﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,083
.

2
00:00:10,125 --> 00:00:12,250
‏‫‎3-1-1-0-2-0-0

3
00:00:12,375 --> 00:00:13,875
‫گرفتم.

4
00:00:15,250 --> 00:00:19,000
‫ما یک ساعت وقت داریم
‫تا اسوالدو برای باز کردن گاوصندوق زنگ بزنه.

5
00:00:22,375 --> 00:00:24,125
‫چی باعث شده همه‌تون اینقدر شک داشته باشین؟

6
00:00:24,250 --> 00:00:26,375
‫ما شک نداریم. خسته‌ایم.

7
00:00:26,875 --> 00:00:28,875
‫تمام شب رو بیدار بودیم.

8
00:00:28,916 --> 00:00:30,125
‫من شک دارم.

9
00:00:30,166 --> 00:00:33,125
‫خب، چی بگم!
‫مثل اینکه پپه گراز دریایی ما یه مخالفتی داره.

10
00:00:33,125 --> 00:00:34,208
‫چیه؟

11
00:00:34,208 --> 00:00:37,625
‫از کجا مطمئن باشیم
‫فالکون رمز درست رو بهمون داده؟

12
00:00:37,750 --> 00:00:42,125
‫شاید اون هفت تا عدد رو از خودش درآورده
‫تا فقط اعتماد دختره رو جلب کنه. مگه نه؟

13
00:00:44,000 --> 00:00:45,750
‫فکر نمی‌کنم بهم دروغ گفته باشه.

14
00:00:45,791 --> 00:00:48,916
‫تو می‌تونی هر چی می‌خوای باور کنی،
‫ولی اگه دروغ گفته باشه چی؟

15
00:00:49,000 --> 00:00:53,166
‫چرا همون اول به اسوالدو نگفتیم
‫که اسب دخترش رو نمی‌فروشیم؟

16
00:00:53,250 --> 00:00:56,291
‫دقیقاً. حالا تمام شب رو بیدار موندیم
‫و داریم دیوونه می‌شیم،

17
00:00:56,375 --> 00:00:58,000
‫و می‌خوایم یه رمز به اون یارو بدیم،

18
00:00:58,125 --> 00:01:01,250
‫در حالی که حتی نمی‌دونیم رمز گاوصندوقه
‫یا فقط کمد باشگاهش.

19
00:01:01,291 --> 00:01:05,791
‫اگه رمزی که داریم گاوصندوق رو باز نکنه،
‫رویکردمون رو عوض می‌کنیم.

20
00:01:05,875 --> 00:01:07,916
‫به اسوالدو چی می‌گیم، زیرو؟

21
00:01:13,541 --> 00:01:16,250
‫واقعاً ساعت 8 صبح اومدی خونه من...

22
00:01:16,375 --> 00:01:19,833
‫...که گاوصندوقم رو بگردی
‫و اسب دخترم رو بفروشی؟

23
00:01:21,750 --> 00:01:23,416
‫فکر می‌کردم من رو می‌شناسی، اسوالدو.

24
00:01:23,500 --> 00:01:25,541
‫- ولی می‌بینم که نمی‌شناسی.
‫- و حتی بدتر...

25
00:01:25,625 --> 00:01:27,875
‫...مطمئن نیستم بتونم بهت اعتماد کنم که...

26
00:01:28,000 --> 00:01:30,000
‫- ...شرکت رو اداره کنی.
‫- برگرد دفتر...

27
00:01:30,041 --> 00:01:33,625
‫...و به اون اوردونیای عوضی بگو
‫سهامش رو بذاره در کوزه آبش رو بخوره.

28
00:01:35,208 --> 00:01:36,250
‫فهمیدی؟

29
00:01:36,291 --> 00:01:40,250
‫و «کلیک»، گوشی رو روی اسوالدو قطع می‌کنیم.

30
00:01:44,000 --> 00:01:46,875
‫نمی‌خوای بپرسی
‫اگه رمز کار کنه چی می‌شه؟

31
00:01:47,875 --> 00:01:50,041
‫اگه رمز کار کنه چی می‌شه؟

32
00:01:52,125 --> 00:01:54,791
‫اون نقطه اوج
‫کل نقشه‌ی ما خواهد بود،

33
00:01:54,875 --> 00:01:56,666
‫جلب اعتماد اسوالدو.

34
00:01:56,750 --> 00:01:58,250
‫چه نشونه‌ی اعتمادی بهتر از...

35
00:01:58,375 --> 00:02:01,000
‫...اینکه به کسی اجازه بدی
‫به رازهات دسترسی داشته باشه؟

36
00:02:01,041 --> 00:02:05,500
‫اگه اسوالدو اون گاوصندوق رو باز کنه،
‫هر کاری که گیلرمو ازش بخواد رو انجام می‌ده.

37
00:02:06,125 --> 00:02:08,500
‫وقتش می‌رسه که
‫فاز سوم نقشه‌مون رو شروع کنیم.

38
00:02:10,291 --> 00:02:12,750
‫بزرگترین کلاهبرداری تاریخ.

39
00:02:13,250 --> 00:02:15,416
‫ما با ثروتمندترینشون شروع می‌کنیم.

40
00:02:15,500 --> 00:02:19,125
‫و همینطور که بقیه
‫شبیه‌سازی‌های مجازی رو کامل می‌کنیم،

41
00:02:19,166 --> 00:02:21,666
‫همه‌شون رو یکی یکی از دور خارج می‌کنیم.

42
00:02:21,750 --> 00:02:26,291
‫عملیات‌هایی به ارزش 600، 400، یا 500 میلیون.

43
00:02:27,875 --> 00:02:29,166
‫مبالغ ناچیزی برای اون‌ها.

44
00:02:30,250 --> 00:02:34,125
‫آنتونیو، لطفاً یه چسب
‫مورفین دیگه بهم بده.

45
00:02:34,250 --> 00:02:36,541
‫شب پرتنشی بود.

46
00:02:39,500 --> 00:02:40,500
‫میمی.

47
00:02:43,125 --> 00:02:44,625
‫تو کاری رو کردی که باید می‌کردی.

48
00:02:45,750 --> 00:02:48,875
‫بهش به چشم... یه رهایی ضروری نگاه کن.

49
00:02:49,875 --> 00:02:52,750
‫منم شوهرم رو ترک کردم،
‫و حس خیلی خوبی دارم.

50
00:02:52,875 --> 00:02:54,000
‫بهم اعتماد کن.

51
00:02:59,916 --> 00:03:02,875
‫تفاوتش اینه که
‫تو هیچوقت شوهرت رو دوست نداشتی.

52
00:03:08,541 --> 00:03:10,125
‫می‌خوام تنها باشم.

53
00:03:15,625 --> 00:03:16,750
‫راحتش بذارین.

54
00:03:17,666 --> 00:03:19,125
‫باید پیشش بمونم.

55
00:03:19,166 --> 00:03:21,916
‫ممکنه از هم بپاشه
‫و برگرده پیش گیلرمو.

