﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:08,466 --> 00:00:10,301
‫دردسر! دردسر! دردسر!

3
00:00:10,301 --> 00:00:13,096
‫دردسر! دردسر!
‫دردسر! دردسر! دردسر!

4
00:00:17,225 --> 00:00:18,309
‫دردسر!

5
00:00:18,309 --> 00:00:19,728
‫مادرانِ ریور سیتی،

6
00:00:19,728 --> 00:00:21,855
‫قبل از اینکه دیر بشه،
به این هشدار گوش کنید

7
00:00:21,855 --> 00:00:24,274
‫مراقب نشانه‌های بارز فساد باشید.

8
00:00:24,774 --> 00:00:26,609
‫همین که پسرتون از خونه میره بیرون،

9
00:00:26,609 --> 00:00:29,112
‫دوباره به لباس‌هاش...

10
00:00:29,112 --> 00:00:31,031
‫عطر می‌زنه؟

11
00:00:31,448 --> 00:00:33,616
‫لکه نیکوتین
‫روی انگشت اشاره‌اش هست؟

12
00:00:33,616 --> 00:00:36,578
‫یه رمان زرد توی انبار کاه قایم کرده؟

13
00:00:36,578 --> 00:00:39,205
‫داره جک‌های مجله‌ی
‫«کاپیتان بیلی» رو حفظ می‌کنه؟

14
00:00:39,456 --> 00:00:40,623
‫دردسر!

15
00:00:40,957 --> 00:00:42,250
‫و «باباتم همینه»؟

16
00:00:42,250 --> 00:00:43,418
‫دردسر!

17
00:00:43,418 --> 00:00:44,586
‫اگه اینطوره، دوستان من

18
00:00:44,586 --> 00:00:45,795
‫شما به دردسر افتادید

19
00:00:45,795 --> 00:00:47,172
‫ما به دردسر افتادیم

20
00:00:47,172 --> 00:00:48,423
‫درست همین‌جا توی ریور سیتی

21
00:00:48,423 --> 00:00:50,175
‫که حرف اول «دردسره»
‫و اون یعنی «بیلیارد»

22
00:00:50,175 --> 00:00:52,260
‫- و اون یعنی «بیلیارد»
‫- اون یعنی «بیلیارد»

23
00:00:52,260 --> 00:00:54,304
‫- ما قطعاً به دردسر افتادیم
‫- ما قطعاً به دردسر افتادیم

24
00:00:54,304 --> 00:00:56,097
‫- درست همین‌جا توی ریور سیتی
‫- همین‌جا

25
00:00:56,097 --> 00:00:57,307
‫«مِین» رو به یاد بیارید

26
00:00:57,307 --> 00:00:59,184
‫«پلیموث راک»
‫و «قانون طلایی» رو

27
00:00:59,184 --> 00:01:01,644
‫بچه‌های بچه‌هامون
‫قراره به دردسر بیفتن...

28
00:01:02,312 --> 00:01:06,316
‫بچه، بیا اینجا. زود باش.

29
00:01:07,275 --> 00:01:08,359
‫بیا اینجا. هی!

30
00:01:08,359 --> 00:01:09,903
‫بله ما به دردسر افتادیم
‫دردسر، دردسر

31
00:01:09,903 --> 00:01:12,197
‫بله، ما اینجا به دردسر افتادیم
‫ما به دردسر بزرگی افتادیم

32
00:01:12,197 --> 00:01:14,240
‫- که حرف اولش...
‫- که حرف اولش «د» هست...

33
00:01:26,002 --> 00:01:27,545
‫کَل، چه خبر شده؟

34
00:01:29,172 --> 00:01:30,632
‫بازم پسره‌ی کلمنتس‌ـه، هنک.

35
00:01:30,673 --> 00:01:32,383
‫سومین باره تو این هفته مچش رو گرفتم

36
00:01:32,383 --> 00:01:34,094
‫که یواشکی اومده مجانی فیلم ببینه.

37
00:01:35,178 --> 00:01:38,014
‫ولش کن. تاحالا
‫اون خانواده‌ی لعنتیش رو دیدی؟

38
00:01:40,391 --> 00:01:42,936
‫دلسوزی خرج چراغ‌های اینجا رو نمیده، هنک.

39
00:01:45,939 --> 00:01:47,065
‫رانی.

40
00:01:48,441 --> 00:01:52,153
‫پسری هم سن و سال خودت
‫ندیدی اینجاها بدوئه؟

41
00:01:53,822 --> 00:01:54,948
‫چرا، بابا.

42
00:01:56,199 --> 00:01:57,408
‫از اون طرف رفت.

43
00:02:05,583 --> 00:02:07,961
‫یالا. برگرد سر کارت.

44
00:02:11,297 --> 00:02:13,424
‫«مرد موسیقی»، کارگردان؟

45
00:02:13,424 --> 00:02:14,843
‫مورتون داکوستا.

46
00:02:16,511 --> 00:02:17,804
‫فیلم اولش چی بود؟

47
00:02:18,304 --> 00:02:19,556
‫فیلم محبوبِ مامان‌جونت.

48
00:02:19,556 --> 00:02:22,350
‫- «خاله مِیم»!
‫- آفرین دخترم.

49
00:02:24,978 --> 00:02:26,104
‫هی!

50
00:02:28,481 --> 00:02:30,108
[سینمای کپیتال]

51
00:02:36,781 --> 00:02:38,825
‫دفعه بعد، زنگ می‌زنم پلیس!

52
00:02:39,325 --> 00:02:40,660
‫شنیدی چی گفتم، بچه؟

53
00:02:41,619 --> 00:02:42,745
‫جدی می‌گم!

54
00:03:15,904 --> 00:03:17,739
[به دِری در ایالت مین خوش اومدید]

55
00:03:39,427 --> 00:03:40,803
‫حالت خوبه، آقا پسر؟

56
00:03:40,803 --> 00:03:44,641
‫- بله.
‫- نگاهش کن، بیچاره.

57
00:03:45,850 --> 00:03:48,061
‫بیا تو تا از سرما نمیری.

58
00:03:48,937 --> 00:03:50,271
‫ممنونم.

59
00:03:59,113 --> 00:04:01,741
‫این رو بپیچ دورت، عزیزم.
‫حتماً یخ زدی.

60
00:04:01,741 --> 00:04:02,909
‫ممنونم.

61
00:04:02,909 --> 00:04:04,953
‫خب، فقط بهمون بگو خونه‌تون کجاست،

62
00:04:04,953 --> 00:04:07,997
‫تا تو رو سالم و سلامت
‫برگردونیم پیش پدر و مادرت، باشه؟

63
00:04:11,834 --> 00:04:13,169
‫هرجایی جز دِری.

64
00:04:16,422 --> 00:04:20,635
‫خب، ما داریم می‌ریم پورتلند،
‫پس ماشین درستی رو سوار شدی.

65
00:04:25,974 --> 00:04:27,934
‫رادیو خبری دبلیو.ان.ایکس.ای.

66
00:04:27,934 --> 00:04:29,560
‫سر ساعت با شما هستیم.

67
00:04:29,560 --> 00:04:32,563
‫و این هم سرخط خبرهای امشب.
‫گزارش‌های تازه امشب

68
00:04:32,563 --> 00:04:35,483
‫از مسکو درباره‌ی آزمایش‌های اتمی
‫زیرزمینی بیشتر حکایت دارد.

69
00:04:35,483 --> 00:04:37,860
‫کارشناسان حالا هشدار می‌دهند
‫که تشعشعات ناشی از آن

70
00:04:37,860 --> 00:04:40,446
‫یک خطر جهانی محسوب می‌شود
‫با عواقب بالقوه‌ای

71
00:04:40,446 --> 00:04:42,824
‫از سرطان گرفته تا جهش‌های ژنتیکی

72
00:04:42,824 --> 00:04:46,244
‫که منجر به نقص‌های مادرزادی
‫بسیار غیرعادی می‌شود...

73
00:04:46,244 --> 00:04:48,246
‫بابا، می‌شه یه چیز دیگه بذاری؟

74
00:04:48,997 --> 00:04:50,665
‫این‌ها حالم رو بد می‌کنه.

75
00:04:50,665 --> 00:04:53,793
‫«بد می‌کنه»؟ ب... د...

76
00:04:53,793 --> 00:04:55,628
‫رِی، الان نه.

77
00:04:56,879 --> 00:04:59,799
‫یه دوره‌ای رو می‌گذرونه.
‫همه‌چیز رو هجی می‌کنه.

78
00:05:01,050 --> 00:05:03,720
‫- د-ر-و-غ.
‫- درسته.

79
00:05:04,262 --> 00:05:06,973
‫چرا به دوست جدیدمون نشون نمیدی
‫که چقدر تو هجی کردن خوبی؟

80
00:05:07,348 --> 00:05:09,309
‫«خونه ویلایی» رو هجی کن.

81
00:05:09,976 --> 00:05:14,647
‫خ - و - ن - ه - و - ی - ل - ا - ی - ی

82
00:05:14,647 --> 00:05:17,358
‫«سمفونی» رو هجی کن.

83
00:05:17,984 --> 00:05:21,821
‫س - م - ف - و - ن - ی

84
00:05:21,821 --> 00:05:24,657
‫«گل آویز» رو هجی کن.

85
00:05:24,657 --> 00:05:28,578
‫گ - ل - آ - و - ی - ز

86
00:05:29,037 --> 00:05:30,997
‫این یکی دیگه کلمه قلمبه سلمبه‌ای بود.

87
00:05:32,457 --> 00:05:34,917
‫«دردسر» رو هجی کن.

88
00:05:34,917 --> 00:05:37,795
‫د - ر - د...

89
00:05:38,463 --> 00:05:41,924
‫د - ر - س...

90
00:05:42,967 --> 00:05:45,053
‫د - ر - د...

91
00:05:45,970 --> 00:05:49,182
‫د - ر - د - س - ر، احمق!

92
00:05:51,059 --> 00:05:54,062
‫- مهربون باش، آرلین.
‫- مهربونم!

93
00:05:55,813 --> 00:05:57,190
‫وقتی که بخوام باشم.

94
00:05:57,899 --> 00:06:00,318
‫اینم از دختر ما.

95
00:06:01,069 --> 00:06:04,197
‫اصلاً نمی‌تونه یه دقیقه یه جا بند بشه،
‫باور کن.

