﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,160
.

2
00:00:00,200 --> 00:00:02,920
‫"هیچوقت نگفتی اون بابا داره."

3
00:00:06,000 --> 00:00:07,400
[آنچه گذشت]

4
00:00:07,960 --> 00:00:10,320
‫- یا خدا!
‫- پسرم گم شده.

5
00:00:10,320 --> 00:00:12,280
‫می‌شه لطفاً بیای
‫و کمکم کنی پیداش کنیم، جان؟

6
00:00:13,320 --> 00:00:16,320
‫- بهم بگو کجاست.
‫- نه. نه!

7
00:00:16,960 --> 00:00:18,920
‫- "اون گلاسگوئه."
‫- "پیش خواهرش؟"

8
00:00:18,960 --> 00:00:20,240
‫ اینجا چه غلطی می‌کنی؟

9
00:00:20,280 --> 00:00:22,440
‫- اون چیه؟
‫- گردنبند انگسه.

10
00:00:22,480 --> 00:00:25,400
‫چه دلیلی ممکنه بابا داشته باشه
‫که اون رو پیش خودش داشته باشه؟

11
00:00:25,440 --> 00:00:27,960
‫صبح هر دومون می‌ریم
‫کلدواتر.

12
00:00:27,960 --> 00:00:31,000
‫- رابطه‌مون خوبه؟ هنوز با هم دوستیم؟
‫- شب عجیبی بود.

13
00:00:31,040 --> 00:00:32,160
[تو چادر بخواب]

14
00:00:36,320 --> 00:00:37,640
‫هارلی‌کوئین...

15
00:00:47,000 --> 00:00:48,960
‫هارلی‌کوئین؟

16
00:00:49,960 --> 00:00:53,320
‫کجایی، هارلی‌کوئین؟

17
00:00:54,040 --> 00:00:56,040
‫برات بیسکوییت آوردیم!

18
00:00:56,040 --> 00:01:00,000
‫- هارلی‌کوئین، کجایی؟
‫- هارلی‌کوئین؟

19
00:01:01,000 --> 00:01:03,040
‫کجایی؟

20
00:01:04,040 --> 00:01:06,040
‫فکر کنم دیدمش!

21
00:01:06,040 --> 00:01:09,040
‫هارلی‌کوئین؟

22
00:01:10,040 --> 00:01:13,720
‫- هارلی‌کوئین؟
‫- برات بیسکوییت آوردیم.

23
00:01:13,760 --> 00:01:16,760
‫- هارلی‌کوئین؟ اونجایی؟
‫- سلام به شما دوتا.

24
00:01:18,040 --> 00:01:20,760
‫گربه ملوس کوچولوتون رو گم نکردین،
‫آره؟

25
00:01:21,040 --> 00:01:22,560
‫خدا رو شکر.

26
00:01:25,920 --> 00:01:28,040
‫هری؟! وایولت؟!

27
00:01:28,040 --> 00:01:31,960
‫چه خبره؟
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنین؟

28
00:01:32,000 --> 00:01:34,080
‫هارلی‌کوئین دیشب
‫خونه نیومد.

29
00:01:34,120 --> 00:01:35,400
‫ای وای.

30
00:01:35,400 --> 00:01:38,400
‫ممکنه یه شکارچی بدجنس
‫چنگالاش رو توش فرو کرده باشه.

31
00:01:41,640 --> 00:01:43,640
‫بابت کمک دیشبت ممنون،
‫جان.

32
00:01:45,040 --> 00:01:47,040
‫امشب تو جلسه انجیل می‌بینمت؟

33
00:01:47,960 --> 00:01:49,960
‫نه، تامی.

34
00:01:50,520 --> 00:01:51,880
‫نمی‌تونم.

35
00:01:53,040 --> 00:01:55,880
‫وای، هری؟
‫دیرتون می‌شه.

36
00:01:55,880 --> 00:01:58,400
‫داریم می‌ریم
‫پارک بازی بِنی گورکنه!

37
00:01:58,400 --> 00:02:02,280
‫پارک بِنی گورکنه!
‫منم بچه‌هام رو می‌بردم اونجا.

38
00:02:03,720 --> 00:02:05,720
‫حواسم به گربه‌تون هست!

39
00:02:06,880 --> 00:02:09,320
‫- خب، برین تو ماشین.
‫- عجله کنین. زود باشین.

40
00:02:12,600 --> 00:02:14,600
‫- فی! فی!
‫- می‌خوام تو ببریشون.

41
00:02:16,600 --> 00:02:18,800
‫چی؟ من اصلاً حال و حوصله
‫قرار بازی ندارم.

42
00:02:18,840 --> 00:02:21,560
‫بعد از همه اتفاق‌های دیشب،
‫می‌خوای بهم نه بگی؟

43
00:02:21,560 --> 00:02:23,040
‫کجا دارم میرم؟

44
00:02:23,040 --> 00:02:25,040
‫با دوست‌های مدرسه‌شون قرار دارن.
‫اسم باباهه دِیوِـه.

45
00:02:25,040 --> 00:02:27,720
‫- جزئیات رو برات پیامک می‌کنم.
‫- جز و پیپا کجان؟

46
00:02:27,720 --> 00:02:30,320
‫خب، اون‌ها زود رفتن خونه.
‫معلومه دیگه.

47
00:02:30,360 --> 00:02:32,280
‫- ببین، متأسفم.
‫- نمی‌خوام بشنوم.

48
00:02:32,280 --> 00:02:34,400
‫می‌شه بعداً حرف بزنیم؟
‫باید یه چیزی بهت بگم.

49
00:02:34,400 --> 00:02:36,600
‫- همین الانم باید اونجا باشن!
‫- دوستت دارم.

50
00:03:07,680 --> 00:03:09,720
[کُلدواتر]
[قسمت چهارم]

51
00:03:11,080 --> 00:03:15,040
‫خب، وقتی بچه‌ها رسیدن،
‫من پیشنهاد یه پیک‌نیک میدم.

52
00:03:15,040 --> 00:03:18,480
‫فکر کنم هرچی به عنوان یه...
‫یه خانواده عادی‌تر باشیم، بهتره.

53
00:03:18,720 --> 00:03:20,040
‫این...

54
00:03:29,040 --> 00:03:33,000
‫تامی، اگه وسوسه‌ای داری،
‫خواهشاً با من در میون بذار.

55
00:03:33,040 --> 00:03:36,840
‫- تحت کنترله.
‫- پس چرا یه گربه رو کشتی؟

56
00:03:41,480 --> 00:03:42,640
‫از کجا فهمیدی؟

57
00:03:42,640 --> 00:03:44,920
‫چون خوشحال به نظر میای
‫و ده سال جوون‌تر شدی.

58
00:03:44,960 --> 00:03:46,960
‫- واقعاً؟
‫- آره.

59
00:03:48,040 --> 00:03:48,160
‫رسیدن.

60
00:03:59,160 --> 00:04:01,160
‫خب، یادتون باشه، خانواده‌های خوشحال...

61
00:04:01,160 --> 00:04:02,680
‫لبخندهای پهن.

62
00:04:02,680 --> 00:04:04,800
‫بگو، "دوستت دارم، بابا،"
‫و یه بغل محکم بهش بده.

63
00:04:04,800 --> 00:04:06,160
‫فقط عادی باشین.

64
00:04:06,160 --> 00:04:09,160
‫ما یه خانواده عادی هستیم،
‫و از دیدنشون خوشحالیم.

65
00:04:16,160 --> 00:04:17,600
‫خیلی متأسفم، مامان.

66
00:04:17,600 --> 00:04:17,760
‫تو الان اینجایی، کامرون.
‫فقط همین مهمه.

67
00:04:17,760 --> 00:04:20,440
‫- بیا تو. بیا اینجا ببینم!
‫- خوشحالم که می‌بینمت، مامان.

68
00:04:20,440 --> 00:04:24,760
‫خوشحالم که می‌بینمت.
‫بیا تو، عزیزم. بیا تو.

69
00:04:28,720 --> 00:04:30,520
‫دوستت دارم، بابا.

70
00:04:31,200 --> 00:04:33,200
‫احساساتی شده.

71
00:04:36,760 --> 00:04:39,440
‫- خوشحالم که می‌بینمت، مویرا-جین.
‫- منم همینطور.

72
00:04:48,760 --> 00:04:50,760
‫خب، فکر کردم
‫می‌تونیم همگی بریم پیک‌نیک.

73
00:04:50,840 --> 00:04:54,760
[به پارک بازیِ بنی گورکنه خوش اومدید]

74
00:05:00,760 --> 00:05:03,760
‫خب، از زندگی اینجا
‫راضی هستی؟

75
00:05:03,760 --> 00:05:07,120
‫ببخشید، می‌شه لطفاً حرف نزنیم؟
‫یه‌کم...

76
00:05:08,840 --> 00:05:10,760
‫... سردرد دارم.

77
00:05:10,760 --> 00:05:12,760
‫فکر کنم...

78
00:05:14,760 --> 00:05:16,320
‫... دماغت خون اومده.

79
00:05:19,760 --> 00:05:22,760
‫گرفتمش. حله.

