﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,167
.

2
00:00:46,421 --> 00:00:48,131
‫پادشاه کالانیوپوو درگذشت.

3
00:00:59,768 --> 00:01:02,520
‫- پاینده باد پادشاه جدید!
‫- پاینده باد پادشاه جدید!

4
00:02:39,576 --> 00:02:42,620
[فرمانده‌ی جنگ]

5
00:02:51,379 --> 00:02:54,507
[پادشاهی اوآهو]

6
00:03:07,478 --> 00:03:09,230
‫خبری از پادشاهی هاوایی رسیده

7
00:03:12,525 --> 00:03:14,068
‫پادشاه کالانیوپوو درگذشته

8
00:03:17,030 --> 00:03:22,076
‫اکنون پسرش کیوآ بر پادشاهی حکمرانی می‌کنه.

9
00:03:28,208 --> 00:03:31,336
‫کالانیوپوو پادشاه بزرگی بود.

10
00:03:32,378 --> 00:03:36,090
‫استخوان‌های اون، ارزشمندترین پیشکش
‫برای محراب‌های من می‌شدن.

11
00:03:39,052 --> 00:03:40,845
‫فرماندهان جنگ رو احضار کنید.

12
00:03:42,639 --> 00:03:44,766
‫ما برای فتح پادشاهی هاوایی آماده می‌شیم.

13
00:03:51,314 --> 00:03:53,066
‫اجازه سخن گفتن دارم، پادشاه بزرگ؟

14
00:04:03,284 --> 00:04:06,621
‫به زودی آخرین سنگر اوآهو
‫رو هم فتح می‌کنیم.

15
00:04:08,164 --> 00:04:11,501
‫ما در لشکرکشی شما برای متحد کردن این جزایر
‫حمایت‌تون می‌کنیم،

16
00:04:12,335 --> 00:04:13,336
‫اما...

17
00:04:14,128 --> 00:04:16,798
‫این شبیه به پیشگویی نیست.

18
00:04:19,050 --> 00:04:22,512
‫شما در حال از بین بردن
‫نسل‌های سلطنتی این پادشاهی هستید.

19
00:04:24,389 --> 00:04:27,016
‫این حس اتحاد رو القا نمی‌کنه.

20
00:04:42,407 --> 00:04:45,702
‫مردم تنها وفادار...

21
00:04:47,578 --> 00:04:49,789
‫به تبار پادشاهی خودشون هستند.

22
00:04:51,749 --> 00:04:54,210
‫تا زمانی که اون نسل‌ها وجود داشته باشند،

23
00:04:54,961 --> 00:04:56,713
‫هرگز سرزمینی به نام مائوئی
وجود نخواهد داشت

24
00:05:01,426 --> 00:05:04,429
‫ما باید یک نسل رو

25
00:05:05,722 --> 00:05:08,975
‫برای تمام پادشاهی‌ها حاکم کنیم.

26
00:05:14,188 --> 00:05:16,190
‫نسل من.

27
00:05:18,860 --> 00:05:24,615
‫تنها در اون زمانه که همانطور که پیشگویی می‌گه،
‫به راستی متحد خواهیم شد.

28
00:05:35,084 --> 00:05:36,836
‫صحبت‌های پادشاه رو شنیدید

29
00:05:40,048 --> 00:05:41,049
‫حالا برید!

30
00:06:17,668 --> 00:06:21,422
[پادشاهی هاوایی]
[منطقه‌ی کوهالا]

31
00:06:28,304 --> 00:06:28,805
‫ممنونم.

32
00:06:30,765 --> 00:06:33,810
‫برای کلاس انگلیسی‌ات دیر کردی.

33
00:06:35,353 --> 00:06:36,896
‫چند جلسه‌ غیبت داشتی.

34
00:06:37,980 --> 00:06:39,816
‫بقیه، سریع پیشرفت می‌کنند.

35
00:07:04,090 --> 00:07:05,591
‫من در یک غار به دنیا اومدم.

36
00:07:07,635 --> 00:07:09,762
‫در سکوت، زندگی رو پیدا کردم.

37
00:07:10,721 --> 00:07:12,098
‫می‌تونستم هر چیزی باشم.

38
00:07:13,516 --> 00:07:15,184
‫در تاریکی، آزاد بودم.

39
00:07:17,019 --> 00:07:20,815
‫تا جایی که من می‌دونم، پدرت
‫فقط صلاحت رو می‌خواد.

