﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:05,797 --> 00:00:10,051
[تیمارستان جونیپر هیل]

3
00:00:14,472 --> 00:00:18,309
[سال 1935]

4
00:00:35,660 --> 00:00:36,995
‫من نمی‌خوام برم.

5
00:00:38,246 --> 00:00:40,582
‫اون پایین چیزی برای ترسیدن نیست.

6
00:00:41,875 --> 00:00:43,126
‫بیا.

7
00:00:44,419 --> 00:00:45,587
‫آفرین دختر خوب.

8
00:00:49,632 --> 00:00:51,009
‫اسمت چیه عزیزم؟

9
00:00:52,635 --> 00:00:53,762
‫میبل.

10
00:01:12,280 --> 00:01:13,656
‫خب، میبل...

11
00:01:15,200 --> 00:01:17,368
‫اینجا همون جاییه که دلقک
‫گفت بیای ببینیش؟

12
00:01:19,537 --> 00:01:20,955
‫می‌تونی به من بگی.

13
00:01:50,985 --> 00:01:54,239
‫آروم باش. چیزی نیست عزیزم، آروم باش.
‫فقط یه بادکنکه.

14
00:03:25,622 --> 00:03:35,215
[آن: به دری خوش آمدید]
[قسمت ششم: به نام پدر]

15
00:03:41,054 --> 00:03:43,640
‫سرتون رو بدزدید بچه‌ها.

16
00:03:45,308 --> 00:03:48,102
‫چیزی که نمی‌فهمی اینه که،
‫من اون پایین ممکن بود به کشتنت بدم.

17
00:03:49,187 --> 00:03:52,982
‫ولی در عوض، مجبور شدم بهترین دوستم رو
‫توی تابوت بفرستم خونه.

18
00:03:55,568 --> 00:03:57,070
‫چون تو ازم نافرمانی کردی.

19
00:03:57,904 --> 00:04:00,573
‫بی‌خیال بابا. این انصاف نیست.
‫تو می‌دونی چی عمو پاولی رو کشت.

20
00:04:00,657 --> 00:04:03,534
‫چیزی که من می‌دونم اینه که یه پسر دارم
‫که هیچ عقل و شعوری نداره.

21
00:04:03,618 --> 00:04:05,453
‫- باشه لیروی.
‫- شارلوت، متأسفم.

22
00:04:05,536 --> 00:04:07,664
‫تو دخالت نکن.
‫تو اونجا نبودی.

23
00:04:08,164 --> 00:04:10,083
‫این موجود می‌تونست تغییر شکل بده.

24
00:04:10,500 --> 00:04:12,085
‫انگار می‌تونست توی ذهنم رو ببینه.

25
00:04:12,168 --> 00:04:14,712
‫- چطور همچین چیزی ممکنه، لی؟
‫- نمی‌دونم.

26
00:04:14,796 --> 00:04:17,090
‫ولی می‌دونم که این‌ها بازیِ ذهنی نبود.

27
00:04:17,173 --> 00:04:18,925
‫واقعی بود. جسم داشت.

28
00:04:19,008 --> 00:04:21,803
‫- سربازهای آموزش‌دیده رو کشت.
‫- بابا، من می‌دونم چه کاری ازش برمیاد.

29
00:04:22,387 --> 00:04:25,181
‫چند بار اومده سراغمون،
‫و قرار هم نیست تمومش کنه.

30
00:04:25,265 --> 00:04:27,016
‫خب، اینجا کاری باهات نداره.
‫بیرون از دِری.

31
00:04:27,100 --> 00:04:30,311
‫پس، از این به بعد، بدون اجازه‌ی من
‫از اتاقت بیرون نمیای.

32
00:04:30,395 --> 00:04:31,854
‫فهمیدی؟

33
00:04:33,106 --> 00:04:34,190
‫نه.

34
00:04:34,274 --> 00:04:36,943
‫- نه...
‫- عزیزم، به حرف بابات گوش کن.

35
00:04:39,362 --> 00:04:43,616
‫نه! همیشه خودت می‌گفتی
‫یه مرد نباید از دردسر قایم بشه.

36
00:04:43,700 --> 00:04:45,743
‫گفتی چیزی که به زندگی ارزش میده
‫دوستانیه که پیدا می‌کنی

37
00:04:45,827 --> 00:04:48,788
‫و ریسک‌هایی که می‌کنی.
‫خب، من الان دوستانی دارم بابا.

38
00:04:48,871 --> 00:04:50,123
‫من دوستانی دارم و اون‌ها بهم نیاز دارن،

39
00:04:50,206 --> 00:04:52,083
‫و من قراره کنارشون باشم،
‫درست مثل کاری که تو می‌کردی.

40
00:04:52,166 --> 00:04:54,335
‫تو مثل من نیستی.

41
00:04:54,836 --> 00:04:58,715
‫آره، می‌دونم. می‌دونم من مثل تو نیستم
‫چون من هیچ‌وقت نمی‌ذارم دوست‌هام بمیرن.

42
00:05:00,008 --> 00:05:01,134
‫لیروی!

43
00:05:10,852 --> 00:05:13,313
‫- متأسفم پسرم.
‫- روی تو هم اثر گذاشته.

44
00:05:13,896 --> 00:05:16,149
‫- رفته توی مخت.
‫- نه.

45
00:05:17,150 --> 00:05:19,569
‫- بیا اینجا پسرم.
‫- ازم فاصله بگیر!

46
00:05:45,803 --> 00:05:48,931
[پایگاه نیروی هوایی دِری]

47
00:05:53,436 --> 00:05:56,564
[گمشده]

48
00:06:09,369 --> 00:06:12,205
‫[تحت‌تعقیب]
‫[‏500 دلار جایزه‌ی نقدی]

49
00:06:48,491 --> 00:06:49,700
‫اون چیه؟

50
00:06:49,784 --> 00:06:52,328
‫وقتی دلقک داشت دنبالم می‌کرد
‫این زیر آب بود.

51
00:06:53,871 --> 00:06:55,748
‫شروع کرد به درخشیدن، و...

52
00:06:56,290 --> 00:06:58,251
‫و اون یه جوری بهش نگاه کرد انگار...

53
00:06:58,876 --> 00:07:00,420
‫انگار ترسیده بود.

54
00:07:01,504 --> 00:07:03,756
‫ترسیده بود؟ واقعاً؟

55
00:07:04,465 --> 00:07:05,466
‫آره.

56
00:07:06,259 --> 00:07:08,261
‫بعدش عقب رفت و فقط...

57
00:07:09,470 --> 00:07:10,596
‫ناپدید شد.

58
00:07:13,724 --> 00:07:14,892
‫می‌تونم ببینمش؟

59
00:07:16,144 --> 00:07:17,311
‫خودم نگه‌ش می‌دارم.

60
00:07:19,313 --> 00:07:20,440
‫باشه.

61
00:07:23,693 --> 00:07:26,737
‫- شبیه خط هیروگلیفه.
‫- فکر می‌کردم اون‌ها مال مصر باستانه.

62
00:07:26,821 --> 00:07:30,116
‫همه تمدن‌های باستانی هیروگلیف دارن.
‫این یه کلمه‌ی یونانیه.

63
00:07:30,658 --> 00:07:31,701
‫دقیقاً.

64
00:07:32,535 --> 00:07:35,246
‫هر چی که هست،
‫اگه اون موجود ازش می‌ترسه،

65
00:07:35,329 --> 00:07:36,664
‫شاید بتونیم ازش استفاده کنیم.

66
00:07:37,748 --> 00:07:41,294
‫برمی‌گردیم اون پایین،
‫همه‌مون با هم...

67
00:07:42,670 --> 00:07:43,796
‫و می‌کشیمش.

68
00:07:47,258 --> 00:07:49,760
‫واقعاً انتظار داری به حرفت گوش کنیم؟

69
00:07:49,844 --> 00:07:53,222
‫تو همونی هستی که از اول ما رو کشوندی
‫اون پایینِ لعنتی.

70
00:07:53,806 --> 00:07:57,185
‫ما تا پای مرگ رفتیم.
‫و حالا می‌خوای که برگردیم؟

71
00:07:58,478 --> 00:08:00,104
‫تو دیوونه‌ای.