80
00:05:56,120 --> 00:05:57,160
‫می‌شه بیام تو؟

81
00:05:57,160 --> 00:06:00,400
‫اگه برای دیدن شوهر من اینجایی،
‫می‌تونی گورت رو گم کنی. خونه نیست.

82
00:06:00,400 --> 00:06:02,760
‫نه، نه! آخرین کسی که
‫می‌خوام ببینم شوهر توئه!

83
00:06:02,760 --> 00:06:04,800
‫- من اومدم اینجا با تو حرف بزنم.
‫- من؟ چرا؟

84
00:06:04,840 --> 00:06:07,760
‫من فقط...
‫فیونا، خواهش می‌کنم می‌شه بذاری بیام تو؟

85
00:06:07,760 --> 00:06:09,440
‫نمی‌خوام تامی من رو اینجا ببینه.

86
00:06:22,600 --> 00:06:23,760
‫خب؟

87
00:06:25,640 --> 00:06:27,760
‫می‌دونی جان دیشب
‫کجا بود؟

88
00:06:29,440 --> 00:06:30,760
‫چرا این رو از من می‌پرسی؟

89
00:06:32,760 --> 00:06:35,760
‫تامی و جان اومدن تو خونه من
‫و بهم حمله کردن.

90
00:06:36,760 --> 00:06:39,760
‫بهت حمله کردن؟
‫چی، جان بهت حمله کرد؟!

91
00:06:40,760 --> 00:06:44,080
‫آخه جان چرا باید با یه
‫عوضی مثل تامی بپره؟

92
00:06:44,120 --> 00:06:47,280
‫- نمی‌تونه بفهمه اون چه جونوریه؟
‫- چطور؟ چطور بهت حمله کردن؟

93
00:06:47,280 --> 00:06:50,760
‫تامی. تامی بهم حمله کرد. اون...

94
00:06:51,600 --> 00:06:56,600
‫اون... گلوم رو گرفت،
‫اونقدر فشار داد که نمی‌تونستم نفس بکشم.

95
00:06:56,600 --> 00:06:58,760
‫- فکر کردم الانه که بمیرم لامصب!
‫- و جان چی‌کار کرد؟

96
00:06:59,760 --> 00:07:05,960
‫جان... خب...
‫خب، جان جلوش رو گرفت. اون...

97
00:07:05,960 --> 00:07:10,480
‫آره، اون... اون ازم جداش کرد
‫و از خونه بیرونش کرد.

98
00:07:10,520 --> 00:07:13,600
‫فکر کنم اگه جان اونجا نبود،
‫تامی شاید من رو می‌کشت.

99
00:07:15,120 --> 00:07:21,080
‫فیونا، باید جلوش گرفته بشه.
‫من فقط دارم ادا در نمیارم.

100
00:07:21,080 --> 00:07:23,040
‫به جون خودت قسم،
‫جونم تو خطر بود.

101
00:07:23,040 --> 00:07:24,600
‫آره، می‌تونم باورش کنم.

102
00:07:24,640 --> 00:07:26,560
‫من با تامی
‫تو یه اتاق تنها بودم.

103
00:07:26,600 --> 00:07:28,280
‫می‌فهمم
‫چه کارهایی ازش برمیاد.

104
00:07:28,320 --> 00:07:29,760
‫من قبلاً این رو تجربه کردم.

105
00:07:29,760 --> 00:07:32,120
‫- چی رو تجربه کردی؟
‫- اون قبلاً هم خشن بوده؟

106
00:07:32,560 --> 00:07:35,600
‫نه، من... من بهتره برم. فقط...

107
00:07:35,640 --> 00:07:38,120
‫نذار جان گول تامی رو بخوره.

108
00:07:39,280 --> 00:07:40,960
‫اون بهتر از این حرف‌هاست.

109
00:07:45,400 --> 00:07:47,600
‫من... من متأسفم که هیچوقت سر نمی‌زنم.

110
00:07:48,360 --> 00:07:50,760
‫زندگی خیلی شلوغی دارم.
‫جدی می‌گم.

111
00:07:53,760 --> 00:07:57,520
‫- چندتا تلفن بیشتر خوب بود، پس...
آره -

112
00:07:57,520 --> 00:08:00,440
‫حتی یه آدرس که بتونم
‫یه کارت کریسمس براش بفرستم.

113
00:08:00,480 --> 00:08:02,720
‫من دارم یه روانشناس رو می‌بینم.

114
00:08:05,440 --> 00:08:07,880
‫منظورت اینه که با یه روانشناس
‫مثل نامزدت قرار می‌ذاری؟

115
00:08:07,920 --> 00:08:10,280
‫- یا داری روان‌درمانی می‌شی؟
‫- دارم روان‌درمانی می‌شم.

116
00:08:10,280 --> 00:08:13,760
‫چه خوب.

117
00:08:13,760 --> 00:08:18,760
‫- آره، خیلی کمک‌کننده‌ست.
‫- آره. در مورد چی حرف می‌زنین؟

118
00:08:19,760 --> 00:08:24,960
‫بیشتر در مورد بچگیمه،
‫اینکه به فرزندی قبول شدم و این‌ها.

119
00:08:24,960 --> 00:08:27,760
‫خب، روان‌درمانی همینه دیگه،
‫مگه نه؟

120
00:08:28,760 --> 00:08:31,120
‫در واقع داشتم فکر می‌کردم...

121
00:08:31,760 --> 00:08:35,760
‫... تمام اون چیزهایی که
‫تو بچگی داشتم، هنوزم اینجا هستن؟

122
00:08:35,760 --> 00:08:37,760
‫- چه چیزهایی؟
‫- خب، مثل...

123
00:08:38,760 --> 00:08:41,760
‫... کارنامه‌های مدرسه و عکس‌‌های قدیمی،
‫عروسک‌های بغلی.

124
00:08:41,760 --> 00:08:44,880
‫مطمئنم یه جایی تو یه جعبه
‫تو گاراژن. چرا می‌پرسی؟

125
00:08:44,920 --> 00:08:47,160
‫خب، فقط داشتم فکر می‌کردم
‫می‌تونم یه نگاهی بهشون بندازم.

126
00:08:47,160 --> 00:08:49,760
‫شاید چندتا چیز خاص رو
‫با خودم برگردونم گلاسکو؟

127
00:08:50,760 --> 00:08:52,480
‫وقتی دورم دلم براتون تنگ می‌شه.

128
00:08:53,760 --> 00:08:55,760
‫دل ما هم خیلی برات تنگ می‌شه، مویرا-جین.

129
00:09:01,760 --> 00:09:05,760
‫- میرم یه پتوی پیک‌نیک بیارم.
‫- فکر عالی‌ایه.

130
00:09:05,760 --> 00:09:07,440
‫منم اینجا رو جمع می‌کنم.

131
00:09:09,280 --> 00:09:16,480
پیام به جان: میشه بیام ببینمت؟]
[.می‌خوام درمورد دیشب توضیح بدم

132
00:09:21,760 --> 00:09:23,600
‫خب، چه خبره، کامرون؟

133
00:09:24,760 --> 00:09:27,760
‫- ما خیلی نگرانت بودیم.
‫- متأسفم.

134
00:09:32,760 --> 00:09:35,560
‫می‌شه لطفاً اون گوشی رو بذاری کنار؟

135
00:09:35,600 --> 00:09:38,120
‫- خب، تو هم که داشتی با گوشیت کار می‌کردی.
‫- آره، ولی تموم شد.

136
00:09:38,120 --> 00:09:41,120
‫ما الان داریم حرف می‌زنیم.
‫چشم تو چشم، لطفاً.

137
00:09:45,760 --> 00:09:48,600
‫تو چیزی از من برنداشتی،
‫برداشتی؟

138
00:09:51,120 --> 00:09:52,760
‫چرا باید چیزی از تو بردارم؟

139
00:09:52,760 --> 00:09:55,600
‫آره. چرا باید برداری؟

140
00:10:09,600 --> 00:10:11,680
[تحویل داده شد]

141
00:10:15,600 --> 00:10:17,240
‫می‌شه لطفاً از ماشین
‫پیاده شی، کامرون؟

142
00:10:17,280 --> 00:10:19,760
‫- چی؟
‫- یادم رفت باید یه کاری انجام بدم.

143
00:10:20,760 --> 00:10:22,040
‫خب، چیه؟

144
00:10:22,960 --> 00:10:24,160
‫فقط پیاده شو.

145
00:10:33,560 --> 00:10:38,440
‫جان، می‌شه یه لحظه بیای؟
‫زیاد وقتت رو نمی‌گیرم.

146
00:10:38,480 --> 00:10:41,040
‫هری، برو با دوستت بازی کن.
‫آفرین پسر خوب.

147
00:10:43,760 --> 00:10:45,760
‫- این کوچولو چند سالشه؟
‫- شش سالشه.

148
00:10:47,760 --> 00:10:49,080
‫تا می‌تونی ازش لذت ببر.

149
00:10:50,120 --> 00:10:52,760
‫زندگی کلی وحشت
‫براشون کنار گذاشته.

150
00:10:53,800 --> 00:10:57,760
‫نمی‌تونم از دست دادن یه بچه رو تصور کنم.
‫خیلی برات متأسفم.

151
00:10:59,760 --> 00:11:01,440
‫ممنون که تابوتش رو حمل کردی.

