﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,080
.

2
00:00:10,000 --> 00:00:14,120
[بر اساس رویدادهای واقعی]

3
00:00:29,160 --> 00:00:33,280
‫[جاده قلعه اَشفورد]
‫[شهرستان گالوی - آگوست 1868]

4
00:01:17,280 --> 00:01:19,720
‫هی. هی. هی.

5
00:01:19,800 --> 00:01:21,280
‫چرا داریم توقف می‌کنیم؟

6
00:01:22,080 --> 00:01:23,400
‫اون مردها کی هستن؟

7
00:01:24,240 --> 00:01:27,680
‫پوزش می‌خوام، بانو گینس.
‫داریم از «کلونبو» رد می‌شیم.

8
00:01:27,760 --> 00:01:29,240
‫کلونبو... دیگه کجاست؟

9
00:01:35,040 --> 00:01:38,440
‫قبیله‌ای که تو کلونبو زندگی می‌کنه،
‫با عرض معذرت، همه‌شون یه دنده و عصبانی هستن.

10
00:01:39,080 --> 00:01:41,080
‫اون‌هایی که از گرسنگی نمردن
‫یا به بوستون نرفتن

11
00:01:41,160 --> 00:01:43,440
‫از اینکه اینجا گیر افتادن و گرسنه‌ان،
‫تقریباً دیوونه شدن.

12
00:01:44,560 --> 00:01:47,720
‫این مردها اسکورت هستن.
‫اون‌ها ما رو از کلونبو رد می‌کنن.

13
00:01:50,200 --> 00:01:53,880
‫اون‌ها انگلیسی بلد نیستن، فقط ایرلندی.
‫پس با حرف زدن مزاحمتون نمی‌شن.

14
00:01:54,560 --> 00:01:56,680
‫خبر پخش می‌شه
که یه بانوی گینس از دوبلین اومده

15
00:01:56,760 --> 00:01:59,720
‫ممکنه بعضی‌ها تو کلونبو بخوان
‫در مورد عدالت با شما صحبت کنن.

16
00:02:15,760 --> 00:02:17,520
[خاندان گینس]

17
00:02:38,680 --> 00:02:41,720
‫تو قلعه‌ی من، در ماکروم،
‫سلول‌های زندان قدیمی وجود داره،

18
00:02:41,800 --> 00:02:44,800
‫و راهروهای سیاه‌چال‌های ما
‫از این عریض‌تره.

19
00:02:47,040 --> 00:02:50,000
‫اگه می‌دونستم قراره بیام
‫یه کلبه‌ی روستایی رو ببینم،

20
00:02:50,080 --> 00:02:51,560
‫لباس مناسب می‌پوشیدم.

21
00:02:51,640 --> 00:02:54,200
‫این قسمت قدیمی خونه‌ست، بانو.

22
00:02:54,720 --> 00:02:57,720
‫تو قسمت جدید،
‫می‌تونید یه فیل رو رژه ببرید.

23
00:02:58,400 --> 00:03:00,160
‫شما تا حالا فیل دیدید؟

24
00:03:01,040 --> 00:03:02,040
‫نه، بانو.

25
00:03:03,080 --> 00:03:05,480
‫اون‌ها حیوانات بسیار باهوشی هستن،

26
00:03:05,560 --> 00:03:08,080
‫و احتمالاً دعوت به چای رو

27
00:03:08,160 --> 00:03:10,080
‫از یه خانواده که کارش تولیده قبول نمی‌کنن.

28
00:03:11,360 --> 00:03:13,840
‫ولی... من که الان اینجام.

29
00:03:17,120 --> 00:03:18,240
‫چطور به نظر می‌رسم؟

30
00:03:21,800 --> 00:03:22,840
‫بسیار خوب.

31
00:03:23,400 --> 00:03:26,000
‫پیشخدمت‌های این خانواده
‫حداقل قوانین رو بلدن.

32
00:03:29,840 --> 00:03:31,120
‫از این طرف، بانو.

33
00:03:52,800 --> 00:03:56,200
‫بانو اولیویا شارلوت هجز-وایت،

34
00:03:56,280 --> 00:03:58,760
‫دختر سومین اِرلِ بانتری.

35
00:04:00,320 --> 00:04:04,160
‫قبل از اینکه شروع کنیم، باید بدونید
‫من برای صداقت بیش از هر چیز دیگه‌ای ارزش قائلم.

36
00:04:04,240 --> 00:04:06,080
‫چیزی که در پیشه ممکنه ناخوشایند
‫و شرم‌آور باشه.

37
00:04:06,160 --> 00:04:09,440
‫بیایید تظاهر به چای نوشیدن رو کنار بذاریم
‫و حداقل یه بطری نوشیدنی باز کنیم.

38
00:04:16,560 --> 00:04:20,160
‫از اونجایی که خاندان گینس در مورد رازها
‫حسابی دهن‌لق هستن،

39
00:04:20,240 --> 00:04:23,320
‫شاید وقتی بطری باز شد،
‫بهتر باشه ما رو تنها بذارید تا خودمون از خودمون پذیرایی کنیم.

40
00:05:53,720 --> 00:05:54,760
‫وایسا!

41
00:05:54,840 --> 00:05:55,840
‫وایسا.

42
00:05:56,440 --> 00:05:58,240
‫وایسا...

43
00:05:58,320 --> 00:05:59,800
‫وایسا، وایسا!

44
00:06:05,040 --> 00:06:07,400
‫برید عقب!

45
00:06:08,960 --> 00:06:11,360
‫- لطفاً یه دکتر خبر کنید.
‫- تو کلونبو دکتری نیست.

46
00:06:11,440 --> 00:06:13,200
‫پس حداقل یه زن خبر کنید.

47
00:06:13,280 --> 00:06:14,360
‫همه‌تون برید بیرون.

48
00:06:14,440 --> 00:06:17,680
‫بیرون!
‫همین الان برید بیرون!

49
00:06:43,280 --> 00:06:44,720
‫آروم بگیرید!

50
00:06:46,960 --> 00:06:48,080
‫آروم بگیرید!
‫هیس!

51
00:06:49,800 --> 00:06:51,520
‫- فوراً به یک پرستار نیاز داریم
‫- بله

52
00:07:02,920 --> 00:07:05,120
‫چندتا زنِ جون‌دار پیدا کنید

53
00:07:05,120 --> 00:07:07,040
‫ببریدش به کلیسا...

54
00:07:07,040 --> 00:07:09,240
‫بعدش همه شما مردها گم‌شید!

55
00:07:09,320 --> 00:07:10,960
‫زود باشید!

56
00:07:12,040 --> 00:07:14,400
‫فکر می‌کردم
‫خون شما گینس‌ها سیاهه.

57
00:07:14,480 --> 00:07:16,720
‫بچه‌ت رو از دست دادی.

58
00:07:17,240 --> 00:07:18,800
‫ولی همه چی درست می‌شه.

59
00:07:20,640 --> 00:07:21,800
‫کدوم بچه؟

60
00:07:37,040 --> 00:07:38,080
‫آرتور.

61
00:07:38,680 --> 00:07:40,200
‫این... این...

62
00:07:41,160 --> 00:07:42,680
‫این نوشیدنی یه هدیه بود.

63
00:07:44,280 --> 00:07:47,920
‫ما با تمام تولیدکننده‌های انگلیسی
‫در پرتغال روابط فوق‌العاده‌ای داریم.

64
00:07:49,800 --> 00:07:52,560
‫تابستون‌ها،
‫می‌ریم و تو قلعه‌هاشون اقامت می‌کنیم.

65
00:07:52,640 --> 00:07:55,200
‫باد از اقیانوس اطلس می‌وزه،

66
00:07:55,280 --> 00:07:56,440
‫و، خب،

67
00:07:57,640 --> 00:07:59,480
‫بوی آزادی می‌ده.

68
00:08:01,480 --> 00:08:04,640
‫نمی‌دونستم که آزادی
‫بویی هم داره.

69
00:08:05,720 --> 00:08:07,800
‫پرتغال رو می‌شناسید، بانو اولیویا؟

70
00:08:08,520 --> 00:08:11,000
‫همونطور که مطمئنم می‌تونید تصور کنید،
‫سفر بزرگ اروپایی

71
00:08:11,080 --> 00:08:13,560
‫این روزها از توان
‫اِرل‌های بانتری خارجه.

72
00:08:14,080 --> 00:08:17,840
‫خب پس، پرتغال یه غافلگیری
‫خوشایند خواهد بود.

73
00:08:18,920 --> 00:08:23,480
‫شاید جایی برای ماه عسل
‫اگه تصمیم بگیرید که...

74
00:08:25,040 --> 00:08:26,800
‫که با... ما موافقت کنید.

75
00:08:28,160 --> 00:08:29,480
‫با چیِ شما موافقت کنم؟

76
00:08:33,320 --> 00:08:34,880
‫اسمش رو چی می‌ذاریم؟

77
00:08:35,960 --> 00:08:37,040
‫خواستگاری؟

78
00:08:37,120 --> 00:08:39,400
‫- این یه خواستگاریه.
‫- اون همیشه به جای شما حرف می‌زنه؟

79
00:08:39,480 --> 00:08:40,680
‫در مسائل قلبی.

