﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:00,520
.

2
00:00:00,560 --> 00:00:02,920
‫چی شد؟ مُرده بود؟

3
00:00:03,880 --> 00:00:05,120
[آنچه گذشت]

4
00:00:05,160 --> 00:00:07,920
‫پسرت گفت دیشب من رو
‫در حال دویدن دیده.

5
00:00:07,960 --> 00:00:08,920
‫"خب که چی؟"

6
00:00:08,960 --> 00:00:11,600
‫"مدل گفتنش فرق داشت.
‫انگار من رو دیده."

7
00:00:11,640 --> 00:00:13,560
‫"می‌خوام به یه جرمی اعتراف کنم."

8
00:00:13,600 --> 00:00:14,920
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

9
00:00:14,960 --> 00:00:16,960
‫تو گفتی پیش پلیس
‫نمیری.

10
00:00:17,000 --> 00:00:19,240
‫"نمی‌دونم چطور با عذاب وجدان
‫این قضیه زندگی کنم."

11
00:00:19,240 --> 00:00:21,080
‫"من یه آدم رو کشتم."

12
00:00:21,120 --> 00:00:23,280
‫وقتی تو رو تو اون اتاق دیدم،
‫هول شدم.

13
00:00:23,280 --> 00:00:26,280
‫پسر جان!
‫پسر جان!

14
00:00:26,320 --> 00:00:29,160
‫- بشین!
"بهت گفتم اون یه چیزی می‌دونه" -

15
00:00:29,200 --> 00:00:31,720
‫- من... متأسفم بابت انگس.
‫- اون همیشه تو رو دوست داشت.

16
00:00:31,760 --> 00:00:33,560
‫هیچوقت نگفتی یه دختر داری.

17
00:00:33,600 --> 00:00:35,240
‫مویرا-جین.
‫الان گلاسکو زندگی می‌کنه.

18
00:00:35,240 --> 00:00:36,400
‫"زنت اینجا دنبالت می‌گرده."

19
00:00:36,440 --> 00:00:39,080
‫"بهش گفتم تو اتاق مهمون
‫خوابیدی."

20
00:00:39,080 --> 00:00:40,680
‫تو هنوز جان رو جذاب می‌دونی؟

21
00:00:40,720 --> 00:00:43,400
‫هنوزم رابطه‌تون باهم خوبه؟

22
00:00:43,440 --> 00:00:44,680
‫"تو دیشب خونه تامی
‫نموندی."

23
00:00:44,680 --> 00:00:46,080
‫فکر می‌کنی من با یه دختر نوجوون
‫که تو تعاونی کار می‌کنه می‌پرم؟

24
00:00:46,120 --> 00:00:48,200
‫نمی‌خوام دور و بر اون باشی.
‫اون یه چیزیش می‌شه.

25
00:00:48,200 --> 00:00:50,160
"اون سمی‌ـه" -
‫ - یه اتفاقی افتاده.

26
00:00:50,320 --> 00:00:52,520
‫احساس می‌کردم این اتفاق میفته.

27
00:00:58,840 --> 00:01:00,320
‫نه، نه.

28
00:01:02,960 --> 00:01:03,960
‫لعنتی.

29
00:01:04,000 --> 00:01:06,160
‫- جان؟
‫- زمین خیلی سفته.

30
00:01:06,160 --> 00:01:07,320
‫- میخ‌ها تو زمین نمیرن.
‫- کیف من رو این دور و بر ندیدی؟

31
00:01:07,320 --> 00:01:07,480
‫- میخ‌ها تو زمین نمیرن.
‫- کیف من رو این دور و بر ندیدی؟

32
00:01:07,520 --> 00:01:10,840
‫- نه.
‫- خدایا، چه افتضاحیه.

33
00:01:10,880 --> 00:01:13,000
‫باورم نمی‌شه
‫مهمون داره میاد.

34
00:01:13,040 --> 00:01:14,200
‫اون‌ها اهمیت نمیدن.

35
00:01:14,240 --> 00:01:16,240
‫- مسئله این نیست.
‫- مامان؟

36
00:01:16,240 --> 00:01:19,160
‫- وایولت، برو دندون‌هات رو مسواک بزن.
‫- من دندون‌هام رو مسواک زدم.

37
00:01:19,160 --> 00:01:21,400
‫واقعاً لازم نیست بیای
‫مراسم ختم.

38
00:01:21,440 --> 00:01:23,200
‫دیگه نمی‌خوایم راجع به این
‫موضوع حرف بزنیم.

39
00:01:23,200 --> 00:01:24,680
‫من میام، و تمام.

40
00:01:24,720 --> 00:01:27,400
‫- منم می‌تونم بیام؟
‫- نه، تو میری مدرسه.

41
00:01:27,440 --> 00:01:29,680
‫- دندون‌هات رو مسواک زدی؟
‫- خدای من، آره!

42
00:01:29,720 --> 00:01:33,680
‫- تو هیچوقت به حرفم گوش نمیدی.
‫- من با هری بودم.

43
00:01:33,720 --> 00:01:35,920
‫خدایا، انگار با یه نوجوون
‫دارم زندگی می‌کنم.

44
00:01:35,960 --> 00:01:38,320
‫چادر باید برای خوابیدن
‫بچه‌ها آماده باشه،

45
00:01:38,360 --> 00:01:40,680
‫و دیرمون می‌شه،
‫باید بجنبیم!

46
00:01:40,720 --> 00:01:42,280
‫تو خودت بودی که
‫بهم گفتی این کار رو بکنم.

47
00:01:42,280 --> 00:01:44,280
‫خب، فکر نمی‌کردم
‫اینقدر طول بکشه.

48
00:01:44,560 --> 00:01:45,960
‫الان می‌تونم برم تو چادر؟

49
00:01:45,960 --> 00:01:48,280
‫- نه، برو دندون‌هات رو مسواک بزن.
‫- نه.

50
00:01:48,280 --> 00:01:50,440
‫ببین، یه پسر بزرگ بودن

51
00:01:50,440 --> 00:01:53,240
‫یعنی باید کلی کارهایی که
‫دوست نداری رو انجام بدی، هری.

52
00:01:53,280 --> 00:01:56,280
‫مثل چادر زدن
‫و رفتن به مراسم ختم غریبه‌ها

53
00:01:56,280 --> 00:02:00,240
‫و میزبانی مهمونی شام برای آدم‌هایی
‫از لندن که ازشون متنفری.

54
00:02:01,760 --> 00:02:03,880
‫برو دندون‌هات رو مسواک بزن.

55
00:02:03,920 --> 00:02:06,520
‫حتی...
‫حتی فکرش هم نکن...

56
00:02:06,560 --> 00:02:09,040
‫- هری! بیا بیرون!
‫- احمق!

57
00:02:36,840 --> 00:02:39,000
[کُلدواتر]
[قسمت سوم]

58
00:02:43,400 --> 00:02:45,720
‫"خدایا... من رو ببخش."

59
00:02:54,080 --> 00:02:58,440
‫"کمکم کن یه راهی برای خلاص شدن
‫از این مخمصه پیدا کنم."

60
00:02:59,480 --> 00:03:01,720
‫- چادر برپا شد.
‫- کیف من کجاست؟

61
00:03:02,800 --> 00:03:06,320
‫- نه، نذارش رو چمن!
‫- هیس دیگه. فقط هیس!

62
00:03:06,320 --> 00:03:08,200
‫به من نگو ساکت شم!

63
00:03:08,200 --> 00:03:10,800
‫بچه‌ها مدرسه‌شون
‫دیر می‌شه.

64
00:03:10,800 --> 00:03:13,800
‫- پیداش کردم. پیداش کردم.
‫- چه کیف خوبی، جان.

65
00:03:14,840 --> 00:03:16,440
‫زن‌ذلیل لعنتی.

66
00:03:16,480 --> 00:03:17,680
‫کجا بود؟

67
00:03:17,680 --> 00:03:19,800
‫پشت مبل.

68
00:03:20,120 --> 00:03:22,080
‫چقدر دیرمون می‌شه؟

69
00:03:22,120 --> 00:03:25,760
‫مشکلی نیست.
‫کسی اونجا نخواهد بود.

70
00:03:25,800 --> 00:03:28,080
‫اون هیچ دوست یا خانواده‌ای نداشت.

71
00:03:28,120 --> 00:03:31,200
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- تامی بهم گفت.

72
00:03:31,800 --> 00:03:34,680
‫بازی! تلویزیون افتضاحه!

73
00:03:54,120 --> 00:03:56,760
‫خب، بریم سر کار.

74
00:04:02,640 --> 00:04:04,400
‫رو دور افتادیم.

75
00:04:09,120 --> 00:04:12,080
‫خورشید می‌تابه. یه روز جدیده.

76
00:04:14,280 --> 00:04:16,280
[تو در مسیر درستی هستی]

77
00:04:26,160 --> 00:04:27,960
[!تو پدر خوب و همسر بی‌نقصی هستی]

78
00:04:30,560 --> 00:04:32,760
‫- ممنون.
‫- یالا.

79
00:04:32,800 --> 00:04:34,760
‫بیا بشین،
‫غذای مورد علاقه‌ت رو درست کردم.

80
00:04:34,800 --> 00:04:36,800
‫تخم‌مرغ با نون تست.

81
00:04:41,640 --> 00:04:43,440
[!دوستت دارم]

82
00:04:46,440 --> 00:04:48,560
‫امروز تو مراسم ختم
‫همه‌چیز خوب پیش میره؟

83
00:04:50,440 --> 00:04:52,480
‫- آره.
‫- آره.

84
00:04:52,520 --> 00:04:54,600
‫و هیچ حس...

85
00:04:54,640 --> 00:04:57,120
‫اجبار یا میل ناسالمی نداری؟

86
00:04:58,760 --> 00:05:01,520
‫- نه.
‫- خوبه.

87
00:05:03,560 --> 00:05:04,920
‫من...

88
00:05:05,680 --> 00:05:08,320
‫هنوز یه‌کم نگران جان‌ام.

89
00:05:08,320 --> 00:05:11,320
‫جان یه مرد ضعیفه، منعطفه.

