﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:10,677 --> 00:00:12,554
‫[آنچه گذشت]

3
00:00:12,595 --> 00:00:14,431
‫- یا خدا.
‫- چیزی پیدا کردی؟

4
00:00:14,472 --> 00:00:15,557
‫برنامه‌ی اودسا.

5
00:00:15,557 --> 00:00:17,726
‫این زاییده‌ی افکار توماس گادولکین بود.

6
00:00:17,767 --> 00:00:21,396
‫کار من حاصل
‫سال‌ها و سال‌ها تحقیقه.

7
00:00:21,479 --> 00:00:22,605
‫خدای من!

8
00:00:22,647 --> 00:00:25,567
‫همه‌تون می‌تونین تحت فشار مناسب
‫قوی‌تر بشین.

9
00:00:26,985 --> 00:00:27,068
‫ماری!

10
00:00:27,068 --> 00:00:27,736
‫ماری!

11
00:00:27,819 --> 00:00:29,029
‫من سلاح تو نمی‌شم.

12
00:00:29,112 --> 00:00:31,781
‫من نمی‌خوام تو یه سلاح باشی.

13
00:00:31,865 --> 00:00:33,283
‫- آنابث؟
‫- ماری؟

14
00:00:33,408 --> 00:00:35,118
‫تو راه نجات مایی.

15
00:00:35,285 --> 00:00:37,412
‫- اون خواهرش رو به زندگی برگردوند.
‫- چطور این کار رو کردی؟

16
00:00:37,537 --> 00:00:39,539
‫من فقط... درمانش کردم.

17
00:00:40,623 --> 00:00:43,460
‫سایفر یه یاروی خیلی پیر رو
‫تو یه محفظه‌ی اکسیژن تو خونه‌ش نگه داشته.

18
00:00:43,543 --> 00:00:46,963
‫ما فکر می‌کنیم مردی که سایفر تو اون
‫چیزه نگه می‌داشت، توماس گادولکین بوده.

19
00:00:47,047 --> 00:00:48,798
‫- لعنتی!
‫- این دانشگاه،

20
00:00:48,882 --> 00:00:51,009
‫تبدیل شده به یه بنای یادبود
برای معمولی بودن

21
00:00:51,009 --> 00:00:54,137
‫پس مأموریت من هرس کردن این گله‌ست.

22
00:00:55,055 --> 00:00:56,097
‫چه کوفتیه؟

23
00:00:56,139 --> 00:00:58,892
‫با قدرت‌هام،
‫می‌تونم نذارم من رو کنترل کنه.

24
00:00:58,933 --> 00:01:00,602
‫شاید هیچ‌کدوم از ما رو نتونه کنترل کنه.

25
00:01:00,602 --> 00:01:00,685
‫گادولکین می‌تونه
‫کلید همه‌چی باشه.

26
00:01:00,685 --> 00:01:01,978
‫گادولکین می‌تونه
‫کلید همه‌چی باشه.

27
00:01:02,020 --> 00:01:03,438
‫من تنها کسی‌ام

28
00:01:03,438 --> 00:01:05,607
‫که می‌تونه گادولکین رو بیدار کنه،
‫جلوی سایفر رو بگیره.

29
00:01:05,607 --> 00:01:08,068
‫من اون نیستم! من اون نیستم!

30
00:01:08,151 --> 00:01:09,319
‫باید همین الان بریم.

31
00:01:09,402 --> 00:01:10,653
‫اون سایفره.

32
00:01:10,737 --> 00:01:14,199
‫ما می‌خوایم اسطوره‌ها رو این زمین راه برن،
‫نه دلقک‌های سیرک.

33
00:01:14,282 --> 00:01:16,743
‫خب، کی بعدی؟

34
00:01:23,458 --> 00:01:27,462
[سال 1967]

35
00:01:52,070 --> 00:01:53,363
‫یالا، یالا.

36
00:02:20,640 --> 00:02:23,017
[ژن وی]

37
00:02:29,941 --> 00:02:31,401
‫خیلی بابت فرش متأسفم.

38
00:02:31,484 --> 00:02:35,655
‫مشکلی نیست. ...احتمالاً مشکلی نیست.

39
00:02:40,451 --> 00:02:42,495
‫چطور چنین چیزی ممکنه؟

40
00:02:42,579 --> 00:02:47,208
‫اگه سایفر می‌تونه آدم‌ها رو کنترل کنه، پس
‫تمام این مدت، داشته...

41
00:02:47,250 --> 00:02:49,794
‫داگ. من داگ هستم. سلام.

42
00:02:51,004 --> 00:02:52,797
‫نمی‌دونم
‫چه کوفتی داره اتفاق میفته.

43
00:02:53,798 --> 00:02:56,301
‫اما اگه این درسته،
‫همیشه گادولکین بوده،

44
00:02:56,384 --> 00:02:58,303
‫که ظاهراً 60 سال پیش مُرده.

45
00:02:58,428 --> 00:03:01,681
‫و باید مثلاً 100 سالش باشه.
‫چرا اینقدر جوون به نظر می‌رسید؟

46
00:03:01,764 --> 00:03:07,145
‫اون، همون ماده‌ی «وی» رو تزریق کرده
‫که سولجر بوی و استورم‌فرانت تزریق کردن.

47
00:03:07,228 --> 00:03:10,273
‫بهش می‌گفتن «وی-وان»،
برای همین اون... پیر نمی‌شه

48
00:03:10,398 --> 00:03:11,399
‫ولی تو می‌شی.

49
00:03:11,482 --> 00:03:16,654
‫من عروسک خیمه‌شب‌بازی دومم.
‫اولی مُرده.

50
00:03:18,990 --> 00:03:21,743
‫خبر خوب، مسکنه.

51
00:03:21,868 --> 00:03:26,372
‫خبر بد، شش سال پیش تاریخش گذشته. و یخ.

52
00:03:26,497 --> 00:03:30,501
‫ممنون.

53
00:03:30,585 --> 00:03:34,839
‫ماری، تو چرا نمی‌بینی چی‌کار می‌تونی بکنی.

54
00:03:34,923 --> 00:03:38,301
‫خلاصه، حدوداً سال 96 بود،

55
00:03:38,384 --> 00:03:42,388
‫و من، داشتم با تعمیر کردن
‫دستگاه‌های ویدیو خرج خودم رو درمیاوردم.

56
00:03:42,472 --> 00:03:44,224
‫از این یارو یه تلفن داشتم،

57
00:03:44,307 --> 00:03:47,018
‫رفتم خونه‌ش. دکتر فیلدر.

58
00:03:47,101 --> 00:03:50,688
‫و اون پیر بود،
‫ولی آدم مهربونی بود.

59
00:03:50,772 --> 00:03:52,315
‫مثل یه پدربزرگ بود.

60
00:03:52,398 --> 00:03:54,108
‫اون کلی سؤال ازم پرسید

61
00:03:54,150 --> 00:03:59,530
‫درباره‌ی خودم، مثلاً درباره‌ی خانواده‌م
‫و دوست‌هام، و...

62
00:03:59,614 --> 00:04:02,659
‫می‌دونی، البته، مسئله این بود که
‫من زندگی‌ای نداشتم.

63
00:04:02,742 --> 00:04:05,995
‫پدر و مادرم رو قبلاً از دست داده بودم.

64
00:04:06,079 --> 00:04:09,290
‫نمی‌تونم بیشتر ادامه بدم. من...

65
00:04:09,374 --> 00:04:11,167
‫من خیلی...

66
00:04:11,209 --> 00:04:13,670
‫از طرف گادولکین. من... من...

