﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,120
.

2
00:00:10,320 --> 00:00:12,800
[لندن]

3
00:00:12,960 --> 00:00:14,680
[دو ماه پیش]

4
00:00:24,760 --> 00:00:26,600
‫بابایی، من رو ببین!

5
00:00:26,640 --> 00:00:28,960
‫وای عزیزم، چه عالی.

6
00:00:31,960 --> 00:00:34,960
‫یالا دیگه. رسیدیم.
‫همین‌جاست.

7
00:00:34,960 --> 00:00:36,960
‫می‌خوای بری تاب‌بازی؟
‫آره؟ بریم سراغ تاب‌ها.

8
00:00:36,960 --> 00:00:39,320
‫آره! بفرما.

9
00:00:39,320 --> 00:00:40,960
‫خب، برو ببینم چی کار می‌کنی!

10
00:00:40,960 --> 00:00:43,960
‫زود باش.

11
00:00:45,360 --> 00:00:46,960
‫سرده.

12
00:00:46,960 --> 00:00:48,960
‫آره.

13
00:00:49,960 --> 00:00:54,480
‫کوچولوی شما چند سالشه؟
‫پنج سالشه. اسمش هَری‌ـه.

14
00:00:54,480 --> 00:00:57,960
‫سلام هَری. اینم چارلی‌ـه.
‫اونم پنج سالشه.

15
00:00:57,960 --> 00:01:00,960
‫سلام چارلی.

16
00:01:00,960 --> 00:01:02,960
‫شما همین دور و بر زندگی می‌کنین؟

17
00:01:02,960 --> 00:01:04,000
[فیونا]

18
00:01:07,000 --> 00:01:08,960
‫آره، آره. شما چطور؟

19
00:01:08,960 --> 00:01:10,960
‫آره، درست اون‌ور کلیسا بزرگه.

20
00:01:10,960 --> 00:01:12,480
‫من عاشق این محله‌ام.

21
00:01:12,520 --> 00:01:15,000
‫خیلی جای باصفاییه.
‫هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد از اینجا برم.

22
00:01:16,960 --> 00:01:19,000
‫- آره.
‫- هی! اون تابِ منه!

23
00:01:19,000 --> 00:01:20,960
‫هی، هی. لطفاً این کار رو نکن.

24
00:01:20,960 --> 00:01:23,160
‫- از رو تاب پاشو، مال منه.
‫- نه، نه، خواهش می‌کنم، لطفاً.

25
00:01:23,200 --> 00:01:25,160
‫- لئوناردو، همین الان برگرد!
‫- فکر کنم بابات داره صدات می‌کنه.

26
00:01:25,160 --> 00:01:28,640
‫لئوناردو، بیا پایین!
‫شرمنده رفیق.

27
00:01:29,320 --> 00:01:31,960
‫نه، مهم... مهم... مهم نیست.
‫ما خیلی وقته سوارشیم.

28
00:01:31,960 --> 00:01:32,960
‫آی!

29
00:01:32,960 --> 00:01:34,440
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

30
00:01:34,480 --> 00:01:36,000
‫من متأسفم.
‫مگه بهت نگفتم؟

31
00:01:36,000 --> 00:01:37,960
‫- متأسفم.
‫- دیگه تکرار نشه.

32
00:01:37,960 --> 00:01:39,640
‫... نظرت چیه بریم خونه
‫ناهار بخوریم، هری؟

33
00:01:39,680 --> 00:01:40,960
‫بریم دنبال خواهر بزرگت.

34
00:01:40,960 --> 00:01:42,480
‫باورم نمی‌شه همچین کاری کردی!

35
00:01:42,520 --> 00:01:44,960
‫باورم نمی‌شه همچین کاری کردی!
‫زنگ بزنین پلیس.

36
00:01:47,680 --> 00:01:49,960
‫من...
‫فکر نمی‌کنم لازم باشه.

37
00:01:49,960 --> 00:01:52,960
‫باید حواست به خانمت باشه، داداش.

38
00:01:53,200 --> 00:01:57,160
‫- اون زن من نیست. من نمی‌شناسمش.
‫- همین الان پسرش رو زد!

39
00:01:57,160 --> 00:02:00,960
‫- تو همین الان پسر خودت رو زدی!
‫- خب که چی؟

40
00:02:00,960 --> 00:02:02,960
‫مثلاً می‌خوای چی‌کار کنی؟

41
00:02:02,960 --> 00:02:03,960
‫یا عیسی مسیح!

42
00:02:05,800 --> 00:02:07,320
‫هی، هی! رفیق، لطفاً.

43
00:02:07,320 --> 00:02:09,960
‫- ازم دور شو!
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟

44
00:02:09,960 --> 00:02:11,960
‫نه، نه، نه.

45
00:02:11,960 --> 00:02:14,480
‫یا خدا!

46
00:02:14,480 --> 00:02:16,960
‫خواهش می‌کنم!

47
00:02:22,360 --> 00:02:25,960
‫بابا وایولت رو یادش رفت. بابای حواس پرت!

48
00:02:27,480 --> 00:02:29,960
‫وایولت؟! وایولت؟!

49
00:02:30,800 --> 00:02:33,960
‫شما... شما این طرفا
‫یه دختر بچه ندیدین؟

50
00:02:33,960 --> 00:02:35,960
‫- چند سالشه؟
‫- اون... نُه سالشه.

51
00:02:35,960 --> 00:02:38,960
‫نه سالشه. وایولت. عزیزم!

52
00:02:43,240 --> 00:02:47,600
‫- شما درگیری رو دیدین؟
‫- آره. وحشتناک بود.

53
00:02:47,600 --> 00:02:49,760
‫من... من می‌تونم همه چی رو
‫برای پلیس تعریف کنم.

54
00:02:49,760 --> 00:02:51,760
‫چرا کاری نکردی، پسر؟

55
00:02:53,000 --> 00:02:55,960
‫- چی؟
‫- مثلاً دخالت می‌کردی؟ حال و روزش رو ببین.

56
00:03:03,600 --> 00:03:04,600
‫من...

57
00:03:06,560 --> 00:03:08,560
‫من... من می‌تونستم...

58
00:03:10,560 --> 00:03:12,560
‫ببخشید. ببخشید.
‫راه رو باز کنید، کنار، کنار.

59
00:03:12,560 --> 00:03:14,240
‫فی! فی!

60
00:03:14,240 --> 00:03:16,560
‫- جان؟
‫- بچه‌ها رو بگیر. بچه‌ها رو بگیر!

61
00:03:16,560 --> 00:03:18,560
‫- چه خبره؟
‫- من باید از اینجا برم.

62
00:03:18,560 --> 00:03:20,560
‫جان؟

63
00:03:20,560 --> 00:03:22,560
‫کجا داری میری؟!

64
00:03:55,280 --> 00:03:57,520
[کُلدواتر]
[قسمت اول]

65
00:04:02,760 --> 00:04:04,040
‫یادته که امروز با اون
‫روانشناسه قرار دارم.

66
00:04:04,040 --> 00:04:06,680
‫- کی پیش بچه‌ها می‌مونه؟
‫- تو.

67
00:04:06,720 --> 00:04:10,680
‫- من که کار دارم!
‫- فی، هفته پیش راجع بهش حرف زدیم.

68
00:04:10,720 --> 00:04:12,120
‫من با ناشر
‫قرار دارم

69
00:04:12,120 --> 00:04:14,040
‫و همین الانم از برنامه‌م عقبم.

70
00:04:14,040 --> 00:04:15,880
‫راستی این جعبه‌ها رو
‫کی می‌خوای جمع کنی؟

71
00:04:15,920 --> 00:04:18,240
‫باشه، ببخشید. امروز انجامش میدم.

72
00:04:18,280 --> 00:04:20,080
‫خب من الان چی‌کار کنم؟

73
00:04:20,080 --> 00:04:22,040
‫- با خودت ببرشون.
‫- دیوونه شدی!

74
00:04:22,040 --> 00:04:24,040
‫آدم که بچه‌هاش رو روان‌درمانی نمی‌بره!

