﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:09,759 --> 00:00:11,136
...آنچه در "دکستر" گذشت

3
00:00:11,177 --> 00:00:12,929
‫- چه حسی داره؟
‫- بهتره.

4
00:00:12,971 --> 00:00:14,639
‫- همه چیز مرتبه؟
‫- مادرم...

5
00:00:14,681 --> 00:00:15,807
‫فوت کرد.

6
00:00:15,807 --> 00:00:17,017
‫وقتی بچه بودم،

7
00:00:17,058 --> 00:00:19,436
‫یه سرباز بودم.
‫خودم نمی‌خواستم.

8
00:00:19,477 --> 00:00:21,771
‫تو کمد اتاق خوابش
‫کپک سیاه پیدا کردیم.

9
00:00:21,771 --> 00:00:23,231
‫صاحب‌خونه
‫جواب تلفن‌هام رو نمیده.

10
00:00:23,356 --> 00:00:24,607
‫اجاره‌ش عقب افتاده.

11
00:00:24,607 --> 00:00:26,401
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که وظیفه‌ت رو انجام بدی.

12
00:00:26,443 --> 00:00:28,319
‫هر وقت وقتش شد انجامش میدم.

13
00:00:28,403 --> 00:00:29,529
‫یه انگیزه آنی داشتی،

14
00:00:29,612 --> 00:00:30,905
‫ردش کردی. اون حس عدالت‌خواهی

15
00:00:30,947 --> 00:00:32,157
‫خانوادگی مورگان رو غنیمت بشمار،

16
00:00:32,198 --> 00:00:33,283
‫مسیر خودت رو پیدا کن.

17
00:00:33,283 --> 00:00:34,659
‫سلام، دانشجویان آینده،

18
00:00:34,659 --> 00:00:36,119
‫من امروز بعد از ظهر
‫قراره راهنمای تور شما باشم.

19
00:00:36,161 --> 00:00:37,787
‫- من جی‌جی هستم.
‫- من هریسونم.

20
00:00:37,871 --> 00:00:39,622
‫رونالد اشمیت.

21
00:00:39,706 --> 00:00:40,874
‫ترجیح میده "رِد" صداش کنن.

22
00:00:40,957 --> 00:00:43,460
‫سال‌هاست که میزبان
‫این دورهمی بودم.

23
00:00:43,585 --> 00:00:44,919
‫پس، افراد دیگه‌ای هم هستن؟

24
00:00:45,003 --> 00:00:47,297
‫- لووِل.
‫- به سیرک عجایب خوش اومدی.

25
00:00:48,631 --> 00:00:49,799
‫- میا.
‫- من فقط از کشتن لذت می‌برم.

26
00:00:50,008 --> 00:00:51,634
‫میا تو زندان به زندگی خودش پایان داد.

27
00:00:51,676 --> 00:00:53,261
‫- گرت.
‫- من رازت رو می‌دونم.

28
00:00:53,261 --> 00:00:55,346
‫تو یه دوقلو داری.

29
00:00:57,682 --> 00:00:58,808
‫چه اتفاقی افتاده؟

30
00:00:58,850 --> 00:01:00,727
‫- اون اومد سراغ من.
‫- منطقی نیست.

31
00:01:00,769 --> 00:01:02,937
‫- اَل.
‫- امیدوارم از فیلم کوچولوی من خوشت بیاد،

32
00:01:03,021 --> 00:01:04,522
‫آقای پریتر.

33
00:01:05,440 --> 00:01:08,693
‫همون یاروی "مراسم خیریه."
‫آدم پرمشغله‌ای هستی.

34
00:01:08,777 --> 00:01:10,445
‫من معتقدم هریسون مورگان

35
00:01:10,528 --> 00:01:11,738
‫رایان فاستر رو کشته...

36
00:01:11,821 --> 00:01:13,073
‫نه، نه، نه!

37
00:01:13,156 --> 00:01:14,324
‫... با روش‌هایی که از

38
00:01:14,324 --> 00:01:16,284
‫پدرش، دکستر مورگان، یاد گرفته.

39
00:01:16,326 --> 00:01:18,953
‫از من و پسرم دور بمون.

40
00:01:18,953 --> 00:01:21,247
‫فکر کردی
‫من همین‌طوری عقب می‌کشم؟

41
00:01:41,518 --> 00:01:42,685
‫برای ثبت در پرونده،

42
00:01:42,769 --> 00:01:44,229
‫اینجانب سروان انجل باتیستا هستم.

43
00:01:44,354 --> 00:01:47,232
‫در حال حاضر در نیویورک هستم
‫و مدارک جمع‌آوری می‌کنم

44
00:01:47,357 --> 00:01:49,901
‫تا ثابت کنم همکار سابقم،
‫دکستر مورگان،

45
00:01:49,984 --> 00:01:51,277
‫در واقع

46
00:01:51,361 --> 00:01:53,530
‫همون قصاب خلیج هاربرـه.

47
00:01:56,074 --> 00:01:59,452
‫یک ردیاب در خودروی
‫آقای مورگان کار گذاشته‌ام،

48
00:01:59,577 --> 00:02:00,912
‫و قصد دارم مکان‌هایی رو

49
00:02:00,995 --> 00:02:02,288
‫که دکستر

50
00:02:02,288 --> 00:02:05,166
‫زمان قابل توجهی رو در آنجا می‌گذرونه،
‫ثبت کنم

51
00:02:05,166 --> 00:02:07,794
‫دکستر در یک آپارتمان زیرزمینی با پلاک 7701،

52
00:02:07,877 --> 00:02:09,462
‫در خیابان فارست کوئینز زندگی می‌کنه.

53
00:02:09,504 --> 00:02:12,841
‫پسر دکستر، هریسون مورگان،
‫در هتل امپایر کار می‌کنه.

54
00:02:12,966 --> 00:02:14,551
‫محل سکونتش، نامعلومه.

55
00:02:14,759 --> 00:02:17,053
‫بیشتر روزها و عصرها،

56
00:02:17,095 --> 00:02:20,598
‫دکستر برای یک شرکت
‫تاکسی اینترنتی کار می‌کنه.

57
00:02:20,682 --> 00:02:23,309
‫اون اغلب تا 30 دقیقه توقف می‌کنه

58
00:02:23,393 --> 00:02:25,019
‫تا مسافرانی رو از اطراف

59
00:02:25,145 --> 00:02:27,856
‫فرودگاه‌های جی‌اف‌کی، لاگواردیا

60
00:02:27,981 --> 00:02:29,941
‫و ایستگاه گرند سنترال سوار کنه.

61
00:02:30,024 --> 00:02:33,653
‫دکستر مردی اهل روزمرگی‌ـه.

62
00:02:33,778 --> 00:02:34,779
‫اون به طور مرتب

63
00:02:34,863 --> 00:02:38,116
‫به دو رستوران کوچیک مختلف

64
00:02:38,199 --> 00:02:41,035
‫و یک غذاخوری کوبایی سر می‌زنه.

65
00:02:41,119 --> 00:02:43,538
‫ساندویچ کوبایی‌اش بد نیست، ولی...
‫خب، به هر حال.

66
00:02:43,621 --> 00:02:46,958
‫آقای مورگان زمان زیادی رو
‫دور از خانه نمی‌گذرونه،

67
00:02:47,041 --> 00:02:48,334
‫مگر برای مسافرکشی.

68
00:02:48,418 --> 00:02:51,379
‫با مشخص کردن
‫کارهای روزمره‌اش در شهر،

69
00:02:51,504 --> 00:02:52,672
‫قصد دارم هرگونه

70
00:02:52,797 --> 00:02:55,091
‫انحراف از الگوی روزانه‌اش
‫رو زیر نظر بگیرم

71
00:02:55,216 --> 00:02:57,719
‫تا وقتی دوباره دست به کار شد،
‫اونجا باشم.

72
00:03:03,099 --> 00:03:05,727
‫الان کجایی، دکستر مورگان؟

73
00:03:15,904 --> 00:03:17,238
‫امشب شبی‌ـه که

74
00:03:17,280 --> 00:03:18,781
‫می‌تونم با جابه‌جا کردن مردم
‫تو کل شهر

75
00:03:18,781 --> 00:03:20,533
‫چند صد دلاری کاسب بشم.

76
00:03:22,118 --> 00:03:23,369
[قبول درخواست سفر مگان]

77
00:03:23,411 --> 00:03:26,748
‫اما من نیاز عمیق‌تری دارم
‫که باید برطرفش کنم.

78
00:03:30,335 --> 00:03:32,378
‫لووِل، میا،

79
00:03:32,462 --> 00:03:33,880
‫گرت...

80
00:03:33,963 --> 00:03:35,506
‫و بعد هم نوبت اَل بود.

81
00:03:35,506 --> 00:03:37,342
‫داری همه دوست‌هات رو از دست میدی.

82
00:03:37,967 --> 00:03:39,802
‫اون‌ها دوست‌های من نیستن.

83
00:03:40,762 --> 00:03:42,680
‫باشه، حق با تو بود.

84
00:03:42,764 --> 00:03:44,432
‫مرزها یه‌کم کمرنگ شده بود.

85
00:03:44,557 --> 00:03:46,851
‫نمی‌تونی زندگی مربوط به قتل‌هات رو
‫با زندگی شخصی‌ت قاطی کنی.

86
00:03:46,893 --> 00:03:49,229
‫- هیچوقت آخر و عاقبت خوبی نداره...
‫- فهمیدم، بابا.

87
00:03:49,270 --> 00:03:52,273
‫تقریباً کار جدا کردنشون تموم شده.

88
00:03:54,192 --> 00:03:55,693
‫کجا رفتی؟ اونجاست.
[بابای شماره یک]

89
00:03:58,321 --> 00:03:59,530
‫هی، رِد.

90
00:03:59,614 --> 00:04:01,115
‫- هی، اَل.
‫- چطوری؟

91
00:04:01,241 --> 00:04:02,617
‫می‌دونی، می‌خواستم
‫یه حالی ازت بپرسم.

92
00:04:02,700 --> 00:04:03,660
‫اون روز واقعاً
‫اتفاق عجیبی بود.

93
00:04:03,785 --> 00:04:04,702
‫آره، سنگین بود.

94
00:04:04,786 --> 00:04:05,870
‫خوب می‌شه اگه در موردش
‫صحبت کنیم

95
00:04:05,995 --> 00:04:07,705
‫با یه... رفیق.

96
00:04:08,790 --> 00:04:10,708
‫می‌خوای امشب بریم
‫یه چیزی بخوریم؟

97
00:04:10,792 --> 00:04:12,543
‫آخ، رفیق، خیلی دوست داشتم،
‫ولی می‌دونی چیه؟

98
00:04:12,627 --> 00:04:14,212
‫امشب می‌رم نمایش "همیلتون" رو ببینم.