67
00:04:13,711 --> 00:04:15,421
‫چند ساعت دیگه می‌تونم دوباره امتحان کنم.

68
00:04:15,421 --> 00:04:17,090
‫ممنون. ممنون که سعی کردی.

69
00:04:18,508 --> 00:04:21,344
‫می‌دونی، بعد گادولکین،
‫اون پرید تو سرم،

70
00:04:21,427 --> 00:04:25,890
‫و اولین کاری که ازم خواست انجام بدم
‫کشتن دکتر فیلدر بود، و...

71
00:04:25,974 --> 00:04:29,394
‫یعنی، با دست‌های خالی خفه‌ش کردم.

72
00:04:32,563 --> 00:04:34,607
‫خیلی براش متأسف بودم.

73
00:04:34,691 --> 00:04:36,901
‫و سعی کردم، می‌دونی،
‫سعی کردم مقاومت کنم،

74
00:04:36,985 --> 00:04:40,571
‫اما انگار تو یه جعبه
‫تو ذهن خودم زندانی بودم.

75
00:04:40,655 --> 00:04:42,824
‫مثل این بود که رو صندلی عقب
‫ماشین خودت نشسته باشی.

76
00:04:45,660 --> 00:04:49,330
‫اگه می‌تونه هر کسی رو کنترل کنه،
‫چرا همون موقع ماری رو کنترل نکرد؟

77
00:04:49,414 --> 00:04:51,249
‫مجبورش کنه هفته‌ها پیش درمانش کنه.

78
00:04:51,332 --> 00:04:53,710
‫نمی‌تونه.

79
00:04:53,793 --> 00:04:56,004
‫- اون زیادی قویه.
‫- نه.

80
00:04:57,255 --> 00:04:58,339
‫نه، نیستم.

81
00:04:58,423 --> 00:05:01,718
‫آره، وقتی تو المایرا بودی سعی کرد.
‫چندین بار.

82
00:05:01,801 --> 00:05:03,261
‫اما...

83
00:05:03,344 --> 00:05:05,513
‫یه چیزی که در موردش دروغ نمی‌گفت، اودسا،

84
00:05:05,638 --> 00:05:09,225
‫اون... اون واقعاً تو رو
‫تو یه سطح دیگه‌ای قرار داد.

85
00:05:17,734 --> 00:05:19,652
‫اون به دکتر احتیاج داره.

86
00:05:19,736 --> 00:05:20,987
‫باید به آمبولانس زنگ بزنیم؟

87
00:05:21,070 --> 00:05:22,280
‫نه، نه، نه. این زیادی ریسکیه.

88
00:05:22,363 --> 00:05:24,449
‫من یه دوست دارم
‫که تو بیمارستان «وایت پلینز»ـه.

89
00:05:24,532 --> 00:05:27,493
‫بهش اعتماد دارم. من می‌برمت.

90
00:05:27,577 --> 00:05:29,412
‫شماها باید برین دانشگاه و آفتابی نشین.

91
00:05:29,495 --> 00:05:31,998
‫هی، باید بهتون بگم،
‫هر اتفاقی که بیفته،

92
00:05:32,040 --> 00:05:34,334
‫من خیلی از کاری که برام کردین
‫ممنونم.

93
00:05:34,417 --> 00:05:36,502
‫اصلاً نمی‌دونم چطور تشکر کنم.

94
00:05:36,627 --> 00:05:39,130
‫یعنی، هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫قراره فرار کنم.

95
00:06:12,288 --> 00:06:17,460
‫خدای من.
‫این... این باشکوهه.

96
00:06:18,920 --> 00:06:22,632
‫خب، کسی رو داری
‫که بتونم باهاش تماس بگیرم؟

97
00:06:22,715 --> 00:06:24,509
‫فامیل، دوستی که بتونه کمکت کنه؟

98
00:06:24,592 --> 00:06:27,887
‫احتمالاً نه.
‫مثلاً، چی باید بگم؟

99
00:06:27,970 --> 00:06:31,432
‫«هی، می‌خوای از یه یارویی مراقبت کنی
‫که 30 ساله ندیدیش؟»

100
00:06:31,516 --> 00:06:33,142
‫باید یه نفر باشه که بتونی بهش زنگ بزنی.

101
00:06:33,184 --> 00:06:35,603
‫من آدم‌ها رو شکنجه می‌کردم.

102
00:06:37,397 --> 00:06:39,107
‫یعنی، شکنجه‌ی واقعی.

103
00:06:39,190 --> 00:06:42,902
‫اون تو نبودی. گادولکین بود.

104
00:06:42,985 --> 00:06:46,697
‫آره. ولی حس می‌کردم منم.

105
00:06:49,242 --> 00:06:50,993
‫حتماً به آندره خیلی افتخار می‌کردی.

106
00:06:53,579 --> 00:06:58,709
‫ببخشید. نمی‌خوام داغونت کنم.
‫م... من فقط فکر کردم می‌خوای بدونی.

107
00:07:00,294 --> 00:07:01,546
‫بهم بگو.

108
00:07:03,464 --> 00:07:06,342
‫یعنی، من واقعاً عاشق اون بچه بودم.

109
00:07:06,426 --> 00:07:10,138
‫اون گادولکین رو حسابی کفری می‌کرد.

110
00:07:10,263 --> 00:07:12,849
‫همیشه راه‌هایی پیدا می‌کرد
که حالش رو بگیره

111
00:07:12,932 --> 00:07:15,143
‫آندره یه بار واقعاً...

112
00:07:15,184 --> 00:07:18,062
‫یه جوری تو قهوه‌ش... کار خرابی کرد.

113
00:07:18,146 --> 00:07:21,983
‫یعنی، تا همین امروز،
‫اصلاً نمی‌دونم چه‌جوری.

114
00:07:22,024 --> 00:07:25,820
‫یا شایدم، یه نگهبان رو
‫مجبور کرد اون کار رو بکنه یا همچین چیزی؟

115
00:07:25,903 --> 00:07:28,364
‫عجب اسطوره‌ای.

116
00:07:28,448 --> 00:07:32,827
‫این 1000 درصد شبیه پسر منه.

117
00:07:32,910 --> 00:07:34,495
‫اون واقعاً نترس بود.

118
00:07:34,579 --> 00:07:38,624
‫اون همه‌چیز رو
‫به خاطر دوست‌هاش به خطر انداخت.

119
00:07:40,918 --> 00:07:45,256
‫پسر تو بزرگترین قهرمانیه
‫که تا حالا دیدم.

120
00:07:45,339 --> 00:07:47,133
‫این خیلی برام ارزش داره.

121
00:08:20,875 --> 00:08:21,459
‫یعنی، واضحه.

122
00:08:21,542 --> 00:08:23,920
‫- ماری باید بره.
‫- بره کجا؟

123
00:08:24,003 --> 00:08:27,840
‫نمی‌دونم، هرجایی جز اینجا.

124
00:08:27,924 --> 00:08:30,301
‫یعنی، گادولکین می‌خواد
‫چنگالش رو بکنه تو ذهنش.

125
00:08:31,010 --> 00:08:33,137
‫استعاره بود. عروسک خیمه‌شب‌بازی خودش بکنتش.

126
00:08:33,262 --> 00:08:35,932
‫اون می‌تونه بدنش رو
‫تا ابد تسخیر کنه.

127
00:08:38,768 --> 00:08:40,937
‫اوم...

128
00:08:41,020 --> 00:08:42,855
‫می‌تونی تو دستشویی لباست رو عوض کنی.

129
00:08:42,939 --> 00:08:45,566
‫- درست آخر راهروئه.
‫- باشه.

130
00:08:45,650 --> 00:08:47,693
‫ممنون.

