﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,042
.

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,382
‫[برخی از رویدادهای به تصویر کشیده‌شده
[...در این مجموعه

3
00:00:07,382 --> 00:00:08,383
ممکن است دقیقاً با تمام واقعیت‌های تاریخی و مذهبی]
[مطابقت نداشته باشند

4
00:00:08,383 --> 00:00:09,509
‫[با اینکه تلاش کرده‌ایم برخی جنبه‌های تاریخ را
[...به‌درستی نمایش دهیم

5
00:00:09,509 --> 00:00:11,011
برای اهداف داستان‌گویی]
[از خلاقیت‌هایی استفاده شده است

6
00:00:15,473 --> 00:00:17,517
آنچه در "خاندان داوود" گذشت

7
00:00:17,600 --> 00:00:19,811
‫نمی‌فهمم
‫چرا پدرت بهش اعتماد داره.

8
00:00:19,894 --> 00:00:22,397
‫دوئِگ؟
‫نه، ما بهش اعتماد نداریم، ولی به درد می‌خوره.

9
00:00:22,480 --> 00:00:23,648
‫من نگرانم.

10
00:00:23,732 --> 00:00:25,025
‫کاش می‌تونستم توضیح بدم.

11
00:00:25,108 --> 00:00:28,194
‫من فقط یه چیز ازت خواستم،
‫که من رو شرمنده نکنی.

12
00:00:28,236 --> 00:00:29,612
‫من در مورد اون منصوب شدن می‌دونم.

13
00:00:29,654 --> 00:00:33,908
‫وقتی روی تخت پادشاهیت نشستی،
‫یادت باشه کی ازت محافظت کرد.

14
00:00:33,992 --> 00:00:36,536
‫خواسته‌ی داوود رو انجام بده.
‫بذار با میکال ازدواج کنه.

15
00:00:36,619 --> 00:00:39,873
‫اما فقط بعد از اینکه
‫یه مأموریت آخر رو تموم کنه.

16
00:00:39,914 --> 00:00:41,249
‫مأموریتی که ازش زنده برنمی‌گرده.

17
00:00:41,291 --> 00:00:43,293
‫تو به داوود گفتی می‌تونه با من ازدواج کنه؟

18
00:00:43,376 --> 00:00:44,544
‫گفتم.

19
00:00:44,627 --> 00:00:46,588
‫اول داره لیاقتش رو ثابت می‌کنه.

20
00:00:46,671 --> 00:00:48,381
‫یه چیزی اینجا درست نیست.

21
00:00:48,465 --> 00:00:49,799
‫این یه تله‌ست!

22
00:00:52,010 --> 00:00:53,136
‫زنده‌زنده بسوزونیدشون.

23
00:00:53,720 --> 00:00:58,641
‫غول‌کُش! پادشاهت بهت خیانت کرد!
‫چرا براش می‌جنگی؟

24
00:00:59,267 --> 00:01:02,520
‫پادشاه من.
کوره‌‌ی کنعانی‌ها دیگه وجود نداره

25
00:01:02,604 --> 00:01:05,148
‫من با میکال ازدواج خواهم کرد.

26
00:01:05,231 --> 00:01:06,483
‫انجام می‌شه.

27
00:01:06,566 --> 00:01:09,444
‫می‌خوام از این خونه گورت رو گم کنی!

28
00:01:10,695 --> 00:01:11,905
‫تو تبعید شدی!

29
00:01:19,996 --> 00:01:24,334
‫«او تو را دوست خواهد داشت
‫و برکت خواهد داد و شمارتان را خواهد افزود.

30
00:01:24,918 --> 00:01:28,797
‫او به ثمره‌ی وجودت
‫و محصولات زمینت برکت خواهد داد،

31
00:01:29,339 --> 00:01:32,759
‫به گوساله‌های گله‌ها
‫و بره‌های رمه‌هایتان.

32
00:01:33,760 --> 00:01:37,347
‫در سرزمینی که به اجدادتان قسم خورد
‫که به شما بدهد.

33
00:01:38,890 --> 00:01:40,934
‫به کلمات من گوش فرا دهید.

34
00:01:41,643 --> 00:01:43,603
‫وقتی پیامبری در میان شما باشد،

35
00:01:43,686 --> 00:01:47,982
‫من، پروردگار، خود را
‫در رؤیاها بر او آشکار خواهم کرد.

36
00:01:48,817 --> 00:01:51,528
‫در خواب با او سخن خواهم گفت.

37
00:01:52,112 --> 00:01:55,907
‫و در شهرهای یهودا
‫و خیابان‌هایی که متروک‌اند،

38
00:01:56,699 --> 00:02:00,620
‫یک بار دیگر شنیده خواهد شد
‫آوای شادی و سرور.

39
00:02:00,703 --> 00:02:05,458
‫- یه الاغ می‌تونه یه روزه بره.
‫- آوای عروس و داماد.»

40
00:02:06,876 --> 00:02:09,337
‫برای خودت و اسب آب بردار. برو.

41
00:02:10,797 --> 00:02:11,881
‫بیا.

42
00:02:20,098 --> 00:02:21,141
‫چیه؟

43
00:02:21,724 --> 00:02:23,935
‫یه دعوت‌نامه.

44
00:02:24,894 --> 00:02:27,689
‫غول‌کُش با شاهدخت ازدواج می‌کنه.

45
00:02:29,649 --> 00:02:30,775
‫این میکاله.

46
00:02:31,651 --> 00:02:34,404
‫طلوعی تازه در شام.

47
00:02:36,447 --> 00:02:44,414
[خاندان داوود]

48
00:03:12,400 --> 00:03:15,653
‫انبارها! دارن می‌سوزن!

49
00:03:16,946 --> 00:03:17,947
‫عجله کنید، سریع!

50
00:03:20,700 --> 00:03:22,118
‫آتیش! آتیش!

51
00:03:25,496 --> 00:03:28,791
‫آب بیارید! عجله کنید!

52
00:03:30,168 --> 00:03:31,669
‫آب بیارید! عجله کنید!

53
00:03:49,938 --> 00:03:51,272
‫سلاح‌ها رو ول کنید!

54
00:03:54,442 --> 00:03:56,110
‫ببرینش به گاری.

55
00:03:57,528 --> 00:03:58,988
‫مراقب باشید.

56
00:04:07,330 --> 00:04:09,749
‫ما خوش‌شانسیم که آتیش پخش نشد.

57
00:04:09,832 --> 00:04:14,963
‫خوش‌شانس؟ هر پنج انبار غله
‫که همین چند روز پیش پر شده بودن.

58
00:04:16,005 --> 00:04:18,007
‫تمام ذخیره‌ی زمستون ما.

59
00:04:21,219 --> 00:04:22,553
‫بیشترشون اونجان.

60
00:04:23,137 --> 00:04:24,472
‫کنعانی‌ها.

61
00:04:24,555 --> 00:04:28,017
‫ما غولشون رو کشتیم،
‫ولی انگار روحیه‌شون رو نه.

62
00:04:28,518 --> 00:04:31,020
‫مگه من کم گرفتاری دارم؟

63
00:04:32,522 --> 00:04:36,025
‫دارن حملاتشون رو بیشتر می‌کنن.
‫سلاح‌های بهتری می‌سازن.

64
00:04:36,109 --> 00:04:37,193
‫ما هم همینطور.

65
00:04:38,444 --> 00:04:41,614
‫این کار اخیشِه.
‫اون تشنه‌ی انتقامه.

66
00:04:42,407 --> 00:04:45,410
‫بدون اون غله، ممکنه
‫قبل از بهار دچار قحطی بشیم.