99
00:04:14,295 --> 00:04:16,047
‫و بعد از نمایش هم،
‫یه راست می‌رم خونه.

100
00:04:16,130 --> 00:04:17,340
‫- خونه؟
‫- آره،

101
00:04:17,423 --> 00:04:18,716
‫برمی‌گردم ویسکانسین.

102
00:04:18,841 --> 00:04:20,885
‫سرزمین کله‌پنیری‌ها.

103
00:04:21,010 --> 00:04:22,220
‫می‌خوام کل شب رو رانندگی کنم.

104
00:04:22,345 --> 00:04:23,346
‫- ولی...
‫- آره، می‌دونم،

105
00:04:23,429 --> 00:04:24,555
‫یه‌کم زودتر از اونیه که

106
00:04:24,639 --> 00:04:26,099
‫برنامه‌ریزی کرده بودم،
‫ولی، راستش رو بخوای،

107
00:04:26,224 --> 00:04:27,600
‫این دورهمی‌های کوچیک
‫دیگه جذابیتشون رو از دست دادن،

108
00:04:27,725 --> 00:04:29,227
‫با این همه مرگی که اتفاق افتاده.

109
00:04:29,352 --> 00:04:31,104
‫به علاوه، خانمم هم منتظره،

110
00:04:31,104 --> 00:04:32,855
‫می‌خوایم یه‌کم وقت بگذرونیم.

111
00:04:32,855 --> 00:04:34,023
‫نمی‌تونم بذارم فرار کنه،

112
00:04:34,065 --> 00:04:36,067
‫نه بعد از دیدن اون فیلم خانوادگی‌ش.

113
00:04:36,109 --> 00:04:37,610
‫- "همیلتون"، هان؟
‫- آره، عجب چیزی‌ـه.

114
00:04:37,735 --> 00:04:40,405
‫بلیتش گرونه، ولی من
‫عاشق یه نمایش موزیکال خوبم.

115
00:04:40,488 --> 00:04:42,240
‫چطوره بعدش همدیگه رو ببینیم؟

116
00:04:42,365 --> 00:04:45,034
‫یه قهوه قبل از رانندگی طولانی؟

117
00:04:45,118 --> 00:04:46,744
‫نمی‌خوام فرصتم رو خراب کنم.

118
00:04:46,828 --> 00:04:47,996
‫خب، بذار ببینم...

119
00:04:47,996 --> 00:04:49,205
‫آخرش گرسنه‌م می‌شه...

120
00:04:49,247 --> 00:04:50,581
‫می‌دونی چیه؟
‫آره، همین کار رو می‌کنیم.

121
00:04:50,581 --> 00:04:51,916
‫یه جایی نزدیک
‫همه سالن‌های تئاتر هست

122
00:04:51,958 --> 00:04:53,710
‫که یه پاستای کاژونی داره
‫که حرف نداره.

123
00:04:53,751 --> 00:04:55,378
‫- آدرسش رو برات پیامک می‌کنم.
‫- عالیه.

124
00:04:55,461 --> 00:04:57,088
‫خیلی‌خب.

125
00:04:59,382 --> 00:05:01,342
‫پاستای کاژون.

126
00:05:06,306 --> 00:05:11,269
[دکستر: رستاخیز]

127
00:05:14,981 --> 00:05:18,568
[قسمت هشتم: اتاق قتل، مرکز اتفاق‌ها]

128
00:05:18,609 --> 00:05:19,819
[مراسم خیریه]

129
00:05:19,902 --> 00:05:21,529
‫این رو ببین.

130
00:05:22,322 --> 00:05:24,240
‫باورنکردنیه.

131
00:05:24,991 --> 00:05:27,118
‫فکر می‌کردم کاری که پارسال کردی

132
00:05:27,201 --> 00:05:29,912
‫دیگه بهتر از اون نمی‌شه.

133
00:05:29,996 --> 00:05:31,789
‫ولی تونستی.

134
00:05:31,914 --> 00:05:35,793
‫این... فوق‌العاده به نظر میاد.

135
00:05:36,669 --> 00:05:38,963
‫یه دست مرتب به افتخار
‫خودتون بزنید.

136
00:05:45,136 --> 00:05:46,304
‫ویلچرها.

137
00:05:46,387 --> 00:05:47,972
‫ببخشید قربان؟

138
00:05:48,931 --> 00:05:50,308
‫باید یادتون باشه،

139
00:05:50,433 --> 00:05:51,893
‫این مهمونی
‫برای افراد مشهور

140
00:05:52,018 --> 00:05:54,312
‫یا سرمایه‌دارها نیست.
‫ما این کار رو برای کی انجام می‌دیم؟

141
00:05:54,354 --> 00:05:55,646
‫افسرهای پلیس نیویورک که

142
00:05:55,730 --> 00:05:57,398
‫حین انجام وظیفه مجروح شدن.

143
00:05:58,858 --> 00:06:00,485
‫خدای من.

144
00:06:00,610 --> 00:06:03,488
‫من خیلی متأسفم.
‫من خیلی...

145
00:06:03,571 --> 00:06:06,157
‫یه سطح شیب‌دار برای سِن.
‫معلومه. چطور تونستم...

146
00:06:06,240 --> 00:06:07,492
‫باورم نمی‌شه
‫که این اشتباه ازم سر زد... من...

147
00:06:07,617 --> 00:06:10,119
‫ویوین. ویو.
‫کارت عالی بوده.

148
00:06:10,244 --> 00:06:11,245
‫و تا آخر هفته وقت داری

149
00:06:11,371 --> 00:06:12,455
‫که درستش کنی.
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟

150
00:06:12,580 --> 00:06:13,998
‫البته قربان.
‫الان انجامش میدم.

151
00:06:14,082 --> 00:06:15,750
‫ویوین؟

152
00:06:15,833 --> 00:06:17,502
‫دخترت چطوره؟

153
00:06:19,670 --> 00:06:21,964
‫متخصصی که پیشش فرستادین
‫جونش رو نجات داد.

154
00:06:22,006 --> 00:06:23,925
‫همین تازگی‌ها
‫جواب آزمایش‌هاش سالم بود.

155
00:06:24,008 --> 00:06:26,677
‫خیلی ازتون ممنونم.
‫برای همه چیز.

156
00:06:26,761 --> 00:06:28,846
‫باعث افتخارمه.

157
00:06:37,855 --> 00:06:39,273
‫چیه؟

158
00:06:39,315 --> 00:06:41,484
‫فقط این نیست
‫که از وقتی رِد اومد

159
00:06:41,567 --> 00:06:44,195
‫همه چیز به هم ریخت.
‫من حس خوبی ندارم.

160
00:06:45,488 --> 00:06:46,989
‫حس؟ من...

161
00:06:47,115 --> 00:06:48,574
‫ببخشید، تو الان
‫گفتی "حس"؟

162
00:06:48,574 --> 00:06:49,659
‫بذار حرفم رو تموم کنم.

163
00:06:49,659 --> 00:06:50,743
‫احساسات تو

164
00:06:50,785 --> 00:06:52,620
‫برام پشیزی ارزش نداره، چارلی.

165
00:06:52,662 --> 00:06:54,580
‫من دیدم که گرت به رِد حمله کرد،
‫تو هم دیدی.

166
00:06:54,622 --> 00:06:57,333
‫باید ازش تشکر کنیم،
‫نه اینکه وفاداری‌ش رو زیر سوال ببریم.

167
00:06:57,375 --> 00:06:58,835
‫اون مرموزه، رازدار...

168
00:06:58,918 --> 00:07:00,461
‫باشه. باشه.

169
00:07:00,545 --> 00:07:02,880
‫این تئوری بزرگت چیه،
‫چارلی؟

170
00:07:03,005 --> 00:07:04,966
‫که به گروه ما نفوذ کرده...

171
00:07:05,049 --> 00:07:06,467
‫گروهی که خودمون دعوتش کردیم...

172
00:07:06,551 --> 00:07:08,344
‫لووِل رو به قتل رسونده،
‫باعث دستگیری میا شده

173
00:07:08,469 --> 00:07:11,139
‫و دعوا با گرت رو
‫طراحی کرده

174
00:07:11,222 --> 00:07:13,808
‫که نزدیک بود به کشتنش بده؟
‫این تئوری بزرگته؟

175
00:07:13,891 --> 00:07:17,353
‫من تئوری‌ای ندارم.
‫مشکل همینه.

176
00:07:17,437 --> 00:07:18,688
‫من به اندازه کافی در موردش نمی‌دونم.

177
00:07:18,771 --> 00:07:20,314
‫نگرانم که شاید
‫چیزی رو از قلم انداخته باشم.

178
00:07:20,398 --> 00:07:21,983
‫تو در مورد گرت هم
‫به اندازه کافی نمی‌دونستی،

179
00:07:22,066 --> 00:07:24,569
‫که فکر می‌کرد
‫یه جورایی شکارچی رأس هرمه.

180
00:07:24,652 --> 00:07:25,695
‫من این رو باور نمی‌کنم.

181
00:07:27,989 --> 00:07:29,615
‫اون همیشه یه چیزیش بود.

182
00:07:29,699 --> 00:07:31,659
‫آره. اون...

183
00:07:31,742 --> 00:07:35,580
‫با همون ژست‌های گنده‌بک،
‫متکبر و عقده‌ایش.

184
00:07:35,663 --> 00:07:38,124
‫پس، چرا امسال؟

185
00:07:38,249 --> 00:07:40,585
‫هیچ منطقی تو کار
‫آدمی مثل گرت نیست.

186
00:07:40,710 --> 00:07:43,504
‫ببین، تو اینجور آدم‌ها رو
‫مثل من نمی‌شناسی.

187
00:07:43,629 --> 00:07:45,756
‫می‌گی در مورد رِد
‫یه حسی داری؟

188
00:07:45,882 --> 00:07:47,425
‫خب، منم دارم.

189
00:07:47,550 --> 00:07:49,427
‫من شناختمش
‫و بهش اعتماد دارم.

190
00:07:50,303 --> 00:07:53,181
‫تو باید به من اعتماد کنی
‫و بذاری کارم رو انجام بدم.

191
00:07:53,222 --> 00:07:57,101
‫ببخشید، اون...
‫دقیقاً چی بود، می‌شه بگی؟

192
00:07:58,478 --> 00:08:00,605
‫که ازت محافظت کنم.

193
00:08:01,481 --> 00:08:03,107
‫پس کارت رو بکن.

194
00:08:09,238 --> 00:08:12,241
‫خب، به قسمت بیرونی
‫قایق می‌گن بدنه.

