﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,160
.

2
00:00:08,680 --> 00:00:13,680
[بر اساس رویدادهای واقعی]

3
00:00:32,240 --> 00:00:35,160
[آب]
[طعم‌دهنده]

4
00:00:35,200 --> 00:00:36,440
[ایرلند]

5
00:00:37,160 --> 00:00:38,360
[مس]
[بلوط]

6
00:00:39,840 --> 00:00:41,600
[آتش]

7
00:00:43,680 --> 00:00:45,440
[خانواده]

8
00:00:47,040 --> 00:00:49,040
[پول]

9
00:00:49,920 --> 00:00:51,920
[شورش]

10
00:00:53,840 --> 00:00:55,480
[قدرت]

11
00:01:04,000 --> 00:01:07,520
‫آقای رافرتی، قربان...
‫فکر می‌کنید امروز دردسری پیش بیاد؟

12
00:01:07,600 --> 00:01:09,600
‫طرف اسمش گینسه.

13
00:01:13,080 --> 00:01:14,720
‫معلومه که شر به پا می‌شه.

14
00:01:14,760 --> 00:01:19,720
[خاندان گینس]

15
00:01:29,000 --> 00:01:31,760
‫بتِ سقوط‌کرده را بنگرید.

16
00:01:31,760 --> 00:01:32,680
[دروازه‌ی سنت‌جیمز]

17
00:01:32,720 --> 00:01:35,560
‫امروز، اون‌ها بنجامین گینس رو به خاک می‌سپرن...
[دوبلین، ایرلند - 27 می 1868]

18
00:01:36,680 --> 00:01:40,400
‫...مظهر گناه و زشتی.

19
00:01:41,160 --> 00:01:44,280
‫همانطور که روحش وارد بهشت نخواهد شد،

20
00:01:45,040 --> 00:01:48,960
‫جسمش هم از این دروازه عبور نخواهد کرد!

21
00:01:50,440 --> 00:01:54,680
‫پس... آقای گینس، بذار من
‫آخرین موجود زنده روی این زمین باشم

22
00:01:54,760 --> 00:01:56,200
‫که لبخند روی لبت میاره.

23
00:02:04,000 --> 00:02:06,000
[مخزن - دروازه 27]

24
00:02:08,880 --> 00:02:10,040
‫همینه.

25
00:02:10,120 --> 00:02:14,280
[گینس]

26
00:02:31,120 --> 00:02:35,880
‫ای خداوند بزرگ... صداهای خشمگین
‫پشت این دیوار را نادیده بگیر،

27
00:02:36,600 --> 00:02:38,840
‫و کارهای خیری که انجام داد

28
00:02:39,600 --> 00:02:41,560
‫و میراثی که از خود به جا گذاشت رو به یاد بیار.

29
00:02:46,680 --> 00:02:50,880
‫اگه مسیحی هستید،
‫راه رو برای یک روح در حال عزیمت باز کنید،

30
00:02:51,480 --> 00:02:54,680
‫چون بقایای فانی اون تا نیم ساعت دیگه
‫از این مسیر عبور می‌کنه.

31
00:02:54,760 --> 00:02:58,080
‫پس این سنگفرش‌ها
‫باید جاده‌ی جهنم باشن.

32
00:03:03,040 --> 00:03:07,280
‫و از خیابون «بو لین وست» هم رد نخواهند شد،

33
00:03:07,360 --> 00:03:09,080
‫حتی اگه جنازه‌شون باشه.

34
00:03:09,160 --> 00:03:11,120
‫امروز، روز خیلی درازی در پیشه.

35
00:03:13,720 --> 00:03:15,440
‫خیلی‌خب بچه‌ها، صف رو حفظ کنید.

36
00:03:15,520 --> 00:03:19,440
‫و به هر حال... اگه ما جلوی
‫این لاشه رو سر راهش نگیریم...

37
00:03:21,720 --> 00:03:23,040
‫...فینیان‌ها می‌گیرن.

38
00:03:24,360 --> 00:03:28,520
‫این مراسم تشییع جنازه
‫برای یک اتحادیه‌گرای ثروتمند

39
00:03:28,600 --> 00:03:33,160
‫در این صبح دوبلین، بدون
‫مقابله باقی نخواهد موند...

40
00:03:34,680 --> 00:03:37,640
‫...وقتی که ماشین‌آلات اون

41
00:03:37,720 --> 00:03:40,200
‫و اشراف پروتستان

42
00:03:40,720 --> 00:03:44,680
‫باعث رنج ما ایرلندی‌ها

43
00:03:44,760 --> 00:03:46,600
‫به دست بریتانیایی‌ها می‌شن!

44
00:03:47,200 --> 00:03:51,480
‫فرزندانی که سِر بنجامین از خود به جا گذاشته
‫ضعیف و متفرق هستن.

45
00:03:51,560 --> 00:03:53,800
‫الان وقتشه که ما فینیان‌ها

46
00:03:53,880 --> 00:03:57,920
‫از این ضعف استفاده کنیم
و ایرلند رو آزاد کنیم

47
00:03:58,000 --> 00:03:59,440
‫از دست انگلیسی‌ها!

48
00:04:05,960 --> 00:04:07,120
‫آماده باش!

49
00:04:14,360 --> 00:04:16,680
‫هر کدومتون یه وسیله
برای متقاعد کردن بردارین

50
00:04:19,760 --> 00:04:22,880
‫وظیفه‌ی خطیر ما در امروز اینه

51
00:04:23,640 --> 00:04:28,080
‫که مطمئن بشیم مسیر کارفرمای سابق محبوبمون
‫به سوی بهشت...

52
00:04:28,160 --> 00:04:29,400
‫هموار و بدون مانع باشه.

53
00:04:32,120 --> 00:04:34,760
‫تمام موانع رو با دستی محکم بردارید.

54
00:04:47,240 --> 00:04:51,200
‫اگه سواره‌نظام شمشیر کشید،
‫بالای سرشون شلیک کنید.

55
00:04:51,720 --> 00:04:53,440
‫به اسب‌ها کاری نداشته باشید!

56
00:04:53,520 --> 00:04:55,240
‫همه‌ی اسب‌ها کاتولیک هستن!

57
00:05:27,000 --> 00:05:28,280
‫به فشار دادن ادامه بدید.

58
00:06:01,360 --> 00:06:04,640
،سِر بنجامین گینس تا قبل از مرگش]
[‫نوشیدنی‌سازی دوبلین را به...

59
00:06:04,680 --> 00:06:07,760
برندی تبدیل کرد که در نیمی از]
[ ‫جهان نوشیده می‌شد

60
00:06:13,120 --> 00:06:14,760
رودهایی از پورتر سیاه در سراسر]
[...‫ دریای ایرلند به

61
00:06:14,800 --> 00:06:16,720
[...انگلستان]

62
00:06:16,760 --> 00:06:20,440
[...و فراتر از آن]

63
00:06:20,440 --> 00:06:22,640
[به امپرتوری بریتانیای کبیر جاری می‌شوند]

64
00:06:22,680 --> 00:06:24,360
[...ایرلند تحت‌سلطه‌‌ی بریتانیاست اما]

65
00:06:24,360 --> 00:06:27,360
شورش به رهبری فینیان‌ها]
[‫درحال شکل‌گیری است

66
00:06:27,360 --> 00:06:32,240
با مرگ پدر، حال وظیفه‌ی]
[چهار فرزندش است که

67
00:06:32,280 --> 00:06:37,120
از میراث او محافظت کنند و]
[‫آتش شورش را خاموش کنند

68
00:06:39,640 --> 00:06:44,160
[عمارت آیوی]
[منزل خانوادگی گینس]

69
00:06:47,800 --> 00:06:49,360
‫بگو «دوبلین».

70
00:06:50,440 --> 00:06:51,520
‫دوبلین.

71
00:06:53,520 --> 00:06:55,720
‫بگو «سنت‌شکن».

72
00:06:57,280 --> 00:06:58,560
‫- سنت‌شکن.
‫- آها، همین‌جا.

73
00:06:58,560 --> 00:06:59,520
‫«همین‌جا» چی؟

74
00:06:59,560 --> 00:07:00,800
‫انقدر تو لندن موندی،

75
00:07:00,880 --> 00:07:03,240
‫که اون همه نوشیدنی‌های گرون،
‫لهجه‌ی ایرلندی رو از زبونت شسته.

76
00:07:03,320 --> 00:07:04,240
‫آره.

77
00:07:04,840 --> 00:07:06,680
‫حالا، خدا به دادم برسه، که برگشتم.

78
00:07:10,240 --> 00:07:15,080
‫- پس... تو هنوز هیچوقت راضی نمی‌شی؟
‫- اگه چیزی درست نباشه، چه فایده‌ای داره؟

79
00:07:15,160 --> 00:07:17,040
‫خب، درست انجام دادنش چه فایده‌ای داره

80
00:07:17,120 --> 00:07:19,160
‫اگه امروز همه نتونن
‫واضح ببینن

81
00:07:19,240 --> 00:07:21,120
‫به خاطر اشک‌هایی
‫که تو چشم‌هاشون حلقه زده؟

82
00:07:21,200 --> 00:07:23,200
‫و این کنایه به کی بود، آرتور؟

83
00:07:23,280 --> 00:07:26,720
‫- کدوم کنایه؟
‫- کنایه‌ی طعنه‌آمیزت در مورد اشک‌ها.

