﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,083
.

2
00:00:45,791 --> 00:00:47,083
‫بریم تو؟

3
00:01:08,250 --> 00:01:10,250
‫مکس، داریم چی کار می‌کنیم؟

4
00:01:18,458 --> 00:01:20,958
‫همراهی کن.

5
00:01:23,333 --> 00:01:25,458
‫دارن بهمون گوش میدن.

6
00:01:53,083 --> 00:01:55,583
‫ما دنبال هم می‌گردیم
‫فقط برای اینکه به هم توهین کنیم.

7
00:01:55,708 --> 00:01:59,208
‫فکر می‌کنم به خاطر اینه که
‫یه جاذبه‌ی مقاومت‌ناپذیر بین‌مون وجود داره.

8
00:02:00,583 --> 00:02:02,625
‫من با مینروا حرف زدم.

9
00:02:04,083 --> 00:02:06,708
‫حدوداً سه مایل دورتر از اینجا
یه بیمارستان هست

10
00:02:07,458 --> 00:02:08,708
‫اونجاست.

11
00:02:08,833 --> 00:02:11,958
‫تو باید یه گروه اعزامی رو برای پیدا کردن
‫یه دستگاه دیالیز رهبری کنی.

12
00:02:12,000 --> 00:02:16,250
‫ببین، مکس، بادقت گوش کن،
‫هیچ‌کس از اینجا خارج نمی‌شه.

13
00:02:16,333 --> 00:02:17,750
‫هیچ‌کس خارج نمی‌شه.

14
00:02:20,208 --> 00:02:23,125
‫ما نزدیک یه بیمارستانیم. من میرم بیرون.

15
00:02:25,208 --> 00:02:26,083
‫این دیوونگیه، مکس. نه...

16
00:02:26,750 --> 00:02:29,916
‫خب که چی اگه دیوونگیه؟
‫اینجا همه چیز دیوونگیه.

17
00:02:30,500 --> 00:02:31,875
‫تنها چیز واقعی ما هستیم.

18
00:02:32,791 --> 00:02:34,500
‫تو هم همون حسی رو داری که من دارم؟

19
00:02:36,625 --> 00:02:39,541
‫آسیا، تو هم این حس رو داری؟

20
00:02:42,000 --> 00:02:43,750
‫همراهی کن.

21
00:02:45,500 --> 00:02:48,416
‫آره، دارم، مکس.

22
00:02:50,041 --> 00:02:52,625
‫از وقتی اومدیم به پناهگاه این حس رو داشتم.

23
00:02:53,250 --> 00:02:56,291
‫شاید حتی قبل از اون.

24
00:03:00,916 --> 00:03:02,875
‫من با پدرت حرف زدم.

25
00:03:04,541 --> 00:03:07,166
‫نمی‌تونم مرگ یه زن دیگه
‫تو زندگیم رو تماشا کنم.

26
00:03:15,000 --> 00:03:17,375
‫دیگه هیچ زنی تو زندگیش نباید بمیره.

27
00:03:17,416 --> 00:03:18,750
‫من می‌خوام کمکش کنم.

28
00:03:19,375 --> 00:03:21,375
‫به خاطر اون. بهش مدیونم.

29
00:03:21,416 --> 00:03:23,750
‫و به خاطر خودم. چون بهش نیاز دارم.

30
00:03:24,250 --> 00:03:26,125
‫به کمکت نیاز دارم.

31
00:03:28,500 --> 00:03:29,791
‫انجامش می‌دم، مکس.

32
00:03:29,875 --> 00:03:32,416
‫هر چی که بخوای، فقط بگو.

33
00:03:32,500 --> 00:03:34,833
‫فکر می‌کردم کنترلش می‌کنی.

34
00:03:36,541 --> 00:03:37,833
‫واضحه که اینطور نیست.

35
00:03:38,416 --> 00:03:41,875
‫می‌تونم یه چیزی ازت بخوام؟

36
00:03:43,250 --> 00:03:44,916
‫می‌شه یه چیزی رو آروم بهت بگم؟

37
00:03:48,500 --> 00:03:49,500
‫آره.

38
00:03:50,625 --> 00:03:51,750
‫راحت باش.

39
00:04:06,500 --> 00:04:09,666
‫من یه نقشه دارم.
‫داریم سیستم‌های امنیتی رو از کار می‌ندازیم.

40
00:04:09,750 --> 00:04:12,375
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم، مکس.

41
00:04:16,166 --> 00:04:19,000
‫نه، نمی‌تونیم. این کار درست نیست.

42
00:04:19,125 --> 00:04:21,625
‫پدر من، پدر و مادر تو... نمی‌دونم، ما...

43
00:04:21,666 --> 00:04:22,791
‫سرم گیج میره.

44
00:04:25,750 --> 00:04:27,125
‫روکسان دوربین داره.

45
00:04:29,125 --> 00:04:31,000
‫می‌دونی چیه؟ برام مهم نیست.

46
00:04:37,375 --> 00:04:40,250
‫تو باید کمکم کنی
‫هوش مصنوعی پناهگاه رو خاموش کنیم.

47
00:04:41,625 --> 00:04:43,875
‫چیزهای زیادی هست که باید توضیح بدم.

48
00:04:50,250 --> 00:04:51,541
‫خب،

49
00:04:53,000 --> 00:04:55,125
‫قراره مخفیانه با هم در ارتباط باشیم؟

50
00:04:55,625 --> 00:04:57,875
‫آره.

51
00:04:58,500 --> 00:05:00,250
‫باید در مورد نقشه‌م بهت بگم.

52
00:05:02,875 --> 00:05:06,125
‫لباس نارنجی‌ها باید باور کنن
‫که ما با هم رابطه داریم...

53
00:05:06,250 --> 00:05:07,666
‫...و داریم از پدرت پنهانش می‌کنیم.

54
00:05:07,750 --> 00:05:08,875
‫می‌خوای با هم باشیم؟

55
00:05:11,041 --> 00:05:14,375
‫آره، منم می‌خواستم همین رو
‫ازت بپرسم.

56
00:05:16,291 --> 00:05:18,166
‫یه ساعت دیگه بیا خونه من.

57
00:05:18,666 --> 00:05:20,375
‫چسب جراحی و بلندگو بیار.

58
00:05:20,416 --> 00:05:21,625
‫باشه.

59
00:05:45,333 --> 00:05:47,750
‫این یه تضاد جدیه.

60
00:05:47,833 --> 00:05:51,750
‫احساس پیدا کردن
‫به خواهر نامزد مرحومش.

61
00:05:53,083 --> 00:05:55,958
‫پس، اون پولدار زندونی تا حالا
‫دو بار شکستت داده، هان؟

62
00:05:56,875 --> 00:05:58,625
‫نبردهای جزئیه، نانو پارکر.

63
00:05:58,708 --> 00:06:02,083
‫نبردهای جزئی.
‫آخرش می‌بینیم کی سرپا می‌مونه.

64
00:06:11,208 --> 00:06:13,333
‫من باید برم بهداری.

65
00:06:39,208 --> 00:06:45,166
‫[پناهگاه میلیاردرها]

66
00:06:49,208 --> 00:06:50,541
‫- سلام.
‫- سلام.

67
00:06:53,083 --> 00:06:55,666
‫- چطوری؟
‫- بهترم.

68
00:06:55,708 --> 00:06:58,708
‫این به خاطر تأثیر آنتی‌بیوتیک‌هاست.

69
00:06:59,708 --> 00:07:00,791
‫آسیا.

70
00:07:07,041 --> 00:07:09,791
‫داریم فکر می‌کنیم میمی رو با خودمون
‫ببریم خونه.

71
00:07:10,416 --> 00:07:11,458
‫خونه‌ی من.

72
00:07:12,291 --> 00:07:15,291
‫فکر نمی‌کنی اونجا حالش بهتر باشه؟

73
00:07:15,416 --> 00:07:18,041
‫با حمایت ما،
‫در کنار خانواده.

