﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:09,259 --> 00:00:11,052
‫خدمات اورژانس 911.

3
00:00:11,136 --> 00:00:14,681
‫فکر کنم... فکر کنم...
‫فکر کنم بابام داره سکته می‌کنه.

4
00:00:14,764 --> 00:00:17,642
‫به دلیل حجم تماس‌ها، لطفاً تا وصل شدن
‫به اپراتور بعدی منتظر بمانید...

5
00:00:17,726 --> 00:00:18,977
‫لعنتی! چه کوفتیه!

6
00:00:19,561 --> 00:00:20,562
‫خدای من.

7
00:00:20,645 --> 00:00:22,105
‫حالم خوب می‌شه، پسرم.

8
00:00:22,188 --> 00:00:25,567
‫فقط... فقط...
‫سینه‌ام، انگار، گرفته.

9
00:00:25,650 --> 00:00:28,236
‫خودت رو خیس کردی؟

10
00:00:28,319 --> 00:00:30,447
‫- اگه بخوای می‌تونی.
‫- چی؟

11
00:00:32,157 --> 00:00:34,492
‫داره مثل حیوون ناله می‌کنه.
‫انگار، داره صدای حیوون درمیاره.

12
00:00:34,534 --> 00:00:36,202
‫دارم با یه ربات کوفتی حرف می‌زنم!

13
00:00:36,286 --> 00:00:37,537
‫لعنتی.

14
00:00:37,620 --> 00:00:39,080
‫باید همین الان ببریمش بیمارستان.

15
00:00:39,164 --> 00:00:40,623
‫تو... تو اینجا ماشین نداری، داری؟

16
00:00:40,707 --> 00:00:43,251
‫من... من می‌تونم وانت اون رو برونم.

17
00:00:43,334 --> 00:00:45,211
‫نه، سوئیچش ته اون دریاچه‌ی کوفتیه.

18
00:00:45,295 --> 00:00:47,088
‫پس... پس... پس جیپ تو چی؟

19
00:00:47,172 --> 00:00:49,382
‫تو محوطه دانشگاه گذاشتمش.

20
00:00:49,466 --> 00:00:52,761
‫من... دیشب تا دیروقت باهاش موندم
‫تا فیلم بازی‌ها رو ببینیم.

21
00:00:52,844 --> 00:00:54,637
‫اون... اون نذاشت رانندگی کنم برم خونه.

22
00:00:54,721 --> 00:00:56,556
‫- چون زنی؟
‫- نه!

23
00:00:56,639 --> 00:00:58,850
‫- چی؟
‫- چون اون بچه‌ی منه.

24
00:00:58,933 --> 00:01:01,102
‫خدای من. خدای بزرگ، بابا.

25
00:01:01,186 --> 00:01:02,896
‫مربی، نفس بکش، به نفس کشیدن ادامه بده.

26
00:01:02,979 --> 00:01:04,314
‫- بابا؟
‫- «وندی»! «وندی».

27
00:01:04,397 --> 00:01:05,190
‫- «وندی»... «وندی» چی؟ نزدیکه؟
‫- آره. آره. «وندی».

28
00:01:05,190 --> 00:01:06,399
‫فقط به نفس کشیدن ادامه بده.

29
00:01:07,567 --> 00:01:09,069
‫- تماس شما منتقل شد...
‫- لعنتی!

30
00:01:09,152 --> 00:01:10,820
‫- لعنتی!
‫- ...به یک پیغام‌گیر...

31
00:01:10,904 --> 00:01:12,572
‫صاف رفت رو پیغام‌گیر کوفتی.

32
00:01:12,655 --> 00:01:15,200
‫لعنتی... خدای من،

33
00:01:15,283 --> 00:01:17,035
‫اون گوشی کوفتی رو جواب بده.

34
00:01:19,579 --> 00:01:20,914
‫خدای من. بابا!

35
00:01:20,997 --> 00:01:22,999
‫یالا، بابا... بابا.

36
00:01:24,292 --> 00:01:26,127
‫می‌تونی ببریش بیرون؟

37
00:01:26,211 --> 00:01:27,796
‫...پیغام‌گیر صوتی...

38
00:01:27,879 --> 00:01:28,880
‫آره.

39
00:01:33,384 --> 00:01:34,969
‫همه‌چی درست می‌شه.

40
00:02:01,037 --> 00:02:02,789
‫همه سوار شین!

41
00:02:11,339 --> 00:02:12,715
‫عیبی نداره، بابا.

42
00:02:13,716 --> 00:02:14,968
‫همه‌چی درست می‌شه، بابا.

43
00:02:15,426 --> 00:02:16,427
‫عیبی نداره.

44
00:02:27,772 --> 00:02:28,940
[آهنگ‌های خفن چد]

45
00:02:35,155 --> 00:02:37,615
‫فکر کنم شاید بهتره موسیقی نباشه. لطفاً.

46
00:02:37,699 --> 00:02:39,325
‫باشه.

47
00:02:39,409 --> 00:02:41,411
‫ببخشید. ب... ببخشید.

48
00:02:47,125 --> 00:02:49,502
‫می‌دونی، هیچی از این‌ها مال من نیست.
‫این ماشین «ویسکرز»ـه.

49
00:02:50,420 --> 00:02:53,506
‫مسئول نماد تیم،
یه سایبرتراک 100 هزار دلاری می‌رونه؟

50
00:02:54,632 --> 00:02:56,843
‫آره، اون... یه پولی بابت غرامت گرفت.

51
00:02:59,179 --> 00:03:00,722
‫لباس «ویسکرز» اون...

52
00:03:00,805 --> 00:03:04,017
‫تهویه نداره، برای همین، آتیش گرفت و...

53
00:03:05,101 --> 00:03:06,728
‫پشتش رو بدجوری سوزوند.

54
00:03:06,811 --> 00:03:09,939
‫برای همین، اون... مجبوره
کار یک و دو رو از جلو انجام بده

55
00:03:12,734 --> 00:03:14,068
‫دیگه تقریباً رسیدیم؟

56
00:03:15,528 --> 00:03:16,529
‫آره.

57
00:03:21,367 --> 00:03:23,119
[بیمارستان آیوی مموریال]
[اورژانس]

58
00:03:25,455 --> 00:03:27,248
‫- این یه... این یه سنسوره.
‫- چطوری باز...

59
00:03:27,290 --> 00:03:29,042
‫- باید... باید فقط از شستت استفاده کنی.
‫- بازش کن!

60
00:03:29,083 --> 00:03:30,418
‫- باشه.
‫- لعنتی!

61
00:03:30,501 --> 00:03:32,587
‫بابا، ما رسیدیم، یالا.

62
00:03:33,588 --> 00:03:35,798
‫- یالا، یالا.
‫- می‌تونم... می‌تونم کمک کنم.

63
00:03:35,882 --> 00:03:38,218
‫- ما رسیدیم. خوب می‌شی.
‫- لطفاً بذارید کمک کنم.

64
00:03:38,301 --> 00:03:40,053
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

65
00:03:40,136 --> 00:03:42,055
‫من... پارک می‌کنم. من...
‫من اون تو می‌بینمتون.

