﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:10,677 --> 00:00:14,222
[سال 1908]

3
00:00:18,685 --> 00:00:21,021
‫بفرمایید جلو، مردم!

4
00:00:21,479 --> 00:00:25,734
‫بفرمایید جلو و تالار
‫عجایب و موجودات عجیب ما رو ببینید!

5
00:00:26,234 --> 00:00:30,447
‫دوقلوهای لی، که با یه شوخی بی‌رحمانه‌ی
‫روزگار به هم چسبیدن!

6
00:00:32,407 --> 00:00:33,450
‫مراقب باش.

7
00:00:33,700 --> 00:00:35,744
‫و پسر سگ‌چهره،

8
00:00:36,286 --> 00:00:37,912
‫که بیشتر سگه تا پسر.

9
00:00:39,039 --> 00:00:40,123
‫مرد اسکلتی،

10
00:00:41,541 --> 00:00:43,501
‫که بیشتر مُرده‌ست تا زنده.

11
00:00:44,127 --> 00:00:46,171
‫اسلوراک، انسان-میمون،

12
00:00:47,213 --> 00:00:49,841
‫که بیشتر میمونه تا انسان.

13
00:00:50,550 --> 00:00:54,095
‫یالا. همه‌شون اینجان.

14
00:01:04,189 --> 00:01:05,440
‫بفرمایید جلو...

15
00:01:06,441 --> 00:01:11,404
‫...به سوی منظره‌ای جهنم‌وار از وحشت،
‫فراتر از تاریک‌ترین تصورات شما.

16
00:01:13,114 --> 00:01:14,365
‫بفرمایید جلو.

17
00:01:24,334 --> 00:01:25,335
‫بفرما.

18
00:01:31,466 --> 00:01:33,301
‫بفرمایید جلو.

19
00:01:33,802 --> 00:01:35,595
‫بفرمایید جلو.

20
00:01:53,488 --> 00:01:54,572
‫به حرکت ادامه بدید.

21
00:03:03,266 --> 00:03:04,601
‫سلام، پسر.

22
00:03:06,227 --> 00:03:07,478
‫نزدیک‌تر بیا.

23
00:03:12,650 --> 00:03:16,112
‫نترس. نزدیک‌تر بیا.

24
00:03:21,534 --> 00:03:24,495
‫یالا. نزدیک‌تر بیا.

25
00:03:26,623 --> 00:03:29,000
‫آره. درسته.

26
00:03:37,634 --> 00:03:39,177
‫حالا دیدیش!

27
00:03:49,270 --> 00:03:50,438
‫هی، هی، هی.

28
00:03:51,564 --> 00:03:52,607
‫اینم از تو.

29
00:03:54,984 --> 00:03:56,319
‫محض رضای خدا.

30
00:03:57,111 --> 00:03:59,572
‫اینقدر بچه‌ننه نباش، فرانسیس.

31
00:04:00,615 --> 00:04:02,200
‫بابات برات یه چیزی خریده.

32
00:04:10,917 --> 00:04:12,001
‫یالا.

33
00:04:16,631 --> 00:04:19,467
‫- بفرمایید جلو.
‫- ممنونم.

34
00:04:44,617 --> 00:04:45,743
‫یالا.

35
00:04:47,745 --> 00:04:48,746
‫خدایا.

36
00:04:57,964 --> 00:04:59,424
‫این شهربازی کوفتی تیغم زد.

37
00:05:00,133 --> 00:05:01,384
‫برامون یه‌کم آب بگیر.

38
00:05:16,816 --> 00:05:17,984
‫یکی لطفاً.

39
00:05:22,071 --> 00:05:23,323
‫یالا دیگه، عجله کن.

40
00:05:26,034 --> 00:05:27,201
‫می‌شه 5 سنت.

41
00:05:29,454 --> 00:05:30,913
‫این تمام چیزی‌ـه که دارم.

42
00:05:32,457 --> 00:05:33,791
‫اون یه تیرکمونه؟

43
00:05:55,897 --> 00:05:57,315
‫اون تیرکمون کوفتی کجاست؟

44
00:06:26,219 --> 00:06:30,223
‫صبر کن! فرانسیس! نه! برگرد! صبر کن!

45
00:06:31,724 --> 00:06:34,060
‫فرانسیس! برگرد!

46
00:07:11,556 --> 00:07:12,682
‫چی می‌خوای؟

47
00:07:21,983 --> 00:07:23,234
‫تنهام بذار!

48
00:07:38,708 --> 00:07:39,709
‫سلام.

49
00:08:24,212 --> 00:08:25,796
‫بدو، یالا!

50
00:08:30,843 --> 00:08:31,844
‫عجله کن.

51
00:08:33,679 --> 00:08:34,889
‫داره نزدیک‌تر می‌شه!

52
00:08:35,389 --> 00:08:36,599
‫پشت سرت رو نگاه نکن!

53
00:09:52,925 --> 00:09:54,802
[آن: به دری خوش آمدید]
[فصل اول]

54
00:10:24,582 --> 00:10:25,833
‫خانم بین‌بریج.

55
00:10:27,001 --> 00:10:28,169
‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون.

56
00:10:29,712 --> 00:10:32,131
‫دوز کلرپرومازین لیلی رو
‫بالا بردم،

57
00:10:32,131 --> 00:10:34,342
‫اما اگه دوباره
‫اون حمله‌ها بهش دست بده،

58
00:10:34,342 --> 00:10:38,054
‫شاید مجبور شیم در مورد یه
‫طرح درمان محدودکننده‌تر صحبت کنیم.

59
00:10:38,721 --> 00:10:39,805
‫الان کجاست؟

60
00:10:39,805 --> 00:10:43,726
‫لیلی تابستون گذشته رابطه‌ی خوبی
‫با مسئول بخش خدمات ما برقرار کرد.

61
00:10:43,726 --> 00:10:45,645
‫می‌خواست قبل از رفتن
‫ازش خداحافظی کنه.

62
00:10:46,145 --> 00:10:48,648
‫تا کن و بذار تو.

63
00:10:56,989 --> 00:10:58,699
‫همه‌چی درست می‌شه، عزیزم.

64
00:10:59,283 --> 00:11:02,161
‫تو دختر باهوشی هستی.
‫یه راهی براش پیدا می‌کنی.

65
00:11:02,662 --> 00:11:04,497
‫آره، فقط...

66
00:11:05,998 --> 00:11:08,501
‫تقصیر من بود که باباش افتاد زندان.

67
00:11:09,710 --> 00:11:11,671
‫ما حتی همدیگه رو
‫اونقدر خوب نمی‌شناسیم.

68
00:11:12,296 --> 00:11:15,299
‫و اگه حقیقت رو در مورد
‫چیزی که واقعاً دیدم بگم، اون‌وقت...

69
00:11:15,299 --> 00:11:17,510
‫احتمالاً دوباره برمی‌گردی همین‌جا.

70
00:11:19,512 --> 00:11:21,722
‫اگه جای من بودی چی‌کار می‌کردی؟

71
00:11:25,351 --> 00:11:28,187
‫پدرم همیشه می‌گفت زندگی
‫در مورد مسیره.

72
00:11:29,313 --> 00:11:32,024
‫اما من فکر می‌کنم بیشتر در مورد اینه که
‫با کی اون مسیر رو طی می‌کنی.

73
00:11:32,024 --> 00:11:35,027
‫و اگه این رانی همونقدر که به نظر میاد
‫برات مهمه،

74
00:11:36,195 --> 00:11:38,364
‫یه راهی پیدا می‌کنی
‫که اوضاع رو درست کنی.

75
00:11:40,449 --> 00:11:41,450
‫یه جوری.

76
00:11:45,413 --> 00:11:46,414
‫گوش کن.

77
00:11:47,039 --> 00:11:49,583
‫اگه تو بهم بگی
‫یه چیز غیرممکن دیدی...

78
00:11:51,168 --> 00:11:52,336
‫...اون‌وقت من باورت می‌کنم.

79
00:11:54,171 --> 00:11:56,173
‫بیشتر مردم، خب...

80
00:11:58,050 --> 00:12:00,052
‫...فقط چیزی رو باور می‌کنن
...که می‌تونن ببینن

81
00:12:04,432 --> 00:12:05,975
‫...با چشم‌های خودشون.

82
00:12:20,406 --> 00:12:21,824
‫آروم باش، رفیق.

83
00:12:24,326 --> 00:12:25,536
‫با صلح اومدم.

84
00:12:51,854 --> 00:12:53,314
‫مشکل چیه، مارک موردعلاقه‌ت نیست؟

85
00:12:53,314 --> 00:12:55,357
‫من بیشتر اهل "امبسی گلد" هستم.

86
00:12:57,109 --> 00:12:58,944
‫جداً؟ امبسی گلد.

87
00:12:59,570 --> 00:13:01,322
‫این طرف آب زیاد محبوب نیست.

88
00:13:02,823 --> 00:13:06,494
‫فکرش رو بکن، من فکر می‌کردم
‫اهل "پال مال" باشی،

89
00:13:06,994 --> 00:13:08,621
‫مثل جیمز کابرن.

90
00:13:09,663 --> 00:13:10,664
‫لی ماروین.

