﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,080
.

2
00:00:08,720 --> 00:00:13,360
[برگرفته از وقایع حقیقی]

3
00:00:24,600 --> 00:00:26,680
‫پلیس! پلیس!

4
00:00:37,840 --> 00:00:39,960
‫کاکران، برگرد اینجا!

5
00:00:40,040 --> 00:00:42,240
‫فنیان عوضی! بخواب زمین!

6
00:00:51,800 --> 00:00:52,920
[میهن‌پرستانِ ایرلند]

7
00:01:01,280 --> 00:01:03,560
‫برید کنار! راه رو باز کنید!

8
00:01:04,080 --> 00:01:05,640
‫خانم!

9
00:01:06,920 --> 00:01:08,320
‫خانم کاکران!

10
00:01:09,120 --> 00:01:10,160
‫خانم!

11
00:01:11,760 --> 00:01:12,960
‫خانم کاکران!

12
00:01:15,440 --> 00:01:17,840
‫خانم کاکران! خانم!

13
00:01:19,400 --> 00:01:21,880
‫خانم، باید بیاید.

14
00:01:21,960 --> 00:01:24,640
‫اون عوضی‌های ساکسون
‫برادرتون رو گرفتن.

15
00:01:24,720 --> 00:01:27,520
‫اون‌ها دارن بچه‌های انجمن رو
‫تو سرتاسر دوبلین دستگیر می‌کنن.

16
00:01:28,280 --> 00:01:30,240
‫- همون‌جا منتظر باش.
‫- ولی زود بیاید!

17
00:01:43,560 --> 00:01:45,760
‫خانه‌ی آیوی، قربان.

18
00:01:45,840 --> 00:01:49,120
‫فنیان‌ها از مرز کانادا
‫عبور کردن.

19
00:01:49,680 --> 00:01:52,080
‫...خبری از مستعمره، قربان.

20
00:01:52,160 --> 00:01:55,360
‫تهاجمی در داکوتا،
‫توسط ایرلندی‌ها و سرخپوست‌ها.

21
00:01:56,840 --> 00:02:00,320
‫- شما با آقای گینس کار دارید؟
‫- کار فوری. روز خوش.

22
00:02:00,400 --> 00:02:01,520
‫خب...

23
00:02:01,600 --> 00:02:05,080
‫به من پیامی داده شده
‫تا به آقای گینس بدم

24
00:02:05,160 --> 00:02:07,400
‫از طرف مردم فقیر دوبلین.

25
00:02:18,640 --> 00:02:20,680
‫حال و هوای بین
‫برادرها چطوره؟

26
00:02:20,760 --> 00:02:23,320
‫وقتی مسئله‌ای پیش پا افتاده باشه،
‫سر هم داد می‌زنن.

27
00:02:23,400 --> 00:02:25,280
‫وقتی مهمه، پچ‌پچ می‌کنن.

28
00:02:25,360 --> 00:02:27,120
‫ولی امروز ساکتن،

29
00:02:27,200 --> 00:02:32,320
‫که یعنی این قضیه‌ی نیویورک
‫از جدی هم جدی‌تره.

30
00:02:36,760 --> 00:02:38,600
‫سِر آرتور، ارباب ادوارد،

31
00:02:38,680 --> 00:02:41,560
‫مشاور حقوقی شما، آقای آیزاک بات، وکیل ارشد.

32
00:02:44,320 --> 00:02:48,200
‫هدیه‌ای برای آقای گینس
‫از طرف نماینده‌ی فقرای دوبلین.

33
00:02:52,760 --> 00:02:54,960
[خاندان گینس]
[فصل اول: قسمت ششم]

34
00:02:58,440 --> 00:02:59,480
‫کدوم آقای گینس؟

35
00:02:59,520 --> 00:03:03,200
‫این نشون‌دهنده‌ی مخمصه‌ی مشترک شماست
‫که می‌تونه برای هر کدومتون باشه.

36
00:03:04,360 --> 00:03:08,080
‫اگه پاسخی به تقلب در انتخابات،
‫شهادت دروغ در دادگاه،

37
00:03:08,160 --> 00:03:10,320
‫و به نوعی قسر در رفتن
‫از مجازات باشه،

38
00:03:10,400 --> 00:03:13,400
‫پس برای توئه، آرتور،
‫از طرف کاتولیک‌ها.

39
00:03:13,480 --> 00:03:15,760
‫از طرف دیگه،
‫اگه خبر به دوبلین رسیده باشه

40
00:03:15,840 --> 00:03:19,320
‫که خانواده‌ی گینس داره 15 درصد
‫به فنیان‌های نیویورک می‌ده،

41
00:03:19,400 --> 00:03:22,640
‫و با هر بطری گینس فروخته شده، حملاتشون به بریتانیایی‌ها
‫رو تأمین مالی می‌کنه،

42
00:03:22,720 --> 00:03:25,760
‫پس برای توئه، ادوارد،
‫از طرف اتحادیه‌گراها.

43
00:03:25,840 --> 00:03:28,920
‫از اونجایی که کار امروز درباره‌ی نیویورکه،
‫من گردن می‌گیرم.

44
00:03:29,000 --> 00:03:30,120
‫چه محبت‌آمیز.

45
00:03:30,200 --> 00:03:32,560
‫کار امروز درباره‌ی خیلی چیزهاست.

46
00:03:33,280 --> 00:03:34,920
‫دولت در وایت‌هال داره واکنش نشون می‌ده

47
00:03:35,000 --> 00:03:36,720
‫به افزایش فعالیت فنیان‌ها
‫در مستعمرات،

48
00:03:36,800 --> 00:03:40,920
‫به خصوص تهاجم فنیان‌ها
‫به قلمروی کانادا.

49
00:03:41,000 --> 00:03:44,360
‫که توسط خانواده‌ی گینس تأمین مالی شده،
‫به لطف تو، برادر.

50
00:03:44,440 --> 00:03:47,360
‫بریتانیایی‌ها حکم بازداشت
‫برای فنیان‌ها صادر کردن

51
00:03:47,440 --> 00:03:48,440
‫در سرتاسر دوبلین.

52
00:04:01,680 --> 00:04:03,040
‫فنیان عوضی.

53
00:04:04,400 --> 00:04:06,960
‫ولی، همونطور که تو مشاوره‌ی حقوقی من می‌خونید،

54
00:04:07,040 --> 00:04:09,800
‫زمان‌بندی این دستگیری‌ها
‫ممکنه به نفع شما باشه.

55
00:04:09,880 --> 00:04:12,720
‫- چطور ممکنه...
‫- لطفاً، ادوارد.

56
00:04:12,800 --> 00:04:16,360
‫فقط اجازه بده نابغه‌ای که من رو
‫از زندان نجات داد، تو رو هم از مخمصه در بیاره.

57
00:04:16,440 --> 00:04:20,360
‫مأمور شما بایرون هجز در نیویورک
‫یه معامله‌ی خیلی خطرناک انجام داده.

58
00:04:21,160 --> 00:04:23,680
‫اگه خبرش درز کنه،
‫حتی من هم نمی‌تونم نجات‌تون بدم.

59
00:04:24,200 --> 00:04:26,880
‫این آخرین ضربه به
‫میراث پدرتون خواهد بود.

60
00:04:29,640 --> 00:04:31,480
‫بله، منابعم بهم گفتن...

61
00:04:31,560 --> 00:04:34,200
‫اوه، منابع مرموز شما.

62
00:04:34,280 --> 00:04:35,600
‫...که اگه مأمور مجاز ما...

63
00:04:35,680 --> 00:04:38,000
‫نه، اون مأمور ما نیست.
‫اون مأمور کوفتی توئه.

64
00:04:38,080 --> 00:04:40,760
‫- می‌شه خفه شی؟ بذار حرفم رو بزنم.
‫- نه، تو خفه شو!

65
00:04:40,840 --> 00:04:42,880
‫ما مهمون داریم.
‫داری مثل یه بچه رفتار می‌کنی!

66
00:04:42,960 --> 00:04:44,680
‫- هر بار کوفتی!
‫- لطفاً، هر دوتون بس کنید.

67
00:04:47,120 --> 00:04:50,240
‫منابعم بهم می‌گن که
‫اگه بایرون هجز پیشنهادش رو پس بگیره

68
00:04:50,320 --> 00:04:52,240
‫از انجمن فنیان در نیویورک،

69
00:04:52,320 --> 00:04:55,080
‫اون رو با قطعاً تو
‫رودخونه‌ی هادسون پیدا می‌کنن.

