﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,375
.

2
00:00:00,417 --> 00:00:01,459
[آنچه گذشت]

3
00:00:01,501 --> 00:00:03,336
‫افسر «درو» تو اتاق عمل فوت کرد.

4
00:00:03,420 --> 00:00:04,754
‫اینجا یادش رو گرامی می‌داریم.

5
00:00:04,838 --> 00:00:08,049
‫خواهرم داره میاد شهر. اون
‫همیشه دنبال مهمونی بعدیه.

6
00:00:08,133 --> 00:00:10,385
‫«آندری سوبول»، متولد بلاروس،
‫آموزش دیده در مسکو.

7
00:00:10,468 --> 00:00:12,220
‫این یارو فوق‌العاده خطرناکه.

8
00:00:12,220 --> 00:00:14,389
‫اولین باره که تیم ضربت خودمون رو
‫وارد یه عملیات نفوذ می‌کنم،

9
00:00:14,431 --> 00:00:16,474
‫و اون‌ها دقیقاً می‌دونن
‫کِی داریم میایم؟

10
00:00:16,558 --> 00:00:19,811
‫اون الان یه متخصص مغز و اعصابه. گفت
‫بریم پیشش و باهاش ملاقات کنیم.

11
00:00:19,894 --> 00:00:21,396
‫آخرین تصویری که
‫دوست دارم ببینم

12
00:00:21,479 --> 00:00:22,480
‫نابودیه...

13
00:00:23,481 --> 00:00:26,568
‫- لعنتی. می‌تونی خنثی‌ش کنی؟
‫- هر تلاشی ممکنه منفجرش کنه.

14
00:00:26,651 --> 00:00:28,486
‫پلیس لس آنجلس! همه بیرون!

15
00:00:28,570 --> 00:00:30,405
‫همه اینجا رو خالی کنید! خالی کنید!

16
00:00:30,488 --> 00:00:34,034
‫همه تخلیه کنید.
‫بجنبید، بجنبید، بجنبید!

17
00:00:44,127 --> 00:00:45,295
[انفجار]

18
00:00:48,173 --> 00:00:51,051
‫بکنش! تبلت رو
‫بکن! بکنش!

19
00:01:07,984 --> 00:01:08,985
‫لعنتی.

20
00:01:12,655 --> 00:01:14,032
[انفجار]

21
00:01:16,534 --> 00:01:18,161
‫پلیس لس آنجلس!

22
00:01:19,037 --> 00:01:21,414
‫گوشی رو بنداز!
‫دست‌ها بالا!

23
00:01:21,498 --> 00:01:23,041
‫همه بخوابید زمین! همه بخوابید زمین!

24
00:01:27,253 --> 00:01:28,421
‫لعنتی.

25
00:01:30,465 --> 00:01:32,258
‫یالا، بچه‌ها.
‫بزنید بریم. بزنید بریم.

26
00:01:33,343 --> 00:01:35,011
‫- بزن بریم.
‫- یالا.

27
00:01:36,262 --> 00:01:37,680
‫- بجنب!
‫- بجنب، بجنب!

28
00:01:37,764 --> 00:01:38,807
‫برید کنار!

29
00:01:45,563 --> 00:01:53,113
[شمارش معکوس]

30
00:02:00,078 --> 00:02:01,830
[دسترسی به بام، فقط تأسیسات]

31
00:02:03,832 --> 00:02:05,208
‫هی، تو نمی‌تونی اینجا باشی.

32
00:02:05,291 --> 00:02:07,293
‫مأمور فدرال! همین الان
‫از اینجا برو بیرون!

33
00:02:10,755 --> 00:02:11,756
‫برو!

34
00:02:15,009 --> 00:02:16,261
‫بجنب، بجنب.

35
00:02:27,230 --> 00:02:28,231
‫بیا پشتم.

36
00:02:36,489 --> 00:02:38,366
‫لعنتی.

37
00:02:47,500 --> 00:02:49,419
‫یالا. الان نه. الان نه.

38
00:02:51,421 --> 00:02:52,672
‫«ولچک»، تکون نخور!

39
00:03:01,639 --> 00:03:02,849
‫«اولیوراس»!

40
00:03:04,684 --> 00:03:05,685
‫«اولیوراس»!

41
00:03:25,663 --> 00:03:26,664
‫دخترها.

42
00:03:27,999 --> 00:03:29,709
‫چشمتون به
‫مادرتون باشه، باشه؟

43
00:03:29,792 --> 00:03:30,793
‫بزن بریم.

44
00:03:40,178 --> 00:03:41,804
‫لعنتی.

45
00:03:50,313 --> 00:03:51,731
‫خدا.

46
00:03:52,732 --> 00:03:54,275
‫هی. هی، هی.

47
00:04:13,253 --> 00:04:14,963
‫- شنیدی؟
‫- از کجا اومد؟

48
00:04:22,345 --> 00:04:25,014
‫اون به ما شلیک نمی‌کنه. داره
‫سعی می‌کنه مخزن‌های سوخت رو منفجر کنه.

49
00:04:25,098 --> 00:04:27,684
‫هی، هی. یالا، باید بریم.

50
00:04:27,767 --> 00:04:29,310
‫- من رو ول کن.
‫- تیر خوردی؟

51
00:04:29,394 --> 00:04:30,395
‫«ولچک» رو بگیر!

52
00:04:40,905 --> 00:04:42,323
‫لعنت بهت.

53
00:04:54,127 --> 00:04:55,712
‫«بل»، جهت ساعت 11.

54
00:05:42,342 --> 00:05:43,593
‫بزنش.

55
00:06:30,723 --> 00:06:34,102
‫اینجا «میچم». یه هدف
‫از پا دراومد. پشت‌بوم امنه.

56
00:06:34,602 --> 00:06:35,978
‫«اولیوراس» جراحت جدی نداره.

57
00:06:36,062 --> 00:06:38,898
‫یه قربانی تیراندازی تو راهرو.
‫در حال حرکت برای کمک‌های پزشکی.

58
00:06:46,406 --> 00:06:48,741
‫خیلی‌خب، بیاین این
‫کامیون‌ها رو از خیابون جمع کنیم.

59
00:07:09,011 --> 00:07:11,013
‫من خیلی به
‫همه‌ی شما افتخار می‌کنم.

60
00:07:11,764 --> 00:07:12,932
‫شما نشون دادید که

61
00:07:14,725 --> 00:07:19,439
‫وقتی تیمی با این همه آدم
‫باهوش، توانا، خلاق…

62
00:07:20,898 --> 00:07:23,985
‫… و این رو می‌گم، افراد کاردرست
دور هم جمع می‌شن

63
00:07:25,111 --> 00:07:29,740
‫هیچ‌کس نمی‌تونه به اون سپر
‫امنیتی که شما اینقدر بالا نگه داشتید نفوذ کنه.

64
00:07:29,782 --> 00:07:32,452
‫و این برای من افتخار بزرگی
‫بوده…

65
00:07:34,787 --> 00:07:36,581
‫که رهبری شما رو به عهده داشته باشم.

66
00:07:36,622 --> 00:07:38,207
‫حالا، می‌رسیم به قسمت سختش.

67
00:07:38,416 --> 00:07:43,004
‫وقتی با یه کارگروه زبده کار می‌کنی،
‫و مأموریت تموم می‌شه،

68
00:07:44,255 --> 00:07:46,007
‫هر کسی
‫راه خودش رو میره.

69
00:07:46,090 --> 00:07:51,095
‫ولی ما با این علم این کار رو می‌کنیم که وقتی
‫دوباره برای خدمت فراخوانده بشیم،

70
00:07:51,179 --> 00:07:52,930
‫در هر شکل و شمایلی
‫که باشه،

71
00:07:53,931 --> 00:07:58,227
‫ما همکاران و بازرسان بهتری
‫خواهیم بود

72
00:07:59,270 --> 00:08:00,938
‫به خاطر آدم‌های دور و برمون.

73
00:08:01,689 --> 00:08:03,441
‫به خاطر آدم‌هایی
‫که تو این اتاق هستن.

74
00:08:16,913 --> 00:08:18,289
‫این یکی با من میاد.