75
00:04:24,040 --> 00:04:26,240
‫بشونشون پای یه چیزی
‫سرگرم شن. مشکلی پیش نمیاد.

76
00:04:26,240 --> 00:04:28,040
‫همون کاری که همیشه می‌کنی.

77
00:04:32,680 --> 00:04:35,840
‫ما داریم می‌ریم بیرون!
‫یالا دیگه، زود باشین هر دوتون.

78
00:04:35,840 --> 00:04:37,840
‫- لج‌بازی نکنید.
‫- نه! من می‌خوام خونه بمونم!

79
00:04:37,840 --> 00:04:39,840
‫- جان؟
‫- هارلی‌کوئین یه موش گرفته.

80
00:04:39,840 --> 00:04:42,280
‫اه. این که موش نیست.
‫این موش صحراییه!

81
00:04:42,320 --> 00:04:43,840
‫برو کنار... دست بهش نزن!

82
00:04:43,840 --> 00:04:45,040
‫یالا. برو... برو کنار.

83
00:04:45,080 --> 00:04:47,840
‫- بپر تو ماشین.
اگه اشتباه نکنم امشب شام خونه شماییم -

84
00:04:47,840 --> 00:04:49,840
‫بالأخره یه فرصتی شد تا بیشتر
‫با هم آشنا بشیم.

85
00:04:49,840 --> 00:04:52,520
‫- برو تو ماشین!
‫- آره، من که خیلی منتظرشم.

86
00:04:52,520 --> 00:04:53,880
‫- پاشو!
‫- هی، هی، هی!

87
00:04:53,880 --> 00:04:55,840
‫- دعوا نکنین. زشته.
‫- نه!

88
00:04:55,840 --> 00:04:58,840
‫دوست داری قبلش یه سر
‫به جلسه انجیل ما بزنی؟

89
00:04:58,840 --> 00:05:01,840
‫آره، ولی یه‌کم دیرم شده.

90
00:05:01,840 --> 00:05:04,360
‫یادت نره چه بلایی سر یونس اومد.

91
00:05:04,400 --> 00:05:08,680
‫اون مدام از خدا فرار می‌کرد
‫و آخرش سر از شکم یه ماهی درآورد.

92
00:05:13,840 --> 00:05:16,520
‫شما برید.
‫من از پس این آقا برمیام.

93
00:05:16,520 --> 00:05:20,200
‫- بذارش تو!
‫- نه، عمراً!

94
00:05:25,840 --> 00:05:28,840
‫♪ ... یه مزرعه داشت
‫ای-آی، ای-آی، او ♪

95
00:05:28,840 --> 00:05:33,840
‫♪ و تو اون مزرعه یه گاو داشت
‫ای-آی، ای-آی... ♪

96
00:05:34,600 --> 00:05:36,840
‫♪ بع‌بع اینجا، بع‌بع اونجا ♪
[تورهای کشف قاتل مالکی: چه کسی سوزی بیست را کشت؟]

97
00:05:36,840 --> 00:05:39,840
‫♪ اینجا یه بع، اونجا یه بع
‫همه‌جا یه بع‌بع ♪

98
00:05:39,840 --> 00:05:41,840
‫♪ پیرمرد مهربون یه مزرعه داشت ♪

99
00:05:43,040 --> 00:05:44,840
‫♪ پیرمرد مهربون یه گاو داشت ♪

100
00:05:44,840 --> 00:05:47,840
‫♪ ای-آی، ای-آی، او ♪

101
00:05:47,840 --> 00:05:50,280
‫- خب، می‌شه لطفاً این آهنگو قطع کنیم؟
!نه -

102
00:05:50,320 --> 00:05:51,840
‫هیس!

103
00:05:53,720 --> 00:05:56,840
‫- چرا ما اومدیم اینجا؟
‫- دلم برای دوست‌هام تنگ شده.

104
00:05:56,840 --> 00:06:00,200
‫تو بدترین بابای دنیایی
‫و من ازت متنفرم. تو شیطانی.

105
00:06:00,200 --> 00:06:01,840
‫ممنون هری.
‫واقعاً لطف داری.

106
00:06:01,840 --> 00:06:06,840
‫هری، بابا که شیطانی نیست.
‫اون فقط بی‌عرضه و پیره.

107
00:06:12,560 --> 00:06:15,080
‫خب، جان، امروز دوست داری
‫روی چه موضوعی کار کنیم؟

108
00:06:16,840 --> 00:06:19,840
‫به یه اتفاقی تو لندن اشاره کردی؟

109
00:06:21,840 --> 00:06:25,600
‫نمی‌دونم راحت باشم
‫در موردش حرف بزنم یا نه.

110
00:06:25,640 --> 00:06:29,840
‫مجبور نیستیم راجع به چیزی حرف بزنیم
‫که اذیتت می‌کنه.

111
00:06:32,840 --> 00:06:35,840
‫گفتی رابطه‌ت
‫با همسرت دچار مشکل شده.

112
00:06:36,840 --> 00:06:38,840
‫می‌خوای به جاش از اونجا شروع کنیم؟

113
00:06:41,680 --> 00:06:43,240
‫آخرین بار کی با هم صمیمی بودین؟

114
00:06:45,280 --> 00:06:46,280
‫یه مدتی می‌شه.

115
00:06:47,840 --> 00:06:49,480
‫چرا از هم دور شدین؟

116
00:06:52,280 --> 00:06:55,480
‫چیزی... چیزی شده؟

117
00:06:59,960 --> 00:07:00,960
‫امروز صبح...

118
00:07:02,840 --> 00:07:04,840
‫... اون سعی کرد پیش‌قدم بشه.

119
00:07:05,840 --> 00:07:07,840
‫و چرا این کار رو کرد؟

120
00:07:07,840 --> 00:07:09,840
‫خب، می‌خواست
‫یه قدم مثبت برداره.

121
00:07:11,560 --> 00:07:13,080
‫منم بدم نمیومد.

122
00:07:14,160 --> 00:07:17,800
‫شاید اون فکر کرده که تو
‫می‌خوای رابطه رو شروع کنی؟

123
00:07:17,840 --> 00:07:18,840
‫با توجه به...

124
00:07:20,520 --> 00:07:21,840
‫... به وضعیتت.

125
00:07:28,840 --> 00:07:30,840
‫خب، من داشتم...

126
00:07:35,840 --> 00:07:37,840
‫... تو حموم توی افکار خودم بودم.

127
00:07:37,840 --> 00:07:42,120
‫وقتی میری حموم
‫به همسرت فکر می‌کردی؟

128
00:07:42,160 --> 00:07:44,840
‫مگه کسی به همسرش فکر می‌کنه؟

129
00:07:44,840 --> 00:07:47,840
‫تو به همسرت فکر می‌کنی؟

130
00:07:47,840 --> 00:07:50,040
‫من... من ازدواج نکردم، پس...

131
00:07:55,840 --> 00:07:56,840
‫فِرگی.

132
00:07:58,800 --> 00:08:01,840
‫داشتم به فرگی فکر می‌کردم.

133
00:08:02,840 --> 00:08:08,840
‫فرگی؟ فرگی رو می‌شناسی؟
‫یه خواننده پاپ جذابه. آمریکاییه.

134
00:08:08,840 --> 00:08:10,840
‫خدایا، آهان!

135
00:08:10,840 --> 00:08:13,840
‫یه لحظه فکر کردم
‫منظورت سِر الکس فرگوسنه.

136
00:08:13,840 --> 00:08:17,840
‫نه، نه! خدایا! نه، نه.

137
00:08:17,840 --> 00:08:20,200
‫شایدم منظورت
‫دوشس یورک بود.

138
00:08:20,200 --> 00:08:22,840
‫سارا فرگوسن، آره.
‫اون وقت می‌شد...

139
00:08:22,840 --> 00:08:25,840
‫- آره.
‫- چه جمعی بشه.

140
00:08:29,400 --> 00:08:35,840
‫این یه جور... تعریفه.
‫برای مادرهای خیلی جذاب.

141
00:08:36,840 --> 00:08:38,840
‫بله.