70
00:04:56,440 --> 00:04:58,200
‫معامله فاش خواهد شد.

71
00:04:58,280 --> 00:05:01,480
‫و خاندان گینس
‫فرو خواهد پاشید.

72
00:05:01,560 --> 00:05:02,600
‫بله.

73
00:05:06,360 --> 00:05:11,200
‫من خیلی به مخمصه‌تون فکر کردم،
‫و پیشنهاد می‌کنم یه معامله بکنیم.

74
00:05:11,760 --> 00:05:15,360
‫یه روش پرداخت محتاطانه‌تر رو
‫در ازای سکوت ترتیب بدید.

75
00:05:15,440 --> 00:05:19,920
‫پس، یه نفر قابل اعتماد
‫باید پیامی به فنیان‌ها برسونه.

76
00:05:20,560 --> 00:05:23,240
‫پیشنهاد می‌کنم از خدمات
‫آقای رافرتی‌تون استفاده کنیم.

77
00:05:24,440 --> 00:05:26,560
‫سعی کردم باهاش تماس بگیرم
‫ولی نتونستم پیداش کنم

78
00:05:26,640 --> 00:05:27,840
‫تمام دیشب.

79
00:05:28,560 --> 00:05:31,920
‫نمی‌دونم شاید یکی از شما دو نفر بدونه
‫آقای رافرتی کجا می‌تونه باشه.

80
00:05:48,040 --> 00:05:50,840
‫برای صبحانه نمی‌مونید،
‫آقای رافرتی؟

81
00:05:51,920 --> 00:05:54,120
‫واقعاً می‌خواید من
‫برای صبحانه بشینم

82
00:05:54,200 --> 00:05:56,160
‫در حالی که همه‌ی خدمتکارها
دارن نگاه می‌کنن؟

83
00:05:56,880 --> 00:06:01,040
‫آقای رافرتی، شما اونقدر نگران به نظر می‌رسید
‫که انگار من قراره یه روزی عقلم رو از دست بدم

84
00:06:01,040 --> 00:06:02,760
‫و به شما مقام رسمی ‌بدم.

85
00:06:05,040 --> 00:06:08,840
‫مطمئن باشید، من هیچ قصدی
‫برای دادن چنین چیزی به شما ندارم،

86
00:06:09,440 --> 00:06:11,120
‫جز کمی ساز و موسیقی.

87
00:06:14,200 --> 00:06:15,320
‫هیچوقت.

88
00:06:22,000 --> 00:06:22,480
‫نه، نه.

89
00:06:24,320 --> 00:06:26,200
‫تو بدجوری دیوونه‌ هستی، می‌دونستی؟

90
00:06:45,120 --> 00:06:47,920
‫لطفاً مزاحمتم رو ببخشید،
‫ولی یه پیام فوری دارم.

91
00:06:48,000 --> 00:06:49,680
‫کار ما تموم شده. بفرمایید.

92
00:06:49,760 --> 00:06:52,440
‫توسط یه پسر خیابونی تحویل داده شد
‫که به سختی از دویدن از اسکله

93
00:06:52,520 --> 00:06:54,200
‫نفسش بالا میومد.

94
00:06:54,280 --> 00:06:55,400
‫از اسکله؟

95
00:06:56,040 --> 00:06:57,920
‫برای شماست، ارباب ادوارد.

96
00:06:59,440 --> 00:07:02,960
‫از یه بانوی جوانی به اسم اِلن کاکران.

97
00:07:07,960 --> 00:07:09,120
‫ممنونم، پاتر.

98
00:07:12,520 --> 00:07:15,040
‫می‌نویسم تا شما رو از
‫خبری نگران‌کننده مطلع کنم.

99
00:07:15,120 --> 00:07:18,000
‫امروز صبح، برادرم به همراه مردان دیگری
‫از سازمان ما،

100
00:07:18,080 --> 00:07:20,840
‫توسط نیروهای پلیس
‫دستگیر و زندانی شدند.

101
00:07:21,240 --> 00:07:23,720
‫یک بار دیگه، اون‌ها مردانی رو آزار می‌دن
‫که هیچ کاری نکردن

102
00:07:23,800 --> 00:07:26,160
‫جز اینکه علناً در مورد عقایدشون صحبت کردن.

103
00:07:27,040 --> 00:07:28,880
‫می‌دونم ما در دو جبهه‌ی متفاوت هستیم،

104
00:07:29,400 --> 00:07:31,480
‫ولی باید به شما شب پیش رو یادآوری کنم،

105
00:07:31,560 --> 00:07:33,720
‫از اینکه چطور اتحاد ما تکامل یافته.

106
00:07:33,800 --> 00:07:36,080
‫من برای وضعیت نیویورک
‫کمکی پیشنهاد دادم،

107
00:07:36,160 --> 00:07:38,840
‫و امیدوارم شما هم بتونید همین کار رو
‫برای وضعیت من انجام بدید.

108
00:07:39,320 --> 00:07:41,760
‫من به قدرت و نیت خیر شما اعتماد دارم.

109
00:07:49,680 --> 00:07:52,920
‫تو اِلن کاکران از
‫انجمن فنیان رو می‌شناسی؟

110
00:07:56,200 --> 00:07:57,440
‫ادوارد.

111
00:07:59,560 --> 00:08:01,720
‫وکیل‌مون ازت یه سؤال پرسید.

112
00:08:36,160 --> 00:08:37,440
‫خدای من، صورتت.

113
00:08:40,840 --> 00:08:42,640
‫شلوغش نکن، اِلن.

114
00:08:45,480 --> 00:08:49,160
‫قبل از اینکه کلمه‌ای رو هدر بدی، من می‌دونم
‫شب پیش با کی دیدار کردی.

115
00:08:50,640 --> 00:08:52,240
‫از چی حرف می‌زنی؟

116
00:08:54,160 --> 00:08:56,440
‫من آدم‌هایی رو دارم که شیفتی
‫بیرون خونه‌ات نگهبانی می‌دن

117
00:08:56,520 --> 00:08:58,000
‫تا تو رو از آسیب در امان نگه دارن.

118
00:08:58,080 --> 00:08:59,800
‫تو چی کار کردی؟

119
00:09:00,800 --> 00:09:04,320
‫و آدم‌های من گزارش دادن
‫که یه مرد شب رو مونده.

120
00:09:04,880 --> 00:09:06,800
‫تو هیچ حق کوفتی‌ای نداری.

121
00:09:06,880 --> 00:09:09,360
‫و یه مرد خیلی خاص هم بود.

122
00:09:10,880 --> 00:09:12,960
به تو هیچ ربطی نداره که

123
00:09:12,960 --> 00:09:14,640
من تو خونه‌ام چیکار می‌کنم

124
00:09:14,680 --> 00:09:16,560
‫به ایرلند ربط داره.

125
00:09:16,640 --> 00:09:19,640
‫کاری که ما می‌کنیم به ملت ما ربط داره.

126
00:09:34,320 --> 00:09:36,000
‫من اومدم اینجا تا بهت بگم
‫سعی می‌کنم آزادت کنم.

127
00:09:39,440 --> 00:09:40,520
‫دستت رو بکش!

128
00:09:47,040 --> 00:09:49,440
‫تو مشخصاً هیچ نجابتی نداری،

129
00:09:49,520 --> 00:09:51,560
‫ولی هیچ عقلی هم نداری؟

130
00:09:51,640 --> 00:09:54,440
‫آدم‌های پولدار تو خونه‌ی فقرا،

131
00:09:54,520 --> 00:09:56,400
‫که سحرگاه دزدکی به خونه برمی‌گردن،

132
00:09:56,480 --> 00:10:00,160
‫و پشت سرشون درد و رنج به جا می‌ذارن.

133
00:10:01,480 --> 00:10:02,840
‫اون مرد مهربونیه.

134
00:10:03,880 --> 00:10:04,920
‫لعنتی.

135
00:10:05,000 --> 00:10:06,120
‫لعنتی!

136
00:10:06,200 --> 00:10:09,400
‫بله، یه «احساس» بود.
‫ولی بیشتر از اون...

137
00:10:09,480 --> 00:10:12,160
‫حالا تو نه تنها شورشی‌ها رو آروم می‌کنی،
‫باهاشون وقت می‌گذرونی.

138
00:10:12,240 --> 00:10:15,280
‫خواهش می‌کنم! این جور
تسلیم خودخواهانه‌‌ی احساسی

139
00:10:15,360 --> 00:10:17,640
‫اون قلمروی منه، شغل منه،
‫نقش من تو این کسب و کاره.

