﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:25,400 --> 00:00:30,238
[پادشاهی هاوایی]
[منطقه‌ی کوهالا]

3
00:00:46,129 --> 00:00:51,760
‫درود بر شما، مردمان عزیز و
‫بومی پادشاهی من.

4
00:00:52,886 --> 00:00:55,013
‫امروز، اسطوره‌های ما،
‫برکتی بر ما ارزانی داشته‌اند.

5
00:00:56,014 --> 00:01:00,018
‫یکی از فرماندهان ما صاحب فرزندی شده‌،

6
00:01:01,269 --> 00:01:05,607
‫و ما با عشق و آغوش باز
‫به اون خوشامد می‌گیم.

7
00:01:06,399 --> 00:01:09,319
‫تک‌تک شما والدین این کودک هستید،

8
00:01:10,195 --> 00:01:12,947
‫و ما با هم اون رو بزرگ خواهیم کرد.

9
00:01:24,000 --> 00:01:27,879
‫می‌دونم که اوضاع پرتنش بوده‌

10
00:01:27,879 --> 00:01:29,422
‫از زمان درگذشت پادشاه‌مون.

11
00:01:30,715 --> 00:01:34,844
‫اما بذارید این جشن زندگی در امروز

12
00:01:35,595 --> 00:01:39,432
‫به ما یادآوری کنه که برای چی می‌جنگیم.

13
00:01:40,183 --> 00:01:42,602
‫پس، روز درازه.

14
00:01:43,311 --> 00:01:44,896
‫غذا در حال پختنه.

15
00:01:46,147 --> 00:01:47,607
‫بیایید با هم جشن بگیریم.

16
00:02:48,960 --> 00:02:50,962
‫حالا دیگه این رو می‌بینید
اینطور نیست، کاپیتان؟

17
00:02:54,465 --> 00:02:56,259
‫پادشاهان بهشت خودمون می‌شیم.

18
00:04:16,047 --> 00:04:18,800
[فرمانده‌ی جنگ]
[قسمت هفتم: روز مغزهای متلاشی شده]

19
00:04:30,812 --> 00:04:32,397
‫من مشتاقانه منتظر روزی هستم

20
00:04:33,648 --> 00:04:35,358
‫که تولد فرزند خودمون رو جشن بگیریم.

21
00:04:36,526 --> 00:04:39,737
‫از تبار هاوایی
‫و قدرت مائوئی.

22
00:04:41,531 --> 00:04:42,782
‫من هم همینطور، فرمانده من.

23
00:04:44,242 --> 00:04:46,494
‫هنوز هیچ نشانی از زندگی نیست؟

24
00:04:50,081 --> 00:04:51,082
‫به زودی.

25
00:04:52,667 --> 00:04:54,669
‫بله، به زودی.

26
00:05:22,655 --> 00:05:23,614
‫فرمانده من.

27
00:05:25,450 --> 00:05:27,452
‫چه خبر از کائو؟

28
00:05:28,494 --> 00:05:31,289
‫رسیدن به «کیوآ» آسون نیست.

29
00:05:31,331 --> 00:05:33,958
‫از پادشاه در اعماق صحرای سیاه
‫به خوبی محافظت می‌شه،

30
00:05:34,000 --> 00:05:35,543
‫و جنگجویانش اون رو احاطه کردند.

31
00:05:35,585 --> 00:05:37,503
‫هیچ نقطه ضعفی نمی‌بینم.

32
00:05:37,545 --> 00:05:40,965
‫برای یک قاتل دشواره
‫که به پادشاه برسه.

33
00:05:42,300 --> 00:05:43,259
‫باید برگردم؟

34
00:05:43,843 --> 00:05:44,802
‫بیش از حد خطرناکه.

35
00:05:45,428 --> 00:05:46,554
‫به نزد خانواده‌ات برگرد.

36
00:05:50,933 --> 00:05:52,477
‫داشتی «کیوآ» رو زیر نظر می‌گرفتی؟

37
00:05:54,562 --> 00:05:55,521
‫شاید.

38
00:06:00,234 --> 00:06:03,863
‫«کامه‌هامه‌ها» گاردش رو پایین آورده‌.

39
00:06:06,115 --> 00:06:07,241
‫من این کار رو نمی‌کنم.

40
00:06:07,825 --> 00:06:08,826
‫منم همینطور.

41
00:06:18,419 --> 00:06:22,840
‫تو از موضع اون برای صلح حمایت می‌کنی،
‫اما با من نقشه جنگ می‌کشی.