72
00:08:00,980 --> 00:08:02,273
‫به من چی گفتی؟

73
00:08:06,736 --> 00:08:08,237
‫لیلی؟

74
00:08:08,321 --> 00:08:09,947
‫- فقط بده...
‫- بهش دست نزن!

75
00:08:14,535 --> 00:08:16,078
‫فکر می‌کنید من این رو می‌خواستم؟

76
00:08:17,163 --> 00:08:20,458
‫اگه می‌تونستم برگردم عقب، هیچ‌وقت
‫اصلاً پام رو تو خونه‌ت نمی‌ذاشتم.

77
00:08:21,083 --> 00:08:23,127
‫تو توی اتاقک سینما بودی. ندیدی.

78
00:08:23,211 --> 00:08:26,047
‫من تنها کسی بودم که تونستم
‫از اون سالن زنده بیام بیرون.

79
00:08:26,130 --> 00:08:28,508
‫و وقتی متی برگشت و بهمون گفت
‫یه شانسی هست که

80
00:08:28,591 --> 00:08:29,884
‫فیل هنوز زنده باشه؟

81
00:08:29,967 --> 00:08:31,594
‫باید چه غلطی می‌کردم؟

82
00:08:31,677 --> 00:08:34,388
‫اگه اون روز نیومده بودی خونه‌ی من،

83
00:08:34,472 --> 00:08:36,390
‫احتمالاً اون‌ها هنوز زنده بودن.

84
00:08:36,474 --> 00:08:39,894
‫و پلیس هم مثل یه حیوون
‫دنبال بابای من نمی‌افتاد.

85
00:08:39,977 --> 00:08:42,104
‫تنها قصدم این بود که کمکت کنم.

86
00:08:42,730 --> 00:08:45,900
‫خیلی هم کمک کردی.
‫کاش هیچ‌وقت سعی نکرده بودم.

87
00:08:45,942 --> 00:08:47,652
‫- بچه‌ها...
‫- و کاش هیچ‌وقت تو رو ندیده بودم،

88
00:08:47,693 --> 00:08:49,529
‫- لیلی بین‌بریج!
‫- نمی‌بینید؟

89
00:08:50,154 --> 00:08:53,074
‫این همون چیزی‌ـه که اون می‌خواد!
‫می‌خواد ما رو به جون هم بندازه.

90
00:08:53,157 --> 00:08:56,744
‫نباید هیچ‌وقت از آسایشگاه
‫آزادت می‌کردن!

91
00:09:02,542 --> 00:09:03,876
‫من میرم ببینم حالش خوبه.

92
00:09:10,174 --> 00:09:11,926
‫- منظوری نداشت.
‫- هیچی نگو.

93
00:09:13,469 --> 00:09:16,222
‫فقط... فقط تنهام بذارید.

94
00:09:45,376 --> 00:09:47,753
‫هالوران؟ کجا بودی؟

95
00:09:48,337 --> 00:09:49,338
‫نمی‌تونم بهت بگم.

96
00:09:50,298 --> 00:09:51,966
‫باشه. اینجا رو به راهه؟

97
00:09:52,049 --> 00:09:54,176
‫آره، فردا شب قراره یه برنامه‌ای بچینیم،

98
00:09:54,260 --> 00:09:56,887
‫چند تا مهمون دعوت کنیم، موزیک بزنیم،
‫اینجا رو افتتاح کنیم.

99
00:09:57,388 --> 00:09:59,765
‫آره، قراره حسابی خوش بگذره.

100
00:10:04,395 --> 00:10:05,479
‫لعنتی.

101
00:10:08,065 --> 00:10:09,108
‫لازمش داری؟

102
00:10:09,859 --> 00:10:11,235
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی.

103
00:10:21,787 --> 00:10:23,039
‫خوبی؟

104
00:10:24,248 --> 00:10:25,249
‫آره.

105
00:10:27,460 --> 00:10:30,504
‫یخچال لعنتی نشتی داره.
‫باید عوضش کنیم.

106
00:10:31,005 --> 00:10:32,214
‫کف‌پوش هم پوسیده.

107
00:10:35,593 --> 00:10:37,970
‫من این بطری نوشیدنی رو تموم می‌کنم،

108
00:10:38,054 --> 00:10:40,514
‫میرم اون پشت یه چرتی می‌زنم.

109
00:10:40,598 --> 00:10:41,641
‫نمی‌تونی.

110
00:10:43,184 --> 00:10:45,227
‫یه موضوعی هست باید راجع بهش حرف بزنیم.

111
00:10:50,399 --> 00:10:51,400
‫بگو.

112
00:10:51,442 --> 00:10:53,444
‫باورت می‌شه چی می‌گفت؟
‫انگار قرار نیست دست برداره

113
00:10:53,486 --> 00:10:54,654
‫تا وقتی یکی از ما بمیره.

114
00:10:54,695 --> 00:10:56,489
‫به زور از اون تونل‌ها جون سالم به در بردیم،

115
00:10:56,530 --> 00:10:58,532
‫و حالا می‌خواد دوباره
‫ما رو تقدیم اون موجود کنه؟

116
00:10:58,616 --> 00:10:59,950
‫حتماً عقلش رو از دست داده!

117
00:11:00,576 --> 00:11:01,869
‫تو باهام موافقی، مگه نه؟

118
00:11:02,370 --> 00:11:03,871
‫آره. قطعاً.

119
00:11:05,081 --> 00:11:06,624
‫به نظرت زیاده‌روی کردم؟

120
00:11:07,249 --> 00:11:08,584
‫منظورم اینه که...

121
00:11:09,210 --> 00:11:10,586
‫شاید کردم، اما...

122
00:11:14,256 --> 00:11:15,508
‫فقط خسته‌م.

123
00:11:16,467 --> 00:11:18,302
‫از ترسیدن خسته شدم.

124
00:11:20,805 --> 00:11:21,889
‫می‌دونم.

125
00:11:23,265 --> 00:11:24,392
‫منم همینطور.

126
00:11:28,270 --> 00:11:29,355
‫ویلیام دوبوآ هنلن؟

127
00:11:30,022 --> 00:11:32,358
‫همین الان تشریف بیار تو ماشین، پسره‌ی سرتق.

128
00:11:33,526 --> 00:11:34,610
‫دوبوآ؟

129
00:11:37,071 --> 00:11:38,406
‫تو هم همینطور، خانم کوچولو.

130
00:11:38,489 --> 00:11:40,533
‫من؟ چرا؟

131
00:11:42,785 --> 00:11:44,578
‫شماها فکر کردید بزرگ شدید؟

132
00:11:59,009 --> 00:12:01,220
‫- لعنتی.
‫- تو...

133
00:12:01,303 --> 00:12:03,389
‫- این همونیه که فکر می‌کنم؟
‫- آره، اما...

134
00:12:03,472 --> 00:12:05,141
‫عکس این آقا رو زدن
‫همه جای شهر، رجی.

135
00:12:05,224 --> 00:12:07,476
‫واسه سر این آقا جایزه
‫تعیین کردن و همه چی.

136
00:12:07,977 --> 00:12:09,228
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

137
00:12:09,270 --> 00:12:11,105
‫- خواهش می‌کنم، من... من... خواهش می‌کنم.
‫- نه، نه، نه. نه. نه!

138
00:12:11,147 --> 00:12:12,982
‫خانم هنلن خواست
‫اگه می‌شه اینجا قایمش کنیم.

139
00:12:13,065 --> 00:12:14,316
‫چی باید می‌گفتم؟

140
00:12:14,400 --> 00:12:17,236
‫فکر می‌کنم داری دردسر بزرگی
‫واسه خودت می‌خری.

141
00:12:17,319 --> 00:12:19,447
‫می‌گه یه نقشه‌ای داره
‫که از شهر بفرستتش بیرون.

142
00:12:19,488 --> 00:12:21,157
‫فقط یکی دو روز وقت می‌خواد
‫تا کارهاش رو بکنه.

143
00:12:21,198 --> 00:12:23,576
‫خب انتظار داری چی کار کنم؟
‫تحویلش بدم به یه مشت اوباش که دارش بزنن؟

144
00:12:23,617 --> 00:12:25,202
‫ببینید، من... من آفتابی نمی‌شم.

145
00:12:25,286 --> 00:12:27,079
‫آفتابی نمی‌شم.
‫من... من... قول میدم قربان.