140
00:10:17,720 --> 00:10:20,080
‫این روی اداره‌ی مادی کارخونه
‫تأثیری نخواهد داشت.

141
00:10:20,160 --> 00:10:23,840
‫دو روزه، و اون داره به در خونه‌ی ما
‫پیغام می‌فرسته، و از تو به عنوان مهره‌ش استفاده می‌کنه.

142
00:10:24,360 --> 00:10:26,320
‫چه خدمات دیگه‌ای
‫بهش پیشنهاد دادی؟

143
00:10:26,400 --> 00:10:28,040
‫خدمات؟ اون زن معامله‌گر نیست، آرتور.

144
00:10:28,120 --> 00:10:29,720
‫- نه مثل...
‫- نه مثل کی؟

145
00:10:31,840 --> 00:10:33,640
‫- بگو.
‫- منظورم نبود...

146
00:10:33,640 --> 00:10:35,720
‫تو یه منشی که به سختی می‌شناسی رو
‫به نیویورک می‌فرستی

147
00:10:35,760 --> 00:10:38,240
‫که از طرف ما با شیطان
‫معامله می‌کنه، ادوارد!

148
00:10:38,320 --> 00:10:40,120
‫بعد تو با یکی دیدار می‌کنی...

149
00:10:40,200 --> 00:10:42,560
‫صرفاً چون این چیزی بود
که هر دومون می‌خواستیم

150
00:10:42,640 --> 00:10:43,840
‫در اون لحظه!

151
00:10:46,440 --> 00:10:47,560
‫خدای من.

152
00:10:49,480 --> 00:10:51,000
‫بالأخره ما برادریم.

153
00:10:53,080 --> 00:10:56,000
‫داشتم فکر می‌کردم
‫من اولین تلاش ناکام بودم،

154
00:10:56,080 --> 00:10:57,680
‫و تو برادر کامل‌شده بودی.

155
00:11:08,800 --> 00:11:12,320
‫ما صحبت کردیم،
‫و نوشیدیم، و... و خندیدیم.

156
00:11:13,880 --> 00:11:15,480
‫من فقط...

157
00:11:16,880 --> 00:11:20,720
‫و به هر حال، پرنده‌ها شروع به خوندن کردن،
‫و من می‌خواستم دوباره برگردن بخوابن.

158
00:11:22,160 --> 00:11:25,520
‫ادوارد،
‫اون بیرون تو تاریکی،

159
00:11:25,600 --> 00:11:29,480
‫فراتر از سالن‌های بارونی،
‫تمام شب خنده به پاست.

160
00:11:30,800 --> 00:11:33,240
‫و اون پرنده‌ها همیشه خیلی زود می‌خونن.

161
00:11:34,000 --> 00:11:36,200
‫فکر می‌کنم وقتشه
‫که با آدلاید نامزد کنی.

162
00:11:36,280 --> 00:11:37,880
‫اون جلوی همه‌ی این‌ها رو می‌گیره.

163
00:11:37,960 --> 00:11:40,040
‫اگرچه باید بگم...

164
00:11:40,120 --> 00:11:42,240
‫...دیدن تو که نامناسب عشق می‌ورزی،

165
00:11:42,320 --> 00:11:44,760
‫مثل باز کردن یه پنجره برای هوای تازه است.

166
00:11:44,840 --> 00:11:46,080
‫این عشق نیست.

167
00:11:46,160 --> 00:11:49,640
‫نه، ولی به شدت نامناسبه.

168
00:11:53,200 --> 00:11:56,200
‫بات گفت که باید مأمورمون
‫در نیویورک رو

169
00:11:56,280 --> 00:11:57,880
‫بخشی از معامله‌ی بزرگتر کنیم، درسته؟

170
00:11:57,960 --> 00:12:00,200
‫برای برقراری ارتباط
‫با فنیان‌ها،

171
00:12:00,280 --> 00:12:02,520
‫ممکنه دیگه به خدمات
‫آقای رافرتی نیاز نداشته باشیم.

172
00:12:02,600 --> 00:12:04,760
‫بله، چون تو قبلاً
‫عاشق دشمن شدی.

173
00:12:04,840 --> 00:12:06,440
‫دشمن نیست. اون بهم اعتماد داره.

174
00:12:06,520 --> 00:12:07,880
‫من بهش اعتماد دارم.

175
00:12:07,960 --> 00:12:10,040
‫اون می‌تونه به ما کمک کنه
این شکاف رو پر کنیم

176
00:12:10,120 --> 00:12:14,040
‫عمیق‌تر و عمیق‌تر عاشق می‌شه

177
00:12:17,800 --> 00:12:20,400
‫بانو آدلاید منتظر شماست، قربان.

178
00:12:22,360 --> 00:12:27,320
♪ بیشتر و بیشتر داره عاشق میشه ♪

179
00:12:27,960 --> 00:12:29,320
‫من منتظر ادوارد بودم.

180
00:12:29,400 --> 00:12:32,560
‫آره، برادرم مشغول
‫جمع کردن گندیه که خودش زده.

181
00:12:33,120 --> 00:12:34,720
‫پس متأسفانه به جاش من نصیبت شدم.

182
00:12:36,160 --> 00:12:37,160
‫ببخشید.

183
00:12:37,640 --> 00:12:38,960
‫عذرخواهی لازم نیست.

184
00:12:39,040 --> 00:12:41,680
‫هر کدوم از شما اختیار
‫امضای رضایت‌نامه رو دارید...

185
00:12:41,760 --> 00:12:44,440
‫من تصمیم گرفتم نقش
‫فعال‌تری تو کسب و کار داشته باشم.

186
00:12:44,520 --> 00:12:46,520
‫به نظر می‌رسه برادر زمانی بی‌نقص من

187
00:12:46,600 --> 00:12:49,400
‫حالا واقعاً به کمک من برای
‫مدیریت نواقصش نیاز داره.

188
00:12:50,360 --> 00:12:54,560
‫و همچنین به نظر می‌رسه کسب و کار ما
‫دیگه فقط تولید نوشیدنی نیست.

189
00:12:55,800 --> 00:12:58,080
‫بلکه مسکن‌سازی برای مردمیه
که اون رو می‌نوشن

190
00:12:58,720 --> 00:13:01,400
‫- این لحن صداتون حاکی از عدم تأییده؟
‫- خدایا، نه. نه، نه.

191
00:13:01,480 --> 00:13:04,400
‫اگه با چیزی مخالف باشم،
‫پاره‌ش می‌کنم، می‌ندازمش تو آتیش.

192
00:13:04,480 --> 00:13:06,440
‫تا الان باید آوازه‌ی شهرتم
به گوشتون خورده باشه

193
00:13:06,520 --> 00:13:09,440
‫من چیزهای زیادی در مورد شما...
‫و برادرتون شنیدم.

194
00:13:10,040 --> 00:13:11,240
‫پس می‌دونید...

195
00:13:13,360 --> 00:13:15,320
‫...که برادرم می‌خواد با شما نامزد بشه.

196
00:13:17,600 --> 00:13:21,640
‫کاغذهای سمت چپ مربوط به
‫هزینه‌ی تخریب محله‌های فقیرنشین موجوده.

197
00:13:21,720 --> 00:13:25,080
‫کاغذهای سمت راست مربوط به
‫ساخت خانه‌های جدیده.

198
00:13:25,160 --> 00:13:28,960
‫فکر می‌کنم اگه شما و اون نامزد کنید...
‫اتفاق فوق‌العاده‌ای خواهد بود.

199
00:13:29,640 --> 00:13:31,280
‫یه وصلت آسمونی.

200
00:13:32,840 --> 00:13:33,840
‫کجا رو امضا کنم؟

201
00:13:34,800 --> 00:13:36,800
‫شما حتی نمی‌خواید
‫به حساب‌ها نگاه کنید؟

202
00:13:37,320 --> 00:13:39,560
‫من برای کار خیر قیمتی قائل نیستم.

203
00:13:42,600 --> 00:13:44,320
‫و لطفاً.

204
00:13:44,400 --> 00:13:46,520
‫همینطور که از ما برای
‫امضاهای بیشتر درخواست می‌کنید،

205
00:13:46,600 --> 00:13:50,080
‫فقط بدونید که در تمام دنیا،
‫چشم برادرم دنبال شماست،

206
00:13:50,600 --> 00:13:51,760
‫و فقط شما.

