﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,959
.

2
00:00:08,633 --> 00:00:09,884
‫خب، تقریباً جواب داد

3
00:00:09,884 --> 00:00:11,928
[آنچه گذشت]

4
00:00:11,970 --> 00:00:13,430
‫اون فشار تو رو
به فراتر از چیزی رسوند

5
00:00:13,471 --> 00:00:14,931
‫که خودت به تنهایی می‌تونستی برسی

6
00:00:14,973 --> 00:00:16,016
‫ماری

7
00:00:16,057 --> 00:00:18,935
‫اگه نمی‌خوای تو و دوست‌هات
‫به سرنوشت "کیت" دچار بشین

8
00:00:18,977 --> 00:00:20,270
‫فردا من و تو

9
00:00:20,353 --> 00:00:21,521
‫برمی‌گردیم سر تمرینت

10
00:00:21,604 --> 00:00:23,732
‫"سایفر" فکر می‌کنه من
‫یه سلاح قدرتمندم

11
00:00:24,816 --> 00:00:26,901
‫حداقل بیا ازش استفاده کنیم
‫تا یه کار خوب انجام بدیم

12
00:00:26,985 --> 00:00:28,653
‫گور باباش. بیا بریم سراغ اون

13
00:00:28,737 --> 00:00:31,823
‫"کیت" تو "المایرا"ـست، پس من و جردن
‫و ماری می‌خوایم بریم نجاتش بدیم

14
00:00:31,906 --> 00:00:33,408
‫- به کمکت احتیاج داریم
‫- نه

15
00:00:33,491 --> 00:00:36,411
‫اون آدم بدیه، و الان
‫جاییه که حقشه باشه

16
00:00:36,494 --> 00:00:37,537
‫متأسفم

17
00:00:37,620 --> 00:00:40,206
‫- چه بلایی سر پسرم اومد؟
‫- واقعاً می‌خوای بدونی؟

18
00:00:40,290 --> 00:00:43,334
‫سعی کردم اون رو به نهایت پتانسیلش برسونم

19
00:00:43,418 --> 00:00:46,337
‫و بدن کوچیکش نتونست تحمل کنه

20
00:00:49,382 --> 00:00:51,593
‫- تو "رد ریور" بزرگ شدی؟
‫- آره

21
00:00:51,676 --> 00:00:54,137
‫- خدای من
‫- فکر می‌کردم فقط منـم

22
00:00:54,220 --> 00:00:55,346
خدای من

23
00:00:55,430 --> 00:00:57,766
‫من دارم دخترم رو به تو می‌سپارم

24
00:01:00,643 --> 00:01:02,479
‫- چه غلطا؟
‫- تله‌ست، تله‌ست، تله‌ست

25
00:01:02,562 --> 00:01:03,772
‫لعنتی. نفس...

26
00:01:05,023 --> 00:01:08,068
‫همه‌مون می‌دونیم که تو اونجا بودی
‫وقتی ماری به دنیا اومد، تو پروژه‌ی...

27
00:01:08,151 --> 00:01:09,152
‫کوفتی "اودسا"ـی تو

28
00:01:09,235 --> 00:01:11,154
‫فقط بهش بگو چه کوفتی...

29
00:01:11,237 --> 00:01:12,489
‫ازش می‌خوای!

30
00:01:12,572 --> 00:01:14,324
‫یه چیزی هست که باید بهت نشون بدم

31
00:01:16,159 --> 00:01:17,577
‫آنابث

32
00:01:17,660 --> 00:01:19,412
‫- لطفاً تمومش کن
‫- ماری

33
00:01:23,833 --> 00:01:26,753
‫آنابث... تو خوبی

34
00:01:26,836 --> 00:01:27,837
‫ماری، تو الان...؟

35
00:01:27,921 --> 00:01:29,130
‫دارن میان

36
00:01:29,214 --> 00:01:30,215
‫آنابث، من رو نگاه کن

37
00:01:30,799 --> 00:01:33,510
‫ما تو رو از اینجا می‌بریم بیرون. باشه؟

38
00:01:35,553 --> 00:01:39,849
‫بچه‌ها، صداشون رو می‌شنوم
‫باید همین الان بریم

39
00:01:39,933 --> 00:01:41,559
‫- یالا، از این طرف
‫- از این ور

40
00:01:41,643 --> 00:01:43,019
‫باشه؟ باشه

41
00:01:58,076 --> 00:01:59,077
‫- این طرف
‫- چی؟

42
00:01:59,077 --> 00:02:00,120
‫باشه

43
00:02:05,041 --> 00:02:06,668
‫نه! این طرف

44
00:02:07,961 --> 00:02:08,962
‫زود باشید

45
00:02:09,045 --> 00:02:10,463
‫- آنابث
‫- بجنبید

46
00:02:10,547 --> 00:02:11,714
‫اون از کجا می‌دونه؟

47
00:02:17,512 --> 00:02:18,805
‫از اینجا

48
00:02:20,598 --> 00:02:21,891
‫لعنتی. بن‌بسته

49
00:02:21,975 --> 00:02:23,434
‫- از این طرف برگردید
‫- باشه. آنابث

50
00:02:23,518 --> 00:02:24,936
‫یالا. بزن بریم

51
00:02:30,650 --> 00:02:31,860
‫دیگه تقریباً رسیده

52
00:02:31,943 --> 00:02:33,945
‫- کی؟
‫- بچه‌ها، دارن میان

53
00:02:34,028 --> 00:02:35,071
‫برید عقب

54
00:02:41,536 --> 00:02:44,455
‫هوو! فکر کردم پیدا کردنتون
‫خیلی سخت‌تر باشه

55
00:02:44,497 --> 00:02:45,498
‫خدای من

56
00:02:45,540 --> 00:02:47,876
‫من... من یه ون پیدا کردم
‫ولی رانندگی بلد نیستم، پس...

57
00:02:47,959 --> 00:02:49,210
‫- من می‌شینم
‫- باشه

58
00:02:51,337 --> 00:02:52,463
‫یالا

59
00:02:57,343 --> 00:03:01,681
[نسل وی]

60
00:03:05,518 --> 00:03:07,187
‫فکر کنم دیگه دنبالمون نیستن

61
00:03:07,270 --> 00:03:08,771
‫باید این ون رو ول کنیم

62
00:03:08,855 --> 00:03:10,773
‫می‌دونم، فقط باید یه‌کم
‫ازشون فاصله بگیریم

63
00:03:10,857 --> 00:03:12,025
‫سَم، گوشی داری؟

64
00:03:12,108 --> 00:03:13,610
‫- آره
‫- بندازش دور

65
00:03:13,693 --> 00:03:14,903
‫می‌تونن ردیابیش کنن

66
00:03:19,157 --> 00:03:22,327
‫تو اون دیوار رو مثل پتک خراب کردی

67
00:03:22,410 --> 00:03:25,622
‫آره

68
00:03:25,705 --> 00:03:26,873
‫ممنونم

69
00:03:27,957 --> 00:03:29,626
‫خوشحالم که خوبی

70
00:03:32,795 --> 00:03:35,715
‫هی، اون...؟

71
00:03:38,092 --> 00:03:40,803
‫و این حتی عجیب‌ترین
‫اتفاقی که افتاد هم نبود

72
00:03:44,432 --> 00:03:45,975
‫آنابث؟

73
00:03:47,227 --> 00:03:49,103
‫خوبی؟

74
00:03:49,187 --> 00:03:50,188
‫عالی‌ام

75
00:03:51,356 --> 00:03:54,943
‫واقعاً متأسفم
‫که تو هم قاطی این ماجرا شدی

76
00:03:54,984 --> 00:03:57,111
‫می‌شه لطفاً درمورد اتفاقی
‫که الان افتاد حرف بزنیم، بچه‌ها؟

77
00:03:57,111 --> 00:03:58,988
‫- اِما
‫- می‌دونید اون چی بود، مگه نه؟

78
00:03:59,030 --> 00:04:00,323
‫اون یه اسم داره

79
00:04:00,365 --> 00:04:01,449
‫- اون چیزی که تو می‌گی نیست
‫- دقیقاً همونه

80
00:04:01,491 --> 00:04:02,492
‫چی همونه؟

81
00:04:02,533 --> 00:04:03,952
‫اون خواهرش رو به زندگی برگردوند

82
00:04:04,035 --> 00:04:07,038
‫و به این می‌گن یه
‫معجزه‌ی لعنتی

83
00:04:07,121 --> 00:04:08,373
‫راست می‌گه؟

84
00:04:08,456 --> 00:04:10,458
‫این... این... این معجزه نیست

85
00:04:10,541 --> 00:04:11,918
‫چطوری این کار رو کردی؟

86
00:04:12,001 --> 00:04:16,881
‫من... من فقط... به چیزی که
‫"سایفر" گفت گوش دادم

87
00:04:16,965 --> 00:04:20,301
‫با هر سلول بدنش ارتباط برقرار کردم
‫انگار که بخشی از بدن خودمه، و فقط...