195
00:08:12,325 --> 00:08:15,536
‫شامل همه چیز می‌شه،
‫از عرشه تا کف قایق.

196
00:08:15,620 --> 00:08:19,123
‫به کف قایق
‫می‌گن شاه‌تیر.

197
00:08:19,207 --> 00:08:21,334
‫یه جورایی
‫مثل ستون فقرات قایق می‌مونه.

198
00:08:21,417 --> 00:08:23,211
‫- بهش ثبات میده.
‫- جای تعجب نداره که

199
00:08:23,294 --> 00:08:25,755
‫همیشه می‌خواد باهات وقت بگذرونه،
‫لوسش می‌کنی.

200
00:08:25,838 --> 00:08:28,174
‫خب، بچه‌ها باید لوس بشن.

201
00:08:28,299 --> 00:08:30,218
‫ممنون که امروز مراقبش بودی.

202
00:08:33,137 --> 00:08:36,015
‫خبری از وضعیت
‫صاحب‌خونه‌تون نشده؟

203
00:08:36,098 --> 00:08:38,643
‫خب، وینی حتی حاضر نیست
‫شوفاژ رو دوباره روشن کنه،

204
00:08:38,768 --> 00:08:40,144
‫پس کپک رو که دیگه فراموش کن.

205
00:08:40,228 --> 00:08:41,562
‫- خدای من.
‫- فکر می‌کردم می‌تونم

206
00:08:41,646 --> 00:08:43,689
‫صبر کنم خودش خسته شه،
‫تو هتل بمونم،

207
00:08:43,773 --> 00:08:47,151
‫اجاره رو ندم.
‫ولی...

208
00:08:47,276 --> 00:08:49,529
‫هتل امپایر برای این آخر هفته
‫کاملاً پره.

209
00:08:49,654 --> 00:08:51,155
کلی آدم برای اون مراسم میان

210
00:08:51,239 --> 00:08:54,075
‫هیچ اتاقی نیست.
‫اصلاً نمی‌دونم کجا قراره بمونیم.

211
00:08:54,200 --> 00:08:55,243
‫لعنتی.

212
00:08:55,368 --> 00:08:56,410
‫من...
‫تو هم باید یه جایی

213
00:08:56,536 --> 00:08:57,662
‫برای موندن پیدا کنی.

214
00:08:57,745 --> 00:08:59,872
‫نه، من نگران اون نیستم، من...

215
00:08:59,997 --> 00:09:01,874
‫من فقط... فقط حس خیلی بدی دارم.

216
00:09:02,542 --> 00:09:04,752
‫آخه، اون درگیری
‫با صاحب‌خونه‌ت...

217
00:09:04,877 --> 00:09:06,712
‫احساس می‌کنم تقصیر من بود.

218
00:09:06,796 --> 00:09:08,256
‫تقصیر تو نیست.

219
00:09:08,339 --> 00:09:09,840
‫این حرف رو نزن.

220
00:09:09,924 --> 00:09:12,343
‫اون به حرف هیچ‌کس
‫قرار نبود گوش بده.

221
00:09:15,137 --> 00:09:17,098
‫ما کجا...
‫اون مال توئه؟

222
00:09:17,223 --> 00:09:18,182
‫- آره.
‫- اونقدر دور؟

223
00:09:18,266 --> 00:09:20,685
‫قایق خیلی دوریه.

224
00:09:20,810 --> 00:09:22,853
‫- بله.
‫- آره.

225
00:09:34,657 --> 00:09:36,450
‫یه آرایشگاه خانوادگی.
[!تا یه ماه دیگه تعطیلاتیم، نیستیم]

226
00:09:36,492 --> 00:09:37,702
‫عالیه.

227
00:09:37,743 --> 00:09:39,245
‫وقت ندارم عکس
‫قربانی‌های اَل رو

228
00:09:39,370 --> 00:09:41,163
‫جمع‌آوری کنم...

229
00:09:42,456 --> 00:09:44,875
‫... ولی خودش می‌فهمه برای چی اینجاست.
[کلاه‌گیس فروشی]

230
00:09:56,679 --> 00:09:58,180
‫انگار مسئولیت
‫کشتن تمام اعضای

231
00:09:58,222 --> 00:09:59,557
‫گروه پریتر

232
00:09:59,682 --> 00:10:01,434
‫مستقیماً افتاده گردن من...

233
00:10:10,568 --> 00:10:13,821
‫چطوری باید اَل رو
‫روی این میز بخوابونم؟

234
00:10:14,739 --> 00:10:15,906
‫دکستر بیشتر از یک ساعته

235
00:10:15,990 --> 00:10:17,658
‫که تو همین مکان بوده.

236
00:10:17,783 --> 00:10:19,785
‫تقاطع خیابان 49 و خیابان ششم.

237
00:10:19,910 --> 00:10:22,580
‫مسیر همیشگی مسافرکشی‌ش نیست.

238
00:10:22,705 --> 00:10:25,249
‫هیچ رستوران کوبایی‌ای هم اینجا نیست.

239
00:10:46,771 --> 00:10:48,898
[قربانیان قصاب خلیج هاربر - همچنان ناشناخته]

240
00:10:48,939 --> 00:10:50,274
[قاتل همچنان آزاده]

241
00:10:52,860 --> 00:10:55,112
ارتباط گروهبان پلیس مُرده]
[با قتل‌های خلیج هاربر

242
00:10:56,614 --> 00:10:59,033
سروان پرونده‌ی قتل آرون اسپنسر]
[پس از کشفی وحشتناک مفقود شد

243
00:10:59,075 --> 00:11:00,868
سروان ماریا لاگوئرتا در تیراندازی]
[با سلطان مواد هکتور استرادا کشته شد

244
00:11:00,910 --> 00:11:03,079
افسر با سابقه‌ی میامی]
[به سروانی ارتقا درجه یافت

245
00:11:13,923 --> 00:11:14,924
‫چرا؟

246
00:11:14,965 --> 00:11:16,842
‫مراسم این آخر هفته.

247
00:11:16,884 --> 00:11:18,552
‫تو هم میای.
‫من حضور شما رو تأیید کردم.

248
00:11:18,636 --> 00:11:20,221
‫من شرکت نمی‌کنم،
‫ممنون.

249
00:11:20,221 --> 00:11:21,305
‫دستور رئیسه.

250
00:11:21,347 --> 00:11:22,473
‫لئون پریتر یه کامیون پر پول

251
00:11:22,515 --> 00:11:23,557
‫به اداره پلیس

252
00:11:23,641 --> 00:11:25,059
‫در طول این سال‌ها اهدا کرده،

253
00:11:25,184 --> 00:11:26,977
‫و اگه دلش بخواد دایره جنایی رو
‫یه شب روی سن رژه ببره،

254
00:11:27,061 --> 00:11:28,437
‫همین اتفاقی میفته که باید بیفته.

255
00:11:28,562 --> 00:11:29,939
‫من برای این کارها خیلی گرفتارم.

256
00:11:30,022 --> 00:11:32,024
‫دقیقاً گرفتار چه کاری؟

257
00:11:40,116 --> 00:11:42,451
‫آستین چپ کت شما
‫یه‌کم کوتاه‌تر از

258
00:11:42,493 --> 00:11:44,412
‫آستین راست‌تونه.

259
00:11:53,212 --> 00:11:54,672
‫پدرسوخته.

260
00:12:02,096 --> 00:12:05,224
‫ساعت 3:05 بعد از ظهر،
‫همین الان رسیدم.

261
00:12:05,307 --> 00:12:08,894
‫خیابان 49 و ششم. مرکز شهر.

262
00:12:09,019 --> 00:12:10,771
‫بیشتر از یه ساعته که اینجاست.

263
00:12:10,896 --> 00:12:13,816
‫یه آرایشگاه،

264
00:12:13,941 --> 00:12:15,776
‫رخت‌شوی‌خانه،

265
00:12:15,860 --> 00:12:17,695
‫ساختمون‌های اداری.

266
00:12:20,531 --> 00:12:22,700
‫ماشین دکستر کجاست؟

267
00:12:31,375 --> 00:12:33,294
‫لعنتی.

268
00:12:38,424 --> 00:12:40,968
‫دکستر اینجا چی کار می‌کرده؟

269
00:12:43,179 --> 00:12:45,222
[کلاه‌گیس فروشی]

270
00:12:57,276 --> 00:12:59,361
‫ای وای. ببخشید.

271
00:12:59,445 --> 00:13:00,488
‫خوبی؟

272
00:13:00,571 --> 00:13:03,282
‫- آره.
‫- امروز حواسم پرته.

273
00:13:03,324 --> 00:13:05,576
‫این هفته خیلی سخت بود.

274
00:13:06,327 --> 00:13:08,245
‫الانه که باید بپرسم
‫از وقتی مادربزرگش

275
00:13:08,329 --> 00:13:10,206
‫فوت کرده، حالش چطوره؟

276
00:13:10,289 --> 00:13:12,958
‫مطمئنم از وقتی مادربزرگت...

277
00:13:13,042 --> 00:13:14,835
‫نه، حتی به خاطر اون هم نیست.

278
00:13:14,960 --> 00:13:18,422
‫نامزدم سَم... این هفته
‫تو دانشگاه برکلی قبول شد.

279
00:13:18,506 --> 00:13:20,049
‫دانشکده مدیریت بازرگانی رویایی‌ش.

280
00:13:20,132 --> 00:13:21,509
‫تبریک می‌گم.

281
00:13:21,634 --> 00:13:24,512
‫درسته؟ خوب می‌شد
‫اگه بابام این رو می‌گفت.

282
00:13:24,595 --> 00:13:27,431
‫- نگفت...
‫- نه. رفتیم که به اون و مامانم

283
00:13:27,556 --> 00:13:28,599
‫خبر خوب رو بدیم،

284
00:13:28,682 --> 00:13:31,101
‫ولی اون خیلی... عوضی‌بازی درآورد.

285
00:13:31,227 --> 00:13:33,229
‫گفت اون دانشگاه
‫مال چپ‌گراهای کمونیسته.

286
00:13:33,354 --> 00:13:34,688
‫که، اتفاقاً، دیوانگی محضه.

287
00:13:34,772 --> 00:13:36,273
‫داریم در مورد
‫دانشکده مدیریت حرف می‌زنیم.

288
00:13:36,398 --> 00:13:37,650
‫دیگه از این
‫سرمایه‌داری‌تر نداریم...

289
00:13:37,775 --> 00:13:41,403
‫به هر حال،
‫هیچ جوره نمی‌شه باهاش منطقی حرف زد.

290
00:13:42,404 --> 00:13:44,490
‫حتماً... سخته.

