﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,382
‫[برخی از رویدادهای به تصویر کشیده‌شده
[...در این مجموعه

3
00:00:07,382 --> 00:00:08,383
ممکن است دقیقاً با تمام واقعیت‌های تاریخی و مذهبی]
[مطابقت نداشته باشند

4
00:00:08,383 --> 00:00:09,509
‫[با اینکه تلاش کرده‌ایم برخی جنبه‌های تاریخ را
[...به‌درستی نمایش دهیم

5
00:00:09,509 --> 00:00:11,011
برای اهداف داستان‌گویی]
[از خلاقیت‌هایی استفاده شده است

6
00:00:14,055 --> 00:00:16,057
‫آنچه در "خاندان داوود" گذشت...

7
00:00:16,182 --> 00:00:18,101
‫به افتخار دختر زیبایم

8
00:00:18,226 --> 00:00:19,185
‫و پسرِ جدیدم، کشنده‌ی غول‌ها.

9
00:00:19,185 --> 00:00:19,936
‫و پسرِ جدیدم، کشنده‌ی غول‌ها.

10
00:00:19,978 --> 00:00:22,230
‫- یه کاری برام می‌کنی؟
‫- هر کاری بگی.

11
00:00:22,355 --> 00:00:24,649
‫- ازش محافظت کن.
‫- دارم همین کار رو می‌کنم.

12
00:00:24,774 --> 00:00:27,819
‫این شمشیر،
‫جوری می‌جنگه که تا حالا ندیدم.

13
00:00:27,944 --> 00:00:31,406
‫ببرش به "نوب"، قایمش کن
‫پیشِ بقیه اشیای مقدس.

14
00:00:31,531 --> 00:00:34,784
‫شایعه شده که
‫"ساموئیل" به سرزمین ما اومده.

15
00:00:34,826 --> 00:00:36,786
‫اگه چیزی می‌دونستی، بهم می‌گفتی.

16
00:00:36,828 --> 00:00:38,788
‫- می‌گفتم.
‫- این به خاطر داووده.

17
00:00:38,830 --> 00:00:40,248
‫این تقصیر اون یا تو نیست.

18
00:00:40,373 --> 00:00:42,709
‫تو کسی هستی
که قراره خاندانِ ما رو رستگار کنه

19
00:00:42,792 --> 00:00:48,256
‫- حالا داری بهم رحم نشون میدی؟
‫- وقتشه که مسیرت رو انتخاب کنی.

20
00:00:51,259 --> 00:00:54,846
‫- تو "دینا" رو کشتی.
‫- هیچ‌کس نباید بفهمه امروز چی دیدی.

21
00:00:55,680 --> 00:00:58,725
‫خائنی که دنبالشی
‫همین‌جا تو خونه‌ی خودت بوده.

22
00:00:58,850 --> 00:01:02,103
‫اون شخص منصوب‌شده... داووده.

23
00:01:02,145 --> 00:01:05,732
‫دیگه فریبکاری بسه.
ساموئیل تو رو انتخاب کرد؟

24
00:01:06,566 --> 00:01:09,861
‫نه. خدا من رو انتخاب کرد.

25
00:01:11,988 --> 00:01:19,913
[خاندان داوود]
[فصل دوم- قسمت پایانی]

26
00:01:25,251 --> 00:01:28,296
‫سرورم، من قصد آسیب زدن به شما رو ندارم.

27
00:01:44,979 --> 00:01:47,148
‫خواهش می‌کنم. مجبورم نکنید باهاتون بجنگم.

28
00:01:47,190 --> 00:01:50,485
‫مراقب باش بچه. یه دلیلی داره که من پادشاهم.

29
00:02:20,515 --> 00:02:25,186
‫گفتم که...
‫نمی‌خوام باهاتون بجنگم.

30
00:02:32,527 --> 00:02:34,904
‫"اشبعل"، بگیرش!

31
00:03:01,723 --> 00:03:04,100
‫نذارید فرار کنه!

32
00:03:06,394 --> 00:03:07,437
‫نگهبان‌ها!

33
00:03:07,520 --> 00:03:09,522
‫پسر "یسی" رو پیدا کنید!

34
00:03:11,441 --> 00:03:12,525
‫داوود؟

35
00:03:12,567 --> 00:03:13,818
‫داوود!

36
00:03:15,987 --> 00:03:17,155
‫وایسا!

37
00:03:20,950 --> 00:03:24,537
‫دنبالم بیاید! نگهبان‌ها، بگیریدش!

38
00:03:24,579 --> 00:03:26,581
‫"ابنر"، افرادم رو جمع کن!

39
00:03:30,877 --> 00:03:33,046
‫- ببینیم افرادِ تو می‌تونن بگیرنش یا نه.
‫- الیاب.

40
00:03:43,306 --> 00:03:45,600
‫- چه خبره؟
‫- بگیریدش.

41
00:03:45,683 --> 00:03:49,187
‫نه. دارید چی کار می‌کنید؟
‫بهم دست نزنید. نه!

42
00:03:50,188 --> 00:03:51,189
‫ببریدش.

43
00:03:51,314 --> 00:03:53,191
‫دارید چه غلطی می‌کنید؟

44
00:03:53,274 --> 00:03:56,736
‫نه، نه، نه!

45
00:03:59,614 --> 00:04:04,410
‫داوود، برادرش، به پادشاه خیانت کرده.

46
00:04:04,494 --> 00:04:06,204
‫با چشم‌های خودم دیدم.

47
00:04:06,913 --> 00:04:11,209
‫حالا، می‌دونم خیلی‌ها بهش خدمت کردید.
‫براش جنگیدید.

48
00:04:11,334 --> 00:04:16,214
‫ولی هر کسی که به داوود وفادار بمونه
‫خائن به خاندانِ شائول محسوب می‌شه.

49
00:04:16,756 --> 00:04:20,051
‫‏20 تا مرد می‌خوام سرِ هر دروازه‌ی شهر.

50
00:04:20,134 --> 00:04:22,470
‫وجب به وجبِ خونه‌ها، زمین‌ها،

51
00:04:22,512 --> 00:04:24,013
‫و مستراح‌ها رو بگردید!

52
00:04:25,223 --> 00:04:27,517
‫- و پیداش کنید.
‫- رفته سمت دروازه شرقی.

53
00:04:28,142 --> 00:04:29,602
‫زخمیه. پس بجنبید.

54
00:04:29,644 --> 00:04:30,895
‫برید!

55
00:05:15,565 --> 00:05:17,734
‫داوود؟ چی... چی شده؟

56
00:05:17,817 --> 00:05:18,943
‫برو وسایلت رو جمع کن.

57
00:05:19,569 --> 00:05:21,487
‫- باید بریم.
‫- چه خبره؟ داوود.

58
00:05:21,571 --> 00:05:23,656
‫- گوش کن، باید بریم. همین الان.
‫- زخمی شدی، تو...

59
00:05:23,740 --> 00:05:24,782
‫داوود، نگاه کن...

60
00:05:24,866 --> 00:05:25,867
‫چی شده؟ کی این بلا رو سرت آورد؟

61
00:05:25,867 --> 00:05:26,492
‫پدرت.

62
00:05:26,576 --> 00:05:29,787
‫چی؟ نکنه... باز بیماریش عود کرده.
‫من میرم پیشش.

63
00:05:29,871 --> 00:05:32,498
‫نه، نه. نمی‌فهمی.
‫نه، اون می‌خواد من رو بکشه.

64
00:05:32,623 --> 00:05:35,001
‫- چی؟
‫- باید بریم. همین الان.

65
00:05:35,084 --> 00:05:36,210
‫سریع وسایلت رو جمع کن.

66
00:05:36,544 --> 00:05:39,047
‫- نه، داوود، صبر کن. داوود، وایسا.
‫- "میکال"، خواهش می‌کنم. میکال.

67
00:05:39,130 --> 00:05:41,799
‫خواهش می‌کنم، فقط... فقط راستش رو بهم بگو.

68
00:05:46,220 --> 00:05:47,764
‫کمی بعد از اینکه با تو آشنا شدم،

69
00:05:49,057 --> 00:05:50,433
‫ساموئیل اومد بیت‌لحم.

70
00:05:51,225 --> 00:05:52,518
‫به خونه پدرم.

71
00:05:53,728 --> 00:05:55,021
‫اون من رو منصوب کرد.

72
00:05:56,814 --> 00:05:57,815
‫به عنوان چی؟

73
00:06:00,109 --> 00:06:01,110
‫به عنوان پادشاه.

74
00:06:01,944 --> 00:06:03,946
‫گوش کن.

75
00:06:04,072 --> 00:06:06,115
‫- وقت زیادی نداریم. باید بریم.
‫- پادشاه؟

76
00:06:07,700 --> 00:06:10,119
‫تو... تو تمام مدت این رو می‌دونستی.

77
00:06:10,620 --> 00:06:12,705
‫- تمام مدت می‌دونستی.
‫- میکال. میکال، خواهش می‌کنم.

78
00:06:12,789 --> 00:06:16,042
‫وقتی واسه پدرم ساز می‌زدی،
‫وقتی بهش سوگند وفاداری خوردی.

79
00:06:16,125 --> 00:06:17,877
‫من بهش وفادارم. به تو وفادارم.

80
00:06:17,960 --> 00:06:20,880
‫- وقتی تو عزاداری آرومم می‌کردی...
‫- نه.

81
00:06:20,963 --> 00:06:22,048
‫...تو می‌دونستی.