66
00:03:42,138 --> 00:03:44,015
‫نه، نه. ما خوبیم.

67
00:03:44,724 --> 00:03:45,975
‫ممنونم.

68
00:03:58,738 --> 00:04:04,494
[چد پاورز]
[فصل اول، قسمت پایانی]

69
00:04:15,129 --> 00:04:16,714
‫اون مصاحبه چی شد؟

70
00:04:17,382 --> 00:04:19,175
‫کنسلش کردن.

71
00:04:19,926 --> 00:04:21,928
‫این خبر خوبیه.

72
00:04:22,011 --> 00:04:24,097
‫همه‌چی خوبه. مگه نه؟

73
00:04:25,848 --> 00:04:26,849
‫مگه نه؟

74
00:04:28,851 --> 00:04:32,188
‫دیشب، من، «راس»...

75
00:04:33,064 --> 00:04:35,441
‫با یکی آشنا شدم،

76
00:04:35,525 --> 00:04:39,028
‫و اون یه نفر «وندی» بود.

77
00:04:42,448 --> 00:04:43,992
‫«وندی هادسون».

78
00:04:44,075 --> 00:04:46,703
‫خدای من.

79
00:04:46,786 --> 00:04:48,746
‫تو با همسر مربی آشنا شدی؟

80
00:04:48,830 --> 00:04:51,499
‫- از این بدتر هم می‌شه.
‫- چطوری؟

81
00:04:51,582 --> 00:04:53,459
‫«وندی» تو خونه‌ی کنار دریاچه‌ست.

82
00:04:53,543 --> 00:04:56,546
‫اون «چد» رو نمی‌شناسه،
‫ولی به «ریکی» و مربی گفت

83
00:04:56,629 --> 00:04:59,841
‫که «راس هالیدی» تو اون سایبرتراک کوفتی
‫باهاش درد و دل کرده.

84
00:04:59,924 --> 00:05:03,177
‫- بعدش، مربی سکته کرد.
‫- خدای بزرگ.

85
00:05:03,261 --> 00:05:04,929
‫در واقع باز هم بدتر می‌شه.

86
00:05:05,013 --> 00:05:08,391
‫- دیگه امکان نداره.
‫- خب، مربی حالش بد بود،

87
00:05:08,474 --> 00:05:10,393
‫فقط من و اون و «ریکی» بودیم.

88
00:05:10,476 --> 00:05:12,145
‫هیچ راهی نداشتن
‫که برن بیمارستان.

89
00:05:13,730 --> 00:05:14,897
‫اون مُرد؟

90
00:05:16,899 --> 00:05:17,900
‫نه.

91
00:05:19,193 --> 00:05:21,446
‫مجبور شدم من برسونمش، با سایبرتراک.

92
00:05:21,529 --> 00:05:22,905
‫نه!

93
00:05:22,989 --> 00:05:24,282
‫این از مُردنش هم بدتره.

94
00:05:24,365 --> 00:05:25,575
‫چاره‌ای نداشتم، رفیق.

95
00:05:26,409 --> 00:05:29,037
‫- خب، «ریکی» همه‌چیز رو فهمید؟
‫- نمی‌دونم.

96
00:05:29,120 --> 00:05:30,121
‫شاید؟

97
00:05:30,204 --> 00:05:33,166
‫یه دروغ خیلی قوی
‫در مورد سایبرتراک سر هم کردم، ولی...

98
00:05:34,250 --> 00:05:37,170
‫اون «چد» رو از بیمارستان فرستاد بره.
‫نمی‌خواست اونجا باشه.

99
00:05:39,839 --> 00:05:42,050
‫خانواده «هادسون» آدم‌های مهمی‌ان.

100
00:05:42,133 --> 00:05:43,718
‫نباید تو
‫آسیب‌پذیرترین حالتشون دیده بشن.

101
00:05:43,801 --> 00:05:45,887
‫منظورم اینه، احتمالاً خودش رو خیس کرده.

102
00:05:45,970 --> 00:05:47,638
‫ نکرد. پرسیدم.

103
00:05:47,722 --> 00:05:50,058
‫- پرسیدی؟
‫- داشتم ادای احترام می‌کردم.

104
00:05:50,141 --> 00:05:52,852
‫خب، برای همینه
‫که دعوتت نکرد بری تو.

105
00:05:52,935 --> 00:05:54,562
‫خصوصیه. تو جزو خانواده نیستی.

106
00:05:56,939 --> 00:05:58,608
‫اگه ریکی می‌دونست، تو هم می‌فهمیدی.

107
00:05:58,691 --> 00:06:01,069
‫دفعه بعد که «ریکی» رو دیدی،
‫جوری رفتار کن که هیچی نشده،

108
00:06:01,152 --> 00:06:02,570
‫چون هیچی هم نشده.

109
00:06:05,615 --> 00:06:07,367
‫هی.

110
00:06:07,450 --> 00:06:09,243
‫من واقعاً فکر می‌کنم مشکلی نیست.

111
00:06:10,453 --> 00:06:13,331
‫- فقط امیدوارم مربی خوب باشه.
‫- صددرصد.

112
00:06:15,875 --> 00:06:17,752
‫هرچند، اگه می‌ذاشتی بمیره...

113
00:06:19,045 --> 00:06:20,046
‫رفیق!

114
00:06:21,297 --> 00:06:22,882
‫آره. اونجوری بد می‌شد.

115
00:06:23,633 --> 00:06:26,386
‫باخبر شدیم که سرمربی «ساوث جورجیا»
‫«جیک هادسون»

116
00:06:26,469 --> 00:06:28,763
‫امروز صبح در خانه
‫دچار حمله قلبی شده.

117
00:06:28,846 --> 00:06:31,432
‫هنوز خبری از وضعیت او در دست نیست.

118
00:06:31,516 --> 00:06:34,268
‫اما قطعاً ما به فکر او،
‫خانواده‌اش،

119
00:06:34,352 --> 00:06:36,104
‫و اون برنامه هستیم.

120
00:06:36,145 --> 00:06:38,106
‫«گربه‌ماهی‌ها»، همونطور که می‌دونیم،
‫قرار بود بازی کنن

121
00:06:38,147 --> 00:06:41,109
‫مقابل تیم اول «جورجیا» در «آتن»
‫آخر این هفته، در یک بازی

122
00:06:41,192 --> 00:06:45,780
‫که پیامدهای عظیم و واضحی
‫برای قهرمانی ملی داره.

123
00:06:45,863 --> 00:06:48,574
‫کوارتربک «گربه‌ماهی»
‫«چد پاورز» توجهات رو جلب کرده...

124
00:06:54,122 --> 00:06:55,790
‫خیلی‌خب، هی.

125
00:06:55,873 --> 00:06:57,792
‫هی، همگی دور من جمع شید.

126
00:06:57,875 --> 00:06:59,377
‫خیلی‌خب، بیاید، گوش کنید.

127
00:07:02,380 --> 00:07:05,049
‫خب، همونطور که مطمئنم شنیدید،

128
00:07:05,133 --> 00:07:07,176
‫مربی «هادسون» الان تو بیمارستانه.