131
00:08:48,778 --> 00:08:50,613
‫ماری، تو می‌خوای چی‌کار کنی؟

132
00:08:50,655 --> 00:08:53,282
‫من هر کاری شماها بخواین می‌کنم.

133
00:08:53,324 --> 00:08:56,118
‫خب، رأی من اینه که گادولکین
‫تو مغزت نباشه.

134
00:08:56,202 --> 00:08:57,620
‫یعنی، اون قبلاً اون تو بوده.

135
00:08:59,330 --> 00:09:02,083
‫اون من رو قانع کرد که
‫من کوفتی خیلی خاصم.

136
00:09:02,166 --> 00:09:05,503
‫که من برگزیده‌ام،
‫و همه‌ی اون مزخرفات.

137
00:09:06,712 --> 00:09:08,214
‫و من لعنتی هم باورش کردم.

138
00:09:10,216 --> 00:09:11,842
‫من خاص نیستم.

139
00:09:11,926 --> 00:09:14,220
‫من هیچوقت قرار نیست چیزی
‫بیشتر از یه دختر باشم

140
00:09:14,303 --> 00:09:16,222
‫که وقتی ناراحته به خودش آسیب می‌زنه.

141
00:09:16,305 --> 00:09:19,225
‫گور بابای این حرف‌ها. هی.

142
00:09:19,308 --> 00:09:20,851
‫اگه شماها دور و برم نبودین،

143
00:09:20,935 --> 00:09:23,813
‫احتمالاً داشتم دل و روده‌م رو بالا میاوردم
‫و 16 تا پیتزا رو می‌لمبوندم.

144
00:09:23,896 --> 00:09:29,652
‫و، لعنتی، لعنتی، گندش بزنن، حتی وقتی این رو می‌گم،
‫بخشی از مغزم می‌گه،

145
00:09:29,735 --> 00:09:32,238
‫«فکر خوبیه، انجامش بده.»

146
00:09:32,363 --> 00:09:34,156
‫هی، این کار رو نمی‌کنی.

147
00:09:34,240 --> 00:09:35,616
‫ولی قبلاً کردم.

148
00:09:38,035 --> 00:09:39,620
‫تو المایرا.

149
00:09:42,873 --> 00:09:43,874
‫تو دیدیش.

150
00:09:47,378 --> 00:09:49,213
‫ما داغونیم.

151
00:09:51,424 --> 00:09:53,050
‫همه همین‌ایم.

152
00:09:53,134 --> 00:09:56,012
‫اما ما آدم‌هایی رو هم داریم

153
00:09:56,095 --> 00:09:59,140
‫که کمک‌مون کنن این همه‌
‫بار لعنتی رو حمل کنیم.

154
00:10:00,558 --> 00:10:03,603
‫یعنی، ما یه جورایی مثل یه...

155
00:10:03,686 --> 00:10:06,272
‫خانواده‌ی کوچیک...

156
00:10:06,355 --> 00:10:07,857
‫داغونیم.

157
00:10:09,233 --> 00:10:10,985
‫و هوای همدیگه رو داریم.

158
00:10:12,737 --> 00:10:15,072
‫- باشه. بیاین بغل کنیم.
‫- داریم بغل می‌کنیم؟

159
00:10:15,114 --> 00:10:16,782
‫خدایا.

160
00:10:16,824 --> 00:10:18,618
‫این یه قدم به صمیمیت نزدیک‌تره.

161
00:10:18,743 --> 00:10:20,620
‫- خیلی حس خوبی میده.
‫- نه. خدای من.

162
00:10:20,703 --> 00:10:24,290
‫من... من... نه، ممنون.

163
00:10:24,373 --> 00:10:25,666
‫من می‌خوام...

164
00:10:25,750 --> 00:10:29,879
‫برم دستشویی.
‫یه راهی براش پیدا می‌کنیم، باشه؟

165
00:10:37,303 --> 00:10:38,763
‫هی.

166
00:10:41,307 --> 00:10:42,725
‫متأسفم.

167
00:10:42,808 --> 00:10:45,019
‫می‌دونم.

168
00:10:45,102 --> 00:10:46,979
‫جدی می‌گم.

169
00:10:58,532 --> 00:11:00,409
‫خدای من.

170
00:11:06,874 --> 00:11:08,209
‫متأسفم.

171
00:11:08,292 --> 00:11:09,502
‫خدای من.

172
00:11:09,585 --> 00:11:11,128
‫من بخشیدمت.

173
00:11:11,212 --> 00:11:13,005
‫ماری.

174
00:11:16,842 --> 00:11:19,679
‫ممنونم.

175
00:11:22,139 --> 00:11:25,393
[توماس گادولکین]

176
00:11:31,190 --> 00:11:32,525
‫صبح به‌خیر.

177
00:11:32,650 --> 00:11:34,402
‫من توماس گادولکین هستم.

178
00:11:34,485 --> 00:11:38,531
‫شاید من رو از روی مجسمه‌ی یادبودم
‫تو محوطه بشناسین

179
00:11:38,614 --> 00:11:41,784
‫یا اسمم که روی تقریباً همه‌چیز هست،

180
00:11:41,867 --> 00:11:44,245
‫یا از روی گزارش‌های دروغین مرگم.

181
00:11:44,370 --> 00:11:46,414
‫یا خدا.

182
00:11:46,497 --> 00:11:49,709
‫دروغ‌های زیادی در طول سال‌ها
‫درباره‌ی من گفته شده.

183
00:11:49,792 --> 00:11:51,502
‫پس، بذارین همه‌چیز رو روشن کنم.

184
00:11:51,585 --> 00:11:54,672
‫من یک ابرقهرمان پرافتخارم.

185
00:11:55,756 --> 00:11:58,759
‫و اینجام تا یه اشتباه وحشتناک رو
‫جبران کنم.

186
00:11:58,801 --> 00:12:00,970
‫این راه درستی
برای خبر دادن به هوملندر نیست

187
00:12:01,053 --> 00:12:04,640
‫این دانشگاه... دانشگاه من...
‫شما رو ناامید کرده.

188
00:12:04,682 --> 00:12:07,643
‫و این امروز تموم می‌شه.
‫از همین لحظه،

189
00:12:07,727 --> 00:12:10,813
‫تمام رتبه‌بندی‌های دانشجویی
‫به صفر برگشته.

190
00:12:10,896 --> 00:12:15,317
‫و من سمینار پیشرفته‌م رو
‫برای همه‌ی دانشجوهای دانشگاه باز می‌کنم.

191
00:12:15,401 --> 00:12:17,862
‫دمش گرم.

192
00:12:17,945 --> 00:12:21,991
‫تک‌تک شماها،
‫بدون در نظر گرفتن نوع قدرت یا رشته،

193
00:12:22,074 --> 00:12:24,910
‫شانس این رو دارین
که به «ده نفر برتر» ملحق بشین

194
00:12:24,994 --> 00:12:29,373
‫با تمام اون قراردادهای تبلیغاتی و فرصت‌های
‫قرارداد شهری که به همراهش میاد.

195
00:12:29,457 --> 00:12:32,752
‫و یه قدم نزدیک‌تر به ملحق شدن به «هفت».

196
00:12:32,835 --> 00:12:34,295
‫عمراً.

197
00:12:34,420 --> 00:12:36,797
‫دعوت‌نامه‌هاتون
‫به‌زودی تو صندوق ورودی‌تون میاد.

198
00:12:36,881 --> 00:12:41,427
‫این یه روز عالی برای این مؤسسه‌ست.