142
00:08:39,440 --> 00:08:41,360
‫می‌خوای راجع به مادر خودت حرف بزنیم؟

143
00:08:41,360 --> 00:08:43,520
‫فکر نکنم هنوز به اونجا رسیده باشیم.

144
00:08:43,520 --> 00:08:45,040
‫باشه.

145
00:08:57,560 --> 00:09:00,520
‫چی شده، هری؟

146
00:09:00,520 --> 00:09:03,840
‫- بیا مامان رو بغل کن.
‫- تمام روز رو همینجوری داشته گریه می‌کرده!

147
00:09:03,840 --> 00:09:05,840
‫تبش رو گرفتی؟
‫فکر کنم حالش خوب نیست.

148
00:09:05,840 --> 00:09:08,840
‫تب‌سنج رو پیدا نکردم.

149
00:09:08,840 --> 00:09:10,520
‫ببین، اشکالی نداره
‫من برم یه دوری بزنم؟

150
00:09:10,520 --> 00:09:12,840
‫می‌شه قبل از رفتن
‫برام یه چایی درست کنی؟

151
00:09:12,840 --> 00:09:15,040
‫- عشقم. عشقم.
‫- هارلی‌کوئین!

152
00:09:15,040 --> 00:09:17,520
‫هارلی‌کوئین!
‫یالا.

153
00:09:18,920 --> 00:09:22,160
‫- روان‌درمانی چطور بود؟
‫- خوب بود، آره.

154
00:09:23,040 --> 00:09:25,840
‫در مورد اون قضیه بهش گفتی...؟

155
00:09:25,840 --> 00:09:29,880
‫خب، آدم که تو جلسه اول نمی‌پره
‫سراغ چیزهای جدی.

156
00:09:29,880 --> 00:09:31,840
‫مثل قرار اول می‌مونه.

157
00:09:31,840 --> 00:09:33,840
‫اولش دستت رو، رو نمی‌کنی

158
00:09:33,840 --> 00:09:35,760
‫تا وقتی که هیولای درونت رو ببینن.

159
00:09:35,760 --> 00:09:37,840
‫بهش گفتی
‫من چه هیولایی بودم؟

160
00:09:40,240 --> 00:09:43,200
‫بالأخره یه روزی باید
‫راجع به این موضوع حرف بزنیم، جان.

161
00:09:45,040 --> 00:09:46,840
‫ممنونم.

162
00:09:49,120 --> 00:09:51,160
‫باید برای هری
‫شربت سرفه بگیریم.

163
00:09:52,840 --> 00:09:54,840
‫باشه، حله.
‫پس باید امشب برم بدوم.

164
00:09:54,840 --> 00:09:57,520
‫یعنی برای دویدن انرژی داری،
‫ولی برای معاشرت نه؟

165
00:09:58,840 --> 00:10:03,840
‫احساس می‌کنم... پیر و به درد نخور شدم.

166
00:10:08,800 --> 00:10:10,800
‫می‌تونی ببینی
‫شیر جو دارن یا نه؟

167
00:10:46,800 --> 00:10:48,240
‫- ببخشید.
‫- متأسفم.

168
00:10:59,160 --> 00:11:02,040
‫نه! انگس، نه!
‫باشه، عزیزم!

169
00:11:02,080 --> 00:11:04,800
‫- انگس، برو بیرون!
‫- یالا. مسخره‌بازی درنیار.

170
00:11:04,800 --> 00:11:06,160
‫بهت که گفته بودن!

171
00:11:06,160 --> 00:11:07,800
‫- من فقط بستنی‌م رو می‌خوام، خب؟
‫- نه!

172
00:11:07,800 --> 00:11:09,800
‫بذارش سر جاش.

173
00:11:09,800 --> 00:11:11,840
‫چند بار باید بهت بگن؟
‫بذارش سر جاش.

174
00:11:11,840 --> 00:11:14,000
‫اون گفت اگه بیای اینجا،
‫نمی‌تونم بهت چیزی بفروشم.
[چه کسی سوزی بیست را کشت؟]

175
00:11:14,000 --> 00:11:16,520
‫خب، برو صداش کن بیاد بیرون،
‫تا باهاش حرف بزنم.

176
00:11:16,520 --> 00:11:17,800
‫تو حق ورود نداری!

177
00:11:17,800 --> 00:11:20,360
‫به فروشگاه تعاونی حق ورود ندارم؟

178
00:11:20,400 --> 00:11:23,800
‫هه. شما نمی‌تونین کسی رو
‫از تعاونی بیرون کنین! اینجا تعاونیه!

179
00:11:23,800 --> 00:11:27,480
‫- انگس، من اجازه ندارم بهت چیزی بفروشم.
‫- وایسا، وایسا، وایسا. ببین، فقط یه نوشیدنی.

180
00:11:27,480 --> 00:11:28,640
‫- نه!
‫- یه نوشیدنی!

181
00:11:28,640 --> 00:11:31,800
‫- حتی بستنی هم نمی‌خوام.
‫- من بهت چیزی نمی‌فروشم.

182
00:11:38,000 --> 00:11:39,800
‫باورت می‌شه؟

183
00:11:40,800 --> 00:11:42,600
‫این زنیکه به من جنس نمی‌فروشه.

184
00:11:44,320 --> 00:11:46,000
‫فکر کنم بهتره بی‌خیالش بشی.

185
00:11:50,800 --> 00:11:52,800
‫با من مشکلی داری، رفیق؟

186
00:11:52,800 --> 00:11:55,320
‫ولش کن، انگس.

187
00:11:55,320 --> 00:11:57,640
‫- نه، نه.
‫- نه؟

188
00:11:58,800 --> 00:12:01,800
‫انگار... به نظر میاد
‫یه مشکلی داری؟

189
00:12:01,800 --> 00:12:02,800
‫نه.

190
00:12:04,440 --> 00:12:06,800
‫پس گورت رو گم می‌کنی یا نه؟

191
00:12:10,800 --> 00:12:14,280
‫- خب، من... من باید...
‫- تو باید گورت رو گم کنی، آره؟

192
00:12:18,840 --> 00:12:21,800
‫من برای پسرم شربت سرفه می‌خوام.
‫سرفه می‌کنه.

193
00:12:21,800 --> 00:12:23,800
‫باشه، خب.

194
00:12:24,360 --> 00:12:26,160
‫خب، ببین،
‫اگه من نمی‌تونم بستنی داشته باشم،

195
00:12:26,160 --> 00:12:28,800
‫تو هم نمی‌تونی شربت سرفه داشته باشی،
‫پس...

196
00:12:28,800 --> 00:12:31,120
‫- انگس!
‫- گم...

197
00:12:32,800 --> 00:12:34,000
‫- ... شو!

198
00:12:35,000 --> 00:12:37,160
‫من این رو همین‌جا می‌ذارم.
‫خوبه.

199
00:12:37,200 --> 00:12:40,400
‫- این رو همین‌جا ول می‌کنم.
‫- آره، همون‌جا ولش کن.

200
00:12:40,800 --> 00:12:42,640
‫کجا میری؟

201
00:12:42,640 --> 00:12:44,800
‫هی!

202
00:12:44,800 --> 00:12:46,800
‫هی، فکر کردی
‫کجا داری میری؟!

203
00:12:48,800 --> 00:12:50,800
‫راستی، ماشینت خیلی قشنگه.

204
00:12:51,680 --> 00:12:54,800
‫- یا خدا.
‫- من رو می‌رسونی؟

205
00:12:54,800 --> 00:12:56,800
‫هی. هی. درو باز کن.

206
00:12:56,800 --> 00:12:58,800
‫هی! در رو باز کن!

207
00:12:58,800 --> 00:13:00,800
‫- لعنتی.
‫- فکر کردی کجا داری میری؟

208
00:13:00,800 --> 00:13:02,840
‫فکر کردی کجا داری میری؟!

209
00:13:02,840 --> 00:13:06,800
‫میام پیدات می‌کنم!
‫می‌دونم کجا زندگی می‌کنی!