129
00:07:07,927 --> 00:07:10,596
‫مربی «ریکی» دیشب پیشش مونده،
‫پس می‌دونیم که وضعیتش پایداره.

130
00:07:10,638 --> 00:07:12,765
‫باشه؟ حالش خوب می‌شه.
‫اون خوب می‌شه.

131
00:07:13,766 --> 00:07:16,894
‫گوش کنید بچه‌ها، این
‫آخرین تمرین ما قبل از «جورجیا»ست.

132
00:07:16,978 --> 00:07:19,272
‫پس، باید همه‌ی سروصداهای بیرونی...

133
00:07:19,355 --> 00:07:22,400
‫...و همه‌ی حواس‌پرتی‌ها رو بذاریم کنار

134
00:07:22,483 --> 00:07:24,610
‫و کاری کنیم که درست باشه،
‫چون این چیزی‌ـه که مرب...

135
00:07:28,448 --> 00:07:29,574
‫متأسفم.

136
00:07:31,033 --> 00:07:32,660
‫ام، مربی یه پیغام داشت

137
00:07:32,743 --> 00:07:35,788
‫که می‌خواست برای همه بخونم.

138
00:07:35,872 --> 00:07:37,331
‫ام...

139
00:07:37,415 --> 00:07:40,209
‫«من زنده‌ام.
‫این جورجیاست که مُرده.

140
00:07:42,211 --> 00:07:44,338
‫شماها به جای من
«.دخلشون رو بیارید. برید ماهی‌ها

141
00:07:44,422 --> 00:07:48,301
‫و، مطمئن شد که من
‫سه تا علامت تعجب هم بذارم.

142
00:07:50,178 --> 00:07:52,180
‫همینه، رفقا!
‫بزن بریم!

143
00:07:52,263 --> 00:07:55,808
‫آره همینه!

144
00:07:55,892 --> 00:07:57,185
‫- آره همینه!
‫- خودشه.

145
00:07:57,268 --> 00:07:59,270
‫امروز عالی باشید، رفقا.

146
00:07:59,353 --> 00:08:00,354
‫«ماهی» رو با سه بگید.

147
00:08:00,438 --> 00:08:01,439
‫یک، دو، سه!

148
00:08:01,481 --> 00:08:02,940
‫- ماهی!
‫- برید سر گروه‌های پستی‌تون.

149
00:08:02,982 --> 00:08:04,859
‫خیلی‌خب، بریم!
‫خیلی‌خب، این طرف.

150
00:08:08,988 --> 00:08:10,907
‫- «ریکی» اینجاست.
‫- دیدم.

151
00:08:12,074 --> 00:08:13,868
‫داره میاد سمت ما.

152
00:08:13,951 --> 00:08:15,286
‫- می‌بینم.
‫- انگار می‌خواد

153
00:08:15,369 --> 00:08:18,206
‫- یه چیزی بگه.
‫- باشه، فقط اتفاقات رو گزارش نکن.

154
00:08:24,712 --> 00:08:26,714
‫من واقعاً خوشحالم که بابات خوبه.

155
00:08:27,882 --> 00:08:28,883
‫آره.

156
00:08:34,514 --> 00:08:35,598
‫ام...

157
00:08:41,270 --> 00:08:42,688
‫تو «راس هالیدی» هستی.

158
00:09:03,751 --> 00:09:06,504
‫- می‌تونیم یه لحظه...
‫- کیش و مات، رفیق. تموم شد.

159
00:09:06,587 --> 00:09:09,131
‫- هنوز یه حرکت داریم.
‫- نه. دیگه حرکتی نیست.

160
00:09:09,215 --> 00:09:10,883
‫نه. دیگه نقشه‌ای نیست.

161
00:09:10,967 --> 00:09:12,093
‫دیگه «چد»ـی در کار نیست.

162
00:09:12,176 --> 00:09:13,761
‫می‌تونی از «ریکی» خواهش کنی.

163
00:09:14,637 --> 00:09:16,556
‫من دیگه هیچوقت «ریکی» رو نمی‌بینم.

164
00:09:16,639 --> 00:09:18,724
‫اگه «چد» سقوط کنه،
‫کل تیم سقوط می‌کنه.

165
00:09:18,808 --> 00:09:20,393
‫کل برنامه سقوط می‌کنه.

166
00:09:20,476 --> 00:09:22,228
‫معجزه‌ی «گربه‌ماهی»، 5-0؟
‫نابود می‌شه.

167
00:09:22,770 --> 00:09:25,147
‫بردها باطل می‌شه، «هادسون» بی‌آبرو می‌شه.

168
00:09:25,231 --> 00:09:27,900
‫- ما رسماً می‌شیم مثل «مارشال»...
‫- دنی، فقط بس کن!

169
00:09:30,486 --> 00:09:33,072
‫اگه «چد» سقوط کنه،
‫«راس» سقوط می‌کنه.

170
00:09:34,657 --> 00:09:36,659
‫فکر می‌کنی مردم الان ازم متنفرن؟

171
00:09:37,910 --> 00:09:40,871
‫صبر کن تا این گندکاری رو بشنون.

172
00:09:42,915 --> 00:09:46,168
‫ببین، بهترین چیزی که می‌تونیم بهش امید داشته باشیم
‫اینه که اگه من غیبم بزنه،

173
00:09:46,252 --> 00:09:48,045
‫«ریکی» هیچوقت حقیقت رو به کسی نگه.

174
00:09:48,379 --> 00:09:49,964
‫این تنها حرکت باقیمونده‌ست.

175
00:09:55,845 --> 00:09:57,805
‫ببین، این همون چیزی‌ـه
که اتفاق میفته، رفیق

176
00:09:57,888 --> 00:09:59,849
‫من می‌رسم به خط دروازه، و خدا...

177
00:10:00,975 --> 00:10:03,352
‫حالت رو می‌گیره. می‌دونم.

178
00:10:05,062 --> 00:10:06,856
‫بدجور هم حالت رو می‌گیره.

179
00:10:06,939 --> 00:10:09,817
‫و حالا، منم بدتر حالم گرفته شده.

180
00:10:10,651 --> 00:10:14,488
‫فقط حیف که تو هم این وسط...
‫حالت گرفته شد.

181
00:10:14,572 --> 00:10:18,701
‫انگار خدا داشت حال من رو می‌گرفت و...

182
00:10:18,784 --> 00:10:22,121
‫...یهو حال تو رو هم گرفت.

183
00:10:22,204 --> 00:10:24,707
‫این استعاره خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

184
00:10:27,543 --> 00:10:30,338
‫نمی‌دونم چقدر می‌تونستیم
‫این ماجرا رو کش بدیم، ولی...

185
00:10:30,421 --> 00:10:32,882
‫...آخرش همیشه قرار بود بد تموم بشه.

186
00:10:37,720 --> 00:10:39,639
‫اگه ازم متنفر باشی هم حق داری.

187
00:10:42,933 --> 00:10:44,810
‫ازت متنفر نیستم، رفیق.

188
00:10:48,022 --> 00:10:49,690
‫خوشحالم.