96
00:06:05,406 --> 00:06:06,949
‫من رو یاد مادرش می‌ندازه.

97
00:06:16,125 --> 00:06:17,752
[به دِری در ایالت مین خوش اومدید]

98
00:06:18,252 --> 00:06:21,381
‫فکر کردم گفتین
‫داریم می‌ریم پورتلند.

99
00:06:22,090 --> 00:06:23,466
‫«وازکتومی» رو هجی کن، عزیزم.

100
00:06:23,466 --> 00:06:25,301
‫می‌تونی تو یه جمله به کار ببریش؟

101
00:06:25,301 --> 00:06:27,053
‫پدرت وازکتومی‌ کرد

102
00:06:27,053 --> 00:06:29,222
‫درست بعد از اینکه دوباره بچه‌دار شدیم.

103
00:06:30,515 --> 00:06:32,600
‫و - ا - ز...

104
00:06:32,600 --> 00:06:34,018
‫می‌شه لطفاً بزنید کنار؟

105
00:06:34,018 --> 00:06:35,937
‫...ک - ت - و - م - ی

106
00:06:35,937 --> 00:06:40,108
‫- «نِکروز».
‫- ن - ک - ر - و - ز

107
00:06:40,108 --> 00:06:41,192
‫«آدم‌ربایی».

108
00:06:41,234 --> 00:06:42,735
‫جلوتر یه پمپ بنزین هست،

109
00:06:42,735 --> 00:06:44,529
‫- و من باید برم دستشویی.
‫- «کِرم».

110
00:06:44,529 --> 00:06:46,531
‫اگه می‌شه فقط یه لحظه وایسید.

111
00:06:46,531 --> 00:06:48,157
‫- ...ر - م
‫- «جنازه».

112
00:06:48,157 --> 00:06:51,619
‫- ج - ن - ا - ز - ه
‫- «خفگی».

113
00:06:51,619 --> 00:06:52,954
‫نه، نه! خواهش می‌کنم، نه!

114
00:06:54,580 --> 00:06:56,582
‫...ف - گ - ی

115
00:06:56,582 --> 00:06:59,669
‫- بذارین برم بیرون!
‫- «بیرون». ب - ی - ر - و - ن!

116
00:06:59,669 --> 00:07:03,714
‫- بذارین برم بیرون!
‫- ب - ی - ر - و - ن! ب - ی - ر - و - ن!

117
00:07:03,714 --> 00:07:05,508
‫ب - ی - ر - و - ن!

118
00:07:05,508 --> 00:07:07,009
‫- ب - ی - ر - و - ن.
‫- بذارین برم بیرون!

119
00:07:07,009 --> 00:07:11,389
‫ب - ی - ر - و - ن. ب - ی - ر - و - ن.

120
00:07:11,389 --> 00:07:13,224
‫من حواسم به رانندگی هست، پسرم.

121
00:07:13,266 --> 00:07:14,600
‫ب - ی...

122
00:07:18,062 --> 00:07:22,150
‫- ب - ی - ر - و - ن.
‫- ب - ی - ر - و - ن. ب - ی - ر - و - ن.

123
00:07:22,275 --> 00:07:25,987
‫انگار یکی دیگه هم
‫می‌خواد بره... ب - ی - ر - و - ن.

124
00:07:25,987 --> 00:07:28,865
‫- ب - ی - ر - و - ن!
‫- ب - ی - ر - و - ن! ب - ی - ر - و - ن!

125
00:07:28,865 --> 00:07:34,328
‫- ب - ی - ر - و - ن!
‫- ب - ی - ر - و - ن!

126
00:07:34,328 --> 00:07:41,335
‫- ب - ی - ر - و - ن!
‫- ب - ی - ر - و - ن!

127
00:07:41,335 --> 00:07:43,754
‫ب - ی - ر - و - ن!

128
00:07:43,880 --> 00:07:45,465
‫- ب - ی - ر - و - ن!
‫- ب - ی - ر - و - ن! ب - ی - ر - و - ن!

129
00:07:45,465 --> 00:07:46,466
‫- ب - ی - ر - و - ن!
‫- ب - ی - ر - و - ن! ب - ی - ر - و - ن!

130
00:07:46,466 --> 00:07:47,467
‫- ب - ی - ر - و - ن! ب - ی - ر - و - ن!

131
00:07:47,592 --> 00:07:48,551
‫- ب - ی - ر - و - ن!
‫- ب - ی - ر - و - ن!

132
00:07:57,643 --> 00:07:59,020
‫خوشگله، عزیزم.

133
00:07:59,854 --> 00:08:01,147
‫نیست؟

134
00:08:13,242 --> 00:08:15,119
‫بیا اینجا.

135
00:08:17,371 --> 00:08:19,332
‫بیا خانواده‌ات رو ببین، عزیزم.

136
00:09:01,958 --> 00:09:03,960
‫بچه‌ام رو نگاه!

137
00:09:44,166 --> 00:09:51,632
[آن: به دری خوش اومدید]
[فصل اول]

138
00:09:51,632 --> 00:09:54,594
[قسمت اول: آغاز]

139
00:09:57,179 --> 00:10:00,808
[چهار ماه بعد - آپریلِ 1962]

140
00:10:03,603 --> 00:10:05,896
[نجم آپریل - سی130]

141
00:10:07,982 --> 00:10:08,983
‫لعنتی!

142
00:10:24,165 --> 00:10:25,750
‫دِری؟

143
00:10:25,750 --> 00:10:27,877
‫شرط می‌بندم یه دونه کافه هم
‫تو این شهر پیدا نمی‌شه.

144
00:10:27,877 --> 00:10:30,046
‫احتمالاً یه رستوران چینی
درست و حسابی هم نداره

145
00:10:30,630 --> 00:10:32,965
‫بی‌خیال، پالی. ما از کره زنده برگشتیم.

146
00:10:33,424 --> 00:10:35,092
‫مطمئنم از اینجا هم زنده بیرون میایم.

147
00:10:35,092 --> 00:10:36,427
‫آره، از طرف خودت حرف بزن.

148
00:10:38,721 --> 00:10:40,598
‫سرگرد هانلون، سروان روسو.

149
00:10:40,806 --> 00:10:42,975
‫من سرهنگ فولر هستم، افسر اجرایی ژنرال شاو.

150
00:10:42,975 --> 00:10:44,685
‫ایشون خواستند که شخصاً
‫به شما افسران نیروی هوایی خوشامد بگم.

151
00:10:44,685 --> 00:10:45,770
‫پرواز چطور بود؟

152
00:10:45,770 --> 00:10:47,313
‫- آروم.
‫- یه‌کم تکون داشت.

153
00:10:49,899 --> 00:10:51,525
‫عالیه، آقایون. از این طرف لطفاً.

154
00:10:54,070 --> 00:10:57,907
‫از مهارت‌ها و تجربیات شما
‫اینجا به خوبی استفاده خواهد شد، سرگرد.

155
00:10:57,907 --> 00:11:01,202
‫پایگاه هوایی دِری یکی از تنها شش پایگاه
‫فرماندهی استراتژیک هوایی در کل کشوره.

156
00:11:01,410 --> 00:11:04,038
‫شاید یه‌کم دورافتاده به نظر بیاد،
‫ولی اشتباه نکنید.

157
00:11:04,038 --> 00:11:06,540
‫به عنوان شمالی‌ترین پایگاه نیروی هوایی
‫در قاره ایالات متحده،

158
00:11:06,540 --> 00:11:07,833
‫ما نوک پیکان هستیم.

159
00:11:08,000 --> 00:11:10,711
‫حریم هوایی شوروی یه پرواز
‫هفت ساعته‌ی سریع از اون طرفه.

160
00:11:11,295 --> 00:11:13,506
‫مستقیم از روی اقیانوس منجمد شمالی
‫و تا خود صبح.

161
00:11:13,506 --> 00:11:15,549
‫به عبارت دیگه، وقتی گند اتمی

162
00:11:15,549 --> 00:11:17,968
‫بالا بیاد، ما اولین گزینه‌ایم.

163
00:11:18,636 --> 00:11:21,597
‫اگه. اگه گند اتمی
‫بالا بیاد.

164
00:11:22,098 --> 00:11:23,557
‫من یه‌کم خوش‌بینم.

165
00:11:24,975 --> 00:11:26,018
‫خب، من نیستم.

166
00:11:33,859 --> 00:11:35,945
‫قربان، اونجا چه خبره؟

167
00:11:37,321 --> 00:11:38,948
‫اونجا بخش «پروژه‌های ویژه»ـست.

168
00:11:41,909 --> 00:11:44,203
‫به نظر ویژه میاد.
[منطقه‌ی ممنوعه]

169
00:11:52,586 --> 00:11:55,423
‫تا جایی که می‌دونم شما فقط به طور موقت
‫در پایگاه زندگی می‌کنید، سرگرد.

170
00:11:55,423 --> 00:11:56,507
‫بله، قربان.

171
00:11:56,507 --> 00:11:58,342
‫یه خونه تو شهر اجاره کردم،
‫فقط منتظرم همه‌چیز

172
00:11:58,342 --> 00:12:00,094
‫آماده بشه.
‫باید تا وقتی خانواده‌ام برسن

173
00:12:00,094 --> 00:12:01,512
‫تموم شده باشه.

174
00:12:01,512 --> 00:12:03,305
‫چیه، نمی‌خوای اون‌ها
‫نزدیک عمو پالی زندگی کنن؟

175
00:12:03,347 --> 00:12:04,807
‫فکر کردم منم جزو خانواده‌ام؟

176
00:12:04,807 --> 00:12:07,560
‫هشت سال زندگی تو پایگاه،
‫فکر کنم خانمم دیگه آماده‌ست

177
00:12:07,560 --> 00:12:09,979
‫یه‌کم طعم زندگی عادی رو بچشه.

178
00:12:10,187 --> 00:12:12,189
‫خب، اگه دنبال زندگی عادی هستید،

179
00:12:12,773 --> 00:12:14,692
‫شما دوتا عاشق دِری می‌شید.

180
00:12:54,190 --> 00:12:57,193
‫هی، لیلی، خوبی؟ وای، متأسفم.

181
00:12:59,111 --> 00:13:01,238
‫یه مشت عوضی احمقن،
‫همین.