82
00:06:22,131 --> 00:06:23,674
‫من پیش تو گریه کردم.

83
00:06:23,758 --> 00:06:26,219
‫میکال، سعی داشتم ازت محافظت کنم.
‫واسه همین بهت نگفتم.

84
00:06:26,260 --> 00:06:28,846
‫یعنی می‌خواستی تا ابد این رو مخفی کنی،
‫از من؟ از...

85
00:06:28,930 --> 00:06:31,432
‫از بچه‌هامون، داوود؟
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستی بهم بگی؟

86
00:06:31,516 --> 00:06:34,894
‫میکال، اون یه خانواده بی‌گناه رو قتل‌عام کرد،
‫همسایه‌های من رو،

87
00:06:35,978 --> 00:06:37,980
‫چون باور داشت
‫اون‌ها برگزیده هستن.

88
00:06:38,064 --> 00:06:39,774
‫امیدوار بودم هیچ‌وقت مجبور نشی بفهمی،

89
00:06:39,857 --> 00:06:42,443
‫ولی خواهش می‌کنم... به محض اینکه جامون امن بشه
همه‌چی رو بهت می‌گم

90
00:06:42,527 --> 00:06:44,821
‫- خواهش می‌کنم بهم اعتماد کن.
‫- چطور می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

91
00:06:44,904 --> 00:06:47,281
‫تو از لحظه‌ای که همدیگه رو دیدیم
‫بهم دروغ گفتی.

92
00:06:47,365 --> 00:06:51,077
‫- م... من بهت دروغ نگفتم.
‫- تو دلیلِ عذابِ اونی.

93
00:06:51,160 --> 00:06:52,203
‫تو بودی.

94
00:06:52,286 --> 00:06:53,579
‫- تو تهدیدِ تاج‌وتخت بودی.
‫- نه.

95
00:06:53,663 --> 00:06:55,540
‫تو دلیلِ این بودی که مادرم رو تبعید کرد.

96
00:06:55,581 --> 00:06:56,999
‫- نه، من دروغگو نیستم.
‫- تو بودی.

97
00:06:57,083 --> 00:06:58,835
‫من تهدید نیستم. خدا من رو انتخاب کرد.

98
00:07:04,215 --> 00:07:06,426
‫خدا پدرِ من رو انتخاب کرد.

99
00:07:08,553 --> 00:07:10,805
‫درسته.

100
00:07:12,849 --> 00:07:14,225
‫عشقِ من، خواهش می‌کنم.

101
00:07:15,601 --> 00:07:18,938
‫اگه بمونی، اون از تو
علیه من استفاده می‌کنه

102
00:07:21,065 --> 00:07:22,817
‫می‌دونی چه کارهایی ازش برمیاد.

103
00:07:26,404 --> 00:07:28,823
‫داوود، بیا. زود باش.

104
00:07:30,616 --> 00:07:33,327
‫باید بری. بیا. بدو، بدو.

105
00:07:36,414 --> 00:07:38,166
‫برو. باید بری.
‫من میام پیدات می‌کنم.

106
00:07:38,249 --> 00:07:39,917
‫- خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.
‫- برو! برو!

107
00:07:40,042 --> 00:07:41,377
‫- میکال، خواهش می‌کنم.
‫- برو.

108
00:07:41,419 --> 00:07:42,795
‫خواهش می‌کنم.

109
00:07:42,879 --> 00:07:43,880
‫یه لحظه.

110
00:07:43,963 --> 00:07:44,964
‫برو.

111
00:07:56,851 --> 00:07:58,060
‫"یواب"؟

112
00:07:58,144 --> 00:07:59,145
‫اینجاست؟

113
00:08:01,898 --> 00:08:05,318
‫آره. یواب، من می‌ترسم.

114
00:08:05,401 --> 00:08:09,489
‫درست می‌شه، ولی اون باید بره.
‫وقت کمی دارید. شاید چند دقیقه.

115
00:08:09,572 --> 00:08:11,532
‫این تنها وقتیه که می‌تونم برات بخرم.

116
00:08:26,214 --> 00:08:27,965
‫داوود.

117
00:08:29,217 --> 00:08:31,260
‫میکال. بیا.

118
00:08:35,097 --> 00:08:36,307
‫بیا.

119
00:09:20,017 --> 00:09:21,185
‫داوود رو پیدا کنید!

120
00:09:21,269 --> 00:09:23,354
‫شما دو تا، دروازه‌های غربی رو بگردید، زود!

121
00:09:23,437 --> 00:09:24,480
‫بله، فرمانده یواب.

122
00:09:26,023 --> 00:09:27,608
‫- خبری نشد؟
‫- نه، فرمانده.

123
00:09:28,150 --> 00:09:30,111
‫- خونه‌ش چی؟
‫- اونجا نیست.

124
00:09:30,736 --> 00:09:32,989
‫- خودت گشتی؟
‫- بله.

125
00:09:41,289 --> 00:09:43,040
‫میکال!

126
00:09:44,166 --> 00:09:46,294
‫یه لحظه. هنوز مساعد نیستم.

127
00:09:46,377 --> 00:09:48,963
‫- این در رو باز کن، میکال!
‫- فقط یه لحظه!

128
00:09:51,507 --> 00:09:52,508
‫ابنر!

129
00:09:53,467 --> 00:09:54,760
‫- اینجاست؟
‫- اون...

130
00:09:54,844 --> 00:09:55,845
‫- راستش رو بگو.
‫- اون...

131
00:09:55,928 --> 00:09:58,973
‫- خوابه. حالش خوب نیست.
‫- برو کنار. برو کنار.

132
00:09:59,056 --> 00:10:00,891
‫ابنر، اون... حالش خوب نیست. گفتم که.

133
00:10:01,642 --> 00:10:04,353
‫صبر کن. داری چی کار...

134
00:10:06,230 --> 00:10:08,065
‫عقلت رو از دست دادی؟

135
00:10:11,444 --> 00:10:13,821
‫اون سعی کرد پدرت رو بکشه. و اشبعل رو.

136
00:10:14,697 --> 00:10:17,116
‫تو... تو این رو دیدی؟
‫با چشم‌های خودت دیدی؟

137
00:10:17,199 --> 00:10:19,785
‫ابنر.

138
00:10:29,962 --> 00:10:31,422
‫کجا رفت؟

139
00:10:31,505 --> 00:10:32,506
‫نمی‌دونم.

140
00:10:32,590 --> 00:10:34,425
‫- و بهت چی گفت؟
‫- هیچی بهم نگفت.

141
00:10:34,508 --> 00:10:36,260
‫- حتماً یه چیزی گفته.
‫- نه. هیچی نگفت.

142
00:10:36,344 --> 00:10:38,721
‫میکال، به من دروغ نگو.

143
00:10:38,804 --> 00:10:41,974
‫می‌خوای همراهِ اون بمیری؟
‫بهت چی گفت؟

144
00:10:43,225 --> 00:10:45,311
‫بهم گفت که به پادشاهی منصوب شده.

145
00:10:48,147 --> 00:10:50,941
‫دا... امکان نداره.

146
00:10:52,026 --> 00:10:55,154
‫چه نقشه‌ای داره؟ کجا رفت؟

147
00:10:55,237 --> 00:10:57,782
‫- ولم کن. خواهش می‌کنم.
‫- دستت رو بکش.

148
00:10:59,325 --> 00:11:03,371
‫خوب فکر کن، یواب.
‫این راه برگشتی نداره.

149
00:11:03,454 --> 00:11:06,749
‫وقتی داوود پادشاه بشه، دیگه چیزی نمی‌مونه
‫که بخوای بهش برگردی.

150
00:11:07,750 --> 00:11:10,920
‫- خائن!
‫- از اتاق برید بیرون، شاهدخت.

151
00:11:11,921 --> 00:11:13,089
‫کار تمومه، فرمانده کل قوا.

152
00:11:13,172 --> 00:11:14,715
‫یواب، خواهش می‌کنم.

153
00:11:14,799 --> 00:11:18,260
‫نکن. نکن. نه.

154
00:11:29,814 --> 00:11:32,608
‫یواب، پدرت می‌خواد ببینتت.

155
00:11:32,692 --> 00:11:36,195
‫اگه جای تو بودم،
‫جواب‌های بهتری آماده می‌کردم.

156
00:11:36,278 --> 00:11:38,030
‫شاهدخت، برید بیرون.

157
00:11:48,082 --> 00:11:49,250
‫نگهبان‌ها!

158
00:12:03,806 --> 00:12:06,142
‫یواب. چه خبر شده؟

159
00:12:06,726 --> 00:12:09,895
‫- شائول حقیقت رو فهمیده.
‫- درباره چی؟

160
00:12:10,521 --> 00:12:11,814
‫درباره داوود.

161
00:12:25,703 --> 00:12:26,871
‫نمی‌فهمم.

162
00:12:29,373 --> 00:12:30,458
‫چند وقته می‌دونستی؟

163
00:12:31,041 --> 00:12:32,376
‫خیلی وقته.

164
00:12:32,960 --> 00:12:34,712
‫یواب، من سعی کردم...

165
00:12:35,629 --> 00:12:37,131
‫وقت نداریم.

166
00:12:37,965 --> 00:12:40,384
‫ابنر داره سربازها رو می‌فرسته خونه‌تون.

167
00:12:41,093 --> 00:12:42,803
‫- برو.
‫- پس تو چی؟

168
00:12:43,804 --> 00:12:45,181
‫باید چند نفر رو جمع کنم.

