﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:06,006 --> 00:00:07,882
‫[برخی از رویدادهای به تصویر کشیده‌شده
[...در این مجموعه

3
00:00:07,882 --> 00:00:09,384
ممکن است دقیقاً با تمام واقعیت‌های تاریخی و مذهبی]
[مطابقت نداشته باشند

4
00:00:09,384 --> 00:00:11,011
‫[با اینکه تلاش کرده‌ایم برخی جنبه‌های تاریخ را
[...به‌درستی نمایش دهیم

5
00:00:11,011 --> 00:00:13,013
برای اهداف داستان‌گویی]
[.از خلاقیت‌هایی استفاده شده است

6
00:00:15,473 --> 00:00:17,517
...آنچه در "خاندان داوود" گذشت

7
00:00:17,600 --> 00:00:19,060
‫من این نبرد رو بردم.

8
00:00:19,144 --> 00:00:20,562
‫تو دوباره من رو منصوب می‌کنی.

9
00:00:20,645 --> 00:00:22,564
‫این کار رو نمی‌تونم بکنم.

10
00:00:22,647 --> 00:00:26,359
‫داوود عاشق منه. هیچ دلیل خوبی نداره
‫که پدر بخواد داوود با تو ازدواج کنه.

11
00:00:26,443 --> 00:00:28,820
‫خواهرت راست می‌گه.
‫اون گزینه‌ی بهتریه.

12
00:00:31,906 --> 00:00:34,659
‫از شام گم‌شو بیرون.
‫پیدات می‌کنم و می‌کشمت.

13
00:00:38,496 --> 00:00:41,833
‫اشبعل با دینه ازدواج می‌کنه.
‫دختر یاهیر از قبیله‌ی دان.

14
00:00:41,916 --> 00:00:45,211
‫ما به مراسم احتیاجی نداریم.
‫با هم می‌تونیم یه شانس دوباره داشته باشیم.

15
00:00:45,295 --> 00:00:50,717
‫اونی که سموئیل منصوب می‌کنه، باید کشته بشه
‫همراه با همه‌ی افراد خانواده‌اش.

16
00:00:50,800 --> 00:00:53,219
‫تو و بچه‌ات
‫آبروی «یسی» رو بردید.

17
00:00:53,303 --> 00:00:55,722
‫مادرت، دشمن قوم ما به دنیا اومد.

18
00:00:55,805 --> 00:00:58,349
‫من با عجله باهاش ازدواج کردم.
یه ازدواج غیرقانونی

19
00:00:58,433 --> 00:01:00,935
.‫تو انگشتر مُهردار من رو برداشتی
!قانون من رو عوض کردی

20
00:01:01,019 --> 00:01:02,270
‫تو با من
‫و خانواده‌مون به «خیمه» نمیای.

21
00:01:02,270 --> 00:01:03,521
‫تو با من
‫و خانواده‌مون به «خیمه» نمیای.

22
00:01:04,022 --> 00:01:06,524
‫آدریل خبر مهمی آورده.

23
00:01:06,608 --> 00:01:08,735
‫دیدم که سموئیل به بیت‌لحم اومد.

24
00:01:09,444 --> 00:01:11,404
‫می‌دونم چه کسی رو منصوب کرد.

25
00:01:29,589 --> 00:01:32,217
‫چقدر بزرگه، مادر؟
‫اون «خیمه» رو می‌گم.

26
00:01:32,300 --> 00:01:34,385
‫بزرگتر از
‫هر چیزی که تاحالا دیدی.

27
00:01:34,969 --> 00:01:35,970
‫صبر کن خودت می‌بینی.

28
00:01:36,054 --> 00:01:37,680
‫منظره‌ی باشکوهی‌ـه، داوود.

29
00:01:37,764 --> 00:01:41,184
‫مقدس‌ترین مکان در این سرزمین
‫تو مقدس‌ترین روز سال.

30
00:01:41,267 --> 00:01:43,019
‫امروز خدا ما رو تماشا می‌کنه؟

31
00:01:43,103 --> 00:01:45,271
‫خدا هر روز ما رو تماشا می‌کنه.

32
00:01:45,355 --> 00:01:46,439
‫مخصوصاً تو رو، ناتانائیل.

33
00:01:47,107 --> 00:01:49,567
‫- واسه همین اینقدر می‌خنده.
‫- الیاب.

34
00:01:50,819 --> 00:01:53,530
‫اونجاست؟

35
00:02:03,873 --> 00:02:04,958
‫آره.

36
00:02:05,792 --> 00:02:07,168
‫«خیمه عهد».

37
00:02:09,170 --> 00:02:11,339
‫جایی که روح خدا ساکنه.

38
00:02:12,173 --> 00:02:13,174
‫داوود؟

39
00:02:18,555 --> 00:02:20,557
‫همه دارن آماده می‌شن که برن.

40
00:02:24,310 --> 00:02:25,311
‫تو خوبی؟

41
00:02:27,647 --> 00:02:28,648
‫آره.

42
00:02:29,691 --> 00:02:32,735
‫دارم گوش میدم
‫تا صدای مادرم رو تو باد بشنوم.

43
00:02:47,625 --> 00:02:49,002
‫می‌خواستم بهش بگم.

44
00:02:50,420 --> 00:02:51,462
‫چی رو بهش بگی؟

45
00:02:51,963 --> 00:02:53,423
‫دارم میرم به «خیمه».

46
00:02:53,506 --> 00:02:55,425
‫بچگی با هم نمی‌رفتید؟

47
00:02:58,136 --> 00:03:00,805
‫اون هیچوقت اجازه نداشت.

48
00:03:02,348 --> 00:03:03,349
‫منم همینطور.

49
00:03:03,433 --> 00:03:05,727
‫بیا. ما برمی‌گردیم خونه.

50
00:03:05,810 --> 00:03:06,895
‫نه.

51
00:03:08,271 --> 00:03:10,273
‫نه، به‌خاطر من نه. تو برو.

52
00:03:10,356 --> 00:03:13,276
‫نه. هیچ‌کدوم ما دیگه اجازه نداریم.

53
00:03:13,359 --> 00:03:16,112
‫این تصمیم بزرگان قومه.

54
00:03:16,196 --> 00:03:17,655
‫- مُتظاهرها.
‫- الیاب.

55
00:03:17,739 --> 00:03:20,116
‫- این به‌خاطر داووده.
‫- الیاب، ساکت شو.

56
00:03:23,244 --> 00:03:26,372
‫تو قهرمان پادشاهی.

57
00:03:33,338 --> 00:03:34,339
‫یالا.

58
00:03:34,422 --> 00:03:35,423
‫بیا بریم.

59
00:04:10,541 --> 00:04:12,168
‫همه چیز خوبه، پادشاه من؟

60
00:04:12,919 --> 00:04:14,128
‫هیچ چیز خوب نیست.

61
00:04:15,797 --> 00:04:18,174
‫یه خائن بین ماست.

62
00:04:21,219 --> 00:04:23,263
‫لعنت به سموئیل.

63
00:04:25,682 --> 00:04:29,811
‫خون این‌ها به گردن اونه.

64
00:04:30,770 --> 00:04:32,146
‫اون منصوب‌شده رو می‌گید؟

65
00:04:34,357 --> 00:04:35,483
‫خب، خیالتون راحت باشه،

66
00:04:37,068 --> 00:04:38,820
‫این تهدید برطرف می‌شه.

67
00:04:39,612 --> 00:04:42,031
‫اول خانواده‌اش،
‫بعدش خود اون منصوب‌شده.

68
00:04:42,115 --> 00:04:43,658
‫یوآب از پسش برمیاد.