146
00:12:27,163 --> 00:12:29,248
‫از این اتاق بیرون نمیام. خواهش می‌کنم.

147
00:12:30,082 --> 00:12:31,292
‫خواهش می‌کنم.

148
00:12:32,209 --> 00:12:33,753
‫من الان حوصله این دردسرها رو ندارم.

149
00:12:37,590 --> 00:12:39,592
‫کجاست؟ بابا؟

150
00:12:39,675 --> 00:12:40,801
‫- رانی؟
‫- بابا!

151
00:12:40,885 --> 00:12:42,595
‫رانی! رانی!

152
00:12:42,678 --> 00:12:44,805
‫- بابا!
‫- خدایا! خدایا!

153
00:12:47,183 --> 00:12:48,267
‫عزیزم.

154
00:12:49,018 --> 00:12:51,854
‫دلم برات تنگ شده بود! بذار نگاهت کنم.

155
00:12:51,937 --> 00:12:54,523
‫- خوبی؟ بذار ببینمت.
‫- دلم برات تنگ شده بود.

156
00:12:54,607 --> 00:12:56,734
‫- خیلی دلم برات تنگ شده بود.
‫- منم دلم تنگ شده بود.

157
00:12:57,067 --> 00:12:58,652
‫همه‌جا رو دنبالت می‌گشتیم.

158
00:12:58,736 --> 00:13:00,780
‫چیزی نیست عزیزم.
‫هیچ‌کس از اینجا خبر نداره.

159
00:13:00,863 --> 00:13:03,324
‫فقط چندتا از خلبان‌های سیاه‌پوستِ پایگاه.

160
00:13:06,410 --> 00:13:07,661
‫خیلی متأسفم.

161
00:13:08,412 --> 00:13:10,289
‫- متأسفم تنهات گذاشتم.
‫- هی.

162
00:13:11,123 --> 00:13:12,333
‫ممنون که این کار رو کردی.

163
00:13:12,958 --> 00:13:14,251
‫من رو قاطی این ماجرا نکنید.

164
00:13:14,877 --> 00:13:16,253
‫خیلی متأسفم.

165
00:13:17,588 --> 00:13:19,006
‫چطوری پیدات کردن؟

166
00:13:19,089 --> 00:13:22,009
‫یکی از دوست‌هام به خاطر من
‫با خانم هنلن تماس گرفت.

167
00:13:22,092 --> 00:13:24,345
‫- کی؟
‫- داستانش طولانیه عزیزم.

168
00:13:25,262 --> 00:13:28,724
‫چیزی که مهمه اینه که با همیم
‫و قراره با هم بمونیم.

169
00:13:29,391 --> 00:13:31,602
‫هیچ‌کس قرار نیست دیگه
‫ما رو از هم جدا کنه.

170
00:13:32,186 --> 00:13:33,813
‫دیگه هیچ‌وقت، باشه؟

171
00:13:33,896 --> 00:13:36,398
‫آره، بذار امتحان کنن. باشه؟

172
00:13:38,150 --> 00:13:40,444
‫دلم تنگ شده بود. دلم تنگ شده بود.

173
00:13:40,528 --> 00:13:42,822
‫می‌خوای راجع به اتفاقی که امروز صبح افتاد
‫حرف بزنی؟

174
00:13:42,905 --> 00:13:45,533
‫من پیشتم. هوات رو دارم.

175
00:13:47,660 --> 00:13:48,744
‫دختر کوچولوی من.

176
00:13:49,578 --> 00:13:50,788
‫همه چی درست می‌شه.

177
00:13:52,957 --> 00:13:55,000
‫جات امنه. جات امنه، باشه؟

178
00:13:55,084 --> 00:13:59,463
‫چیزی نیست. چیزی نیست. چیزی نیست عزیزم.

179
00:14:20,776 --> 00:14:22,695
‫- سلام.
‫- سلام.

180
00:14:25,322 --> 00:14:27,616
‫- ترسوندی من رو.
‫- ببخشید.

181
00:14:28,117 --> 00:14:30,035
‫فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه.

182
00:14:30,744 --> 00:14:34,290
‫- اینجا چی کار می‌کنی؟
‫- هنوز نتونستم یکی رو بفرستم خیابون اصلی.

183
00:14:35,916 --> 00:14:38,502
‫- می‌خوای امتحان کنی؟
‫- باید پانسمان چشمم رو عوض کنم.

184
00:14:39,169 --> 00:14:41,839
‫- کندن چسبش سخته.
‫- کمک می‌خوای؟

185
00:14:41,922 --> 00:14:44,049
‫من چند سالی پیشاهنگ بودم.

186
00:14:45,092 --> 00:14:47,887
‫ترفند کندن بانداژ بدون درد رو بلدم.

187
00:14:48,679 --> 00:14:49,930
‫خیلی حال‌به‌هم‌زنه.

188
00:15:08,282 --> 00:15:09,658
‫داری چی کار می‌کنی؟

189
00:15:09,700 --> 00:15:11,869
‫چیه؟ اگه یه‌کم خیسش کنی،
‫راحت سر می‌خوره و کنده می‌شه.

190
00:15:11,911 --> 00:15:14,204
‫- نه با آب دهنت.
‫- چیزی نیست.

191
00:15:14,288 --> 00:15:16,540
‫بزاق دهن خاصیت ضدعفونی‌کننده داره.

192
00:15:17,166 --> 00:15:19,168
‫- فکر نکنم درست باشه.
‫- کی می‌دونه؟

193
00:15:19,710 --> 00:15:22,713
‫علم دائماً در حال تغییره.
‫این چیزی‌ـه که ویل می‌گه.

194
00:15:22,796 --> 00:15:24,256
‫باید حرف زدنش رو بشنوی.

195
00:15:30,971 --> 00:15:33,307
‫دیدی؟ مثل آب...

196
00:15:34,767 --> 00:15:36,018
‫خوردن.

197
00:15:40,397 --> 00:15:42,524
‫وحشتناکه، نه؟

198
00:15:44,026 --> 00:15:46,278
‫نه، باحال‌ترین چیزی‌ـه که تا حالا دیدم.

199
00:15:54,662 --> 00:15:57,206
‫از اینجا به بعدش رو خودم انجام میدم. ممنون.

200
00:16:05,839 --> 00:16:07,841
‫اون ماجرای قبلی دیوونه‌کننده بود، نه؟

201
00:16:07,883 --> 00:16:10,344
‫لیلی و رانی واقعاً
‫پریدن به هم.

202
00:16:10,427 --> 00:16:11,553
‫آره.

203
00:16:15,849 --> 00:16:17,017
‫آره، من فقط...

204
00:16:18,394 --> 00:16:20,145
‫فقط حس بدی دارم. انگار...

205
00:16:21,230 --> 00:16:22,731
‫کار این موجود با ما تموم نشده.

206
00:16:23,524 --> 00:16:25,818
‫و اگه مجبور بشیم
...تنها باهاش روبه‌رو بشیم، اون‌وقت

207
00:16:27,528 --> 00:16:28,570
‫می‌دونم.

208
00:16:30,739 --> 00:16:32,324
‫اگه حق با لیلی باشه چی؟

209
00:16:33,492 --> 00:16:34,868
‫در مورد اون چیزی که پیدا کرد؟

210
00:16:35,536 --> 00:16:37,913
‫اگه واقعاً تنها راه
‫متوقف کردن این موجود باشه چی؟

211
00:16:39,415 --> 00:16:42,167
‫اگه با هم باشیم شانس بهتری نداریم؟

212
00:16:47,965 --> 00:16:49,675
‫من اونی نیستم که نیاز به قانع کردن داره.

213
00:16:50,259 --> 00:16:51,802
‫و رانی به نظر لجباز میاد.

214
00:16:58,225 --> 00:16:59,601
‫من ردیفش می‌کنم.

215
00:17:17,036 --> 00:17:18,162
‫هر چه بادا باد.

216
00:17:24,918 --> 00:17:26,003
‫لعنتی!

217
00:18:09,004 --> 00:18:10,923
‫هالوران، اون تویی؟

218
00:18:21,934 --> 00:18:23,060
‫سرگرد.

219
00:18:29,691 --> 00:18:30,984
‫کجا بودی؟

220
00:18:32,903 --> 00:18:34,154
‫نوشیدنی می‌خوای؟

221
00:18:36,115 --> 00:18:38,408
‫نوشیدنی. نوشیدنی، نوشیدنی، نوشیدنی.