80
00:08:40,760 --> 00:08:42,760
‫قلبی. خدای من.

81
00:08:44,440 --> 00:08:45,800
‫- شکار می‌کنید؟
‫- و سوارکاری.

82
00:08:47,440 --> 00:08:50,080
‫در لندن، به لهجه‌ی بانتری شما
‫می‌خندن.

83
00:08:50,160 --> 00:08:53,560
‫در لندن، من خودم رو با روش‌های
‫اون وحشی‌های ساکسونِ ترسناک وفق می‌دم.

84
00:08:55,680 --> 00:08:59,240
‫تو نامه، فکر می‌کنم واضح گفته شده بود
‫چه نوع ازدواجی رو پیشنهاد می‌دیم.

85
00:08:59,320 --> 00:09:00,680
‫یک ازدواج صوری.

86
00:09:00,760 --> 00:09:03,040
‫برداشت شما از
‫این عبارت چیه؟

87
00:09:04,880 --> 00:09:07,000
‫یعنی اگه من رو انتخاب کنید،

88
00:09:07,080 --> 00:09:08,120
‫ما نامزد می‌کنیم،

89
00:09:08,640 --> 00:09:10,440
‫و من نام شما رو می‌گیرم.

90
00:09:12,400 --> 00:09:14,960
‫ولی مجبور نخواهم بود براتون فرزندی بیارم.

91
00:09:17,040 --> 00:09:20,480
‫آرتور، شاید بتونیم یه لحظه
‫خصوصی صحبت کنیم.

92
00:09:20,560 --> 00:09:21,800
‫دقیقاً همینه، اولیویا.

93
00:09:22,560 --> 00:09:25,480
‫ازدواج صوری، ازدواج در ظاهره،
‫نه در عمل.

94
00:09:25,560 --> 00:09:26,920
‫بدون اینکه بی‌ادبانه باشه،

95
00:09:27,000 --> 00:09:30,040
‫شما همچنان آزاد خواهید بود
‫که به بقیه‌ی زندگی‌تون برسید.

96
00:09:30,120 --> 00:09:32,880
‫- داریم جلو جلو حرف می‌زنیم.
‫- بله.

97
00:09:34,080 --> 00:09:35,080
‫من،

98
00:09:36,120 --> 00:09:37,960
‫هر از گاهی، «زندگی» خواهم کرد

99
00:09:39,360 --> 00:09:40,640
‫در جاهای دیگه...

100
00:09:45,440 --> 00:09:46,720
‫و به روش خودم.

101
00:09:47,240 --> 00:09:48,800
‫ولی تکلیف من چی می‌شه؟

102
00:09:50,200 --> 00:09:53,160
‫ممکنه زمانی برسه
‫که من اون نوع زندگی رو بخوام.

103
00:09:53,240 --> 00:09:55,360
‫این چیزها معمولاً درک می‌شه،

104
00:09:55,440 --> 00:09:56,680
‫ولی با صدای بلند گفته نمی‌شه.

105
00:09:56,760 --> 00:09:58,920
‫فکر می‌کنم من و آرتور
‫هر دو آدم‌های رکی هستیم.

106
00:09:59,000 --> 00:10:00,360
‫اگه زمانی برسه

107
00:10:00,440 --> 00:10:03,200
‫که شما... بی‌سر و صدا،

108
00:10:04,240 --> 00:10:05,280
‫محتاطانه،

109
00:10:06,080 --> 00:10:08,080
‫تصمیم بگیرید که بخواید زندگی کنید...

110
00:10:08,160 --> 00:10:11,200
‫با شرایطی که ما دو طرفه توافق کنیم...

111
00:10:11,200 --> 00:10:12,240
‫نه، نه، نه.

112
00:10:12,240 --> 00:10:13,880
‫شما حق وتوی مطلق نخواهید داشت.

113
00:10:14,480 --> 00:10:15,840
‫شما به قضاوت من اعتماد دارید.

114
00:10:15,920 --> 00:10:18,480
‫آرتور، باید فوراً این جلسه رو
‫قبل از اینکه تموم کنیم...

115
00:10:18,560 --> 00:10:21,160
‫قبل از اینکه همه‌مون شروع کنیم
‫به بلند بلند گفتن حقیقت.

116
00:10:21,240 --> 00:10:23,120
‫خب، اینم از این.

117
00:10:23,200 --> 00:10:26,520
‫اگه فرصتی پیش بیاد
‫که لبخندی به لبم بیاد،

118
00:10:26,600 --> 00:10:29,120
‫تضمین می‌خوام
‫که آزاد خواهم بود تا...

119
00:10:32,200 --> 00:10:35,720
‫که هر طور که دلم می‌خواد زندگی کنم،
‫تا وقتی که خدمتکارها نفهمن.

120
00:10:42,280 --> 00:10:44,880
‫آرتور، بهت یادآوری می‌کنم
‫اسم‌های دیگه‌ای هم تو لیست هست.

121
00:10:44,960 --> 00:10:46,280
‫- لیست رو بسوزون.
‫- آرتور...

122
00:10:46,880 --> 00:10:49,160
‫تا چهار ماه دیگه،
‫من برای انتخابات...

123
00:10:49,240 --> 00:10:51,040
‫به عنوان نماینده‌ی محافظه‌کار پارلمان نامزد می‌شم.

124
00:10:51,120 --> 00:10:53,240
‫در باطن من یه لیبرالم،
‫ولی مطمئنم عشق پیروز می‌شه.

125
00:10:53,320 --> 00:10:56,160
‫برای مراسم‌های حزب محافظه‌کار،
‫مهمونی‌های روتاری، مهمونی‌های شکار،

126
00:10:56,240 --> 00:10:58,160
‫شام‌های بعد از شکار، تو کنارم خواهی بود.

127
00:10:58,240 --> 00:10:59,480
‫و وقتی انتخاب شدی؟

128
00:10:59,560 --> 00:11:01,400
‫سفرهای بزرگی در پیشه.

129
00:11:02,080 --> 00:11:03,840
‫لندن، اروپا،

130
00:11:03,920 --> 00:11:05,240
‫شاید نیویورک.

131
00:11:05,320 --> 00:11:08,920
‫و برای همه‌ی اون‌ها، تو دست در دست من
‫به عنوان همسر وظیفه‌شناسم خواهی بود.

132
00:11:10,160 --> 00:11:12,040
‫من بدهی‌های پدرت رو پرداخت می‌کنم.

133
00:11:12,960 --> 00:11:14,720
‫و تو یه درآمد سالانه‌ی...

134
00:11:14,800 --> 00:11:16,320
‫‏10,000 پوندی خواهی داشت.

135
00:11:18,320 --> 00:11:20,320
‫- پونزده.
‫- دوازده.

136
00:11:21,480 --> 00:11:23,200
‫- همون پونزده.
‫- آرتور.

137
00:11:24,400 --> 00:11:25,560
‫در این صورت،

138
00:11:26,280 --> 00:11:27,280
‫پیشنهاد پذیرفته شد.

139
00:11:29,320 --> 00:11:32,480
‫خب، من برای این کار
‫یک ساعت و نیم وقت گذاشته بودم.

140
00:11:32,560 --> 00:11:33,920
‫و بعدش هم بازی کروکت.

141
00:11:34,000 --> 00:11:35,440
‫کروکتی در کار نخواهد بود.

142
00:11:36,480 --> 00:11:38,480
‫خدا رو شکر که کروکتی در کار نیست.

143
00:12:08,360 --> 00:12:10,360
‫آقای گینس، قربان...

144
00:12:10,440 --> 00:12:11,840
‫نه. الان نه. الان نه.

145
00:12:12,360 --> 00:12:13,360
‫بله، قربان.

146
00:12:31,320 --> 00:12:32,880
‫وقت قبلی دارید؟

147
00:12:32,960 --> 00:12:34,240
‫بایرون هجز.

148
00:12:35,360 --> 00:12:37,520
‫برای وقت قبلی گرفتن زیادی عجولم.

149
00:12:39,280 --> 00:12:42,400
‫من اینجا هستم برای جایگاه خالی
‫پیشاهنگ بین‌المللی.

150
00:12:42,480 --> 00:12:45,880
‫پس به نظر می‌رسه برای شغلی
‫درخواست می‌دید که وجود نداره.

151
00:12:47,240 --> 00:12:48,280
‫قربان...

152
00:12:49,680 --> 00:12:51,640
‫ولی من معتقدم که وجود داره.

153
00:12:53,080 --> 00:12:57,320
‫ولی در حال حاضر،
‫این جایگاه خالی فقط تو سر شما وجود داره.

154
00:12:58,720 --> 00:13:00,920
‫حداقل برای شروع، مربوط می‌شه به...

155
00:13:02,360 --> 00:13:03,480
‫آمریکا.

156
00:13:12,120 --> 00:13:13,360
‫اجازه بدید توضیح بدم.

157
00:13:14,960 --> 00:13:16,480
‫من یه دوستی دارم که خدمتکاره.