69
00:04:44,367 --> 00:04:47,787
‫م... من داشتم فکر می‌کردم که،
‫یکی دیگه رو برای این کار بذارم.

70
00:04:47,870 --> 00:04:49,080
‫نه.

71
00:04:49,789 --> 00:04:52,250
‫یوآب، تنها کسیه که بهش اعتماد دارم.

72
00:04:55,753 --> 00:04:56,754
‫البته.

73
00:04:58,589 --> 00:05:01,217
‫این کار انجام می‌شه
‫قبل از اینکه به «خیمه» برسیم.

74
00:05:07,265 --> 00:05:14,480
[خاندان داوود]

75
00:05:18,693 --> 00:05:22,530
‫پدر اگه بود، افتخار می‌کرد
‫که می‌دید تو مراسم «خیمه» شرکت می‌کنی.

76
00:05:23,406 --> 00:05:25,116
‫اون به هردوی ما افتخار می‌کرد.

77
00:05:25,950 --> 00:05:29,370
‫راستش، من با تو نمیام.

78
00:05:29,454 --> 00:05:32,123
‫همین الان شنیدم که قراره
‫با یوآب برم یه مأموریت.

79
00:05:32,206 --> 00:05:33,666
‫الان؟

80
00:05:33,750 --> 00:05:34,751
‫چرا؟

81
00:05:34,834 --> 00:05:36,711
‫بهم نگفت.

82
00:05:37,503 --> 00:05:38,504
‫باید مهم باشه.

83
00:05:40,298 --> 00:05:42,300
‫می‌خواستم این لحظه رو با هم شریک باشیم.

84
00:05:46,095 --> 00:05:49,057
‫شاید چیزی بود
‫که هیچوقت قرار نبود ببینم.

85
00:06:02,820 --> 00:06:04,655
‫باید هر روز این رو تمیز کنی.

86
00:06:05,365 --> 00:06:06,491
‫قول میدی؟

87
00:06:06,574 --> 00:06:08,076
‫سارا.

88
00:06:08,868 --> 00:06:10,578
‫میکال. یه‌کم استراحت کن.

89
00:06:11,662 --> 00:06:14,165
‫خانواده‌ام خیلی بهت مدیونه.

90
00:06:14,248 --> 00:06:15,750
‫باعث افتخارمه که خدمت کنم.

91
00:06:15,833 --> 00:06:17,210
‫تو بیشتر از خدمت کردن انجام میدی.

92
00:06:17,835 --> 00:06:19,253
‫به‌خاطر تو، برادرم زنده‌ست.

93
00:06:19,337 --> 00:06:22,298
‫خب، خوشحالم که مهارت‌هام به درد خورد.

94
00:06:22,382 --> 00:06:24,384
‫من جاناتان رو خوب می‌شناسم.

95
00:06:24,467 --> 00:06:28,471
‫احساسات اون به تو،
‫عمیق‌تر از قدردانیه.

96
00:06:30,181 --> 00:06:32,225
‫مردها اغلب وقتی درمانشون می‌کنم گیج می‌شن.

97
00:06:32,308 --> 00:06:35,686
‫یه حسی مثل محبت
‫و احترام به درمانگر.

98
00:06:37,647 --> 00:06:39,565
‫اگه نظر من رو بخوای...

99
00:06:41,442 --> 00:06:43,903
‫به نظر میاد این احساسات دوطرفه‌ست.

100
00:06:48,157 --> 00:06:49,742
‫ما تازه همدیگه رو دیدیم.

101
00:06:51,953 --> 00:06:53,871
‫پس... پس با ما بیا.

102
00:06:56,582 --> 00:06:57,917
‫به «خیمه»؟

103
00:07:00,002 --> 00:07:03,131
‫اگه بری،
‫هیچوقت نمی‌فهمی چی می‌تونست بشه.

104
00:07:07,093 --> 00:07:10,096
‫خب، میای؟

105
00:07:12,890 --> 00:07:14,392
‫- آره؟
‫- باشه.

106
00:07:17,478 --> 00:07:18,813
‫پسرم چطوره؟

107
00:07:18,896 --> 00:07:20,148
‫سمسون چطوره؟

108
00:07:23,901 --> 00:07:25,027
‫داداش.

109
00:07:29,323 --> 00:07:30,658
‫تو هم با ما میای؟

110
00:07:30,741 --> 00:07:33,327
‫خواهرت انگار فکر می‌کنه
‫تو هنوز مریضی.

111
00:07:38,040 --> 00:07:39,250
‫هیچوقت انقدر حالم بد نبوده.

112
00:07:40,168 --> 00:07:42,044
‫خب، پس فکر کنم مجبورم همراهت بیام.

113
00:07:44,630 --> 00:07:46,174
‫بیا برات یه اسب بگیرم.

114
00:07:48,426 --> 00:07:49,760
‫خواهش می‌کنم، داداش.

115
00:08:03,733 --> 00:08:04,859
‫سفر طولانی‌ایه.

116
00:08:06,736 --> 00:08:08,404
‫معنیش این نیست که باید حرف بزنیم.

117
00:08:09,739 --> 00:08:10,865
‫از نظر من که خوبه.

118
00:08:23,461 --> 00:08:26,464
‫شاید ترجیح میدی
‫تو کالسکه بشینی؟

119
00:08:27,131 --> 00:08:28,799
‫تو الان زن یه شاهزاده‌ای.

120
00:08:30,009 --> 00:08:34,013
‫خیلی زود ازدواج کردیم،
‫اما هنوز خیلی کم من رو می‌شناسی.

121
00:08:50,696 --> 00:08:52,532
‫کمک می‌خوای بیای بالا، شاهزاده‌ی من؟

122
00:08:59,455 --> 00:09:00,790
‫دیگه برای جا زدن دیره.

123
00:09:09,006 --> 00:09:10,132
‫چرا مادر نمیاد؟

124
00:09:12,718 --> 00:09:14,053
‫پدر.

125
00:09:14,637 --> 00:09:16,681
‫اون همیشه تو «خیمه»
‫با ما بوده.

126
00:09:17,390 --> 00:09:18,975
‫و امسال، نخواهد بود.

127
00:09:51,966 --> 00:09:56,262
‫اورایا، من باید رهبری کنم، ولی نمی‌دونم
‫از کدوم طرف باید بریم.

128
00:09:57,930 --> 00:10:01,225
‫- اون دیده‌بان جلوی ستون رو می‌بینی؟
‫- آره.

129
00:10:01,309 --> 00:10:03,561
‫چشمت بهش باشه
‫و فقط اسبش رو دنبال کن.

130
00:10:04,270 --> 00:10:05,271
‫ممنونم.

131
00:10:12,361 --> 00:10:14,614
‫فرمانده جدیدمون داره
‫آدرس می‌پرسه؟

132
00:10:15,114 --> 00:10:17,450
‫باید نگران باشیم؟

133
00:10:19,243 --> 00:10:21,996
‫یادم بنداز ببینم، اُوز،
‫تو چند تا غول کشتی؟

134
00:10:46,354 --> 00:10:48,648
‫حداقل بهم می‌گی
‫کجا داریم می‌ریم؟

135
00:10:50,107 --> 00:10:51,859
‫«قریه یعاریم»؟

136
00:10:51,942 --> 00:10:54,945
‫نه، داریم می‌ریم جنوب.

137
00:10:55,488 --> 00:10:56,489
‫یهودا؟

138
00:10:58,574 --> 00:10:59,992
‫دقیقاً کجا؟ کدوم دهکده؟

139
00:11:01,077 --> 00:11:03,496
‫- و چرا؟
‫- الیاب.