210
00:13:06,800 --> 00:13:09,800
‫بهتره حواست به خودت باشه، رفیق!
‫حواست به خودت باشه!

211
00:13:14,600 --> 00:13:16,440
‫لع...

212
00:13:17,800 --> 00:13:19,800
‫گم‌شو... عوضی!

213
00:13:21,800 --> 00:13:23,000
‫عوضی!

214
00:13:24,800 --> 00:13:26,080
‫من، من، من!

215
00:13:26,120 --> 00:13:28,320
‫فقط یه بار انجامش بده.
‫نه بیشتر از یه بار.

216
00:13:32,800 --> 00:13:33,800
‫سلام!

217
00:13:33,800 --> 00:13:35,040
‫- سلام.
‫- بفرمایید تو. بفرمایید تو.

218
00:13:35,080 --> 00:13:37,800
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمتون.
‫خوش اومدین بچه‌ها.

219
00:13:37,800 --> 00:13:39,480
‫خیلی ممنون که دعوتمون کردین!

220
00:13:39,480 --> 00:13:41,800
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید تو
‫و راحت باشین.

221
00:13:41,800 --> 00:13:42,520
‫بفرمایید.
‫و شما هم باید جان عزیز باشین.

222
00:13:42,520 --> 00:13:43,280
‫- چرا اون انقدر خوشحاله؟
‫- بفرمایید تو. بفرمایید تو.

223
00:13:43,280 --> 00:13:46,640
‫تامی توئه. داره
‫کارهای جلسه انجیل رو تموم می‌کنه.

224
00:13:46,640 --> 00:13:48,280
‫برید ببینم. برید تو.

225
00:13:48,280 --> 00:13:50,280
‫- اینجا کی رو داریم؟
‫- خب، این هَری‌ـه.

226
00:13:50,280 --> 00:13:54,280
‫... شرط‌بندی، ناسزاگویی،
‫دزدی، لذت‌های دنیوی.

227
00:13:54,280 --> 00:13:56,280
‫یا حداقل تلاش برای اون.

228
00:13:56,280 --> 00:13:58,480
‫خب، چرا من به ایمان رسیدم؟

229
00:13:58,480 --> 00:14:00,320
‫چی بود که
‫بالأخره من رو متقاعد کرد؟

230
00:14:00,320 --> 00:14:02,280
‫خب...

231
00:14:02,280 --> 00:14:03,760
‫این آدم.
[ایان بریدی]

232
00:14:05,080 --> 00:14:06,800
‫این آدم.
[تد باندی]

233
00:14:06,800 --> 00:14:09,280
‫جفری دامر، البته،
‫دکتر هارولد شیپمن،

234
00:14:09,280 --> 00:14:10,640
‫فرد وست، پیتر ساتکلیف.
(قاتلین معروف)

235
00:14:10,640 --> 00:14:15,840
‫و یه عالمه آدم دیگه.
‫چطور چنین شرارتی تونست من رو به خدا برسونه؟

236
00:14:17,280 --> 00:14:22,280
‫چون تا جایی که من می‌فهمیدم،
‫شرارت اون‌ها در حدی بود

237
00:14:22,280 --> 00:14:25,280
‫که نمی‌شد با علم
‫یا روانشناسی توجیهش کرد.

238
00:14:25,280 --> 00:14:27,280
‫"اون یه مادر سلطه‌جو داشت."

239
00:14:27,280 --> 00:14:30,640
‫یا، "اون در سنین پایین
‫طرد شدن رو تجربه کرده."

240
00:14:30,640 --> 00:14:32,280
‫نه. آیا این توجیه می‌کنه که

241
00:14:32,280 --> 00:14:35,280
‫قلب یه مرد رو
‫از سینه‌اش بیرون بکشی و بخوریش

242
00:14:35,280 --> 00:14:38,280
‫یا به جسد یه نفر
‫بی‌حرمتی کنی؟

243
00:14:38,280 --> 00:14:41,280
‫از طریق این هیولاهای به ظاهر،

244
00:14:41,280 --> 00:14:47,280
‫من به وجود
‫شرارت محض ایمان آوردم.

245
00:14:47,280 --> 00:14:50,960
‫و اگه شرارت محض وجود داشته باشه،

246
00:14:50,960 --> 00:14:57,280
‫پس، به همین ترتیب، خیر... محض هم باید وجود داشته باشه.

247
00:14:57,280 --> 00:15:01,280
‫در نهایت، هر قاتلی
‫آرزو داره که کشف بشه.

248
00:15:06,440 --> 00:15:12,200
[کُلدواتر]

249
00:15:12,280 --> 00:15:15,280
‫جان، با بچه‌ها آشنا شو! این بابی‌ـه.

250
00:15:15,280 --> 00:15:17,280
‫- سلام. سلام.
‫- بریک.

251
00:15:17,280 --> 00:15:19,280
‫- مالکی.
‫- سلام.

252
00:15:19,280 --> 00:15:20,280
‫بشین.

253
00:15:22,120 --> 00:15:24,280
‫من یادم نمیاد جفری دامر
‫تو انجیل بوده باشه.

254
00:15:24,280 --> 00:15:26,120
‫نه، ما یه گروه مطالعه انجیلیم،

255
00:15:26,120 --> 00:15:28,280
‫ولی راستش رو بخوای، دیگه داشتیم
‫از انجیل خسته می‌شدیم.

256
00:15:28,280 --> 00:15:30,280
‫دیگه نمی‌شه هی سفر لاویان رو
‫مرور کرد.

257
00:15:30,280 --> 00:15:33,280
‫- دوست دارین راجع به چی حرف بزنین؟
‫- فوتبال.

258
00:15:33,280 --> 00:15:34,280
‫- خانم‌ها.
‫- ماشین‌ها.

259
00:15:34,280 --> 00:15:38,280
‫اینجا یه فضای امنه.
‫خب، حداقل برای ما امنه.

260
00:15:40,280 --> 00:15:43,280
‫یه نفر دیگه هم هست
‫که بهتون معرفی نشده.

261
00:15:43,280 --> 00:15:45,280
‫عصر به‌خیر.

262
00:15:45,280 --> 00:15:46,280
‫من ویلیامز هستم.

263
00:15:46,280 --> 00:15:50,280
‫دستشویی بودم.
‫و اسم شما؟

264
00:15:51,800 --> 00:15:55,280
‫پس، انگس همینجوری
‫یهویی بهت حمله کرد؟

265
00:15:55,280 --> 00:15:57,280
‫اگه می‌خواین از قاتل‌های سریالی حرف بزنین،

266
00:15:57,280 --> 00:16:00,280
‫انگار خودِ "اد گین"
‫بهم حمله کرده بود!

267
00:16:00,280 --> 00:16:03,280
‫اد گین! انگس مثل اد گینه!

268
00:16:03,280 --> 00:16:06,120
‫گین همونی نیست که هیچکاک
‫فیلم "روانی" رو از روش ساخت؟

269
00:16:06,120 --> 00:16:07,280
‫آره، درسته.

270
00:16:07,280 --> 00:16:09,280
‫- آره!
‫- جان عاشق فیلم‌های ترسناکه.

271
00:16:09,280 --> 00:16:10,280
‫من که ازشون متنفرم!

272
00:16:10,280 --> 00:16:12,640
‫چرا آدم باید چیزی ببینه
‫که تمام شب بیدار نگه‌ش داره؟

273
00:16:12,640 --> 00:16:16,320
‫- شاید برای همینه که تو هیچوقت نمی‌خوابی.
‫- هه، شاید.

274
00:16:16,320 --> 00:16:19,280
‫راست می‌گم!
‫هر فیلمی که یه عروسک جن‌زده

275
00:16:19,280 --> 00:16:21,280
‫یا یه بچه ترسناک داشته باشه، من پایه‌ام!

276
00:16:21,280 --> 00:16:24,280
‫- فرقه‌های شیطانی.
‫- من عاشق فرقه‌های شیطانی‌ام!

277
00:16:24,280 --> 00:16:26,800
‫خانم‌ها و آقایان،
‫کشیش محلی شما!

278
00:16:26,800 --> 00:16:28,320
‫خب آخه...