158
00:13:16,560 --> 00:13:20,320
‫- این چه ربطی به آمریکا داره؟
‫- اون خونه‌ی شما رو تمیز می‌کنه، آقای گینس.

159
00:13:20,840 --> 00:13:25,480
‫و... گاهی اوقات کاغذهایی رو مرتب می‌کنه
‫که شما روی میزتون باز گذاشتید.

160
00:13:25,560 --> 00:13:27,040
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

161
00:13:29,680 --> 00:13:31,920
‫خب، اسم کوچیکم بایرونه،
‫به خاطر اون شاعر.

162
00:13:32,000 --> 00:13:34,120
‫فامیلیم هجزه، به خاطر پدرم.

163
00:13:36,560 --> 00:13:37,880
‫ولی نام مادرم...

164
00:13:40,400 --> 00:13:41,480
‫گینس بود.

165
00:13:43,600 --> 00:13:46,120
‫مادرم پاتریشیا وایت گینس بود.

166
00:13:46,880 --> 00:13:48,400
‫از شاخه‌ی بانکی خانواده.

167
00:13:48,480 --> 00:13:52,080
‫پاتریشیا وایت گینس یه ازدواج پنهانی داشت.
‫با یه... فنیان.

168
00:13:52,640 --> 00:13:54,520
‫چه وحشتناک.

169
00:13:55,680 --> 00:13:57,560
‫و یه بچه‌ی بی‌اصل و نسب به دنیا اومد.

170
00:13:58,200 --> 00:13:59,360
‫تو.

171
00:14:00,080 --> 00:14:03,080
‫ببین، من قاطعیت گینس‌ها رو
‫از مادرم به ارث بردم

172
00:14:03,160 --> 00:14:06,240
‫و غریزه‌ی شورشی رو از پدرم.

173
00:14:06,320 --> 00:14:07,720
‫و آمریکا کجای...

174
00:14:08,440 --> 00:14:11,240
‫این داستان فوق‌العاده‌ی
‫پیشرفت یک بچه‌ی بی‌اصل و نسبه؟

175
00:14:11,320 --> 00:14:15,400
‫این مقصد از پیش تعیین‌شده‌ی منه،
‫پسردایی ادوارد.

176
00:14:15,480 --> 00:14:16,520
‫پسردایی؟

177
00:14:17,640 --> 00:14:21,640
‫ببین، طبق کاغذهای خاصی
‫که دوستم روی میزت پیدا کرده،

178
00:14:21,720 --> 00:14:26,000
‫تو تصمیم گرفتی پرچم سیاه
‫گینس رو...

179
00:14:29,400 --> 00:14:30,840
‫در خاک آمریکا بکاری.

180
00:14:32,560 --> 00:14:34,960
‫تو می‌خوای سواحل رو مستعمره کنی،

181
00:14:35,040 --> 00:14:38,320
‫بیابون‌ها رو سیلابی کنی،
‫کوهستان راکی رو تو محصول غرق کنی.

182
00:14:38,400 --> 00:14:40,720
‫دقیقاً اونطوری که من تو دست‌نوشته‌هام
‫بیان کردم نیست.

183
00:14:40,800 --> 00:14:43,240
‫ولی تو دست‌نوشته‌ها،
‫شور و اشتیاق وجود داره.

184
00:14:43,320 --> 00:14:44,760
‫شور و اشتیاق برای گسترش.

185
00:14:49,280 --> 00:14:51,360
‫شایعاتی شنیدم، پسردایی ادوارد،

186
00:14:51,440 --> 00:14:55,480
‫که از وقتی تو و برادرت
‫این هیولای عظیم رو به دست گرفتید،

187
00:14:55,560 --> 00:14:57,600
‫تصمیم گرفتید کارها رو متفاوت انجام بدید.

188
00:14:57,680 --> 00:15:00,280
‫و... از اونجایی که من هم همفکر شما هستم

189
00:15:00,360 --> 00:15:02,680
‫و مثل شما، یه عضو عجول

190
00:15:02,760 --> 00:15:05,400
‫از همون نسل از همون خانواده‌ام،

191
00:15:06,000 --> 00:15:09,000
‫من قبلاً یه گذرنامه برای سفر
‫جور کردم...

192
00:15:10,600 --> 00:15:13,600
‫...و یه جا در کشتی‌ای
‫به اسم ماژلان،

193
00:15:13,680 --> 00:15:16,440
‫که یه هفته‌ی دیگه از لیورپول به نیویورک
‫حرکت می‌کنه.

194
00:15:16,520 --> 00:15:20,760
‫در نیویورک توسط پسرعموم
‫در منطقه‌ی باوری اسکان داده می‌شم.

195
00:15:20,840 --> 00:15:25,640
‫...مثل پدرم، اون هم یه فنیانه
‫و عضو انجمن فنیان.

196
00:15:25,720 --> 00:15:29,680
‫که... روابط ما باهاشون
‫خیلی خیلی بده.

197
00:15:29,760 --> 00:15:31,840
‫ولی شما قصد دارید این رو تغییر بدید.

198
00:15:31,920 --> 00:15:34,040
‫باز هم اطلاعات از خدمتکارت؟

199
00:15:34,120 --> 00:15:35,120
‫نه.

200
00:15:36,440 --> 00:15:38,360
‫اطلاعات از هوش خودم.

201
00:15:40,960 --> 00:15:42,800
‫تو هم مثل من خوب می‌دونی

202
00:15:43,720 --> 00:15:47,240
‫که برای اینکه کارخونه در نیویورک
‫و بوستون پذیرفته بشه،

203
00:15:47,320 --> 00:15:50,000
‫برای اینکه محصولت حتی
‫از اسکله‌ها رد بشه،

204
00:15:51,320 --> 00:15:54,600
‫به کمک و تأیید
‫انجمن فنیان نیاز خواهی داشت.

205
00:15:54,680 --> 00:15:57,280
‫حالا... با اینکه بی‌اصل و نسبم،

206
00:15:57,360 --> 00:16:00,320
‫من پلی هستم که می‌تونید از روش عبور کنید

207
00:16:00,400 --> 00:16:02,600
‫از قایق به اسکله
‫بدون هزینه یا تعهد.

208
00:16:03,960 --> 00:16:07,840
‫دیر یا زود، باید با فنیان‌ها
‫دوست بشی، پسردایی.

209
00:16:07,920 --> 00:16:10,840
‫ما نمی‌تونیم به شورشی‌های
‫فنیان پول بدیم.

210
00:16:17,720 --> 00:16:19,040
‫اگه اجازه بدی رک باشم...

211
00:16:21,040 --> 00:16:23,400
‫شنیدم برادر بزرگترت براش مهم نیست.

212
00:16:24,640 --> 00:16:26,960
‫پس به کسی نیاز داری که براش مهم باشه.

213
00:16:33,560 --> 00:16:37,360
‫بذار بخش‌های اصیل
‫و بی‌اصل و نسب خانواده

214
00:16:37,440 --> 00:16:39,680
‫با هم آمریکا رو فتح کنن، پسردایی ادوارد.

215
00:16:50,320 --> 00:16:53,640
‫رفقا، به اون ساعت بزرگ نگاه کنید.

216
00:16:54,800 --> 00:16:57,600
‫ساعت یک،
‫بیرون زندان نیوگیت در لندن،

217
00:16:57,680 --> 00:17:00,480
‫رفیق‌مون مایکل بَرِت به دار آویخته می‌شه

218
00:17:00,560 --> 00:17:02,240
‫به خاطر بمب‌گذاری در لندن

219
00:17:03,080 --> 00:17:05,680
‫در حالی که پنج شاهد قسم خوردن

220
00:17:05,760 --> 00:17:08,240
‫که اون موقع در اسکاتلند بوده.

221
00:17:08,320 --> 00:17:11,800
‫یه مرد بی‌گناه در مقابل
‫جمعیت وحشی اعدام می‌شه

222
00:17:11,880 --> 00:17:14,240
‫برای جرمی که مرتکب نشده.

223
00:17:15,840 --> 00:17:18,680
‫بریتانیایی‌ها سعی کردن
‫در قحطی ما رو از گرسنگی بکشن.

224
00:17:18,760 --> 00:17:20,440
‫و حالا می‌خوان ما رو دار بزنن.

225
00:17:20,520 --> 00:17:24,640
‫اون به خاطر اینکه یه ایرلندیه
‫که عاشق آزادیه، به دار آویخته می‌شه.

226
00:17:33,880 --> 00:17:35,280
‫خدا رحمتش کنه.

227
00:17:35,840 --> 00:17:39,440
‫و خدا لعنت کنه اون‌هایی رو
‫که آزادی ما رو انکار می‌کنن!

228
00:17:44,920 --> 00:17:46,160
‫دستگیرش کنید!

229
00:17:46,240 --> 00:17:47,440
‫راه رو باز کنید.

230
00:17:50,320 --> 00:17:51,680
‫وایسید!

231
00:17:51,760 --> 00:17:54,560
‫این یه اعتراض مسالمت‌آمیز و قانونیه.
‫شما حق ندارید.

232
00:17:54,640 --> 00:17:56,400
‫اِلن کاکرن، با ما بیا.