189
00:10:49,774 --> 00:10:51,275
‫خب، کجا می‌خوای بری؟

190
00:10:51,984 --> 00:10:53,361
‫برمی‌گردم خونه.

191
00:10:53,444 --> 00:10:58,366
‫و بابام احتمالاً
‫من رو می‌ندازه بیرون، پس...

192
00:10:58,449 --> 00:11:01,369
‫- فکر کنم بی‌خونه شدم.
‫- مجبور نیستی بشی.

193
00:11:01,410 --> 00:11:03,788
‫بهت گفتم اون داره فیلم «مایکل بی»
‫رو تو آتلانتا فیلمبرداری می‌کنه.

194
00:11:03,829 --> 00:11:05,289
‫فقط سه ساعت راهه.

195
00:11:06,290 --> 00:11:08,918
‫- که چی؟
‫- که چی، بذار به زبون خودت بگم،

196
00:11:09,001 --> 00:11:11,003
‫بزدل نباش و برو ببینش.

197
00:11:12,213 --> 00:11:14,298
‫حداقل اون کیت گریم زشتش
‫رو بهش پس بده.

198
00:11:15,299 --> 00:11:16,300
‫آره.

199
00:11:17,927 --> 00:11:20,012
‫مجبور نیستی تنها بری.

200
00:11:52,503 --> 00:11:54,088
‫بابا؟

201
00:11:54,171 --> 00:11:56,716
‫هی، ریکی، بیا اینجا.
‫این رو ببین.

202
00:11:56,799 --> 00:11:59,844
‫اگه اون‌ها دفاع «صفر» رو جلوی
‫سری حملات «جت» ما اجرا کنن،

203
00:11:59,927 --> 00:12:02,388
‫فکر می‌کنم این... این «تایت اِند»
(مهاجم)

204
00:12:02,471 --> 00:12:04,265
‫قراره تک به تک بشه
‫با «لاین‌بکر» اون‌ها.
(مدافع)

205
00:12:04,348 --> 00:12:07,017
‫نه. بابا، داریم چی کار می‌کنیم؟
‫این مشخصاً خلاف مقرراته.

206
00:12:08,185 --> 00:12:10,312
‫- چه مقرراتی؟
‫- مقررات سکته قلبی.

207
00:12:10,396 --> 00:12:12,231
‫- این... این نمودار علائم حیاتیته، بابا.
‫- نه! این...

208
00:12:12,314 --> 00:12:13,315
‫این مال من نیست...

209
00:12:13,399 --> 00:12:14,942
‫- همه‌چی الان رو کامپیوتره.
‫- بشین، لطفاً.

210
00:12:15,025 --> 00:12:16,694
‫- فقط آروم باش.
‫- باشه، خیلی‌خب.

211
00:12:16,777 --> 00:12:18,487
‫خیلی‌خب، نشستم.

212
00:12:19,864 --> 00:12:21,407
‫حالا چی؟

213
00:12:22,074 --> 00:12:24,368
‫- چه حسی داری؟
‫- بهترم.

214
00:12:24,452 --> 00:12:25,828
‫وضعیت تمرین چطوره؟

215
00:12:27,747 --> 00:12:29,373
‫نمی‌خوام در مورد تمرین حرف بزنم.

216
00:12:29,457 --> 00:12:32,168
‫چیه، شدی مثل «آیورسن»؟

217
00:12:32,251 --> 00:12:34,044
‫این احمقانه‌ست.

218
00:12:34,837 --> 00:12:35,921
‫چیزی مصرف کردی؟

219
00:12:36,005 --> 00:12:37,339
‫بله.

220
00:12:37,423 --> 00:12:39,467
‫یالا، فردا بزرگترین بازی فصله.

221
00:12:39,550 --> 00:12:41,969
‫من رو این تختم
‫و به همه‌ی این کوفتی‌ها وصلم.

222
00:12:43,846 --> 00:12:45,765
‫آره، می‌دونی چی من رو می‌کشه؟

223
00:12:46,682 --> 00:12:48,017
‫حرف نزدن از فوتبال.

224
00:12:50,603 --> 00:12:51,604
‫ام...

225
00:12:53,272 --> 00:12:55,649
‫خب، اگه قراره در مورد فوتبال حرف بزنیم،

226
00:12:55,733 --> 00:12:57,234
‫پس، ام...

227
00:13:00,946 --> 00:13:03,324
‫من باید در مورد «چد» باهات حرف بزنم.

228
00:13:03,407 --> 00:13:05,659
‫از قبل می‌دونم. «بِرد» بهم گفت.

229
00:13:06,494 --> 00:13:09,163
‫چی؟ تمرین رو پیچونده،
‫جواب تلفنش رو نمیده.

230
00:13:09,246 --> 00:13:10,915
‫حدس می‌زنم این عصبانیت می‌کنه.

231
00:13:14,835 --> 00:13:17,463
‫یعنی... این...

232
00:13:18,798 --> 00:13:20,216
‫واقعاً به من ربطی نداره.

233
00:13:20,299 --> 00:13:22,009
‫می‌دونی، بیشتر به تیم مربوطه.

234
00:13:22,092 --> 00:13:24,136
‫خب، ببین، دیروز یه افتضاح به تمام معنا بود.

235
00:13:24,220 --> 00:13:26,597
‫بچه‌ ترسیده، درکش می‌کنم.

236
00:13:26,680 --> 00:13:29,600
‫ولی وقتی اون اتوبوس
‫فردا راه بیفته سمت «آتن»،

237
00:13:29,683 --> 00:13:31,685
‫شرط می‌بندم اونم توشه.
‫می‌دونی چرا؟

238
00:13:33,437 --> 00:13:34,605
‫به خاطر تو.

239
00:13:37,775 --> 00:13:39,276
‫فکر نکنم اینطور باشه، بابا.

240
00:13:41,654 --> 00:13:43,656
‫تو نمی‌تونی اینقدر
‫با این بچه‌ها صمیمی بشی.

241
00:13:45,699 --> 00:13:47,576
‫- این یه کسب‌وکاره.
‫- نیست.

242
00:13:51,914 --> 00:13:53,123
‫یه خانواده‌ست.

243
00:13:55,709 --> 00:13:57,878
‫خانواده شاید بدتر هم باشه.

244
00:13:57,962 --> 00:14:00,422
‫نه. فقط پیچیده‌تره.

245
00:14:11,225 --> 00:14:12,518
‫ریک.

246
00:14:14,520 --> 00:14:16,814
‫تو خوبی؟

247
00:14:20,860 --> 00:14:22,319
‫چطور این رو از من می‌پرسی؟

248
00:14:24,530 --> 00:14:26,115
‫من که سکته قلبی نکردم.

249
00:14:26,198 --> 00:14:28,033
‫من فقط دارم کارم رو می‌کنم، بچه.

250
00:14:29,118 --> 00:14:30,870
‫تنها کاری که الان ازم برمیاد.

251
00:14:34,373 --> 00:14:37,167
‫ممنونم.

252
00:14:39,837 --> 00:14:41,547
‫ولی می‌دونی چیه؟

253
00:14:41,630 --> 00:14:44,383
‫من این فصل برمی‌گردم
‫به اون زمین.