91
00:13:11,624 --> 00:13:13,667
‫پال مال،
‫تبلیغاتش با لی ماروینه.

92
00:13:13,667 --> 00:13:15,127
آهان

93
00:13:15,294 --> 00:13:18,964
‫خب، ستاره‌های سینما رو خوب می‌شناسی، هنک.
‫حدس می‌زنم جزو کارت باشه؟

94
00:13:20,341 --> 00:13:23,552
‫می‌دونی من چی می‌دونم،
‫...که... تخصص من چیه؟

95
00:13:26,597 --> 00:13:27,598
‫دروغگوها.

96
00:13:28,599 --> 00:13:31,018
‫از یه کیلومتری می‌تونم بوشون رو حس کنم.

97
00:13:35,815 --> 00:13:37,399
‫شب قتل کجا بودی،
‫هنک؟

98
00:13:37,399 --> 00:13:39,151
‫بهتون گفتم، خونه بودم.

99
00:13:39,151 --> 00:13:42,947
‫پس چرا من یه شاهد عینی دارم،
‫که می‌گه تو رو ساعت 11:30 تو خیابون جکسون دیده؟

100
00:13:47,159 --> 00:13:49,912
‫آره، یه شاهد زنگ زد،
‫گفت عکس تو رو تو روزنامه‌ها دیده.

101
00:13:49,912 --> 00:13:51,330
‫دو دو تا چهار تا کرد و فهمید
‫تو همون مردی هستی...

102
00:13:51,330 --> 00:13:53,791
‫که اون شب دیده بود
‫تو تاریکی مخفیانه می‌چرخیده.

103
00:13:53,791 --> 00:13:55,918
‫- یه شهادت‌نامه‌ی قسم‌خورده نوشته.
‫- آره، ولی این دلیل بر حقیقتش نیست.

104
00:13:55,918 --> 00:13:57,461
‫خب، اون خیلی ناراحت بود.

105
00:13:58,212 --> 00:14:01,048
‫خلاصه، ما رفتیم اونجا،
‫یه نگاهی انداختیم، و...

106
00:14:02,299 --> 00:14:03,801
[امبسی گلد]

107
00:14:04,093 --> 00:14:05,636
‫...این رو تو صحنه پیدا کردیم.

108
00:14:08,889 --> 00:14:10,933
‫«دروغ نخواهی گفت»، هنک.

109
00:14:13,352 --> 00:14:16,188
‫می‌دونی تو شاوشنگ
‫با قاتل بچه‌ها چی‌کار می‌کنن؟

110
00:14:16,730 --> 00:14:18,607
‫من هیچ کاری با اون بچه‌ها نکردم،

111
00:14:18,732 --> 00:14:20,651
‫و اصلاً دور و بر سینما نبودم.

112
00:14:20,651 --> 00:14:21,735
‫پس کجا بودی، هنک؟

113
00:14:21,735 --> 00:14:24,071
‫و دیگه از اون مزخرفات
‫که خونه تو تختت بودی تحویلم نده.

114
00:14:24,071 --> 00:14:25,739
‫به شعورم توهین نکن.

115
00:14:34,623 --> 00:14:35,666
‫باشه.

116
00:14:41,589 --> 00:14:43,340
‫دلمون اینجا برات تنگ می‌شه، هنک.

117
00:14:44,800 --> 00:14:46,010
‫حداقل خاطرات رو داریم.

118
00:14:46,010 --> 00:14:48,095
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

119
00:14:48,095 --> 00:14:51,015
‫من... این کار رو نکردم! من این کار رو نکردم!

120
00:14:51,640 --> 00:14:54,059
‫برگرد! برگرد!

121
00:15:27,051 --> 00:15:30,679
[!هنکِ وحشی قراره اعدام شه]

122
00:15:42,483 --> 00:15:45,736
‫می‌تونی تصور کنی بابات
‫یه قاتل روانی از آب در بیاد؟

123
00:15:47,613 --> 00:15:50,157
‫یعنی، حتماً مدرک داشتن
‫که دستگیرش کردن، مگه نه؟

124
00:15:50,616 --> 00:15:53,494
‫اینجا آمریکاست. نمی‌تونن الکی
‫آدم رو بندازن زندان.

125
00:15:54,286 --> 00:15:56,038
‫ما داریم در مورد یه کشور حرف می‌زنیم؟

126
00:15:58,582 --> 00:16:00,292
‫اون فقط شبیه اونجور آدمی
‫به نظر نمیاد...

127
00:16:00,292 --> 00:16:01,794
‫...که توسط یه قاتل بزرگ شده باشه.

128
00:16:02,628 --> 00:16:03,629
‫همین.

129
00:16:09,718 --> 00:16:10,719
‫سلام.

130
00:16:11,595 --> 00:16:14,932
‫این رو از اتاق پرستار برداشتم.
‫باید کمک کنه اون پاک بشه.

131
00:16:15,474 --> 00:16:17,309
‫من به کمک تو یکی احتیاج ندارم.

132
00:16:17,309 --> 00:16:20,229
‫شانس آوردی که حسابت رو نمی‌رسم
‫به خاطر کاری که با بابام کردی.

133
00:16:21,605 --> 00:16:23,148
‫فقط برو از اینجا.

134
00:16:24,400 --> 00:16:26,527
‫- فقط برو.
‫- بهشون می‌گم، باشه؟

135
00:16:27,152 --> 00:16:28,821
‫چیزی که واقعاً دیدم.

136
00:16:30,572 --> 00:16:32,741
‫- می‌گی؟
‫- هر کاری می‌کنم تا درستش کنم.

137
00:16:34,410 --> 00:16:36,578
‫دوباره تو بقالی اتفاق افتاد.

138
00:16:37,371 --> 00:16:38,372
‫بابام رو دیدم.

139
00:16:41,625 --> 00:16:43,210
‫اون‌ها من رو برگردوندن جونیپر هیل.

140
00:16:43,502 --> 00:16:45,838
‫حالا همه فکر می‌کنن من هنوز دیوونه‌ام یا،

141
00:16:45,838 --> 00:16:49,091
‫نمی‌دونم، حتی دیوونه‌تر.
‫پس حتی اگه حقیقت رو بگم،

142
00:16:49,091 --> 00:16:50,718
‫هیچ‌کس باور نمی‌کنه.

143
00:16:52,928 --> 00:16:55,681
‫مردم فقط چیزی رو باور می‌کنن
‫که بتونن با چشم‌های خودشون ببینن.

144
00:16:57,057 --> 00:17:00,019
‫مهم نیست ما چی بهشون بگیم
‫مگه اینکه بتونیم بهشون مدرک نشون بدیم.

145
00:17:00,853 --> 00:17:02,938
‫چطوری قراره مدرک جور کنیم؟

146
00:17:07,026 --> 00:17:08,944
‫تو واقعاً فکر می‌کنی این موجوده
‫قراره وایسه...

147
00:17:08,944 --> 00:17:10,487
‫...و برای عکس ژست بگیره؟

148
00:17:10,487 --> 00:17:12,948
‫چی رو داریم از دست بدیم؟
‫ارزش امتحانش رو داره.

149
00:17:12,948 --> 00:17:16,118
‫تا ثابت کنیم که من دیوونه نیستم
‫و بابای تو هم قاتل نیست.

150
00:17:19,955 --> 00:17:20,956
‫باشه.

151
00:17:21,999 --> 00:17:24,626
‫گیریم ما این کار رو کردیم
‫و واقعاً یه چیزی هم دستگیرمون شد.

152
00:17:25,044 --> 00:17:26,086
‫قراره چی‌کار کنیم؟

153
00:17:26,086 --> 00:17:28,005
‫بفرستیمش عکاسی "کین" تا ظاهرش کنه؟

154
00:17:28,297 --> 00:17:30,090
‫هیچوقت اون عکس‌ها رو پس نمی‌گیریم.

155
00:17:30,716 --> 00:17:33,093
‫و منم بلد نیستم
‫چطوری حلقه‌ی فیلم رو ظاهر کنم.

156
00:17:33,093 --> 00:17:34,970
‫- تو بلدی؟
‫- نه.

157
00:17:35,262 --> 00:17:38,015
‫ولی حتماً یکی هست
‫که بشناسیم و بلد باشه.

158
00:17:43,187 --> 00:17:45,397
‫ما اون کادیلاک رو تا پیچ آخر باز کردیم.

159
00:17:45,397 --> 00:17:48,776
‫اگه چیزی توش مخفی شده بود،
‫پیداش می‌کردیم. تمیزه.

160
00:17:49,818 --> 00:17:52,154
‫هیچی جز لکه‌های خون و سوراخ گلوله.

161
00:17:52,821 --> 00:17:54,656
‫ما حتی محوطه‌ی
‫اطراف محل حفاری رو هم گشتیم.

162
00:17:54,656 --> 00:17:57,159
‫باید نیم هکتار رو کنده باشیم.
‫هنوز شانسی نیاوردیم.

163
00:17:57,993 --> 00:17:59,161
‫معلومه که نه.

164
00:17:59,828 --> 00:18:02,206
‫چیزی که ما دنبالشیم
‫‏300 سال قبل از اینکه...