75
00:08:21,584 --> 00:08:23,294
‫قربان، می‌تونم فقط بگم که…

76
00:08:25,671 --> 00:08:28,299
‫حتی وقتی داشتیم
‫بهتون بد و بیراه می‌گفتیم...

77
00:08:28,382 --> 00:08:30,927
‫بیشتر من. امم…

78
00:08:31,219 --> 00:08:33,054
‫… فکر کنم از طرف
‫همه‌مون حرف می‌زنم وقتی می‌گم

79
00:08:33,137 --> 00:08:37,016
‫شما بهترین رهبری بودید که
‫هر کدوم از ما تا حالا داشته. واقعاً.

80
00:08:39,060 --> 00:08:40,603
‫ما هر جا برید دنبالتون میایم.

81
00:08:45,066 --> 00:08:46,067
‫ممنون، قربان.

82
00:08:47,777 --> 00:08:49,028
‫باعث افتخار بود.

83
00:08:49,111 --> 00:08:50,947
‫- قربان.
‫- مواظب خودت باش، رفیق.

84
00:08:52,240 --> 00:08:54,408
‫کارتون عالی بود. واقعاً.

85
00:08:55,743 --> 00:08:56,744
‫ممنون.

86
00:09:13,427 --> 00:09:15,555
[برنت‌وود]

87
00:09:50,131 --> 00:09:51,382
‫تموم شد؟

88
00:09:54,552 --> 00:09:55,636
‫آره، تموم شد.

89
00:09:57,054 --> 00:09:58,055
‫گرفتیش؟

90
00:09:59,390 --> 00:10:00,600
‫آره، گرفتیمش.

91
00:10:03,144 --> 00:10:04,645
‫بابا زود اومده خونه.

92
00:10:04,729 --> 00:10:05,730
‫دردسر اومد.

93
00:10:05,813 --> 00:10:07,607
‫گوش کنید، می‌خوام در مورد
‫این اردوی علمی بشنوم.

94
00:10:07,690 --> 00:10:10,359
‫- و از هیچ‌کدوم از جزئیاتش نگذرید.
‫- آره. بذار اول کیفم رو بذارم زمین.

95
00:10:10,443 --> 00:10:11,569
‫زود باش.

96
00:10:16,115 --> 00:10:17,116
‫حالت خوبه؟

97
00:10:19,285 --> 00:10:20,286
‫الان خوبم.

98
00:10:26,417 --> 00:10:29,879
‫باشه، حالا عصبانی نشید.

99
00:10:30,671 --> 00:10:34,133
‫ولی واقعاً هیچ دلیلی نداره که برای اردوهای علمی
‫به «کاتالینا» قانون منع رفت و آمد وجود داشته باشه.

100
00:10:34,216 --> 00:10:35,760
‫نگرانش نباش.

101
00:10:38,763 --> 00:10:40,222
‫ممنون.

102
00:10:40,306 --> 00:10:42,016
‫- ممنون.
‫- نوش جان.

103
00:10:42,099 --> 00:10:44,727
‫خب، هنوز نمی‌دونی
‫کجا قراره بری؟

104
00:10:45,519 --> 00:10:48,731
‫چرا. چرا، تازه
‫فهمیدم. دفتر میدانی واشنگتن.

105
00:10:48,814 --> 00:10:50,066
‫دی‌سی.

106
00:10:50,149 --> 00:10:52,318
‫- وای، واقعاً؟
‫- آره.

107
00:10:52,401 --> 00:10:53,611
‫باشه. چطور شد؟

108
00:10:53,694 --> 00:10:57,031
‫فقط به یکی
‫با مهارت‌های کامپیوتری جدی نیاز داشتن

109
00:10:57,114 --> 00:11:00,326
‫برای جوخه‌ی قاچاق انسان‌شون،
‫و «بلایت» معاون مدیر اونجا رو می‌شناسه

110
00:11:00,409 --> 00:11:03,120
‫- و سفارشم رو کرد.
‫- عالیه. لیاقتش رو داری.

111
00:11:03,829 --> 00:11:05,039
‫خب، ممنون.

112
00:11:06,666 --> 00:11:07,917
‫خدای من. اینجا خیلی قشنگه.

113
00:11:07,917 --> 00:11:09,043
‫خدای من. اینجا خیلی قشنگه.

114
00:11:09,126 --> 00:11:10,127
‫خدایا.

115
00:11:12,755 --> 00:11:14,548
‫- می‌شناسیشون؟
‫- آره، یکیشون رو.

116
00:11:14,632 --> 00:11:16,342
‫«مالی». سلام.

117
00:11:16,425 --> 00:11:18,844
‫می‌گن لس آنجلس شهر کوچیکیه.

118
00:11:18,928 --> 00:11:21,681
‫- هیچوقت نفهمیدم منظورشون چیه تا الان.
‫- اینجا چی کار می‌کنی؟

119
00:11:21,764 --> 00:11:22,807
‫سلام.

120
00:11:22,890 --> 00:11:26,227
‫امم… «دوین» متصدی بار رو می‌شناسه،
‫ولی این فقط ایستگاه اوله.

121
00:11:26,310 --> 00:11:30,189
‫و بعدش می‌خوایم بریم «پاپی»،
‫و بعدش شاید «هایت سان‌ست».

122
00:11:30,272 --> 00:11:33,109
‫شما باید همون
‫مأمور «بل» معروف باشید.

123
00:11:33,651 --> 00:11:36,404
‫وای. آره. معروف؟

124
00:11:36,487 --> 00:11:37,780
‫خواهرم اینطور می‌گه.

125
00:11:37,863 --> 00:11:40,157
‫اون فقط داره سعی می‌کنه
‫من شام رو حساب کنم.

126
00:11:40,658 --> 00:11:43,035
‫صبر کن، شما دو تا با همید؟

127
00:11:43,119 --> 00:11:45,162
‫نه. نه.

128
00:11:45,705 --> 00:11:48,332
‫- فقط همکاریم.
‫- باشه.

129
00:11:48,416 --> 00:11:49,750
‫خب، فقط پرسیدم.

130
00:11:51,252 --> 00:11:53,212
‫به هر حال، از
‫آشناییتون خوشوقتم.

131
00:11:54,880 --> 00:11:56,215
‫جذابه.

132
00:11:58,509 --> 00:12:00,219
‫آره، ببخشید بابت اون…

133
00:12:00,302 --> 00:12:01,387
‫نه، نه، نه.

134
00:12:01,470 --> 00:12:03,681
‫شوخی می‌کنی؟ نه، هیچوقت
‫قبلاً معروف نبودم.

135
00:12:03,764 --> 00:12:05,015
‫آره، اون بد چیزی‌ـه.

136
00:12:10,855 --> 00:12:11,856
‫امم.

137
00:12:14,442 --> 00:12:17,695
‫از اونجایی که اینجا می‌مونی…

138
00:12:17,778 --> 00:12:20,281
‫… می‌شه… می‌شه لطفاً
‫حواست بهش باشه؟

139
00:12:20,364 --> 00:12:22,116
‫اون یه جوریه که
‫همه‌ش دردسر پیدا می‌کنه.

140
00:12:22,366 --> 00:12:24,076
‫آره. آره،
‫حتماً، بهش سر می‌زنم.

141
00:12:25,953 --> 00:12:26,954
‫ممنونم.

142
00:12:27,037 --> 00:12:29,790
‫من دکتر نیستم، درسته.
‫تو دکتر نیستی.

143
00:12:29,874 --> 00:12:31,917
‫پس می‌تونیم هر دومون فقط
‫قبول کنیم که نمی‌دونیم

144
00:12:32,001 --> 00:12:34,295
‫و بسپریمش به
‫کسی که می‌دونه؟

145
00:12:34,378 --> 00:12:35,838
‫که «خولیو بلتران»ـه.

146
00:12:35,921 --> 00:12:38,174
‫عالیه. حتماً، آره. ولی فقط…

147
00:12:40,259 --> 00:12:45,014
‫تردیدم اینه که قراره
‫چند روز آینده رو از هر چی که…

148
00:12:45,097 --> 00:12:48,768
‫هر چی از عمرم مونده، با
‫لوله‌هایی که از دست‌هام بیرون اومده بگذرونم.