182
00:13:01,989 --> 00:13:03,032
‫من خوبم.

183
00:13:03,532 --> 00:13:05,785
‫فکر کنم باید تا شب
‫بوی آب خیارشور بدم.

184
00:13:06,994 --> 00:13:09,955
‫خب، اگه نظر من رو بخوای، بوی خوبی میدی.

185
00:13:09,955 --> 00:13:13,542
‫برت لاک‌پشت می‌گه:
‫«قایم شو و پناه بگیر!»

186
00:13:13,542 --> 00:13:16,879
‫خب، خاله‌ام گفت این تابستون
‫هر آخر هفته که بخوایم می‌تونیم بریم.

187
00:13:16,879 --> 00:13:18,547
‫باحاله.

188
00:13:18,547 --> 00:13:20,257
‫پسرخاله‌ام رِی گفت
‫اونجا لب ساحل کلی مهمونی می‌گیرن

189
00:13:20,257 --> 00:13:22,092
‫که خیلی خفنه.

190
00:13:22,092 --> 00:13:24,220
‫می‌گن قراره توپ‌ترین باشه.

191
00:13:24,220 --> 00:13:26,430
‫چیه؟ چی رو نگاه می‌کنی؟

192
00:13:26,806 --> 00:13:28,015
‫چشم‌هام رو؟

193
00:13:28,808 --> 00:13:31,060
‫این عینک جدیده
‫چشم‌هام رو گنده کرده، مگه نه؟

194
00:13:31,060 --> 00:13:32,853
‫این چشم‌پزشکه سادیسم داره.

195
00:13:32,853 --> 00:13:35,231
‫نه. نه، مارج، چشم‌هات خوبن.

196
00:13:35,898 --> 00:13:37,942
‫- جداً.
‫- باید بهم قول بدی،

197
00:13:37,942 --> 00:13:39,693
‫چون من قرار نیست بقیه‌ی سال رو

198
00:13:39,693 --> 00:13:41,237
‫شبیه یه عقب‌مونده‌ی چشم‌وزغی بگردم.

199
00:13:41,237 --> 00:13:43,781
‫همین‌طوری هم به اندازه‌ی کافی سخته
‫که جویی ناوینسکی بهم توجه کنه.

200
00:13:43,823 --> 00:13:45,115
‫منظورم اینه که، واضحه،

201
00:13:45,115 --> 00:13:47,117
‫ما تو این دنیا تنها نیستیم، مگه نه؟

202
00:13:49,286 --> 00:13:50,287
‫یعنی...

203
00:13:51,080 --> 00:13:52,957
‫لیلی بِین‌بریجِ دیوونه
‫داشت ما رو دید می‌زد؟

204
00:13:53,165 --> 00:13:55,251
‫- چی؟
‫- نمی‌دونم. حرفم اینه که،

205
00:13:55,251 --> 00:13:57,044
‫نکنه عصر اتم
‫همه‌چیز رو عوض کرده باشه

206
00:13:57,044 --> 00:13:59,755
‫و حالا ما براشون یه تهدیدیم،
‫برای همین بازدیدکننده‌هایی از سیاره سرخ

207
00:13:59,755 --> 00:14:02,716
‫- همین الان مخفیانه اینجا باشن؟
‫- تو دِری؟

208
00:14:03,008 --> 00:14:05,261
‫شاید تو اون پایگاه هوایی
‫همین خبرها باشه.

209
00:14:05,261 --> 00:14:07,137
‫شاید یکی از این
‫چیزها رو، مثلاً، تو یخ نگه داشتن

210
00:14:07,137 --> 00:14:08,681
‫و دارن روش آزمایش می‌کنن.

211
00:14:09,682 --> 00:14:12,226
‫تو باز خیلی نزدیک تلویزیون نشستی،
‫مگه نه؟

212
00:14:12,268 --> 00:14:15,229
‫بابام می‌گه اون اشعه‌های کاتدی
‫باعث می‌شه آدم عقیم بشه، رفیق.

213
00:14:15,271 --> 00:14:18,774
‫من دیدم که هفت تا سی133
‫تو کمتر از 48 ساعت اونجا فرود اومدن.

214
00:14:18,774 --> 00:14:21,318
‫هواپیماهای باربری گنده. چرا؟

215
00:14:21,318 --> 00:14:23,320
‫دارن چی حمل می‌کنن؟ بهش فکر کن.

216
00:14:23,529 --> 00:14:25,573
‫تو اصلاً برای امتحان درس نخوندی، مگه نه؟

217
00:14:25,823 --> 00:14:28,325
‫وقتی جنگ جهانی سوم حتمیه،
‫چه فایده‌ای داره؟

218
00:14:31,537 --> 00:14:34,456
‫پناه بگیر، تِدی. پناه بگیر.

219
00:14:39,461 --> 00:14:41,797
‫خب، برای اینکه شما بچه‌های باحال
‫باحال بمونید،

220
00:14:47,011 --> 00:14:48,345
‫این‌ها افراد شما هستن، سرگرد.

221
00:14:48,846 --> 00:14:50,097
‫ممنونم، افسر.

222
00:14:51,557 --> 00:14:52,766
‫بعد از ظهر به‌خیر، افسران.

223
00:14:53,434 --> 00:14:54,101
‫خبردار!

224
00:14:54,393 --> 00:14:55,394
‫مسترز!

225
00:14:56,103 --> 00:14:58,147
‫حواستون رو جمع کنید، سرگرد رو عرشه‌ست.

226
00:15:00,608 --> 00:15:02,109
‫احترام نظامی!

227
00:15:08,657 --> 00:15:10,075
‫سرگرد هانلون، منتظر شما بودیم.

228
00:15:10,326 --> 00:15:12,828
‫باعث افتخاره، قربان.
‫من افسر یکم، اودانل هستم.

229
00:15:13,162 --> 00:15:15,998
‫این هم بقیه‌ی بخش تعمیر و نگه‌داری
‫اسکادران هفتادم.

230
00:15:16,832 --> 00:15:19,835
‫افسر یکم، کولتون، الار و داناهیو،

231
00:15:19,835 --> 00:15:21,253
‫گروهبان یکم ریچاردی،

232
00:15:21,712 --> 00:15:23,672
‫و افسر دوم، مسترز، قربان.

233
00:15:29,011 --> 00:15:30,304
‫افسر مسترز.

234
00:15:31,263 --> 00:15:33,807
‫من افسر مافوق شما هستم،

235
00:15:34,016 --> 00:15:36,852
‫بنابراین انتظار دارم احترامی که شایسته‌ی
‫این درجه‌ست رو دریافت کنم.

236
00:15:38,270 --> 00:15:39,480
‫منظورم رو واضح رسوندم؟

237
00:15:41,315 --> 00:15:43,025
‫دفعه‌ی بعد حسابت رو می‌رسم، برادر.

238
00:15:43,776 --> 00:15:44,985
‫اینجا مشکلی پیش اومده؟

239
00:15:44,985 --> 00:15:46,236
‫احترام نظامی!

240
00:15:46,779 --> 00:15:48,530
‫نه، قربان، ژنرال شاو.

241
00:15:48,822 --> 00:15:50,115
‫یادآوری کن، سرهنگ.

242
00:15:50,115 --> 00:15:52,368
‫مجازات تخلف کد 89 چیه؟

243
00:15:52,368 --> 00:15:53,994
‫دادگاه نظامی، قربان.

244
00:15:54,870 --> 00:15:57,957
‫پس، یک بار دیگه ازت می‌پرسم،
‫مشکلی پیش اومده؟

245
00:16:07,132 --> 00:16:08,717
‫- با من بیا، سرگرد.
‫- بله، قربان.

246
00:16:12,680 --> 00:16:13,764
‫من عذر می‌خوام.

247
00:16:14,306 --> 00:16:16,183
‫این اون خوشامدگویی‌ای نبود
‫که در نظر داشتیم.

248
00:16:16,725 --> 00:16:19,603
‫چطوره فردا حدود ساعت 1500
‫یه سر به دفتر من بزنی؟

249
00:16:19,728 --> 00:16:21,063
‫تا به طور رسمی آشنا بشیم.

250
00:16:21,563 --> 00:16:23,023
‫بله، قربان. اونجا خواهم بود.

251
00:16:30,239 --> 00:16:31,657
‫من رو برگردون به مقر، افسر.

252
00:16:42,960 --> 00:16:45,087
‫خب، پس از همین الان
شروع کردی به پاچه‌خواری؟

253
00:16:53,262 --> 00:16:55,139
‫چرا انقدر بهمون مشق می‌دن؟

254
00:16:56,265 --> 00:16:58,100
‫یعنی، قرار نیست به‌دردمون بخوره که.

255
00:16:58,100 --> 00:16:59,351
‫یعنی ما باید باور کنیم

256
00:16:59,351 --> 00:17:02,062
‫که تو دنیا
‫فقط دوتا فرمول حسابان مهمه؟

257
00:17:04,273 --> 00:17:05,649
‫دنیا رو بهتر می‌کنن؟

258
00:17:06,567 --> 00:17:10,362
‫تِدی، خانم یوهانسن
‫الان تلوزیونش رو، روشن می‌کنه.

259
00:17:10,362 --> 00:17:12,156
‫شاید از اینجا معلوم باشه.

260
00:17:12,156 --> 00:17:13,282
‫داری چی کار می‌کنی؟

261
00:17:13,449 --> 00:17:14,950
‫مشق می‌نویسم، مشکلیه؟

262
00:17:16,201 --> 00:17:17,536
‫بفرما.

263
00:17:18,078 --> 00:17:20,622
‫خانم‌ها و آقایان، پرتاب انجام شد.

264
00:17:20,748 --> 00:17:22,332
‫لعنتی! باز کار خودشو کرد.

265
00:17:24,877 --> 00:17:26,545
‫خب، کجا بودیم؟

266
00:17:27,087 --> 00:17:29,548
‫خب، چیزی که تا الان داریم خیلی خوبه.
[مریخی‌ها در کنار ما زندگی می‌کنند]

267
00:17:29,548 --> 00:17:31,842
‫داشتم فکر می‌کردم که، مثلاً،
‫می‌دونم تو مسئول داستانی،

268
00:17:31,842 --> 00:17:33,260
‫ولی وقتی میاد به زمین،

269
00:17:33,260 --> 00:17:36,513
‫می‌تونه فقط، مثلاً، آدم بکشه،

270
00:17:36,555 --> 00:17:38,474
‫دست و پای‌ آدم‌ها رو
‫با شاخک‌هاش بکَنه،

271
00:17:38,474 --> 00:17:41,268
‫یا مغزشون رو با نی هورت بکشه؟

272
00:17:45,647 --> 00:17:48,942
‫یا می‌تونم یه نارنجک بکنم تو حلقت
‫و منفجرت کنم.