84
00:07:26,800 --> 00:07:29,200
‫خطاب به همه‌ی کسانی بود
‫که در مراسم امروز شرکت می‌کنن،

85
00:07:29,280 --> 00:07:31,320
‫انگار که خط شروع
‫یک مسابقه‌ی اسب‌دوانیه.

86
00:07:31,400 --> 00:07:34,200
‫فکر می‌کنی اشک‌های امروز
‫تو کلیسا واقعی نیستن؟

87
00:07:34,280 --> 00:07:36,120
‫...بیشترشون نه، واقعی نیستن.

88
00:07:36,800 --> 00:07:40,320
‫بیشترشون برای هدفی خاصیه.
‫حداقل بین کارگرها که اینطوره.

89
00:07:43,040 --> 00:07:45,000
‫و اشک‌های ما چی؟

90
00:07:47,680 --> 00:07:48,840
‫من گریه کردم.

91
00:07:49,160 --> 00:07:53,240
‫باید همه‌مون اشک‌هامون رو
‫تو یه ظرف شیشه‌ای جمع می‌کردیم و غصه‌مون رو اندازه می‌گرفتیم.

92
00:07:54,080 --> 00:07:56,720
‫فکر می‌کنی بنجامین هیچوقت به هوش میاد؟

93
00:07:56,800 --> 00:08:00,360
‫فکر می‌کنی برای کسی مهمه که بنجامین
‫دوباره به هوش بیاد یا نه؟

94
00:08:00,440 --> 00:08:01,440
‫پاتر.

95
00:08:03,840 --> 00:08:05,600
‫یادداشتی از طرف آقای رافرتی

96
00:08:05,680 --> 00:08:08,360
‫که می‌گه پیکر پدرتون
‫دروازه‌ی سنت جیمز رو ترک کرده

97
00:08:08,440 --> 00:08:10,520
‫و داره به سمت کلیسا حرکت می‌کنه.

98
00:08:10,600 --> 00:08:14,440
‫اما به دلیل ازدحام جمعیت خیرخواهان در خیابان،

99
00:08:14,520 --> 00:08:17,280
‫آقای رافرتی فکر می‌کنه
‫ممکنه هیئت عزاداران با تأخیر برسن.

100
00:08:17,360 --> 00:08:20,920
‫- امروز واقعاً روز حقیقت نیست.
‫- احتمال دردسر وجود داره؟

101
00:08:21,000 --> 00:08:24,240
‫اون‌هایی که از نوشیدنی متنفرن و اون‌هایی
‫که از اتحاد با انگلیس متنفرن

102
00:08:24,320 --> 00:08:25,680
‫چند تا آتیش کوچیک روشن کردن.

103
00:08:27,160 --> 00:08:29,920
‫فینیان‌ها اون رو به خاطر خوش‌خدمتی
‫به بریتانیایی‌ها سرزنش می‌کنن.

104
00:08:30,000 --> 00:08:31,920
‫مسیحی‌های متعصب هم اون رو
برای بقیه‌ی چیزها سرزنش می‌کنن

105
00:08:32,000 --> 00:08:35,280
‫مطمئنم آقای رافرتی آتیش اون‌ها رو
‫با ملاحظه خاموش می‌کنه.

106
00:08:35,360 --> 00:08:39,640
‫همونطور که آقای رافرتی اغلب
‫در قلب مردم آتیش روشن می‌کنه.

107
00:08:39,720 --> 00:08:42,720
‫آقای رافرتی پیشنهاد می‌کنه
‫که همگی ساعت ده در کلیسا باشید.

108
00:08:42,800 --> 00:08:45,000
‫نگران بنجامین نباش.

109
00:08:45,080 --> 00:08:48,440
‫اگه لازم شد، می‌تونیم مثل یه توپ گِردش کنیم
‫و قلش بدیم بره پایین راهرو.

110
00:08:48,520 --> 00:08:51,680
‫در کلیسای امروز،
‫باید متحد به نظر برسیم.

111
00:08:51,760 --> 00:08:54,520
‫بله. و برای اینکه متحد به نظر برسیم،

112
00:08:54,600 --> 00:08:56,800
‫باید همه‌مون هوشیار باشیم.

113
00:08:56,880 --> 00:08:58,640
‫آرتور،
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

114
00:09:01,120 --> 00:09:02,720
‫آروم باش، بنجامین. چیزی نیست.

115
00:09:02,800 --> 00:09:04,320
‫آروم باش، بنجی... آروم. یواش.

116
00:09:04,400 --> 00:09:06,120
‫آروم باش! آروم باش.

117
00:09:06,200 --> 00:09:07,720
‫- هی!
‫- آروم باش.

118
00:09:07,800 --> 00:09:09,040
‫لعنتی!

119
00:09:10,120 --> 00:09:11,600
‫احمق عوضی!

120
00:09:15,040 --> 00:09:16,600
‫تقصیر من نیست!

121
00:09:23,200 --> 00:09:24,320
‫لعنتی.

122
00:09:26,640 --> 00:09:31,040
‫گوش کنید. کاروان تشییع پدر در حال حرکت مسالمت‌آمیز
‫به سمت میدان سنت استفان.

123
00:09:32,560 --> 00:09:33,840
‫برای آزادی!

124
00:09:36,840 --> 00:09:39,720
‫افسر! برگرد اینجا و یه کاری بکن!

125
00:09:39,800 --> 00:09:41,120
‫شماها هم همینطور!

126
00:09:41,200 --> 00:09:43,200
‫- خدا ایرلند رو حفظ کنه!
‫- برو. اون طرف.

127
00:09:47,200 --> 00:09:49,240
‫تو جهنم بپوس!

128
00:09:59,600 --> 00:10:01,080
‫چطور جرأت می‌کنن!؟

129
00:10:05,800 --> 00:10:08,200
‫با رفتن پدر،
‫فینیان‌ها دردسرساز می‌شن.

130
00:10:08,280 --> 00:10:10,960
‫مردم دوبلین باید ببینن
‫که ما به اندازه‌ی پدرمون قوی هستیم.

131
00:10:15,640 --> 00:10:17,720
‫صلح ذره ذره به دست میاد.

132
00:10:18,240 --> 00:10:21,600
‫هر کلمه‌ای که می‌گی
‫مثل یه کیسه میخ توی دلم می‌پیچه.

133
00:10:21,600 --> 00:10:23,960
‫اون پیچش توی دلت به خاطر
‫اون شربت‌ها و داروهای خواب‌آوره.

134
00:10:24,000 --> 00:10:25,240
‫می‌شه شما دوتا ساکت شید؟

135
00:10:25,280 --> 00:10:27,440
‫همدیگه رو بکشید. تموم شه بره.

136
00:10:28,000 --> 00:10:30,760
‫تمومش کنید.
‫پدر کنار تختش تپانچه داره. یه دوئل.

137
00:10:30,840 --> 00:10:32,280
‫آره. چرا که نه؟

138
00:10:32,800 --> 00:10:36,040
‫تبادل چند گلوله‌ی تفنگ سرپُر
‫قبل از خوندن وصیت‌نامه‌ی پدر.

139
00:10:36,640 --> 00:10:38,200
‫شلوغی رو کم می‌کنه.

140
00:10:38,280 --> 00:10:42,920
‫در همچین روزی، باید مثل
‫یک خانواده‌ی مسیحی متمدن رفتار کنیم.

141
00:10:43,560 --> 00:10:44,880
‫که نیستیم.

142
00:10:44,960 --> 00:10:46,400
‫که هستیم.

143
00:10:47,920 --> 00:10:49,160
‫به روش خودمون.

144
00:10:51,200 --> 00:10:52,320
‫خواهش می‌کنم.

145
00:10:56,560 --> 00:10:57,560
‫آرتور.

146
00:11:10,040 --> 00:11:12,000
‫اُمید من به خداوند است.

147
00:11:12,960 --> 00:11:14,680
‫امید من به خداوند است.

148
00:11:15,400 --> 00:11:16,840
‫و بالاتر از همه،

149
00:11:17,960 --> 00:11:20,320
‫عشق، امید ماست.

150
00:11:24,520 --> 00:11:25,920
‫‏20 دقیقه وقت داریم.

151
00:11:27,200 --> 00:11:28,200
‫ادوارد،

152
00:11:29,040 --> 00:11:30,560
‫تو پیرهنت رو عوض کن.

153
00:11:32,480 --> 00:11:33,520
‫بنجامین،

154
00:11:34,840 --> 00:11:37,400
‫یه لباسی بپوش
‫که باهاش نخوابیده باشی.

155
00:11:39,360 --> 00:11:40,680
‫و، آرتور...

156
00:11:42,720 --> 00:11:44,200
‫تو فقط عوض شو.

157
00:12:52,640 --> 00:12:54,560
‫بذارید رد شم!

158
00:13:04,120 --> 00:13:06,400
‫خدا ایرلند رو حفظ کنه!

159
00:13:09,720 --> 00:13:13,040
‫اگه مراقب نباشیم،
‫این آقایون فینیان باعث می‌شن دیر کنیم.

160
00:13:13,120 --> 00:13:18,600
‫دیگه قرار نیست برای یه‌ذره نوشیدنی،
‫نوکری انگلیسی‌های ستمگر رو بکنیم!

