﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,080
.

2
00:00:09,000 --> 00:00:14,000
[بر اساس رویدادهای واقعی]

3
00:00:27,000 --> 00:00:32,000
[خاندان گینس]

4
00:01:32,640 --> 00:01:35,800
‫همگی، دور هم جمع شید!
‫حرف‌هایی برای گفتن دارم!

5
00:01:36,880 --> 00:01:39,440
‫همه‌تون بیاید بیرون تو محوطه!

6
00:01:40,520 --> 00:01:42,520
[گینس]

7
00:02:04,400 --> 00:02:07,600
‫دیشب، مردانی با قضاوت نادرست

8
00:02:09,080 --> 00:02:12,160
‫تصمیم گرفتن دروازه‌های این محوطه رو
‫باز بذارن

9
00:02:12,240 --> 00:02:15,800
‫تا به مردانی با شخصیت پست
‫اجازه بدن وارد بشن.

10
00:02:16,920 --> 00:02:18,680
‫این مردان با شخصیت پست

11
00:02:18,760 --> 00:02:21,880
‫خودشون رو
‫انجمن جمهوری‌خواه ایرلند می‌نامن.

12
00:02:23,120 --> 00:02:24,840
‫ولی، همونطور که می‌بینید،

13
00:02:25,360 --> 00:02:27,240
‫اون‌ها برادر ما نیستن.

14
00:02:29,280 --> 00:02:31,800
‫حالا، بعضی از شما می‌دونید

15
00:02:32,400 --> 00:02:34,760
‫کی قفل دروازه‌ها رو باز کرده
و اون‌ها رو باز گذاشته

16
00:02:36,240 --> 00:02:39,120
‫دیروز، مردانی هم‌کیش من،

17
00:02:39,200 --> 00:02:41,520
‫چند مرد و زن کاتولیک،

18
00:02:41,600 --> 00:02:43,920
‫سعی کردن
مراسم تشییع جنازه‌ی مردی رو مختل کنن

19
00:02:44,000 --> 00:02:47,120
‫که ما بهش مدیونیم.

20
00:02:47,880 --> 00:02:52,120
‫این فینیان‌ها از هر بهانه‌ای
‫برای تفرقه‌اندازی بین ما استفاده می‌کنن،

21
00:02:52,200 --> 00:02:55,720
‫تا یکی رو از دیگری جدا کنن،
‫سبز رو از نارنجی.

22
00:02:58,280 --> 00:03:00,800
‫من از زور لازم
برای دور کردن‌شون استفاده کردم

23
00:03:00,880 --> 00:03:02,400
‫نه بیشتر.

24
00:03:12,040 --> 00:03:15,360
‫استحکام یک زنجیر به اندازه‌ی
‫ضعیف‌ترین حلقه‌شه،

25
00:03:15,440 --> 00:03:19,240
‫و ما چندتا حلقه‌ی ضعیف بین خودمون داریم.

26
00:03:21,800 --> 00:03:25,720
‫یکی، یکی دیگه رو می‌شناسه

27
00:03:25,800 --> 00:03:27,840
‫که اون یکی، یکی دیگه رو می‌شناسه

28
00:03:28,360 --> 00:03:30,760
‫که اونم یکی دیگه رو می‌شناسه

29
00:03:31,280 --> 00:03:34,080
‫که... یکی رو می‌شناسه.

30
00:03:34,800 --> 00:03:36,600
‫و اون یک نفر رو...

31
00:03:37,400 --> 00:03:38,960
‫باید شناسایی کنیم.

32
00:03:47,280 --> 00:03:50,320
‫دیوارهای اون دستشویی اون طرف

33
00:03:50,400 --> 00:03:55,080
‫که توسط مرحوم سِر بنجامین
‫برای ما، برای راحتی و کرامت ما ساخته شده،

34
00:03:56,280 --> 00:03:57,840
‫دیوارهای سفیدی هستن.

35
00:03:59,280 --> 00:04:03,160
‫بقایای بشکه‌هامون... خاکستر سیاهه.

36
00:04:05,440 --> 00:04:09,640
‫هر کدومتون که می‌دونه
‫کی دروازه‌ها رو باز گذاشته

37
00:04:09,720 --> 00:04:13,800
‫اسم اون مردها رو با خاکستر سیاه،
‫می‌نویسه،

38
00:04:14,320 --> 00:04:17,440
‫روی دیوارهای سفید مستراح.

39
00:04:18,680 --> 00:04:21,880
‫این کار رو پشت در بسته انجام می‌دید

40
00:04:21,960 --> 00:04:25,000
‫تا بتونید کار خداپسندانه‌تون رو
ناشناس انجام بدید

41
00:04:27,080 --> 00:04:29,400
‫با مقصرانی که اسمشون نوشته شده

42
00:04:30,000 --> 00:04:32,520
‫طبق قانون الهی برخورد خواهد شد.

43
00:04:35,520 --> 00:04:39,960
‫تا زمانی که اسم مقصرها
‫روی دیوارهای دستشویی ظاهر بشه،

44
00:04:40,800 --> 00:04:43,240
‫شیفت‌های کاری یک‌چهارم روز خواهد بود.

45
00:04:43,760 --> 00:04:46,800
‫به دلیل کمبود بشکه.

46
00:04:46,880 --> 00:04:50,600
‫و حقوقتون هم
‫این کاهش سه‌چهارمی رو منعکس خواهد کرد.

47
00:04:55,000 --> 00:04:57,760
‫می‌بینم که منظورم رو واضح رسوندم.

48
00:04:59,280 --> 00:05:02,000
‫از زنجیرهایی که تا اینجا کشیدم استفاده کنید

49
00:05:02,760 --> 00:05:05,160
‫تا دروازه‌های پشتی بشکه‌سازی رو محکم کنید.

50
00:05:40,360 --> 00:05:41,360
‫ببخشید.

51
00:05:42,120 --> 00:05:43,440
‫قبل از اینکه شروع کنیم،

52
00:05:43,520 --> 00:05:47,760
‫اجازه بدید صمیمانه‌ترین تسلیت خودم رو
‫برای این ضایعه‌ی بزرگ به همگی شما عرض کنم.

53
00:05:47,840 --> 00:05:52,120
‫اما حالا که سِر بنجامین به خاک سپرده شده
‫و به بهشت راه یافته،

54
00:05:52,200 --> 00:05:54,120
‫وقتشه که به اموراتش رسیدگی کنیم.

55
00:06:01,000 --> 00:06:02,200
[آخرین وصیت]

56
00:06:02,240 --> 00:06:05,760
‫اول، اجازه بدید به اطلاعتون برسونم که،
‫علاوه بر املاک کارخونه،

57
00:06:05,840 --> 00:06:08,440
‫در حساب‌های شخصی سِر بنجامین،

58
00:06:09,120 --> 00:06:10,840
‫مجموع پس‌انداز انباشته شده

59
00:06:11,440 --> 00:06:14,840
‫یک میلیون و صد هزار پونده.

60
00:06:14,920 --> 00:06:18,400
[در حال حاضر معادل 162 میلیون پوند]

61
00:06:18,400 --> 00:06:20,960
‫این مبلغ، به همراه
‫کل املاک ایشون،

62
00:06:21,040 --> 00:06:24,040
‫ساختمان‌ها، صنایع، کشتی‌ها، لوکوموتیوها،

63
00:06:24,120 --> 00:06:25,840
‫انبارها، خانه‌ها و زمین‌ها

64
00:06:25,920 --> 00:06:29,520
‫بین همه‌ی شما که امروز اینجا جمع شدید
‫تقسیم خواهد شد.

65
00:06:32,040 --> 00:06:33,600
‫برای شفافیت بیشتر،

66
00:06:33,680 --> 00:06:35,920
‫هرگونه اشاره به زمین و املاک

67
00:06:36,000 --> 00:06:38,520
‫در این آخرین وصیت‌نامه‌ای
‫که قصد خوندنش رو دارم

68
00:06:38,600 --> 00:06:41,680
‫شامل اقامتگاه‌ها
و قطعات زمین زیر خواهد بود

69
00:06:41,760 --> 00:06:45,640
‫املاک اشفورد در کناخت،
‫املاک دون، املاک کانگ،

70
00:06:45,720 --> 00:06:48,120
‫زمین‌های قابل توجهی در کانه‌مارا،

71
00:06:48,200 --> 00:06:49,800
‫بخش‌های بزرگی از شهرستان کری،

72
00:06:49,880 --> 00:06:51,280
‫املاک راس‌هیل،

73
00:06:51,360 --> 00:06:53,000
‫ناحیه‌ی کیلکرهان.

74
00:06:53,080 --> 00:06:56,520
‫می‌دونم چهار ساله که نامیزون بودم،
‫ولی فکر می‌کردم فقط اشفورد و دونه.

75
00:06:56,520 --> 00:06:57,480
‫هیس.

76
00:06:57,520 --> 00:07:00,120
‫...املاک خانه‌ی آیوی
‫در میدان سنت استفان،

77
00:07:00,200 --> 00:07:02,400
‫املاک سنت آن در خلیج دوبلین،

78
00:07:02,480 --> 00:07:04,880
‫و البته،
‫کارخانه‌ی دروازه‌ی سنت جیمز،

79
00:07:04,960 --> 00:07:09,080
‫که به خانواده‌ی گینس
‫با هزینه‌ی سالانه‌ی 45 پوند

80
00:07:09,160 --> 00:07:11,480
‫به مدت 9000 سال اجاره داده شده،

81
00:07:12,040 --> 00:07:16,320
‫به همراه حق دائمی برداشت
‫و نگه‌داری آب، ماهی و مارماهی

82
00:07:16,400 --> 00:07:20,440
‫از رودخانه‌ی لیفی،
‫و استفاده از آن به عنوان گذرگاه جهان.