273
00:17:52,613 --> 00:17:53,655
‫چت شده، تدی؟

274
00:17:55,157 --> 00:17:56,784
‫امروز چهار ماه شد.

275
00:17:58,786 --> 00:18:01,330
‫چهار ماه کامل از... وقتی متی گم شد...

276
00:18:04,291 --> 00:18:06,585
‫آره، پسر. خیلی ناجور بود.

277
00:18:08,921 --> 00:18:11,173
‫به هرحال، من به کار روی
‫تصویرسازی‌ها ادامه می‌دم.

278
00:18:11,173 --> 00:18:12,925
‫دارم سعی می‌کنم درباره متی حرف بزنم.

279
00:18:13,175 --> 00:18:15,552
‫حرف زدن در موردش چه فایده‌ای داره،
‫زنده‌اش می‌کنه؟

280
00:18:15,594 --> 00:18:17,596
‫اون‌ها حتی جسدش رو هم پیدا نکردن.

281
00:18:17,596 --> 00:18:19,306
‫دوباره این بحث رو شروع نکن.

282
00:18:19,640 --> 00:18:21,350
‫این معمولاً یعنی فرار کرده.

283
00:18:22,017 --> 00:18:23,519
‫می‌تونسته فرار کرده باشه.

284
00:18:23,519 --> 00:18:25,896
‫- و چرا باید فرار کنه؟
‫- نمی‌دونم والله.

285
00:18:26,105 --> 00:18:27,898
‫شاید برای اینکه تقریباً هیچ دوستی

286
00:18:27,898 --> 00:18:29,233
‫تو این دنیای بزرگ نداشت،

287
00:18:29,233 --> 00:18:31,235
‫و همون تنها دوست‌هایی هم که داشت
‫باید بهشون پول می‌دادن

288
00:18:31,235 --> 00:18:33,070
‫- تا برن تولدش.
‫- به ما پول ندادن.

289
00:18:33,070 --> 00:18:35,697
‫- آب‌نبات پول نیست، تدی.
‫- همون حکمه.

290
00:18:35,697 --> 00:18:38,117
‫مامانش خودش اون آب‌نبات رو
‫درست و حسابی بهمون تعارف کرد.

291
00:18:38,117 --> 00:18:40,160
‫داشتیم بهش لطف می‌کردیم، یه کار خوب.

292
00:18:40,160 --> 00:18:42,329
‫ما اصلاً نمی‌دونستیم تولدشه.

293
00:18:42,329 --> 00:18:43,789
‫ببین، هر بلایی سر متی اومد

294
00:18:43,789 --> 00:18:46,208
‫به خاطر این نبود که ما
‫تولد کوفتیش رو فراموش کردیم، باشه؟

295
00:18:50,337 --> 00:18:51,964
‫هیچ‌کدوم این‌ها تقصیر ما نیست!

296
00:18:51,964 --> 00:18:54,299
‫و چه قبول کنی چه نکنی،
‫متی مُر...

297
00:19:45,726 --> 00:19:47,477
‫متی، کجا داریم می‌ریم؟

298
00:19:48,937 --> 00:19:50,022
‫بهم اعتماد کن.

299
00:19:52,900 --> 00:19:54,109
‫فقط یه طبقه‌ی دیگه.

300
00:19:59,156 --> 00:20:00,949
[سکوی دیدبانی موقتاً بسته می‌باشد]

301
00:20:02,451 --> 00:20:05,037
‫ورود عموم ممنوعه.
‫سال‌هاست که بسته‌ست.

302
00:20:06,288 --> 00:20:08,582
‫ولی فیل و تدی
‫یه روز یواشکی اومدن تو.

303
00:20:08,582 --> 00:20:10,626
‫فهمیدن که سرایدار
‫دیگه به خودش زحمت نمیده

304
00:20:10,626 --> 00:20:12,878
‫در اینجا رو قفل کنه. باورت می‌شه؟

305
00:20:15,047 --> 00:20:16,048
‫خب...

306
00:20:16,965 --> 00:20:19,968
‫ما اینجا رو تبدیل کردیم
‫به یه جور پاتوق مخفی.

307
00:20:22,804 --> 00:20:24,473
‫این بالا منظره‌اش قشنگه.

308
00:20:37,569 --> 00:20:40,113
‫اه. همیشه برای من موشک میاد.

309
00:20:40,739 --> 00:20:42,741
‫من لاک‌پشت درآوردم. عوض می‌کنی؟

310
00:20:44,034 --> 00:20:46,453
‫حتماً. لاک‌پشت‌ها شانس میارن.

311
00:20:47,496 --> 00:20:48,622
‫هی،

312
00:20:49,915 --> 00:20:51,667
‫به بچه‌ها نگو که آوردمت اینجا.

313
00:20:52,167 --> 00:20:53,585
‫منظورم فیل و تدی‌ـه.

314
00:20:53,585 --> 00:20:55,837
‫قرار نیست مهمون بیاریم

315
00:20:55,837 --> 00:20:58,131
‫بدون اینکه اول با هم هماهنگ کنیم.

316
00:20:58,257 --> 00:21:00,509
‫به خاطر اینکه من
‫لیلی بِین‌بریجِ دیوونه‌ام نیست، هست؟

317
00:21:01,885 --> 00:21:04,638
‫تو دیوونه نیستی.
‫حداقل برای من.

318
00:21:10,769 --> 00:21:13,689
‫اون روز چی شد؟ در مورد بابات.

319
00:21:19,486 --> 00:21:21,905
‫ببخشید، نباید...

320
00:21:26,618 --> 00:21:28,662
‫من و مامانم رفتیم دنبال بابام.

321
00:21:30,789 --> 00:21:33,834
‫اون تو کارخونه‌ی کنسرو‌سازی
‫تو ویلوبی کار می‌کرد.

322
00:21:34,376 --> 00:21:36,503
‫همون‌جا که خیارشور و این‌ها درست می‌کنن.

323
00:21:37,170 --> 00:21:40,007
‫داشتیم از کارخونه میومدیم بیرون
‫که فهمیدم

324
00:21:40,007 --> 00:21:42,009
‫یه چیزی رو تو جا گذاشتم.

325
00:21:43,176 --> 00:21:47,055
‫این انگشتر حال‌نما
‫که تازه از ارزونی خریده بودم.

326
00:21:48,348 --> 00:21:51,059
‫فقط یه اسباب‌بازی ارزون و احمقانه بود،

327
00:21:51,059 --> 00:21:52,894
‫ولی اون برگشت تا برش داره.

328
00:21:54,271 --> 00:21:57,899
‫و نمی‌دونم... نمی‌دونم،
‫یکی از دستگاه‌ها گیر کرد.

329
00:21:59,860 --> 00:22:03,405
‫اصلاً ایستگاه اونم نبود، ولی بابام،

330
00:22:04,948 --> 00:22:06,533
‫همیشه دوست داشت کمک کنه.

331
00:22:09,870 --> 00:22:11,747
‫گفتن که رفته بود لای چرخ‌دنده‌ها.

332
00:22:13,415 --> 00:22:15,834
‫فکر کنم فکر کرده بود
‫برق رو قطع کرده، ولی...

333
00:22:16,835 --> 00:22:19,296
‫وقتی سرکارگر فهمید
‫که برق یه ایستگاه دیگه بوده،

334
00:22:19,296 --> 00:22:20,756
‫دیگه خیلی دیر شده بود.

335
00:22:23,300 --> 00:22:24,926
‫اگه مجبورش نکرده بودم برگرده...

336
00:22:24,926 --> 00:22:26,345
‫تو که نمی‌دونستی.

337
00:22:27,846 --> 00:22:29,473
‫فقط یه تصادف وحشتناک بود.

338
00:22:52,162 --> 00:22:53,413
‫سال نو مبارک.

339
00:22:55,499 --> 00:22:57,376
‫ممنون که گذاشتی در موردش حرف بزنم.

340
00:22:58,001 --> 00:22:59,252
‫هیچ‌کس دیگه‌ای نمی‌ذاره.

341
00:23:00,003 --> 00:23:02,964
‫نه مارج. نه اون دخترهای پتی.

342
00:23:03,465 --> 00:23:04,883
‫تو مثل اون دخترها نیستی.

343
00:23:05,926 --> 00:23:07,344
‫دارم کم‌کم این رو می‌فهمم.

344
00:23:08,428 --> 00:23:10,180
‫چه خوب، چه بد، فکر کنم.

345
00:23:10,806 --> 00:23:12,057
‫خیلی هم خوبه.

346
00:23:25,529 --> 00:23:27,906
‫ببخشید. احمقانه بود.

347
00:23:27,906 --> 00:23:29,616
‫نه، اشکالی نداره.

348
00:23:29,616 --> 00:23:31,493
‫فقط آخه ما با هم دوستیم.

349
00:23:31,493 --> 00:23:33,203
‫اشکالی نداره، واقعاً.

350
00:23:33,203 --> 00:23:35,705
‫واقعاً. به هرحال باید برگردم.

351
00:23:36,498 --> 00:23:39,167
‫اگه بابام بفهمه این موقع شب
‫تو رختخوابم نیستم، اون...

352
00:23:41,753 --> 00:23:43,296
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

353
00:23:45,757 --> 00:23:47,175
‫من باید برم.

354
00:23:48,301 --> 00:23:49,845
‫متی، وایسا!

355
00:24:02,732 --> 00:24:03,733
‫لیلی.

356
00:24:05,652 --> 00:24:08,071
‫یادت نره لباس‌هات رو
‫برای فردا صبح آماده بذاری.

357
00:24:11,324 --> 00:24:12,325
‫یادت هست؟

358
00:24:13,076 --> 00:24:15,495
‫می‌خوایم بریم سر مزار
‫پدرت تو قبرستون.