67
00:04:46,160 --> 00:04:48,371
‫پیشنهاد می‌کنم از قبایل دیگه مالیات بگیریم.

68
00:04:48,871 --> 00:04:52,458
‫درخواست سهمی از آذوقه‌شون رو بکنیم.
‫می‌تونیم از یهودا شروع کنیم.

69
00:04:52,542 --> 00:04:56,087
‫من جلوی پای کسی گدایی نمی‌کنم.
‫اینم یه ضعف دیگه‌ست.

70
00:04:56,170 --> 00:04:58,131
‫گرسنگی تهدید بزرگ‌تریه.

71
00:04:58,673 --> 00:05:00,466
‫مردم گرسنه دست به هر کاری می‌زنن.

72
00:05:01,050 --> 00:05:02,510
‫اِدوم چطور؟

73
00:05:05,263 --> 00:05:08,641
‫پیمان صلح
‫بین ما و اِدوم شکننده‌ست.

74
00:05:08,725 --> 00:05:11,561
‫پادشاهشون مردی کینه‌توز و انتقام‌جوئه.

75
00:05:12,103 --> 00:05:14,230
‫ما 20 ساله با هم حرف نزدیم.

76
00:05:15,231 --> 00:05:17,358
‫می‌ترسم به لونه‌ی زنبور سنگ بزنم.

77
00:05:18,067 --> 00:05:19,736
‫من باهاشون مذاکره می‌کنم.

78
00:05:19,819 --> 00:05:23,406
‫و چطور قصد داری مذاکره کنی
‫بدون اینکه سرت رو از دست بدی؟

79
00:05:23,489 --> 00:05:25,742
‫پدر، این...

80
00:05:26,993 --> 00:05:31,414
‫این تنها موقعیتیه
‫که گذشته‌ی بی‌فکر و منطق من...

81
00:05:32,832 --> 00:05:34,208
‫...ممکنه به نفعمون باشه.

82
00:05:34,292 --> 00:05:37,670
‫بذار بگیم من یه زمانی یه شب به‌یادموندنی
‫در اِدوم...

83
00:05:37,754 --> 00:05:39,380
‫...با نزدیک‌ترین مشاور پادشاه گذروندم.

84
00:05:39,964 --> 00:05:43,092
‫ما... یه جورایی با هم دوستیم.

85
00:05:45,928 --> 00:05:47,221
‫بذار من باهاش حرف بزنم.

86
00:05:50,183 --> 00:05:51,351
‫برو و تلاشت رو بکن.

87
00:05:53,686 --> 00:05:54,937
‫ناامیدتون نمی‌کنم.

88
00:06:01,611 --> 00:06:04,030
‫می‌خوام یه لحظه با پدرم تنها باشم، اَبنِر.

89
00:06:08,618 --> 00:06:10,787
‫مسئله‌ی مادرت رو
‫پیش من مطرح نکن.

90
00:06:10,870 --> 00:06:12,205
‫نه، باید بگم.

91
00:06:13,539 --> 00:06:16,793
‫نمی‌تونی تا ابد مجازاتش کنی.
‫یه ملکه لایق احترامه.

92
00:06:16,876 --> 00:06:20,380
‫و یه پادشاه لایق چیه؟ خیانت؟

93
00:06:20,963 --> 00:06:22,673
‫اون دقیقاً چه خیانتی بهت کرده؟

94
00:06:28,346 --> 00:06:30,848
‫قرار نبود داوود از اون مأموریت
‫برگرده، مگه نه؟

95
00:06:31,349 --> 00:06:32,975
‫کنعانی‌ها منتظر بودن.

96
00:06:33,059 --> 00:06:35,061
‫این کار مادر تو بود!

97
00:06:35,144 --> 00:06:37,271
‫شاید حالا کارهای من رو درک کنی.

98
00:06:45,405 --> 00:06:50,660
‫داوود خودش رو ثابت کرده.
‫اون الان شایسته‌ی این خانواده‌ست.

99
00:06:52,245 --> 00:06:54,831
‫گاهی وقت‌ها فکر می‌کنم
‫آیا این خانواده شایسته‌ی اونه.

100
00:07:40,376 --> 00:07:41,544
‫میراب؟

101
00:07:45,965 --> 00:07:48,593
‫چه بلایی داره سر خانواده‌مون میاد؟

102
00:07:53,556 --> 00:07:55,099
‫کدوم خانواده؟

103
00:08:22,877 --> 00:08:24,086
‫این یکی چیه؟

104
00:08:24,170 --> 00:08:26,255
‫حفر چاه در شمال.

105
00:08:27,757 --> 00:08:29,884
‫نمی‌تونن خودشون چاه حفر کنن؟

106
00:08:29,967 --> 00:08:31,511
‫با پول شما، می‌تونن.

107
00:08:40,645 --> 00:08:41,687
‫چی تو رو آزار می‌ده؟

108
00:08:45,066 --> 00:08:46,943
‫می‌ترسی با پادشاهت حرف بزنی؟

109
00:08:47,026 --> 00:08:48,194
‫نه، نه.

110
00:08:49,445 --> 00:08:51,864
‫اما دلم می‌خواد با دوستم حرف بزنم.

111
00:08:57,161 --> 00:08:59,038
‫من عمیقاً به تو باور دارم، شائول.

112
00:09:00,790 --> 00:09:03,960
‫خودت این رو می‌دونی.
‫من... زندگیم رو روی این باور ساختم.

113
00:09:07,004 --> 00:09:08,005
‫ادامه بده.

114
00:09:09,173 --> 00:09:10,174
‫من نگرانم.

115
00:09:11,801 --> 00:09:15,137
‫- انبارها. دشمنان ما نمی‌تونن...
‫- نه، نه، نه، نه.

116
00:09:15,221 --> 00:09:16,764
‫نه انبارها. نه دشمنان ما.

117
00:09:18,391 --> 00:09:20,810
‫هیچ‌کس نمی‌تونه خاندان شائول رو
‫سرنگون کنه...

118
00:09:22,853 --> 00:09:24,355
‫...جز خود شائول.

119
00:09:26,649 --> 00:09:29,652
‫چه فایده‌ای داره پادشاهی
‫که تمام دنیا رو به دست بیاره،

120
00:09:30,653 --> 00:09:32,822
‫اما در این راه خودش رو گم کنه؟

121
00:09:35,283 --> 00:09:36,951
‫کنار گذاشتن اخینوعم.

122
00:09:38,369 --> 00:09:42,748
‫- ازدواج با یه... خدمتکار.
‫- اون الان کنیز منه.

123
00:09:43,332 --> 00:09:44,834
‫این حق یه پادشاهه.

124
00:09:44,917 --> 00:09:46,294
‫نه پادشاه شام.

125
00:09:48,004 --> 00:09:49,213
‫نه تو.

126
00:09:51,299 --> 00:09:52,758
‫از تو تمنا می‌کنم، شائول.

127
00:09:53,593 --> 00:09:56,095
‫مردی که بودی رو به یاد بیار.

128
00:10:12,486 --> 00:10:13,946
‫فکر کنم تو بردی.

129
00:10:15,948 --> 00:10:17,950
‫خبر خوب می‌خوای؟

130
00:10:18,743 --> 00:10:19,952
‫چه جور خبر خوبی؟

131
00:10:20,453 --> 00:10:21,537
‫نه!

132
00:10:23,247 --> 00:10:24,290
‫چی؟

133
00:10:25,374 --> 00:10:27,126
‫مطمئنی؟

134
00:10:27,209 --> 00:10:29,420
‫من یه درمانگرم، جاناتان، و یه زنم.
‫پس آره، مطمئنم.

135
00:10:29,420 --> 00:10:30,338
‫خدای من. ببخشید.