42
00:06:27,428 --> 00:06:28,513
‫کدوم رو می‌خواهی؟

43
00:06:31,391 --> 00:06:32,475
‫شاید هر دو.

44
00:06:33,393 --> 00:06:36,062
‫من از جنگ یا پیشگویی چیزی نمی‌دونم،

45
00:06:36,729 --> 00:06:40,942
‫با این حال معتقدم که هم به تفکر «کامه‌هامه‌ها»
‫و هم به تفکر تو نیازه

46
00:06:40,983 --> 00:06:42,777
‫تا از این مهلکه جون سالم به در ببریم.

47
00:06:44,445 --> 00:06:46,406
‫چی میشه اگه نتونی هر دو رو داشته باشی؟

48
00:06:55,373 --> 00:06:57,917
‫من به عنوان همسر و مشاورش
به اون خدمت می‌کنم

49
00:07:00,461 --> 00:07:01,462
‫این وظیفه‌ی منه.

50
00:07:39,500 --> 00:07:43,421
‫من دیدم که این سگ‌های شنی چه کارها که نمی‌کنند.
‫شما نمی‌خواید که اون‌ها بدونند ما اینجا هستیم.

51
00:07:43,463 --> 00:07:44,755
‫آهای!

52
00:07:44,797 --> 00:07:45,882
‫بله، قربان.

53
00:07:46,883 --> 00:07:48,050
‫با تمام سرعت.

54
00:08:46,359 --> 00:08:49,695
‫باور داری اونچه در «زامبوانگا»
‫رخ داد، اینجا هم رخ بده؟

55
00:08:51,531 --> 00:08:52,740
‫می‌ترسم، بله.

56
00:08:54,659 --> 00:08:58,120
‫«جان یانگ» معتقده ایده‌ی تو
‫برای تجارت نتیجه‌ی خوبی داره.

57
00:09:01,499 --> 00:09:03,543
‫اون قوانین سرزمین‌شون رو به من آموخته.

58
00:09:04,126 --> 00:09:05,836
‫من چیز زیادی از قوانین‌شون ندیدم.

59
00:09:06,087 --> 00:09:09,966
‫و اگه پادشاه بدون وارث بمیره،
‫ملکه حکومت می‌کنه.

60
00:09:10,007 --> 00:09:11,217
‫این چیزی‌ـه که تو می‌خوای؟

61
00:09:14,971 --> 00:09:16,180
‫نه.

62
00:09:17,640 --> 00:09:22,144
‫اما اگه می‌تونستم قوانین فرماندهان
‫و اسطوره‌ها رو تغییر دهم، این کار رو می‌کردم.

63
00:09:24,188 --> 00:09:25,273
‫مثل یه ملکه سخن می‌گی.

64
00:09:27,858 --> 00:09:31,862
‫رسمی وجود داره که وقتی با ملکه
‫ملاقات می‌کنند، برای نشان دادن احترام...

65
00:09:34,824 --> 00:09:37,577
‫چرا یه ملکه
‫جنگجویانش رو وادار به چنین کاری می‌کنه؟

66
00:09:37,618 --> 00:09:39,036
‫نه، این برای زنان‌ـه.

67
00:09:40,246 --> 00:09:42,957
‫مردان دستش رو می‌گیرند، اینجوری.

68
00:09:45,376 --> 00:09:46,544
‫و اون رو می‌فشارن.

69
00:09:55,720 --> 00:09:57,013
‫کاهومانو!

70
00:09:58,097 --> 00:09:59,181
‫کاهومانو.

71
00:09:59,223 --> 00:10:01,225
‫فرمانده «کامه‌هامه‌ها»
‫دنبالت می‌گشت.

72
00:10:03,644 --> 00:10:04,645
‫باید برم.

73
00:10:11,861 --> 00:10:13,070
‫کجا بودی؟

74
00:10:16,782 --> 00:10:20,745
‫جاسوس برگشت. «کیوآ» ساکت بود.

75
00:10:21,787 --> 00:10:23,456
‫از سکوت، خیری برنمی‌خیزه.

76
00:10:24,665 --> 00:10:26,500
‫کاهومانو در این باره چی میگه؟

77
00:10:28,169 --> 00:10:30,046
‫اون رو برای دیدن جاسوس خودت بردی.

78
00:10:33,716 --> 00:10:36,385
‫اون می‌دونه چطوری بر
‫«کامه‌هامه‌ها» نفوذ داشته باشه.