161
00:13:21,920 --> 00:13:23,480
‫و من از دیر کردن متنفرم.

162
00:13:24,760 --> 00:13:27,320
‫خدا ایرلند رو حفظ کنه!

163
00:14:29,280 --> 00:14:30,520
‫لعنتی.

164
00:14:33,560 --> 00:14:36,920
‫عزیزان گرامی،
‫امروز اینجا جمع شده‌ایم

165
00:14:37,440 --> 00:14:38,680
‫تا برای مرگ مردی سوگواری کنیم

166
00:14:38,760 --> 00:14:41,840
‫که صلح و رفاه را
‫برای مردم دوبلین به ارمغان آورد.

167
00:14:41,920 --> 00:14:43,520
‫اگر کسی وجود داشته باشه

168
00:14:43,520 --> 00:14:45,200
‫که بتونه پروتستان‌ها
‫و کاتولیک‌های این شهر بزرگ رو

169
00:14:45,240 --> 00:14:49,840
‫کنار هم جمع کنه،
‫اون شخص همین مرد بود.

170
00:14:50,840 --> 00:14:51,840
‫همین مرد.

171
00:14:53,760 --> 00:14:59,000
‫مرد پروتستانی که هزینه کرد
‫تا این کلیسای جامع که زمانی کاتولیک بود،

172
00:14:59,080 --> 00:15:01,360
‫به شکوه امروزش بازسازی بشه.

173
00:15:04,800 --> 00:15:08,800
‫مردی که با نیروی کارش
‫با خیرخواهی رفتار می‌کرد،

174
00:15:09,880 --> 00:15:13,760
‫که بحث در مورد
‫مذهب و سیاست رو

175
00:15:13,840 --> 00:15:15,520
‫در محل کارش ممنوع کرده بود.

176
00:15:16,520 --> 00:15:18,920
‫همچنین، یک مرد تاجر

177
00:15:19,000 --> 00:15:23,960
‫که برای تمام اقشار جامعه
‫در شهر ما ثروت به ارمغان آورده.

178
00:15:24,840 --> 00:15:28,240
‫او مردی بود
‫که عمیقاً به این شهر اهمیت می‌داد.

179
00:15:28,320 --> 00:15:31,280
‫او شهردار دوبلین بود.

180
00:15:32,120 --> 00:15:34,760
‫و نماینده‌ی پارلمان
‫برای شهر دوبلین.

181
00:15:36,040 --> 00:15:39,080
‫و در پایتخت ما، لندن بود

182
00:15:39,160 --> 00:15:42,000
‫که در نهایت به او
‫لقب...

183
00:15:42,080 --> 00:15:44,520
‫«اولین بارونت اشفورد» اعطا شد.

184
00:15:45,400 --> 00:15:46,760
‫اما مهم‌تر از همه،

185
00:15:47,840 --> 00:15:50,200
‫او یک مرد خانواده‌‌دار فداکار بود.

186
00:15:50,280 --> 00:15:51,400
‫امید من به خداوند است

187
00:15:51,480 --> 00:15:54,080
‫و البته، افکار و دعاهای ما

188
00:15:54,160 --> 00:15:55,680
‫بیش از همه

189
00:15:55,760 --> 00:15:59,160
‫با چهار فرزندِ سِر بنجامین لی گینس است.

190
00:16:00,840 --> 00:16:02,480
‫از زمانی که مادر مرحومشان درگذشت،

191
00:16:02,560 --> 00:16:05,360
‫این پدرشان بود
‫که آن‌ها را بزرگ کرد.

192
00:16:07,320 --> 00:16:09,680
‫این وارثان میراث او

193
00:16:10,200 --> 00:16:13,920
‫اکنون مسئولیت خواهند داشت تا
‫با دستاوردهای عظیم

194
00:16:14,000 --> 00:16:16,920
‫و بهتری از دستاوردهای عظیم پدر عزیزشان،

195
00:16:17,000 --> 00:16:18,720
‫برابری کنند.

196
00:16:20,280 --> 00:16:21,560
‫با کمک خداوند،

197
00:16:22,280 --> 00:16:24,640
‫و با عزم و شجاعتی

198
00:16:24,720 --> 00:16:28,000
‫که از خود آن مرد بزرگ
‫به ارث برده‌اند،

199
00:16:29,200 --> 00:16:33,480
‫ما شکی نداریم که فرزندان
‫سِر بنجامین لی گینس

200
00:16:34,000 --> 00:16:36,160
‫از پس این وظیفه برخواهند آمد

201
00:16:37,280 --> 00:16:40,640
‫و این کسب و کار
‫به خصوص ایرلندی را

202
00:16:40,720 --> 00:16:44,360
‫به چهار گوشه‌ی زمین خدا خواهند رساند.

203
00:16:45,120 --> 00:16:47,800
‫اکنون سرود اول را خواهیم خواند،

204
00:16:47,880 --> 00:16:49,800
‫«جاودان، نادیدنی».

205
00:16:57,240 --> 00:16:59,040
‫بلند شو. یالا.

206
00:17:00,120 --> 00:17:04,520
‫♪ جاودان، نادیدنی ♪

207
00:17:04,560 --> 00:17:08,080
‫- ♪ و ای یگانه پروردگار فرزانه ♪
‫- هی، پاشو

208
00:17:08,080 --> 00:17:11,800
‫♪ در نوری دست‌نیافتنی ♪

209
00:17:11,800 --> 00:17:15,760
‫♪ از دیدگان ما پنهان شدی ♪

210
00:17:15,760 --> 00:17:20,160
‫♪ ای پربرکت‌ترین و پرجلال‌ترین ♪

211
00:17:20,160 --> 00:17:23,160
‫♪ ای ازلی‌ترین... ♪

212
00:17:23,960 --> 00:17:26,080
‫همون بلایی که سرمون آوردن رو
‫سرشون میاریم.

213
00:17:26,160 --> 00:17:28,920
‫- شک نکن.
‫- بهشون حمله می‌کنیم؟

214
00:17:29,000 --> 00:17:31,120
‫بهشون حمله می‌کنیم.
‫و بدجور هم حمله می‌کنیم.

215
00:17:31,720 --> 00:17:33,240
‫انتقامتون رو می‌گیرید.

216
00:17:39,840 --> 00:17:41,880
‫ما تازه جلسه‌ی
‫کمیته‌ی بانوان رو تموم کردیم.

217
00:17:41,960 --> 00:17:43,960
‫داریم پاسخی به این
‫اعمال خشونت‌آمیز آماده می‌کنیم

218
00:17:44,040 --> 00:17:46,040
‫که توسط مردان به نام
‫شرکت انجام شده.

219
00:17:46,120 --> 00:17:48,840
‫ما مردها هم شروع به
‫آماده‌سازی کردیم،

220
00:17:48,920 --> 00:17:51,360
‫و این آماده‌سازی‌ها محکم و قاطع خواهند بود.

221
00:17:51,440 --> 00:17:54,760
‫و از چه «آماده‌سازی‌های محکمی»
‫حرف می‌زنی؟

222
00:17:56,680 --> 00:17:59,960
‫- طعنه‌ی ماجرا رو نمی‌بینی؟
‫- طعنه‌ای در کار نیست.

223
00:18:00,480 --> 00:18:03,400
‫این کافه فقط محصول سرقتی گینس رو می‌فروشه.

224
00:18:03,480 --> 00:18:07,960
‫از محوطه‌ی بشکه‌سازی توسط
‫بشکه‌سازان فینیانِ صادق دزدیده شده.

225
00:18:08,040 --> 00:18:09,480
‫دزدهای شما صادق هستن.

226
00:18:09,560 --> 00:18:10,600
‫آره.

227
00:18:11,000 --> 00:18:13,480
‫دزدهای صادق امشب دروازه‌ها رو باز می‌کنن

228
00:18:13,560 --> 00:18:15,120
‫تا بتونیم آتیش‌مون رو روشن کنیم.

229
00:18:15,200 --> 00:18:16,800
‫و آتیش رو کجا روشن می‌کنید؟

230
00:18:16,880 --> 00:18:20,760
‫یک میلیون بشکه‌ی خالی...
‫که منتظر پر شدن هستن.

231
00:18:20,840 --> 00:18:22,520
‫پس بشکه‌سازی رو آتیش می‌زنید؟

232
00:18:22,600 --> 00:18:23,800
‫برای شروع.

233
00:18:24,640 --> 00:18:27,080
‫مخت کار نمی‌کنه، برادر.

234
00:18:27,800 --> 00:18:29,880
‫محصول رو
‫توی چی می‌خوان بریزن؟

235
00:18:29,960 --> 00:18:31,440
‫اگه بشکه نباشه؟

236
00:18:31,520 --> 00:18:33,680
‫اگه بشکه‌هاشون رو آتیش بزنی،

237
00:18:34,200 --> 00:18:36,480
‫بهونه دستشون میاد که بگیرنت،

238
00:18:36,560 --> 00:18:38,400
‫و دارت می‌زنن.

239
00:18:38,480 --> 00:18:41,840
‫و اون وقت نصف مردهای دوبلین
‫از پاهات آویزون می‌شن

240
00:18:41,920 --> 00:18:43,840
‫تا اون گردن احمقت رو بشکنن

241
00:18:43,920 --> 00:18:46,200
‫چون جلوی سهمیه‌ی روزانه‌شون رو گرفتی.