140
00:11:04,955 --> 00:11:07,375
‫وقتی زمانش برسه حقیقت رو
‫می‌فهمی.

141
00:11:20,471 --> 00:11:22,598
[محانیه، جاده‌ی خیمه]

142
00:11:24,058 --> 00:11:25,643
‫- تو هم می‌خوای؟
‫- دوست ندارم.

143
00:11:30,648 --> 00:11:31,649
‫داوود.

144
00:11:32,316 --> 00:11:33,317
‫پادشاه من.

145
00:11:37,405 --> 00:11:39,865
‫ممنونم به‌خاطر این افتخار بزرگ.

146
00:11:40,616 --> 00:11:43,536
‫این کمترین کاری بود که می‌تونستم
‫برای یه نفر به این وفاداری بکنم.

147
00:11:48,958 --> 00:11:50,126
‫بهت حسودیم می‌شه،

148
00:11:51,502 --> 00:11:54,130
‫که داری همه‌ی این‌ها رو برای اولین بار
‫تجربه می‌کنی.

149
00:11:56,757 --> 00:12:00,094
‫«روز کفاره»
‫زمانی برای توبه‌ست.

150
00:12:01,429 --> 00:12:05,599
‫برای چیزهایی که ما رو از خدا دور می‌کنه.

151
00:12:06,726 --> 00:12:10,271
‫و برای عواقب
‫انتخاب‌هامون.

152
00:12:12,690 --> 00:12:18,112
‫این مراسمی‌ـه که همزمان
‫شروع و پایان خیلی چیزهاست.

153
00:12:29,457 --> 00:12:30,458
‫خودت می‌بینی.

154
00:12:57,902 --> 00:13:00,654
‫فرمانده‌ی ما خواننده‌ست؟

155
00:13:13,209 --> 00:13:14,210
‫بهشون اهمیت نده.

156
00:13:15,920 --> 00:13:17,505
‫جلب اعتمادشون زمان می‌بره.

157
00:13:18,297 --> 00:13:21,926
‫می‌دونی، من سال‌ها چوپان بودم
‫و گله‌های پدرم رو هدایت می‌کردم،

158
00:13:23,552 --> 00:13:25,930
‫و اون‌ها همیشه با وفاداری کامل
‫دنبالم میومدن.

159
00:13:26,013 --> 00:13:27,765
‫خب، آدم‌ها گوسفند نیستن.

160
00:13:29,517 --> 00:13:31,727
‫سرباز بودن یعنی مواجهه با درد

161
00:13:33,103 --> 00:13:34,104
‫و سختی

162
00:13:35,439 --> 00:13:37,775
‫و احتمال مرگ تو هر روز.

163
00:13:40,986 --> 00:13:45,950
‫پس یه رهبر باید بهشون
‫هدفی بزرگتر از خودشون بده.

164
00:13:50,913 --> 00:13:52,206
‫تو بهش می‌رسی، داوود.

165
00:13:53,916 --> 00:13:55,000
‫یه روزی، یه جوری.

166
00:14:12,518 --> 00:14:15,271
‫ما خدمتکار داریم که به اسب‌ها برسه.

167
00:14:17,356 --> 00:14:21,235
‫آدم فکر می‌کنه تا الان باید این رو فهمیده باشه،
‫ولی خب میکال رو که می‌شناسی.

168
00:14:21,610 --> 00:14:22,820
‫می‌شناسم.

169
00:14:25,531 --> 00:14:27,825
‫می‌خواستم بهت بگم،
‫پدرم رو راضی کردم

170
00:14:27,908 --> 00:14:30,411
‫که به خانواده‌ات
‫صد رأس گوسفند ببخشه.

171
00:14:32,037 --> 00:14:34,915
‫و پدرت،
‫دوباره تو یهودا اعتبار پیدا می‌کنه،

172
00:14:35,499 --> 00:14:37,251
‫و می‌تونه با بقیه عبادت کنه.

173
00:14:37,334 --> 00:14:39,545
‫همه‌ی گناهای گذشته پاک می‌شه...

174
00:14:39,628 --> 00:14:40,754
‫...پس...

175
00:14:40,838 --> 00:14:42,798
‫...پس می‌تونه سال دیگه به ما ملحق بشه.

176
00:14:43,716 --> 00:14:45,676
‫این هدیه‌ی من به توئه.

177
00:14:46,552 --> 00:14:47,553
‫ممنونم.

178
00:14:50,431 --> 00:14:52,349
‫ولی عشق من رو نمی‌شه خرید، میراب.

179
00:14:55,144 --> 00:14:56,395
‫شاید بشه به دستش آورد؟

180
00:14:59,732 --> 00:15:00,733
‫قبلاً به دست اومده.

181
00:15:03,068 --> 00:15:07,364
‫می‌دونم اونی نیستم که تو انتخاب کردی،
‫ولی کاری می‌کنم که این انتخاب درستی باشه.

182
00:15:10,159 --> 00:15:12,244
‫می‌دونی با خواهرت چی کار کردی؟

183
00:15:14,079 --> 00:15:15,164
‫من چی کار کردم؟

184
00:15:17,958 --> 00:15:21,253
‫داوود، من هیچوقت انتخاب نشدم، هیچوقت.

185
00:15:22,171 --> 00:15:24,840
‫نادیده گرفته می‌شم.

186
00:15:24,924 --> 00:15:25,966
‫بهم بی‌توجهی می‌شه.

187
00:15:27,301 --> 00:15:29,303
‫فکر کنم تو هم می‌دونی چه حسی داره.

188
00:15:29,386 --> 00:15:33,849
‫اینکه خانواده‌ات فراموشت کنن،
‫اینکه مسیری نداشته باشی.

189
00:15:35,351 --> 00:15:37,019
‫ولی حالا خودت رو ببین.

190
00:15:40,272 --> 00:15:44,068
‫تو اون غول رو کشتی،
‫و اون همه چیز رو بهم ریخت.

191
00:15:45,402 --> 00:15:49,239
‫تو مسیر خودت رو پیدا کردی،
‫و منم می‌خوام مسیر خودم رو پیدا کنم.

192
00:15:50,366 --> 00:15:53,327
‫چون منم به اندازه‌ی میکال
‫لیاقت داشتن آینده رو دارم.

193
00:15:53,911 --> 00:15:56,205
‫و حقیقت اینه که، من و تو، ما...

194
00:15:56,288 --> 00:15:58,749
‫ما همونی هستیم که این پادشاهی نیاز داره.

195
00:15:59,959 --> 00:16:04,088
‫و به‌خاطر همینه که پدرم انتخابش رو کرد،
‫و نظرش رو عوض نمی‌کنه.

196
00:16:06,215 --> 00:16:08,217
‫حالا، مجبور نیستی ازش خوشت بیاد،

197
00:16:09,176 --> 00:16:11,845
‫و، واقعاً، مجبور نیستی عاشقم باشی،

198
00:16:13,555 --> 00:16:17,559
‫ولی چشمان همه‌ی ملت به ماست.

199
00:16:18,894 --> 00:16:25,651
‫پس، لطفاً فقط من رو شرمنده نکن.

200
00:16:29,279 --> 00:16:30,322
‫کمک!

201
00:16:31,323 --> 00:16:32,324
‫کمک!

202
00:16:33,367 --> 00:16:34,827
‫اونجا!

203
00:16:34,910 --> 00:16:36,286
‫چه بلایی سرت اومده؟

204
00:16:36,370 --> 00:16:38,622
‫مردان مسلح. کنعانی‌ها.