79
00:10:38,137 --> 00:10:39,388
شاید روی تو هم همینطور

80
00:10:41,265 --> 00:10:44,018
‫کاهومانو هیچ نفوذی بر من نداره.

81
00:10:44,060 --> 00:10:45,686
‫با این حال، به دنبال مشورت اون هستی.

82
00:10:45,728 --> 00:10:48,272
‫فرماندهان به اون گوش می‌دن
من بهش نیاز دارم

83
00:10:48,856 --> 00:10:52,485
‫می‌خوای اون نظرات تو رو به
‫نظرات فرمانده‌اش ترجیح بده؟

84
00:10:52,526 --> 00:10:53,861
‫کافیه!

85
00:10:56,030 --> 00:10:57,782
‫داری خودت رو گم می‌کنی، کایانا.

86
00:10:59,700 --> 00:11:02,453
‫اونچه خطرناک‌تره،
‫اینه که سرانجام من رو از دست بدی.

87
00:11:03,037 --> 00:11:04,038
‫کایانا!

88
00:11:06,165 --> 00:11:09,043
‫کشتی‌ای رسیده. «مارلی»ـه.

89
00:11:39,448 --> 00:11:40,700
‫خدای من.

90
00:11:41,158 --> 00:11:42,326
‫مارلی؟

91
00:11:42,368 --> 00:11:43,452
‫جان یانگ.

92
00:11:43,953 --> 00:11:45,079
‫تو زنده‌ای، رفیق.

93
00:11:45,788 --> 00:11:46,914
‫فکر می‌کردیم مُردی.

94
00:11:46,956 --> 00:11:51,043
‫راستش، با مهمان‌نوازی
‫میزبانان‌مون کاملاً راحت بودم.

95
00:11:51,836 --> 00:11:53,337
‫ایشون کاپیتان «متکاف» هستند.

96
00:11:56,048 --> 00:11:58,134
‫اجازه بدید
فرمانده «کامه‌هامه‌ها» رو معرفی کنم

97
00:12:03,472 --> 00:12:06,350
‫اون‌ها رو نزدیک «کوهالا» پیدا کردیم،
فرمانده من

98
00:12:06,392 --> 00:12:08,102
‫«کایانا» و «کاهومانو» کجا هستند؟

99
00:12:08,769 --> 00:12:09,895
‫فراخوانده شدن.

100
00:12:14,650 --> 00:12:16,402
‫هدف اون‌ها از اومدن به اینجا چیه؟

101
00:12:17,820 --> 00:12:19,238
‫برای چی اومدید؟

102
00:12:21,407 --> 00:12:24,160
‫تنها یه کاپیتان فروتن‌ام
‫که به دنبال برقراری تجارتـه.

103
00:12:24,869 --> 00:12:27,246
خبردار شدم که
،شما جزایری غنی دارید

104
00:12:27,288 --> 00:12:29,165
با مردمی بزرگوار

105
00:12:29,540 --> 00:12:34,253
‫با توجه به نحوه مراقبت شما
‫از آقای یانگ، می‌بینم که حقیقت داره.

106
00:12:35,671 --> 00:12:38,132
‫«جان یانگ» دوست ماست.

107
00:12:38,632 --> 00:12:41,927
‫امیدوارم که ما هم
‫بتونیم دوست باشیم.

108
00:12:45,014 --> 00:12:48,768
‫باید با این رنگ‌پریده‌ها
‫محتاطانه رفتار کنیم، فرمانده من.

109
00:12:51,187 --> 00:12:54,148
‫شما تا زمانی که دوباره صحبت کنیم،
‫در کشتی خودتون می‌مونید.

110
00:12:54,190 --> 00:12:55,316
‫البته.

111
00:12:55,357 --> 00:12:58,486
امیدوارم مردم شما
...آگاه باشن که

112
00:12:58,527 --> 00:13:00,571
‫که ما قصد آسیب رسوندن نداریم.

113
00:13:01,155 --> 00:13:02,615
‫تنها تجارت منصفانه.

114
00:13:03,741 --> 00:13:05,743
‫شما مهمان هستید.

115
00:13:06,911 --> 00:13:10,706
‫هیچ سلاحی علیه شما بلند نخواهد شد.

116
00:13:17,963 --> 00:13:20,382
‫اون‌ها برای تجارت اینجا هستند.

117
00:13:21,050 --> 00:13:26,889
‫من از تجارت استقبال می‌کنم، اما
‫کنترل اون باید در دست ما باشه.

118
00:13:27,807 --> 00:13:28,766
‫فرمانده من

119
00:13:30,059 --> 00:13:32,686
‫این مردان قابل اعتماد نیستند.