90
00:05:12,520 --> 00:05:15,200
‫من تو روحش نفوذ کردم.

91
00:05:15,240 --> 00:05:16,880
‫باشه، این خوبه.

92
00:05:20,800 --> 00:05:23,480
‫اِم، فقط یه سوال دیگه،

93
00:05:23,520 --> 00:05:25,440
‫و قول میدم دیگه
‫اذیتت نکنم.

94
00:05:25,480 --> 00:05:27,800
‫چیزی برداشتی؟

95
00:05:30,680 --> 00:05:32,520
‫هیچ یادگاری‌ای؟

96
00:05:49,640 --> 00:05:51,000
‫اینجا نیست.

97
00:05:51,040 --> 00:05:52,480
‫- چی؟
‫- من گذاشتمش تو جعبه.

98
00:05:52,520 --> 00:05:54,520
‫نمی‌تونه... نمی‌تونه
‫جای دیگه‌ای باشه.

99
00:05:54,560 --> 00:05:58,560
‫- چه جای احمقانه‌ای برای قایم کردن.
‫- هیچوقت قبلاً مشکلی نبوده.

100
00:05:58,720 --> 00:06:01,880
‫- باید یه جای دیگه بذاریش،مگه نه؟
می‌ذارم -

101
00:06:01,880 --> 00:06:03,000
‫من... من بعداً انجامش میدم.

102
00:06:03,040 --> 00:06:05,040
‫الان اولویت این نیست،
‫ربکا!

103
00:06:06,040 --> 00:06:08,600
‫- کجا می‌تونه باشه؟
‫- خب، معلومه یکی برش داشته.

104
00:06:08,640 --> 00:06:11,640
‫- هیچ‌کس جاش رو نمی‌دونه.
‫- کامرون.

105
00:06:11,680 --> 00:06:13,400
‫- هان؟
‫- کامرون.

106
00:06:13,440 --> 00:06:16,680
‫- اخیراً رفتارهای عجیبی داره.
‫- اون همیشه رفتارهای عجیبی داره.

107
00:06:16,680 --> 00:06:19,120
‫و من مچش رو گرفتم که داشت
‫جان و فیونا رو دید می‌پایید.

108
00:06:20,400 --> 00:06:22,200
‫"می‌پایید"؟

109
00:06:23,360 --> 00:06:25,480
‫- صبر کن!
‫- فکر می‌کنی اون یه چیزی می‌دونه؟

110
00:06:25,520 --> 00:06:26,720
‫صبر کن، صبر کن.
‫بذار فقط در موردش فکر کنیم.

111
00:06:26,760 --> 00:06:28,080
‫- وقتی نیست.
‫- نه، نه، بذار فقط...

112
00:06:28,120 --> 00:06:30,520
‫تامی، لطفاً به من گوش کن.
‫بذار فقط فکر کنیم.

113
00:06:30,960 --> 00:06:33,960
‫حتی اگه چیزی هم بدونه،
‫چطور می‌تونسته وارد انباری بشه؟

114
00:06:34,000 --> 00:06:36,000
‫اون رمز قفل رو
‫که نمی‌دونه، می‌دونه؟

115
00:06:39,400 --> 00:06:40,760
‫شاید حدس زده باشه.

116
00:06:44,640 --> 00:06:46,080
‫رمز چیه؟

117
00:06:46,120 --> 00:06:48,120
‫- رمز؟
‫- رمز.

118
00:06:49,840 --> 00:06:51,280
‏‎6-4-0-6

119
00:06:52,120 --> 00:06:54,080
‫رمز تاریخ تولد کامرونه؟

120
00:06:54,120 --> 00:06:56,080
‫این رمز من برای همه چیزه.

121
00:06:56,120 --> 00:06:57,560
‫اه گندش بزنن.

122
00:07:06,800 --> 00:07:08,640
‫تامی!

123
00:07:10,680 --> 00:07:12,000
‫اینجا نیست.

124
00:07:13,520 --> 00:07:14,720
‫لعنتی.

125
00:07:16,000 --> 00:07:19,240
‫- همه چی درست می‌شه.
‫- درست می‌شه؟ درست نمی‌شه.

126
00:07:19,240 --> 00:07:20,840
‫اگه اون بدونه،
‫آخر همه چیزه.

127
00:07:20,880 --> 00:07:22,040
‫آخرش نیست!

128
00:07:22,040 --> 00:07:25,000
‫من می‌گم کی آخره،
‫و این آخرش نیست.

129
00:07:33,000 --> 00:07:35,000
‫نگاه کن. جان اومد.

130
00:08:13,000 --> 00:08:14,520
‫اون کیه؟

131
00:08:14,520 --> 00:08:17,520
‫- کی؟
‫- اون مرده که ریش داره.

132
00:08:17,520 --> 00:08:20,000
‫نیتن،
‫می‌شه یه لحظه بیای؟

133
00:08:20,000 --> 00:08:23,000
‫- می‌خوام تو رو به یکی معرفی کنم.
‫- اون‌ها دارن میان این طرف؟

134
00:08:24,640 --> 00:08:28,000
‫اِم، جان، ایشون نیتن هستن.
‫پدر انگس.

135
00:08:32,000 --> 00:08:34,000
‫تسلیت می‌گم.

136
00:08:35,040 --> 00:08:39,000
‫ما هیچوقت انگس رو نمی‌شناختیم، ولی می‌خواستیم
‫بیایم و ادای احترام کنیم.

137
00:08:39,000 --> 00:08:42,680
‫اون... مشخصه که خیلی
‫دوست‌داشتنی بوده.

138
00:08:42,680 --> 00:08:44,000
‫ممنون.

139
00:08:44,760 --> 00:08:48,000
‫می‌شه کمک کنین تابوت رو حمل کنیم؟
‫کمرم گرفته.

140
00:08:51,360 --> 00:08:52,960
‫- ال... البته.
‫- ممنون.

141
00:08:52,960 --> 00:08:53,480
‫خیلی متأسفیم که دیر کردیم.

142
00:08:53,520 --> 00:08:56,200
‫- ما رو در غمتون سهیم بدونید.
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟

143
00:08:56,200 --> 00:08:58,440
‫نیتن، نمی‌تونم بهت بگم
‫چقدر متأسفم.

144
00:08:58,440 --> 00:09:00,840
‫- ما کنارتیم، نیتن.
‫- ممنون، تامی.

145
00:09:07,440 --> 00:09:10,440
‫تو بهم گفتی اون هیچ خانواده
‫یا دوستی نداره.

146
00:09:14,480 --> 00:09:16,440
‫یه مدتی می‌شه که...

147
00:09:17,440 --> 00:09:19,440
‫... به کلدواتر برنگشتم.

148
00:09:21,440 --> 00:09:25,440
‫مشخصه که خیلی...
‫ناراحت‌کننده‌ست که برمی‌گردم

149
00:09:25,440 --> 00:09:29,880
‫در چنین... شرایط غم‌انگیزی.

150
00:09:29,920 --> 00:09:34,120
‫با این حال، احساس دلگرمی می‌کنم
‫با دیدن این همه چهره دوستانه.

151
00:09:35,800 --> 00:09:37,960
‫انگس گیلسپی...

152
00:09:41,240 --> 00:09:43,000
‫... پسر کوچولوی شیطون من...

153
00:09:44,280 --> 00:09:47,440
‫... که عاشق شکلات تویکس و...

154
00:09:47,440 --> 00:09:49,440
‫بازی کردن با ماشین‌های اسباب‌بازیش بود.

155
00:09:49,440 --> 00:09:53,480
‫اون دیوونه‌ی
‫منچستر یونایتد و پوکمون بود.

156
00:09:55,160 --> 00:09:56,960
‫انگس کوچولوی بیچاره من.

157
00:11:15,440 --> 00:11:18,960
‫- هیچوقت نگفتی اون بابا داره.
‫- همه بابا دارن.

158
00:11:18,960 --> 00:11:21,280
‫مراسم ختم شلوغ بود.

159
00:11:21,280 --> 00:11:24,960
‫مردم فقط می‌خوان نصف روز از کار بزنن.
‫یه بهونه برای اینکه یه نوشیدنی بزنن.

160
00:11:26,280 --> 00:11:28,760
‫امروز زیاد نمون.
‫مشکوک به نظر میای.

161
00:11:28,800 --> 00:11:32,160
‫ما در واقع باید زود بریم.
‫از لندن دوست‌هامون دارن میان.

162
00:11:32,200 --> 00:11:33,560
‫"سلام، کامرون هستم.
‫پیام بذارین."

163
00:11:33,560 --> 00:11:37,480
‫آره؟ این خوبه.
‫فقط به رفتار عادی‌ت ادامه بده.

164
00:11:37,480 --> 00:11:39,440
‫خب، دوست‌هات کی‌ان؟

165
00:11:39,440 --> 00:11:42,160
‫خب، اون‌ها بیشتر دوست‌های فیونا هستن
‫تا من.

166
00:11:42,200 --> 00:11:45,040
‫جز و پیپا. اصلاً حوصله‌شون رو ندارم.

167
00:11:45,080 --> 00:11:46,440
‫"جز"؟

168
00:11:46,440 --> 00:11:47,440
‫"پیپا"؟

169
00:11:57,440 --> 00:11:58,440
‫لعنتی.

170
00:11:58,680 --> 00:11:59,800
‫سلام. سلام.

171
00:11:59,800 --> 00:12:01,800
‫خوش... خوشحالم دوباره می‌بینمت.

172
00:12:01,800 --> 00:12:05,800
‫- کاترینا، درسته؟
‫- آره. سلام.

173
00:12:05,800 --> 00:12:07,080
‫جان، درسته؟

174
00:12:07,120 --> 00:12:09,800
‫کاترینا داشت در مورد یه گروه ورزش
‫آزاد تو روستا بهم می‌گفت.

175
00:12:09,800 --> 00:12:12,120
‫تو همیشه می‌خواستی این کار رو بکنی.

176
00:12:12,160 --> 00:12:14,080
‫هر سه‌شنبه در میونه.
‫باید بری.