165
00:18:02,206 --> 00:18:04,124
‫...حتی اتومبیل اختراع بشه
‫تو "دِری" دفن شده.

166
00:18:05,626 --> 00:18:09,213
‫اما اون ماشین باید یه چیزی
‫از خودش ساطع کرده باشه که هالوران تونسته پیداش کنه.

167
00:18:09,213 --> 00:18:11,590
‫اون بخشی از چرخه‌ی 1935 هست.

168
00:18:11,715 --> 00:18:13,425
‫قتل عام باند بردلی.

169
00:18:13,926 --> 00:18:15,511
‫یه مشت آدمی که می‌خواستن دیلینجر بشن.

170
00:18:15,803 --> 00:18:17,638
‫شهر قاطی کرد و همه‌شون رو آبکش کرد.

171
00:18:18,639 --> 00:18:21,475
‫گزارش‌های شاهدان عینی اون زمان
‫نشون می‌ده که اون موجود رو دیدن...

172
00:18:21,475 --> 00:18:23,811
‫...در یکی از شکل‌هاش.

173
00:18:30,192 --> 00:18:31,610
‫هر چیزی که تا الان
‫پیدا کردیم...

174
00:18:31,610 --> 00:18:33,445
‫...و هنوز به پیدا کردن
‫هدف نزدیک نشدیم.

175
00:18:33,779 --> 00:18:35,364
‫و داریم زمان رو از دست می‌دیم.

176
00:18:35,739 --> 00:18:37,407
‫توانایی‌های ذهنی هالوران
‫ثابت شده،

177
00:18:37,449 --> 00:18:40,452
‫اما اون تو پایگاه گیر افتاده و
‫کار زیادی جز اشاره کردن به نقشه نمی‌تونه بکنه.

178
00:18:42,579 --> 00:18:44,373
‫باید اون رو به هدف نزدیک‌تر کنیم.

179
00:18:46,208 --> 00:18:48,335
‫اگه ممکن باشه، ببریمش درست بالای سرش.

180
00:18:48,544 --> 00:18:49,670
‫بالای سرش، قربان؟

181
00:18:54,550 --> 00:18:55,843
‫بفرستینش رو هوا.

182
00:18:56,301 --> 00:18:58,053
‫هالوران کلید
‫تمام این عملیاته.

183
00:18:58,178 --> 00:18:59,471
‫اگه اتفاقی براش بیفته...

184
00:18:59,471 --> 00:19:01,181
‫الان سرگرد هانلون رو داریم
‫که مراقبش باشه.

185
00:19:01,181 --> 00:19:02,474
‫خب، با تمام احترام، قربان،

186
00:19:02,474 --> 00:19:04,726
‫از کجا بدونیم هالوران
‫تو میدون عملکرد بهتری داره؟

187
00:19:04,726 --> 00:19:07,187
‫شاید اون فقط به یه
‫چیز اضافه‌تر برای راهنماییش احتیاج داره.

188
00:19:15,737 --> 00:19:17,030
[سیگار فیلیز]

189
00:19:18,866 --> 00:19:23,078
‫چیزی که خیلی وقت پیش
‫اثرش رو روی اون موجود گذاشته.

190
00:19:33,046 --> 00:19:34,131
‫عمراً.

191
00:19:34,131 --> 00:19:35,883
‫- چرت‌وپرت. چرت‌وپرت.
‫- عمراً.

192
00:19:35,883 --> 00:19:37,759
‫امکان نداره. عمراً.

193
00:19:37,759 --> 00:19:39,845
‫تو عمراً با آریتا فرانکلین
‫ملاقات کرده باشی.

194
00:19:39,970 --> 00:19:41,388
‫به خدا قسم!

195
00:19:41,388 --> 00:19:43,599
‫ما تو دیترویت هم رو دیدیم. تو یه کافه.

196
00:19:44,057 --> 00:19:47,811
‫با هم شام خوردیم. لعنتی،
‫اون حتی یه آهنگ در مورد من نوشته.

197
00:19:48,312 --> 00:19:50,856
‫آره، "طول نمی‌کشه."

198
00:19:57,362 --> 00:19:58,488
!وای

199
00:19:58,655 --> 00:20:00,324
‫لعنتی، رفیق.

200
00:20:01,366 --> 00:20:02,367
‫کوفتی!

201
00:20:03,952 --> 00:20:06,580
‫فکر می‌کردم تو قراره
‫امتیازات ویژه داشته باشی.

202
00:20:07,456 --> 00:20:08,457
‫خب، که چی؟

203
00:20:08,457 --> 00:20:11,168
‫خب، نمی‌تونی برامون
‫یه ارتقای کوچیک بگیری؟

204
00:20:11,168 --> 00:20:13,462
‫هالوران. وقتشه.

205
00:20:20,427 --> 00:20:21,720
‫ما اون ارتقاء رو می‌خوایم.

206
00:20:24,723 --> 00:20:27,184
‫مسترز، عوضی.
‫دوست داشتم اون...

207
00:20:27,184 --> 00:20:28,602
‫و رفیقاش رو تنها گیر بیارم،
‫بذار بهت بگم.

208
00:20:28,602 --> 00:20:30,187
‫خیلی حیف شد،
‫چون مسترز و رفقاش...

209
00:20:30,187 --> 00:20:33,106
‫...دیروز منتقل شدن، پس تموم شده.
‫- آره، این رو به شونه‌ی راستم بگو.

210
00:20:34,107 --> 00:20:35,234
‫باید مرد باشی، پالی.

211
00:20:35,234 --> 00:20:36,485
‫- "مرد باشم"؟
‫- آره.

212
00:20:36,485 --> 00:20:38,320
‫من داشتم اون دو تا یارو رو
‫له می‌کردم، در حالی که تو هنوز...

213
00:20:38,320 --> 00:20:40,447
‫...زیر تخت دنبال فکت
‫می‌گشتی. "مرد باشم."

214
00:20:40,447 --> 00:20:42,157
‫من یادم نمیاد تو کسی رو
‫له کرده باشی.

215
00:20:42,157 --> 00:20:44,076
‫یادمه داشتی مثل بچه
‫پرت می‌شدی این‌ور اون‌ور.

216
00:20:44,076 --> 00:20:45,160
‫من اهل صلحم، نه دعوا.

217
00:20:45,285 --> 00:20:46,286
‫- آره؟
‫- آره.

218
00:20:46,411 --> 00:20:48,038
‫پس چرا
‫تو ارتشی؟ چرا اومدی؟

219
00:20:48,038 --> 00:20:50,165
‫- تو یونیفرم خیلی خوش‌تیپم.
‫- آره؟

220
00:20:50,165 --> 00:20:51,708
‫- نه، به موهام نه. به موهام نه.
‫- برو بابا.

221
00:20:51,708 --> 00:20:53,627
‫بهش دست بزنی، مُردی. خودت می‌دونی.

222
00:20:56,630 --> 00:20:58,215
‫- سرگرد.
‫- سرهنگ.

223
00:20:58,340 --> 00:21:00,217
‫خلبان هالوران، ایشون سرگرد هانلون،

224
00:21:00,217 --> 00:21:03,262
‫کاپیتان روسو. اون‌ها خدمه‌ی تو
‫برای پرواز شناسایی امروز هستن.

225
00:21:03,262 --> 00:21:04,513
‫اوضاع چطوره، بچه‌ها؟

226
00:21:07,599 --> 00:21:10,310
‫قربان، ما دقیقاً قراره
‫چی رو امروز بعدازظهر شناسایی کنیم؟

227
00:21:10,310 --> 00:21:11,436
‫کابین‌هاتون.

228
00:21:11,895 --> 00:21:14,564
‫به هالوران اینجا
‫به چشم یه قطب‌نمای انسانی نگاه کنید.

229
00:21:14,606 --> 00:21:16,233
‫شما هر جا اون بگه می‌رید.

230
00:21:20,237 --> 00:21:21,947
‫- به نظر خوب میاد.
‫- بفرستیمتون رو هوا.

231
00:21:40,132 --> 00:21:42,050
‫- خب، هالوران.
‫- بله؟

232
00:21:43,260 --> 00:21:44,553
‫قضیه‌ی این سیگارها چیه؟

233
00:21:46,305 --> 00:21:47,514
‫این تو سیگار نیست.

234
00:21:48,473 --> 00:21:49,850
‫پس توش چیه؟

235
00:21:53,729 --> 00:21:54,980
‫نمی‌فهمید.

236
00:22:26,094 --> 00:22:28,889
‫شما... شما باید برید سمت شرق.

237
00:22:30,682 --> 00:22:32,100
‫شرق. الان!

238
00:22:34,603 --> 00:22:36,772
‫اطاعت می‌شه. می‌ریم شرق.

239
00:22:59,878 --> 00:23:02,005
‫چرا... چرا وایسادی؟
‫باید از اینجا بریم.

240
00:23:02,005 --> 00:23:04,049
‫ما الان جامون امنه. نگاه کن.

241
00:23:04,841 --> 00:23:06,301
‫اون از جنگل بیرون نمیاد.

242
00:23:08,720 --> 00:23:09,846
‫اون موجود چی بود؟

243
00:23:10,514 --> 00:23:11,973
‫نمی‌دونم.