40
00:07:21,691 --> 00:07:25,153
‫شاید اگر اینقدر با این زندگی نجنگی،

41
00:07:25,236 --> 00:07:27,321
‫حس آزادی بیشتری درش پیدا کنی.

42
00:07:30,867 --> 00:07:33,327
‫جایی که تو از اون اومدی، زنان
‫اینطوری ‌اند، جان؟

43
00:07:34,620 --> 00:07:38,291
‫- کاری که به اون‌ها گفته می‌شه رو انجام می‌دن؟
‫- هرجا که من می‌شناسم همینطوره.

44
00:07:43,212 --> 00:07:45,465
‫ای همسران، مطیع شوهران خود باشید،

45
00:07:45,548 --> 00:07:50,303
‫زیرا شوهر سرِ همسر است،
‫همانطور که خدا سرِ کلیساست،

46
00:07:51,471 --> 00:07:53,473
‫و خود نجات‌دهنده‌ی اوست.

47
00:07:56,893 --> 00:07:58,227
‫خدای تو با تو سخن گفته؟

48
00:08:01,439 --> 00:08:05,860
‫اون با مردان صالح سخن گفته،
‫و اون‌ها کلامش رو به اشتراک گذاشتند.

49
00:08:09,655 --> 00:08:11,657
‫اسطوره‌های ما از این نظر شبیه هم هستند.

50
00:08:13,201 --> 00:08:15,745
‫اون‌ها با مردان در مورد مردان سخن می‌گن.

51
00:08:17,371 --> 00:08:18,998
‫ علاقه‌ای به سخن گفتن با من ندارن.

52
00:08:22,752 --> 00:08:26,380
‫اما روزی می‌رسه
‫که دیگه برای آزاد بودن نیازی به غار نداشته باشم.

53
00:08:53,616 --> 00:08:54,909
‫برایت ماهی «اویو» آوردم.

54
00:08:55,743 --> 00:08:56,911
‫تو غذا نمی‌خوری.

55
00:08:58,788 --> 00:08:59,914
‫ممنونم، ناماکه.

56
00:09:04,627 --> 00:09:09,715
‫هر بار که احساس ضعف می‌کنم، از خدا
‫قدرت می‌خوام، و اون تو رو می‌فرسته.

57
00:09:20,393 --> 00:09:21,852
‫این منم که ضعیفم...

58
00:09:23,479 --> 00:09:25,022
‫و برای قدرت گرفتن به تو چشم دوختم.

59
00:09:31,529 --> 00:09:35,783
‫امشب برات ماهی بیشتری میارم.

60
00:09:51,340 --> 00:09:52,383
‫ناهی.

61
00:09:52,466 --> 00:09:56,345
‫ناماکه طوری رفتار می‌کنه که انگار
‫کایانا دیگه برنمی‌گرده.

62
00:09:57,888 --> 00:10:00,891
‫- خواهر تو هم همینطور.
‫- اون مُرده، ناهی.

63
00:10:02,643 --> 00:10:03,769
‫تو که نمی‌دونی.

64
00:10:05,229 --> 00:10:06,230
‫هیچکس نمی‌دونه.

65
00:10:07,815 --> 00:10:09,609
‫وقتی برگرده چی؟

66
00:10:09,692 --> 00:10:11,485
‫با هم در شادی شریک می‌شیم.

67
00:10:12,653 --> 00:10:13,654
‫اما...

68
00:10:13,988 --> 00:10:16,115
‫باید برای زندگی بدون اون آماده بشیم.

69
00:10:16,490 --> 00:10:18,159
‫ناماکه عاشق کوپوهی‌ـه.

70
00:10:20,286 --> 00:10:21,287
‫همیشه بوده.

71
00:11:36,278 --> 00:11:38,030
‫- قیمت همونه...
‫- نه.

72
00:11:38,531 --> 00:11:40,408
‫توافق همیشه همین بوده.

73
00:11:49,250 --> 00:11:51,252
‫تو آزادانه میان اون‌ها رفت و آمد می‌کنی.

74
00:11:52,253 --> 00:11:54,880
‫تقریباً انگار هیچ کاناکایی در تو نمی‌بینم.

75
00:11:57,800 --> 00:11:59,135
‫زنی مثل تو

76
00:11:59,218 --> 00:12:01,137
‫میان رؤسا مورد بحث قرار می‌گیره.