279
00:16:28,320 --> 00:16:32,280
‫خب، یعنی، دلم برای
‫انگس بیچاره هم می‌سوزه.

280
00:16:32,280 --> 00:16:34,280
‫- شروع شد باز.
‫- نه، جدی می‌گم.

281
00:16:34,280 --> 00:16:36,280
‫اون، اون بالا تو جنگل
‫تنهای تنهاست.

282
00:16:38,000 --> 00:16:41,280
‫خنده‌دار نیست، تامی. اون تو بچگی
‫مشکلاتی داشته که مشخصه

283
00:16:41,280 --> 00:16:44,280
‫هیچوقت درست بهشون رسیدگی نشده.
‫و تو مدرسه هم اذیتش می‌کردن.

284
00:16:44,280 --> 00:16:47,280
‫فقط... ببخشیدها، ولی داشتن
‫یه بچگی سخت بهونه نمی‌شه

285
00:16:47,280 --> 00:16:49,960
‫که به یه زن جوون
‫با خشونت مزاحمت ایجاد کنی

286
00:16:49,960 --> 00:16:51,280
‫اون هم وقتی داره با حداقل حقوق کار می‌کنه.

287
00:16:51,280 --> 00:16:54,280
‫- اصلاً بهونه نیست.
‫- من کاترینا رو تحسین می‌کنم.

288
00:16:54,280 --> 00:16:58,280
‫وای! اون یه زن جوونه و
‫با دو تا شغل خرج خودش رو درمیاره.

289
00:16:58,280 --> 00:17:01,160
‫اون یه نمونه فوق‌العاده
‫برای جامعه‌ست.

290
00:17:01,160 --> 00:17:04,120
‫و پسر ما، کامرون، سال‌هاست
‫که ازش خوشش میاد، مگه نه؟

291
00:17:04,120 --> 00:17:05,640
‫چون واقعاً بی‌نهایت خوشگله!

292
00:17:05,640 --> 00:17:07,280
‫قطعاً همینطوره.

293
00:17:11,280 --> 00:17:15,480
‫راستی، اینم تو مغازه دیدم.

294
00:17:15,480 --> 00:17:19,280
‫- نقطه ضعف ربکا.
‫- "چه کسی سوزی بیست را کشت؟"

295
00:17:19,280 --> 00:17:20,960
‫مالکی تور گردشگری قتل راه انداخته.

296
00:17:20,960 --> 00:17:23,280
‫- چی، واقعیه؟
‫- متأسفانه، آره، واقعیه.

297
00:17:23,280 --> 00:17:25,640
‫سوزی بیست اینجا
‫تو کلدواتر به قتل رسید...

298
00:17:25,640 --> 00:17:28,280
‫کی بود، عزیزم؟
‫باید 25 سالی شده باشه؟

299
00:17:28,280 --> 00:17:30,280
‫- حدوداً، آره.
‫- می‌دونن کار کی بوده؟

300
00:17:30,280 --> 00:17:32,120
‫نه، هیچوقت قاتل رو پیدا نکردن.

301
00:17:32,120 --> 00:17:36,680
‫یعنی، همه فکر می‌کردن که کار
‫نامزدش یا... کارفرماش بوده!

302
00:17:36,720 --> 00:17:37,960
‫اسمش چی بود؟

303
00:17:37,960 --> 00:17:39,800
‫- برودی... دوایر.
‫- همینه.

304
00:17:39,800 --> 00:17:42,280
‫اون زن آشوبگری بود،
‫پس می‌تونست کار هر کسی باشه.

305
00:17:42,280 --> 00:17:44,280
‫قرار شده بهشون بگی
‫"مددجو".

306
00:17:44,280 --> 00:17:47,280
‫به نظرم خجالت‌آوره که مالکی
‫سعی می‌کنه از این قضیه پول دربیاره.

307
00:17:47,280 --> 00:17:48,800
‫- من این رو بهش گفتم.
‫- خوبه.

308
00:17:48,800 --> 00:17:51,160
‫چون وجهه خیلی بدی
‫برای کلدواتر ایجاد می‌کنه.

309
00:17:51,200 --> 00:17:52,800
‫انگار ما یه لونه پر از خشونتیم!

310
00:17:52,800 --> 00:17:57,280
‫- در واقع اینجا خیلی آرومه.
‫- خب، ما هم دنبال همین آرامش بودیم.

311
00:17:57,280 --> 00:17:59,280
‫جان همیشه
‫تو لندن دردسر جذب می‌کرد.

312
00:17:59,280 --> 00:18:02,800
‫خب... من اینجوری نمی‌گم.

313
00:18:02,800 --> 00:18:05,280
‫تو همیشه
‫درگیر دعواهای خشن می‌شدی

314
00:18:05,280 --> 00:18:06,280
‫با آدم‌های خطرناک!

315
00:18:06,280 --> 00:18:09,280
‫باید پسرم باشه.

316
00:18:09,280 --> 00:18:12,280
‫بازم کلیدهاش رو جا گذاشته؟
‫یعنی هیچوقت یادش نمی‌مونه؟

317
00:18:12,280 --> 00:18:15,280
‫هیچوقت کلیدهاش یادش نمی‌مونه،
‫مهم نیست کجا بذاریشون.

318
00:18:15,280 --> 00:18:17,280
‫- کلیدت کجاست؟
‫- نمی‌دونم.

319
00:18:17,280 --> 00:18:19,280
‫مهمون داریم.
‫بیا سلام کن.

320
00:18:24,280 --> 00:18:28,120
‫کامرون، این‌ها جان و فیونا هستن.

321
00:18:28,120 --> 00:18:29,600
‫- سلام.
‫- سلام.

322
00:18:29,640 --> 00:18:31,280
‫نمی‌خوای سلام کنی؟

323
00:18:31,480 --> 00:18:33,480
‫دست از سرش بردار، تامی!

324
00:18:33,520 --> 00:18:36,280
‫- شام می‌خوری، عزیزم؟
‫- نه ممنون مامان. من خوردم.

325
00:18:36,280 --> 00:18:39,800
‫خوشوقتم از دیدارتون، جان... فیونا.

326
00:18:39,840 --> 00:18:41,280
‫می‌شه یه‌کم ولش کنی؟

327
00:18:41,280 --> 00:18:43,280
‫اون فقط کنار غریبه‌ها
‫یه‌کم خجالتیه، تامی.

328
00:18:43,280 --> 00:18:46,280
‫من فقط میرم
‫به هری و وایولت سر بزنم.

329
00:18:46,280 --> 00:18:50,280
‫در واقع اون یه پسر
‫خیلی شیرین و حساسه.

330
00:18:52,280 --> 00:18:54,840
‫"هی، حواست باشه
‫چی‌کار می‌کنی، رفیق."

331
00:18:54,840 --> 00:18:56,280
‫"کله‌م رو می‌کنی."

332
00:18:56,280 --> 00:18:58,200
‫دارین چی تماشا می‌کنین؟

333
00:19:00,280 --> 00:19:04,280
‫- نمی‌دونستم اینقدر معروفی!
‫- نه. من معروف نیستم. جدی می‌گم.

334
00:19:04,280 --> 00:19:06,280
‫یالا. ما اسمت رو گوگل کردیم، فیونا.

335
00:19:06,280 --> 00:19:08,280
‫عکس‌هات رو دیدیم.

336
00:19:08,280 --> 00:19:11,280
‫خب آدم‌های معروف زیادی
‫به رستوران ما میومدن.

337
00:19:11,280 --> 00:19:13,280
‫ربکا بهم گفت
‫داری کتاب می‌نویسی؟

338
00:19:13,280 --> 00:19:15,960
‫آره... خدا می‌دونه
‫اصلاً کسی بخوندش یا نه.

339
00:19:15,960 --> 00:19:17,680
‫ولی...

340
00:19:17,720 --> 00:19:19,280
‫یه ناشر دارم

341
00:19:19,280 --> 00:19:22,800
‫و یه مهلت تحویل خیلی نزدیک،
‫و همه‌ش خیلی استرس‌زاست.