169
00:12:45,890 --> 00:12:47,558
‫- برو!
‫- باشه.

170
00:12:47,641 --> 00:12:50,603
‫پسرعمو. چرا داری این کار رو می‌کنی؟

171
00:12:51,520 --> 00:12:53,856
‫این خواسته‌ی خداست، مگه نه؟

172
00:13:06,827 --> 00:13:09,038
‫پدر!

173
00:13:09,121 --> 00:13:10,331
‫"ابیناداب"!

174
00:13:10,414 --> 00:13:11,415
‫الیاب.

175
00:13:11,499 --> 00:13:13,501
‫- چی شده؟
‫- باید بریم. همین الان.

176
00:13:13,584 --> 00:13:15,503
‫- بریم؟ کجا؟
‫- داوود لو رفته.

177
00:13:15,503 --> 00:13:17,421
‫- گاردِ پادشاه پشت سرمونه. بجنب.
‫- پدر، باید برم؟

178
00:13:17,463 --> 00:13:20,800
‫الیاب. من خونه‌م رو ول نمی‌کنم.

179
00:13:20,841 --> 00:13:22,676
‫خب، چه بمونی چه بری، اینجا می‌سوزه.

180
00:13:22,927 --> 00:13:25,221
‫اینجا بمونی،
‫تو هم باهاش می‌سوزی.

181
00:13:25,304 --> 00:13:29,225
‫داوود الان شاهزاده‌ی شامه.
‫پادشاه جرأت نمی‌کنه ما رو بکشه.

182
00:13:29,308 --> 00:13:31,852
‫چرا جرأت می‌کنه! و می‌کشه.

183
00:13:32,728 --> 00:13:34,480
‫و حرفم رو باور کن پدر، باید فرار کنیم.

184
00:13:34,563 --> 00:13:35,648
‫داوود کجاست؟ جاش امنه؟

185
00:13:36,232 --> 00:13:38,567
‫نمی‌دونم. نمی‌تونم نجاتش بدم.

186
00:13:42,363 --> 00:13:45,032
‫ولی می‌تونم خانواده‌مون رو نجات بدم.
حالا بیا

187
00:13:45,908 --> 00:13:48,828
‫وسایلت رو جمع کن
‫و با این خونه خداحافظی کن.

188
00:13:51,413 --> 00:13:52,706
‫هیچی جا نذارید.

189
00:13:53,916 --> 00:13:56,210
‫- بیا. ابیناداب. کمکم کن.
‫- بیا.

190
00:14:00,673 --> 00:14:02,967
‫خوشحالم که با خانواده‌ت
‫شام می‌خوریم، عشق من.

191
00:14:03,050 --> 00:14:05,636
‫چرا این‌همه عجله؟

192
00:14:06,637 --> 00:14:09,557
‫رسمه، هر ماهِ نو.

193
00:14:11,684 --> 00:14:14,478
‫گرچه، دیگه خانواده زیادی نمونده
‫که باهاشون شام بخوریم.

194
00:14:17,314 --> 00:14:18,732
‫این چیه؟

195
00:14:19,900 --> 00:14:21,235
‫سرت رو بدزد.

196
00:14:28,868 --> 00:14:29,869
‫کالسکه رو نگه‌دار.

197
00:14:34,206 --> 00:14:35,624
‫داوود.

198
00:14:37,793 --> 00:14:38,961
‫تنهایی؟

199
00:14:40,212 --> 00:14:41,463
‫آره.

200
00:14:42,256 --> 00:14:43,716
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

201
00:14:44,383 --> 00:14:46,802
‫پدرت، اون می‌دونه.

202
00:14:46,886 --> 00:14:48,304
‫سعی کرد من رو بکشه.

203
00:14:52,016 --> 00:14:54,184
‫- چی؟
‫- کل قصر دنبالمن،

204
00:14:54,268 --> 00:14:56,270
‫ولی هر چی بهت گفتن،
‫دروغه.

205
00:14:56,353 --> 00:14:58,188
‫من به پادشاه وفادارم.

206
00:14:59,064 --> 00:15:01,150
‫من هرگز در حقش گناهی نکردم،
‫قسم می‌خورم.

207
00:15:02,776 --> 00:15:04,862
‫اگه گناهکار بودم،
‫خودت من رو بکش.

208
00:15:05,946 --> 00:15:07,197
‫نمی‌فهمم.

209
00:15:08,532 --> 00:15:10,367
‫نه، اگه واقعیت داشت،
‫پدرم بهم می‌گفت.

210
00:15:10,451 --> 00:15:13,495
‫- خودم بهت هشدار می‌دادم.
‫- اون می‌دونه. از دوستی ما خبر داره.

211
00:15:15,581 --> 00:15:18,459
‫"جاناتان"، تو تنها کسی هستی
‫که می‌تونم بهش اعتماد کنم. خواهش می‌کنم.

212
00:15:19,460 --> 00:15:20,836
‫به کمکت نیاز دارم.

213
00:15:23,839 --> 00:15:27,718
‫من مثل یه برادر دوستت دارم،
‫و مثل جانِ خودم.

214
00:15:29,428 --> 00:15:30,721
‫همین‌جا بمون.

215
00:15:32,014 --> 00:15:33,307
‫میرم جواب می‌گیرم.

216
00:15:35,059 --> 00:15:36,060
‫صبر کن.

217
00:15:41,273 --> 00:15:42,483
‫این رو بده به میکال.

218
00:15:47,196 --> 00:15:49,531
‫- تا وقتی اوضاع امن بشه مخفی بمون.
‫- از کجا بفهمم امنه؟

219
00:15:54,662 --> 00:15:56,497
‫یه زمین هست پایین دیوار شرقی.

220
00:15:57,957 --> 00:15:59,625
‫فردا اونجا تیراندازی تمرین می‌کنم.

221
00:16:00,417 --> 00:16:03,504
‫اگه تیر رو دورتر از سلاح‌دارم پرتاب کردم،
‫بذار نشونه‌ی این باشه که...

222
00:16:04,380 --> 00:16:05,464
‫موفق نشدم.

223
00:16:06,882 --> 00:16:08,175
‫می‌تونی به سلامت بری.

224
00:16:12,096 --> 00:16:15,975
‫من رو ببخش، برادر.
‫من این راه رو انتخاب نکردم.

225
00:16:17,977 --> 00:16:19,311
‫چیزی برای بخشیدن نیست.

226
00:16:20,813 --> 00:16:22,356
‫پدرم این راه رو انتخاب کرد.

227
00:16:46,714 --> 00:16:49,341
‫این اشک‌ها واسه شوهرته
‫که به من خیانت کرد؟

228
00:16:50,009 --> 00:16:52,720
‫تازه خبر مرگ دینا رو شنیدم.

229
00:16:52,761 --> 00:16:56,265
‫اومدم التماست کنم...

230
00:16:57,307 --> 00:16:58,684
‫دیگه خون و خونریزی بسه‌.

231
00:16:59,393 --> 00:17:00,477
‫خواهش می‌کنم، پد...

232
00:17:02,104 --> 00:17:03,939
‫لازم نیست حرف بزنی.

233
00:17:05,733 --> 00:17:07,151
‫خواهرت همه‌چیز رو بهم گفت.

234
00:17:08,986 --> 00:17:12,281
‫چرا این کار رو کردی.
‫دلیلِ خیانتت.

235
00:17:13,866 --> 00:17:16,326
‫بهم گفت این خیانتی که کردی...

236
00:17:17,369 --> 00:17:20,372
‫...بهت تحمیل شده بود.

237
00:17:22,708 --> 00:17:25,252
‫اینکه داوود تهدید کرده می‌کشتت.

238
00:17:26,545 --> 00:17:28,255
‫راسته؟

239
00:17:33,302 --> 00:17:34,344
اوهوم

240
00:17:39,933 --> 00:17:41,310
‫خیلی متأسفم.

241
00:17:42,478 --> 00:17:44,730
‫من تو رو تو این خطر انداختم.

242
00:17:45,606 --> 00:17:47,483
‫نباید می‌ذاشتم باهاش ازدواج کنی.

243
00:17:53,113 --> 00:17:56,116
‫الان جات امنه.

244
00:17:58,035 --> 00:17:59,787
‫امن در کنار خودم.

245
00:18:12,716 --> 00:18:13,717
‫"میراب"؟

246
00:18:22,226 --> 00:18:23,977
‫جاناتان به زودی می‌رسه.

247
00:18:25,104 --> 00:18:27,231
‫این خبرِ سختی براش می‌شه.

248
00:18:27,856 --> 00:18:30,526
‫الان بیشتر از همیشه به وفاداریت نیاز دارم.

249
00:19:03,100 --> 00:19:04,309
‫ظاهراً حق با تو بود، برادر.

250
00:19:05,018 --> 00:19:06,353
‫خدا داوود رو انتخاب کرد.

251
00:19:07,354 --> 00:19:09,064
‫و این چیزی‌ـه که برای بقیه ما مونده.

252
00:19:09,148 --> 00:19:10,440
‫الیاب.

253
00:19:11,066 --> 00:19:12,317
‫من بهش هشدار دادم، پدر.

254
00:19:13,152 --> 00:19:16,905
‫بارها و بارها،
‫ولی هیچ‌وقت گوش نمیده و نداده.

255
00:19:16,989 --> 00:19:18,615
‫حکمتی تو این کار هست.

256
00:19:18,699 --> 00:19:22,161
‫خسته شدم
‫از بس راجع به حکمتِ کارهای داوود شنیدم.