120
00:13:34,021 --> 00:13:36,190
‫«جان یانگ» از طرف اون‌ها سخن میگه.

121
00:13:39,443 --> 00:13:41,320
‫پس تو هم قابل اعتماد نیستی.

122
00:13:42,822 --> 00:13:44,323
‫من در مورد شخصیت اون‌ها سخن نمی‌گم.

123
00:13:44,907 --> 00:13:46,700
‫اون‌ها سعی کردند من رو به بردگی بکشن.

124
00:13:47,201 --> 00:13:49,370
‫اگه از «زامبوانگا»
‫خارج نمی‌شدیم، امروز برده بودم.

125
00:13:49,411 --> 00:13:53,040
‫مردانی مثل این‌ها بدترین نوعی
‫هستند که یه مرد خارجی می‌تونه باشه.

126
00:13:53,082 --> 00:13:56,544
‫نباید به اون‌ها اجازه ورود به پادشاهی ما
‫یا هیچ جزیره دیگه‌ای داده شه.

127
00:13:56,585 --> 00:14:00,673
‫فقط تو هستی که می‌تونی
‫خوب رو از بد تشخیص بدی، کایانا؟

128
00:14:01,757 --> 00:14:02,758
‫نه.

129
00:14:03,300 --> 00:14:06,846
‫اما من این مردان رو می‌شناسم
‫و حقیقت رو می‌گم.

130
00:14:08,806 --> 00:14:12,977
خب ازم می‌خوای چی کار کنم، کایانا؟

131
00:14:14,937 --> 00:14:16,021
‫مثل عموت عمل کن.

132
00:14:17,690 --> 00:14:21,235
‫اون کاپیتان «کوک» رو کشت و استخوان‌هاش
‫رو به مردانش بازگردوند.

133
00:14:21,735 --> 00:14:25,906
‫عموم استخوان‌ها رو
‫به نشانه‌ی احترام داد.

134
00:14:27,283 --> 00:14:28,617
‫این چیزی نیست که اون‌ها دیدند.

135
00:14:29,577 --> 00:14:32,997
‫اون‌ها یه پادشاه وحشی دیدند که گوشت
‫کاپیتان‌شون رو از استخوان‌هاش جدا کرد.

136
00:14:34,206 --> 00:14:37,251
‫از این مردان استفاده کن و پیامی
‫به جهان بفرست

137
00:14:37,835 --> 00:14:40,379
‫که هیچ‌کس این جزایر رو کنترل نخواهد کرد.

138
00:14:46,427 --> 00:14:49,555
‫این راه و رسم
‫قانون «مامالاهوآ» نیست.

139
00:14:50,472 --> 00:14:53,642
‫مردانی مثل این‌ها فراتر از
‫قوانین رحم و صلح هستند.

140
00:14:54,101 --> 00:14:57,897
‫اون‌ها فسادند، پلیدی‌ای که
‫این سرزمین رو آلوده می‌کنه و ما رو نابود خواهد کرد.

141
00:15:04,570 --> 00:15:06,322
‫من حکمی صادر کردم.

142
00:15:07,531 --> 00:15:11,452
‫این مردان نشان ندادند
‫که برای کشتار اینجا هستند،

143
00:15:13,954 --> 00:15:14,955
‫پس...

144
00:15:16,749 --> 00:15:18,292
ما هم اون‌ها رو نمی‌کشیم

145
00:15:32,181 --> 00:15:35,351
‫«کامه‌هامه‌ها» حکم کرد که
‫پادشاهی اون، پادشاهی صلح خواهد بود.

146
00:15:37,519 --> 00:15:38,938
‫تو این مردان رو نمی‌شناسی

147
00:15:38,938 --> 00:15:41,732
‫نمی‌دونی اگه فرصتی به اون‌ها داده شه،
‫قادر به انجام چه کارهایی هستند.

148
00:15:41,774 --> 00:15:44,985
‫«کامه‌هامه‌ها» تنها می‌تونه در مورد
‫اونچه اون‌ها اینجا انجام دادند، سخن بگه.

149
00:15:45,569 --> 00:15:47,154
‫اون‌ها هیچ کاری با ما نکردند.

150
00:15:47,196 --> 00:15:48,614
‫هنوز نه.

151
00:15:50,658 --> 00:15:53,410
‫شماها باید بفهمید.
‫اون‌ها شما رو به چشم انسان نمی‌بینند.