205
00:16:38,706 --> 00:16:40,541
‫دارن دهکده پشت دهکده رو غارت می‌کنن.

206
00:16:40,624 --> 00:16:42,751
‫حالا، نوبت دهکده‌ی منه.

207
00:16:43,752 --> 00:16:45,045
‫جِبع.

208
00:16:45,629 --> 00:16:47,047
‫داوود،

209
00:16:47,715 --> 00:16:49,633
‫برادرت و یه دسته از مردها رو بردار.

210
00:16:49,717 --> 00:16:51,093
‫ما نیروی کمکی خبر می‌کنیم.

211
00:16:51,176 --> 00:16:52,761
‫- اطاعت می‌شه.
‫- این رو ببر.

212
00:16:52,845 --> 00:16:53,846
‫راه رو نشون بده.

213
00:16:53,929 --> 00:16:55,431
‫ابی، بیا بریم.

214
00:16:56,056 --> 00:16:57,224
‫سلاح‌هاتون رو آماده کنید!

215
00:16:57,307 --> 00:16:58,684
‫کنعانی‌ها دارن حمله می‌کنن!

216
00:17:11,238 --> 00:17:14,575
‫یوآب، چرا ما اینجاییم؟

217
00:17:16,785 --> 00:17:17,786
‫هی.

218
00:17:18,495 --> 00:17:19,580
‫دیگه مخفی‌کاری بسه.

219
00:17:20,956 --> 00:17:22,166
‫این‌ها همسایه‌های من‌ان.

220
00:17:23,250 --> 00:17:26,545
‫مردی که سموئیل منصوب کرده،
.اینجا زندگی می‌کنه

221
00:17:28,005 --> 00:17:29,006
‫نه.

222
00:17:31,675 --> 00:17:32,926
‫امکان نداره راست باشه.

223
00:17:33,844 --> 00:17:35,971
‫ولی هست.

224
00:17:38,223 --> 00:17:39,516
‫و ما باید چی کار کنیم؟

225
00:17:39,600 --> 00:17:42,269
‫تهدید رو همراه با خط خونی خاندانش
‫از بین ببریم.

226
00:17:43,270 --> 00:17:44,772
‫نباید هیچ‌کس زنده بمونه.

227
00:17:46,023 --> 00:17:47,024
‫یوآب...

228
00:17:49,485 --> 00:17:51,195
‫این‌ها آدم‌های خوبی‌ان.

229
00:17:52,029 --> 00:17:53,072
‫ما نمی‌تونیم.

230
00:17:53,155 --> 00:17:54,156
‫من این کار رو نمی‌کنم.

231
00:17:55,783 --> 00:17:57,868
‫ترجیح میدی خانواده‌ی خودت باشه؟

232
00:18:01,622 --> 00:18:03,207
‫الیاب، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

233
00:18:03,290 --> 00:18:05,292
‫پدرت گفت
‫برگشتی جِبعَه.

234
00:18:05,375 --> 00:18:06,710
‫توبایا، پسر یافث،

235
00:18:07,878 --> 00:18:09,797
‫تو رو خائن اعلام کردن.

236
00:18:09,880 --> 00:18:12,091
‫چی؟ نه. یوآب.

237
00:18:13,008 --> 00:18:14,927
‫- نه، نمی‌فهمم.
‫- یوآب.

238
00:18:15,761 --> 00:18:18,222
‫الیاب، بهش بگو. تو من رو می‌شناسی.

239
00:18:18,305 --> 00:18:20,265
‫مرگ تو برای حفظ آینده...

240
00:18:20,307 --> 00:18:21,517
‫- یوآب.
‫- ...پادشاه برحق ما...

241
00:18:21,558 --> 00:18:23,477
‫- یا خدای رحیم، لطفاً.
‫- ...منصوب‌شده‌ی واقعی لازمه.

242
00:18:23,477 --> 00:18:24,478
‫الیاب، بهش بگو.

243
00:18:24,520 --> 00:18:27,523
‫- بابا!
‫- برو! فرار کن، پسرم.

244
00:18:27,606 --> 00:18:29,942
‫بدو!

245
00:18:31,110 --> 00:18:33,362
‫من میرم دنبال پسره.

246
00:18:33,445 --> 00:18:34,696
‫تو کار بقیه رو تموم کن.

247
00:18:35,697 --> 00:18:36,782
‫عاقل باش، پسرعمو.

248
00:18:45,666 --> 00:18:48,710
‫نه، لطفاً. توبایا.

249
00:18:48,794 --> 00:18:51,213
‫- توبایا؟
‫- بابا کجاست؟

250
00:19:25,831 --> 00:19:28,208
‫چطور تونستی این کار رو بکنی؟

251
00:19:28,292 --> 00:19:30,085
‫خدا عصبانیه.

252
00:19:30,169 --> 00:19:32,754
‫این رهبر ماست؟
‫من نمی‌دونم اصلاً...

253
00:19:32,838 --> 00:19:33,839
‫اینجا!

254
00:19:34,590 --> 00:19:37,259
‫- اینجا، چند نفر زنده موندن!
‫- بهت گفتم اون آماده نیست.

255
00:19:37,342 --> 00:19:38,510
‫خدایا، کمکم کن.

256
00:19:38,594 --> 00:19:39,595
‫اوز...

257
00:19:48,061 --> 00:19:50,189
‫دوازده نفر رو
‫به کشتن دادیم، داوود.

258
00:19:51,106 --> 00:19:52,149
‫دوازده نفر.

259
00:19:53,400 --> 00:19:54,651
‫چرا عجله کردی و رفتی تو؟

260
00:19:55,777 --> 00:19:59,198
‫اورایا، اوز رو ببر.
به زخمی‌ها برس. همین الان

261
00:20:03,285 --> 00:20:07,497
‫بهت گفتم اون یه رهبر نیست.

262
00:20:07,581 --> 00:20:08,916
‫کافیه.

263
00:20:09,917 --> 00:20:11,668
‫کنعانی‌ها داشتن
‫به روستایی‌ها حمله می‌کردن.

264
00:20:14,046 --> 00:20:16,465
‫من کاری رو کردم که... که حس کردم
‫باید انجام بدم.

265
00:20:18,467 --> 00:20:19,885
‫می‌دونی اون‌ها چی کار می‌کردن.

266
00:20:19,968 --> 00:20:21,595
‫ما برتری داشتیم.

267
00:20:23,013 --> 00:20:26,099
‫ولی تو احساسی عمل کردی
‫و موقعیت ما رو لو دادی.

268
00:20:26,683 --> 00:20:29,603
‫شاهزاده‌ی من،
‫یه چیزی هست که باید ببینید.

269
00:20:30,646 --> 00:20:33,023
‫تو همین الان باعث مرگ آدم‌هایی شدی
‫که لازم نبود بمیرن.

270
00:20:51,166 --> 00:20:53,293
‫همه‌ی کنعانی‌های مُرده یکی از این‌ها داشتن.

271
00:20:54,711 --> 00:20:56,922
‫دو تا گاری پر از این‌ها بود.

272
00:20:58,006 --> 00:20:59,341
‫بیشتر هم فرار کردن.

273
00:20:59,424 --> 00:21:00,550
‫زغال چوب.

274
00:21:00,634 --> 00:21:01,635
‫چوب سوخته؟

275
00:21:02,219 --> 00:21:05,055
‫چوب سوخته به چه دردشون می‌خوره؟

276
00:21:05,138 --> 00:21:08,141
‫چرا به‌خاطرش جون‌شون رو به خطر می‌ندازن؟

277
00:21:40,382 --> 00:21:42,884
‫داوود، بیا کنار آتیش بشین. بیا.