257
00:19:23,745 --> 00:19:25,998
‫هر دفعه پاش می‌لغزه،
‫می‌گن "خواستِ خداست."

258
00:19:26,707 --> 00:19:29,251
‫هر گندی می‌زنه، ماییم که
‫باید جمعش کنیم. آخرش چی؟

259
00:19:29,251 --> 00:19:31,461
‫داشتم راجع به
حکمتِ کارهای تو حرف می‌زدم، الیاب

260
00:19:31,503 --> 00:19:33,922
‫چرا اون زن رو گرفتی؟

261
00:19:34,006 --> 00:19:35,924
‫- چی؟
‫- چرا؟

262
00:19:36,008 --> 00:19:39,178
‫چرا به پسرهایی که مادرم
‫برات آورد راضی نبودی؟

263
00:19:40,179 --> 00:19:44,850
‫الیاب. بیا. بیا! گوش کن چی می‌گم.

264
00:19:45,559 --> 00:19:49,271
‫این باری که به دوش می‌کشی
‫تا خانواده‌مون رو رستگار کنی،

265
00:19:49,354 --> 00:19:51,440
‫من گذاشتم روی دوشت.

266
00:19:51,523 --> 00:19:54,985
‫انصاف نبود،
‫ولی پسرم، کارِ تو تموم شده.

267
00:19:55,611 --> 00:19:57,613
‫دیگه لازم نیست به دوش بکشیش.

268
00:19:58,280 --> 00:19:59,865
‫ولی من به دوش کشیدم.

269
00:19:59,948 --> 00:20:02,659
‫و هنوزم دارم می‌کشم!

270
00:20:02,743 --> 00:20:04,620
‫و کارهایی کردم، پدر.

271
00:20:05,913 --> 00:20:10,083
‫کارهایی که نمی‌تونم فراموش کنم!
‫کارهایی که نمی‌تونم جبران کنم!

272
00:20:10,167 --> 00:20:12,544
‫گناهی نیست که خدا نتونه ببخشه.

273
00:20:12,628 --> 00:20:15,130
‫- شما نمی‌دونید.
‫- من این رو می‌دونم.

274
00:20:16,381 --> 00:20:18,467
‫باید یه تصمیم بگیری.

275
00:20:18,550 --> 00:20:21,136
‫این تلخی رو رها کن، الیاب،

276
00:20:21,220 --> 00:20:23,013
‫وگرنه نابودت می‌کنه.

277
00:20:23,931 --> 00:20:27,559
‫- رهاش کن. رها کن!
‫- نمی‌تونم.

278
00:20:28,852 --> 00:20:30,479
‫نمی‌تونم ببخشمش.

279
00:20:31,146 --> 00:20:32,856
‫- گوش کن چی می‌گم.
‫- خواهش می‌کنم، پدر.

280
00:20:32,940 --> 00:20:35,400
‫برادرت نیست که باید ببخشی.

281
00:20:35,484 --> 00:20:38,362
‫دست از نگرانی درباره
‫مسیرِ داوود بردار.

282
00:20:38,445 --> 00:20:41,657
‫هر چیزی خدا از تو بخواد،
‫آشکارش می‌کنه.

283
00:20:41,740 --> 00:20:43,951
‫- نه.
‫- باید خودت رو آروم کنی.

284
00:20:44,034 --> 00:20:45,535
‫باید ساکت باشی.

285
00:20:45,619 --> 00:20:47,788
‫باید دست از جنگیدن برداری.

286
00:20:48,497 --> 00:20:51,917
‫بس کن.

287
00:20:57,422 --> 00:20:59,132
‫- جاشون رو امن نگه‌دار.
‫- چی؟

288
00:20:59,216 --> 00:21:02,344
‫- هی، الیاب. کجا میری؟ الیاب!
‫- مگه مهمه؟

289
00:21:14,273 --> 00:21:15,941
‫ازم خواست این رو بهت بدم.

290
00:21:20,779 --> 00:21:21,822
‫چی نوشته؟

291
00:21:23,323 --> 00:21:25,200
‫که قوی و شجاع باشم.

292
00:21:27,077 --> 00:21:29,204
‫جاناتان، حقیقت داره؟

293
00:21:30,372 --> 00:21:31,832
‫ساموئیل اون رو منصوب کرد؟

294
00:21:48,890 --> 00:21:49,891
‫بشینید.

295
00:21:53,437 --> 00:21:54,730
‫بشین.

296
00:22:01,445 --> 00:22:03,697
‫چقدر آدم سر این میز کمه.

297
00:22:05,782 --> 00:22:07,200
‫قضیه‌ی این شایعات چیه؟

298
00:22:08,118 --> 00:22:10,162
‫که پدرم، پادشاهِ بزرگ،

299
00:22:10,662 --> 00:22:13,165
‫دستورِ اعدام
‫شاهزاده شام رو داده.

300
00:22:15,000 --> 00:22:18,879
‫مطمئناً همچین کاری نمی‌کنید.
‫نه بدون مشورت با من.

301
00:22:18,962 --> 00:22:21,298
‫- کی این رو بهت گفته؟
‫- داوود.

302
00:22:21,381 --> 00:22:22,924
‫پیدام کرد.

303
00:22:23,633 --> 00:22:25,761
‫پرسید می‌تونه برگرده
‫به خونه پدرش واسه عبادت.

304
00:22:26,303 --> 00:22:28,513
‫- و تو اجازه دادی؟
‫- بله.

305
00:22:29,556 --> 00:22:32,309
‫- گذاشتی فرار کنه؟
‫- از چی فرار کنه پدر؟

306
00:22:35,312 --> 00:22:37,481
‫جاناتان...

307
00:22:37,564 --> 00:22:39,649
‫شنیدنِ این برات سخت می‌شه.

308
00:22:40,567 --> 00:22:42,861
‫داوود سعی کرد پدرت رو به قتل برسونه،
‫پادشاه رو.

309
00:22:42,944 --> 00:22:46,323
‫نه. نه، در واقع ما سعی کردیم اون رو بکشیم.

310
00:22:46,406 --> 00:22:48,617
‫تو آهنگریِ "کنعان"، من اونجا بودم.

311
00:22:48,700 --> 00:22:51,661
‫سعی کرد پدر رو بکشه. دیدم.

312
00:22:52,537 --> 00:22:53,622
هوم

313
00:22:53,705 --> 00:22:57,793
‫پدر... یادت میاد
‫وقتی همه امیدشون رو از دست داده بودن؟

314
00:23:00,087 --> 00:23:02,422
‫یک نفر ایستاد تا ازت دفاع کنه.
‫از تمام شام دفاع کنه.

315
00:23:03,715 --> 00:23:05,675
‫یادت میاد وقتی غول افتاد؟

316
00:23:06,718 --> 00:23:08,136
‫اون مال خیلی وقت پیش بود.

317
00:23:08,220 --> 00:23:10,806
‫پس یادت بیار داوود چقدر دوستت داره.

318
00:23:12,557 --> 00:23:14,810
‫چقدر میکال رو دوست داره. و من رو.

319
00:23:16,228 --> 00:23:18,188
‫هیچ‌وقت کاری نمی‌کنه بهمون آسیب بزنه.

320
00:23:18,814 --> 00:23:22,025
‫به جون خودم قسم می‌خورم.

321
00:23:22,109 --> 00:23:23,860
‫اون یه تهدیده.

322
00:23:23,944 --> 00:23:26,238
‫داوود تهدید نیست پدر!

323
00:23:26,947 --> 00:23:29,449
‫ای پسرِ زنِ سرکش.

324
00:23:30,575 --> 00:23:34,871
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم
‫که دوستی با داوود رو

325
00:23:34,871 --> 00:23:36,081
‫به وفاداری به این خاندان ترجیح دادی؟

326
00:23:36,123 --> 00:23:37,874
‫داوود به این خاندان وفاداره.

327
00:23:37,958 --> 00:23:41,378
‫تا زمانی که داوود زنده‌ست،
‫تاج‌وتخت تو هرگز پا نمی‌گیره.

328
00:23:41,461 --> 00:23:44,464
‫تخت پادشاهی فقط زمانی قدرت داره
‫که پادشاه عادل روش نشسته باشه.

329
00:23:44,548 --> 00:23:47,008
‫و هیچ عدالتی
‫در قتلِ داوود نیست.

330
00:23:48,510 --> 00:23:49,928
‫تصمیم من رو به چالش می‌کشی؟

331
00:23:50,595 --> 00:23:51,596
‫بله.

332
00:23:54,641 --> 00:23:55,725
‫چطور جرأت می‌کنی؟

333
00:23:55,809 --> 00:23:57,310
‫داوود بی‌گناهه.

334
00:23:57,394 --> 00:24:00,272
‫بهم خیانت می‌کنی.
‫به خاندان شائول خیانت می‌کنی!

335
00:24:00,355 --> 00:24:02,983
‫و تو به خدایی خیانت می‌کنی که منصوبت کرد!

336
00:24:04,484 --> 00:24:08,321
‫پدر!

337
00:24:20,459 --> 00:24:21,585
‫متأسفم.

338
00:24:21,668 --> 00:24:24,963
‫جاناتان. صبر کن.

339
00:24:27,090 --> 00:24:30,177
‫شرم دارم که پسرِ توام.

340
00:25:01,583 --> 00:25:03,043
‫افتضاح بود.

341
00:25:03,126 --> 00:25:05,670
‫حواسم رو پرت کردی.

342
00:25:05,754 --> 00:25:07,589
‫- میرم میارمش.
‫- نه، نه.