88
00:04:20,385 --> 00:04:22,553
‫درستش کردم. من...

89
00:04:25,932 --> 00:04:26,933
‫اون راست می‌گفت

90
00:04:31,104 --> 00:04:32,647
‫لعنتی

91
00:04:36,109 --> 00:04:37,819
‫چقدر تا کانادا مونده؟

92
00:04:37,902 --> 00:04:39,153
‫صبر کن. چی؟

93
00:04:39,237 --> 00:04:41,739
‫وایسا، وایسا، وایسا. نه
‫م... ما داریم می‌ریم کانادا؟

94
00:04:41,781 --> 00:04:43,116
‫نه. مگه نمی‌خوان جلومون رو بگیرن؟

95
00:04:43,157 --> 00:04:44,075
‫نه، قرار نیست که از...

96
00:04:44,117 --> 00:04:45,451
‫- گمرک رد بشیم
‫- نه، من کانادا نمیام

97
00:04:45,493 --> 00:04:46,995
‫شناتون چطوره؟

98
00:04:47,078 --> 00:04:48,246
‫مثلاً، چی...؟

99
00:04:48,329 --> 00:04:49,831
‫- نظرتون درمورد آبشار نیاگارا چیه؟
‫- هی، هی...

100
00:04:49,914 --> 00:04:53,543
‫من با هیچ‌کدوم از شماها
‫نمیام کانادا

101
00:04:53,584 --> 00:04:55,169
‫ببین، فقط بذارید
از ماشین پیاده بشم، باشه؟

102
00:04:55,211 --> 00:04:56,254
‫آنابث. آنابث. آنابث

103
00:04:56,296 --> 00:04:59,132
‫آنابث. هی، آروم باش

104
00:04:59,215 --> 00:05:00,633
‫آروم نیستم، باشه؟

105
00:05:00,717 --> 00:05:04,679
‫من همین الان مُردم
‫و... یه جوری زنده شدم

106
00:05:04,762 --> 00:05:07,432
‫و الان تو یه ون دزدی
‫با یه مشت غریبه‌ام

107
00:05:07,473 --> 00:05:08,975
‫که داریم می‌ریم
به یه کشور کوفتی خارجی

108
00:05:09,017 --> 00:05:12,270
‫هی، ما به یه کشور خارجی نمی‌ریم
‫داریم می‌ریم کانادا

109
00:05:12,353 --> 00:05:14,022
‫این ماشین کوفتی رو نگه دار
‫فقط...

110
00:05:14,105 --> 00:05:16,691
‫باشه. باشه! ببینید

111
00:05:16,774 --> 00:05:19,861
‫ما به هر حال باید یه ماشین جدید پیدا کنیم

112
00:05:19,944 --> 00:05:23,323
‫و... و باید وایسیم یه تجدید قوا کنیم
‫و شاید یه خبری به "پولاریتی" بدیم

113
00:05:25,116 --> 00:05:28,202
‫آنابث. تو در امانی

114
00:05:29,704 --> 00:05:31,080
‫قول میدم

115
00:05:47,347 --> 00:05:49,640
[تأسیسات بازپروری المایرا]

116
00:05:51,100 --> 00:05:52,310
‫بله؟

117
00:05:55,688 --> 00:05:56,689
‫چطوری؟

118
00:06:00,151 --> 00:06:04,572
‫"مورو" رو پیدا کنید، بیاریدش پیش من
‫بقیه مهم نیستن

119
00:06:17,418 --> 00:06:19,629
‫ضعیف

120
00:06:21,839 --> 00:06:27,095
‫رقت‌انگیز. یه تیکه آشغال بی‌ارزش

121
00:06:27,178 --> 00:06:29,889
‫چندش‌آور. تهوع‌آور

122
00:06:29,972 --> 00:06:32,850
‫بچه‌ی سرراهی صورتی کوچولو

123
00:06:45,488 --> 00:06:47,490
[کتابخانه‌ی عمومی استوبن]

124
00:06:49,075 --> 00:06:51,077
‫دستشویی، دستشویی، دستشویی

125
00:06:53,746 --> 00:06:55,248
‫دستشویی، دستشویی، دستشویی

126
00:06:56,332 --> 00:06:58,042
‫دستشویی

127
00:06:58,126 --> 00:06:59,710
‫دستشویی

128
00:07:12,849 --> 00:07:16,102
‫خدایا. اینجا چی شده؟

129
00:07:16,185 --> 00:07:21,107
‫خب. به ماشین، غذا و پول احتیاج داریم

130
00:07:22,233 --> 00:07:23,901
‫اینجا تلفن پیدا می‌شه؟

131
00:07:23,985 --> 00:07:25,653
‫نه، ولی...

132
00:07:25,736 --> 00:07:29,282
‫نظرت درمورد یه دست لباس تمیز چیه؟

133
00:07:29,365 --> 00:07:31,117
‫عالیه

134
00:07:32,118 --> 00:07:35,705
‫آنابث، چرا اون لباس‌های...
‫رو عوض نمی‌کنی؟

135
00:07:35,788 --> 00:07:38,458
‫- لباس‌های خونی؟
‫- آره

136
00:07:38,541 --> 00:07:40,209
‫من میرم ببینم غذایی چیزی پیدا می‌شه

137
00:07:49,594 --> 00:07:50,720
‫چیه؟

138
00:07:52,680 --> 00:07:54,849
‫چرا اونجوری نگاهم می‌کنی؟

139
00:07:58,144 --> 00:07:59,604
‫کاری که تو کردی...

140
00:08:00,605 --> 00:08:03,232
‫دقیقاً همون کاری بود
که "سایفر" براش نقشه کشیده بود

141
00:08:03,983 --> 00:08:06,777
‫اون خواهرم رو کشت فقط برای اینکه ببینه
‫من می‌تونم برش گردونم یا نه

142
00:08:06,861 --> 00:08:09,405
‫و تو این کار رو کردی. همه چیز الان فرق کرده

143
00:08:09,489 --> 00:08:11,240
‫- نه، فرق نکرده
‫- ماری

144
00:08:11,324 --> 00:08:15,244
‫این تو رو به یکی از قدرتمندترین
‫اَبرانسان‌های دنیا تبدیل می‌کنه

145
00:08:16,162 --> 00:08:18,372
‫یعنی، باید این رو بفهمی، مگه نه؟

146
00:08:19,665 --> 00:08:22,084
‫دیگه هیچ چیز مثل قبل نمی‌شه

147
00:08:22,168 --> 00:08:23,461
‫ما مثل قبل هستیم

148
00:08:26,631 --> 00:08:29,592
‫و اگه ما نخوایم،
‫هیچ چیزی عوض نمی‌شه

149
00:08:32,553 --> 00:08:34,514
من هنوزم دوستِ توام

150
00:08:35,640 --> 00:08:36,766
‫باشه؟

151
00:08:53,241 --> 00:08:55,076
‫جهت اطلاع، دستمال توالت نیست

152
00:08:55,159 --> 00:08:57,745
‫از روکش‌های توالت فرنگی
استفاده کردم. حله مسئله

153
00:08:57,828 --> 00:08:59,789
‫تو چی پیدا کردی؟

154
00:08:59,872 --> 00:09:02,792
‫بیا. اون بیرون لباس هم هست، پس...