152
00:11:02,560 --> 00:11:04,280
‫باعث افتخارم بود که کمک کنم.

153
00:11:05,760 --> 00:11:07,760
‫فقط می‌خواستم بپرسم، تو...

154
00:11:07,760 --> 00:11:10,760
‫تو گفتی که
‫هیچوقت قبلاً اون رو ندیده بودی، آره؟

155
00:11:12,760 --> 00:11:16,280
‫آره.
‫فکر کنم گفتم نمی‌شناختمش؟

156
00:11:17,560 --> 00:11:20,760
‫- ولی این درسته؟
‫- من... من قبلاً دیده بودمش.

157
00:11:21,760 --> 00:11:24,400
‫شبی که اون مُرد،

158
00:11:24,440 --> 00:11:26,760
‫من و اون یه...
‫یه دعوا تو یه مغازه داشتیم.

159
00:11:26,760 --> 00:11:28,360
‫خب، نه واقعاً دعوا. اون...

160
00:11:29,760 --> 00:11:32,760
‫... اون من رو تهدید کرد،
‫و من ازش دور شدم.

161
00:11:32,760 --> 00:11:35,000
‫بهت نگفتم چون مشخصه،
‫این چیزی نیست که

162
00:11:35,000 --> 00:11:36,760
‫بخوای تو یه مراسم ختم به کسی بگی.

163
00:11:38,120 --> 00:11:42,760
‫ممنون. می‌تونم درک کنم.
‫و ممنون که الان بهم گفتی.

164
00:11:44,600 --> 00:11:47,800
‫خواهش می‌کنم.
‫هری، الان بیا پایین، لطفاً.

165
00:11:48,280 --> 00:11:52,400
‫- یالا.
‫- تو، اِم... این رو به پلیس گفتی؟

166
00:11:52,400 --> 00:11:54,760
‫اون‌ها هیچوقت از من نپرسیدن.

167
00:11:54,760 --> 00:11:56,760
‫خب، اشکالی نداره
‫اگه من به پلیس بگم؟

168
00:12:00,200 --> 00:12:03,440
‫- چرا؟
چون معتقدم پسر من به قتل رسیده -

169
00:12:04,760 --> 00:12:05,760
‫به قتل رسیده؟

170
00:12:06,760 --> 00:12:09,760
‫و این اطلاعات ممکنه بهشون کمک کنه
‫ردش رو اون شب پیدا کنن.

171
00:12:12,760 --> 00:12:15,280
‫آره، البته. هر کمکی از دستم بربیاد.

172
00:12:16,760 --> 00:12:17,800
‫یواش‌تر!

173
00:12:17,800 --> 00:12:21,760
‫تو، اِم...
‫تو از دویدن تو شب لذت می‌بری؟

174
00:12:22,960 --> 00:12:27,440
‫- ببخشید؟
‫- خب، تو از دویدن لذت می‌بری، آره؟

175
00:12:28,760 --> 00:12:33,120
‫- بله.
‫- پس، تو شب‌ها میری بدوی؟

176
00:12:33,160 --> 00:12:36,760
‫- گاهی وقت‌ها
باید سخت باشه تو تاریکی دویدن؟ -

177
00:12:37,760 --> 00:12:40,280
‫ممکنه بیفتی.
‫ممکنه به خودت آسیب بزنی.

178
00:12:40,280 --> 00:12:41,760
‫نمی‌دونم در مورد چی
‫حرف می‌زنی.

179
00:12:41,760 --> 00:12:43,440
‫من یه شاهد دارم، جان.

180
00:12:44,760 --> 00:12:46,160
‫شاهد برای چی؟

181
00:12:46,200 --> 00:12:49,760
‫شاهدی که تو رو خونی دیده
‫شبی که پسر من مُرد.

182
00:12:50,600 --> 00:12:54,600
‫- از من چی می‌خوای؟
‫- می‌خوام با من بیای.

183
00:12:54,600 --> 00:12:56,760
‫- می‌خوام با پلیس حرف بزنی.
‫- نمی‌تونم این کار رو بکنم.

184
00:12:56,760 --> 00:12:58,760
‫می‌خوام تو چشم‌هام نگاه کنی

185
00:12:58,760 --> 00:13:02,040
‫و بهم بگی که
‫پسر من رو به قتل نرسوندی.

186
00:13:02,080 --> 00:13:03,760
‫تو خونی بودی، جان.

187
00:13:03,760 --> 00:13:06,360
‫تو به خون
‫پسر من آغشته بودی!

188
00:13:06,400 --> 00:13:08,200
‫باشه، باهات میام. فقط...

189
00:13:08,960 --> 00:13:12,400
‫فقط بذار اول با زنم حرف بزنم، خواهش می‌کنم.

190
00:13:12,400 --> 00:13:14,520
‫فردا صبح، جان،

191
00:13:14,560 --> 00:13:18,560
‫من میرم پلیس،
‫با تو یا بدون تو.

192
00:13:32,600 --> 00:13:37,680
[کلدواتر]

193
00:13:38,760 --> 00:13:41,240
‫- نوبت منه!
‫- نوبت منه!

194
00:13:48,760 --> 00:13:51,760
‫فیونا... من انگس رو کشتم.

195
00:13:56,760 --> 00:14:00,960
‫کار من بود. من انجامش دادم.
‫من کشتمش. من انگس رو کشتم.

196
00:14:04,760 --> 00:14:05,760
‫لعنتی...

197
00:14:25,120 --> 00:14:27,280
‫- فیونا؟
‫- هارلی‌کوئین مُرده.

198
00:14:30,760 --> 00:14:34,640
‫آره، من... من داشتم سعی می‌کردم
‫امروز صبح بهت بگم.

199
00:14:34,680 --> 00:14:35,840
‫اصلاً نمی‌دونم چطور اتفاق افتاد.

200
00:14:35,880 --> 00:14:37,880
‫به نظر نمیاد
‫ماشین بهش زده باشه.

201
00:14:39,760 --> 00:14:43,080
‫چطور به بچه‌ها بگیم؟
‫دلشون می‌شکنه.

202
00:14:54,440 --> 00:14:56,440
‫کاترینا اومد من رو ببینه.

203
00:14:57,760 --> 00:14:59,760
‫اومد اینجا؟

204
00:15:00,760 --> 00:15:02,760
‫گفت تامی بهش حمله کرده.

205
00:15:04,320 --> 00:15:06,520
‫آره، وحشتناک بود.
‫خیلی خشن شد و...

206
00:15:06,520 --> 00:15:09,760
‫تو کمکش کردی؟
‫جان، تو اون رو زدی؟

207
00:15:09,760 --> 00:15:12,640
‫نه، معلومه که نه!
‫تو می‌دونی من هیچوقت یه زن رو نمی‌زنم!

208
00:15:12,680 --> 00:15:14,960
‫خیلی چیزها...
‫در مورد رفتارت هست،

209
00:15:14,960 --> 00:15:17,800
‫جان، که من دیگه نمی‌دونم
‫تو کی هستی.

210
00:15:19,080 --> 00:15:21,080
‫و نمی‌دونم ما کی هستیم.

211
00:15:24,360 --> 00:15:26,600
‫من...
‫من تمام تلاشم رو کردم که جلوش رو بگیرم.

212
00:15:26,600 --> 00:15:28,320
‫چرا می‌خوای با یکی
‫مثل اون دوست باشی؟

213
00:15:28,360 --> 00:15:29,760
‫اون به زن‌ها حمله می‌کنه!

214
00:15:29,760 --> 00:15:32,760
‫من دیگه باهاش دوست نیستم،
‫باشه؟ متأسفم.

215
00:15:35,400 --> 00:15:37,560
‫فی، فکر کنم اون هارلی‌کوئین رو کشته.

216
00:15:41,200 --> 00:15:42,520
‫ببخشید...

217
00:15:43,120 --> 00:15:44,760
‫چرا باید همچین کاری...؟

218
00:15:47,760 --> 00:15:49,760
‫تو دیدی که این کار رو کرد؟

219
00:15:49,760 --> 00:15:52,760
‫- نه.
‫- خب، پس از کجا می‌دونی؟

220
00:15:55,760 --> 00:15:58,760
‫فکر کنم این کار رو کرده
‫به عنوان یه جور هشدار.

221
00:15:59,960 --> 00:16:01,760
‫منظورت چیه، یه "هشدار"؟

222
00:16:03,440 --> 00:16:05,880
‫- توضیحش سخته.
‫- باید به پلیس زنگ بزنیم.

223
00:16:05,920 --> 00:16:09,440
‫- پلیس؟
آره، اون نمی‌تونه از زیر این جور رفتارها در بره -

224
00:16:09,480 --> 00:16:12,120
‫- باید یه کاری بکنیم.
‫- می‌شه...؟

225
00:16:12,120 --> 00:16:14,000
‫- می‌شه لطفاً فقط بشینیم؟
‫- نه، نه!

226
00:16:14,000 --> 00:16:15,800
‫خواهش می‌کنم، خیلی چیزها
‫هست که باید بهت بگم.

227
00:16:15,800 --> 00:16:17,760
‫نه، نمی‌خوام بشینم!

228
00:16:17,760 --> 00:16:20,760
‫می‌خوام یه کاری در مورد
‫تامی بکنی!