222
00:18:42,579 --> 00:18:44,289
‫دستورات جدید از طرف شاو.

223
00:18:44,832 --> 00:18:47,501
‫چه سرباز مُرده باشه چه نباشه، هنوز
‫دنبال اون ستون‌هاست.

224
00:18:48,627 --> 00:18:50,129
‫منطقیه.

225
00:18:50,170 --> 00:18:52,965
‫ولی اگه من جای شاو بودم، اون مسخره‌بازی رو
‫تموم می‌کردم قبل از اینکه...

226
00:19:07,896 --> 00:19:09,648
‫بعداً نگاهش می‌کنم.

227
00:19:11,567 --> 00:19:13,068
‫دیک، اون پایین چه اتفاقی افتاد؟

228
00:19:16,071 --> 00:19:17,656
‫فکر کنم عصبانیش کردیم.

229
00:19:17,739 --> 00:19:18,991
‫منظورم خودتی.

230
00:19:20,701 --> 00:19:22,619
‫تو ساعت‌ها توی اون تونل‌ها موندی.

231
00:19:23,120 --> 00:19:24,204
‫چی شد؟

232
00:19:26,748 --> 00:19:27,916
‫این قابلیتی که دارم...

233
00:19:29,209 --> 00:19:32,296
‫از وقتی بچه بودم، باعث می‌شد چیزهایی ببینم.

234
00:19:33,338 --> 00:19:34,339
‫خب.

235
00:19:35,549 --> 00:19:36,842
‫چه جور چیزهایی؟

236
00:19:38,051 --> 00:19:39,344
‫مُرده‌ها.

237
00:19:45,934 --> 00:19:48,312
مادربزرگم هم همین قابلیت رو داشت

238
00:19:49,229 --> 00:19:51,899
‫نه به این قدرت، ولی داشت، پس...

239
00:19:53,650 --> 00:19:56,236
‫فهمید که نمی‌خوابم، و دلیلش چیه،

240
00:19:56,320 --> 00:19:58,989
‫و بهم این حقه رو یاد داد. بهم گفت...

241
00:20:00,240 --> 00:20:03,535
‫گفت: «دیک،
‫به یه جعبه‌ی خیلی بزرگ فکر کن.»

242
00:20:04,411 --> 00:20:06,538
‫«و تصور کن تمام اون چیزهایی رو

243
00:20:06,622 --> 00:20:10,375
‫که دیگه نمی‌خوای ببینی
‫می‌ذاری توی جعبه و درش رو می‌بندی.»

244
00:20:11,376 --> 00:20:12,544
‫پس همین کار رو کردم.

245
00:20:14,171 --> 00:20:16,006
‫تمام اون مُرده‌ها رو برداشتم،

246
00:20:16,924 --> 00:20:19,092
‫توی ذهنم انداختمشون توی اون جعبه،

247
00:20:19,176 --> 00:20:21,803
‫و درِ لعنتیش رو محکم بستم.

248
00:20:23,889 --> 00:20:25,098
‫نُه سالم بود.

249
00:20:26,266 --> 00:20:27,809
‫از اون موقع دیگه ندیدمشون.

250
00:20:29,269 --> 00:20:30,604
‫تا دیروز...

251
00:20:32,397 --> 00:20:34,191
‫وقتی اون موجود لعنتی...

252
00:20:35,692 --> 00:20:40,197
‫به زور وارد سرم شد،
‫اون در رو کند و انداخت دور،

253
00:20:41,448 --> 00:20:44,701
‫و وقتی همه چی ریخت بیرون بهم خندید.

254
00:21:00,384 --> 00:21:01,802
‫الان اینجان؟

255
00:21:05,013 --> 00:21:06,139
‫می‌تونی ببینی‌شون؟

256
00:21:10,978 --> 00:21:13,689
‫مادربزرگم، بهم می‌گفت که

257
00:21:15,274 --> 00:21:19,027
‫مُرده‌ها، همیشه برمی‌گردن
‫به جایی که مُردن.

258
00:21:19,820 --> 00:21:22,281
‫به نظر میاد یکی دوتاشون
‫همین‌جا قبض روح شدن.

259
00:21:24,408 --> 00:21:25,534
‫باهات حرف می‌زنن؟

260
00:21:27,411 --> 00:21:28,704
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.

261
00:21:28,787 --> 00:21:31,623
‫تا وقتی محلشون نذارم،
‫حتی متوجه حضورم نمی‌شن.

262
00:21:32,124 --> 00:21:33,917
‫اما، رفیق، اگه دهنم رو باز کنم...

263
00:21:37,087 --> 00:21:39,006
‫صداها، دیگه قطع نمی‌شن.

264
00:21:40,382 --> 00:21:45,512
‫و اون‌ها چیزهایی می‌دونن، چیزهایی که ما نمی‌دونیم.
‫چیزهایی که زنده‌ها نباید بدونن.

265
00:21:47,889 --> 00:21:48,974
‫مثل چی؟

266
00:21:55,814 --> 00:21:58,066
‫مثل اینکه چطوری
چیزی رو که دنبالشیم پیدا کنیم؟

267
00:22:01,028 --> 00:22:02,529
‫اصلاً شنیدی چی گفتم؟

268
00:22:03,155 --> 00:22:07,075
‫ببین... من تازه هم‌رزمم رو دفن کردم.

269
00:22:08,160 --> 00:22:11,621
‫بهترین دوستم رو.
‫و نزدیک بود پسر خودم رو بکشم.

270
00:22:12,122 --> 00:22:15,250
‫پس، بی‌احترامی نشه،
‫ولی پای جفت‌مون گیره.

271
00:22:15,334 --> 00:22:17,878
‫و می‌دونم توقع زیادیه،
‫ولی در نهایت،

272
00:22:17,961 --> 00:22:21,089
‫تو یه سربازِ درجه یکِ ارتش ایالات متحده‌ای.

273
00:22:21,173 --> 00:22:22,883
‫وقتی اوضاع جدی می‌شه، وظیفه‌ته.

274
00:22:24,009 --> 00:22:26,803
‫اگه این کمک می‌کنه مأموریت تموم بشه،
‫فقط همین یک بار انجامش بده،

275
00:22:26,887 --> 00:22:29,222
‫و بعدش می‌تونی... می‌تونی...

276
00:22:30,140 --> 00:22:32,768
‫دوباره همه‌ش رو قایم کنی،
‫درست مثل قبل.

277
00:22:32,851 --> 00:22:36,772
‫باشه، پس چی... چی می‌شه
‫اگه نتونم مثل قبل همه‌ش رو قایم کنم؟

278
00:22:38,732 --> 00:22:40,734
‫نمی‌دونی. نمی‌دونی، مگه نه؟

279
00:22:41,818 --> 00:22:45,364
‫یا اینکه برات مهم نیست. در هر صورت،
‫این مزخرفات همه‌ش واسه چیزی‌ـه که تو می‌خوای.

280
00:22:45,447 --> 00:22:48,867
‫- به خاطر انجام دادنِ کارِ درسته.
‫- با این حرف‌هات بزن به چاک.

281
00:22:48,909 --> 00:22:50,243
‫می‌دونی چیه؟ شاو زنگ ‌زده،

282
00:22:50,285 --> 00:22:52,996
‫باید پوتینش رو براق کنی،
‫ای پاچه‌خوارِ لعنتی.

283
00:22:53,080 --> 00:22:55,290
‫رفیق، با من اینطوری حرف نزن.
‫من مافوقِ توام.

284
00:22:55,374 --> 00:22:58,585
‫اصلاً برام مهم نیست! گم‌شو بیرون!

285
00:23:00,379 --> 00:23:01,755
‫برو بیرون!

286
00:23:15,769 --> 00:23:18,647
‫حالا فکر کن ببین
‫می‌خوای به سوگند وظیفه‌ت عمل کنی،

287
00:23:18,730 --> 00:23:20,690
‫یا با دستبند از اینجا ببرنت بیرون.

288
00:23:22,609 --> 00:23:23,693
‫استراحت کن.

289
00:23:38,583 --> 00:23:39,626
‫شارلوت.

