﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,376
.

2
00:00:13,346 --> 00:00:18,309
[یک سال بعد]

3
00:00:27,861 --> 00:00:30,363
[آلاسکا]

4
00:00:30,447 --> 00:00:32,991
‫خب، این یه تفنگ سرپُره.

5
00:00:33,491 --> 00:00:35,326
‫یه اسلحه‌ست، یه سلاح.

6
00:00:35,910 --> 00:00:36,911
‫- اسلحه.
‫- اسلحه.

7
00:00:36,911 --> 00:00:38,371
‫- سلاح.
‫- سلاح.

8
00:00:38,371 --> 00:00:40,331
‫- سلاح. درسته. آره.
‫- سلاح.

9
00:00:40,331 --> 00:00:43,168
‫گلوله. نمد. باروت.

10
00:00:44,669 --> 00:00:45,670
‫- آره؟
‫- آره.

11
00:00:45,670 --> 00:00:47,672
‫- دهانه؟
‫- دهانه.

12
00:00:47,672 --> 00:00:49,090
‫یه چیزی مثل ردا بود؟ قرمزه؟

13
00:00:49,090 --> 00:00:52,343
‫دهانه‌ی سرخ.

14
00:00:52,343 --> 00:00:55,430
‫- سلاح.
‫- سلاحِ دهانه‌سرخ. درسته.

15
00:01:12,822 --> 00:01:15,825
‫شیر.

16
00:01:58,535 --> 00:02:01,996
‫لوله. قنداق. ماشه.

17
00:02:02,789 --> 00:02:04,791
‫چخماق. سنگ چخماق.

18
00:02:05,458 --> 00:02:06,793
‫صفحه‌ی آتش‌زنه.

19
00:02:06,793 --> 00:02:08,169
‫حالا داری یاد می‌گیری.

20
00:02:08,169 --> 00:02:09,504
‫خوبه.

21
00:04:11,709 --> 00:04:15,171
[فرمانده‌ی جنگ]
[قسمت سوم: شهر گل‌ها]

22
00:04:30,353 --> 00:04:34,190
[پادشاهی اوآهو]

23
00:04:41,489 --> 00:04:44,742
‫رئیس‌های مائویی
‫تشنه‌ی فتوحات بیشتری هستن.

24
00:04:46,244 --> 00:04:49,247
‫اون‌ها امیدوارن ببینن
‫که پیشگویی محقق می‌شه.

25
00:04:51,624 --> 00:04:55,044
‫بیا امیدوار باشیم که بتونیم لایقش باشیم.

26
00:05:01,467 --> 00:05:02,468
‫شاهزاده‌ی من.

27
00:05:04,345 --> 00:05:06,806
‫پدرتون با گروه جنگی‌ش
‫منتظرته.

28
00:05:08,224 --> 00:05:09,225
‫کدوم گروه جنگی؟

29
00:05:14,439 --> 00:05:15,815
‫دیگه نمی‌تونیم دووم بیاریم.

30
00:05:17,025 --> 00:05:18,735
‫فقط چندتا سنگر باقی مونده.

31
00:05:20,653 --> 00:05:23,990
‫کاهکیلی طبق رویاهایی عمل می‌کنه
‫که اسطوره‌ش بهش نشون می‌ده.

32
00:05:25,742 --> 00:05:26,909
‫اگه کاهکیلی رو بکشیم،

33
00:05:28,411 --> 00:05:29,871
‫اون رویا هم باهاش می‌میره.

34
00:05:30,580 --> 00:05:31,581
‫چطوری؟

35
00:05:34,167 --> 00:05:38,338
‫جاسوس‌های ما غذای
‫شورای پادشاه رو مسموم کردن.

36
00:05:40,131 --> 00:05:41,549
‫باید به زودی برگردن.

37
00:06:03,780 --> 00:06:07,408
‫این کار نشانه‌ی ناچاری تو بوده،

38
00:06:08,451 --> 00:06:09,452
‫دوست قدیمی.

39
00:06:11,454 --> 00:06:13,539
‫تو از نوادگان کاکوهی‌هِوای بزرگی.

40
00:06:15,333 --> 00:06:19,253
‫جلوی پادشاه موعود زانو بزن

41
00:06:21,005 --> 00:06:25,426
‫تا آخرین رئیس‌های اوآهو هم
‫از تو پیروی کنن.

42
00:06:40,149 --> 00:06:40,900
‫صبر کنید!

43
00:06:42,819 --> 00:06:46,072
‫خواهش می‌کنم.
.به خانواده‌م کاری نداشته باشید

44
00:06:53,538 --> 00:06:55,081
‫من وفاداریم رو به تو اعلام می‌کنم،

45
00:07:00,044 --> 00:07:01,045
‫پادشاه من.

46
00:07:04,048 --> 00:07:05,049
‫وفاداری؟

47
00:07:10,513 --> 00:07:11,514
‫وفاداری.

48
00:07:12,765 --> 00:07:15,351
‫تو برای من زهر رو انتخاب کردی.

49
00:07:16,936 --> 00:07:20,189
‫حالا برای یکی از اون‌ها هم انتخاب کن.

50
00:07:22,316 --> 00:07:23,317
‫چی؟

51
00:07:35,288 --> 00:07:36,289
‫خواهش می‌کنم.

52
00:07:39,250 --> 00:07:40,251
‫این کار رو نکن.