242
00:18:46,280 --> 00:18:48,840
‫دعوا و آتیش‌سوزی ما رو به هیچ‌جا نرسونده.

243
00:18:50,400 --> 00:18:51,560
‫فکر کن.

244
00:18:52,160 --> 00:18:54,320
‫با من بیا، کله‌پوک.

245
00:18:59,520 --> 00:19:02,800
‫ما می‌دونیم که مرگ سِر بنجامین
‫به ما یه فرصت داده.

246
00:19:03,400 --> 00:19:04,720
‫کبریت داری؟

247
00:19:04,800 --> 00:19:06,960
‫نه برای آتیش زدن بشکه‌ها، کله‌پوک.

248
00:19:07,680 --> 00:19:09,960
‫پیرمرد بی‌نقص بود.

249
00:19:10,480 --> 00:19:13,120
‫- اون کبریت کوفتی رو بده من.
‫- آتیشت رو روشن می‌کنم.

250
00:19:13,200 --> 00:19:15,480
‫ولی کبریت‌ها پیش خودم می‌مونه
‫چون بهت اعتماد ندارم.

251
00:19:22,520 --> 00:19:26,200
‫وقتی می‌گم پیرمرد بی‌نقص بود،
‫منظورم عیب و ایراد نیست.

252
00:19:26,280 --> 00:19:28,160
‫منظورم رازهاشه.

253
00:19:30,960 --> 00:19:34,040
‫سِر بنجامین لی گینس هیچ رازی نداشت
‫که بتونه بهش آسیب بزنه.

254
00:19:34,120 --> 00:19:36,120
‫ولی بچه‌هاش یه قضیه‌ی دیگه‌ان.

255
00:19:36,880 --> 00:19:39,560
‫خدمتکارها، آشپزها، پیشخدمت‌ها.

256
00:19:39,640 --> 00:19:43,040
‫نسل جدید جلوی اون‌ها طوری حرف می‌زنن
‫انگار که از شیشه ساخته شدن.

257
00:19:43,120 --> 00:19:44,240
‫خدمتکارها با من حرف می‌زنن.

258
00:19:47,000 --> 00:19:49,120
‫و چه رازهایی
‫فاش کردن؟

259
00:19:49,200 --> 00:19:53,200
‫بچه‌های پیرمرد رازهایی دارن که
‫سریع‌تر از یک میلیون بشکه‌ی در حال سوختن،

260
00:19:53,280 --> 00:19:55,280
‫اون‌ها رو از مقام و قدرت به زیر می‌کشه.

261
00:19:57,440 --> 00:19:59,720
‫داری از اخاذی حرف می‌زنی،
‫اِلن عزیز؟

262
00:19:59,800 --> 00:20:01,800
‫طبیعتاً، من این رو به رأی گذاشتم.

263
00:20:01,880 --> 00:20:03,960
‫اخاذی کار شرافتمندانه‌ای نیست، خواهر.

264
00:20:04,600 --> 00:20:06,320
‫من با آتیش زدن بشکه‌ها حس بهتری دارم.

265
00:20:06,400 --> 00:20:09,520
‫ولی ما زن‌های غیرشرافتمند
‫رازهاشون رو جمع می‌کنیم.

266
00:20:09,600 --> 00:20:11,960
‫و وقتی پسر بزرگتر
‫کرسی پدرش رو در پارلمان بگیره،

267
00:20:12,040 --> 00:20:14,600
‫مطمئن می‌شم که مسائل رو
‫از دیدگاه ما ببینه.

268
00:20:15,200 --> 00:20:16,920
‫و اینگونه می‌شه

269
00:20:17,000 --> 00:20:20,360
‫که اِلن کوچولو گره‌ای
‫‏700 ساله را باز می‌کند

270
00:20:20,440 --> 00:20:22,200
‫بدون اینکه حتی یک گلوله شلیک بشه.

271
00:20:41,040 --> 00:20:43,000
‫هر چهارتاشون راز دارن؟

272
00:20:44,920 --> 00:20:46,000
‫نه هر چهارتا.

273
00:20:47,920 --> 00:20:49,880
‫همه‌شون راز دارن به جز یکی.

274
00:20:52,600 --> 00:20:54,160
‫ولی حواسم بهش هست.

275
00:21:03,360 --> 00:21:05,160
‫ممنونم.

276
00:21:05,880 --> 00:21:08,600
‫گفتی امروز باید متحد به نظر برسیم.

277
00:21:09,200 --> 00:21:11,000
‫پس بن و آن کدوم گوری هستن؟

278
00:21:11,720 --> 00:21:14,680
‫قرار بود برای تسلیت گفتن
‫با هم در یک صف بایستیم.

279
00:21:14,760 --> 00:21:17,040
‫- متشکرم.
‫- تسلیت می‌گم.

280
00:21:17,120 --> 00:21:19,160
‫- متشکرم.
‫- دیگه مثل اون پیدا نمی‌شه.

281
00:21:19,680 --> 00:21:21,480
‫بنجامین رفت پایین.

282
00:21:21,560 --> 00:21:23,640
‫گفت می‌خواد با پرتره‌ی
‫پدر تنها باشه.

283
00:21:23,720 --> 00:21:25,320
‫با یه بطری نوشیدنی. آن کجاست؟

284
00:21:25,400 --> 00:21:27,280
‫- لطفاً تسلیت ما رو بپذیرید.
‫- متشکرم.

285
00:21:30,840 --> 00:21:33,120
‫- تسلیت می‌گم.
‫- متشکرم.

286
00:21:33,640 --> 00:21:35,520
‫من تو این کوچه منتظرش می‌مونم.

287
00:21:35,600 --> 00:21:37,520
‫این کار عاقلانه‌ست، بانو؟

288
00:21:38,320 --> 00:21:40,720
.زیادی به عقل اهمیت میدی
‫برو بیارش

289
00:21:49,120 --> 00:21:51,200
‫- تسلیت می‌گم، بانو.
‫- متشکرم.

290
00:22:14,200 --> 00:22:16,520
‫چه چیزی شما رو
به اینجا کشونده، خانم پلانکت؟

291
00:22:17,400 --> 00:22:19,560
‫فکر کردم یه جمع خانوادگیه.

292
00:22:19,640 --> 00:22:21,960
‫همینطوره، ولی من با شما کار دارم.

293
00:22:23,400 --> 00:22:25,160
‫این پول رو به افرادتون بدید

294
00:22:25,240 --> 00:22:27,880
‫برای کاری که امروز برای
‫پاکسازی مسیر پدر انجام دادن.

295
00:22:31,000 --> 00:22:34,080
‫پول خونه، ولی امیدوارم
‫خون زیادی ریخته نشده باشه.

296
00:22:43,640 --> 00:22:46,520
‫شما با 50 پوند پول نقد
‫در خیابان‌ها راه می‌رید؟

297
00:22:46,600 --> 00:22:47,720
‫هفتاد.

298
00:22:47,800 --> 00:22:50,520
‫آرتور تصمیم گرفته نرخ شما رو افزایش بده.

299
00:22:51,400 --> 00:22:52,560
‫و من همراه داشتم.

300
00:22:53,960 --> 00:22:55,080
‫بله.

301
00:22:55,160 --> 00:22:57,800
‫و حالا پیشخدمت شما یک شاهده.

302
00:22:59,920 --> 00:23:02,000
‫نمی‌تونست کسی رو بفرسته
‫تا پول رو تحویل بده؟

303
00:23:02,080 --> 00:23:03,440
‫من گفتم خودم این کار رو می‌کنم.

304
00:23:03,800 --> 00:23:04,920
‫به چه دلیلی؟

305
00:23:05,000 --> 00:23:07,040
‫می‌خواستم بهم اطمینان بدید

306
00:23:07,120 --> 00:23:09,920
‫که افرادتون امروز از
‫خشونت بیش از حد استفاده نکردن.

307
00:23:12,040 --> 00:23:13,360
‫هیچ مرگی در کار نبود.

308
00:23:13,840 --> 00:23:15,360
‫چند تا درس عبرت یاد گرفته شد.

309
00:23:16,400 --> 00:23:17,760
‫من حد و حدود رو می‌دونم.

310
00:23:17,840 --> 00:23:19,120
‫چه حدودی؟

311
00:23:19,200 --> 00:23:22,200
‫سه شب پیش،
‫از تمام حد و حدودها گذشتید.

312
00:23:27,160 --> 00:23:28,360
‫دلیل دیگه‌ای که به‌خاطرش اومدم

313
00:23:28,440 --> 00:23:31,000
‫این بود که بهتون بگم از حرفی که زدم
‫پشیمونم.

314
00:23:31,080 --> 00:23:34,720
‫- بله، ولی کاریه که شده.
‫- از خدا طلب بخشش کردم.

315
00:23:34,800 --> 00:23:36,600
‫اون درک می‌کنه.

316
00:23:36,680 --> 00:23:40,480
‫من هر صبح و هر شب دعا می‌کنم،
‫ولی گاهی شیطان وسوسه می‌کنه.

317
00:23:40,560 --> 00:23:44,200
‫- شما به خاطر غمتون کور شده بودید.
‫- یا یه چشم‌بند برداشته شده بود.

318
00:23:46,480 --> 00:23:47,880
‫خانم پلانکت.