343
00:25:08,215 --> 00:25:12,344
‫نه، خیلی دوره.
‫خودم میرم، باید قدم بزنم.

344
00:25:12,427 --> 00:25:14,846
‫بیا. این‌ها رو ببر اسلحه‌خونه.

345
00:25:15,889 --> 00:25:17,224
‫ممنون، روبن.

346
00:25:46,211 --> 00:25:47,254
‫امن نیست.

347
00:25:48,630 --> 00:25:51,841
‫دستور دادم نگهبان‌های
‫شرقِ اینجا برداشته بشن،

348
00:25:51,925 --> 00:25:54,010
‫راهت رو به "رامح" باز کردم.

349
00:25:54,928 --> 00:25:56,221
‫ساموئیل.

350
00:25:57,430 --> 00:25:58,807
‫فکر می‌کردم بری اونجا.

351
00:26:00,350 --> 00:26:01,351
‫آره.

352
00:26:03,270 --> 00:26:05,981
‫متأسفم. تلاشم رو کردم.

353
00:26:06,856 --> 00:26:08,900
‫پدرم کوتاه نمیاد.

354
00:26:09,943 --> 00:26:12,404
‫می‌ترسم این آخرین باری باشه
‫که همدیگه رو می‌بینیم.

355
00:26:14,573 --> 00:26:17,117
‫من، برات یه هدیه آوردم.

356
00:26:22,998 --> 00:26:23,999
‫برای جناب شاعر.

357
00:26:30,672 --> 00:26:32,090
‫جاناتان، من همیشه دوستت خواهم داشت

358
00:26:33,633 --> 00:26:34,884
‫و بهت خدمت می‌کنم.

359
00:26:35,760 --> 00:26:39,097
‫- باید یه چیزی ازت بخوام.
‫- هر چی می‌خوای بگو.

360
00:26:40,724 --> 00:26:43,143
‫این رو به هیچ‌کس نگفتم، اما...

361
00:26:44,811 --> 00:26:46,271
‫...سارا حامله‌ست.

362
00:26:48,607 --> 00:26:50,567
‫داری پدر می‌شی.

363
00:26:54,029 --> 00:26:56,072
‫و می‌خوای اسمش رو بذاری داوود؟

364
00:26:56,156 --> 00:26:57,324
‫- اجازه میدم.
‫- نه.

365
00:26:58,992 --> 00:27:01,244
‫نه.

366
00:27:03,330 --> 00:27:05,123
‫ولی درخواست محبت دارم...

367
00:27:06,333 --> 00:27:07,751
‫و بخشش...

368
00:27:08,752 --> 00:27:10,128
‫زمانی که به پادشاهی رسیدی.

369
00:27:11,921 --> 00:27:13,757
‫پدرم گفت من احمقم.

370
00:27:14,591 --> 00:27:17,427
‫که تا وقتی تو زنده‌ای،
‫تخت پادشاهی من هرگز پا نمی‌گیره.

371
00:27:17,510 --> 00:27:21,097
‫- من...
‫- و تو جنونش، و تو حسادتش...

372
00:27:21,890 --> 00:27:23,600
‫...داره راست می‌گه.

373
00:27:24,768 --> 00:27:26,770
‫و این حقیقتیه که شامل حال تو هم می‌شه.

374
00:27:26,853 --> 00:27:30,023
‫- جاناتان... من هیچ‌وقت...
‫- داوود.

375
00:27:30,106 --> 00:27:32,275
‫پادشاهان حکومتشون رو تثبیت می‌کنن.

376
00:27:33,151 --> 00:27:34,944
‫کارهایی می‌کنن
‫که می‌گفتن هیچ‌وقت نمی‌کنن.

377
00:27:35,028 --> 00:27:36,196
‫با چشم‌های خودم دیدم.

378
00:27:37,947 --> 00:27:39,407
‫پس بهم قسم بخور.

379
00:27:40,283 --> 00:27:42,577
‫بهم قول بده هیچ‌وقت
به خانواده‌م آسیب نمی‌زنی

380
00:27:44,204 --> 00:27:46,039
‫که وقتی من... بگو ازشون محافظت می‌کنی.

381
00:27:49,042 --> 00:27:50,293
‫اگه خودم نتونستم.

382
00:27:52,087 --> 00:27:54,714
‫قسم می‌خورم. قسم می‌خورم.

383
00:27:56,299 --> 00:27:58,385
‫به خانواده‌ت محبت می‌کنم. تا ابد.

384
00:27:58,468 --> 00:27:59,886
‫دوباره قسم بخور.

385
00:27:59,969 --> 00:28:02,097
‫که هرگز وفاداریت رو از خاندانِ من
،قطع نمی‌کنی

386
00:28:02,681 --> 00:28:04,432
‫حتی وقتی تمام دشمنانت
‫به پات افتادن.

387
00:28:04,516 --> 00:28:06,184
‫هرگز یکی از اون‌ها نخواهی بود.

388
00:28:06,976 --> 00:28:09,104
‫این پیمانی‌ست بین ما.

389
00:28:23,451 --> 00:28:25,870
‫پس باشد که
‫خاندان داوود تا ابد پایدار بماند.

390
00:28:26,996 --> 00:28:28,498
‫باشد که پادشاهیت هرگز تمام نشود.

391
00:28:31,501 --> 00:28:34,379
‫جاناتان.

392
00:28:41,177 --> 00:28:43,763
‫من این رو نخواستم.

393
00:28:44,723 --> 00:28:48,101
‫جاناتان، من هیچ‌وقت... هیچ‌وقت
‫هیچ‌کدوم از این‌ها رو نمی‌خواستم.

394
00:28:48,893 --> 00:28:51,813
‫- تو پادشاه بهتری می‌شدی.
‫- نه. نه.

395
00:28:55,400 --> 00:28:57,485
‫خدا همچین اشتباهاتی نمی‌کنه.

396
00:29:22,927 --> 00:29:27,724
‫[رماح]
‫[منزلِ غیب‌گو]

397
00:29:34,773 --> 00:29:38,693
‫این رو بخور، تا تب نکنی.
‫داری می‌لرزی.

398
00:29:40,069 --> 00:29:43,114
‫با عجله رفتم... هیچی برنداشتم.

399
00:29:43,740 --> 00:29:46,618
‫- و میکال؟
‫- خودم تنهام.

400
00:29:47,243 --> 00:29:50,538
‫تنها؟ نه، چوپان.

401
00:29:51,623 --> 00:29:54,876
‫حتی وقتی با خودتی،
‫تنها نیستی.

402
00:29:55,543 --> 00:29:56,836
‫ممنون.

403
00:30:00,465 --> 00:30:03,301
‫ساموئیل، دوستت دارم،
‫ولی می‌شه انقدر با معما حرف نزنی؟

404
00:30:03,384 --> 00:30:05,345
‫اینطوره؟ خب.

405
00:30:05,428 --> 00:30:07,222
‫همیشه از چیستان خوشم میومد.

406
00:30:07,889 --> 00:30:11,392
‫شاید...
...‫باید یکی از آهنگ‌هات رو

407
00:30:11,476 --> 00:30:13,645
‫درباره چیستان‌های من بنویسی.

408
00:30:13,728 --> 00:30:15,897
‫"سرودِ ساموئیل."

409
00:30:15,980 --> 00:30:17,565
‫ساموئیل، نمی‌دونم چی کار کنم.

410
00:30:18,525 --> 00:30:20,109
‫نمی‌دونم کجا برم.

411
00:30:20,902 --> 00:30:23,112
‫تو جنگ، نقشه دارم، استراتژی دارم.

412
00:30:24,072 --> 00:30:25,240
‫الان نقشه لازم دارم.

413
00:30:25,323 --> 00:30:27,033
‫باید آرامش پیدا کنی.

414
00:30:27,617 --> 00:30:31,579
‫باید خودت رو اینجا ساکت کنی.

415
00:30:31,663 --> 00:30:32,956
‫- و اینجا.
‫- سعی می‌کنم.

416
00:30:33,665 --> 00:30:35,917
‫وقتی بهم می‌گی، "به باد گوش بده"،

417
00:30:36,000 --> 00:30:37,502
‫گوش میدم.

418
00:30:38,545 --> 00:30:41,339
‫- ولی تنها چیزی که می‌شنوم باده.
‫- آره، ولی باید صبر داشته باشی.

419
00:30:41,422 --> 00:30:42,757
‫بهش زمان بده.

420
00:30:45,218 --> 00:30:47,262
‫خداوند با تو سخن خواهد گفت،

421
00:30:47,345 --> 00:30:50,014
‫همون‌طور که بارها با من سخن گفته.

422
00:30:54,227 --> 00:30:55,895
‫چه شکلیه؟

423
00:30:58,815 --> 00:31:00,733
‫آیا... واقعاً صداش رو می‌شنوی؟

424
00:31:02,527 --> 00:31:07,699
‫کلماتش در من جاری شده
‫مثل آب، زلال و سرد.

425
00:31:07,782 --> 00:31:11,870
‫و توی گلوم گیر کرده
‫مثل شن.

426
00:31:12,829 --> 00:31:17,792
‫توی سرم زنگ زده مثل چکش.
‫مثل سندان توی کوره آتش.

427
00:31:18,877 --> 00:31:23,715
‫و اگر کلماتش گهگاهی دلم رو گرم کرده...

428
00:31:25,133 --> 00:31:28,094
‫روحم رو هم سوزونده.