278
00:21:56,398 --> 00:21:58,900
‫من باعث مرگ اون آدم‌ها شدم.

279
00:22:01,403 --> 00:22:03,196
‫جنگ بود.

280
00:22:03,905 --> 00:22:05,907
‫اون‌ها هزینه‌اش رو می‌دونستن.

281
00:22:05,991 --> 00:22:07,534
‫اون‌ها دنبالم اومدن.

282
00:22:08,452 --> 00:22:10,454
‫بهم اعتماد کردن.

283
00:22:18,003 --> 00:22:19,421
‫می‌دونی...

284
00:22:20,672 --> 00:22:25,385
‫من با دیدن پدرم بزرگ شدم
‫که آدم‌ها رو به کام مرگ می‌فرستاد،

285
00:22:26,345 --> 00:22:27,512
‫پس...

286
00:22:30,015 --> 00:22:31,808
‫می‌دونم جنگ چی کار می‌کنه.

287
00:22:35,270 --> 00:22:41,234
‫نه فقط با اون‌هایی که می‌جنگن،
‫بلکه با اون‌هایی که جا می‌مونن.

288
00:22:48,700 --> 00:22:51,328
‫نمی‌شه از غم و اندوه فرار کرد، داوود.

289
00:22:54,247 --> 00:22:56,208
‫ولی مجبور نیستی تنهایی تحملش کنی.

290
00:23:31,743 --> 00:23:32,828
‫خب؟

291
00:23:35,580 --> 00:23:37,124
‫این هنوز سنگینه.

292
00:23:37,666 --> 00:23:40,377
‫تو به من قولِ شمشیرهای آهنی
‫به ظرافت شمشیر جالوت دادی.

293
00:23:40,460 --> 00:23:43,588
‫به زمان احتیاج دارم، پادشاه من.
و مواد اولیه‌ی بیشتر

294
00:23:43,672 --> 00:23:46,425
‫من هر چی خواستی بهت دادم

295
00:23:47,259 --> 00:23:48,760
‫به قیمت جون آدم‌های زیاد،

296
00:23:49,636 --> 00:23:54,933
‫و با این حال تو نمی‌تونی
‫به قول‌هات عمل کنی؟

297
00:23:56,643 --> 00:23:58,728
‫شاید تو به اندازه‌ی
‫استادت ماهر نیستی.

298
00:23:58,812 --> 00:24:01,398
‫هیچ‌کس به اندازه‌ی استاد من ماهر نیست.

299
00:24:01,982 --> 00:24:04,276
‫- پس کجاست؟
‫- هیچ‌کس نمی‌دونه، پادشاه من.

300
00:24:04,359 --> 00:24:06,194
‫فکر می‌کنن مُرده.

301
00:24:06,987 --> 00:24:08,572
‫شمشیر جالوت آخرین کارش بود.

302
00:24:09,698 --> 00:24:11,283
‫ولی من بهترین شاگردشم.

303
00:24:11,366 --> 00:24:13,827
‫خواهش می‌کنم، من ارزشم رو ثابت می‌کنم.

304
00:24:13,910 --> 00:24:17,122
‫و به زودی، شما یه ارتش بزرگ رو
رهبری می‌کنید

305
00:24:17,205 --> 00:24:19,207
‫که بهترین سلاح‌های
‫شناخته شده دستشونه.

306
00:24:24,421 --> 00:24:25,422
‫نه برای آدم‌ها.

307
00:24:26,381 --> 00:24:27,883
‫برای اسطوره‌ها و پادشاهان.

308
00:24:29,342 --> 00:24:30,844
‫می‌تونی این کار رو بکنی یا نه؟

309
00:24:30,927 --> 00:24:33,054
‫بله. بله، سرورم.

310
00:24:33,138 --> 00:24:34,181
‫بهتون نشون میدم.

311
00:24:35,474 --> 00:24:36,475
‫خوبه.

312
00:24:39,102 --> 00:24:41,021
‫برگرد سر کارت.

313
00:24:59,289 --> 00:25:01,708
[خیمه، شهر نوب]

314
00:25:19,809 --> 00:25:23,396
‫داوود! داوود! داوود!

315
00:25:30,987 --> 00:25:36,785
‫خیلی وقت پیش، خداوند، «خیمه عهد» رو
‫از کوه سینا به موسی نشون داد

316
00:25:36,868 --> 00:25:40,580
‫و بهش گفت که یکی
‫دقیقاً شبیه همون روی زمین بسازه.

317
00:25:41,164 --> 00:25:42,666
‫انگار...

318
00:25:43,625 --> 00:25:45,752
‫یه سایه از قلمرو آسمانیه.

319
00:25:46,461 --> 00:25:48,672
‫همین‌جا برای ما.

320
00:25:48,755 --> 00:25:49,756
‫آره.

321
00:25:50,715 --> 00:25:52,926
‫داوود! داوود! داوود!

322
00:26:15,407 --> 00:26:16,992
‫مردم من!

323
00:26:18,451 --> 00:26:20,370
‫بهتون معرفی می‌کنم...

324
00:26:21,037 --> 00:26:22,122
‫غول‌کُش رو!

325
00:26:23,790 --> 00:26:26,626
‫و شاهدختش، میراب.

326
00:26:30,338 --> 00:26:31,840
‫تظاهر کن، داوود.

327
00:26:32,424 --> 00:26:34,384
‫به‌خاطر اون‌ها نه، به‌خاطر من.

328
00:26:34,467 --> 00:26:36,803
‫- داوود! داوود! داوود!
‫- خواهش می‌کنم.

329
00:27:07,917 --> 00:27:09,294
‫کجا بودی؟

330
00:27:09,377 --> 00:27:10,712
‫این چه مأموریتی بود؟

331
00:27:12,047 --> 00:27:13,548
‫در موردش حرف نمی‌زنیم.

332
00:27:15,133 --> 00:27:16,343
‫نه اینجا.

333
00:27:18,094 --> 00:27:19,220
‫نه هیچوقت.

334
00:28:46,641 --> 00:28:50,228
‫اگه اومدی که به سموئیل صدمه بزنی،

335
00:28:50,979 --> 00:28:54,983
‫اول باید از روی همه‌ی کاهنان «خیمه» رد بشی

336
00:28:56,484 --> 00:28:58,403
‫جلوی چشم همه‌ی مردم شام.

337
00:29:01,322 --> 00:29:05,535
‫بهت اطمینان میدم،
‫ما نه نیازی داریم و نه می‌خوایم به این «پیشگو» آسیبی بزنیم.

338
00:29:05,618 --> 00:29:11,207
‫راستش، ما اومدیم تا بهش پیشنهادی بدیم
‫که از گناهان خودش خلاص بشه.

339
00:29:44,407 --> 00:29:46,117
‫هنوز زیر ستاره‌ها می‌خوابی؟

340
00:29:46,910 --> 00:29:48,787
‫میکال.

341
00:29:48,870 --> 00:29:50,497
‫خواهش می‌کنم، بشین.

342
00:29:59,672 --> 00:30:02,801
‫در مورد خودمون یه تصمیمی گرفتم.

343
00:30:02,884 --> 00:30:04,886
‫اگه به‌خاطر اون موقع‌ست،

344
00:30:04,969 --> 00:30:08,348
‫خواهرت داشت برای جمعیت نمایش اجرا می‌کرد
‫و من هیچ لذتی نبردم...

345
00:30:08,431 --> 00:30:09,974
‫ولی مردم بردن.