254
00:14:44,466 --> 00:14:45,467
‫باشه.

255
00:14:48,053 --> 00:14:49,889
‫این شانس ماست.

256
00:14:49,972 --> 00:14:52,057
‫این شاید آخرین شانس من باشه.

257
00:14:54,268 --> 00:14:55,436
‫ولی با «چد»...

258
00:14:57,104 --> 00:14:59,273
‫فکر می‌کنم می‌تونیم
‫کل این کوفتی رو ببریم.

259
00:15:02,067 --> 00:15:04,403
‫نمی‌دونستم ساختن یه فیلم
‫این همه کامیون لازم داره.

260
00:15:04,486 --> 00:15:05,696
‫یه رسانه‌ی ماشینی‌ـه.

261
00:15:05,779 --> 00:15:07,781
‫چه کوفتیه؟

262
00:15:08,782 --> 00:15:11,160
‫«دابز» داره پیغام صوتی می‌ذاره.

263
00:15:11,243 --> 00:15:13,037
‫ببین، داره متنش رو می‌نویسه.

264
00:15:13,120 --> 00:15:15,456
‫دیدن این کلمات به صورت تایپ شده
‫ترسناکه.

265
00:15:15,539 --> 00:15:18,375
‫عصبانیه، ولی حداقل
‫هنوز فکر می‌کنه من «چد»ام.

266
00:15:19,001 --> 00:15:20,878
‫- «ریکی» بهت زنگ زده؟
‫- نه.

267
00:15:22,504 --> 00:15:24,381
‫بابام باید
‫همین دور و بر باشه.

268
00:15:24,465 --> 00:15:26,926
‫- چه شکلیه؟
‫- یه مرد لاغر مسن‌تره.

269
00:15:27,009 --> 00:15:28,010
‫راسل؟

270
00:15:29,178 --> 00:15:30,971
‫بابا؟

271
00:15:31,055 --> 00:15:32,556
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

272
00:15:32,640 --> 00:15:34,350
‫تو چاق شدی.

273
00:15:35,309 --> 00:15:36,852
‫چون دلت برام تنگ شده بود چاق شدی؟

274
00:15:36,936 --> 00:15:38,812
‫این لباس چاقیه، احمق.

275
00:15:38,896 --> 00:15:41,148
‫دارم برای «سانتا آنا» تستش می‌کنم.

276
00:15:41,231 --> 00:15:43,609
‫ژنرال مکزیکی؟
‫اون چاق بود؟

277
00:15:43,692 --> 00:15:44,902
‫نه، نبود.

278
00:15:44,944 --> 00:15:47,404
‫ولی این اون قیافه‌ایه که «مایکل بی»
‫برای شخصیت منفیش می‌خواد.

279
00:15:47,446 --> 00:15:48,447
‫خب اون کیه؟

280
00:15:48,864 --> 00:15:50,074
‫این...

281
00:15:51,742 --> 00:15:52,743
‫دوستمه.

282
00:15:53,285 --> 00:15:56,205
‫خب، خوشحالم که بالأخره
‫یکی از اون‌ها پیدا کردی.

283
00:15:56,664 --> 00:15:58,540
‫باشه، خب، من اتفاقی
‫از این محله رد می‌شدم...

284
00:15:58,624 --> 00:15:59,959
‫از محله‌ی «جورجیا»؟

285
00:16:00,042 --> 00:16:02,836
‫و فکر کردم کیت گریم تو رو
‫برگردونم.

286
00:16:02,920 --> 00:16:04,588
‫بفرما.

287
00:16:04,672 --> 00:16:08,092
‫- بی‌حساب شدیم.
‫- نه، ما اصلاً بی‌حساب نشدیم.

288
00:16:08,175 --> 00:16:09,551
‫- باشه، هرچی.
‫- صبر کن.

289
00:16:09,635 --> 00:16:11,095
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

290
00:16:11,178 --> 00:16:13,681
‫آقای هالیدی، اسم «چد پاورز»
‫به گوشتون خورده؟

291
00:16:13,764 --> 00:16:15,891
‫- نه.
‫- اون یه بازیکن فوتبال دانشگاهیه.

292
00:16:15,975 --> 00:16:18,936
‫- نمی‌شناسمش.
‫- در واقع، می‌شناسی.

293
00:16:21,897 --> 00:16:25,150
‫- این «اکوفلکس»ـه؟
‫- مجبور شدیم با «درگن اسکین» جایگزین کنیم.

294
00:16:25,234 --> 00:16:27,194
‫یعنی، عالی به نظر میاد.

295
00:16:27,277 --> 00:16:31,949
‫یعنی، تو داشتی کوارتربک بازی می‌کردی،
‫و بازی‌ها رو می‌بردی...

296
00:16:33,033 --> 00:16:34,868
‫در حالی که وانمود می‌کردی یه آدم دیگه‌ای؟

297
00:16:36,245 --> 00:16:37,246
‫آره.

298
00:16:37,329 --> 00:16:40,749
‫پسر، این حتماً خیلی کار بُرده.

299
00:16:42,918 --> 00:16:44,003
‫همینطور بود.

300
00:16:46,547 --> 00:16:51,677
‫آخه، من هیچوقت ندیده بودم
‫تو برای... هیچی سخت کار کنی.

301
00:16:53,303 --> 00:16:54,596
‫چرا این کار رو کردی؟

302
00:16:57,933 --> 00:16:59,101
‫نمی‌دونم.

303
00:17:10,029 --> 00:17:12,322
‫پاورز، تعادلش رو از دست میده.

304
00:17:12,406 --> 00:17:14,950
‫توپ رو مثل موشک می‌فرسته ته زمین.
‫تاچ‌داون!

305
00:17:15,826 --> 00:17:18,579
‫این مرد جوون همه‌چیز رو
‫کاملاً متحول کرده

306
00:17:18,662 --> 00:17:20,539
‫برای «ساوث جورجیا».

307
00:17:21,707 --> 00:17:24,293
‫پاورز، «لئونارد» رو تو منطقه‌ی پایانی پیدا می‌کنه.
‫تاچ‌داون!

308
00:17:27,463 --> 00:17:30,132
‫اگه «پاورز» قبلاً تو بحث
‫جایزه‌ی «هایزمن» نبود،

309
00:17:30,215 --> 00:17:32,468
‫الان دیگه قطعاً هست.

310
00:17:40,726 --> 00:17:44,229
‫از بعد از مرگ مامان
‫اینطوری لبخند زدنت رو ندیده بودم.

311
00:17:54,656 --> 00:17:56,116
‫فکر کنم من...

312
00:17:57,618 --> 00:17:59,620
‫من می‌خواستم «چد» باشم چون...

313
00:18:02,498 --> 00:18:03,916
‫از «راس» بودن متنفر بودم.

314
00:18:06,752 --> 00:18:09,797
‫فقط می‌خواستم قایم بشم
‫و دوباره فوتبال بازی کنم.

315
00:18:12,341 --> 00:18:14,301
‫و آدم‌ها واقعاً «چد» رو دوست داشتن.