83
00:07:20,520 --> 00:07:22,000
‫فهمیدیم. برو سر اصل مطلب.

84
00:07:22,080 --> 00:07:23,320
‫هیس...

85
00:07:29,120 --> 00:07:31,000
‫حالا، می‌رسیم به تقسیم.

86
00:07:31,080 --> 00:07:34,560
‫قبل از املاک،
‫وصیت‌نامه ابتدا به کارخونه می‌پردازه.

87
00:07:34,600 --> 00:07:36,280
‫این وصیت اوست.

88
00:07:37,960 --> 00:07:41,200
‫«من، سِر بنجامین لی گینس،
‫بدینوسیله واگذار، وصیت و اعطا می‌کنم

89
00:07:41,280 --> 00:07:43,480
‫تمام امور مربوط به کارخانه‌ی مذکور را

90
00:07:43,560 --> 00:07:44,920
‫به پسر بزرگترم،

91
00:07:45,000 --> 00:07:47,680
‫آرتور ادوارد گینس،

92
00:07:48,360 --> 00:07:52,000
‫و به ادوارد سسیل گینس،

93
00:07:52,560 --> 00:07:54,440
‫به طور مشترک و مساوی.»

94
00:07:54,960 --> 00:07:58,240
‫«و دستور می‌دهم که املاک مذکور
‫که به آن‌ها واگذار و وصیت شده

95
00:07:58,320 --> 00:08:01,240
‫متعلق به آن‌ها و تنها آن‌ها باشد.»

96
00:08:02,400 --> 00:08:06,360
‫«و من، سِر بنجامین لی گینس،
‫صمیمانه امیدوارم که پسران مذکورم...»

97
00:08:06,440 --> 00:08:07,560
‫فقط پسران مذکور.

98
00:08:07,640 --> 00:08:10,120
‫«...به اداره‌ی کسب و کار کارخانه‌ی مذکور ادامه دهند،

99
00:08:10,200 --> 00:08:13,800
‫که در همین مکان توسط اجدادشان
‫برای سال‌های بسیار اداره شده است.»

100
00:08:13,880 --> 00:08:14,880
‫«اما،

101
00:08:16,640 --> 00:08:20,280
‫در صورتی که هر یک از این دو پسر
‫متأسفانه از پذیرفتن

102
00:08:20,360 --> 00:08:22,200
‫یا اداره‌ی کسب و کار مذکور خودداری کنند،

103
00:08:22,280 --> 00:08:26,240
‫دستور می‌دهم که
‫امور کارخانه‌ی مذکور به طور کامل

104
00:08:26,320 --> 00:08:30,120
‫به برادری که باقی می‌ماند
‫و مایل به ادامه است، داده شود.»

105
00:08:30,200 --> 00:08:33,880
‫«کارخانه نباید تقسیم
‫یا تکه‌تکه شود یا به دیگران داده شود،

106
00:08:33,960 --> 00:08:37,280
‫و دستور می‌دهم که اگر هر یک
‫از دو پسر مذکور،

107
00:08:37,360 --> 00:08:38,600
‫ادوارد یا آرتور،

108
00:08:38,680 --> 00:08:41,680
‫تصمیم به خودداری یا کناره‌گیری
‫از کسب و کار مذکور بگیرند،

109
00:08:42,360 --> 00:08:44,240
‫آن برادر باید

110
00:08:45,560 --> 00:08:47,480
‫همه‌چیز را از دست بدهد.»

111
00:08:53,120 --> 00:08:54,440
‫«به عبارت دیگر،

112
00:08:55,200 --> 00:08:58,440
‫تمام تقسیمات و وصیت‌ها،
‫شامل زمین و دارایی،

113
00:08:58,520 --> 00:09:00,200
‫از هر برادری که

114
00:09:00,280 --> 00:09:03,680
‫انتخاب کند که کسب و کار تولید را
‫ترک کند، سلب خواهد شد.»

115
00:09:07,640 --> 00:09:08,880
‫«در مورد دخترم، آن،
‫از آنجایی که او قانوناً متأهل است

116
00:09:08,880 --> 00:09:11,040
‫و تحت مراقبت یک مرد محترم،
‫کشیش ویلیام پلانکت است،

117
00:09:11,120 --> 00:09:14,200
‫انتظار ندارم که بخواهد
‫نفوذی بر

118
00:09:14,280 --> 00:09:17,200
‫یا شراکتی در
‫هیچ بخشی از کسب و کار تولید داشته باشد.»

119
00:09:17,280 --> 00:09:21,000
‫«و از آنجایی که او تحت سرپرستی
‫همسرش است، انتظار هم ندارم

120
00:09:21,080 --> 00:09:22,640
‫که نیازی به اقامتگاه
‫یا زمین چه در اینجا و چه در انگلیس داشته باشد.»

121
00:09:22,640 --> 00:09:24,040
‫که نیازی به اقامتگاه
‫یا زمین چه در اینجا و چه در انگلیس داشته باشد.»

122
00:09:24,800 --> 00:09:26,400
‫«او البته دسترسی خواهد داشت

123
00:09:26,480 --> 00:09:28,920
‫به تمام املاک
‫و نواحی ذکر شده در بالا

124
00:09:29,000 --> 00:09:31,400
‫بنا به صلاحدید
‫برادر بزرگترش، آرتور.»

125
00:09:33,800 --> 00:09:34,960
‫البته.

126
00:09:35,040 --> 00:09:36,160
‫«حالا،

127
00:09:37,440 --> 00:09:39,560
‫در مورد پسرم بنجامین.»

128
00:09:40,280 --> 00:09:42,480
‫«پس از مشورت با خداوند
‫و با متخصصان در لندن،

129
00:09:44,640 --> 00:09:46,760
‫احساس می‌کنم عاقلانه است که بنجامین را
‫زیر بار

130
00:09:46,840 --> 00:09:49,520
‫وسوسه‌هایی که با ثروت همراه است،
‫قرار ندهم.»

131
00:09:50,560 --> 00:09:53,960
‫«در عوض، برای او یک درآمد کنترل‌شده
‫از یک کمک‌هزینه‌ی ماهانه مقرر می‌کنم،

132
00:09:54,040 --> 00:09:55,840
‫و میزان آن درآمد ماهانه...»

133
00:10:03,200 --> 00:10:04,560
‫لعنتی!

134
00:10:04,640 --> 00:10:06,240
‫لعنتی!

135
00:10:06,240 --> 00:10:07,200
‫لعنتی.

136
00:10:07,240 --> 00:10:10,680
‫«در مورد پسرعمویم، هنری گراتان،
‫دستور می‌دهم که تمام وصیت‌ها

137
00:10:10,760 --> 00:10:14,080
‫برای کارهای تبلیغی او
‫بنا به صلاحدید پسر بزرگترم،

138
00:10:14,160 --> 00:10:15,840
‫آرتور ادوارد گینس باشد.»

139
00:10:29,480 --> 00:10:32,080
‫بن، حالت خوبه؟

140
00:10:32,160 --> 00:10:33,440
‫من آس‌وپاس ام،

141
00:10:34,520 --> 00:10:35,600
‫تنهام،

142
00:10:36,720 --> 00:10:38,080
‫ازم دزدی شده،

143
00:10:38,680 --> 00:10:40,000
‫و تیری به قلبم خورده.

144
00:10:41,320 --> 00:10:43,080
‫برای درمان این‌ها چی داری؟

145
00:11:03,040 --> 00:11:05,000
‫جنس خوب رو
‫اون پشت داریم.

146
00:11:05,520 --> 00:11:06,560
‫یالا.

147
00:11:12,480 --> 00:11:13,560
‫همچنین،

148
00:11:14,880 --> 00:11:16,560
‫بانی چمپیون می‌خواد ببینتت.

149
00:11:20,840 --> 00:11:22,000
‫مشکلی نیست.

150
00:11:22,080 --> 00:11:26,000
‫آقای چمپیون از وضعیت
‫حساب شرط‌بندی شما راضیه.

151
00:11:26,080 --> 00:11:28,080
‫اون فقط می‌خواد یه صحبتی داشته باشه

152
00:11:28,840 --> 00:11:30,200
‫در مورد یکی از برادرهات.

153
00:11:41,200 --> 00:11:42,600
‫یالا، بن، پسر.

154
00:12:42,240 --> 00:12:43,360
‫اون‌ها کجان؟

155
00:12:43,960 --> 00:12:45,720
‫آرتور سرش شلوغه، ولی دیر برمی‌گرده.

156
00:12:45,800 --> 00:12:48,480
‫بنجامین، البته، هیچ ایده‌ای ندارم.

157
00:12:50,760 --> 00:12:53,280
‫ولی جایگاه من در همه‌ی این‌ها کجاست؟

158
00:12:53,360 --> 00:12:55,680
‫خب، به نظر می‌رسه تو متأهلی.

159
00:12:55,680 --> 00:12:56,800
‫و بنابراین...

160
00:12:56,840 --> 00:12:59,360
‫معجزه‌ی این ماجرا رو
‫نمی‌بینی، اِدی؟

161
00:12:59,840 --> 00:13:03,400
‫پدرمون تونسته میلیون‌ها پول و زمین
‫به ارث بذاره

162
00:13:03,480 --> 00:13:05,800
‫و با این حال همه‌مون رو ناراحت کنه.

163
00:13:05,880 --> 00:13:08,840
‫خب، حداقل در این مورد،
‫منصف بوده.

164
00:13:11,840 --> 00:13:15,080
‫- فکر می‌کنی در مورد من می‌دونست؟
‫- چی رو در مورد تو می‌دونست؟

165
00:13:15,600 --> 00:13:19,440
‫می‌دونی، که من توانایی‌هایی دارم.