77
00:12:02,722 --> 00:12:04,932
‫تو با خون اشرافیت هرگز من
‫یا خانواده‌ام رو درک نمی‌کنی.

78
00:12:05,808 --> 00:12:07,309
‫من سازنده‌ی «کاپا» بودم.

79
00:12:07,393 --> 00:12:08,394
‫همین.

80
00:12:09,019 --> 00:12:10,146
‫اما من بیشتر می‌خواستم.

81
00:12:11,564 --> 00:12:12,940
‫چطور به اینجا رسیدی؟

82
00:12:13,023 --> 00:12:14,859
‫با یک قایق به فراسوی اقیانوس‌ها رفتم.

83
00:12:15,609 --> 00:12:18,654
‫روزها بدون جهت سرگردان بودم.
‫نه غذایی، نه آبی.

84
00:12:20,072 --> 00:12:21,907
‫یک کشتی خارجی من رو در حال مرگ پیدا کرد.

85
00:12:23,242 --> 00:12:25,995
‫وقتی به «زامبوانگا» رسیدم،
‫فرصت رو غنیمت شمردم.

86
00:12:28,497 --> 00:12:30,708
‫عامی یا اشرافی فرقی نمی‌کنه...

87
00:12:30,791 --> 00:12:33,377
‫... در سرزمینی که پول
‫بیشتر از هر چیز دیگه‌ای محترم شمرده می‌شه.

88
00:12:36,005 --> 00:12:37,673
‫پول تو رو بیشتر شبیه اون‌ها می‌کنه.

89
00:12:43,345 --> 00:12:44,805
‫معامله‌ی تفنگ‌هات رو جوش دادم.

90
00:12:46,182 --> 00:12:47,892
‫باید اون‌ها رو به کشتی‌ات ببریم.

91
00:12:48,601 --> 00:12:50,436
‫- تونی رو دیدی؟
‫- امروز نه.

92
00:12:50,519 --> 00:12:52,897
‫- اون باید با من بیاد.
‫- مطمئنم حالش خوبه، کایانا.

93
00:13:30,392 --> 00:13:32,144
‫تونی کجاست؟

94
00:13:34,772 --> 00:13:37,149
‫دیشب دیدمش.

95
00:13:37,233 --> 00:13:38,234
‫کجا؟

96
00:13:41,362 --> 00:13:43,572
‫مردی که اون موقع شب بیرونـه،
‫فکرهای شیطانی در سر داره.

97
00:13:45,115 --> 00:13:46,408
‫می‌توانه هر جایی باشه.

98
00:15:44,818 --> 00:15:48,530
[سرزمین هاوائی]
[منطقه‌ی کائو]

99
00:16:34,702 --> 00:16:38,372
‫خطاب به شش منطقه‌ی این پادشاهی:

100
00:16:41,000 --> 00:16:45,963
‫کالانیوپوو، بزرگ‌ترین در میان ما،

101
00:16:46,714 --> 00:16:53,721
‫پیش از درگذشت، خواسته‌هاش رو به شورا
‫و کاهنان اعظم خودش اعلام کرده.

102
00:16:56,390 --> 00:16:58,475
‫کسی که قدرت حکومت رو در دست خواهد داشت،

103
00:16:59,101 --> 00:17:01,020
‫و بر امور سیاسی مربوط به...

104
00:17:01,103 --> 00:17:03,355
‫شش منطقه‌ی این پادشاهی نظارت خواهد کرد

105
00:17:04,148 --> 00:17:05,941
‫پسر خودشه،

106
00:17:06,900 --> 00:17:09,194
‫پادشاه کیوآ!

107
00:17:13,824 --> 00:17:14,992
‫وظایف حکومتی

108
00:17:15,409 --> 00:17:16,410
‫باید از آنِ من باشه.

109
00:17:16,493 --> 00:17:18,620
‫بله.

110
00:17:19,455 --> 00:17:20,456
‫پس،

111
00:17:20,664 --> 00:17:22,332
‫تکلیف اسطوره‌ی جنگ چی می‌شه؟

112
00:17:24,001 --> 00:17:26,545
‫در مورد تملک و قدرت
‫اسطوره‌ی جنگِ پادشاه،

113
00:17:27,546 --> 00:17:28,756
‫کوکاییلیموکو،

114
00:17:29,757 --> 00:17:31,216
‫اون قدرت روحانی،

115
00:17:31,675 --> 00:17:34,428
‫و تمام مسئولیت‌های جنگی رو...