177
00:12:14,080 --> 00:12:15,440
‫تو هم عضوش هستی؟

178
00:12:15,480 --> 00:12:17,080
‫نه، نه. بیشتر برای خانمای مُسنه.

179
00:12:17,120 --> 00:12:19,440
‫برای... من... من... منظورم این نیست
‫که تو مُسنی.

180
00:12:19,440 --> 00:12:22,120
‫تو پیر نیستی.
‫برای سنت عالی به نظر میای.

181
00:12:22,520 --> 00:12:26,800
‫من معمولاً سه‌شنبه‌ها کار می‌کنم.

182
00:12:27,800 --> 00:12:30,360
‫من گرسنه‌مه، میرم...
‫میرم یه چیزی برای خوردن بگیرم.

183
00:12:30,400 --> 00:12:32,520
‫- از دیدنت خیلی خوشحال شدم، کاترینا.
‫- خوشوقتم.

184
00:12:32,560 --> 00:12:34,800
‫- آره، منم باهات میام...
‫- نه، نه. تو بمون...

185
00:12:34,800 --> 00:12:36,320
‫با دوست کوچولوت گپ بزن.

186
00:12:38,800 --> 00:12:42,800
‫داری چی‌کار می‌کنی؟
‫فقط از زن من دور بمون. باشه؟

187
00:12:44,160 --> 00:12:46,160
‫- عجب احمقی.
‫- کت؟

188
00:12:46,160 --> 00:12:48,800
‫- بله؟
‫- تو کامرون رو ندیدی، نه؟

189
00:12:48,800 --> 00:12:50,800
‫- نه
فکر می‌کردم امروز اینجا باشه -

190
00:12:50,800 --> 00:12:52,040
‫ازش خبری نداری؟

191
00:12:52,080 --> 00:12:53,800
‫- خونه نیست؟
‫- نه.

192
00:12:55,320 --> 00:12:57,800
‫اگه خبری شد،
‫بهت خبر میدم.

193
00:13:05,160 --> 00:13:08,000
[پیام به کامرون اچ: حالت خوبه؟]

194
00:13:12,360 --> 00:13:14,640
‫- سیگار کشیدی؟
‫- مسخره نباش.

195
00:13:14,640 --> 00:13:16,800
‫بهم دروغ نگو.
‫بوش رو ازت حس می‌کنم.

196
00:13:16,800 --> 00:13:18,080
‫فیونا، من دروغ نمی‌گم.

197
00:13:20,800 --> 00:13:23,800
‫جان؟ جان، سوار شو.

198
00:13:25,440 --> 00:13:32,840
[کُلدواتر]

199
00:13:34,800 --> 00:13:38,480
‫انگار... انگار همیشه یه
‫حس گرفتگی تو شکمم دارم.

200
00:13:39,800 --> 00:13:41,480
‫آخرین بار کی گریه کردی؟

201
00:13:45,560 --> 00:13:47,560
‫از وقتی که معلمی رو شروع کردم.

202
00:13:48,800 --> 00:13:50,480
‫باور کن،
‫دوست نداری گریه کنی

203
00:13:50,480 --> 00:13:53,800
‫جلوی یه مشت
‫بچه ده ساله گلاسگویی.

204
00:13:53,800 --> 00:13:54,800
‫زنده‌زنده می‌خورنت.

205
00:13:57,160 --> 00:14:00,480
‫فکر کنم باید خودت رو رها کنی.

206
00:14:00,480 --> 00:14:01,800
‫تا سوگواری کنی.

207
00:14:03,800 --> 00:14:05,800
‫ولی من چیزی برای سوگواری ندارم.

208
00:14:06,600 --> 00:14:08,800
‫من هیچ‌کس نزدیکی رو از دست ندادم.

209
00:14:08,800 --> 00:14:10,320
‫ولی تمام کارهایی که کردیم،

210
00:14:10,320 --> 00:14:14,160
‫به من نشون میده که
‫تو یه چیزی رو از دست دادی.

211
00:14:14,160 --> 00:14:17,080
‫شاید از زمان بچگی‌ت تو کلدواتر؟

212
00:14:17,080 --> 00:14:19,080
‫این چرت و پرته.

213
00:14:19,800 --> 00:14:22,800
‫ببخشید. ببخشید که حرف بد زدم،
‫فقط...

214
00:14:23,480 --> 00:14:25,480
‫من فقط آدم گریه‌ای نیستم.

215
00:14:28,800 --> 00:14:32,080
‫بابات چی
‫صدات می‌کرد؟

216
00:14:32,640 --> 00:14:34,640
‫بچه ننر.

217
00:14:39,160 --> 00:14:40,800
‫خب، من بچه ننر بودم.

218
00:14:42,800 --> 00:14:43,800
‫حق با اون بود.

219
00:14:44,800 --> 00:14:48,800
‫من یه بچه وحشتناک... و نق‌نقو بودم.

220
00:14:53,800 --> 00:14:57,800
‫با تمام عیب‌هاش، تامی می‌تونست
‫بعضی‌ وقت‌ها خیلی باهوش باشه.

221
00:14:59,800 --> 00:15:02,440
‫وقتی در مورد بچگی‌ت
‫حالت دفاعی می‌گیری،

222
00:15:02,440 --> 00:15:04,560
‫بابات رو با اسمش صدا می‌کنی.

223
00:15:04,560 --> 00:15:05,800
‫خب که چی؟

224
00:15:07,200 --> 00:15:11,240
‫انگار داری به عنوان پدر
‫طردش می‌کنی.

225
00:15:12,800 --> 00:15:14,800
‫- مگه همه این کار رو نمی‌کنن؟
‫- نه.

226
00:15:16,160 --> 00:15:17,680
‫"چرا همیشه این کار رو می‌کنی؟"

227
00:15:17,720 --> 00:15:19,800
‫اون‌ها دوست‌های ما هستن
‫و دیدنشون خوبه.

228
00:15:19,800 --> 00:15:23,160
‫- اون‌ها دوست‌های تو هستن، فی. نه من.
‫- آره، خب... دیگه خیلی دیره.

229
00:15:23,160 --> 00:15:25,640
‫فقط باید باهاش
‫کنار بیای.

230
00:15:25,640 --> 00:15:28,680
‫ببین، می‌دونم که الان تو
‫وضعیت وحشتناکی هستیم،

231
00:15:28,720 --> 00:15:31,800
‫ولی می‌تونیم فقط برای امشب
‫تظاهر کنیم که خوشحالیم؟

232
00:15:31,800 --> 00:15:32,800
‫حتماً.

233
00:15:37,480 --> 00:15:39,800
‫- سلام!
‫- سلام!

234
00:15:39,800 --> 00:15:42,800
‫- فی!
‫- من رو بغل نمی‌کنی؟

235
00:15:42,800 --> 00:15:44,920
‫- خیلی خوشحالم که می‌بینمت.
‫- خیلی خوشحالم که می‌بینمت.

236
00:15:44,960 --> 00:15:46,800
‫دلم خیلی برات تنگ شده بود.

237
00:15:46,800 --> 00:15:49,560
‫چرا نذاشتیش تو فریزر
‫همونطور که خواستم؟

238
00:15:49,600 --> 00:15:50,800
‫مواظب باش.

239
00:15:50,800 --> 00:15:52,160
‫الان یه چیزی رو می‌ندازی.

240
00:15:52,160 --> 00:15:53,960
‫- یه‌کم می‌خوای؟
‫- آره.

241
00:16:08,800 --> 00:16:10,800
‫چرا نمیرین تو باغ
‫بازی کنین؟

242
00:16:10,800 --> 00:16:12,800
‫جان، تو نمیای؟

243
00:16:12,800 --> 00:16:15,800
‫جان! بیا اینجا!

244
00:16:15,800 --> 00:16:17,120
‫خب، به افتخارش!

245
00:16:18,560 --> 00:16:21,000
‫خب، جز، تو الان گیاهخواری؟

246
00:16:21,000 --> 00:16:24,000
‫بهترین تصمیمی بود که گرفتم...
‫باشه، به جز تو.

247
00:16:24,000 --> 00:16:25,760
‫خب، عالی به نظر میای.

248
00:16:25,760 --> 00:16:28,680
‫آره، احساس می‌کنم، صد برابر
‫سالم‌ترم.

249
00:16:28,680 --> 00:16:30,480
‫من هیچوقت نمی‌تونم گوشت رو بذارم کنار.

250
00:16:30,520 --> 00:16:32,000
‫ما یه مستند برزیلی
‫دیدیم،

251
00:16:32,000 --> 00:16:33,520
‫در واقع، مگه نه،
‫در مورد تجارت گوشت؟

252
00:16:33,560 --> 00:16:35,000
‫اون واقعاً چشم‌های ما رو باز کرد.

253
00:16:35,000 --> 00:16:37,560
‫و بعد اون یکی بود...
‫اون یکی در مورد شکار.

254
00:16:37,560 --> 00:16:39,720
‫- شکار بزرگ.
‫- شکار بزرگ. آره.

255
00:16:39,720 --> 00:16:42,920
‫- اون خیلی تأثیرگذار بود.
‫- من از شکار متنفرم.

256
00:16:42,960 --> 00:16:45,000
‫اینجا کلی آدم هست
‫که این کار رو می‌کنن.

257
00:16:45,000 --> 00:16:48,680
‫حالا، من... من نمی‌فهمم چطور کسی
‫می‌تونه بخواد یه حیوون رو بکشه.

258
00:16:48,680 --> 00:16:50,960
‫- یعنی، این... این وحشتناکه.
‫- و خیلی غیرضروری.

259
00:16:51,000 --> 00:16:52,600
‫- تو این دوره و زمونه.
‫- آره، کاملاً.

260
00:16:52,640 --> 00:16:54,720
‫عشقم،
‫در مورد کیتی به فی گفتی؟

261
00:16:54,720 --> 00:16:58,280
‫آره! مستند کیتی
‫داره میره جشنواره کن.

262
00:16:58,320 --> 00:17:00,680
‫این فوق‌العاده‌ست!