152
00:15:54,536 --> 00:15:57,957
‫اون‌ها تنها چیزی رو می‌بینند که
‫می‌تونن بخرن، بفروشن یا صاحب شن.

153
00:15:58,874 --> 00:16:00,751
‫ما نمی‌تونیم قانون «مامالاهوآ» رو بشکنیم.

154
00:16:01,543 --> 00:16:04,213
‫«مامالاهوآ» شما رو از
‫چنین مردانی محافظت نمی‌کنه.

155
00:16:04,713 --> 00:16:07,675
‫این‌ها دشمنان شما
‫از اون سوی دریا هستند، کایانا.

156
00:16:08,175 --> 00:16:09,551
‫اون‌ها اینجا دشمنی ندارند.

157
00:16:11,428 --> 00:16:13,347
‫ما نمی‌دونیم کایانا چی دیده.

158
00:16:14,056 --> 00:16:17,518
‫اونچه برادر ما دیده،
‫بار مسئولیتی بر دوش «کامه‌هامه‌ها» نیست.

159
00:16:21,605 --> 00:16:23,273
‫تو حقیقت رو میگی.

160
00:16:23,941 --> 00:16:26,110
‫«کامه‌هامه‌ها» پادشاه خوبی خواهد بود.

161
00:16:29,530 --> 00:16:31,156
‫خودم این موضوع رو حل می‌کنم.

162
00:16:31,740 --> 00:16:32,741
‫کایانا.

163
00:16:46,005 --> 00:16:47,423
‫چرا چیزی نگفتی؟

164
00:16:48,757 --> 00:16:50,259
‫اون دیگه به من گوش نمی‌ده.

165
00:18:42,121 --> 00:18:45,791
‫فکر کردی می‌تونی به اینجا
‫برگردی و با من روبه‌رو نشی؟

166
00:18:48,710 --> 00:18:50,796
‫تنها یه شیطان بدتر از تو وجود داره.

167
00:18:50,838 --> 00:18:53,423
‫و تو بعد از کاری که با من کردی،
‫قراره اون رو ملاقات کنی.

168
00:18:56,510 --> 00:18:57,928
‫کایانا!

169
00:19:00,430 --> 00:19:02,099
‫بلند شو.

170
00:19:05,018 --> 00:19:07,312
‫- به اون‌ها بگو عقب برن.
‫- عقب برید. عقب برید.

171
00:19:20,617 --> 00:19:23,120
‫معنی این کار چیه؟

172
00:19:25,914 --> 00:19:28,208
‫باشه. باشه.

173
00:19:32,296 --> 00:19:33,297
‫هی،

174
00:19:33,797 --> 00:19:34,798
‫کایانا.

175
00:19:37,050 --> 00:19:38,677
‫به تو گفتم این کار رو نکن.

176
00:19:41,680 --> 00:19:45,017
‫حقایقی از دنیای بیرون وجود داره
‫که تو نمی‌تونی درک کنی.

177
00:19:46,101 --> 00:19:47,186
‫تقصیر تو نیست،

178
00:19:49,104 --> 00:19:53,066
‫اما مردانی مثل این نمی‌تونند
‫بر ما نفوذ داشته باشند.

179
00:19:54,109 --> 00:19:56,528
‫تو قانون «مامالاهوآ»
‫رو نشکستی،

180
00:19:57,112 --> 00:19:58,655
‫اما اگه این کار رو بکنی،

181
00:19:59,156 --> 00:20:00,657
‫مردان من چاره‌ای نخواهند داشت

182
00:20:02,284 --> 00:20:03,702
‫جز اینکه تو رو از میان بردارند.

183
00:20:06,830 --> 00:20:10,626
‫مسئولیت عواقبی که در پیشه،
‫به گردن من نیست.

184
00:20:11,418 --> 00:20:12,794
‫به گردن توئـه.

185
00:20:29,811 --> 00:20:31,188
‫سلاح‌ها پایین.

186
00:21:09,726 --> 00:21:12,271
‫من به مردان رنگ‌پریده قول امان دادم.

187
00:21:13,939 --> 00:21:17,985
‫پیامی که با خون نوشته شه،
‫تنها با خون پاسخ داده میشه.

188
00:21:18,819 --> 00:21:21,405
‫من می‌تونم اونچه به این سواحل
‫میاد رو مدیریت کنم.

189
00:21:22,406 --> 00:21:23,782
‫من از خودمون محافظت می‌کنم.

190
00:21:27,035 --> 00:21:28,870
‫این بار مسئولیت بر دوش
‫تو نیست، برادر.