316
00:18:16,804 --> 00:18:18,680
‫«چد» واقعاً آدم‌ها رو دوست داشت.

317
00:18:21,642 --> 00:18:24,436
[تیم فوتبال گربه‌ماهی]

318
00:18:24,478 --> 00:18:26,063
‫و همه‌ی تیمم...

319
00:18:27,439 --> 00:18:28,816
‫مربی‌هام...

320
00:18:30,526 --> 00:18:32,027
‫همه‌شون بهم باور داشتن.

321
00:18:33,028 --> 00:18:36,865
‫و «چد» فقط نمی‌خواست
‫ناامیدشون کنه.

322
00:18:51,630 --> 00:18:56,260
‫ببخشید که وسایل گریم تو رو دزدیدم
‫و فرار کردم.

323
00:18:57,719 --> 00:19:01,431
‫ببخشید که با اون بچه‌ی مریض
‫و باباش اونقدر بد رفتار کردم.

324
00:19:01,515 --> 00:19:05,727
‫ببخشید که توپ رو
‫تو «رُز بول» انداختم.

325
00:19:12,192 --> 00:19:14,278
‫نمی‌خواستم. فقط هیجان‌زده شدم.

326
00:19:23,370 --> 00:19:24,746
‫«چد» بودن خوب بود.

327
00:19:26,999 --> 00:19:29,084
‫دیگه اونقدر همیشه ناراحت نبودم.

328
00:19:31,003 --> 00:19:33,547
‫خب، واقعاً مجبوری
‫دیگه اون نباشی؟

329
00:19:33,630 --> 00:19:34,882
‫آره.

330
00:19:34,965 --> 00:19:38,218
‫آره.
‫یکی از مربی‌هام فهمید، پس...

331
00:19:38,302 --> 00:19:41,555
‫- مربی‌ای که روش نظر داره.
‫- چی؟

332
00:19:42,598 --> 00:19:45,267
‫یه مربی زنه.

333
00:19:46,226 --> 00:19:47,603
‫در هر صورت، گند زدم.

334
00:19:47,686 --> 00:19:50,814
‫تموم شد، نمی‌دونم
‫هنوز به کسی گفته یا نه، ولی...

335
00:19:51,982 --> 00:19:53,442
‫خب، اگه من ببخشمت...

336
00:19:54,902 --> 00:19:55,986
‫و می‌بخشمت...

337
00:19:58,363 --> 00:19:59,948
‫پس شاید اون هم بتونه.

338
00:20:01,950 --> 00:20:04,286
‫خیلی دیره.

339
00:20:05,412 --> 00:20:07,414
‫اون‌ها همین الانش هم تو راه «آتن» هستن.

340
00:20:08,415 --> 00:20:10,667
‫- بازی کی شروع می‌شه؟
‫- ‏4:30

341
00:20:10,751 --> 00:20:12,336
‫هنوزم می‌تونی خودت رو برسونی.

342
00:20:15,130 --> 00:20:16,131
‫بابا...

343
00:20:18,133 --> 00:20:20,761
‫من اومدم اینجا که کیت گریم تو رو پس بدم.

344
00:20:21,386 --> 00:20:23,347
‫شاید بهتره نگه‌ش داری.

345
00:21:47,931 --> 00:21:50,642
‫با غیبت «چد»،
‫توپ دست توئه، «جری».

346
00:21:51,977 --> 00:21:53,061
‫چه حسی داری؟

347
00:21:53,895 --> 00:21:55,564
‫آماده‌ام تو اون زمین بمیرم.

348
00:21:55,647 --> 00:21:57,566
‫آره، خب، احتمالاً به آرزوت می‌رسی.

349
00:21:57,649 --> 00:21:59,776
‫فقط لباست رو کامل بپوش.

350
00:22:06,700 --> 00:22:08,952
‫- چی کار می‌کنی؟
‫- دارم یه عکس ذهنی می‌گیرم.

351
00:22:09,911 --> 00:22:11,705
‫این بهترین لحظه‌ی زندگی منه.

352
00:22:17,753 --> 00:22:20,297
‫من... من...
‫اصلاً نمی‌دونم چی کار کنم.

353
00:22:25,969 --> 00:22:27,971
‫قراره حسابی ازمون پذیرایی بشه.

354
00:22:28,847 --> 00:22:31,600
‫چه روز زیبایی اینجا تو استادیوم «سنفورد»،

355
00:22:31,683 --> 00:22:35,354
‫جایی که 92,000 طرفدار «جورجیا بولداگ» اومدن.

356
00:22:35,437 --> 00:22:37,773
‫و وقتشه بفهمیم این تیم تازه‌ به دوران رسیده...

357
00:22:37,856 --> 00:22:39,649
‫اوه، سلام مربی.

358
00:22:39,733 --> 00:22:41,276
‫تریشیا!

359
00:22:41,360 --> 00:22:43,653
‫صبر کن، چ... چرا تو «آتن» نیستی؟

360
00:22:44,696 --> 00:22:46,907
‫نمی‌تونستم اجازه بدم
مربی فوتبالمون تنها بازی رو ببینه

361
00:22:46,990 --> 00:22:49,534
‫تو این بیمارستان حال‌بهم‌زن.

362
00:22:49,618 --> 00:22:51,661
‫فکر نکنم تاحالا
تو یکی از این‌ جاها بوده باشم

363
00:22:51,745 --> 00:22:54,206
‫- جداً؟
‫- از قضا حالم رو بد می‌کنه.

364
00:22:55,540 --> 00:22:58,460
‫آره، خب، اینجا جاییه که میای وقتی...

365
00:22:58,543 --> 00:23:00,379
‫وقتی اون بالاسری اخراجت می‌کنه.

366
00:23:00,462 --> 00:23:03,090
‫من واقعاً باور ندارم که هیچوقت بمیرم.

367
00:23:04,091 --> 00:23:06,176
‫تو هم همینطور.

368
00:23:06,259 --> 00:23:08,220
‫حداقل نه فعلاً؟

369
00:23:11,765 --> 00:23:13,308
‫باشه، صداش رو زیاد کن.

370
00:23:15,519 --> 00:23:17,145
‫چی آوردی بخوریم؟

371
00:23:17,229 --> 00:23:19,147
‫پاپ‌کرن مرغ، یا...

372
00:23:19,231 --> 00:23:21,191
‫می‌تونم سعی کنم یه چیزی سفارش بدم.

373
00:23:22,150 --> 00:23:24,486
‫فکر نکنم بتونی اینجا سیگار بکشی.

374
00:23:24,569 --> 00:23:27,072
‫مربی.
‫من هرجایی می‌تونم سیگار بکشم.

375
00:23:28,240 --> 00:23:29,741
‫هنوز خبری از وضعیت

376
00:23:29,825 --> 00:23:32,577
‫ستاره‌ی کوارتربک «گربه‌ماهی»،
چد پاورز نیست

377
00:23:32,661 --> 00:23:34,413
‫وضعیتش لحظه‌ی آخر بازی مشخص می‌شه.

378
00:23:34,496 --> 00:23:37,457
‫- یالا، ریک.
‫- «پاورز» شاید تونسته باشه تیم‌ها رو غافلگیر کنه...