56
00:03:22,000 --> 00:03:23,875
‫آروم باش، فریدا.

57
00:03:24,000 --> 00:03:27,375
‫باید به عزاداریش احترام بذاریم.
‫موافق نیستی، آنتونیو؟

58
00:03:27,416 --> 00:03:31,291
‫البته. ولی قابل درکه
‫که ترک کردنش براش سخته.

59
00:03:31,375 --> 00:03:33,125
‫اگه اجازه بدین جسارت کنم،

60
00:03:34,000 --> 00:03:36,750
‫اینکه اینقدر آدم عوضیه
‫به جذابیتش اضافه می‌کنه.

61
00:03:39,375 --> 00:03:43,750
‫کلاس یوگا تا پنج دقیقه دیگه
‫در باغ ذن شروع می‌شه.

62
00:03:57,291 --> 00:03:59,250
‫چرا فکر می‌کنی همسر من میشی؟

63
00:04:03,541 --> 00:04:06,875
‫تو هیچوقت قدر چیزی که
‫وقتی با هم رفیق بودیم داشتیم رو ندونستی.

64
00:04:06,916 --> 00:04:10,000
‫کلاس یوگا تا پنج دقیقه دیگه
‫در باغ ذن شروع می‌شه.

65
00:04:11,625 --> 00:04:13,375
‫اون داره با مدیر اسپا حرف می‌زنه.

66
00:04:15,291 --> 00:04:17,250
‫ما دیگه پیش هم برنمی‌گردیم.

67
00:04:17,875 --> 00:04:21,250
‫کلاس یوگا تا پنج دقیقه دیگه
‫در باغ ذن شروع می‌شه.

68
00:04:37,583 --> 00:04:38,750
‫[گنبد]

69
00:05:04,041 --> 00:05:10,875
‫[پناهگاه میلیاردرها]

70
00:05:19,791 --> 00:05:21,125
مکس

71
00:05:25,666 --> 00:05:27,875
‫کاری که پدرم کرد تقصیر من بود.

72
00:05:29,000 --> 00:05:32,000
‫اون اومد تو اتاقم
‫و من ندیدمش.

73
00:05:32,875 --> 00:05:35,625
‫شنیدن صدای «آنه»
‫کاملاً شوکه‌ش کرد.

74
00:05:35,750 --> 00:05:38,625
‫داشتم یکی از ویدیوهاش رو
‫با گوشی‌ای که بهم دادی می‌دیدم.

75
00:05:39,250 --> 00:05:40,500
‫و اون ازم گرفتش.

76
00:05:41,750 --> 00:05:46,125
‫من دقیقاً بهت می‌گم
‫در مورد تو و خانواده‌ت چی فکر می‌کنم.

77
00:05:47,291 --> 00:05:50,250
‫تو شجاعت این رو نداشتی
‫که از اون تراژدی عبور کنی.

78
00:05:50,375 --> 00:05:52,791
‫چیزی که در گذشته اتفاق افتاده مهم نیست.

79
00:05:52,875 --> 00:05:56,041
‫چه تصادف بوده باشه
‫چه یه گلوله توی سر.

80
00:05:56,791 --> 00:06:01,500
‫کار عاقلانه اینه که پشت سرش بذاری
‫و نذاری تو رو به پایین بکشه.

81
00:06:01,625 --> 00:06:04,000
‫که از اتفاقی که افتاده فراتر بری.

82
00:06:10,375 --> 00:06:12,125
‫ولی تو و پدرت نتونستین.

83
00:06:13,166 --> 00:06:14,666
‫دلم براش می‌سوزه.

84
00:06:15,250 --> 00:06:16,250
‫صادقانه می‌گم.

85
00:06:17,250 --> 00:06:18,916
‫اون خیلی قدرتمند به نظر میاد،

86
00:06:19,750 --> 00:06:22,125
‫ولی فقط یه عروسک خیمه‌شب‌بازیه
‫که به دو تا نخ آویزونه،

87
00:06:22,875 --> 00:06:24,166
‫تو و میمی.

88
00:06:25,500 --> 00:06:28,125
‫تنها دو نفری که براش موندن.

89
00:06:30,750 --> 00:06:32,125
‫و اما تو، آسیا...

90
00:06:41,791 --> 00:06:43,125
‫از تو هم متنفرم.

91
00:06:44,833 --> 00:06:49,500
‫تو همیشه تلخ بودی،
‫نمی‌تونستی شور و اشتیاق ما به زندگی رو بپذیری.

92
00:06:50,583 --> 00:06:52,916
‫خواهرت و من اونقدر پر از نور زندگی بودیم...

93
00:06:53,500 --> 00:06:56,250
‫...که تو دنیایی ساختی
‫که توش خوشبختی مهم نبود.

94
00:06:58,375 --> 00:07:02,125
‫تو عشق ما رو سطحی می‌دونستی
‫چون خودت نداشتیش.

95
00:07:04,125 --> 00:07:08,875
‫و خودت رو متقاعد کردی که کتاب‌ها
‫و نمره‌های عالی مهم‌ترین چیزها هستن.

96
00:07:10,291 --> 00:07:13,000
‫چون هیچ ایده‌ای نداشتی
که چطور از زندگی لذت ببری

97
00:07:17,666 --> 00:07:21,500
‫برای همینه که می‌گی ازم متنفری،
‫چرا دیدن من حالت رو بهم می‌زنه.

98
00:07:23,125 --> 00:07:26,041
‫چون ما بزرگترین داستان عاشقانه‌ای رو داشتیم
‫که تا حالا شناختی.

99
00:07:27,250 --> 00:07:29,500
‫و این یادآور معمولی بودن خودته.

100
00:07:35,916 --> 00:07:37,291
‫تو هیچوقت بلد نبودی زندگی کنی.

101
00:07:39,125 --> 00:07:41,250
‫و حالا بلد نیستی چطور زنده بمونی.

102
00:08:09,166 --> 00:08:13,000
‫بعضی‌ وقت‌ها هست که تمام زندگیت رو
‫تو یه کسری از ثانیه می‌فهمی.

103
00:08:15,291 --> 00:08:16,916
‫مکس راست می‌گفت.

104
00:08:17,750 --> 00:08:20,625
‫تمام کاری که کردم،
‫از وقتی که یادم میاد،

105
00:08:20,750 --> 00:08:24,500
‫تلاش برای فرار از درخشش
‫خوشبختی خواهرم بوده.

106
00:08:29,916 --> 00:08:33,375
‫برای همینه که اینقدر سخت تلاش کردم
‫تا خودم رو متقاعد کنم عشق وجود نداره.

107
00:08:41,125 --> 00:08:45,000
‫در اون لحظه،
‫تمام صحنه‌های زندگیم کنار هم قرار گرفتن.

108
00:08:45,625 --> 00:08:46,666
‫و فهمیدمش.