199
00:12:41,510 --> 00:12:46,015
‫و برای یه عده‌ی خوش‌شانس،
‫شانسی برای تبدیل شدن به یه فرد واقعاً استثنایی.

200
00:12:46,140 --> 00:12:47,600
‫این‌ها رو می‌بینین؟

201
00:12:47,683 --> 00:12:49,059
‫- چی؟
‫- نه، ما داشتیم...

202
00:12:49,101 --> 00:12:51,187
‫این یه سمیناره.
‫گادولکین داره همه رو بررسی می‌کنه.

203
00:12:51,270 --> 00:12:52,730
‫داره چه غلطی می‌کنه؟

204
00:12:54,106 --> 00:12:56,400
‫معلومه که یه تله‌ی لعنتیه.

205
00:12:56,442 --> 00:12:58,611
‫آره، تله برای چی، دقیقاً؟

206
00:12:58,694 --> 00:12:59,904
‫تو.

207
00:12:59,987 --> 00:13:04,366
‫وایسا، پس... چی، اون... اون می‌خواد ماری رو
‫بکشونه به سمینار تا همه رو نجات بده؟

208
00:13:04,450 --> 00:13:06,160
‫معلومه که اون نمی‌تونه بره.

209
00:13:06,243 --> 00:13:09,663
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که من دیگه
‫از «برگزیده» بودن لعنتی خسته شدم.

210
00:13:09,747 --> 00:13:10,790
‫پس...

211
00:13:12,249 --> 00:13:15,211
‫هر کاری می‌کنیم، با هم انجامش می‌دیم.

212
00:13:15,294 --> 00:13:17,546
‫ببینین، هر نقشه‌ای که داره،
‫همه‌ی این آدم‌ها تو خطرن.

213
00:13:17,630 --> 00:13:19,089
‫باید به همه هشدار بدیم.

214
00:13:19,173 --> 00:13:20,174
‫چه‌جوری؟

215
00:13:22,760 --> 00:13:23,803
‫من می‌دونم چه‌جوری.

216
00:13:23,886 --> 00:13:26,096
‫من ماری مورو هستم،

217
00:13:26,180 --> 00:13:29,141
‫و این برای همه‌ی
دانشجوهای دانشگاه گادولکینه

218
00:13:29,183 --> 00:13:30,935
‫که فکر می‌کنن قراره رتبه‌شون رو بالا ببرن

219
00:13:30,935 --> 00:13:33,145
‫با رفتن به سمینار توماس گادولکین.

220
00:13:33,229 --> 00:13:36,357
‫حرف‌هاش رو باور نکنین. نرین.

221
00:13:36,440 --> 00:13:39,777
‫هیچ کلاسی، هیچ رتبه‌ای
‫ارزش جونتون رو نداره.

222
00:13:43,447 --> 00:13:45,950
‫هی، کسی از شماها
‫به سمینار دعوت شده؟

223
00:13:46,033 --> 00:13:48,327
‫اینجور بچه‌ها وقتی کار دارن
‫حرف نمی‌زنن.

224
00:13:48,410 --> 00:13:50,329
‫باید این رو بدونی، سم.

225
00:13:50,412 --> 00:13:53,582
‫روفس، شماها نباید برین این سمینار،
‫خب؟ خیلی خطرناکه.

226
00:13:53,666 --> 00:13:56,126
‫تو آخرین آدمی هستی
‫که کسی باید به حرفش گوش بده.

227
00:13:56,210 --> 00:13:58,462
‫اون تازه‌وارد لعنتیِ تو خودکشی کرد.

228
00:13:59,296 --> 00:14:01,090
‫شما لعنتی‌ها شوخی‌تون گرفته؟

229
00:14:01,131 --> 00:14:03,843
‫یه یاروی هزار ساله
‫از قبر پا می‌شه، همه‌چی رو دست می‌گیره،

230
00:14:03,926 --> 00:14:05,719
تو خیال می‌کنی چیز خاصی نیست؟

231
00:14:05,761 --> 00:14:07,179
‫گادولکین می‌خواد با ما چی‌کار کنه؟

232
00:14:07,179 --> 00:14:10,182
‫اون می‌خواد با ما به ماری برسه، و هر کاری
‫می‌کنه تا این اتفاق بیفته،

233
00:14:10,266 --> 00:14:11,684
‫- پس...
‫- پس، نرین.

234
00:14:12,726 --> 00:14:15,604
‫خدایا، متأسفم، رفیق.
‫نمی‌خواستم اینجوری بشه،

235
00:14:15,729 --> 00:14:18,816
‫اما برای امنیت خودتون،
‫مجبورم شما رو...

236
00:14:18,899 --> 00:14:21,110
‫چی می‌تونم بگم؟

237
00:14:21,193 --> 00:14:22,736
‫من عاشقتونم.

238
00:14:22,820 --> 00:14:25,447
‫و می‌شناسمتون.

239
00:14:25,531 --> 00:14:27,908
‫از سیر تا پیاز، از تو و بیرون.

240
00:14:27,992 --> 00:14:31,871
‫من می‌دونم که ابرانسان‌ها
‫قادر به انجام چه کارهایی هستن.

241
00:14:31,996 --> 00:14:35,332
‫قله‌هایی که هنوز بهشون نرسیدیم.

242
00:14:35,416 --> 00:14:37,543
‫تو روفس هستی.

243
00:14:37,626 --> 00:14:38,836
‫یه ذهن‌خون.

244
00:14:38,919 --> 00:14:41,839
‫راستش، قربان، من یه جورایی همه‌فن حریفم...

245
00:14:41,922 --> 00:14:43,465
‫یه ذهن‌خون که از قدرتت استفاده می‌کنی

246
00:14:43,549 --> 00:14:47,386
‫تا سال پایینی‌ها رو برای
‫خواسته‌های خودت خواب کنی.

247
00:14:47,469 --> 00:14:51,640
‫- نه. م... من هیچوقت...
‫- نه دیگه، قربان. اون دیگه قدرت چندانی نداره.

248
00:14:51,765 --> 00:14:54,226
‫بذارین واضح بگم،

249
00:14:54,310 --> 00:14:57,271
‫شما به این سمینار دعوت شدین

250
00:14:57,396 --> 00:15:00,065
‫نه به خاطر اینکه استثنایی هستین،

251
00:15:00,149 --> 00:15:04,778
‫بلکه به خاطر اینکه شکست‌خورده‌این.

252
00:15:06,530 --> 00:15:11,285
‫لایق موهبت‌هایی
‫که بهتون داده شده نیستین.

253
00:15:11,368 --> 00:15:14,246
‫لایق این مؤسسه نیستین.

254
00:15:14,288 --> 00:15:15,998
‫شماها از خود راضی بودین.

255
00:15:16,081 --> 00:15:18,042
‫از قدرت‌هاتون برای خوشگذرونی،

256
00:15:18,125 --> 00:15:20,085
‫برای پول،

257
00:15:20,169 --> 00:15:21,629
‫برای لایک استفاده کردین.

258
00:15:21,712 --> 00:15:24,131
‫شما مایه‌ی شرمساری هستین.

259
00:15:24,256 --> 00:15:26,091
‫و حالا،

260
00:15:26,175 --> 00:15:29,845
‫باید جایگاه‌تون رو بین ما به دست بیارین.

261
00:15:29,929 --> 00:15:33,140
‫ثابت کنین که به اینجا تعلق دارین

262
00:15:33,223 --> 00:15:35,142
‫یا در راهش بمیرین.

263
00:15:35,225 --> 00:15:37,853
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

264
00:15:37,937 --> 00:15:40,230
‫یه آزمون ساده.

265
00:15:40,356 --> 00:15:45,277
‫من سعی می‌کنم اون دکمه رو فشار بدم.