116
00:17:37,514 --> 00:17:39,391
‫به برادرزاده‌اش، کامه‌هامه‌ها، می‌بخشه.

117
00:17:47,608 --> 00:17:48,609
‫جلو بیا.

118
00:18:05,751 --> 00:18:06,752
‫این چه وضعیه؟

119
00:18:07,920 --> 00:18:09,630
‫تو اسطوره‌ی جنگ رو از من می‌دزدی.

120
00:18:09,713 --> 00:18:11,173
‫کامه‌هامه‌ها چیزی نمی‌دزده.

121
00:18:11,256 --> 00:18:13,425
‫اون در حال دزدیدن حق موروثی منه

122
00:18:13,634 --> 00:18:14,718
‫نیازی به این کار نیست.

123
00:18:17,763 --> 00:18:19,765
‫من در کنار تو می‌ایستم، برادر.

124
00:18:19,973 --> 00:18:21,850
‫ما برادر نیستیم.

125
00:18:23,310 --> 00:18:24,937
‫تو پسر ناتنی «آپویوا» هستی،

126
00:18:26,188 --> 00:18:29,149
‫که در دربار پدر من بزرگ شدی.

127
00:18:30,067 --> 00:18:31,610
‫تو پادشاه نیستی.

128
00:18:32,611 --> 00:18:34,154
‫اسطوره‌ی جنگ از آن منه،

129
00:18:34,238 --> 00:18:37,449
‫و پادشاهی پدرم به من تعلق داره.

130
00:18:37,741 --> 00:18:40,536
‫پدر تو برای من بیشتر از یک عمو بود.

131
00:18:41,120 --> 00:18:42,579
‫اون پادشاه من بود.

132
00:18:44,456 --> 00:18:45,833
‫من باید به اون احترام بذارم

133
00:18:46,208 --> 00:18:48,127
‫و از اسطوره‌ی مقدسش محافظت کنم.

134
00:18:48,210 --> 00:18:50,587
‫اکنون من پادشاه توام.

135
00:18:51,880 --> 00:18:53,966
‫تو به پدرم قول دادی...

136
00:18:54,967 --> 00:18:57,136
‫که از من پیروی کنی.

137
00:19:01,306 --> 00:19:02,307
‫متاسفم، کیوآ.

138
00:19:04,184 --> 00:19:05,936
‫اما اسطوره‌ی جنگ نزد من می‌مونه.

139
00:19:09,231 --> 00:19:10,399
‫خب، پس.

140
00:19:13,026 --> 00:19:15,362
‫چطوره جان مردانمان رو امان بدیم...

141
00:19:16,446 --> 00:19:17,573
‫هان؟

142
00:19:19,199 --> 00:19:20,492
‫... و این موضوع رو

143
00:19:20,576 --> 00:19:21,577
‫همین حالا فیصله بدیم؟

144
00:19:35,549 --> 00:19:37,801
‫کامه‌هامه‌ها یک دروغگوئـه!

145
00:19:38,177 --> 00:19:39,261
‫یک دروغگو!

146
00:19:39,344 --> 00:19:40,345
‫پادشاه من!

147
00:19:41,013 --> 00:19:43,724
‫رؤسای مناطق به خواسته‌های
‫پدرتون احترام می‌ذارن.

148
00:19:44,474 --> 00:19:45,767
‫اگه شما این کار رو نکنید،

149
00:19:46,268 --> 00:19:47,352
‫ممکنه علیه شما شن.

150
00:20:00,866 --> 00:20:04,995
‫تو از پسرعموی فرومایه‌ی من
‫و اسطوره‌ی جنگش حمایت می‌کنی؟

151
00:20:06,413 --> 00:20:07,414
‫با جان و دل.

152
00:20:09,416 --> 00:20:14,087
‫پس برای طلب رحمت به اسطوره‌ی جنگ دعا کن.

153
00:20:14,796 --> 00:20:16,924
‫چون جنگ هرگز آیین پرستش
‫کامه‌هامه‌ها نبوده،

154
00:20:17,382 --> 00:20:19,134
‫اما... همیشه آیین من بوده.