233
00:19:04,360 --> 00:19:06,040
‫چیزی برای دفن کردن بود؟

234
00:19:07,560 --> 00:19:11,200
‫نه. به سختی دو ماه بود،
‫به سختی چیزی بود اصلاً.

235
00:19:14,000 --> 00:19:15,400
‫دو ماه...

236
00:19:17,880 --> 00:19:20,280
‫می‌بینم که زمان، احساسات رو مشخص می‌کنه.

237
00:19:29,280 --> 00:19:30,520
‫من نمی‌دونستم.

238
00:19:31,600 --> 00:19:33,120
‫ولی اون می‌دونست.

239
00:19:35,200 --> 00:19:36,760
‫اون من رو به اینجا آورد...

240
00:19:39,160 --> 00:19:40,400
‫تا من رو تنبیه کنه...

241
00:19:42,800 --> 00:19:44,040
‫...برای یه گناه.

242
00:19:47,520 --> 00:19:49,400
‫نگهبان‌ها هنوز بیرونن؟

243
00:19:49,920 --> 00:19:52,680
‫نیازی به نگهبان نیست.
‫من فرستادمشون برن.

244
00:19:54,000 --> 00:19:56,440
‫من هر چی از کلونبو باقی مونده رو اداره می‌کنم.

245
00:19:58,080 --> 00:19:59,600
‫از تو کالسکه،

246
00:20:00,480 --> 00:20:02,760
‫خیلی آدم‌های فقیری رو دیدم.

247
00:20:03,680 --> 00:20:05,320
‫خیلی قبرها.

248
00:20:06,520 --> 00:20:08,320
‫از قحطی بزرگه، درسته؟

249
00:20:09,920 --> 00:20:10,960
‫فنجونت رو تموم کن.

250
00:20:11,040 --> 00:20:14,920
‫- همه‌ی اون آدم‌ها از گرسنگی مردن.
‫- ما در مورد اون چیزها حرف نمی‌زنیم.

251
00:20:17,080 --> 00:20:21,240
‫من یه چیزی برات میارم که بپوشی،
‫و می‌تونی سفرت رو تموم کنی.

252
00:20:21,320 --> 00:20:23,000
‫براش لباس تمیز ببر

253
00:20:23,080 --> 00:20:24,960
‫اسم واقعی شما چیه؟

254
00:20:26,280 --> 00:20:28,120
‫من رو به اسم سلطان می‌شناسن.

255
00:20:28,640 --> 00:20:31,920
‫پدرم یه خونه‌ی بزرگ
‫در کناخت برای بچه‌هاش گذاشته.

256
00:20:32,440 --> 00:20:33,680
‫من یکی از اون‌هام.

257
00:20:34,920 --> 00:20:36,320
‫من می‌دونم شما کی هستید.

258
00:20:36,840 --> 00:20:38,640
‫و وقتی حالم بهتر شد،

259
00:20:39,520 --> 00:20:42,000
‫خیلی دوست دارم
‫به کلونبو برگردم

260
00:20:42,080 --> 00:20:43,960
‫و ازت بخوام اینجا رو بهم نشون بدی.

261
00:20:44,040 --> 00:20:47,760
‫چون فکر می‌کنم خدا باعث شد این اتفاق
‫اینجا به دلیلی بیفته.

262
00:20:49,960 --> 00:20:52,840
‫شاید داره بهم می‌گه
‫که با زندگیم چی کار کنم.

263
00:20:52,920 --> 00:20:56,680
‫فنجونت رو تموم کن،
‫وگرنه زندگی‌ای برات نمی‌مونه که بخوای کاری کنی.

264
00:21:03,360 --> 00:21:05,480
‫- بیاید تو!
‫- غذا! اینجا غذا لازم داریم!
[کیلمنهام گائول، دوبلین]

265
00:21:05,560 --> 00:21:06,640
‫بیا تو عزیزم.

266
00:21:06,720 --> 00:21:08,560
‫- بیاریدش تو.
‫- برو عقب!

267
00:21:09,960 --> 00:21:11,960
‫برو تو، زنیکه‌ی فنیان.

268
00:21:15,040 --> 00:21:16,920
‫حالت خوبه؟

269
00:21:19,040 --> 00:21:20,920
‫بهشون گفتم آسیبی بهت نرسونن.

270
00:21:21,600 --> 00:21:23,000
‫تو بهشون گفتی؟

271
00:21:23,080 --> 00:21:25,320
‫تو به پلیس گفتی، و اون‌ها اطاعت می‌کنن؟

272
00:21:27,040 --> 00:21:28,120
‫بله.

273
00:21:29,680 --> 00:21:32,120
‫این یه واقعیت ناعادلانه‌ست.

274
00:21:33,440 --> 00:21:36,240
‫اون طرف دریا،
‫یه مرد بی‌گناه تازه به دار آویخته شد.

275
00:21:36,320 --> 00:21:39,480
‫دوازده نفر در انفجار
‫بمبی که اون کار گذاشته بود کشته شدن.

276
00:21:39,560 --> 00:21:42,600
‫اون اراجیف ساکسون‌ها رو قورت می‌دی
‫با اینکه خودت کاتولیکی؟

277
00:21:45,640 --> 00:21:46,760
‫یه کاتولیک رنج‌دیده.

278
00:21:46,840 --> 00:21:48,160
‫چی می‌خوای؟

279
00:21:49,480 --> 00:21:51,080
‫چرا من رو به اینجا آوردی؟

280
00:21:51,160 --> 00:21:53,400
‫من تو رو به اینجا آوردم
‫تا ذهنت رو متمرکز کنی.

281
00:21:53,480 --> 00:21:54,600
‫روی چی؟

282
00:21:54,640 --> 00:21:55,800
‫روی این.

283
00:21:59,840 --> 00:22:02,800
‫«آقای ادوارد گینس از شما دعوت می‌کند
‫تا برای صرف چای به او بپیوندید

284
00:22:02,880 --> 00:22:07,200
‫در هتل امپریال، خیابان سکویل،
‫این جمعه ساعت 4 بعد از ظهر.»

285
00:22:10,600 --> 00:22:12,880
‫- امپریال؟
‫- برای چای و کیک.

286
00:22:13,440 --> 00:22:14,800
‫و گفتگو.

287
00:22:18,760 --> 00:22:22,560
‫می‌تونی به آقای ادوارد گینس بگی
‫که من هیچ تمایلی به گفتگو ندارم.

288
00:22:22,640 --> 00:22:25,280
‫و من مخالفت‌های سیاسی، اخلاقی
‫و غذایی دارم

289
00:22:25,360 --> 00:22:26,760
‫با ملاقات در اون هتل.

290
00:22:26,840 --> 00:22:28,600
‫مجبور نیستی چیزی بخوری.

291
00:22:30,920 --> 00:22:33,240
‫اون‌ها آدم‌هایی مثل من رو راه نمی‌دن تو.

292
00:22:33,320 --> 00:22:35,960
‫اگه لباس مناسبی
‫برای اونجا نداری،

293
00:22:36,040 --> 00:22:39,080
‫من اجازه دارم که... کمکت کنم.

294
00:22:44,400 --> 00:22:47,360
‫اون پول کوفتیت رو بذار تو جیبت.
‫من گدا نیستم.

295
00:22:47,440 --> 00:22:49,680
‫ولی، می‌بینی که،

296
00:22:50,480 --> 00:22:51,760
‫من هستم.

297
00:22:52,760 --> 00:22:56,320
‫اون‌هایی که بالاتر از من هستن،
‫بهم پول می‌دن تا ازشون محافظت کنم،

298
00:22:56,400 --> 00:22:57,760
‫تا براشون بجنگم.

299
00:22:58,560 --> 00:23:00,880
‫حتی اگه بخوان، براشون هر کاری می‌کنم.

300
00:23:03,000 --> 00:23:07,080
‫تو به آقای ادوارد گینس بگو
‫که اون شرایط من برای تعامل رو می‌دونه.

301
00:23:07,840 --> 00:23:12,240
‫و ما فنیان‌ها در مورد کارهای
‫برادرش سکوت خواهیم کرد

302
00:23:12,760 --> 00:23:15,560
‫اگه برادرش ذهنش رو
‫نسبت به آرمان فنیان باز کنه.

303
00:23:16,240 --> 00:23:20,720
‫برای فهمیدن یه چیز به این سادگی
‫نیازی به چای و کیک کوفتی نیست.

304
00:23:20,800 --> 00:23:24,400
‫فکر می‌کنم چیزی که آقای گینس
‫می‌خواد بفهمه، تویی.

305
00:23:26,240 --> 00:23:27,880
‫اون یه شروع جدید می‌خواد.

306
00:23:28,480 --> 00:23:30,600
‫اون می‌خواد قبل از انتخابات
‫دهن من رو ببنده.

307
00:23:30,680 --> 00:23:32,240
‫فکر می‌کنم امروز ثابت شد
‫که اگه می‌خواستیم دهنت رو ببندیم،

308
00:23:32,600 --> 00:23:36,800
‫ولی آقای ادوارد گینس
‫می‌خواد یه دیدگاه متفاوت رو بشنوه.