53
00:07:41,252 --> 00:07:42,753
‫خاندان تو...

54
00:07:44,088 --> 00:07:48,176
‫لیاقت خدمت در
‫پادشاهی تُندر رو نداره.

55
00:07:50,928 --> 00:07:51,929
‫همه‌شون رو بکشید.

56
00:08:09,572 --> 00:08:13,326
[پادشاهی هاوایی]
[منطقه‌ی کوهالا]

57
00:09:32,989 --> 00:09:34,240
‫کجاست؟

58
00:09:38,911 --> 00:09:40,121
‫تو ساحله.

59
00:09:49,922 --> 00:09:51,924
‫وقت زیادی رو اینجا گذروندی.

60
00:09:53,384 --> 00:09:55,720
‫یه جلسه‌ی دیگه‌ی شورا رو هم از دست دادی.

61
00:09:57,054 --> 00:09:59,515
‫این روش رهبری منطقه‌ت نیست.

62
00:09:59,890 --> 00:10:03,185
‫اینجا، با جنگجوهام، نتیجه می‌گیریم.

63
00:10:04,312 --> 00:10:06,897
‫تو شورا، فقط حرف بیشتری نصیبمون می‌شه.

64
00:10:07,648 --> 00:10:08,899
‫از کائو خبر رسیده.

65
00:10:10,067 --> 00:10:12,278
‫حال عموت بدتر شده.

66
00:10:14,155 --> 00:10:16,032
‫دوران پادشاهیش داره کوتاه می‌شه.

67
00:10:18,826 --> 00:10:20,620
‫اون تو رو خواسته

68
00:10:22,747 --> 00:10:24,332
‫و پسرعموت رو.

69
00:10:46,812 --> 00:10:51,817
[پادشاهی هاوایی]
[منطقه‌ی کائو]

70
00:11:24,433 --> 00:11:26,727
‫اون اینجاست، پدر.

71
00:11:36,237 --> 00:11:37,947
‫بعضی‌ها سوال کردن

72
00:11:39,615 --> 00:11:41,867
‫چرا یادگارهای رنگ‌پریدگان رو

73
00:11:43,536 --> 00:11:49,917
‫کنار غنائم رئیس‌های شکست‌خورده نگه می‌دارم.

74
00:11:51,711 --> 00:11:54,505
‫کاپیتان کوک یه رئیس بزرگ بود.

75
00:11:54,964 --> 00:11:58,092
‫اون یه ناخدای نادون بود که
‫آدم‌های ضعیف دورش رو گرفته بودن.

76
00:11:59,802 --> 00:12:00,803
‫همین و بس.

77
00:12:03,472 --> 00:12:05,349
‫بلند شو کامه‌هامه‌ها.

78
00:12:07,143 --> 00:12:08,936
‫من در سفر مرگم.

79
00:12:10,229 --> 00:12:12,273
‫وقتم برای تشریفات کمه.

80
00:12:23,617 --> 00:12:25,494
‫پادشاه کاهِکیلی داره قوی‌تر می‌شه

81
00:12:26,537 --> 00:12:27,955
‫و به سواحل ما میاد.

82
00:12:29,582 --> 00:12:32,752
‫می‌ترسم اسطوره‌ها من رو...

83
00:12:32,752 --> 00:12:34,795
‫از بزرگ‌ترین نبرد
‫در تاریخ سرزمین‌هامون محروم کنن.

84
00:12:36,213 --> 00:12:38,966
‫وقتی من بمیرم،

85
00:12:40,134 --> 00:12:43,637
‫چطور از هاوایی محافظت می‌کنید؟

86
00:12:45,139 --> 00:12:47,183
‫تو اسطوره‌ی بزرگ جنگ رو در اختیار داری.

87
00:12:47,725 --> 00:12:49,560
‫هیچ پادشاهی شکست نخورده وقتی...

88
00:12:49,560 --> 00:12:53,481
‫کاهِکیلی رو به خاک
‫سیاهِ کائو فرا می‌خونم.

89
00:12:54,482 --> 00:12:56,984
‫اینجا با کمک اسطوره‌ی بزرگ جنگ...

90
00:12:57,777 --> 00:12:59,278
‫نابودش می‌کنیم

91
00:12:59,278 --> 00:13:03,199
‫و تندری که می‌پرسته رو خاموش می‌کنیم.

92
00:13:03,199 --> 00:13:05,451
‫تو چی می‌گی، کامه‌هامه‌ها؟

93
00:13:12,875 --> 00:13:14,585
‫اگر روزی بیاد که
‫دیگه بین ما نباشی،

94
00:13:15,503 --> 00:13:16,879
‫کِئوا پادشاه می‌شه.

95
00:13:18,255 --> 00:13:19,840
‫من از اون پیروی می‌کنم.

96
00:13:21,884 --> 00:13:25,054
‫کِئوا امروز پادشاه نیست.

97
00:13:25,638 --> 00:13:28,224
‫حرفت رو بزن.

98
00:13:29,558 --> 00:13:34,563
‫چطور از سرزمین ما محافظت می‌کنی؟

99
00:13:40,778 --> 00:13:42,696
‫من ذخیره‌ی غذامون رو بیشتر می‌کنم.