244
00:23:12,724 --> 00:23:13,934
‫وایسا، لطفاً.

245
00:23:15,852 --> 00:23:17,521
‫چرا نمی‌تونه از جنگل بیرون بیاد؟

246
00:23:22,442 --> 00:23:23,902
‫می‌تونی راز نگه داری؟

247
00:23:31,201 --> 00:23:33,745
‫نمی‌دونم اونجا دارن
‫چه فکری می‌کنن.

248
00:23:34,955 --> 00:23:38,667
‫زمین‌های آیینی ما
‫همیشه ممنوعه بودن.

249
00:23:38,792 --> 00:23:41,378
‫- اگه اون‌ها زمین رو می‌خوان...
‫- اون‌ها همیشه زمین رو می‌خوان.

250
00:23:41,378 --> 00:23:43,338
‫پس حداقل یه قیمت منصفانه بهمون بدن

251
00:23:43,338 --> 00:23:46,007
‫تا بتونیم اوضاع
‫اطراف مرداب رو درست کنیم.

252
00:23:46,299 --> 00:23:49,219
‫حق با اونه.
‫ما، چقدر، یه ساعتی "دِری" هستیم؟

253
00:23:49,469 --> 00:23:51,555
‫انگار تو دو تا سیاره‌ی مختلفیم.

254
00:23:52,264 --> 00:23:54,766
‫اون‌ها پول مالیات رو گرفتن
‫که خیابون‌هاشون رو سنگفرش کنن.

255
00:23:55,016 --> 00:23:56,017
‫اون ماشینی که پیدا کردن؟

256
00:23:56,017 --> 00:23:58,061
‫اینجا جای خالی کردن
‫عقده‌های قدیمی نیست...

257
00:23:58,061 --> 00:23:59,604
‫مال "اَل بردلی" بود.

258
00:24:01,022 --> 00:24:02,065
‫مال سال 35.

259
00:24:02,983 --> 00:24:04,109
‫اون قتل عام.

260
00:24:04,526 --> 00:24:06,987
‫اگه قراره نماینده‌ی
‫منافع ما باشی...

261
00:24:07,237 --> 00:24:08,822
‫باید یه کاری بکنیم
‫الان، عمه جان.

262
00:24:08,822 --> 00:24:10,490
‫- قبل از اینکه نزدیک‌تر بشن...
‫- نه.

263
00:24:10,657 --> 00:24:12,075
‫و اون‌ها هم همینطور.

264
00:24:12,075 --> 00:24:15,078
‫تو و دوست‌هات
‫قرار نیست دخالت کنید.

265
00:24:15,912 --> 00:24:17,164
‫نه تو این مورد.

266
00:24:19,207 --> 00:24:20,333
‫بهت نیاز هست.

267
00:24:21,168 --> 00:24:22,544
‫می‌فهمی؟

268
00:24:22,544 --> 00:24:26,381
‫این در مورد اینه که تو کاری رو بکنی
‫که براش انتخاب شدی.

269
00:24:26,506 --> 00:24:28,925
‫اگه کسی پیشنهادی داره،
‫باید الان بگه.

270
00:24:29,301 --> 00:24:32,304
‫جان، یه کاری باید انجام بشه. الان.

271
00:24:32,471 --> 00:24:34,014
‫من درخواست ملاقات کردم،

272
00:24:34,014 --> 00:24:37,309
‫و خواستار یه رابط ویژه
‫با جامعه شدم.

273
00:24:37,851 --> 00:24:40,061
‫هیچ جوابی نشنیدیم،
‫خب پیشنهاد تو چیه؟

274
00:24:40,687 --> 00:24:41,855
‫یه چیز قوی‌تر.

275
00:24:42,814 --> 00:24:45,442
‫ما با یه نامه‌ی توقف عملیات شروع می‌کنیم.

276
00:24:45,442 --> 00:24:48,069
‫- این چرت‌وپرته.
‫- بهشون یه‌کم وقت می‌دیم جواب بدن،

277
00:24:48,069 --> 00:24:50,822
‫و اگه هنوز خبری نشد،
‫یه شکایت رسمی تنظیم می‌کنیم...

278
00:24:50,822 --> 00:24:52,199
‫...از طریق دولت فدرال.

279
00:24:52,240 --> 00:24:54,117
‫می‌دونی که اون‌ها فقط نادیده‌اش می‌گیرن.

280
00:24:54,117 --> 00:24:55,577
‫تو می‌خوای متوقف‌شون کنی؟

281
00:24:56,244 --> 00:24:57,287
‫من نمی‌خوام.

282
00:24:58,538 --> 00:24:59,915
‫نه تا وقتی بفهمم

283
00:24:59,915 --> 00:25:02,584
‫اون‌ها واقعاً اونجا
‫دارن چی‌کار می‌کنن.

284
00:25:27,150 --> 00:25:28,860
‫هی، هالوران، اون پشت خوبی؟

285
00:25:30,779 --> 00:25:31,947
‫هالوران!

286
00:25:33,865 --> 00:25:35,075
‫چش شده؟

287
00:25:35,075 --> 00:25:36,576
‫فکر می‌کنی من می‌دونم
‫چش شده؟

288
00:25:39,913 --> 00:25:40,914
‫هالوران!

289
00:25:43,416 --> 00:25:45,794
‫"قطب‌نمای انسانی"؟ این یارو رو نگاه کن.

290
00:25:46,461 --> 00:25:49,130
‫به نظرت شبیه قطب‌نمای انسانیه؟
‫داره غش می‌کنه.

291
00:25:51,925 --> 00:25:53,051
‫یا عیسی مسیح.

292
00:25:53,051 --> 00:25:56,137
‫مرکز، اینجا بوئینگ کی‌سی-135.

293
00:25:56,137 --> 00:25:58,765
‫من یه رفیق تو فورت‌برگ دارم،
‫می‌گفت اون‌ها دارن، مثلاً،

294
00:25:59,057 --> 00:26:01,142
‫کنترل ذهن رو بُزها یا یه همچین مزخرفی
‫انجام می‌دن.

295
00:26:01,893 --> 00:26:04,145
‫اینم از همون‌هاست؟
‫اینم از اون مزخرفات مربوط به بُزه، لی؟

296
00:26:04,271 --> 00:26:07,065
‫به نظر میاد یه مشکلی
‫برای هالوران پیش اومده. جواب نمی‌ده.

297
00:26:07,065 --> 00:26:10,193
‫- درخواست اجازه برای بازگشت.
‫- منفیه، سرگرد هانلون.

298
00:26:10,193 --> 00:26:14,072
‫- مسیر فعلی رو حفظ کنید.
‫- دوباره دارم اعلام می‌کنم. جواب نمی‌ده.

299
00:26:15,907 --> 00:26:17,826
‫درخواست اجازه برای بازگشت.

300
00:26:20,912 --> 00:26:23,665
‫دارم اعلام می‌کنم که سرباز هالوران
‫جواب نمی‌ده!

301
00:26:23,665 --> 00:26:25,125
‫درخواست اجازه برای بازگشت!

302
00:26:25,667 --> 00:26:26,668
‫هالوران!

303
00:26:27,502 --> 00:26:30,714
‫هی! هالوران!

304
00:27:11,087 --> 00:27:14,215
[پنی‌وایز]

305
00:27:47,040 --> 00:27:50,627
‫تو کی هستی؟

306
00:28:36,631 --> 00:28:37,632
‫مامان‌بزرگ.

307
00:28:38,216 --> 00:28:40,260
‫اون داره میاد، دیکی.

308
00:28:40,760 --> 00:28:43,805
‫از اینجا برو. الان!

309
00:28:58,528 --> 00:29:01,072
‫هالوران! برو عقب، هالوران!

310
00:29:05,076 --> 00:29:06,661
‫- هالوران! هالوران!
‫- نه! نه!

311
00:29:06,661 --> 00:29:09,247
‫- هی! هی!
‫- هردوتون داخلید؟

312
00:29:40,904 --> 00:29:43,823
‫- اوضاعت چطوره، سرباز؟
‫- حالم خوبه، قربان.

313
00:29:46,701 --> 00:29:47,702
‫خب...

314
00:29:48,912 --> 00:29:49,913
‫...دیدیش.

315
00:29:54,125 --> 00:29:55,585
‫بیشتر شبیه این بود که اون من رو دید.

316
00:29:58,505 --> 00:29:59,714
‫چه شکلی بود؟

317
00:30:02,342 --> 00:30:03,343
‫سرد.

318
00:30:10,141 --> 00:30:11,559
‫امروز اون بالا خوب کار کردی.

319
00:30:14,145 --> 00:30:15,188
‫اگه کاری هست

320
00:30:15,188 --> 00:30:17,565
‫...که بتونیم انجام بدیم تا
‫زمانت اینجا یه‌کم راحت‌تر بگذره،

321
00:30:17,690 --> 00:30:18,817
‫بهم بگو.

322
00:30:20,485 --> 00:30:23,238
‫- حالا که صحبتش شد...
‫- چه زود.