207
00:14:03,880 --> 00:14:07,080
‫یعنی، فقط... تصور کنید
‫چقدر کار خوب می‌تونید انجام بدید

208
00:14:08,120 --> 00:14:10,440
‫فقط با گفتن یه «بله».

209
00:14:18,280 --> 00:14:19,960
[گینس]

210
00:14:36,120 --> 00:14:37,680
‫یا خدا! لعنتی!

211
00:14:41,000 --> 00:14:43,320
‫- کارت خوب بود، شیمس.
‫- قربان. بن هستم، قربان.

212
00:14:43,400 --> 00:14:44,520
‫کارت خوب بود، بن.

213
00:14:45,720 --> 00:14:47,120
‫- صبح به‌خیر.
‫- صبح به‌خیر، قربان.

214
00:14:47,120 --> 00:14:48,520
‫- کار عالی‌ای بود.
‫- ممنونم، قربان.

215
00:14:48,560 --> 00:14:49,560
‫روز خوش، قربان.

216
00:14:52,840 --> 00:14:53,920
‫آقای گینس.

217
00:14:57,280 --> 00:14:58,440
‫پاتریک؟

218
00:14:59,880 --> 00:15:00,880
‫پاتریک.

219
00:15:02,960 --> 00:15:04,160
‫اوضاع چطوره؟

220
00:15:04,240 --> 00:15:07,280
‫کار کردن تو روز
‫بیشتر از شب بهم می‌سازه.

221
00:15:09,320 --> 00:15:10,320
‫و اوضاع کار؟

222
00:15:11,360 --> 00:15:13,800
‫روز با کار پخت می‌گذره.
‫مطمئناً، هیچوقت متوقف نمی‌شه.

223
00:15:14,320 --> 00:15:16,760
‫می‌خواستم برای ترفیع ازتون تشکر کنم.

224
00:15:16,840 --> 00:15:18,000
‫نه. نه، نه، نه، نه.

225
00:15:19,520 --> 00:15:21,320
‫این کمترین کاری بود که می‌تونستم بکنم.

226
00:15:24,120 --> 00:15:25,600
‫شب‌های من حالا آزاده.

227
00:15:29,280 --> 00:15:30,360
‫خوبه.

228
00:15:30,800 --> 00:15:31,920
‫خوبه.

229
00:15:33,440 --> 00:15:34,440
‫می‌دونی،

230
00:15:35,520 --> 00:15:38,360
الان آدم‌های خیلی بیشتری
با این قضیه مشکل ندارن؟

231
00:15:41,560 --> 00:15:42,640
‫دیدی؟

232
00:15:44,560 --> 00:15:45,960
‫دنیا به آخر نرسیده.

233
00:15:46,560 --> 00:15:50,600
‫کارخونه بشکه‌هاش نترکیده.
‫نوشیدنی به لیفی نریخته.

234
00:15:51,200 --> 00:15:53,680
‫تو مجبور نیستی تماماً تو دنیای ما غرق شی.

235
00:15:53,760 --> 00:15:55,480
‫تو می‌تونی من رو به دنیای خودت بکشی.

236
00:15:57,360 --> 00:15:58,640
‫می‌تونیم باهم رفیق باشیم.

237
00:16:22,760 --> 00:16:24,760
‫بفرما، بفرما.

238
00:16:24,840 --> 00:16:26,840
‫هزینه‌هامون رو تأیید کردی.

239
00:16:26,920 --> 00:16:30,880
‫بدون چشم به هم زدن، و این
‫آرتور بود که حساب‌ها رو امضا کرد.

240
00:16:30,960 --> 00:16:33,920
‫اون گفت تصمیم گرفته بیشتر
‫در کسب و کار درگیر بشه.

241
00:16:34,000 --> 00:16:35,760
‫خدا بهمون رحم کنه.

242
00:16:35,840 --> 00:16:39,320
‫اون گفت ادوارد مشغول
‫جمع کردن گندیه که خودش زده.

243
00:16:39,400 --> 00:16:42,160
‫من چند روز نیستم،
‫و قایق شروع به لرزیدن می‌کنه.

244
00:16:43,120 --> 00:16:46,360
‫فکر نمی‌کردم ادوارد
‫از اون آدم‌هایی باشه که گند می‌زنه.

245
00:16:47,840 --> 00:16:51,680
‫ادوارد اینقدر جدی و خشک رفتار می‌کنه
‫چون از مهربونی خودش می‌ترسه.

246
00:16:52,560 --> 00:16:53,920
‫آرتور اینقدر سبک‌سر رفتار می‌کنه

247
00:16:54,000 --> 00:16:56,280
‫چون از جدیت خودش می‌ترسه.

248
00:16:56,360 --> 00:16:59,760
‫همه‌ی مردها پسرهایی هستن
که قایم‌موشک بازی می‌کنن

249
00:16:59,840 --> 00:17:02,720
‫و به شدت امیدوارن
‫کسی هنوز دنبالشون بگرده.

250
00:17:02,800 --> 00:17:04,680
‫تو فکر می‌کنی ادوارد مهربونه؟

251
00:17:05,240 --> 00:17:06,680
‫و رمانتیک.

252
00:17:06,760 --> 00:17:09,000
‫خواننده‌ی افتضاح. آرزو داشت کابوی بشه

253
00:17:09,080 --> 00:17:12,080
‫تو غرب آمریکا.
‫دارم تو دلت جاش می‌کنم؟

254
00:17:12,160 --> 00:17:14,720
‫- من نمی‌خوام کسی تو دلم جا بشه.
‫- باشه.

255
00:17:15,320 --> 00:17:17,000
‫می‌شه لطفاً برام داروی خواب‌آور بیاری؟

256
00:17:18,720 --> 00:17:21,320
‫در راستای کارهای خیریه‌مون

257
00:17:21,400 --> 00:17:24,560
‫و برای اینکه جلوی ادوارد رو بگیریم
‫که کاملاً از مسیر خارج نشه،

258
00:17:24,600 --> 00:17:27,600
‫من پیشنهاد دادم ادوارد یه سفری
‫به خونه‌مون تو کناخت بره.

259
00:17:27,680 --> 00:17:29,720
‫من یه صدایی تو گوشش می‌خوام

260
00:17:29,800 --> 00:17:32,800
‫که بهش بگه چی کار باید بکنیم
‫تا به اون مردم فقیر کمک کنیم.

261
00:17:33,480 --> 00:17:36,040
‫پس، تو باهاش سفر می‌کنی

262
00:17:36,560 --> 00:17:39,120
‫و باهاش تو قلعه‌ی اشفورد می‌مونی.

263
00:17:39,800 --> 00:17:43,360
‫پروژه‌ی بعدیمون
‫باید به فقر روستایی رسیدگی کنه.

264
00:17:48,160 --> 00:17:51,640
‫ولی، البته، این پیشنهاد
‫فقط در مورد بهداشت نیست.

265
00:17:51,720 --> 00:17:53,160
‫البته که نیست.

266
00:17:53,240 --> 00:17:56,120
‫وقتی تو و ادوارد دارید به فقرا کمک می‌کنید،
‫عاشق می‌شید.

267
00:17:56,200 --> 00:17:58,760
‫حتی نیازی به عمه اگنس هم نیست.

268
00:17:59,280 --> 00:18:01,880
‫خنگول، وقتی پای ازدواج‌های گینس در میونه،

269
00:18:01,960 --> 00:18:04,880
‫خیلی فایده‌ای نداره
‫که در برابر امر حتمی مقاومت کنی.

270
00:18:04,960 --> 00:18:07,000
‫هر چی که احساست باشه...

271
00:18:12,240 --> 00:18:14,000
‫مهمون‌تون، آقای گینس.

272
00:18:14,080 --> 00:18:16,080
[حمله‌ی فنیان‌ها به کانادا]

273
00:18:27,440 --> 00:18:30,400
‫پیشنهاد من برای ملاقات در قبرستان
‫پشت قبر پدرتون

274
00:18:30,480 --> 00:18:32,360
‫شاید عجیب و غریب بود.

275
00:18:32,880 --> 00:18:35,880
‫ولی خیلی منطقی‌تر از این بود.
‫ما خیلی تو دید هستیم.

276
00:18:35,960 --> 00:18:37,240
‫نکته همینه.

277
00:18:37,320 --> 00:18:39,680
‫اگه چیزی برای پنهان کردن داشتیم،
‫پنهانش می‌کردیم.

278
00:18:41,280 --> 00:18:43,280
‫کلیدهات رو روی میز جا گذاشتی.