109
00:08:48,041 --> 00:08:49,125
‫پنج کلمه‌ای
‫که به کل فیلم معنا می‌داد،

110
00:08:49,125 --> 00:08:51,666
‫و حالا که دنیا
‫داشت به آخر می‌رسید،

111
00:08:51,791 --> 00:08:54,958
‫تنها چیزی که می‌تونستم بهش فکر کنم این بود،
‫ای کاش هیچوقت نمی‌فهمیدم.

112
00:08:55,000 --> 00:08:58,083
‫چون ستاره‌ی فیلم من
‫با تمام وجودش ازم متنفر بود.

113
00:08:58,083 --> 00:08:58,750
‫چون ستاره‌ی فیلم من
‫با تمام وجودش ازم متنفر بود.

114
00:09:15,416 --> 00:09:17,916
‫- صبح به‌خیر، آقای اسوالدو.
‫- صبح به‌خیر، اسکار.

115
00:09:18,000 --> 00:09:20,666
‫- آقای فالکون در تعطیلات به سر می‌برن.
‫- می‌دونم.

116
00:09:20,750 --> 00:09:22,375
‫من برای گرفتن چند تا مدرک اینجام.

117
00:09:23,541 --> 00:09:24,625
‫ممنون.

118
00:09:26,000 --> 00:09:28,416
‫ویلی، ببخشید، یه‌کم دیر کردم.

119
00:09:28,500 --> 00:09:31,000
‫لعنتی، والدو.
‫الانه که برای ناهار برم بیرون.

120
00:09:31,125 --> 00:09:32,791
‫باشه، من الان اینجام.

121
00:09:34,416 --> 00:09:35,583
‫ببینم.

122
00:09:38,250 --> 00:09:41,125
‫اون هشت تا عدد رو بده.
‫یه جایی کار دارم.

123
00:09:41,250 --> 00:09:42,916
‫هشت تا عدد؟

124
00:09:43,000 --> 00:09:44,250
‫ما فقط هفت تا داریم.

125
00:09:44,750 --> 00:09:46,625
‫- روکسان، سیگنال.
‫- الو؟

126
00:09:47,875 --> 00:09:49,041
‫- نمی‌بینمت.
‫- نه.

127
00:09:49,083 --> 00:09:50,041
‫الو؟

128
00:09:50,041 --> 00:09:52,125
‫بی‌خیال. بازم این سیگنال لعنتی؟

129
00:09:52,250 --> 00:09:53,375
‫صدام رو می‌شنوی؟

130
00:09:54,041 --> 00:09:55,375
‫- ویلی؟
‫- الو؟

131
00:09:55,416 --> 00:09:58,000
‫اگه از اعداد اشتباه استفاده کنیم،
‫راه برگشتی نیست.

132
00:09:58,041 --> 00:10:01,291
‫چرا هشت تا؟ شاید گاوصندوق اون هشت تا داره
‫و این یکی هفت تا.

133
00:10:02,250 --> 00:10:04,125
‫روکسان، اون هفت تا عدد رو بهش بده.

134
00:10:05,000 --> 00:10:06,000
‫صدام رو می‌شنوی؟

135
00:10:06,041 --> 00:10:07,750
‫الان صدات رو می‌شنوم. بگو.

136
00:10:09,250 --> 00:10:10,250
‫سه.

137
00:10:11,875 --> 00:10:12,916
‫یک.

138
00:10:13,375 --> 00:10:14,625
‫یک.

139
00:10:15,125 --> 00:10:16,500
‫صفر.

140
00:10:17,000 --> 00:10:18,041
‫دو.

141
00:10:19,375 --> 00:10:20,666
‫صفر.

142
00:10:21,583 --> 00:10:22,583
‫صفر.

143
00:10:22,625 --> 00:10:24,000
‫صبر کن.

144
00:10:31,250 --> 00:10:32,875
‫سی و یه‌کم ماه دهم...

145
00:10:35,666 --> 00:10:37,000
‫تولد دختر کوچولوت.

146
00:10:39,666 --> 00:10:40,666
‫البته.

147
00:10:41,875 --> 00:10:44,625
‫چطور می‌تونستم تولد
‫دخترخونده‌م رو فراموش کنم؟

148
00:11:05,416 --> 00:11:06,875
‫خودشه!

149
00:11:07,000 --> 00:11:10,791
‫ما همین الان یه گاوصندوق رو
‫با یه شبیه‌سازی مجازی باز کردیم. این رو داشته باش!

150
00:11:10,875 --> 00:11:12,666
‫این تشویق داره، هایکو.

151
00:11:15,500 --> 00:11:20,291
‫نه. بیشتر. یه تشویق واقعی می‌خوام.
‫انگار که قهرمان لیگ قهرمانان شدیم.

152
00:11:31,916 --> 00:11:33,000
‫لبخند بزن، زیرو.

153
00:11:34,166 --> 00:11:37,041
‫همه‌ش که نباید کار باشه.
‫باید موفقیت‌هامون رو جشن بگیریم.

154
00:11:37,125 --> 00:11:38,500
‫جشن بگیر، داداش کوچیکه.

155
00:11:38,541 --> 00:11:41,416
‫باشه. بریم سراغ چیزی که واقعاً مهمه.

156
00:12:02,500 --> 00:12:03,916
‫گرفتمش.
[بی‌جی3]

157
00:12:04,000 --> 00:12:05,125
‫خوب گوش کن، والدو.

158
00:12:05,250 --> 00:12:08,375
‫بعد از اینکه با اوردونیا قرارداد رو امضا کردی،
‫مستقیم برو فرودگاه،

159
00:12:08,416 --> 00:12:11,500
‫پرواز کن به بانکوک،
‫و ظرف 72 ساعت یه شرکت بخر.

160
00:12:12,291 --> 00:12:15,625
‫یه یونیکورن پیدا کردم.
‫بعداً مدارکش رو برات می‌فرستم.

161
00:12:16,125 --> 00:12:17,666
‫می‌دونی یونیکورن چیه؟

162
00:12:17,750 --> 00:12:21,250
‫یه اسب کوچولو با یه شاخ طلایی.
‫شرط می‌بندم سیندی بچگی‌هاش یکی از اون‌ها رو داشته.

163
00:12:21,291 --> 00:12:23,750
‫آره. من یه جاسوئیچی یونیکورن
‫روی کوله‌پشتیم داشتم.

164
00:12:23,875 --> 00:12:26,791
‫خب، به جز اسباب‌بازی کوچولوی سیندی،
‫یونیکورن چیه؟

165
00:12:26,875 --> 00:12:30,000
‫یه چیز سخت برای پیدا کردن، درسته؟

166
00:12:30,041 --> 00:12:32,250
‫سخت نه. تقریباً غیرممکن.

167
00:12:32,375 --> 00:12:36,375
‫یه شرکت جوونه که
‫ارزشش یک میلیارد دلار تخمین زده شده،

168
00:12:36,500 --> 00:12:39,500
‫ولی هنوز توسط چند تا مالک کنترل می‌شه.