191
00:21:31,665 --> 00:21:33,125
‫بر دوش منـه.

192
00:21:36,753 --> 00:21:40,132
‫«جان یانگ» رو به نزد کاپیتان می‌فرستم

193
00:21:40,173 --> 00:21:44,261
‫با غذا و آب

194
00:21:45,595 --> 00:21:51,810
تا بهش بگه من مایلم
اون به سرزمین خودش برگرده

195
00:21:52,728 --> 00:21:58,859
‫اون خبر می‌بره که ما مردمی
‫اهل صلح و نیت خیر هستیم،

196
00:22:00,193 --> 00:22:05,407
‫اما جنگجویانی داریم
‫که برای خونه‌مون می‌جنگن.

197
00:22:09,328 --> 00:22:10,704
‫اهمیتی نداره.

198
00:22:12,789 --> 00:22:14,166
‫اون‌ها ما رو ضعیف می‌بینن.

199
00:22:15,125 --> 00:22:16,918
‫و تو نشون دادی که این حقیقت داره.

200
00:22:17,586 --> 00:22:19,129
‫موضوع تموم شد.

201
00:22:19,171 --> 00:22:20,756
‫مردان رنگ‌پریده میرن.

202
00:22:20,797 --> 00:22:24,551
‫و به «کایانا» هشدار داده شد
‫که به خواسته‌های فرمانده‌مون احترام بذاره.

203
00:22:45,447 --> 00:22:46,740
‫ناماکه!

204
00:22:48,909 --> 00:22:50,118
‫کایانا.

205
00:22:50,160 --> 00:22:51,411
‫تو به اون گفتی.

206
00:22:52,287 --> 00:22:55,123
‫تو به اون گفتی، مگه نه؟

207
00:22:55,165 --> 00:22:58,335
‫«کامه‌هامه‌ها». تو به اون
‫بیشتر از من اعتماد کردی؟

208
00:22:58,418 --> 00:22:59,669
‫در این مورد، بله.

209
00:22:59,711 --> 00:23:01,838
‫من به «کامه‌هامه‌ها» اعتماد دارم.

210
00:23:02,506 --> 00:23:03,799
‫اما من کاری نکردم.

211
00:23:04,549 --> 00:23:06,593
‫از وقتی من برگشتم، تو تغییر کردی.

212
00:23:07,219 --> 00:23:09,012
‫تو دیگه همون آدم سابق نیستی، برادر.

213
00:23:09,054 --> 00:23:10,180
‫تو هم نیستی.

214
00:23:10,222 --> 00:23:12,557
‫تو نمی‌دونی من چی‌ها دیدم.

215
00:23:12,599 --> 00:23:14,684
‫داری چی کار می‌کنی، کایانا؟

216
00:23:21,024 --> 00:23:23,777
‫«کامه‌هامه‌ها» به کشتی اومد.

217
00:23:23,819 --> 00:23:26,363
‫اون از رنگ‌پریده‌ها محافظت می‌کنه.

218
00:23:26,405 --> 00:23:27,906
‫«کامه‌هامه‌ها» فرمانده‌ست.

219
00:23:29,449 --> 00:23:30,992
‫اما تو برادر منی.

220
00:23:31,785 --> 00:23:35,205
‫و قسم می‌خورم، من به اون نگفتم.

221
00:23:42,796 --> 00:23:44,631
‫پس «کامه‌هامه‌ها» از کجا می‌دونست؟

222
00:23:56,435 --> 00:23:58,770
‫من همیشه به عنوان فرمانده‌ام
در کنار تو بودم

223
00:24:00,564 --> 00:24:04,818
‫اما مردی که پیش روی منه، فرمانده نیست.
‫اون «مامالاهوآ» رو نمی‌شکست.

224
00:24:09,072 --> 00:24:13,577
‫«مامالاهوآ» رنگ‌پریده‌ها رو
‫از سواحل ما دور نمی‌کنه.

225
00:24:13,618 --> 00:24:17,747
‫اون‌ها نیازی ندارند اینجا باشن
‫تا به ما آسیب بزنن، کایانا.

226
00:24:18,582 --> 00:24:19,666
متوجه نیستی؟

227
00:24:21,710 --> 00:24:24,963
‫ما زبان اون‌ها رو یاد می‌گیریم
‫و از سلاح‌هاشون استفاده می‌کنیم.

228
00:24:26,465 --> 00:24:32,137
‫می‌ترسم که رسوم اون‌ها مثل یه بیماری
‫در میان ما بپیچه

229
00:24:32,804 --> 00:24:36,183
‫و ما رو تغییر بده، همونطور
‫که تو رو تغییر داد.