359
00:24:17,372 --> 00:24:20,750
‫اگه فرقی نمی‌کنه،
‫فکر نکنم من بیام.

360
00:24:23,962 --> 00:24:24,963
‫یک سال گذشته.

361
00:24:25,755 --> 00:24:28,133
‫تو حتی یه بار هم به مزارش سر نزدی.

362
00:24:28,758 --> 00:24:30,844
‫می‌دونم. فقط...

363
00:24:32,345 --> 00:24:33,472
‫آماده نیستم.

364
00:24:38,727 --> 00:24:41,855
‫تو تنها کسی نیستی
‫که یه اتفاق وحشتناک براش افتاده.

365
00:24:43,106 --> 00:24:45,108
‫هرچی زودتر این رو بفهمی، بهتره.

366
00:24:46,485 --> 00:24:48,153
‫یادت نره داروت رو بخوری.

367
00:25:03,084 --> 00:25:05,504
‫دوستان، مغز بیکار
‫زمین بازی شیطانه.

368
00:25:05,504 --> 00:25:08,298
‫موسیقی بی‌شرمانه‌ای که پسرها

369
00:25:08,298 --> 00:25:11,468
‫و دخترهاتون رو
‫در چنگال خودش اسیر می‌کنه.

370
00:25:11,468 --> 00:25:12,677
‫جنون همگانی!

371
00:25:14,012 --> 00:25:17,015
‫ما به دردسر افتادیم.
‫درست همین‌جا توی ریور سیتی.

372
00:25:18,391 --> 00:25:20,352
‫دردسر! دردسر! دردسر! دردسر!

373
00:25:20,352 --> 00:25:22,812
‫دردسر! دردسر!
‫دردسر! دردسر! دردسر!

374
00:25:22,812 --> 00:25:24,022
‫متی، تویی؟

375
00:25:25,899 --> 00:25:27,067
‫کجایی؟

376
00:25:30,153 --> 00:25:32,948
‫متی، اگه تویی، اگه صدام رو می‌شنوی،

377
00:25:32,948 --> 00:25:36,076
‫فقط برگرد خونه، باشه؟
‫فقط خواهش می‌کنم برگرد خونه.

378
00:25:39,371 --> 00:25:40,789
‫اون نمی‌ذاره!

379
00:25:52,133 --> 00:25:56,388
‫متی کلمنتس از طریق لوله‌ها
‫با تو حرف زده؟

380
00:25:56,638 --> 00:25:57,764
‫فراموشش کن.

381
00:25:58,932 --> 00:26:01,434
‫و با توجه به اینکه تو به زور
‫یه کلمه با این بچه حرف می‌زدی

382
00:26:01,434 --> 00:26:03,728
‫وقتی زنده بود،
‫چی شده که حالا داره از اون دنیا

383
00:26:03,728 --> 00:26:04,980
‫با تو ارتباط برقرار می‌کنه؟

384
00:26:10,569 --> 00:26:12,320
‫- سلام پتی.
‫- سلام مارجی.

385
00:26:12,988 --> 00:26:14,281
‫یه لحظه.

386
00:26:15,448 --> 00:26:17,576
‫- بیا اینجا.
‫- داری چی کار می‌کنی؟

387
00:26:18,577 --> 00:26:19,869
‫داری چی کار می‌کنی؟

388
00:26:20,370 --> 00:26:22,998
‫می‌خوام مطمئن بشم هیچ‌کدوم از دوست‌هاش
‫نشنون اینطوری حرف می‌زنی

389
00:26:22,998 --> 00:26:24,958
‫چون حرف‌هایی که می‌زنی دیوونگیه.

390
00:26:24,958 --> 00:26:26,293
‫منظورم این نبود که از اون کلمه استفاده کنم.

391
00:26:26,293 --> 00:26:28,086
‫- من...
‫- می‌دونم چی شنیدم.

392
00:26:29,671 --> 00:26:30,922
‫به من گوش کن.

393
00:26:31,423 --> 00:26:33,008
‫فقط دو ماه دیگه تا تابستون مونده.

394
00:26:33,008 --> 00:26:34,926
‫بیا این مدت رو بگذرونیم
‫بدون اینکه به همه

395
00:26:34,926 --> 00:26:36,720
‫یه چیز جدید بدیم که در موردت پچ‌پچ کنن.

396
00:26:38,888 --> 00:26:40,640
‫در مورد من یا در مورد ما؟

397
00:26:43,560 --> 00:26:45,020
‫منظورت از این حرف چیه؟

398
00:26:48,440 --> 00:26:49,566
‫کار من نبود.

399
00:26:56,114 --> 00:26:58,116
‫تو نگرانی مردم
‫در مورد من چی فکر می‌کنن

400
00:26:58,116 --> 00:27:01,244
‫یا اینکه پتی و بقیه
‫در مورد تو به خاطر من چی فکر می‌کنن؟

401
00:27:02,621 --> 00:27:06,041
‫ای بابا، لیل، من دارم
‫سعی می‌کنم دوستت باشم،

402
00:27:06,041 --> 00:27:08,501
‫ولی بعضی‌ وقت‌ها خیلی سختش می‌کنی.

403
00:27:14,591 --> 00:27:15,842
‫نکته‌ی منم همینه، تدی.

404
00:27:16,051 --> 00:27:18,303
‫باید یه دلیلی داشته باشه
‫که مردها اینجوری‌ان.

405
00:27:18,303 --> 00:27:19,429
‫بهش فکر کن.

406
00:27:19,763 --> 00:27:22,307
‫شاید مثل اینه که
‫قدیما دم و آبشش داشتیم

407
00:27:22,307 --> 00:27:23,767
‫و فقط تکامل پیدا کردیم
و از شرّش خلاص شدیم

408
00:27:23,767 --> 00:27:25,727
‫یا این روش طبیعته که بهمون بگه

409
00:27:25,727 --> 00:27:27,520
‫ما نفر دوم صف
‫برای غذا دادن به بچه‌هامون هستیم

410
00:27:27,520 --> 00:27:28,897
‫اگه اتفاقی برای زن‌ها بیفته.

411
00:27:28,897 --> 00:27:30,732
‫مثلاً فضایی‌ها اون‌ها رو
‫برگردونن به دنیای خودشون.

412
00:27:30,732 --> 00:27:31,816
‫وقتی اون روز برسه،

413
00:27:31,816 --> 00:27:34,319
‫من و تو قراره مثل دیوونه‌ها بشیم.

414
00:27:39,616 --> 00:27:40,909
‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟

415
00:27:42,285 --> 00:27:45,205
‫و چقدرش رو شنیدی؟

416
00:27:46,831 --> 00:27:48,500
‫باید باهاتون حرف بزنم.

417
00:27:48,750 --> 00:27:50,001
‫با ما حرف بزنی؟ در مورد چی؟

418
00:27:50,001 --> 00:27:53,046
‫در مورد اینکه چطور تیکه‌های باباش رو
‫تو شیشه‌های خیارشور تو سراسر «مِین» پیدا کردن؟

419
00:27:53,046 --> 00:27:55,090
‫این چرت و پرته. هرگز اتفاق نیفتاد.

420
00:27:57,550 --> 00:27:59,386
‫قسم خورد دهنش رو بسته نگه داره.

421
00:27:59,886 --> 00:28:01,888
‫ما فقط یه بار آوردیمش اینجا.

422
00:28:02,472 --> 00:28:05,058
‫یه بار؟ مگه شماها
‫بهترین دوست‌های هم نبودید؟

423
00:28:05,183 --> 00:28:06,518
‫پیچیده‌ست.

424
00:28:06,643 --> 00:28:08,603
‫خب، پس مطمئنی که متی بوده، آره؟

425
00:28:08,812 --> 00:28:10,438
‫صداش بود، مطمئنم.

426
00:28:11,189 --> 00:28:12,899
‫نمی‌دونم معنیش چیه. فقط...

427
00:28:12,899 --> 00:28:14,192
‫فکر کردم اگه کسی اهمیت بده،

428
00:28:14,359 --> 00:28:16,820
‫اگه کسی حرفم رو باور کنه،
‫اون شماهایید.

429
00:28:18,530 --> 00:28:20,907
‫نگو که تو این داستان مسخره رو
‫باور کردی.

430
00:28:21,116 --> 00:28:22,409
‫منظورت مزخرفه؟

431
00:28:22,409 --> 00:28:24,494
‫هر دوتاش. باشه؟
‫این داستان دیوونگیه.

432
00:28:24,494 --> 00:28:25,662
‫ببین کی داره این رو می‌گه.

433
00:28:26,830 --> 00:28:32,210
‫می‌دونم. غیرممکن به نظر میاد،
‫ولی شاید فقط خیلی بعیده.

434
00:28:32,836 --> 00:28:36,172
‫تدی، برای اینکه این واقعی باشه،
‫متی باید هنوز زنده باشه.

435
00:28:36,214 --> 00:28:37,924
‫و باید بدونه تک‌تک

436
00:28:37,924 --> 00:28:39,843
‫لوله‌های دِری از کجا شروع
و به کجا ختم می‌شن

437
00:28:40,218 --> 00:28:43,263
‫و زمان دقیق اینکه لیلی
‫کِی می‌خواسته بره حموم.

438
00:28:43,930 --> 00:28:45,974
‫و اینکه چطور صداش رو
‫به سمت یه لوله‌ی خاص هدایت کنه

439
00:28:45,974 --> 00:28:48,768
‫تا بتونه انگشت کوچیکش رو
‫بیاره بالا و براش دست تکون بده.

440
00:28:49,394 --> 00:28:53,732
‫فیل، تو صد جور توضیح دادی
‫که فضایی‌ها چطور به زمین اومدن.

441
00:28:54,482 --> 00:28:57,402
‫بوهامون رو ردیابی می‌کنن،
‫ادای سگ‌ها رو درمیارن،

442
00:28:58,236 --> 00:29:00,071
‫- و ازمون نمونه‌برداری می‌کنن.
‫- «تحقیقاتیه».

443
00:29:00,864 --> 00:29:03,825
‫تو همه‌ی این‌ها رو برای من «ثابت» کردی،

444
00:29:03,825 --> 00:29:05,702
‫اون‌وقت نمی‌تونی باور کنی

445
00:29:05,702 --> 00:29:10,707
‫که متی داره سعی می‌کنه با کسی که
‫واقعاً می‌شناسه ارتباط برقرار کنه؟

446
00:29:11,166 --> 00:29:12,834
‫پس تو حرفم رو باور می‌کنی؟

447
00:29:15,253 --> 00:29:16,379
‫ببین...