266
00:15:45,361 --> 00:15:49,281
‫و شما باید جلوی من رو بگیرین،

267
00:15:49,406 --> 00:15:51,241
‫به هر وسیله‌ی ممکن.

268
00:15:57,122 --> 00:15:58,916
‫لیزا هنینگ.

269
00:15:59,041 --> 00:16:01,335
‫رتبه‌ی 32

270
00:16:01,460 --> 00:16:05,714
‫و در حال حاضر در حال خراب کردن
‫کلاس «مقدمات بداهه‌پردازی».

271
00:16:12,721 --> 00:16:14,098
‫چه غلطی می‌کنی، دنیل؟

272
00:16:14,181 --> 00:16:15,683
‫اون تو ذهنم بود.

273
00:16:15,766 --> 00:16:17,726
‫داشت کنترلم می‌کرد.

274
00:16:31,615 --> 00:16:32,992
‫لعنت بهش.

275
00:17:02,604 --> 00:17:04,815
‫خب، شاید گروه بعدی بهتر عمل کنه.

276
00:17:06,275 --> 00:17:06,942
‫هی، چه خبره؟

277
00:17:07,026 --> 00:17:08,569
‫گادولکین، تو اتاق سمیناره.

278
00:17:08,652 --> 00:17:11,655
‫داره همه رو مجبور می‌کنه
‫همدیگه رو بکشن. اون یه روانی لعنتیه.

279
00:17:14,074 --> 00:17:15,993
‫- هرس کردن گله.
‫- چی؟

280
00:17:16,035 --> 00:17:18,912
‫«پولاریتی» گفت سایفر می‌خواد
‫همه‌ی ابرقهرمان‌های ضعیف و به دردنخور رو بکشه.

281
00:17:18,912 --> 00:17:20,622
‫برای همین به سمینار دعوتشون کرد.

282
00:17:20,706 --> 00:17:23,459
‫اون فقط قراره همه‌شون رو قلع و قمع کنه،
‫گروه به گروه.

283
00:17:23,542 --> 00:17:25,753
‫مگه اینکه تو بری داخل و نجاتشون بدی.

284
00:17:27,463 --> 00:17:28,839
‫جردن.

285
00:17:28,922 --> 00:17:30,591
‫ببین، می‌دونم یه شانسی هست.

286
00:17:30,674 --> 00:17:35,137
‫یعنی... یعنی، یه شانس
‫خیلی لعنتی بزرگی هست

287
00:17:35,262 --> 00:17:37,097
‫که تو هیچوقت من رو نبخشی

288
00:17:37,181 --> 00:17:40,434
‫به خاطر اینکه دو بار ولت کردم،
‫و... و به خاطر...

289
00:17:40,517 --> 00:17:43,854
‫ماری، من... من بخشیدمت.

290
00:17:43,937 --> 00:17:45,856
‫بخشیدی؟

291
00:17:45,939 --> 00:17:47,775
‫ولی ما نمی‌تونیم با هم رفیق باشیم.

292
00:17:49,651 --> 00:17:50,861
‫چی؟

293
00:17:52,863 --> 00:17:54,782
‫ماری، این رفاقت به جایی نمی‌رسه.

294
00:17:59,244 --> 00:18:01,205
‫ما همیشه آخرش
‫به همین نقطه می‌رسیم، و...

295
00:18:01,288 --> 00:18:04,917
‫- نه.
‫- و من نمی‌خوام از دستت عصبانی باشم.

296
00:18:07,002 --> 00:18:09,922
‫اما خیلی دوست دارم
‫اگه بتونم دوستت بمونم.

297
00:18:10,005 --> 00:18:12,633
‫جردن. فقط...

298
00:18:12,716 --> 00:18:15,094
‫وایسا. م... می‌تونیم فقط...

299
00:18:15,177 --> 00:18:16,512
‫ماری!

300
00:18:17,763 --> 00:18:19,223
‫اوم...

301
00:18:19,306 --> 00:18:23,143
‫- آنابث، دیگه هیچ الهامی نداشتی؟
‫- چیز جدیدی نه.

302
00:18:23,227 --> 00:18:25,687
‫باشه، می‌خوام از اینجا بری.

303
00:18:27,523 --> 00:18:28,941
‫اینجا امن نیست.

304
00:18:29,024 --> 00:18:31,860
‫من تمام زندگیم رو
‫از این الهام‌ها فرار کردم.

305
00:18:31,944 --> 00:18:33,904
‫شاید این کار اشتباهیه.

306
00:18:33,987 --> 00:18:35,572
‫شاید قراره به سمتش بدوم.

307
00:18:35,656 --> 00:18:39,326
‫به سمت چی بدوی؟ ما نمی‌تونیم بذاریم
‫گادولکین ماری رو عروسک خودش کنه.

308
00:18:39,409 --> 00:18:40,285
‫- هی، بچه‌ها!
‫- هی.

309
00:18:41,537 --> 00:18:43,664
‫- داشتیم دنبالتون می‌گشتیم.
‫- ما یه نقشه داریم.

310
00:18:48,127 --> 00:18:50,087
‫اون رو دیدی؟

311
00:18:50,170 --> 00:18:52,297
‫داشتم همه‌شون رو کنترل می‌کردم.

312
00:18:52,339 --> 00:18:56,093
‫من هیچوقت نتونسته بودم
‫بیشتر از دو نفر رو همزمان کنترل کنم.

313
00:18:56,176 --> 00:18:57,761
‫خدایا.

314
00:18:57,845 --> 00:18:59,805
‫تشنه‌مه.

315
00:19:03,517 --> 00:19:04,852
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

316
00:19:08,397 --> 00:19:10,107
‫فوق‌العاده بود.

317
00:19:10,190 --> 00:19:13,443
‫کار سخت، حتی یه‌کم ترسناک.

318
00:19:13,527 --> 00:19:15,821
‫اما اون آدرنالین.

319
00:19:15,904 --> 00:19:17,239
‫اون فشارش.

320
00:19:17,322 --> 00:19:19,825
‫توماس، جوابم رو بده.

321
00:19:22,327 --> 00:19:24,496
‫یادگیری.

322
00:19:24,580 --> 00:19:27,249
‫اجرا کردن اصول خودم روی خودم.

323
00:19:27,332 --> 00:19:29,918
‫دارم به تکامل خودم سرعت می‌بخشم.

324
00:19:30,002 --> 00:19:32,254
‫- چرا؟
‫- برای خودمون.

325
00:19:32,337 --> 00:19:34,214
‫مزخرفه.

326
00:19:34,298 --> 00:19:37,259
‫این بخشی از نقشه‌ی ما نیست.

327
00:19:37,342 --> 00:19:40,721
‫نه، مزخرف نیست.
‫من دارم این کار رو برای آینده‌مون می‌کنم.

328
00:19:40,804 --> 00:19:43,640
‫وقتی به اندازه‌ی کافی قوی بشم،

329
00:19:43,724 --> 00:19:45,684
‫می‌تونم اون رو کنترل کنم.

330
00:19:46,977 --> 00:19:49,438
‫مورو؟ چرا؟

331
00:19:49,521 --> 00:19:51,773
‫خب...

332
00:19:51,857 --> 00:19:54,776
‫اگه من اونقدر قوی باشم
‫که یه بچه‌ی اودسا رو کنترل کنم،

333
00:19:54,860 --> 00:19:57,571
‫این یعنی اونقدر قوی هستم
‫که اون یکی رو هم کنترل کنم.

334
00:19:59,031 --> 00:20:00,741
‫هوملندر.

335
00:20:02,868 --> 00:20:03,911
‫نه.