279
00:18:44,600 --> 00:18:46,240
‫خانم نوشیدنی میل دارن؟

280
00:18:46,320 --> 00:18:47,440
‫- چای.
‫- نوشیدنی گازدار.

281
00:18:47,440 --> 00:18:48,520
‫بسیار خوب، قربان.

282
00:18:48,560 --> 00:18:50,600
‫ببین، در نتیجه‌ی اینکه دو آدم خوب

283
00:18:50,680 --> 00:18:53,560
‫یه شب رو با هم وقت گذروندن
‫از ترس بیدار کردن همسایه‌ها،

284
00:18:53,640 --> 00:18:56,960
‫من یه ایده‌ای به ذهنم رسیده،
‫که می‌خواستم بهت پیشنهاد بدم.

285
00:18:57,480 --> 00:19:00,360
‫این پیشنهاد شامل
‫آزاد کردن برادرم از زندان می‌شه؟

286
00:19:00,440 --> 00:19:03,200
‫مطمئناً، این...
‫برادرت رو از زندان آزاد می‌کنه.

287
00:19:03,280 --> 00:19:05,560
‫وضعیت نیویورک من رو حل می‌کنه،

288
00:19:05,640 --> 00:19:09,280
‫و معامله‌ای رو که هر چیزی که پدرم ساخته بود
‫رو نابود می‌کنه، به خاک می‌سپره.

289
00:19:15,280 --> 00:19:18,280
‫وکیل‌مون، آقای آیزاک بات،
‫ارتباطات صمیمی‌ای داره

290
00:19:18,360 --> 00:19:21,280
‫با مقامات ارشد دولتی
‫در وایت‌هال.

291
00:19:21,800 --> 00:19:23,680
‫بریتانیایی‌ها دوست دارن آمریکایی‌ها

292
00:19:23,760 --> 00:19:27,200
‫بیشتر برای جلوگیری از تهاجمات فنیان‌ها
‫در مرز کانادا تلاش کنن.

293
00:19:27,720 --> 00:19:30,920
‫در ازاش، آمریکایی‌ها به یه... ژست نیاز دارن

294
00:19:31,000 --> 00:19:32,920
‫تا ایرلندی‌هاشون رو راضی نگه دارن.

295
00:19:33,000 --> 00:19:36,400
‫بریتانیایی‌ها موافقت کردن
‫که چند زندانی فنیان رو آزاد کنن

296
00:19:36,480 --> 00:19:38,880
‫و به عنوان اثبات حسن نیت
‫به آمریکا بفرستن.

297
00:19:40,040 --> 00:19:41,640
‫در صفحات کشتیرانی،

298
00:19:43,160 --> 00:19:46,160
‫یه کشتی آمریکایی تا دو روز دیگه
‫در لیورپول پهلو می‌گیره.

299
00:19:48,120 --> 00:19:49,560
‫اس‌اس کوبا.

300
00:19:49,640 --> 00:19:54,920
‫اس‌اس کوبا فنیان‌های آزاد شده‌ی
‫دستگیر شده‌ی امروز صبح رو به نیویورک می‌بره.

301
00:19:56,080 --> 00:19:57,880
‫و برادر من یکی از اون‌ها خواهد بود.

302
00:19:57,960 --> 00:19:59,720
‫این کاریه که وکیل‌مون می‌تونه ترتیب بده.

303
00:19:59,800 --> 00:20:03,920
‫در ازاش، من به کمکت برای متقاعد کردن
‫برادرت برای تبعید به آمریکا نیاز دارم،

304
00:20:04,440 --> 00:20:06,920
‫و بعد از اون ازش
‫استقبال قهرمانانه‌ای خواهد شد.

305
00:20:08,080 --> 00:20:10,960
‫- و می‌تونه یه زندگی جدید شروع کنه.
‫- و اگه نخواد بره؟

306
00:20:11,640 --> 00:20:14,960
‫متأسفم که باید بگم اون یه بشکه‌ی خالی
‫روی موج تاریخه.

307
00:20:17,120 --> 00:20:23,000
‫تنها گزینه‌ی دیگه‌ی اون
‫موندن و پوسیدن در زندانه.

308
00:20:31,120 --> 00:20:33,560
‫وقتی با هم هم‌صحبت بودیم،

309
00:20:34,080 --> 00:20:35,880
‫فکر کردم پشیمون می‌شم.

310
00:20:35,960 --> 00:20:39,160
‫ولی فهمیدم که می‌تونم از
‫دنیای راحت خودم قدم بیرون بذارم

311
00:20:39,240 --> 00:20:43,360
‫و دوباره بهش برگردم،
‫و با این تجربه بهتر بشم.

312
00:20:44,640 --> 00:20:47,040
‫خیلی خوشحالم که تونستم خدمتی کرده باشم.

313
00:20:50,120 --> 00:20:53,400
‫گاهی اوقات من خوب نمی‌تونم تشخیص بدم
‫که آدم‌ها جدی هستن یا نه.

314
00:21:13,400 --> 00:21:16,000
‫شما به دنیای مرتب خودتون
‫با راه‌حل‌های مرتب‌تون برمی‌گردید.

315
00:21:17,600 --> 00:21:20,240
‫من کار کثیف شما رو انجام می‌دم،
‫به خاطر برادرم.

316
00:21:20,320 --> 00:21:24,880
‫ولی من و شما هرگز کلیدهای
‫یک در رو نخواهیم داشت، آقای گینس.

317
00:21:52,840 --> 00:21:55,720
‫پَدی عزیز،
‫وقتی این نامه بهت داده می‌شه،

318
00:21:55,800 --> 00:21:58,800
‫تو قبلاً سوار کشتی‌ای
‫به مقصد نیویورک خواهی بود.

319
00:21:58,800 --> 00:22:01,720
‫در نیویورک، تو واسطه‌ای خواهی بود
‫که از طریقش پول می‌تونه جریان پیدا کنه

320
00:22:01,760 --> 00:22:04,160
‫از کارخانه‌ی گینس
‫به گردان‌ها.

321
00:22:05,160 --> 00:22:06,840
‫می‌دونم این برخلاف میل توئه،

322
00:22:07,480 --> 00:22:09,520
‫ولی من دارم سعی می‌کنم جونت رو نجات بدم.

323
00:22:09,600 --> 00:22:10,960
‫بهم اعتماد کن.

324
00:22:11,040 --> 00:22:13,800
‫آزادی و تبعید تو
‫بخشی از یه نقشه‌ی بزرگتره.

325
00:22:13,880 --> 00:22:15,720
‫نقشه‌ای که به آرمان ما کمک می‌کنه.

326
00:22:16,800 --> 00:22:19,840
‫می‌دونم این نامه رو می‌سوزونی،
‫ولی قلب من از عشق به تو می‌سوزه.

327
00:22:20,960 --> 00:22:23,480
‫خواهر فداکارت، اِلن.

328
00:22:37,120 --> 00:22:39,080
[گینس، برای صادرات به آمریکا]

329
00:22:50,720 --> 00:22:55,680
[دو ماه بعد، نیویورک]

330
00:23:38,400 --> 00:23:39,560
‫شما کاکران هستید؟

331
00:23:39,640 --> 00:23:41,520
‫- آره.
‫- از کشتی اس‌اس کوبا؟

332
00:23:41,600 --> 00:23:43,320
‫آره.

333
00:23:44,080 --> 00:23:46,720
‫هی، رفقا! ببینید!

334
00:23:46,800 --> 00:23:50,760
‫پَدی کاکران، یکی از پنج نفر کوبا
‫تازه از لیورپول رسیده!

335
00:23:52,920 --> 00:23:54,040
‫اون رو بده به من.

336
00:23:54,520 --> 00:23:56,880
‫گور بابای نوشیدنی دیگه، مورفی.
‫بهش گینس بده.

337
00:24:04,320 --> 00:24:06,920
‫برای جشن گرفتن ورود
‫یه قهرمان انقلاب،

338
00:24:07,600 --> 00:24:10,480
‫که مردهای هم‌طبقه‌ی من بنوشن.

339
00:24:14,320 --> 00:24:15,960
‫تو اون کشتی درب و داغون،

340
00:24:16,040 --> 00:24:20,280
‫بهم گفته شد که وقتی از بین
‫جمعیت استقبال‌کننده رد شدم

341
00:24:20,360 --> 00:24:23,520
‫باید بیام به این کافه
‫تا آدم‌های مربوطه رو ببینم.