149
00:12:48,851 --> 00:12:50,978
‫گیر افتاده تو یه تخت
‫بیمارستان. به جای…

150
00:12:51,061 --> 00:12:53,272
‫به جای؟ به جای چی؟

151
00:12:55,191 --> 00:12:57,067
‫سوار ماشینم شدن. باشه؟

152
00:12:57,151 --> 00:13:01,155
‫و رانندگی کردن و سر زدن به هر
‫استراحتگاه بین راهی از اینجا تا اقیانوس اطلس.

153
00:13:01,989 --> 00:13:04,033
‫واقعاً؟ این کاریه که
‫با وقتت می‌خوای بکنی؟

154
00:13:04,116 --> 00:13:05,868
‫- نقشه‌ت اینه؟
‫- هر چیزی جز این.

155
00:13:07,620 --> 00:13:10,623
‫ببین، باید بفهمی که
‫من... سرنوشتم رو قبول کردم. باشه؟

156
00:13:11,165 --> 00:13:12,291
‫ماه‌ها پیش.

157
00:13:13,250 --> 00:13:15,294
‫قبولش کردم. و اشکالی نداره.

158
00:13:15,377 --> 00:13:17,338
‫من خوبم. خوبه.

159
00:13:17,963 --> 00:13:21,300
‫چی داری می‌گی؟
‫این... این خوب نیست.

160
00:13:21,842 --> 00:13:23,552
‫ببین، می‌خوای در مورد
‫سرنوشت حرف بزنی؟

161
00:13:24,178 --> 00:13:27,014
‫ما همین الان سرنوشت
‫کل این شهر رو عوض کردیم.

162
00:13:27,932 --> 00:13:29,433
‫شاید کل این سیاره.

163
00:13:30,059 --> 00:13:35,439
‫و پس اگه می‌تونیم این کار رو بکنیم، یه
‫مغز خیلی کوچیک خیلی خیلی احمق دیگه چیه؟

164
00:13:36,106 --> 00:13:37,858
‫- باشه.
‫- بی‌خیال، باشه.

165
00:13:37,942 --> 00:13:41,237
‫برو تو. قبل از اینکه مجبور شم
‫حسابت رو تو این پارکینگ بیمارستان برسم.

166
00:13:52,289 --> 00:13:53,749
‫آره، ببخشید که اینقدر طول کشید.

167
00:13:53,833 --> 00:13:55,960
‫می‌خواستم با
‫چند تا از همکارها مشورت کنم.

168
00:13:56,585 --> 00:13:57,586
‫یعنی چی؟

169
00:13:57,670 --> 00:13:59,755
‫… نه، مال شما…

170
00:14:02,049 --> 00:14:05,177
‫این اسکن‌ها شما رو یه کاندیدای عالی
‫برای کارآزمایی درمانی جدید می‌کنه.

171
00:14:05,719 --> 00:14:08,430
‫یه درمان تجربی با سلول‌های کارتی
‫برای گلیوبلاستوما وجود داره

172
00:14:08,514 --> 00:14:10,850
‫که پروتئین‌های دوگانه‌ی
‫ای‌جی‌اف‌آر و آی‌ال- 12 رو هدف می‌گیره.

173
00:14:10,933 --> 00:14:12,434
‫خب، اون‌ها با…

174
00:14:14,311 --> 00:14:16,897
‫به هر حال، لازم نیست
‫همه‌ی این‌ها رو بدونی.

175
00:14:16,981 --> 00:14:20,192
‫چیزی که باید بدونی اینه که ما
‫پسرفت‌های عینی تومور رو دیدیم

176
00:14:20,276 --> 00:14:21,986
‫و از نتایج انرژی مثبت گرفتیم.

177
00:14:22,778 --> 00:14:25,364
‫ببین، اگه مایل باشی می‌خوایم
‫هفته‌ی بعد شروع کنیم.

178
00:14:36,041 --> 00:14:37,209
‫«میچم».

179
00:14:41,714 --> 00:14:42,715
‫شانسم چقدره؟

180
00:14:45,050 --> 00:14:48,429
‫دوست ندارم با معیار
‫شانس حرف بزنم. ولی می‌تونم این رو بهت بگم.

181
00:14:49,179 --> 00:14:52,266
‫داخل برنامه بودن خیلی بهتر
‫از هیچ کاری نکردنه.

182
00:14:53,851 --> 00:14:54,894
‫آره.

183
00:14:54,977 --> 00:14:55,978
‫باشه.

184
00:14:59,315 --> 00:15:01,233
‫می‌تونم کارهای اداری رو شروع کنم؟

185
00:15:05,279 --> 00:15:06,280
‫حتماً.

186
00:15:15,831 --> 00:15:16,832
‫عالیه.

187
00:15:21,337 --> 00:15:22,713
‫- هی، «جین».
‫- چطوری؟

188
00:15:24,882 --> 00:15:26,967
‫از هر دو طرف جواب میده
‫البته. فقط باید…

189
00:15:27,051 --> 00:15:29,219
‫- هی…
‫- عالیه، برگشت.

190
00:15:29,720 --> 00:15:31,180
‫مثل یه زخم بستر.

191
00:15:31,263 --> 00:15:32,765
‫وانمود کنید هیچوقت نرفتم.

192
00:15:32,848 --> 00:15:35,976
‫حتماً این کار رو می‌کردیم، ولی،
‫مجبور شدیم میزت رو بدیم بره.

193
00:15:36,644 --> 00:15:39,021
‫- چی؟
‫- آره. من اولین نفر بودم.

194
00:15:39,605 --> 00:15:42,107
‫- موقعیت خیلی خوبی تو اتاق کاره.
‫- نه، اون میز منه، داداش.

195
00:15:42,191 --> 00:15:43,275
‫دیگه نیست.

196
00:15:44,860 --> 00:15:46,153
‫گروهبان.

197
00:15:58,707 --> 00:16:01,085
‫هر کاری تو اون
‫کارگروه باکلاس کردی،

198
00:16:01,168 --> 00:16:04,964
‫شهرداری زنگ زد و گفت داری
‫یه ترفیع شایسته می‌گیری.

199
00:16:04,964 --> 00:16:06,465
‫من کلمات باکلاسی
‫مثل شایسته بلد نیستم،

200
00:16:06,507 --> 00:16:10,469
‫ولی این رو می‌دونم که با وجود
‫اینکه یه دردسر برای منی،

201
00:16:10,970 --> 00:16:11,971
‫لیاقتش رو داری.

202
00:16:12,638 --> 00:16:13,889
‫تو یه افسر فوق‌العاده‌ای.

203
00:16:14,682 --> 00:16:18,352
‫ممنون، قربان. ممنون.

204
00:16:20,521 --> 00:16:25,818
‫و ما چند تا مهمون داریم که
‫می‌خواستن دفتر جدیدت رو تزئین کنن.

205
00:16:27,069 --> 00:16:28,946
‫آماده‌اید؟ داره میاد. باشه.

206
00:16:30,447 --> 00:16:32,199
‫تبریک می‌گم، عزیزم.

207
00:16:47,923 --> 00:16:49,675
‫مأمور «بل».

208
00:16:50,634 --> 00:16:52,261
‫به خاطر همه‌ی
‫موفقیت‌هات تبریک می‌گم.

209
00:16:52,344 --> 00:16:54,138
‫ممنون، دادستان «وال‌ول».
‫لطف دارید.

210
00:16:54,221 --> 00:16:55,681
‫خب، مطمئنم داری
‫به سمت یه…

211
00:16:55,723 --> 00:16:57,474
‫می‌دونید، چیزی که همیشه در مورد

212
00:16:57,516 --> 00:16:59,309
‫تحقیقات کارگروه «طوفان»
‫من رو اذیت می‌کرد، چی بود؟

213
00:16:59,351 --> 00:17:01,603
‫تا جایی که من می‌دونم اون
‫تحقیقات بسته شده.

214
00:17:01,645 --> 00:17:04,690
‫چطور می‌شه که گروه شبه‌نظامی
‫«اسکندر» می‌دونست

215
00:17:04,773 --> 00:17:07,026
‫که تیم ضربت پلیس لس آنجلس و
‫کارگروه ما دارن میان؟

216
00:17:08,485 --> 00:17:09,486
‫متوجه نمی‌شم.