379
00:24:20,917 --> 00:24:22,085
‫چی کار می‌کنی؟

380
00:24:22,794 --> 00:24:23,879
‫ریکی.

381
00:24:25,630 --> 00:24:27,716
‫ببخشید، نمی‌خواستم...
‫نمی‌خواستم بترسونمت.

382
00:24:29,342 --> 00:24:33,221
‫اومدم تو اتوبوس
‫دنبال لباسم می‌گشتم و...

383
00:24:35,557 --> 00:24:37,184
‫صورتت رو دیدم، و...

384
00:24:38,518 --> 00:24:40,437
‫تو همونی بودی که واقعاً دنبالش می‌گشتم.

385
00:24:43,064 --> 00:24:46,151
‫چرا هنوز داری... با اون صدا حرف می‌زنی؟

386
00:24:49,738 --> 00:24:52,073
‫چه صدایی؟ این صدای منه.

387
00:24:52,157 --> 00:24:53,241
‫نه، نیست.

388
00:24:54,326 --> 00:24:55,660
‫نیست. بس کن.

389
00:25:02,083 --> 00:25:03,877
‫ببخشید.

390
00:25:06,087 --> 00:25:07,380
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟

391
00:25:25,899 --> 00:25:27,150
‫حال بابات چطوره؟

392
00:25:28,902 --> 00:25:30,570
‫خوبه.
‫داره مقاومت می‌کنه.

393
00:25:33,865 --> 00:25:34,908
‫خوبه.

394
00:25:36,076 --> 00:25:37,077
‫خوشحالم.

395
00:25:40,830 --> 00:25:43,583
‫من بابت همه‌ی این‌ها متأسفم.

396
00:25:43,667 --> 00:25:45,752
‫من نمی‌دونستم «وندی» کیه.

397
00:25:46,461 --> 00:25:47,504
‫معلومه.

398
00:25:50,382 --> 00:25:51,758
‫«راس» اون کار رو کرد.

399
00:25:55,428 --> 00:25:57,055
‫من «راس»ام.

400
00:25:57,138 --> 00:25:58,557
‫ولی من همچنین، و...

401
00:26:00,141 --> 00:26:02,644
‫من تمام این مدت، «چد» هم بودم.

402
00:26:04,479 --> 00:26:06,356
‫من...

403
00:26:06,439 --> 00:26:07,732
‫«چد پاورز»ام.

404
00:26:08,858 --> 00:26:10,902
‫«چد» فقط ظاهر نیست، اون...

405
00:26:11,861 --> 00:26:13,572
‫اون واقعیه، اون...

406
00:26:15,699 --> 00:26:18,034
‫‏5-0ـه. این واقعیه.

407
00:26:18,702 --> 00:26:20,412
‫این تیم واقعیه.

408
00:26:21,913 --> 00:26:25,625
‫«گربه‌ماهی» این بازی رو ببره،
‫برای بابات یه قهرمانی ملی بیاره،

409
00:26:25,709 --> 00:26:27,877
‫همه‌ی ما با هم این کار رو بکنیم،
این واقعیه

410
00:26:30,672 --> 00:26:34,426
‫واقعی‌ترین بخش همه‌ی این ماجرای لعنتی...

411
00:26:37,846 --> 00:26:39,723
‫حسیه که من به تو دارم، مربی.

412
00:26:57,866 --> 00:26:59,034
‫می‌تونم...

413
00:27:00,785 --> 00:27:02,162
‫می‌تونم صورتت رو لمس کنم؟

414
00:27:05,999 --> 00:27:07,000
‫آره.

415
00:27:12,213 --> 00:27:13,506
!آخ

416
00:27:14,758 --> 00:27:17,135
‫چطور جرأت می‌کنی بیای اینجا
‫و این مزخرفات رو بگی؟!

417
00:27:17,218 --> 00:27:19,888
‫- خواهش می‌کنم، مربی.
‫- نه، خفه شو.

418
00:27:19,971 --> 00:27:22,474
‫من مربی تو نیستم.
‫من مربی کوفتی تو نیستم.

419
00:27:22,557 --> 00:27:24,142
‫تو اصلاً تو این تیم کوفتی نیستی.

420
00:27:24,225 --> 00:27:26,728
‫- روانی دروغگو!
‫- من روانی نیستم. قسم می‌خورم...

421
00:27:26,811 --> 00:27:29,272
‫چرا هستی.
‫تو یه دیوونه‌ی کوفتی!

422
00:27:29,356 --> 00:27:31,524
‫«من چدم.»

423
00:27:31,608 --> 00:27:33,401
‫«من چدم.
‫می‌خوام برم یه گوزن بخورم

424
00:27:33,485 --> 00:27:36,279
‫- و با زن‌ها درد و دل می‌کنم!»
‫- من نمی‌دونستم اون زنشه!

425
00:27:36,363 --> 00:27:39,366
‫زیر این...
‫این گندکاری چسبناک کوفتی،

426
00:27:39,449 --> 00:27:42,619
‫تو... تو فقط یه بدبختِ،

427
00:27:42,702 --> 00:27:44,996
‫حال‌بهم‌زن،

428
00:27:45,080 --> 00:27:47,290
‫بازنده‌ی نمادینی.

429
00:27:47,374 --> 00:27:49,292
‫می‌دونم! فکر می‌کنی چرا
‫می‌خواستم یکی دیگه باشم؟

430
00:27:49,376 --> 00:27:51,252
‫چون مغزت معیوبه!

431
00:27:52,087 --> 00:27:54,089
‫تو مشکل روانی داری.

432
00:27:54,172 --> 00:27:57,258
‫- تو داشتی بابام رو می‌کشتی!
‫- بعدش نجاتش دادم!

433
00:27:57,342 --> 00:27:59,302
‫و بعدش تو دوست کوفتی من رو کشتی.

434
00:28:01,805 --> 00:28:04,391
‫«چد» دوست من بود،
‫و حالا اون رفته.

435
00:28:08,311 --> 00:28:11,272
‫- اون نرفته.
‫- اون رفته. رفته.

436
00:28:13,983 --> 00:28:15,402
‫«چد»...

437
00:28:16,986 --> 00:28:20,240
‫اون اینجاست، اون...
‫حسش به تو واقعیه.

438
00:28:22,575 --> 00:28:24,202
‫واقعیه.

439
00:28:30,417 --> 00:28:33,336
‫می‌خوای بدونی من چه حسی به «راس» دارم؟

440
00:28:35,255 --> 00:28:38,550
‫این حسیه که آرزو می‌کردم...

441
00:28:38,633 --> 00:28:42,220
‫بعد از اون «رُز بول» که تو تنهایی...

442
00:28:42,303 --> 00:28:44,597
‫یه قهرمانی ملی رو باختی...

443
00:28:46,516 --> 00:28:48,768
‫...آرزو می‌کردم که کاش
‫خودت رو کشته بودی.

444
00:29:00,113 --> 00:29:02,240
‫لطفاً برو کنار، تا بتونم
از این اتوبوس پیاده شم

445
00:29:21,760 --> 00:29:23,762
‫اگه از این تیم دور نمونی،

446
00:29:23,845 --> 00:29:25,263
‫به همه‌ی دنیا می‌گم.