229
00:16:34,680 --> 00:16:36,120
‫بابا چطوره؟

230
00:16:37,440 --> 00:16:42,760
‫می‌دونی، بابا خوبه.

231
00:16:42,760 --> 00:16:44,960
‫- آره.
‫- چرا می‌پرسی؟

232
00:16:47,760 --> 00:16:51,760
‫خب، اخیراً...
‫رفتارهای عجیبی داشته؟

233
00:16:52,760 --> 00:16:54,760
‫منظورت چیه؟

234
00:16:55,760 --> 00:17:00,280
‫خب، کامرون داشت می‌گفت...
‫اخیراً یه‌کم عجیب شده.

235
00:17:00,280 --> 00:17:03,760
‫نه، من متوجه نشدم. کامرون؟

236
00:17:05,120 --> 00:17:08,760
‫- قضیه درمورد جانه.
‫- جان؟ خب، باشه، جان چی؟

237
00:17:10,200 --> 00:17:12,120
‫پدرت دوست داره
‫دوست‌های جدید پیدا کنه.

238
00:17:12,160 --> 00:17:13,280
‫چه اشکالی داره؟

239
00:17:13,320 --> 00:17:15,360
‫فکر می‌کنی چه اتفاقی برای
‫انگس گیلسپی افتاده؟

240
00:17:16,360 --> 00:17:18,240
‫فکر می‌کنی واقعاً آتیش‌سوزی بوده؟

241
00:17:18,760 --> 00:17:21,760
‫- دیگه چی می‌تونه باشه؟
‫- کار جان بوده.

242
00:17:22,760 --> 00:17:25,760
‫جان انگس رو کشته، باشه؟
‫و بابا داره کمکش می‌کنه ماست‌مالی کنه.

243
00:17:25,760 --> 00:17:27,760
‫من دیدم جان اومد خونه
‫در حالی که خونی بود

244
00:17:27,760 --> 00:17:29,120
‫شبی که انگس مُرد،

245
00:17:29,120 --> 00:17:30,960
‫و بعد بابا سوار ماشینش شد
‫و رفت.

246
00:17:30,960 --> 00:17:33,760
‫ساعت حدوداً،
‫چهار صبح بود. من همه چی رو دیدم.

247
00:17:37,760 --> 00:17:42,280
‫مامان، می‌دونم هضمش سخته،
‫و نمی‌دونم درسته یا نه...

248
00:17:42,280 --> 00:17:44,760
‫ساعت چهار صبح
‫شبی که انگس مُرد،

249
00:17:44,760 --> 00:17:46,760
‫من دقیقاً می‌دونم
‫پدرت کجا بود.

250
00:17:46,960 --> 00:17:48,960
‫اون اومد تو، و من رو بیدار کرد.

251
00:17:49,000 --> 00:17:52,600
‫اون گفت که جان یه حادثه‌ی
‫ناجور داشته وقتی داشته می‌دویده.

252
00:17:53,760 --> 00:17:56,800
‫ازم خواست یه جعبه کمک‌های اولیه بیارم،
‫من نتونستم جعبه کمک‌های اولیه پیدا کنم،

253
00:17:56,800 --> 00:17:59,120
‫پس بهش گفتم بره
‫پایین تو کلیسا یکی برداره.

254
00:17:59,120 --> 00:18:00,760
‫برای همین رفتی گلاسکو؟

255
00:18:08,760 --> 00:18:10,760
‫من این رو تو انباری بابا پیدا کردم.

256
00:18:12,960 --> 00:18:15,760
‫گردنبند انگس بود.

257
00:18:22,160 --> 00:18:24,320
‫پس حالا از پدرت
‫دزدی می‌کنی؟

258
00:18:25,000 --> 00:18:28,120
‫مامان، چرا گردنبند
‫انگس پیش باباست؟

259
00:18:28,120 --> 00:18:29,800
‫خب، تو این رو نمی‌دونی،
‫مویرا-جین،

260
00:18:29,800 --> 00:18:34,760
‫ولی نیتن و پدرت
‫قبلاً دوست‌های خیلی، خیلی نزدیکی بودن.

261
00:18:35,480 --> 00:18:38,320
‫و انگس مثل یه پسر
‫برای پدرت بود.

262
00:18:39,560 --> 00:18:42,440
‫و بعد با گذشت سال‌ها،
‫اون‌ها از هم دور شدن ولی...

263
00:18:44,760 --> 00:18:47,760
‫... خب، نیتن می‌خواست این رو
‫به پدرت به عنوان یه یادگاری بده

264
00:18:47,760 --> 00:18:49,440
‫تا انگس رو به یاد داشته باشه.

265
00:18:51,960 --> 00:18:54,160
‫اون گفت خیلی...

266
00:18:58,520 --> 00:19:00,760
‫اون گفت نگه داشتنش
‫خیلی دردناکه،

267
00:19:00,760 --> 00:19:03,600
‫پس دادش به پدرت
‫که نگه‌ش داره.

268
00:19:08,760 --> 00:19:10,440
‫شرم بر تو.

269
00:19:13,520 --> 00:19:15,040
‫شرم بر هر دوتون.

270
00:19:16,960 --> 00:19:19,440
‫فوق‌العاده ناامیدم کردین.

271
00:19:21,760 --> 00:19:24,160
‫و من داشتم روز خیلی خوبی رو می‌گذروندم.

272
00:19:34,640 --> 00:19:38,520
[انگس گلیپسی]
[تولد: 12 اکتبر 1993، مرگ: 15 ژوئن 2025 ]

273
00:19:59,320 --> 00:20:02,720
‫- نیتن.
‫- تامی؟ اینجا چی‌کار می‌کنی؟

274
00:20:02,760 --> 00:20:07,280
‫فقط داشتم چندتا کار انجام می‌دادم.
‫ماشینت مشکل پیدا کرده؟

275
00:20:07,280 --> 00:20:10,280
‫آخ، نمی‌فهمم.
‫هیچوقت قبلاً اینجوری نشده بود.

276
00:20:10,280 --> 00:20:13,480
‫بذار یه نگاهی بندازم.
‫یالا. کاپوت رو بزن بالا.

277
00:20:41,760 --> 00:20:43,760
‫باتری‌ت تموم شده.

278
00:20:45,280 --> 00:20:46,760
‫بذار برسونمت.

279
00:20:48,760 --> 00:20:51,760
‫- می‌تونم پیاده برم.
‫- به نظر میاد می‌خواد بارون بیاد.

280
00:20:54,440 --> 00:20:57,760
‫یالا. ماشینم همین‌جاست.

281
00:21:18,760 --> 00:21:20,760
‫چرا داریم از این راه می‌ریم؟

282
00:21:20,760 --> 00:21:23,120
‫خب، فکر کنم داشتی
‫امروز صبح با جان حرف می‌زدی؟

283
00:21:24,560 --> 00:21:27,760
‫- جان کیه؟
‫- همون مردی که امروز صبح باهاش حرف زدی.

284
00:21:27,760 --> 00:21:29,440
‫من با جان حرف نمی‌زدم.

285
00:21:29,440 --> 00:21:31,440
‫خب، اون می‌گه
‫داشته با تو حرف می‌زده.

286
00:21:33,200 --> 00:21:37,760
‫اون جان!
‫الان یادم اومد، ببخشید.

287
00:21:37,760 --> 00:21:40,760
‫داشتم باهاش حرف می‌زدم، آره.
‫ببخشید. پیری‌ـه و فراموشی.

288
00:21:49,760 --> 00:21:50,760
‫چرا وایسادیم؟

289
00:21:53,040 --> 00:21:55,760
‫هیچوقت بهم فرصت ندادی، دادی؟

290
00:21:55,760 --> 00:21:56,960
‫هفته اولی که اومدم اینجا.

291
00:21:56,960 --> 00:21:59,760
‫جشن تولد انگس بود.
‫شش سالش بود.

292
00:21:59,760 --> 00:22:03,760
‫خودم رو بهش معرفی کردم،
‫و اون گفت...

293
00:22:04,600 --> 00:22:07,360
‫... "قیافه‌ت احمقانه‌ست."

294
00:22:10,280 --> 00:22:12,960
‫- یادت میاد؟
‫- نه.

295
00:22:12,960 --> 00:22:17,760
‫و من به سمت تو برگشتم،
‫انتظار داشتم تنبیه‌ش کنی.

296
00:22:17,760 --> 00:22:19,760
‫و یادت میاد چی‌کار کردی؟

297
00:22:20,760 --> 00:22:24,440
‫خندیدی، و گفتی،
‫"حق با توئه، پسر."

298
00:22:25,520 --> 00:22:27,600
‫"اون واقعاً قیافه‌ش احمقانه‌ست."

299
00:22:27,600 --> 00:22:30,760
‫من هیچوقت همچین چیزی
‫نگفتم، تامی.

300
00:22:31,760 --> 00:22:33,760
‫داری بهم می‌گی دروغگو؟

301
00:22:34,760 --> 00:22:39,000
‫اون روز به احساساتم لطمه زدین...
‫تو و پسرت.

302
00:22:40,520 --> 00:22:43,520
‫"قیافه‌ت احمقانه‌ست."