136
00:10:30,421 --> 00:10:31,839
‫اشکالی نداره. چیزیم نمی‌شه.

137
00:10:31,922 --> 00:10:34,508
‫کس دیگه‌ای هم می‌دونه؟

138
00:10:38,888 --> 00:10:40,598
‫هیچ کم و کسری نخواهی داشت.

139
00:10:40,973 --> 00:10:42,725
‫و من بهش اسب‌سواری یاد می‌دم،

140
00:10:42,808 --> 00:10:45,895
‫- و... و چیدن سبزیجات.
‫- و اگه دختر باشه؟

141
00:10:48,022 --> 00:10:50,358
‫اون‌وقت هم همین کار رو می‌کنم.

142
00:10:53,194 --> 00:10:55,613
‫ما یه زندگی آروم و ساکت خواهیم داشت

143
00:10:55,696 --> 00:10:58,491
‫تو روستای تو،
‫دور از جنگ و درگیری.

144
00:11:00,368 --> 00:11:02,078
‫وقتی تاج روی سر داوود قرار بگیره، آره.

145
00:11:03,663 --> 00:11:05,247
‫پس من فقط همین رو می‌خوام.

146
00:11:05,915 --> 00:11:07,166
‫قول می‌دم.

147
00:11:14,048 --> 00:11:16,050
‫[می طهارا]
‫[آب‌های پاکی]

148
00:11:16,092 --> 00:11:17,927
‫«این حمام یه "میکوَه" است.

149
00:11:18,010 --> 00:11:21,430
‫یه غسل آیینی قبل از ازدواج
‫برای گرامیداشت این شروع تازه.»

150
00:11:26,435 --> 00:11:28,688
‫«این با آب زنده ‌از زمین پر شده.»

151
00:11:35,653 --> 00:11:39,156
‫«متبارک باد، ای خدای ابدی،
‫فرمانروای جهان،

152
00:11:39,240 --> 00:11:40,741
‫که ما را با احکام مقدس می‌سازی.»

153
00:11:42,785 --> 00:11:45,663
‫تو باید سه بار
‫کامل در آب فرو بری.

154
00:11:54,547 --> 00:11:55,339
‫متبارک باد ایزد ابدی،
‫خدای تمام خلقت،

155
00:11:55,339 --> 00:11:56,465
‫که به من زندگی بخشید

156
00:11:57,049 --> 00:11:58,467
‫- و مرا حفظ کرد...
‫- و مرا حفظ کرد،

157
00:11:58,551 --> 00:12:00,511
‫و به من اجازه داد به این لحظه برسم.

158
00:12:11,063 --> 00:12:16,026
‫من تو را با عدالت و انصاف
‫به همسری خود درمی‌آورم،

159
00:12:16,110 --> 00:12:18,154
‫و ما پروردگار را خواهیم شناخت.

160
00:12:40,259 --> 00:12:41,510
‫میکال.

161
00:12:42,553 --> 00:12:45,765
‫داوود، تو نباید من رو اینطوری ببینی.

162
00:12:45,848 --> 00:12:47,975
‫من... من آشفته‌ام.

163
00:12:49,727 --> 00:12:50,853
‫به خاطر مادرت متأسفم.

164
00:12:54,190 --> 00:12:56,442
‫من می‌دونم
‫از هم پاشیدن خانواده چه حسی داره.

165
00:12:57,026 --> 00:12:58,068
‫می‌دونم.

166
00:13:00,404 --> 00:13:03,491
‫اما، گوش کن،
‫ما مجبور نیستیم مثل والدین‌مون باشیم.

167
00:13:04,825 --> 00:13:05,993
‫ما می‌تونیم از نو شروع کنیم.

168
00:13:06,535 --> 00:13:09,330
‫ما آینده‌ی خودمون رو می‌سازیم،

169
00:13:15,377 --> 00:13:17,880
‫این قراره حواس من رو
‫از عروسی پرت کنه؟

170
00:13:18,464 --> 00:13:20,883
‫می‌خوای برگردی
‫تو قصر و زانوی غم بغل بگیری؟

171
00:13:20,966 --> 00:13:24,220
‫آره. حداقل اونجا، نوشیدنی هست.

172
00:13:24,845 --> 00:13:28,140
‫و وقتی کارمون اینجا تموم بشه، گوشت تازه
‫برای جشن عروسی خواهیم داشت.

173
00:13:29,391 --> 00:13:31,268
‫با برادرم هم این کار رو کردی؟

174
00:13:31,352 --> 00:13:34,230
‫اشبعل به کمک من احتیاجی نداره.

175
00:13:35,481 --> 00:13:38,359
‫تو واقعاً
‫عاشقش شدی، مگه نه؟

176
00:13:38,943 --> 00:13:41,070
‫عشق؟

177
00:13:41,737 --> 00:13:45,074
‫اون برای من جذابه. منم برای اون جذابم.
‫و این تمام چیزی‌ـه که لازمه.

178
00:13:45,407 --> 00:13:48,035
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
هیچ مردی بتونه تو رو رام کنه

179
00:13:48,035 --> 00:13:49,578
‫من هیچوقت رام نمی‌شم.

180
00:13:54,291 --> 00:13:55,292
‫کمونت رو آماده کن.

181
00:13:57,503 --> 00:13:58,546
‫آماده‌ای؟

182
00:14:03,217 --> 00:14:04,218
‫بزن.

183
00:14:05,636 --> 00:14:07,346
‫زدمش.

184
00:14:08,264 --> 00:14:10,724
‫یالا. هنوز تموم نشده. بیا.

185
00:14:12,560 --> 00:14:14,478
‫خب.

186
00:14:14,562 --> 00:14:15,980
‫- چی‌کار کنیم؟
‫- نگه‌ش دار.

187
00:14:16,063 --> 00:14:17,481
‫اینجا، به پهلو بخوابونش.

188
00:14:17,565 --> 00:14:20,109
‫باشه.

189
00:14:20,192 --> 00:14:22,778
‫باید گلوش رو ببُرم،
‫پس اگه لازمه، اون‌ور رو نگاه کن.

190
00:14:27,867 --> 00:14:29,994
‫از تو بابت این هدیه سپاسگزارم.

191
00:14:30,077 --> 00:14:32,663
‫و بگذار خون به زمین
‫و به تو بازگردد، ای پروردگار.

192
00:14:42,381 --> 00:14:44,383
‫میراب، شکار خوبی بود.

193
00:14:49,638 --> 00:14:51,056
‫مرگ هیچوقت آسون نیست،

194
00:14:52,349 --> 00:14:55,060
‫اما قربانی، زندگی تازه میاره.

195
00:14:56,562 --> 00:14:58,856
‫پذیرفتن این، راه پیش روی ماست.

196
00:15:00,316 --> 00:15:01,817
‫برای آمرزش این رنج.

197
00:15:03,402 --> 00:15:04,486
باشه؟

198
00:15:10,743 --> 00:15:11,869
‫اینجا منتظر باش.

199
00:15:39,772 --> 00:15:41,190
‫تو قصر می‌بینمت.

200
00:15:41,273 --> 00:15:43,692
‫- چی؟ دینا!
‫- باید به یه کاری برسم.

201
00:15:50,240 --> 00:15:51,700
‫پادشاه من.

202
00:15:52,284 --> 00:15:56,372
‫یَسی، پسر عوبید، پدر داوود.

203
00:15:56,956 --> 00:15:59,500
‫من به تو دِین بزرگی دارم، یَسی.

204
00:15:59,583 --> 00:16:03,170
‫چه پسر قوی و مصممی
‫به من دادی.