309
00:23:38,520 --> 00:23:40,160
‫پولم رو نگه دارم؟

310
00:23:43,880 --> 00:23:45,560
‫راحت باش.

311
00:23:46,520 --> 00:23:48,520
‫اون 5 پوند کوفتی رو بده.

312
00:24:09,800 --> 00:24:11,080
‫تصمیم گرفته شده؟

313
00:24:11,640 --> 00:24:15,400
‫خب، عمه اگنس روی یه سری تحقیقات لازم
‫در مورد اصل و نسبش اصرار داره،

314
00:24:15,480 --> 00:24:17,920
‫و اینکه هر دومون یه هفته
‫برای فکر کردن وقت داریم، ولی...

315
00:24:20,920 --> 00:24:23,040
‫من به شخصه، فکرهام رو کردم.

316
00:24:28,400 --> 00:24:29,640
‫ولی قبل از اون،

317
00:24:30,520 --> 00:24:32,680
‫نظر تو در مورد اون
‫برام جالبه.

318
00:24:33,520 --> 00:24:35,520
‫- اگه مجبور بودم...
‫- تو مجبوری.

319
00:24:39,000 --> 00:24:42,160
‫می‌گفتم که،
‫بعد از یه برخورد خیلی کوتاه،

320
00:24:43,480 --> 00:24:44,920
‫اون زیادی حاضرجوابـه.

321
00:24:50,280 --> 00:24:53,480
‫و مُهر عدم تأیید پاتر
‫همه‌ی شک‌ها رو برطرف می‌کنه.

322
00:24:56,080 --> 00:24:57,640
‫من می‌رم به کلیسای جامع سنت پاتریک

323
00:24:57,640 --> 00:24:59,680
‫و با رئیس کلیسا صحبت می‌کنم
‫تا هماهنگی‌ها رو انجام بده.

324
00:24:59,720 --> 00:25:01,880
،‫تو خدمتکارها، پیشخدمت‌ها
...مهترها رو آماده کن

325
00:25:03,920 --> 00:25:06,200
‫برای یه عروسی گینسی.

326
00:25:25,000 --> 00:25:27,600
[گینس]

327
00:25:56,480 --> 00:25:57,520
‫جورجی.

328
00:26:19,480 --> 00:26:21,360
‫این قضیه‌ی سن چیه؟ چه خبره!

329
00:26:25,680 --> 00:26:27,280
‫نامه چی می‌گه؟

330
00:26:27,360 --> 00:26:30,720
‫شماها باورتون نمی‌شه
‫رافرتی چی به دیوار چسبونده.

331
00:26:30,800 --> 00:26:33,520
‫نامه‌ای که
‫آقای رافرتی بهم داد،

332
00:26:33,600 --> 00:26:35,080
‫می‌گه که...

333
00:26:36,080 --> 00:26:39,360
‫وقتی من از کارهام بازنشسته بشم
‫این جمعه‌ی آینده،

334
00:26:40,480 --> 00:26:44,080
‫با اینکه اون روز تولد
‫‏65 سالگیمه،

335
00:26:44,800 --> 00:26:46,560
‫و برای کار کردن زیادی پیر می‌شم...

336
00:26:48,800 --> 00:26:51,120
‫...اون‌ها به هر حال به من حقوق
‫خواهند داد.

337
00:26:52,320 --> 00:26:54,080
‫اون‌ها به من حقوق خواهند داد،

338
00:26:55,120 --> 00:26:58,080
‫با اینکه... من کنار آتیش تو خونه‌ام

339
00:26:58,920 --> 00:27:00,800
‫و دیگه استخدام نیستم...

340
00:27:01,480 --> 00:27:03,240
‫نامه می‌گه اسمش هست، امم...

341
00:27:05,120 --> 00:27:07,520
‫«مستمری بازنشستگی».

342
00:27:09,040 --> 00:27:11,040
‫آقای رافرتی،
‫اعلامیه رو زدید؟

343
00:27:11,120 --> 00:27:14,840
‫اعلامیه‌تون رو به دیوار چسبوندم،
‫ولی نتونستم خودم رو راضی کنم که اعلامش کنم.

344
00:27:15,360 --> 00:27:18,000
‫- این... دیوانگی محضه.
‫- این آینده‌ست، آقای رافرتی.

345
00:27:18,080 --> 00:27:19,920
‫برادرم به زودی نامزد انتخابات می‌شه،

346
00:27:20,000 --> 00:27:22,720
‫و قوانین جدید انتخاباتی
‫یعنی کارگران عادی بیشتری

347
00:27:22,800 --> 00:27:24,040
‫اجازه‌ی رأی دادن خواهند داشت.

348
00:27:24,120 --> 00:27:25,720
‫پس شما بهشون پول مفت می‌دید؟

349
00:27:25,800 --> 00:27:27,840
‫و هفته‌ی آینده، فاز دوم رو اعلام می‌کنیم

350
00:27:27,920 --> 00:27:30,680
‫طرح جدید بهداشت و مزایای
‫کارگران گینس.

351
00:27:30,760 --> 00:27:32,600
‫فاز دوم دیگه چه کوفتیه؟

352
00:27:32,680 --> 00:27:35,560
‫برای امروز به اندازه‌ی کافی
‫بهتون شوک وارد شده، آقای رافرتی.

353
00:27:46,160 --> 00:27:47,600
‫بله، پدر.

354
00:27:49,360 --> 00:27:51,040
‫من کاملاً جدی هستم.

355
00:28:12,480 --> 00:28:17,200
‫سه بار هورا برای آقای ادوارد گینس
‫و مستمری کوفتیش.

356
00:28:17,280 --> 00:28:19,040
‫- هیپ، هیپ...
‫- هورا!

357
00:28:19,120 --> 00:28:20,880
‫- هیپ، هیپ...
‫- هورا!

358
00:28:20,960 --> 00:28:23,440
‫- هیپ، هیپ...
‫- هورا!

359
00:28:45,960 --> 00:28:47,200
‫کریستین؟

360
00:28:48,000 --> 00:28:49,560
‫تو چطور اومدی اینجا؟

361
00:28:49,640 --> 00:28:51,760
‫من اومدم اینجا تا بهت بگم
که تصمیم گرفته شده

362
00:28:51,840 --> 00:28:53,640
‫- چی؟
‫- من و تو.

363
00:28:55,320 --> 00:28:57,440
‫وصیت پدرت تو رو بی‌پول گذاشته.

364
00:28:57,960 --> 00:29:00,200
‫تو به صدقه‌ی برادرت وابسته خواهی بود.

365
00:29:00,280 --> 00:29:02,480
‫«بی‌پول» و «وابسته»
‫مثل دو ببر دوقلو هستن

366
00:29:02,560 --> 00:29:04,520
‫که هر زن ثروتمندی رو

367
00:29:04,600 --> 00:29:06,080
‫که دنبال همسره، فراری می‌دن.

368
00:29:06,880 --> 00:29:08,280
‫ولی اگه با من نامزد بشی،

369
00:29:08,360 --> 00:29:11,520
‫نه به پول پدرت نیاز داری
‫نه به صدقه‌ی برادرت.

370
00:29:12,200 --> 00:29:15,520
‫ارثیه‌ی من کمه،
‫ولی اگه عاشق باشیم، می‌تونیم خوشبخت باشیم.

371
00:29:16,160 --> 00:29:18,080
‫و اگه بخوای می‌تونیم تو لندن زندگی کنیم.

372
00:29:18,160 --> 00:29:21,320
‫یه دکتری هست، و می‌تونه کمکت کنه
‫اعتیادت رو ترک کنی.

373
00:29:21,400 --> 00:29:22,960
‫- من ترک کردم.
‫- من بهش نامه نوشتم.

374
00:29:23,040 --> 00:29:26,280
‫و اون گفت چیزی به اسم
‫مورد ناامیدکننده وجود نداره.

375
00:29:30,560 --> 00:29:32,040
‫مگر اینکه پای عشق در میون باشه.

376
00:29:33,760 --> 00:29:33,800
‫وقتی پای دوست داشتن من در میونه، کریستین،

377
00:29:47,560 --> 00:29:49,800
‫امروز بعد از ظهر، من راه افتادم،

378
00:29:51,040 --> 00:29:53,400
‫هوشیار و مصمم،

379
00:29:53,480 --> 00:29:55,360
‫به سمت پادگان پورتوبلو،

380
00:29:56,080 --> 00:29:59,480
‫جایی که اسمم رو زیر این مدرک
‫برای درخواست اعزام نوشتم.

381
00:30:01,800 --> 00:30:04,240
‫تاریخ تولد و نام من باید برام
‫تضمین‌کننده‌ی...

382
00:30:04,320 --> 00:30:06,400
‫یه درجه و رتبه‌ی سروانی باشه.

383
00:30:08,240 --> 00:30:09,840
‫هنوز دارن درخواست رو بررسی می‌کنن،

384
00:30:09,920 --> 00:30:12,800
‫ولی... باید نظر مساعدی
‫به کسی داشته باشن

385
00:30:12,880 --> 00:30:14,920
‫که اسمش روی یک میلیون بطریه.