74
00:07:18,166 --> 00:07:20,583
‫- ولی...
‫- آنتونیو یه پرستار باتجربه‌ست.

75
00:07:20,666 --> 00:07:23,833
‫اون 11 سال تو آی‌سی‌یو کار کرده.

76
00:07:29,041 --> 00:07:30,958
‫میمی، می‌خوای ما تو رو ببریم خونه؟

77
00:07:32,041 --> 00:07:33,041
‫لطفاً.

78
00:07:44,083 --> 00:07:47,291
‫- مدارکی که فرستادم رو گرفتی؟
‫- آره. همین‌جا پیشمه.

79
00:07:47,333 --> 00:07:51,416
‫سود «نکسوس‌تای» در سال گذشته
‫‏34 برابر افزایش داشته.

80
00:07:51,541 --> 00:07:53,791
‫من داده‌های مالیش رو بررسی کردم...

81
00:07:53,833 --> 00:07:55,916
‫...و صورت‌های مالی‌ای که
‫اعلام کرده.

82
00:07:55,958 --> 00:07:57,666
‫تراز حسابرسی مثبته.

83
00:07:57,708 --> 00:07:59,833
‫داده‌های اتحادیه
‫و تأمین اجتماعی چطور؟

84
00:07:59,916 --> 00:08:02,666
‫‏356 کارمند فعال داره.

85
00:08:02,791 --> 00:08:05,916
‫پس، روی کاغذ،
‫به نظر میاد یه معامله‌ی خوب باشه.

86
00:08:06,041 --> 00:08:08,916
‫«به نظر میاد»؟ منظورت از این حرف چیه؟

87
00:08:08,958 --> 00:08:11,083
‫فکر می‌کنم داریم زیادی سریع
پیش می‌ریم، ویلی

88
00:08:12,416 --> 00:08:14,833
‫ظاهراً، منطقیه.

89
00:08:14,916 --> 00:08:17,208
‫ولی هنوزم فقط یه استارتاپ دیگه‌ست.

90
00:08:17,291 --> 00:08:20,541
‫یکی از هزاران مورد، با یه جریان تجاری
‫که ممکنه مقطعی باشه...

91
00:08:20,666 --> 00:08:22,541
‫...و می‌تونه تو چهار ماه سقوط کنه.

92
00:08:26,291 --> 00:08:27,916
‫فکر می‌کنی دارم اشتباه می‌کنم؟

93
00:08:28,041 --> 00:08:30,583
‫اگه اینطور فکر می‌کنی، نمی‌خریم.

94
00:08:35,416 --> 00:08:37,541
‫تنها چیزی که می‌گم
اینه که این رفتار ازت بعیده

95
00:08:37,666 --> 00:08:40,041
‫- از من بعیده؟
‫- تو اینجوری نیستی. پس...

96
00:08:40,166 --> 00:08:42,208
‫نمی‌دونم، اینقدر مشتاق خرید.

97
00:08:42,291 --> 00:08:45,791
‫قبل از این، تو محتاط‌تر بودی.

98
00:08:46,416 --> 00:08:48,291
‫من دیگه مرد محتاطی نیستم.

99
00:08:49,041 --> 00:08:50,541
‫و نیازی هم ندارم که باشم.

100
00:09:00,291 --> 00:09:03,333
‫خب... حرفت یه جورایی درسته.

101
00:09:04,291 --> 00:09:08,083
‫رفیق، تا 48 ساعت دیگه،

102
00:09:09,083 --> 00:09:11,916
‫«نکسوس‌تای» مال ما می‌شه.

103
00:09:12,916 --> 00:09:14,208
‫به افتخارش.

104
00:09:14,291 --> 00:09:17,666
‫چطور کاری کنیم یکی
‫یه شرکت ناموجود رو بخره؟

105
00:09:18,291 --> 00:09:20,791
‫با درست کردن تمام ترازنامه‌ها
‫و پارامترهای مالی...

106
00:09:20,833 --> 00:09:21,500
‫...به طوری که برای یه کارشناس مالی
‫جذاب و سودآور به نظر بیاد.

107
00:09:21,500 --> 00:09:22,166
‫و... کاملاً واقعی.

108
00:09:22,250 --> 00:09:25,625
‫پس، ما برای سه سال
مالیات شرکت رو ثبت می‌کنیم

109
00:09:25,666 --> 00:09:28,125
‫از نظر فنی، از هر لحاظ،
‫شرکت ما بی‌نقص خواهد بود.

110
00:09:28,125 --> 00:09:29,250
‫از نظر فنی، از هر لحاظ،
‫شرکت ما بی‌نقص خواهد بود.
 
 
113
00:10:12,875 --> 00:10:14,291
‫با یه تبصره.

111
00:09:29,250 --> 00:09:30,500
 
 
113
00:10:12,875 --> 00:10:14,291
‫با یه تبصره.

112
00:09:30,875 --> 00:09:34,416
‫ما اون میلیون‌ها پول رو از...

113
00:09:35,791 --> 00:09:37,375
‫نئوسیرس، در باهاما، تزریق می‌کنیم.

114
00:09:37,416 --> 00:09:39,666
‫نانی‌کای تنکوکال،
‫در آنتیل هلند.

115
00:09:39,750 --> 00:09:42,375
‫کاتروس دینامیکس، در لوکزامبورگ.
‫بلو نان تی، در پاناما.

116
00:09:42,500 --> 00:09:44,625
‫سیل درایو، در جزایر ویرجین.

117
00:09:44,666 --> 00:09:47,250
‫کورینتیا وارت، در ایرلند.

118
00:09:48,291 --> 00:09:50,916
‫شبکه‌ای از 93 شرکت...

119
00:09:51,000 --> 00:09:53,750
‫...که پول رو از نیمه‌ی دیگه‌ی دنیا
‫جاری می‌کنن.

120
00:09:53,875 --> 00:09:58,916
‫پس آخرین چیزی که بهش شک می‌کنی
‫اینه که همه‌ش یه توهم اسپانیایی‌ـه.

121
00:09:59,000 --> 00:10:00,250
‫چقدر پرداخت می‌کنن؟

122
00:10:00,333 --> 00:10:01,875
 
 
125
00:10:45,416 --> 00:10:48,541
‫از 720 میلیون شروع کن،
‫ببین طعمه رو می‌گیرن یا نه.

123
00:10:05,125 --> 00:10:07,916
‫تا 850 میلیون برو بالا، ولی نه یه سنت بیشتر.
‫زیاد بهشون وقت نده.

124
00:10:08,000 --> 00:10:10,875
‫بهشون بگو اگه امضا کنیم،
‫پول ظرف 24 ساعت مال اون‌هاست.

125
00:10:11,000 --> 00:10:12,875
‫باشه. فهمیدم.

126
00:10:13,750 --> 00:10:14,791
‫دارم انجامش می‌دم.

127
00:10:23,250 --> 00:10:25,000
‫- داری میری بیرون؟
‫- میرم باشگاه.

128
00:10:25,625 --> 00:10:27,041
‫که سموم بدنم رو دفع کنم.

129
00:10:33,000 --> 00:10:36,750
‫بابا، قبل از اینکه بری،
یه لطفی ازت می‌خوام

130
00:10:36,791 --> 00:10:37,833
‫چه خبره؟

131
00:10:37,875 --> 00:10:40,666
‫آسیا داره میاد اینجا.
‫می‌خوایم تنها باشیم.

132
00:10:43,875 --> 00:10:45,375
‫- آسیا فالکون؟
‫- آره.

133
00:10:46,000 --> 00:10:49,791
‫نمی‌تونم هیچ جزئیاتی بهت بدم.
‫و تو هم ازم نپرس.

134
00:10:49,875 --> 00:10:52,666
‫موضوع اینه که نباید به گیلرمو بگی.