291
00:13:44,490 --> 00:13:45,491
‫ببین، می‌فهمم

292
00:13:45,533 --> 00:13:47,952
‫که ناراحته. مادرش رو از دست داده،

293
00:13:47,993 --> 00:13:50,663
‫و حالا هم من رو به خاطر کالیفرنیا
‫از دست میده. ولی چی؟

294
00:13:50,746 --> 00:13:52,706
‫انتظار داره تا آخر عمرم
‫در چند قدمی‌ش

295
00:13:52,832 --> 00:13:53,874
‫زندگی کنم؟

296
00:13:53,999 --> 00:13:56,252
‫من 27 سالمه،
‫محض رضای خدا.

297
00:13:57,211 --> 00:13:59,713
‫ببخشید. نمی‌خواستم...

298
00:13:59,797 --> 00:14:01,382
‫اشکالی نداره.

299
00:14:01,507 --> 00:14:03,634
‫ولی جداً، تو هم با هریسون
‫همین‌طوری هستی؟

300
00:14:03,676 --> 00:14:05,511
‫یه لحظه هم از جلو چشمت دور نمی‌شه؟

301
00:14:06,428 --> 00:14:07,513
‫نه.

302
00:14:07,555 --> 00:14:08,764
‫تازه اون یه نوجوونه.

303
00:14:08,764 --> 00:14:10,808
‫تو خیلی بهونه
‫بیشتری برای این کار داری.

304
00:14:11,725 --> 00:14:13,519
‫آره، شاید، ولی...

305
00:14:13,602 --> 00:14:16,689
‫بلسینگ مادرش رو از دست داده،

306
00:14:16,814 --> 00:14:20,192
‫با توجه به اینکه چطور وقتی
‫بچه بود نجاتش داده.

307
00:14:21,193 --> 00:14:22,820
‫می‌دونم.

308
00:14:22,903 --> 00:14:25,781
‫فکر کنم باید
‫بیشتر درکش کنم یا هر چی.

309
00:14:26,657 --> 00:14:27,908
‫مطمئنم

310
00:14:27,992 --> 00:14:30,411
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
‫رابطه‌شون چطوری بوده،

311
00:14:30,494 --> 00:14:33,831
‫فرار از سیرالئون
‫وقتی فقط یه بچه بوده.

312
00:14:33,914 --> 00:14:36,292
‫آره، اینکه یه سرباز-بچه بوده.

313
00:14:36,375 --> 00:14:37,751
‫باید خیلی...

314
00:14:37,835 --> 00:14:40,170
‫تو در مورد چی حرف می‌زنی؟

315
00:14:42,006 --> 00:14:43,340
‫تو نمی‌...

316
00:14:44,633 --> 00:14:46,677
‫اون یه سرباز-بچه بود؟

317
00:14:47,469 --> 00:14:50,180
‫خودش نمی‌خواست باشه.
‫دزدیده شده بود.

318
00:14:50,306 --> 00:14:51,849
‫توسط یه جنگ‌سالار.

319
00:14:51,974 --> 00:14:53,183
‫خدای من.

320
00:14:53,267 --> 00:14:55,686
‫- ای وای.
‫- پس، اون همه این‌ها رو به تو گفته

321
00:14:55,811 --> 00:14:58,022
‫تو این دو هفته‌ای
‫که می‌شناسیش؟

322
00:15:02,359 --> 00:15:04,403
‫من... متأسفم. من...

323
00:15:04,486 --> 00:15:06,572
‫نمی‌تونم. من...

324
00:15:06,697 --> 00:15:08,699
‫- من... من باید برم.
‫- باشه.

325
00:15:08,782 --> 00:15:11,285
‫- من نمی‌دونستم تو...
‫- از کجا می‌خواستی بدونی؟

326
00:15:11,368 --> 00:15:12,828
‫چرا باید اصلاً فکر کنی
‫که اون به تو چیزی رو می‌گه

327
00:15:12,912 --> 00:15:15,789
‫که حتی به...
‫بچه خودش هم نگفته؟

328
00:15:30,262 --> 00:15:31,639
‫گل کاشتی، دکس.

329
00:15:31,764 --> 00:15:34,516
‫باید توضیح می‌دادم
‫که اون فقط یه نفر رو کشته؟

330
00:15:35,267 --> 00:15:36,685
‫فکر کنم به اندازه کافی گند زدی.

331
00:15:37,519 --> 00:15:39,855
‫به علاوه، کارهای دیگه‌ای
‫داری که باید بهشون برسی.

332
00:15:50,032 --> 00:15:51,742
‫کاسبی داره رونق می‌گیره.

333
00:15:51,867 --> 00:15:55,621
‫تا چند ساعت دیگه، اَل رو
‫تو راه برگشت از "همیلتون" گیر می‌ندازم.

334
00:15:59,208 --> 00:16:00,834
‫براش جا هست

335
00:16:00,918 --> 00:16:03,921
‫دقیقاً... اینجا.

336
00:16:05,839 --> 00:16:07,257
‫کتفم داره بهتر می‌شه.

337
00:16:07,341 --> 00:16:09,093
‫می‌تونم روی میزم بخوابونمش.

338
00:16:09,218 --> 00:16:12,012
‫و بعد، باشگاه آدم‌کشی پریتر
‫رسماً منحل می‌شه.

339
00:16:18,978 --> 00:16:20,187
‫هی، رفیق.

340
00:16:20,270 --> 00:16:21,981
‫هی، بابا.

341
00:16:22,106 --> 00:16:24,274
‫من گند زدم.

342
00:16:24,400 --> 00:16:27,736
‫- خوبی؟
‫- خوبم. فقط...

343
00:16:27,820 --> 00:16:29,780
‫در مورد یه چیزی
‫به مشورتت احتیاج دارم.

344
00:16:29,905 --> 00:16:31,824
‫وقت داری همدیگه رو ببینیم؟

345
00:16:31,949 --> 00:16:33,617
‫یه لحظه.

346
00:16:33,701 --> 00:16:35,869
‫جدا نگه داشتن زندگی مربوط به قتل‌هام

347
00:16:35,995 --> 00:16:38,288
‫از زندگی شخصی‌م کار سختیه
‫وقتی زندگی شخصی‌م
[مدت نمایش همیلتون: 2 ساعت و 45 دقیقه]

348
00:16:38,372 --> 00:16:41,792
‫هی زنگ می‌زنه و کمک می‌خواد.
[مدت نمایش همیلتون: 2 ساعت و 45 دقیقه]

349
00:16:42,710 --> 00:16:44,795
‫می‌تونی من رو تو منطقه تئاتر ببینی؟

350
00:16:44,878 --> 00:16:46,588
‫منطقه تئاتر؟

351
00:16:46,714 --> 00:16:48,215
[رستوران اپل‌بیز]

352
00:16:55,472 --> 00:16:57,057
‫اوضاع خیلی خراب شده،

353
00:16:57,141 --> 00:16:59,476
‫اگه تا این آخر هفته
‫یه فکری به حالش نکنه،

354
00:16:59,560 --> 00:17:01,103
‫اون و پسرش، دانته...
‫اون‌ها...

355
00:17:01,228 --> 00:17:02,980
‫عملاً بی‌خانمان می‌شن.

356
00:17:04,481 --> 00:17:07,568
‫قسم می‌خورم، فکر کنم همه‌ش
‫به خاطر اینه که دهن مسخره‌م رو باز کردم.

357
00:17:07,609 --> 00:17:09,278
‫درکت می‌کنم.

358
00:17:09,987 --> 00:17:11,113
‫واقعاً؟

359
00:17:11,238 --> 00:17:12,573
‫آره، منم یه چیزی

360
00:17:12,614 --> 00:17:14,950
‫به دختر بلسینگ گفتم
‫که نباید می‌گفتم.

361
00:17:14,950 --> 00:17:16,201
‫فکر می‌کردم این یه مشکل
‫شخصی منه

362
00:17:16,243 --> 00:17:18,245
‫که یه موقعیت رو
‫اینطوری اشتباه برداشت می‌کنم.

363
00:17:18,328 --> 00:17:20,247
‫یا شاید یه چیز انسانیه؟

364
00:17:20,330 --> 00:17:22,124
‫انگار تو خانواده ما ارثیه.

365
00:17:25,502 --> 00:17:28,005
‫هی، این صاحب‌خونه‌ـه، وینی.

366
00:17:28,130 --> 00:17:29,256
‫- آره؟
‫- شاید من بتونم...

367
00:17:29,381 --> 00:17:31,592
‫باهاش صحبت کنم.
‫من می‌تونم متقاعدکننده باشم.

368
00:17:31,675 --> 00:17:33,844
‫متقاعدکننده؟

369
00:17:33,927 --> 00:17:35,971
‫چطوری؟ من... نمی‌خوام که تو...

370
00:17:36,055 --> 00:17:38,265
‫نه، البته که نه.
‫اون شاید یه عوضی باشه،

371
00:17:38,348 --> 00:17:40,684
‫ولی این باعث نمی‌شه
‫لایق "قانون" باشه.

372
00:17:41,477 --> 00:17:42,603
‫- درسته.
‫- ولی شاید

373
00:17:42,644 --> 00:17:43,771
‫اگه من شکایت‌ها رو مطرح کنم،

374
00:17:43,812 --> 00:17:44,980
‫جدی‌تر گرفته بشه؟

375
00:17:45,022 --> 00:17:46,440
‫می‌دونی،
‫به عنوان مأمور سابق قانون.

376
00:17:46,523 --> 00:17:47,691
‫فوت و فنش رو بلدم.

377
00:17:47,775 --> 00:17:51,361
‫آره.
‫آره، این... این می‌تونه جواب بده.

378
00:17:52,446 --> 00:17:54,448
‫به امتحانش می‌ارزه.

379
00:17:57,701 --> 00:17:59,453
‫ممنونم.

380
00:18:04,416 --> 00:18:07,127
‫اشتهات برگشته.

381
00:18:08,003 --> 00:18:09,505
‫فکر کنم فقط...

382
00:18:09,588 --> 00:18:11,757
‫در مورد السا
‫خیلی احساس گناه می‌کردم.

383
00:18:11,882 --> 00:18:14,676
‫این چیز خوبیه.

384
00:18:18,847 --> 00:18:20,974
‫هی، من خیلی خسته‌م.
‫اشکالی نداره صورت‌حساب رو بگیرم؟

385
00:18:21,016 --> 00:18:22,726
‫آره، حتماً.

386
00:18:24,561 --> 00:18:27,189
‫وقتشه اشتهای خودم رو سیر کنم.

387
00:18:45,749 --> 00:18:48,335
‫وقتی اَل داره در مورد
‫همیلتونِ دولتمرد یاد می‌گیره،

388
00:18:48,460 --> 00:18:51,588
‫من می‌تونم در مورد
‫وینیِ صاحب‌خونه یاد بگیرم.