155
00:09:04,460 --> 00:09:07,338
‫یه جورایی از این
کتابخونه‌ی متروکه‌ی ترسناک خوشم اومده

156
00:09:08,589 --> 00:09:10,925
‫قراره تا ابد اینجا زندگی کنیم؟

157
00:09:13,094 --> 00:09:14,095
‫اون تلفنه؟

158
00:09:21,352 --> 00:09:22,853
‫ممنون

159
00:09:22,937 --> 00:09:25,064
‫- ماری گفت "پولاریتی" می‌تونه کمک کنه
‫- آره

160
00:09:25,147 --> 00:09:27,108
‫آره، آره، آره

161
00:09:28,109 --> 00:09:30,403
‫نُه، یک، هفت

162
00:09:31,737 --> 00:09:33,864
‫- چیه؟
‫- خفه شو

163
00:09:35,032 --> 00:09:36,492
‫هفت

164
00:09:36,576 --> 00:09:39,328
‫- تو که شماره‌ش رو بلد نیستی
‫- هیس. خفه شو

165
00:09:40,454 --> 00:09:42,790
‫نُه، یک، هفت

166
00:09:44,709 --> 00:09:46,794
‫یه چهار هم داشت

167
00:09:49,797 --> 00:09:51,966
‫من شماره تلفن هیچ‌کس رو بلد نیستم

168
00:09:53,426 --> 00:09:55,928
‫ای خدا

169
00:09:57,888 --> 00:09:59,599
‫صبر کن

170
00:10:02,059 --> 00:10:03,144
‫آره

171
00:10:03,227 --> 00:10:06,230
‫باشه، باشه. اینترنت داره

172
00:10:06,314 --> 00:10:07,648
‫می‌تونم به بقیه پیام بدم

173
00:10:07,690 --> 00:10:08,941
[اینستاگرام]

174
00:10:10,109 --> 00:10:11,694
‫تو خیلی باهوشی، اِما

175
00:10:14,113 --> 00:10:15,781
‫"گِرگ" کیه؟

176
00:10:15,865 --> 00:10:18,951
‫گرگ. اون... اون کیه؟

177
00:10:19,035 --> 00:10:21,787
‫اون یه پسره‌ست

178
00:10:21,871 --> 00:10:24,665
‫یه... یه پسری که می‌شناسم
[گیر کردم و کمک فوری می‌خوام...]

179
00:10:24,749 --> 00:10:28,419
‫نه اینکه نامزدم باشه، ولی یه پسره‌ست دیگه

180
00:10:28,502 --> 00:10:30,963
‫- پسر خوبیه؟
‫- آره

181
00:10:32,131 --> 00:10:33,924
‫پسر خوبیه

182
00:10:35,593 --> 00:10:37,511
‫باشه
[دخترا، داریم می‌ریم سمت شمال]
[!فقط به پولاریتی بگید، ممنون]

183
00:10:37,595 --> 00:10:39,513
‫به "هارپر" و "الی" پیام دادم

184
00:10:39,597 --> 00:10:41,307
‫- هی، شاید باید به "گرگ" هم پیام بدیم
‫- نه

185
00:10:41,390 --> 00:10:42,391
‫جداً؟

186
00:10:55,071 --> 00:10:56,238
‫هی

187
00:10:58,366 --> 00:10:59,784
‫سلام

188
00:10:59,867 --> 00:11:01,827
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

189
00:11:02,828 --> 00:11:05,414
‫من... من واقعاً حرفی برای گفتن ندارم

190
00:11:05,498 --> 00:11:07,166
‫خب، تو یه اَبرانسانی

191
00:11:07,249 --> 00:11:09,543
‫پس شاید بهتره از اونجا شروع کنیم؟

192
00:11:10,836 --> 00:11:14,256
‫من... من می‌تونم حسش کنم

193
00:11:14,340 --> 00:11:17,009
‫ماده‌ی وی رو تو خونت

194
00:11:18,094 --> 00:11:19,220
‫باشه

195
00:11:19,303 --> 00:11:21,013
‫- خب؟
‫- خب؟

196
00:11:21,097 --> 00:11:23,265
‫"پم" می‌دونه؟

197
00:11:24,517 --> 00:11:25,810
‫هیچ‌کس نمی‌دونه

198
00:11:25,893 --> 00:11:27,311
‫از کِی "وی" داری؟

199
00:11:27,395 --> 00:11:28,979
‫نمی‌دونم

200
00:11:29,063 --> 00:11:31,399
‫مامان و بابام قبل از اینکه
بتونم بپرسم، مُردن

201
00:11:40,116 --> 00:11:43,160
‫ب... بعضی‌ وقت‌ها...

202
00:11:43,244 --> 00:11:45,287
‫یه چیزهایی بهم الهام می‌شه

203
00:11:45,371 --> 00:11:48,624
‫ولی... همیشه اتفاق نمیفته

204
00:11:48,708 --> 00:11:51,210
‫اینطوری فهمیدی که "سَم"
‫داره میاد "المایرا"

205
00:11:52,753 --> 00:11:54,630
‫تو یه پیشگویی

206
00:11:55,297 --> 00:11:57,091
‫ا... اگه اینطوری بهش می‌گن

207
00:11:57,174 --> 00:11:59,301
‫پس می‌تونی آینده رو پیش‌بینی کنی

208
00:11:59,385 --> 00:12:00,928
‫نه. دقیقاً نه

209
00:12:01,011 --> 00:12:04,390
‫من... من فقط
یه جورایی... الهاماتی بهم می‌شه

210
00:12:04,473 --> 00:12:06,183
‫فقط نمی‌تونم کنترلش کنم

211
00:12:07,768 --> 00:12:13,274
‫ببین، ممنون بابت اون...
‫زنده کردنه یا هر کوفتی که بود

212
00:12:13,357 --> 00:12:16,152
‫ولی... من به تو هیچ دینی ندارم، ماری

213
00:12:16,193 --> 00:12:17,319
‫- هی، من که نگفتم...
‫- و همین الان

214
00:12:17,361 --> 00:12:18,863
‫فقط می‌خوام به زندگی خودم برگردم

215
00:12:18,863 --> 00:12:20,656
‫باشه، صبر کن. هی

216
00:12:21,991 --> 00:12:25,161
‫امن نیست. تو... نمی‌تونی بری

217
00:12:25,244 --> 00:12:26,746
‫باید به "پم" سر بزنم

218
00:12:26,829 --> 00:12:29,331
‫آنابث، نمی‌تونی

219
00:12:29,415 --> 00:12:33,294
‫اگه بری پیش "پم"، اون‌ها می‌فهمن

220
00:12:34,837 --> 00:12:38,632
‫هم خودت تو خطر میفتی، هم اون

221
00:12:41,302 --> 00:12:43,721
‫فوق‌العاده‌ست

222
00:12:43,804 --> 00:12:48,309
‫پس... تو بعد از این همه سال پیدات می‌شه

223
00:12:48,392 --> 00:12:52,521
‫فقط برای اینکه دوباره زندگی من رو خراب کنی

224
00:12:53,647 --> 00:12:55,107
‫متأسفم

225
00:12:58,986 --> 00:13:01,238
‫من...

226
00:13:01,322 --> 00:13:03,824
‫ده سال گذشته رو...