217
00:17:09,570 --> 00:17:11,947
‫ما تقریباً هر جا که پرونده
‫ما رو می‌برد راحت می‌رفتیم

218
00:17:12,031 --> 00:17:15,451
‫و بعد تنها باری که
‫تیم ضربت پلیس لس آنجلس رو برای کمک خبر کردیم،

219
00:17:15,534 --> 00:17:18,579
‫همون یه باری بود که
‫آدم بدها می‌دونستن ما داریم میایم.

220
00:17:19,705 --> 00:17:22,332
‫و وکیلشون همون لحظه‌ای
‫که ما نفوذ کردیم بهمون خوشامد گفت.

221
00:17:22,791 --> 00:17:25,419
‫خب، من می‌دونم هیچ‌کس تو
‫کارگروه به «اسکندر» خبر نداده،

222
00:17:25,502 --> 00:17:27,921
‫و از تیم ضربت شنیدم که هیچ‌کس
‫تو واحدشون لو نرفته.

223
00:17:28,505 --> 00:17:31,091
‫ولی تیم ضربت زیر نظر
‫شماست، مگه نه؟

224
00:17:33,844 --> 00:17:35,095
‫داری چه چرت و پرتی
‫به من می‌گی؟

225
00:17:35,179 --> 00:17:40,225
‫می‌گم، تو خیلی تلاش کردی
‫که این تحقیقات رو پیگیری کنی، درسته؟

226
00:17:41,894 --> 00:17:43,604
‫پس من یه‌کم تحقیق کردم.

227
00:17:43,687 --> 00:17:48,025
‫و تراکنش‌های بانکی‌ای هست که تو
‫به حساب‌های ناشناسی پول واریز کردی.

228
00:17:48,692 --> 00:17:50,778
‫بهتره به جایی که فکر می‌کنم
‫داری میری نری، چون…

229
00:17:50,861 --> 00:17:53,405
‫من اون پرداخت‌ها رو
‫از حساب‌های بانکی شخصی‌ت ردیابی کردم.

230
00:17:53,489 --> 00:17:55,908
‫درسته، همون‌هایی که فکر می‌کردی
‫تو جزایر «کیمن» مخفی شدن.

231
00:17:57,159 --> 00:18:00,621
‫و دقیقاً با مقدار و روزی که

232
00:18:00,704 --> 00:18:03,665
‫«یوری ولچک» به حساب‌های
‫ناشناسی پول واریز کرده بود مطابقت داشت.

233
00:18:04,416 --> 00:18:06,126
‫حالا بذار حدسم رو بهت بگم.

234
00:18:08,003 --> 00:18:09,004
‫حدسم اینه…

235
00:18:10,923 --> 00:18:13,175
‫تو یه احمق ساده‌لوح لعنتی هستی.

236
00:18:13,258 --> 00:18:15,511
‫و امیدوارم یه هم‌دست
‫کاملاً درگیر نباشی

237
00:18:15,594 --> 00:18:17,888
‫چون اگه باشی، دادستان «وال‌ول»،

238
00:18:17,971 --> 00:18:21,350
‫این یه سطح از پستی‌ایه که
‫مطمئن نیستم حتی تو هم داشته باشیش.

239
00:18:22,434 --> 00:18:23,769
‫چیزی که می‌دونم اینه…

240
00:18:27,064 --> 00:18:28,065
‫شما بازداشتید.

241
00:18:29,817 --> 00:18:31,568
‫- اطاعت قربان.
‫- دست‌ها پشت سر.

242
00:18:31,652 --> 00:18:34,196
‫شما حق دارید سکوت
‫کنید. هر چی بگید...

243
00:18:34,279 --> 00:18:36,490
‫می‌تونه و در دادگاه علیه
‫شما استفاده خواهد شد.

244
00:18:37,074 --> 00:18:39,368
‫شما حق داشتن وکیل دارید.
‫اگه نمی‌تونید وکیل بگیرید،

245
00:18:39,451 --> 00:18:40,577
‫یکی براتون فراهم می‌شه.

246
00:18:41,495 --> 00:18:43,956
‫آیا این حقوق رو
‫همونطور که براتون خونده شد می‌فهمید؟

247
00:18:54,216 --> 00:18:55,175
‫ببین کی اینجاست.

248
00:18:55,884 --> 00:18:56,969
‫چطوری؟

249
00:18:57,052 --> 00:18:58,554
‫می‌دونی، مثل همیشه.

250
00:18:58,637 --> 00:19:00,472
‫فردا درمان رو شروع نمی‌کنی؟

251
00:19:01,181 --> 00:19:03,100
‫چرا. برای همینه که
‫امروز دارم نوشیدنی می‌خورم.

252
00:19:03,809 --> 00:19:05,018
‫دکتر گفت اشکالی نداره؟

253
00:19:05,102 --> 00:19:06,979
‫نمی‌خواستم ریسک
‫پرسیدنش رو بکنم.

254
00:19:08,480 --> 00:19:09,940
‫پس منم بهت ملحق می‌شم.

255
00:19:10,399 --> 00:19:11,400
‫عالیه.

256
00:19:16,822 --> 00:19:18,866
‫ماشین‌های فیلم‌برداری تو
‫این خیابون، ها؟

257
00:19:18,907 --> 00:19:20,701
‫درست همون‌جا
‫پارک شدن، آره.

258
00:19:20,784 --> 00:19:21,869
‫- دیوونگیه.
‫- لعنتی.

259
00:19:24,621 --> 00:19:25,914
‫این چیه؟

260
00:19:27,374 --> 00:19:29,751
‫این فقط، یه چیز
‫کوچیکه برای الهام بخشیدن بهت

261
00:19:29,835 --> 00:19:31,420
‫همینطور که سفر
‫پزشکی‌ت رو شروع می‌کنی.

262
00:19:42,639 --> 00:19:43,891
‫این رو از کجا پیدا کردی؟

263
00:19:43,974 --> 00:19:46,560
‫حسابی تو گوگل گشتم.
[تحمل کن]

264
00:19:46,643 --> 00:19:48,604
‫- الهام گرفتی؟
‫- خیلی الهام گرفتم.

265
00:19:48,687 --> 00:19:50,981
‫- باید تحمل کنی.
‫- من… آره. معلومه.

266
00:19:55,235 --> 00:19:57,112
‫من…

267
00:19:58,113 --> 00:20:00,699
‫قرار بود فردا
‫برم براونزویل، تگزاس.

268
00:20:03,327 --> 00:20:04,328
‫- فردا؟
‫- آره.

269
00:20:04,953 --> 00:20:09,708
‫ولی داشتم فکر می‌کردم
‫که می‌تونم با مسئولم حرف بزنم،

270
00:20:09,791 --> 00:20:12,085
‫ببینم می‌تونم فقط
‫یه هفته بندازمش عقب. می‌دونی؟

271
00:20:12,169 --> 00:20:13,170
‫تا بتونم…

272
00:20:13,670 --> 00:20:16,924
‫اگه می‌خوای… پیشت باشم
‫وقتی درمان رو شروع می‌کنی.

273
00:20:21,178 --> 00:20:23,513
‫نه. نه، عمراً.

274
00:20:23,597 --> 00:20:25,015
‫نه، باید برگردی سر کارت.

275
00:20:26,808 --> 00:20:30,062
‫به علاوه، نمی‌خوام منتظر بمونی
‫تا می‌دونی، آب دهنم رو از لبم پاک کنی.

276
00:20:31,605 --> 00:20:33,273
‫من هیچوقت این کار رو نمی‌کنم.

277
00:20:36,860 --> 00:20:39,112
‫ببین، صادقانه بگم. من…

278
00:20:39,196 --> 00:20:40,822
‫من عادت ندارم به…

279
00:20:42,741 --> 00:20:46,411
‫من تجربه‌ی زیادی با
‫آدم‌هایی که به زندگیم اهمیت بدن ندارم.

280
00:20:49,498 --> 00:20:52,042
‫پس ممنون. خیلی برام ارزش داره.

281
00:20:57,005 --> 00:20:58,423
‫می‌خوای امروز پیشت بمونم؟

282
00:21:08,392 --> 00:21:09,559
‫گوش کن،

283
00:21:11,395 --> 00:21:14,982
‫خیلی دوست دارم.
‫واقعاً دوست دارم.