135
00:10:52,750 --> 00:10:54,125
‫قول بده که نمی‌گی.

136
00:10:58,000 --> 00:10:59,375
‫نمی‌دونم چی...

137
00:11:01,458 --> 00:11:03,500
‫...انتظار داشتی بگم، ولی...

138
00:11:07,041 --> 00:11:08,541
‫...ممنون که بهم اعتماد کردی.

139
00:11:17,791 --> 00:11:18,791
‫بیا اینجا.

140
00:11:20,416 --> 00:11:21,500
‫بشین.

141
00:11:25,750 --> 00:11:31,125
‫از اونجایی که به نظر میاد این یه راز خانوادگیه،
‫منم یه راز دیگه رو بهت می‌گم.

142
00:11:31,791 --> 00:11:34,416
‫بیشتر برای اینکه دست از قضاوت
‫سختگیرانه‌ی پدرت برداری.

143
00:11:35,625 --> 00:11:38,125
‫و چون تو هیچوقت
‫داستان کامل رو نشنیدی.

144
00:11:46,916 --> 00:11:49,541
‫چرا تو یه دقیقه بعد از تصادف
‫اونجا بودی؟

145
00:11:51,500 --> 00:11:52,875
‫داشتی تعقیب‌شون می‌کردی؟

146
00:11:56,375 --> 00:11:57,416
‫چرا؟

147
00:12:02,666 --> 00:12:05,916
‫یه چیز دیگه‌ای تو این ماجرا هست،
‫و من می‌خوام بدونم.

148
00:12:06,750 --> 00:12:08,166
‫باید بدونم.

149
00:12:08,791 --> 00:12:10,666
‫رافا، به من نگاه کن.

150
00:12:14,250 --> 00:12:15,500
‫چی شد؟

151
00:12:22,875 --> 00:12:24,166
‫بارون میومد.

152
00:12:27,625 --> 00:12:29,416
‫دیدم از گاراژ اومدن بیرون.

153
00:12:30,000 --> 00:12:32,000
‫رفتم جلوشون رو بگیرم که ماشین رو نبرن.

154
00:12:32,875 --> 00:12:34,916
‫دیدم مکس حالش خوب نیست.

155
00:12:35,875 --> 00:12:37,916
‫من رو زد و کلیدها رو برداشت.

156
00:12:42,750 --> 00:12:44,250
‫نتونستم جلوش رو بگیرم.

157
00:12:45,916 --> 00:12:48,000
‫تعقیب‌شون کردم، ولی وقتی رسیدم،

158
00:12:48,000 --> 00:12:49,375
‫«آنه» دیگه مُرده بود.

159
00:12:50,875 --> 00:12:51,875
‫و مکس؟

160
00:12:56,750 --> 00:13:00,333
‫بهش گفتم بره تا پلیس
‫تو اون حالت پیداش نکنه.

161
00:13:16,333 --> 00:13:18,458
‫باید این رو تو دادگاه بگی.

162
00:13:19,625 --> 00:13:21,500
‫من یه دخترم رو برای همیشه از دست دادم.

163
00:13:22,083 --> 00:13:25,375
‫تو هم باید پسرت رو برای هر مدتی
‫که قانون تعیین می‌کنه از دست بدی.

164
00:13:25,458 --> 00:13:26,625
‫چه به خاطر عدالت،

165
00:13:28,083 --> 00:13:29,083
‫چه به خاطر اخلاق،

166
00:13:31,583 --> 00:13:32,583
‫یا به خاطر دوستی.

167
00:13:32,625 --> 00:13:35,625
‫من از مرگ «آنه» بیشتر از هر چیزی متأسفم.

168
00:13:37,958 --> 00:13:42,083
‫ولی نمی‌تونم برم تو جایگاه شهود
‫و علیه مکس شهادت بدم.

169
00:13:45,708 --> 00:13:48,458
‫اگه قراره باورت رو
‫به عدالت از دست بدی،

170
00:13:49,458 --> 00:13:50,708
‫به اخلاق،

171
00:13:51,833 --> 00:13:53,333
‫و به دوستی،

172
00:13:53,458 --> 00:13:55,583
‫و پسرت آزاد بگرده،

173
00:13:56,833 --> 00:13:57,833
‫اشکالی نداره.

174
00:14:00,083 --> 00:14:02,250
‫ولی منم باورم رو
‫به اون چیزها از دست می‌دم.

175
00:14:02,333 --> 00:14:04,833
 
 
179
00:14:49,791 --> 00:14:54,375
‫و یه روز، پسرت
‫بیرون یه کافه دعواش می‌شه.

176
00:14:09,333 --> 00:14:13,583
‫یا سر راه
‫یه جیب‌بُر قرار می‌گیره.

177
00:14:14,333 --> 00:14:15,333
‫برای من...

178
00:14:16,875 --> 00:14:19,083
‫...یه قاتل حرفه‌ای فقط
یه تلفن باهام فاصله داره

179
00:14:29,958 --> 00:14:31,083
‫انجامش می‌دم.

180
00:14:48,458 --> 00:14:50,458
‫تهدید کرد که من رو می‌کشه؟

181
00:14:52,625 --> 00:14:55,125
‫چطور می‌تونین بعد از همچین خیانتی
‫با هم دوست باشین؟

182
00:14:57,083 --> 00:14:58,083
‫خیانت؟

183
00:14:59,375 --> 00:15:01,958
‫این کلمه‌ایه که توسط فیلم‌هایی
‫مثل «پدرخوانده» بزرگنمایی شده.

184
00:15:02,083 --> 00:15:03,500
‫خیانت برام پشیزی ارزش نداره.

185
00:15:03,583 --> 00:15:06,083
‫من برای خیانت ارزشی قائل نیستم.

186
00:15:07,000 --> 00:15:11,250
‫عزت، وفاداری، خیانت...

187
00:15:11,958 --> 00:15:15,250
‫ما این کلمات رو
‫از روی تکبر و غرور به کار می‌بریم.

188
00:15:17,333 --> 00:15:21,333
‫اینجا قرن دوازدهم نیست،
‫و ما هم شوالیه‌های دوره‌گرد نیستیم.

189
00:15:21,458 --> 00:15:23,958
‫ما زندگی‌های ساده و معمولی داریم.

190
00:15:24,083 --> 00:15:27,208
‫و چیزی که این دنیا رو
‫از معمولی بودن نجات می‌ده خانواده...

191
00:15:28,000 --> 00:15:29,333
‫...و دوستان هستن.

192
00:15:29,833 --> 00:15:31,333
‫و وقتی یه دوست...

193
00:15:31,875 --> 00:15:35,958
‫...در حالی که خاکستر دختر مُرده‌ش رو در دست داره
‫یه چیز ظالمانه‌ می‌گه،

194
00:15:36,458 --> 00:15:37,458
‫تو قبولش می‌کنی.

195
00:15:37,500 --> 00:15:38,875
‫این رو می‌فهمی؟

196
00:15:39,583 --> 00:15:41,458
‫چون من فهمیدم.

197
00:15:41,500 --> 00:15:43,458
‫و اونم من رو فهمید. همین.

198
00:15:44,208 --> 00:15:47,125
‫اگه نتونی با کسی تو همچین موقعیتی
‫همدردی کنی،

199
00:15:47,208 --> 00:15:49,333
‫تو هیچوقت یه دوست واقعی نداشتی.

200
00:15:51,083 --> 00:15:52,750
‫نمی‌دونم چرا شهادت دادم.

201
00:15:52,833 --> 00:15:56,000
‫از روی محبت به اون، برای محافظت از تو،

202
00:15:57,333 --> 00:15:58,333
‫یا برای عدالت.

203
00:15:59,625 --> 00:16:00,625
‫نمی‌دونم.

204
00:16:05,708 --> 00:16:08,208
‫اون روز تو دادگاه،
‫اعتمادم رو بهت از دست دادم.