386
00:30:25,760 --> 00:30:27,720
‫یه زمانی، از اسمم
به عنوان مجوز استفاده می‌کردم

387
00:30:28,840 --> 00:30:31,080
‫باید ثابت کنم که
‫می‌تونم کارها رو خودم انجام بدم.

388
00:30:34,080 --> 00:30:35,880
‫می‌خوام ثابت کنم پدرم اشتباه می‌کرد.

389
00:30:37,880 --> 00:30:39,080
‫وصیت‌نامه‌ش...

390
00:30:40,320 --> 00:30:41,680
‫بهم هدف داده.

391
00:30:44,040 --> 00:30:45,880
‫برای این کار، شاید یه روزی ازش تشکر کنم.

392
00:30:55,480 --> 00:31:00,000
‫[قلعه اشفورد]
‫[کاناکت]

393
00:31:22,520 --> 00:31:24,240
‫چکمه‌ی راه رفتن داری؟

394
00:31:24,320 --> 00:31:25,440
‫براتون بزرگه.

395
00:31:26,320 --> 00:31:28,320
‫می‌خوام لطفاً قرضشون بگیرم.

396
00:31:49,400 --> 00:31:50,520
‫خب...

397
00:31:53,000 --> 00:31:54,280
‫...بهم نشون بده.

398
00:32:06,520 --> 00:32:09,160
‫سؤال این بود که حاکم کجا بود؟

399
00:32:10,320 --> 00:32:12,200
‫جواب این بود که، هیچ‌جا نبود.

400
00:32:13,800 --> 00:32:16,200
‫وقتی شوهرم تا سوینفورد پیاده رفت،

401
00:32:16,280 --> 00:32:17,800
‫با لباس‌های ژنده، تا بذر بگیره،

402
00:32:19,080 --> 00:32:20,920
‫اونقدر بارون اومد که غسل تعمید داده بشی.

403
00:32:24,200 --> 00:32:26,640
‫بهم خبر رسید
‫که تا قلعه برگشته.

404
00:32:29,680 --> 00:32:31,640
‫و پیداش کردم که از گرسنگی مرده بود،

405
00:32:32,680 --> 00:32:35,080
‫پوشیده از کلاغ و زاغی.

406
00:32:37,560 --> 00:32:39,240
‫سه تا بچه به دنبالش رفتن.

407
00:32:40,040 --> 00:32:41,200
‫دونال،

408
00:32:42,160 --> 00:32:44,480
‫برین و نیو.

409
00:32:51,520 --> 00:32:53,360
‫بچه‌هات اینجا دفن شدن؟

410
00:32:54,320 --> 00:32:56,520
‫ما برای کندن قبر خیلی ضعیف بودیم.

411
00:32:58,160 --> 00:32:59,760
‫یه چاله کندن.

412
00:33:00,360 --> 00:33:02,800
‫باز گذاشتنش، و اون‌ها رو انداختن توش.

413
00:33:04,440 --> 00:33:07,160
‫وقتی اونقدر گرسنه‌ای، نمی‌تونی گریه کنی.

414
00:33:09,560 --> 00:33:12,440
‫تو سال 48 از کلیسا به ما بذر دادن،

415
00:33:12,520 --> 00:33:15,040
‫ولی ما اونقدر گرسنه بودیم که بذر رو پختیم.

416
00:33:15,120 --> 00:33:16,800
‫چیزی برای کاشتن نمونده بود.

417
00:33:17,320 --> 00:33:19,680
‫تیفوس بود، اسهال خونی بود.

418
00:33:24,560 --> 00:33:27,240
‫حالا، دیگه هیچی برای اجاره نداشتیم.

419
00:33:28,280 --> 00:33:31,800
‫پس اون بارون براون
‫از اون خونه‌ای که پدرت خریده بود،

420
00:33:31,880 --> 00:33:33,400
‫شروع به بیرون کردن کرد.

421
00:33:33,920 --> 00:33:36,480
‫«شکست‌ناپذیران دیلم به دستش» رو فرستاد.

422
00:33:37,000 --> 00:33:38,640
‫ما رو انداختن تو دشت.

423
00:33:40,200 --> 00:33:42,720
‫دو تا بچه‌ی دیگه، مُردن.

424
00:33:43,840 --> 00:33:46,440
‫کیت و فیون.

425
00:33:53,160 --> 00:33:55,600
‫بعدش صف اسکلت‌ها بود،

426
00:33:55,680 --> 00:33:58,000
‫با لباس‌های ژنده،
که به سمت اسکله‌ی کیللا می‌رفتن

427
00:33:59,200 --> 00:34:02,400
‫جایی که سربازها اون‌ها رو سوار قایقی
‫به مقصد کبک کردن.

428
00:34:05,400 --> 00:34:06,600
‫و اون‌ها رفتن.

429
00:34:09,480 --> 00:34:10,680
‫و ما موندیم.

430
00:34:35,000 --> 00:34:37,120
‫دیگه چی می‌خوای بهت نشون بدم؟

431
00:34:39,240 --> 00:34:40,840
‫چرا اینجا موندی؟

432
00:34:44,840 --> 00:34:45,920
‫اون‌ها.

433
00:35:29,000 --> 00:35:32,160
‫وقتی راه می‌ری... یه قدم رو جا می‌ندازی.

434
00:35:34,160 --> 00:35:35,800
‫- چی؟
‫- نحوه‌ی راه رفتنت.

435
00:35:36,560 --> 00:35:39,200
‫این چکمه‌ها برام بزرگه.

436
00:35:39,280 --> 00:35:41,400
‫خب، یه ضعفی تو سمت چپت هست.

437
00:35:42,040 --> 00:35:43,240
‫چه ضعفی؟

438
00:35:43,320 --> 00:35:46,200
‫وقتی راه می‌ری،
‫گاهی اوقات باید قدم به جلو بذاری.

439
00:35:46,280 --> 00:35:48,920
‫بعد، وقتی زانوت رو خم می‌کنی،
‫تقریباً از کار می‌افته.

440
00:35:49,480 --> 00:35:51,520
‫اخیراً یه ضعفی احساس کردم.

441
00:35:52,600 --> 00:35:54,960
‫ولی یه دکتری تو دوبلین
‫روی خونم آزمایش انجام داد،

442
00:35:55,040 --> 00:35:57,280
‫و گفت هیچ مشکلی ندارم.

443
00:35:58,080 --> 00:35:59,880
‫خب، پس مشکل از منه.

444
00:36:01,040 --> 00:36:04,400
‫باید برگردی به کالسکه‌ت.
‫الان بارون می‌گیره.

445
00:36:06,880 --> 00:36:08,520
‫مهم اینه که،

446
00:36:09,080 --> 00:36:10,480
‫من اومدم اینجا تا بهت کمک کنم.

447
00:36:14,560 --> 00:36:17,680
‫دارم برنامه‌ریزی می‌کنم که چی کار می‌تونم
‫برای کمک به شما مردم انجام بدم.

448
00:36:27,880 --> 00:36:30,000
‫آرتور و ادوارد عزیز،

449
00:36:30,600 --> 00:36:32,040
‫من به قلعه‌ی اشفورد آمدم

450
00:36:32,640 --> 00:36:35,560
‫تا ملکی که پدرمون برامون به جا گذاشته
‫رو بررسی کنم.

451
00:36:36,080 --> 00:36:38,920
‫در راه، حالم بد شد.

452
00:36:39,000 --> 00:36:41,480
‫به دلایلی که نیازی به فاش کردن‌شون نیست،

453
00:36:42,000 --> 00:36:45,680
‫در روستایی که بخشی از
‫املاک اشفورده، معطل شدم.

454
00:36:45,760 --> 00:36:48,360
‫ویرانی‌ای که به وجود اومده بود رو دیدم

455
00:36:48,440 --> 00:36:50,000
‫توسط قحطی 20 سال پیش.

456
00:36:50,520 --> 00:36:54,320
‫همچنین شرایطی رو دیدم
‫که مردم اینجا هنوز تحمل می‌کنن.

457
00:36:54,400 --> 00:36:57,840
‫دیگه گرسنگی مطلق نیست،
‫ولی نزدیک به اونه،

458
00:36:58,440 --> 00:37:01,080
‫فقط چند مایل دورتر از در خونه‌ی خودمون.

459
00:37:01,960 --> 00:37:03,600
‫وقتی به دوبلین برگردم...

460
00:37:03,680 --> 00:37:08,120
‫«...پیشنهاد می‌کنم یه جلسه داشته باشیم.
‫من به نام خدا پیشنهاد خواهم داد،

461
00:37:08,200 --> 00:37:11,400
‫که از این به بعد،
‫حداقل 10 درصد از تمام سودها...»

462
00:37:11,480 --> 00:37:12,840
‫آنی.

463
00:37:12,920 --> 00:37:16,760
‫«...10 درصد از تمام سودهای حاصل از
‫کسب و کار تولید، اختصاص داده بشه

464
00:37:16,840 --> 00:37:19,120
‫به تأمین غذا، مسکن و نجات روح

465
00:37:19,200 --> 00:37:21,680
‫فقرای مستحق
‫در تمام املاک ما.»