100
00:13:44,657 --> 00:13:46,242
‫در نبرد کاموکوهی،

101
00:13:47,284 --> 00:13:49,912
‫نیروهای هاوایی
.به یه پایگاه در لانائی حمله کردن

102
00:13:50,496 --> 00:13:52,081
‫بدون غذا،

103
00:13:52,832 --> 00:13:55,251
‫جنگجوها مجبور شدن
‫ریشه‌های وحشی کوپالا بخورن،

104
00:13:55,876 --> 00:13:58,712
‫که باعث یه مریضی سخت و شکم‌روی شد.

105
00:13:59,505 --> 00:14:02,091
‫هاوایی شکست خورد،
‫نه به خاطر کمبود جنگجو یا نیزه

106
00:14:03,175 --> 00:14:06,053
‫بلکه به خاطر کمبود غذا.

107
00:14:09,932 --> 00:14:11,725
‫حتی اگه امروز شروع کنیم

108
00:14:12,643 --> 00:14:15,020
‫نُه ماه طول می‌کشه
‫تا ذخیره‌ی کافی داشته باشیم.

109
00:14:16,814 --> 00:14:18,274
‫من از قبل شروع کردم.

110
00:14:21,318 --> 00:14:24,989
‫ما نزدیک هر مکان مقدسی تو منطقه‌ی کوهالا
‫انبارهای آذوقه داریم.

111
00:14:38,961 --> 00:14:40,796
‫باید استراحت کنم.

112
00:14:54,560 --> 00:14:57,187
‫"... همانطور که پیشینیان‌شان
‫هراسان شدند."

113
00:14:58,439 --> 00:15:01,025
‫"بی‌شک چنین است
‫سزای ستمکاران."

114
00:15:03,068 --> 00:15:08,240
‫گفتی که از سفرهات
‫برام تعریف می‌کنی.

115
00:15:10,951 --> 00:15:13,579
‫آ... آلا... آلاسکا؟

116
00:15:13,579 --> 00:15:15,706
‫بله، آلاسکا.

117
00:15:15,706 --> 00:15:16,916
‫آلاسکا.

118
00:15:18,083 --> 00:15:20,586
‫واقعاً... وجود داره؟

119
00:15:20,586 --> 00:15:22,296
‫وجود داره.

120
00:15:22,880 --> 00:15:26,175
‫سرزمینی پوشیده از برف سفید بی‌پایان.

121
00:15:27,009 --> 00:15:28,510
‫باران یخ‌زده.

122
00:15:29,261 --> 00:15:30,262
‫کاهومانو.

123
00:15:35,392 --> 00:15:36,727
‫بمون، جان.

124
00:15:37,436 --> 00:15:39,813
‫درس امروزمون تمام نشده.

125
00:15:43,150 --> 00:15:44,151
‫وقتش رسیده.

126
00:15:45,569 --> 00:15:49,239
‫ازت می‌خوام وقتی جان یانگ اینجاست
‫انگلیسی صحبت کنی.

127
00:15:49,740 --> 00:15:51,241
‫او نه جنگجوست

128
00:15:52,201 --> 00:15:53,702
‫نه رئیس قبیله

129
00:15:54,536 --> 00:15:55,955
‫و برای من هیچ اهمیتی نداره.

130
00:15:59,792 --> 00:16:02,670
‫برو، جان یانگ.

131
00:16:14,348 --> 00:16:19,478
‫کاهن اعظم گفت تو امشب
‫زیر ماهِ ماهیلانی ازدواج می‌کنی.

132
00:16:19,478 --> 00:16:20,688
‫هنوز نه، خواهش می‌کنم.

133
00:16:20,688 --> 00:16:24,149
‫دیگر منتظر نمی‌مونیم.

134
00:16:49,758 --> 00:16:51,719
‫حسابی از خودتون پذیرایی کنید، آقایان.

135
00:16:52,469 --> 00:16:53,762
‫لایقش هستید.

136
00:16:57,516 --> 00:16:59,143
‫کمی هم برای کائیانا.

137
00:16:59,643 --> 00:17:02,604
‫هنوز نمی‌دونم چرا
‫کاپیتان اون رو از آب بیرون کشید.

138
00:17:03,772 --> 00:17:06,316
‫اون شیاطین شن‌دوست
‫هیچوقت برای ما این کار رو نمی‌کردن.

139
00:17:07,443 --> 00:17:08,819
‫اون کاپیتان رو نجات داد.

140
00:17:11,905 --> 00:17:13,949
‫اون‌ها "جان" رو اونجا کشتن.

141
00:17:14,783 --> 00:17:17,953
‫فکر می‌کردم اون قضیه برات مهم‌تر از
‫دوست تیره‌پوستت باشه.

142
00:17:18,746 --> 00:17:21,749
‫اگه دست من بود، برمی‌گشتیم
‫و جزیره رو برای خودمون می‌گرفتیم.

143
00:17:21,749 --> 00:17:23,917
‫برای همینه که هیچی
‫دست تو نیست، مارلی.

144
00:17:25,419 --> 00:17:27,713
‫تو فقط یه احمقی
.که ادای نادون‌ها رو درمیاره

145
00:17:29,840 --> 00:17:33,427
‫اینکه با هم تو آب‌های آزاد سفر می‌کنیم
‫ما رو برابر نمی‌کنه.

146
00:17:36,055 --> 00:17:38,348
‫این رو فراموش نکن، پسر.

147
00:17:56,492 --> 00:17:57,493
‫جیره‌ی تو.