227
00:13:03,908 --> 00:13:06,160
‫صرف پیدا کردن تو کردم

228
00:13:06,243 --> 00:13:08,120
‫تا این رو بهت بگم

229
00:13:09,997 --> 00:13:12,124
‫آنابث

230
00:13:12,208 --> 00:13:14,752
‫تو تنها خانواده‌ای هستی که برام مونده

231
00:13:17,296 --> 00:13:20,800
‫تنها چیزی که می‌خوام

232
00:13:20,883 --> 00:13:22,843
‫اینه که تو در امان باشی

233
00:13:22,927 --> 00:13:26,889
‫ماری، هر... هر اتفاق بدی
‫که تو زندگی من افتاده

234
00:13:26,972 --> 00:13:29,099
‫همه‌ش به خاطر تو بوده

235
00:13:31,018 --> 00:13:33,312
‫خطر اصلی تویی

236
00:14:03,634 --> 00:14:05,636
‫ببین، نمی‌خوام بهت بگم
‫چطوری زندگی کنی

237
00:14:05,719 --> 00:14:08,681
‫ولی باید شروع کنی
‫انتخاب‌های بهتری داشته باشی

238
00:14:08,764 --> 00:14:13,936
‫یعنی... مگه چه جور دعوایی
‫اینجا راه افتاده؟

239
00:14:14,019 --> 00:14:16,355
‫چه کوفتی می‌خوای؟

240
00:14:17,857 --> 00:14:21,652
‫"ماری مورو" دیر یا زود
‫با تو تماس می‌گیره

241
00:14:21,735 --> 00:14:24,697
‫و می‌خوام که این پیام رو
‫بهش برسونی

242
00:14:24,780 --> 00:14:28,158
‫اگه به دانشگاه و
‫به تمریناتش برگرده

243
00:14:28,242 --> 00:14:32,037
‫من با دوست‌هاش و خواهرش
‫کاری ندارم

244
00:14:32,121 --> 00:14:34,206
‫خواهر... ـش؟

245
00:14:34,290 --> 00:14:38,085
‫آره، پیداش کردیم
‫یه دیدار دوباره‌ی شاد، و از این حرف‌ها

246
00:14:39,420 --> 00:14:43,132
‫برام مهم نیست تو کدوم سوراخی
‫قایم می‌شن

247
00:14:43,215 --> 00:14:45,759
‫فقط "ماری" رو فوراً برگردون

248
00:14:47,261 --> 00:14:48,679
‫چرنده

249
00:14:50,264 --> 00:14:52,266
‫وای. چه بی‌ادب

250
00:14:52,349 --> 00:14:55,019
‫هیچ پیشنهاد کوفتی‌ای نمی‌تونی بدی
‫که اون باورش کنه

251
00:14:55,102 --> 00:14:57,521
‫و منم کمکت نمی‌کنم
که یه دروغ رو بهش بقبولونی

252
00:14:57,605 --> 00:14:59,607
‫می‌دونی، اواخر...

253
00:15:01,191 --> 00:15:04,570
‫... "آندره" هفته‌ای چند بار
‫تشنج‌های خفیف داشت

254
00:15:04,653 --> 00:15:06,822
‫تشنج‌های تو چقدر به هم نزدیکن؟

255
00:15:09,450 --> 00:15:13,037
‫سعی کردم آسیب رو جبران کنم، ولی...

256
00:15:13,120 --> 00:15:15,205
‫علم محدودیت‌های خودش رو داره

257
00:15:15,289 --> 00:15:17,875
‫و وقتی علم جواب نمیده

258
00:15:17,958 --> 00:15:20,794
‫تنها چیزی که تو زرادخونه‌مون می‌مونه

259
00:15:20,878 --> 00:15:22,463
‫ایمانه

260
00:15:26,258 --> 00:15:29,929
‫زمان دشمن همه‌ست، حتی
‫ابرانسان‌ها. این رو می‌دونی، نه؟

261
00:15:30,012 --> 00:15:32,598
‫وقتی قرص‌ها دیگه اثر نکنن

262
00:15:32,681 --> 00:15:35,684
‫و درمان‌ها جواب ندن، به یه معجزه نیاز داری

263
00:15:37,311 --> 00:15:38,604
‫من یه معجزه سراغ دارم

264
00:15:39,980 --> 00:15:40,981
‫ماری

265
00:15:45,653 --> 00:15:47,112
‫برو به درک

266
00:15:55,579 --> 00:15:59,208
‫یعنی کی می‌تونه باشه؟

267
00:16:04,505 --> 00:16:08,133
‫- الو؟
‫- سلام. سلام، آقای... استاد پولاریتی؟

268
00:16:08,217 --> 00:16:09,885
‫من "هارپر" هستم. دوست "اِما"

269
00:16:09,969 --> 00:16:12,513
‫سلام، هارپر
‫خیلی خوشحالم که صدات رو می‌شنوم

270
00:16:12,596 --> 00:16:13,973
‫- نگران بودم
‫- بله، بله

271
00:16:14,056 --> 00:16:17,059
‫خب، "اِما" و دوست‌هاش
‫تو دردسر افتادن و به کمک شما احتیاج دارن

272
00:16:18,060 --> 00:16:19,937
‫کار درستی کردی، هارپر

273
00:16:20,020 --> 00:16:22,564
‫حالا، بهم بگو...

274
00:16:22,648 --> 00:16:24,900
‫می‌دونی کجان؟

275
00:16:25,067 --> 00:16:27,236
[کتابخانه‌ی عمومی استوبن]

276
00:16:43,460 --> 00:16:46,005
‫ماری؟ ماری، بیا اینجا

277
00:16:48,882 --> 00:16:51,802
‫- نمی‌تونه نفس بکشه
‫- چش شده؟

278
00:16:52,928 --> 00:16:55,639
‫هی، هی. آنابث

279
00:16:55,723 --> 00:16:58,892
‫من رو نگاه کن. می‌خوایم با هم نفس بکشیم
‫مثل وقتی بچه بودیم

280
00:16:58,976 --> 00:17:03,439
‫نفس بکش. دو. سه

281
00:17:03,522 --> 00:17:05,858
‫چهار. نفس رو بده بیرون

282
00:17:05,941 --> 00:17:09,153
‫دو. سه

283
00:17:09,236 --> 00:17:10,904
‫چهار. من رو نگاه کن

284
00:17:11,905 --> 00:17:15,909
‫متأسفم

285
00:17:17,036 --> 00:17:18,412
‫من خوبم

286
00:17:19,747 --> 00:17:23,792
‫خیلی وقت بود اینطوری نشده بودم

287
00:17:23,876 --> 00:17:27,755
‫روانشناسم تکنیک‌های خوبی
‫بهم یاد داده بود

288
00:17:31,592 --> 00:17:35,095
‫به هر حال... ممنون

289
00:17:37,723 --> 00:17:41,560
‫"پم"... زندگی خوبی برات ساخته

290
00:17:43,479 --> 00:17:47,191
‫آره. همینطوره

291
00:17:47,274 --> 00:17:50,194
‫ولی دیگه واقعاً مهم نیست

292
00:17:50,819 --> 00:17:52,196
‫نه؟

293
00:17:54,073 --> 00:17:56,408
‫نمی‌تونم به اون زندگی برگردم

294
00:17:56,492 --> 00:17:58,160
‫آنابث

295
00:17:59,828 --> 00:18:01,163
‫هی

296
00:18:02,956 --> 00:18:05,292
‫قول میدم

297
00:18:05,375 --> 00:18:10,464
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم
تا این وضعیت رو درست کنم

298
00:18:12,174 --> 00:18:14,593
‫نمی‌تونی، ماری

299
00:18:20,766 --> 00:18:23,602
‫از اینکه یه اَبَرانسان هستم متنفرم

300
00:18:23,685 --> 00:18:27,231
‫هیچوقت نمی‌خواستم کسی بفهمه
‫و حالا می‌دونن

301
00:18:27,314 --> 00:18:29,233
‫و هیچ کاری هم از دستت برنمیاد

302
00:18:37,825 --> 00:18:38,826
‫برو کنار

303
00:18:41,370 --> 00:18:43,288
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

304
00:18:43,872 --> 00:18:47,084
‫اون وایکینگ احمق کوفتیه
‫"آنابث" رو ببرید یه جای امن

305
00:18:47,167 --> 00:18:48,669
‫باشه. یالا. برو

306
00:18:50,671 --> 00:18:51,797
‫لعنتی

307
00:19:06,812 --> 00:19:09,481
‫هی، از پسش برمیای؟

308
00:19:09,565 --> 00:19:11,233
‫من میرم به "ماری" کمک کنم

309
00:19:21,910 --> 00:19:24,913
‫من... من فکر کردم شماها
‫اَبرانسان‌اید. نمی‌تونید یه کاری بکنید؟

310
00:19:24,997 --> 00:19:26,999
‫من که هیچ غلطی نمی‌تونم بکنم. من...