205
00:16:10,958 --> 00:16:12,708
‫هیچوقت نفهمیدم چرا این کار رو کردی.

206
00:16:14,583 --> 00:16:15,708
‫حالا می‌فهمم.

207
00:16:18,083 --> 00:16:18,166
‫حالا می‌فهمم.

208
00:16:18,166 --> 00:16:19,083
‫حالا می‌فهمم.
 
 
213
00:17:12,958 --> 00:17:14,166
‫دوستت دارم.

209
00:16:19,083 --> 00:16:20,083
 
 
213
00:17:12,958 --> 00:17:14,166
‫دوستت دارم.

210
00:16:29,208 --> 00:16:32,250
‫امروز روز خوبی برای ریلکس کردن در اسپاست

211
00:16:32,250 --> 00:16:35,750
‫کلاس‌های ذهن‌آگاهی و پیلاتس‌مون رو
‫از دست ندید

212
00:16:38,333 --> 00:16:41,583
‫خب، سلام.
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

213
00:16:43,333 --> 00:16:45,208
‫چه تصادفی.

214
00:16:45,333 --> 00:16:48,958
‫چقدر احتمال داره که تو یکی از
‫این سه تا خیابون همدیگه رو ببینیم؟

215
00:16:49,000 --> 00:16:50,000
‫حرف حساب.

216
00:16:50,750 --> 00:16:54,583
‫من دارم میرم... به باشگاه.

217
00:16:55,375 --> 00:16:57,583
‫اوه، منم باهات میام.

218
00:16:57,625 --> 00:16:58,625
‫باشه.

219
00:17:00,458 --> 00:17:03,333
‫نمی‌تونم به دیشب فکر نکنم.

220
00:17:04,958 --> 00:17:05,958
‫حرف‌هایی که زدیم.

221
00:17:06,458 --> 00:17:08,541
‫ولی بیشتر، احساس آرامشی که داشتم.

222
00:17:11,000 --> 00:17:16,583
‫تو اون کافه، انگار
‫تو حباب کوچیک خودمون بودیم.

223
00:17:16,666 --> 00:17:19,166
‫تنهای تنها تو یه کلبه تو برف.

224
00:17:24,041 --> 00:17:27,166
‫نگاهش کن. یه دفعه‌ای خجالتی شدی.

225
00:17:28,458 --> 00:17:28,541
‫یه چیزی بهم بگو.

226
00:17:28,541 --> 00:17:31,500
‫دیگه کجای پناهگاه
‫دوست داری با هم فضولی کنیم؟

227
00:17:32,500 --> 00:17:33,083
‫همینجوری که فکر می‌کنم، نمی‌تونم...

228
00:17:34,083 --> 00:17:35,083
‫باید...

229
00:17:37,041 --> 00:17:39,041
‫...یه نگاهی به اطراف بندازم، می‌دونی؟

230
00:17:39,083 --> 00:17:40,083
‫خب...

231
00:17:40,083 --> 00:17:42,583
‫من با نصف امکانات اینجا آشنا نیستم.

232
00:17:42,666 --> 00:17:46,166
‫وقتی شناساییت تموم شد،

233
00:17:46,208 --> 00:17:51,166
‫بیا دنبالم تو واحد ‏30-05.

234
00:17:54,458 --> 00:17:56,041
‫- باشه؟
‫- ‏‎30-05.

235
00:17:58,208 --> 00:18:00,833
‫رستوران از همین حالا بازه

236
00:18:04,791 --> 00:18:05,791
‫‏‏30-05.

237
00:18:22,625 --> 00:18:23,750
‫وحشتناکه.

238
00:18:24,625 --> 00:18:27,125
‫از وقتی اومدیم اینجا،
‫همه چیز بدتر شده.

239
00:18:27,250 --> 00:18:29,791
‫داری همه چیز رو
‫خیلی منفی می‌بینی.

240
00:18:30,291 --> 00:18:32,125
‫نمی‌تونم جور دیگه‌ای ببینمش.

241
00:18:33,125 --> 00:18:37,250
‫تو این سوراخ حبس شدیم.
‫اون بیرون دنیا داره به آخر می‌رسه.

242
00:18:37,291 --> 00:18:39,666
‫مریض و دل‌شکسته.

243
00:18:41,125 --> 00:18:42,125
‫گوش کن، میمی.

244
00:18:42,166 --> 00:18:46,125
‫داری تو ترحم به خودت غرق می‌شی،
‫و این داره رقت‌انگیز می‌شه.

245
00:18:46,166 --> 00:18:48,041
‫رفتار توئه که تو رو ضعیف می‌کنه.

246
00:18:48,125 --> 00:18:51,625
‫تو روی اون مبل دراز می‌کشی،
‫عقده‌ی قربانی بودنت رو تغذیه می‌کنی،

247
00:18:51,666 --> 00:18:53,416
‫و مریضی رو دعوت می‌کنی.

248
00:18:56,500 --> 00:18:58,750
‫این به تو بستگی داره که سرسختی نشون بدی.

249
00:18:58,875 --> 00:19:00,750
‫در مورد سرسختی چی می‌گی، مامان؟

250
00:19:01,875 --> 00:19:03,375
‫تو قدرت خودت رو می‌سازی.

251
00:19:05,041 --> 00:19:06,916
‫رفتار، عزیزم. رفتار.

252
00:19:07,000 --> 00:19:09,750
‫خواستن زندگی تنها علاجه.

253
00:19:09,791 --> 00:19:11,291
‫در این مورد حق با اونه.

254
00:19:11,375 --> 00:19:14,416
‫به مادر من
‫شش ماه وقت دادن که زنده بمونه. 11 ماه گذشته.

255
00:19:14,500 --> 00:19:15,750
‫و بهش نگاه کن.

256
00:19:15,791 --> 00:19:18,125
‫حتماً، حدس می‌زنم مورفین هم کمک می‌کنه.

257
00:19:19,000 --> 00:19:21,125
‫حتی منم دلم یه چسب کوچولو می‌خواد.

258
00:19:22,250 --> 00:19:23,250
‫به هر حال،

259
00:19:24,750 --> 00:19:26,500
‫من میرم باشگاه، خانم‌ها.

260
00:19:28,500 --> 00:19:31,125
‫چطور موفق می‌شی
‫اینقدر قوی بمونی، ویکتوریا؟

261
00:19:33,166 --> 00:19:35,000
‫اساساً،

262
00:19:36,166 --> 00:19:37,750
‫هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

263
00:19:39,708 --> 00:19:40,750
‫[مورفین]

264
00:19:40,875 --> 00:19:43,416
‫و نه فقط از زمان تشخیص سرطان.

265
00:19:43,500 --> 00:19:46,041
‫مردم همیشه سعی کردن
‫بهم بگن چی کار کنم.

266
00:19:46,125 --> 00:19:48,000
‫چه دکتر و چه غیر دکتر.

267
00:19:48,750 --> 00:19:51,541
‫مراقب خودت باش،
‫طولانی و سالم زندگی کن...

268
00:19:53,500 --> 00:19:55,625
‫من به زندگی علاقه ندارم...

269
00:19:55,750 --> 00:19:59,375
‫...اگه نتونم از یه خرچنگ خوب،
‫با تمام اسید اوریکش لذت ببرم.

270
00:19:59,416 --> 00:20:01,291
‫یا یه سیگار بکشم.

271
00:20:01,791 --> 00:20:03,791
‫یا نوشیدنی ساعت هفتم رو بنوشم.

272
00:20:03,875 --> 00:20:05,125
‫می‌دونی چرا؟

273
00:20:06,166 --> 00:20:11,375
‫چون زندگی کسل‌کننده و ناراضی‌کننده‌ست،
‫پس باید راه‌هایی برای جذاب کردنش پیدا کنی.

274
00:20:14,750 --> 00:20:17,541
‫زندگی مهم نیست.
‫چاشنی زندگی مهمه.