342
00:24:24,840 --> 00:24:26,640
‫شما آدم‌های مربوطه هستید؟

343
00:24:26,720 --> 00:24:29,800
‫چون به نظر من، شما مربوط به نظر نمی‌رسید.

344
00:24:30,680 --> 00:24:35,760
‫خب، اگه هنوز داری برای
‫آرمان آزادی ایرلند می‌جنگی،

345
00:24:35,840 --> 00:24:37,720
‫حالا که تو آمریکایی،

346
00:24:37,800 --> 00:24:41,280
‫خب، پس... ما آدم‌های مربوطه هستیم.

347
00:24:44,960 --> 00:24:46,160
‫این یارو اینجا...

348
00:24:47,280 --> 00:24:49,000
‫...که داره گینس کوفتیش رو می‌خوره؟

349
00:24:51,040 --> 00:24:53,720
‫فکر کنم اون همون آدمیه
‫که در موردش بهم گفته بودن.

350
00:24:53,800 --> 00:24:56,240
‫بی‌صبرانه منتظرم بشنوم
‫چی در مورد من بهت گفتن.

351
00:24:56,320 --> 00:24:58,240
‫فکر کنم می‌تونی صبر کنی.

352
00:25:05,960 --> 00:25:08,920
‫می‌دونی، ما نوشیدنی گازدار آوردیم
‫و اینجا رو پر کردیم

353
00:25:09,000 --> 00:25:11,400
‫چون فکر کردیم از آزاد بودن
‫خوشحال می‌شی، ولی...

354
00:25:12,080 --> 00:25:15,200
‫تو خیلی زیاد از
‫مه کوفتی ایرلند با خودت داری.

355
00:25:15,280 --> 00:25:17,440
‫معامله برای آزادی من
‫دور از چشم من انجام شد.

356
00:25:17,520 --> 00:25:20,560
به همین منوال هم ادامه پیدا می‌کنه

357
00:25:20,640 --> 00:25:22,560
‫باید یه گلوله تو سرت باشه.

358
00:25:23,080 --> 00:25:25,040
‫تو اون مردی!

359
00:25:25,120 --> 00:25:28,400
‫تو اون مردی هستی که به انجمن
‫قول‌هایی دادی

360
00:25:28,480 --> 00:25:30,360
‫که نمی‌تونستی بهشون عمل کنی.

361
00:25:30,440 --> 00:25:33,520
‫و جونت توسط گینس‌های کوفتی
‫نجات داده شد.

362
00:25:34,240 --> 00:25:36,200
دلِ خوشی از خاندان گینس نداری؟

363
00:25:40,600 --> 00:25:43,240
‫من هیچوقت چیزی نخواستم

364
00:25:43,320 --> 00:25:45,480
‫از هیچ‌کس با اون اسم کوفتی.

365
00:25:50,840 --> 00:25:54,160
‫- شنیدم خواهرت داستانش جداست.
‫- آشغال عوضی!

366
00:25:54,240 --> 00:25:55,640
‫عوضی!

367
00:25:55,720 --> 00:25:57,120
‫- بشین.
‫- بشین.

368
00:25:57,640 --> 00:25:59,840
‫چه بخوای چه نخوای، آقای کاکران،

369
00:26:01,880 --> 00:26:03,520
‫تو آزادیت رو به اون‌ها مدیونی.

370
00:26:07,480 --> 00:26:08,680
‫من ترجیح می‌دادم

371
00:26:09,720 --> 00:26:11,040
‫هنوز در حال پوسیدن باشم

372
00:26:11,600 --> 00:26:12,800
‫در اون سلول

373
00:26:13,320 --> 00:26:15,760
‫تا اینکه مدیون اون خانواده‌ی کوفتی باشم.

374
00:26:16,280 --> 00:26:18,000
‫«اون خانواده‌ی کوفتی»

375
00:26:18,080 --> 00:26:20,280
‫دوست داره به شما یه شغل پیشنهاد بده،
‫آقای کاکران...

376
00:26:22,360 --> 00:26:25,240
‫...به عنوان یه نماینده‌ی افتخاری
‫از شرکت مسئولیت محدود گینس

377
00:26:25,320 --> 00:26:26,760
‫در نیویورک و بوستون.

378
00:26:29,920 --> 00:26:34,400
‫چرا باید کمک کنم برای اون عوضی‌های
‫پروتستان نوشیدنی بفروشم؟

379
00:26:34,480 --> 00:26:37,960
‫شما در واقع مجبور نیستید
‫چیزی بفروشید، آقای کاکران.

380
00:26:39,760 --> 00:26:41,520
‫گینس به هر حال به شما پول می‌ده.

381
00:26:42,760 --> 00:26:43,840
‫هه...

382
00:26:44,720 --> 00:26:46,400
‫ما به شما دستمزد خوبی خواهیم داد.

383
00:26:47,960 --> 00:26:49,920
‫یه دستمزد هنگفت.

384
00:26:51,080 --> 00:26:54,120
‫و بعد شما ممکنه،
‫به عنوان یه شخص حقیقی،

385
00:26:54,200 --> 00:26:58,240
‫مایل باشید مقداری از اون پول هنگفت
‫رو به سازمان‌های خاصی بدید.

386
00:26:59,760 --> 00:27:03,080
‫و هیچ ارتباط رسمی‌ای
‫با گینس‌ها وجود نخواهد داشت.

387
00:27:03,160 --> 00:27:04,720
‫با وجود این توافق،

388
00:27:04,800 --> 00:27:07,440
‫نوشیدنی ما می‌تونه همچنان مورد تأیید
‫انجمن باشه

389
00:27:07,520 --> 00:27:10,680
‫بدون اینکه چیزی گفته
‫یا نوشته بشه،

390
00:27:10,760 --> 00:27:11,800
‫چون،

391
00:27:12,600 --> 00:27:15,000
‫همونطور که ادوارد گینس تو آخرین نامه‌ش
‫بهم گفت،

392
00:27:15,080 --> 00:27:17,680
‫این برداشت عمومیه

393
00:27:18,360 --> 00:27:20,360
‫که باعث نگرانی می‌شه.

394
00:27:22,120 --> 00:27:23,120
‫گور بابات.

395
00:27:32,800 --> 00:27:35,040
‫حضور شما اینجا در نیویورک...

396
00:27:37,120 --> 00:27:40,480
‫بخشی از یه توافق خیلی بزرگتره.

397
00:27:42,040 --> 00:27:44,320
‫پس یا نقشت رو بازی می‌کنی...

398
00:27:47,400 --> 00:27:49,160
‫یا با عواقبش روبه‌رو می‌شی.

399
00:28:01,640 --> 00:28:05,400
[قلعه‌ی اشفورد]
[شهرستان مایو، کانوخت]

400
00:28:40,840 --> 00:28:42,840
‫اجازه هست شما رو
به اتاقتون راهنمایی کنم، بانو؟

401
00:28:43,360 --> 00:28:47,240
‫خدای من. پاتر رو به زور آوردن.
‫هیچ‌چیز به شانس واگذار نشده، نه؟

402
00:28:47,760 --> 00:28:51,480
‫من اتاق‌هایی در غرب آماده کردم.
‫آقای ادوارد در شرقه.

403
00:28:51,560 --> 00:28:54,440
‫و آتشی که در وسط می‌سوزه،
‫گمان می‌کنم.

404
00:28:57,520 --> 00:29:01,120
‫تنها خاطره‌ی من از ادوارد
‫در عروسی‌های خانوادگی اینه که به عنوان یه پسر،

405
00:29:01,440 --> 00:29:03,880
‫خیلی به تصویر خودش علاقه داشت.

406
00:29:03,960 --> 00:29:06,640
‫حالا،
‫به عنوان دومین مرد ثروتمند ایرلند،

407
00:29:06,720 --> 00:29:08,760
‫می‌تونه هر چقدر آینه که می‌خواد داشته باشه.

408
00:29:13,480 --> 00:29:15,200
‫براتون یخ بیارم، بانو؟

409
00:29:15,280 --> 00:29:16,560
‫شما یخ دارید؟

410
00:29:17,160 --> 00:29:19,400
‫با کشتی از گرینلند آورده شده.

411
00:29:22,240 --> 00:29:24,920
‫ولی تا جایی که من می‌دونم،
‫روستا آب نداره.

412
00:29:25,640 --> 00:29:27,200
‫یه جویبار هست، بانو.

413
00:29:28,080 --> 00:29:30,040
‫من واقعاً خوبم. ممنونم.