323
00:30:25,448 --> 00:30:30,078
‫من و رفقام تو پایگاه، یه‌کم سخته
‫جایی رو پیدا کنیم که یه‌کم استراحت کنیم.

324
00:30:30,411 --> 00:30:32,997
‫اگه می‌تونید برامون
‫یه جایی پیدا کنید که

325
00:30:33,331 --> 00:30:37,252
‫...شاید بارون رو سرمون نریزه،
‫می‌دونم بچه‌ها ممنون می‌شن.

326
00:30:38,878 --> 00:30:41,047
‫متوجه شدم. می‌بینم چی‌کار می‌تونم بکنم.

327
00:30:43,591 --> 00:30:44,592
‫قربان.

328
00:30:51,599 --> 00:30:53,184
‫قرار نبود ما رو ببینه.

329
00:30:55,562 --> 00:30:56,980
‫قرار نبود بفهمه.

330
00:31:00,942 --> 00:31:02,110
‫یه حسی بهم می‌گه

331
00:31:02,110 --> 00:31:04,696
‫اگه اینطوری که داریم ادامه می‌دیم
‫پیش بریم، یه اتفاق بدی میفته.

332
00:31:07,949 --> 00:31:10,118
‫شاید بهتر باشه
‫این موجود رو به حال خودش بذاریم.

333
00:31:19,252 --> 00:31:20,503
‫استراحت کن.

334
00:31:36,936 --> 00:31:38,521
‫بفرمایید، آقایون.

335
00:31:40,690 --> 00:31:42,150
‫قرار بود سفر کوتاه باشه،

336
00:31:42,150 --> 00:31:44,110
‫اما پرتاب
‫بیشتر از سه ساعت تأخیر داشت

337
00:31:44,110 --> 00:31:45,987
‫بعد از اینکه شپرد وارد موشک شد.

338
00:31:46,112 --> 00:31:47,947
‫خلاصه شپرد پرسید
‫می‌تونه بره بیرون دستشویی،

339
00:31:47,947 --> 00:31:49,699
‫و اون‌ها گفتن نه،
‫اما مجبور شدن موقتاً...

340
00:31:49,699 --> 00:31:51,200
‫قطعات برقی لباسش رو خاموش کنن

341
00:31:51,242 --> 00:31:53,036
‫تا بتونه تو شلوارش دستشویی کنه
‫بدون اینکه خودش رو جزغاله کنه.

342
00:31:53,036 --> 00:31:56,039
‫پس، داری می‌گی اولین انسانی

343
00:31:56,039 --> 00:31:58,541
‫که به فضا رفته،
‫با شلوار خیس رفته اونجا؟

344
00:31:58,541 --> 00:31:59,667
‫آره.

345
00:31:59,918 --> 00:32:01,336
‫می‌تونست بدتر از این هم باشه.

346
00:32:01,502 --> 00:32:02,754
‫رفیق، بس کن!

347
00:32:03,588 --> 00:32:05,048
‫ریخته رو صورتت.

348
00:32:05,256 --> 00:32:06,466
‫ بذار یه چیزی ازت بپرسم.

349
00:32:07,425 --> 00:32:09,469
‫به نظرت کی
‫خوشگل‌ترین دختر کلاسه؟

350
00:32:09,928 --> 00:32:10,970
‫چی؟

351
00:32:10,970 --> 00:32:12,597
‫جایی که تو ازش میای
‫بهش این رو نمی‌گید؟

352
00:32:12,597 --> 00:32:16,017
‫- نه، می‌گیم.
‫- خب، برای من، دلورس.

353
00:32:17,685 --> 00:32:20,730
‫حتی با اینکه مارج ترومن
‫قیافه‌ی بهتری داره.

354
00:32:30,281 --> 00:32:31,366
‫رانی گروگن؟

355
00:32:32,033 --> 00:32:33,493
‫اون با تو چی‌کار داره؟

356
00:32:38,873 --> 00:32:40,708
‫- می‌تونم چی‌کار کنم؟
‫- فیلم ظاهر کنی.

357
00:32:40,708 --> 00:32:43,336
‫یعنی، اونطوری که
‫در مورد اون بمب بدبو حرف می‌زدی،

358
00:32:43,336 --> 00:32:44,963
‫فکر کردم شاید بدونی
‫چه نوع مواد شیمیایی‌ای...

359
00:32:44,963 --> 00:32:46,172
‫...تو یه تاریک‌خونه لازمه.

360
00:32:46,172 --> 00:32:48,049
‫نمی‌تونی فقط بفرستیش
‫یه لابراتوار؟

361
00:32:48,049 --> 00:32:50,510
‫نه. می‌تونی کمک‌مون کنی یا نه؟

362
00:32:50,760 --> 00:32:52,053
‫شاید، ولی چرا؟

363
00:32:53,596 --> 00:32:55,515
‫اگه بهت بگیم باورمون نمی‌کنی.

364
00:32:56,808 --> 00:32:57,850
‫امتحانم کن.

365
00:32:59,602 --> 00:33:01,521
‫خب، نظرت چیه؟

366
00:33:02,313 --> 00:33:03,564
‫چرا من با این موافقت کردم؟

367
00:33:03,815 --> 00:33:04,857
‫نمی‌تونم بهش کمک کنم.

368
00:33:05,149 --> 00:33:06,567
‫خب، تو باورش می‌کنی؟

369
00:33:07,026 --> 00:33:08,528
‫باور می‌کنم که اون باورش کرده.

370
00:33:09,112 --> 00:33:11,906
‫اما وقتی ازم پرسید،
‫انگار مغزم قفل کرد.

371
00:33:12,949 --> 00:33:14,784
‫- عشق باهات این کار رو می‌کنه.
‫- آره.

372
00:33:15,952 --> 00:33:18,454
‫- صبر کن، چی؟
‫- رانی. تو ازش خوشت میاد.

373
00:33:18,579 --> 00:33:20,581
‫- من علائمش رو می‌شناسم.
‫- هیچ علائمی وجود نداره.

374
00:33:20,581 --> 00:33:21,791
‫معلومه که داره.

375
00:33:22,834 --> 00:33:25,044
‫عشق می‌تونه مجبورت کنه
‫کارهای احمقانه‌ای بکنی، رفیق.

376
00:33:25,503 --> 00:33:27,463
‫مثل بالا رفتن از بالکن یا... یا...

377
00:33:28,923 --> 00:33:30,591
‫یا نوشتن یه شعر
‫داخل کفشت...

378
00:33:30,591 --> 00:33:31,968
‫...تا هیچ‌کس در موردش نفهمه.

379
00:33:32,135 --> 00:33:34,387
‫کی داخل کفشش
‫شعر می‌نویسه؟

380
00:33:34,595 --> 00:33:35,805
‫یه نفر دیگه.

381
00:33:37,724 --> 00:33:38,850
‫یه نفر که عاشقه.

382
00:33:40,059 --> 00:33:41,978
‫باشه، ولی من عاشق رانی نیستم.

383
00:33:42,770 --> 00:33:44,105
‫هر چی تو بگی، رومئو.

384
00:33:56,159 --> 00:33:57,660
‫اگه کمکی خواستی خبرم کن.

385
00:34:00,747 --> 00:34:02,582
‫امروز دنبال چیز خاصی می‌گردی؟

386
00:34:03,499 --> 00:34:04,834
‫خب، نمی‌دونم.

387
00:34:08,046 --> 00:34:09,380
‫در ازای یه سکه چی دارید؟

388
00:34:15,386 --> 00:34:18,389
‫- فرانسیس شاو.
‫- واقعاً 50 سال گذشته؟

389
00:34:19,891 --> 00:34:21,017
‫باورکردنی نیست.

390
00:34:22,101 --> 00:34:23,978
‫نه، نیست.

391
00:34:24,979 --> 00:34:26,397
‫خیلی عجیبه.

392
00:34:27,607 --> 00:34:30,777
‫قبل از اینکه بیام اینجا، من...
‫من اصلاً تو رو یادم نمی‌اومد.

393
00:34:31,402 --> 00:34:34,655
‫- تو واقعاً بلدی چطور به یه خانم لطف کنی.
‫- منظورم اینه که، هیچی یادم نمی‌اومد.

394
00:34:35,573 --> 00:34:38,409
‫- تو. این شهر.
‫- تو اولین نفر نیستی.

395
00:34:39,285 --> 00:34:40,703
‫"دِری" اینطوریه.

396
00:34:41,829 --> 00:34:45,041
‫مهم نیست چقدر اینجا وقت بگذرونی،
‫هر چی دورتر می‌شی،

397
00:34:45,917 --> 00:34:48,711
‫انگار همه‌چی بیشتر محو می‌شه.

398
00:34:51,506 --> 00:34:53,257
‫بعضی‌ها می‌گن اینطوری بهتره.

399
00:34:53,966 --> 00:34:54,967
‫نمی‌دونم.

400
00:34:56,511 --> 00:34:57,804
‫جذابیت‌های خودش رو داره.

401
00:35:00,890 --> 00:35:02,058
‫تو چی یادت میاد؟

402
00:35:03,184 --> 00:35:04,435
‫زیاد نیست.

403
00:35:04,435 --> 00:35:08,898
‫پدرم، زندگی تو پایگاه،
‫ولی بیشتر از همه تو رو یادمه.