275
00:20:19,291 --> 00:20:20,750
‫یه پک می‌خوای؟

276
00:20:33,750 --> 00:20:36,625
‫خدایا، خیلی وقته سیگار نکشیدم.

277
00:20:37,666 --> 00:20:39,500
‫یادم رفته بود چقدر دوستش دارم.

278
00:20:47,000 --> 00:20:48,000
‫بیا اینجا.

279
00:20:48,500 --> 00:20:49,625
‫بشین.

280
00:20:52,750 --> 00:20:54,750
[مورفین]

281
00:20:54,875 --> 00:20:56,500
‫گردنت رو بیار.

282
00:20:58,416 --> 00:20:59,916
‫نه، ویکتوریا.

283
00:21:00,000 --> 00:21:01,750
‫موهات رو کنار بزن.

284
00:21:28,125 --> 00:21:31,750
‫می‌خوای بازی کنیم؟
‫مثل مدرسه آلمانی؟

285
00:21:50,666 --> 00:21:55,416
‫می‌دونم اوضاع عالی نیست،
‫ولی کل این نمایش غمگینانه رو باور نمی‌کنم.

286
00:21:56,166 --> 00:21:57,958
‫تو هیچوقت برای مدت طولانی احساس گناه نکردی.

287
00:22:02,708 --> 00:22:03,500
‫به چیزی که گفتم فکر کردی؟

288
00:22:07,625 --> 00:22:09,416
‫در مورد یه چیز حق با توئه.

289
00:22:09,500 --> 00:22:12,291
‫تو زنی هستی که
‫بیشتر از همه تو زندگیم بهش فکر کردم،

290
00:22:12,375 --> 00:22:13,083
‫کسی که بیشتر از همه دوستش داشتم،

291
00:22:13,083 --> 00:22:13,208
‫و کسی که بیشتر از همه دوست دارم.

292
00:22:18,958 --> 00:22:21,083
‫ولی اون‌ها فقط دوران جوونی بودن.

293
00:22:21,125 --> 00:22:24,333
‫ما هیچوقت با هم شام درست نکردیم
‫یا روی یه مبل ننشستیم...

294
00:22:24,458 --> 00:22:25,458
‫و، آره.

295
00:22:25,541 --> 00:22:27,791
‫من قبلاً اون قدم رو برداشتم.
‫از شوهرم جدا شدم.

296
00:22:29,500 --> 00:22:31,916
‫و حاضرم...

297
00:22:32,875 --> 00:22:35,250
‫...به دنیا بگم که دوستت دارم.

298
00:22:36,625 --> 00:22:37,875
‫تو چی؟

299
00:22:44,500 --> 00:22:45,416
‫تو چی کار می‌خوای بکنی؟

300
00:22:48,791 --> 00:22:50,041
‫هیچی.

301
00:22:53,666 --> 00:22:55,083
‫منظورت چیه، هیچی؟

302
00:22:57,041 --> 00:22:58,833
‫همه ما اولویت‌های متفاوتی داریم.

303
00:23:02,166 --> 00:23:05,541
‫و اولویت‌های تو چی هستن؟

304
00:23:16,458 --> 00:23:17,791
‫اول دخترم.

305
00:23:18,791 --> 00:23:22,166
‫رفاقت در رتبه دوم قرار داره.

306
00:23:22,666 --> 00:23:25,708
‫و سوم، عشق.

307
00:23:29,958 --> 00:23:31,291
‫می‌دونی مشکل چیه؟

308
00:23:31,416 --> 00:23:35,666
‫اگه با تو ازدواج کنم،
‫رافا رو نابود می‌کنم.

309
00:23:35,791 --> 00:23:39,458
‫من معتقدم رفاقت برای تمام عمره،
‫ولی عشق، متأسفانه...

310
00:23:40,458 --> 00:23:40,666
‫...تموم می‌شه.

311
00:23:40,666 --> 00:23:41,458
‫...تموم می‌شه.
 
 
324
00:25:55,416 --> 00:25:57,791
‫حتی اگه 30 سال تو قلبم بوده باشی.

312
00:23:41,458 --> 00:23:42,666
 
 
324
00:25:55,416 --> 00:25:57,791
‫حتی اگه 30 سال تو قلبم بوده باشی.

313
00:23:52,625 --> 00:23:53,666
‫بهم خبر بده چطور پیش میره.

314
00:23:58,458 --> 00:23:59,583
‫پدرت خونه‌ست؟

315
00:24:00,250 --> 00:24:01,500
‫رفت باشگاه.

316
00:24:02,333 --> 00:24:03,625
‫بریم اتاق من؟

317
00:24:04,458 --> 00:24:06,000
‫آره، باشه.

318
00:24:07,375 --> 00:24:09,083
‫بیا از فرصت استفاده کنیم.

319
00:24:23,583 --> 00:24:25,000
‫یه‌کم معذب‌کننده‌ست، نه؟

320
00:24:26,625 --> 00:24:27,833
‫یه جورایی.

321
00:24:31,875 --> 00:24:34,833
‫- روکسان، اونجایی؟
‫- بله، مکس.

322
00:24:37,708 --> 00:24:39,708
‫فکر کنم چشم‌هات رو می‌پوشونم.

323
00:24:39,833 --> 00:24:41,625
‫امیدوارم ناراحت نشی.

324
00:24:49,125 --> 00:24:52,750
‫مینروا، مکس وارلا داره
روی روکسان رو می‌پوشونه

325
00:24:55,625 --> 00:24:57,083
‫اون دو تا چی کار دارن می‌کنن؟

326
00:24:57,125 --> 00:24:59,458
‫ظاهراً، تمام حرف‌هایی
‫که به هم زدن...

327
00:24:59,583 --> 00:25:01,833
‫...یه جاذبه‌ی مقاومت‌ناپذیر رو
پنهان می‌کرده

328
00:25:05,583 --> 00:25:07,583
‫نباید تو اونجا باشی؟

329
00:25:07,625 --> 00:25:09,833
‫سعی کردم، ولی به زمان نیاز دارم.

330
00:25:10,375 --> 00:25:11,958
‫رویکرد من تدریجی‌تره.

331
00:25:12,458 --> 00:25:15,333
‫انگار می‌دونه روکسان دوربین داره.

332
00:25:15,333 --> 00:25:16,416
‫بهش شک داره.

333
00:25:16,458 --> 00:25:18,375
‫این ویژگی گذروندن وقت تو زندانه.

334
00:25:18,458 --> 00:25:21,000
‫حس خوبی نسبت به توطئه‌ها پیدا می‌کنی.

335
00:25:29,333 --> 00:25:30,333
‫جشن بگیریم؟

336
00:25:30,375 --> 00:25:31,375
‫باشه.

337
00:25:32,833 --> 00:25:35,583
‫بهترین زمان ممکن
‫برای شادی کردن تو یه پناهگاهه.

338
00:25:49,416 --> 00:25:52,041
‫- میمی چطوره؟
‫- وضعیتش پایداره.

339
00:25:52,125 --> 00:25:55,041
‫پیش مادربزرگته،
‫ولی ممکنه حالش سریع بدتر بشه.

340
00:25:55,125 --> 00:25:56,125
‫می‌دونم.

341
00:25:56,250 --> 00:25:59,500
‫اگه با لباس ضد تشعشع
‫از اینجا بیرون برم،

342
00:25:59,541 --> 00:26:01,916
‫چهار ساعت طول می‌کشه
‫تا به بیمارستان برسم و برگردم.

343
00:26:02,000 --> 00:26:06,875
‫مکس، ما هیچ اطلاعی از دما
‫یا سطح تشعشعات نداریم. هیچی.

344
00:26:07,000 --> 00:26:10,375
‫شاید حتی نتونی به پل برسی.

345
00:26:10,500 --> 00:26:12,500
‫برای همینه که به کمکت نیاز دارم.