311
00:19:27,082 --> 00:19:29,668
‫هی، غول‌پیکر شو و لهش کن

312
00:19:29,751 --> 00:19:31,420
‫آره. آره

313
00:19:36,175 --> 00:19:40,220
‫لعنتی، خیلی ترسیدم!
‫وایسا، یه چیز خوب درموردم بگو

314
00:19:40,304 --> 00:19:42,890
‫- مثلاً چی؟
‫- گم‌شو بابا

315
00:19:50,230 --> 00:19:52,065
‫وای. لعنتی

316
00:19:52,149 --> 00:19:53,817
‫خوبی؟ هی. خوبی؟

317
00:19:54,943 --> 00:19:56,612
‫بچه‌ها، وایکینگه کجا رفت؟

318
00:19:56,695 --> 00:19:58,322
‫هی، ماری

319
00:19:59,281 --> 00:20:00,991
‫داری چی کار می‌کنی؟ "آنابث" کجاست؟

320
00:20:00,991 --> 00:20:02,326
‫دارم سعی می‌کنم کمکت کنم

321
00:20:03,911 --> 00:20:06,121
‫سلام، ماری

322
00:20:08,665 --> 00:20:10,751
‫ببخشید

323
00:20:22,888 --> 00:20:24,681
‫برو پی کارت، خوشگله

324
00:20:25,766 --> 00:20:27,601
‫قراره اینجا حسابی کثیف‌کاری بشه

325
00:20:40,239 --> 00:20:41,406
‫لعنتی

326
00:20:52,793 --> 00:20:53,877
‫پیداش کردم

327
00:20:56,630 --> 00:20:58,715
‫ممنونم، زوئی

328
00:20:58,799 --> 00:21:01,426
‫ماری مورو. باعث افتخاره
‫که بالأخره شما رو ملاقات می‌کنم

329
00:21:01,510 --> 00:21:03,220
‫استن ادگار

330
00:21:03,303 --> 00:21:06,014
‫فکر کنم با دخترم آشنا شده باشید
‫ویکتوریا نیومن

331
00:21:06,098 --> 00:21:08,225
‫صبر کن، چی شد؟
‫اصلاً الان چه اتفاقی داره میفته؟

332
00:21:08,308 --> 00:21:09,559
‫تو دیگه چه خری هستی؟

333
00:21:09,643 --> 00:21:11,645
‫متأسفانه، کارت ویزیتم تموم شده

334
00:21:11,728 --> 00:21:13,230
‫اون قبلاً "وات" رو اداره می‌کرد

335
00:21:13,313 --> 00:21:14,564
‫بله، همینطوره

336
00:21:14,648 --> 00:21:18,443
‫ولی بازار بی‌ثباته
‫واسه همین دنبال فرصت‌های دیگه‌ای بودم

337
00:21:18,527 --> 00:21:19,903
‫چی می‌خوای؟

338
00:21:20,946 --> 00:21:21,947
‫تو رو

339
00:21:24,366 --> 00:21:26,076
‫معتقدم که می‌تونیم به هم کمک کنیم

340
00:21:26,159 --> 00:21:28,328
‫مادرم بهم گفت که تو رو دیده

341
00:21:28,412 --> 00:21:30,622
‫گفت که تو عالی هستی

342
00:21:30,706 --> 00:21:32,708
‫ویکتوریا نیومن مادرت بود؟

343
00:21:38,839 --> 00:21:39,881
‫اگه من بیام...

344
00:21:41,300 --> 00:21:43,051
‫...همه‌مون میایم

345
00:21:48,515 --> 00:21:50,642
‫بسیار خب. بزنید بریم

346
00:21:50,684 --> 00:21:53,395
‫- کجا؟
‫- یه جای امن

347
00:21:53,437 --> 00:21:54,646
‫من جلو می‌شینم

348
00:22:30,640 --> 00:22:31,975
‫چقدر پایینه؟

349
00:22:33,393 --> 00:22:35,979
‫‏27 متر، کم و بیش

350
00:22:36,063 --> 00:22:38,982
‫زیر لایه‌هایی از بتن مسلح به روی

351
00:22:39,066 --> 00:22:41,234
‫در امان از دید اشعه ایکس یا...

352
00:22:41,318 --> 00:22:43,570
‫هرکسی با قدرت یه بمب نوترونی

353
00:22:45,322 --> 00:22:48,325
‫توی "رد ریور" بودی، مثل مادرم

354
00:22:48,408 --> 00:22:50,410
‫و من

355
00:22:51,495 --> 00:22:53,246
‫چطوری فرار کردی؟

356
00:22:53,330 --> 00:22:56,833
‫پدربزرگم نجاتم داد، چند ماه پیش

357
00:23:01,380 --> 00:23:04,049
‫مادرت...

358
00:23:04,132 --> 00:23:06,343
‫رازش رو با من درمیون گذاشت

359
00:23:08,011 --> 00:23:10,013
‫اینکه ما قدرت‌های مشابهی داشتیم

360
00:23:10,097 --> 00:23:13,016
‫اون باعث شد احساس خیلی خاصی بکنم

361
00:23:14,184 --> 00:23:16,269
‫واقعاً متأسفم

362
00:23:16,353 --> 00:23:17,979
‫برای اتفاقی که براش افتاد

363
00:23:22,192 --> 00:23:23,402
‫منم همینطور

364
00:23:33,537 --> 00:23:37,624
‫اینجا رو خیلی قبل از اینکه
‫پناهگاه‌های آخرالزمانی مُد بشن ساختم

365
00:23:37,707 --> 00:23:40,919
‫بهم گفتن که "مارک زاکربرگ"
‫یه نسخه‌ی ضعیف‌ترش رو داره

366
00:23:41,002 --> 00:23:45,841
‫ولی با توجه به اینکه "هوم‌لندر" داره سعی می‌کنه
‫تمدنی که می‌شناسیم رو نابود کنه

367
00:23:45,924 --> 00:23:49,553
‫اینجا به یه پناهگاه امن ضروری تبدیل می‌شه

368
00:23:51,555 --> 00:23:54,099
‫پس تو همین‌طوری تو پناهگاه بتنی امنت
‫لم داده بودی

369
00:23:54,182 --> 00:23:57,853
‫که یهو تصمیم گرفتی بری یه دوری بزنی
‫و "ماری" رو پیدا کنی؟

370
00:23:57,894 --> 00:23:59,146
‫این چطور جور درمیاد؟

371
00:23:59,146 --> 00:24:01,690
‫قبل از اینکه "ویکتوریا" بمیره
‫همه چیز رو درمورد تو بهم گفت

372
00:24:01,773 --> 00:24:03,275
‫و این کنجکاویم رو برانگیخت

373
00:24:03,358 --> 00:24:05,235
‫این هنوز توضیح نمیده
‫که چطور من رو پیدا کردی

374
00:24:05,277 --> 00:24:06,862
‫اون وایکینگه یه تراشه‌ی ردیاب داشت

375
00:24:06,903 --> 00:24:09,072
‫دست و پا چلفتی بود، تابلو بود
‫و دنبال کردنش هم راحت بود

376
00:24:10,449 --> 00:24:13,410
‫زوئی، بهتره بری یه دوش بگیری

377
00:24:13,493 --> 00:24:15,495
‫و بقیه رو هم به اتاق‌هاشون راهنمایی کنی

378
00:24:15,579 --> 00:24:18,748
‫مطمئنم از اینکه
اون بو رو میدن خسته شدن

379
00:24:27,257 --> 00:24:29,217
‫کار دیگه‌ای هست که
‫بتونم براتون انجام بدم؟

380
00:24:29,301 --> 00:24:33,138
‫جواب. من جواب می‌خوام

381
00:24:35,932 --> 00:24:37,434
‫کی گرسنه‌ست؟

382
00:24:40,270 --> 00:24:44,900
‫یه مبلغ هفت رقمی به "توماس کلر"
‫پرداخت کردم تا بهم آشپزی یاد بده

383
00:24:46,109 --> 00:24:48,278
‫و تقریباً هیچوقت فرصت نمی‌کنم
‫هنرم رو نشون بدم

384
00:24:49,988 --> 00:24:51,198
‫کی فریتاتا می‌خواد؟

385
00:24:51,281 --> 00:24:55,160
‫فکر کنم باید کل این برنامه‌ی
‫آشپزی رو تحمل کنیم تا چندتا جواب بگیریم

386
00:24:55,243 --> 00:24:58,538
‫این برای جلب اعتماده
‫برامون آشپزی می‌کنه و بهمون حس...