169
00:12:39,541 --> 00:12:41,041
‫پیش‌بینی‌ها نشون میده ارزشش...

170
00:12:41,125 --> 00:12:44,125
‫...در پنج سال آینده
‫به طور قابل توجهی چند برابر می‌شه.

171
00:12:44,166 --> 00:12:48,375
‫مثل یه بره آهو تو دنیای پر از گرگه،
‫و باید فوراً تصاحب بشه.

172
00:12:48,416 --> 00:12:50,416
‫قبل از اینکه بزرگ بشه یا کسی پیداش کنه.

173
00:12:50,500 --> 00:12:53,250
‫و ما قراره یونیکورن خلق کنیم.

174
00:12:53,291 --> 00:12:58,000
‫استارتاپ‌های فناوری جدید، با قیمت‌هایی
‫که برای مهمون‌های ما ناچیزه...

175
00:12:58,125 --> 00:12:59,750
‫...ولی برای ما خیلی سودآوره.

176
00:12:59,875 --> 00:13:01,750
‫‏850 میلیون یورو.

177
00:13:03,916 --> 00:13:06,666
‫و چطور جلوشون رو بگیریم
‫که رد پول رو دنبال نکنن؟

178
00:13:06,750 --> 00:13:07,750
‫پخشش می‌کنیم.

179
00:13:07,875 --> 00:13:11,500
‫به محض اینکه پول واریز بشه،
‫ما انتقال‌هایی با مبالغ کمتر انجام می‌دیم...

180
00:13:11,541 --> 00:13:14,375
‫به بیش از 150 شرکت در پناهگاه‌های مالیاتی.

181
00:13:14,500 --> 00:13:19,416
‫اون‌ها دوباره تقسیم و منتقل می‌شن
‫به کشورهایی با رازداری مالی.

182
00:13:19,500 --> 00:13:23,250
‫و ما یه ثروت هنگفت خواهیم داشت
‫که از ثروت‌های کوچک تشکیل شده.

183
00:13:23,375 --> 00:13:24,958
‫که اون رو به پول نقد تبدیل می‌کنیم.

184
00:13:25,000 --> 00:13:28,875
،چه عالی. 800 میلیون دلار ثروت
اون هم نقد

185
00:13:28,916 --> 00:13:30,000
!به افتخارت

186
00:13:30,041 --> 00:13:31,250
!به افتخارت

187
00:14:19,375 --> 00:14:20,375
‫روکسان.

188
00:14:21,000 --> 00:14:22,666
‫داری من رو تماشا می‌کنی؟

189
00:14:22,750 --> 00:14:25,875
‫این در حال حاضر فراتر از توانایی‌های منه.

190
00:14:26,000 --> 00:14:27,291
‫ولی می‌تونم صدات رو بشنوم.

191
00:14:27,375 --> 00:14:28,875
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

192
00:14:51,625 --> 00:14:52,625
‫هی!

193
00:14:54,416 --> 00:14:55,750
‫ساعت 10 صبحه.

194
00:14:57,166 --> 00:14:59,791
‫تازه از مهمونی آخرشبیِ پناهگاه برگشتی؟

195
00:15:01,375 --> 00:15:03,500
‫حتماً حسابی ترکوندی.

196
00:15:09,541 --> 00:15:11,166
‫لطفاً مسخره‌م نکن.

197
00:15:11,208 --> 00:15:14,583
‫همینجوریش هم با این سردرد
‫به اندازه کافی دارم اذیت می‌شم.

198
00:15:17,541 --> 00:15:18,833
‫و...

199
00:15:19,708 --> 00:15:22,333
‫تا ساعت 10 صبح تو کافه
‫چی کار می‌کردی؟

200
00:15:28,166 --> 00:15:29,291
‫حرف زدیم.

201
00:15:29,416 --> 00:15:32,041
‫باشه، ما با هم صمیمی شدیم، خب؟

202
00:15:32,083 --> 00:15:34,708
‫نیروهای نظافتی ساعت هشت رسیدن.

203
00:15:34,708 --> 00:15:37,416
‫سرم از فکر کردن بهش
‫داره می‌ترکه.

204
00:15:40,458 --> 00:15:42,416
‫احتمالاً فکر می‌کنی من مریضم، درسته؟

205
00:15:42,916 --> 00:15:47,333
‫که با اون خانم تو اون سالن
‫درد و دل کردم.

206
00:15:47,416 --> 00:15:50,791
‫خدای من، اون فقط دو روز پیش
‫می‌خواست خودکشی کنه.

207
00:15:51,541 --> 00:15:55,791
‫من باید بهش اهمیت و
‫محبت نشون بدم.

208
00:15:55,833 --> 00:15:58,041
‫بعضی‌ وقت‌ها اهمیت دادن
از کنترل خارج می‌شه

209
00:15:58,166 --> 00:15:59,166
‫نه.

210
00:15:59,666 --> 00:16:00,916
‫باشه؟

211
00:16:01,041 --> 00:16:03,791
‫نه مکانش درست بود،
‫نه زمانش، نه هیچ چیز دیگه‌ش.

212
00:16:03,916 --> 00:16:05,583
‫این رو به مادرت نگو.

213
00:16:06,166 --> 00:16:07,416
‫لطفاً، مکس.

214
00:16:08,541 --> 00:16:11,416
‫می‌دونم اون هیچوقت به من علاقه‌ای نداشته،

215
00:16:11,458 --> 00:16:14,166
‫ولی، خب... ما می‌تونیم حلش کنیم.

216
00:16:14,291 --> 00:16:15,291
‫ممنون.

217
00:16:18,916 --> 00:16:21,791
‫بابا، فکر می‌کنم باید مامان رو فراموش کنی.

218
00:16:23,666 --> 00:16:25,958
‫چطور می‌تونم مادرت رو فراموش کنم، پسرم؟

219
00:16:26,458 --> 00:16:29,583
‫چون این یه داستان عاشقانه‌ایه
‫که برای هیچکس نمی‌خوامش.

220
00:16:30,791 --> 00:16:32,291
‫من تمام زندگیم شما دو تا رو دیدم.

221
00:16:32,333 --> 00:16:38,291
‫ما تو تعطیلات بودیم، رو قایق‌های تفریحی،
‫شام‌های تابستونی بی‌شماری داشتیم.

222
00:16:38,416 --> 00:16:40,583
‫یکی از شماها قبل از دسر جیم می‌شد.

223
00:16:40,666 --> 00:16:42,333
‫سردرد داشتین یا خسته بودین.

224
00:16:42,416 --> 00:16:47,541
‫شما هیچوقت تا دیروقت نمی‌موندین
‫و گپ نمی‌زدین یا نمی‌خندیدین.

225
00:16:48,916 --> 00:16:51,541
‫و چون من بچه بودم،
‫فکر می‌کردم این طبیعیه.

226
00:16:52,000 --> 00:16:54,083
‫که اینجوری پدر و مادرها
عشق‌شون رو نشون میدن

227
00:16:55,958 --> 00:16:57,958
‫تا اینکه عاشق شدم و دیدم اینطور نیست.