205
00:16:03,253 --> 00:16:04,880
‫من چیزی ندادم.

206
00:16:05,506 --> 00:16:07,841
‫داوود این رو برای خودش انتخاب کرد.

207
00:16:07,925 --> 00:16:10,219
‫همیشه اینقدر کله‌شق بود؟

208
00:16:10,803 --> 00:16:13,389
‫آره. میراثی‌ـه از مادرش.

209
00:16:14,223 --> 00:16:17,142
‫بگو ببینم، یَسی، ما قبلاً هم رو دیدیم؟

210
00:16:17,768 --> 00:16:20,062
‫من در سپاه شما
‫در نبرد جابش خدمت کردم.

211
00:16:21,772 --> 00:16:26,819
‫من در گلگال هم بودم
‫وقتی سموئیل به شما تاج پادشاهی داد.

212
00:16:27,569 --> 00:16:29,238
‫سموئیل.

213
00:16:31,240 --> 00:16:32,408
‫تو اون رو می‌شناسی؟

214
00:16:34,576 --> 00:16:35,828
‫براش احترام زیادی قائلم.

215
00:16:37,579 --> 00:16:39,081
‫خیلی‌ها براش احترام قائلن.

216
00:16:41,375 --> 00:16:42,960
‫من اون رو نمی‌شناسم.

217
00:16:46,922 --> 00:16:51,051
‫هیچوقت تصور می‌کردی که یه روزی
‫خاندان تو با خاندان من وصلت کنه؟

218
00:16:51,760 --> 00:16:54,930
‫این آخرین چیزی‌ـه که
‫تصور می‌کردم.

219
00:16:58,517 --> 00:17:03,772
‫مهریه‌ی زیادی نیست،
‫اما این تمام چیزی‌ـه که دارم.

220
00:17:03,856 --> 00:17:08,318
‫یَسی، لطفاً،
‫این منم که باید به تو هدیه بدم.

221
00:17:09,236 --> 00:17:10,237
‫ابنر.

222
00:17:11,447 --> 00:17:13,449
‫من چیزی نمی‌خوام.

223
00:17:14,116 --> 00:17:15,659
‫همه‌ی آدم‌ها یه چیزی می‌خوان.

224
00:17:15,743 --> 00:17:18,370
‫من هیچوقت
‫بدهکار به تاج‌وتخت نبودم. من...

225
00:17:20,122 --> 00:17:21,749
‫...هیچ تمایلی ندارم این رو تغییر بدم.

226
00:17:22,666 --> 00:17:25,753
‫تو روش عجیبی
‫برای پذیرش قدردانی داری.

227
00:17:26,503 --> 00:17:27,504
‫قدردانی؟

228
00:17:31,633 --> 00:17:33,719
‫من در راه خدمت به تو یه پسر از دست دادم.

229
00:17:35,637 --> 00:17:37,473
‫حالا دارم یکی دیگه رو از دست می‌دم...

230
00:17:38,057 --> 00:17:41,226
‫...به نفع آینده‌ای که
‫هیچوقت براش انتخاب نمی‌کردم.

231
00:17:44,021 --> 00:17:45,397
‫این تو رو ناراحت می‌کنه؟

232
00:17:47,316 --> 00:17:51,278
‫اونجا در تپه‌های بیت‌لحم،
‫توی خونه‌ام...

233
00:17:52,738 --> 00:17:54,490
‫...دلم برای پسرهام تنگ می‌شه.

234
00:17:55,616 --> 00:17:56,742
‫دلم براشون تنگ می‌شه.

235
00:17:57,493 --> 00:18:00,621
‫بیا، پدر.

236
00:18:00,704 --> 00:18:04,416
‫این یه جشنه. به چشم جشن بهش نگاه کن.

237
00:18:04,917 --> 00:18:05,918
‫بله.

238
00:18:09,838 --> 00:18:10,839
‫بیا.

239
00:19:14,862 --> 00:19:17,906
‫قرمز. می‌خوام همه‌ی بالش‌ها قرمز باشن.

240
00:19:19,408 --> 00:19:22,452
‫همه‌چی باید قبل از رسیدن
‫مهمون‌ها آماده باشه.

241
00:19:25,164 --> 00:19:26,748
‫برو تو باغ کمک کن.

242
00:19:27,749 --> 00:19:29,001
‫خیلی چشمگیره.

243
00:19:31,211 --> 00:19:34,464
‫دنبال پدرم می‌گردم.
‫به نظر میاد تو باید بدونی کجاست.

244
00:19:35,716 --> 00:19:37,926
‫فکر کنم اون رو روی تخت پادشاهیش پیدا کنی.

245
00:19:45,017 --> 00:19:47,644
‫اِدوم 20 گاری غله
‫قبل از «یوم تروآ» می‌فرسته.

246
00:19:47,728 --> 00:19:49,313
‫20 تای دیگه تا «سوکوت».

247
00:19:49,396 --> 00:19:52,900
‫اون و یه مالیات کوچیک از قبایل
‫باید ما رو از زمستون رد کنه.

248
00:19:52,983 --> 00:19:55,402
‫فکر نمی‌کردم این امکان‌پذیر باشه.

249
00:19:55,485 --> 00:19:58,572
‫همه‌چیز امکان‌پذیره، پدر.

250
00:20:06,955 --> 00:20:08,040
‫بیا.

251
00:20:09,416 --> 00:20:13,921
‫پادشاه اِدوم این پیشنهاد رو نمی‌داد
‫اگه چیزی براش نداشت.

252
00:20:14,630 --> 00:20:17,716
‫البته، جزئیاتش رو به تو می‌سپرم.

253
00:20:18,675 --> 00:20:21,428
‫اما پادشاه قصد داره به زودی
‫برای گفتگو به اینجا سفر کنه.

254
00:20:21,511 --> 00:20:22,512
اوهوم

255
00:20:23,263 --> 00:20:25,265
‫و حق با تو بود. اون کینه‌توزه.

256
00:20:26,391 --> 00:20:30,062
‫اما اونقدر هم عاقل هست که بفهمه
‫ما خیلی قدرتمندتریم.

257
00:20:30,938 --> 00:20:32,689
‫و اون به متحدان جدید نیاز داره.

258
00:20:34,149 --> 00:20:37,486
‫به نظر می‌رسید مشتاقه
‫کینه‌های قدیمی رو کنار بذاره.

259
00:20:43,533 --> 00:20:46,536
‫من تو رو دست کم گرفته بودم، پسرم.

260
00:20:57,714 --> 00:21:00,217
‫فکر نمی‌کنی این...
‫این یه‌کم... سنگینه؟

261
00:21:00,801 --> 00:21:01,927
‫نه، به نظرم قشنگه.

262
00:21:10,394 --> 00:21:12,104
‫می‌شه یه لحظه با خواهرم تنها باشم؟

263
00:21:16,233 --> 00:21:17,234
‫البته.

264
00:21:24,283 --> 00:21:25,701
‫چی می‌خوای؟

265
00:21:34,793 --> 00:21:37,004
‫چقدر در مورد این روز حرف زدیم؟

266
00:21:37,587 --> 00:21:40,674
‫سال‌ها با مادر در موردش رویاپردازی کردیم.

267
00:21:42,092 --> 00:21:43,969
‫من... نمی‌تونستم از دستش بدم.

268
00:21:45,387 --> 00:21:47,806
‫و نمی‌تونم بذارم
‫اون چیز زشت رو بپوشی.

269
00:21:47,889 --> 00:21:50,350
‫میکال، افتضاحه.

270
00:21:52,936 --> 00:21:55,188
‫مـ... می‌دونستم.
‫می‌دونستم مناسب نیست.