342
00:19:22,800 --> 00:19:25,280
‫چقدر هیجان‌انگیز
‫و باکلاس به نظر میاد.

343
00:19:25,280 --> 00:19:27,280
‫نه، واقعاً اینطور نیست.

344
00:19:27,280 --> 00:19:29,280
‫من بیشتر تحت تأثیر اینم
‫که تو کشیشی!

345
00:19:29,280 --> 00:19:31,280
‫وای، نه! نه، نه، نه، نه.

346
00:19:31,280 --> 00:19:34,280
‫شرط می‌بندم زندگی من خیلی کسل‌کننده‌تر
‫از زندگی توئه.

347
00:19:34,280 --> 00:19:36,600
‫کاش یکی به من پول می‌داد
‫تا کتاب زندگی‌م رو بنویسم.

348
00:19:36,640 --> 00:19:38,920
‫- آره.
‫- چه داستان‌هایی که نمی‌گفتم.

349
00:19:38,960 --> 00:19:40,280
‫آره.

350
00:19:40,280 --> 00:19:42,640
‫آره، تازه رسیدم.

351
00:19:44,280 --> 00:19:46,280
‫بابام همسایه‌ها رو دعوت کرده.

352
00:19:48,120 --> 00:19:50,080
‫همون‌هایی که از لندن اومدن.

353
00:19:51,040 --> 00:19:52,800
‫آره، آره، پیره.

354
00:19:52,800 --> 00:19:55,280
‫مثل نوجوون‌ها لباس می‌پوشه،
‫ولی بالای 40 سالشه.

355
00:19:56,280 --> 00:19:58,280
‫یه جورایی به دردنخوره.

356
00:19:59,280 --> 00:20:00,640
‫چی، تو تعاونی؟

357
00:20:02,280 --> 00:20:03,280
‫انگس گیلسپی؟

358
00:20:05,280 --> 00:20:07,280
‫چی بهش گفت؟

359
00:20:09,160 --> 00:20:11,440
‫همونطور که گفتم، یه به دردنخور.

360
00:20:12,280 --> 00:20:14,280
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟!

361
00:20:14,280 --> 00:20:17,280
‫- ببخشید... من فقط...
‫- جان؟

362
00:20:18,040 --> 00:20:20,120
‫می‌شه یه‌ کمک کوچولو بهم بکنی؟

363
00:20:20,760 --> 00:20:24,080
‫ربکا می‌گه من همه چی رو می‌سوزونم.
‫منم بازم اصرار کردم که آشپزی کنم.

364
00:20:24,120 --> 00:20:27,400
‫شنیدن حرف‌های زنت در مورد
‫گذشته‌ش تو رستوران‌های شیک

365
00:20:27,400 --> 00:20:29,280
‫یه‌کم نگرانم کرده.

366
00:20:29,280 --> 00:20:31,960
‫نگران نباش. اون در مورد آشپزی
‫بقیه قضاوت نمی‌کنه.

367
00:20:31,960 --> 00:20:34,280
‫من نگران زن تو نیستم،
‫نگران زن خودمم.

368
00:20:34,280 --> 00:20:36,480
‫نمی‌تونم تحمل کنم که هر روز
‫من رو دست بندازه

369
00:20:36,480 --> 00:20:38,280
‫تا یه ماه آینده!

370
00:20:38,280 --> 00:20:40,280
‫- فکر کنم بتونم درستش کنم.
‫- جداً؟

371
00:20:40,280 --> 00:20:42,040
‫دست به کار شو.

372
00:20:42,040 --> 00:20:43,920
‫می‌دونی چیه فیونا،
‫داشتم فکر می‌کردم...

373
00:20:43,920 --> 00:20:46,920
‫تو واقعاً باید یه بار
‫بیای کلیسا.

374
00:20:46,920 --> 00:20:50,440
‫خب، ما... زیاد مذهبی نیستیم.

375
00:20:50,440 --> 00:20:52,920
‫منم نیستم!

376
00:20:52,920 --> 00:20:54,920
‫چی؟

377
00:20:54,920 --> 00:20:58,600
‫نه! نه، ولی این رو به تامی نگی‌ها!

378
00:20:58,600 --> 00:21:00,320
‫اون هنوز یه مؤمن واقعیه،
‫خدا حفظش کنه.

379
00:21:00,360 --> 00:21:02,760
‫می‌دونی، برای من، بیشتر بحث...

380
00:21:02,760 --> 00:21:05,920
‫خب، بیشتر بحث
‫بخشی از یه جامعه بودنه.

381
00:21:05,920 --> 00:21:08,920
‫و اگه بخوای حضور خدا رو مثال بزنی،

382
00:21:08,920 --> 00:21:11,920
‫اون در وجود مردم نمود پیدا کرده.

383
00:21:11,920 --> 00:21:13,600
‫خب تو برای امرار معاش
‫چی‌کار می‌کنی، جان؟

384
00:21:13,640 --> 00:21:15,440
‫اِم... هیچی.

385
00:21:15,440 --> 00:21:17,920
‫من از بچه‌ها مراقبت می‌کنم.

386
00:21:17,920 --> 00:21:18,920
‫تمام وقت؟

387
00:21:19,920 --> 00:21:22,920
‫- آره.
‫- دمت گرم.

388
00:21:24,920 --> 00:21:27,920
‫نه، جدی می‌گم. کامرون الان ازم متنفره،

389
00:21:27,920 --> 00:21:30,800
‫چون من اون موقع‌ها
‫هیچوقت دور و برش نبودم.

390
00:21:31,920 --> 00:21:34,120
‫شما وان آب گرم دارین!

391
00:21:34,600 --> 00:21:36,920
‫بپر تو!

392
00:21:36,920 --> 00:21:38,920
‫- می‌تونم؟
‫- آره، بپر تو!

393
00:21:40,920 --> 00:21:41,920
‫بفرما.

394
00:21:41,920 --> 00:21:45,920
‫- کاش توش آب بود.
‫- نه، توش آب نیست!

395
00:21:45,920 --> 00:21:47,760
‫- ممنون.
‫- بفرما.

396
00:21:47,760 --> 00:21:49,920
‫- اجازه هست منم بیام؟
‫- آره، عالیه.

397
00:21:51,040 --> 00:21:54,320
‫- و اونجا، اون...
‫- اون انباریِ تامی‌ـه.

398
00:21:54,360 --> 00:21:55,920
‫حالا، یه نصیحت خواهرانه،

399
00:21:55,920 --> 00:21:57,920
‫اگه می‌خوای دوباره جان رو ببینی
‫هیچوقت براش انباری نخر.

400
00:21:57,920 --> 00:22:00,920
‫یعنی، اون عملاً
‫تو اون انباری زندگی می‌کنه.

401
00:22:00,920 --> 00:22:03,920
‫خدا می‌دونه اون تو چه خبره!

402
00:22:03,920 --> 00:22:06,600
‫فکر نکنم بخوام بدونم.

403
00:22:06,600 --> 00:22:09,920
‫ببین، باید ازت بپرسم، چرا...
‫چرا اومدین اینجا؟

404
00:22:09,920 --> 00:22:11,920
‫خب، چون فکر می‌کردم اینجا
‫جای عالی‌ایه

405
00:22:11,920 --> 00:22:13,800
‫برای نوشتن کتابم، همین.

406
00:22:13,840 --> 00:22:15,840
‫جان با این قضیه مشکلی نداشت؟

407
00:22:16,440 --> 00:22:18,920
‫آره! جان بیشتر از من
‫می‌خواست بیاد اینجا.

408
00:22:18,920 --> 00:22:20,800
‫طاقت نداشت تو لندن بمونه.

409
00:22:21,920 --> 00:22:23,920
‫واقعاً خوشحالم که اینجایین.

410
00:22:25,240 --> 00:22:26,240
‫عزیزم.

411
00:22:26,920 --> 00:22:28,760
‫خب، روان‌درمانی چطور بود؟

412
00:22:30,920 --> 00:22:32,920
‫ویلیامز بهم گفت.