228
00:17:11,583 --> 00:17:14,833
‫تو هیچوقت با مامان اونجوری که
‫با النا درد و دل کردی، درد و دل نکردی.

229
00:17:16,416 --> 00:17:19,291
‫پسرم، مادرت به روش خودش من رو دوست داشت.

230
00:17:20,666 --> 00:17:22,458
‫و این زن، النا،

231
00:17:23,833 --> 00:17:26,583
‫نگاه متفاوتی به زندگی داره،
‫یه نگاه تکانشی‌تر.

232
00:17:26,666 --> 00:17:28,291
‫یه‌کم بی‌پرواست.

233
00:17:32,291 --> 00:17:33,541
‫برای همین من رفتم.

234
00:17:36,666 --> 00:17:39,791
‫چون فکر می‌کردم تو لیاقت
‫داشتن همچین خاطره‌ای رو داری.

235
00:17:45,541 --> 00:17:47,083
‫دوباره دعوا کردین؟

236
00:17:48,083 --> 00:17:49,333
‫- نه.
‫- نه؟

237
00:17:50,208 --> 00:17:51,833
‫حتماً مال دفعه قبله.

238
00:17:52,833 --> 00:17:53,833
‫درسته.

239
00:18:46,541 --> 00:18:49,916
‫دیروز هندزفری‌ای که یاکو
‫تو دعوا گم کرده بود رو پیدا کردم.

240
00:18:51,416 --> 00:18:52,416
‫اون یکی رو.

241
00:18:53,708 --> 00:18:55,041
‫اون دو تا داشت.

242
00:18:56,458 --> 00:18:59,333
‫و همونطور که می‌دونی، گذاشتمش تو گوشم.
‫حدس بزن چی شنیدم.

243
00:18:59,416 --> 00:19:00,541
‫شگفت‌زده‌م کن.

244
00:19:01,208 --> 00:19:04,416
‫گفتگویی که بابام
‫تو کافه داشت.

245
00:19:04,958 --> 00:19:08,666
‫ظاهراً، دیشب پیش یکی بوده،
‫و تو هم داشتی گوش می‌دادی.

246
00:19:12,958 --> 00:19:15,083
‫حدس می‌زنم میکروفون‌ها اینجا باشن.

247
00:19:17,666 --> 00:19:20,208
‫که یعنی از همه‌ی ما دارید جاسوسی می‌کنید.

248
00:19:20,791 --> 00:19:24,041
‫می‌دونی پدرت تو یه منطقه ممنوعه بوده
‫و قوانین رو شکسته؟

249
00:19:24,166 --> 00:19:25,416
‫من یه سوال بهتر دارم.

250
00:19:25,458 --> 00:19:30,291
‫چرا این حس رو دارم که داخل اون گوی نارنجی
‫تو هر خونه...

251
00:19:31,166 --> 00:19:32,541
‫...یه دوربین مخفی هست؟

252
00:19:38,208 --> 00:19:42,541
‫ببین، مکس، از اونجایی که می‌بینم خیلی
‫به سیستم‌های کنترل و ایمنی...

253
00:19:43,166 --> 00:19:46,791
‫...پناهگاه علاقه داری، توضیح می‌دم
‫که چرا اینجوری طراحی شدن.

254
00:19:47,541 --> 00:19:49,458
‫تا حالا این جمله رو شنیدی،

255
00:19:50,125 --> 00:19:52,500
‫«انسان گرگ انسان است»؟

256
00:19:54,708 --> 00:19:55,708
‫هابز.

257
00:19:56,791 --> 00:19:59,791
‫- یه فیلسوف بدبین.
‫- بستگی به دیدگاهت داره.

258
00:19:59,833 --> 00:20:03,666
‫اگه اخبار از سطح زمین بدتر بشه،

259
00:20:04,791 --> 00:20:08,166
‫طولانی شدن اقامت‌مون
‫تو این سوراخ اجتناب‌ناپذیر می‌شه.

260
00:20:09,083 --> 00:20:12,666
‫و بعد، یه چراغی تو ذهن یکی روشن می‌شه
‫و می‌فهمه،

261
00:20:12,708 --> 00:20:16,208
‫اگه 200 نفر می‌تونن اینجا
‫ده سال زنده بمونن،

262
00:20:16,708 --> 00:20:19,458
‫‏‏100 نفر می‌تونن 20 سال دووم بیارن.

263
00:20:20,416 --> 00:20:24,666
‫و با توجه به اینکه رقابتی‌ترین شکارچی‌های
‫زمین رو اینجا داریم،

264
00:20:24,791 --> 00:20:26,333
‫تنش به وجود میاد.

265
00:20:26,416 --> 00:20:28,166
‫خلاصه بگم،

266
00:20:28,208 --> 00:20:32,458
‫قوی‌ها ضعیف‌ها رو برای چیزی
‫به ارزشِ بقا از بین می‌برن.

267
00:20:32,541 --> 00:20:35,041
‫نمی‌تونم تصور کنم پدرم برای
‫غذا کسی رو بکشه.

268
00:20:35,166 --> 00:20:38,708
‫نه، پدرت یکی از اولین کساییه
‫که سر از تابوت درمیاره.

269
00:20:39,791 --> 00:20:42,916
‫ولی گیلرمو چی؟
‫می‌تونی تصور کنی اون وارد عمل بشه؟

270
00:20:43,541 --> 00:20:44,666
‫ببین، مکس،

271
00:20:46,208 --> 00:20:48,583
‫من متعهدم که جونتون رو نجات بدم.

272
00:20:51,166 --> 00:20:52,708
‫من مثل یه شکارچی‌ام.

273
00:20:52,791 --> 00:20:55,791
‫و این، تمام این‌ها،

274
00:20:56,583 --> 00:20:57,708
‫لونه‌ی منه.

275
00:20:59,166 --> 00:21:01,791
‫ده سال دیگه، همه رو به بیرون هدایت می‌کنم.

276
00:21:01,916 --> 00:21:04,666
‫همه رو. بدون تلفات.

277
00:21:05,833 --> 00:21:08,708
‫چون برنامه شامل اینه که
‫یکی بیاد ما رو نجات بده.

278
00:21:08,791 --> 00:21:11,458
‫با هلیکوپتر، ماشین زرهی،
‫هر چی که لازم باشه.

279
00:21:12,791 --> 00:21:16,166
‫همیشه یه جایی روی زمین هست
‫که بتونیم از نو شروع کنیم.

280
00:21:16,291 --> 00:21:20,541
‫و اگه برای بردن شما
‫به دنیای بهتر تو ده سال آینده،

281
00:21:20,583 --> 00:21:23,041
‫باید مراقب‌تون باشم، این کار رو می‌کنم.

282
00:21:23,791 --> 00:21:25,208
‫خانواده‌ت من رو استخدام کردن،

283
00:21:25,916 --> 00:21:29,791
‫و من ازت محافظت می‌کنم،
‫حتی از دست مادر لعنتی خودت.