263
00:17:01,520 --> 00:17:04,800
‫- شنیدی، جان؟
‫- آره، آره، خبر عالی‌ایه.

264
00:17:04,840 --> 00:17:07,760
‫- خبر عالی‌ایه.
‫- دلم واقعاً برای کیتی تنگ شده.

265
00:17:07,800 --> 00:17:09,920
‫- خب، دلم برای همه تنگ شده.
‫- دل ما هم براتون تنگ شده.

266
00:17:09,920 --> 00:17:12,080
‫شده. دارم فکر می‌کنم
‫خبر دیگه‌ای هست یا نه.

267
00:17:12,120 --> 00:17:13,720
‫خبر دیگه‌ای هست؟

268
00:17:13,720 --> 00:17:16,320
‫خب، به جز اینکه متیو و جس
‫دارن جدا می‌شن،

269
00:17:16,360 --> 00:17:18,360
‫ولی این رو از قبل می‌دونی، درسته؟

270
00:17:20,560 --> 00:17:22,000
‫چیه؟

271
00:17:22,000 --> 00:17:24,000
‫نگو که نمی‌دونستی...

272
00:17:25,000 --> 00:17:27,520
‫اِم...

273
00:17:27,520 --> 00:17:29,000
‫فیونا، ببخشید.

274
00:17:32,640 --> 00:17:33,640
‫ببخشید، رفیق.

275
00:17:37,000 --> 00:17:39,360
‫من... من فقط میرم
‫به غذا سر بزنم.

276
00:17:41,200 --> 00:17:43,040
‫فکر کنم برم به بچه‌ها سر بزنم.

277
00:17:50,000 --> 00:17:53,680
‫- رفیق، من... من... من فقط...
‫- آره، فقط یه دقیقه بهم فرصت بده.

278
00:18:10,640 --> 00:18:13,160
‫متیو همونیه که قبلاً عاشقش بوده،
‫احمق.

279
00:18:13,200 --> 00:18:15,960
‫باشه، خب، من یادم رفته بود
‫که قبلاً عاشقش بوده، باشه؟

280
00:18:16,000 --> 00:18:17,880
‫چطور می‌تونی فراموش کنی
‫که اون قبلاً عاشقش بوده؟

281
00:18:17,880 --> 00:18:18,880
‫اه!

282
00:18:20,880 --> 00:18:21,880
‫متأسفم.

283
00:18:23,160 --> 00:18:26,080
‫تو اون مردی نیستی که من باهاش ازدواج کردم.

284
00:18:26,080 --> 00:18:27,880
‫من بیشتر از این‌ها می‌خوام.

285
00:18:46,880 --> 00:18:48,080
‫لعنتی.

286
00:18:53,880 --> 00:18:56,640
‫اون یه روانشناس افتضاحه.
‫می‌خوام جوابش کنم.

287
00:18:56,680 --> 00:18:59,120
‫مدام این سوال‌های
‫فضولانه رو می‌پرسه.

288
00:18:59,160 --> 00:19:02,720
‫- "خب، مگه کارش این نیست؟!"
‫- آره، می‌دونم کارش اینه، کلر!

289
00:19:02,760 --> 00:19:04,760
‫من فقط...
‫من اصلاً به روان‌درمانی اعتقاد ندارم.

290
00:19:04,760 --> 00:19:05,880
‫نمی‌دونم چرا میرم.

291
00:19:05,880 --> 00:19:07,880
‫"خب، خودت ثبت‌نام کردی.
‫حداقل ادامه بده.

292
00:19:07,880 --> 00:19:10,240
‫"حداقل یه تلاشی بکن."

293
00:19:10,240 --> 00:19:12,480
‫- یکی داره تعقیبم می‌کنه.
‫- "چی؟"

294
00:19:12,480 --> 00:19:14,840
‫فکر کنم قبلاً دیدمش.
‫زنگ بزن پلیس!

295
00:19:34,880 --> 00:19:36,880
‫آخ! آخ!

296
00:19:39,400 --> 00:19:41,880
‫کامرون! چه غلطی
‫اینجا می‌کنی؟

297
00:19:41,880 --> 00:19:43,880
‫از کجا می‌دونستی من رو پیدا کنی؟
[مدرک کارشناسی ارشد مویرا-جین هانتر]

298
00:19:43,880 --> 00:19:45,560
‫می‌دونستم تو معلم
‫دبستان بودی.

299
00:19:45,600 --> 00:19:47,440
‫پس فقط باید مدرسه‌ت رو پیدا می‌کردم.

300
00:19:47,440 --> 00:19:51,720
‫و بعد وقتی رفتی،
‫دنبالت اومدم.

301
00:19:52,520 --> 00:19:54,240
‫پس تمام روز داشتی دنبالم می‌کردی؟

302
00:19:54,240 --> 00:19:56,880
‫- من تو دنبال کردن آدم‌ها خیلی خوبم.
‫- دیگه کی رو دنبال می‌کنی؟

303
00:19:58,600 --> 00:20:02,080
‫بابا، مامان، همسایه‌ها.

304
00:20:02,080 --> 00:20:03,680
‫باشه، بشین.

305
00:20:03,680 --> 00:20:06,880
‫- این یه‌کم ترسناکه، کامرون.
‫- من دلایل خودم رو دارم.

306
00:20:09,640 --> 00:20:12,560
‫- اون طرف رو نگاه کن، لطفاً. تکون نخور.
‫- آخ.

307
00:20:12,560 --> 00:20:13,880
‫تکون نخور.

308
00:20:14,880 --> 00:20:16,880
‫- مامان و بابا می‌دونن تو اینجایی؟
‫- نه.

309
00:20:18,320 --> 00:20:20,480
‫- و کی برمی‌گردی؟
‫- هیچوقت.

310
00:20:20,520 --> 00:20:22,680
‫- تو نمی‌تونی اینجا بمونی.
‫- خب، من برنمی‌گردم.

311
00:20:22,720 --> 00:20:24,880
‫ولی اگه بابا بیاد دنبالت
‫چی؟ من... من نمی‌تونم تحمل کنم.

312
00:20:24,880 --> 00:20:26,880
‫تو یه بار بهم گفتی
‫که اگه هیچوقت تو دردسر افتادم

313
00:20:26,880 --> 00:20:29,880
‫می‌تونم بیام اینجا و تو
‫کنارم خواهی بود، هرچی که بشه.

314
00:20:29,880 --> 00:20:32,880
‫اون مال خیلی وقت پیش بود،
‫و من الان یه زندگی دارم.

315
00:20:32,880 --> 00:20:34,880
‫- واقعاً؟
‫- آره، واقعاً.

316
00:20:36,880 --> 00:20:39,880
‫خب، پس قضیه چیه؟
‫برای چی اینجایی؟

317
00:20:42,520 --> 00:20:46,520
‫- در مورد انگس گیلسپی شنیدی؟
‫- انگس گیلسپی چی شده؟

318
00:20:46,560 --> 00:20:47,560
‫مُرده.

319
00:20:48,880 --> 00:20:51,880
‫خوابش برده و یه سیگار روشن
‫تو کاروانش جا گذاشته.

320
00:20:51,880 --> 00:20:54,880
‫- خودش رو آتیش زده.
‫- خب، این که زیاد تعجب‌آور نیست.

321
00:20:54,880 --> 00:20:56,880
‫اون پسر خودِ هرج و مرج بود.

322
00:20:56,880 --> 00:20:59,880
‫خب، من فکر نمی‌کنم
‫تصادف بوده باشه.

323
00:20:59,880 --> 00:21:01,400
‫پس، فکر می‌کنی چی شده؟

324
00:21:03,600 --> 00:21:07,280
‫فکر کنم بابا یه جورایی
‫درگیر بوده.

325
00:21:07,280 --> 00:21:09,840
‫بابا و یه مردی به اسم جان.

326
00:21:12,880 --> 00:21:14,880
‫نمی‌تونم رمزش رو حدس بزنم.

327
00:21:14,880 --> 00:21:17,880
‫خب، مشخصه که اون بیشتر از تو
‫به امنیت اهمیت میده.

328
00:21:17,880 --> 00:21:21,440
‫- باید برم خونه کاترینا.
‫- می‌دونستم این اتفاق میفته.

329
00:21:21,440 --> 00:21:22,880
‫اون یه چیزی می‌دونه.

330
00:21:22,880 --> 00:21:25,360
‫اون بهش گفته کجاست.
‫همه‌چیز رو به اون میگه.

331
00:21:25,400 --> 00:21:26,880
‫تامی.

332
00:21:26,880 --> 00:21:29,680
‫من بهش آسیب نمی‌زنم.

333
00:21:29,680 --> 00:21:32,680
‫من مشکلی ندارم که بهش آسیب بزنی
یه‌ کم

334
00:21:32,720 --> 00:21:34,640
‫اگه این کار پسرمون رو برگردونه.

335
00:21:34,640 --> 00:21:37,880
‫من نگرانم که این کار چه چیزی رو
‫آزاد می‌کنه.

336
00:21:37,880 --> 00:21:40,320
‫نمی‌تونیم اینجا بشینیم
‫و منتظر بمونیم، عشقم.

337
00:21:40,360 --> 00:21:42,880
‫تامی، اگه همین الان تو یه اتاق
‫با اون خانم جوون باشی،

338
00:21:42,880 --> 00:21:45,880
‫هر اتفاقی ممکنه بیفته.
‫ممکنه خشمت واقعاً از کنترل خارج بشه. نه!

339
00:21:48,240 --> 00:21:49,880
‫اگه تنها نباشم چی؟

340
00:21:49,880 --> 00:21:52,880
‫نه، یالا،
‫اون کاملاً عالی بود، فی.

341
00:21:52,880 --> 00:21:55,080
‫- تو هنوزم کارت رو بلدی.
‫- ممنون.

342
00:21:55,080 --> 00:21:56,360
‫"اگه جان رو ببرم چی؟"

343
00:21:56,400 --> 00:21:58,880
‫- "نه!"
‫- "کاترینا بهش اعتماد داره."