166
00:13:20,040 --> 00:13:23,440
‫که من این بانوی خدمتگزار
‫و پر افاده نیستم.

167
00:13:23,520 --> 00:13:27,120
‫- و کسی که از بالا به همه نگاه می‌کنه.
‫- پدر هرگز تصور نمی‌کرد...

168
00:13:27,200 --> 00:13:30,400
‫اون تو رو به آرتور وابسته کرده
‫و من رو به همسرم

169
00:13:30,480 --> 00:13:32,200
‫چون من هیچ گزینه‌ی دیگه‌ای ندارم.

170
00:13:32,280 --> 00:13:35,120
‫تو به هر حال هیچ گزینه‌ی دیگه‌ای نداشتی.

171
00:13:35,200 --> 00:13:38,080
‫و جستجوی تو... برای یک گزینه‌ی دیگه

172
00:13:38,160 --> 00:13:40,400
‫حداقل بگم، بی‌ملاحظه بود.

173
00:13:40,960 --> 00:13:43,400
‫نامناسب مهربانانه‌ترین کلمه‌ایه که
‫می‌تونم براش استفاده کنم.

174
00:13:45,640 --> 00:13:48,160
‫منظورت اون مردیه
‫که وقتی افتادم کمکم کرد.

175
00:13:48,240 --> 00:13:50,480
‫من افتادم، و اون کمکم کرد و بهم یاری رسوند.

176
00:13:50,480 --> 00:13:52,800
‫- به جزئیاتش نیازی ندارم.
‫- هیچی ازش برنامه‌ریزی شده نبود.

177
00:13:52,840 --> 00:13:54,800
‫بهتره در مورد مسائل عملی صحبت کنیم.

178
00:13:54,880 --> 00:13:57,400
‫هیچ‌چیز عملی نیست.

179
00:13:59,720 --> 00:14:03,360
‫نمی‌دونستم تشریف آوردید، بانو.
‫چیزی لازم دارید؟

180
00:14:03,440 --> 00:14:05,480
‫خلوت... بالاتر از هر چیز دیگه‌ای.

181
00:14:05,560 --> 00:14:07,440
‫و رازداری، متشکرم.

182
00:14:25,280 --> 00:14:26,280
‫اخیراً،

183
00:14:27,440 --> 00:14:30,480
‫از وقتی متأهل شدم،
‫ولی فکر نمی‌کنم به خاطر اون باشه،

184
00:14:30,560 --> 00:14:33,160
‫احساس می‌کنم کنترلی
‫روی خودم ندارم.

185
00:14:33,760 --> 00:14:35,240
‫منظورم ذهنم بود.

186
00:14:35,320 --> 00:14:36,920
‫و همچنین رفتارم.

187
00:14:37,720 --> 00:14:40,400
‫متوجه چیزی در نحوه‌ی
‫حرکت من شدی؟

188
00:14:40,480 --> 00:14:42,960
‫- نحوه‌ی راه رفتنم؟
‫- دکتر ری رو دیدی؟

189
00:14:43,040 --> 00:14:45,760
‫ای کاش یه خواهر داشتم.

190
00:14:45,840 --> 00:14:47,680
‫ذهنم در حال حاضر خیلی درگیره

191
00:14:47,760 --> 00:14:50,160
‫با چیزهایی که نیاز به
‫ملاحظات عملی دارن.

192
00:14:50,240 --> 00:14:52,040
‫دکتر ری رو دیدم،

193
00:14:52,120 --> 00:14:53,360
‫و بهش گفتم که،

194
00:14:53,440 --> 00:14:56,840
‫وقتی در املاک هستیم
‫و همسرم داره به قرقاول‌ها شلیک می‌کنه،

195
00:14:56,920 --> 00:15:00,680
‫من میل شدیدی دارم که سر
‫قرقاول‌ها رو با دندون‌هام بِکَنم.

196
00:15:05,840 --> 00:15:08,640
‫شکار می‌تونه خیلی... کسل‌کننده باشه.

197
00:15:09,440 --> 00:15:11,040
‫که بال‌هاشون رو پاره کنم.

198
00:15:11,960 --> 00:15:13,040
‫آنی...

199
00:15:13,080 --> 00:15:17,040
‫و همچنین، تا پله‌ی پنجم ورودی بزرگ
‫نفسم می‌گیره،

200
00:15:17,120 --> 00:15:18,520
‫در حالی که قبلاً پله‌ی بیستم بود.

201
00:15:19,960 --> 00:15:23,160
‫دکتر ری کمی خون گرفت.
‫داره آزمایش انجام می‌ده.

202
00:15:23,760 --> 00:15:26,520
‫و من نمی‌تونم دوبلین رو ترک کنم
‫چون من یه گربه‌ام.

203
00:15:28,000 --> 00:15:29,080
‫یه گربه؟

204
00:15:29,440 --> 00:15:30,440
‫بله.

205
00:15:31,400 --> 00:15:33,600
‫که آرزو داره روی پشت‌بوم‌ها باشه.

206
00:15:35,800 --> 00:15:37,280
‫چه روزی شده، اِدی.

207
00:15:40,120 --> 00:15:42,280
‫روزی که همه‌مون می‌فهمیم چی به چیه.

208
00:15:45,280 --> 00:15:48,240
‫خب تو چیزی
‫در مورد مسائل عملی گفتی.

209
00:15:57,600 --> 00:15:58,880
‫روز حساب.

210
00:16:01,760 --> 00:16:04,400
‫خب، اگه امروز روز حسابه،

211
00:16:04,480 --> 00:16:07,800
‫چند نفری اینجا هستن
‫که با دروازه‌های جهنم روبه‌رو می‌شن.

212
00:16:07,880 --> 00:16:08,960
‫بله.

213
00:16:09,040 --> 00:16:10,800
‫مخصوصاً بانی چمپیون.

214
00:16:14,400 --> 00:16:16,080
‫گفتی می‌خواد من رو ببینه؟

215
00:16:33,960 --> 00:16:34,960
‫ببین، بانی.

216
00:16:36,000 --> 00:16:38,720
‫می‌دونم پولی بهت بدهکارم
...که نمی‌تونم پس بدم، ولی

217
00:16:39,840 --> 00:16:42,880
‫اگه این نمایش کوچیک
‫برای ترسوندن منه...

218
00:16:45,120 --> 00:16:46,760
‫...من نمی‌ترسم.

219
00:16:48,000 --> 00:16:51,320
‫اگه می‌خوای من رو بکشی، یه اسلحه بهم بده،
‫و بیا بجنگیم.

220
00:16:57,520 --> 00:16:59,640
‫امروز این پسر چش شده؟

221
00:17:01,160 --> 00:17:02,800
‫می‌گه امروز روز حسابه.

222
00:17:08,960 --> 00:17:10,680
‫یه بطری نوشیدنی برامون بیار.

223
00:17:12,560 --> 00:17:13,760
‫دو تا لیوان.

224
00:17:24,640 --> 00:17:25,840
‫دیشب،

225
00:17:27,400 --> 00:17:28,760
‫قبل از طوفان،

226
00:17:29,800 --> 00:17:32,720
‫یه زن فینیان خوش‌سیما
‫اومد پیشم...

227
00:17:35,600 --> 00:17:37,640
‫سراغ رازها رو می‌گرفت،

228
00:17:37,720 --> 00:17:41,720
‫رازهای گرون‌قیمت
‫در مورد برادرت آرتور.

229
00:18:28,440 --> 00:18:29,640
‫خب چطور بود؟

230
00:18:31,640 --> 00:18:34,400
‫من... محدود شدم.

231
00:18:35,800 --> 00:18:38,120
‫- یعنی چی؟
‫- لعنتی.

232
00:18:39,640 --> 00:18:40,640
‫آرتور.

233
00:18:41,960 --> 00:18:43,960
‫اگه برم هیچی نخواهم داشت.

234
00:18:47,920 --> 00:18:49,120
‫مجبورم.

235
00:18:50,840 --> 00:18:53,560
‫کاملاً بدون هیچ گزینه‌ی دیگه‌ای
‫جز هیچی نداشتن.

236
00:18:54,680 --> 00:18:57,040
‫مجبور؟ چی... از چی حرف می‌زنی؟

237
00:18:57,120 --> 00:19:00,040
‫- باید بمونم و کسب و کار رو اداره کنم.
‫- در دوبلین؟

238
00:19:01,280 --> 00:19:02,680
‫خب، کجا دیگه؟

239
00:19:03,280 --> 00:19:06,520
‫- گفتی به برادرت می‌فروشیش.
‫- پدرم می‌دونست که این کار رو می‌کنم.

240
00:19:06,520 --> 00:19:08,040
‫- برای همین جلوم رو گرفت.
‫- چطور می‌تونه؟

241
00:19:08,080 --> 00:19:10,560
‫تو هیچی نمی‌دونی از اینکه
‫این چیزها چطور کار می‌کنه.

242
00:19:10,640 --> 00:19:12,680
‫- من وکیلم.
‫- منظورم خانواده‌هاست.

243
00:19:13,400 --> 00:19:14,400
‫خانواده‌ی من.

244
00:19:17,120 --> 00:19:18,400
‫رازها.

245
00:19:19,400 --> 00:19:21,520
‫راه‌های کشف رازها.

246
00:19:21,600 --> 00:19:26,480
‫خونه‌های یخ‌زده وسط ناکجاآباد
‫پر از جعبه‌های قفل‌شده‌ی کوفتی.

247
00:19:33,000 --> 00:19:35,000
‫بریم یه جایی برای نوشیدنی؟

248
00:19:36,160 --> 00:19:37,280
‫و دیده بشیم؟

249
00:19:54,640 --> 00:19:58,200
‫به من املاکی در سراسر جنوب
‫و در خلیج دوبلین رسیده.