271
00:21:55,772 --> 00:21:57,357
‫طلایی بنداز.

272
00:21:58,358 --> 00:21:59,609
‫تو همیشه طلایی می‌پوشی.

273
00:22:08,118 --> 00:22:09,536
‫بفرما.

274
00:22:16,251 --> 00:22:17,252
‫بهتره؟

275
00:22:18,211 --> 00:22:19,254
‫بهتره.

276
00:22:28,930 --> 00:22:30,057
‫مادر باید اینجا می‌بود.

277
00:22:34,978 --> 00:22:36,355
‫باید اینجا می‌بود.

278
00:22:38,440 --> 00:22:41,777
‫اما حالا که اون نیست، من هستم.

279
00:22:43,362 --> 00:22:46,448
‫این اواخر به اندازه‌ی کافی
‫تو این خانواده رنج کشیدیم.

280
00:22:47,532 --> 00:22:51,286
‫و برای همین اون احتمالاً
‫می‌خواست تو این رو داشته باشی.

281
00:22:55,290 --> 00:22:58,126
‫که بدونی اون همیشه با توئه.

282
00:22:59,544 --> 00:23:02,631
‫این... زیباست.

283
00:23:05,050 --> 00:23:06,843
‫ممنونم.

284
00:23:11,014 --> 00:23:13,350
‫حالا، می‌خوایم
‫با اون صورت چی‌کار کنیم؟

285
00:24:02,441 --> 00:24:03,775
‫کجا بودی؟

286
00:24:03,859 --> 00:24:05,444
‫گفتگوییه برای بعد.

287
00:24:06,403 --> 00:24:09,239
‫- اون خون‌ـه رو دست‌هات؟
‫- آره، شکار بودم. ببخشید.

288
00:24:09,990 --> 00:24:11,908
‫همونطور که گفتم، بعداً حرف می‌زنیم.

289
00:24:14,744 --> 00:24:16,746
‫ببین، داوود داره میاد.

290
00:24:28,049 --> 00:24:30,510
‫نگاهش کن. داوود.

291
00:24:41,771 --> 00:24:44,357
‫شاهدخت، آوا. شاهدخت رو ببین.

292
00:25:24,064 --> 00:25:25,440
‫پادشاه من...

293
00:25:26,525 --> 00:25:28,276
‫من به خانه‌ی شما آمده‌ام...

294
00:25:28,360 --> 00:25:32,030
‫...تا دخترتون، میکال،
‫رو به همسری من در بیارید.

295
00:25:32,906 --> 00:25:35,784
‫و باشد که پروردگار این زن را
‫همچون راحیل و لیا قرار دهد،

296
00:25:36,618 --> 00:25:39,788
‫که با هم خاندان
‫قوم ما را بنا نهادند.

297
00:25:40,539 --> 00:25:44,417
‫باشد که ما در جِبعَه استوار شویم،
‫و در بیت‌لحم شُهره...

298
00:25:45,043 --> 00:25:47,671
‫...و نیز در تمام قبایل شام.

299
00:25:50,966 --> 00:25:55,178
‫و باشد که فرزندان ما
‫وفاداری خود را به این پادشاهی

300
00:25:56,596 --> 00:25:59,474
‫و عشق خود را به پروردگار
‫تا ابد ابراز کنند.

301
00:26:01,226 --> 00:26:04,729
‫به افتخار دختر زیبایم، میکال،

302
00:26:04,813 --> 00:26:06,231
‫و پسر جدیدم،

303
00:26:07,649 --> 00:26:08,900
‫غول‌کُش!

304
00:26:16,533 --> 00:26:18,034
‫تو همسر من خواهی بود

305
00:26:19,035 --> 00:26:21,371
‫تا هر زمان که خدا
‫برای ما مقدر کرده.

306
00:26:21,454 --> 00:26:22,789
‫باشد که طولانی باشد.

307
00:26:24,916 --> 00:26:26,710
‫دوستت دارم، داوود.

308
00:26:26,793 --> 00:26:28,295
‫دوستت دارم، میکال.

309
00:26:56,990 --> 00:27:00,410
‫شاهدخت میکال، داوود.
‫مراسم زیباییه.

310
00:27:02,037 --> 00:27:03,955
‫- هدیه‌ی زیباییه. ممنونم.
‫- ممنونم.

311
00:27:05,624 --> 00:27:07,626
‫با این همه هدیه چی‌کار کنیم؟

312
00:27:07,709 --> 00:27:11,087
‫نمی‌دونم. پنج تا از همین دیگ
‫هدیه گرفتیم.

313
00:27:11,588 --> 00:27:12,839
‫ممنونم.

314
00:27:13,465 --> 00:27:14,883
‫- الان برمی‌گردم.
‫- حتماً.

315
00:27:19,137 --> 00:27:22,223
‫پدر،
‫چرا باید اینقدر زود بری؟

316
00:27:23,224 --> 00:27:25,852
‫من با افتخار شاهد
‫ازدواجت بودم، پسرم.

317
00:27:26,936 --> 00:27:29,272
‫حالا باید به گله‌هامون برگردم.

318
00:27:30,273 --> 00:27:32,108
‫ممنونم که این همه راه رو اومدی.

319
00:27:33,318 --> 00:27:34,527
‫داوود.

320
00:27:37,781 --> 00:27:39,866
‫به نظر میاد حق با مادرت بود.

321
00:27:40,909 --> 00:27:42,327
‫پادشاه داوود.

322
00:27:44,120 --> 00:27:46,873
‫دو کلمه‌ای که هیچوقت
‫کنار هم تصور نمی‌کردم.

323
00:27:48,541 --> 00:27:51,044
‫اما چطور حکومت خواهی کرد؟

324
00:27:51,127 --> 00:27:52,545
‫چطور متفاوت خواهی بود؟

325
00:27:55,173 --> 00:27:58,051
‫فکر کنم هردومون می‌دونیم
‫تاریخ چطور از شائول یاد خواهد کرد.

326
00:27:59,844 --> 00:28:01,096
‫از تو چطور یاد خواهد کرد؟

327
00:28:03,515 --> 00:28:05,183
‫برات دعا می‌کنم، پسرم.

328
00:28:05,892 --> 00:28:07,435
‫خدا بالاتر از همه‌ست، درسته؟

329
00:28:07,477 --> 00:28:08,478
‫البته.

330
00:28:12,273 --> 00:28:13,274
‫دوستت دارم، پسرم.

331
00:28:14,943 --> 00:28:16,111
‫دوستت دارم، پدر.

332
00:28:18,238 --> 00:28:20,657
‫نذار اینجا تو رو فاسد کنه، داوود.

333
00:28:20,740 --> 00:28:22,450
‫باشه، پدر، بیاین بریم.

334
00:28:22,534 --> 00:28:24,494
‫به من اجازه داده شده
‫که تو رو تا خونه همراهی کنم.

335
00:28:24,577 --> 00:28:27,163
‫- نه، من به راهنما احتیاج ندارم.
‫- انقدر غر نزن، پدر.

336
00:28:27,247 --> 00:28:28,832
‫فقط از همراهی لذت ببر، خب؟

337
00:28:33,086 --> 00:28:34,087
‫خداحافظ، پسرم.

338
00:28:35,964 --> 00:28:37,215
‫بریم، عزیزم.

339
00:28:37,298 --> 00:28:39,718
‫داوود.

340
00:28:39,801 --> 00:28:42,053
‫تو قبیله‌ی یهودا رو سرافراز کردی.

341
00:28:42,762 --> 00:28:45,014
‫برای این، برکت بر تو باد.