284
00:21:32,666 --> 00:21:34,541
‫حالا انگیزه‌های من برات روشنه؟

285
00:21:48,041 --> 00:21:49,041
‫ببخشید.

286
00:21:52,666 --> 00:21:54,916
‫آقای فالکون، باید با من بیاین.

287
00:21:54,958 --> 00:21:56,083
‫همین الان.

288
00:21:58,041 --> 00:21:59,583
‫چیه؟ کجا داریم می‌ریم؟

289
00:22:00,416 --> 00:22:02,791
‫نمی‌تونم چیزی بهتون بگم، آقای فالکون.

290
00:22:02,833 --> 00:22:05,041
‫اتفاقی افتاده؟ باید نگران باشم؟

291
00:22:05,666 --> 00:22:07,083
‫فکر نمی‌کنم.

292
00:22:09,041 --> 00:22:11,416
‫فکر کردی من سگ دست‌آموز لعنتیت هستم؟

293
00:22:11,458 --> 00:22:14,458
‫مجبورم می‌کنی با ربدوشامبر بیام بیرون،
‫شبیه دلقک‌ها.

294
00:22:14,958 --> 00:22:16,666
‫اصلاً، آقای فالکون.

295
00:22:18,291 --> 00:22:22,666
‫بهم گفته شد که باید
‫فوراً با من بیاین.

296
00:22:23,166 --> 00:22:25,541
‫- همونطوری که پیداتون کردم.
‫- کی بهت گفت؟

297
00:22:29,041 --> 00:22:30,041
‫از این طرف.

298
00:22:36,541 --> 00:22:38,916
‫چقدر راحت. با ربدوشامبر.

299
00:22:41,541 --> 00:22:42,708
‫بفرمایید بشینید.

300
00:22:43,541 --> 00:22:46,166
‫یه ماساژ می‌خواستم، ولی فهمیدم...

301
00:22:46,291 --> 00:22:48,916
‫...نمی‌تونم آروم بگیرم
‫اگه اول با هم حرف نزنیم.

302
00:22:49,916 --> 00:22:52,166
‫همسرت ترکت کرد.
‫چطور باهاش کنار میای؟

303
00:22:52,791 --> 00:22:54,791
‫حالم افتضاحه. و خیلی عصبانی‌ام.

304
00:22:54,916 --> 00:22:56,791
‫آره، غرورت جریحه‌دار شده.

305
00:22:57,791 --> 00:22:58,833
‫همینطور فکر می‌کردم.

306
00:22:58,916 --> 00:23:01,291
‫و... از نظر احساسی؟

307
00:23:03,291 --> 00:23:05,083
‫از نظر احساسی، عالی‌ام.

308
00:23:06,166 --> 00:23:08,041
‫بهتر از چیزی که فکر می‌کردم.

309
00:23:08,166 --> 00:23:09,458
‫می‌دونی چرا؟

310
00:23:09,958 --> 00:23:14,666
‫چون، همونطور که بارها ازت شنیدم،
‫اون هم ممکنه یه «ز.ر.ش» باشه.

311
00:23:15,833 --> 00:23:17,916
‫تو در موردش بهم گفتی.

312
00:23:18,041 --> 00:23:20,208
‫نه یک بار، هزار بار.

313
00:23:20,291 --> 00:23:23,666
‫تو دسته‌بندیش کردی، براش اسم گذاشتی.

314
00:23:24,416 --> 00:23:26,041
‫زنی با روزهای شمرده شده.

315
00:23:26,166 --> 00:23:27,208
‫دقیقاً.

316
00:23:27,291 --> 00:23:28,916
‫همونطور که تو گفتی،

317
00:23:28,958 --> 00:23:31,291
‫«یه مرد باتجربه می‌تونه حس کنه...»

318
00:23:31,416 --> 00:23:34,583
‫«...که کِی یه ازدواج عاشقانه
‫محکوم به شکسته.»

319
00:23:34,666 --> 00:23:36,041
‫ولی مرد ادامه می‌ده.

320
00:23:36,166 --> 00:23:38,791
‫حتی می‌تونه فداکاری کنه و بچه‌دار بشه.

321
00:23:38,916 --> 00:23:40,916
‫علاوه بر این، می‌تونه باهاش
...جوری رفتار کنه

322
00:23:40,958 --> 00:23:43,458
‫...که انگار قراره تا آخر عمرش
‫دوستش داشته باشه.

323
00:23:44,208 --> 00:23:45,291
‫یه چیزی بهم بگو.

324
00:23:46,958 --> 00:23:49,416
‫چطور یه «ز.ر.ش» رو تشخیص می‌دی؟

325
00:23:50,333 --> 00:23:52,041
‫نظر کارشناسانه‌ت رو لازم دارم.

326
00:23:52,541 --> 00:23:53,958
‫تو بهم بگو.

327
00:23:55,333 --> 00:23:57,833
‫رافا مرد روزهای شمرده شده‌ی توئه.

328
00:23:57,916 --> 00:24:01,083
‫نه، داریم در مورد
دنیای تو حرف می‌زنیم، ویلی

329
00:24:01,166 --> 00:24:02,291
‫روشنگری کن.

330
00:24:03,291 --> 00:24:05,458
‫«ز.ر.ش» راحت تشخیص داده می‌شه.

331
00:24:06,583 --> 00:24:08,708
‫اهل گفتگوهای عالی نیست.

332
00:24:08,791 --> 00:24:11,166
‫شوخ‌طبعی خاصی نداره،
‫یا فهمیدنش سخته.

333
00:24:11,291 --> 00:24:13,916
‫وقتی نباید می‌خنده،
‫معمولاً سر هیچ و پوچ.

334
00:24:14,416 --> 00:24:17,166
‫انرژیش رو صرف چیزهایی می‌کنه
‫که مهم نیستن.

335
00:24:17,208 --> 00:24:20,083
‫و فقدان عقل سلیمش
‫همونقدر واضحه...

336
00:24:20,166 --> 00:24:22,791
‫...که فقدان شخصیتش.

337
00:24:23,333 --> 00:24:24,333
‫ولی حواست باشه،

338
00:24:25,083 --> 00:24:26,583
‫وقتی بهش برمی‌خوری...

339
00:24:27,291 --> 00:24:28,416
‫...دیوونه‌ت می‌کنه.

340
00:24:28,541 --> 00:24:30,291
‫جادوی فناپذیری.

341
00:24:30,791 --> 00:24:32,291
‫اون سال‌ها معرکه‌ان.

342
00:24:34,291 --> 00:24:35,791
‫و سریع می‌گذرن.

343
00:24:36,291 --> 00:24:38,791
‫ولی اشکالی نداره.
‫باید تجربه‌شون کنی.

344
00:24:39,458 --> 00:24:41,541
‫و حواست به تاریخ انقضا باشه.

345
00:24:42,208 --> 00:24:45,791
‫بعد جدا می‌شی
‫و دوباره از اول شروع می‌کنی.