389
00:18:51,713 --> 00:18:52,923
‫آدم‌هایی مثل وینی

390
00:18:52,923 --> 00:18:54,591
‫هیچوقت به عذاب
‫آدم‌هایی که استثمار می‌کنن

391
00:18:54,633 --> 00:18:56,135
‫واکنش نشون نمیدن.

392
00:18:56,260 --> 00:18:59,221
‫اون‌ها به یه نفوذ خارجی احتیاج دارن.

393
00:18:59,263 --> 00:19:01,306
شکایت خانواده‌ای پس از یک مرگ دلخراش]
[در خانه‌ی معیوب

394
00:19:01,306 --> 00:19:02,641
[توافق خارج از دادگاه]

395
00:19:02,683 --> 00:19:04,268
[نرده از جا در رفت]

396
00:19:04,309 --> 00:19:05,227
[...سوابقی]

397
00:19:05,269 --> 00:19:06,478
[درخواست‌های تعمیرات]

398
00:19:06,520 --> 00:19:07,479
[سلیا جانسون، 77 ساله]

399
00:19:07,521 --> 00:19:09,022
[بر اثر جراحات فوت شد]

400
00:19:09,982 --> 00:19:11,650
‫خلاف‌های وینی
‫جدی‌تر از چیزی‌ـه که

401
00:19:11,775 --> 00:19:13,443
‫هریسون فکر می‌کرد.

402
00:19:13,569 --> 00:19:16,363
‫علاوه‌ بر دردی که
‫به دانته کوچولو تحمیل شده،

403
00:19:16,446 --> 00:19:18,282
‫و کی می‌دونه چند تا مستاجر دیگه رو
‫بیرون انداخته

404
00:19:18,407 --> 00:19:21,577
‫تو خیابون‌ها
‫اون هم وسط زمستون مرگبار نیویورک؟

405
00:19:21,660 --> 00:19:23,203
‫نه، دکستر. داری زیاده‌روی می‌کنی.

406
00:19:23,287 --> 00:19:24,913
‫وینی با "قانون" جور در نمیاد.

407
00:19:25,038 --> 00:19:26,582
‫قرار بود...

408
00:19:26,665 --> 00:19:29,084
‫زندگی خانوادگی‌ت رو
‫از زندگی مربوط به قتل‌هات جدا کنی،

409
00:19:29,168 --> 00:19:30,460
‫نه اینکه دوباره قاطی‌شون کنی.

410
00:19:30,586 --> 00:19:33,255
‫روی اون عشق تئاتری که دم دسته
‫تمرکز کن.

411
00:19:33,338 --> 00:19:36,133
‫متمرکزم، ولی باید
‫به هریسون هم کمک کنم.

412
00:19:36,216 --> 00:19:39,011
‫اگه وینی با "قانون" جور دربیاد،
‫واقعاً کارها رو راحت‌تر می‌کنه.

413
00:19:39,094 --> 00:19:40,262
‫دکس.

414
00:19:44,892 --> 00:19:47,644
‫عالی بود که دوباره دیدمش.
‫"فرصتم رو از دست نمیدم"

415
00:19:47,728 --> 00:19:49,521
‫کل هفته تو سرم می‌مونه.

416
00:19:49,646 --> 00:19:52,941
‫پادشاه خیلی باحال بود.

417
00:20:01,283 --> 00:20:03,327
‫کجایی، گنده بک؟

418
00:20:03,410 --> 00:20:05,662
‫نمایش خیلی خوبی بود.

419
00:20:08,415 --> 00:20:12,502
‫راپونزل، راپونزل،
‫کدوم گوری هستی؟

420
00:20:16,423 --> 00:20:17,799
[تماس با اَل]

421
00:20:24,389 --> 00:20:26,975
‫من خ...
‫خیلی متأسفم، رِد. من...

422
00:20:27,059 --> 00:20:29,770
‫به پریتر پیام دادم و
‫کاملاً یادم رفت بهت زنگ بزنم.

423
00:20:29,895 --> 00:20:32,105
‫- متأسفم، رفیق.
‫- چه خبر؟

424
00:20:32,189 --> 00:20:34,441
‫چه خبر؟ "همیلتون"...

425
00:20:34,566 --> 00:20:36,109
‫چیزی نبود که فکرش رو می‌کردم.

426
00:20:36,193 --> 00:20:37,653
‫می‌دونستی یه نمایش رپه؟

427
00:20:37,653 --> 00:20:39,238
‫یه کلمه از حرف‌هاشون رو هم نفهمیدم.

428
00:20:39,279 --> 00:20:40,197
‫هدر دادن پول بود.

429
00:20:40,280 --> 00:20:41,615
‫بین دو پرده جیم شدم.

430
00:20:41,698 --> 00:20:43,575
‫جیم شدی؟

431
00:20:43,659 --> 00:20:46,453
‫آره، همین الان دارم از
‫هوبوکن رد می‌شم.

432
00:20:46,536 --> 00:20:48,538
‫باید تا فردا شب خونه باشم.

433
00:20:48,664 --> 00:20:50,832
‫آخ.

434
00:20:50,958 --> 00:20:52,960
‫واقعاً منتظر بودم که همدیگه رو

435
00:20:53,085 --> 00:20:55,963
‫برای آخرین بار ببینیم.
‫چطوره بیام همون طرفا ببینمت؟

436
00:20:56,046 --> 00:20:57,172
‫آخ، می‌دونی،

437
00:20:57,297 --> 00:20:58,507
‫باید برسم خونه پیش خانمم.

438
00:20:58,632 --> 00:20:59,800
‫می‌دونی، بچه‌ها که
‫خانم‌ها چقدر حساسن.

439
00:20:59,883 --> 00:21:00,926
‫مگه نه؟

440
00:21:01,051 --> 00:21:02,594
‫ولی هی، می‌دونی چیه؟ من...

441
00:21:02,678 --> 00:21:03,929
‫سال دیگه می‌بینمت،

442
00:21:04,012 --> 00:21:05,597
‫اگه پریتر این سنت رو
‫ادامه بده،

443
00:21:05,681 --> 00:21:07,724
‫اگه قتل‌های امسال
‫همه چیز رو خراب نکرده باشه.

444
00:21:07,808 --> 00:21:11,186
‫باشه. خب، شاید
‫اگه گذرم به ویسکانسین افتاد

445
00:21:11,311 --> 00:21:12,896
‫یه خبری ازت بگیرم.

446
00:21:12,980 --> 00:21:15,023
‫کدوم منطقه هستی، راستی؟

447
00:21:15,107 --> 00:21:16,233
‫رفیق،

448
00:21:16,233 --> 00:21:17,276
‫من سعی می‌کنم
‫دنیای پریتر رو از

449
00:21:17,317 --> 00:21:18,360
‫زندگی خانوادگی‌م جدا نگه دارم.

450
00:21:18,402 --> 00:21:20,153
‫درک می‌کنی که.

451
00:21:20,279 --> 00:21:22,155
‫درک می‌کنم.

452
00:21:22,239 --> 00:21:24,491
‫خب، گوش کن، رِد،
‫من دیگه باید خداحافظی کنم.

453
00:21:24,574 --> 00:21:26,868
‫مراقب خودت باش،
‫باشه، رفیق؟

454
00:21:34,751 --> 00:21:37,254
‫اینکه بذارم اَل آزاد باشه،
‫داغونم می‌کنه.

455
00:21:39,172 --> 00:21:40,841
‫فعلاً.

456
00:21:40,882 --> 00:21:42,801
[حذف مخاطب]

457
00:21:44,011 --> 00:21:47,681
‫مسافر تاریک من منتظر بود
‫اَل رو روی میزم داشته باشم.

458
00:21:49,891 --> 00:21:51,310
‫حالا چی؟

459
00:21:52,853 --> 00:21:55,897
‫جایی برای مجسمه گربه
‫پرودنس پیدا کردی؟

460
00:21:55,981 --> 00:21:58,942
‫معلومه. هر بار که می‌بینمش
‫به یادش میفتم.

461
00:21:59,067 --> 00:22:02,112
‫یا می‌بینمش.
‫یا می‌بینمش.

462
00:22:02,237 --> 00:22:04,364
‫چه خوب.

463
00:22:04,489 --> 00:22:05,657
‫داشتم فکر می‌کردم،

464
00:22:05,782 --> 00:22:07,576
‫اگه یه مستاجر تو یکی از
‫واحد‌های شما

465
00:22:07,659 --> 00:22:08,910
‫کپک پیدا کنه چه اتفاقی میفته؟

466
00:22:08,994 --> 00:22:11,121
‫چی؟ کجا، طبقه پایین؟

467
00:22:11,246 --> 00:22:13,790
‫نه، تو آپارتمان من نیست.
‫برای یه دوست می‌پرسم.

468
00:22:13,915 --> 00:22:16,043
‫- جداً.
‫- خدا رو شکر.

469
00:22:16,126 --> 00:22:18,462
‫یعنی، خیلی بده که این رو
‫در مورد دوستت می‌شنوم،

470
00:22:18,545 --> 00:22:20,339
‫ولی کپک موضوع جدی‌ایه.

471
00:22:20,380 --> 00:22:22,507
‫برای این کار قانون وجود داره.
‫بذار برات کتابچه راهنمای

472
00:22:22,549 --> 00:22:24,343
‫مستاجر-صاحب‌خونه رو بیارم.

473
00:22:24,468 --> 00:22:26,762
‫قانون ایالت نیویورک رو
‫توضیح داده.

474
00:22:31,683 --> 00:22:33,769
‫- سلام، بلسینگ.
‫- پیداش کردم.

475
00:22:33,852 --> 00:22:35,062
‫سلام، عزیزم.

476
00:22:35,062 --> 00:22:36,772
‫بفرما.

477
00:22:37,731 --> 00:22:39,024
‫دکستر.

478
00:22:40,150 --> 00:22:43,070
‫می‌تونم یه دقیقه
‫با شما صحبت کنم؟

479
00:22:46,156 --> 00:22:48,241
‫حتماً.

480
00:22:50,369 --> 00:22:52,120
‫می‌خوای بشینی؟

481
00:22:52,204 --> 00:22:54,748
‫چرا این کار رو با من کردی؟!

482
00:22:54,831 --> 00:22:56,083
‫جوی بهم زنگ زد.

483
00:22:56,166 --> 00:22:57,751
‫داشتم رانندگی می‌کردم.
‫به زور می‌تونست حرف بزنه،

484
00:22:57,876 --> 00:22:59,002
‫داشت گریه می‌کرد.

485
00:22:59,086 --> 00:23:00,754
‫قبل از اینکه بتونم حتی...
‫قطع کرد.