155
00:20:41,114 --> 00:20:44,284
‫دوران سوگواری من به پایان رسیده...

156
00:20:47,037 --> 00:20:49,164
‫اما مال شما تازه آغاز شده.

157
00:21:10,560 --> 00:21:13,730
‫کیوآ حمایت مناطقش
‫رو جلب خواهد کرد.

158
00:21:15,732 --> 00:21:16,984
‫ما باید اول حمله کنیم.

159
00:21:25,534 --> 00:21:28,912
‫عموم پادشاهی‌اش رو برای من به جا نذاشت.

160
00:21:29,204 --> 00:21:31,790
‫اون اسطوره‌ی جنگ رو به تو داد

161
00:21:32,332 --> 00:21:34,084
‫و به پسر خودش نداد.

162
00:21:34,501 --> 00:21:36,795
‫حتی پادشاه بزرگ هم
‫آینده‌ی درخشان رو در تو دید.

163
00:21:44,094 --> 00:21:46,638
‫می‌دونم که تو این رو
انتخاب نکردی، کامه‌هامه‌ها

164
00:21:47,472 --> 00:21:48,932
‫و متاسفم.

165
00:21:50,434 --> 00:21:54,146
‫اما اسطوره‌ها مسئولیت بزرگی
‫برای تو تدارک دیدند.

166
00:21:55,230 --> 00:21:56,315
‫و متاسفانه،

167
00:21:57,607 --> 00:22:00,444
‫این مسئولیت با اندوه و فقدان بزرگی
همراه خواهد بود

168
00:22:00,902 --> 00:22:02,154
‫اما قول می‌دم

169
00:22:03,822 --> 00:22:05,991
‫که تنها باهاش روبرو نخواهی شد.

170
00:22:12,706 --> 00:22:17,627
‫اگه قرار باشه این پادشاهی رو از هم بپاشم،
‫پس تنها هستم.

171
00:22:19,296 --> 00:22:20,964
‫به اندازه‌ی کافی حرف زدی.

172
00:22:54,373 --> 00:22:57,542
‫آیا پادشاه واقعاً اسطوره‌ی جنگ رو
‫به کامه‌هامه‌ها داد؟

173
00:23:00,796 --> 00:23:01,880
‫این برای ما چه معنایی داره؟

174
00:23:01,963 --> 00:23:05,592
‫یعنی کیوآ برای پس گرفتنش
‫آماده‌ی جنگ می‌شه.

175
00:23:06,968 --> 00:23:10,263
‫کامه‌هامه‌ها نمی‌فهمه چرا
‫باید با این تهدید روبرو شه.

176
00:23:10,347 --> 00:23:11,807
‫من می‌تونم باهاش صحبت کنم.

177
00:23:12,474 --> 00:23:14,059
‫جای تو در کنار دیگر همسران‌ـه.

178
00:23:14,142 --> 00:23:16,144
‫تو من رو به اینجا آوردی
تا به کامه‌هامه‌ها کمک کنم

179
00:23:16,228 --> 00:23:17,396
‫اما نه حالا.

180
00:23:18,021 --> 00:23:19,106
برو پیش زنان

181
00:23:21,400 --> 00:23:23,235
‫من به این موضوع رسیدگی می‌کنم

182
00:23:55,809 --> 00:23:57,561
‫این سنگ «ناها»ـست؟

183
00:23:58,854 --> 00:24:01,940
‫پدرم در مورد صخره‌ی تزلزل‌ناپذیر
‫اسطوره‌ها بهم گفته بود.

184
00:24:04,067 --> 00:24:06,361
‫اون گفت پادشاهان، کاهنان،

185
00:24:07,446 --> 00:24:11,992
‫حتی مردان عادی سعی کردند اون رو جابجا کنند
‫تا ثابت کنند فرد موعود در پیشگویی هستند.

186
00:24:15,745 --> 00:24:19,249
‫وقتی تو این کار رو کردی
اون فهمید که اون فرد تو هستی

187
00:24:25,672 --> 00:24:26,715
‫اون تو رو فرستاده؟

188
00:24:28,175 --> 00:24:29,176
‫نه، نفرستاده.

189
00:24:45,233 --> 00:24:48,487
‫اگه پریشانی، فرمانده من،
‫می‌تونی با من صحبت کنی.

190
00:24:54,075 --> 00:24:56,953
‫من شورای سلطنتی تو نیستم، کامه‌هامه‌ها.