448
00:29:17,589 --> 00:29:19,632
‫لیلی، می‌خوام باور کنم.
دارم سعیم رو می‌کنم

449
00:29:21,384 --> 00:29:23,052
‫کلی چیزهای باورنکردنی اون بیرون هست

450
00:29:23,052 --> 00:29:25,555
‫که مردم باورشون دارن،
‫و مطمئنم بعضی‌هاشون واقعی‌ان.

451
00:29:27,390 --> 00:29:29,601
‫فقط در مورد این یکی خیلی مطمئن نیستم.

452
00:29:39,778 --> 00:29:41,613
‫باورم نمی‌شه نوشابه‌ات رو دادی به اون.

453
00:29:47,410 --> 00:29:52,373
[فرماندهی استراتژیک نیروی هوایی]
[پایگاه نیروی هوایی دِری]

454
00:29:57,378 --> 00:29:58,379
‫بفرمایید تو، سرگرد.

455
00:30:01,299 --> 00:30:02,759
‫می‌خواستم بدونید که مسترز

456
00:30:02,759 --> 00:30:04,886
‫قراره این هفته رو توالت بشوره.

457
00:30:05,553 --> 00:30:08,306
‫و یه اخطار کتبی هم
‫تو پرونده‌ی دائم پروازش ثبت می‌شه.

458
00:30:09,641 --> 00:30:12,310
‫من تو پایگاهم
‫اینجور ‌مسخره‌بازی‌ها رو تحمل نمی‌کنم.

459
00:30:14,479 --> 00:30:16,064
‫به افتخار مسخره‌بازی‌های کمتر.

460
00:30:23,154 --> 00:30:25,824
‫تا جایی که می‌دونم شما تو کره
‫زیر دست ژنرال ابوت خدمت کردید.

461
00:30:26,324 --> 00:30:28,117
‫اونطور که اون تعریف می‌کنه، شما، سرگرد،

462
00:30:28,117 --> 00:30:30,578
‫شجاع‌ترین خلبانی هستی
‫که تاحالا دیده.

463
00:30:31,246 --> 00:30:33,665
‫تو یه بی29 رو تو «گذرگاه میگ» تا دل

464
00:30:33,665 --> 00:30:36,000
‫آتیش ضدهوایی شوروی تو «سوی-هو» بردی،

465
00:30:36,835 --> 00:30:38,545
‫و صحیح و سالم برگشتی.

466
00:30:39,462 --> 00:30:41,130
‫تقریباً صحیح و سالم، قربان.

467
00:30:42,006 --> 00:30:44,384
‫و اگه بخوام روراست باشم،
‫خیلی دوست ندارم در موردش حرف بزنم.

468
00:30:45,093 --> 00:30:46,177
‫جراحت‌تون؟

469
00:30:47,470 --> 00:30:48,680
‫کره، قربان.

470
00:30:49,639 --> 00:30:50,723
‫و چرا؟

471
00:30:52,851 --> 00:30:54,394
‫چون کار رو تموم نکردیم.

472
00:30:56,729 --> 00:30:59,148
‫خب، برای همینه که
‫منتقل‌تون کردیم اینجا، سرگرد.

473
00:31:00,108 --> 00:31:02,902
‫تا بی52 جدیدمون رو آزمایش کنید،
‫و اگه لازم شد،

474
00:31:02,902 --> 00:31:05,029
‫صاف برید تو قلب دشمن.

475
00:31:05,029 --> 00:31:06,489
‫کاری که شروع کردید رو تموم کنید.

476
00:31:11,870 --> 00:31:13,162
‫چرا نیروی هوایی؟

477
00:31:14,247 --> 00:31:15,790
‫من تو یه مزرعه بزرگ شدم.

478
00:31:16,124 --> 00:31:18,710
‫یه دوست خانوادگی داشتیم
‫که ماهی دو بار میومد

479
00:31:18,710 --> 00:31:20,962
‫تا مزارع رو سم‌پاشی کنه. این شد که پدرم،

480
00:31:21,462 --> 00:31:23,006
‫ازم خواست همراهیش کنم. و من...

481
00:31:23,006 --> 00:31:24,799
‫من فقط علاقه‌مند شدم، می‌دونید؟

482
00:31:26,593 --> 00:31:28,052
‫شما چطور، قربان؟

483
00:31:29,387 --> 00:31:30,430
‫پدرم.

484
00:31:31,931 --> 00:31:32,974
‫ارتشی بود.

485
00:31:33,933 --> 00:31:37,395
‫تو تمام درگیری‌های آمریکا
‫از جنگ‌های سرخ‌پوستی تا فیلیپین جنگید،

486
00:31:38,479 --> 00:31:40,565
‫تا اینکه چپوندنش پشت میز.

487
00:31:40,565 --> 00:31:43,526
‫تنها چیزی که بیشتر از کشورش
‫دوست داشت، خانواده‌اش بود.

488
00:31:44,861 --> 00:31:48,197
‫بهم گفت پرافتخارترین لحظه‌ی زندگیش
‫وقتی بوده که من برای سربازی اسم نوشتم.

489
00:31:51,826 --> 00:31:54,287
‫می‌تونم تصور کنم
‫پدر شما هم همین حس رو داشته.

490
00:31:56,039 --> 00:31:57,290
‫بله، افتخار می‌کرد.

491
00:31:59,208 --> 00:32:01,044
‫همیشه می‌گفت
‫هیچی تو این کشور اشتباه نیست

492
00:32:01,044 --> 00:32:04,964
‫که نشه با خوبی‌های همین کشور
‫درستش کرد.

493
00:32:09,344 --> 00:32:11,095
‫قصدم اینه که حرفش رو ثابت کنم، قربان.

494
00:32:36,245 --> 00:32:37,330
‫- آمین.
‫- آمین.

495
00:32:37,497 --> 00:32:38,706
‫- آمین.
‫- آمین.

496
00:32:49,133 --> 00:32:50,510
‫- آمین.
‫- آمین.

497
00:32:58,518 --> 00:33:00,269
‫پسرم، پسر به سنِ تکلیف رسیده‌ام.

498
00:33:00,853 --> 00:33:02,939
‫مطالعه‌ی «هفتارا» چطور پیش میره؟

499
00:33:03,356 --> 00:33:04,482
‫خوشمزه‌ست.

500
00:33:07,902 --> 00:33:09,487
‫چیزی شده، تئودور؟

501
00:33:12,907 --> 00:33:14,617
‫می‌تونم یه سوال عجیب ازتون بپرسم؟

502
00:33:15,660 --> 00:33:16,703
‫حتماً.

503
00:33:17,203 --> 00:33:18,997
‫فکر می‌کنید ممکنه
‫یکی یه بچه رو بدزده

504
00:33:18,997 --> 00:33:20,248
‫و زیر زمین نگه‌ش داره؟

505
00:33:21,582 --> 00:33:23,626
‫- زیر زمین؟
‫- تو چت شده؟

506
00:33:25,086 --> 00:33:29,257
‫آره، فقط همون‌جا نگه‌ش داره،
‫تو فاضلاب‌ها برای ماه‌ها و ماه‌ها،

507
00:33:29,257 --> 00:33:30,883
‫بهش صدمه بزنه یا...

508
00:33:32,135 --> 00:33:33,302
‫نمی‌دونم.

509
00:33:34,512 --> 00:33:36,389
‫تاحالا همچین چیزی شنیدید؟

510
00:33:37,932 --> 00:33:40,893
‫پدربزرگ و مادربزرگت
‫از بوخن‌والد فرار کردن،

511
00:33:41,394 --> 00:33:43,354
‫تمام خانواده‌هاشون کشته شدن،

512
00:33:44,188 --> 00:33:46,190
‫از پوست زندانی‌های یهودی

513
00:33:47,525 --> 00:33:48,860
‫برای آباژور استفاده می‌کردن.

514
00:33:49,902 --> 00:33:50,987
‫چی؟

515
00:33:51,988 --> 00:33:53,239
‫آباژور.

516
00:33:55,867 --> 00:33:57,035
‫ما یهودی هستیم، تئودور.

517
00:33:57,035 --> 00:34:00,121
‫ما بهتر از هرکس دیگه‌ای
‫وحشت‌های واقعی این دنیا رو می‌شناسیم.

518
00:34:02,957 --> 00:34:04,876
‫واقعیت به اندازه‌ی کافی ترسناک هست.

519
00:34:08,254 --> 00:34:09,672
‫این خیال‌پردازی‌ها رو تموم کن.

520
00:35:50,189 --> 00:35:51,566
‫باورم نمی‌شه با تو فامیلم.

521
00:36:25,808 --> 00:36:27,185
‫نفر بعدی منم، درسته؟

522
00:36:28,186 --> 00:36:30,313
‫- پس، حالا حرفم رو باور می‌کنی.
‫- گوش کن، لیلی،

523
00:36:30,313 --> 00:36:32,064
‫من این پسره رو از کلاس اول می‌شناسم.

524
00:36:32,064 --> 00:36:33,316
‫و می‌دونم کی داره دروغ می‌گه،

525
00:36:33,316 --> 00:36:36,402
‫و اون در مورد این
‫قضیه‌ی آباژور چرت و پرت نمی‌گه.

526
00:36:36,402 --> 00:36:37,737
‫باید به یکی بگیم.

527
00:36:37,737 --> 00:36:40,156
‫- هیچ‌کس باورمون نمی‌کنه.
‫- اگه به پدر و مادرمون بگیم چی؟

528
00:36:40,615 --> 00:36:43,826
‫اگه من در مورد همه‌ی این‌ها به کسی بگم،
‫دوباره سر از «جونیپر هیل» درمیارم.

529
00:36:44,535 --> 00:36:46,412
‫شاید شماها هم با من اونجا باشید.

530
00:36:47,496 --> 00:36:49,332
‫من نمی‌تونم برم تو دیوونه‌خونه، تدی.

531
00:36:49,332 --> 00:36:51,918
‫من نتونستم تو اون اردوی کوفتی دووم بیارم.

532
00:36:52,210 --> 00:36:53,461
‫باشه.