413
00:22:32,920 --> 00:22:36,920
‫خیلی هیجان‌زده بود چون
‫سال‌ها بود که مراجع جدید نداشت.

414
00:22:36,920 --> 00:22:39,920
‫و گفت یه نفره که
‫تازه به این منطقه اومده.

415
00:22:39,920 --> 00:22:43,920
‫خب، یالا دیگه، کی جز تو می‌تونه باشه؟

416
00:22:44,920 --> 00:22:45,920
‫باشه.

417
00:22:47,120 --> 00:22:49,920
‫من خیلی فضولم، نه؟

418
00:22:49,920 --> 00:22:52,920
‫ببخشید، می‌بینم که دوست داری
‫دستت رو، رو نکنی.

419
00:22:52,920 --> 00:22:55,920
‫نه، فکر کنم خیلی هم رو راست باشم.

420
00:22:58,920 --> 00:23:00,920
‫خب، چرا اومدی اینجا؟

421
00:23:01,920 --> 00:23:04,920
‫به اسکاتلند؟

422
00:23:06,920 --> 00:23:08,920
‫ما همیشه اینجا رو دوست داشتیم.

423
00:23:10,120 --> 00:23:12,920
‫و تصمیم گرفتیم که
‫وقت یه تغییری رسیده.

424
00:23:14,200 --> 00:23:16,200
‫چون که...؟

425
00:23:17,760 --> 00:23:18,920
‫خب، منظورم اینه...

426
00:23:18,920 --> 00:23:25,360
‫همینجوری آدم‌ها یهویی تغییر نمی‌کنن
‫مگه اینکه یه مشکلی باشه یا...

427
00:23:26,600 --> 00:23:28,480
‫... نمی‌دونم.

428
00:23:33,920 --> 00:23:35,920
‫خب، من... من... من یه...

429
00:23:35,920 --> 00:23:39,920
‫فکر کنم یه جور...
‫شوک روحی داشتم.

430
00:23:42,920 --> 00:23:46,920
‫از وقتی اون اتفاق افتاده
‫درست نخوابیدم.

431
00:23:46,920 --> 00:23:48,920
‫از وقتی چی اتفاق افتاده؟

432
00:23:55,920 --> 00:23:57,120
‫و...

433
00:23:58,880 --> 00:24:04,320
‫وقتی لندن بودم،
‫با بچه‌ها تو یه پارک بازی بودم.

434
00:24:04,320 --> 00:24:07,920
‫و این مرده، اون... اون بچه‌ش رو زد.

435
00:24:08,920 --> 00:24:10,920
‫یه زنی دخالت کرد.

436
00:24:13,560 --> 00:24:15,560
‫و...

437
00:24:17,920 --> 00:24:18,920
‫... اون زنه رو زد.

438
00:24:20,360 --> 00:24:21,920
‫با لگد به شکمش زد.

439
00:24:25,920 --> 00:24:27,280
‫و من فرار کردم.

440
00:24:30,680 --> 00:24:34,000
‫من فرار کردم،
‫و وایولت رو جا گذاشتم.

441
00:24:36,600 --> 00:24:38,920
‫من...

442
00:24:38,920 --> 00:24:40,720
‫من دخترم رو ول کردم.

443
00:24:43,920 --> 00:24:47,960
‫اون‌ها با این فکر بزرگ می‌شن که
‫پدرشون یه ترسوئه.

444
00:24:53,920 --> 00:24:59,920
‫من یه لحظه هم این رو باور نمی‌کنم.
‫امروز رو ببین، چطور دخالت کردی.

445
00:24:59,920 --> 00:25:02,920
‫تو گذاشتی انگس تمام
‫عصبانیتش رو سر تو خالی کنه،

446
00:25:02,920 --> 00:25:04,920
‫به جای اون دختر جوون کاترینا.

447
00:25:07,920 --> 00:25:10,200
‫تو مرد خوبی هستی، جان.

448
00:25:20,760 --> 00:25:22,120
‫با من دعا می‌کنی؟

449
00:25:22,920 --> 00:25:25,920
‫- اِم، چی؟
‫- با من تو دعا همراه می‌شی؟

450
00:25:26,920 --> 00:25:30,120
‫نه. من، اِم... من اهلش نیستم...

451
00:25:30,160 --> 00:25:32,920
‫- نه.
‫- چرا نه؟

452
00:25:32,920 --> 00:25:34,920
‫من دعا نمی‌کنم.

453
00:25:34,920 --> 00:25:36,920
‫دوست داری امتحانش کنی؟

454
00:25:54,920 --> 00:25:58,440
‫یالا، جلوی اون بالاسری
‫ضایعم نکن.

455
00:26:10,920 --> 00:26:15,920
‫خدایا شکرت،
‫که جان و فیونا رو آوردی،

456
00:26:15,920 --> 00:26:18,920
‫و بچه‌هاشون رو
‫به این جامعه آوردی.

457
00:26:19,920 --> 00:26:23,920
‫شکرت برای صداقت جان
‫و دوستی‌ش.

458
00:26:25,920 --> 00:26:30,920
‫ما امشب به درگاه تو اومدیم، خداوندا،
‫تا طلب قدرت کنیم.

459
00:26:31,920 --> 00:26:32,920
‫برای فروتنی.

460
00:26:33,920 --> 00:26:36,120
‫ما به یاد داریم که وقتی تو
‫روی آب راه رفتی
(از معجزات حضرت مسیح)

461
00:26:36,160 --> 00:26:38,160
‫و از پطرس خواستی بهت ملحق بشه،

462
00:26:38,920 --> 00:26:43,920
‫اون قبل از اینکه بتونه قدم اول رو برداره
‫به شجاعت نیاز داشت.

463
00:26:43,920 --> 00:26:47,320
‫قسم می‌خورم شام رو سوزونده.
‫می‌دونستم این کار رو می‌کنه.

464
00:26:47,360 --> 00:26:49,920
‫نباید هیچوقت می‌ذاشتم
‫آشپزی کنه! یالا.

465
00:26:50,920 --> 00:26:54,920
‫ما از تو همون شجاعت رو می‌خوایم...

466
00:26:55,920 --> 00:26:58,200
‫... که به شاگردت، پطرس، نشون دادی.

467
00:27:01,600 --> 00:27:02,760
‫آمین.

468
00:27:04,920 --> 00:27:06,920
‫میرم یه سر به بچه‌ها بزنم.

469
00:27:11,760 --> 00:27:12,920
‫آمین.

470
00:27:19,840 --> 00:27:25,800
[کُلدواتر]

471
00:27:25,920 --> 00:27:27,920
خیلی خیلی ممنون

472
00:27:27,920 --> 00:27:29,120
‫خواهش می‌کنم.

473
00:27:29,160 --> 00:27:30,920
‫این فرشته‌های کوچولوی
‫عزیز رو ببین.

474
00:27:30,920 --> 00:27:33,120
‫- کاش می‌تونستیم یکی دیگه هم داشته باشیم.
‫- خودت دست دست می‌کنی.

475
00:27:33,120 --> 00:27:33,920
‫خب حالا توام!

476
00:27:33,920 --> 00:27:35,920
‫بچه‌ها رو بیدار می‌کنی!

477
00:27:35,920 --> 00:27:38,920
‫- "بچه‌ها." تو رو خدا نگاه کن.
‫- ممنون که امشب دعوتمون کردین.

478
00:27:38,920 --> 00:27:40,120
‫گوش کن...

479
00:27:41,200 --> 00:27:43,720
‫... هر وقت خواستی بهم زنگ بزن.

480
00:27:46,480 --> 00:27:47,840
‫ممنون، تامی.

481
00:27:48,840 --> 00:27:51,280
‫- خودم می‌تونم راه برم!
‫- باشه، باشه!

482
00:27:52,280 --> 00:27:54,280
‫- ممنون. شب به‌خیر.
‫- شب به‌خیر.

483
00:27:54,280 --> 00:27:56,280
‫- شب به‌خیر.
‫- خداحافظ.

484
00:27:57,280 --> 00:28:00,280
‫یالا. کلی حرف برای گفتن داریم!