191
00:24:58,538 --> 00:25:02,042
‫اما مردی که افکار واقعی‌اش رو
‫به زبان نیاره

192
00:25:02,125 --> 00:25:04,461
‫به زودی مردی درهم‌شکسته می‌شه.

193
00:25:13,220 --> 00:25:15,430
‫من این سنگ رو جابجا نکردم.

194
00:25:17,849 --> 00:25:19,976
‫اما خیلی‌ها تو رو دیدند که این کار رو کردی.

195
00:25:22,229 --> 00:25:23,730
‫زمین زیر پام لرزید،

196
00:25:24,731 --> 00:25:25,815
‫مثل زلزله.

197
00:25:27,275 --> 00:25:29,069
‫وزن سنگ ناها رو گرفت

198
00:25:30,612 --> 00:25:31,613
‫و من اون رو برگردوندم.

199
00:25:33,031 --> 00:25:34,491
‫اما کار من نبود.

200
00:25:36,451 --> 00:25:37,786
‫هرچقدر تلاش می‌کنم،

201
00:25:39,120 --> 00:25:40,247
‫دیگه نمی‌تونم بلندش کنم.

202
00:25:42,249 --> 00:25:44,417
‫اسطوره‌ها ساکت شدند.

203
00:25:48,838 --> 00:25:50,757
‫مشاورانم جنگ می‌خوان

204
00:25:52,259 --> 00:25:55,428
‫اما این جنگ تنها مرگ
‫برای این پادشاهی به ارمغان میاره.

205
00:25:57,764 --> 00:26:00,725
‫هدف اسطوره‌ی جنگ ایجاد تعادله،

206
00:26:01,851 --> 00:26:02,852
‫نه مرگ.

207
00:26:04,938 --> 00:26:05,939
‫تو نگهبان اون هستی.

208
00:26:06,773 --> 00:26:08,024
‫به عموت اعتماد کن،

209
00:26:08,567 --> 00:26:10,277
‫و با اسطوره‌ی مقدسش مشورت کن.

210
00:26:10,360 --> 00:26:13,405
‫اگر اسطوره‌ها همچنان ساکت بمونند چی؟

211
00:26:18,076 --> 00:26:22,706
‫پس به خودت اعتماد کن که می‌تونی
‫تصمیم درست رو برای این پادشاهی بگیری

212
00:26:23,707 --> 00:26:24,833
‫تا زمانی که اسطوره‌ها

213
00:26:25,834 --> 00:26:27,335
‫دوباره سخن بگن.

214
00:26:44,644 --> 00:26:47,355
‫ما فکر می‌کنیم
‫تو می‌دونی این وحشی کجا پنهان شده.

215
00:26:47,439 --> 00:26:49,899
‫من ناخدای یک کشتی تجاری هستم.

216
00:26:49,983 --> 00:26:53,737
‫من وحشی‌ها یا هرکس دیگه‌ای که
‫توانایی ما برای کسب سود رو به خطر بندازه

217
00:26:53,820 --> 00:26:55,739
‫استخدام نمی‌کنم.

218
00:26:56,448 --> 00:26:58,783
‫به خصوص اگه جرمش
‫به همان جدیتی باشه که شما ادعا می‌کنید.

219
00:26:59,367 --> 00:27:02,078
‫می‌تونید کشتی من رو بگردید.

220
00:27:02,245 --> 00:27:04,706
‫اما اگه اون تو کشتی بود
‫با کمال میل به شما تحویلش می‌دادم.

221
00:27:04,789 --> 00:27:07,334
‫مجازات هر مردی که دروغ بگه، چوبه‌ی داره.

222
00:27:31,566 --> 00:27:32,901
‫کایانا کجاست؟

223
00:27:32,984 --> 00:27:34,152
‫من نمی‌دونم.

224
00:27:34,903 --> 00:27:37,155
‫می‌دونی که
‫اون به چند سرباز حمله کرده؟

225
00:27:37,238 --> 00:27:39,324
‫نیمی از این شهر فلک‌زده دنبال اون هستند.

226
00:27:39,949 --> 00:27:42,869
‫اون گفت که دنبال دوستش می‌گرده.
‫این تمام چیزی‌ـه که من می‌دونم.

227
00:27:44,037 --> 00:27:45,664
‫من امشب راهی دریا می‌شم.