429
00:31:28,177 --> 00:31:30,471
‫ولی بهت می‌گم، اخیراً،

430
00:31:31,306 --> 00:31:32,849
‫کلمه‌ای نیست.

431
00:31:33,808 --> 00:31:35,643
‫چیزی که می‌شنوم موسیقیه.

432
00:31:36,311 --> 00:31:38,354
‫موسیقیِ اون.

433
00:31:38,980 --> 00:31:40,732
‫که داره نواخته می‌شه توسطِ چی؟

434
00:31:40,815 --> 00:31:44,611
‫- یه چوپانِ ساده، آره.
‫- بله.

435
00:31:46,946 --> 00:31:48,740
‫بعضی‌ وقت‌ها، ساموئیل، من...

436
00:31:49,908 --> 00:31:52,452
‫کاش می‌تونستم برگردم
‫به امنیتِ تپه‌ها.

437
00:31:53,953 --> 00:31:55,371
‫هیچ‌کس اسمم رو نمی‌دونست.

438
00:31:55,997 --> 00:32:01,294
‫و اغلب آرزو می‌کنم کاش تو یه خانواده بزرگ می‌شدم
‫نه توی یه خیمه‌گاه مقدس.

439
00:32:02,295 --> 00:32:07,550
‫با این حال تاریخ
در امنیتِ تپه‌ها ساخته نمی‌شه

440
00:32:08,843 --> 00:32:11,596
‫زندگیِ سودمند،

441
00:32:11,679 --> 00:32:16,184
‫و پر از معنا، بها داره.

442
00:32:16,267 --> 00:32:20,980
‫یه زندگیِ غیرعادی، بهای غیرعادی هم داره.

443
00:32:21,731 --> 00:32:25,068
‫به تو وظیفه‌ای بزرگ
‫و دشوار داده شده.

444
00:32:25,151 --> 00:32:29,530
‫و این وظیفه به دلایلِ خودِ خدا
‫به تو محول شده.

445
00:32:30,531 --> 00:32:32,367
‫و بنابراین،

446
00:32:32,450 --> 00:32:37,914
‫سفر خواهی کرد...
‫...از جاده شمالی به سمت "نوب".

447
00:32:37,997 --> 00:32:41,459
‫و از کوهستان بالا میری
‫از طریق هزار پله‌ی غربی،

448
00:32:41,542 --> 00:32:43,169
‫تا دیده نشی.

449
00:32:43,252 --> 00:32:44,253
‫بله.

450
00:32:44,337 --> 00:32:46,130
‫بین کاهنان مخفی می‌شی،

451
00:32:46,714 --> 00:32:48,883
‫و منتظر کلام خداوند می‌مونی.

452
00:32:48,967 --> 00:32:52,512
‫اون تو رو هدایت خواهد کرد. این رو قول میدم.

453
00:32:54,514 --> 00:32:57,308
‫داوود، فراموش نکن.

454
00:32:57,934 --> 00:33:00,561
‫آخرین باری که از میان
‫بزرگترین ترس‌هات عبور کردی،

455
00:33:00,645 --> 00:33:03,523
‫یه غول زیر پاهات افتاد.

456
00:33:05,108 --> 00:33:06,109
‫بله.

457
00:33:08,653 --> 00:33:10,947
‫ولی این بار باید با خانواده‌ی خودم
روبه‌رو شم

458
00:33:11,030 --> 00:33:13,908
‫شائول مثل پدرم بود.

459
00:33:13,992 --> 00:33:16,119
‫اون برام مثل پسر بود.

460
00:33:18,621 --> 00:33:20,498
‫لازم نیست باهاش روبه‌رو بشی.

461
00:33:21,541 --> 00:33:22,542
‫من انجامش میدم.

462
00:33:24,794 --> 00:33:25,962
‫ساموئیل.

463
00:33:28,006 --> 00:33:29,173
‫اون می‌کشتت.

464
00:33:30,758 --> 00:33:32,010
‫تلاشش رو می‌کنه.

465
00:33:35,221 --> 00:33:37,598
‫چرا به پدر گفتی
‫داوود تهدیدم کرده؟

466
00:33:38,725 --> 00:33:41,519
‫چون ما تنها کسانی هستیم که باقی مونده.

467
00:33:43,271 --> 00:33:46,399
‫میکال، بهت گفتم مردها دیوانه‌ن.

468
00:33:47,608 --> 00:33:49,152
‫تک‌تک‌شون.

469
00:33:49,986 --> 00:33:52,363
‫اون شب...

470
00:33:55,074 --> 00:33:56,826
‫انگار یه زندگی دیگه بود.

471
00:33:58,578 --> 00:34:03,249
‫فقط برای یه لحظه خوشحال بودم. و حالا...

472
00:34:08,629 --> 00:34:10,214
‫داوود بهم دروغ گفت.

473
00:34:12,467 --> 00:34:14,427
‫اون کسی که می‌گه نیست.

474
00:34:16,137 --> 00:34:19,640
‫همون‌طور که گفتم، دیوانه‌ن.

475
00:34:22,351 --> 00:34:27,356
‫ولی... ولی شوهرمه.

476
00:34:31,319 --> 00:34:32,987
‫و دوستش دارم. من...

477
00:34:33,071 --> 00:34:36,407
‫- می‌دونم. متأسفم.
‫- نمی‌دونم چی کار کنم.

478
00:34:36,491 --> 00:34:38,284
‫نمی‌دونم چطور می‌تونم.

479
00:34:38,367 --> 00:34:42,789
‫- نمی‌دونم...
‫- متأسفم. می‌دونم.

480
00:34:51,089 --> 00:34:52,465
‫از اون صندلی متنفرم.

481
00:34:57,095 --> 00:35:00,473
‫اون صندلی فقط بازتابِ کسی‌ـه که روش می‌شینه.

482
00:35:00,556 --> 00:35:03,684
‫نه. سَمه.

483
00:35:05,311 --> 00:35:07,355
‫هر کسی روش بشینه رو می‌کشه.

484
00:35:13,444 --> 00:35:14,445
‫می‌دونم.

485
00:35:58,656 --> 00:35:59,866
‫[نوب]
‫[شهرِ کاهنان]

486
00:35:59,907 --> 00:36:01,117
‫کاهنِ خدا.

487
00:36:03,703 --> 00:36:06,873
‫این پله‌ها مقدس‌اند.
‫چرا ازشون بالا اومدی؟

488
00:36:06,956 --> 00:36:12,378
‫اومدم تا هزار تا
‫از بهترین گله‌های پادشاه رو پیشکش کنم

489
00:36:12,461 --> 00:36:15,047
‫برای قربانی‌های شما،

490
00:36:15,131 --> 00:36:18,301
‫اگر نفرینی رو از روی من بردارید.

491
00:36:18,384 --> 00:36:22,805
‫خدای شما شب و روز من رو عذاب میده.

492
00:36:22,889 --> 00:36:25,600
‫متأسفم. نمی‌تونم کمک‌تون کنم.

493
00:36:26,142 --> 00:36:29,061
‫و جای شما روی این کوه مقدس نیست.

494
00:36:57,840 --> 00:36:59,842
‫داوود، چرا اومدی؟

495
00:37:00,426 --> 00:37:02,845
‫ساموئیل من رو فرستاده.
‫و دعای خیرش رو فرستاده.

496
00:37:03,471 --> 00:37:04,805
‫تنهایی؟

497
00:37:05,514 --> 00:37:07,892
‫در یک مأموریت مخفی و فوری
‫از طرف پادشاهم.

498
00:37:09,352 --> 00:37:11,771
‫اینجا سلاحی دارید؟

499
00:37:11,854 --> 00:37:13,272
‫شمشیری، کمانی؟

500
00:37:14,232 --> 00:37:15,775
‫با عجله اومدم.

501
00:37:15,858 --> 00:37:17,610
‫ام، اینجا شمشیری نیست.

502
00:37:17,693 --> 00:37:20,988
‫به‌جز یکی. بیا.

503
00:37:27,703 --> 00:37:29,288
‫شمشیرِ جالوت.

504
00:37:30,248 --> 00:37:31,749
‫همین یه دونه هست.

505
00:37:36,462 --> 00:37:39,340
‫اگه به کارت میاد، برش دار.

506
00:37:59,610 --> 00:38:00,611
‫ممنون.

507
00:38:03,281 --> 00:38:04,657
‫باید به یاد میاوردم.

508
00:38:05,283 --> 00:38:06,409
‫چی رو به یاد میاوردی؟

509
00:38:08,327 --> 00:38:09,829
‫عظمتِ خدا رو.

510
00:38:14,333 --> 00:38:16,794
‫- پدر.
‫- سربازها اینجان.

511
00:38:16,877 --> 00:38:19,463
‫- چی؟ چی می‌خوان؟
‫- اون رو.

512
00:38:46,324 --> 00:38:50,453
‫پادشاه دیوانه شده.
‫وفاداری ما در گروی توئه، داوود.

513
00:38:51,579 --> 00:38:52,580
‫بلند شید.

514
00:38:57,752 --> 00:38:59,003
‫چطور پیدام کردید؟

515
00:38:59,086 --> 00:39:01,088
‫ردت رو زدیم. مثل یه گرگ.

516
00:39:01,172 --> 00:39:04,633
‫- تعقیب شدید؟
‫- نه. تند روندیم.

517
00:39:13,017 --> 00:39:15,978
‫پدر، همین الان از "اِدوم" خبر رسید.

518
00:39:16,604 --> 00:39:19,982
‫پادشاه شخصاً داره میاد اینجا
‫تا شرایط حمایتش رو نهایی کنه.