346
00:30:11,226 --> 00:30:13,686
‫می‌تونم ببینم آخرش چی می‌شه.

347
00:30:14,938 --> 00:30:18,107
‫بیا به خودمون بیشتر از این درد ندیم.

348
00:30:18,191 --> 00:30:19,234
‫تو...

349
00:30:20,109 --> 00:30:22,570
‫تو با میراب ازدواج می‌کنی، و من...

350
00:30:22,654 --> 00:30:24,364
‫- منم باهاش کنار میام.
‫- نه، نه.

351
00:30:24,447 --> 00:30:26,199
‫من... من... نمی‌تونم.

352
00:30:26,282 --> 00:30:29,494
‫این کار رو نمی‌کنم. من عاشقتم، میکال.

353
00:30:29,577 --> 00:30:30,745
‫فقط تو.

354
00:30:31,496 --> 00:30:35,416
‫چیزهای بیشتری از خوشحالی خودمون هست
‫که باید در نظر بگیریم.

355
00:30:37,043 --> 00:30:39,879
‫شاید من فقط قرار بود کمکت کنم
‫با اون غول روبه‌رو بشی.

356
00:30:39,963 --> 00:30:42,423
‫- شاید هدف خدا از این ماجرا همین بوده.
‫- چی؟ نه.

357
00:30:42,924 --> 00:30:45,969
‫ما برای هم ساخته شدیم. من می‌دونم.

358
00:30:47,345 --> 00:30:49,722
‫گوش کن، ما فقط باید به جنگیدن ادامه بدیم.

359
00:30:50,515 --> 00:30:51,808
‫من دارم می‌جنگم.

360
00:30:52,600 --> 00:30:54,978
‫من دارم برای یه چیز دیگه می‌جنگم.

361
00:30:55,061 --> 00:30:56,104
‫برای چی؟

362
00:30:56,187 --> 00:30:57,564
‫خانواده‌ام.

363
00:30:57,647 --> 00:30:59,649
‫ولی خودت گفتی،
‫پدر خودت رو مقصر می‌دونی.

364
00:30:59,732 --> 00:31:02,652
‫ازش عصبانی‌ام، آره،
‫ولی اون هنوز پدرمه.

365
00:31:03,361 --> 00:31:05,196
‫- و اون منصوب‌شده‌ست.
‫- هست؟

366
00:31:07,073 --> 00:31:08,533
‫بر علیه خدا حرف نزن.

367
00:31:08,616 --> 00:31:10,159
‫نه پیش من و قطعاً نه اینجا.

368
00:31:10,243 --> 00:31:13,037
‫- نه، نه، نه، منظورم اون نبود.
‫- عاشقتم، ولی من...

369
00:31:13,121 --> 00:31:16,332
‫من تو یا هیچ‌کس دیگه‌ای رو
‫به خواست اون ترجیح نمیدم.

370
00:31:16,416 --> 00:31:19,127
‫اگه انتخاب کردن من خواست خدا باشه چی؟

371
00:31:19,210 --> 00:31:22,672
‫تو هی این رو می‌گی،
‫ولی اصلاً ازش پرسیدی؟

372
00:31:22,755 --> 00:31:24,632
‫- دائماً.
‫- جواب داده؟

373
00:31:24,716 --> 00:31:27,468
‫- خب، هنوز نه، ولی...
‫- اینم جواب ما.

374
00:31:27,552 --> 00:31:32,640
‫اگه واقعاً قرار بود ما با هم باشیم،
‫این ماجرا راحت‌تر بود.

375
00:31:32,724 --> 00:31:37,437
‫مجبور نبودیم هی خلاف جهت آب شنا کنیم
‫یا خانواده‌ام رو از هم بپاشیم.

376
00:31:37,520 --> 00:31:40,523
‫داوود، مادرم حتی اینجا نیست.

377
00:31:41,232 --> 00:31:42,317
‫می‌دونم، می‌دونم.

378
00:31:42,400 --> 00:31:43,735
‫می‌ترسم...

379
00:31:45,028 --> 00:31:46,571
‫می‌ترسم نکنه داریم خودخواه می‌شیم.

380
00:31:46,654 --> 00:31:47,989
‫میکال، خواهش می‌کنم.

381
00:31:48,072 --> 00:31:49,741
‫من تصمیمم رو گرفتم.

382
00:31:52,452 --> 00:31:56,539
‫اگه دوستم داری، بهش احترام می‌ذاری.

383
00:32:27,779 --> 00:32:29,280
‫این به‌خاطر داووده.

384
00:32:29,364 --> 00:32:34,285
‫این تقصیر اون یا تو نیست،
‫ولی باریه که تو باید به دوش بکشی.

385
00:32:35,620 --> 00:32:37,830
‫پس، به‌جای قضاوت کردن بقیه مثل اون‌ها،

386
00:32:38,456 --> 00:32:42,043
‫نگران مردی باش
‫که خدا می‌خواد بشی.

387
00:32:44,212 --> 00:32:47,840
‫شاید اون موقع،
‫تو کسی باشی که آبروی خانواده‌ی ما رو برمی‌گردونه.

388
00:32:59,978 --> 00:33:01,187
‫بابا!

389
00:33:03,189 --> 00:33:07,318
‫توبایا. توبایا.

390
00:33:45,690 --> 00:33:47,066
‫پادشاه من.

391
00:33:50,278 --> 00:33:53,948
‫ممنونم، ابنر،
‫که عزیزترین مهمونم رو آوردی.

392
00:33:56,993 --> 00:33:58,745
‫بهم بگو، شائول...

393
00:33:58,828 --> 00:34:01,039
‫همه‌ی مهمانان عزیزت رو به زور...

394
00:34:01,122 --> 00:34:03,082
‫نیمه شب میارن تو چادرت؟

395
00:34:03,166 --> 00:34:04,459
‫هیلا...

396
00:34:05,835 --> 00:34:10,548
‫نیاوردمت اینجا که تهدیدت کنم،
‫بلکه برای یه درخواست.

397
00:34:10,631 --> 00:34:13,342
‫کلی حرف داریم که بزنیم.

398
00:34:13,426 --> 00:34:15,219
‫خواهش می‌کنم، بشین.

399
00:34:15,303 --> 00:34:17,180
‫ترجیح میدم بایستم.

400
00:34:17,847 --> 00:34:19,182
‫اَخینوعَم کجاست؟

401
00:34:19,265 --> 00:34:21,267
‫شما همیشه با هم سفر نمی‌کنید؟

402
00:34:22,268 --> 00:34:24,145
‫مکان ملکه به تو ربطی نداره.

403
00:34:24,228 --> 00:34:26,481
‫صادقانه امیدوارم مریض نباشه

404
00:34:26,564 --> 00:34:31,069
‫یا مثل تو که اخیراً درگیر شدی،
‫با شیاطین ذهنش درگیر نباشه.

405
00:34:31,944 --> 00:34:36,866
‫بهت اطمینان میدم، هیلا،
‫ذهنم هیچوقت به این شفافی نبوده.

406
00:34:37,450 --> 00:34:39,410
‫و سموئیل باید این رو بدونه.

407
00:34:41,329 --> 00:34:46,459
‫شوهرت رو که معلومه
‫هدف خدا رو گم کرده، راضی کن

408
00:34:46,542 --> 00:34:48,461
‫که انتخاب درست رو بکنه.

409
00:34:49,837 --> 00:34:54,217
‫فردا، سموئیل باید
‫حمایتش رو از من به عنوان پادشاه

410
00:34:54,300 --> 00:34:56,594
‫جلوی مردم جمع‌شده‌ی شام دوباره اعلام کنه.