344
00:21:58,880 --> 00:22:01,440
‫و من باید همین الان
‫حسابی حواسم بهش باشه.

345
00:22:01,480 --> 00:22:03,880
‫اون بود که
‫این آش رو پخت.

346
00:22:07,600 --> 00:22:10,880
‫"خب، اون‌ها امشب مهمون دارن.
‫چطور راضیش می‌کنی که بیاد؟"

347
00:22:10,880 --> 00:22:12,000
‫"آسونه."

348
00:22:12,000 --> 00:22:13,880
‫- اینطور فکر می‌کنی؟
‫- آره.

349
00:22:13,880 --> 00:22:15,880
‫اگه تو جای اون بودی،
‫کجا رو ترجیح می‌دادی...

350
00:22:15,880 --> 00:22:17,880
‫بیرون تو شکار با من،

351
00:22:17,880 --> 00:22:21,880
شام خوردن با
‫با پیپا و جز؟

352
00:22:21,880 --> 00:22:22,920
‫اگه بگه نه چی؟

353
00:22:22,920 --> 00:22:26,560
‫نه نمی‌گه. اون دیگه مال منه.

354
00:22:27,080 --> 00:22:29,400
‫آره!

355
00:22:29,560 --> 00:22:34,840
[کُلدواتر]

356
00:22:48,920 --> 00:22:50,680
‫هنوزم میری بدوی، رفیق؟

357
00:22:50,720 --> 00:22:53,400
‫احتمالاً اینجا بیشتر از لندن
‫می‌دوی، نه؟

358
00:22:53,400 --> 00:22:54,920
‫اینجا خیلی قشنگ‌تره،
‫مگه نه؟

359
00:22:54,920 --> 00:22:57,400
‫یه میلیون بار بهتره

360
00:22:57,440 --> 00:23:00,840
‫از دویدن تو یه باشگاه تنگ و
‫گرون تو پکهام.

361
00:23:00,880 --> 00:23:02,440
‫شرط می‌بندم.

362
00:23:02,480 --> 00:23:04,880
‫خب، این دیگه زندگی من تو
‫ارتفاعاته.

363
00:23:04,880 --> 00:23:08,080
‫تو جنگل می‌دوم.
‫استیک می‌خورم. نوشیدنی می‌زنم.

364
00:23:08,080 --> 00:23:09,880
‫بومی شدی.

365
00:23:11,360 --> 00:23:12,880
‫- می‌تونم این رو بگم؟
‫- نه واقعاً، نه.

366
00:23:12,880 --> 00:23:14,880
‫- نه!
‫- در واقع یه‌کم نژادپرستانه‌ست.

367
00:23:14,880 --> 00:23:16,920
‫بس کن!

368
00:23:16,920 --> 00:23:20,880
‫ولی شکار نرو.
‫اون مطلقاً ممنوعه، جان!

369
00:23:20,880 --> 00:23:24,880
‫می‌تونی جان رو در حال شکار تصور کنی؟
‫اون مثل اون...

370
00:23:24,880 --> 00:23:27,640
‫اسمش رو چی می‌گی؟
‫تو باگز بانی؟

371
00:23:27,680 --> 00:23:29,000
‫المر فاد؟

372
00:23:29,040 --> 00:23:34,040
‫"دارم خفگوش شکار می‌کنم.
‫ها، ها، ها، ها!"

373
00:23:34,640 --> 00:23:35,880
‫خدایا!

374
00:23:35,880 --> 00:23:38,400
‫در واقع، من، اِم...

375
00:23:38,400 --> 00:23:39,880
‫من شکار رفتم.

376
00:23:40,680 --> 00:23:42,880
‫چی؟!
‫کی؟

377
00:23:42,880 --> 00:23:44,880
‫اوایل این هفته.

378
00:23:44,880 --> 00:23:46,760
‫جدی می‌گی؟ کی؟

379
00:23:46,800 --> 00:23:49,080
‫یعنی، چطور من
‫از این قضیه خبر ندارم؟

380
00:23:49,080 --> 00:23:50,920
‫خب، پیش نیومد.

381
00:23:53,560 --> 00:23:55,920
‫این. خیلی. خنده‌داره.

382
00:23:56,880 --> 00:24:00,880
‫من... من باورم نمی‌شه.
‫خب، کی این اتفاق افتاد؟

383
00:24:00,880 --> 00:24:02,600
‫و چی شکار کردی؟

384
00:24:02,640 --> 00:24:05,040
‫دوشنبه. بعد از اینکه بچه‌ها رو
‫بردم مدرسه.

385
00:24:05,080 --> 00:24:06,520
‫تو اون روز روان‌درمانی داشتی.

386
00:24:06,560 --> 00:24:09,600
‫باشه. خب، ممنون که
‫به همه گفتی...

387
00:24:09,640 --> 00:24:12,640
‫- نه، روان‌درمانی رفتن شرمندگی نداره
منم روان‌درمانی میرم -

388
00:24:12,640 --> 00:24:14,920
‫پس، به جای رفتن به روان‌درمانی،
‫رفتی شکار؟

389
00:24:14,920 --> 00:24:16,880
‫اتفاقی تامی رو دیدم.

390
00:24:16,880 --> 00:24:18,400
‫تامی؟

391
00:24:18,400 --> 00:24:21,880
‫آره. همون روزی که اونقدر زیاده‌روی کردی
‫و خونه نیومدی.

392
00:24:23,320 --> 00:24:26,680
‫- تامی کیه؟
‫- ازم خواست باهاش برم شکار.

393
00:24:26,680 --> 00:24:29,720
‫- چی، فقط تو و تامی؟
‫- بابی هم اونجا بود.

394
00:24:29,720 --> 00:24:33,880
‫بابی! این اسم‌ها رو،
‫عاشقشونم! به تو می‌گن جانی؟

395
00:24:33,880 --> 00:24:36,880
‫"تامی و بابی و جانی."

396
00:24:36,880 --> 00:24:40,880
‫پس تو و تامی و... و "بابی"
‫رفتین شکار، و...

397
00:24:40,880 --> 00:24:44,240
‫- تفنگ داشتی؟
‫- بابی یکی از تفنگ‌هاش رو بهم قرض داد.

398
00:24:44,280 --> 00:24:47,240
‫- و چیزی کشتی؟
‫- نهههه.

399
00:24:47,240 --> 00:24:48,880
‫تامی چیزی کشت؟

400
00:24:49,880 --> 00:24:51,400
‫یه گوزن کشت.

401
00:24:51,400 --> 00:24:54,480
‫خدای من. حتماً دیدنش
‫وحشتناک بوده.

402
00:24:54,520 --> 00:24:58,440
‫نبود.
‫اتفاقاً، خیلی هم حال داد.

403
00:24:58,480 --> 00:25:01,120
‫واقعاً نمی‌تونم این رو باور کنم.

404
00:25:01,880 --> 00:25:03,880
‫پس، تو رفتی شکار...

405
00:25:03,880 --> 00:25:06,880
‫و تماشا کردی که تامی یه گوزن رو کشت.

406
00:25:06,880 --> 00:25:09,240
‫و فکر نکردی که باید به منم بگی؟

407
00:25:09,240 --> 00:25:11,560
‫خب، می‌دونم
‫چقدر حیوون‌ها رو دوست داری.

408
00:25:11,600 --> 00:25:12,880
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

409
00:25:15,240 --> 00:25:20,880
‫متأسفم که بهت دروغ گفتم.
‫متأسفم که فریبت دادم.

410
00:25:20,880 --> 00:25:22,880
‫باید خیلی احساس رودست خوردن بکنی.

411
00:25:25,000 --> 00:25:29,280
‫خب، به نظر میاد داری دوست‌های
‫خیلی جالبی پیدا می‌کنی، جان!

412
00:25:29,280 --> 00:25:31,720
‫خب، فیونا که دوست پیدا نمی‌کنه.

413
00:25:32,280 --> 00:25:33,720
‫اون حسودیش می‌شه.

414
00:25:33,760 --> 00:25:36,440
‫پس برای همینه که
‫از تامی خوشش نمیاد.

415
00:25:38,240 --> 00:25:40,880
‫نه، من بهت می‌گم
‫چرا از تامی خوشم نمیاد.

416
00:25:40,880 --> 00:25:44,880
‫این آشغال نفرت‌انگیز
‫و حال‌به‌هم‌زن...

417
00:25:45,520 --> 00:25:47,520
‫می‌دونی هفته پیش چی بهم گفت؟

418
00:25:47,560 --> 00:25:50,560
‫- فکر کنم باید شاید بهت...
‫- نه، نه. می‌خوام این رو بشنوید.

419
00:25:50,880 --> 00:25:56,080
‫تامی، همسایه‌مون،
‫رفیق شکار جدید جان...

420
00:25:56,080 --> 00:25:58,880
‫اون از من پرسید که من و تو
‫هنوز با هم خوبیم یا نه.

421
00:25:58,880 --> 00:26:01,440
‫- چی؟!
‫- خب، در واقع گفت "رابطه‌تون خوبه".

422
00:26:01,480 --> 00:26:04,560
‫"تو و جان هنوز رابطه‌تون با هم خوبه؟"

423
00:26:04,560 --> 00:26:06,880
‫انگار خواننده معروفیه.

424
00:26:06,880 --> 00:26:10,880
‫- اون همچین حرفی نمی‌زد.
‫- و بعد گفت... این رو داشته باش.

425
00:26:10,880 --> 00:26:16,880
‫بهم پیشنهاد داد به خودم برسم
‫پای درد و دلت بشینم

426
00:26:16,880 --> 00:26:19,320
‫تا اوضاع رو تو خونه
‫جذاب نگه دارم.

427
00:26:19,320 --> 00:26:22,680
‫خب، راستش، به نظر میاد
‫یه‌کم آدم حال‌به‌هم‌زنیه.

428
00:26:22,720 --> 00:26:23,880
‫آره، حال‌به‌هم‌زنه.

429
00:26:23,880 --> 00:26:27,040
‫ - اون حال‌به‌هم‌زنه
احتمالاً داشته شوخی می‌کرده که تو نگرفتی -

430
00:26:27,040 --> 00:26:29,880
‫- شوخی نمی‌کرد.
‫- فیونا...