342
00:28:45,890 --> 00:28:47,350
‫چی می‌خوای، ادریل؟

343
00:28:47,934 --> 00:28:51,438
‫یالا دیگه.
‫من اینجام تا به اوج رسیدنت رو جشن بگیرم

344
00:28:51,521 --> 00:28:55,108
‫و بهت یادآوری کنم
‫کی این مسیر رو برات هموار کرد.

345
00:28:55,191 --> 00:28:57,193
‫خدا مسیر من رو هموار می‌کنه.

346
00:28:57,277 --> 00:29:01,114
‫آره، اما خدا برات دوستانی هم قرار می‌ده،
‫اینطور نیست؟

347
00:29:01,614 --> 00:29:04,617
‫و اگه بخوای
‫به جاه‌طلبی‌هات برسی،

348
00:29:05,577 --> 00:29:07,871
‫بهشون نیاز خواهی داشت، هان؟

349
00:29:07,954 --> 00:29:09,622
هوم

350
00:29:16,880 --> 00:29:18,465
‫می‌دونم چی‌کار کردی.

351
00:29:19,382 --> 00:29:22,218
‫خانواده‌ی من برای توبیا و خاندانش
‫عزاداری کردن.

352
00:29:23,303 --> 00:29:24,387
‫اون‌ها بی‌گناه بودن.

353
00:29:25,430 --> 00:29:30,143
‫و می‌دونی کی اون تیغ رو
‫تو قلب اون و خانواده‌اش فرو کرد؟

354
00:29:30,226 --> 00:29:31,853
‫حتی اون بچه؟

355
00:29:32,395 --> 00:29:33,563
هان؟

356
00:29:33,646 --> 00:29:35,982
‫برادر خودت، الیاب.

357
00:29:37,650 --> 00:29:40,945
‫خب بگو ببینم، اون بی‌گناهه؟ تو چی؟

358
00:29:42,572 --> 00:29:44,073
‫داوود.

359
00:29:44,616 --> 00:29:48,578
‫خیلی چیزها هست که نمی‌دونی،
‫پسرک چوپانِ من.

360
00:29:48,661 --> 00:29:52,582
‫و هیچی... هیچی از گوش‌های من
پنهون نمی‌مونه

361
00:29:52,665 --> 00:29:54,626
‫و تو انتظار داری برای این بهت پاداش بدم؟

362
00:29:54,709 --> 00:29:57,378
‫وقتی به تخت پادشاهی رسیدی، آره.

363
00:29:57,462 --> 00:29:59,130
‫وگرنه یه کلمه از من به شائول برسه،

364
00:29:59,214 --> 00:30:01,591
‫و خون بعدی که رو زمین می‌ریزه
‫خون توئه.

365
00:30:06,471 --> 00:30:08,598
‫و تو انتظار داری
‫بعدش چی بشه؟

366
00:30:09,307 --> 00:30:14,437
‫وقتی پادشاه بفهمه در مورد
‫منصوب‌شده‌ی سموئیل بهش دروغ گفتی؟

367
00:30:15,188 --> 00:30:20,193
‫حقیقت رو بگو، و اون‌ها
‫آخرین کلماتی خواهند بود که از دهنت بیرون میاد.

368
00:30:24,239 --> 00:30:25,698
‫من هیچی به تو بدهکار نیستم.

369
00:30:33,998 --> 00:30:35,625
‫الیاب، باید باهات حرف بزنم.

370
00:30:41,881 --> 00:30:43,299
‫می‌دونم چی‌کار کردی.

371
00:30:45,468 --> 00:30:46,886
‫کاری که مجبورت کردن بکنی.

372
00:30:50,223 --> 00:30:54,894
‫خب، پس، تو هم می‌دونی که
‫چیزی برای حرف زدن بین ما نمونده.

373
00:30:57,689 --> 00:30:59,482
‫از روز عروسیت لذت ببر، برادر.

374
00:31:05,655 --> 00:31:07,657
‫لذت ببرید. از صحبت باهاتون خوشوقتم.

375
00:31:08,408 --> 00:31:09,826
‫اشبعل.

376
00:31:10,702 --> 00:31:13,371
‫روز خاص خواهرت رو
‫تبریک می‌گم.

377
00:31:13,955 --> 00:31:15,373
‫ممنونم، ادریل.

378
00:31:15,456 --> 00:31:17,625
‫اگرچه، بیا روراست باشیم،

379
00:31:17,709 --> 00:31:20,503
‫این وصلت نمی‌تونه به نفع تو باشه؟

380
00:31:20,587 --> 00:31:22,171
‫و چرا اینطور فکر می‌کنی؟

381
00:31:22,755 --> 00:31:27,844
‫خب، داوود فقط یه مانع دیگه
‫بین تو و تخت پادشاهیه.

382
00:31:27,927 --> 00:31:30,513
‫سرنوشت من هیچوقت تخت پادشاهی نبوده.

383
00:31:30,597 --> 00:31:32,181
‫داری با برادر اشتباهی حرف می‌زنی.

384
00:31:32,265 --> 00:31:35,101
‫واقعاً؟ بیا، اشبعل.

385
00:31:37,937 --> 00:31:40,899
‫من می‌دونم مردی مثل تو چطور فکر می‌کنه.

386
00:31:41,524 --> 00:31:44,193
‫من خود واقعیت رو می‌بینم.

387
00:31:45,320 --> 00:31:46,446
‫چی می‌بینی؟

388
00:31:47,447 --> 00:31:49,824
‫جاه‌طلبی. درندگی.

389
00:31:49,908 --> 00:31:52,702
‫تمام ویژگی‌های یه پادشاه.

390
00:31:53,953 --> 00:31:57,206
‫ای کاش کسی بود
‫که می‌تونست بهت کمک کنه اون موانع رو برداری؟

391
00:31:59,459 --> 00:32:00,877
‫من دیگه نوشیدنی نمی‌خورم.

392
00:32:01,502 --> 00:32:05,006
‫بهم اعتماد کن، وقتی این رو بشنوی
‫دلت می‌خواد که بخوری.

393
00:32:12,972 --> 00:32:16,309
‫من یه رازی رو نگه داشتم. حقیقت رو.

394
00:32:19,520 --> 00:32:23,107
‫داوود اصلاً اون کسی نیست که می‌گه.

395
00:32:31,115 --> 00:32:32,116
‫بیا.

396
00:33:00,228 --> 00:33:03,022
‫پدر، باید داستانی برات تعریف کنم

397
00:33:04,023 --> 00:33:06,776
‫در مورد یه مطرود از قبیله‌ی همسایه.

398
00:33:07,443 --> 00:33:09,070
‫یه فرزند ناخلف در خانواده‌اش.

399
00:33:10,113 --> 00:33:11,572
‫مایه‌ی ننگ قومش.

400
00:33:12,615 --> 00:33:14,534
‫یه نفرین برای نام پدرش.

401
00:33:15,868 --> 00:33:18,705
‫این مطرود به خاندان تو ملحق شد،

402
00:33:19,205 --> 00:33:21,124
‫با موسیقی‌اش تو رو آروم کرد،

403
00:33:21,207 --> 00:33:23,960
‫با دخترت ازدواج کرد،
‫و با این حال، هیچوقت حقیقت رو بهت نگفت.

404
00:33:25,169 --> 00:33:28,256
‫اینکه سموئیلِ نبی
‫به خونه‌ی اون سفر کرد،

405
00:33:28,881 --> 00:33:30,883
‫و برای همینه که نفرین اون به تو منتقل شد.

406
00:33:31,551 --> 00:33:34,637
‫تمام این مدت، اون دلیل
‫همون عذابی بوده...

407
00:33:34,721 --> 00:33:37,140
‫...که قرار بود تو رو ازش آروم کنه.