228
00:27:46,206 --> 00:27:49,250
‫پس تا اون موقع وقت داری این تفنگ‌ها
‫و اون رو به کشتی بیاری، فهمیدی؟

229
00:27:49,334 --> 00:27:52,295
‫- شما نمی‌تونید بدون اون برید.
‫- خب، می‌تونم و می‌رم.

230
00:27:52,379 --> 00:27:57,175
‫چون من قصد ندارم آزادی یا کشتی‌ام
‫رو برای اون یا هرکس دیگه‌ای به خطر بندازم.

231
00:27:57,801 --> 00:28:02,013
‫پس این رو به خاطر بسپار
‫اگه روزی خواستی از اینجا بری.

232
00:28:13,024 --> 00:28:16,903
[پادشاهی هاوایی]
[منطقه‌ی کوهالا]

233
00:29:45,200 --> 00:29:47,535
‫ما به کیوآ حمله نمی‌کنیم.

234
00:29:49,078 --> 00:29:52,624
‫اما برای دفاع از این سرزمین
‫برای نبرد آماده می‌شیم.

235
00:29:55,752 --> 00:29:59,380
‫اگر کیوآ علیه من بجنگه،
‫ما اون رو شکست می‌دیم.

236
00:30:00,715 --> 00:30:03,718
‫اما اسطوره‌ی جنگ ساکته، فرمانده من.

237
00:30:09,557 --> 00:30:12,185
‫به همین دلیل تصمیم با منـه.

238
00:30:50,723 --> 00:30:53,560
‫دنبالت می‌گشتم!

239
00:30:54,310 --> 00:30:57,272
‫برات ماهی بیشتری آوردم.

240
00:30:59,607 --> 00:31:03,152
‫«هِکه» گفت که امروز قرار بود بهش کمک کنی.

241
00:31:10,743 --> 00:31:11,828
‫چی شده؟

242
00:31:16,708 --> 00:31:17,959
‫ما کایانا رو از دست دادیم.

243
00:31:21,421 --> 00:31:25,008
‫بدون کمک تو، فکر نمی‌کنم
‫می‌تونستم قدرت پیدا کنم.

244
00:31:27,719 --> 00:31:28,720
‫باور نمی‌کنم.

245
00:31:29,429 --> 00:31:30,430
‫تو یک جنگجو هستی.

246
00:31:31,347 --> 00:31:32,765
‫قوی‌تر از همه‌ی ما.

247
00:31:35,351 --> 00:31:37,645
‫به همین دلیل کایانا مجذوب تو شد.

248
00:31:44,277 --> 00:31:46,446
‫لاک‌پشت پوزه‌عقابی
‫نگهبان خانواده‌ی منـه،

249
00:31:46,529 --> 00:31:48,031
‫از زمان پدربزرگ من
‫اینطور بوده.

250
00:31:49,032 --> 00:31:50,658
‫با وجود فقدانی که احساس می‌کنیم،

251
00:31:51,951 --> 00:31:54,579
‫می‌دونستم که توسط نگهبانانم
‫ازم مراقبت می‌شه.

252
00:32:07,884 --> 00:32:10,261
‫تو هم در تمام این مدت
‫یک نگهبان بودی...

253
00:32:12,764 --> 00:32:14,891
‫پس می‌خوام تکه‌ای از وجودم رو داشته باشی.

254
00:32:25,568 --> 00:32:27,445
‫می‌دونم چطور برای اون سوگواری کردی.

255
00:32:29,739 --> 00:32:30,740
‫من هم همینطور.

256
00:32:34,327 --> 00:32:37,038
‫اما من دوباره شادی رو
‫در چشمانت دیدم.

257
00:32:40,041 --> 00:32:42,335
‫ما باید زندگی کنیم، کوپوهی.

258
00:32:44,587 --> 00:32:49,092
‫اگه این کار رو نکنیم، به فداکاری‌ای که
‫اون برای ما کرد بی‌احترامی می‌شه.

259
00:32:56,057 --> 00:32:59,185
‫این تمام چیزی‌ـه که می‌تونم
به تو تقدیم کنم، ناماکه

260
00:33:46,149 --> 00:33:48,317
‫اسپانیایی‌ها همه جا دنبال تو می‌گردند.