148
00:18:02,498 --> 00:18:06,376
‫اگه نمی‌خوایش،
‫بفروشش یا با یکی از مردها تاخت بزن.

149
00:18:09,004 --> 00:18:12,132
‫اون‌ها چیزی ندارن که من بخوام.

150
00:18:14,927 --> 00:18:17,971
‫تو بیشتر از خدمه با این تفنگ‌ها
‫وقت می‌گذرونی.

151
00:18:20,140 --> 00:18:21,308
‫من خدمه نیستم.

152
00:18:23,310 --> 00:18:25,729
‫بعد از تجارت به خونه برمی‌گردم.

153
00:18:26,480 --> 00:18:28,565
‫اون‌ها اونجا بهم احتیاج دارن.

154
00:18:29,775 --> 00:18:30,776
‫آره.

155
00:18:31,860 --> 00:18:33,320
‫پیشگوییت.

156
00:18:37,533 --> 00:18:41,703
‫تا جایی که من دیدم، کائیانا،
‫آدم‌ها از هر رنگی کارهای وحشتناکی می‌کنن

157
00:18:41,703 --> 00:18:44,498
‫به خاطر اسطوره‌هاشون
‫و پیشگویی‌هایی که بهشون باور دارن.

158
00:18:47,918 --> 00:18:49,169
‫من باید برگردم.

159
00:18:51,505 --> 00:18:53,006
‫فکر کنم فرصتش رو پیدا کنی.

160
00:18:54,633 --> 00:18:57,636
‫کاپیتان می‌گه باید تا یکی دو روز دیگه
‫به زامبوانگا برسیم.

161
00:18:58,137 --> 00:18:59,513
‫بعد از اون راهی خونه می‌شی.

162
00:19:02,808 --> 00:19:09,189
‫راسته که تو زامبوانگا
‫می‌شه هر چیزی به دست آورد؟

163
00:19:10,983 --> 00:19:12,401
‫در ازای پرداخت بهاش آره.

164
00:19:19,283 --> 00:19:20,284
‫پدر!

165
00:19:28,167 --> 00:19:30,169
‫چرا مجبورم می‌کنی حالا ازدواج کنم؟

166
00:19:31,962 --> 00:19:33,839
‫پادشاه کالانیوپوئو در آستانه‌ی مرگه.

167
00:19:34,298 --> 00:19:36,592
‫به زودی کامه‌هامه‌ها با مسئولیت‌های
‫بیشتری روبه‌رو می‌شه.

168
00:19:38,427 --> 00:19:40,262
‫تو مدام از سیاست حرف می‌زنی

169
00:19:41,138 --> 00:19:44,516
‫ولی هنوز دلیل اصلی
‫اینکه من اینجام رو نگفتی.

170
00:19:45,267 --> 00:19:47,436
‫کامه‌هامه‌ها به تو نیاز داره.

171
00:19:49,271 --> 00:19:51,273
‫من یکی از همسران متعددش خواهم بود.

172
00:19:52,316 --> 00:19:53,775
‫چه نیازی به من داره؟

173
00:19:56,320 --> 00:19:58,530
‫من باور دارم کامه‌هامه‌ها
‫همون فرد موعود در پیشگویی‌ـه.

174
00:20:00,908 --> 00:20:01,909
‫چطور ممکنه؟

175
00:20:04,536 --> 00:20:06,872
‫من رئیس قبیله‌ی پدر کامه‌هامه‌ها بودم.

176
00:20:08,832 --> 00:20:11,043
‫شبی که به دنیا اومد اونجا بودم.

177
00:20:13,420 --> 00:20:16,924
‫همون شبی بود که ستاره‌ی
‫پیشگویی تو آسمون می‌درخشید.

178
00:20:19,593 --> 00:20:22,679
‫وقتی همه منتظر بودن یه پادشاه ظهور کنه،

179
00:20:26,099 --> 00:20:28,435
‫من تولد یک پادشاه رو دیدم.

180
00:20:34,942 --> 00:20:37,569
‫اما اون برای پذیرفتن هویتش تردید داره.

181
00:20:38,487 --> 00:20:39,488
‫ولی تو

182
00:20:40,239 --> 00:20:43,325
‫به هویت خودت اطمینان داری.

183
00:20:45,285 --> 00:20:48,747
‫می‌خوام بهش نشون بدی چطور
.اون هم همین کار رو بکنه

184
00:21:12,771 --> 00:21:14,314
‫از توانایی‌های تو به عنوان
‫یه جنگجو شنیدم.

185
00:21:21,196 --> 00:21:22,281
‫چطوری؟

186
00:21:26,827 --> 00:21:28,412
‫شنیدم قراره ازدواج کنی.

187
00:21:30,163 --> 00:21:31,498
‫خودت چطوری؟

188
00:22:16,793 --> 00:22:18,253
‫گوش کنید!

189
00:22:19,463 --> 00:22:22,049
‫برای اون‌هایی
،که بعد از پهلو گرفتن ترکمون می‌کنن

190
00:22:22,049 --> 00:22:25,010
‫آرزوی موفقیت دارم
‫و از زحمات‌تون ممنونم.

191
00:22:25,010 --> 00:22:28,764
‫برای اون‌هایی که برای سفر
‫بازگشت به آلاسکا می‌مونن،

192
00:22:28,764 --> 00:22:31,224
‫نزدیک بمونید
‫و درست رفتار کنید.