303
00:22:43,760 --> 00:22:46,760
‫چی...؟
‫چی می‌خوای بگم، تامی؟

304
00:22:48,440 --> 00:22:52,960
‫- متأسفم که 20 سال پیش به احساساتت لطمه زدم؟
آره -

305
00:22:54,400 --> 00:22:56,760
‫این دقیقاً همون چیزی‌ـه
‫که می‌خوام بگی.

306
00:23:00,760 --> 00:23:01,760
‫تامی...

307
00:23:02,800 --> 00:23:04,760
‫... متأسفم.

308
00:23:06,280 --> 00:23:10,600
‫واقعاً، واقعاً متأسفم، باشه؟

309
00:23:13,360 --> 00:23:15,520
‫عذرخواهی پذیرفته شد.

310
00:23:17,960 --> 00:23:19,600
‫بریم.

311
00:23:25,760 --> 00:23:28,760
‫ولی در مورد چی با جان حرف زدی؟

312
00:23:33,760 --> 00:23:34,760
‫باشه.

313
00:23:36,760 --> 00:23:40,760
‫فکر کنم جان یه ربطی
‫به مرگ انگس داشته.

314
00:23:41,760 --> 00:23:43,120
‫من یه شاهد دارم.

315
00:23:44,760 --> 00:23:47,760
‫یه شاهدی که جان رو
‫با خون روی صورتش دیده.

316
00:23:47,760 --> 00:23:50,440
‫و می‌دونم اون دوست توئه،
‫تامی...

317
00:23:51,760 --> 00:23:54,640
‫... ولی من دارم میرم پلیس.

318
00:23:54,640 --> 00:23:59,760
‫من جواب می‌خوام.
‫من برای انگس عدالت می‌خوام.

319
00:23:59,760 --> 00:24:00,760
‫نیتن...

320
00:24:03,760 --> 00:24:05,760
‫... جان پسر تو رو نکشته.

321
00:24:05,760 --> 00:24:07,760
‫فکر کنم کشته.

322
00:24:07,760 --> 00:24:11,760
‫- خب، من می‌دونم که نکشته.
‫- و تو از کجا می‌دونی که نکشته؟

323
00:24:12,760 --> 00:24:14,280
‫چون...

324
00:24:15,600 --> 00:24:17,360
‫... من پسر تو رو کشتم.

325
00:24:18,760 --> 00:24:20,400
‫اون با جان دعواش شد،

326
00:24:20,440 --> 00:24:23,440
‫و من رفتم به انگس سر بزنم
‫ببینم حالش خوبه.

327
00:24:24,440 --> 00:24:26,440
‫هنوز نفس می‌کشید.

328
00:24:26,480 --> 00:24:27,960
‫ولی وقتی پیداش کردم،

329
00:24:28,000 --> 00:24:30,760
‫دستم رو روی دهنش گذاشتم،
‫و خفه‌ش کردم.

330
00:24:33,560 --> 00:24:34,760
‫چرا؟

331
00:24:38,760 --> 00:24:40,440
‫فقط دلم خواست.

332
00:24:43,760 --> 00:24:45,760
‫می‌دونی، مرحوم تد باندی،

333
00:24:45,760 --> 00:24:48,760
‫یه بار گفت نمی‌تونه یه زن رو بکشه...

334
00:24:49,360 --> 00:24:51,760
‫... اگه خیلی خوب بشناستش.

335
00:24:51,760 --> 00:24:54,760
‫اون فقط دوست داشت غریبه‌ها رو بکشه.

336
00:24:54,760 --> 00:24:57,760
‫ولی باید بگم،
‫این هیچوقت برای من مشکلی نبود.

337
00:26:09,400 --> 00:26:11,440
‫حالا کی قیافه‌ش احمقانه‌ست؟

338
00:26:26,200 --> 00:26:31,800
[کلدواتر]

339
00:26:55,680 --> 00:26:57,440
‫می‌خوای خداحافظی کنی؟

340
00:26:58,760 --> 00:27:00,760
‫- حتی نمی‌تونم نگاهش کنم.
‫- فی...

341
00:27:08,760 --> 00:27:12,480
‫هارلی‌کوئین بیچاره!
‫خدایا، حالم بده.

342
00:27:12,520 --> 00:27:14,760
‫من... من نمی‌تونم
‫بهشون بگم.

343
00:27:14,760 --> 00:27:17,760
‫- تو باید این کار رو بکنی.
‫- آره، باشه، باشه.

344
00:27:19,080 --> 00:27:22,760
‫احساس می‌کنم دارم دیوونه می‌شم.
‫این جای لعنتی...

345
00:27:25,760 --> 00:27:28,760
‫منظورت از...
‫از "هشدار" چی بود؟

346
00:27:29,960 --> 00:27:33,120
‫چرا گفتی که
‫تامی هارلی‌کوئین رو به عنوان هشدار کشته؟

347
00:27:33,120 --> 00:27:36,760
‫مامانی، شاید هارلی‌کوئین
‫سعی کرده راه برگشت رو پیدا کنه

348
00:27:36,760 --> 00:27:38,760
‫به خونه‌مون تو لندن و گم شده؟

349
00:27:39,400 --> 00:27:41,960
‫با من بیا تو اتاق نشیمن، عزیزم.

350
00:27:41,960 --> 00:27:45,280
‫بذار تو، من و هری
‫یه گپی در مورد هارلی‌کوئین بزنیم.

351
00:27:52,880 --> 00:27:55,360
‫نباید بهت می‌گفتم
‫و باید پیش خودم نگه‌ش می‌داشتم.

352
00:27:55,400 --> 00:27:57,280
‫- خب، خوشحالم که بهم گفتی.
‫- باور نمی‌کنی؟

353
00:27:57,280 --> 00:27:59,720
‫فکر نمی‌کنی
‫توضیح مامان منطقی بود؟

354
00:27:59,760 --> 00:28:01,960
‫باورکردنی‌تر از اینه که
‫بابا و جان قاتل باشن.

355
00:28:01,960 --> 00:28:04,000
‫اون شبیه کسی نبود که
‫حادثه دیده باشه.

356
00:28:04,040 --> 00:28:06,760
‫- پس چرا مامان باید دروغ بگه؟
‫- فکر نکنم دروغ بگه.

357
00:28:06,760 --> 00:28:08,760
‫شاید جان اون رو هم خر کرده؟

358
00:28:08,760 --> 00:28:11,040
‫ - نه، کامرون!
خب، این کاریه که این روانی‌ها می‌کنن -

359
00:28:11,080 --> 00:28:13,760
‫- همه اطرافیانشون رو بازیچه می‌کنن
نه، دیگه داره می‌زنه به سرت -

360
00:28:13,760 --> 00:28:16,760
‫- از کجا می‌دونی اون یه روانیه؟
‫- من همه کتاب‌های بابا رو خوندم.

361
00:28:16,760 --> 00:28:19,360
‫- کتاب‌های بابا؟
‫- ببین، می‌دونم دارم چی می‌گم!

362
00:28:20,480 --> 00:28:21,760
‫تو حتی جان رو ندیدی.

363
00:28:21,760 --> 00:28:25,760
‫فکر کنم باید برگردیم
‫خونه و از مامان معذرت‌خواهی کنیم.

364
00:28:25,760 --> 00:28:26,760
‫کامرون!

365
00:29:00,840 --> 00:29:04,160
‫نمی‌خواستم اینجوری بشه.
‫اون گفت یه شاهد داره.

366
00:29:04,160 --> 00:29:08,120
‫- کامرون.
‫- کامرون؟

367
00:29:09,000 --> 00:29:12,320
‫کامرون بهم گفت که اون شب جان رو
‫با خون رو صورتش دیده،

368
00:29:12,320 --> 00:29:14,120
‫پس حتماً به نیتن هم گفته.

369
00:29:14,120 --> 00:29:16,120
‫می‌دونستم داره یه چیزی رو قایم می‌کنه.

370
00:29:18,560 --> 00:29:20,120
‫بچه‌ها این رو پیدا کردن.

371
00:29:23,600 --> 00:29:26,320
‫- چیزی گفتن؟
‫- مشکلی نیست، من...

372
00:29:27,320 --> 00:29:29,120
‫... با حرف زدن ماست‌مالی‌ش کردم.

373
00:29:33,120 --> 00:29:35,120
‫بدون تو چی‌کار می‌کردم؟

374
00:29:38,200 --> 00:29:40,160
‫مشکلی پیش نمیاد. هیچ‌کس پیداش نمی‌کنه.

375
00:29:40,800 --> 00:29:43,800
‫اول صبح برمی‌گردم.
‫فردا صبح زود بیدار می‌شم.

376
00:29:43,800 --> 00:29:47,800
‫- تامی، چرا جسد رو خاک نکردی؟
‫- باید برای جلسه انجیل برمی‌گشتم.

377
00:29:47,800 --> 00:29:51,800
‫انگس رو می‌تونم بفهمم،
‫و حتی گربه رو،

378
00:29:51,800 --> 00:29:54,800
‫ولی حالا داری همینجوری
‫جسدهای خونی رو تو جنگل ول می‌کنی.

379
00:29:54,800 --> 00:29:57,800
‫این دیگه از کنترل خارج شده.
‫از کنترل خارجه.

380
00:29:57,800 --> 00:29:59,320
‫نمی‌دونم نفر بعدی کیه.