250
00:19:59,880 --> 00:20:01,640
‫منظورت اینه که اینجا بمونم؟

251
00:20:01,720 --> 00:20:03,040
‫اونقدرها هم بد نمی‌شه.

252
00:20:03,640 --> 00:20:05,040
‫یه منظره از خلیج.

253
00:20:06,160 --> 00:20:07,400
‫یه خونه.

254
00:20:07,480 --> 00:20:09,280
‫هر روز یه گزارش جدید

255
00:20:09,360 --> 00:20:11,400
‫از یه شیوع جدید وبا
‫در جنوب منتشر می‌شه.

256
00:20:11,480 --> 00:20:13,600
‫مهم‌ترین چیز
‫سلامتی باارزش توئه؟

257
00:20:13,680 --> 00:20:16,280
‫- چی باارزش‌تره؟
‫- زندگی، مایکل.

258
00:20:21,360 --> 00:20:24,520
‫- هوای اینجا داره حالم رو بد می‌کنه.
‫- مایکل، لطفاً صبر کن.

259
00:20:25,280 --> 00:20:26,480
‫مایکل.

260
00:20:28,680 --> 00:20:30,640
‫آرتور، تو هرگز نمی‌تونی
‫از اسمت فرار کنی.

261
00:21:17,320 --> 00:21:18,960
‫ناخوش به نظر می‌رسه؟

262
00:21:19,040 --> 00:21:20,920
‫آدم‌های ناخوش به ندرت ناخوش به نظر می‌رسن.

263
00:21:23,760 --> 00:21:24,920
‫لعنتی.

264
00:21:31,360 --> 00:21:33,400
‫تو و آرتور باید باهاش سخاوتمند باشید.

265
00:21:34,440 --> 00:21:36,480
‫آرتور کدوم گوریه؟

266
00:21:36,560 --> 00:21:39,000
‫خب، شاید سوار یه کشتی
‫به مقصد آمریکا شده.

267
00:21:39,600 --> 00:21:42,600
‫تصور می‌کنم اگه مهاجرت می‌کرد،
‫احساس سبکی می‌کردی.

268
00:21:42,680 --> 00:21:44,840
‫«بارهای یکدیگر را به دوش کشید

269
00:21:44,920 --> 00:21:47,600
‫و اراده‌ی مسیح را به جا آورید.»

270
00:21:48,960 --> 00:21:51,880
‫غلاطیان، فصل 6، آیه‌ی 2.

271
00:21:53,280 --> 00:21:55,640
‫در تاریکی خودم، از زمانی
که وصیت‌نامه خونده شد

272
00:21:56,200 --> 00:21:58,480
‫به کتاب مقدس پناه بردم، آنی.

273
00:21:59,960 --> 00:22:03,640
‫ولی بعد، با سری فروافتاده،
‫نوع دیگری از الهام بهم شد.

274
00:22:05,920 --> 00:22:07,360
‫یه راه حل عملی.

275
00:22:07,440 --> 00:22:12,080
‫و این به تو مربوط می‌شه، آنی.
‫من یه وظیفه‌ی خیلی مهم برات دارم.

276
00:22:12,160 --> 00:22:15,880
‫یه خواهر صرفاً چه وظیفه‌ی مهمی
‫می‌تونه انجام بده؟

277
00:22:18,560 --> 00:22:20,680
‫حالا که ما شرکت رو اداره می‌کنیم،

278
00:22:21,960 --> 00:22:24,760
‫من و آرتور
‫هر دو به همسران مناسبی نیاز داریم.

279
00:22:24,840 --> 00:22:27,760
‫تو با تمام شاخه‌های خانواده
‫ارتباط داری.

280
00:22:27,840 --> 00:22:30,920
‫تو افراد زیادی رو می‌شناسی،
‫از جمله در بخش بانکی.

281
00:22:31,000 --> 00:22:33,480
‫و می‌خوای من تصمیم بگیرم کی مناسبه؟

282
00:22:33,560 --> 00:22:34,960
‫عمه اگنس بهت کمک می‌کنه.

283
00:22:35,040 --> 00:22:37,480
‫و «مناسب» برای تو

284
00:22:37,560 --> 00:22:40,840
‫یه دخترعموی باهوش می‌شه
‫که به اداره‌ی کسب و کار کمک کنه.

285
00:22:40,920 --> 00:22:42,160
‫و برای آرتور،

286
00:22:42,800 --> 00:22:46,040
‫یه کنتس فقیر اما اسم و رسم‌دار
‫که از تجارت بیزار باشه

287
00:22:46,120 --> 00:22:48,080
‫و اون رو از کسب و کار دور نگه داره.

288
00:22:48,160 --> 00:22:52,080
‫ادوارد، علاوه بر اینکه ایده‌ی پیدا کردن
‫همسر برای شما دو نفر توسط من پوچه،

289
00:22:52,600 --> 00:22:55,880
‫یه پیچیدگی اضافه‌ای هم در مورد
‫آرتور وجود داره.

290
00:22:57,080 --> 00:22:59,200
‫نمی‌دونم ازش خبر داری یا نه.

291
00:22:59,720 --> 00:23:00,760
‫اون پیچیدگی.

292
00:23:05,880 --> 00:23:07,840
‫که البته، من ازش خبر دارم.

293
00:23:10,600 --> 00:23:14,360
‫که باعث می‌شه پیدا کردن همسر براش
‫ضروری‌تر هم بشه.

294
00:23:14,440 --> 00:23:17,120
‫همسری که از اون پیچیدگی
‫هم خبر داشته باشه

295
00:23:17,640 --> 00:23:21,120
‫و بفهمه که باید فداکاری‌های خاصی
‫انجام بشه

296
00:23:21,200 --> 00:23:22,720
‫در راستای حفظ آبرو.

297
00:23:23,560 --> 00:23:25,120
‫منظورم رو واضح می‌رسونم؟

298
00:23:27,120 --> 00:23:30,480
‫در این اولین روز قدرتت،
‫و به این زودی، ادوارد،

299
00:23:31,240 --> 00:23:33,920
‫متأسفم که باید بگم منظورت رو
‫خیلی واضح می‌رسونی.

300
00:23:38,440 --> 00:23:39,600
‫بنجامین.

301
00:23:44,680 --> 00:23:46,920
‫لعنتی.

302
00:23:47,000 --> 00:23:50,040
‫فکر کردیم اول چند کلمه حرف
‫هوشیارانه بزنیم.

303
00:23:53,960 --> 00:23:56,520
‫اِدی عزیز و مسئولیت‌پذیر،

304
00:23:56,600 --> 00:23:58,600
‫و منطقی...

305
00:24:00,720 --> 00:24:03,280
‫...متأسفم که باید بگم برای حرف‌های
‫هوشیارانه دیگه خیلی دیره.

306
00:24:05,840 --> 00:24:11,640
‫من با چندتا آدم خیلی ناباب
‫در کافه بودم،

307
00:24:12,520 --> 00:24:15,360
‫که بهم گفتن... بهت بگم...

308
00:24:17,760 --> 00:24:19,920
‫...حالا که رژیم جدید سر کاره،

309
00:24:20,440 --> 00:24:22,160
‫خاندان گینس

310
00:24:22,240 --> 00:24:24,880
‫داره روی سرتون

311
00:24:24,960 --> 00:24:27,400
‫خراب می‌شه.

312
00:24:35,120 --> 00:24:37,240
‫مگر اینکه کسی به کسی...

313
00:24:37,840 --> 00:24:40,400
‫...یه مبلغ پول خیلی زیادی بده.

314
00:24:41,880 --> 00:24:43,800
‫از چی حرف می‌زنی، بنجامین؟

315
00:24:47,920 --> 00:24:49,320
‫آرتور کجاست؟

316
00:25:21,800 --> 00:25:23,240
‫می‌بینید، بچه‌ها...

317
00:25:31,720 --> 00:25:35,600
‫من اسم سیاهِ هر سه‌ی شما رو
اونجا روی دیوار مستراح سفید دیدم

318
00:25:35,680 --> 00:25:38,440
‫فقط چندتا پروتستان پیر کینه‌ بودن.
‫اون‌ها اسم ما رو اونجا نوشتن.

319
00:25:56,480 --> 00:26:01,000
‫خب، من حلقه‌های ضعیف
‫زنجیرمون رو پیدا کردم.

320
00:26:01,600 --> 00:26:03,160
‫ولی، صادقانه بگم،

321
00:26:03,240 --> 00:26:06,760
‫شما آشغال‌های کوفتی
‫نگرانی اصلی من نیستید.

322
00:26:07,920 --> 00:26:10,440
‫یه کدومتون، بهم بگید کی بود

323
00:26:10,520 --> 00:26:14,360
‫که به شما دستور داد دروازه‌ی پشتی
‫بشکه‌سازی رو باز بذارید.

324
00:26:15,440 --> 00:26:17,600
‫نمی‌دونیم. هیچ ایده‌ای نداریم.

325
00:26:24,400 --> 00:26:26,160
‫یا خدا!

326
00:26:32,640 --> 00:26:34,040
‫نه!

327
00:26:35,280 --> 00:26:37,200
‫خواهش می‌کنم، نه.

328
00:26:49,440 --> 00:26:50,600
‫یه اسم بهم بده.

329
00:26:50,680 --> 00:26:52,640
‫ای مریم مقدس، مادر عیسی مسیح...

330
00:26:52,720 --> 00:26:54,800
‫من نمی‌دونم.

331
00:27:16,560 --> 00:27:18,120
‫از زبونت درست استفاده کن

332
00:27:18,800 --> 00:27:20,320
‫وگرنه دیگه نمی‌تونی ازش استفاده کنی.