346
00:24:49,041 --> 00:24:50,541
‫و یه چیزی بهم بگو.

347
00:24:52,541 --> 00:24:54,166
‫تو چطور میمی رو دوست داشتی؟

348
00:24:55,875 --> 00:24:57,666
‫اگه اون تازگی ترکت کرده،

349
00:24:58,541 --> 00:25:02,833
‫و فقط غرورت جریحه‌دار شده،
‫و از نظر احساسی سالمی.

350
00:25:04,291 --> 00:25:06,208
‫اون همیشه یه «ز.ر.ش» بود.

351
00:25:06,791 --> 00:25:08,416
‫از همون اول می‌دونستم.

352
00:25:09,083 --> 00:25:10,791
‫وقتی که با هم رفیق بودیم.

353
00:25:11,291 --> 00:25:12,833
‫وقتی که ازدواج کردیم.

354
00:25:13,916 --> 00:25:16,666
‫و الان هم می‌دونم که
‫اون پیشگویی به حقیقت پیوسته.

355
00:25:34,916 --> 00:25:36,166
‫آهای؟

356
00:25:40,208 --> 00:25:41,666
‫روکسان؟

357
00:26:04,833 --> 00:26:07,291
‫من تمام تلاشم رو کردم
که میمی رو دوست داشته باشم

358
00:26:08,416 --> 00:26:11,791
‫شکنندگی و زیبایی
‫مالیخولیاییش من رو جذب کرد.

359
00:26:11,916 --> 00:26:15,166
‫اون یه زن بیچاره و ناامیده
‫که دنبال تأیید منه.

360
00:26:16,458 --> 00:26:19,791
‫تمام این چیزهایی که داری بهم می‌گی،
‫تو رو به نتیجه‌ای نمی‌رسونه؟

361
00:26:21,333 --> 00:26:22,458
‫کدوم نتیجه؟

362
00:26:22,541 --> 00:26:27,958
‫که من تنها زنی هستم
‫که روزهاش شمرده شده نیست.

363
00:26:30,666 --> 00:26:32,416
‫من همیشه اینجا بودم.

364
00:26:33,416 --> 00:26:36,791
‫از اولین باری که در 17 سالگی تو
‫مدرسه آلمانی با هم آشنا شدیم.

365
00:26:37,791 --> 00:26:39,750
‫تو نخواستی نامزدم باشی.

366
00:26:39,750 --> 00:26:44,000
‫با این حال، تو با من، بیشتر از
‫هر زنی حرف زدی.

367
00:26:45,375 --> 00:26:48,000
‫انگار نمی‌تونی ازم دور بمونی.

368
00:26:49,875 --> 00:26:54,375
‫یادت میاد وقتی برای هدیه تولد مارتا
‫می‌رفتیم خرید...

369
00:26:54,416 --> 00:26:56,875
‫...و تو وانمود می‌کردی از هیچ‌کدوم
‫از هدیه‌ها خوشت نمیاد...

370
00:26:57,000 --> 00:26:59,125
‫...فقط برای اینکه بتونیم
وقت بیشتری رو با هم بگذرونیم؟

371
00:27:02,375 --> 00:27:04,500
‫یا اون روزی که بارون گرفت...

372
00:27:09,583 --> 00:27:10,791
‫کمک؟

373
00:28:08,041 --> 00:28:09,041
‫می‌تونم بیام تو؟

374
00:28:15,041 --> 00:28:16,916
‫چه شب پرماجرایی داشتی، اینگرید.

375
00:28:17,458 --> 00:28:18,541
‫ببخشید؟

376
00:28:18,666 --> 00:28:22,916
‫مطمئن نیستم درست شنیده باشم،
‫ولی تو مخفیانه رفتی تو دفتر مینروا...

377
00:28:22,958 --> 00:28:25,041
‫...که مثل یه نوجوان وقت بگذرونی؟

378
00:28:26,291 --> 00:28:30,041
‫می‌دونی، اون زنی که کپسول
‫آتش‌نشانی دستش بود دوست منه.

379
00:28:30,125 --> 00:28:34,291
‫اون آدم خیلی خوبیه. خیلی... معصومه.

380
00:28:37,250 --> 00:28:38,625
‫برخلاف من.

381
00:28:40,875 --> 00:28:42,416
‫تو چهره‌شناسی، درسته؟

382
00:28:43,166 --> 00:28:44,416
‫بله، خانم.

383
00:28:44,500 --> 00:28:46,541
‫خب پس، به چهره‌ی من توجه کن...

384
00:28:46,625 --> 00:28:49,666
‫...تا ببینی دارم بهت راست می‌گم.

385
00:28:50,250 --> 00:28:53,375
‫دوباره نزدیک گیلرمو شو،
‫و من اون کپسول آتش‌نشانی رو برمی‌دارم،

386
00:28:53,500 --> 00:28:55,875
‫و باهاش می‌کوبم تو سرت.

387
00:28:56,000 --> 00:28:59,541
‫بعد می‌تونی بری به
‫پلیس پناهگاه بگی بیان من رو بگیرن.

388
00:29:03,791 --> 00:29:06,541
‫- چه خبر، رفیق؟
‫- هی. چطوری؟

389
00:29:06,666 --> 00:29:08,041
‫خوبم، ممنون.

390
00:29:09,708 --> 00:29:11,666
‫کی داره تو گنبد فیلم می‌بینه؟

391
00:29:13,541 --> 00:29:16,833
‫این «کشتی بخار ویلی» هست، از سال 1928.

392
00:29:16,916 --> 00:29:19,166
‫اولین فیلم با میکی موس.

393
00:29:19,291 --> 00:29:21,666
‫من به آرشیو فیلم پناهگاه اضافه‌ش کردم.

394
00:29:22,666 --> 00:29:23,708
‫برای بچه‌ها.

395
00:29:24,333 --> 00:29:26,791
‫تو یه فیلم سیاه و سفید برای
‫بچه‌ها گذاشتی؟

396
00:29:27,333 --> 00:29:29,666
اون زن اونجا چه غلطی می‌کنه؟

397
00:29:30,916 --> 00:29:32,291
‫اون میمی فالکونه.

398
00:29:34,791 --> 00:29:36,375
‫یاکو، با من بیا.

399
00:29:38,708 --> 00:29:40,083
آسیا

400
00:29:40,083 --> 00:29:41,666
‫ما یه مورد اورژانسی پزشکی داریم.

401
00:29:41,791 --> 00:29:42,791
‫درمورد میمی‌ـه.

402
00:29:49,791 --> 00:29:50,916
میمی

403
00:29:51,416 --> 00:29:52,583
‫چی شده؟

404
00:29:53,208 --> 00:29:56,166
‫نمی‌دونم. همه جام درد می‌کنه.

405
00:29:57,208 --> 00:29:58,666
‫تو حرف زدن مشکل دارم.

406
00:30:00,416 --> 00:30:03,791
‫پاهام همکاری نمی‌کنن،
‫و تو متمرکز کردن چشم‌هام مشکل دارم.