486
00:23:00,837 --> 00:23:04,091
‫چطور تونستی در مورد
‫گذشته من بهش بگی؟!

487
00:23:04,883 --> 00:23:07,094
‫اون دیگه هیچوقت
‫مثل قبل بهم نگاه نمی‌کنه.

488
00:23:07,177 --> 00:23:08,845
‫فکر می‌کنه من یه هیولام.

489
00:23:08,845 --> 00:23:10,263
‫من واقعاً باورم نمی‌شه
‫که اون اینطور فکر کنه.

490
00:23:10,305 --> 00:23:11,348
‫معلومه که فکر می‌کنه.

491
00:23:11,431 --> 00:23:12,808
‫چطور می‌تونه نکنه؟

492
00:23:12,891 --> 00:23:15,143
‫بچه‌هاتون از چیزی که فکر می‌کنید
‫قوی‌ترن.

493
00:23:15,227 --> 00:23:17,020
‫واقعاً، دکستر؟

494
00:23:18,230 --> 00:23:20,315
‫فقط تصور کن اگه هریسون

495
00:23:20,399 --> 00:23:22,943
‫می‌دونست که تو یه نفر رو کشتی.

496
00:23:23,026 --> 00:23:24,152
‫فقط یکی؟

497
00:23:25,654 --> 00:23:27,239
‫من نمی‌فهمم

498
00:23:27,239 --> 00:23:29,533
‫چرا این کار رو با من کردی.

499
00:23:30,117 --> 00:23:31,993
‫من خیلی واضح گفته بودم.

500
00:23:32,077 --> 00:23:33,537
‫اون بخش از زندگی من

501
00:23:33,620 --> 00:23:36,289
‫قرار بود همیشه جدا بمونه.

502
00:23:37,624 --> 00:23:39,918
‫هیچوقت نمی‌خواستم اون رو

503
00:23:40,043 --> 00:23:42,337
‫وارد خونه‌م کنم.

504
00:23:42,421 --> 00:23:44,381
‫حق با شماست.

505
00:23:46,174 --> 00:23:48,135
‫متأسفم.

506
00:23:48,218 --> 00:23:50,637
‫تو به من خیانت کردی.

507
00:24:05,777 --> 00:24:07,863
‫ببین چقدر ناراحتی.

508
00:24:09,448 --> 00:24:11,366
‫من داشتم سعی می‌کردم بهش کمک کنم.

509
00:24:12,409 --> 00:24:14,453
‫به رابطه‌ش با دخترش.

510
00:24:14,536 --> 00:24:16,621
‫کمک به ترمیم روابط.

511
00:24:16,746 --> 00:24:18,123
‫مسیر جدیدی‌ـه برات، دکس.

512
00:24:18,206 --> 00:24:20,000
‫معمولاً، تو کارِ تموم کردن روابطی

513
00:24:20,083 --> 00:24:22,586
‫- برای همینه که با کسی دوست نمی‌شم.
‫- راستش،

514
00:24:22,669 --> 00:24:24,921
‫از وقتی اَل فرار کرده
‫بدخلق شدی.

515
00:24:25,005 --> 00:24:26,882
‫نکنه از گرسنگی اینقدر عصبی شدی؟

516
00:24:27,799 --> 00:24:29,885
‫برو گم‌شو، بابا.

517
00:24:41,771 --> 00:24:43,565
[وینی والنته]

518
00:25:03,251 --> 00:25:04,544
‫چقدر دیگه طول می‌کشه
‫وینی من رو ببینه؟

519
00:25:04,628 --> 00:25:06,129
‫نزدیک دو ساعته که منتظرم.

520
00:25:06,213 --> 00:25:07,130
‫متأسفم،

521
00:25:07,214 --> 00:25:08,465
‫ولی داره یه معامله بزرگ رو

522
00:25:08,590 --> 00:25:10,217
‫برای یه ساختمون آپارتمانی جدید
‫تو هارلم نهایی می‌کنه.

523
00:25:11,301 --> 00:25:13,470
‫عالیه، زندگی‌های بیشتری
‫خراب می‌شن.

524
00:25:18,058 --> 00:25:20,435
‫می‌تونم چک کنم که کارش
‫تقریباً تموم شده یا نه.

525
00:25:21,269 --> 00:25:22,479
‫ممنون.

526
00:25:23,313 --> 00:25:24,731
‫آقای والنته؟

527
00:25:24,814 --> 00:25:26,566
‫اون مرتیکه عوضی هنوز این بیرونه؟

528
00:25:26,650 --> 00:25:28,068
‫بهش بگو فردا برگرده.

529
00:25:28,151 --> 00:25:29,986
‫من دارم میرم ناهار.

530
00:25:32,906 --> 00:25:34,241
‫متأسفم،

531
00:25:34,324 --> 00:25:36,451
‫ولی تماسش طول کشید
‫و برای ناهار دیرش شده.

532
00:25:36,535 --> 00:25:37,994
‫روزی از هفته آینده هست
‫که مناسب باشه

533
00:25:38,119 --> 00:25:39,788
‫که برگردید؟ ببخشید،
‫شما نمی‌تونید برید اون تو.

534
00:25:39,913 --> 00:25:41,706
‫ببخشید آقا.

535
00:25:41,831 --> 00:25:43,083
‫- این چه وضعشه؟
‫- باید باهاتون در مورد

536
00:25:43,166 --> 00:25:44,626
‫یه مشکل تو یکی از
‫ساختمون‌هاتون صحبت کنم.

537
00:25:44,709 --> 00:25:45,794
‫ببخشید.
‫شما از شهرداری هستید؟

538
00:25:45,877 --> 00:25:47,254
‫- نه.
‫- وکیل هستید؟

539
00:25:47,295 --> 00:25:48,296
‫نه.

540
00:25:48,338 --> 00:25:50,257
‫پس گورت رو از دفتر من گم کن!

541
00:25:50,340 --> 00:25:53,051
‫- لعنتی، لیان! چه غلطی می‌کنی؟
‫- من... من...

542
00:25:53,176 --> 00:25:54,636
‫من اینجا سیرک راه ننداختم!

543
00:25:54,719 --> 00:25:56,263
‫متأسفم قربان، بهش گفتم
‫نمی‌تونه بره اون تو.

544
00:25:56,346 --> 00:25:57,889
‫کار کوفتیت رو انجام بده!

545
00:25:57,973 --> 00:25:59,849
‫هریسون خویشتن‌داری
‫فوق‌العاده‌ای نشون داد

546
00:25:59,975 --> 00:26:01,893
‫که این یارو رو نکشت.

547
00:26:01,893 --> 00:26:03,979
‫امیدوارم بتونم مثل پسرم باشم.

548
00:26:04,020 --> 00:26:05,564
[دانشگاه کالینز]

549
00:26:09,693 --> 00:26:11,236
‫خب، مگه اینکه
‫سوال دیگه‌ای داشته باشید،

550
00:26:11,278 --> 00:26:12,862
‫ما به انتهای تورمون رسیدیم.

551
00:26:12,988 --> 00:26:14,114
‫این ساختمون پذیرش هست،

552
00:26:14,197 --> 00:26:15,532
‫اگه جزئیات بیشتری

553
00:26:15,657 --> 00:26:17,701
‫در مورد روند درخواست
‫یا... می‌خواید.

554
00:26:19,744 --> 00:26:21,997
‫امیدوارم پاییز آینده بعضی از شما رو
‫تو محوطه دانشگاه ببینم.

555
00:26:21,997 --> 00:26:23,707
‫- ممنون، جی‌جی.
‫- باحال بود، ممنون.

556
00:26:25,250 --> 00:26:27,544
‫ببین کیه که سینه خیز برگشته.

557
00:26:27,627 --> 00:26:29,212
‫همین الان از دفتر
‫کمک هزینه تحصیلی اومدم

558
00:26:29,296 --> 00:26:31,631
‫و رسماً دارم درخواست میدم.

559
00:26:31,673 --> 00:26:32,674
‫چی؟

560
00:26:32,799 --> 00:26:35,510
‫- این فوق‌العاده‌ست.
‫- من واقعاً هیجان‌زده‌م.

561
00:26:35,594 --> 00:26:36,928
‫خب، بهشون گفتی
‫که من بهت تور دادم؟

562
00:26:37,012 --> 00:26:39,014
‫- چی؟
‫- وقتی تو درخواست بدی

563
00:26:39,014 --> 00:26:40,098
‫من کمیسیون می‌گیرم.

564
00:26:40,140 --> 00:26:41,224
‫صبر کن، واقعاً؟

565
00:26:41,266 --> 00:26:42,684
‫نه، دارم کامل
‫سربه سرت می‌ذارم.

566
00:26:42,684 --> 00:26:43,768
‫خیلی بدی.

567
00:26:43,977 --> 00:26:45,270
‫آخ، خیلی خوش می‌گذره

568
00:26:45,353 --> 00:26:47,856
‫که تو این دور و بر باشی.

569
00:26:49,608 --> 00:26:52,402
‫شاید... امم...

570
00:26:53,820 --> 00:26:55,697
‫... می‌خوای یه وقتی
‫با هم بریم بیرون؟

571
00:26:55,739 --> 00:26:57,699
‫امشب چطوره؟

572
00:26:58,617 --> 00:26:59,618
‫امشب؟

573
00:27:02,537 --> 00:27:03,747
‫تفریح دوست داری؟

574
00:27:03,830 --> 00:27:05,790
‫می‌تونم بریم
‫یه جای خیلی باحال.

575
00:27:21,306 --> 00:27:23,433
[بن‌بست]

576
00:27:35,362 --> 00:27:37,656
‫این دیگه چه...

577
00:27:51,127 --> 00:27:52,545
‫خدایا، من عاشق نیویورکم.

578
00:27:57,300 --> 00:27:59,135
‫معلوم شد که توفیق اجباری
‫بوده که اَل

579
00:27:59,219 --> 00:28:00,845
‫شهر رو ترک کرده.

580
00:28:00,970 --> 00:28:04,099
‫حالا یه جایی دارم که
‫پادشاه زاغه‌نشین‌های نیویورک رو ببرم.

581
00:28:04,182 --> 00:28:05,433
‫انگار درسته

582
00:28:05,558 --> 00:28:08,395
‫که می‌گن:
‫وقتی یه در بسته می‌شه،

583
00:28:08,478 --> 00:28:10,188
‫در دیگه‌ای باز می‌شه...

584
00:28:10,522 --> 00:28:12,982
‫... به یه اتاق قتل
‫کاملاً آماده.

585
00:28:23,743 --> 00:28:25,495
‫پدرم...

586
00:28:25,620 --> 00:28:28,581
‫یه تحلیلگر الگوی پاشش خون
‫تو میامی بود.