333
00:27:20,400 --> 00:27:23,960
‫من دروازه‌ها رو باز نکردم، ولی اسم
‫مردی که این کار رو کرد، می‌دونم.

334
00:27:38,640 --> 00:27:39,880
‫اسم رو بهم بگو.

335
00:28:05,720 --> 00:28:09,360
‫ما آتیش رو روشن کردیم تا سیگنال‌های دودی
‫برای خانواده‌ی گینس بفرستیم.

336
00:28:09,440 --> 00:28:12,160
‫آتش در کارخونه
‫جرقه‌هایی رو به سراسر ایرلند می‌فرسته

337
00:28:12,240 --> 00:28:14,040
‫که باعث شعله‌ور شدن یک قیام می‌شه.

338
00:28:14,720 --> 00:28:19,040
‫گینس‌های اتحادیه‌گرا خواهند فهمید
‫که چیزی در حال وقوعه.

339
00:28:19,560 --> 00:28:21,600
‫- نمی‌فهمن چی به سرشون اومده.
‫- به افتخارش.

340
00:28:22,680 --> 00:28:24,000
‫به افتخار همین بزنیم.

341
00:28:27,920 --> 00:28:29,360
‫همه رو بیارید بیرون!

342
00:28:44,280 --> 00:28:46,960
‫چه حسی داره، آقای کاکرن،

343
00:28:47,960 --> 00:28:50,200
‫که شما کسی هستی که شعله‌ها رو خاموش می‌کنه؟

344
00:29:08,600 --> 00:29:12,200
‫من با همکارانم در کارخونه صحبت کردم
‫و ازشون اطلاعات خواستم،

345
00:29:12,280 --> 00:29:13,680
‫که با کمال میل دادن.

346
00:29:15,320 --> 00:29:17,680
‫بعد با مردانی صحبت کردم
‫که شما متقاعدشون کرده بودید

347
00:29:17,760 --> 00:29:19,480
‫که جونشون رو براتون به خطر بندازن.

348
00:29:24,280 --> 00:29:26,080
‫و حالشون چطوره؟

349
00:29:32,160 --> 00:29:33,240
‫زنده‌ان.

350
00:29:34,600 --> 00:29:36,600
‫دیگه جزو خانواده نیستن.

351
00:29:37,600 --> 00:29:41,240
‫و شاید از این به بعد در جویدن
‫غذاشون مشکل داشته باشن.

352
00:29:42,280 --> 00:29:46,480
‫ولی به اندازه‌ی کافی خوب می‌تونن حرف بزنن تا
‫به دیگران هشدار بدن که با فینیان‌ها کار نکنن.

353
00:29:46,560 --> 00:29:50,360
‫حالا، من اینجا اومدم برای یه گفتگو،
‫ولی نه با تو.

354
00:29:52,560 --> 00:29:55,800
‫می‌دونم که شما دقیقاً
‫عقل کل...

355
00:29:55,880 --> 00:29:57,640
‫در سازمان‌تون نیستید.

356
00:29:58,280 --> 00:30:01,440
‫می‌خوام این رو به
‫خواهرت، اِلن، بدی.

357
00:30:02,400 --> 00:30:06,360
‫معتقدم اون معمار
‫خیال‌پردازی‌های جمهوری‌خواهانه‌ی شماست.

358
00:30:06,440 --> 00:30:10,480
‫اگه با خواهرم کار داری، چرا
‫نامه رو خودت بهش ندادی؟

359
00:30:12,920 --> 00:30:17,000
‫من یکی از همکارانم رو فرستادم تا خواهرت رو
‫در خانه‌ای که ساکنه ببینه.

360
00:30:17,720 --> 00:30:21,360
‫همکارم یه پیام خیلی صریح
‫بهش می‌ده،

361
00:30:21,440 --> 00:30:23,120
‫حتی همین الان که داریم صحبت می‌کنیم.

362
00:30:23,200 --> 00:30:25,000
‫داری چه مزخرفی می‌گی؟

363
00:30:25,080 --> 00:30:26,000
‫بهت می‌گم از چی حرف می‌زنم.

364
00:30:26,000 --> 00:30:29,400
‫من آتش رو با آتش جواب می‌دم.

365
00:30:29,920 --> 00:30:34,280
‫حالا، تو با اون نامه بدو برو پیش خواهرت
‫در خیابان دانیگال شماره 54.

366
00:30:35,280 --> 00:30:39,000
‫نامه براش توضیح می‌ده
‫که چرا خونه‌ش،

367
00:30:39,080 --> 00:30:42,640
‫از... یک دقیقه پیش،

368
00:30:47,000 --> 00:30:49,800
‫و امیدم به خداست
‫که افرادم قبل از اینکه اون بطری رو

369
00:30:49,800 --> 00:30:52,040
‫از دریچه‌ی نامه‌ش بندازن تو،
‫چک کرده باشن که طبقه بالا نباشه.

370
00:30:52,080 --> 00:30:54,800
‫اون تو یه پانسیون زندگی می‌کنه!

371
00:30:55,440 --> 00:30:57,800
‫یه خانواده طبقه‌ی پایینه!

372
00:30:59,800 --> 00:31:03,040
‫خب، پس بهتره بدویی بری
‫و مطمئن بشی همه‌شون خوبن،

373
00:31:03,120 --> 00:31:04,840
‫اینطور نیست، آقای کاکرن؟

374
00:31:16,040 --> 00:31:17,240
‫بپا، لطفاً!

375
00:31:17,320 --> 00:31:18,360
‫برو کنار!

376
00:31:18,440 --> 00:31:19,880
‫جلوی پات رو نگاه کن!

377
00:31:20,640 --> 00:31:21,800
‫مشنگ!

378
00:31:23,520 --> 00:31:25,440
‫یا خدا!

379
00:31:50,160 --> 00:31:51,560
‫عوضی‌ها.

380
00:31:56,080 --> 00:31:57,960
[ایشالا دفعه‌ی بعد]

381
00:32:10,280 --> 00:32:13,080
‫اِلن، برادرته.

382
00:32:15,000 --> 00:32:16,320
‫بگو بره گم شه.

383
00:32:17,440 --> 00:32:19,560
‫برو گم شو، کله‌پوک.

384
00:32:20,840 --> 00:32:21,800
‫خدایا... اِلن.

385
00:32:26,280 --> 00:32:27,920
‫یه پیغام برات دارم.

386
00:32:28,000 --> 00:32:31,840
‫- از کی؟
‫- آقای رافرتی، حضرت آقا.

387
00:32:32,880 --> 00:32:33,960
‫چی می‌گه؟

388
00:32:34,480 --> 00:32:36,240
‫خطاب به تو نیست. برو گم شو.

389
00:32:36,320 --> 00:32:38,200
‫اِلن. اِلن!

390
00:32:39,440 --> 00:32:42,400
‫تهدید کرد این خونه رو آتیش می‌زنه.
‫بگو چی می‌گه.

391
00:32:42,480 --> 00:32:44,520
‫تو اولین کبریت کوفتی رو زدی.

392
00:32:45,160 --> 00:32:46,920
‫حالا آتیش‌ها گسترش پیدا می‌کنن.

393
00:32:50,600 --> 00:32:51,800
‫برات می‌خونمش.

394
00:32:57,520 --> 00:32:58,840
‫«خانم کاکرن عزیز،

395
00:33:00,280 --> 00:33:02,320
‫متوجه شدم که در حال تحقیق بوده‌اید

396
00:33:02,880 --> 00:33:06,240
‫در مورد مسائل شخصی خاصی
‫درباره‌ی اعضای یک خانواده‌ی مشخص.»

397
00:33:07,520 --> 00:33:10,400
‫- جوری می‌نویسه انگار داره روی یخ راه می‌ره.
‫- ادامه بده.

398
00:33:11,320 --> 00:33:12,600
‫«می‌خواستم به شما یادآوری کنم

399
00:33:12,680 --> 00:33:15,360
‫که مسائل خانوادگی
‫به هیچ‌کس دیگری مربوط نمی‌شود.»

400
00:33:15,920 --> 00:33:17,400
‫«کنجکاوی کردن، جاسوسی است.»

401
00:33:18,040 --> 00:33:20,120
‫«جاسوسی نوع پستی از مبارزه است.»

402
00:33:21,920 --> 00:33:24,120
‫«از شما می‌خواهم
‫که از تحقیقات خود دست بردارید،

403
00:33:24,200 --> 00:33:26,880
‫و سخنان بنجامین فرانکلین بزرگ را
‫به شما یادآوری می‌کنم.»

404
00:33:27,920 --> 00:33:28,920
‫چه سخنانی؟

405
00:33:31,160 --> 00:33:33,120
‫«برای اینکه سه نفر
‫یک راز را نگه دارند،

406
00:33:33,200 --> 00:33:34,720
‫دو نفر از آن‌ها باید مُرده باشند.»

407
00:33:37,280 --> 00:33:38,800
‫«ارادتمند شما با جدیت تمام،

408
00:33:39,760 --> 00:33:41,280
‫اس. ال. رافرتی، عالیجناب.»

409
00:33:44,640 --> 00:33:46,880
‫بنجامین فرانکلین واقعاً این رو گفته؟

410
00:33:49,160 --> 00:33:50,720
‫من چه می‌دونم.

411
00:33:55,040 --> 00:33:57,160
‫نه. نه، داری مدرک رو می‌سوزونی!

412
00:33:57,240 --> 00:33:59,200
‫بریم پیش پلیس، آره، کله‌پوک؟

413
00:33:59,800 --> 00:34:01,680
‫به پلیس دوبلین بگیم تحقیق کنه

414
00:34:01,760 --> 00:34:04,360
‫و قانون رو به طور مساوی
‫در مورد خانواده‌ی گینس اجرا کنه؟

415
00:34:05,960 --> 00:34:08,600
‫درست می‌شه.
‫منم دارم یه نامه می‌نویسم.