284
00:21:16,984 --> 00:21:17,985
‫ولی…

285
00:21:20,195 --> 00:21:21,196
‫ولی…

286
00:21:22,197 --> 00:21:24,366
‫خدایا، باورم نمی‌شه
‫قراره این رو بگم…

287
00:21:26,076 --> 00:21:29,371
‫من کلی حرکت احمقانه
‫تو گذشته‌م کردم، اصلاً نمی‌دونی.

288
00:21:29,871 --> 00:21:31,456
‫خب، یه چیزهایی می‌دونم.

289
00:21:31,540 --> 00:21:33,208
‫آره، فکر کنم می‌دونی.

290
00:21:36,336 --> 00:21:38,755
‫ولی این چیزی‌ـه که می‌دونم، باشه؟

291
00:21:39,298 --> 00:21:41,758
‫می‌دونم که الان درگیر
‫کلی کثافت‌کاری‌ام.

292
00:21:42,676 --> 00:21:43,802
‫کلی کثافت‌کاری.

293
00:21:44,970 --> 00:21:45,971
‫و اگه…

294
00:21:47,139 --> 00:21:48,140
‫وقتی…

295
00:21:49,099 --> 00:21:54,396
‫اگه از اون طرفِ،
‫هر کوفتی که هست سالم بیرون بیام…

296
00:21:59,318 --> 00:22:01,528
‫واقعاً می‌خوام سعی کنم
‫کارها رو درست انجام بدم.

297
00:22:02,988 --> 00:22:03,989
‫آره.

298
00:22:05,365 --> 00:22:06,992
‫از این تصمیم حمایت می‌کنم.

299
00:22:08,201 --> 00:22:10,454
‫لعنتی، حتی نمی‌دونم
‫خودم ازش حمایت می‌کنم یا نه.

300
00:22:12,164 --> 00:22:13,999
‫ولی فکر کنم این
‫بهترین راه انجامشه.

301
00:22:16,626 --> 00:22:17,627
‫آره. موافقم.

302
00:22:59,127 --> 00:23:00,462
[مرکز پزشکی دیگنیتی]

303
00:23:31,243 --> 00:23:32,244
‫خودشه.

304
00:23:35,080 --> 00:23:36,164
‫لعنتی.

305
00:23:36,248 --> 00:23:38,834
‫فکر کردی می‌ذاریم تنها
‫بری تو درمانگاه؟

306
00:23:39,918 --> 00:23:41,378
‫عمراً، رفیق.

307
00:23:42,462 --> 00:23:43,713
‫لازم نبود این کار رو بکنید.

308
00:23:43,797 --> 00:23:47,050
‫«اولیوراس» گفت یه مشکلی
‫تو مغزت هست، که خیلی چیزها رو توضیح میده.

309
00:23:47,134 --> 00:23:49,177
‫باشه. آره.

310
00:23:49,261 --> 00:23:50,262
‫همینه. خیلی‌خب.

311
00:23:50,345 --> 00:23:52,097
‫- پس تقصیر توئه.
‫- خب.

312
00:23:52,180 --> 00:23:53,181
‫یادم می‌مونه.

313
00:23:56,017 --> 00:23:58,019
‫بچه‌ها، ممنونم که
‫اومدید. واقعاً ممنونم.

314
00:23:58,603 --> 00:23:59,646
‫خیلی ارزش داره.

315
00:24:00,480 --> 00:24:01,731
‫فقط خودت رو خوب کن.

316
00:24:03,608 --> 00:24:04,609
‫نقشه همینه.

317
00:24:05,861 --> 00:24:07,988
‫آقای «میچم». آماده‌اید
‫که شروع کنیم؟

318
00:24:09,990 --> 00:24:11,867
‫باشه. خیلی‌خب.

319
00:24:12,325 --> 00:24:16,455
‫خب، هی، هر چی بشه،
‫همکاری با هم واقعاً عالی بود.

320
00:24:17,873 --> 00:24:20,459
‫افتخار می‌کنم که تک تک
‫شما رو می‌شناسم. جدی می‌گم.

321
00:24:24,212 --> 00:24:25,589
‫شما یه تیم فوق‌العاده‌اید.

322
00:24:49,946 --> 00:24:55,827
[‏10 ماه بعد]

323
00:25:10,091 --> 00:25:11,343
‫«فیتزجرالد».

324
00:25:11,843 --> 00:25:14,054
‫- «کیم». هی.
‫- قیافه‌ت داغونه.

325
00:25:14,638 --> 00:25:15,722
‫واقعاً؟

326
00:25:15,805 --> 00:25:19,184
‫خب، مادرم می‌گفت، «یه
‫ذهن ناآروم، یه بالش پریشون می‌سازه.»

327
00:25:19,267 --> 00:25:21,394
‫ولی به هر حال، من... من
‫خیلی خوب نخوابیدم.

328
00:25:21,478 --> 00:25:24,064
‫بیشتر به خاطر اینکه «کانلی»
‫پرونده‌های بی‌اهمیت رو بهم داده.

329
00:25:24,147 --> 00:25:25,440
‫- شنیدم.
‫- بله، ولی کسی بهت گفت

330
00:25:25,524 --> 00:25:27,067
‫چرا بهش می‌گن پرونده‌های بی‌اهمیت؟

331
00:25:27,150 --> 00:25:28,235
‫مطمئنم الان می‌گی.

332
00:25:28,318 --> 00:25:29,903
‫اون بشکه‌های بزرگ
‫نوشیدنی رو می‌شناسی

333
00:25:29,986 --> 00:25:31,071
‫- که از بلوط می‌سازن؟
‫- خب.

334
00:25:31,154 --> 00:25:34,115
‫خب، به اون قسمت صافی که تهش
‫می‌ذارن، می‌گن «ته بشکه».

335
00:25:34,199 --> 00:25:37,035
‫این تهدیدها به معنای واقعی کلمه
‫ته بشکه‌ان.

336
00:25:37,118 --> 00:25:38,495
‫و یه راز بهت می‌گم،

337
00:25:38,578 --> 00:25:40,330
‫چون تو دفتر
‫ساحل غربی نسبتاً جدیدی، «کیم».

338
00:25:40,413 --> 00:25:43,375
‫تهدیدهای معتبری که می‌گیریم؟
‫‏99‏% اون‌ها هم چرت و پرته.

339
00:25:43,458 --> 00:25:46,878
‫می‌دونی، یکی تو اینترنت
‫عصبانی شده چون رئیس جمهور مالیاتش رو بالا برده.

340
00:25:46,962 --> 00:25:49,798
‫یا یه مادربزرگ تو «ساکرامنتو»
‫یه نامه‌ی تند به بانوی اول نوشته

341
00:25:49,798 --> 00:25:51,633
‫چون تو مجله‌ی نیوزویک
‫لباس اشتباهی پوشیده بود.

342
00:25:51,675 --> 00:25:54,094
‫فکر نمی‌کنم اون مجله
‫دیگه اصلاً وجود داشته باشه.

343
00:25:54,177 --> 00:25:56,054
‫خب، بازم، ما باید
‫تک تک‌شون رو چک کنیم.

344
00:25:56,137 --> 00:25:57,556
‫و... هیچوقت تموم نمی‌شه. ببین.

345
00:25:57,639 --> 00:25:59,849
‫مگه اینکه بری تو
‫تیم حفاظت.

346
00:25:59,933 --> 00:26:03,061
‫آره، خب، اون هدف
‫بلندمدته. معلومه.

347
00:26:03,687 --> 00:26:04,854
‫من گرفتمش.

348
00:26:05,981 --> 00:26:07,023
‫چی؟

349
00:26:07,107 --> 00:26:10,026
‫آره. این هفته‌ی آخر
‫من اینجاست، بعدش میرم دی‌سی.

350
00:26:10,068 --> 00:26:11,444
‫مأموریت «هایسینث» رو گرفتم.

351
00:26:11,486 --> 00:26:13,613
‫- جدی می‌گی؟
‫- جدی می‌گم.

352
00:26:15,073 --> 00:26:18,076
‫به هر حال، من در واقع
‫اومدم سر میزت چون دارم میرم پایین.

353
00:26:18,159 --> 00:26:19,661
‫برات یه قهوه بگیرم؟

354
00:26:20,453 --> 00:26:22,747
‫آره، نه، من... من خوبم.