193
00:22:31,224 --> 00:22:33,977
‫می‌دونید، سرگرم نوشیدن نشید

194
00:22:33,977 --> 00:22:35,645
‫یا مشغول خوش‌گذرونی.

195
00:22:36,646 --> 00:22:38,315
‫بار رو آماده کنید.

196
00:22:38,315 --> 00:22:41,109
‫هر چی سریع‌تر تخلیه کنیم،
‫همه‌مون زودتر پولمون رو می‌گیریم.

197
00:22:52,496 --> 00:22:56,708
[زامبوانگا]
[هند شرقی اسپانیا]

198
00:23:11,264 --> 00:23:14,267
‫این پولی که دستته به اندازه‌ی
.خون‌بهای یه پادشاه می‌ارزه، کائیانا

199
00:23:14,768 --> 00:23:16,103
‫مردم برای این معامله می‌کنن؟

200
00:23:16,103 --> 00:23:17,604
‫بله.

201
00:23:17,604 --> 00:23:20,107
‫و هیچی بهتر از
‫غذای خوب و یه حموم داغ نیست.

202
00:24:19,458 --> 00:24:22,252
‫جایی رو می‌شناسم که
‫نوشیدنی و غذاش خوبه،

203
00:24:22,252 --> 00:24:23,670
‫ولی تفریحات چندانی نداره.

204
00:24:24,171 --> 00:24:25,797
‫منم دقیقاً همین‌طوری دوست دارم.

205
00:24:26,631 --> 00:24:27,632
‫بزن بریم.

206
00:25:10,759 --> 00:25:13,178
‫چطور می‌تونم در خدمت‌تون باشم؟

207
00:25:16,056 --> 00:25:19,142
‫- ما معامله می‌کنیم.
‫- می‌خواید بخریدش؟

208
00:25:20,435 --> 00:25:21,436
‫بیشتر لازم دارم.

209
00:25:22,187 --> 00:25:23,522
‫چندتای دیگه؟

210
00:25:24,773 --> 00:25:25,815
‫خیلی.

211
00:25:43,542 --> 00:25:47,003
‫فکر کردی می‌تونی همینجوری بری اون تو
‫و برای خودت به اندازه‌ی یه ارتش تفنگ بخری؟

212
00:25:47,003 --> 00:25:48,922
‫بیا بریم.

213
00:25:48,922 --> 00:25:50,840
‫می‌تونیم سر غذا در موردش حرف بزنیم.

214
00:26:16,908 --> 00:26:19,119
‫شبیه یه طاووس از خود راضی هستی.

215
00:26:19,119 --> 00:26:20,245
‫اون چیه...

216
00:26:22,163 --> 00:26:23,373
‫هی، تو.

217
00:26:27,377 --> 00:26:29,296
‫یه رئیس از مائویی اینجاست؟

218
00:26:32,882 --> 00:26:34,301
‫تو اهل هاوایی هستی.

219
00:26:35,385 --> 00:26:36,386
‫بیا.

220
00:26:56,156 --> 00:26:59,326
‫به جواهرِ تاجِ نکبتِ زامبوانگا خوش اومدی.

221
00:27:00,535 --> 00:27:02,621
‫اگه دنبال تجارتی،
‫من زن این کارم.

222
00:27:03,079 --> 00:27:05,373
‫همه‌جا رفتم،
‫پس می‌تونم هر چیزی برات جور کنم.

223
00:27:07,917 --> 00:27:11,880
‫اسم من واینه‌ئه‌ست،
‫ولی اجنبی‌ها هیچوقت نمی‌تونن تلفظش کنن.

224
00:27:12,464 --> 00:27:14,966
‫برای همین من رو "وای" صدا می‌زنن.

225
00:27:15,550 --> 00:27:16,885
‫تو دیگه کی هستی؟

226
00:27:18,845 --> 00:27:20,972
‫من کائیانا، پسر آهوئولا هستم.

227
00:27:24,476 --> 00:27:26,311
‫آهوئولا؟

228
00:27:27,520 --> 00:27:30,982
‫چطور یه رئیس از مائویی
‫سر از زامبوانگا درمیاره؟

229
00:27:32,192 --> 00:27:33,485
‫ما گم شده بودیم.

230
00:27:34,110 --> 00:27:36,363
‫شانس آوردیم که اون جزایر رو پیدا کردیم.

231
00:27:36,363 --> 00:27:37,906
‫اون رو سر راه سوار کردیم.

232
00:27:40,492 --> 00:27:41,785
‫کشتی‌تون هنوز اینجاست؟

233
00:27:42,494 --> 00:27:44,079
‫تا چند روز دیگه.

234
00:27:44,079 --> 00:27:47,957
‫کاپیتان قصد یه سفر اکتشافی دیگه داره،
‫گفت بعد از اون کائیانا رو می‌بره خونه.

235
00:27:51,294 --> 00:27:53,421
‫ولی اول، سلاح دهانه‌سرخ می‌گیریم.

236
00:27:53,421 --> 00:27:55,757
‫نمی‌دونم چطور می‌خوای
‫به اندازه‌ی یه ارتش تفنگ گیر بیاری.

237
00:28:01,096 --> 00:28:02,472
‫چرا تفنگ لازم داری؟

238
00:28:09,062 --> 00:28:12,816
‫من اشتباهی کردم. باید جبرانش کنم.