533
00:36:54,462 --> 00:36:56,172
‫به هیچ‌کس نمی‌گیم،

534
00:36:56,881 --> 00:36:59,383
‫تا وقتی که بفهمیم
‫واقعاً چه اتفاقی برای متی افتاده.

535
00:37:01,594 --> 00:37:02,720
‫و چطوری این کار رو بکنیم؟

536
00:37:05,348 --> 00:37:06,974
‫فکر کنم بدونم از کجا باید شروع کنیم.

537
00:37:10,561 --> 00:37:12,605
[کتابخانه‌ی دِری]

538
00:37:23,366 --> 00:37:24,408
‫چیزی می‌بینی؟

539
00:37:24,408 --> 00:37:26,077
‫تدی، می‌دونستی بیشتر از

540
00:37:26,077 --> 00:37:27,662
‫صدتا کتاب تو این کتابخونه هست؟

541
00:37:27,828 --> 00:37:30,122
‫امکان نداره. بیشتر از صدتا؟

542
00:37:30,748 --> 00:37:32,583
‫و می‌دونستی
‫بعضی‌هاشون عکس دارن

543
00:37:32,583 --> 00:37:33,918
‫ولی بیشترشون عکس ندارن؟

544
00:37:33,960 --> 00:37:35,044
‫این اینجا چی کار می‌کنه؟

545
00:37:35,044 --> 00:37:36,504
‫پدر و مادرم نتونستن
‫پرستار بچه پیدا کنن، باشه؟

546
00:37:36,504 --> 00:37:38,589
‫و می‌دونستی وقتی
‫یه کتاب امانت می‌گیری،

547
00:37:38,589 --> 00:37:40,758
‫باید اسمت رو امضا کنی؟
‫من می‌تونم اسمم رو شکسته امضا کنم.

548
00:37:40,758 --> 00:37:43,678
‫خانم کارمل می‌گه
‫من بهترین دست‌خط رو تو کلاس دارم.

549
00:37:45,012 --> 00:37:46,097
‫فیل.

550
00:37:47,848 --> 00:37:51,060
‫هی، سوز، من به یه نفر
‫با دست‌خط عالی احتیاج دارم

551
00:37:51,060 --> 00:37:53,062
‫تا کمکم کنه یه کتاب پیدا کنم.

552
00:37:53,062 --> 00:37:56,190
‫اسمش هست «سطل پر از کلوچه».

553
00:37:59,777 --> 00:38:00,778
‫من انجامش میدم.

554
00:38:04,782 --> 00:38:05,783
‫هیچوقت پیداش نمی‌کنه.

555
00:38:08,911 --> 00:38:10,538
‫وایسا، اونجاست.

556
00:38:15,251 --> 00:38:17,378
‫اوایل فکر می‌کردن فرار کرده،

557
00:38:17,378 --> 00:38:19,046
‫ولی وقتی هیچ جای دیگه‌ای پیداش نشد،

558
00:38:19,046 --> 00:38:21,090
‫احتمال دادن به قتل رسیده.

559
00:38:23,050 --> 00:38:24,468
‫یعنی کُشتنش.

560
00:38:25,970 --> 00:38:28,556
‫فکر می‌کردن
‫می‌تونسته کار بابای متی باشه.

561
00:38:28,889 --> 00:38:32,018
‫می‌تونسته کار یه ولگرد باشه،
‫ولی هیچ‌کس رو پیدا نکردن.

562
00:38:32,018 --> 00:38:33,477
‫«به گفته‌ی منابع پلیس،

563
00:38:33,477 --> 00:38:35,938
‫پسر آخرین بار شب چهارم ژانویه

564
00:38:35,938 --> 00:38:39,233
‫در سینما کاپیتال
‫توسط دختر یکی از کارمندان سینما دیده شده،

565
00:38:39,233 --> 00:38:41,360
‫یک دختر 12 ساله‌ی ناشناس.»

566
00:38:45,656 --> 00:38:46,866
‫اون کیه؟

567
00:38:47,950 --> 00:38:49,285
‫متی کلمنتس؟

568
00:38:50,119 --> 00:38:52,413
‫ای خدا، از اینجا گم شید!

569
00:38:52,663 --> 00:38:53,831
‫برید بیرون!

570
00:38:54,749 --> 00:38:56,500
‫چیه؟ مگه چی گفتیم؟

571
00:38:58,002 --> 00:39:00,046
‫می‌دونید پلیس چند بار اومد اینجا

572
00:39:00,046 --> 00:39:02,715
‫سراغ اون پسره؟
‫می‌خواستن بندازنش گردن بابای من؟

573
00:39:03,674 --> 00:39:06,635
‫تو مقاله‌ی روزنامه‌تون
‫چیزی در این مورد نوشته بود؟

574
00:39:07,678 --> 00:39:09,680
‫من راستش فقط روزنامه‌وار خوندم، پس...

575
00:39:09,680 --> 00:39:10,890
‫فقط برید!

576
00:39:11,515 --> 00:39:13,225
‫می‌تونیم الان بریم یه میلک‌شیک بخوریم؟

577
00:39:14,935 --> 00:39:17,521
‫دیدید، بهتون گفتم این فکر بدیه،

578
00:39:17,688 --> 00:39:19,857
‫دنبال یه آهنگی بگردیم
‫که تو اون فاضلاب لعنتی شنیدی.

579
00:39:23,402 --> 00:39:24,403
‫چی گفتی؟

580
00:39:30,701 --> 00:39:31,702
‫یه آهنگ بود.

581
00:39:33,037 --> 00:39:35,414
‫چند شب پیش شنیدم
‫متی داشت می‌خوندش.

582
00:39:36,290 --> 00:39:38,209
‫از لوله‌ی فاضلاب وان حمومم.

583
00:39:40,961 --> 00:39:42,421
‫تو هم شنیدیش؟

584
00:39:44,757 --> 00:39:48,761
‫نمی‌دونم متی بود یا نه،
‫ولی صداهایی شنیدم

585
00:39:49,595 --> 00:39:53,307
‫تو زیرزمین کاپیتال، تو لوله‌ها.

586
00:39:54,517 --> 00:39:58,979
‫بچه‌ها می‌خندیدن، گریه می‌کردن،
‫اسمم رو صدا می‌زدن.

587
00:40:02,942 --> 00:40:04,652
‫چه آهنگی می‌خوند؟

588
00:40:10,699 --> 00:40:14,412
شورای شهر تصمیم بر ساخت]
[مجسمه‌ی پل بونیان گرفت

589
00:41:37,620 --> 00:41:41,081
‫بی52 جدید. کلاس جی.
‫منتقل‌تون کردن اینجا تا باهاش پرواز کنید.

590
00:41:41,081 --> 00:41:44,043
‫اگه می‌خوای زنده ‌از اینجا بری بیرون،
‫باید مشخصاتش رو بهمون بدی.

591
00:41:44,043 --> 00:41:48,506
‫سرعت، بُرد، سقف پرواز،
‫ظرفیت بار، سلاح‌ها، همه‌چیز.

592
00:41:48,506 --> 00:41:49,715
‫فهمیدی؟

593
00:41:50,216 --> 00:41:52,510
‫بهتر می‌فهمیدم چی می‌گی
‫اگه اون ماسک رو برمی‌داشتی.

594
00:41:52,510 --> 00:41:54,345
‫مشخصات. الان.

595
00:41:55,012 --> 00:41:56,680
‫محرمانه‌ست.

596
00:42:11,362 --> 00:42:13,030
‫این یه بازی لعنتی نیست.

597
00:42:13,322 --> 00:42:16,450
‫مشخصات، وگرنه تا سه می‌شمرم
‫و ماشه رو می‌کشم.

598
00:42:19,328 --> 00:42:20,371
‫یک.

599
00:42:28,087 --> 00:42:29,129
‫دو.

600
00:42:32,508 --> 00:42:34,176
‫مجبوری اون ماشه رو بکشی.

601
00:42:37,721 --> 00:42:39,557
‫- لیروی!
‫- هی، لی، چه خبره؟

602
00:42:39,557 --> 00:42:41,392
‫لی، در رو باز کن!

603
00:42:45,521 --> 00:42:47,856
‫در رو باز کن! هی، لی،
‫اون تو چه خبره؟

604
00:42:47,856 --> 00:42:49,441
‫در رو باز کن!

605
00:42:49,441 --> 00:42:51,235
‫لی، در رو باز کن!

606
00:43:06,667 --> 00:43:08,085
‫از اینجا گم شید!

607
00:43:08,711 --> 00:43:10,713
‫آره، همین فکر رو می‌کردم.

608
00:43:14,967 --> 00:43:16,218
‫بازم نجاتت دادم.

609
00:43:17,428 --> 00:43:19,555
‫- برو بابا، پالی.
‫- اون لعنتی‌ها کی بودن؟

610
00:43:19,555 --> 00:43:20,806
‫نمی‌دونم.

611
00:43:22,182 --> 00:43:23,684
‫ای خدا.

612
00:43:27,104 --> 00:43:28,314
‫موهام چطوره؟

613
00:43:30,024 --> 00:43:31,025
‫هنوز چربه.

614
00:43:37,531 --> 00:43:38,824
‫خب، کجا داریم می‌ریم؟

615
00:43:38,824 --> 00:43:41,368
‫می‌خواین بهتون بگم
‫یا می‌خواین نشونتون بدم؟

616
00:43:41,493 --> 00:43:43,746
‫بگو. صد درصد بگو.

617
00:43:43,746 --> 00:43:46,790
‫آهنگی که متی می‌خوند
‫مال فیلم «مرد موسیقی»ـه.

618
00:43:47,207 --> 00:43:49,376
‫باید یه نسخه‌ی دیگه
‫اون بالا تو انباری داشته باشیم.

619
00:43:51,629 --> 00:43:53,881
‫و چرا باید
‫این چیز احمقانه رو ببینیم؟

620
00:43:54,340 --> 00:43:55,924
‫از فیلم موزیکال متنفرم.

621
00:43:56,800 --> 00:43:59,303
‫چون شاید متی داشته
‫سعی می‌کرده یه چیزی بهمون بگه.

622
00:44:10,439 --> 00:44:12,483
‫عجب، اینجا چقدر تاریکه.