431
00:26:29,880 --> 00:26:33,480
‫تو یه خانم انگلیسی خیلی باکلاس،
‫خوب و از طبقه متوسطی.

432
00:26:33,520 --> 00:26:34,880
‫- من چی‌ام؟!
‫- و تامی،

433
00:26:34,880 --> 00:26:36,880
‫اون یه‌کم بی‌ادبه،
‫یه‌کم بی‌سواده،

434
00:26:36,880 --> 00:26:40,600
‫و تو هیچوقت زمان زیادی رو
‫دور و بر مردهایی مثل اون نگذروندی.

435
00:26:40,640 --> 00:26:43,560
‫مردهای واقعی
مردهای واقعی اینجوری حرف می‌زنن

436
00:26:43,560 --> 00:26:45,560
‫پس تو یه مرد واقعی نیستی؟

437
00:26:47,560 --> 00:26:48,560
‫جان؟

438
00:26:49,880 --> 00:26:51,360
‫تو یه مرد واقعی نیستی؟

439
00:26:54,880 --> 00:26:56,720
‫یا خدا!

440
00:26:56,720 --> 00:26:59,560
‫ببخشید که مزاحم می‌شم.
‫در پشتی باز بود.

441
00:26:59,560 --> 00:27:01,880
‫پس تو تصمیم گرفتی
‫همینجوری بیای تو؟

442
00:27:01,880 --> 00:27:03,680
‫خب، آره.

443
00:27:03,720 --> 00:27:05,160
‫عجب رویی.

444
00:27:05,200 --> 00:27:08,680
‫- اِم، همگی، ایشون تامی هستن.
‫- سلام.

445
00:27:10,080 --> 00:27:12,880
‫- تو باید "جیز" باشی.
‫- جز.

446
00:27:12,880 --> 00:27:15,560
‫"جیز" نیست، جز هستم.

447
00:27:15,600 --> 00:27:17,080
‫می‌تونیم کمکت کنیم،
‫تامی؟

448
00:27:17,080 --> 00:27:21,080
‫- پسرم گم شده.
‫- نه، این... این وحشتناکه!

449
00:27:21,080 --> 00:27:23,520
‫می‌شه لطفاً بیای
‫و کمکم کنی پیداش کنیم، جان؟

450
00:27:23,560 --> 00:27:26,000
‫الان واقعاً وقت خوبی نیست،
‫تامی.

451
00:27:26,040 --> 00:27:28,720
‫- الان می‌خوایم دسر بخوریم.
‫- ببخشید؟

452
00:27:28,720 --> 00:27:30,240
‫گفتم بچه‌م گم شده.

453
00:27:30,240 --> 00:27:32,400
‫آره، مطمئناً اگه
‫یه پسر کوچولو گم شده،

454
00:27:32,400 --> 00:27:34,120
‫پس همه ما باید هر کاری
‫می‌تونیم برای کمک انجام بدیم؟

455
00:27:34,160 --> 00:27:37,880
‫- اون بچه نیست. پسرش 19 سالشه.
‫- حق با توئه.

456
00:27:37,880 --> 00:27:40,880
‫اون بچه نیست.
‫ولی می‌دونی چطوریه.

457
00:27:40,880 --> 00:27:43,400
‫- به پلیس گفتی؟
‫- گفتم، آره.

458
00:27:43,400 --> 00:27:46,880
‫ولی من واقعاً به جان نیاز دارم.
‫تو بهم بدهکاری، جان، درسته؟

459
00:27:50,880 --> 00:27:53,440
‫- من... من زود برمی‌گردم.
‫- صبر کن، چی، جان، جدی می‌گی؟!

460
00:27:53,440 --> 00:27:53,480
‫- بدون من دسر بخورین.
‫- جان.

461
00:27:53,480 --> 00:27:53,520
‫- بدون من دسر بخورین.
‫- جان.

462
00:27:53,520 --> 00:27:55,520
‫می‌شه لطفاً خصوصی
‫با تو حرف بزنم؟

463
00:27:58,560 --> 00:27:59,880
‫چه ناجور.

464
00:28:00,360 --> 00:28:03,520
‫- اگه الان از اون در بری بیرون،
‫- جان... فی، تو نمی‌فهمی.

465
00:28:03,520 --> 00:28:04,960
‫می‌دونم چرا بهش بدهکاری.

466
00:28:05,520 --> 00:28:06,880
‫نمی‌دونم منظورت چیه.

467
00:28:06,880 --> 00:28:10,520
‫اون گفت: "تو بهم بدهکاری."
‫می‌دونم چرا بهش بدهکاری.

468
00:28:10,520 --> 00:28:11,840
‫می‌دونم چی‌کار کردی.

469
00:28:13,520 --> 00:28:16,880
‫پس، تو اصالتاً
‫اهل کلدواتری؟

470
00:28:16,880 --> 00:28:19,520
‫به تو ربطی نداره،
‫انگلیسی عینکی عوضی.

471
00:28:20,520 --> 00:28:22,520
‫شاید بهتره بریم
‫به بچه‌ها سر بزنیم.

472
00:28:28,040 --> 00:28:30,520
‫- قضیه کاتریناست.
‫- کاترینا؟

473
00:28:30,520 --> 00:28:32,560
‫اون شبی که رفتی کافه،
‫رفتی خونه اون.

474
00:28:32,600 --> 00:28:34,520
‫- چی؟!
‫- تو با اون دختره می‌پریدی،

475
00:28:34,520 --> 00:28:36,520
‫و اون داشت برات ماست‌مالی می‌کرد.
‫همینه.

476
00:28:36,520 --> 00:28:39,640
‫- دیوونه شدی. عقلت رو از دست دادی.
‫- سعی نکن من رو دیوونه جلوه بدی.

477
00:28:39,680 --> 00:28:41,520
‫این اصطلاح رو به کار نبر،
‫داری 50 ساله می‌شی.

478
00:28:41,520 --> 00:28:43,520
‫می‌دونم اون شب خونه تامی
‫نموندی،

479
00:28:43,520 --> 00:28:45,520
‫پس با من مثل یه احمق رفتار نکن.

480
00:28:46,920 --> 00:28:48,560
باشه، باشه

481
00:28:50,960 --> 00:28:53,960
‫من خونه اون موندم.
‫خیلی نامیزون بودم.

482
00:28:54,280 --> 00:28:56,520
‫صبح روز بعد تو خونه‌ی اون
‫بیدار شدم.

483
00:28:56,520 --> 00:28:59,360
‫هیچی یادم نمیومد.
‫اون گفت باهم حرف زدیم.

484
00:28:59,400 --> 00:29:01,400
‫ولی فقط همین بود.

485
00:29:01,400 --> 00:29:03,040
‫- پس بهم دروغ گفتی؟
‫- آره.

486
00:29:03,040 --> 00:29:05,000
‫و اون داشت برات ماست‌مالی می‌کرد؟

487
00:29:06,240 --> 00:29:07,520
‫آره.

488
00:29:11,520 --> 00:29:14,400
‫می‌دونم در جایگاهی نیستم که
‫قضاوت کنم، ولی حداقل این کار رو

489
00:29:14,440 --> 00:29:15,800
‫با یکی همسن خودت می‌کردی.

490
00:29:15,800 --> 00:29:17,520
‫تو جای پدرشی!

491
00:29:17,520 --> 00:29:20,560
‫آره، می‌دونم.
‫و خیلی خجالت‌زده‌ام.

492
00:29:20,560 --> 00:29:23,800
‫ولی بهت قسم می‌خورم،
‫هیچ اتفاقی نیفتاد.

493
00:29:23,840 --> 00:29:26,920
‫- آره، فقط چون نامیزون بودی. قصدش رو داشتی
!نه -

494
00:29:26,960 --> 00:29:30,520
‫من... اگه هوشیار بودم،
‫هیچوقت باهاش هم‌کلام نمی‌شدم!

495
00:29:33,520 --> 00:29:34,880
‫باشه، حله.

496
00:29:36,360 --> 00:29:39,560
‫من با اون دختره هم‌کلام شدم. ولی تو قبلاً
‫عاشق یکی از بهترین دوست‌های من بودی.

497
00:29:39,560 --> 00:29:41,520
‫این‌ها یکی نیستن.

498
00:29:42,120 --> 00:29:44,120
‫هر وقت اسمش رو می‌شنوم،

499
00:29:44,160 --> 00:29:47,160
‫تصویر تو و اون رو
‫دست تو دست هم تصور می‌کنم.

500
00:29:47,520 --> 00:29:49,520
‫پس قضیه انتقام بوده.

501
00:29:51,920 --> 00:29:55,520
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی، انتقام؟
‫این اصلاً یعنی چی؟

502
00:29:55,520 --> 00:29:58,360
‫فکر کنم، تو اون پارک بازی تو لندن،

503
00:29:58,400 --> 00:30:01,040
‫وقتی داشتی تماشا می‌کردی که اون زنه
‫تا سر حد مرگ کتک می‌خورد،

504
00:30:01,040 --> 00:30:04,320
‫و تمام اون دردی که بهت داد،
‫تمام اون شب‌های بی‌خوابی،

505
00:30:04,320 --> 00:30:05,960
‫فکر کنم، ته دلت، جان،

506
00:30:05,960 --> 00:30:10,520
‫دخالت نکردی چون می‌خواستی
‫ببینی یه زن تنبیه می‌شه.

507
00:30:12,240 --> 00:30:13,920
‫- تو انتقام می‌خواستی.
‫- بس کن!

508
00:30:15,600 --> 00:30:19,480
‫و اون مرده داشت با اون زنه کاری می‌کرد
‫که تو می‌خواستی با من بکنی.

509
00:30:19,520 --> 00:30:21,520
‫اون داشت فانتزی تو رو بازی می‌کرد.

510
00:30:26,000 --> 00:30:28,520
‫چطور...؟ چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟

511
00:30:31,200 --> 00:30:33,520
‫فکر کردی من کی‌ام؟

512
00:30:33,520 --> 00:30:35,520
‫دیگه هیچ کوفتی نمی‌دونم.