381
00:29:59,320 --> 00:30:02,480
‫هیچ‌کس بعدی نیست.
‫این خلاف توافق ما نیست.

382
00:30:03,360 --> 00:30:06,240
‫من هیچ زنی رو نکشتم.

383
00:30:07,520 --> 00:30:08,800
‫هنوز.

384
00:30:08,800 --> 00:30:11,840
‫هر دو اعدام شرایطی
‫و قابل توجیه بودن.

385
00:30:11,880 --> 00:30:13,800
‫- اعدام؟
‫- همین بودن.

386
00:30:13,800 --> 00:30:16,160
‫- گربه چی؟
‫- گربه؟

387
00:30:18,800 --> 00:30:22,560
‫- هارلی‌کوئین یه گربه نر بود.
‫- این خنده‌دار نیست.

388
00:30:22,560 --> 00:30:24,840
‫- چرا، هست.
‫- تو شکست‌ناپذیر نیستی، تامی.

389
00:30:24,840 --> 00:30:26,800
‫چرا، لامصب هستم.

390
00:30:47,800 --> 00:30:50,280
‫خدای من!

391
00:30:50,320 --> 00:30:53,320
‫یواشکی نیا سراغ من!

392
00:30:53,320 --> 00:30:56,800
‫نزدیک بود سکته‌م بدی
‫لعنتی.

393
00:30:56,800 --> 00:30:58,800
‫- چطور اومدی تو؟
‫- چی شده؟

394
00:30:58,800 --> 00:31:01,000
‫- فکر کردم تو...
‫- کی؟

395
00:31:01,000 --> 00:31:04,800
‫- هیچ‌کس، من فقط... چرا اینجایی؟
‫- با خواهرم دعوام شد.

396
00:31:05,360 --> 00:31:07,360
‫ام‌جی تو کلدواتره؟

397
00:31:07,360 --> 00:31:09,760
‫ببین، من یه جایی برای
‫موندن امشب لازم دارم.

398
00:31:15,400 --> 00:31:16,800
‫آره، باشه، حله.

399
00:31:16,800 --> 00:31:19,040
‫ولی قرار نیست دردسر شه، درسته؟

400
00:31:19,080 --> 00:31:21,800
‫- تو رو کاناپه می‌خوابی.
‫- ممنون.

401
00:31:23,480 --> 00:31:24,840
‫سر چی دعوا کردین؟

402
00:31:27,600 --> 00:31:29,600
‫می‌شه فقط بهم بگی
‫چه خبره؟

403
00:31:29,600 --> 00:31:33,440
‫باشه، بهت می‌گم،
‫ولی باور نمی‌کنی.

404
00:31:34,600 --> 00:31:36,960
‫بشین. بشین.

405
00:31:48,800 --> 00:31:52,800
‫- تامی می‌گه می‌تونیم بریم تو وان آب گرم.
‫- اوه، نه، نه، نه.

406
00:31:52,800 --> 00:31:54,520
‫بی‌خیال،
‫عالی می‌شه، رفیق!

407
00:31:54,560 --> 00:31:56,120
‫من تو وان آب گرم نمیرم.
‫امشب نه.

408
00:31:56,160 --> 00:31:59,560
‫منم نمی‌خوام برم تو وان آب گرم.
‫تامی‌ گفت این کار رو می‌کنیم؟

409
00:31:59,600 --> 00:32:01,440
‫ولی ما خیلی وقته
‫تو وان آب گرم نرفتیم.

410
00:32:01,480 --> 00:32:04,800
‫من پایه‌ام. راستی، نظرت در مورد
‫چارلی منسون چی بود؟ خوب بود؟

411
00:32:04,800 --> 00:32:08,160
‫نخوندمش.
‫دارم از این کتاب‌ها خسته می‌شم.

412
00:32:08,160 --> 00:32:09,800
‫من و بابی داشتیم می‌گفتیم

413
00:32:09,800 --> 00:32:12,560
‫باید با تامی حرف بزنیم
‫که برگردیم به خوندن انجیل.

414
00:32:12,600 --> 00:32:16,000
‫- ویلیامز، بابی! رسیدین!
‫- از دستش نمی‌دادم، تامی.

415
00:32:16,000 --> 00:32:17,800
‫من عاشق چارلز منسونم.

416
00:32:17,800 --> 00:32:20,800
‫فکر کردم امشب
‫بریم تو وان آب گرم، بچه‌ها؟

417
00:32:21,440 --> 00:32:23,440
‫یه‌کم سرد نیست؟

418
00:32:23,800 --> 00:32:25,800
‫بازم داری ترسو بازی درمیاری، ویلیامز؟

419
00:32:26,800 --> 00:32:29,240
‫- ما... مایوهامون رو با خودمون نیاوردیم
خب که چی؟ -

420
00:32:29,240 --> 00:32:30,600
‫مال من رو قرض بگیرین! کلی دارم.

421
00:32:30,640 --> 00:32:33,640
‫من از قبل آماده‌ش کردم،
‫پس نه به عنوان جواب قبول نمی‌کنم.

422
00:32:33,640 --> 00:32:36,640
‫کسی هست بخواد سعی کنه بهم
‫جواب نه بده؟

423
00:32:39,600 --> 00:32:42,600
‫باشه لعنتی.
‫پس می‌ریم تو وان آب گرم!

424
00:32:48,320 --> 00:32:49,720
عجب گیری کردیم

425
00:32:50,520 --> 00:32:51,840
[انجیل مقدس]

426
00:33:03,360 --> 00:33:04,560
‫مامان؟

427
00:33:07,360 --> 00:33:09,800
‫سلام، مامان.
‫ببین، من بابت امروز متأسفم.

428
00:33:09,800 --> 00:33:12,000
‫فکر کنم من و کامرون،
‫ما فقط...

429
00:33:12,000 --> 00:33:14,800
‫بیا راجع بهش حرف نزنیم.
‫بیا وانمود کنیم هیچوقت اتفاق نیفتاده.

430
00:33:14,800 --> 00:33:18,160
‫بیا بغلم. بیا، بیا.

431
00:33:18,160 --> 00:33:23,480
‫تامی، داشتیم فکر می‌کردیم...
‫خب، در واقع، من داشتم فکر می‌کردم...

432
00:33:23,520 --> 00:33:25,800
‫فکر می‌کنی می‌تونیم برگردیم
‫به یه گروه انجیل بودن؟

433
00:33:25,800 --> 00:33:27,280
‫ما یه گروه انجیلیم.

434
00:33:27,280 --> 00:33:29,960
‫فکر می‌کنی می‌تونیم برگردیم
‫به واقعاً خوندن انجیل؟

435
00:33:30,000 --> 00:33:31,800
‫می‌دونم تو مسیحی هستی، ویلیامز،

436
00:33:31,800 --> 00:33:34,800
‫ولی همه ما توافق کردیم که دیگه
‫از خوندن انجیل خسته شدیم.

437
00:33:34,840 --> 00:33:36,560
‫مالکی اعتقاد نداره.

438
00:33:36,560 --> 00:33:39,120
‫آره، ولی من مشکلی ندارم،
‫اگه این چیزی‌ـه که گروه می‌خواد.

439
00:33:39,160 --> 00:33:40,320
‫شاید یه تنوع خوبی باشه.

440
00:33:40,320 --> 00:33:42,680
‫- خب، بابی هم اعتقاد نداره.
‫- من بی‌اعتقاد نیستم.

441
00:33:42,720 --> 00:33:44,640
‫- چرا، هستی.
‫- دیگه نه.

442
00:33:44,640 --> 00:33:48,440
‫- من دوباره شروع کردم به اعتقاد پیدا کردن.
‫- خب، بریک هنوزم بی‌اعتقاده.

443
00:33:48,440 --> 00:33:50,800
‫نه، اِم،
‫من فکر می‌کنم احتمالاً یه چیزهایی درسته.

444
00:33:50,800 --> 00:33:52,440
‫ولی هیچوقت نمی‌تونم مسیحی باشم

445
00:33:52,440 --> 00:33:54,800
‫چون زیادی عاشق شیطنت‌ام.

446
00:33:54,800 --> 00:33:58,160
‫- "شیطنت"! کی اصلاً تو رو نگاه می‌کنه؟
خوب هم نگاه می‌کنن -

447
00:33:59,360 --> 00:34:02,320
‫خب، من دیگه نمی‌خوام
‫انجیل بخونم.

448
00:34:02,360 --> 00:34:04,560
‫الان از خدا خیلی راضی
‫نیستم.

449
00:34:04,600 --> 00:34:07,600
‫احساس می‌کنم... من رو رها کرده.

450
00:34:07,800 --> 00:34:10,480
‫متأسفم که این رو می‌شنوم، تامی.

451
00:34:11,800 --> 00:34:13,120
‫ربکا می‌دونه؟

452
00:34:13,160 --> 00:34:14,960
‫این به تو ربطی نداره،
‫ویلیامز،

453
00:34:15,000 --> 00:34:17,000
‫پچ‌پچوی لعنتی دهن‌لق.

454
00:34:18,800 --> 00:34:20,800
‫پس، اِم...

455
00:34:20,800 --> 00:34:22,800
‫تو الان بی‌اعتقادی، تامی؟

456
00:34:22,800 --> 00:34:27,480
‫بزرگترین فرمان
‫به گفته عیسی چیه؟

457
00:34:27,480 --> 00:34:32,320
‫خدا را با تمام قلبت،
‫روحت و ذهنت دوست بداری.