414
00:29:46,400 --> 00:29:47,480
‫بذارید ببینم.

415
00:29:51,720 --> 00:29:53,360
‫خوبه. لطفاً بریزیدش تو ظرف.

416
00:29:57,440 --> 00:30:00,280
‫بانو آدلاید تحت تأثیر قرار گرفته،
‫ولی داره پنهانش می‌کنه،

417
00:30:00,360 --> 00:30:02,400
مثل تمام اشراف‌زاده‌ها

418
00:30:02,960 --> 00:30:06,480
‫یادم نمیاد نوشیدنی می‌خوره
‫یا باهاش موافق نیست.

419
00:30:06,560 --> 00:30:09,640
‫بعد از اون گندکاری بنجامین
‫که ازش خواست تو عروسی بخونه،

420
00:30:09,720 --> 00:30:12,680
‫یه نوشیدنی خیلی بزرگ
‫با چاشنی هندی رو یه نفس سر کشید،

421
00:30:12,760 --> 00:30:16,120
‫ولی... انصافاً،
‫اون ممکنه به خاطر استرس

422
00:30:16,200 --> 00:30:17,760
‫له شدن انگشتای پاش بوده باشه...

423
00:30:17,840 --> 00:30:21,320
‫ببخشید، آقای پاتر،
‫خواستم اطلاع بدم، بانو رفتن.

424
00:30:22,600 --> 00:30:24,680
‫- رفتن؟
‫- منظورت چیه، «رفتن»؟

425
00:30:25,480 --> 00:30:26,800
‫منظورم اینه که پیاده راه افتادن،

426
00:30:26,880 --> 00:30:29,680
‫و وقتی خدمتکار ازش پرسید
‫کجا می‌ره، گفت...

427
00:30:30,720 --> 00:30:32,600
‫گفت داره پیاده می‌ره کلونبو.

428
00:30:32,680 --> 00:30:34,040
‫کلونبو؟

429
00:30:34,120 --> 00:30:37,280
‫آدم به کلونبو نمی‌ره
‫مگر اینکه چهارتا اسب بکشنش

430
00:30:37,360 --> 00:30:39,640
‫و یه تفنگ سرپر تو دامنش باشه. مشنگ!

431
00:31:05,920 --> 00:31:09,240
یکی دیگه از پولدارهای احمق
اون خونه‌ بزرگه‌ست

432
00:31:16,600 --> 00:31:18,080
‫در کلونبو،

433
00:31:18,720 --> 00:31:21,160
‫یا دلیل مرگ، وباست... یا آمریکا.

434
00:31:28,240 --> 00:31:30,480
!سلطان، سریع بیا

435
00:31:45,960 --> 00:31:48,040
‫هیس!

436
00:31:50,400 --> 00:31:51,440
‫یا خدا.

437
00:31:51,520 --> 00:31:52,640
‫شما اون رو می‌شناسید؟

438
00:31:55,440 --> 00:31:57,960
‫پتو آوردی؟
‫غذا آوردی؟

439
00:31:58,040 --> 00:32:00,520
‫- بس کن.
‫- شاید یخ آوردی؟

440
00:32:02,200 --> 00:32:05,520
مردم اینجا تب دارن و بیشتر از شما
به اون یخی که از گرینلند اومده نیاز دارن

441
00:32:05,600 --> 00:32:06,880
‫تو راه آب نمی‌شد.

442
00:32:06,960 --> 00:32:09,440
کلاً دو کیلومتر با
عمارت اعیونی‌تون فاصله داره

443
00:32:10,360 --> 00:32:11,360
‫ما هیچوقت اینجا نمیایم.

444
00:32:11,440 --> 00:32:12,920
‫نه، می‌بینم.

445
00:32:13,000 --> 00:32:15,800
‫از زمان قحطی، آدلاید، امن نیست.

446
00:32:15,880 --> 00:32:19,200
‫پس سوار بر اسب‌هایی که بهتر از این مردم
‫بهشون غذا داده شده، برای نجاتم اومدی.

447
00:32:20,680 --> 00:32:23,160
‫تو این مکان،
‫صدای کندن قبر خودت رو می‌شنوی.

448
00:32:35,640 --> 00:32:36,920
‫چه کار می‌کنی؟

449
00:32:39,040 --> 00:32:41,040
‫الان داری سعی می‌کنی
من رو تحت تأثیر قرار بدی؟

450
00:32:41,160 --> 00:32:43,520
‫برگردید به خونه. یه‌کم یخ بیارید.

451
00:32:44,760 --> 00:32:47,600
‫اون‌ها واقعاً به یخ نیاز ندارن.
‫من فقط داشتم یه نکته‌ای رو می‌گفتم.

452
00:32:47,680 --> 00:32:50,240
‫غذا.
‫غذایی که دارن برامون آماده می‌کنن.

453
00:32:50,320 --> 00:32:52,760
‫و پتو.
‫چندتا پتو از رو تخت بیارید.

454
00:32:54,720 --> 00:32:56,440
‫برید! بهت دستور دادم.

455
00:32:56,520 --> 00:32:59,240
‫یه گاری علف رو
‫با یخ، غذا و پتو پر کنید.

456
00:33:03,360 --> 00:33:06,880
‫- متأسفم.
‫- چرا باید متأسف باشی؟ اون شوهر تو نیست.

457
00:33:06,960 --> 00:33:07,960
‫هست؟

458
00:33:17,680 --> 00:33:19,080
‫آقایون، لطفاً.

459
00:33:20,240 --> 00:33:21,520
‫یه‌کم بشینید.

460
00:33:22,480 --> 00:33:23,760
‫باعث افتخارمه.

461
00:33:31,720 --> 00:33:34,920
می‌تونیم بزنیم تو سرش و
زنده‌به‌گورش کنیم

462
00:33:35,320 --> 00:33:38,640
بذار اول تمومش کنه

463
00:34:06,840 --> 00:34:09,920
‫ادوارد، تو حرفت رو زدی،
‫و نه به روش خیلی قانع‌کننده‌ای.

464
00:34:10,000 --> 00:34:12,240
‫من به حرف زدن اهمیتی نمی‌دم.

465
00:34:12,320 --> 00:34:15,480
‫من به کندن قبر برای مردانی
‫که برای کندنش زیادی ضعیفن اهمیت می‌دم.

466
00:34:15,560 --> 00:34:18,720
‫این برای اون‌ها نیست، مگه نه؟
‫این صرفاً برای تحت تأثیر قرار دادن منه.

467
00:34:21,480 --> 00:34:24,000
‫من سعی نمی‌کنم تو رو تحت تأثیر قرار بدم.

468
00:34:26,520 --> 00:34:30,000
‫آدلاید، باید بدونی
‫یه زنی هست. من بهش علاقه داشتم.

469
00:34:30,400 --> 00:34:34,400
‫کلیدهام رو تو خونه‌ش جا گذاشتم،
‫و اون حسی رو در وجود من بیدار کرد.

470
00:34:35,440 --> 00:34:36,560
‫من یه آدم بی‌احساسم،

471
00:34:37,360 --> 00:34:38,360
‫فکر کنم.

472
00:34:40,200 --> 00:34:41,400
‫ولی چیزی...

473
00:34:43,000 --> 00:34:45,280
‫چیزی در وجودم حرکت کرده،

474
00:34:45,800 --> 00:34:49,360
‫و نمی‌گم
‫که این عشقه یا چیزی شبیه اون،

475
00:34:49,440 --> 00:34:53,120
‫ولی من به خاطر اون
‫شروع به دیدن چیزها به روش دیگه‌ای کردم.

476
00:35:09,280 --> 00:35:11,440
من از خاندان گینس هستم

477
00:35:11,520 --> 00:35:13,120
بهتون قول میدم که

478
00:35:13,160 --> 00:35:15,320
اوضاع قراره تغییر کنه

479
00:35:15,360 --> 00:35:16,840
!گم‌شو بابا

480
00:35:28,920 --> 00:35:29,920
‫اون کیه؟

481
00:35:32,800 --> 00:35:36,400
‫اون یه مسکنی داره
‫در طبقه‌ی پنجم اسکله

482
00:35:36,480 --> 00:35:39,840
‫جایی که دود کارخونه‌های من
‫لباس‌های شسته‌ش رو خاکستری می‌کنه.

483
00:35:39,920 --> 00:35:43,040
‫فکر نکردی براش یه کلبه‌ی
‫قشنگ تو خلیج بخری؟

484
00:35:43,120 --> 00:35:46,120
‫می‌دونم این روال برای
‫بانوان‌ گینسه.