319
00:23:50,600 --> 00:23:53,040
‫حداقل بیایید با هم صادق باشیم.

320
00:23:55,400 --> 00:23:59,080
‫وجدان‌هامون خیلی کوتاه مقاومت کردن،

321
00:23:59,720 --> 00:24:01,120
‫اگه درست یادم باشه.

322
00:24:06,480 --> 00:24:08,880
‫و اگه قرار بود فردا دنیا به آخر برسه...

323
00:24:10,760 --> 00:24:12,080
‫دوباره این رو بهتون می‌گفتم.

324
00:24:14,240 --> 00:24:15,640
‫در همین کوچه.

325
00:24:16,840 --> 00:24:18,120
‫کنار گربه‌ها.

326
00:24:22,960 --> 00:24:24,680
‫ما گربه نیستیم.

327
00:24:27,280 --> 00:24:29,880
‫ولی گاهی اوقات، خانم پلانکت،

328
00:24:31,680 --> 00:24:33,960
‫وقتی شب‌ها صدای میو کردنشون رو می‌شنوید،

329
00:24:35,200 --> 00:24:37,560
‫آرزو نمی‌کنید که...؟

330
00:24:37,640 --> 00:24:38,920
‫آرزوی چی؟

331
00:24:40,320 --> 00:24:43,040
‫من 20 ساله
که برای خانواده‌ی شما کار می‌کنم

332
00:24:44,400 --> 00:24:45,680
‫و می‌دونم

333
00:24:45,960 --> 00:24:47,120
‫از برادرهاتون تشکر کنید.

334
00:24:48,120 --> 00:24:49,840
‫من می‌رم و پول افرادم رو می‌دم.

335
00:25:06,280 --> 00:25:08,880
‫به دلایلی که کاملاً نمی‌فهمم،

336
00:25:09,720 --> 00:25:12,160
‫حقوق همه‌ی شما عوضی‌ها اضافه شد.

337
00:25:15,720 --> 00:25:18,240
‫من رو به بدبختی خودم برگردونید، آقای پاتر.

338
00:25:18,320 --> 00:25:19,440
‫بله، بانو.

339
00:25:28,280 --> 00:25:30,960
‫اوناهاش.
‫پاتر شاهد چه ماجرای جدیدی بوده؟

340
00:25:32,640 --> 00:25:34,560
‫این چاشنی توی صدات چیه؟

341
00:25:34,640 --> 00:25:35,680
‫همسر عزیزم...

342
00:25:36,920 --> 00:25:40,080
‫وقتی تو در لندن بودی،
‫آنی اینجا در دوبلین کشف کرده

343
00:25:40,160 --> 00:25:43,160
‫که فقط پسرهای خانواده‌ی گینس نیستن
‫که نفرین شدن.

344
00:25:43,200 --> 00:25:45,320
‫همه منتظر تو بودیم.
‫کجا بودی؟

345
00:25:45,960 --> 00:25:48,200
‫آرتور. ادوارد.

346
00:25:49,280 --> 00:25:53,280
‫فقط می‌خواستم تسلیت
‫صمیمانه‌ی خودم رو ابراز کنم.

347
00:25:53,360 --> 00:25:56,440
‫- اون مردی بی‌نظیر بود.
‫- دیگه مثل اون پیدا نمی‌شه.

348
00:25:56,520 --> 00:25:58,440
‫ولی ما تمام تلاشمون رو می‌کنیم.

349
00:25:58,520 --> 00:26:01,840
‫همچنین، وصیت‌نامه‌ی نهایی اون،
‫کی خونده می‌شه؟

350
00:26:03,360 --> 00:26:05,200
‫نه، عمه اگنس...

351
00:26:06,000 --> 00:26:10,320
‫در میان این همه غم... تقریباً فراموش کرده بودم
‫که اصلاً وصیت‌نامه‌ای برای خوندن وجود داره.

352
00:26:10,720 --> 00:26:11,960
‫و نماینده‌ی پارلمان دوبلین بشی.

353
00:26:12,040 --> 00:26:13,760
‫پس خیلی چیزها رو گمان می‌کنی.

354
00:26:14,280 --> 00:26:15,360
‫عمه اگنس... وصیت‌نامه فردا خونده می‌شه،
‫ولی اگه دعوت نشدید،

355
00:26:15,440 --> 00:26:18,120
‫به این دلیله که چیزی در اون
‫به شما مربوط نمی‌شه.

356
00:26:21,280 --> 00:26:24,360
‫وقتی وصیت‌نامه خونده بشه،
‫امیدوارم بفهمیم

357
00:26:24,440 --> 00:26:27,560
‫که پدرتون به اندازه‌ی کافی
‫فرزندانش رو می‌شناخته

358
00:26:27,640 --> 00:26:30,840
‫که بدونه کدومتون «اوگما» هست

359
00:26:31,440 --> 00:26:33,520
‫و کدومتون «داگدا».

360
00:26:42,240 --> 00:26:44,160
‫اوگما و داگدا دیگه کدوم خری هستن؟

361
00:26:44,840 --> 00:26:48,240
‫در اساطیر ایرلندی،
‫اون‌ها برادر هستن، پسران یک اسطوره.

362
00:26:48,800 --> 00:26:50,480
‫به یکی می‌شه اعتماد کرد.

363
00:26:50,560 --> 00:26:52,640
‫به اون یکی نمی‌شه اعتماد کرد. سلام.

364
00:26:52,720 --> 00:26:54,360
‫- تسلیت می‌گم.
‫- متشکرم.

365
00:26:54,440 --> 00:26:55,920
‫خیلی ممنون که تشریف آوردید.

366
00:26:56,400 --> 00:26:57,480
‫متشکرم.

367
00:26:58,880 --> 00:27:00,320
‫خب تو کدومشونی، برادر؟

368
00:27:01,280 --> 00:27:03,360
‫من این پنج سال گذشته رو در لندن بودم.

369
00:27:03,440 --> 00:27:05,600
‫- دیگه به سختی تو رو می‌شناسم.
‫- ممنون که اومدید.

370
00:27:05,680 --> 00:27:07,720
‫آقای گینس. تسلیت می‌گیم.

371
00:27:08,760 --> 00:27:11,560
‫خب... وقتی تو نبودی،

372
00:27:12,120 --> 00:27:13,840
‫من در کارخونه کار می‌کردم،

373
00:27:13,920 --> 00:27:16,520
‫بشکه‌بندی، بطری‌بندی و فروش محصول.

374
00:27:17,400 --> 00:27:18,440
‫من کار کردن رو دوست دارم.

375
00:27:18,960 --> 00:27:20,320
‫و تو فکر می‌کنی من دوست ندارم؟

376
00:27:20,400 --> 00:27:23,360
‫فکر می‌کنم تولید محصول
‫با دستکش‌های ساتن سفید سخته.

377
00:27:23,440 --> 00:27:26,560
‫- تسلیت می‌گم.
‫- دیگه مثل اون پیدا نمی‌شه.

378
00:27:31,240 --> 00:27:34,040
‫و با این حال فردا،
‫در زمان خوندن وصیت‌نامه،

379
00:27:34,680 --> 00:27:36,120
‫چون من پسر بزرگترم،

380
00:27:36,200 --> 00:27:39,360
‫کارخونه به طور کامل
‫به من واگذار می‌شه.

381
00:27:39,960 --> 00:27:41,760
‫- اون مرد فوق‌العاده‌ای بود.
‫- متشکرم.

382
00:27:44,120 --> 00:27:45,680
‫چه ضایعه‌ی بزرگی.

383
00:27:45,760 --> 00:27:47,440
‫می‌دونم. می‌دونم.

384
00:27:48,440 --> 00:27:49,440
‫بله.

385
00:27:50,360 --> 00:27:53,520
‫سنگینی این بار
‫روی دوش تو خواهد بود.

386
00:27:54,040 --> 00:27:56,240
‫مثل اطلس که آسمون رو نگه داشته.

387
00:27:57,440 --> 00:27:59,600
‫من این کار رو خیلی خسته‌کننده می‌دونم.

388
00:27:59,680 --> 00:28:02,600
‫البته، به عنوان برادرت،
‫من این بار رو باهات تقسیم می‌کنم.

389
00:28:03,120 --> 00:28:06,080
‫- مراسم تأثیرگذاری بود.
‫- قربان، متشکرم. متشکرم.

390
00:28:06,160 --> 00:28:08,720
‫یا حتی این بار رو از دوشت برمی‌دارم.

391
00:28:11,440 --> 00:28:13,480
‫- یک لحظه لطفاً.
‫- بله، البته.

392
00:28:15,640 --> 00:28:17,080
‫من ازت می‌خرمش.

393
00:28:17,680 --> 00:28:19,040
‫همه‌ش رو.

394
00:28:19,120 --> 00:28:20,440
‫با چی؟

395
00:28:20,520 --> 00:28:23,440
‫با توافقی که
‫‏30 درصد از سود رو بهت بدم.

396
00:28:23,520 --> 00:28:24,880
‫در ازای هیچ کاری؟

397
00:28:24,960 --> 00:28:28,560
‫در ازای نمایندگی منافع ما
‫در پارلمان.

398
00:28:31,840 --> 00:28:34,160
‫پدر فقط چند روز بیمار بود.