458
00:34:32,320 --> 00:34:37,520
‫دقیقاً. پس برای جواب به سوالت،
‫مالکی، نه، من بی‌اعتقاد نیستم.

459
00:34:37,560 --> 00:34:41,800
‫ولی الان هیچ عشقی به خدا
‫تو قلبم ندارم.

460
00:34:43,480 --> 00:34:46,800
‫در واقع، می‌تونی بگی ازش متنفرم.

461
00:34:48,160 --> 00:34:54,160
[کلدواتر]

462
00:34:55,800 --> 00:34:58,680
‫ما همه منتظر توایم.

463
00:34:58,720 --> 00:35:01,320
‫داشتم به خودم می‌گفتم
‫که اینجا خوشحال نیستم، ولی...

464
00:35:03,040 --> 00:35:05,480
‫... واقعاً،
‫اینجا جای کاملاً خوبی‌ـه.

465
00:35:08,080 --> 00:35:11,080
‫نه، دارم به این فکر می‌کنم
‫که شاید مشکل واقعاً ماییم.

466
00:35:14,560 --> 00:35:17,920
‫- اگه هنوز واقعاً همدیگه رو دوست داشتیم.
‫- فی، خواهش می‌کنم...

467
00:35:17,960 --> 00:35:22,160
‫این رو از روی بی‌رحمی نمی‌گم.
‫این رو بهت می‌گم...

468
00:35:25,240 --> 00:35:28,200
‫... چون می‌تونم حس کنم که داری
‫یه چیزی رو ازم قایم می‌کنی.

469
00:35:32,280 --> 00:35:34,480
‫- می‌خوای بری؟
‫- برم؟

470
00:35:34,480 --> 00:35:36,480
‫بری. از ازدواجمون رو تموم کنیم.

471
00:35:36,520 --> 00:35:39,440
‫این آخرین چیزی‌ـه که می‌خوام.

472
00:35:39,480 --> 00:35:42,800
‫من دوستت دارم...
‫بیشتر از هر چیزی تو دنیا.

473
00:35:43,800 --> 00:35:45,800
‫نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم بدون تو نفس بکشم.

474
00:35:45,800 --> 00:35:48,240
‫پس چرا مدام سعی می‌کنی
‫همه چی رو خراب کنی؟

475
00:35:48,280 --> 00:35:52,800
‫- نمی‌کنم، قول میدم.
‫- داری یه چیزی رو بهم دروغ می‌گی.

476
00:35:53,800 --> 00:35:57,800
‫و هرچی که هست،
‫باید بهم بگی.

477
00:35:58,800 --> 00:36:01,600
‫ما تو پایین‌ترین نقطه
‫ازدواجمونیم، پس...

478
00:36:02,600 --> 00:36:04,800
‫... چی برای از دست دادن داری؟

479
00:36:09,480 --> 00:36:11,440
‫من این ترس رو دارم...

480
00:36:12,600 --> 00:36:15,800
‫- که تو خطرم.
‫- از جانب تامی؟

481
00:36:16,680 --> 00:36:19,560
‫ببین، می‌شه فقط بریم؟
‫می‌شه فقط...

482
00:36:20,120 --> 00:36:21,800
‫... بچه‌ها رو برداریم و بریم؟

483
00:36:21,800 --> 00:36:24,680
‫- ولی کجا بریم؟
‫- خب، خونه مامانت.

484
00:36:24,680 --> 00:36:26,680
‫می‌خوای ده ساعت رانندگی کنی
‫تا براملی

485
00:36:26,720 --> 00:36:28,720
‫چون فکر می‌کنی
‫همسایه‌مون گربه‌مون رو کشته؟!

486
00:36:31,680 --> 00:36:33,320
‫اگه بهت بگم...

487
00:36:36,560 --> 00:36:38,800
‫... اون‌وقت همه چی تموم می‌شه.

488
00:36:39,440 --> 00:36:43,800
‫خب، اگه نمی‌تونی بهم بگی،
‫چرا من خودم از تامی نپرسم؟

489
00:36:43,800 --> 00:36:46,800
‫نه، خواهش می‌کنم صبر کن. فی، فی.

490
00:36:46,800 --> 00:36:49,080
‫باید هارلی‌کوئین رو خاک کنیم.

491
00:36:49,800 --> 00:36:51,800
‫بچه‌ها منتظرن.

492
00:37:02,640 --> 00:37:04,800
‫می‌شه براش دعا کنیم، بابایی؟

493
00:37:11,440 --> 00:37:13,440
‫خدای عزیز...

494
00:37:24,480 --> 00:37:28,800
‫... خواهش می‌کنم...
‫مراقب روح هارلی‌کوئین باش.

495
00:37:28,800 --> 00:37:31,640
‫و...

496
00:37:32,800 --> 00:37:36,000
‫... خواهش می‌کنم... کمکم کن، خداوندا،

497
00:37:36,000 --> 00:37:40,800
‫تا شوهر بهتر
‫و پدر بهتر، مرد بهتری باشم.

498
00:37:42,000 --> 00:37:44,800
‫- راهنماییم کن... تا کار درست رو انجام بدم.
مامانی؟ -

499
00:37:44,800 --> 00:37:48,000
‫- بابایی، مامانی کجا میره؟
‫- بهم نشون بده چطور توبه کنم.

500
00:37:48,000 --> 00:37:49,800
‫- بابایی!
‫- بابایی!

501
00:37:49,800 --> 00:37:54,160
‫لعنتی! فی! فی!

502
00:37:57,800 --> 00:37:59,680
‫- سلام!
‫- سلام، ربکا.

503
00:37:59,720 --> 00:38:00,840
‫- تامی هست؟
‫- بله، هست.

504
00:38:00,840 --> 00:38:02,800
‫تو حیاط پشتی
‫با بچه‌هاست.

505
00:38:02,800 --> 00:38:04,200
‫- می‌خوای باهاش حرف بزنی؟
‫- بله، لطفاً.

506
00:38:04,200 --> 00:38:05,080
سلام، ربکا

507
00:38:05,120 --> 00:38:07,720
‫- جان، فیونا، این دخترمون، مویرا-جین‌ـه
سلام -

508
00:38:07,760 --> 00:38:09,800
‫سلام، خوشوقتم.
‫می‌شه لطفاً یه لحظه صحبت کنیم؟

509
00:38:09,800 --> 00:38:10,960
‫- همه چی مرتبه؟
نه -

510
00:38:11,000 --> 00:38:13,800
‫- آره، خوبه.
‫- هارلی‌کوئین مرد. گربه‌مون.

511
00:38:13,800 --> 00:38:16,640
‫- چه بد.
‫- آره، ماشین بهش زد.

512
00:38:16,680 --> 00:38:18,800
‫واقعاً، جان؟
‫ماشین بهش زد؟

513
00:38:18,800 --> 00:38:21,320
‫- دوست دارین بیاین تو یه فنجون چای بخورین؟
من که دوست دارم -

514
00:38:21,360 --> 00:38:25,800
‫شما دوتا. خیلی متأسفم که
‫در مورد گربه کوچولوتون می‌شنوم.

515
00:38:25,800 --> 00:38:27,800
‫بیاین با خاله ربکا
‫و شیرینی بخورین؟

516
00:38:27,800 --> 00:38:30,080
‫- اِم، شیرینی نه. الان نه.
‫- یالا. اصرار می‌کنم، اصرار می‌کنم.

517
00:38:30,120 --> 00:38:31,960
‫ما به اندازه کافی با هم وقت نمی‌گذرونیم.
‫یالا، جان.

518
00:38:32,000 --> 00:38:33,800
‫خواهش می‌کنم، یالا، بیاین تو.

519
00:38:33,800 --> 00:38:35,640
‫مویرا-جین، بچه‌ها رو
‫ببر تو اتاق نشیمن.

520
00:38:35,680 --> 00:38:37,280
‫اون مشکلی نداره. معلمه.

521
00:38:37,280 --> 00:38:39,240
‫- می‌شه فقط یه...؟
‫- آره، بهمون...

522
00:38:39,280 --> 00:38:41,280
‫بله، حتماً،
‫من نوشیدنی رو میارم.

523
00:38:41,320 --> 00:38:43,800
‫چی؟
‫عقلت رو از دست دادی؟

524
00:38:43,800 --> 00:38:45,400
‫من عقلم رو از دست دادم؟

525
00:38:45,440 --> 00:38:49,000
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟
‫- هیچ‌کس گربه لعنتی من رو نمی‌کشه!

526
00:38:49,000 --> 00:38:53,480
‫من این کار رو نمی‌کنم، باشه؟
‫نه. من انجامش نمیدم.

527
00:38:53,480 --> 00:38:55,800
‫- باشه.
‫- تو برو خونه، بچه‌ها رو بخوابون.

528
00:38:55,800 --> 00:38:57,640
‫- من حلش می‌کنم.
‫- فیونا.

529
00:38:57,640 --> 00:38:59,800
‫فی. فی. فیونا...

530
00:39:00,400 --> 00:39:01,800
‫باشه، بفرما.