519
00:39:20,983 --> 00:39:23,444
‫حاضره یه اتحاد جدید ببنده.

520
00:39:23,527 --> 00:39:27,948
‫پسرم سیاستمدار شده. بسیار خب.

521
00:39:28,699 --> 00:39:32,244
‫منم نقشه‌ای دارم
‫تا وفاداری قبایل رو محکم کنم.

522
00:39:32,328 --> 00:39:33,788
‫مخصوصاً "یهودا".

523
00:39:35,373 --> 00:39:36,999
‫مربوط به خواهرهای توئه.

524
00:39:37,625 --> 00:39:38,709
‫پادشاه من.

525
00:39:38,793 --> 00:39:42,088
‫پادشاه من.

526
00:39:44,840 --> 00:39:47,885
‫چیزی دیدم که شاید براتون جالب باشه.

527
00:39:50,388 --> 00:39:53,641
‫داوود بین کاهنانِ "نوب" مخفی شده!

528
00:39:54,975 --> 00:39:58,145
‫پیداش می‌کنیم. برش می‌گردونیم.

529
00:39:59,063 --> 00:40:01,065
‫و فقط در ضرورت، از زور استفاده کنید.

530
00:40:03,067 --> 00:40:05,903
‫نذارید خون مردانِ خدا
‫گردنِ ما بیفته.

531
00:40:07,696 --> 00:40:08,697
‫راهی شید!

532
00:40:45,526 --> 00:40:46,527
‫ایست.

533
00:41:02,418 --> 00:41:05,337
‫برو کنار، بزرگوار.
‫راهمون رو بستی.

534
00:41:05,421 --> 00:41:06,422
‫نه.

535
00:41:08,174 --> 00:41:11,802
‫این تویی که راهِ کسی
که خدا انتخاب کرده رو بستی

536
00:41:12,511 --> 00:41:14,597
‫ساموئیل، برو کنار.

537
00:42:03,646 --> 00:42:05,689
‫می‌خوای چی کار کنم؟

538
00:42:09,485 --> 00:42:12,780
‫تو کلی حرف واسه برادرم داری.
‫هیچی واسه من نداری؟

539
00:42:17,076 --> 00:42:19,286
‫می‌خوای چی کار کنم؟

540
00:42:37,805 --> 00:42:40,641
‫- می‌تونم کنارت بشینم؟
‫- بفرمایید.

541
00:42:46,939 --> 00:42:49,984
‫این افودِ پدرمه.
(لباس مقدس)

542
00:42:50,067 --> 00:42:53,028
‫ده نسله که تو این مکان مقدس بوده.

543
00:43:04,290 --> 00:43:06,417
‫اوریم و تومیم.

544
00:43:13,507 --> 00:43:15,301
‫می‌بینم که نیاز به راهنمایی داری.

545
00:43:18,846 --> 00:43:20,139
‫بله، دارم.

546
00:43:46,373 --> 00:43:50,252
‫چی شده؟

547
00:43:53,047 --> 00:43:54,340
‫چطور مُردن؟

548
00:43:54,965 --> 00:43:58,385
‫جون خودشون رو گرفتن.
‫تا از عذاب خلاص بشن.

549
00:44:00,137 --> 00:44:02,264
‫من این عذاب رو خیلی خوب می‌شناسم.

550
00:44:04,516 --> 00:44:06,810
‫کجاست؟ ساموئیل کجاست؟

551
00:44:07,895 --> 00:44:09,355
‫داره از جاده "نوب" محافظت می‌کنه.

552
00:44:12,149 --> 00:44:13,651
‫گارد سلطنتی رو احضار کن.

553
00:44:15,402 --> 00:44:16,403
‫چند نفرشون؟

554
00:44:16,487 --> 00:44:17,488
‫همه‌شون رو!

555
00:44:19,323 --> 00:44:20,783
‫ممنونم، کاهنان.

556
00:44:21,825 --> 00:44:24,536
‫می‌ریم شمال
‫به سمت غارهای "عدولام".

557
00:44:25,746 --> 00:44:27,039
‫نزدیکِ "گث" هستش.

558
00:44:27,498 --> 00:44:28,499
‫بله.

559
00:44:29,166 --> 00:44:30,542
‫شائول تا اونجا دنبالمون نمیاد.

560
00:44:31,460 --> 00:44:33,545
‫آماده باشید. غروب حرکت می‌کنیم.

561
00:45:11,667 --> 00:45:13,877
‫تو افرادم رو نفرین کردی
همون‌طور که من رو نفرین کردی

562
00:45:13,961 --> 00:45:15,921
‫من کسی رو نفرین نکردم.

563
00:45:16,004 --> 00:45:18,882
‫برو کنار، ساموئیل.
‫و می‌ذارم زنده بمونی.

564
00:45:18,966 --> 00:45:21,635
‫نمی‌تونم اجازه بدم رد بشی.

565
00:45:21,719 --> 00:45:23,595
‫من هزار نفر همراهم دارم.

566
00:45:23,679 --> 00:45:26,098
‫و من فقط یکی رو دارم.

567
00:45:27,433 --> 00:45:29,560
‫ولی همون یکی کافیه.

568
00:45:36,358 --> 00:45:38,360
‫مجبورم نکن نابودت کنم.

569
00:45:39,820 --> 00:45:41,697
‫پس تلاش نکن.

570
00:46:19,985 --> 00:46:22,654
‫عذابت تموم نشده، شائول.

571
00:46:23,530 --> 00:46:27,201
‫به‌جاش،
‫خودِ ذاتت رو فاسد کرده.

572
00:46:27,284 --> 00:46:28,368
‫دروغ می‌گی.

573
00:46:28,452 --> 00:46:30,788
‫من نفرینم رو شکست دادم.

574
00:46:32,831 --> 00:46:37,836
‫نه، تو خودِ نفرینت شدی.

575
00:46:47,888 --> 00:46:49,264
‫از پادشاه محافظت کنید!

576
00:46:49,932 --> 00:46:53,477
‫خدا رو نمی‌شه مسخره کرد!

577
00:47:09,868 --> 00:47:12,454
‫تاریکی چیره شده.

578
00:47:12,538 --> 00:47:17,251
‫تو تبدیل به چیزی شدی که الان هستی.

579
00:47:17,334 --> 00:47:20,254
‫و من دیگه برات سوگواری نمی‌کنم.

580
00:47:21,255 --> 00:47:25,259
‫ولی تو برام پیشگویی می‌کنی.

581
00:47:25,342 --> 00:47:29,179
‫نه.

582
00:47:29,263 --> 00:47:32,224
‫این هرگز سرنوشت من نخواهد بود!

583
00:47:32,307 --> 00:47:35,060
‫من آینده‌م رو کنترل می‌کنم.

584
00:47:36,353 --> 00:47:40,148
‫من سرنوشتم رو کنترل می‌کنم.

585
00:47:40,232 --> 00:47:44,194
‫بهم می‌گی چی می‌بینی،
‫پسرِ کیش.

586
00:47:46,363 --> 00:47:47,489
‫حرف بزن!

587
00:47:49,366 --> 00:47:51,076
‫تاجِ خودم رو می‌بینم.

588
00:47:52,202 --> 00:47:55,873
‫که روی سرِ یکی دیگه نشسته.

589
00:47:56,707 --> 00:47:58,250
‫اسمش رو بگو.

590
00:48:01,712 --> 00:48:03,463
‫اسمش رو بگو.

591
00:48:03,547 --> 00:48:06,967
‫نه.

592
00:48:10,888 --> 00:48:13,765
‫باید اسمش رو بگی!

593
00:48:18,812 --> 00:48:21,231
‫اسمش رو بگو!

594
00:48:21,857 --> 00:48:24,651
‫داوود!

595
00:48:26,737 --> 00:48:28,030
‫خوبه!

596
00:48:32,951 --> 00:48:33,952
‫چیه؟

597
00:48:36,914 --> 00:48:37,915
‫مطمئن نیستم.

598
00:48:42,628 --> 00:48:43,629
‫بریم.

599
00:49:04,608 --> 00:49:06,443
‫پادشاهِ من.

600
00:49:07,152 --> 00:49:10,989
‫پادشاه شائول.

601
00:49:17,579 --> 00:49:18,789
‫من "دوئگ" هستم.

602
00:49:24,002 --> 00:49:26,672
‫- ساموئیل کجاست؟
‫- رفته.

603
00:49:26,755 --> 00:49:29,800
‫ردِ خون میره سمت شرق.

604
00:49:29,883 --> 00:49:31,510
‫پیداش کنم؟

605
00:49:34,221 --> 00:49:38,809
‫ابنر.

606
00:49:41,061 --> 00:49:44,272
‫پادشاه من، از اینجا کجا می‌ریم؟

607
00:49:45,857 --> 00:49:47,567
‫پیش به سوی نوب.

608
00:49:48,652 --> 00:49:49,861
‫تا تمومش کنیم.

609
00:49:51,530 --> 00:49:53,949
‫بیشترِ افراد توانِ سفر ندارن.

610
00:49:54,324 --> 00:49:59,162
‫پادشاه من. مردانِ من آماده‌ی سفرن.

611
00:50:00,122 --> 00:50:02,290
‫خوبه. بیارشون.

612
00:50:03,625 --> 00:50:05,043
‫دنبالم بیاید.

613
00:50:14,803 --> 00:50:18,015
‫[نوب]
‫[شهرِ کاهنان]

614
00:50:31,194 --> 00:50:32,237
‫چه خبر شده؟

615
00:50:33,363 --> 00:50:37,701
‫پسرم، برو. افود رو بردار و برو.