387
00:24:58,622 --> 00:25:00,790
‫راحتی میده تا بهش اعتماد کنیم

388
00:25:00,874 --> 00:25:03,960
‫چون یه چیزی ازمون می‌خواد
‫این دفترچه‌ی راهنمای "وات"ـه

389
00:25:05,879 --> 00:25:10,008
‫هیچ‌کدومتون بلد نیستید
یه گوجه‌فرنگی رو خرد کنید؟

390
00:25:15,472 --> 00:25:19,309
‫و جهت شفاف‌سازی، خانم "دانلپ"
‫من از شما چیزی نمی‌خوام

391
00:25:19,392 --> 00:25:20,894
‫من به "ماری" علاقه‌مندم

392
00:25:20,977 --> 00:25:22,979
‫چرا؟ چرا من؟

393
00:25:23,063 --> 00:25:24,523
‫ماری، لطفاً

394
00:25:24,606 --> 00:25:26,525
‫خودت می‌دونی که متفاوتی

395
00:25:26,608 --> 00:25:29,569
‫حسش می‌کنی، مگه نه؟

396
00:25:30,737 --> 00:25:33,114
‫چرا باید من با بقیه
‫فرق داشته باشم؟

397
00:25:33,198 --> 00:25:34,199
‫برنامه‌ی اودسا

398
00:25:34,282 --> 00:25:35,575
‫و "سایفر" اون رو درست کرد

399
00:25:35,659 --> 00:25:36,993
‫در اصل، نه

400
00:25:37,077 --> 00:25:41,289
‫این ایده‌ی بکر "توماس گادولکین" بود
‫که به دهه‌ی 1960 برمی‌گرده

401
00:25:41,373 --> 00:25:45,335
‫هدفش این بود که ابرقهرمانانی
‫در سطح اسطوره‌ها خلق کنه

402
00:25:45,418 --> 00:25:49,422
‫قوی‌تر و قدرتمندتر از بقیه

403
00:25:49,506 --> 00:25:51,174
‫در ابتدا، جواب نداد

404
00:25:51,258 --> 00:25:53,176
‫تا اینکه "سایفر" کاری کرد که جواب بده

405
00:25:54,719 --> 00:25:57,430
‫شکست‌های زیادی وجود داشت

406
00:25:57,514 --> 00:26:01,726
‫با پیدایش لقاح آزمایشگاهی

407
00:26:01,810 --> 00:26:06,273
‫به سوژه‌های "اودسا" در مرحله‌ی بلاستوسیست
‫ماده‌ی وی تزریق می‌شد

408
00:26:06,356 --> 00:26:09,359
‫- خیلی پرهزینه و بی‌نتیجه بود
‫- آره، ما پرونده‌ها رو دیدیم

409
00:26:09,442 --> 00:26:11,695
‫ده‌ها کودک مُرده

410
00:26:11,778 --> 00:26:13,613
‫در طول سال‌ها

411
00:26:13,697 --> 00:26:16,032
‫فقط دو سوژه زنده موندن

412
00:26:16,116 --> 00:26:17,826
‫معلومه تو، ماری

413
00:26:17,909 --> 00:26:20,287
‫و در دهه‌ی 80، هوم‌لندر

414
00:26:22,789 --> 00:26:27,168
‫صبر کن، ماری و هوم‌لندر...
‫مثل هم هستن؟

415
00:26:27,252 --> 00:26:29,838
‫نه. نه. امکان نداره

416
00:26:29,921 --> 00:26:31,965
‫ما مثل هم نیستیم
‫من مثل "هوم‌لندر" نیستم

417
00:26:32,048 --> 00:26:33,800
‫من یه هیولای کوفتی نیستم

418
00:26:35,051 --> 00:26:38,138
‫آبمیوه‌ی تازه با فریتاتاتون می‌خواین؟

419
00:26:46,313 --> 00:26:47,814
‫حموم خالیه

420
00:26:52,360 --> 00:26:54,487
‫- سلام
‫- هی، به نظرت اون درخته

421
00:26:54,571 --> 00:26:56,615
‫تو باغچه چطوری زنده مونده؟

422
00:26:56,698 --> 00:26:58,241
‫این تنها پنجره‌ی اینجاست

423
00:26:58,325 --> 00:27:01,786
‫کشت هیدروپونیک
یا یه کوفت و زهرمار دیگه. نمی‌دونم

424
00:27:01,870 --> 00:27:05,624
‫- این میلیاردرها، عجب چیزی‌ان...
‫- فکر می‌کنی می‌تونی اینجا بمونی؟

425
00:27:06,499 --> 00:27:09,794
‫یعنی، من هشت ماه تو "المایرا" بودم
‫و یه بازگشت کوتاه هم داشتم

426
00:27:09,878 --> 00:27:12,213
‫فکر کنم از پس اینم بربیام

427
00:27:12,297 --> 00:27:14,257
‫من از زیر زمین بودن متنفرم

428
00:27:14,341 --> 00:27:18,845
‫همه‌ی این‌ها حس یه تله‌ی شیک و پیک رو میده

429
00:27:18,928 --> 00:27:21,222
‫همه چیز خیلی الکیه

430
00:27:22,349 --> 00:27:24,934
‫فشردن دکمه‌ها برای تظاهر
‫به رفتن به یه جایی

431
00:27:25,018 --> 00:27:27,062
‫درست مثل کاغذدیواری‌های تو "جنگل"

432
00:27:27,145 --> 00:27:28,897
‫یه دروغه

433
00:27:32,817 --> 00:27:34,653
‫یه چیزی هست که واقعاً باید بگم

434
00:27:34,736 --> 00:27:36,112
‫سَم

435
00:27:36,196 --> 00:27:38,239
‫بابت پارسال متأسفم، اِما

436
00:27:39,908 --> 00:27:42,243
‫می‌خوام مسئولیت کاری که کردم
‫رو به عهده بگیرم

437
00:27:45,121 --> 00:27:47,374
‫با تو خیلی بد رفتار کردم

438
00:27:47,457 --> 00:27:49,167
‫تو حال خودم نبودم

439
00:27:49,250 --> 00:27:50,752
‫ولی خودت بودی

440
00:27:52,837 --> 00:27:55,340
‫یعنی، نمی‌تونی تقصیر رو گردن
‫"کیت" یا کس دیگه‌ای بندازی

441
00:27:55,423 --> 00:27:57,092
‫اون انتخاب‌ها رو خودت کردی، می‌دونی؟

442
00:27:57,175 --> 00:28:02,430
‫می‌دونم. م... منظورم این بود که
‫بهترینِ... خودم نبودم

443
00:28:02,514 --> 00:28:04,766
‫چی؟ منظورت چیه؟

444
00:28:04,849 --> 00:28:07,143
‫این چیزی‌ـه که یکی از روانشناس‌های
‫قبلیم همیشه می‌گفت

445
00:28:09,688 --> 00:28:11,398
‫"بهترینِ خودت باش، سَم"

446
00:28:13,733 --> 00:28:16,486
‫تو همیشه حالم رو بهتر می‌کردی

447
00:28:17,612 --> 00:28:18,905
‫اِما

448
00:28:21,950 --> 00:28:23,284
‫دلم برای اون روزها تنگ شده

449
00:28:23,368 --> 00:28:25,912
‫ببین، من واقعاً برات خوشحالم

450
00:28:25,995 --> 00:28:30,875
‫به نظر میاد یه سری چیزها رو
‫برای خودت حل کردی، که این...