355
00:26:23,248 --> 00:26:26,251
‫پس تو… تو… تو رفتی
‫تو مأموریت دختره؟

356
00:26:27,335 --> 00:26:28,461
‫آره.

357
00:26:58,450 --> 00:27:00,410
‫بله، سلام، من
‫«پاتریشیا پرز» هستم.

358
00:27:00,493 --> 00:27:03,705
‫من تو کلبه‌های «همرهد»
‫تو «شوگرلوف» کار می‌کنم.

359
00:27:03,788 --> 00:27:05,165
‫الو؟

360
00:27:05,248 --> 00:27:07,667
‫من… یه مردی
‫اینجاست. کابین شش.

361
00:27:07,751 --> 00:27:09,002
‫اسمش رو نمی‌دونم.

362
00:27:09,085 --> 00:27:12,297
‫اون اسلحه و نقشه و
‫نقاشی‌های خیلی عجیبی داره.

363
00:27:12,380 --> 00:27:15,258
‫اون عکس‌های رئیس جمهور
‫ایالات متحده رو داره

364
00:27:15,342 --> 00:27:16,843
‫و آدم‌های دولتی دیگه.

365
00:27:16,926 --> 00:27:18,094
‫ترسناکه.

366
00:27:18,178 --> 00:27:21,556
‫من یه فیلمی دیدم که می‌گفت اگه همچین چیزی
‫دیدید به سرویس مخفی زنگ بزنید

367
00:27:21,640 --> 00:27:24,309
‫پس شماره رو پیدا کردم و زنگ زدم.

368
00:27:29,356 --> 00:27:32,734
‫شما با «پاتریشیا پرز» تماس گرفته‌اید
لطفاً پیام بگذارید

369
00:27:32,817 --> 00:27:35,487
‫صندوق پیام پر است. خداحافظ.

370
00:27:40,909 --> 00:27:42,619
[کلبه‌های همرهد]

371
00:27:55,298 --> 00:27:56,841
‫شماره رو پیدا کردم و زنگ زدم.

372
00:28:05,225 --> 00:28:07,435
‫شماره رو پیدا کردم و زنگ زدم.

373
00:28:33,044 --> 00:28:37,215
‫قربان؟ من… من یکی از پرونده‌های بی‌اهمیت رو
‫پیدا کردم که به اندازه‌ی کافی عجیبه که بررسی بشه.

374
00:28:37,298 --> 00:28:40,343
‫در مورد نقاشی‌های عجیبی از
‫خانواده‌ی رئیس جمهوره تو «شوگرلوف».

375
00:28:40,427 --> 00:28:43,680
‫یهو قطع شد انگار
‫گوشی از دستش افتاده. یا یه چیزی.

376
00:28:43,680 --> 00:28:47,475
‫به هر حال، من… من می‌خوام برم اونجا
‫و یه نگاهی بندازم، اگه از نظر شما مشکلی نداره؟

377
00:28:47,517 --> 00:28:48,727
‫هر کار می‌خوای بکن.

378
00:28:49,602 --> 00:28:50,603
‫باشه. آره.

379
00:29:12,667 --> 00:29:15,670
[شوگرلوف]

380
00:29:23,011 --> 00:29:26,890
‫تا دو مایل دیگر، مقصد شما
‫در سمت راست‌تان خواهد بود.

381
00:29:28,391 --> 00:29:30,518
[کلبه‌های همرهد]

382
00:29:33,980 --> 00:29:35,523
[کلبه‌ها]

383
00:30:30,411 --> 00:30:31,412
‫سلام؟

384
00:30:33,998 --> 00:30:34,999
‫کسی خونه هست؟

385
00:30:43,591 --> 00:30:44,968
‫سرویس مخفی ایالات متحده!

386
00:30:46,678 --> 00:30:47,679
‫کسی خونه هست؟

387
00:31:28,803 --> 00:31:32,932
‫بله، اینجا مأمور سرویس مخفی
‫رایان فیتزجرالد، شماره کارت 51615.

388
00:31:33,016 --> 00:31:37,061
‫من یه آمبولانس تو جاده‌ی
‫کابین تریل 45، 92386 می‌خوام

389
00:31:37,145 --> 00:31:39,480
‫و نیروی کمکی از دفتر کلانتر
‫شهرستان «سن برناردینو».

390
00:31:39,564 --> 00:31:40,565
‫احتمال قتل.

391
00:31:41,733 --> 00:31:43,818
‫یک زن. لاتین تبار.

392
00:31:44,319 --> 00:31:46,738
‫نه، خانم. ضربه‌ی شدید.

393
00:31:47,447 --> 00:31:50,825
‫نه، خانم، من... من
‫چشمم به مجرم نیفتاده.

394
00:31:53,620 --> 00:31:54,621
‫یا خدا.

395
00:33:30,299 --> 00:33:35,096
‫قربان، دستیار مدیر «تاسترود»
‫می‌خواد شما رو بالا ببینه. فوراً.

396
00:33:43,438 --> 00:33:45,106
‫پس گروهبان شدی، ها؟

397
00:33:45,189 --> 00:33:47,942
‫آره، تا خرخره تو کارهای اداری‌ام.

398
00:33:47,984 --> 00:33:50,570
‫وقتی در مورد این شنیدم، پریدم اومدم.

399
00:33:50,653 --> 00:33:52,905
‫شما بازنده‌ها نتونستید
‫یه سال بدون من دووم بیارید.

400
00:33:52,989 --> 00:33:54,323
‫- ها ها.
‫- هی.

401
00:33:54,407 --> 00:33:54,907
‫- «شپرد».
‫- «بل».

402
00:33:54,907 --> 00:33:56,993
‫- اون تو با کیه؟
‫- مطمئن نیستم.

403
00:33:57,076 --> 00:33:58,578
‫«هدر»، اون تو با کیه؟

404
00:33:59,537 --> 00:34:01,789
‫خب، خب، خب. انگار
‫همه‌مون اینجاییم.

405
00:34:01,873 --> 00:34:02,915
‫بیاین شروع کنیم.

406
00:34:06,836 --> 00:34:08,963
‫- هی!
‫- ها، ها، ها.

407
00:34:09,464 --> 00:34:11,591
‫شنیدم سفر خیلی سختی داشتی.

408
00:34:11,674 --> 00:34:12,675
‫خب، هنوز تو این دنیام.

409
00:34:12,675 --> 00:34:14,135
‫پس، شکایتی ندارم.

410
00:34:14,218 --> 00:34:15,595
‫آره. صد درصد خوبی؟

411
00:34:15,678 --> 00:34:17,722
‫نمی‌دونم هیچوقت
‫اون حس رو داشته باشم یا نه

412
00:34:17,805 --> 00:34:22,852
‫ولی، دکتر پلیس لس آنجلس برگه‌ی
‫صلاحیت خدمتم رو امضا کرد، پس اینجام.

413
00:34:22,935 --> 00:34:25,313
‫چی کار کردی؟ یه صدی به دکتر دادی
‫و گفتی اون‌ور رو نگاه کنه؟

414
00:34:25,396 --> 00:34:27,190
‫عمراً. نه. اون
‫با 50 تا این کار رو کرد.

415
00:34:29,859 --> 00:34:31,235
‫«اولیوراس» رو دیدید؟

416
00:34:31,319 --> 00:34:32,320
‫هی، بچه‌ها.

417
00:34:32,820 --> 00:34:34,072
‫خیلی‌خب.

418
00:34:37,450 --> 00:34:40,495
‫مشکل خوب بودن تو کارت اینه که

419
00:34:40,578 --> 00:34:43,289
‫مقامات بالا معمولاً
‫متوجه کارت می‌شن.

420
00:34:44,123 --> 00:34:46,000
‫طبقه‌ی هفتم تو دی‌سی ازم خواست

421
00:34:46,084 --> 00:34:48,461
‫اعضای کارگروه «طوفان» رو دوباره جمع کنم

422
00:34:48,544 --> 00:34:51,005
‫تا یه تهدید جدید رو بررسی و خنثی کنیم.

423
00:34:51,839 --> 00:34:55,051
‫می‌خوام از تک تک
‫شما برای برگشتن تشکر کنم.

424
00:34:56,135 --> 00:35:01,182
‫و تنها چیزی که می‌خوام اینه که همون
‫فداکاری بی‌وقفه‌ای رو انجام بدید

425
00:35:01,265 --> 00:35:02,975
‫که سال گذشته انجام دادید.