587
00:28:28,665 --> 00:28:30,125
‫اون یه عالمه مجرم رو
‫به زندان انداخت

588
00:28:30,250 --> 00:28:32,460
‫بدون اینکه حتی
‫لباس پلیس بپوشه.

589
00:28:33,378 --> 00:28:34,379
‫حتی اگه

590
00:28:34,462 --> 00:28:37,090
‫آخرش کارآگاه نشی،

591
00:28:37,173 --> 00:28:40,093
‫هنوز تو نیروی انتظامی
‫گزینه‌هایی هست.

592
00:28:40,927 --> 00:28:42,095
‫ممنون.

593
00:28:42,470 --> 00:28:43,596
‫حقیقته.

594
00:28:58,903 --> 00:29:01,448
‫این چه کوفتیه؟ این چه کوفتیه؟
‫تو کی هستی؟

595
00:29:01,531 --> 00:29:03,283
‫داری چی کار می‌کنی؟
‫من رو نکش، لطفاً!

596
00:29:03,366 --> 00:29:05,827
‫من رو نکش! من رو نکش،
‫من رو نکش! نه، نه!

597
00:29:05,952 --> 00:29:07,495
‫من به خاطر مستاجرهات اینجام.

598
00:29:07,620 --> 00:29:08,872
‫- صبر کن، صبر کن، صبر کن،
‫- این پایان کارته

599
00:29:08,955 --> 00:29:10,248
‫- که التماس‌هاشون رو نادیده بگیری.
‫- صبر کن، صبر کن!

600
00:29:10,331 --> 00:29:12,083
‫به خاطر خانواده دیوانسه؟
‫یا شیلا؟

601
00:29:12,167 --> 00:29:14,711
‫السا؟ خانواده جانسون؟
‫خواهش می‌کنم... این چه کوف...

602
00:29:14,794 --> 00:29:16,087
‫به خاطر همه اون‌هاست!

603
00:29:16,129 --> 00:29:17,922
‫مخصوصاً اون‌هایی
‫که نمی‌تونن نفس بکشن

604
00:29:18,006 --> 00:29:19,883
‫به خاطر کپک‌های تو آپارتمان‌هات.

605
00:29:20,008 --> 00:29:22,677
‫تصور کن چه حسی داره.

606
00:29:22,761 --> 00:29:25,346
‫که ندونی کی یا اصلاً

607
00:29:25,472 --> 00:29:27,474
‫می‌تونی آخرین نفست رو بکشی.

608
00:29:27,599 --> 00:29:30,185
‫وحشتی که داره بالا میاد.

609
00:29:40,195 --> 00:29:42,238
‫دوباره تو همون مکانه.

610
00:29:43,281 --> 00:29:45,366
‫داره چه غلطی می‌کنه؟

611
00:29:51,122 --> 00:29:53,291
‫گاهی فکر می‌کنم
‫برای یه آدم، مُردن

612
00:29:53,374 --> 00:29:56,211
‫آسون‌تر از تغییر کردنه.

613
00:29:58,004 --> 00:30:00,590
‫فکر می‌کنی می‌تونی تغییر کنی؟

614
00:30:06,513 --> 00:30:08,890
‫اگه شروع نکنی کار درست رو

615
00:30:09,015 --> 00:30:10,725
‫برای مستاجرهات انجام بدی...

616
00:30:12,101 --> 00:30:13,436
‫... ناامید می‌شم.

617
00:30:14,145 --> 00:30:16,439
‫و تو دلت نمی‌خواد
‫که من رو ناامید کنی.

618
00:30:26,449 --> 00:30:29,744
‫وقتشه وینی تبدیل بشه به
‫مشکل یه نفر دیگه.

619
00:30:43,383 --> 00:30:44,759
‫اون می‌خواد من رو بکشه!

620
00:30:44,884 --> 00:30:46,219
‫- دکستر کجاست؟
‫- برو کنار،

621
00:30:46,302 --> 00:30:47,762
‫عوضی!

622
00:30:49,597 --> 00:30:51,599
‫صبر کن!

623
00:31:07,407 --> 00:31:08,950
‫لعنتی.

624
00:31:15,456 --> 00:31:17,000
‫لعنت بهش.

625
00:31:48,781 --> 00:31:50,825
‫این چه کوفتیه؟

626
00:32:14,307 --> 00:32:15,558
‫کارآگاه والاس، دایره جنایی.

627
00:32:15,642 --> 00:32:17,310
‫کارآگاه والاس،
‫سروان باتیستا هستم.

628
00:32:17,435 --> 00:32:20,271
‫مدرکی که دنبالش بودم رو پیدا کردم.

629
00:32:20,355 --> 00:32:22,649
‫اینکه قصاب خلیج هاربر هنوز فعاله،

630
00:32:22,732 --> 00:32:23,816
‫هنوز می‌کشه.

631
00:32:23,900 --> 00:32:25,902
‫مدرک؟
‫از قصاب خلیج هاربر؟

632
00:32:26,027 --> 00:32:27,028
‫درسته.

633
00:32:27,111 --> 00:32:28,154
‫چه مدرکی؟

634
00:32:28,237 --> 00:32:29,697
‫اجازه بدید آدرس رو
‫براتون بفرستم

635
00:32:29,739 --> 00:32:31,324
‫و خودتون بیاید ببینید.

636
00:32:41,417 --> 00:32:44,045
‫باتیستا چطوری من رو پیدا کرد؟

637
00:34:00,580 --> 00:34:02,290
‫به این قضیه پایان میدم.

638
00:34:08,171 --> 00:34:10,965
‫خب، این اتاق قتلشه.
‫هنوز تازه‌ست.

639
00:34:11,049 --> 00:34:13,468
‫قبل از اینکه بتونه جمعش کنه،
‫رسیدم.

640
00:34:14,844 --> 00:34:16,095
‫- جسد کجاست؟
‫- نه، نه،

641
00:34:16,220 --> 00:34:17,722
‫من... من به موقع رسیدم.

642
00:34:17,805 --> 00:34:19,265
‫جلوش رو گرفتم که نکشتش.

643
00:34:19,390 --> 00:34:21,601
‫با آقای مورگان درگیر شدی؟
‫کجاست؟

644
00:34:21,684 --> 00:34:24,479
‫نه، نه. یه مردی بود.
‫یه غول بی‌شاخ و دم.

645
00:34:24,604 --> 00:34:26,022
‫پلاستیک‌پیچ شده بود.

646
00:34:26,105 --> 00:34:27,815
‫آزادش کردی؟

647
00:34:28,900 --> 00:34:31,360
‫نه.
‫دکستر باید آزادش کرده باشه.

648
00:34:31,486 --> 00:34:33,821
‫چرا باید قصاب خلیج هاربر
‫این کار رو بکنه؟

649
00:34:34,781 --> 00:34:36,199
‫حتماً صدای ورود من رو شنیده.

650
00:34:36,240 --> 00:34:37,950
‫- وارد شدی؟
‫- و دیدیش؟

651
00:34:38,034 --> 00:34:39,535
‫نه.

652
00:34:39,619 --> 00:34:41,662
‫ولی صدای ماشینش رو شنیدم.

653
00:34:41,746 --> 00:34:43,247
‫ولی ندیدیش.

654
00:34:43,289 --> 00:34:45,333
‫- یا خودش رو.
‫- نه، با ماشین رفت.

655
00:34:46,000 --> 00:34:47,460
‫من...

656
00:34:47,585 --> 00:34:49,128
‫من ندیدمش.

657
00:34:49,212 --> 00:34:51,005
‫ولی خیلی نزدیک بودم.

658
00:34:51,839 --> 00:34:53,049
‫من نمی‌فهمم.

659
00:34:53,049 --> 00:34:54,884
‫باشه، اون مردی که
‫تو پلاستیک پیچیده شده

660
00:34:54,926 --> 00:34:57,178
‫روی میز بود... فرار کرد.

661
00:34:57,386 --> 00:34:58,763
‫اونقدر وحشت کرده بود

662
00:34:58,805 --> 00:35:00,389
‫که از روی من رد شد و رفت.

663
00:35:00,389 --> 00:35:02,558
‫ولی اینجا بود.

664
00:35:02,600 --> 00:35:04,143
‫و چرا فرار کرد؟

665
00:35:04,185 --> 00:35:06,479
‫چون از قصاب خلیج هاربر
‫ترسیده بود.

666
00:35:07,647 --> 00:35:10,775
‫اون مردی که فرار کرد...
‫اون قربانی احتمالی...

667
00:35:10,858 --> 00:35:11,943
‫اسمش رو گرفتی؟

668
00:35:12,026 --> 00:35:13,486
‫- کارت شناسایی؟
‫- همه‌ش

669
00:35:13,528 --> 00:35:15,321
‫خیلی سریع اتفاق افتاد،
‫می‌دونی، من...

670
00:35:16,030 --> 00:35:17,698
‫مطمئن شدم که به شما زنگ بزنم.

671
00:35:18,366 --> 00:35:19,951
‫می‌تونم توصیفش کنم.

672
00:35:20,034 --> 00:35:21,369
‫هیکلیه، چهارشونه‌ست.

673
00:35:21,494 --> 00:35:23,496
‫موی مشکی.
‫ایتالیایی، شاید.

674
00:35:23,579 --> 00:35:25,414
‫مرد هیکلی و چهارشونه ایتالیایی.

675
00:35:25,540 --> 00:35:28,209
‫شبیه نصف پلیس‌هایی‌ـه
‫که باهاشون کار می‌کنیم.

676
00:35:28,292 --> 00:35:29,585
‫اینجا رو چطور پیدا کردی؟

677
00:35:29,585 --> 00:35:31,504
‫یه ردیاب تو ماشین
‫دکستر مورگان گذاشتم.

678
00:35:31,546 --> 00:35:33,756
‫- حکم داشتی.
‫- خب...

679
00:35:33,840 --> 00:35:36,134
‫فقط ایرپاد بود.

680
00:35:36,217 --> 00:35:38,052
‫ایرپادم رو تو ماشینش جا گذاشتم،

681
00:35:38,386 --> 00:35:39,804
‫و در نهایت ازشون استفاده کردم

682
00:35:39,846 --> 00:35:41,681
‫- تا ردیابی‌ش کنم.
‫- وارد ماشینش شدی؟

683
00:35:41,764 --> 00:35:43,891
‫نه، اون من رو از آپارتمانش رسوند.

684
00:35:44,016 --> 00:35:45,935
‫داستانش طولانیه.

685
00:35:46,811 --> 00:35:49,313
‫این رو ببینید.

686
00:35:53,943 --> 00:35:55,278
‫لعنتی.

687
00:35:55,361 --> 00:35:58,072
‫داشت... داشت دنبال...