399
00:28:35,440 --> 00:28:38,400
‫تو به همه‌ی این‌ها
‫در این مدت کوتاه فکر کردی.

400
00:28:38,480 --> 00:28:40,640
‫- مرگ برای همه‌ست.
‫- و کارخونه به من می‌رسه.

401
00:28:40,720 --> 00:28:41,720
‫ولی تو به من می‌فروشیش.

402
00:28:42,840 --> 00:28:44,560
‫برخلاف میل پدرمون.

403
00:28:45,080 --> 00:28:46,960
‫در بهشت، به آرامش می‌رسه.

404
00:29:04,480 --> 00:29:05,640
‫در رو قفل کن.

405
00:29:12,680 --> 00:29:13,800
‫خیلی‌خب، بده به من.

406
00:29:21,800 --> 00:29:23,800
‫بن، نصف اشراف
‫دوبلین اون بالا هستن،

407
00:29:23,880 --> 00:29:25,680
‫و تو از من می‌خوای
‫برات یه تپانچه بدزدم.

408
00:29:25,760 --> 00:29:26,880
‫چرا؟

409
00:29:27,560 --> 00:29:28,640
‫می‌تونی بری.

410
00:29:30,480 --> 00:29:31,880
‫من گلوله نیاوردم.

411
00:29:32,480 --> 00:29:34,800
‫چـ... چرا؟ چرا، چرا؟
‫چرا گلوله نیاوردی؟

412
00:29:34,880 --> 00:29:37,480
‫من مسئول پایان دادن
‫به زندگی زیبای تو نخواهم بود، بن.

413
00:29:45,960 --> 00:29:48,320
‫فکر کردی تفنگ رو برای
‫استفاده روی خودم خواستم.

414
00:29:50,040 --> 00:29:51,960
‫من واقعاً اونقدر شجاع نیستم، کریستین.

415
00:29:53,600 --> 00:29:54,600
‫پس برای چیه؟

416
00:29:58,240 --> 00:30:00,120
‫یه مردی هست. یه مرد بد.

417
00:30:01,920 --> 00:30:03,400
‫به اسم بانی چمپیون.

418
00:30:05,640 --> 00:30:09,600
‫اون صادرات خانواده رو اداره می‌کنه
‫ولی کارهای جانبی هم داره.

419
00:30:09,680 --> 00:30:12,320
‫شرط‌بندی. کارش تو اسکله‌هاست.

420
00:30:14,240 --> 00:30:16,360
‫من بهش 170 پوند بدهکارم.

421
00:30:17,000 --> 00:30:18,240
‫هر بدهی‌ای بالای 150 باشه،

422
00:30:18,320 --> 00:30:22,040
‫با غل و زنجیر به ته
‫بندر دوبلین فرستاده می‌شی.

423
00:30:23,480 --> 00:30:26,040
‫پس لطفاً گلوله‌ها رو برام بیار،

424
00:30:26,120 --> 00:30:27,760
‫چون میان سراغم.

425
00:30:27,840 --> 00:30:29,600
‫تو 170 پوند نداری؟

426
00:30:34,880 --> 00:30:37,280
‫آرتور می‌گفت: «پول تو رو می‌کشه».

427
00:30:39,400 --> 00:30:40,800
‫پول دادن به من مثل اینه که

428
00:30:42,720 --> 00:30:44,160
‫بهم یه هفت‌تیر پُر بدی.

429
00:30:45,200 --> 00:30:46,200
‫بن.

430
00:30:50,080 --> 00:30:52,560
‫به من گوش کن،
‫چون یه پیشنهاد جدی دارم.

431
00:30:53,080 --> 00:30:55,000
‫و امروز روز عالی‌ای برای این کاره.

432
00:30:55,760 --> 00:30:56,960
‫من یه ارثیه دارم.

433
00:30:57,480 --> 00:31:00,600
‫من اون 170 پوند رو بهت می‌دم
‫به شرطی که وقتی نامزد شدیم...

434
00:31:01,200 --> 00:31:03,960
‫خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم یه مهره
‫تو بازی خانوادگی اون‌ها نباش...

435
00:31:07,240 --> 00:31:08,760
‫...این دیوانگی تموم بشه.

436
00:31:13,080 --> 00:31:14,320
‫من با پدرم صحبت کردم.

437
00:31:14,400 --> 00:31:16,680
‫پدر تو مُرده،
‫و آرتور هم مخالفت نمی‌کنه.

438
00:31:21,080 --> 00:31:22,400
‫چی می‌گی؟

439
00:31:23,640 --> 00:31:24,960
‫من می‌گم...

440
00:31:27,120 --> 00:31:30,840
‫نمی‌ذارم کسی به این شیرینی
‫زندگیش رو با کسی به این تلخی هدر بده.

441
00:31:34,280 --> 00:31:36,240
‫باید بفهمی، کریستین.

442
00:31:40,320 --> 00:31:41,880
‫من خودِ دیوانگی هستم.

443
00:31:45,040 --> 00:31:46,200
‫لعنت بهت.

444
00:32:02,960 --> 00:32:04,280
‫فکر کی بود؟

445
00:32:04,360 --> 00:32:05,640
‫در واقع، فکر پدرم بود.

446
00:32:05,680 --> 00:32:08,000
‫ببخشید، شما نمی‌رقصید، عمو هنری؟

447
00:32:08,720 --> 00:32:10,840
‫من روی قبر کسی نمی‌رقصم، نه.

448
00:32:10,920 --> 00:32:14,480
‫نه. نه، شما خودتون رو وقف مبارزه
‫با شیطان در تمام اشکالش کردید.

449
00:32:14,560 --> 00:32:16,160
‫بهم بگو، نبرد چطور پیش می‌ره؟

450
00:32:18,360 --> 00:32:20,520
‫خب، کالج هارلی در حال پیشرفته.

451
00:32:20,600 --> 00:32:23,120
‫مُبلغانی که اونجا آموزش می‌دیم
‫به سراسر جهان سفر می‌کنن،

452
00:32:23,200 --> 00:32:24,400
‫و کلام خدا رو منتشر می‌کنن.

453
00:32:24,480 --> 00:32:25,920
‫و شیطان رو فراری می‌دن.

454
00:32:26,000 --> 00:32:28,320
‫در واقع، شاید بتونید مبلغانتون رو
‫مجهز کنید

455
00:32:28,400 --> 00:32:31,920
‫به نمونه‌هایی از محصول ما و ازشون بخواید
‫کلام خوب گینس رو هم منتشر کنن.

456
00:32:32,000 --> 00:32:35,000
‫فکر خوبیه، مخصوصاً اگه به سمت
‫قاره‌ی آمریکا می‌رن.

457
00:32:35,080 --> 00:32:37,440
‫- داریم به قاره‌ی آمریکا فکر می‌کنیم.
‫- جداً؟

458
00:32:37,520 --> 00:32:39,240
‫تا جایی که من می‌دونم، در حال حاضر،

459
00:32:39,240 --> 00:32:41,480
‫آمریکایی‌ها نوشیدنی‌هاشون رو
‫از کاکتوس درست می‌کنن.

460
00:32:41,520 --> 00:32:42,520
‫کاکتوس‌.

461
00:32:42,560 --> 00:32:46,800
‫پس شما برادرها در یک مراسم تشییع می‌رقصید
‫و مُبلغان رو مسخره می‌کنید.

462
00:32:47,800 --> 00:32:48,880
‫بهم بگید.

463
00:32:48,960 --> 00:32:52,240
‫این روزها یه مُبلغ چقدر درمیاره؟

464
00:32:54,560 --> 00:32:57,640
‫من به یه تضمین نیاز دارم که هر کس فردا
‫از وصیت‌نامه بهره‌مند بشه،

465
00:32:57,720 --> 00:33:01,560
‫قلبش مثل قلب پدرتون
‫باز باقی بمونه

466
00:33:01,640 --> 00:33:02,960
‫وقتی پای کمک به ما در میون باشه.

467
00:33:03,040 --> 00:33:05,080
‫پدرمون سالانه چقدر به شما می‌داد؟

468
00:33:05,160 --> 00:33:08,680
‫پدرتون همیشه به ما
‫دقیقاً یه‌کم کمتر از کافی می‌داد.

469
00:33:08,760 --> 00:33:10,440
‫این یه مسئله‌ی خانوادگیه؟

470
00:33:11,040 --> 00:33:12,720
‫این مسئله‌ی خدایی‌ـه.

471
00:33:12,800 --> 00:33:15,720
‫پس مربوط به منه،
‫شاید بیشتر از برادرانم.

472
00:33:16,320 --> 00:33:19,360
‫کشیش گراتان، از طرف خودم می‌گم،

473
00:33:19,440 --> 00:33:22,840
‫من کاملاً قصد دارم
‫از تمام نفوذم استفاده کنم

474
00:33:22,920 --> 00:33:25,000
‫تا مطمئن بشم که کارهای خیر و خیریه‌ای

475
00:33:25,080 --> 00:33:27,960
‫که خانواده‌ی گینس به اون مشهوره
‫ادامه پیدا کنه.