230
00:24:44,733 --> 00:24:45,775
‫تو.

231
00:24:46,860 --> 00:24:48,487
‫ناهی، این کار رو نکن.

232
00:24:52,407 --> 00:24:54,075
‫تو به «کایانا» خیانت کردی.

233
00:24:54,117 --> 00:24:55,285
‫مجبور بودم.

234
00:24:55,327 --> 00:24:56,995
‫این اولین بار نبود.

235
00:24:57,037 --> 00:24:59,456
‫در مورد چیزی که نمی‌دونی،
‫سخن نگو، ناهی.

236
00:25:00,916 --> 00:25:04,336
‫نگران نباش، برادر. من
‫دستی سمت تو بلند نمی‌کنم.

237
00:25:08,006 --> 00:25:11,968
‫این خانواده ‌ارزش جنگیدن نداره.

238
00:25:24,272 --> 00:25:26,316
‫فرمانده «کامه‌هامه‌ها» می‌خواد

239
00:25:26,358 --> 00:25:29,611
‫برای جلوگیری از درگیری بیشتر،
‫این جزایر رو ترک کنید.

240
00:25:30,529 --> 00:25:34,950
‫تو حرف این «کایانا» و اون سیاه‌پوست
‫رو به حرف ما ترجیح می‌دی؟

241
00:25:34,991 --> 00:25:36,826
تو همچین آدمی شدی، جان؟

242
00:25:38,370 --> 00:25:40,163
‫می‌بینید چی داریم اینجا، پسرها؟

243
00:25:41,790 --> 00:25:44,793
‫یه پادوی لعنتی برای
‫اون وحشی آفتاب‌سوخته.

244
00:25:46,920 --> 00:25:49,965
‫فرمانده «کامه‌هامه‌ها» مرد منصفی‌ـه.

245
00:25:50,590 --> 00:25:53,385
‫اون شما رو بر اساس
‫اونچه نمی‌بینه، قضاوت نمی‌کنه.

246
00:25:53,885 --> 00:25:56,846
یکی از افراد فرمانده‌ات بود که
سعی کرد توی خواب ما رو بکشه

247
00:25:57,681 --> 00:25:59,266
‫آیا این معیار اون برای انصافـه؟

248
00:25:59,307 --> 00:26:02,644
‫«کایانا» به تنهایی عمل کرد
‫و با اون برخورد خواهد شد.

249
00:26:03,436 --> 00:26:09,276
‫فرمانده «کامه‌هامه‌ها» قصد بدی
‫نسبت به شما نداره، اما باید برید.

250
00:26:12,320 --> 00:26:15,991
‫به نظر می‌رسه شما حرفتون در میان
‫این مردم خریدار داره، آقای یانگ.

251
00:26:17,325 --> 00:26:22,038
‫شما در هر تجارتی که در اینجا
‫انجام شود، مرد مهمی خواهید بود.

252
00:26:25,208 --> 00:26:26,334
‫برید.

253
00:26:27,168 --> 00:26:31,923
‫با دعای خیر فرمانده «کامه‌هامه‌ها»
‫برای سفر امن به خونه، کاپیتان.

254
00:26:33,592 --> 00:26:34,801
‫فکر می‌کنی همینه؟

255
00:26:34,843 --> 00:26:36,928
‫اینجا یه گنجه.

256
00:26:36,970 --> 00:26:38,096
‫وقتی خبرش بپیچه،

257
00:26:38,138 --> 00:26:41,224
‫هیچ چیز جلودار سیل مردانی
‫که برای اون میان، نخواهد بود.

258
00:27:42,410 --> 00:27:43,828
‫چی شده، کایانا؟

259
00:27:48,249 --> 00:27:52,587
‫«کوپوهی» بود که به «کامه‌هامه‌ها» گفت
‫من به کشتی مرد رنگ‌پریده رفتم.

260
00:27:54,422 --> 00:27:56,675
‫اون این کار رو از روی نگرانی
برای امنیت تو کرد

261
00:27:57,884 --> 00:28:00,178
‫اون فکر می‌کنه سفرهام من رو تغییر داده.

262
00:28:01,262 --> 00:28:02,472
‫آیا اشتباه می‌کنه؟

263
00:28:05,850 --> 00:28:06,851
‫نه.

264
00:28:12,190 --> 00:28:15,402
‫من چیزهایی دیدم که هرگز
‫نمی‌تونستم خوابشون رو ببینم.