513
00:30:37,520 --> 00:30:41,520
‫ببخشید، جان.
‫ما دیگه واقعاً باید بریم.

514
00:30:50,120 --> 00:30:51,520
‫زیاد نگه‌ش نمی‌دارم.

515
00:31:16,040 --> 00:31:20,200
‫آسون نیست، به یه جای جدید نقل مکان کنی
‫و بچه کوچیک داشته باشی.

516
00:31:21,160 --> 00:31:24,040
‫شما دوتا الان تو آتیشین،
‫ولی...

517
00:31:24,040 --> 00:31:26,520
‫از اون طرف سالم بیرون میاین.

518
00:31:31,520 --> 00:31:35,040
‫خب، کجا دنبالش بگردیم؟

519
00:31:35,040 --> 00:31:37,160
‫می‌ریم خونه کاترینا.

520
00:31:37,200 --> 00:31:38,720
‫خونه کاترینا؟ چرا؟

521
00:31:39,520 --> 00:31:42,520
‫اگه کسی بدونه کامرون کجاست، اونه.

522
00:31:47,280 --> 00:31:48,520
‫خب، جان...

523
00:31:50,160 --> 00:31:52,520
‫... شنیدم داشتی حرف می‌زدی.

524
00:31:52,520 --> 00:31:55,520
‫تو گفتی که من
‫"بی‌سوادم".

525
00:31:56,920 --> 00:32:01,000
‫متأسفم، تامی.
‫قرار نبود اون حرف رو بشنوی.

526
00:32:01,000 --> 00:32:03,240
‫من باهوشم، جان. من خیلی کتاب می‌خونم.

527
00:32:03,280 --> 00:32:04,520
‫آره، این رو می‌دونم.
‫منظورم...

528
00:32:04,520 --> 00:32:08,200
‫و من فقط زندگی‌نامه قاتل‌های سریالی
‫نمی‌خونم، می‌دونی.

529
00:32:08,240 --> 00:32:12,480
‫من داستایوفسکی، شوپنهاور،
‫نیچه خوندم...

530
00:32:12,520 --> 00:32:16,040
‫- من عاشق نیچه‌ام لامصب!
‫- متأسفم، رفیق.

531
00:32:16,080 --> 00:32:17,960
‫امیدوارم حس نکنی که
‫داشتم بهت بی‌احترامی می‌کردم.

532
00:32:18,000 --> 00:32:20,520
‫مشکلی نیست، رفیق. مشکلی نیست.

533
00:32:20,520 --> 00:32:22,880
‫و من بهش گفتم
‫به خودش برسه.

534
00:32:26,080 --> 00:32:29,520
‫- تو گفتی؟
‫- آره.

535
00:32:31,520 --> 00:32:34,520
‫ولی به عنوان شوخی، درسته؟

536
00:32:35,200 --> 00:32:36,400
‫نه.

537
00:32:39,560 --> 00:32:40,720
‫تامی.

538
00:32:42,320 --> 00:32:48,200
‫این واقعاً درست نیست که تو در مورد
‫این چیزها با زن من حرف بزنی.

539
00:32:48,200 --> 00:32:50,520
‫داری من رو متهم می‌کنی
‫که به فیونا توهین کردم؟

540
00:32:50,520 --> 00:32:51,600
‫من این رو نمی‌گم.

541
00:32:51,640 --> 00:32:54,080
‫چون من فقط برادرانه نصیحتش کردم.

542
00:32:54,080 --> 00:32:55,880
‫اگه فیونا بیشتر زن زندگی بود،

543
00:32:55,880 --> 00:32:58,440
‫اون‌وقت انقدر بهش برنمی‌خورد.

544
00:32:58,480 --> 00:33:02,160
‫فقط با زن من راجع به
‫رابطه‌مون حرف نزن، باشه؟

545
00:33:02,160 --> 00:33:03,520
‫باشه.

546
00:33:05,080 --> 00:33:07,120
‫- متأسفم، فقط...
‫- دیگه حرفش رو نزن. می‌فهمم.

547
00:33:07,160 --> 00:33:09,640
‫- تو نمی‌تونی بهش اعتماد کنی.
‫- این نیست که نمی‌تونم بهش اعتماد کنم.

548
00:33:09,680 --> 00:33:12,520
‫شنیدم داشتی حرف می‌زدی.
‫شنیدم با تو چی‌کار کرده.

549
00:33:12,520 --> 00:33:15,120
‫می‌دونی من با ربکا چی‌کار می‌کردم
‫اگه می‌فهمیدم همچین چیزی رو ازم پنهون کرده؟

550
00:33:15,120 --> 00:33:17,120
‫چی‌کار؟

551
00:33:19,520 --> 00:33:21,520
‫می‌کشتمش.

552
00:33:31,880 --> 00:33:38,320
[کُلدواتر]

553
00:33:38,520 --> 00:33:40,520
‫ببین، ببخشید که
‫شکاکم،

554
00:33:40,520 --> 00:33:41,520
‫- من فقط...
‫- من دیدمش.

555
00:33:41,520 --> 00:33:42,880
‫می‌دونم با بابا مشکلاتی داشتم،

556
00:33:42,880 --> 00:33:44,720
‫ولی اینکه فکر کنم اون
‫شریک جرم یه قتله...

557
00:33:44,720 --> 00:33:46,520
‫اون خونی بود.

558
00:33:47,520 --> 00:33:48,880
‫- کی؟
‫- جان.

559
00:33:48,880 --> 00:33:51,520
‫- دارم بهت می‌گم، اون انگس رو کشته.
‫- همسایه‌ـه؟

560
00:33:51,520 --> 00:33:54,520
‫آره! کاترینا گفت
‫که اون‌ها تو مغازه دعوا کردن.

561
00:33:54,520 --> 00:33:58,320
‫- دعوا؟ مثل یه دعوای واقعی؟
‫- خب، مثل... یه بحث.

562
00:33:58,320 --> 00:34:02,120
‫انگس سرش داد زد،
‫و اون هم رفت.

563
00:34:02,520 --> 00:34:05,520
‫خب، این به رفتار
‫یه قاتل نمی‌خوره.

564
00:34:05,520 --> 00:34:07,360
‫خب، من خیلی خوب
‫توضیحش نمیدم.

565
00:34:07,400 --> 00:34:08,640
‫نباید یه کلمه از حرف‌هایی

566
00:34:08,680 --> 00:34:10,520
‫که از دهن کاترینا مک‌کنزی
‫بیرون میاد رو باور کنی.

567
00:34:10,520 --> 00:34:11,520
‫اون یه دروغگوئه.

568
00:34:11,520 --> 00:34:13,520
‫هیچوقت نفهمیدم
‫چرا اینقدر ازش متنفری.

569
00:34:13,520 --> 00:34:17,200
‫من ازش متنفر نیستم. فقط به یه کلمه
‫از حرف‌هاش هم اعتماد نمی‌کنم.

570
00:34:17,200 --> 00:34:19,360
‫هنوزم ازش خوشت میاد،
‫نه؟

571
00:34:20,280 --> 00:34:21,520
‫ما فقط دوستیم.

572
00:34:21,520 --> 00:34:24,520
‫تو می‌تونی خیلی بهتر
‫از اون پیدا کنی، کامرون.

573
00:34:26,560 --> 00:34:28,520
‫ببخشید، می‌دونم تو فقط...

574
00:34:30,880 --> 00:34:33,520
‫- اون چیه؟
‫- می‌دونی چیه.

575
00:34:35,520 --> 00:34:37,520
‫گردنبند انگس‌ـه.

576
00:34:38,520 --> 00:34:40,960
‫یادت نمیاد
‫از وقتی که تو کلیسا انداخته بودش،

577
00:34:40,960 --> 00:34:43,120
‫و بابا اینقدر ازش عصبانی شد،
‫شروع کرد بهش گفتن

578
00:34:43,120 --> 00:34:44,920
‫شیطان‌پرست و عبادت‌کننده شیطان؟

579
00:34:46,520 --> 00:34:48,520
‫و اون تو انباری چی‌کار می‌کرد؟

580
00:34:48,520 --> 00:34:51,720
‫چه دلیلی ممکنه بابا داشته باشه
‫که اون رو پیش خودش داشته باشه؟

581
00:34:58,360 --> 00:35:01,040
‫سلام، پیامم رو گرفتی؟

582
00:35:01,080 --> 00:35:02,520
‫دیگه بی‌محلی نکن.

583
00:35:02,520 --> 00:35:05,880
‫ولی، آره، من... من مامانت رو دیدم.

584
00:35:05,880 --> 00:35:07,520
‫فکر کنم نگرانت شده.

585
00:35:08,520 --> 00:35:10,040
‫پس، نمی‌دونم...

586
00:35:10,080 --> 00:35:11,520
‫ادامه بده.
‫بهم خبر بده کی برمی‌گردی،

587
00:35:11,520 --> 00:35:12,520
‫که حداقل...

588
00:35:26,040 --> 00:35:27,520
‫چی می‌خوای؟

589
00:35:28,880 --> 00:35:32,040
‫می‌شه لطفاً بیام تو؟

590
00:35:41,880 --> 00:35:43,280
‫چه خبره اینجا؟!

591
00:35:43,280 --> 00:35:45,160
‫این اینجا چی‌کار می‌کنه؟

592
00:35:45,200 --> 00:35:47,320
‫حالت خوبه، تامی؟

593
00:35:47,320 --> 00:35:49,960
‫- جان، این اینجا چی‌کار می‌کنه؟
‫- فقط می‌خواستیم در مورد کامرون بپرسیم.

594
00:35:50,000 --> 00:35:53,520
‫نه، من یخ ندارم، برو بیرون!

595
00:35:53,520 --> 00:35:56,520
‫نه، جان! داری چی‌کار می‌کنی؟

596
00:35:56,520 --> 00:35:58,520
‫چی؟ دارم یخ برمیدارم!