616
00:50:38,326 --> 00:50:41,705
‫باید ازش محافظت بشه.
‫من درستش می‌کنم. حالا برو.

617
00:50:55,343 --> 00:50:56,762
‫پادشاه من.

618
00:51:01,683 --> 00:51:04,936
‫دوست من. چرا اومدی؟

619
00:51:05,771 --> 00:51:08,482
‫چرا بهم خیانت کردی، کاهن؟

620
00:51:09,608 --> 00:51:10,609
‫خیانت؟

621
00:51:11,610 --> 00:51:16,198
‫"اهی‌مَلِک"، گوش کن و راستش رو بگو.

622
00:51:16,823 --> 00:51:18,700
‫چرا خائن رو از من پنهان کردی؟

623
00:51:19,868 --> 00:51:21,661
‫تا بتونه علیه من قیام کنه؟

624
00:51:21,745 --> 00:51:23,121
‫از کی حرف می‌زنی؟

625
00:51:23,205 --> 00:51:24,790
‫پسرِ یسی.

626
00:51:25,373 --> 00:51:26,792
‫داوود؟

627
00:51:26,875 --> 00:51:28,919
‫کی بین خادمانت به اندازه اون وفاداره؟

628
00:51:29,002 --> 00:51:31,004
‫علیه من قیام کرده.

629
00:51:31,088 --> 00:51:33,965
‫و تو کمکش کردی، مگه نه؟

630
00:51:34,049 --> 00:51:35,634
‫راستش رو بگو.

631
00:51:37,636 --> 00:51:41,306
‫بهش نان مقدس دادم.
‫و شمشیر جالوت.

632
00:51:41,932 --> 00:51:43,225
‫تمام چیزی بود که داشتم.

633
00:51:43,850 --> 00:51:45,310
‫شمشیر جالوت؟

634
00:51:47,687 --> 00:51:49,815
‫می‌خواد لشکری علیه من جمع کنه.

635
00:51:49,898 --> 00:51:51,733
‫من... من هیچی از این نمی‌دونستم.

636
00:51:51,817 --> 00:51:54,319
‫از این کشمکش خسته شدم.

637
00:51:54,903 --> 00:51:58,448
‫کشمکشی نیست، سرورم.
‫ما همه بهتون خدمت می‌کنیم.

638
00:51:58,532 --> 00:51:59,991
‫مثل داوود.

639
00:52:03,078 --> 00:52:05,872
‫پس بذار یه سوال ازت بپرسم،
‫پسرِ "اهیتوب".

640
00:52:07,249 --> 00:52:11,586
‫اگه ساموئیلِ بزرگ بهت می‌گفت
‫یکی دیگه منصوب شده،

641
00:52:11,670 --> 00:52:15,423
‫که خدا کس دیگه‌ای رو انتخاب کرده...

642
00:52:19,928 --> 00:52:21,388
‫به کی خدمت می‌کردی؟

643
00:52:25,809 --> 00:52:29,563
‫به خدا خدمت می‌کردم، نه به انسان.

644
00:52:32,232 --> 00:52:33,608
‫همه این کار رو می‌کردیم.

645
00:52:35,360 --> 00:52:36,987
‫بابت صداقتت ممنون.

646
00:52:43,201 --> 00:52:44,202
‫همه‌شون رو بکشید.

647
00:52:47,747 --> 00:52:50,250
‫شائول، این‌ها خادمانِ خدای متعال هستن...

648
00:52:51,418 --> 00:52:53,587
‫مثل داوود بهم خیانت کردن.

649
00:52:54,921 --> 00:52:57,674
‫همه‌شون رو بکشید!

650
00:53:18,904 --> 00:53:21,489
‫پادشاه من. دوست من.

651
00:53:23,783 --> 00:53:26,703
‫هر کاری برات می‌کنم، شائول.

652
00:53:27,704 --> 00:53:29,331
‫ولی این کار رو نمی‌کنم.

653
00:53:41,134 --> 00:53:43,428
‫من انجامش میدم.

654
00:53:49,809 --> 00:53:51,686
‫با کمال میل انجامش میدم.

655
00:53:52,771 --> 00:53:54,314
‫همه‌چی رو بسوزونید!

656
00:53:54,981 --> 00:53:57,067
‫مقدساتشون رو، نفرین‌هاشون رو!

657
00:53:57,150 --> 00:54:00,654
‫همه‌چیز رو! همه‌شون رو بکشید!

658
00:54:26,554 --> 00:54:28,056
‫چی کار کردی؟

659
00:54:30,100 --> 00:54:31,726
‫کاری که لازم بود.

660
00:54:56,668 --> 00:54:57,669
‫ساموئیل؟

661
00:55:07,804 --> 00:55:09,139
‫عشقم؟

662
00:55:14,352 --> 00:55:15,603
‫ساموئیل.

663
00:55:17,147 --> 00:55:18,273
‫"هیلا".

664
00:55:22,986 --> 00:55:24,654
‫زیبا نیست؟

665
00:55:26,656 --> 00:55:28,033
‫خلقتِ خدا.

666
00:55:31,786 --> 00:55:33,663
‫ولی حس می‌کنم...

667
00:55:34,497 --> 00:55:38,501
‫اتفاق وحشتناکی افتاده.

668
00:55:40,086 --> 00:55:43,923
‫استراحت کن، ساموئیل.

669
00:55:45,759 --> 00:55:48,428
‫تو نقشت رو تو طرحِ بزرگ
‫بازی کردی.

670
00:55:49,137 --> 00:55:52,223
‫خدا خودش می‌دونه.

671
00:55:53,933 --> 00:55:59,731
‫من... تلاشم رو کردم.

672
00:56:01,775 --> 00:56:02,984
‫نه.

673
00:56:03,777 --> 00:56:05,445
‫خوب جنگیدی.

674
00:56:07,489 --> 00:56:09,074
‫خوب تمومش کردی.

675
00:56:12,869 --> 00:56:15,580
‫آره.

676
00:56:15,663 --> 00:56:19,042
‫زیباست.

677
00:56:34,182 --> 00:56:36,601
‫[شهر گث]
‫[قلمرو کنعان]

678
00:56:37,727 --> 00:56:39,562
‫غول‌کش توی کوهستانه،

679
00:56:39,646 --> 00:56:41,564
‫توی غارهای عدولام.

680
00:56:41,648 --> 00:56:43,233
‫دنبالش هستن.

681
00:56:43,316 --> 00:56:44,984
‫کی؟

682
00:56:45,860 --> 00:56:46,861
‫شائول.

683
00:56:52,784 --> 00:56:53,785
‫شائول؟

684
00:57:00,792 --> 00:57:02,252
‫بهترین حاصل کارم.

685
00:57:03,044 --> 00:57:06,506
‫- چند تا ساختی؟
‫- تا موقع درو هزار تا می‌شه.

686
00:57:08,508 --> 00:57:10,844
‫برو داوود رو پیدا کن
‫و من تو روستای خودم می‌بینمت.

687
00:57:10,927 --> 00:57:12,804
‫تا جایی که بتونم زود میام اونجا.

688
00:57:12,887 --> 00:57:15,598
‫- باید قبل از پدرم پیداش کنم.
‫- مراقب باش.

689
00:57:16,307 --> 00:57:18,435
‫- سارا.
‫- نگران نباش. جام امنه.

690
00:57:18,518 --> 00:57:19,561
‫نه. باید بفهمی.

691
00:57:50,925 --> 00:57:52,093
‫دارن می‌پانمون.

692
00:58:18,786 --> 00:58:19,996
‫پسرعمو.

693
00:58:22,457 --> 00:58:24,250
‫پیدا کردنت سخته.

694
00:58:25,418 --> 00:58:26,753
‫اومدید باهام بجنگید؟

695
00:58:30,798 --> 00:58:32,050
‫الیاب؟

696
00:58:36,679 --> 00:58:37,847
‫نه، برادر.

697
00:58:41,809 --> 00:58:43,436
‫اومدیم بهت خدمت کنیم.

698
00:59:21,015 --> 00:59:23,893
‫بر من رحمت فرما، ای خدا،
‫بر من رحمت فرما،

699
00:59:27,063 --> 00:59:30,984
‫زیرا جان من در تو پناه می‌گیرد،

700
00:59:33,111 --> 00:59:35,863
‫در سایه‌ی بال‌هایت پناه می‌گیرم

701
00:59:38,241 --> 00:59:41,286
‫تا زمانی که طوفان بگذرد.

702
01:00:05,268 --> 01:00:06,269
‫پادشاه من.

703
01:00:07,729 --> 01:00:09,397
‫اجازه هست معرفی کنم؟

704
01:00:10,023 --> 01:00:13,276
‫بالأخره، پادشاهِ اِدوم.

705
01:00:22,118 --> 01:00:26,289
‫می‌تونی من رو بکشی.
‫ولی هیچ‌وقت هدفت رو نمی‌فهمی.

706
01:00:26,998 --> 01:00:31,961
‫می‌تونم یادت بدم پادشاه باشی.
‫بزرگتر از پدرت.

707
01:00:45,224 --> 01:00:47,143
‫هدفت رو نشونم بده.

708
01:00:49,145 --> 01:00:51,356
‫خواسته‌ت برای پادشاهیت رو نشونم بده.

709
01:01:07,789 --> 01:01:13,169
[خاندان داوود]
[پایان فصل دوم]