466
00:37:21,760 --> 00:37:24,840
‫«همچنین در دوبلین،
‫و در نهایت در لندن و فراتر از اون.»

467
00:37:26,360 --> 00:37:28,760
‫پس ما کل دنیای کوفتی رو نجات می‌دیم.

468
00:37:29,400 --> 00:37:30,760
‫«شعار خانواده‌ی ما هست...»

469
00:37:30,840 --> 00:37:33,120
‫- «امید من به خداوند است.»
‫- «امید من به خداوند است.»

470
00:37:33,200 --> 00:37:34,400
‫«امید من به خداوند است.»

471
00:37:34,640 --> 00:37:36,600
‫«با کمک خداوند، بیایید امید رو
به ارمغان بیاریم

472
00:37:36,680 --> 00:37:39,240
‫برای همه‌ی اون‌هایی که در حال حاضر
‫بدون امید زندگی می‌کنن.»

473
00:37:39,320 --> 00:37:42,280
‫«با تمام عشقم، خواهر فداکارتان، آن.»

474
00:37:42,360 --> 00:37:45,400
‫خب، 10 درصد مقدار زیادیه،
‫حتی برای آنی کوچولو.

475
00:37:49,240 --> 00:37:52,200
‫در مورد این زنی که قراره
‫زن‌برادر جدیدم بشه بهم بگو.

476
00:37:52,280 --> 00:37:54,800
‫تو موافق نیستی که 10 درصد زیاده؟

477
00:37:55,360 --> 00:37:59,520
‫فکر می‌کنم اصلش درسته،
‫ولی باید روی یه مبلغ توافق کنیم.

478
00:37:59,600 --> 00:38:03,200
‫نه، نه. نه، ما در قبال مردمی
‫که برامون کار می‌کنن وظیفه‌ی مراقبت داریم،

479
00:38:03,280 --> 00:38:06,040
‫نه در قبال مردمی که اتفاقاً
‫کنار جاده ایستادن

480
00:38:06,120 --> 00:38:08,600
‫و گرسنه به نظر می‌رسن وقتی
‫کالسکه‌ی خواهرمون خراب می‌شه.

481
00:38:08,680 --> 00:38:10,320
‫کالسکه‌ش نبود.

482
00:38:11,000 --> 00:38:13,440
‫پس ذهنش بود که خراب شده.

483
00:38:14,000 --> 00:38:16,680
‫ما به یه سری ارزش نیاز داریم.

484
00:38:18,960 --> 00:38:21,640
‫این تویی که داری یه ایده برای بحث
‫مطرح می‌کنی،

485
00:38:21,720 --> 00:38:23,400
‫یا از قبل تصمیم گرفتی؟

486
00:38:24,480 --> 00:38:28,200
‫آرتور، اگه می‌خوای انتخاب بشی...
‫به چیزی بیشتر از یه همسر کنارت نیاز داری.

487
00:38:28,280 --> 00:38:30,600
‫- انتخابات من چه ربطی به این داره؟
‫- خب...

488
00:38:30,680 --> 00:38:32,800
‫فکر می‌کنی تصمیم ما

489
00:38:32,880 --> 00:38:35,920
‫برای معرفی مستمری‌های بازنشستگی
‫چه تأثیری روی رأی تو خواهد داشت؟

490
00:38:36,000 --> 00:38:38,000
‫افزایشش می‌ده. شاید دو برابرش کنه.

491
00:38:38,080 --> 00:38:40,520
‫این تصمیم کوفتی من نبود.
‫تو به من ارائه دادیش.

492
00:38:40,600 --> 00:38:43,160
‫بله، به عنوان بخشی
از یه برنامه‌ی بزرگتر، آرتور

493
00:38:44,240 --> 00:38:47,520
‫- بگو تو و آن علیه من هستید.
‫- این که قایم‌موشک‌بازی کوفتی نیست.

494
00:38:47,600 --> 00:38:49,680
‫نه، نه، نه، و من چی هستم؟

495
00:38:50,680 --> 00:38:54,320
‫اون لجبازه. اون بی‌حوصله‌ـه.
‫اونی که فقط نصفه و نیمه گوش می‌ده.

496
00:38:54,400 --> 00:38:56,960
‫- بیشترش آره.
‫- خب، حالا توجهت رو جلب کردم.

497
00:38:57,040 --> 00:38:59,360
‫ده درصد کوفتی توجه من رو جلب می‌کنه.

498
00:38:59,440 --> 00:39:00,840
‫توجهت رو جلب کردم؟

499
00:39:01,360 --> 00:39:02,400
‫خوبه.

500
00:39:11,120 --> 00:39:12,120
‫این رو بخون.

501
00:39:14,280 --> 00:39:15,520
‫«بایرون هجز.»

502
00:39:16,680 --> 00:39:18,120
‫بایرون هجز دیگه کدوم خریه؟

503
00:39:19,600 --> 00:39:21,400
‫این یه کپی از...

504
00:39:22,040 --> 00:39:26,120
‫یه حکم اختیاره
‫که من به اون دادم تا به نیویورک ببره.

505
00:39:27,640 --> 00:39:28,800
‫تو بهش دادی؟

506
00:39:28,880 --> 00:39:32,960
‫خب، تو توی کلیسا مشغول بحث در مورد...
‫گل‌آرایی بودی.

507
00:39:35,640 --> 00:39:38,960
‫شبیه برادر کوچیک‌تری شدی
‫که کار اشتباهی کرده.

508
00:39:44,680 --> 00:39:46,600
‫چه کار اشتباهی کردی، اِدی؟

509
00:39:52,440 --> 00:39:54,400
‫بایرون هجز یه فنیانه.

510
00:39:55,360 --> 00:39:59,440
‫ارتباطاتش تو نیویورک
‫با انجمن فنیانه.

511
00:40:00,960 --> 00:40:02,560
‫یک، دو، سه.

512
00:40:03,400 --> 00:40:04,680
‫حالا تو منفجر می‌شی.

513
00:40:10,480 --> 00:40:11,520
‫ها.

514
00:40:13,000 --> 00:40:14,560
‫تقصیر منه، واقعاً...

515
00:40:16,520 --> 00:40:17,960
‫به خاطر اینکه حواسم خیلی پرت بود.

516
00:40:21,920 --> 00:40:23,880
‫اون فقط یه کپی‌ـه، آرتور.

517
00:40:23,960 --> 00:40:26,880
‫اصلش سوار یه کشتیه
‫که قبلاً لیورپول رو ترک کرده.

518
00:40:26,960 --> 00:40:29,160
‫وقتی از پرتغال برگشتم،
‫بعد از عروسی،

519
00:40:29,240 --> 00:40:31,640
‫شروع می‌کنم به اعمال
‫یه جور کنترل منطقی.

520
00:40:31,720 --> 00:40:34,160
‫آره. آره، آره، آره، آینده، آرتور.

521
00:40:34,240 --> 00:40:38,320
‫در آینده، ما هر دو طرف
‫بحث خودمختاری رو خواهیم دید.

522
00:40:38,400 --> 00:40:41,480
‫فعلاً، ما وسطیم.
‫نگرانی ما مردم هستن.

523
00:40:41,560 --> 00:40:43,600
‫مردم چه اهمیتی
‫برای من دارن؟

524
00:40:43,680 --> 00:40:46,040
‫- من یه محافظه‌کارم.
‫- خیرخواهی مساوی‌ست با رأی.

525
00:40:46,120 --> 00:40:48,320
‫رأی مساوی‌ست با قدرت.

526
00:40:48,400 --> 00:40:52,440
‫قدرت مساوی‌ست با گسترش،
‫و گسترش مساوی‌ست با سود بیشتر.

527
00:40:52,520 --> 00:40:56,400
‫بعد از عروسی، می‌شینیم
‫و منطقی صحبت می‌کنیم، برادر.

528
00:40:56,480 --> 00:40:57,760
‫نه 10 درصد.

529
00:40:58,280 --> 00:40:59,760
‫‏5 درصد.

530
00:40:59,840 --> 00:41:03,160
‫و مقداری از اون رو
‫تو نیویورک و بوستون خرج می‌کنیم.

531
00:41:03,240 --> 00:41:05,360
‫اسلحه و مهمات
‫برای دوستان فنیان جدیدمون.

532
00:41:06,440 --> 00:41:09,320
‫نه، آرتور، البته که نه.
‫کارهای خیریه.

533
00:41:13,560 --> 00:41:17,120
‫و از اونجایی که توجهت رو جلب کردم،
‫پیشنهاد خواهم داد

534
00:41:19,040 --> 00:41:20,440
‫که از این به بعد،

535
00:41:20,960 --> 00:41:23,280
‫در آمریکا و جاهای دیگه دنیا،

536
00:41:23,880 --> 00:41:26,200
‫نماد جدید گینس

537
00:41:26,280 --> 00:41:27,920
‫این خواهد بود.

538
00:41:29,600 --> 00:41:33,440
‫این علامت تجاری ما خواهد بود،
‫و نشون می‌ده ما چی هستیم.

539
00:41:34,040 --> 00:41:37,160
‫چنگ ایرلندی قهرمان برایان بورو،

540
00:41:37,240 --> 00:41:38,680
‫نماد تمام ایرلند.