426
00:35:03,601 --> 00:35:07,271
‫سمت راست من «رایان فیتزجرالد»ـه.
‫اون از سرویس مخفیه.

427
00:35:07,980 --> 00:35:09,774
‫اون شما رو در جریان می‌ذاره.

428
00:35:09,857 --> 00:35:15,321
‫بله. همونطور که مسئول ویژه «بلایت» گفت، من از
‫سرویس مخفی‌ام و شما می‌تونید من رو «فیتز» صدا کنید.

429
00:35:15,363 --> 00:35:19,200
‫چهل و هشت ساعت پیش یه تهدید
‫رو بررسی کردم که سرویس معتبر تشخیص داد.

430
00:35:19,826 --> 00:35:23,579
‫قربانی «پاتریشیا پرز»ـه، یه
‫نظافتچی 42 ساله

431
00:35:23,663 --> 00:35:26,290
‫که گزارش کشف اسلحه
‫و مواد مشکوک رو داده بود

432
00:35:26,374 --> 00:35:28,126
‫تو یه کلبه‌ی اجاره‌ای
‫دورافتاده تو «شوگرلوف»

433
00:35:28,209 --> 00:35:30,670
‫به همراه چیزی که می‌گفت
‫عکس‌های رئیس جمهوره.

434
00:35:31,003 --> 00:35:33,172
‫اون برای اعلام تهدید به خط
‫گزارش عمومی ما زنگ زده بود

435
00:35:33,256 --> 00:35:35,967
‫و فقط شانس آوردم که
‫به این زودی بهش رسیدم.

436
00:35:37,135 --> 00:35:40,346
‫- مدارک تو صحنه مخفی شده بود.
‫- یا خدا.

437
00:35:40,429 --> 00:35:42,223
‫آره. فرستادیمش دی‌سی.

438
00:35:42,306 --> 00:35:45,393
‫بچه‌های «فورت» و بچه‌های شما
‫تو «کوانتیکو» دارن سعی می‌کنن رمزش رو بشکنن.

439
00:35:45,476 --> 00:35:46,936
‫ولی هنوز نتیجه‌ی قطعی‌ای نیست.

440
00:35:47,019 --> 00:35:48,312
‫چطور ممکنه؟

441
00:35:48,396 --> 00:35:51,816
‫خب، ممکنه یه زبانی باشه که
‫فقط برای یه نفر معنی بده.

442
00:35:52,191 --> 00:35:55,361
‫ما صفحه‌های دیگه‌ای رو پیدا کردیم که به
‫تکه‌های ریز پاره شده بودن تو سطل زباله.

443
00:35:55,444 --> 00:35:57,155
‫به علاوه باقی‌مونده‌ی صفحه‌هایی
‫که پخش شده بودن

444
00:35:57,238 --> 00:35:58,573
‫تو خاکسترهای دور و بر
‫شومینه.

445
00:35:58,656 --> 00:36:01,659
‫دفتر میدانی لس آنجلس به علاوه «کوانتیکو»
‫شبانه روز کار کردن

446
00:36:01,742 --> 00:36:04,829
‫تا یکی از صفحه‌ها رو دوباره
‫سر هم کنن.

447
00:36:04,912 --> 00:36:09,167
‫به علاوه، این تکه.
‫از مجله‌ی «ونیتی فر» اومده.

448
00:36:09,208 --> 00:36:10,042
[آیا آقای شلبی به واشنگتن می‌رود؟]

449
00:36:10,084 --> 00:36:13,379
‫خب، نقشه‌ها خام ولی طرح دقیقی
‫و از خونه‌ی «ساکرامنتو»ـی

450
00:36:13,462 --> 00:36:15,840
‫فرماندار کالیفرنیا،
‫«جورج شلبی» هستن.

451
00:36:15,923 --> 00:36:20,261
‫عکس از یه گزارش روی جلد «ونیتی فر»
‫در مورد فرماندار در فوریه‌ی 2025ـه

452
00:36:20,344 --> 00:36:23,848
‫که توش به شدت اشاره می‌کنه که دوره‌ی
‫انتخابات بعدی نامزد ریاست جمهوری می‌شه.

453
00:36:23,931 --> 00:36:26,642
‫گفتی، رئیس جمهور «هانوور» هم بود؟

454
00:36:26,726 --> 00:36:29,770
‫آره، تماس با خط گزارش گفته بود
‫عکس‌های رئیس جمهور هم هست،

455
00:36:29,854 --> 00:36:31,772
‫هر چند ما هیچ مدرکی
‫از این تو صحنه پیدا نکردیم.

456
00:36:31,772 --> 00:36:33,482
‫پس اون فرماندار رو
‫با رئیس جمهور اشتباه گرفته؟

457
00:36:33,524 --> 00:36:34,525
‫نمی‌دونیم.

458
00:36:34,525 --> 00:36:35,985
‫بخش جنایی در مورد
‫صحنه‌ی قتل چی گفت؟

459
00:36:36,027 --> 00:36:38,529
‫ما یه تیم کامل واکنش
‫به مدارک داشتیم که کلبه رو بررسی کردن

460
00:36:38,613 --> 00:36:42,950
‫و تا الان از نظر
‫اثر انگشت، دی‌ان‌ای، مو و الیاف هیچی پیدا نکردیم.

461
00:36:43,034 --> 00:36:44,118
‫یعنی هیچی.

462
00:36:44,202 --> 00:36:45,912
‫برای یه کلبه‌ی
‫اجاره‌ای خیلی عجیبه.

463
00:36:45,995 --> 00:36:48,247
‫که البته فقط
‫شک رو بالا می‌بره.

464
00:36:49,373 --> 00:36:50,833
‫«فیتز» به تیم ملحق می‌شه.

465
00:36:51,459 --> 00:36:54,754
‫احتمال اینکه
‫رئیس جمهور یه هدف باشه

466
00:36:54,837 --> 00:36:58,591
‫یعنی اینکه سرویس مخفی
‫خیلی از نزدیک درگیر خواهد بود.

467
00:36:58,674 --> 00:37:03,179
‫تهدید علیه فرماندار و قربانی قتل
تو حوزه‌ی ما افتاد

468
00:37:03,262 --> 00:37:06,599
‫و من می‌ذارم مدیران
‫دو آژانس‌مون با هم بجنگن

469
00:37:06,682 --> 00:37:08,017
‫سر صلاحیت و اعتبار.

470
00:37:08,100 --> 00:37:09,101
‫برام مهم نیست.

471
00:37:09,602 --> 00:37:12,855
‫اسم رمز جدید ما
‫کارگروه «زره»ـست.

472
00:37:12,939 --> 00:37:16,567
‫مأموریت ما پیدا کردن مرد یا
‫زنیه که «پاتریشیا پرز» رو به قتل رسونده،

473
00:37:16,651 --> 00:37:17,777
‫در کمال خونسردی،

474
00:37:17,860 --> 00:37:19,237
‫و تعیین اینکه آیا

475
00:37:19,320 --> 00:37:22,657
‫تهدید علیه فرماندار کالیفرنیا
و رئیس جمهور معتبره یا نه

476
00:37:25,826 --> 00:37:27,703
‫کارت خوب بود. «بل».

477
00:37:27,787 --> 00:37:28,871
‫«فیتز».

478
00:37:28,955 --> 00:37:30,414
‫هی. «شپرد». سلام.

479
00:37:31,999 --> 00:37:33,125
‫هی، رئیس.

480
00:37:35,044 --> 00:37:36,504
‫ممنون که من رو برگردوندی.

481
00:37:36,587 --> 00:37:37,797
‫گوش کن…

482
00:37:38,381 --> 00:37:42,677
‫می‌دونم اون با اداره مبارزه با مواد مخدر کار می‌کنه، ولی
‫«اولیوراس» برای «طوفان» ضروری بود.

483
00:37:42,718 --> 00:37:44,595
‫مهارت‌های تحقیقاتیش
‫فوق‌العاده بود، اون...

484
00:37:44,679 --> 00:37:47,974
‫«اولیوراس» رفته دنبال
‫«امیلیانو مولینا» تو «ماتاموروس».