404
00:35:10,566 --> 00:35:13,611
‫یه تابستون بود، فرانسیس. ما 12 ساله بودیم.

405
00:35:13,694 --> 00:35:16,197
‫شک دارم حتی اسم من رو یادت مونده باشه.

406
00:35:19,992 --> 00:35:21,035
‫یادم نمونده بود.

407
00:35:25,456 --> 00:35:26,791
‫تا همین هفته.

408
00:35:29,877 --> 00:35:31,838
‫تو مسئول اون حفاری‌هایی؟

409
00:35:35,967 --> 00:35:37,593
‫اونجا داری چی‌کار می‌کنی، فرانسیس؟

410
00:35:38,177 --> 00:35:39,220
‫بررسی خاک.

411
00:35:39,846 --> 00:35:41,722
‫داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫کجا لوله بذاریم...

412
00:35:41,722 --> 00:35:43,141
‫...تا از کنداسکیگ آب بیاریم.

413
00:35:43,516 --> 00:35:45,309
‫و جامعه‌ی ما نگران اینه...

414
00:35:45,309 --> 00:35:48,146
‫...که حفاری تو به بقایای مقدس
‫آسیب بزنه.

415
00:35:48,271 --> 00:35:51,899
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫محوطه‌های دفن بی‌نام و نشون نابود بشن.

416
00:35:51,899 --> 00:35:53,151
‫پس بیا با هم کار کنیم.

417
00:35:54,068 --> 00:35:56,946
‫شما می‌تونید دقیقاً بهمون نشون بدید
‫از کدوم مناطق دوری کنیم.

418
00:36:00,491 --> 00:36:03,786
‫می‌دونم شاید از زبون یه مرد
‫تو جایگاه من زیاد معنی نده،

419
00:36:04,871 --> 00:36:06,247
‫ولی می‌تونی بهم اعتماد کنی.

420
00:36:08,666 --> 00:36:10,126
‫دوست دارم این رو باور کنم.

421
00:36:13,212 --> 00:36:15,256
‫من با شورای شهر صحبت می‌کنم.

422
00:36:16,674 --> 00:36:18,134
‫قولی نمی‌دم.

423
00:36:18,759 --> 00:36:19,844
‫باهات در تماس می‌مونم.

424
00:36:26,517 --> 00:36:28,186
‫از دیدنت خوشحال شدم، رُز.

425
00:36:30,563 --> 00:36:31,689
‫منم همینطور.

426
00:36:58,049 --> 00:37:00,551
‫مشکل چیه؟
‫چرا اینقدر ناراحت به نظر میای؟

427
00:37:02,929 --> 00:37:04,805
‫دستور انتقال بابام اومده.

428
00:37:05,431 --> 00:37:06,807
‫فردا صبح می‌ریم.

429
00:37:12,146 --> 00:37:14,357
‫می‌خواستم صبر کنم
‫بعداً این رو بهت پس بدم، ولی...

430
00:37:15,524 --> 00:37:18,110
‫فکر کنم باید پیش تو باشه.
‫یه چیزی که من رو باهاش یادت بیاد.

431
00:37:25,034 --> 00:37:26,535
‫باید یه قولی بهم بدی، باشه؟

432
00:37:27,370 --> 00:37:30,623
‫بهم قول بده هیچوقت
‫من رو، این تابستون رو،

433
00:37:31,207 --> 00:37:33,960
‫و دوستی‌مون رو فراموش نمی‌کنی.

434
00:37:37,129 --> 00:37:39,757
‫فرانسیس، تو هنوز این رو نمی‌دونی، ولی...

435
00:37:40,716 --> 00:37:42,843
‫...اینجا یه جوریه که
‫باعث می‌شه آدم‌ها فراموش کنن،

436
00:37:44,136 --> 00:37:45,721
‫حتی اگه نخوان.

437
00:38:13,457 --> 00:38:16,877
‫یا خدا! اینجا دیگه
‫آخرشه، رفیق!

438
00:38:17,920 --> 00:38:19,588
‫تو اصلاً از کجا اینجا رو می‌شناسی؟

439
00:38:19,880 --> 00:38:22,091
‫اینجا جای دوست‌هامه. پاتوق‌شونه.

440
00:38:23,175 --> 00:38:25,136
‫یا... بود.

441
00:38:26,220 --> 00:38:29,473
‫عمراً! من عاشق این‌هام!

442
00:38:30,850 --> 00:38:32,435
‫خب، چطوری ازش عکس بگیریم؟

443
00:38:33,144 --> 00:38:35,104
‫خب، حدس می‌زنم یا می‌تونیم
‫منتظرش بمونیم...

444
00:38:35,104 --> 00:38:39,275
‫...تا دوباره بیاد سراغمون یا...
‫نمی‌دونم، یه جوری بکشونیمش بیرون؟

445
00:38:40,151 --> 00:38:42,653
‫این موجوده تا حالا
‫از چه راه‌هایی اومده سراغت؟

446
00:38:42,653 --> 00:38:44,530
‫متی، بابام.

447
00:38:45,197 --> 00:38:48,492
‫- مامان رانی.
‫- آره، ولی اون‌ها نیستن.

448
00:38:48,492 --> 00:38:51,912
‫یه چیزی‌ـه که تظاهر می‌کنه اونه،
‫تا ما رو بترسونه.

449
00:38:52,496 --> 00:38:55,041
‫سوال درست اینه که،
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

450
00:38:55,041 --> 00:38:56,751
‫- اون یه "اُریچا"ـست.
‫- چی؟

451
00:38:56,751 --> 00:38:58,669
‫می‌دونی، یه روح خبیث.

452
00:38:59,378 --> 00:39:01,922
‫خب، همه‌شون خبیث نیستن،
‫ولی این یکی خیلی بد به نظر میاد.

453
00:39:02,465 --> 00:39:03,883
‫تو از کجا می‌دونی؟

454
00:39:05,051 --> 00:39:08,971
‫خب، مطمئن نیستم،
‫ولی عموی من یه "بابالائو" بود.

455
00:39:10,473 --> 00:39:13,392
‫اون قدیما تو کوبا،
‫یه کشیش "سانتریایی".

456
00:39:13,934 --> 00:39:15,978
‫بهم می‌گفت هروقت
‫یکی زیر قولش می‌زد،

457
00:39:15,978 --> 00:39:17,938
‫می‌دونی،
‫پولش رو پس نمی‌داد و این‌ها،

458
00:39:18,856 --> 00:39:21,650
‫اون این "اوریچا" رو احضار می‌کرد
‫و می‌فرستاد سراغشون.

459
00:39:23,819 --> 00:39:25,154
‫و اون‌هایی که واقعاً پست بودن...

460
00:39:25,780 --> 00:39:28,449
‫...همیشه شکل
‫اجداد مُرده‌شون رو می‌گرفتن.

461
00:39:29,325 --> 00:39:31,035
‫می‌دونی، تا واقعاً زهره‌ترکشون کنن.

462
00:39:32,703 --> 00:39:35,581
‫و اون می‌تونست
‫همین‌طوری احضارشون کنه؟

463
00:39:35,581 --> 00:39:39,251
‫آره، ولی باید می‌رفت
‫قبرستون، شمع روشن می‌کرد.

464
00:39:40,127 --> 00:39:41,337
‫خیلی دنگ و فنگ داشت.

465
00:39:42,546 --> 00:39:43,672
‫دیوونگیه، نه؟

466
00:39:48,052 --> 00:39:50,346
‫برو! برو! برو!

467
00:39:53,015 --> 00:39:54,809
‫نه! باد لعنتی!

468
00:39:54,809 --> 00:39:55,935
‫ریچ...

469
00:39:56,727 --> 00:39:59,146
‫اون هیچوقت بهت گفت چطوری؟

470
00:40:04,151 --> 00:40:05,444
‫عصر به‌خیر، خانم.

471
00:40:05,986 --> 00:40:08,364
‫- ممنونم. بفرمایید تو.
‫- بله، خانم.

472
00:40:09,698 --> 00:40:10,950
‫سرگرد.

473
00:40:23,254 --> 00:40:26,006
‫خودتون رو دست کم نگیرید.
‫شما تو این زعفران اسپانیایی ریختید؟

474
00:40:26,090 --> 00:40:27,174
...من

475
00:40:27,174 --> 00:40:30,302
‫متأسفانه این دور و بر
‫غذاهای "کیجن" زیاد پیدا نمی‌شه.

476
00:40:30,302 --> 00:40:33,722
‫اوضاع اینجا قطعاً متفاوته،

477
00:40:33,848 --> 00:40:35,015
‫این رو قبول دارم.

478
00:40:36,475 --> 00:40:38,352
‫ولی داریم
‫قلقش رو یاد می‌گیریم.

479
00:40:38,853 --> 00:40:40,438
‫داره حس خونه رو پیدا می‌کنه.

480
00:40:42,523 --> 00:40:44,942
‫شما زیاد از اینجا
‫خوشتون نمیاد، نه، خانم هانلون؟

481
00:40:45,818 --> 00:40:47,486
‫برام خوبه.