541
00:41:40,440 --> 00:41:43,040
‫ایرلند سلتیک.

542
00:41:44,880 --> 00:41:46,600
‫ایرلند کاتولیک.

543
00:41:46,680 --> 00:41:48,160
‫می‌خوای بندازیش تو آتیش؟

544
00:41:50,160 --> 00:41:51,800
‫ای خدا!

545
00:41:53,440 --> 00:41:55,160
‫این همه خوبی،

546
00:41:55,240 --> 00:41:58,480
‫این همه مهربونی،
‫مستمری و چنگ، این فقط...

547
00:41:58,560 --> 00:42:00,680
‫داری تسلیم اخاذی کوفتی می‌شی!

548
00:42:01,640 --> 00:42:03,040
‫برو گم شو! برو گم شو!

549
00:42:06,640 --> 00:42:10,240
‫فنیان‌ها رأی من رو می‌خوان، و تو ذره ذره،
‫من رو به سمت اون‌ها هل می‌دی

550
00:42:10,240 --> 00:42:11,800
‫فقط برای نجات یه کارخونه‌ی کوفتی!

551
00:42:11,840 --> 00:42:12,920
‫کارخونه‌ی سودده!

552
00:42:12,960 --> 00:42:17,040
‫آره، و برای نجات نامت، آرتور.

553
00:42:18,160 --> 00:42:19,320
‫شجاعی؟

554
00:42:19,400 --> 00:42:21,840
‫اونقدر شجاعی؟

555
00:42:21,920 --> 00:42:25,560
‫اونقدر شجاعی که
‫بذاری همه‌چیز فاش بشه؟

556
00:42:28,200 --> 00:42:32,280
‫پس می‌خوای من به راه رفتن
‫روی این بند ادامه بدم؟

557
00:42:52,000 --> 00:42:53,440
‫همه‌ی موافقان

558
00:42:54,040 --> 00:42:55,520
‫برای انتخاب چنگ ایرلندی

559
00:42:55,600 --> 00:42:57,800
‫به عنوان علامت تجاری گینس،

560
00:42:58,800 --> 00:43:01,280
‫بگن آری.

561
00:43:08,360 --> 00:43:09,360
‫آری.

562
00:43:15,200 --> 00:43:17,480
‫آقای گینس،
‫می‌خواید چیزی سفارش بدید

563
00:43:17,560 --> 00:43:19,440
‫تا وقتی منتظر مهمون‌تون هستید؟

564
00:43:20,040 --> 00:43:21,160
‫بله.

565
00:43:21,480 --> 00:43:23,960
‫- دو بطری گینس.
‫- البته، قربان.

566
00:43:30,400 --> 00:43:33,760
‫بانو، ورودی کارکنان
‫پشت ساختمون تو سکویل پلیسه.

567
00:43:33,840 --> 00:43:36,720
‫نه، کالین، منتظر این بانو هستیم.

568
00:43:36,800 --> 00:43:37,880
‫دنبال من بیاید.

569
00:43:53,200 --> 00:43:56,360
‫آقای گینس، خانم اِلن کاکرن.

570
00:43:56,880 --> 00:43:58,160
‫خانم کاکرن.

571
00:44:00,160 --> 00:44:01,200
‫لطفاً بنشینید.

572
00:44:04,920 --> 00:44:07,120
‫اون اینجا با این
‫چی کار می‌کنه؟

573
00:44:15,200 --> 00:44:17,200
‫همونطور که می‌بینید،
من تو شهر شناخته شده‌ام

574
00:44:17,720 --> 00:44:20,120
‫تصور می‌کنم می‌دونستید ورودم
‫چه تأثیری خواهد داشت.

575
00:44:20,200 --> 00:44:23,600
‫من خیلی خوب می‌دونستم
‫ورود شما چه تأثیری خواهد داشت.

576
00:44:26,720 --> 00:44:29,440
‫بازوبند سیاه برای
‫مایکل بَرِته‌ست، به گمانم؟

577
00:44:30,160 --> 00:44:33,600
‫برای یه مرد بی‌گناه
‫که در ملاء عام اعدام شد، بله.

578
00:44:33,680 --> 00:44:36,360
‫من در واقع یه نامه
‫به وزیر کشور فرستادم

579
00:44:36,440 --> 00:44:38,040
‫و پیشنهاد عفو اون رو دادم.

580
00:44:38,120 --> 00:44:39,560
‫ولی در لندن،

581
00:44:40,080 --> 00:44:41,200
‫برخلاف دوبلین،

582
00:44:41,280 --> 00:44:43,560
‫گینس‌ها همیشه به خواسته‌شون نمی‌رسن.

583
00:44:44,360 --> 00:44:45,800
‫فعلاً، بله.

584
00:44:49,280 --> 00:44:51,920
‫- می‌خواید من بریزم، قربان؟
‫- نه، خودم می‌ریزم.

585
00:44:54,600 --> 00:44:56,360
‫تا نوشیدنی آروم بگیره.

586
00:44:57,520 --> 00:44:59,000
‫من بهش می‌گم دقیقه‌ی گینس.

587
00:44:59,600 --> 00:45:02,960
‫بهم گفته شد که شما می‌خواستید من رو ببینید.
‫می‌شه برید سر اصل مطلب؟

588
00:45:03,040 --> 00:45:04,240
‫اصل مطلبم همینه.

589
00:45:04,760 --> 00:45:07,560
‫این دو لیوان نیمه‌پر گینس

590
00:45:08,560 --> 00:45:10,320
‫نمایانگر وضعیت ایرلنده.

591
00:45:10,400 --> 00:45:14,200
‫در این لحظه،
‫هیجان‌زده از رویای استقلال شما،

592
00:45:14,280 --> 00:45:17,480
‫ولی نیازمند کمی زمان... برای تأمله.

593
00:45:18,200 --> 00:45:20,760
‫و شما مبارزات ما رو
به نوشیدنی تقلیل می‌دید؟

594
00:45:20,840 --> 00:45:22,920
‫این چیزی‌ـه که من بلدم، خانم کاکرن.

595
00:45:24,680 --> 00:45:25,800
‫من همچنین می‌دونم...
‫که وقتی ریختن رو کامل می‌کنید،

596
00:45:28,040 --> 00:45:30,240
‫خانم کاکرن، چیزی که من پیشنهاد می‌دم

597
00:45:30,760 --> 00:45:33,480
‫اینه که ما به عنوان آدم‌های شریف
‫وارد یه سفر بشیم.

598
00:45:34,240 --> 00:45:35,960
‫و این سفر رو با هم بریم.

599
00:45:37,680 --> 00:45:42,000
‫یه قدم زدن طولانی و آروم، دست در دست
‫سرمایه‌دارها و اتحادیه‌گراها؟

600
00:45:43,000 --> 00:45:44,600
‫وضعیت ساده‌ست.

601
00:45:44,680 --> 00:45:46,960
‫وقتی برادرتون انتخاب بشه،

602
00:45:47,640 --> 00:45:51,680
‫اون از تمام اون قدرت و نفوذ
‫معروف گینس استفاده خواهد کرد

603
00:45:51,760 --> 00:45:55,280
‫تا پارلمان انگلیس رو به درایت
‫استقلال ایرلند متقاعد کنه.

604
00:45:55,360 --> 00:45:59,320
‫ما می‌تونیم با نشون دادن اینکه
‫فنیان‌ها راهزنان وحشی نیستن، بهش کمک کنیم.

605
00:46:00,600 --> 00:46:03,720
‫من می‌خواستم شما رو اینجا،
‫در یه مکان عمومی ببینم،

606
00:46:03,800 --> 00:46:07,520
‫تا بیانیه‌ای بدم
‫که تمام جامعه‌ی دوبلین بتونن بفهمن.

607
00:46:09,440 --> 00:46:12,480
‫همچنین... برادرم داره نامزد می‌کنه.

608
00:46:13,720 --> 00:46:16,080
‫و ما داریم اهالی دوبلین رو
‫که با دقت انتخاب شدن دعوت می‌کنیم

609
00:46:16,160 --> 00:46:19,120
‫که نماینده‌ی بخش‌های مختلف جامعه هستن.

610
00:46:19,200 --> 00:46:20,920
‫من به یه عروسی گینسی دعوت شدم؟

611
00:46:21,000 --> 00:46:22,640
‫می‌دونم که شما متأهل نیستید،

612
00:46:23,480 --> 00:46:26,640
‫ولی می‌تونید برادرتون رو بیارید.
‫مشتاقم اون رو هم ببینم.

613
00:46:36,200 --> 00:46:37,760
‫من قوانین خاصی دارم

614
00:46:37,840 --> 00:46:39,400
‫که بیشترشون رو رعایت می‌کنم.

615
00:46:40,080 --> 00:46:41,640
‫گاهی اوقات، قوانینم رو می‌شکنم.

616
00:46:48,360 --> 00:46:51,760
‫فرض می‌کنم یه پارچه‌ی نخی سبز
‫و یه شال پشمی کاملاً مناسب خواهد بود؟

617
00:46:52,440 --> 00:46:54,480
‫و روز باشکوهی خواهد بود.