411
00:34:56,677 --> 00:34:59,764
‫تو اون رو مثل یه زندانی به زنجیر کشیدی.

412
00:35:01,015 --> 00:35:03,976
‫حتی اونم نتونست راضیش کنه
‫کاری که تو می‌خوای رو بکنه.

413
00:35:04,685 --> 00:35:08,981
‫بین این همه جا،
‫چرا باید نظرش اینجا عوض بشه؟

414
00:35:09,065 --> 00:35:12,777
‫اگه خدا جواب رو
‫به اون نگفته،

415
00:35:12,860 --> 00:35:17,281
‫پس شاید به عهده‌ی من باشه
‫که حقیقت رو در گوشش بگم.

416
00:35:17,365 --> 00:35:18,741
‫نمی‌بینی؟

417
00:35:19,826 --> 00:35:24,330
‫وقتی حرف‌های سموئیل به نفع خاندان توئه،
‫اون‌ها رو از طرف خدا قبول می‌کنی.

418
00:35:25,164 --> 00:35:28,376
‫و وقتی نباشه، ردشون می‌کنی.

419
00:35:29,127 --> 00:35:33,131
‫یا خدا از طریق شوهر من حرف می‌زنه،
‫یا نمی‌زنه.

420
00:35:33,214 --> 00:35:38,344
‫و اگه نزنه،
‫پس منصوب شدن تو هیچوقت عادلانه نبوده.

421
00:35:39,387 --> 00:35:42,014
‫پس، تو در هر صورت باختی.

422
00:35:42,682 --> 00:35:46,060
‫این رو قبول کن تا به آرامش برسی.

423
00:35:46,144 --> 00:35:50,231
‫هیچ‌کس تا ابد زنده نیست
‫و عمر سموئیل تموم می‌شه

424
00:35:50,314 --> 00:35:54,694
‫زودتر از چیزی که باید،
‫اگه به مخالفت با من ادامه بده.

425
00:35:55,820 --> 00:35:57,155
‫و، هیلا...

426
00:35:59,157 --> 00:36:03,244
‫خیلی برام سنگین تموم می‌شه
‫اگه بلایی هم سر تو بیاد.

427
00:36:10,459 --> 00:36:16,007
‫ای خدای لشکرها، من از طرف
‫اون‌هایی که هنوز وفادارن ازت می‌خوام.

428
00:36:18,759 --> 00:36:22,930
‫عشق و مهربانی‌ات رو
‫به قومت، شام، نشون بده...

429
00:36:24,307 --> 00:36:28,060
‫ولی تو بسیار صبور...

430
00:36:29,687 --> 00:36:31,022
‫و مهربانی.

431
00:36:34,442 --> 00:36:39,906
‫تو دیر خشمی
‫و رحمتت بی‌اندازه‌ست.

432
00:36:41,574 --> 00:36:44,911
‫باشد که قربانی ما در نظر تو پذیرفته شود

433
00:36:44,994 --> 00:36:47,038
‫همزمان که وارد این سال جدید می‌شویم.

434
00:36:48,956 --> 00:36:50,708
‫ما رو از گناه رها کن.

435
00:36:51,334 --> 00:36:53,961
‫خطاهای ما رو ببخش.

436
00:36:54,921 --> 00:36:57,840
‫و، خداوندا، تاج برکت...

437
00:36:58,674 --> 00:37:02,595
‫و لطفت رو بر سر ما بذار.

438
00:37:15,066 --> 00:37:16,484
‫و تو کجا بودی؟

439
00:37:17,902 --> 00:37:19,779
‫فقط داشتم از هوای شب لذت می‌بردم.

440
00:37:39,799 --> 00:37:42,510
[روز کفاره]

441
00:37:48,474 --> 00:37:49,850
‫ممنون.

442
00:37:54,105 --> 00:37:55,731
‫چیه؟

443
00:37:55,815 --> 00:37:58,192
‫- تو نباید اینجا باشی.
‫- جاناتان!

444
00:37:58,276 --> 00:37:59,694
‫مشکلی نیست.

445
00:37:59,777 --> 00:38:01,279
‫نه، نه، اشکالی نداره.

446
00:38:02,405 --> 00:38:03,781
‫ما رو تنها بذارید.

447
00:38:04,824 --> 00:38:05,825
‫بیا.

448
00:38:06,867 --> 00:38:07,868
‫سموئیل.

449
00:38:07,952 --> 00:38:10,538
‫خب، تو یه... یه پیروزی بزرگ
‫به دست آوردی.

450
00:38:10,621 --> 00:38:11,872
‫کارت عالی بود.

451
00:38:11,956 --> 00:38:13,708
‫پیروزی رو داوود به دست آورد.

452
00:38:17,378 --> 00:38:18,963
‫یه چیزی ناراحتت کرده.

453
00:38:22,550 --> 00:38:24,218
‫اون منصوب‌شده‌ست.

454
00:38:26,304 --> 00:38:28,514
‫توسط خدا انتخاب شده تا جای پدرم رو بگیره.

455
00:38:30,433 --> 00:38:31,767
‫اینطور نیست؟

456
00:38:36,605 --> 00:38:37,773
‫خب...

457
00:38:39,483 --> 00:38:41,152
‫دلت بهت چی می‌گه؟

458
00:38:44,238 --> 00:38:47,241
‫اون دوست من شده...

459
00:38:48,993 --> 00:38:50,745
‫و من دارم بهش مهارت‌هایی رو یاد میدم

460
00:38:50,828 --> 00:38:54,540
‫که می‌تونه برای نابودی پدرم،
‫خانواده‌ام، و خودم ازشون استفاده کنه.

461
00:38:56,459 --> 00:38:58,794
‫این...

462
00:38:59,295 --> 00:39:01,172
‫این ذهن رو به فساد می‌کشونه.

463
00:39:01,255 --> 00:39:02,506
‫به من گوش کن.

464
00:39:03,215 --> 00:39:07,345
‫هیچ‌کس، حتی من، نمی‌تونه دقیقاً بدونه

465
00:39:07,428 --> 00:39:13,309
‫که خداوند چه قصدی داره
‫یا خواسته‌اش چطور آشکار می‌شه.

466
00:39:15,102 --> 00:39:20,816
‫تو واقعاً فکر می‌کنی که داوود
‫هیچوقت به تو یا خانواده‌ات آسیب می‌زنه؟

467
00:39:22,276 --> 00:39:23,402
‫فکر نمی‌کنم.

468
00:39:26,030 --> 00:39:29,325
‫ولی... نقش من تو این ماجرا چیه؟

469
00:39:31,869 --> 00:39:35,873
‫اگه اون قراره روی تخت بشینه،
‫من بزرگترین مانعش هستم.

470
00:39:37,333 --> 00:39:39,710
‫پس تبدیل به بزرگترین متحدش شو.

471
00:39:41,921 --> 00:39:45,800
‫به داوود کمک کن تا تبدیل به مردی بشه
‫که خدا بهش نیاز داره.

472
00:39:46,926 --> 00:39:49,678
‫جاناتان، جاناتان.

473
00:39:49,762 --> 00:39:53,432
‫در این بین، سعی کن یه‌کم لذت ببری

474
00:39:54,433 --> 00:39:56,143
‫از زندگی خودت.

475
00:39:59,146 --> 00:40:00,314
‫دست‌هات رو بشور.

476
00:40:01,148 --> 00:40:02,316
‫زود باش.

477
00:40:26,465 --> 00:40:28,509
‫تو یه بدهی بزرگ به من داری، پسر «یسی».