416
00:34:14,920 --> 00:34:15,920
‫یه نامه؟

417
00:34:18,280 --> 00:34:19,280
‫برای کی؟

418
00:34:19,800 --> 00:34:21,720
‫این رو به من بسپار، باشه؟

419
00:34:22,440 --> 00:34:24,320
‫دیگه کبریت روشن نکن.

420
00:34:24,400 --> 00:34:25,840
‫متأسفم، اِلن،

421
00:34:26,920 --> 00:34:28,360
‫که آتیش رو روشن کردم. من...

422
00:34:30,320 --> 00:34:33,640
‫من فقط... کله‌م داغه.

423
00:34:34,160 --> 00:34:35,800
‫بیا اینجا، کله‌پوک.

424
00:34:36,720 --> 00:34:39,600
‫این دوره‌ی جدید... این گینس‌های جدید،

425
00:34:40,200 --> 00:34:43,040
‫به یک اندازه هم فرصته و هم خطر وحشتناک.

426
00:34:43,600 --> 00:34:45,920
‫و اگه خونمون رو سرد نکنیم،
‫اون‌ها خونمون رو می‌ریزن.

427
00:34:46,480 --> 00:34:47,520
‫برو.

428
00:35:17,080 --> 00:35:21,680
[میراث]

429
00:35:21,760 --> 00:35:25,400
[میراث گینس]

430
00:35:26,040 --> 00:35:27,360
‫اومدن. برو بیرون.

431
00:35:36,240 --> 00:35:37,600
‫لعنتی!

432
00:35:37,680 --> 00:35:39,560
‫- مشنگ!
‫- ببخشید، قربان.

433
00:35:41,080 --> 00:35:43,400
‫- ولش کن. برو.
‫- بله، قربان.

434
00:35:57,600 --> 00:35:59,200
‫پیرمرد ناقلا.

435
00:35:59,720 --> 00:36:02,280
‫ببینیم چقدر سریع همه‌چیز رو به گند می‌کشن.

436
00:36:04,040 --> 00:36:05,040
‫آقایان.

437
00:36:07,040 --> 00:36:08,600
‫نقشه‌ای که درخواست کرده بودید.

438
00:36:09,120 --> 00:36:12,040
‫آقایی که در شرکت فرد ساتن
‫اون رو ترسیم کرده

439
00:36:12,680 --> 00:36:15,680
‫پیغام گذاشته که خوشحال می‌شه
‫با شما صحبت کنه و دسترسی رو فراهم کنه

440
00:36:15,760 --> 00:36:17,600
‫به هر یک از املاک مشخص شده

441
00:36:17,680 --> 00:36:19,320
‫هر زمان که صلاح بدونید.

442
00:36:20,320 --> 00:36:21,480
‫این قالیچه جابه‌جا شده.

443
00:36:31,720 --> 00:36:34,120
‫این تازه ریخته.
‫هنوز خیسه.

444
00:36:34,200 --> 00:36:35,960
‫پسر احمقه، دفتردار رو می‌گم.

445
00:36:36,040 --> 00:36:38,800
‫دفتردار جوهر رو ریخته
‫و بعد قالیچه رو روش گذاشته؟

446
00:36:38,880 --> 00:36:41,000
‫دفتردار جوهر رو ریخته.

447
00:36:41,080 --> 00:36:42,640
‫ولی تو قالیچه رو روش گذاشتی.

448
00:36:42,720 --> 00:36:45,240
‫و اینطوری زیر قالیچه رو هم
‫خراب کردی.

449
00:36:45,320 --> 00:36:47,240
‫- فقط یه قالیچه‌ست.
‫- نه، یه قالیچه نیست.

450
00:36:47,320 --> 00:36:49,040
‫آرتور، این... این یه اصله.

451
00:36:49,600 --> 00:36:53,080
‫من متوجه چیزها می‌شم، جزئیات،
‫و برای صداقت ارزش قائلم.

452
00:36:54,560 --> 00:36:56,080
‫من تمیزش می‌کنم، قربان.

453
00:36:56,160 --> 00:36:57,440
‫و تو یاد خواهی گرفت.

454
00:36:57,520 --> 00:36:59,720
‫اوضاع اینجا داره تغییر می‌کنه.

455
00:37:00,760 --> 00:37:03,560
‫شما نمی‌خواید روی چیزها سرپوش بذارید،
‫آقای گینس، نه؟

456
00:37:11,040 --> 00:37:15,400
‫وقتی کارمون تموم شد، قالیچه رو تمیز کن،
‫بعد من ده دقیقه از وقتم رو بهت می‌دم

457
00:37:15,480 --> 00:37:18,040
‫تا چندتا ایده‌ی جدید رو برات توضیح بدم.

458
00:37:18,920 --> 00:37:21,600
‫اشتباهات دیگه سرپوش گذاشته نخواهند شد.

459
00:37:22,840 --> 00:37:24,040
‫بله، قربان.

460
00:37:35,440 --> 00:37:38,880
‫خدای من، ادوارد،
‫قدرت بهت انرژی می‌ده.

461
00:37:40,080 --> 00:37:42,960
‫باید کار روی همه‌ی این مکان‌هایی که
‫نمی‌دونستیم داریم رو شروع کنیم.

462
00:37:42,960 --> 00:37:45,040
‫- من پیشنهاد می‌کنم...
‫- شاید آخر هفته بریم سراغ یه کدوم؟

463
00:37:45,080 --> 00:37:47,000
‫- آخر هفته؟
‫- دوستان رو دعوت کنیم.

464
00:37:47,080 --> 00:37:50,440
‫چه دوستانی؟
‫آرتور، تو من رو با هیچ دوستی می‌بینی؟

465
00:37:50,520 --> 00:37:51,560
‫راستش نه.

466
00:37:51,880 --> 00:37:54,480
‫پنج ساله که
‫من کارخونه رو اداره می‌کنم.

467
00:37:54,560 --> 00:37:57,760
‫فرآیند تولید، آرتور،
‫نباید متوقف بشه.

468
00:37:57,840 --> 00:38:00,280
‫مثل دم و بازدمه.

469
00:38:00,360 --> 00:38:02,320
‫اگه متوقف بشی، می‌میری.

470
00:38:02,400 --> 00:38:04,520
‫آخر هفته‌ای در کار نیست، آرتور.

471
00:38:05,320 --> 00:38:09,200
‫- پس ما هیچوقت از املاکمون دیدن نمی‌کنیم؟
‫- خانواده‌هامون بیشتر ساکن خواهند بود.

472
00:38:09,280 --> 00:38:10,280
‫کدوم خانواده‌ها؟

473
00:38:10,360 --> 00:38:14,280
‫اون‌هایی که خیلی زود تشکیل می‌دیم،
‫همونطور که برای مردان در موقعیت ما مرسومه.

474
00:38:14,360 --> 00:38:17,560
‫انگار... انگار یه...
‫ماده‌ی مخدری یهو وارد وجودت شده.

475
00:38:17,640 --> 00:38:20,240
‫همسران‌مون، شاید بچه‌هامون،
‫تمام خدمه‌شون،

476
00:38:20,320 --> 00:38:23,680
‫اسب‌ها، سگ‌ها... می‌دونی،
‫همه‌ی چیزهایی که... که خانواده‌ها دارن.

477
00:38:23,760 --> 00:38:26,000
‫حالا، من پیشنهاد می‌کنم از آن بخوایم
‫از املاک دیدن کنه

478
00:38:26,080 --> 00:38:28,000
‫و یه فهرست از چیزهایی که داریم تهیه کنه.

479
00:38:28,080 --> 00:38:29,960
‫اون واقعاً مشتاق به نظر می‌رسه
که کاری انجام بده

480
00:38:30,040 --> 00:38:32,440
‫چرا در مورد همسران
‫و خانواده‌ها اینطوری حرف می‌زنی؟

481
00:38:32,520 --> 00:38:33,520
‫پس توافق شد.

482
00:38:33,600 --> 00:38:37,280
‫از آن می‌خوایم از املاک دیدن کنه،
‫از قلعه در گالوی شروع کنه.

483
00:38:37,360 --> 00:38:40,680
‫و با حل این مسئله،
‫من و تو با هم، ما دو فرمانروا،

484
00:38:41,200 --> 00:38:42,800
‫می‌ریم سراغِ...

485
00:38:42,880 --> 00:38:45,600
‫یه نقشه‌ی به مراتب مهم‌تر.

486
00:38:47,520 --> 00:38:50,200
‫بیا، برادر، و به آینده نگاه کن.

487
00:38:51,200 --> 00:38:53,200
‫من یه استراتژی تعیین کردم.

488
00:38:53,280 --> 00:38:54,400
‫بدون مشورت با من؟

489
00:38:54,480 --> 00:38:58,000
‫بله، خیلی چیزها باید حل و فصل بشن،
‫که یادم انداخت،

490
00:38:58,080 --> 00:39:01,440
‫یه جلسه داریم... تا یک ساعت دیگه،
‫در کارخونه با آقای رافرتی.

491
00:39:01,520 --> 00:39:02,720
‫آقای رافرتی؟ در مورد چی؟

492
00:39:02,800 --> 00:39:06,120
‫اون نامه‌های ناشناسی دریافت کرده
‫که حاوی... اتهاماته.

493
00:39:06,200 --> 00:39:07,880
‫- چه اتهاماتی؟
‫- محلی و خانوادگی.

494
00:39:07,960 --> 00:39:09,360
‫چیزهایی که می‌شه حلشون کرد.