290
00:23:45,799 --> 00:23:46,967
‫شار؟

291
00:23:53,348 --> 00:23:56,268
‫چه خبره؟ ویل کجاست؟

292
00:23:57,227 --> 00:23:58,812
‫احتمالاً با دوست‌هاشه،

293
00:23:59,563 --> 00:24:02,107
‫که الان تنها کسایی هستن
‫که می‌تونه بهشون اعتماد کنه.

294
00:24:02,190 --> 00:24:04,484
‫و می‌دونی چیه؟ سرزنشش نمی‌کنم.

295
00:24:05,110 --> 00:24:07,988
‫- باشه، یه لحظه صبر کن.
‫- نه، تو یه لحظه صبر کن.

296
00:24:08,655 --> 00:24:11,241
‫تو روی پسرمون دست بلند کردی.

297
00:24:11,783 --> 00:24:12,868
‫می‌دونم.

298
00:24:14,202 --> 00:24:17,038
‫و متأسفم شار، ولی می‌دونی که...
‫اون من نبودم.

299
00:24:17,956 --> 00:24:20,250
‫نبودم. سرم فقط...

300
00:24:21,543 --> 00:24:22,961
‫همه‌ش به هم ریخته بود

301
00:24:23,044 --> 00:24:24,838
‫به خاطر اتفاقی که
‫توی اون فاضلاب افتاد.

302
00:24:26,715 --> 00:24:29,259
‫و بلایی که سر پاولی اومد.

303
00:24:32,762 --> 00:24:33,722
‫- این کشور؟
‫- چیه؟

304
00:24:33,805 --> 00:24:36,558
‫تو ما رو انداختی تو قفس
‫با یه هیولای لعنتی!

305
00:24:36,641 --> 00:24:38,143
‫من نمی‌دونستم.

306
00:24:40,228 --> 00:24:41,438
‫من اون رو نمی‌دونستم.

307
00:24:41,480 --> 00:24:43,815
‫- آره، خب خیلی چیزها هست که نمی‌دونی.
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن.

308
00:24:43,857 --> 00:24:45,567
‫منظورت از این حرف‌ها چیه؟

309
00:24:47,194 --> 00:24:49,029
‫هنک گروگن توی کانون سیاه‌ـه.

310
00:24:50,322 --> 00:24:52,532
‫- چطوری سر از اونجا درآورده، شارلوت؟
‫- من بردمش اونجا.

311
00:24:52,616 --> 00:24:53,658
‫تو...

312
00:24:56,077 --> 00:24:59,748
‫داد بزن، جیغ بکش، پاهات رو بکوب زمین،
‫هر کاری لازمه بکن،

313
00:24:59,831 --> 00:25:01,208
‫هیچ فرقی نمی‌کنه.

314
00:25:01,291 --> 00:25:04,336
‫فردا صبح،
‫من می‌فرستمش بیرون از شهر. صحیح و سالم.

315
00:25:04,419 --> 00:25:06,379
‫و بعدش من و ویل
‫برمی‌گردیم شریوپورت

316
00:25:06,463 --> 00:25:07,547
‫با یا بدون تو.

317
00:25:07,589 --> 00:25:10,509
‫من یه مأموریت دارم که باید تموم کنم، شارلوت.
‫نمی‌تونم همین‌طوری ولش کنم.

318
00:25:10,550 --> 00:25:11,801
‫خب، پس گمونم بهمون ملحق می‌شی

319
00:25:11,885 --> 00:25:13,845
‫هر وقت، وقت کردی
‫که اوضاع رو درست کنی.

320
00:25:13,887 --> 00:25:15,305
‫نمی‌بینی این کاریه که دارم سعی می‌کنم

321
00:25:15,347 --> 00:25:16,765
‫- اینجا انجام بدم؟
‫- نه با من.

322
00:25:17,766 --> 00:25:18,934
‫با پسرت.

323
00:25:41,915 --> 00:25:46,086
‫تو همه رو راضی کردی که بیان و من رو ببینن.

324
00:25:48,255 --> 00:25:51,758
‫چون تو دوست خیلی خوبی هستی.

325
00:25:51,841 --> 00:25:55,595
‫ولی دختر خیلی بدی هستی!

326
00:25:55,679 --> 00:25:58,515
‫اگه همگی کتاب‌هاتون رو در بیارید
‫و برید صفحه 61.

327
00:26:02,769 --> 00:26:07,566
‫خب، سالی دو برابر تعداد سیب‌ها رو داره.

328
00:26:09,234 --> 00:26:12,946
‫کی قراره کمکت کنه، روانی؟

329
00:26:16,533 --> 00:26:19,077
‫اگه تلاش کنی می‌میری!

330
00:26:19,869 --> 00:26:21,371
‫نیا جلو!

331
00:26:25,333 --> 00:26:26,793
‫لیلی بین‌بریج!

332
00:26:28,628 --> 00:26:30,338
‫همین الان بشین سر جات!

333
00:26:42,017 --> 00:26:44,185
‫کجا داری میری خانم جوان؟

334
00:26:48,440 --> 00:26:50,400
‫باباش؟ جدی می‌گی؟

335
00:26:50,483 --> 00:26:51,818
‫واسه همینه که اینجا نیست.

336
00:26:51,860 --> 00:26:53,528
‫ویل گفت مامانش دیروز اون‌ها رو برد اونجا،

337
00:26:53,570 --> 00:26:55,238
‫و رانی از اون موقع از کنارش تکون نخورده.

338
00:26:55,780 --> 00:26:58,575
‫گفت بعداً ما رو می‌بره اونجا،
‫ولی نباید به کسی بگیم.

339
00:26:59,618 --> 00:27:02,871
‫- فکر می‌کنی می‌تونیم نظرش رو عوض کنیم؟
‫- نمی‌دونم. باید سعی کنیم.

340
00:27:03,371 --> 00:27:04,998
‫دیشب به‌زور تونستم بخوابم.

341
00:27:05,582 --> 00:27:07,292
‫وقتی مسواک می‌زدم،
‫فکر کردم توی لوله‌ها

342
00:27:07,375 --> 00:27:09,252
‫- صدا می‌شنوم.
‫- صدا توی لوله‌ها؟

343
00:27:09,336 --> 00:27:10,337
‫تو هم؟

344
00:27:10,587 --> 00:27:12,422
‫حتی نمی‌تونستم برم اون تو دستشویی کنم.

345
00:27:13,173 --> 00:27:14,966
‫پس چی، خودت رو نگه داشتی؟

346
00:27:15,050 --> 00:27:17,886
‫شوخیت گرفته؟
‫حتی اگه سعی می‌کردم هم نمی‌شد.

347
00:27:17,969 --> 00:27:19,220
‫فقط رفتم...

348
00:27:21,681 --> 00:27:23,642
‫بی‌خیال. مهم نیست.

349
00:27:24,726 --> 00:27:26,895
‫بگو دیگه. خواهش می‌کنم. تو تنها کسی هستی

350
00:27:26,978 --> 00:27:29,022
‫که زخم چرکیِ چشمم رو بهش نشون دادم.

351
00:27:31,358 --> 00:27:32,359
‫باشه.

352
00:27:33,985 --> 00:27:37,197
‫یه شیشه گذاشتم کنار تختم،
‫و امروز صبح خالیش کردم.

353
00:27:41,868 --> 00:27:44,079
‫توی قرون وسطی،
‫بهش می‌گفتن لگن.

354
00:27:44,162 --> 00:27:46,122
‫همه توش دستشویی می‌کردن، حتی شوالیه‌ها.

355
00:27:46,748 --> 00:27:47,791
‫شوالیه‌ها؟ باحاله.

356
00:27:47,874 --> 00:27:50,710
‫اون‌ها دوئل هم می‌کردن
‫و دوشیزگان زیبا رو نجات می‌دادن.

357
00:27:53,004 --> 00:27:54,547
‫راستی، یه چیزی برات آوردم.

358
00:27:58,134 --> 00:27:59,177
‫بفرما.

359
00:28:00,595 --> 00:28:01,971
‫از اتاق زیرشیرونی پیدا کردم.

360
00:28:02,597 --> 00:28:06,351
‫ظاهراً، مال یه دزد دریایی بوده
‫که اجدادم توی کوبا می‌شناختن.

361
00:28:06,434 --> 00:28:08,478
‫فکر کردم، نمی‌دونم،
‫شاید خوشت بیاد.