336
00:20:05,287 --> 00:20:06,371
‫هیچ دلیلی نداره.

337
00:20:06,455 --> 00:20:07,998
‫هزار تا دلیل داره.

338
00:20:08,081 --> 00:20:09,541
‫این دانشگاه رو ببین.

339
00:20:09,625 --> 00:20:14,004
‫این نمونه‌های رقت‌انگیز
‫از موجودات مثلاً برتر رو ببین.

340
00:20:14,087 --> 00:20:16,423
‫و فقط اینجا نیست، همه‌جا همینه.

341
00:20:16,506 --> 00:20:17,799
‫- اوه... باشه.
‫- تمام «وات».

342
00:20:17,883 --> 00:20:20,219
‫و دلیلی که
‫ما این همه مدت عقب موندیم

343
00:20:20,302 --> 00:20:22,554
‫فقط هوملندره.

344
00:20:22,638 --> 00:20:25,015
‫ببین داری با خودت چی‌کار می‌کنی.

345
00:20:25,098 --> 00:20:27,768
‫- به بازوت نگاه کن! به...
‫- چرا یه دلفین‌ اوشن‌لندی

346
00:20:27,809 --> 00:20:29,895
‫مثل «دیپ» باید تو «هفت» باشه؟

347
00:20:29,978 --> 00:20:32,272
‫یا یه دلقک عشق اسلحه مثل «فایرکرکر»؟

348
00:20:32,397 --> 00:20:36,860
‫هوملندر اینقدر شکننده‌ست،
‫اون اینقدر ضعیفه،

349
00:20:36,944 --> 00:20:40,364
‫که نمی‌تونه هیچ رقابتی رو تحمل کنه.

350
00:20:40,447 --> 00:20:43,200
‫و برای همین، ما مجبور بودیم
‫معمولی بودن رو بپذیریم.

351
00:20:43,283 --> 00:20:45,827
‫آدم‌های عجیب غریب رو تحویل بگیریم.

352
00:20:45,911 --> 00:20:47,704
‫دیگه نه.

353
00:20:47,788 --> 00:20:52,167
‫نه. ...نقشه‌ی ما.

354
00:20:52,251 --> 00:20:56,088
‫فاز دو، یادت رفته؟
‫که هوملندر بخش حیاتی اون بود.

355
00:20:56,171 --> 00:20:58,632
‫می‌دونم،

356
00:20:58,757 --> 00:21:00,717
‫اما نقشه‌ی من خیلی بهتره.

357
00:21:00,801 --> 00:21:02,928
‫توماس...

358
00:21:02,970 --> 00:21:05,639
‫من نمی‌خوام این ریسک رو بکنم.

359
00:21:05,722 --> 00:21:07,933
‫بعد از همه‌ی چیزهایی که گذروندیم،

360
00:21:08,016 --> 00:21:10,978
‫همه‌ی موانعی که پشت سر گذاشتیم.

361
00:21:11,019 --> 00:21:13,563
‫من می‌خوام این کار رو با هم انجام بدیم.

362
00:21:25,492 --> 00:21:28,203
‫من فقط می‌گم
‫پایانش واقعاً منطقی نبود.

363
00:21:28,287 --> 00:21:29,538
‫تو ملکه‌ی بیگانه‌ها رو کشتی،

364
00:21:29,663 --> 00:21:32,124
‫که قطعاً باید جلوی
‫بیرون اومدن جوجه‌های بیشتری رو می‌گرفت

365
00:21:32,207 --> 00:21:34,584
‫چون نفس اون
‫سطوح بالایی از آمونیاک داشت،

366
00:21:34,668 --> 00:21:35,961
‫که تخم‌ها رو تغذیه می‌کرد.

367
00:21:36,044 --> 00:21:38,505
‫این تو فیلم دوم ثابت شده بود.

368
00:21:39,589 --> 00:21:42,843
‫آره. یعنی، نه، یعنی،
‫این... این منطقیه.

369
00:21:42,884 --> 00:21:44,094
‫ببین، می‌فهمم.

370
00:21:44,177 --> 00:21:46,847
‫معلومه، آدم‌های استودیو رو داری
‫که همه‌شون می‌گن،

371
00:21:46,930 --> 00:21:48,598
‫«باید برای دنباله زمینه‌سازی کنیم،»

372
00:21:48,724 --> 00:21:52,352
‫اما حس می‌کنم این یه جورایی
‫بی‌احترامی به طرفدارهاته.

373
00:21:52,436 --> 00:21:55,856
‫و همچنین داستان‌سرایی خوبی هم نیست.

374
00:21:55,939 --> 00:21:58,608
‫پس تو الان می‌تونی حرف بزنی؟

375
00:21:59,943 --> 00:22:01,194
‫نوآر.

376
00:22:02,112 --> 00:22:03,363
‫الان می‌تونی بری.

377
00:22:03,447 --> 00:22:06,366
‫هی. هی،
‫من فقط داشتم بهش سر می‌زدم.

378
00:22:06,450 --> 00:22:07,868
‫گم‌شو بیرون.

379
00:22:07,993 --> 00:22:09,161
‫حتماً.

380
00:22:10,996 --> 00:22:12,497
‫باعث افتخار بود، رفیق.

381
00:22:20,380 --> 00:22:22,883
‫سیج،
‫لازم نبود من رو زندانی کنی.

382
00:22:22,966 --> 00:22:27,929
‫خب... ببین، همونطور که قبلاً گفتم،

383
00:22:27,971 --> 00:22:30,015
‫این همه‌ش فقط یه سوءتفاهم
‫خیلی بزرگه.

384
00:22:30,015 --> 00:22:31,683
‫من فقط داشتم اون مرد رو
‫می‌بردم بیمارستان.

385
00:22:31,683 --> 00:22:33,018
‫دختره تو رو درمان کرد.

386
00:22:33,143 --> 00:22:34,478
‫من...

387
00:22:34,603 --> 00:22:36,813
‫اون ضعف عضلانی
‫سمت راستت از بین رفته.

388
00:22:36,855 --> 00:22:38,523
‫لرزش دست راستت هم
‫از بین رفته.

389
00:22:40,359 --> 00:22:41,943
‫یه اشتباه بود.

390
00:22:44,154 --> 00:22:46,490
‫تو وقتی ضعیف‌تر بودی، قوی‌تر بودی.

391
00:22:48,033 --> 00:22:53,246
‫هیچ‌کس قوی‌تر از مردی نیست
‫که چیزی برای از دست دادن نداره.

392
00:22:56,833 --> 00:22:58,126
‫تو همسرت رو دوست داشتی؟

393
00:22:58,210 --> 00:22:59,586
‫چی؟

394
00:22:59,669 --> 00:23:03,882
‫سرطان، درسته؟ و بعد از دست دادن پسرت.

395
00:23:08,720 --> 00:23:12,808
‫چرا باید خودت رو
‫در معرض این همه درد قرار بدی؟

396
00:23:12,933 --> 00:23:16,895
‫من درباره‌ی پسرم
‫یا همسرم با تو حرف نمی‌زنم.

397
00:23:17,979 --> 00:23:20,607
‫تو هنوزم قراره بمیری، پولاریتی.

398
00:23:20,690 --> 00:23:22,442
‫فقط نه امروز.

399
00:23:24,444 --> 00:23:27,823
‫هرچند اصلاً اهمیتی هم نداره.

400
00:23:27,906 --> 00:23:29,616
‫همه‌چی یه جور تموم می‌شه.

401
00:24:23,378 --> 00:24:26,214
‫ونس، کلاس بعدی من کجاست؟

402
00:24:27,716 --> 00:24:28,758
‫ونس!