239
00:28:14,275 --> 00:28:15,402
‫با تفنگ؟

240
00:28:16,528 --> 00:28:18,238
‫باید اشتباه بزرگی بوده باشه.

241
00:28:27,038 --> 00:28:28,039
‫برو!

242
00:28:31,751 --> 00:28:32,752
‫برو!

243
00:28:37,257 --> 00:28:38,299
‫کائیانا.

244
00:28:40,009 --> 00:28:41,886
‫اینجا انگلیسی صحبت کن.

245
00:28:41,886 --> 00:28:45,432
‫و یه لباسی بپوش
‫که زیاد جلب توجه نکنه.

246
00:28:49,185 --> 00:28:51,020
‫من می‌تونم واسه‌ت تفنگ جور کنم.

247
00:28:54,816 --> 00:28:57,193
‫چرا کمکم می‌کنی؟

248
00:28:59,237 --> 00:29:01,990
‫چون تو هم قراره به من کمک کنی.

249
00:29:11,791 --> 00:29:15,336
‫ما به تازگی طولانی‌ترین سفری رو
‫که این کشتی داشته تموم کردیم.

250
00:29:16,171 --> 00:29:17,422
‫درسته.

251
00:29:17,422 --> 00:29:20,216
‫خب، من علاقه‌ای به این
‫اسپانیایی‌های ملعون ندارم،

252
00:29:20,884 --> 00:29:22,218
‫ولی خوب پول می‌دن،

253
00:29:22,719 --> 00:29:27,682
‫و تشنه‌ی هر چیزی هستن
‫که ممکنه براشون بیارم.

254
00:29:28,475 --> 00:29:32,604
‫اما من چه جور معامله‌ای
‫از امثال، می‌دونی، تو می‌خوام؟ آره؟

255
00:29:34,314 --> 00:29:35,732
‫کائیانا تفنگ لازم داره.

256
00:29:36,399 --> 00:29:37,525
‫تفنگ؟

257
00:29:39,778 --> 00:29:42,155
‫اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم
.برات تفنگ جور کنم

258
00:29:42,155 --> 00:29:44,532
‫دردسرش با مقامات زیاده، می‌دونی.

259
00:29:44,532 --> 00:29:46,659
‫من دوست‌هایی دارم که دورشون می‌زنن.

260
00:29:48,453 --> 00:29:50,455
‫پس قاچاقچی‌ها؟ درسته.

261
00:29:51,206 --> 00:29:52,957
‫پس دنبال وام هستی.

262
00:29:54,167 --> 00:29:55,627
‫ببین...

263
00:29:57,670 --> 00:30:00,173
‫متأسفانه اون هم کاری نیست
‫که من انجام بدم.

264
00:30:02,008 --> 00:30:06,387
‫با یه معامله‌ی تجاری که آدم‌ها
‫براش سر و دست می‌شکنن، جبران می‌شه.

265
00:30:12,143 --> 00:30:13,228
‫چوب صندل؟

266
00:30:15,271 --> 00:30:16,815
‫اینقدر نایابه...

267
00:30:16,815 --> 00:30:20,360
‫که یه تاجر از زامبوانگا می‌تونه اون رو
‫پنج برابر ارزشش بفروشه

268
00:30:20,360 --> 00:30:22,362
‫هم تو چین و هم تو اروپا.

269
00:30:23,071 --> 00:30:25,365
‫و جزایر ما کوه‌هایی پر از این‌ها دارن.

270
00:30:26,616 --> 00:30:29,160
‫می‌خوای تجارت چوب صندل راه بندازی؟

271
00:30:29,160 --> 00:30:30,703
‫شریک می‌شیم.

272
00:30:30,703 --> 00:30:33,498
‫این تو رو ثروتمندتر از چیزی می‌کنه
‫که فکرش رو می‌کردی.

273
00:30:34,415 --> 00:30:38,002
‫خب، ما فقط یه کشتی می‌شیم، می‌دونی.

274
00:30:38,711 --> 00:30:41,339
‫پس چطور با کمپانی هند شرقی
‫رقابت کنیم؟

275
00:30:42,215 --> 00:30:44,759
‫اون‌ها نمی‌دونن
‫جزایر کوچیک ما کجان.

276
00:30:45,426 --> 00:30:49,597
‫و تو کائیانا رو داری تا کمک کنه
‫رئیس‌های سرزمین‌مون رو برای این کار راضی کنیم.

277
00:30:50,181 --> 00:30:51,641
‫سرزمین‌مون رو می‌فروشی؟

278
00:30:57,063 --> 00:30:58,064
‫نه.

279
00:30:58,648 --> 00:31:00,358
‫تجارت مال ما می‌شه.

280
00:31:00,358 --> 00:31:02,610
‫پولش به نفع مردم خودمون می‌شه.

281
00:31:03,736 --> 00:31:05,697
‫این کار جواب می‌ده، کائیانا.

282
00:31:06,614 --> 00:31:08,741
‫من سال‌ها به این قضیه فکر کردم.

283
00:31:12,495 --> 00:31:13,830
‫آره، می‌تونه جواب بده.

284
00:31:14,956 --> 00:31:18,167
‫تو خیلی وقته که دور بودی.

285
00:31:21,045 --> 00:31:24,173
‫تو دنیا رو مثل رنگ‌پریده‌ها می‌بینی.

286
00:31:28,469 --> 00:31:30,763
‫تو هم باید اینطور ببینیش، کائیانا.