261
00:33:48,609 --> 00:33:49,819
‫چی کار کردی؟

262
00:33:52,447 --> 00:33:58,119
‫من رنگ‌پریدگان رو دیدم،
‫اون‌ها مردم و نوزادان رو در قفس زنجیر می‌کنند.

263
00:33:58,202 --> 00:34:01,914
‫اون‌ها قادر به کارهایی بسیار بیشتر
‫از اون‌چه می‌دونی هستند. به همین دلیل باید بریم.

264
00:34:01,998 --> 00:34:04,625
‫ناخدای تو برای محافظت از تو دروغ گفت.

265
00:34:04,709 --> 00:34:07,587
‫اون امشب با تو یا بدون تو
‫راهی دریا می‌شه.

266
00:34:07,670 --> 00:34:09,839
‫- باید همین حالا بریم.
‫- بدون تونی نه.

267
00:34:09,922 --> 00:34:11,507
‫اون رفته، کایانا.

268
00:34:12,717 --> 00:34:14,969
‫مردم می‌گن اون رو برای
‫تجارت برده گرفتند.

269
00:34:15,053 --> 00:34:16,387
‫می‌فهمی؟

270
00:34:16,471 --> 00:34:17,597
‫کجا ممکنه باشه؟

271
00:34:17,680 --> 00:34:23,061
‫اگه هنوز تو زامبوانگا باشه، توی انبار
‫انتهای شهره.

272
00:34:23,144 --> 00:34:24,771
‫گوش کن، کایانا.

273
00:34:24,854 --> 00:34:26,189
‫ما تفنگ‌ها رو داریم.

274
00:34:27,690 --> 00:34:31,069
‫می‌تونی به خونه برگردی و در جنگت بجنگی.
‫می‌تونیم تجارت چوب صندل رو شروع کنیم.

275
00:34:31,152 --> 00:34:32,945
‫اما هیچکدوم بدون تو ممکن نیست.

276
00:34:34,739 --> 00:34:37,575
‫اگه بری اون رو پیدا کنی،
‫به کشتی نمی‌رسی.

277
00:34:40,953 --> 00:34:42,538
‫توی «نوتکا» منتظرم بمون.

278
00:34:43,081 --> 00:34:44,540
‫من تونی رو پیدا می‌کنم.

279
00:34:46,626 --> 00:34:47,794
‫دوستم رو پیدا می‌کنم.

280
00:35:14,028 --> 00:35:15,113
‫خوش‌رفتار باش، عزیزم.

281
00:35:15,738 --> 00:35:17,698
‫شاید تو رو به همسری خودم درآوردم.

282
00:35:30,253 --> 00:35:31,504
‫برو تو!

283
00:36:44,160 --> 00:36:47,121
‫ممنون برای این عصر دلپذیر، خانم.

284
00:37:01,594 --> 00:37:04,889
‫برو!

285
00:37:04,972 --> 00:37:06,098
‫تونی!

286
00:37:07,350 --> 00:37:08,684
‫تونی!

287
00:37:19,612 --> 00:37:20,821
‫تونی!

288
00:37:34,502 --> 00:37:37,046
‫وقتی کارمون اینجا تمام شد
راهی دریا می‌شیم

289
00:37:37,129 --> 00:37:39,590
‫شما قراره منتظر کایانا بمونید.

290
00:37:39,674 --> 00:37:41,509
‫اون مشکل من نیست.

291
00:37:44,428 --> 00:37:48,140
‫اگر معامله‌ی چوب صندل رو می‌خوای، هست.

292
00:38:16,627 --> 00:38:17,628
‫یالا!

293
00:38:19,088 --> 00:38:20,131
‫تونی!

294
00:38:24,885 --> 00:38:26,053
‫برو بیرون. برو، برو!

295
00:38:27,179 --> 00:38:28,514
‫من می‌برمت.

296
00:38:41,569 --> 00:38:42,570
‫طناب‌ها رو شل کنید!

297
00:39:04,175 --> 00:39:05,718
‫باشه.

298
00:39:28,657 --> 00:39:29,658
‫مواظب باش.

299
00:39:57,853 --> 00:39:59,021
‫طناب‌ها رو باز کنید!

300
00:39:59,105 --> 00:40:01,232
‫اطاعت، ناخدا!

301
00:40:11,242 --> 00:40:13,244
‫تو راهی خانه‌ هستی، کایانا.

302
00:40:14,120 --> 00:40:15,413
‫به سوی خانواده‌ات.