623
00:44:13,942 --> 00:44:15,944
‫بچه‌ها، این ورود غیرقانونی حساب نمی‌شه؟

624
00:44:15,944 --> 00:44:17,988
‫ما چیزی رو نشکستیم.
‫فقط وارد شدیم.

625
00:44:17,988 --> 00:44:20,157
‫- انقدر بچه‌بازی درنیار.
‫- بچه‌ها، بس کنید.

626
00:44:20,658 --> 00:44:21,700
‫بیاین فقط بشینیم.

627
00:44:36,757 --> 00:44:37,841
‫یه لحظه!

628
00:44:37,841 --> 00:44:39,843
‫دارم «مرد موسیقی» رو آماده می‌کنم!

629
00:44:45,474 --> 00:44:46,642
‫تدی، تویی؟

630
00:44:48,227 --> 00:44:50,813
‫- داره گریه می‌کنه؟
‫- چی؟ نه.

631
00:44:51,355 --> 00:44:52,606
‫ساکت شید، بچه‌ها.

632
00:44:54,525 --> 00:44:56,193
‫لیلی، خوبی؟

633
00:44:57,695 --> 00:44:59,863
‫آره. نه، خوبم. فقط...

634
00:45:01,699 --> 00:45:03,534
‫...دارم به متی
و اتفاقی که افتاد فکر می‌کنم

635
00:45:03,534 --> 00:45:05,786
‫و اینکه چه کار متفاوتی
‫می‌تونستم بکنم، و...

636
00:45:05,786 --> 00:45:07,037
‫خب، اون به من احتیاج داشت.

637
00:45:08,497 --> 00:45:10,332
‫و در عوض، من فقط ردش کردم.

638
00:45:11,375 --> 00:45:12,668
‫بعدش هم غیبش زد.

639
00:45:15,045 --> 00:45:16,380
‫کاری که ما کردیم بدتر بود.

640
00:45:18,257 --> 00:45:20,134
‫شاید اگه اونجا بودیم
‫همونطور که گفته بودیم

641
00:45:20,134 --> 00:45:22,928
‫تو تولدش،
‫شاید اوضاع فرق می‌کرد.

642
00:45:22,928 --> 00:45:24,805
‫تقصیر هیچ‌کس نیست، باشه؟

643
00:45:26,098 --> 00:45:29,393
‫تدی، تقصیر تو نیست.
‫لیلی، تقصیر تو هم نیست.

644
00:45:29,393 --> 00:45:31,520
‫ما الان اینجاییم. اینه که مهمه.

645
00:45:31,520 --> 00:45:33,021
‫پس تمومش کنید، باشه؟

646
00:45:36,942 --> 00:45:38,152
‫داری گریه می‌کنی؟

647
00:45:38,819 --> 00:45:40,487
‫چی؟ نه، گریه نمی‌کنم.

648
00:45:41,113 --> 00:45:42,448
‫هیچ‌کس گریه نمی‌کنه.

649
00:45:43,240 --> 00:45:44,950
‫...با «سن-سن»
‫یه شب خوب

650
00:45:44,950 --> 00:45:46,243
‫اون‌ها سالن بیلیارد رو ترک می‌کنن

651
00:45:46,243 --> 00:45:47,703
‫میرن برای جشن
‫تو «آرموری»

652
00:45:47,703 --> 00:45:49,455
‫مردهای حقه‌باز
‫و دوستان...

653
00:45:49,455 --> 00:45:51,540
‫و موسیقی رگتایم
‫موسیقی بی‌شرمانه...

654
00:45:52,458 --> 00:45:53,584
‫با آغوش باز

655
00:45:53,584 --> 00:45:56,086
‫به سوی غریزه حیوانی جنگلی،
‫جنون همگانی!

656
00:45:56,086 --> 00:45:58,464
‫دوستان، مغز بیکار
‫زمین بازی شیطانه

657
00:45:58,464 --> 00:45:59,965
‫- دردسر
‫- ما به دردسر افتادیم

658
00:45:59,965 --> 00:46:01,759
‫درست همین‌جا توی ریور سیتی

659
00:46:01,759 --> 00:46:03,510
‫که حرف اولش «د» هست
‫و اون یعنی «ب»

660
00:46:03,510 --> 00:46:05,637
‫- و اون یعنی «بیلیارد»
‫- اون یعنی «بیلیارد»

661
00:46:05,637 --> 00:46:07,598
‫- ما قطعاً به دردسر افتادیم
‫- ما قطعاً به دردسر افتادیم

662
00:46:07,598 --> 00:46:09,308
‫خودشه. این همون آهنگی بود که شنیدم.

663
00:46:09,308 --> 00:46:10,434
‫یه راهی پیدا کنید

664
00:46:10,434 --> 00:46:12,561
‫تا جوون‌ها رو
‫بااخلاق نگه داریم بعد از مدرسه

665
00:46:12,561 --> 00:46:14,563
‫بچه‌های بچه‌هامون
‫قراره به دردسر بیفتن

666
00:46:14,563 --> 00:46:16,023
‫دردسر، دردسر، دردسر

667
00:46:16,023 --> 00:46:17,691
‫مادرانِ ریور سیتی

668
00:46:17,691 --> 00:46:19,777
‫به این هشدار گوش کنید
‫قبل از اینکه دیر بشه...

669
00:46:22,696 --> 00:46:24,865
‫وارد دایره لغاتش شدن

670
00:46:25,282 --> 00:46:27,576
‫- کلماتی مثل...
‫- دردسر، دردسر، دردسر

671
00:46:27,576 --> 00:46:29,787
‫- مثل «باحال»؟
‫- دردسر، دردسر، دردسر

672
00:46:30,496 --> 00:46:31,663
‫و «باباتم همینه»؟

673
00:46:31,663 --> 00:46:32,748
‫دردسر، دردسر، دردسر

674
00:46:32,873 --> 00:46:35,083
‫اگه اینطوره، دوستان من،
‫شما به دردسر افتادید

675
00:46:35,083 --> 00:46:36,210
‫ما به دردسر افتادیم

676
00:46:36,210 --> 00:46:38,003
‫- درست همین‌جا توی ریور سیتی
‫- درست همین‌جا توی ریور سیتی

677
00:46:38,003 --> 00:46:39,630
‫که حرف اولش «د» هست
‫و اون یعنی...

678
00:46:40,506 --> 00:46:41,507
‫متی؟

679
00:46:41,507 --> 00:46:43,884
‫- ما قطعاً به دردسر افتادیم
‫- ما قطعاً به دردسر افتادیم...

680
00:46:46,178 --> 00:46:48,597
‫وایسا، چی؟ چه خبر شده؟

681
00:46:49,389 --> 00:46:51,183
‫چطوری اون تو این فیلم کوفتیه؟

682
00:46:51,183 --> 00:46:52,768
‫چه اتفاقی داره میفته؟
‫چطور ممکنه؟

683
00:46:52,768 --> 00:46:54,478
‫- می‌تونه ما رو ببینه؟
‫- متی!

684
00:46:55,354 --> 00:46:56,897
‫- داره گوش میده؟
‫- متی!

685
00:46:56,897 --> 00:46:58,148
‫متی، ما اینجاییم! متی!

686
00:46:58,148 --> 00:46:59,316
‫- متی!
‫- هی!

687
00:46:59,441 --> 00:47:01,944
‫- صدامون رو دنبال کن!
‫- متی! وایسا.

688
00:47:01,944 --> 00:47:04,488
‫- آره! یالا، متی!
‫- آره! آره، متی، همینه!

689
00:47:04,488 --> 00:47:06,323
‫- صدامون رو دنبال کن!
‫- ما همین‌جاییم! ادامه بده!

690
00:47:06,323 --> 00:47:07,741
‫متی، آره!

691
00:47:07,741 --> 00:47:09,868
‫آره، درسته! آره!

692
00:47:09,868 --> 00:47:11,161
‫متی، یالا!

693
00:47:12,120 --> 00:47:14,039
‫لیلی؟ تدی؟

694
00:47:14,039 --> 00:47:16,124
‫- آره، ماییم!
‫- یالا!

695
00:47:16,124 --> 00:47:18,168
‫متی، یالا، ما می‌کشیمت بیرون!

696
00:47:20,337 --> 00:47:21,505
‫نه، نمی‌تونید.

697
00:47:22,756 --> 00:47:24,258
‫شما باعث شدید من اینجا باشم.

698
00:47:25,008 --> 00:47:26,343
‫چون دروغ گفتید.

699
00:47:29,263 --> 00:47:31,557
‫چون اونجا نبودید.

700
00:47:33,225 --> 00:47:34,434
‫چه اتفاقی داره میفته؟

701
00:48:07,885 --> 00:48:09,052
‫اون دیگه چیه؟

702
00:48:18,145 --> 00:48:20,606
‫- کجا رفت؟
‫- اون دیگه چه جونوریه؟

703
00:48:20,606 --> 00:48:23,525
‫بهتون گفتم
‫تو اون پایگاه هوایی خبرهای ناجوریه!

704
00:48:23,525 --> 00:48:26,069
‫اون‌ها یه نوزاد جهش‌یافته‌ی
‫غول‌پیکر کوفتی ساختن!

705
00:48:41,209 --> 00:48:42,586
‫یالا، سوزی!

706
00:48:44,129 --> 00:48:47,257
‫برو، برو، برو! سوزی، یالا! بدو!

707
00:48:52,429 --> 00:48:54,139
‫یالا!

708
00:49:27,255 --> 00:49:28,966
‫نه! نه!

709
00:49:32,177 --> 00:49:33,387
‫سوزی!

710
00:49:34,137 --> 00:49:35,138
‫لیلی!

711
00:49:35,639 --> 00:49:36,723
‫یالا!

712
00:49:39,393 --> 00:49:40,602
‫بفرما.

713
00:49:42,521 --> 00:49:43,689
‫دستت رو بده به من.

714
00:50:11,133 --> 00:50:13,135
‫لیلی! لیلی!

715
00:50:14,928 --> 00:50:19,141
‫لیلی! چی شد؟

716
00:50:19,141 --> 00:50:22,269
‫همه‌شون مُردن.
‫- نه.

717
00:50:44,207 --> 00:50:45,917
‫منظورت چیه
‫همه‌شون مُردن؟

718
00:50:45,917 --> 00:50:47,419
‫چی شد؟