408
00:33:39,058 --> 00:33:40,226
‫ما فریب خوردیم.

409
00:33:41,644 --> 00:33:43,521
‫تو پسر اشتباهی از یهودا رو کشتی.

410
00:33:44,105 --> 00:33:46,441
‫بهش فکر کن، پدر. اون غول رو کشت.

411
00:33:47,150 --> 00:33:51,070
‫خدا بارها و بارها در نبرد بهش نظر لطف داشته،
‫همونطور که زمانی به تو داشت.

412
00:33:51,696 --> 00:33:53,406
‫خائنی که دنبالش می‌گردی

413
00:33:53,990 --> 00:33:55,408
‫اینجا تو خونه‌ی تو بوده

414
00:33:56,075 --> 00:33:57,368
‫تمام این مدت.

415
00:33:57,952 --> 00:33:59,829
‫درست جلوی چشمت.

416
00:34:01,330 --> 00:34:02,540
‫اون منصوب‌شده...

417
00:34:06,252 --> 00:34:07,754
‫...داووده.

418
00:34:21,392 --> 00:34:23,561
‫دینا. چی انقدر مهم بود که
‫می‌خواستی باهام حرف بزنی؟

419
00:34:23,644 --> 00:34:25,646
‫- اشبعل.
‫- چیه؟

420
00:34:25,730 --> 00:34:28,900
‫نمی‌دونیم به کی
‫تو این قصر می‌تونیم اعتماد کنیم.

421
00:34:30,109 --> 00:34:31,194
‫منظورت چیه؟

422
00:34:31,277 --> 00:34:35,406
‫امروز تو جنگل، مردی رو دیدم
‫که یه چشم‌بند روی یه چشمش داشت.

423
00:34:35,490 --> 00:34:37,533
‫همون مردی بود که پدرم رو کشت.

424
00:34:39,827 --> 00:34:41,079
‫چطور مطمئنی؟

425
00:34:41,162 --> 00:34:42,371
‫چون دنبالش کردم.

426
00:34:42,455 --> 00:34:43,915
‫چی؟

427
00:34:43,998 --> 00:34:45,792
‫اشبعل، اون داشت با دوئِگ ملاقات می‌کرد.

428
00:34:46,834 --> 00:34:49,212
‫بهت گفته بودم
‫حس بدی نسبت به اون مرد دارم.

429
00:34:51,005 --> 00:34:53,591
‫نکنه حمله به کاروان ما
‫فقط کار راهزن‌ها نبوده؟

430
00:34:53,674 --> 00:34:55,676
‫نکنه برنامه‌ریزی شده بوده؟

431
00:34:55,760 --> 00:35:00,515
‫- یعنی، یکی اینجا تو قصر...
‫- دینا، دینا، یه توطئه؟ کی؟

432
00:35:00,598 --> 00:35:02,725
‫- باید همین الان بریم پیش پادشاه.
‫- نه. نه، نه، نه.

433
00:35:02,809 --> 00:35:05,478
‫پدرم این اواخر... حال مساعدی نداره.

434
00:35:05,561 --> 00:35:07,230
‫کوچکترین چیزی می‌تونه بهمش بریزه.

435
00:35:07,605 --> 00:35:09,982
‫و اون هیچوقت این رو در مورد
‫دوئِگ باور نمی‌کنه. نه بدون مدرک.

436
00:35:10,066 --> 00:35:11,400
‫من مدرک دارم.

437
00:35:12,401 --> 00:35:14,821
‫بیا. بخونش.

438
00:35:18,407 --> 00:35:20,409
‫انبارها توسط کنعانی‌ها
‫آتیش زده نشدن،

439
00:35:20,493 --> 00:35:21,828
‫و حملات بیشتری برنامه‌ریزی شده.

440
00:35:28,251 --> 00:35:29,335
‫تو باید...

441
00:35:30,336 --> 00:35:32,588
‫تو باید این رو بسپری به من.
‫با هیچ‌کس در موردش حرف نزن.

442
00:35:32,672 --> 00:35:35,341
‫اشبعل، اون‌ها پدر من رو کشتن.

443
00:35:35,424 --> 00:35:37,927
‫دینا... بس کن.

444
00:35:38,010 --> 00:35:39,137
‫چرا؟

445
00:35:39,846 --> 00:35:41,639
‫نه، من این موضوع رو رها نمی‌کنم. نمی‌تونم.

446
00:35:57,280 --> 00:36:00,616
‫نه. نه. صدات درنیاد.

447
00:36:00,700 --> 00:36:02,743
‫خواهر، نباید صدات دربیاد.

448
00:36:03,911 --> 00:36:05,121
‫می‌فهمی؟

449
00:36:14,630 --> 00:36:15,882
‫تو اون رو کشتی.

450
00:36:17,216 --> 00:36:19,719
‫به این سادگی‌ها نیست.
‫چیزهایی هست که تو نمی‌دونی.

451
00:36:19,802 --> 00:36:21,179
‫اشبعل...

452
00:36:21,262 --> 00:36:24,807
‫...تو همسرت رو کشتی.
‫تو دینا رو کشتی.

453
00:36:24,891 --> 00:36:26,767
‫آروم باش. باید خودت رو جمع‌وجور کنی.

454
00:36:26,851 --> 00:36:30,146
‫اشبعل!
‫من نمی‌دونم تو کی هستی!

455
00:36:30,229 --> 00:36:31,397
‫من هیچی نمی‌دونم!

456
00:36:34,317 --> 00:36:35,902
‫باید مادر رو پیدا کنم.

457
00:36:35,985 --> 00:36:38,154
‫- باید برم. باید برم.
‫- وایسا، وایسا!

458
00:36:42,241 --> 00:36:43,910
‫یه لحظه به من گوش کن.

459
00:36:46,662 --> 00:36:48,956
‫یادته ازم پرسیدی
‫وقتی رفته بودم چه اتفاقی افتاد؟

460
00:36:51,334 --> 00:36:52,543
‫بهت می‌گم.

461
00:36:58,716 --> 00:37:01,427
‫میراب، زندگی من تموم شد.

462
00:37:03,596 --> 00:37:05,514
‫زندگی‌ای که می‌شناختم تموم شد.

463
00:37:08,017 --> 00:37:10,519
‫و از خاکستر
‫اون پسر ضعیف و رقت‌انگیز...

464
00:37:13,522 --> 00:37:15,358
‫...من با یه هدف ظهور کردم،

465
00:37:16,025 --> 00:37:19,654
‫و هر کاری لازم باشه می‌کنم
‫تا به سرانجام برسونمش.

466
00:37:23,741 --> 00:37:24,992
‫انبارها.

467
00:37:26,786 --> 00:37:29,121
‫تو انبارهای غله رو آتیش زدی.

468
00:37:33,709 --> 00:37:35,878
‫آره.

469
00:37:38,714 --> 00:37:40,466
‫تو کاری کردی مادر بهت تاج بده.

470
00:37:42,051 --> 00:37:44,470
‫تو اون و پدر رو از هم جدا کردی.

471
00:37:45,763 --> 00:37:47,890
‫تو من رو ترغیب کردی که با داوود ازدواج کنم.

472
00:37:49,642 --> 00:37:50,726
‫چرا؟

473
00:37:51,602 --> 00:37:53,229
‫اشبعل، تهش می‌خوای به چی برسی؟

474
00:37:54,313 --> 00:37:57,984
‫آینده‌ای بهتر، برای همه‌مون.

475
00:37:59,151 --> 00:38:01,362
‫تو عقلت رو از دست دادی.

476
00:38:01,445 --> 00:38:03,239
‫- تو عقلت رو از دست دادی.
‫- نه. نه.