478
00:40:29,218 --> 00:40:32,179
‫من تو و خانواده‌ات رو
از یه مرگ سریع نجات دادم

479
00:40:34,348 --> 00:40:35,349
‫تو... چی کار کردی؟

480
00:40:36,725 --> 00:40:38,561
‫من می‌دونم تو قراره کی باشی، داوود.

481
00:40:39,520 --> 00:40:40,646
‫من...

482
00:40:41,397 --> 00:40:43,482
‫من در مورد اون منصوب شدن می‌دونم.

483
00:40:47,027 --> 00:40:50,156
‫پس حقیقت داره.

484
00:40:52,116 --> 00:40:53,951
‫چشم‌هات لو دادنت.

485
00:40:58,414 --> 00:40:59,415
‫نگران نباش.

486
00:40:59,498 --> 00:41:02,418
‫من اسم یه نفر دیگه رو
تو گوش پادشاه انداختم

487
00:41:03,419 --> 00:41:06,005
‫اسم مردی که دلم براش تنگ نمی‌شه.

488
00:41:07,298 --> 00:41:09,967
‫اون‌ها به جای تو مُردن، داوود.

489
00:41:12,386 --> 00:41:13,387
‫پس،

490
00:41:14,472 --> 00:41:19,935
‫وقتی عصای سلطنت طبق پیش‌گویی به یهودا برگرده
‫و تو روی تختت بشینی،

491
00:41:21,228 --> 00:41:25,232
‫جنگجوی موسیقیدان کوچولوی من،

492
00:41:25,316 --> 00:41:27,318
‫یادت باشه کی ازت محافظت کرد.

493
00:42:11,195 --> 00:42:12,780
‫خداوند انتخاب کرده.

494
00:42:49,316 --> 00:42:53,195
‫بر روی این بُز،
من تمام گناهان‌مون رو می‌ذارم

495
00:42:53,279 --> 00:42:56,824
‫تا اون بتونه اون‌ها رو به بیابان ببره.

496
00:42:56,907 --> 00:43:01,287
‫بذار گناه ما رو از ما دور کنه،

497
00:43:01,370 --> 00:43:04,331
‫تا دیگه هرگز این مردم رو آلوده نکنه.

498
00:43:15,926 --> 00:43:17,511
‫تِکیعا گِدولا.

499
00:43:39,241 --> 00:43:42,620
‫اون منصوب‌شده‌ی قلابی تو دیگه نفس نمی‌کشه.

500
00:43:44,455 --> 00:43:48,709
‫خدا اون رو به من نشون داد تا بتونم
‫از روی زمین محوش کنم.

501
00:43:49,293 --> 00:43:53,297
‫حالا به مردم نشون بده
‫که من پادشاه منتخب خدام.

502
00:43:54,465 --> 00:43:57,134
‫یه بار دیگه من رو منصوب کن،
همین‌جا و همین الان

503
00:44:00,095 --> 00:44:04,224
‫فقط اون موقع‌ست که صلح
‫تو سراسر سرزمین حکم‌فرما می‌شه.

504
00:44:05,851 --> 00:44:07,561
‫من کاری رو می‌کنم که خدا می‌گه.

505
00:44:09,146 --> 00:44:10,439
‫این رو می‌دونی، شائول.

506
00:44:11,732 --> 00:44:14,860
‫و چیزی که تو می‌خوای رو،
‫خدا نگفته.

507
00:46:15,606 --> 00:46:16,732
‫هی.

508
00:46:17,441 --> 00:46:18,442
‫هی.

509
00:46:19,359 --> 00:46:20,778
‫من کنارتم، داداش.

510
00:46:21,779 --> 00:46:25,032
‫با تو می‌جنگم و با تو عزاداری می‌کنم.

511
00:46:34,666 --> 00:46:37,044
‫انتخاب اشتباهی کردی.

512
00:46:39,338 --> 00:46:40,464
‫شائول...

513
00:46:42,925 --> 00:46:45,010
‫من از تو نمی‌ترسم.

514
00:46:45,844 --> 00:46:47,679
‫من به تو خدمت نمی‌کنم.

515
00:46:49,223 --> 00:46:51,058
‫این محراب برای کاهن‌هاست،

516
00:46:51,934 --> 00:46:53,602
‫نه پادشاه‌ها.

517
00:47:35,561 --> 00:47:37,104
‫به چیزی که می‌خوای می‌رسی.

518
00:47:38,730 --> 00:47:40,023
‫دیگه باهات نمی‌جنگم.

519
00:47:42,484 --> 00:47:43,777
‫قبولش می‌کنم.

520
00:47:47,406 --> 00:47:50,701
‫- میکال.
‫- ولی نمی‌تونم برای این کار کنارت باشم.

521
00:47:56,456 --> 00:47:59,877
‫انتظار نداشته باش ببخشمت، میراب.

522
00:48:03,171 --> 00:48:04,464
‫نمی‌تونم.

523
00:48:18,979 --> 00:48:20,230
‫جاناتان.

524
00:48:20,939 --> 00:48:23,775
‫یه مرد دانا بهم گفت از زندگی‌ام لذت ببرم...

525
00:48:26,778 --> 00:48:28,488
‫...و من دارم به حرفش گوش می‌دم.

526
00:48:28,572 --> 00:48:30,574
‫می‌دونم تو چی می‌خوای...

527
00:48:32,200 --> 00:48:33,827
‫ولی این،

528
00:48:35,037 --> 00:48:37,748
‫ما، ممکن نیست.

529
00:48:42,044 --> 00:48:43,253
‫تو همین رو نمی‌خوای؟

530
00:48:46,298 --> 00:48:48,300
‫بهت گفتم برادرم تو جنگ کشته شد،

531
00:48:49,259 --> 00:48:51,178
‫ولی همه‌ی داستان رو بهت نگفتم.

532
00:48:52,721 --> 00:48:54,181
‫اسمش اسحاق بود.

533
00:48:55,849 --> 00:48:57,476
‫اون تو نبرد «مخماس» کشته شد.

534
00:48:59,895 --> 00:49:02,981
‫همون نبردی که تو رو به عنوان
‫قهرمان شام مشهور کرد.

535
00:49:04,191 --> 00:49:07,152
‫می‌گن از یه صخره‌ی پرشیب بالا رفتی
‫و یه حمله رو شروع کردی

536
00:49:07,235 --> 00:49:10,489
‫به روی کنعانی‌ها،
‫فقط با پرچمدارت در کنارت.

537
00:49:11,573 --> 00:49:13,158
‫دو نفر در برابر یه ارتش.

538
00:49:15,577 --> 00:49:18,330
‫برادرم یکی از اون صدها مردی بود

539
00:49:18,413 --> 00:49:21,249
‫که از شجاعت تو الهام گرفتن
‫تا به نبرد ملحق بشن...

540
00:49:23,335 --> 00:49:25,921
‫و به‌خاطر همین کشته شد.

541
00:49:29,257 --> 00:49:33,637
‫هر چقدر هم تلاش می‌کنم،
‫و باور کن، تلاش کردم...

542
00:49:34,972 --> 00:49:37,933
‫نمی‌تونم تو رو
‫مسئول مرگش ندونم.

543
00:49:40,727 --> 00:49:42,145
‫من زندگی‌ها رو نجات میدم...

544
00:49:43,480 --> 00:49:45,148
‫و تو اون‌ها رو می‌گیری.

545
00:49:47,317 --> 00:49:48,610
‫به همین سادگی.

546
00:49:53,991 --> 00:49:55,283
‫سارا...

547
00:50:28,900 --> 00:50:30,152
‫تو خوبی؟