362
00:28:21,116 --> 00:28:22,117
‫عاشقشم.

363
00:28:24,536 --> 00:28:26,287
‫همیشه دلم می‌خواست دزد دریایی بشم.

364
00:28:26,830 --> 00:28:29,874
‫ما رو ببین. یه دزد دریایی و یه شوالیه.

365
00:28:29,958 --> 00:28:32,168
‫فکر کنم برنامه هالووین بعدیمون
‫جور شد؟

366
00:28:32,252 --> 00:28:34,045
‫پس قرارمون هالووین شد.

367
00:28:35,588 --> 00:28:37,298
‫نه، می‌دونم.

368
00:28:37,382 --> 00:28:39,759
‫- منظورم این نبود که...
‫- منم... منم فکر نکردم منظورت...

369
00:28:40,093 --> 00:28:41,177
‫ببخشید.

370
00:28:43,596 --> 00:28:45,932
‫سلام، مارجی. اگه نمی‌شناختمت،

371
00:28:46,015 --> 00:28:47,600
‫فکر می‌کردم داری از ما دوری می‌کنی.

372
00:28:47,684 --> 00:28:49,227
‫سلام پتی.

373
00:28:49,269 --> 00:28:52,272
‫همه هنوز دارن راجع به اینکه چطور
‫از چنگال مرگ فرار کردی حرف می‌زنن.

374
00:28:52,939 --> 00:28:55,275
‫حداقل لیلیِ دیوونه
‫هر دو چشمت رو کور نکرد.

375
00:28:55,984 --> 00:28:57,527
‫ماجرا اینطوری نبود.

376
00:28:58,236 --> 00:29:00,196
‫خب، چرا موقع ناهار
‫برامون تعریف نمی‌کنی؟

377
00:29:00,196 --> 00:29:02,115
‫سر میز ما.

378
00:29:04,576 --> 00:29:06,119
‫مگه اینکه ترجیح بدی همین‌جا

379
00:29:06,161 --> 00:29:09,122
‫با ریکی ریکاردو
و بقیه عجیب‌الخلقه‌ها بمونی

380
00:29:24,262 --> 00:29:25,430
‫پتی؟

381
00:29:26,139 --> 00:29:27,182
‫مارگارت؟

382
00:29:28,850 --> 00:29:30,185
‫من یه عجیب‌الخلقه‌م.

383
00:29:34,397 --> 00:29:35,398
‫بسه!

384
00:29:36,191 --> 00:29:39,319
‫ران؟ خدای من، راندا.
‫فقط نفس بکش! خدای من!

385
00:30:03,927 --> 00:30:04,969
‫چقدر دیگه مونده؟

386
00:30:06,346 --> 00:30:07,722
‫فکر کنم تقریباً رسیدیم.

387
00:30:12,602 --> 00:30:14,062
‫ویل! وایسا!

388
00:30:18,191 --> 00:30:19,484
‫همین‌جاست.

389
00:30:19,609 --> 00:30:21,569
‫حالا باید رانی رو راضی کنیم
‫که باید با هم بمونیم

390
00:30:21,653 --> 00:30:22,821
‫تا با این موجود بجنگیم.

391
00:30:23,321 --> 00:30:25,740
‫یه سوال فنی. اگه بگه نه چی؟

392
00:30:27,158 --> 00:30:30,119
‫- دعا کن نگه.
‫- نمی‌دونم رفیق.

393
00:30:30,203 --> 00:30:33,665
‫دفعه قبلی که دعا کردم،
‫عموی مُرده‌م نزدیک بود ما رو بکشه.

394
00:30:33,832 --> 00:30:36,918
‫باشه، پس... دعا بی دعا.

395
00:30:37,460 --> 00:30:38,545
‫خدایا.

396
00:30:48,179 --> 00:30:49,430
‫اینجا کجاست؟

397
00:30:50,598 --> 00:30:52,851
‫یه جور باشگاهه واسه بعضی
‫از خلبان‌های پایگاه.

398
00:30:53,351 --> 00:30:56,521
‫پس یه جورایی مثل اون برج آبه،
‫ولی واسه بزرگترها.

399
00:31:06,990 --> 00:31:08,032
‫کیه؟

400
00:31:09,325 --> 00:31:10,618
‫ویل.

401
00:31:11,411 --> 00:31:13,246
‫ریچ. بیا.

402
00:31:53,828 --> 00:31:54,954
‫سلام؟

403
00:32:12,055 --> 00:32:13,264
‫خانم کرش؟

404
00:32:43,252 --> 00:32:45,755
[آلبوم]

405
00:33:43,813 --> 00:33:45,231
‫لیلی؟

406
00:33:46,524 --> 00:33:48,109
‫این بالا چی کار می‌کنی؟

407
00:33:48,943 --> 00:33:50,987
‫در باز بود.

408
00:33:52,113 --> 00:33:56,492
‫اشکالی نداره.
‫فقط منتظر کسی نبودم.

409
00:33:57,035 --> 00:33:58,286
‫حالت خوبه؟

410
00:33:59,454 --> 00:34:01,831
‫خوبم. فقط...

411
00:34:02,749 --> 00:34:05,877
‫خب، ما رفتیم پایین تو تونل‌ها و...

412
00:34:05,960 --> 00:34:07,587
‫لیلی...

413
00:34:08,254 --> 00:34:10,923
‫- التماست کردم نری.
‫- ما چاره‌ای نداشتیم.

414
00:34:12,008 --> 00:34:13,134
‫و متی...

415
00:34:14,260 --> 00:34:15,762
‫متی، اون...

416
00:34:21,225 --> 00:34:22,435
‫عزیزم.

417
00:34:26,647 --> 00:34:27,899
‫اشکالی نداره.

418
00:34:28,441 --> 00:34:31,152
‫چیزی نیست. هر چی که هست،
‫درست می‌شه.

419
00:34:31,235 --> 00:34:33,571
‫فقط... نمی‌دونستم پیش کی برم.

420
00:34:36,074 --> 00:34:38,076
‫جای درستی اومدی. باشه؟

421
00:34:39,160 --> 00:34:40,995
‫چیزی نیست.

422
00:34:41,704 --> 00:34:42,830
‫درست می‌شه.

423
00:34:46,459 --> 00:34:47,585
‫آروم باش.

424
00:34:50,838 --> 00:34:54,050
‫لیلی، اینجا پیش من جات امنه.

425
00:34:59,889 --> 00:35:02,475
‫لیلی، موضوع چیه؟

426
00:35:10,483 --> 00:35:11,609
‫دیدیش؟

427
00:35:16,114 --> 00:35:17,198
‫دیدیش.

428
00:35:19,659 --> 00:35:23,037
‫خدای من. تو انجامش دادی.

429
00:35:24,455 --> 00:35:27,250
‫عزیزم، تو انجامش دادی. انجامش دادی.

430
00:35:29,293 --> 00:35:32,171
‫لیلی، معلومه، کار تو بود.

431
00:35:32,755 --> 00:35:35,883
‫این... می‌دونم متوجه نمی‌شی،

432
00:35:35,967 --> 00:35:38,553
‫ولی تو اون رو برگردوندی.

433
00:35:42,181 --> 00:35:44,684
‫این لباس قدیمیِ منه.

434
00:35:51,983 --> 00:35:53,484
‫تعقیبمون کردی؟

435
00:35:54,443 --> 00:35:56,737
‫آره. آره.

436
00:35:57,405 --> 00:36:00,074
‫فکر کردم شاید اون شب
‫توی قبرستون ظاهر بشه.

437
00:36:00,575 --> 00:36:02,034
‫شما بچه‌ها سوار دوچرخه‌هاتون بودید،

438
00:36:02,076 --> 00:36:04,662
‫و من نگران بودم که گمش کنم

439
00:36:04,745 --> 00:36:06,914
‫اگه خودش رو به شما نشون بده.

440
00:36:07,623 --> 00:36:08,833
‫پس اون تو بودی.

441
00:36:14,172 --> 00:36:15,590
‫ولی چرا؟

442
00:36:25,892 --> 00:36:28,728
‫پدرم بازیگر کارناوال بود.

443
00:36:29,854 --> 00:36:32,481
‫به خودش می‌گفت
‫«پنی‌وایز، دلقک رقصنده».

444
00:36:33,858 --> 00:36:35,776
‫من می‌پرستیدمش.