485
00:35:46,920 --> 00:35:48,240
‫اون قبول نمی‌کرد.

486
00:35:53,320 --> 00:35:54,320
‫بیا.

487
00:36:00,640 --> 00:36:03,120
‫ما قبلاً میومدیم اینجا
‫تا غروب خورشید رو تماشا کنیم.

488
00:36:03,200 --> 00:36:06,560
‫یه خدمتکاری داشتم
‫که وقتی بچه بودم بهم می‌گفت

489
00:36:06,640 --> 00:36:09,720
‫که خورشید واقعاً
‫داره تو آب می‌افته

490
00:36:09,800 --> 00:36:11,160
‫و خاموش می‌شه.

491
00:36:11,240 --> 00:36:12,800
‫من باورش کردم.

492
00:36:16,040 --> 00:36:17,120
‫من دارم سعی می‌کنم

493
00:36:18,080 --> 00:36:20,280
‫پلی روی شکاف‌ها بسازم.

494
00:36:20,800 --> 00:36:23,680
‫بهم گفته بودن که کارخونه
‫تنها وسواس توئه.

495
00:36:25,360 --> 00:36:28,280
‫گمان می‌کنم اگه کارخونه
‫بخواد آمریکا رو فتح کنه،

496
00:36:28,360 --> 00:36:31,760
نمی‌تونه فقط از اتحادیه حمایت کنه

497
00:36:32,840 --> 00:36:34,760
‫نمی‌خوام کنایه بزنم.

498
00:36:36,720 --> 00:36:39,640
‫من فهمیدم آدم‌هایی
‫که تو این دنیا بیشتر از همه کنایه می‌زنن

499
00:36:39,720 --> 00:36:41,960
‫اون‌هایی هستن که
‫کمترین تجربه‌ رو ازش دارن.

500
00:36:42,040 --> 00:36:44,640
‫- فکر می‌کنی من نازپرورده‌ا‌م؟
‫- تو لای پر قو بزرگ شدی.

501
00:36:44,640 --> 00:36:46,960
‫و حالا بیرون رو نگاه می‌کنم
‫و با عدم تأیید سرم رو تکون می‌دم.

502
00:36:47,000 --> 00:36:50,120
‫وقت رو سریع‌تر از مهمونی‌های
‫چای می‌گذرونه، گمان می‌کنم.

503
00:36:52,440 --> 00:36:54,560
‫چه تسکینی‌ـه
‫که تو دنبال همسر نیستی.

504
00:36:54,640 --> 00:36:57,160
‫و اینکه تو هم
‫دنبال شوهر نیستی.

505
00:37:30,400 --> 00:37:32,520
‫بعداً می‌بینمت.

506
00:37:49,600 --> 00:37:50,600
‫سلام.

507
00:37:52,240 --> 00:37:53,600
‫شما خواستید من رو ببینید؟

508
00:37:54,200 --> 00:37:58,360
‫امشب ساعت... نُه.

509
00:37:58,440 --> 00:37:59,920
‫این آدرس.

510
00:38:00,000 --> 00:38:02,880
‫یه مهمونیه.

511
00:38:03,680 --> 00:38:04,680
‫باشه.

512
00:38:05,480 --> 00:38:08,040
‫خب، پس من لباس یکشنبه‌م رو می‌پوشم.

513
00:38:16,240 --> 00:38:18,080
‫می‌تونی لباس یکشنبه‌ت رو بپوشی...

514
00:38:20,320 --> 00:38:23,320
‫ولی هیچ سرود و دعایی در کار نخواهد بود.

515
00:38:23,320 --> 00:38:24,400
‫خوبه.

516
00:38:24,400 --> 00:38:25,600
‫خوبه.

517
00:38:29,400 --> 00:38:30,440
‫کارت خوب بود.

518
00:38:31,120 --> 00:38:33,280
‫- قربان.
‫- به کار خوبت ادامه بده.

519
00:39:30,800 --> 00:39:31,840
‫امشب.

520
00:39:32,360 --> 00:39:34,160
‫ساعت نُه. می‌گه مهمونیه.

521
00:39:34,760 --> 00:39:36,760
‫پس خیلی‌ها مثل اون‌اند.

522
00:39:36,840 --> 00:39:38,440
‫یه صید خوب. خوبه.

523
00:39:42,720 --> 00:39:47,160
‫پلیس درست بعد از ساعت 10 می‌رسه.
‫وقتی رسیدن، بهت اجازه می‌دن بری.

524
00:39:48,680 --> 00:39:51,920
‫من اسمت رو بهشون می‌دم،
‫و تو یه کلمه‌ی رمز بهشون می‌دی.

525
00:39:52,960 --> 00:39:55,680
‫کلمه‌ی رمز «تقاص»ـه.

526
00:40:07,560 --> 00:40:10,240
‫تو این کار رو فقط برای پول
‫انجام نمی‌دی.

527
00:40:11,680 --> 00:40:12,800
‫بیا اینجا.

528
00:40:13,760 --> 00:40:18,840
‫اگه کمکم نکنی راز کثیفش رو
‫فاش کنم، من راز تو رو فاش می‌کنم.

529
00:40:19,400 --> 00:40:23,440
‫آبروی پدرت می‌ره، و 20 سال
‫زندان در انتظارته.

530
00:40:42,200 --> 00:40:44,240
‫در مورد اون زن دیگه بهش گفتی؟

531
00:40:46,800 --> 00:40:47,960
‫بله، گفتم.

532
00:40:48,040 --> 00:40:50,560
‫باید همه چیز رو بدونی، پاتر؟

533
00:40:51,240 --> 00:40:52,800
‫فکر می‌کنی جواب داد؟

534
00:40:53,320 --> 00:40:54,960
‫منظورت چیه، «جواب داد»؟

535
00:40:55,040 --> 00:40:58,000
‫آدم‌ها فقط چیزهایی رو می‌خوان
‫که فکر می‌کنن نمی‌تونن داشته باشن.

536
00:40:58,080 --> 00:41:02,320
‫پاتر، از حکمتت من رو معاف کن
‫و بیا این کراوات رو ببند، باشه؟

537
00:41:02,880 --> 00:41:03,880
‫لعنتی.

538
00:41:12,800 --> 00:41:14,120
‫شرط می‌بندم جواب داد.

539
00:41:20,120 --> 00:41:22,800
‫بله، مارگو 1844.

540
00:41:23,960 --> 00:41:26,120
‫انتخابش کردم
‫چون سال تولد شماست.

541
00:41:28,440 --> 00:41:31,280
‫بله، من برای یه دختر مجرد
‫کمی پیرم، اینطور نیست؟

542
00:41:31,360 --> 00:41:32,520
‫همه بهم می‌گن.

543
00:41:32,600 --> 00:41:34,520
‫نه، من... من قصد کنایه نداشتم.

544
00:41:41,920 --> 00:41:44,920
‫در واقع، این نوشیدنی واقعاً فوق‌العاده‌ست.

545
00:41:45,880 --> 00:41:51,560
‫بله، سال تولد شما
‫باید خیلی... آفتابی و گرم بوده باشه.

546
00:41:54,560 --> 00:41:56,680
‫و من هیچ‌کدوم از این‌ها نیستم، درسته؟

547
00:41:58,160 --> 00:42:00,840
‫فکر کنم هیچ‌کدوم‌مون
‫در صحبت کردن خوب نیستیم

548
00:42:00,920 --> 00:42:03,320
‫وقتی چیز خاصی برای
‫صحبت کردن وجود نداره.

549
00:42:14,000 --> 00:42:16,680
‫سیب‌زمینی و سس مارماهی، قربان.

550
00:42:18,200 --> 00:42:19,400
‫ممنونم.

551
00:42:24,160 --> 00:42:26,240
‫فکر کردم شاید
‫از این حرکت قدردانی کنید.

552
00:42:26,320 --> 00:42:28,640
‫چه نوع حرکتی؟ دارید مسخره‌م می‌کنید؟

553
00:42:28,720 --> 00:42:30,840
‫نه! سعی نمی‌کنم مسخره‌تون کنم، نه.

554
00:42:30,920 --> 00:42:34,960
‫ببین، مهم نیست اسم‌مون چی باشه...

555
00:42:37,320 --> 00:42:42,600
‫من و شما، هیچ فرقی با مردمی
‫که دو کیلومتر دورتر از ما زندگی می‌کنن نداریم.

556
00:43:39,440 --> 00:43:41,280
‫هورا!