447
00:29:27,307 --> 00:29:29,142
‫آتیشت می‌زنم.

448
00:29:33,521 --> 00:29:34,522
‫نه، نمی‌گی.

449
00:29:36,983 --> 00:29:37,984
‫چی؟

450
00:29:39,986 --> 00:29:43,782
‫گفتم، فکر نکنم
‫در مورد من به همه بگی.

451
00:29:43,865 --> 00:29:45,492
‫نه، امتحانم کن، عوضی.

452
00:29:49,329 --> 00:29:50,955
‫اگه «چد» رو لو بدی...

453
00:29:53,291 --> 00:29:56,044
‫بردهامون باطل می‌شه،
‫این فصل تموم می‌شه.

454
00:29:56,127 --> 00:29:59,756
‫بازی کردن با یه کوارتربک قلابی
‫و غیرمجاز،

455
00:29:59,839 --> 00:30:01,549
‫تیم مجازات مرگ می‌گیره.

456
00:30:03,968 --> 00:30:07,180
‫از اونجایی که مربی «هادسون» اونی بود که
‫پارتی‌بازی کرد تا من ثبت‌نام شم...

457
00:30:09,557 --> 00:30:11,226
‫اون کسیه که تقصیرها گردنش میفته.

458
00:30:13,269 --> 00:30:14,854
‫تو فقط من رو آتیش نمی‌زنی.

459
00:30:16,064 --> 00:30:17,607
‫تو همه‌چیز رو آتیش می‌زنی.

460
00:30:18,858 --> 00:30:20,151
‫از جمله بابات رو.

461
00:30:23,196 --> 00:30:24,197
‫یا...

462
00:30:25,824 --> 00:30:29,452
‫می‌تونیم به بردن ادامه بدیم...
‫به عنوان یه تیم.

463
00:30:32,413 --> 00:30:34,123
‫تصمیم با خودته، مربی.

464
00:30:39,379 --> 00:30:40,588
‫ازت متنفرم.

465
00:30:43,842 --> 00:30:44,926
‫می‌دونم.

466
00:30:45,552 --> 00:30:47,262
‫با قدرت سخت‌کوشی...

467
00:30:49,722 --> 00:30:51,140
‫دوستی...

468
00:30:52,976 --> 00:30:58,648
‫و ایمان به خدا،
‫ما می‌تونیم به هرچیزی برسیم!

469
00:30:58,731 --> 00:30:59,816
‫«ماهی» با من!

470
00:31:04,112 --> 00:31:05,405
‫«ماهی» با من!

471
00:31:09,367 --> 00:31:10,743
‫خدا رو شکر.

472
00:31:15,957 --> 00:31:17,500
‫هی، «گربه‌ماهی».

473
00:31:25,466 --> 00:31:27,135
‫خوش برگشتی، «پاورز».

474
00:31:28,261 --> 00:31:30,680
‫آره، ببخشید، من...

475
00:31:30,763 --> 00:31:33,224
‫عیبی نداره، این یه بار رو
‫نادیده می‌گیریم.

476
00:31:37,478 --> 00:31:38,605
‫نه، نمی‌گیریم.

477
00:31:40,899 --> 00:31:42,859
‫همه فکر می‌کنن «چد» می‌تونه همینجوری...

478
00:31:42,942 --> 00:31:45,778
‫...همینجوری پاشه بیاد اینجا و بازی کنه؟

479
00:31:47,280 --> 00:31:49,407
‫چه خبره، رفیق؟

480
00:31:49,490 --> 00:31:51,910
‫این خیلی مسخره‌ست!

481
00:31:51,993 --> 00:31:53,870
‫کدوم گوری بودی، «چد»؟

482
00:31:53,953 --> 00:31:56,497
‫من پنج سال تمومه اینجا
‫دارم جون می‌کنم.

483
00:31:56,581 --> 00:31:59,125
‫تو کدوم گوری بودی؟

484
00:31:59,208 --> 00:32:02,253
‫آره، من... من دیگه بد حرف می‌زنم.
‫بهش عادت کن.

485
00:32:02,879 --> 00:32:06,758
‫کجا بودی، عوضی؟!

486
00:32:09,928 --> 00:32:13,222
‫در بازکن گاراژم...

487
00:32:14,182 --> 00:32:16,225
‫اون... ویروس گرفته بود و...

488
00:32:17,352 --> 00:32:19,604
‫اون‌ها مکانیکی‌ان! یا خدا!

489
00:32:19,687 --> 00:32:21,814
‫شماها این مزخرفات رو باور می‌کنید؟!

490
00:32:21,898 --> 00:32:22,899
‫هی!

491
00:32:25,068 --> 00:32:27,236
‫«چد» یه مورد اورژانسی پزشکی داشت.

492
00:32:27,320 --> 00:32:30,323
‫اون یه مشکل روحی داشت
‫و ما بهش رسیدگی کردیم.

493
00:32:31,574 --> 00:32:34,786
‫ولی این یه مسئله شخصیه،
‫و ما هم همون‌جا رهاش می‌کنیم.

494
00:32:34,869 --> 00:32:37,121
‫باشه؟ ولی «چد» اینجاست.

495
00:32:38,456 --> 00:32:39,666
‫اون بازیکن اصلیه.

496
00:32:41,542 --> 00:32:44,212
‫و ما قراره «جورجیا» رو
‫به خاطر مربی «هادسون» شکست بدیم!

497
00:32:47,507 --> 00:32:49,509
‫بزن بریم!

498
00:32:51,719 --> 00:32:52,887
‫بزن بریم!

499
00:32:55,306 --> 00:32:57,058
‫- بریم.
‫- «ماهی» با من!

500
00:32:58,434 --> 00:32:59,727
‫«ماهی» با سه شماره.

501
00:32:59,811 --> 00:33:02,355
‫- یک، دو، سه.
‫- ماهی!

502
00:33:02,438 --> 00:33:04,315
‫ماهی، ماهی، ماهی، ماهی!

503
00:33:04,399 --> 00:33:06,567
‫- ماهی، ماهی، ماهی، ماهی، ماهی، ماهی.
‫- اون میره!

504
00:33:06,651 --> 00:33:08,820
‫- ماهی، ماهی، ماهی، چی؟
‫- اون میره!

505
00:33:08,903 --> 00:33:10,697
‫- اون میره!
‫- چی؟

506
00:33:10,780 --> 00:33:12,407
‫- اون میره!
‫- چی؟

507
00:33:12,490 --> 00:33:14,367
‫- اون میره!
‫- چی؟

508
00:33:14,450 --> 00:33:15,994
‫- اون میره!
‫- چی؟

509
00:33:16,077 --> 00:33:17,829
‫- اون میره!
‫- چی؟

510
00:33:41,853 --> 00:33:42,854
‫ووهو!

511
00:33:44,981 --> 00:33:48,109
‫...«گربه‌ماهی‌های ساوث جورجیا».

512
00:34:21,517 --> 00:34:24,228
[پایان فصل اول]