445
00:36:37,361 --> 00:36:39,030
‫و اون رو ازم گرفتن.

446
00:36:41,532 --> 00:36:43,910
‫کارناوال رفت،
‫ولی من تو دِری موندم.

447
00:36:45,620 --> 00:36:49,415
‫گمونم بشه گفت حس کردم... جذب اینجا شدم.

448
00:37:03,429 --> 00:37:05,056
‫پدر و مادرت خیلی نگرانن.

449
00:37:05,556 --> 00:37:09,518
‫اون‌ها حرفم رو باور نمی‌کنن... درباره پنی‌وایز.

450
00:37:15,650 --> 00:37:18,069
‫می‌گه می‌خواد کارناوالش رو بهم نشون بده.

451
00:37:20,029 --> 00:37:23,658
‫اینجاست، توی لوله‌ها.

452
00:37:24,659 --> 00:37:27,787
‫بهم می‌گه شب بیام پایین
‫توی زیرزمین.

453
00:37:27,870 --> 00:37:30,331
‫همچین چیزی وجود نداره،
‫دلقک‌ها تو لوله نیستن.

454
00:37:31,916 --> 00:37:33,459
‫دلقک‌ها توی سیرک زندگی می‌کنن.

455
00:37:35,753 --> 00:37:36,921
‫دختر خوب.

456
00:37:54,522 --> 00:37:57,441
‫چیزی نیست عزیزم.
‫چیزی نیست. فقط یه بادکنکه.

457
00:38:22,425 --> 00:38:23,551
‫سلام، میبل.

458
00:38:27,638 --> 00:38:30,641
‫بالأخره اومدی.

459
00:38:43,321 --> 00:38:45,906
‫و یه دوست هم آوردی.

460
00:38:48,534 --> 00:38:49,744
‫بابا؟

461
00:39:02,256 --> 00:39:03,382
‫پشت سرت رو نگاه نکن!

462
00:39:05,134 --> 00:39:06,552
‫اونجا، میبل!

463
00:39:16,979 --> 00:39:20,232
‫- کمک!
‫- دارم سعی می‌کنم! گیر کرده!

464
00:39:20,316 --> 00:39:21,817
‫خواهش می‌کنم در رو باز کن!

465
00:39:23,444 --> 00:39:25,071
‫در رو باز کن!

466
00:39:26,072 --> 00:39:27,198
‫خدایا! نه!

467
00:39:27,782 --> 00:39:30,576
‫ولش کن! نه، لطفاً! خواهش می‌کنم!

468
00:39:35,498 --> 00:39:36,707
‫میبل...

469
00:39:54,683 --> 00:39:55,893
‫نه!

470
00:40:41,021 --> 00:40:45,443
‫عسلم، منم، بابا.

471
00:40:51,699 --> 00:40:57,079
‫تو تمام این سال‌ها چقدر دلم برات تنگ شده بود.

472
00:40:59,790 --> 00:41:01,834
‫نه، نه، نترس.

473
00:41:03,752 --> 00:41:05,504
‫می‌تونم همه چی رو توضیح بدم.

474
00:41:07,506 --> 00:41:10,301
‫فقط در رو باز کن و بذار بیام تو.

475
00:41:20,060 --> 00:41:21,437
‫درسته.

476
00:41:22,855 --> 00:41:23,981
‫بازش کن.

477
00:41:25,483 --> 00:41:26,692
‫بذار بیام تو.

478
00:41:28,569 --> 00:41:31,113
‫همه چی درست می‌شه.

479
00:41:42,249 --> 00:41:43,417
‫خودش بود.

480
00:41:45,294 --> 00:41:47,338
‫متفاوت، شاید تغییر کرده بود

481
00:41:47,421 --> 00:41:50,966
‫به خاطر چیزی که از سر گذرونده بود،
‫یا جایی که بوده.

482
00:41:52,009 --> 00:41:54,261
‫ولی با این حال خودش بود.

483
00:41:55,846 --> 00:41:57,264
‫یه دختر پدرش رو می‌شناسه.

484
00:42:00,726 --> 00:42:01,769
‫و...

485
00:42:03,062 --> 00:42:04,438
‫ناگهان من...

486
00:42:06,273 --> 00:42:08,108
‫دوباره حس کامل بودن کردم

487
00:42:08,192 --> 00:42:11,779
‫برای اولین بار بعد از اون روز وحشتناک.

488
00:42:16,075 --> 00:42:17,868
‫ولی هر بار که برمی‌گشت،

489
00:42:18,494 --> 00:42:22,414
‫این سایه پدرم رو می‌دزدید.

490
00:42:24,333 --> 00:42:28,045
‫من... من باید راهی پیدا می‌کردم آزادش کنم.

491
00:42:30,005 --> 00:42:32,424
‫پس هر کاری لازم بود کردم تا دوباره ببینمش.

492
00:42:41,767 --> 00:42:44,853
‫اگه فقط بتونه یک بار دیگه
‫من رو به شکلِ دختر کوچولوش ببینه،

493
00:42:45,980 --> 00:42:47,982
‫عشقی که بینمون بود رو به یادش بیارم،

494
00:42:49,400 --> 00:42:52,528
‫می‌دونم که می‌تونه خودش رو آزاد کنه.

495
00:42:55,573 --> 00:42:56,782
‫لطفاً بهم آسیب نزن.

496
00:42:58,617 --> 00:42:59,743
‫بهت آسیب بزنم؟

497
00:43:00,995 --> 00:43:04,164
‫من هیچ‌وقت نمی‌ذارم چیزی بهت آسیب بزنه.

498
00:43:05,082 --> 00:43:06,208
‫و دوست‌هام؟

499
00:43:08,419 --> 00:43:09,503
‫لیلی...

500
00:43:10,879 --> 00:43:14,174
‫تو بیشتر از همه باید درک کنی.

501
00:43:20,389 --> 00:43:23,934
‫اگه می‌تونستی پدرت رو
‫دوباره ببینی، بغلش کنی،

502
00:43:25,144 --> 00:43:26,478
‫دختر کوچولوش باشی...

503
00:43:28,147 --> 00:43:31,275
‫هر کاری می‌تونستی نمی‌کردی
‫تا این اتفاق بیفته؟

504
00:43:34,445 --> 00:43:36,405
‫پدر من مُرده.

505
00:43:37,406 --> 00:43:39,658
‫می‌دونی درباره دِری
‫چی می‌گن عزیزم.

506
00:43:41,452 --> 00:43:43,912
‫هرکسی که اینجا می‌میره، واقعاً نمی‌میره.

507
00:43:45,998 --> 00:43:47,625
‫امشب با من بیا.

508
00:43:48,500 --> 00:43:49,543
‫بذار بهت نشون بدم.

509
00:43:51,378 --> 00:43:52,421
‫لیلی!

510
00:44:05,976 --> 00:44:09,104
‫اگه قراره بریم سراغ این موجود،
‫باید همه‌مون باشیم.

511
00:44:10,147 --> 00:44:12,691
‫من هیچ جا نمیرم
‫تا وقتی مطمئن نشم بابام جاش امنه.

512
00:44:12,775 --> 00:44:16,612
‫هی، بابات، چیزیش نمی‌شه.
‫هیچ‌کس نمی‌دونه اینجاست.

513
00:44:18,030 --> 00:44:20,658
‫من دوباره ازش جدا نمی‌شم.

514
00:44:20,741 --> 00:44:24,036
‫شما هر کاری می‌خواید بکنید. من می‌مونم.

515
00:44:31,377 --> 00:44:34,004
‫- خب، خیلی لجبازه.
‫- بهت گفتم.

516
00:44:35,714 --> 00:44:36,840
‫آره، خب...

517
00:44:38,467 --> 00:44:39,677
‫منم همینطورم.

518
00:44:40,719 --> 00:44:41,804
‫ویل...

519
00:44:43,097 --> 00:44:44,765
‫بسیار خب. شروع می‌کنیم.

520
00:44:45,265 --> 00:44:47,935
‫یک، دو. یک، دو، سه، چهار.

521
00:44:49,812 --> 00:44:51,397
‫شاید بهتر باشه بیرون منتظر بمونیم.

522
00:44:53,565 --> 00:44:56,360
‫نه، فکر کنم... فکر کنم همین‌جا خوبه.