451
00:28:30,959 --> 00:28:33,712
‫دارم شروع می‌کنم. داروهای جدید گرفتم

452
00:28:34,921 --> 00:28:36,339
‫تا الان که به نظر خوب میان

453
00:28:36,423 --> 00:28:39,008
‫آره، آره، آره، و این عالیه

454
00:28:39,092 --> 00:28:40,135
‫جداً

455
00:28:43,012 --> 00:28:45,557
‫بی‌خیال، ما نمی‌تونیم به پارسال برگردیم

456
00:28:45,640 --> 00:28:47,892
‫من فرق کردم

457
00:28:47,976 --> 00:28:50,395
‫هر دومون فرق کردیم

458
00:28:52,522 --> 00:28:54,524
‫نمی‌خوام به اون موقع برگردم

459
00:28:54,607 --> 00:28:56,192
‫من داشتم عروسک خیمه‌شب‌بازی می‌دیدم

460
00:28:56,276 --> 00:28:58,653
‫اکثرش خیلی افتضاح بود

461
00:28:58,737 --> 00:29:00,280
‫نه، من امیدوار بودم که

462
00:29:00,363 --> 00:29:01,906
‫یه روزی، شاید...

463
00:29:03,575 --> 00:29:07,162
‫...به جایی برسیم که
‫بتونیم دوباره امتحان کنیم

464
00:29:07,245 --> 00:29:08,913
‫بیا

465
00:29:12,917 --> 00:29:15,837
‫من میرم اون حموم رو امتحان کنم

466
00:29:28,183 --> 00:29:30,977
‫- اگه "ماری" مثل "هوم‌لندر" باشه...
‫- این رو نگو

467
00:29:31,060 --> 00:29:32,645
‫بهت اطمینان میدم، نیستی

468
00:29:32,729 --> 00:29:36,775
‫"هوم‌لندر" یه چاه بی‌انتهای
‫نیاز عمیق و جامعه‌ستیزیه

469
00:29:36,858 --> 00:29:39,194
‫اگه مثل اون بودی به خونه‌ام
‫دعوتت نمی‌کردم

470
00:29:39,277 --> 00:29:43,490
‫باشه، مثل اون نیست، ولی "سایفر"
‫فکر می‌کنه که هست، درسته؟

471
00:29:43,573 --> 00:29:45,366
‫پس نقشه‌ی نهایی کوفتیش چیه؟

472
00:29:45,450 --> 00:29:49,954
‫"سایفر" تمام دوران حرفه‌ایش رو وقف
‫تکمیل کار "توماس گادولکین" کرده

473
00:29:50,038 --> 00:29:54,542
‫تفاوتشون اینجا بود که "گادولکین" معتقد بود
‫می‌تونه اَبَرانسان‌ها رو کنترل کنه

474
00:29:54,626 --> 00:29:57,629
‫در حالی که "سایفر"، همچین اعتقادی نداشت

475
00:29:57,712 --> 00:29:59,881
‫- اون چی می‌خواد؟
‫- در یک کلام

476
00:29:59,964 --> 00:30:02,175
‫برتری اَبَرانسان‌ها

477
00:30:02,258 --> 00:30:04,260
‫منافع وات فراتر از همه

478
00:30:07,639 --> 00:30:11,810
‫گفتی که "اودسا" رو
‫‏20 سال پیش تعطیل کردی. چرا؟

479
00:30:11,893 --> 00:30:14,479
‫برنامه رو کمی بعد از تولد تو تعطیل کردم

480
00:30:14,562 --> 00:30:18,566
‫تو یه شکست محسوب می‌شدی
‫چون هیچ نشونه‌ای از داشتن قدرت نداشتی

481
00:30:18,650 --> 00:30:22,153
‫فقط تعداد انگشت‌شماری از
‫ریشه‌ی منحصر به فرد تو خبر داشتن

482
00:30:22,237 --> 00:30:23,738
‫"ویکتوریا" یکی از اون‌ها بود

483
00:30:23,822 --> 00:30:26,825
‫و حالا، "سایفر". اون مردی‌ـه...

484
00:30:26,908 --> 00:30:31,287
‫که با دقت تمام کارهای
‫"توماس گادولکین" رو بازسازی کرد

485
00:30:31,371 --> 00:30:36,042
‫بعد از اینکه تو همون آتیش‌سوزی که
‫ظاهراً خودش رو کشت، نابود شدن

486
00:30:36,125 --> 00:30:37,544
‫"ظاهراً کشت"؟ یعنی چی؟

487
00:30:37,627 --> 00:30:39,045
‫جسدش هیچوقت پیدا نشد

488
00:30:39,128 --> 00:30:41,798
‫وقتی به "وات" پیوستم شایعه بود
‫که "گادولکین" زنده مونده

489
00:30:41,881 --> 00:30:44,259
‫حتی اگه راست هم باشه
‫احتمالاً تا الان مُرده

490
00:30:44,342 --> 00:30:46,761
‫یا مثلاً 100 سالشه

491
00:30:50,557 --> 00:30:51,558
‫چیه؟

492
00:30:53,184 --> 00:30:54,477
‫نه

493
00:30:54,561 --> 00:30:57,355
‫اون یارویی که "سایفر" می‌گه باباشه
‫شاید باباش نباشه

494
00:30:57,438 --> 00:30:59,816
‫ببخشید. کدوم یارو؟

495
00:30:59,899 --> 00:31:03,152
‫"سایفر" یه پیرمرد رو تو خونه‌ش
‫توی یه محفظه‌ی بزرگ پرفشار نگه می‌داره

496
00:31:03,236 --> 00:31:05,989
‫آره، مثلاً، خیلی پیر
‫با جای سوختگی رو تمام بدنش

497
00:31:06,072 --> 00:31:08,616
‫فکر می‌کنی اون "توماس گادولکین" کوفتیه؟

498
00:31:08,658 --> 00:31:10,869
‫چرا "سایفر" باید اون رو مثل
‫یه زندانی تو خونه‌ش نگه داره؟

499
00:31:10,910 --> 00:31:13,788
‫زندانی یا یه غنیمت

500
00:31:13,830 --> 00:31:17,625
‫"سایفر" شاید اصلاً کارهای
‫"گادولکین" رو بازسازی نکرده باشه

501
00:31:17,709 --> 00:31:20,378
‫بلکه اون‌ها رو به زور
از زیر زبونش بیرون کشیده

502
00:31:23,673 --> 00:31:26,551
‫این به طور بالقوه همه چیز رو تغییر میده

503
00:31:26,593 --> 00:31:28,011
‫چطوری؟

504
00:31:28,011 --> 00:31:30,513
‫چطور یه پیرمرد 100 ساله‌ی
‫کوفتی می‌تونه چیزی رو عوض کنه؟

505
00:31:30,597 --> 00:31:34,434
‫قصد اصلی من این بود که
‫به تو یه پیشنهاد بدم، ماری

506
00:31:34,517 --> 00:31:39,188
‫امنیت و آسایش برات فراهم کنم
‫در ازای خدمت وفادارانه‌ات

507
00:31:39,272 --> 00:31:42,191
‫وقتی که کنترل "وات" رو دوباره به دست بیارم
‫که میارم

508
00:31:42,275 --> 00:31:43,693
‫- باشه؟
‫- ولی...