482
00:40:51,949 --> 00:40:55,870
‫می‌دونید، سخته که دلتنگ
‫چیزهایی که پشت سر گذاشتی نشی.

483
00:40:55,870 --> 00:40:57,997
‫لازم نیست وارد اون بحث بشیم.

484
00:40:59,165 --> 00:41:00,624
‫من معلم تاریخ بودم.

485
00:41:01,250 --> 00:41:02,460
‫مدرسه‌ی رنگین‌پوست‌ها؟

486
00:41:02,585 --> 00:41:04,920
‫مگه نوع دیگه‌ای هم اونجا هست
‫که اجازه بده من تدریس کنم؟

487
00:41:05,504 --> 00:41:06,505
‫حرف حساب.

488
00:41:07,756 --> 00:41:09,842
‫ما سعی کردیم یه کاری
‫تو یه مدرسه اینجا پیدا کنیم،

489
00:41:10,384 --> 00:41:13,179
‫اما همه‌ش کارهای دفتری بود.
‫اون تواناییش بیشتره.

490
00:41:13,179 --> 00:41:15,514
‫چیزهای دیگه‌ای هم بود.
‫جلسات، راهپیمایی‌ها.

491
00:41:15,514 --> 00:41:17,933
‫- لطفاً.
‫- جنبش.

492
00:41:21,979 --> 00:41:24,064
‫سرگرد نگران اینه
‫که فعالیت‌های من...

493
00:41:24,064 --> 00:41:26,525
‫...بازتاب بدی
‫روی اون پیش همکارهاش داشته باشه.

494
00:41:27,026 --> 00:41:30,029
‫جلوی صعودش
‫تو سلسله‌مراتب ارتش رو بگیره.

495
00:41:32,490 --> 00:41:35,159
‫می‌تونم درک کنم که این چطور
‫می‌تونه مایه‌ی نگرانی باشه، خانم.

496
00:41:35,784 --> 00:41:37,620
‫رنگین‌پوست بودن تو ارتش
‫به اندازه‌ی کافی سخته.

497
00:41:37,620 --> 00:41:39,705
‫و اگه جاه‌طلبی واقعی‌ای داشته باشی،
‫باید بخوای...

498
00:41:39,705 --> 00:41:42,249
‫...که زندگی شخصیت
‫از یونیفرمت هم تمیزتر باشه.

499
00:41:44,001 --> 00:41:48,589
‫خب، تعجب نمی‌کنم
‫که شما دو تا خلبان هوای هم رو دارید.

500
00:41:50,883 --> 00:41:53,093
‫ببخشید،
‫می‌رم دسر رو آماده کنم.

501
00:41:55,304 --> 00:41:56,805
‫خب، پسرتون امشب کجاست؟

502
00:42:00,100 --> 00:42:01,101
‫ویل؟

503
00:42:03,229 --> 00:42:04,396
‫یه وقتی می‌بینیش.

504
00:42:05,189 --> 00:42:06,815
‫ولی الان خونه‌ی دوستشه.

505
00:42:12,988 --> 00:42:14,198
‫این دوربین خیلی خفنه.

506
00:42:14,198 --> 00:42:16,617
‫پسر. من تاحالا
‫یکی از این‌ها ندیده بودم.

507
00:42:16,617 --> 00:42:17,868
‫ویل.

508
00:42:19,245 --> 00:42:20,621
‫چرا پکری؟

509
00:42:21,121 --> 00:42:22,373
‫هیچی.

510
00:42:23,624 --> 00:42:24,667
‫هی، رانی.

511
00:42:26,293 --> 00:42:27,461
‫فیلم رو هدر نده.

512
00:42:27,461 --> 00:42:29,505
‫ما به هر عکسی که بتونیم بگیریم احتیاج داریم.

513
00:42:29,505 --> 00:42:31,590
‫- باشه، ببخشید.
‫- خوب به نظر میاد؟

514
00:42:32,299 --> 00:42:35,344
‫- همه‌چی رو همونطور که گفتی انجام دادیم.
‫- آره، عالیه. بیست.

515
00:42:35,511 --> 00:42:36,554
‫باشه.

516
00:42:40,849 --> 00:42:44,061
‫- شروع کنیم؟
‫- آره، حتماً.

517
00:42:44,562 --> 00:42:46,647
‫چرا که نه؟ یالا.

518
00:43:04,290 --> 00:43:05,374
‫عجب غذایی بود، سرگرد.

519
00:43:06,000 --> 00:43:07,918
‫همسرتون کارش تو آشپزخونه درسته.

520
00:43:13,882 --> 00:43:15,342
‫من هیچوقت بهت نگفتم ما یه پسر داریم.

521
00:43:17,886 --> 00:43:19,680
‫حتماً از یکی تو پایگاه شنیدم.

522
00:43:35,654 --> 00:43:36,780
‫اون بالا چه اتفاقی افتاد؟

523
00:43:39,033 --> 00:43:40,451
‫منظورم اینه که، بستن چشم‌هات...

524
00:43:41,744 --> 00:43:42,911
‫...برای گشتن دنبال یه چیزی.

525
00:43:44,663 --> 00:43:45,664
‫اون چی بود؟

526
00:43:50,336 --> 00:43:51,920
‫مادربزرگم می‌گفت این مثل...

527
00:43:52,921 --> 00:43:55,090
‫...مثل دیدن چیزها
‫بدون دیدن چیزهاست.

528
00:43:55,966 --> 00:43:58,636
‫آره، می‌دونم. احمقانه به نظر میاد، نه؟

529
00:43:59,136 --> 00:44:02,848
‫جایی که من بزرگ شدم، همه یکی رو می‌شناختن
‫که یکی رو می‌شناخت که اینطوری بود.

530
00:44:03,641 --> 00:44:05,392
‫فقط خودم تاحالا از نزدیک ندیده بودمش.

531
00:44:09,605 --> 00:44:11,815
‫عجیبه، درست قبل از اینکه،

532
00:44:12,524 --> 00:44:15,611
‫...تو در مورد پسرم بپرسی،
‫من یه چیزی حس کردم.

533
00:44:18,197 --> 00:44:20,282
‫آره، یه جایی ته مغزم.

534
00:44:21,992 --> 00:44:24,370
‫واقعاً نمی‌تونم توصیفش کنم،
‫جز اینکه عجیب‌ترین...

535
00:44:24,370 --> 00:44:26,330
‫...کوفتی‌ایه که تو کل عمرم
‫حس کردم.

536
00:44:26,330 --> 00:44:27,956
‫و فقط یه بار دیگه حسش کرده بودم.

537
00:44:31,627 --> 00:44:33,003
‫شبی که بهم حمله شد...

538
00:44:34,713 --> 00:44:35,839
‫...تو اونجا بودی.

539
00:44:40,302 --> 00:44:44,014
‫اونی که لوله دستش بود تو نبودی،
‫ولی می‌دونم چی حس کردم.

540
00:44:47,142 --> 00:44:49,144
‫از ذهن من برو بیرون. متوجه‌ای؟

541
00:44:50,479 --> 00:44:52,898
‫می‌رم. می‌رم.
‫لازم نیست نگران اون باشی.

542
00:44:55,776 --> 00:44:56,985
‫این دیگه چه معنی‌ای می‌ده؟

543
00:45:00,489 --> 00:45:03,033
‫من دیدم آدم‌ها وقتی
‫با مرگ روبه‌رو می‌شن به چی فکر می‌کنن.

544
00:45:03,158 --> 00:45:05,744
‫به خانواده‌هاشون فکر می‌کنن.
‫به حسرت‌هاشون فکر می‌کنن.

545
00:45:07,413 --> 00:45:08,414
‫ولی تو؟

546
00:45:11,083 --> 00:45:13,544
‫اسلحه رو سرت، انگشت رو ماشه.

547
00:45:15,212 --> 00:45:16,296
‫تو داشتی تحلیل می‌کردی.

548
00:45:16,296 --> 00:45:17,423
‫تو فقط داشتی...

549
00:45:18,674 --> 00:45:19,842
‫...اطلاعات جمع می‌کردی.

550
00:45:21,593 --> 00:45:23,762
‫انگار اون بخشی از مغزت
‫که قراره بترسه،

551
00:45:23,762 --> 00:45:25,013
‫اصلاً اونجا نیست.

552
00:45:27,516 --> 00:45:28,642
‫پس، تو...

553
00:45:29,143 --> 00:45:32,354
‫اونجور آدمی نیستی
‫که من بخوام باهاش در بیفتم، سرگرد.

554
00:45:41,280 --> 00:45:43,532
‫اما تو اون بالا تو اون هلیکوپتر
جونم رو نجات دادی

555
00:45:44,116 --> 00:45:46,702
‫پس قطعاً بدم نمیاد
‫تو سنگرها کنارم باشی.

556
00:45:47,619 --> 00:45:48,829
‫باشه.

557
00:45:48,829 --> 00:45:50,497
‫خب، کی برای دسر آماده‌ست؟

558
00:45:51,206 --> 00:45:52,916
‫کیک شکلاتی تقریباً آماده‌ست.

559
00:45:55,335 --> 00:45:57,504
‫- من که عاشق کیک شکلاتی‌ام.
‫- عالیه.