485
00:37:48,057 --> 00:37:50,601
‫من با اداره مبارزه با مواد مخدر تماس گرفتم.

486
00:37:50,685 --> 00:37:51,978
‫نمی‌تونن ازش بگذرن.

487
00:37:55,815 --> 00:37:56,816
‫باشه.

488
00:37:59,193 --> 00:38:02,697
‫خب اون‌ها «لینگو اسلوث» و
‫«سایفر دیکودر» رو اجرا کردن.

489
00:38:02,780 --> 00:38:05,157
‫به علاوه چند تا نرم‌افزار آزمایشی
‫که «ان‌اس‌ای» توسعه داده

490
00:38:05,241 --> 00:38:08,744
‫پس حداقل داریم
‫با یه چارچوب شروع می‌کنیم.

491
00:38:08,828 --> 00:38:11,205
‫اگه یه کد کلیدی باشه چی؟
‫کلیدهای نامحدود رو امتحان نمی‌کنیم؟

492
00:38:11,289 --> 00:38:13,624
‫آره، جز اینکه این یارو داره
‫هیروگلیف‌های خودش رو می‌سازه.

493
00:38:13,708 --> 00:38:14,750
‫درسته.

494
00:38:14,834 --> 00:38:16,502
‫ولی من عاشق پازلم.

495
00:38:16,585 --> 00:38:20,047
‫- این دقیقاً کار منه.
‫- آره، مطمئنم.

496
00:38:20,131 --> 00:38:22,341
‫- خوشحالم که برگشتی.
‫- ممنون.

497
00:38:24,218 --> 00:38:25,303
‫امم…

498
00:38:26,846 --> 00:38:28,389
‫می‌خواستم در مورد
‫«مالی» بهت بگم.

499
00:38:30,224 --> 00:38:31,267
‫«مالی» چی شده؟

500
00:38:31,350 --> 00:38:34,145
‫هی، کی می‌خواد بره این
‫کلبه رو از نزدیک ببینه؟

501
00:38:34,228 --> 00:38:35,521
‫آره.

502
00:38:37,356 --> 00:38:38,774
‫آره. بزن بریم.

503
00:38:39,859 --> 00:38:41,902
‫امم. وقتی برگشتیم.

504
00:38:42,611 --> 00:38:43,612
‫چی…

505
00:38:50,494 --> 00:38:53,372
‫پس بابام هی می‌گفت، «نمی‌تونی
‫پلیس بشی. نمی‌تونی پلیس بشی.»

506
00:38:53,456 --> 00:38:55,499
‫ برادرم «متی»، اون
‫همین الانم تو دانشکده پزشکی بود.

507
00:38:55,499 --> 00:38:57,626
‫در واقع برادر دیگه‌م
‫«لیام» هم تو دانشکده پزشکی بود.

508
00:38:57,668 --> 00:39:00,671
‫پس با خودم فکر کردم، «دو تا دکتر
‫تو خانواده باید کافی باشه.»

509
00:39:00,755 --> 00:39:03,507
‫من تمام عمرم می‌خواستم پلیس شم،
‫چرا یه امتحانی نکنم، درسته؟

510
00:39:03,591 --> 00:39:06,719
‫پس چهار سال تو «دن‌بری» موندم،
‫بعد پنج سال دیگه تو «هریسبورگ».

511
00:39:06,802 --> 00:39:09,597
‫و این کارآگاه قتلی که می‌شناختم یه
‫دوستی داشت که تو سرویس مخفی بود،

512
00:39:09,680 --> 00:39:10,765
‫هی می‌گفت چقدر عالیه.

513
00:39:10,848 --> 00:39:14,435
‫پس فکر کردم، نمی‌دونم، چه اهمیتی داره،
‫یه درخواست پر می‌کنم، کی می‌دونه، درسته؟

514
00:39:14,518 --> 00:39:18,397
‫بعدش تا فهمیدم، تو راه
‫«گلینکو»، جورجیا بودم تا تو «اف‌ال‌ای‌تی‌سی» شرکت کنم.

515
00:39:19,774 --> 00:39:23,277
‫چه مسیر جالبی.

516
00:39:23,903 --> 00:39:26,072
‫درسته؟ پنج سال
‫اول رو تو بخش جعل گذروندم...

517
00:39:26,155 --> 00:39:27,239
‫- هی، «فیتز»؟
‫- بله؟

518
00:39:27,323 --> 00:39:28,949
‫- «فیتز» صدات می‌کنن، درسته؟
‫- آره.

519
00:39:29,825 --> 00:39:32,370
‫هیچ مأمور دیگه‌ای تا حالا
‫بهت گفته خیلی حرف می‌زنی؟

520
00:39:33,162 --> 00:39:35,956
‫حتماً. آره. نه. من... من
‫قبلاً هم این رو شنیدم.

521
00:39:35,956 --> 00:39:38,542
‫ولی احتمالاً برای همینه که من رو پشت
‫یه میز تنها گذاشتن صادقانه بگم.

522
00:39:38,584 --> 00:39:40,669
‫ولی بلدم اگه لازم باشه
‫ساکت شم.

523
00:39:40,753 --> 00:39:42,129
‫مثلاً اگه تو
‫تیم حفاظت باشی،

524
00:39:42,213 --> 00:39:45,466
‫با رئیس جمهور، بانوی اول هستی،
‫باید بدونی که تو یه حریم…

525
00:39:47,718 --> 00:39:49,720
‫درسته. گرفتم.

526
00:40:17,540 --> 00:40:18,541
‫درست از اینجا.

527
00:40:21,335 --> 00:40:24,046
‫خب، «پاتریشیا پرز»
‫اینجا پیدا شد.

528
00:40:26,507 --> 00:40:29,301
‫مدارک اینجا مخفی شده بود.

529
00:40:30,678 --> 00:40:33,764
‫امم. باشه. خیلی‌خب.

530
00:40:35,724 --> 00:40:37,309
‫در مورد صاحبان
‫کلبه به کجا رسیدیم؟

531
00:40:37,393 --> 00:40:40,563
‫در واقع یه شرکت املاک
‫سنگاپوری به اسم «بروانگ هولدینگزه».

532
00:40:40,646 --> 00:40:43,941
‫صاحبش داره از خارج برمی‌گرده.
‫ظاهراً حاضره با ما حرف بزنه.

533
00:40:44,024 --> 00:40:46,318
‫«بروانگ» چندین ملک
‫تو غرب آمریکا داره.

534
00:40:46,402 --> 00:40:48,237
‫- جزئیاتش رو برات می‌فرستم.
‫- آره، بفرست.

535
00:40:48,320 --> 00:40:50,948
‫بیاین یه پرونده‌ی اصلی درست کنیم تا
‫کارها سریع‌تر پیش بره، باشه؟

536
00:40:51,031 --> 00:40:52,992
‫- من می‌تونم تو این کمک کنم.
‫- ممنون، رفیق.

537
00:41:07,673 --> 00:41:08,674
‫هی، رفقا.

538
00:41:32,072 --> 00:41:34,158
‫لعنتی.

539
00:41:43,584 --> 00:41:44,585
‫من میرم پایین.

540
00:41:59,099 --> 00:42:00,100
‫یا خدا.

541
00:42:07,274 --> 00:42:08,275
‫چراغ‌ها.

542
00:43:28,105 --> 00:43:29,523
[آنچه خواهید دید]

543
00:43:29,565 --> 00:43:31,191
‫قاتل ما کارش رو بلد بوده.

544
00:43:31,275 --> 00:43:34,069
‫می‌دونسته که به
‫میدون تیر شخصی خودش دسترسی داره.

545
00:43:35,029 --> 00:43:36,030
‫داره فرار می‌کنه!

546
00:43:36,655 --> 00:43:39,408
‫شرکت‌های خارجی و
‫سیاست می‌تونن پیچیده باشن.

547
00:43:39,408 --> 00:43:41,285
‫- آقای فرماندار، خواهش می‌کنم.
‫- بذارید چیزی که می‌دونم رو بهتون بگم.

548
00:43:41,327 --> 00:43:44,121
‫مردی که اون قتل رو مرتکب شد
‫هم زندگی من رو تهدید می‌کنه

549
00:43:44,204 --> 00:43:46,415
‫هم زندگی رئیس جمهور ایالات متحده.