403
00:24:37,392 --> 00:24:40,729
‫بیاین تو. کلی جا هست.

404
00:24:40,812 --> 00:24:42,522
‫یالا.

405
00:24:50,447 --> 00:24:55,285
‫واضحه که من
‫زیادی به همه‌تون آسون گرفتم،

406
00:24:55,368 --> 00:24:58,538
‫پس ما فقط مجبوریم
‫فشار رو بیشتر کنیم.

407
00:24:59,623 --> 00:25:01,208
‫ونس.

408
00:25:01,333 --> 00:25:05,629
‫من یه دانشجوی دیگه
‫برای سمینار دارم.

409
00:25:21,478 --> 00:25:23,355
‫ماری.

410
00:25:23,438 --> 00:25:25,649
‫تو زود اومدی.

411
00:25:25,732 --> 00:25:27,692
‫ما هنوز کاملاً برای تو آماده نیستیم.

412
00:25:27,776 --> 00:25:30,862
‫می‌تونی مثلاً
‫یکی دو ساعت دیگه برگردی؟

413
00:25:30,946 --> 00:25:35,867
‫اگه بذاری همه برن، نمی‌کشمت.

414
00:25:35,951 --> 00:25:40,038
‫خب، این
‫پیشنهاد خیلی خوبی به نظر میاد.

415
00:25:41,248 --> 00:25:42,958
‫نظر شما چیه، بچه‌ها؟

416
00:25:44,376 --> 00:25:48,213
‫راستی، کاملاً می‌فهمم
‫چرا از دست‌هات استفاده می‌کنی.

417
00:25:49,756 --> 00:25:52,676
‫خیلی کاربردی نیست، اما...

418
00:25:55,470 --> 00:25:58,848
‫...فقط حس درستی میده.

419
00:26:23,123 --> 00:26:24,749
‫جردن، الان!

420
00:26:26,001 --> 00:26:27,711
‫لعنتی.

421
00:26:27,836 --> 00:26:29,796
‫خدایا. خدایا!

422
00:27:06,333 --> 00:27:07,417
‫نگه‌ش دار، اَلی!

423
00:27:08,460 --> 00:27:09,711
‫هارپر، برو!

424
00:27:12,255 --> 00:27:13,381
‫جواب داد؟

425
00:27:16,176 --> 00:27:21,222
‫من قدرتش رو دارم.
‫دارم کنترلش می‌کنم. یا خدا!

426
00:27:29,481 --> 00:27:30,940
‫هی، بچه‌ها؟

427
00:27:31,024 --> 00:27:33,610
‫دارم کنترلشون می‌کنم؟

428
00:27:33,693 --> 00:27:36,863
‫آره! حالا کنترلشون نکن.

429
00:27:39,240 --> 00:27:40,909
‫یا خدا، جواب داد.

430
00:27:40,992 --> 00:27:42,369
‫باید همه رو از اینجا ببریم بیرون.

431
00:27:42,452 --> 00:27:44,996
‫آره، 50 ثانیه مونده تا به حالت
‫عادی برگرده، ملت، پس بجنبیم.

432
00:27:45,038 --> 00:27:46,289
‫همه بیرون!

433
00:27:46,331 --> 00:27:47,999
‫- یالا، بیاین از اینجا بریم.
‫- یالا، یالا.

434
00:27:47,999 --> 00:27:50,043
‫بریم، بریم.

435
00:27:50,126 --> 00:27:52,045
‫شماها نجاتم دادین.

436
00:28:09,104 --> 00:28:10,605
‫ما شکستت دادیم.

437
00:28:14,067 --> 00:28:15,568
‫همه‌مون.

438
00:28:18,947 --> 00:28:20,990
‫حتی اون به دردنخورها.

439
00:28:39,884 --> 00:28:40,927
‫ممنون.

440
00:29:02,615 --> 00:29:06,161
‫می‌دونی کلید تکامل چیه؟

441
00:29:06,244 --> 00:29:08,788
‫فشار.

442
00:29:08,872 --> 00:29:10,957
‫بالأخره، این چیزی‌ـه که الماس رو می‌سازه.

443
00:29:11,040 --> 00:29:12,584
‫ماری؟

444
00:29:35,023 --> 00:29:36,691
‫خدای من.

445
00:29:36,775 --> 00:29:39,110
‫همینه.

446
00:29:39,235 --> 00:29:40,987
‫این همون الهامه.

447
00:29:41,070 --> 00:29:42,363
‫از اینجا برو، آنابث.

448
00:29:42,447 --> 00:29:44,908
‫نه، آنابث. بمون.

449
00:29:44,991 --> 00:29:47,786
‫ولش کن بره!

450
00:29:58,421 --> 00:29:59,798
‫دوستان من.

451
00:30:01,257 --> 00:30:05,762
‫الان وقت انتخاب‌های سخته.

452
00:30:11,476 --> 00:30:14,479
‫بیشتر شما...

453
00:30:14,562 --> 00:30:18,525
‫نمونه‌های بی‌نقصی
‫از برتری ابرانسان‌ها هستین.

454
00:30:18,525 --> 00:30:19,818
‫نمونه‌های بی‌نقصی
‫از برتری ابرانسان‌ها هستین.

455
00:30:19,901 --> 00:30:23,321
‫اما اگه بخوام کاملاً صادق باشم،

456
00:30:23,446 --> 00:30:27,534
‫تو بدترین پیشگویی هستی که تا حالا دیدم.

457
00:30:27,617 --> 00:30:30,370
‫و تو اصلاً دانشجوی اینجا نیستی، عزیزم.

458
00:30:32,163 --> 00:30:34,457
‫توی عوضی لعنتی.

459
00:30:34,541 --> 00:30:36,709
‫م... من می‌کشمت.

460
00:30:36,793 --> 00:30:42,507
‫و تنها چیزی که از ضعف بدتره...

461
00:30:45,635 --> 00:30:46,970
‫...خیانته.

462
00:30:47,053 --> 00:30:51,057
‫همه‌ی شما به نژاد خودتون خیانت کردین.

463
00:30:53,601 --> 00:30:56,020
‫هیچ جایی برای شما اینجا
‫تو این دانشگاه نیست.

464
00:30:58,481 --> 00:30:59,858
‫یا تو دنیایی که قراره بیاد.

465
00:32:09,218 --> 00:32:10,845
‫این به خاطر آندره بود.

466
00:32:14,849 --> 00:32:17,518
‫ممنون بابت ارتقا، عوضی.

467
00:32:20,104 --> 00:32:21,397
‫آدم‌های «وات» دارن میان.

468
00:32:24,108 --> 00:32:25,902
‫وقت ندارین. باید همین الان برین.

469
00:32:25,944 --> 00:32:27,236
‫«وات» به یه سپر بلا احتیاج داره

470
00:32:27,278 --> 00:32:29,822
‫برای گادولکین، برای یه کشتار دیگه
‫تو این دانشگاه.

471
00:32:29,864 --> 00:32:31,574
‫این بار هیچ رئیس انسان‌زاده‌ای نیست
‫که تقصیر رو گردنش بندازن،

472
00:32:31,574 --> 00:32:33,826
‫و «وات» همین الانشم فکر می‌کنه
‫شماها طرفدار استارلایت هستین.

473
00:32:33,868 --> 00:32:36,329
‫نه. ببینید،

474
00:32:36,329 --> 00:32:40,208
‫من فرار کردن رو امتحان کردم. همه‌مون
امتحانش کردیم. ما هیچ‌جا نمی‌ریم

475
00:32:40,249 --> 00:32:42,460
‫خوشحالم که همه‌تون
‫درس‌های باارزش و این مزخرفات رو یاد گرفتین،

476
00:32:42,502 --> 00:32:45,505
‫ولی من وقت بحث کردن ندارم.
‫شما وقت ندارین.