509
00:31:43,776 --> 00:31:46,613
‫اگه "توماس گادولکین" واقعاً زنده باشه

510
00:31:46,696 --> 00:31:50,158
‫راه‌حل کنترل "سایفر"
‫کنترل تمام اَبَرانسان‌ها

511
00:31:50,241 --> 00:31:53,703
‫می‌تونه تو سر اون باشه

512
00:31:57,248 --> 00:31:58,416
‫جالبه

513
00:32:07,717 --> 00:32:10,136
‫هی، این‌ها تمیزن

514
00:32:10,178 --> 00:32:11,888
‫بفرما

515
00:32:14,140 --> 00:32:16,100
‫بابت مادرت متأسفم

516
00:32:18,436 --> 00:32:20,271
‫تقریباً مطمئنم بابای منم مُرده

517
00:32:20,355 --> 00:32:23,358
‫پدربزرگ نمی‌تونه پیداش کنه
‫و اون می‌تونه هرکسی رو پیدا کنه

518
00:32:24,734 --> 00:32:27,445
‫کاش یه کاری از دستم برمیومد
‫که ازشون محافظت کنم

519
00:32:29,864 --> 00:32:30,865
‫آره

520
00:32:32,116 --> 00:32:33,785
‫منم همه‌ش به این فکر می‌کنم

521
00:32:33,868 --> 00:32:36,579
‫برای همین اینجام
‫تا مطمئن بشم اتفاقی برای پدربزرگ نمیفته

522
00:32:38,122 --> 00:32:40,959
‫اگه "ماری" تصمیم بگیره بمونه، راحت‌تر می‌شه

523
00:32:47,674 --> 00:32:50,885
‫خواهر بزرگ داشتن چه حسی داره؟

524
00:32:50,969 --> 00:32:53,471
‫شماها، مثلاً، همه‌ش با هم وقت می‌گذرونید؟

525
00:32:58,142 --> 00:33:01,980
‫نه. دیگه... دیگه نه

526
00:33:11,823 --> 00:33:17,245
‫من... من قبلاً... خیلی خجالتی بودم

527
00:33:18,496 --> 00:33:21,541
‫ت... تو هالووین، حتی نمی‌تونستم
‫برم قاشق‌زنی

528
00:33:23,167 --> 00:33:26,504
‫واسه همین، ماری...

529
00:33:26,587 --> 00:33:28,589
‫تمام شب بیرون می‌موند

530
00:33:28,673 --> 00:33:32,635
‫و بعد برمی‌گشت و
‫نصف شکلات‌هاش رو به من می‌داد

531
00:33:33,845 --> 00:33:35,513
‫چه کار قشنگی

532
00:33:36,556 --> 00:33:37,557
‫آره

533
00:33:37,640 --> 00:33:39,142
‫اون واقعاً مهربون بود

534
00:33:48,526 --> 00:33:49,527
‫ماری

535
00:33:49,610 --> 00:33:51,237
‫بیا تو

536
00:33:52,780 --> 00:33:54,991
‫از کجا می‌دونی
‫"توماس گادولکین" می‌تونه کمک‌مون کنه؟

537
00:33:55,074 --> 00:33:56,826
‫من از همچین چیزی خبر ندارم

538
00:33:56,909 --> 00:34:00,371
‫من حتی هنوز نمی‌دونم اون مردی که
‫دیدید "گادولکین" هست یا نه

539
00:34:01,539 --> 00:34:03,583
‫این چیه؟

540
00:34:03,666 --> 00:34:05,376
‫بخشی از تحقیقات اصلی "گادولکین"

541
00:34:05,460 --> 00:34:09,797
‫درمورد کنترل و مطیع کردن
‫افراد ابرانسان

542
00:34:32,361 --> 00:34:34,530
‫پس فکر می‌کنی
اون می‌تونه جلوی "سایفر" رو بگیره

543
00:34:34,614 --> 00:34:37,867
‫اگه اون "گادولکین" باشه
‫می‌تونه جلوی "هوم‌لندر" رو بگیره

544
00:34:37,950 --> 00:34:39,243
‫ما باید باهاش حرف بزنیم

545
00:34:39,327 --> 00:34:40,953
‫"ما" نباید هیچ کاری بکنیم

546
00:34:41,037 --> 00:34:42,705
‫تو باید قبول کنی

547
00:34:42,789 --> 00:34:45,917
‫که از مجموع تمام دوست‌هات
‫قدرتمندتری

548
00:34:47,835 --> 00:34:52,048
‫وقتی گرد و خاک‌ها بخوابه
‫اون‌هایی که باقی می‌مونن دنیا رو از نو می‌سازن

549
00:34:52,131 --> 00:34:53,508
‫بهش فکر کن

550
00:34:59,222 --> 00:35:02,016
‫یه راهی پیدا می‌کنیم

551
00:35:05,728 --> 00:35:07,105
‫من باهاتم

552
00:35:09,023 --> 00:35:12,527
‫یالا، بیا... بیا بریم بخوابیم

553
00:35:20,576 --> 00:35:21,744
‫چیه؟

554
00:35:24,122 --> 00:35:25,248
‫باشه

555
00:35:27,667 --> 00:35:29,335
‫اون گیرش آورده؟

556
00:35:29,418 --> 00:35:32,255
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کجان؟

557
00:35:32,338 --> 00:35:37,593
‫خب، پیداش کن، وگرنه کاری می‌کنم
‫یه شات‌گان رو تو سر خودت خالی کنی

558
00:35:37,677 --> 00:35:42,431
‫لعنتی! اگه فقط همکاری می‌کردی
‫این کار خیلی راحت‌تر پیش می‌رفت

559
00:35:44,433 --> 00:35:47,311
‫انگار هیچ‌کس نمی‌فهمه
‫اوضاع اینجا چقدر حساسه

560
00:35:47,395 --> 00:35:49,772
‫یه مشت هدردهنده‌ی بی‌ارزش ماده‌ی وی

561
00:35:52,441 --> 00:35:55,153
‫تا حالا استرالیا رفتی؟

562
00:35:55,236 --> 00:35:57,905
‫بچه که بودم با بابام می‌رفتم

563
00:35:57,989 --> 00:36:01,242
‫استرالیایی‌ها عاشق کانگوروهاشون‌ان

564
00:36:01,325 --> 00:36:04,537
‫واسه همین، هر سال
‫اجازه میدن شکارچی‌ها بکشن‌شون

565
00:36:04,620 --> 00:36:08,249
‫جمعیت رو کنترل می‌کنن
‫تا ازشون محافظت کنن

566
00:36:08,332 --> 00:36:10,668
‫برای قدرت گله

567
00:36:11,711 --> 00:36:16,465
‫این دانشگاه، به یه بنای یادبود
‫برای میان‌مایگی تبدیل شده

568
00:36:16,549 --> 00:36:18,843
‫ادعا می‌کنیم آموزش عالی برای اسطوره‌هاست

569
00:36:18,926 --> 00:36:23,556
‫و با این حال، یه پسر رو پذیرش می‌کنیم
‫که بدنش یه تکینگی کوانتومی‌ـه

570
00:36:23,639 --> 00:36:27,435
‫پس، مأموریت من اینه
که این گله رو پاکسازی کنم

571
00:36:28,895 --> 00:36:31,439
‫و از دانشگاه گادولکین شروع می‌کنم

572
00:36:32,857 --> 00:36:34,775
‫و وقتی کارم تموم بشه

573
00:36:34,859 --> 00:36:39,197
‫جمعیت دانشجوها رو
‫‏75 درصد کاهش می‌دم

574
00:36:39,280 --> 00:36:42,116
‫قوی‌ها قوی‌تر می‌شن

575
00:36:42,200 --> 00:36:43,659
‫تو رسماً روانی هستی

576
00:36:43,743 --> 00:36:47,163
‫و ضعیف‌ها به همون سرنوشت پسرت
‫دچار می‌شن

577
00:36:57,256 --> 00:36:58,424
‫این دیگه چه کوفتیه؟

578
00:38:39,525 --> 00:38:41,402
‫ماری. وایسا

579
00:38:42,278 --> 00:38:43,946
‫برگرد برو بخواب

580
00:38:44,030 --> 00:38:45,489
‫تو می‌تونی من رو درست کنی

581
00:38:48,951 --> 00:38:50,745
‫داری چه چرت و پرتی می‌گی؟

582
00:38:50,828 --> 00:38:52,955
‫فکر کنم تو می‌تونی قدرت‌های من رو درست کنی

583
00:38:53,039 --> 00:38:56,667
‫شاید بتونم ازشون برای کمک بهت استفاده کنم
‫و "سایفر" رو از ذهنت بیرون نگه دارم