346
00:26:13,750 --> 00:26:14,916
‫کمکم می‌کنی؟

347
00:26:16,875 --> 00:26:20,250
‫یه سوگند بقراط هست
‫که هنوز نخوردم،

348
00:26:20,291 --> 00:26:22,250
‫گرچه قصد داشتم بخورم.

349
00:26:23,500 --> 00:26:26,000
‫پس، حتماً. البته که کمکت می‌کنم.

350
00:26:26,833 --> 00:26:27,833
‫اون درسته.

351
00:26:27,916 --> 00:26:30,958
‫حالا می‌خوام از زندگی
نهایت استفاده رو ببرم

352
00:26:31,583 --> 00:26:34,458
‫حتی اگه گفتن این حرف
‫تو یه پناهگاه عجیب باشه.

353
00:26:35,791 --> 00:26:38,541
‫خب، در مورد نقشه‌ت بهم بگو.
من کاملاً پایه‌م

354
00:26:39,791 --> 00:26:42,083
‫آدرنالین. تا آخرش.

355
00:26:45,041 --> 00:26:48,666
‫چند روزه دارم راه میرم
‫و به یه چیز فکر می‌کنم.

356
00:26:49,291 --> 00:26:52,541
‫منطقیه که یه جایی
‫در 900 فوتی زیر زمین...

357
00:26:53,291 --> 00:26:55,041
‫...یه خروجی اضطراری داشته باشه.

358
00:26:55,833 --> 00:26:57,166
‫ولی هیچ علامتی نیست.

359
00:26:59,041 --> 00:27:01,208
‫علامت‌هایی هست که
‫راه به گنبد رو نشون میدن.

360
00:27:01,291 --> 00:27:02,666
‫برای همه چیز علامت هست.

361
00:27:02,791 --> 00:27:06,041
‫باشگاه، اسپا...

362
00:27:06,916 --> 00:27:10,541
‫با این حال، یه سری پله اضطراری هست.
‫فقط پنهان شدن.

363
00:27:11,041 --> 00:27:14,791
‫نمی‌دونم برای کنترل جمعیته
‫یا برای چیز دیگه‌ای.

364
00:27:16,291 --> 00:27:19,708
‫تو یکی از راهروهای بن‌بست،
‫یه علامت پنهان پیدا کردم.

365
00:27:24,333 --> 00:27:25,458
‫و خودشه.

366
00:27:27,083 --> 00:27:29,791
‫تنها پله اضطراری رو پیدا کردم،

367
00:27:29,916 --> 00:27:30,541
‫پنهان شده در سقف.

368
00:27:30,541 --> 00:27:31,833
‫پنهان شده در سقف.
 
 
400
00:32:31,083 --> 00:32:32,375
‫پشت یه دریچه.

369
00:27:31,833 --> 00:27:33,458
 
 
400
00:32:31,083 --> 00:32:32,375
‫پشت یه دریچه.

370
00:27:34,291 --> 00:27:36,708
‫حالا، به یه عامل انحرافی نیاز دارم.

371
00:27:36,791 --> 00:27:38,166
‫یه حرکت نمایشی.

372
00:27:38,208 --> 00:27:39,666
‫مثل چی؟

373
00:27:39,791 --> 00:27:42,291
‫یه چیزی که حواس کارکنان رو پرت کنه.

374
00:27:42,833 --> 00:27:44,333
‫تا من بتونم فرار کنم.

375
00:27:44,416 --> 00:27:46,416
‫من بلدم بمب بسازم.

376
00:27:49,083 --> 00:27:50,166
‫به درد می‌خوره؟

377
00:28:01,583 --> 00:28:03,833
‫اینجا بودن فوق‌العاده‌ست،
‫فکر نمی‌کنی؟

378
00:28:05,333 --> 00:28:06,708
‫به منظره نگاه کن.

379
00:28:06,791 --> 00:28:10,458
‫هیچوقت اسکاتلند رو اینقدر زیبا ندیده بودم.

380
00:28:10,541 --> 00:28:11,625
 
 
412
00:33:14,125 --> 00:33:15,375
‫زمان متوقف شده.

381
00:28:18,041 --> 00:28:20,416
‫می‌دونستی من هیچوقت
‫وقت نذاشتم اینجوری توقف کنم؟

382
00:28:20,541 --> 00:28:24,833
‫من بین بیمارستان و
‫اتاق هیئت مدیره در رفت و آمد بودم.

383
00:28:24,916 --> 00:28:27,958
‫ولی حالا، لازم نیست
‫نگران هیچ‌کدومشون باشم.

384
00:28:28,041 --> 00:28:30,291
‫ممکنه همه‌شون مُرده باشن.

385
00:28:35,416 --> 00:28:37,541
‫تو مِه اسکاتلند عالی به نظر میای.

386
00:28:37,583 --> 00:28:39,833
‫خیلی زیبا.

387
00:28:40,458 --> 00:28:42,416
‫از کی به این دیدگاه دست پیدا کردی؟

388
00:28:43,041 --> 00:28:44,083
‫از همیشه.

389
00:28:44,666 --> 00:28:48,916
‫از وقتی که فهمیدم حسرت گذشته رو خوردن
‫خیلی سخت‌تره.

390
00:28:50,541 --> 00:28:53,166
‫ناراحتی‌ها میان و میرن.

391
00:28:53,291 --> 00:28:54,583
‫هیچی همیشگی نیست.

392
00:28:54,666 --> 00:28:57,458
‫تصور می‌کنم فریدا
جزو اتفاقات زیبای زندگیت بوده

393
00:28:57,541 --> 00:28:59,541
‫یه دوره عجیب تو زندگیم.

394
00:29:14,416 --> 00:29:16,208
‫می‌فهمم چی می‌گی.

395
00:29:18,958 --> 00:29:20,041
‫چیه؟

396
00:29:24,333 --> 00:29:26,166
‫- چی شده؟
‫- هیچی.

397
00:29:27,333 --> 00:29:28,583
‫فقط یه درد ناگهانی بود.

398
00:29:28,666 --> 00:29:31,041
‫حتماً سرمت تموم شده.

399
00:29:32,666 --> 00:29:34,416
 
 
432
00:34:35,166 --> 00:34:36,291
‫آنتونیو!

400
00:29:34,416 --> 00:29:35,416
 
 
432
00:34:35,166 --> 00:34:36,291
‫آنتونیو!
‫سرمش.

401
00:29:35,416 --> 00:29:35,458
 
 
432
00:34:35,166 --> 00:34:36,291
‫آنتونیو!

402
00:29:40,666 --> 00:29:42,916
‫یه‌کم اضافه هم بهش بده.

403
00:29:52,666 --> 00:29:56,958
‫[مورفین]

404
00:30:13,041 --> 00:30:14,083
‫هی.

405
00:30:15,666 --> 00:30:16,833
‫چرا پکری؟

406
00:30:23,541 --> 00:30:25,041
‫- به خاطر میمی‌ـه؟
‫- نه.

407
00:30:27,583 --> 00:30:29,583
‫اون با ویکتوریاست. نمی‌خواد من رو ببینه.

408
00:30:31,541 --> 00:30:33,541
‫یه چیزی می‌خوام بپرسم.

409
00:30:33,666 --> 00:30:35,166
‫البته. بگو.

410
00:30:36,291 --> 00:30:37,791
‫سه روز بعد از تصادف،

411
00:30:37,916 --> 00:30:40,083
‫پلیس وسایل مارتا رو بهم داد.

412
00:30:40,166 --> 00:30:42,416
‫کیفش، موبایلش...

413
00:30:43,666 --> 00:30:45,333
‫حتماً سخت بوده.

414
00:30:46,416 --> 00:30:50,416
‫اونقدر سخت که نتونستم
‫کیفی که پلیس بهم داده بود رو باز کنم.