477
00:38:03,322 --> 00:38:05,825
‫من بالأخره پیداش کردم.

478
00:38:06,659 --> 00:38:08,744
‫پدر ضعیف و فاسده. خودت دیدی.

479
00:38:08,786 --> 00:38:10,162
‫- داری اذیتم می‌کنی، اش...
‫- همه‌مون دیدیم.

480
00:38:10,204 --> 00:38:12,915
‫پادشاهیش داره زیر دستش می‌پوسه،
‫و اگه ما کاری نکنیم...

481
00:38:12,999 --> 00:38:14,917
‫اگه من کاری نکنم...

482
00:38:17,044 --> 00:38:18,546
‫...همه‌چیز رو از دست می‌دیم.

483
00:38:22,216 --> 00:38:24,010
‫دیدی چه بلایی سر مادر اومد.

484
00:38:27,179 --> 00:38:30,891
‫من نمی‌خوام اون بلا سر تو بیاد.
یا میکال

485
00:38:33,519 --> 00:38:34,770
‫به اون کاری نداری.

486
00:38:35,896 --> 00:38:39,191
‫من می‌خوام یه چیز جدید بسازم.
‫یه چیزی خیلی بهتر.

487
00:38:42,528 --> 00:38:43,612
‫اما...

488
00:38:46,657 --> 00:38:50,036
‫...هیچ‌کس نباید بفهمه امروز چی دیدی.

489
00:38:53,372 --> 00:38:54,707
‫می‌فهمی؟

490
00:38:57,835 --> 00:38:59,712
‫داری من رو تهدید می‌کنی؟

491
00:39:01,714 --> 00:39:02,965
‫میراب...

492
00:39:05,217 --> 00:39:08,304
‫دینا پاش رو تو چیزی گذاشت
‫که از اون بزرگ‌تر بود.

493
00:39:09,722 --> 00:39:11,015
‫چاره‌ای نداشتم.

494
00:39:12,808 --> 00:39:15,227
‫اما تو خواهر منی،

495
00:39:16,145 --> 00:39:17,897
‫نیمه‌ی دیگه‌ی روح منی.

496
00:39:19,023 --> 00:39:22,318
‫تنها متحد واقعی من تو این خانواده.

497
00:39:24,153 --> 00:39:27,406
‫و من الان بیشتر از همیشه بهت احتیاج دارم...

498
00:39:29,867 --> 00:39:30,993
‫...کنار خودم.

499
00:39:34,038 --> 00:39:34,538
‫این تنها راهه.

500
00:39:45,633 --> 00:39:46,884
‫همسرم.

501
00:39:48,552 --> 00:39:49,804
‫عشقم.

502
00:39:51,639 --> 00:39:53,724
‫چطور تونست این اتفاق بیفته؟

503
00:39:54,558 --> 00:39:56,310
‫یه نگهبان پیداش کرد.

504
00:39:56,394 --> 00:39:59,480
‫اون یه جیغ شنیده
‫نزدیک پایین دروازه‌ی غربی.

505
00:40:08,239 --> 00:40:09,740
‫خیلی متأسفم، اشبعل.

506
00:40:10,866 --> 00:40:12,660
‫این نمی‌تونسته یه اتفاق باشه.

507
00:40:13,369 --> 00:40:15,955
‫این دشمن ماست که داره بهمون ضربه می‌زنه.

508
00:40:16,038 --> 00:40:18,499
‫آخه کی ممکنه
‫دلیلی برای کشتن دینا داشته باشه؟

509
00:40:21,001 --> 00:40:22,086
‫یه تهدید؟

510
00:40:22,711 --> 00:40:24,964
‫اگه یه شاهدخت می‌تونه
‫داخل دیوارهای قصر کشته بشه...

511
00:40:25,047 --> 00:40:28,634
‫و اون‌ها راحت از کنار نگهبان‌ها رد شدن؟
‫بدون دیده شدن کشتنش؟

512
00:40:30,553 --> 00:40:31,554
‫نه.

513
00:40:32,847 --> 00:40:35,266
‫یه نفر تو این قصر مسئول این کاره.

514
00:40:35,349 --> 00:40:36,725
‫هیچ‌کس مسئول نیست.

515
00:40:42,189 --> 00:40:44,275
‫دینا داشت با من دردودل می‌کرد.

516
00:40:46,402 --> 00:40:47,820
‫اون تظاهر می‌کرد قویه،

517
00:40:47,903 --> 00:40:51,490
‫اما مرگ پدرش
‫بیشتر از چیزی که می‌دونستیم روش اثر گذاشته بود.

518
00:40:53,117 --> 00:40:55,453
‫اون اغلب در مورد پایان دادن
به زندگیش حرف می‌زد

519
00:40:59,165 --> 00:41:00,875
‫اون هیچوقت این رو به من نگفت.

520
00:41:03,377 --> 00:41:08,966
‫اون می‌ترسید که تو
‫در زمان ضعفش دوستش نداشته باشی.

521
00:41:09,550 --> 00:41:10,801
‫اما هیچ‌کس نمی‌تونست.

522
00:41:13,387 --> 00:41:15,806
‫خیلی متأسفم، برادر.

523
00:41:17,641 --> 00:41:20,728
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی.

524
00:41:28,652 --> 00:41:31,947
‫عذر می‌خوام، شاهزاده‌ی من.
‫پادشاه شما رو فراخوندن.

525
00:41:32,031 --> 00:41:33,491
‫اون نیاز داره که شما براش بنوازید.

526
00:41:34,909 --> 00:41:37,328
‫الان؟ حالشون خوب نیست؟

527
00:41:37,411 --> 00:41:39,246
‫مطمئنم حالشون خوب می‌شه.

528
00:41:55,221 --> 00:41:57,515
‫ابنر، چی آزارش می‌ده؟

529
00:41:58,057 --> 00:41:59,808
‫چیزهای زیادی هست
‫که پادشاه رو آزار می‌ده.

530
00:41:59,892 --> 00:42:01,519
‫مطمئنم دیدن تو حالش رو خوب می‌کنه.

531
00:42:32,550 --> 00:42:34,134
‫این تویی، مگه نه؟

532
00:42:41,475 --> 00:42:42,643
‫پادشاه من؟

533
00:42:45,312 --> 00:42:46,814
‫من دوستت داشتم.

534
00:42:47,815 --> 00:42:49,149
‫بهت اعتماد داشتم...

535
00:42:50,651 --> 00:42:52,570
‫و تو باز هم بهم خیانت کردی.

536
00:42:53,904 --> 00:42:55,906
‫پادشاه من، من به شما وفادارم.

537
00:42:58,158 --> 00:42:59,326
‫همیشه بودم.

538
00:43:04,456 --> 00:43:06,292
‫وفادار.

539
00:43:10,462 --> 00:43:11,797
‫واقعاً هستی؟

540
00:43:16,302 --> 00:43:17,678
‫دیگه فریبکاری بسه.

541
00:43:18,512 --> 00:43:19,930
‫حقیقت رو بگو.

542
00:43:22,349 --> 00:43:23,809
‫سموئیل تو رو انتخاب کرد؟

543
00:43:25,269 --> 00:43:27,521
‫- پادشاه من، لطفاً فقط بشینید...
‫- اون تو رو انتخاب کرد؟

544
00:43:28,981 --> 00:43:29,982
‫درسته؟

545
00:43:31,191 --> 00:43:33,110
‫- سموئیل تو رو انتخاب کرد؟
‫- نه.

546
00:43:35,529 --> 00:43:36,614
‫نه.

547
00:43:38,949 --> 00:43:40,743
‫خدا من رو انتخاب کرد.