287
00:31:43,860 --> 00:31:46,738
‫اینجا همیشه اینطوری نبود.

288
00:31:46,738 --> 00:31:49,365
‫اینجا خونه‌ی اون‌ها بود
‫قبل از اینکه اسپانیایی‌ها بیان.

289
00:31:49,365 --> 00:31:51,034
‫اون‌ها همه‌چیز رو گرفتن.

290
00:31:51,367 --> 00:31:55,413
‫اون‌ها به جزایر ما هم میان.
‫اونجا رو تبدیل به یه زامبوانگای دیگه می‌کنن.

291
00:31:55,455 --> 00:31:56,664
‫باهاشون می‌جنگیم.

292
00:31:56,664 --> 00:31:59,000
‫با چی؟ با نیزه‌هاتون؟

293
00:31:59,000 --> 00:32:01,711
‫اون حریف تفنگ‌هاشون نمی‌شه

294
00:32:01,711 --> 00:32:07,383
‫و طمع مرد رنگ‌پریده قوی‌تر از
‫هر اسطوره یا پیشگویی‌ایـه که براش می‌جنگی.

295
00:32:09,260 --> 00:32:10,929
‫باید یه راه دیگه باشه.

296
00:32:12,138 --> 00:32:18,311
‫دیر یا زود آب‌های ما
‫پر از کشتی‌های خارجی می‌شه،

297
00:32:19,020 --> 00:32:22,273
‫که همه‌شون برای تجارت یا
‫گرفتن دارایی‌های ما میان.

298
00:32:23,358 --> 00:32:28,738
‫چوب صندل یعنی پول،
‫و پول تنها چیزی‌ـه که مرد رنگ‌پریده بهش احترام می‌ذاره.

299
00:32:30,198 --> 00:32:32,617
‫شاید تنها چیزی که تو هم بهش احترام می‌ذاری.

300
00:32:34,535 --> 00:32:37,038
‫ما می‌تونیم آینده‌ی مردممون رو کنترل کنیم.

301
00:32:38,206 --> 00:32:41,042
‫ولی بدون تو نمی‌تونیم
.این کار رو بکنیم، کائیانا

302
00:32:42,335 --> 00:32:46,255
‫تو تنها رئیسی هستی
‫که می‌دونه چی به سر سواحل‌مون میاد.

303
00:32:48,883 --> 00:32:52,762
‫یا ما تجارت رو کنترل می‌کنیم
‫یا همه‌چیز رو می‌بازیم.

304
00:32:57,225 --> 00:33:00,061
‫تفنگ‌هات رو بگیر و بیا به خونه برگردیم.

305
00:33:22,458 --> 00:33:24,127
‫عصر به‌خیر، کاپیتان متکالف.

306
00:33:26,170 --> 00:33:27,588
‫کاپیتان متکالف.

307
00:33:27,588 --> 00:33:28,965
‫من شما رو می‌شناسم؟

308
00:33:29,340 --> 00:33:33,011
‫من مارلی هستم،
‫یه آهنگر و اسلحه‌ساز.

309
00:33:33,011 --> 00:33:34,929
‫من خدمه دارم، آقای مارلی.

310
00:33:34,929 --> 00:33:37,390
‫دنبال کار نیستم، کاپیتان.

311
00:33:37,390 --> 00:33:41,686
‫یه سری جزایر ناشناخته
‫در اعماق اقیانوس آرام هست.

312
00:33:41,686 --> 00:33:44,439
‫دست نخورده توسط مردان مسیحی.

313
00:33:45,314 --> 00:33:47,191
‫هر کی این جزایر رو بگیره

314
00:33:47,191 --> 00:33:51,529
‫می‌تونه راه‌های اقیانوس آرام رو
‫از آلاسکا تا کانتون کنترل کنه.

315
00:33:52,321 --> 00:33:56,951
‫اون‌وقت، ما پادشاهان
‫بهشت خودمون می‌شیم.

316
00:33:58,494 --> 00:34:00,079
‫چرا این رو به من می‌گی؟

317
00:34:00,955 --> 00:34:03,666
‫من اون وحشی‌های شنزار رو از نزدیک دیدم.

318
00:34:04,333 --> 00:34:08,129
‫اون‌ها مردمی جنگجو هستن و
‫هیچ ترسی از توپ و تفنگ ندارن،

319
00:34:08,713 --> 00:34:09,797
‫حداقل فعلاً.

320
00:34:10,548 --> 00:34:17,263
‫کمتر کاپیتان تاجری حاضره کاری رو بکنه
‫که برای...

321
00:34:18,681 --> 00:34:19,724
‫رام کردن‌شون لازمه.

322
00:34:33,654 --> 00:34:34,655
‫پدر.

323
00:34:37,158 --> 00:34:38,576
‫این رو می‌گم که بدونی،

324
00:34:39,077 --> 00:34:42,914
‫من و مادرت تو رو
‫بدون ملاحظه‌ی دقیق، نامزد نکردیم.

325
00:34:45,291 --> 00:34:47,168
‫تو در برابر رئیست وظیفه‌ای داری.

326
00:34:57,887 --> 00:35:02,308
‫فکر می‌کنی من تنها دخترم رو
‫از روی وظیفه شوهر می‌دم؟

327
00:35:08,314 --> 00:35:09,857
‫به عنوان پادشاه،

328
00:35:12,318 --> 00:35:16,030
‫کامه‌هامه‌ها
.با ناشناخته‌های زیادی روبه‌رو می‌شه

329
00:35:17,073 --> 00:35:20,159
‫اسطوره‌ها برام روشن کردن، کاهومانو،

330
00:35:22,537 --> 00:35:24,288
‫کسی که بهش نیاز داره تویی.