597
00:35:58,520 --> 00:36:01,400
‫جان، تو و اون همین الان
‫به خونه من حمله کردین، نمی‌تونین این کار رو بکنین.

598
00:36:01,440 --> 00:36:02,520
‫برو بیرون!

599
00:36:02,520 --> 00:36:04,520
‫ببین، تامی خیلی نگران
‫کامرونه.

600
00:36:04,520 --> 00:36:06,360
‫چی؟ پس تو فکر کردی
‫که باید دروغ بگی

601
00:36:06,400 --> 00:36:07,520
‫و وانمود کنی که تنهایی

602
00:36:07,520 --> 00:36:10,200
‫تا اون روانی لعنتی
‫بتونه مثل بلدوزر بیاد تو خونه‌م؟

603
00:36:10,200 --> 00:36:11,880
‫می‌شه فقط این نخودفرنگی‌ها رو بهش بدم،
‫بعدش می‌ریم؟

604
00:36:11,880 --> 00:36:13,520
‫- جان...
‫- تامی؟

605
00:36:14,240 --> 00:36:16,520
‫- تامی؟
‫- تامی؟

606
00:36:16,560 --> 00:36:18,080
!تامی

607
00:36:18,520 --> 00:36:21,520
‫از اتاق خوابم برو بیرون!
‫تامی، گوشی لعنتی من رو بده!

608
00:36:26,520 --> 00:36:29,520
‫ممنون.
‫اون رو از من دور نگه دار، جان.

609
00:36:30,880 --> 00:36:33,040
‫حالت خوبه؟

610
00:36:37,200 --> 00:36:39,520
‫خوب فکر کن، کاترینا.
‫بهم بگو کجاست.

611
00:36:39,520 --> 00:36:41,360
‫اون... اون گلاسگوئه.

612
00:36:41,400 --> 00:36:43,400
‫پیش خواهرش؟

613
00:36:44,600 --> 00:36:46,240
‫می‌شه یه دقیقه ما رو تنها بذاری، جان؟

614
00:36:46,280 --> 00:36:48,120
‫فقط می‌خوام خصوصی با کاترینا
‫حرف بزنم.

615
00:36:48,120 --> 00:36:50,400
‫نه. من رو با اون تنها نذار.

616
00:36:50,400 --> 00:36:53,520
‫فکر کنم هرچی می‌دونست
‫به ما گفت، تامی.

617
00:36:53,520 --> 00:36:56,520
‫- چیزی بهت گفته؟
‫- نه.

618
00:36:57,240 --> 00:36:58,880
‫حقیقت رو بگو، کاترینا.

619
00:37:00,200 --> 00:37:01,520
‫گم‌شو، تامی.

620
00:37:11,520 --> 00:37:14,200
‫- تامی.
‫- نه، نکن، خواهش می‌کنم...

621
00:37:15,520 --> 00:37:17,520
‫نه.

622
00:37:18,520 --> 00:37:19,520
‫نه.

623
00:37:20,720 --> 00:37:23,880
‫- نه، نه، نه!
‫- آخ!

624
00:37:37,520 --> 00:37:39,040
‫لعنتی!

625
00:37:44,680 --> 00:37:47,600
از خونه‌ی من گورتون رو گم کنید

626
00:37:47,640 --> 00:37:49,960
!برید بیرون! بیرون

627
00:38:13,240 --> 00:38:15,520
‫"من هنوزم در موردش کابوس می‌بینم."

628
00:38:19,520 --> 00:38:22,520
‫"یه رویی ازش هست که
‫همه نمی‌تونن ببینن."

629
00:38:23,520 --> 00:38:27,080
‫انگار یه هیولا
‫درونشه، و...

630
00:38:28,960 --> 00:38:31,520
‫... اگه به اندازه کافی نزدیک بشی،
‫می‌تونی...

631
00:38:32,560 --> 00:38:34,520
‫... یه نگاهی بهش بندازی.

632
00:38:35,280 --> 00:38:38,840
‫فکر کنم تقصیر این مرد دیگه‌ست... جان.

633
00:38:40,920 --> 00:38:44,520
‫فکر کنم اون یه چیزی رو
‫تو بابا بیدار کرده.

634
00:38:46,160 --> 00:38:49,040
‫- من اتاق مهمون رو آماده می‌کنم.
‫- ممنون.

635
00:38:49,040 --> 00:38:51,520
‫و بعد صبح هر دومون می‌ریم
‫کلدواتر.

636
00:38:51,520 --> 00:38:53,520
‫چی؟ چرا؟ چرا باید برگردیم؟

637
00:38:53,520 --> 00:38:55,160
‫خب، اگه چیزی که می‌گی
‫درست باشه،

638
00:38:55,200 --> 00:38:57,520
‫نمی‌تونیم مامان رو اونجا
‫با اون تنها بذاریم.

639
00:38:57,520 --> 00:38:59,480
‫ما نمی‌دونیم
‫این همسایه‌ـه چه کارهایی ازش برمیاد.

640
00:38:59,480 --> 00:39:01,440
‫ممکنه تو خطر جدی باشه.

641
00:39:16,880 --> 00:39:18,840
‫امشب همه چی خیلی واقعی شد، نه؟

642
00:39:21,720 --> 00:39:23,520
‫آره.

643
00:39:24,720 --> 00:39:28,520
‫ولی ارزشش رو داشت.
‫حداقل الان می‌دونم کجاست.

644
00:39:28,520 --> 00:39:30,520
‫چی‌کار می‌کنی؟

645
00:39:33,200 --> 00:39:34,520
‫چه ربطی به تو داره؟

646
00:39:40,520 --> 00:39:43,520
‫تو و فیونا باید دوباره بیاین
‫خونه‌مون شام.

647
00:39:45,960 --> 00:39:48,520
‫می‌دونم فیونا الان سرش شلوغه.

648
00:39:53,840 --> 00:39:56,280
‫- رابطه‌مون خوبه؟
‫- هان؟

649
00:39:56,320 --> 00:39:58,520
‫رابطه‌مون خوبه؟ هنوز با هم دوستیم؟

650
00:39:59,560 --> 00:40:02,520
‫آره! معلومه که هستیم، رفیق. معلومه.

651
00:40:02,520 --> 00:40:05,120
‫چون احساس می‌کنم الان یه چیزی
‫بین ما هست.

652
00:40:05,160 --> 00:40:06,800
‫نه.

653
00:40:09,520 --> 00:40:11,520
‫یه جور مانع.

654
00:40:12,920 --> 00:40:14,520
‫هیچ مانعی نیست.

655
00:40:15,520 --> 00:40:17,520
‫به نظر میاد فاصله گرفتی.

656
00:40:19,720 --> 00:40:21,520
‫فقط خسته‌ام.

657
00:40:23,320 --> 00:40:25,320
‫شب عجیبی بود.

658
00:40:27,560 --> 00:40:30,520
‫برو بخواب.

659
00:40:32,520 --> 00:40:35,200
‫هنوز از این جنگل بیرون نیومدیم.

660
00:40:43,120 --> 00:40:46,200
‫جان. خودت رو تمیز کن.

661
00:41:04,360 --> 00:41:11,000
[تو چادر بخواب]

662
00:41:56,520 --> 00:41:59,520
‫"اون خوبه، مامان.
‫فقط مشکلات پسرهای نوجوونه."

663
00:41:59,520 --> 00:42:02,520
‫خب، ممنون که زنگ زدی، عشقم.
‫و ممنون که مراقبش بودی.

664
00:42:02,520 --> 00:42:05,880
‫- ما فردا بعد از ظهر برمی‌گردیم.
‫- مشتاق دیدنتم.

665
00:42:05,880 --> 00:42:10,880
‫- "منم همینطور. خیلی وقته ندیدمت."
‫- و تو خوبی، مامان؟

666
00:42:10,880 --> 00:42:13,520
‫"من عالی‌ام.
‫فقط خیالم راحته که اون در امانه."

667
00:42:13,520 --> 00:42:16,520
‫- بهش بگو که دوستش داریم.
‫- "می‌گم."

668
00:42:16,520 --> 00:42:19,520
‫- و ما هم تو رو دوست داریم.
‫- "منم دوستت دارم، مامان."

669
00:42:20,520 --> 00:42:23,520
‫- "خداحافظ."
‫- خداحافظ، دختر عزیزم.

670
00:42:27,520 --> 00:42:29,360
‫اگه برن پیش پلیس چی؟

671
00:42:30,520 --> 00:42:31,520
‫فکر نکنم برن.

672
00:42:32,560 --> 00:42:34,520
‫از آخرین باری که اینجا بود
‫خیلی بزرگ‌تر شده.

673
00:42:34,520 --> 00:42:35,920
‫ده سال گذشته.

674
00:42:36,560 --> 00:42:41,160
‫و فکر کنم تمام اون خصومتی که
‫نسبت به تو داشت فقط اضطراب نوجوونی بود.

675
00:42:42,520 --> 00:42:44,520
‫امیدوارم حق با تو باشه.

676
00:42:46,240 --> 00:42:47,520
‫اون دوستت داره.

677
00:42:48,520 --> 00:42:50,520
‫تو باباشی.

678
00:42:51,080 --> 00:42:53,520
‫من الان بیشتر نگران جان‌ام.

679
00:42:53,520 --> 00:42:54,520
‫چرا؟

680
00:42:55,560 --> 00:42:57,520
‫فکر کنم امشب ترسوندمش.

681
00:42:58,520 --> 00:43:00,520
‫یه‌کم از کنترل خارج شد.

682
00:43:01,280 --> 00:43:03,440
‫خب، من می‌دونستم این اتفاق میفته.

683
00:43:30,480 --> 00:43:32,480
‫پیش، پیش، پیش.

684
00:43:41,200 --> 00:43:43,320
‫سلام، هارلی‌کوئین.

685
00:44:43,840 --> 00:44:45,480
‫هارلی‌کوئین.

686
00:44:58,480 --> 00:44:59,480
‫نه.

687
00:45:01,480 --> 00:45:02,840
‫نه.

688
00:45:04,480 --> 00:45:07,480
‫نه، نه، نه، نه، نه.