495
00:39:09,440 --> 00:39:12,480
‫حالا، بذار بهت بگم
‫چطور قصد دارم آمریکا رو فتح کنم.

496
00:39:13,680 --> 00:39:15,560
‫مرحله‌ی اول، نیویورک.

497
00:39:18,920 --> 00:39:21,960
[دوبلین، هتل امپریال]

498
00:39:38,080 --> 00:39:40,200
‫- اگنس.
‫- آن.

499
00:39:40,800 --> 00:39:42,680
‫آن.

500
00:39:45,520 --> 00:39:46,640
‫بذار نگاهت کنم.

501
00:39:55,920 --> 00:39:58,480
‫خیلی جسورانه بود از طرف پدرت

502
00:39:58,560 --> 00:40:01,760
‫که کسب و کار رو
‫به طور مساوی به دو پسر داد

503
00:40:02,360 --> 00:40:06,040
‫و اون‌ها رو به مسئولیت‌هاشون
‫پایبند کرد.

504
00:40:06,640 --> 00:40:09,760
‫خیلی دلسوزانه بود از طرفش
‫که بنجامین رو با هیچی رها کرد.

505
00:40:10,520 --> 00:40:11,520
‫و تو...

506
00:40:12,160 --> 00:40:14,480
‫با ازدواجت که دلخوش نگه‌ت داره.

507
00:40:17,400 --> 00:40:19,320
‫گفتی می‌خوای من رو ببینی.

508
00:40:22,280 --> 00:40:25,720
‫برادرت ادوارد ازم خواست
‫این رو بهت بدم.

509
00:40:30,240 --> 00:40:34,280
‫این‌ها همسران بالقوه برای ادوارد هستن
‫که من شناسایی کردم.

510
00:40:34,880 --> 00:40:39,240
‫اون یه دخترعمو یا دخترخاله‌ی درجه دو رو ترجیح می‌ده
‫چون زنی می‌خواد که بتونه بهش اعتماد کنه

511
00:40:39,320 --> 00:40:42,480
‫و از قبل بدونه که همه‌مون چقدر دیوونه‌ایم.

512
00:40:43,080 --> 00:40:45,920
‫خب پس شاید خود ادوارد
‫باید بره بیرون

513
00:40:46,000 --> 00:40:49,080
‫و زنی پیدا کنه که بتونه بهش اعتماد کنه
‫و بدونه همه‌مون چقدر دیوونه‌ایم.

514
00:40:49,160 --> 00:40:52,000
‫ادوارد خیلی خیلی سرش شلوغ‌تر
‫از این حرف‌ها خواهد بود

515
00:40:52,080 --> 00:40:56,520
‫که بخواد کار دو نفر رو انجام بده،
‫بنابراین، من فکر کردم

516
00:40:56,600 --> 00:40:58,640
‫من و تو می‌تونیم
این کار رو براش انجام بدیم

517
00:41:01,240 --> 00:41:02,520
‫خوش می‌گذره.

518
00:41:03,200 --> 00:41:05,400
‫من قبلاً با ادوارد صحبت کردم

519
00:41:06,560 --> 00:41:07,840
‫و بهش گفتم نه.

520
00:41:09,000 --> 00:41:10,200
‫نه؟

521
00:41:14,800 --> 00:41:15,960
‫عجب.

522
00:41:27,880 --> 00:41:31,800
‫آن، شاید از تغییری که اتفاق افتاده
‫خبر نداری

523
00:41:31,880 --> 00:41:33,640
‫وقتی که وصیت‌نامه خونده شد.

524
00:41:34,200 --> 00:41:37,560
‫آرتور و ادوارد حالا صاحب کارخونه هستن.

525
00:41:37,640 --> 00:41:40,200
‫اون‌ها همچنین
رؤسای مشترک خانواده هستن

526
00:41:40,680 --> 00:41:43,040
‫یعنی من باید هر چی اون‌ها می‌گن انجام بدم.

527
00:41:43,120 --> 00:41:44,600
‫اون‌ها به کمک نیاز خواهند داشت.

528
00:41:44,800 --> 00:41:46,400
‫مردها زود خام می‌شن.

529
00:41:46,480 --> 00:41:48,960
‫مردهای ثروتمند زن‌های باهوش رو جذب می‌کنن.

530
00:41:49,040 --> 00:41:50,560
‫باهوش بودن چیز خوبیه.

531
00:41:51,400 --> 00:41:55,720
‫یادت باشه، هر کسی که ادوارد باهاش نامزد بشه
‫یکی از ما می‌شه.

532
00:41:55,800 --> 00:41:57,960
‫ما مجبوریم با این انتخاب زندگی کنیم.

533
00:41:58,040 --> 00:41:59,240
‫من نقشه‌هایی دارم.

534
00:42:12,080 --> 00:42:15,040
‫در چه دوران پوچی زندگی می‌کنیم.

535
00:42:15,840 --> 00:42:17,440
‫زن‌هایی با نقشه.

536
00:42:19,480 --> 00:42:20,560
‫و همچنین،

537
00:42:21,440 --> 00:42:23,040
‫من می‌دونم چه حسی داره

538
00:42:23,120 --> 00:42:27,600
‫که بپذیری و تحمل کنی...
‫یه ازدواجی رو که برات ترتیب داده شده

539
00:42:27,680 --> 00:42:31,520
‫توسط آدم‌هایی که فکر می‌کردن
‫به نفع هر دو طرفه.

540
00:42:33,000 --> 00:42:34,320
‫آن.

541
00:42:37,680 --> 00:42:41,680
‫تو موجی هستی که به صخره می‌کوبه،

542
00:42:42,520 --> 00:42:46,960
‫ولی اون صخره از حلقه‌های طلا
‫و حلقه‌های نامزدی الماس ساخته شده.

543
00:42:48,800 --> 00:42:52,280
‫من هم یه زمانی موجی بودم
‫که به سرنوشتم می‌کوبید،

544
00:42:53,360 --> 00:42:58,200
‫و در نهایت طوفان خروشان
‫در یک لیوان آرام گرفت

545
00:42:58,840 --> 00:43:00,840
‫و تبدیل به یک لیوان نوشیدنی شد.

546
00:43:02,760 --> 00:43:04,080
‫بدون آشوب.

547
00:43:05,240 --> 00:43:07,080
‫خنک‌شده با یخ.

548
00:43:09,680 --> 00:43:11,120
‫فراموشکار.

549
00:43:15,320 --> 00:43:16,880
‫بیا ما دوتا کسی رو انتخاب کنیم

550
00:43:16,960 --> 00:43:20,040
‫که قطعیت آزاردهنده‌ی
‫برادرت رو تحمل کنه.

551
00:43:20,120 --> 00:43:21,600
‫می‌تونیم کلی نوشیدنی بخوریم

552
00:43:21,680 --> 00:43:24,600
‫و در مورد فامیل‌های روستایی‌مون
‫غیبت کنیم.

553
00:43:25,120 --> 00:43:26,600
‫و آرتور چی؟

554
00:43:28,120 --> 00:43:30,560
‫داری برای اون هم
‫نقشه‌ی پیدا کردن همسر می‌کشی.

555
00:43:31,080 --> 00:43:32,240
‫البته.

556
00:43:32,840 --> 00:43:34,720
‫ولی این سخت‌تر خواهد بود.

557
00:43:35,400 --> 00:43:37,440
‫استراتژیک‌تر.

558
00:43:38,120 --> 00:43:39,400
‫خطرناک‌تر.

559
00:43:42,960 --> 00:43:47,560
‫یه لیست از زن‌هایی که زیبا،
‫دارای امتیاز، و بی‌پول هستن.

560
00:43:47,640 --> 00:43:50,400
‫ما به کسی نیاز داریم
‫که به خاطر پول پیش آرتور بیاد

561
00:43:50,480 --> 00:43:52,400
‫نه به خاطر همراهی.

562
00:43:52,480 --> 00:43:53,720
‫به چشم یه شغل بهش نگاه کنه.

563
00:43:57,000 --> 00:43:58,560
‫چی می‌گی، آن؟

564
00:43:58,640 --> 00:44:00,160
‫بیا این کار رو با هم انجام بدیم.

565
00:44:00,240 --> 00:44:04,440
‫بیا به افتخار ما؛ معرف‌ها بخوریم.

566
00:44:21,040 --> 00:44:22,120
‫خوبه.

567
00:44:30,360 --> 00:44:31,840
‫آرتور، از این طرف.

568
00:44:35,600 --> 00:44:38,960
‫- چرا تو دفترش باهاش ملاقات نمی‌کنیم؟
‫- من دارم یه معارفه‌ی رسمی برنامه‌ریزی می‌کنم.

569
00:44:39,040 --> 00:44:41,920
‫صبح دوشنبه تو رو به همه‌ی کارکنان
‫معرفی می‌کنم.

570
00:44:42,000 --> 00:44:43,960
‫نگران نباش، چای و کیک هم خواهد بود.

571
00:44:45,040 --> 00:44:46,560
‫ولی کار امشب...

572
00:44:47,200 --> 00:44:49,840
‫دور از چشم‌های کنجکاو انجام می‌شه.

573
00:45:03,360 --> 00:45:05,320
‫- از دیدنتون خوشحالم، قربان.
‫- عصر شما هم به‌خیر.

574
00:45:07,400 --> 00:45:08,680
‫ما رو تنها بذار.

575
00:45:10,040 --> 00:45:12,040
‫مدتی بود شما رو ندیده بودم،
‫آقای گینس، قربان.

576
00:45:12,120 --> 00:45:13,840
‫اصلاً پیرتر نشدید.

577
00:45:13,920 --> 00:45:16,600
‫من زندگی سالمی دارم
‫و کلی از اون داروی تلخ می‌نوشم،

578
00:45:16,680 --> 00:45:18,000
‫که من رو جوون نگه می‌داره.