477
00:32:45,505 --> 00:32:46,756
‫فقط باید حرفم رو باور کنین.

478
00:32:46,839 --> 00:32:48,883
‫موندن یه گزینه نیست.

479
00:32:49,008 --> 00:32:52,845
‫باید برین. با هم. همین الان!

480
00:32:58,893 --> 00:33:01,437
‫- برمی‌گردیم؟
‫- روش حساب نکن.

481
00:33:06,025 --> 00:33:08,194
‫تو با ما بیا.

482
00:33:08,277 --> 00:33:09,946
‫من باید بمونم.

483
00:33:10,029 --> 00:33:12,031
‫پس، این یه مأموریت انتحاریه.

484
00:33:13,116 --> 00:33:15,118
‫بود.

485
00:33:15,201 --> 00:33:17,120
‫یه مأموریت انتحاری بود.

486
00:33:17,203 --> 00:33:18,204
‫قبلاً.

487
00:33:18,287 --> 00:33:19,747
‫اما الان...

488
00:33:21,708 --> 00:33:24,919
‫نمی‌دونم چطور قراره
‫بدون آندره ادامه بدم.

489
00:33:25,003 --> 00:33:26,546
‫ولی ادامه میدم.

490
00:33:29,215 --> 00:33:32,051
‫اون با من خواهد بود تا وقتی من اینجا باشم.

491
00:33:34,470 --> 00:33:38,474
‫اِما... تو باید بذاری...

492
00:33:41,019 --> 00:33:42,979
‫در تماس می‌مونم.

493
00:33:44,480 --> 00:33:45,773
‫قول میدم.

494
00:33:45,940 --> 00:33:47,316
‫اون حتماً خیلی بهت افتخار می‌کرد.

495
00:33:57,535 --> 00:33:58,786
‫من نمی‌تونم، نمی‌تونم برم.

496
00:33:58,870 --> 00:34:00,413
‫- البته.
‫- آخه، خواهرم و...

497
00:34:06,836 --> 00:34:08,171
‫می‌تونیم اینجا نگه داریم؟

498
00:34:09,464 --> 00:34:13,301
‫آره. فکر نکنم، اِما.
‫مطمئنم تو جیب من بودی.

499
00:34:13,342 --> 00:34:15,344
‫بیشتر غربه، مطمئنم.

500
00:34:15,428 --> 00:34:19,474
‫باشه، اصلاً کسی می‌دونه
‫چطور باید با «استن ادگار» تماس گرفت؟

501
00:34:19,515 --> 00:34:22,351
‫هیچ ایده‌ی لعنتی‌ای ندارم،
‫ولی من به‌زودی به دستشویی احتیاج پیدا می‌کنم.

502
00:34:22,351 --> 00:34:24,520
‫- منم الان میرم.
‫- منم همینطور.

503
00:34:25,480 --> 00:34:28,191
‫لعنتی این بی‌انصافیه. این باحال نیست.

504
00:34:32,070 --> 00:34:34,614
‫به نظر میاد تو و سم
‫خیلی خوب با هم کنار میاین.

505
00:34:34,655 --> 00:34:35,740
‫نه.

506
00:34:35,740 --> 00:34:37,450
‫نه.

507
00:34:37,533 --> 00:34:39,952
‫هیچ «من و سمی» وجود نداره.

508
00:34:40,036 --> 00:34:42,288
‫«من و هیچ‌کسی» وجود نداره.

509
00:34:48,586 --> 00:34:53,466
‫مطمئنی نمی‌خوای
‫تو رو پیش «پم» پیاده کنیم؟

510
00:34:53,591 --> 00:34:56,803
‫گادولکین مُرده. هیچ‌کس دنبال تو نمی‌گرده.

511
00:34:56,886 --> 00:34:59,347
‫می‌تونی برگردی به زندگیت.

512
00:34:59,430 --> 00:35:01,432
‫داری سعی می‌کنی از شرّم خلاص شی؟

513
00:35:01,516 --> 00:35:03,726
‫فقط می‌خوام تو در امان باشی.

514
00:35:06,062 --> 00:35:08,731
‫و این ممکنه اتفاق نیفته
‫اگه با ما بمونی.

515
00:35:10,525 --> 00:35:12,026
‫یعنی، با من.

516
00:35:13,861 --> 00:35:14,946
‫می‌مونم.

517
00:35:17,490 --> 00:35:21,202
‫شماها به هر کمکی که بتونین
‫پیدا کنین، احتیاج دارین، پس...

518
00:35:22,578 --> 00:35:23,871
‫از تو؟

519
00:35:23,955 --> 00:35:27,208
‫که الهام‌هاش یه مزخرف تمام عیارن؟

520
00:35:27,291 --> 00:35:30,002
‫وای. چه بی‌ادب.

521
00:35:30,086 --> 00:35:32,213
‫خب، حالا می‌بینیم.

522
00:35:38,344 --> 00:35:40,471
‫تو یه قهرمانی، ماری.

523
00:35:45,101 --> 00:35:46,853
‫چه کوفتیه؟

524
00:35:51,190 --> 00:35:53,151
‫اون اینجاست.

525
00:36:00,700 --> 00:36:02,827
‫یا خدا. استارلایت.

526
00:36:02,910 --> 00:36:04,245
‫دوست داره «آنی» صداش کنن.

527
00:36:04,328 --> 00:36:06,330
‫هی، قضیه‌ی گادولکین رو شنیدم.

528
00:36:06,372 --> 00:36:10,710
‫سیج لعنتی، همه‌ی اون اطلاعات
‫اودسا رو لو داد، و منم گول خوردم.

529
00:36:10,793 --> 00:36:13,546
‫اگه شماها نفهمیده بودین،
‫الان تو بدبختی ناجوری بودیم.

530
00:36:13,671 --> 00:36:16,841
‫ولی تحت تأثیر قرار گرفتم.
خیلی‌هامون گرفتیم

531
00:36:17,967 --> 00:36:20,344
‫- ما می‌تونیم ازتون استفاده کنیم.
‫- برای چی؟

532
00:36:21,345 --> 00:36:22,930
‫می‌خواین به مقاومت ملحق شین؟

533
00:36:27,852 --> 00:36:30,104
‫ما یه جورایی خودمون یه مقاومت داریم.

534
00:36:31,647 --> 00:36:35,026
‫ولی آره، نه، مثلاً، یه جور ادغام.

535
00:36:36,360 --> 00:36:37,486
‫چطور پیدامون کردی؟

536
00:36:37,528 --> 00:36:38,988
‫فقط یه جستجوی شبکه‌ای ساده.

537
00:36:38,988 --> 00:36:41,574
‫‏500 کیلومتر مربع
‫اطراف دانشگاه.

538
00:36:41,657 --> 00:36:44,285
‫‏30 دقیقه طول کشید.

539
00:36:48,581 --> 00:36:50,750
‫باشه، پس کل این قضیه،

540
00:36:50,833 --> 00:36:53,544
‫که همه همینجوری وایسادین دارین
‫تو فضای باز چرت و پرت می‌گین،

541
00:36:53,628 --> 00:36:55,254
‫اولین چیزی‌ـه که
‫می‌خوام جمعش کنم.

542
00:36:55,338 --> 00:36:58,591
‫شماها الان شورشی‌های لعنتی هستین،
‫پس مثل اون‌ها رفتار کنین.

543
00:37:06,557 --> 00:37:08,851
[پایان فصل دوم]