531
00:39:01,800 --> 00:39:04,200
‫تو با من از این لذت ببر،
‫و تو هم با بچه‌ها برو بیرون.

532
00:39:04,240 --> 00:39:06,040
‫می‌خواستم یه چیزی از تامی بپرسم.

533
00:39:06,040 --> 00:39:08,120
‫خب، مطمئنم
‫هرچی که هست می‌تونم کمک کنم.

534
00:39:08,160 --> 00:39:09,800
‫لازم نیست تامی رو
‫باهاش اذیت کنی.

535
00:39:09,800 --> 00:39:12,520
‫یا شاید جان، شاید بهتره تو بری
‫و ازش بپرسی. یالا، ما رو تنها بذار.

536
00:39:12,560 --> 00:39:14,800
‫آره، آره، من...
‫من می‌تونم با تامی حرف بزنم.

537
00:39:17,240 --> 00:39:20,160
‫- جان؟ اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- ما، اِم...

538
00:39:21,040 --> 00:39:23,640
‫... ما فقط اومدیم یه سلامی بکنیم.

539
00:39:24,800 --> 00:39:26,800
‫گربه‌ت رو پیدا کردی؟

540
00:39:27,800 --> 00:39:31,800
‫آره. متأسفانه، مُرده.

541
00:39:31,800 --> 00:39:33,800
‫- اوه.
‫- اوه، نه.

542
00:39:34,800 --> 00:39:37,800
‫خب... کار من نبود.

543
00:39:42,440 --> 00:39:46,600
‫خب، چرا تو کلدواتر زندگی نمی‌کنی؟
‫می‌تونستی معلم من باشی.

544
00:39:46,640 --> 00:39:49,560
‫خب، راستش رو بخوای،
‫من واقعاً اینجا رو دوست ندارم.

545
00:39:50,800 --> 00:39:53,800
‫منم دوست ندارم. فکر کنم حوصله‌سربره.

546
00:39:53,800 --> 00:39:57,320
‫- این خونه حوصله‌سربره!
‫- هیچ اسباب‌بازی‌ای برای بازی هست؟

547
00:39:59,800 --> 00:40:02,680
‫- به افتخار اینکه کامرون صحیح و سالمه، فیونا.
‫- آره.

548
00:40:02,720 --> 00:40:04,920
‫واقعاً نمی‌دونم اگه اتفاقی
‫برای اون پسر خاص بیفته.

549
00:40:04,920 --> 00:40:06,680
‫واقعاً، واقعاً نمی‌دونم.

550
00:40:06,680 --> 00:40:09,800
‫خب، بهم بگو، چی بود که
‫لازم داشتی با تامی حرف بزنی؟

551
00:40:13,800 --> 00:40:15,800
‫فکر نکنم گربه ما
‫با ماشین تصادف کرده باشه.

552
00:40:15,800 --> 00:40:18,560
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً.

553
00:40:18,560 --> 00:40:21,800
‫باشه، خب، فکر می‌کنی چطور مُرده؟
‫یه روباه؟

554
00:40:22,840 --> 00:40:25,560
‫یه جعبه اسباب‌بازی اونجاست.

555
00:40:25,600 --> 00:40:27,800
‫فکر کنم مال من بودن
‫وقتی کوچیک بودم.

556
00:40:28,800 --> 00:40:31,800
‫- دست‌ها بالا، خانم.
‫- خدای من!

557
00:40:31,800 --> 00:40:33,800
‫فکر کنم یکی خفه‌ش کرده.

558
00:40:34,800 --> 00:40:36,800
‫فکر می‌کنی
‫یکی گربه‌ت رو خفه کرده؟

559
00:40:36,800 --> 00:40:38,800
‫هری...

560
00:40:40,800 --> 00:40:44,160
‫دست‌ها بالا، وگرنه بهت شلیک می‌کنم!

561
00:40:46,560 --> 00:40:48,800
‫- کی این کار رو می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم، ربکا.

562
00:40:48,800 --> 00:40:50,920
‫تو آدم‌هایی که این دور و بر
‫زندگی می‌کنن رو بهتر از من می‌شناسی.

563
00:40:50,960 --> 00:40:53,040
‫بله، نه...
‫نه، واقعاً اینطور فکر نمی‌کنم.

564
00:40:53,080 --> 00:40:56,400
‫خب، تو شوهر خودت رو
‫بهتر از من می‌شناسی.

565
00:40:56,440 --> 00:40:59,200
‫هی، من اول پیداش کردم.
‫خواهش می‌کنم!

566
00:41:05,160 --> 00:41:06,560
[هارلی‌کوئین]

567
00:41:06,560 --> 00:41:09,400
‫واقعاً فکر نکنم
‫یکی گربه‌ت رو کشته باشه، فیونا.

568
00:41:10,480 --> 00:41:12,800
‫راستش،
‫یه‌کم دیوونه به نظر میای.

569
00:41:12,800 --> 00:41:15,360
‫ها! برای همینه که
‫می‌خوام مستقیماً ازش بپرسم.

570
00:41:20,360 --> 00:41:22,800
‫- تو کشتیش؟
‫- فی! فی!

571
00:41:22,800 --> 00:41:25,160
‫- تو گربه‌ی ما رو کشتی؟!
‫- چی؟

572
00:41:25,200 --> 00:41:27,360
‫من عاشق اون گربه بودم!
‫من عاشق هارلی‌کوئین بودم!

573
00:41:27,400 --> 00:41:29,320
‫من گربه‌تون رو کشتم؟ دیوونه شدی؟

574
00:41:29,360 --> 00:41:32,280
‫- داری درست فکر نمی‌کنی.
‫- ولم کن!

575
00:41:32,280 --> 00:41:34,160
‫می‌خوای من رو خفه کنی، تامی؟

576
00:41:34,200 --> 00:41:36,560
‫همونجوری که دیشب کاترینا
‫رو خفه کردی؟

577
00:41:36,600 --> 00:41:40,800
‫- این زن رو از اینجا ببر، جان. همین الان!
‫- خواهش می‌کنم، نه. اینجوری نه.

578
00:41:40,800 --> 00:41:42,080
‫ربکا، اون تو رو می‌زنه؟

579
00:41:42,120 --> 00:41:44,280
‫زنت و بچه‌هات رو ببر خونه،
‫خواهشاً، جان؟

580
00:41:44,280 --> 00:41:46,800
‫خدایا، بچه‌ها.
‫خواهش می‌کنم، هر دوتون، برین تو.

581
00:41:46,800 --> 00:41:51,160
‫- مامانی یه‌کم حالش بد شده.
‫- من عمراً به اون پیشی تو دست بزنم، فیونا.

582
00:41:52,600 --> 00:41:54,600
‫معلوم نیست چقدر بوگندوئـه.

583
00:41:54,800 --> 00:41:56,800
‫هی!

584
00:41:58,640 --> 00:42:00,800
‫داری چه غلطی می‌کنی، تامی؟!

585
00:42:01,840 --> 00:42:05,600
‫اول که داره بهت توهین می‌کنه
‫و حالا هم این؟!

586
00:42:05,640 --> 00:42:08,480
‫چه زن مایه ننگی داری، جان.

587
00:42:10,800 --> 00:42:12,400
‫لعنت بهت! لعنتی!

588
00:42:13,080 --> 00:42:14,800
‫تامی، نه!

589
00:42:17,400 --> 00:42:19,800
‫ولش کن، تامی! تامی!

590
00:42:20,480 --> 00:42:22,560
‫جان! جان!

591
00:42:22,560 --> 00:42:25,560
‫- تامی، نه!
‫- تامی، داری می‌کشیش! تامی!

592
00:42:25,600 --> 00:42:27,800
‫- تامی، بس کن!
‫- داری خفه‌ش می‌کنی، تامی!

593
00:42:31,800 --> 00:42:33,800
‫جان؟!

594
00:42:35,800 --> 00:42:38,520
‫- ولش کن!
‫- دست‌هات رو ازش بکش!

595
00:42:38,560 --> 00:42:39,840
‫- بیارش بیرون.
‫- جان!

596
00:42:39,840 --> 00:42:42,000
‫تامی، ولش کن،
‫به خاطر خدا!

597
00:42:42,040 --> 00:42:43,560
‫جان!

598
00:42:43,920 --> 00:42:46,520
‫جان! جان!

599
00:42:46,560 --> 00:42:49,560
‫خدای من. حالت خوبه؟

600
00:42:50,800 --> 00:42:52,800
‫عزیزم.

601
00:42:54,800 --> 00:42:56,160
‫این چه بساطی بود؟

602
00:42:56,160 --> 00:42:58,800
‫خدا می‌دونه.
‫عصر خیلی عجیبی بود.

603
00:43:14,760 --> 00:43:17,560
[هارلی‌کوئین]

604
00:43:35,920 --> 00:43:37,320
این رو بنداز دورت

605
00:43:39,760 --> 00:43:41,400
‫برات یه نوشیدنی گرم میارم.

606
00:43:42,400 --> 00:43:44,920
‫- فیونا؟
‫- بله؟

607
00:43:52,760 --> 00:43:54,400
‫من کشتمش.

608
00:43:58,400 --> 00:44:00,400
‫من انگس رو کشتم.

609
00:44:06,400 --> 00:44:07,920
‫لعنتی.