265
00:28:17,237 --> 00:28:19,114
‫چیزهایی که اسطوره‌های ما
نمی‌تونن توضیح بدن

266
00:28:21,408 --> 00:28:25,495
‫نمی‌فهمم، اما بار مسئولیتی
‫که به دوش می‌کشی رو می‌بینم.

267
00:28:30,083 --> 00:28:31,501
‫من جنگیدم تا به خونه برگردم.

268
00:28:32,001 --> 00:28:34,254
‫تا از مردمم، خانواده‌ام محافظت کنم.

269
00:28:35,755 --> 00:28:37,757
‫و احساس می‌کنم دارم اون‌ها رو از دست می‌دم.

270
00:28:49,269 --> 00:28:50,437
‫فقط صبور باش.

271
00:28:51,104 --> 00:28:52,647
‫فکر می‌کردم اون‌ها این رو متوجه می‌شن.

272
00:28:53,148 --> 00:28:55,024
‫فرماندهان، «کوپوهی».

273
00:28:56,151 --> 00:28:58,319
‫اما احساس می‌کنم تنها کسی
‫که من رو درک می‌کنه، تویی.

274
00:29:14,627 --> 00:29:16,212
‫به اون‌ها گفته شده بود که برن.

275
00:29:23,762 --> 00:29:25,638
‫چرا به سمت خلیج دیگه می‌رن؟

276
00:29:45,909 --> 00:29:46,951
‫ببین چی ساختم.

277
00:29:51,915 --> 00:29:54,793
‫هی! یه کشتی بزرگ! یه کشتی بزرگ!

278
00:29:58,630 --> 00:30:00,673
‫اون همون کشتی‌ایـه که تو رو به خونه آورد؟

279
00:30:00,965 --> 00:30:05,720
ولی اون‌ها قرار بود دیرتر برگردن

280
00:30:06,971 --> 00:30:08,306
‫می‌تونیم بریم ببینیم؟

281
00:30:08,890 --> 00:30:10,558
‫بله، بیا بریم ببینیم.

282
00:30:20,360 --> 00:30:22,028
‫کشتی برای ما آواز می‌خونه.

283
00:30:32,664 --> 00:30:39,045
♪ تو کجایی؟ ♪

284
00:30:55,603 --> 00:30:57,313
‫فرماندهان خارجی نرفتن.

285
00:30:57,355 --> 00:30:59,148
‫اون‌ها در روستای بیرونی توقف کردن.

286
00:30:59,524 --> 00:31:02,986
‫جنگجویان رو جمع کن... و قایق‌ها رو بفرست!

287
00:31:04,696 --> 00:31:06,322
‫سلاح‌هاتون رو بردارید، مردان!

288
00:31:14,163 --> 00:31:16,583
‫توپ‌ها رو با میخ پر کنید.

289
00:31:18,585 --> 00:31:19,586
‫کاپیتان.

290
00:31:22,463 --> 00:31:24,215
‫توپ‌ها رو با میخ پر کنید!

291
00:32:05,173 --> 00:32:06,507
‫توپ‌ها آماده.

292
00:32:27,779 --> 00:32:28,780
‫وایستاد.

293
00:32:44,212 --> 00:32:46,756
‫روز مغزهای متلاشی شده.

294
00:32:47,674 --> 00:32:48,675
‫فرار کنید!

295
00:32:51,511 --> 00:32:52,887
‫- شلیک!
‫- شلیک!

296
00:32:52,929 --> 00:32:54,222
‫شلیک!

297
00:33:07,944 --> 00:33:08,945
‫شلیک!

298
00:33:09,529 --> 00:33:10,697
‫شلیک!

299
00:33:13,032 --> 00:33:15,410
‫با هر چی دارید به اون‌ها ضربه بزنید!

300
00:33:15,451 --> 00:33:16,536
‫شلیک!

301
00:33:17,620 --> 00:33:19,163
‫شلیک!

302
00:33:56,492 --> 00:33:57,493
‫کافیه.

303
00:33:58,077 --> 00:33:59,120
‫آتش‌بس!

304
00:33:59,162 --> 00:34:00,246
‫آتش‌بس!

305
00:34:06,335 --> 00:34:09,714
‫وقت و پول من رو هدر دادی.

306
00:34:12,133 --> 00:34:13,426
‫کاپیتان، لطفاً.

307
00:34:42,914 --> 00:34:44,373
‫آماده حرکت شید.

308
00:34:44,874 --> 00:34:46,834
‫بله، قربان. شنیدید؟