476
00:33:28,040 --> 00:33:30,920
‫و اون نفوذ چی می‌تونه باشه،
‫آنی عزیز؟

477
00:33:32,200 --> 00:33:34,520
‫فکر می‌کنید، به عنوان یک دختر،
‫من هیچ نفوذی نخواهم داشت؟

478
00:33:36,120 --> 00:33:39,200
‫«باشد که پسران پدر
‫همچون گیاهان کاملاً رشد کرده باشند،

479
00:33:39,280 --> 00:33:41,920
‫اما باشد که دختران
‫همچون ستون‌های گوشه‌ای باشند

480
00:33:41,960 --> 00:33:44,200
‫که برای ساختار یک کاخ تراشیده شده‌اند.»

481
00:33:44,280 --> 00:33:48,040
‫مزمور 144 آیه‌ی 12، اگه اشتباه نکنم.

482
00:33:48,760 --> 00:33:51,720
‫که نشون می‌ده شاید این من باشم
‫که سنگ بنای اصلی

483
00:33:51,800 --> 00:33:53,360
‫برای خاندان گینس خواهم بود.

484
00:34:10,040 --> 00:34:12,560
‫خوش آمدید...

485
00:34:12,640 --> 00:34:15,400
‫به اسکله‌ی صادراتی گینس

486
00:34:15,480 --> 00:34:17,080
‫و باغ‌های تفریحی‌اش.

487
00:34:18,080 --> 00:34:20,360
‫من دنبال کسی به اسم
‫بانی چمپیون می‌گردم.

488
00:34:20,440 --> 00:34:23,480
‫اگه دنبال کار در یکی از
‫مراکز آقای چمپیون هستی،

489
00:34:24,240 --> 00:34:25,800
‫من دروازه‌بانش ام.

490
00:34:26,840 --> 00:34:29,320
‫من تصمیم می‌گیرم که آیا یه دختر

491
00:34:29,920 --> 00:34:32,880
‫شرایط لازم برای کار تو مرکز
‫رو داره یا نه

492
00:34:32,960 --> 00:34:35,080
‫که از ملوان‌ها، استقبال و مراقبت کنه

493
00:34:35,160 --> 00:34:37,720
‫بیا جلو ببینم،
‫تا یه نگاهی بهت بندازم.

494
00:34:41,960 --> 00:34:44,360
‫من این امتیاز رو هم دارم

495
00:34:44,440 --> 00:34:45,760
‫که اولین رئیس باشم.

496
00:34:46,440 --> 00:34:47,600
‫اولین رئیس؟

497
00:34:48,840 --> 00:34:51,800
‫معمولاً برای صدور اجازه‌ی عبور و مرور.

498
00:34:55,920 --> 00:34:58,320
‫اِلن کاکرن، کمیته‌ی بانوان.

499
00:34:58,400 --> 00:35:01,480
‫از طرف انجمن فینیان.
‫اون زبون کوفتیت رو ببُر.

500
00:35:01,480 --> 00:35:02,560
‫نه.

501
00:35:02,560 --> 00:35:05,280
‫می‌خوای اولین رئیس باشی؟
‫اون زبون کوفتیت رو ببُر.

502
00:35:08,520 --> 00:35:09,880
‫جرأت داری یه کلمه حرف بزن.

503
00:35:14,600 --> 00:35:15,720
‫نه.

504
00:35:16,280 --> 00:35:18,440
‫تو عرضه‌ی اولین رئیس بودن رو نداری.

505
00:35:19,160 --> 00:35:21,920
‫پس این دروازه‌ی کوفتی رو باز کن
‫وگرنه مغزت رو منفجر می‌کنم.

506
00:35:44,200 --> 00:35:46,800
‫گم شدی، بانو،
‫در این شب تاریک؟

507
00:35:47,960 --> 00:35:50,160
‫دنبال بهتر کردن بختت هستی؟

508
00:35:50,800 --> 00:35:54,400
‫یکی از همکاران‌تون امروز مُرد.
‫کراوات سیاه نزدی.

509
00:35:56,080 --> 00:35:58,000
‫اون مرد همکار من نبود.

510
00:35:58,880 --> 00:36:00,400
‫برای امثال من زیادی بزرگ بود.

511
00:36:01,360 --> 00:36:04,200
‫من فقط برای مردهایی که براش کار می‌کنن
‫خدمات ارائه می‌دم

512
00:36:04,280 --> 00:36:06,760
‫و مردهایی که تو کشتی‌ها
‫و لوکوموتیوهاش کار می‌کنن.

513
00:36:07,760 --> 00:36:09,040
‫ولی تو...

514
00:36:11,480 --> 00:36:14,800
‫حدس می‌زنم یه منشی
‫تو دفتر رئیس اسکله باشی.

515
00:36:16,560 --> 00:36:19,280
‫- اگه اون نگاه تو چشمت نبود.
‫- چه نگاهی؟

516
00:36:19,360 --> 00:36:23,000
‫هر فینیانی که تا حالا دیدم
‫از بالا بهم نگاه کرده،

517
00:36:23,080 --> 00:36:25,520
‫انگار که من یه شرِ لازمم.

518
00:36:29,720 --> 00:36:31,640
‫من در مورد شما شنیدم، خانم کاکرن.

519
00:36:32,200 --> 00:36:35,240
‫یک موجود خطرناک. یک زن باهوش.

520
00:36:35,960 --> 00:36:39,040
‫من قبلاً مالیاتم رو
‫به انجمن پرداخت کردم.

521
00:36:41,280 --> 00:36:43,080
‫من دنبال مالیات نیستم.

522
00:36:44,480 --> 00:36:48,120
‫- پس دنبال چی هستی؟
‫- من دنبال راز هستم، آقای چمپیون.

523
00:36:48,960 --> 00:36:50,360
‫رازهای خانوادگی.

524
00:36:52,920 --> 00:36:56,120
‫در حال حاضر، شما 10 درصد از تمام سودتون

525
00:36:56,200 --> 00:36:59,440
‫از مراکز تفریحی و بنگاه‌های شرط‌بندی
‫و کارهای خلاف رو به انجمن می‌دید.

526
00:37:01,400 --> 00:37:03,080
‫و از طرف انجمن،

527
00:37:03,160 --> 00:37:06,680
‫من به شما یک سال معافیت کامل
‫از پرداخت هرگونه مالیات پیشنهاد می‌دم.

528
00:37:30,600 --> 00:37:33,040
‫دست به کار شید، بچه‌ها.

529
00:37:51,720 --> 00:37:52,840
‫سریع!

530
00:38:04,040 --> 00:38:07,040
‫سرهاتون رو پایین نگه دارید، بچه‌ها.
‫همه‌جا بریزید.

531
00:38:23,080 --> 00:38:24,760
‫بریم. یالا!

532
00:38:41,840 --> 00:38:45,640
‫بنجامین جوان بر اساس
‫صداهایی که تو سرش می‌شنوه شرط‌بندی می‌کنه.

533
00:38:46,160 --> 00:38:48,880
‫اون صدای پریان و ارواح رو می‌شنوه.

534
00:38:48,960 --> 00:38:50,320
‫چقدر بهت بدهکاره؟

535
00:38:51,800 --> 00:38:53,640
‫اونقدر که هر مرد دیگه‌ای رو
به ته آب بفرسته

536
00:38:53,720 --> 00:38:54,840
‫پس چرا اون رو نمی‌فرستی؟

537
00:38:57,240 --> 00:38:59,120
‫چون اسمش گینسه.

538
00:38:59,160 --> 00:39:00,520
‫درآمد امشب.

539
00:39:00,600 --> 00:39:04,200
‫حالا، من یه آدم شرورم.
‫خیلی زیاد به ماهی‌ها غذا دادم.

540
00:39:04,760 --> 00:39:07,000
‫مردهایی به اسم اورایلی و اولیری.

541
00:39:07,760 --> 00:39:08,880
‫ولی گینس‌ها رو نه.

542
00:39:09,400 --> 00:39:11,480
‫هیچ‌وقت یه گینس رو غرق نمی‌کنی.

543
00:39:12,080 --> 00:39:15,360
‫چون اگه این کار رو بکنی،
‫یه یارویی به اسم رافرتی میاد سراغت

544
00:39:15,440 --> 00:39:18,840
‫و تو رو با زنجیر لنگر می‌فرسته
‫بین کشتی‌های غرق‌شده.

545
00:39:23,520 --> 00:39:24,680
‫که باعث می‌شه

546
00:39:25,600 --> 00:39:27,000
‫کنجکاو بشم بدونم،

547
00:39:27,600 --> 00:39:30,600
‫کار شما
‫با این رازهای خانوادگی چیه؟

548
00:39:32,080 --> 00:39:33,800
‫به تو ربطی نداره.

549
00:39:38,120 --> 00:39:41,040
‫ببخشید اگه این مکالمه
‫رو تموم می‌کنم.

550
00:39:41,120 --> 00:39:44,960
‫طوفانی در راهه.
‫هر کی بیرون باشه رو غسل تعمید می‌ده.

551
00:39:49,520 --> 00:39:51,040
‫طوفانی در راهه،

552
00:39:52,000 --> 00:39:54,600
‫چون رازهای بنجامین
‫چیزی نیست که ما می‌خوایم.

553
00:39:55,320 --> 00:39:57,920
‫علاقه‌ی ما، آقای چمپیون،

554
00:39:58,440 --> 00:40:01,040
‫به رازهای به مراتب
‫جالب‌ترِ...

555
00:40:01,120 --> 00:40:02,800
‫برادر بزرگتر، آرتوره...