415
00:30:51,166 --> 00:30:52,416
‫ولی یه ماه پیش...

416
00:30:54,916 --> 00:30:57,791
‫...موبایلش رو درآوردم، شارژش کردم،

417
00:30:57,833 --> 00:31:01,166
‫و دیدم که ده دقیقه قبل از تصادف
‫بهت زنگ زده.

418
00:31:02,291 --> 00:31:04,166
‫تماس هفت دقیقه طول کشید.

419
00:31:04,958 --> 00:31:07,291
‫سه دقیقه بعد، اون مُرده بود.

420
00:31:11,541 --> 00:31:12,958
‫در مورد چی حرف زدین؟

421
00:31:18,416 --> 00:31:20,166
‫اون زنگ زد که بگه...

422
00:31:22,166 --> 00:31:24,458
‫...هنوز داره به مرگ «آنه» فکر می‌کنه.

423
00:31:25,083 --> 00:31:26,666
‫اون دل‌شکسته بود، گیلرمو.

424
00:31:27,208 --> 00:31:29,166
‫چرا زنگ زد که این رو بهت بگه؟

425
00:31:32,291 --> 00:31:37,666
‫که بهم بگه از مکس یا من
کینه‌ای به دل نداره

426
00:31:37,791 --> 00:31:39,541
‫یه تماس آرامش‌بخش بود.

427
00:31:41,041 --> 00:31:42,416
‫و خیلی سخاوتمندانه.

428
00:31:43,208 --> 00:31:45,666
‫این نشون میده چه جور آدمی بود.

429
00:31:45,791 --> 00:31:50,458
‫که با بخشش و آرامش تماس بگیره
‫تا هیچ‌کس احساس گناه نکنه.

430
00:32:00,208 --> 00:32:02,583
‫اون تمام سرنخ‌های گمشده رو
...به هم وصل کرد، و

431
00:32:05,291 --> 00:32:06,791
‫...و به همه‌چیز پایان داد.

432
00:32:17,875 --> 00:32:21,458
‫اگه به چیزی که نباید
‫دست بزنیم چی؟

433
00:32:21,541 --> 00:32:23,458
‫شاید فیلترهای هوا یا همچین چیزی.

434
00:32:23,541 --> 00:32:26,166
‫هنوزم باید نفس بکشیم، نه؟

435
00:32:27,291 --> 00:32:29,125
‫...از یه جایی که روکسان نمی‌تونه ببینه.

436
00:32:29,208 --> 00:32:31,458
‫شاید منظور اون هم
از حرفی که بهم زد این نبود

437
00:32:31,500 --> 00:32:32,958
‫تمام اون تحقیر و...

438
00:32:33,000 --> 00:32:35,208
‫نه، منظورش بود. مطمئنم که بود، ولی...

439
00:32:35,833 --> 00:32:38,625
‫چرا حس می‌کنم می‌خواد یه چیزی بهم بگه؟

440
00:32:38,708 --> 00:32:39,875
‫...تمام دوربین‌ها...

441
00:32:39,958 --> 00:32:42,458
،‫مغزم داره واکنش نشون میده
...فرومون آزاد می‌کنه

442
00:32:42,500 --> 00:32:44,208
‫من به نقشه گوش نمیدم.

443
00:32:44,333 --> 00:32:45,958
‫دوباره در مورد روکسان بهم بگو.

444
00:32:48,500 --> 00:32:51,000
‫باشه. همونطور که بهت گفتم.

445
00:32:51,583 --> 00:32:55,208
‫ما یه سوراخ تو دیوار درست می‌کنیم
‫از یه جایی که روکسان نمی‌تونه ما رو ببینه.

446
00:32:55,333 --> 00:32:58,000
‫تمام سیم‌هایی که پیدا می‌کنیم رو
‫از جا می‌کنیم...

447
00:32:58,083 --> 00:32:59,708
‫...تا یه اتصال کوتاه ایجاد کنیم.

448
00:32:59,833 --> 00:33:02,500
‫سیستم برای محافظت از خودش خاموش می‌شه.

449
00:33:02,583 --> 00:33:05,958
‫باید یه کلید قطع کننده مدار،
فیوز، یا هر چی داشته باشه

450
00:33:06,708 --> 00:33:08,458
‫تو از کجا اینقدر در این مورد می‌دونی؟

451
00:33:09,708 --> 00:33:11,833
‫تو زندان یه دوره فنی گذروندم.

452
00:33:11,958 --> 00:33:16,125
‫چه بامزه. تو سلولش درس می‌خونده.

453
00:33:16,208 --> 00:33:18,208
‫بس کن. به نقشه توجه کن.

454
00:33:19,083 --> 00:33:20,458
‫به محض اینکه روکسان آفلاین بشه،

455
00:33:20,583 --> 00:33:23,833
‫مانیتورها، سیستم نظارت،
‫و سیستم‌های ایمنی خاموش می‌شن.

456
00:33:23,958 --> 00:33:27,583
‫این یعنی تمام دوربین‌ها
‫تو فضاهای عمومی پناهگاه.

457
00:33:27,708 --> 00:33:29,958
‫چطور می‌خوای تو دیوار سوراخ درست کنی؟

458
00:33:31,083 --> 00:33:32,333
‫هنوز نمی‌دونم.

459
00:33:33,208 --> 00:33:35,875
‫سعی می‌کنم یه ابزار برای
‫شکستن دیوار خشک بدزدم.

460
00:33:35,958 --> 00:33:37,958
‫ولی این ممکنه یه‌کم طول بکشه.

461
00:33:38,000 --> 00:33:40,708
‫می‌تونی اینجا یا خونه خودت منتظرم بمونی.

462
00:33:41,333 --> 00:33:42,333
‫باشه.

463
00:34:58,583 --> 00:34:59,750
‫ببخشید.

464
00:35:01,583 --> 00:35:02,625
‫شما یاکو هستین، درسته؟

465
00:35:04,083 --> 00:35:05,125
‫برو

466
00:35:05,958 --> 00:35:06,958
‫بله، خانم.

467
00:35:07,083 --> 00:35:08,458
‫می‌خواستم باهاتون صحبت کنم.

468
00:35:09,083 --> 00:35:11,000
‫شما با پسرم درگیر شدین، درسته؟

469
00:35:12,083 --> 00:35:13,083
‫بله.

470
00:35:16,083 --> 00:35:18,458
‫می‌تونیم یه جای خصوصی صحبت کنیم؟

471
00:35:18,500 --> 00:35:20,750
‫اتاق امنیت، مثلاً؟

472
00:35:20,833 --> 00:35:21,833
‫البته.

473
00:35:22,458 --> 00:35:23,625
‫لطفاً دنبالم بیاین.

474
00:35:33,208 --> 00:35:34,208
‫از این طرف.

475
00:35:40,500 --> 00:35:43,708
‫شنیدم شما شروع کردین. این درسته؟

476
00:35:43,833 --> 00:35:46,125
‫با تمام احترام،
‫من فقط داشتم کارم رو انجام می‌دادم.

477
00:35:47,583 --> 00:35:49,500
‫و کار شما دقیقاً چیه؟

478
00:35:50,500 --> 00:35:53,875
‫اینکه راه بیفتین و مهمون‌هایی
‫که استخدامتون کردن رو بزنین؟

479
00:35:53,958 --> 00:35:56,333
‫شما سر پسرم رو داغون کردین.

480
00:35:56,833 --> 00:35:58,458
‫صورتش داغونه.

481
00:35:58,500 --> 00:36:03,833
‫و شما حتی نمی‌تونین از کسی که
‫حقوقتون رو پرداخت می‌کنه عذرخواهی کنین.

482
00:36:03,875 --> 00:36:04,916
‫که من باشم.

483
00:36:04,958 --> 00:36:09,708
‫شما دارین قوانین بازی رو فراموش می‌کنین.
‫این یه بی‌احترامی بزرگه.