560
00:45:58,422 --> 00:45:59,506
‫یالا، لی.

561
00:46:20,944 --> 00:46:23,155
‫ریچ، تو فقط داری حرف خودت رو تکرار می‌کنی.

562
00:46:23,155 --> 00:46:24,948
‫اون چیه؟ چی داری می‌گی؟

563
00:46:26,200 --> 00:46:27,284
‫سانتا ماریا؟

564
00:46:27,868 --> 00:46:29,119
‫دعای مردگان؟

565
00:46:32,581 --> 00:46:33,791
‫حالا منتظر می‌مونیم.

566
00:46:42,257 --> 00:46:46,011
‫حس می‌کنم باید پشتمون به هم باشه
‫تا بیرون رو ببینیم، درسته؟

567
00:46:46,011 --> 00:46:47,679
‫آره، عموم گفت همین کار رو بکنیم.

568
00:46:50,140 --> 00:46:51,975
‫آره. آره، فکر خوبیه.

569
00:46:58,190 --> 00:46:59,316
‫ببخشید.

570
00:47:27,928 --> 00:47:28,971
‫باید برم دستشویی.

571
00:47:29,263 --> 00:47:30,806
‫نه. صبر کن، صبر کن، فکر کردم گفتی

572
00:47:30,806 --> 00:47:32,850
‫نمی‌تونیم دایره رو ترک کنیم
‫تا وقتی تموم بشه.

573
00:47:33,559 --> 00:47:35,352
‫نه، می‌تونی.
‫فقط باید زود برگردی.

574
00:47:35,352 --> 00:47:36,436
‫پسرعموم بهم گفت.

575
00:47:37,020 --> 00:47:38,564
‫تو گفتی عموت این کار رو کرده.

576
00:47:40,691 --> 00:47:43,485
‫خب، آره، ولی من بیشترش رو
‫از پسرعموم شنیدم، خب...

577
00:47:43,485 --> 00:47:44,987
‫تو از خودش نشنیدی؟

578
00:47:45,988 --> 00:47:47,531
‫خب، نه همه‌ش رو.

579
00:47:47,698 --> 00:47:49,908
‫- این خیلی مسخره‌ست.
‫- باشه، ما داریم می‌ریم.

580
00:47:50,033 --> 00:47:52,202
‫صبر کنید، بچه‌ها،
‫اون فقط سعی می‌کرد کمک کنه.

581
00:47:52,202 --> 00:47:54,121
‫با سر هم کردن این همه چرت‌وپرت؟

582
00:47:54,162 --> 00:47:57,165
‫یالا. هیولاها، روح‌ها،
‫همه‌ش چرت‌وپرت‌های بچه‌گانه‌ست.

583
00:47:59,668 --> 00:48:00,878
‫پس، تو هنوز من رو باور نداری؟

584
00:48:01,837 --> 00:48:03,630
‫فکر می‌کنی همه‌ش توهم منه؟

585
00:48:03,630 --> 00:48:05,757
‫من... باور می‌کنم که تو باورش داری.

586
00:48:08,886 --> 00:48:10,637
‫متأسفم، باشه؟ من... من نمی‌...

587
00:48:11,471 --> 00:48:13,932
‫- را... ران!
‫- صبر کن، رانی!

588
00:48:27,779 --> 00:48:29,531
‫دوست پیدا کردن سخته.

589
00:48:30,407 --> 00:48:33,327
‫- می‌دونی؟
‫- می‌دونم، رفیق. می‌دونم.

590
00:48:39,875 --> 00:48:40,918
‫تو خوبی؟

591
00:48:41,585 --> 00:48:42,794
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

592
00:48:50,469 --> 00:48:52,429
‫یالا، ریچ! باید بهش برسیم!

593
00:49:10,739 --> 00:49:12,324
‫تو هم داری این رو می‌بینی؟

594
00:49:15,661 --> 00:49:16,995
‫فکر کنم یه مشکلی هست.

595
00:49:17,871 --> 00:49:21,375
‫هی، ران، آروم‌تر. ران، وایسا.

596
00:49:28,131 --> 00:49:29,132
‫واو!

597
00:49:29,925 --> 00:49:31,259
‫چه اتفاقی داره میفته؟

598
00:49:35,931 --> 00:49:37,057
‫برو، برو، برو!

599
00:49:42,270 --> 00:49:43,563
‫دیگه تقریباً رسیدیم!

600
00:49:56,535 --> 00:49:57,661
‫عمو؟

601
00:50:04,918 --> 00:50:06,044
‫نه، عمو!

602
00:50:36,783 --> 00:50:37,909
‫چه اتفاقی داره میفته؟

603
00:50:42,998 --> 00:50:45,125
‫این نمی‌تونه واقعی باشه.
.این نمی‌تونه واقعی باشه

604
00:50:56,344 --> 00:50:57,554
‫گرفتمش! گرفتمش!

605
00:50:58,764 --> 00:51:02,559
پرتقال و لیمو ♪
‫زنگ‌های سنت کلمنت می‌گن ♪

606
00:51:04,728 --> 00:51:06,271
‫ریچ! دوربین رو بردار!

607
00:51:10,025 --> 00:51:11,068
‫دارم می‌بینمش!

608
00:51:13,820 --> 00:51:15,197
!برش داشتم! برش داشتم

609
00:51:25,457 --> 00:51:26,500
‫چراغ قوه.

610
00:51:42,474 --> 00:51:43,475
‫لعنتی!

611
00:51:44,643 --> 00:51:46,436
‫لعنتی! وای!

612
00:51:47,646 --> 00:51:49,397
‫- ریچ؟
‫- ویل، دوربین رو بردار!

613
00:51:58,698 --> 00:52:00,492
‫خدای من، اون دیگه چه کوفتی بود؟

614
00:52:02,035 --> 00:52:04,871
‫ویل کجاست؟
‫بچه‌ها، بچه‌ها! هی، بچه‌ها، وایسید!

615
00:52:06,873 --> 00:52:08,875
‫ویل کجاست؟
‫همین الان پشت سر من بود.

616
00:53:18,278 --> 00:53:20,155
‫- یالا!
‫- عجله کن!

617
00:53:22,449 --> 00:53:25,118
‫- یالا! خدای من!
‫- عجله کن، از اونجا بیا بیرون!

618
00:53:25,118 --> 00:53:26,286
‫یالا!

619
00:53:34,336 --> 00:53:36,963
‫- باید حرفت رو باور می‌کردم.
‫- معلومه که باید باور می‌کردی!

620
00:53:54,105 --> 00:53:56,274
[دبیرستان]

621
00:54:03,490 --> 00:54:04,574
‫کمک لازم داری؟

622
00:54:09,871 --> 00:54:12,374
‫لعنتی، فکر کنم
‫جفت استخون پاهام شکست.

623
00:54:17,462 --> 00:54:19,965
‫باشه، خب اول
‫سه تا سینی آماده می‌کنیم...

624
00:54:19,965 --> 00:54:21,424
‫...و یه ظرف آب.

625
00:54:21,549 --> 00:54:24,386
‫- یکی از سینی‌ها رو با داروی ظهور پر کن.
‫- بوی نوشابه گازدار می‌ده.

626
00:54:24,386 --> 00:54:25,637
‫- می‌شه این‌ها رو خورد؟
‫- نه.

627
00:54:25,762 --> 00:54:29,057
‫یکی با محلول ثبوت
‫و اون یکی با داروی توقف.

628
00:54:29,057 --> 00:54:30,558
‫ریچ، به اون دست نزن.

629
00:54:33,019 --> 00:54:34,312
‫چراغ قرمز.

630
00:54:36,273 --> 00:54:37,315
‫تایمر.

631
00:54:39,859 --> 00:54:41,820
‫و حالا منتظر می‌مونیم.

632
00:55:00,171 --> 00:55:01,423
‫یا خدا.

633
00:55:01,965 --> 00:55:03,049
‫اون رو من گرفتم.

634
00:55:03,591 --> 00:55:04,634
‫بچه‌ها، یالا.

635
00:55:07,470 --> 00:55:08,513
‫بیا.

636
00:55:18,815 --> 00:55:19,816
‫تدی!

637
00:55:21,526 --> 00:55:22,569
‫موفق شدیم.

638
00:55:23,194 --> 00:55:25,405
‫- واقعاً موفق شدیم.
‫- خدای من.

639
00:55:25,905 --> 00:55:28,742
‫یالا، بعدی.
‫بریم. صبر کن، این‌وری، درسته؟

640
00:55:28,742 --> 00:55:31,202
‫- نه، اون‌وری.
‫- باشه. بیا.

641
00:55:36,333 --> 00:55:37,334
‫سوزی!

642
00:55:39,961 --> 00:55:41,755
‫آره! خدای من.

643
00:55:44,382 --> 00:55:45,633
‫آره.

644
00:55:47,677 --> 00:55:48,678
‫- رانی.
‫- دارم میام.

645
00:56:01,691 --> 00:56:03,610
‫این همون عکسیه که تو سرداب گرفتم.

646
00:56:21,461 --> 00:56:22,754
‫اون چیه؟

647
00:56:26,549 --> 00:56:28,009
‫یه دلقکه.