331
00:35:30,128 --> 00:35:34,924
‫پس چرا اسطوره‌ها رازهاشون رو
‫از من پنهان کردن؟

332
00:35:40,012 --> 00:35:43,975
‫به عنوان همسر یه رئیس،
‫اولین وظیفه‌ی من به دنیا آوردن یه پسره،

333
00:35:44,433 --> 00:35:46,435
‫یه وارث برای گسترش میراثش.

334
00:35:54,527 --> 00:35:58,489
‫پیشگو هیچ آینده‌ای برای من ندیده.

335
00:36:00,867 --> 00:36:05,538
‫اون گفت بذر کامه‌هامه‌ها
‫نمی‌تونه در من رشد کنه.

336
00:36:06,414 --> 00:36:07,415
‫این یعنی چی؟

337
00:36:09,667 --> 00:36:12,128
‫یعنی من هیچوقت براش فرزندی به دنیا نمیارم.

338
00:36:17,758 --> 00:36:19,510
‫وقتی ببینه هیچ آینده‌ای با من نداره،

339
00:36:19,510 --> 00:36:22,180
‫سراغ همسری می‌ره
‫که بتونه فرزندش رو به دنیا بیاره.

340
00:36:26,517 --> 00:36:28,853
‫خیلی متأسفم، پدر،

341
00:36:30,229 --> 00:36:33,482
‫ولی من هیچوقت اون چیزی نمی‌شم
.که تو آرزو داشتی

342
00:36:42,825 --> 00:36:46,162
‫هیچوقت این رو بهش نگو.

343
00:38:10,121 --> 00:38:15,501
‫درود بر تو،
‫زیباترین شکوفه‌ی شرق مائویی.

344
00:38:47,033 --> 00:38:51,704
‫به عنوان جدیدترین همسرش،
‫تو هم مثل ما در منزل او خواهی بود.

345
00:38:52,038 --> 00:38:53,331
‫این یه موهبته.

346
00:38:53,706 --> 00:38:54,915
‫این چیه؟

347
00:38:54,915 --> 00:38:56,083
‫هوئومائوکیکی.

348
00:38:56,709 --> 00:39:00,004
‫اسطوره‌ها از کاهومانو می‌خوان
‫که به کامه‌هامه‌ها پسری ببخشه.

349
00:39:00,838 --> 00:39:02,882
‫در جستجوی گمشده بود.
‫اکنون یافت شده.

350
00:39:03,883 --> 00:39:04,133
‫یاری یافت شده،
‫تا در سرمای زمستان شریکش باشد.

351
00:39:04,300 --> 00:39:05,801
‫آسمان در حال دگرگونی است.

352
00:39:06,927 --> 00:39:08,596
‫هاکوئیلانی،
‫خانه‌ی آرامش، امن گشته.

353
00:39:08,596 --> 00:39:09,430
‫شرق رو به روشنایی است.

354
00:39:10,473 --> 00:39:12,183
‫چرا که روز موعود فرا رسیده است!

355
00:39:15,853 --> 00:39:18,439
‫شب تا طلوع روز بعد
‫حریم مقدس است.

356
00:39:18,439 --> 00:39:18,773
‫بر هم محرم‌اید.

357
00:39:20,274 --> 00:39:21,650
‫نیایش به پرواز درآمده.

358
00:39:23,277 --> 00:39:24,278
‫روز فرا رسیده.

359
00:39:24,612 --> 00:39:25,821
‫نیایش خوانده شده.

360
00:39:26,155 --> 00:39:27,573
‫حریم مقدس برداشته شده.

361
00:40:17,164 --> 00:40:18,582
[جزایر کوک]
[اتوی، اونی‌ها]

362
00:40:18,624 --> 00:40:20,126
[موروتوی، تاهوروا]
[مائویی، اوئهی]

363
00:40:24,213 --> 00:40:28,217
‫با اون پوست تیره‌ت خوب تو تاریکی
‫وول می‌خوری، نه پسر؟

364
00:40:28,217 --> 00:40:29,885
‫اینجا چه غلطی می‌کنی، مارلی؟

365
00:40:31,595 --> 00:40:33,931
‫من فقط... کاپیتان ازم خواست...

366
00:40:33,931 --> 00:40:35,808
‫کاپیتان هیچی به تو نگفته.

367
00:40:38,269 --> 00:40:39,270
‫آره.

368
00:40:39,270 --> 00:40:41,856
‫خب، چرا صبر نکنیم تا برگرده
‫و ببینیم چی گفته.

369
00:41:06,422 --> 00:41:08,340
‫زنده‌ش بیشتر از مرده‌ش می‌ارزه.

370
00:41:11,677 --> 00:41:12,970
‫شنیدی؟

371
00:41:14,555 --> 00:41:16,974
‫می‌فرستمت همون‌جایی که بهش تعلق داری.

372
00:41:34,658 --> 00:41:36,410
‫نه. نه.

373
00:41:36,410 --> 00:41:39,330
‫نه! نه...

374
00:41:52,343 --> 00:41:53,719
‫از اینجا برید بیرون.