484
00:36:10,458 --> 00:36:11,708
‫متأسفم، خانم.

485
00:36:13,208 --> 00:36:15,250
‫این یه عذرخواهی واقعی نبود.

486
00:36:16,250 --> 00:36:17,625
‫شما حسش نکردین.

487
00:36:17,708 --> 00:36:19,333
‫منم حسش نکردم.

488
00:36:19,833 --> 00:36:23,458
‫این شما رو تبرئه نمی‌کنه
‫یا به من هیچ رضایتی نمیده.

489
00:36:27,000 --> 00:36:29,041
‫من می‌خوام عذرخواهی کنی
‫و واقعاً از ته دل باشه.

490
00:36:29,041 --> 00:36:29,625
‫من می‌خوام عذرخواهی کنی
‫و واقعاً از ته دل باشه.

491
00:36:30,833 --> 00:36:32,250
زانو بزن

492
00:36:41,166 --> 00:36:42,166
‫آسیا.

493
00:36:43,291 --> 00:36:44,291
‫آسیا.

494
00:36:57,791 --> 00:36:59,166
‫سلام.

495
00:36:59,916 --> 00:37:00,916
‫هی.

496
00:37:01,833 --> 00:37:03,541
‫فکر کنم نیاز به خواب داشتم.

497
00:37:05,041 --> 00:37:07,666
‫یهو از حال رفتم.

498
00:37:16,625 --> 00:37:17,875
‫یه‌کم سردم بود.

499
00:37:23,916 --> 00:37:27,333
[بانکوک]

500
00:37:39,291 --> 00:37:40,375
‫صبح‌ به‌خیر

501
00:37:50,291 --> 00:37:52,041
‫ما یه شرکت فوق‌العاده درست می‌کنیم.

502
00:37:52,125 --> 00:37:55,291
‫و، البته،
‫به طرز مضحکی مدرن خواهیم بود.

503
00:37:58,041 --> 00:38:00,375
‫ما چنان حال و هوایی
‫از جوانی و هرج و مرج ایجاد می‌کنیم،

504
00:38:00,500 --> 00:38:02,916
‫که فقط می‌تونه واقعی به نظر بیاد.

505
00:38:03,000 --> 00:38:05,625
‫چون استارتاپ‌های فناوری اینجوری‌ان.

506
00:38:09,625 --> 00:38:12,375
‫نابغه، شلخته، دیوانه.

507
00:38:16,083 --> 00:38:17,291
‫صبح ‌به‌خیر خانم

508
00:38:17,333 --> 00:38:18,333
‫صبح ‌به‌خیر قربان

509
00:38:18,333 --> 00:38:19,875
‫بنده اُسوالدو فرناندز هستم

510
00:38:19,875 --> 00:38:23,500
‫مدیر کل صنایع فالکوم و فالکوم و...

511
00:38:23,500 --> 00:38:28,083
‫با آقای پاک پائو قرار ملاقات داشتم

512
00:38:28,791 --> 00:38:31,791
‫بعد فاز نهایی بازی رو
‫شروع می‌کنیم،

513
00:38:33,750 --> 00:38:36,666
‫پر تنش‌ترین 48 ساعتی
‫که یه مرد می‌تونه تو بانکوک داشته باشه.

514
00:38:38,916 --> 00:38:42,375
‫خب، یه خبر خوب و یه خبر بد دارم.
‫کدوم رو اول می‌خوای؟

515
00:38:43,291 --> 00:38:44,375
‫هر جور راحتی.

516
00:38:44,416 --> 00:38:48,500
‫خبر بد اینه که نکسوس‌تای
‫فقط یه استارتاپ لعنتی دیگه‌ست.

517
00:38:48,625 --> 00:38:50,416
‫همون مزخرفات سیلیکون ولی.

518
00:38:50,500 --> 00:38:53,291
‫خدایا، اون گاراژ اپل
‫باید جوابگوی خیلی چیزها باشه.

519
00:38:53,375 --> 00:38:54,375
‫این یه نمونه‌ست.

520
00:38:54,500 --> 00:38:57,916
‫این یارو، باورت بشه یا نه،
‫مدیر مالی شرکته.

521
00:38:58,000 --> 00:39:00,375
‫سلام! به اسپانیا سلام کن.

522
00:39:01,041 --> 00:39:03,250
‫معلوم نیست چی می‌خوره،

523
00:39:03,291 --> 00:39:06,125
‫با اون حیوان خانگی ویتنامی‌ش.

524
00:39:06,625 --> 00:39:07,750
‫و این رو نگاه کن.

525
00:39:07,791 --> 00:39:10,541
‫یه بچه با اسکوتر
‫از این‌ور دفتر میره اون‌ور.

526
00:39:10,583 --> 00:39:11,708
‫و این دو تا.

527
00:39:11,791 --> 00:39:16,541
‫یه آدم عجیب با پیراهن،
‫داره با رفیقش پین‌بال بازی می‌کنه.

528
00:39:16,666 --> 00:39:17,916
‫یه مشت آدم عجیب.

529
00:39:18,166 --> 00:39:22,416
‫آدم‌های عجیبی که فکر می‌کنن
‫هر روز لعنتی تولدشونه.

530
00:39:25,166 --> 00:39:28,541
‫مکس، غذا داغ شد؟

531
00:39:29,416 --> 00:39:31,666
‫من غذای گرم دوست دارم. تو چطور؟

532
00:39:33,583 --> 00:39:34,583
‫منم همین‌طور.

533
00:39:34,666 --> 00:39:36,041
‫عالیه.

534
00:39:39,166 --> 00:39:40,791
‫پس من غذا رو میارم.

535
00:39:48,041 --> 00:39:49,166
‫یه موسیقی بذار.

536
00:40:22,458 --> 00:40:25,416
‫خبر خوب اینه که نمی‌خریم.

537
00:40:25,541 --> 00:40:30,083
‫می‌دونم اولش مثل خبر بد به نظر میاد،
‫ولی نیست.

538
00:40:30,166 --> 00:40:33,333
‫زندگی همه‌ش به دیدگاه بستگی داره.

539
00:40:49,166 --> 00:40:50,458
‫چرا نمی‌خریم؟

540
00:40:50,541 --> 00:40:52,416
‫یکی زودتر از ما دست به کار شد.

541
00:40:52,458 --> 00:40:55,541
‫با مدیرعامل صحبت کردم،
‫که اومد برای پنج دقیقه من رو ببینه.

542
00:40:55,666 --> 00:40:58,041
‫ظاهراً، یه پیشنهاد بهتر گرفتن.

543
00:40:58,083 --> 00:40:59,666
‫از یه شرکت اروپایی.

544
00:40:59,708 --> 00:41:00,791
‫فکر کنم ایتالیایی.

545
00:41:11,583 --> 00:41:14,958
‫راستی، اینم اون یارو ایتالیاییه.
‫صبر کن، نشونت می‌دم.

546
00:41:42,166 --> 00:41:43,208
‫بدرود!

547
00:41:46,166 --> 00:41:47,291
‫سر شماره سه.

548
00:41:47,916 --> 00:41:49,666
‫یک، دو...

549
00:41:50,291 --> 00:41:51,375
‫سه.

550
00:41:56,791 --> 00:41:59,833
‫تسلیم نشیم...

551
00:41:59,916 --> 00:42:01,166
‫سیستم از کار افتاد.

552
00:42:03,916 --> 00:42:05,791
‫سیستم اصلی رو قطع کن.

553
00:42:05,916 --> 00:42:08,041
‫ویلی؟ چه خبره؟

554
00:42:08,166 --> 00:42:09,166
‫...تسلیم...

555
00:42:09,333 --> 00:42:11,041
[روکسان]

556
00:42:11,166 --> 00:42:12,416
‫روکسان؟

557
00:42:14,666 --> 00:42:16,291
‫روکسان دیگه چه کوفتیه؟