485
00:28:01,280 --> 00:28:06,280
‫خب، این رو گوش کن،
‫بهم گفت مذهبی نیست.

486
00:28:06,280 --> 00:28:08,040
‫ربکا؟

487
00:28:08,080 --> 00:28:10,960
‫- آره!
‫- خب...

488
00:28:10,960 --> 00:28:12,880
‫فکر کردم بیشتر تعجب می‌کنی.

489
00:28:12,880 --> 00:28:14,600
‫خب، فکر کنم بیشتر کشیش‌ها
‫واقعاً همه چیز رو باور ندارن.

490
00:28:14,640 --> 00:28:18,960
‫زنده کردن مُردگان.
‫معجزه 12 ماهی.

491
00:28:19,000 --> 00:28:22,520
‫‏- ‏12 ماهی؟
احتمالاً این رو گفته که عادی به نظر برسه -

492
00:28:23,600 --> 00:28:26,160
‫اون آدم‌ها آخرین چیزی که هستن
‫عادی بودنه.

493
00:28:27,200 --> 00:28:30,160
‫- خب، من ازشون خوشم اومد.
‫- جدی؟

494
00:28:32,000 --> 00:28:33,160
‫تو خوشت نیومد؟

495
00:28:34,160 --> 00:28:38,560
‫من عاشق ربکام.
‫فکر کنم دیوونه و باحاله.

496
00:28:38,600 --> 00:28:40,160
‫خب، منم عاشق تامی‌ام.

497
00:28:40,160 --> 00:28:44,640
‫خیلی با خودش راحته.
‫خود واقعیشه.

498
00:28:48,800 --> 00:28:50,560
‫اینطور به نظرم میاد...

499
00:28:52,000 --> 00:28:54,160
‫... که تو ازش خوشت نمیاد.

500
00:28:57,160 --> 00:28:59,160
‫بدم میاد ازش.

501
00:29:02,160 --> 00:29:03,160
‫بی‌خیال.

502
00:29:06,160 --> 00:29:08,160
‫به نظرت
‫باید بریم کلیسا؟

503
00:29:10,000 --> 00:29:12,560
‫فکر کنم اون دعا کردنه
‫زده به سرت.

504
00:29:13,160 --> 00:29:17,680
‫- خب، من یه چیزی ازش گرفتم.
‫- چی؟

505
00:29:18,800 --> 00:29:20,520
‫نمی‌دونم، فقط یه حس بود.

506
00:29:21,160 --> 00:29:24,840
‫انگار یکی داشت هوام رو داشت.

507
00:29:24,840 --> 00:29:26,720
‫- می‌تونم بهت بگم من چی ازش گرفتم؟
‫- چی؟

508
00:29:51,440 --> 00:29:54,080
‫"میام پیدات می‌کنم!
‫می‌دونم کجا زندگی می‌کنی!"

509
00:30:28,680 --> 00:30:30,240
‫یا خدا!

510
00:31:52,480 --> 00:31:58,480
[کُلدواتر]

511
00:32:28,080 --> 00:32:30,080
‫هی!

512
00:32:32,080 --> 00:32:35,600
‫چطوری، رفیق.
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

513
00:32:37,080 --> 00:32:39,360
‫منم. هی!

514
00:32:41,080 --> 00:32:43,760
‫هی! هی!

515
00:32:45,080 --> 00:32:48,080
‫وقتی صدات می‌کنم
‫بی‌محلی نکن عوضی.

516
00:32:48,080 --> 00:32:50,080
‫چه مرگته؟!

517
00:32:50,080 --> 00:32:52,080
‫- داری تعقیبم می‌کنی؟
‫- چی؟

518
00:32:52,080 --> 00:32:54,080
‫احساس می‌کنم داری دنبالم می‌کنی
‫یا یه همچین چیزی.

519
00:32:54,080 --> 00:32:56,080
‫معلومه که تعقیبت نمی‌کنم.

520
00:32:56,080 --> 00:32:59,080
‫آره، ولی بهت گفتم حواست
‫به خودت باشه، مگه نه؟

521
00:33:00,080 --> 00:33:02,280
‫فقط تنهام بذار.

522
00:33:02,280 --> 00:33:04,080
‫"فقط تنهام بذار!"

523
00:33:04,080 --> 00:33:06,080
‫انگلیسیِ سوسول.

524
00:33:09,440 --> 00:33:12,080
‫- کثافت.
‫- چی صدام کردی؟

525
00:34:34,360 --> 00:34:35,360
‫جان؟

526
00:34:40,080 --> 00:34:42,080
‫خدایا.

527
00:34:42,080 --> 00:34:44,520
‫- حالت خوبه.
‫- خدایا.

528
00:34:44,520 --> 00:34:47,080
‫حالت خوبه.

529
00:34:54,080 --> 00:34:56,600
‫مطمئنی کسی تو رو ندید؟

530
00:34:56,600 --> 00:35:00,920
‫هیچ‌کس... هیچ‌کس اون دور و بر نبود
‫که من ببینم.

531
00:35:02,680 --> 00:35:07,080
‫صورتش رو له کردم.
‫دیگه صورت نداشت.

532
00:35:07,080 --> 00:35:08,560
‫تاریک بوده.

533
00:35:08,600 --> 00:35:11,080
‫این‌ها همه‌ش توهماتته
‫که به هم ریخته.

534
00:35:13,080 --> 00:35:15,080
‫به پلیس زنگ زدی؟

535
00:35:16,080 --> 00:35:18,080
‫من با پلیس حرف می‌زنم.

536
00:35:19,080 --> 00:35:20,640
‫من قضیه انگس رو حل می‌کنم.

537
00:35:20,920 --> 00:35:22,920
‫باید به فیونا بگم.

538
00:35:22,920 --> 00:35:26,080
‫به... اون... هیچی... نگو.

539
00:35:27,080 --> 00:35:29,080
‫این راز رو پیش خودت نگه دار.

540
00:35:30,720 --> 00:35:32,720
‫من کشتمش.

541
00:35:32,800 --> 00:35:34,080
‫تو که نمی‌دونی.

542
00:35:37,080 --> 00:35:41,080
‫کمکم کن... تا کمکت کنم، جان.

543
00:35:41,080 --> 00:35:42,600
‫باشه؟

544
00:35:44,080 --> 00:35:46,920
‫چرا داری بهم کمک می‌کنی؟

545
00:35:48,080 --> 00:35:49,440
‫چون تو مرد خوبی هستی.

546
00:35:52,440 --> 00:35:56,880
‫سه تا راه برای خلاص شدن از این وضعیت هست.
‫گوش می‌کنی؟

547
00:35:57,680 --> 00:36:01,080
‫دوش، خواب...

548
00:36:04,080 --> 00:36:05,120
‫... سکوت.

549
00:36:07,440 --> 00:36:09,080
‫برام تکرارش کن.

550
00:36:12,720 --> 00:36:14,360
‫دوش.

551
00:36:15,080 --> 00:36:17,080
‫خواب.

552
00:36:21,080 --> 00:36:22,080
‫سکوت.

553
00:36:24,080 --> 00:36:25,080
‫سکوت.

554
00:37:42,080 --> 00:37:46,080
‫بابا... خوابم نمی‌بره.

555
00:37:47,080 --> 00:37:49,280
‫هی، چیزی نیست، همه چی مرتبه.

556
00:37:51,080 --> 00:37:53,080
‫یالا دیگه.

557
00:37:53,080 --> 00:37:54,680
‫همه چی مرتبه.

558
00:38:03,280 --> 00:38:05,280
‫بفرما.

559
00:38:29,680 --> 00:38:31,680
‫هیس...

560
00:38:33,680 --> 00:38:35,680
‫هیس...

561
00:38:45,680 --> 00:38:48,680
‫انگس کوچولو.

562
00:38:48,680 --> 00:38:49,960
‫بیا اینجا.

563
00:39:33,480 --> 00:39:37,480
‫خدایا... من رو ببخش.

564
00:39:38,680 --> 00:39:43,200
‫کمکم کن یه راهی
برای خلاص شدن از این مخمصه پیدا کنم