688
00:35:59,532 --> 00:36:01,033
‫ببینید، من دروغ نمی‌گم.

689
00:36:01,117 --> 00:36:03,119
‫دکستر باید پیداش کرده باشه.
‫باید نابودش کرده باشه.

690
00:36:03,244 --> 00:36:04,620
‫اون باهوشه.

691
00:36:04,704 --> 00:36:06,914
‫از هر چیزی قسر در میره.

692
00:36:08,124 --> 00:36:09,709
‫به این گوش کنید.

693
00:36:11,335 --> 00:36:14,005
‫ساعت 3:05 بعد از ظهر،
‫همین الان رسیدم.

694
00:36:14,088 --> 00:36:16,007
‫تقاطع خیابان 49 و ششم. مرکز شهر.

695
00:36:16,090 --> 00:36:17,842
‫بیشتر از یه ساعته که اینجاست.

696
00:36:17,925 --> 00:36:20,511
‫یه آرایشگاه، رخت‌شوی‌خانه،

697
00:36:20,595 --> 00:36:22,555
‫ساختمون‌های اداری.

698
00:36:25,474 --> 00:36:27,518
‫چرا اینطوری
‫بهم نگاه می‌کنید؟

699
00:36:27,602 --> 00:36:29,896
‫ما چطور داریم بهت نگاه می‌کنیم؟

700
00:36:31,814 --> 00:36:34,734
‫چی، فکر می‌کنید من خودم
‫همه این پلاستیک‌ها رو کشیدم؟

701
00:36:35,526 --> 00:36:37,486
‫عجیبه که
‫این حرف رو می‌زنی،

702
00:36:37,486 --> 00:36:39,405
‫اینطور نیست، سروان باتیستا؟

703
00:36:54,378 --> 00:36:55,963
‫چیه؟

704
00:36:56,088 --> 00:36:57,715
‫همیشه فکر می‌کردم
‫اولین قرارم

705
00:36:57,757 --> 00:36:59,717
‫قراره تو یه هتل شیک باشه.

706
00:36:59,800 --> 00:37:03,262
‫اولین... اولین... تو...

707
00:37:03,346 --> 00:37:05,681
‫داری سر به سرم می‌ذاری.

708
00:37:07,475 --> 00:37:09,101
‫انگار هشداری که به باتیستا دادی

709
00:37:09,101 --> 00:37:11,896
‫که از شهر بره
‫خیلی خوب کار نکرده.

710
00:37:12,021 --> 00:37:14,315
‫اون همین دور و براست.

711
00:37:14,398 --> 00:37:16,192
‫- می‌تونم حسش کنم.
‫- دکس،

712
00:37:16,192 --> 00:37:17,944
‫قرار بود تو بری
‫رو اعصابش،

713
00:37:17,985 --> 00:37:19,612
‫نه اینکه اون بیاد رو اعصاب تو.

714
00:37:19,695 --> 00:37:22,323
‫ممکنه با پلیس نیویورک بیاد اینجا.

715
00:37:22,406 --> 00:37:23,991
‫وینی حتی صورتت رو هم ندید.

716
00:37:24,075 --> 00:37:26,577
‫هیچ اثر انگشتی
‫جا نذاشتی، هیچ دی‌ان‌ای.

717
00:37:26,619 --> 00:37:28,120
‫حتی کسی رو هم نکشتی،
‫که اگه می‌کشتی

718
00:37:28,162 --> 00:37:30,539
‫واقعاً کارت رو خراب می‌کرد،
‫پس دمت گرم.

719
00:37:30,623 --> 00:37:32,041
‫من هیچوقت قرار نبود بکشمش.

720
00:37:32,124 --> 00:37:34,335
‫خب، شانس آوردی که
‫اَل شهر رو ترک کرد،

721
00:37:34,377 --> 00:37:36,170
‫چون قطعاً قرار بود بکشیش.

722
00:37:36,212 --> 00:37:37,838
‫ممکنه اینجا شنود گذاشته باشه.

723
00:37:37,922 --> 00:37:40,424
‫دکس، اون با ایرپاد دنبالت می‌کرد.

724
00:37:40,508 --> 00:37:42,927
‫یه تحقیقات پیشرفته
‫با پشتیبانی اداره پلیس،

725
00:37:42,927 --> 00:37:44,053
‫در کار نیست.

726
00:37:44,095 --> 00:37:45,471
‫اون داره تنها عمل می‌کنه.

727
00:37:49,517 --> 00:37:50,685
‫با این حال،

728
00:37:50,810 --> 00:37:54,021
‫اون ول کن نیست.
‫هیچوقت دست برنمی‌داره.

729
00:37:54,105 --> 00:37:55,439
‫نه تا وقتی که...

730
00:37:55,439 --> 00:37:57,233
‫تا وقتی که تو رو پشت میله‌ها ببینه.

731
00:37:57,275 --> 00:37:59,360
‫خب من با این چی کار کنم؟

732
00:37:59,402 --> 00:38:00,945
‫می‌تونی دست از کشتن برداری.

733
00:38:05,324 --> 00:38:06,867
[پلیس نیویورک]

734
00:38:13,499 --> 00:38:14,875
مقامات مرگِ گروهبان پلیس را]
[به قتل‌های قصاب خلیج هاربر ربط دادند

735
00:38:14,875 --> 00:38:16,711
[قربانیان قصاب خلیج هاربر - همچنان ناشناخته]

736
00:38:19,046 --> 00:38:21,841
سروان ماریا لاگوئرتا در تیراندازی]
[با سلطان مواد هکتور استرادا کشته شد

737
00:38:22,258 --> 00:38:24,677
افسر با سابقه‌ی میامی]
[به سروانی ارتقا درجه یافت

738
00:38:25,594 --> 00:38:26,929
[میامی مترو]

739
00:38:28,306 --> 00:38:29,765
‫دایره جنایی میامی مترو.

740
00:38:29,807 --> 00:38:31,183
‫- ستوان کوئین صحبت می‌کنه.
‫- در حال وصل کردن

741
00:38:31,225 --> 00:38:33,185
‫- یه تماس از پلیس نیویورک.
‫- بفرمایید.

742
00:38:33,227 --> 00:38:35,521
‫کارآگاه کلودت والاس هستم،
‫پلیس نیویورک،

743
00:38:35,563 --> 00:38:38,274
‫برای پیگیری وضعیت
‫یکی از پرونده‌هاتون تماس می‌گیرم.

744
00:38:38,357 --> 00:38:39,525
‫و اون پرونده چی هست؟

745
00:38:39,525 --> 00:38:41,610
‫قصاب خلیج هاربر.

746
00:38:43,195 --> 00:38:44,196
‫الو؟

747
00:38:47,033 --> 00:38:49,076
‫ببخشید، شما گفتید
‫قصاب خلیج هاربر؟

748
00:38:49,076 --> 00:38:50,494
‫درسته.

749
00:38:51,162 --> 00:38:53,706
‫آره، اون پرونده
‫سال‌هاست که بسته شده.

750
00:38:53,789 --> 00:38:55,082
‫من با سروان شما،

751
00:38:55,166 --> 00:38:57,626
‫انجل باتیستا، ملاقات کردم
‫که فعالانه داره پیگیریش می‌کنه.

752
00:38:57,710 --> 00:38:59,462
‫- چی؟
‫- خط بده؟

753
00:38:59,545 --> 00:39:01,589
‫- گفتم سروان شما...
‫- آره، نه، نه، نه، اون...

754
00:39:01,714 --> 00:39:04,050
‫اون سروان ما نی...
‫یعنی، سروان ما بود،

755
00:39:04,133 --> 00:39:05,468
‫ولی بازنشسته شد.

756
00:39:05,551 --> 00:39:07,261
‫یهو استعفا داد.
‫خیلی عجیب بود.

757
00:39:07,303 --> 00:39:08,971
‫- انجل باتیستا؟
‫- آره. ببین،

758
00:39:09,055 --> 00:39:11,390
‫اون آدم خیلی خوبیه،
‫هست، ولی،

759
00:39:11,474 --> 00:39:13,184
‫اون...

760
00:39:13,267 --> 00:39:16,103
‫اون دیگه یه افسر
‫فعال قانون نیست.

761
00:39:16,103 --> 00:39:17,229
‫نه.

762
00:39:17,313 --> 00:39:20,149
‫و نمی‌دونم چه غلطی
‫تو نیویورک می‌کنه.

763
00:39:38,292 --> 00:39:40,795
‫باید می‌دیدی
‫چقدر خوشحال بود.

764
00:39:40,836 --> 00:39:42,463
‫دانته دیگه حالش خوب می‌شه،

765
00:39:42,463 --> 00:39:43,589
‫دیگه استرسی در مورد
‫اینکه کجا باید

766
00:39:43,589 --> 00:39:44,799
‫زندگی کنن وجود نداره.

767
00:39:44,840 --> 00:39:47,843
‫من... جداً، بابا.

768
00:39:47,927 --> 00:39:49,387
‫خیلی ممنونم.

769
00:39:50,513 --> 00:39:52,681
‫انگار گوش کرده.

770
00:39:52,807 --> 00:39:54,767
‫چی بهش گفتی؟

771
00:39:55,684 --> 00:39:59,271
‫فکر کنم یه چیزی
‫تو این مایه‌ها گفتم،

772
00:39:59,355 --> 00:40:03,192
‫"باید بفهمی که
‫کارهات عواقبی

773
00:40:03,317 --> 00:40:05,111
‫برای آدم‌های اطرافت داره."

774
00:40:06,821 --> 00:40:08,489
‫ترسوندیش، مگه نه؟

775
00:40:09,281 --> 00:40:12,243
‫فقط خوشحالم که
‫داره به اون قضیه‌ی کپک رسیدگی می‌کنه.

776
00:40:12,326 --> 00:40:15,496
‫امیدوارم، از این به بعد
‫صاحب‌خونه بهتری باشه.

777
00:40:18,749 --> 00:40:19,875
‫چیه؟

778
00:40:19,959 --> 00:40:22,420
‫تو می‌گی من یه جورایی
‫حس عدالت‌خواهی دارم.

779
00:40:23,379 --> 00:40:25,172
‫فکر کنم تو هم همین‌طوری، بابا.

780
00:40:28,717 --> 00:40:30,219
‫شاید.

781
00:40:31,220 --> 00:40:32,179
‫راستی،

782
00:40:32,179 --> 00:40:33,722
‫اشکالی نداره اگه،

783
00:40:33,722 --> 00:40:35,891
‫آخر هفته رو خونه‌ی تو بمونم؟

784
00:40:43,232 --> 00:40:47,194
‫رِد، نمی‌دونستم
‫یه پسر داری.