523
00:44:58,320 --> 00:45:01,615
‫اگه این چیزی که لیلی تو فاضلاب پیدا کرده
‫واقعاً اون رو می‌ترسونه،

524
00:45:02,324 --> 00:45:04,868
‫یه فرصته که بتونه متوقفش کنه.
‫یعنی، برای همیشه.

525
00:45:05,953 --> 00:45:08,622
‫ولی فکر می‌کنیم شانس بهتری داریم
‫اگه همه با هم باشیم تا...

526
00:45:08,706 --> 00:45:09,957
‫کافیه.

527
00:45:10,040 --> 00:45:12,167
‫واقعاً انتظار داری بابام
‫بذاره برگردم اون پایین؟

528
00:45:12,251 --> 00:45:14,461
‫نه، تو هیچ‌جا نمیری،
‫ولی درک می‌کنم.

529
00:45:15,671 --> 00:45:16,755
‫نگرانته.

530
00:45:17,798 --> 00:45:18,966
‫درسته؟

531
00:45:19,049 --> 00:45:20,884
‫خب، بله قربان. ولی این... این...

532
00:45:20,968 --> 00:45:22,636
‫تو واقعاً به دخترم
‫اهمیت میدی، مگه نه؟

533
00:45:23,679 --> 00:45:26,098
‫بله قربان.

534
00:45:27,516 --> 00:45:30,561
‫تو این مورد تفاهم داریم.
‫واسه همینه که نمی‌تونم بذارم بره.

535
00:45:32,020 --> 00:45:35,357
‫خب، پس، شما دو تا
‫زیاد با هم وقت می‌گذرونید، نه؟

536
00:45:35,441 --> 00:45:36,817
‫- بابا.
‫- ساکت باش.

537
00:45:37,443 --> 00:45:38,694
‫تو یه دوستِ آقای جدید داری.

538
00:45:39,528 --> 00:45:41,363
‫من پدرتم.
‫باید یه‌کم بهتر بشناسمش.

539
00:45:43,532 --> 00:45:45,200
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم ویلیام.

540
00:45:47,578 --> 00:45:48,787
‫فیلم مورد علاقه‌ت چیه؟

541
00:45:54,460 --> 00:45:56,336
‫اون بچه‌کُش هنوز آزاده.

542
00:45:57,171 --> 00:46:00,549
‫- دیگه کجا رو می‌تونیم بگردیم؟
‫- ما زمین‌های بایر رو گشتیم.

543
00:46:00,632 --> 00:46:03,218
‫یه شبکه‌ی فاضلاب کامل هست
‫که می‌تونه توش قایم شده باشه.

544
00:46:03,927 --> 00:46:06,930
‫می‌گم بریم تو، پخش شیم،
‫و دوباره همه‌ش رو بگردیم.

545
00:46:07,014 --> 00:46:09,850
‫نظرت راجع به اون منطقه
‫بیرون ایستگاه راه‌آهن چیه

546
00:46:09,933 --> 00:46:11,518
‫که ولگردها ازش رد می‌شدن؟

547
00:46:12,227 --> 00:46:15,105
‫فردا، بقیه رو هم خبر می‌کنیم،
‫شاید برادران بون،

548
00:46:15,189 --> 00:46:17,024
‫- چندتا سگ...
‫- اونجا نیست.

549
00:46:20,694 --> 00:46:21,695
‫گروگن.

550
00:46:22,613 --> 00:46:25,115
‫من می‌دونم کجا قایم شده،
‫و ایستگاه قطار نیست.

551
00:46:25,199 --> 00:46:26,950
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره.

552
00:46:27,785 --> 00:46:29,369
‫یه خانمی زنگ زد و راپورت داد.

553
00:46:30,120 --> 00:46:31,789
‫اسم نذاشت، اما...

554
00:46:32,831 --> 00:46:34,500
‫خب، با توجه به ماهیتِ جایی

555
00:46:34,583 --> 00:46:36,877
‫که بهش اشاره کرد،
‫می‌تونم بگم احتمالش خیلی زیاده.

556
00:46:37,377 --> 00:46:39,922
‫- میری دستگیرش کنی؟
‫- خب، یه مشکلی هست.

557
00:46:41,173 --> 00:46:44,593
‫ببینید، وقتی راپورت رسید،
‫من داشتم میزم رو خالی می‌کردم

558
00:46:44,676 --> 00:46:46,178
‫چون معاون شهردار

559
00:46:46,762 --> 00:46:48,388
‫تازه من رو از وظایفم معاف کرد.

560
00:46:48,931 --> 00:46:52,392
‫ظاهراً اعتمادشون رو به توانایی من در...

561
00:46:53,268 --> 00:46:54,770
‫خدمت و حفاظت از دست دادن.

562
00:46:55,437 --> 00:46:58,315
‫پس، نه. نه، حتی نتونستم...

563
00:46:59,525 --> 00:47:01,193
‫حتی نتونستم یه جریمه پارک بهش بدم.

564
00:47:02,736 --> 00:47:04,112
‫چرا داری به ما می‌گی؟

565
00:47:29,429 --> 00:47:32,432
‫اون‌ها پارسال جنگ دنیاها رو
‫تو مرکز تفریحی پایگاه پخش کردن.

566
00:47:32,516 --> 00:47:34,518
‫- م... م... من دوسش دارم.
‫- جوابِ عالی.

567
00:47:37,312 --> 00:47:39,231
‫به نظر مردِ جوانِ باهوشی میای، ویلیام.

568
00:47:44,987 --> 00:47:46,113
‫حقیقتش...

569
00:47:49,324 --> 00:47:50,993
‫اگه اتفاقی برای من بیفته...

570
00:47:52,619 --> 00:47:54,454
‫خوبه بدونی که
‫کسی با شخصیت تو

571
00:47:55,497 --> 00:47:57,249
‫مراقب دختر کوچولوی منه.

572
00:48:03,088 --> 00:48:05,549
‫هیچ اتفاقی برای شما
‫یا رانی نمیفته قربان.

573
00:48:06,216 --> 00:48:07,342
‫نه تا وقتی من هستم.

574
00:48:20,439 --> 00:48:21,440
‫لعنتی.

575
00:48:21,982 --> 00:48:24,151
‫حتی جذابیتِ قدیمیِ هنلن هم جواب نداد؟

576
00:48:24,192 --> 00:48:25,986
‫تلاشم رو کردم. کوتاه نمیاد.

577
00:48:26,236 --> 00:48:26,904
‫ای بابا، این خیلی بده.

578
00:48:27,571 --> 00:48:30,574
‫- حالا چی کار کنیم؟
‫- هی، نی‌قلیون، می‌زنی؟

579
00:48:31,742 --> 00:48:33,702
‫نمی‌دونم. یه‌کم.

580
00:48:33,785 --> 00:48:36,955
‫ببین، داریم شروع می‌کنیم،
‫ولی درامرمون یه‌کم...

581
00:48:38,040 --> 00:48:39,499
‫حالش خوب نیست.

582
00:48:40,792 --> 00:48:42,544
‫نظرت چیه؟ می‌شینی جاش؟

583
00:48:43,712 --> 00:48:45,130
‫بیا دیگه!

584
00:48:45,213 --> 00:48:48,258
‫تا حالا ندیدم بزنی.
‫چند دقیقه که بیشتر نیست؟

585
00:48:51,887 --> 00:48:53,013
‫چی می‌زنیم؟

586
00:48:53,639 --> 00:48:54,973
‫بلدی با این‌ها کار کنی؟

587
00:49:24,461 --> 00:49:26,004
‫این بیرون بد نیست، ‌ها؟

588
00:49:26,546 --> 00:49:29,424
‫فقط ما دوتاییم.
‫بالأخره می‌تونیم صدای همدیگه رو بشنویم.

589
00:49:46,692 --> 00:49:48,694
‫شما بچه‌ها منتظر کسی هستید امشب؟

590
00:49:49,486 --> 00:49:50,654
‫نه.

591
00:49:57,703 --> 00:49:58,829
‫لعنتی.

592
00:50:01,748 --> 00:50:04,960
‫هی، می‌شه اون چراغ‌ها رو خاموش کنی، رفیق؟

593
00:50:07,170 --> 00:50:08,672
‫چه مرگشونه؟

594
00:50:18,223 --> 00:50:19,891
‫برو پشت سر من. همین الان!
