاپ‌کورن ترکیدن.

536
00:58:08,485 --> 00:58:10,361
‫باعث می‌شه دهنم آب بیفته.

537
00:58:11,696 --> 00:58:12,697
‫چی؟

538
00:58:13,239 --> 00:58:17,952
‫من می‌تونم بوی
‫بدن کوچیک و شکسته و بدبوش رو حس کنم.

539
00:58:18,661 --> 00:58:20,121
‫تو نمی‌تونی؟

540
00:58:20,997 --> 00:58:22,081
‫خفه شو.

541
00:58:23,166 --> 00:58:24,876
‫- خفه شو!
‫- من صدات رو نمی‌شنوم.

542
00:58:24,959 --> 00:58:26,252
‫می‌دونم کی هستی!

543
00:58:27,003 --> 00:58:29,380
‫- نمی‌تونی من رو بترسونی!
‫- بلندتر بگو، «ویلی» جون!

544
00:58:29,464 --> 00:58:31,382
‫- می‌شنوی؟
‫- من صدات رو نمی‌شنوم!

545
00:58:31,466 --> 00:58:32,842
‫دیگه نمی‌ترسم!

546
00:58:32,926 --> 00:58:34,511
‫من صدات رو نمی‌شنوم!