556
00:40:05,280 --> 00:40:08,240
‫...که معتقدیم از بخش‌هایی
‫از کسب و کار شما استفاده می‌کنه

557
00:40:08,320 --> 00:40:10,040
‫که به شرط‌بندی مربوط نمی‌شه.

558
00:40:10,680 --> 00:40:13,120
‫آقای چمپیون! بیا ببین!

559
00:40:13,200 --> 00:40:14,240
‫چیه؟

560
00:40:14,320 --> 00:40:15,640
‫بشکه‌سازی آتیش گرفته.

561
00:40:16,240 --> 00:40:18,600
‫پمپ‌ها و اسب‌های ما رو
‫درخواست کردن.

562
00:40:21,360 --> 00:40:23,240
‫عجله کن برو سراغ ماشین آب‌پاش!

563
00:40:34,280 --> 00:40:35,680
‫کله‌پوکِ لعنتی.

564
00:40:41,480 --> 00:40:43,640
‫اون بشکه‌ها رو از آتیش دور کنید!

565
00:40:45,880 --> 00:40:48,440
‫شماها که اونجایید!

566
00:40:48,520 --> 00:40:51,280
‫بشکه‌های خالی رو قل بدید تو اسکله
‫و بذارید شناور بشن!

567
00:40:51,360 --> 00:40:53,160
‫فردا صبح می‌تونیم از آب درشون بیاریم!

568
00:40:53,240 --> 00:40:55,000
‫هی! کی این دروازه‌ی کوفتی رو باز کرده؟

569
00:40:55,080 --> 00:40:57,000
‫نمی‌دونم، قربان! من پیش دیگ‌های پخت بودم.

570
00:40:57,080 --> 00:40:58,680
‫یهو پنجره‌ها نارنجی شدن.

571
00:41:15,440 --> 00:41:17,000
‫تکون بخور! برو!

572
00:41:17,000 --> 00:41:18,080
‫هی!

573
00:41:18,120 --> 00:41:19,800
‫هی، برگرد تو!

574
00:41:24,600 --> 00:41:25,720
‫سریع‌تر!

575
00:41:27,920 --> 00:41:29,160
‫به حرکت ادامه بدید!

576
00:41:37,360 --> 00:41:39,240
‫اون‌ها رو ببرید سمت اسکله! یالا!

577
00:41:39,320 --> 00:41:40,560
‫یالا!

578
00:41:40,640 --> 00:41:42,360
‫یا حضرت عیسی و مریم و یوسف.

579
00:41:45,000 --> 00:41:47,160
‫امشب اینجا هیچ فینیانی دیدی، بانی؟

580
00:41:48,120 --> 00:41:49,160
‫فینیان‌ها؟

581
00:41:49,880 --> 00:41:50,880
‫نه.

582
00:41:52,600 --> 00:41:55,760
‫فقط یه منشی رئیس اسکله
‫که راهش رو گم کرده بود.

583
00:41:59,680 --> 00:42:00,880
‫و عقلش رو هم از دست داده بود.

584
00:42:01,600 --> 00:42:03,760
‫اون شلنگ کوفتی رو بیارید بیرون!

585
00:42:27,720 --> 00:42:29,720
‫تازه اول ماجراست.

586
00:42:37,240 --> 00:42:38,520
‫به پمپ زدن ادامه بدید، بچه‌ها!

587
00:42:46,080 --> 00:42:47,360
‫بجنبید، رفقا!

588
00:42:52,200 --> 00:42:55,160
‫یالا! اون بشکه‌ها رو ببرید تو اسکله!

589
00:43:01,640 --> 00:43:04,360
‫یالا، بنجامین.
‫گرفتمت.

590
00:43:13,000 --> 00:43:14,560
‫و بنگرید که چه شد،

591
00:43:15,120 --> 00:43:17,360
‫یک روز قبل از خواندن وصیت‌نامه،

592
00:43:17,440 --> 00:43:19,360
‫بنجامین می‌فهمه که یک گزینه‌ی مناسبه.

593
00:43:19,440 --> 00:43:21,000
‫دختره واقعاً اون رو دوست داره.

594
00:43:21,920 --> 00:43:23,400
‫یا کسی رو که قبلاً بوده.

595
00:43:24,280 --> 00:43:25,680
‫یا هر چی ازش باقی مونده.

596
00:43:27,720 --> 00:43:31,160
‫یا پنج سال زندگی در لندن
‫باعث شده نتونی به عشق باور داشته باشی؟

597
00:43:31,240 --> 00:43:33,520
‫عشق سریع میاد.

598
00:43:34,080 --> 00:43:35,440
‫مثل یه موج سهمگین.

599
00:43:36,000 --> 00:43:37,360
‫بعد، به همون سرعت،

600
00:43:37,440 --> 00:43:40,960
‫می‌شه: «گور بابای خروپف
‫و جوش‌ها و موها.»

601
00:43:41,040 --> 00:43:42,160
‫گور باباش.

602
00:43:42,520 --> 00:43:44,240
‫این تجربه‌ی تو بوده؟

603
00:43:46,600 --> 00:43:50,360
‫تجربه‌ی بسیار بد زندگی متأهلی.

604
00:43:51,880 --> 00:43:54,280
‫گاهی اوقات، دوباره ایرلندی حرف می‌زنی.

605
00:43:56,320 --> 00:43:57,320
‫آره.

606
00:43:59,280 --> 00:44:00,480
‫وقتی غمگینم.

607
00:44:03,040 --> 00:44:04,400
‫چرا غمگینی؟

608
00:44:05,720 --> 00:44:08,040
‫چون از فردا صبح،

609
00:44:09,160 --> 00:44:10,840
‫همه‌چیز واقعی می‌شه.

610
00:44:12,440 --> 00:44:14,920
‫کار تولید، سیاست.

611
00:44:16,480 --> 00:44:18,400
‫تو کرسی پدر رو
‫در مجلس عوام می‌گیری.

612
00:44:18,480 --> 00:44:20,920
‫همه این رو می‌گن،
‫پس حتماً درسته.

613
00:44:21,000 --> 00:44:22,080
‫باید بگیری.

614
00:44:22,160 --> 00:44:23,960
‫این یه لحظه‌ی حساسه.

615
00:44:25,120 --> 00:44:26,120
‫من کنارت خواهم بود.

616
00:44:26,200 --> 00:44:28,760
‫برادر، من کارخونه رو
‫مثل کف دستم می‌شناسم.

617
00:44:28,840 --> 00:44:30,280
‫و در مورد سیاست هم،

618
00:44:30,360 --> 00:44:32,760
‫مردم دوبلین به محصول رأی می‌دن،
‫نه به حزب.

619
00:44:33,400 --> 00:44:37,040
‫و با این حال من دنبال انرژی‌ای هستم
‫که مطمئن نیستم دارم.

620
00:44:37,120 --> 00:44:38,200
‫من دارمش.

621
00:44:39,440 --> 00:44:40,760
‫و ایده دارم.

622
00:44:40,840 --> 00:44:42,840
‫در مورد آمریکا جدی بودم.

623
00:44:42,920 --> 00:44:45,320
‫جمعیت 36 میلیون نفر،

624
00:44:45,400 --> 00:44:46,760
‫‏14 درصد برده‌های آزاد شده.

625
00:44:46,840 --> 00:44:48,640
‫دیگه یه بیابان نیست.

626
00:44:49,320 --> 00:44:51,440
‫دو تا ساحل، ثروتمند و عالی،

627
00:44:51,520 --> 00:44:53,480
‫با یه ارتش تشنه بین‌شون.

628
00:44:53,560 --> 00:44:56,480
‫و از زمان قحطی،
‫ساحل شرقی نصفش ایرلندیه.

629
00:44:56,560 --> 00:45:00,040
‫و من نصفم در شعله‌های
‫جهنم می‌سوزه.

630
00:45:01,480 --> 00:45:03,280
‫از چه شعله‌هایی حرف می‌زنی؟

631
00:45:10,640 --> 00:45:11,720
‫آرتور.

632
00:45:28,920 --> 00:45:30,560
‫چه شعله‌هایی تو رو می‌سوزونه؟

633
00:45:34,880 --> 00:45:39,080
‫لیدی کریستین، بنجامین رو
‫انگار که یه توله سگ ترسو باشه با خودش می‌بره.

634
00:45:39,160 --> 00:45:41,160
‫باهم ازدواج می‌کنن،
‫بچه‌دار می‌شن،

635
00:45:41,240 --> 00:45:44,640
‫و کل خانواده‌ی اشرافیش
‫یه خرج اضافه تو حساب‌های من می‌شن.

636
00:45:45,160 --> 00:45:47,760
‫اون فقط داره تظاهر
‫به کله‌شقی می‌کنه، آن.

637
00:45:49,000 --> 00:45:50,600
‫در حقیقت، این آرتوره

638
00:45:51,240 --> 00:45:53,200
‫که توله سگ ترسوئه.

639
00:46:00,560 --> 00:46:01,760
‫اوه، آرتور.

640
00:46:07,480 --> 00:46:09,800
‫خیلی‌خب، بچه‌ها!

641
00:46:09,880 --> 00:46:12,240
‫بذارید بارون کار شما رو انجام بده.

642
00:46:34,120 --> 00:46:37,160
‫شاید این عوضی‌ها واقعاً
‫خدا رو طرف خودشون دارن.