579
00:45:18,080 --> 00:45:21,080
‫برادرم بهم می‌گه چندتا
‫اتهام ناشناس مطرح شده.

580
00:45:23,400 --> 00:45:27,720
‫مرگ پدرتون و استقرار
‫نظم جدید در کارخانه‌ی گینس

581
00:45:28,400 --> 00:45:32,280
‫باعث شده که... انگار یکی
‫به لونه‌ی زنبور سیخونک زده باشه.

582
00:45:32,360 --> 00:45:34,520
‫در بشکه‌سازی آتیش‌سوزی شد، آرتور.

583
00:45:35,040 --> 00:45:37,400
‫یه راه برای سنجیدن
‫اراده‌ی نظم جدید.

584
00:45:37,480 --> 00:45:38,480
‫چه زنبورهایی؟

585
00:45:44,600 --> 00:45:46,000
‫دو تا، به طور خاص.

586
00:45:46,680 --> 00:45:50,640
‫اولی از طرف فینیان‌ها اومده،
‫امروز به طور ناشناس ارسال شده.

587
00:45:51,760 --> 00:45:55,000
‫یه اشاره به اینکه اون‌ها مدرک دارن

588
00:45:55,880 --> 00:45:58,080
‫یا شاهدانی که شهادت خواهند داد

589
00:45:58,680 --> 00:46:01,800
‫که شما با افراد دیگر
‫معاملات غیرقانونی داشتید.

590
00:46:18,880 --> 00:46:20,160
‫لعنتی!

591
00:46:30,400 --> 00:46:32,280
‫چه مدرکی ممکنه داشته باشن؟

592
00:46:32,960 --> 00:46:35,720
‫ها؟ و کی علیه ما شهادت می‌ده؟

593
00:46:35,800 --> 00:46:40,880
‫رویکرد دوم از طرف
‫یه آقایی به اسم بانی چمپیون اومده،

594
00:46:42,720 --> 00:46:46,040
‫در مورد چیزهایی که قبل از رفتن شما
‫به لندن اتفاق افتاده،

595
00:46:46,640 --> 00:46:50,120
‫و از اون موقع، در دو نوبت
‫بعد از بازگشت شما.

596
00:46:51,400 --> 00:46:52,520
‫همونطور که می‌دونید،

597
00:46:52,600 --> 00:46:55,600
‫بانی چمپیون مراکز خاصی رو اداره می‌کنه و...

598
00:46:55,680 --> 00:46:57,200
‫بله. می‌دونم.

599
00:46:57,280 --> 00:46:59,600
‫من قبلاً اونجا می‌رفتم
‫خیلی وقت پیش، قبل از اینکه...

600
00:47:00,720 --> 00:47:03,160
‫قبل از چی، آرتور؟

601
00:47:06,200 --> 00:47:07,240
‫قبل از اینکه...

602
00:47:08,960 --> 00:47:09,960
‫من...

603
00:47:12,200 --> 00:47:13,480
‫با دوستی آشنا بشم...

604
00:47:15,160 --> 00:47:16,440
‫در لندن

605
00:47:17,600 --> 00:47:19,720
‫که برام آرامش آورد.

606
00:47:24,840 --> 00:47:26,880
‫به جز، البته، امروز،

607
00:47:27,920 --> 00:47:29,480
‫که اون آرامش از بین رفت...

608
00:47:32,880 --> 00:47:34,320
‫کنار یه نیلوفر آبی.

609
00:47:36,680 --> 00:47:39,320
‫امروز، برادر، باید رک صحبت کنیم

610
00:47:39,400 --> 00:47:41,200
‫و این مسائل رو حل کنیم.

611
00:47:41,880 --> 00:47:43,640
‫یک ماه و نیم پیش،

612
00:47:43,720 --> 00:47:47,040
‫دادگاه‌های دوبلین برای مردی که
‫به این جرائم محکوم شده بود، حکمی صادر کردن

613
00:47:47,560 --> 00:47:50,480
‫به منزله‌ی 20 سال کار سخت
‫در زندان مریبورو.

614
00:47:51,320 --> 00:47:55,200
‫بدون در نظر گرفتن خانواده یا ثروت.
‫هیچ استثنایی وجود نداره.

615
00:47:55,800 --> 00:47:57,720
‫و فینیان‌ها از تو به عنوان مدرک

616
00:47:57,800 --> 00:48:00,120
‫برای یک طبقه‌ی حاکم پروتستان
‫انگلیسی فاسد استفاده می‌کنن.

617
00:48:00,200 --> 00:48:04,080
‫- هیچ‌کس حق نداره به من بگه چی...
‫- آرتور، باید عملی فکر کنیم.

618
00:48:04,160 --> 00:48:07,480
‫و در دنیایی که وجود داره زندگی کنیم،
‫نه دنیایی که آرزو می‌کنیم وجود داشت.

619
00:48:07,560 --> 00:48:09,480
‫اگه این موضوع فاش بشه...

620
00:48:10,600 --> 00:48:13,000
‫...کارِ کارخانه‌ی گینس
‫تموم می‌شه.

621
00:48:15,360 --> 00:48:19,320
‫- خیلی‌خب، پس مسئله پوله.
‫- نه، مسئله خانواده‌ست، آرتور.

622
00:48:19,400 --> 00:48:22,040
‫تمام چیزهایی که خانواده به دست آورده.

623
00:48:22,120 --> 00:48:25,000
‫زن فینیانی که نامه رو فرستاده
‫همه‌ی این‌ها رو شروع کرده.

624
00:48:25,080 --> 00:48:29,240
‫اگه اون نبود، بانی چمپیون
‫هرگز فرصتش رو پیدا نمی‌کرد.

625
00:48:29,320 --> 00:48:30,560
‫خب چی می‌خوان؟

626
00:48:30,640 --> 00:48:34,800
‫بانی چمپیون 5000 پوند
‫در ازای سکوتش می‌خواد.

627
00:48:36,840 --> 00:48:39,080
‫و فینیان‌های شریف و درستکار چی؟

628
00:48:39,160 --> 00:48:40,920
‫اگه خوندن نامه رو
‫تموم می‌کردی،

629
00:48:41,000 --> 00:48:43,480
‫می‌دیدی که یه تضمین می‌خوان

630
00:48:43,560 --> 00:48:45,920
‫که وقتی کرسی پدر رو
‫در پارلمان می‌گیری...

631
00:48:46,000 --> 00:48:48,480
‫اگه، ادوارد. اگه کرسی‌ش رو بگیرم.

632
00:48:50,920 --> 00:48:54,720
‫...که شروع کنی به دیدن
‫آینده‌ی ایرلند از یک دیدگاه...

633
00:48:56,520 --> 00:48:58,560
‫متعادل‌تر.

634
00:48:58,640 --> 00:48:59,920
‫گور بابات!

635
00:49:03,200 --> 00:49:04,720
‫و گور بابای اون‌ها!

636
00:49:04,800 --> 00:49:08,000
‫- نه، همه‌شون برن به جهنم!
‫- باید خونسرد باشیم.

637
00:49:09,720 --> 00:49:11,600
‫بذار بیان.

638
00:49:13,840 --> 00:49:15,160
‫بذار تلاش کنن.

639
00:49:17,600 --> 00:49:19,400
‫بذار ببینن من کی‌ام.

640
00:49:32,120 --> 00:49:34,880
‫من 5000 پوند پول نقد برات جور می‌کنم
‫که به بانی چمپیون بدی.

641
00:49:34,960 --> 00:49:38,600
‫و در مورد فینیان‌ها،
‫من... روش کار می‌کنم.

642
00:49:38,680 --> 00:49:40,680
‫انتخابات تا شش ماه دیگه‌ست،
‫پس وقت هست.

643
00:49:41,600 --> 00:49:42,720
‫این زن،

644
00:49:43,000 --> 00:49:44,240
‫حالا کی هست؟

645
00:49:44,320 --> 00:49:46,200
‫اِلن کاکرن.

646
00:49:46,280 --> 00:49:49,720
‫فکر می‌کنم یه سر و گردن از بقیه بالاتره.

647
00:49:52,280 --> 00:49:55,760
‫شاید مؤثرتر باشه
‫اگه خودم مستقیماً باهاش برخورد کنم.

648
00:49:57,040 --> 00:49:58,880
‫ترتیبات رو فراهم کن، آقای رافرتی.

649
00:49:59,400 --> 00:50:03,600
‫یه قرار ملاقات با اون زن فینیان
‫جایی که تحت تأثیر قرارش بده.

650
00:50:03,680 --> 00:50:04,960
‫بله، آقای گینس.

651
00:50:05,480 --> 00:50:06,880
‫و راستی،

652
00:50:08,160 --> 00:50:09,280
‫اگه یه بار دیگه...

653
00:50:09,800 --> 00:50:12,440
‫یه بار دیگه
دست روی خواهر بیچاره‌ی من بلند کنی

654
00:50:12,520 --> 00:50:16,280
‫من از تمام قدرت و نفوذم
‫در این شهر استفاده می‌کنم

655
00:50:16,360 --> 00:50:17,920
‫تا تو رو به زندان بندازم

656
00:50:18,000 --> 00:50:19,840
‫به اتهامی که خودم می‌سازم

657
00:50:19,920 --> 00:50:22,760
‫که باعث بشه بقیه‌ی عمرت رو

658
00:50:22,840 --> 00:50:24,400
‫با کار اجباری بگذرونی.

659
00:50:26,200 --> 00:50:27,600
‫منظورم رو واضح رسوندم؟

660
00:50:29,520 --> 00:50:31,560
‫خیلی واضح، آقای گینس.