407
00:30:03,833 --> 00:30:04,833
‫باشه. آروم باش.

408
00:30:06,166 --> 00:30:07,708
‫من میرم یه گوشی پزشکی پیدا کنم.

409
00:30:09,458 --> 00:30:10,458
‫نگران نباش، میمی.

410
00:30:10,541 --> 00:30:12,041
‫چی شده؟

411
00:30:12,791 --> 00:30:13,791
‫دیوونه شدی؟

412
00:30:13,916 --> 00:30:15,666
‫حتی اگه تو اورژانس یه بیمارستان بودیم،

413
00:30:15,708 --> 00:30:20,291
‫با اون همه متخصص‌ و تجهیزات،
‫تشخیص گرفتن ساعت‌ها طول می‌کشید.

414
00:30:20,333 --> 00:30:21,583
‫حتی روزها.

415
00:30:21,666 --> 00:30:24,333
‫من به اندازه کافی برای این کار
‫آموزش ندیدم، مینروا.

416
00:30:24,416 --> 00:30:25,583
‫روکسان می‌دونه.

417
00:30:25,666 --> 00:30:28,666
‫جولیا بالدینی تمام کتاب‌های
‫راهنمای پزشکی موجود رو آپلود کرده.

418
00:30:28,791 --> 00:30:30,041
‫اطلاعات اونجاست.

419
00:30:30,083 --> 00:30:32,708
‫فقط تفسیرش کن
‫و یه تشخیص بده.

420
00:30:46,625 --> 00:30:49,375
‫روکسان، یادداشت کن.

421
00:30:49,416 --> 00:30:52,250
‫ما یه بیمار زن 31 ساله داریم...

422
00:30:52,375 --> 00:30:54,166
‫...که علائم عدم تعادل رو نشون میده.
(آتاکسی)

423
00:30:54,250 --> 00:30:56,375
‫- ثبت شد.
‫- دیگه چه حسی داری؟

424
00:30:57,875 --> 00:31:00,000
‫دردهای ناگهانی و سوزاننده‌ای دارم.

425
00:31:00,125 --> 00:31:01,416
‫- کجا؟
‫- اینجا.

426
00:31:01,416 --> 00:31:04,125
‫و اینجا، در پهلوها.

427
00:31:04,166 --> 00:31:05,166
‫باشه.

428
00:31:05,333 --> 00:31:09,416
‫روکسان، ادامه می‌دیم.
‫بیمار علائم بزرگی طحال رو نشون میده.
(اسپلنومگالی)

429
00:31:10,875 --> 00:31:12,958
‫- اون چیه؟
‫- التهاب طحال.

430
00:31:13,083 --> 00:31:14,708
‫به نظر میاد کبد هم تحت تأثیر قرار گرفته.

431
00:31:14,833 --> 00:31:17,708
‫روکسان، بزرگی کبد و طحال رو هم اضافه کن.
(هپاتواسپلنومگالی)

432
00:31:18,000 --> 00:31:20,083
‫- سیندی، یه چراغ قوه برام بیار.
‫- باشه.

433
00:31:20,625 --> 00:31:22,625
‫انگشتم رو دنبال کن.

434
00:31:26,583 --> 00:31:29,333
‫روکسان، زردی ملتحمه چشم.

435
00:31:30,208 --> 00:31:31,375
‫سیندی، بنشونش.

436
00:31:31,458 --> 00:31:33,375
‫آفرین. خوبه.

437
00:31:33,458 --> 00:31:34,625
‫دهنت رو باز کن.

438
00:31:38,750 --> 00:31:39,958
‫درازش کن.

439
00:31:40,000 --> 00:31:41,125
‫آروم.

440
00:31:41,208 --> 00:31:44,375
‫روکسان، چند تا بیماری
‫با این علائم مطابقت دارن؟

441
00:31:44,458 --> 00:31:45,708
‫هفتاد و هشت.

442
00:31:45,833 --> 00:31:48,250
‫ما به آزمایش خون و ادرار نیاز داریم.

443
00:31:49,125 --> 00:31:51,000
‫ما به یه تحلیل‌گر خودکار نیاز داریم.

444
00:31:51,083 --> 00:31:53,833
‫روکسان، آیا تو موجودی پناهگاه
از اون‌ها هست؟

445
00:31:53,958 --> 00:31:55,708
‫بله، به من متصله.

446
00:31:55,750 --> 00:31:57,333
‫یکی تو بهداری هست.

447
00:31:57,375 --> 00:31:58,875
‫باشه. ازش خون بگیر.

448
00:32:09,708 --> 00:32:11,500
[‫]آزمایش ادرار و خون لازم است

449
00:32:11,583 --> 00:32:12,958
‫یالا، روکسان.

450
00:32:13,083 --> 00:32:16,208
‫نتایج ظرف 60 ثانیه
‫روی صفحه نمایش داده می‌شه.

451
00:32:16,333 --> 00:32:17,333
‫صبور باش.

452
00:32:17,375 --> 00:32:19,833
‫وقتی یه ماشین باشی، صبور بودن آسونه.

453
00:32:19,875 --> 00:32:21,583
‫اون جوابت رو نمیده.

454
00:32:21,708 --> 00:32:24,958
‫ولی می‌تونه.
‫کلی فحش تو حافظه‌ش ذخیره کرده.

455
00:32:25,083 --> 00:32:26,250
‫درسته، روکسان؟

456
00:32:27,083 --> 00:32:31,333
‫من 3,845 عبارت مبتذل
‫یا نیش‌دار بلدم.

457
00:32:31,375 --> 00:32:32,500
‫نگاه کن.

458
00:32:32,583 --> 00:32:35,833
‫روکسان، عبارت 2,200 رو بهم بگو.

459
00:32:35,958 --> 00:32:38,208
‫برو کشکت رو بساب.

460
00:32:40,208 --> 00:32:41,250
‫شگفت‌انگیزه، هان؟

461
00:32:41,333 --> 00:32:43,458
‫نتایج آماده‌ست.

462
00:32:43,583 --> 00:32:44,583
‫خوبه.

463
00:32:45,458 --> 00:32:47,125
‫تحلیل بیوشیمیایی رو بهم نشون بده.

464
00:32:47,208 --> 00:32:49,750
‫بالاترین مقادیر
‫بیمار چی هستن؟

465
00:32:49,833 --> 00:32:52,333
‫اوره و کراتینین بالاترین هستن.

466
00:32:52,458 --> 00:32:54,458
‫پس همه چیز به نارسایی کلیه اشاره داره.

467
00:32:54,583 --> 00:32:58,708
‫لطفاً لیست بیماری‌هایی که
‫با این علائم مطابقت دارن رو بررسی کن.

468
00:32:58,750 --> 00:32:59,833
‫هجده.

469
00:32:59,875 --> 00:33:01,458
‫خوبه. این دایره رو کوچیک‌تر می‌کنه.

470
00:33:02,458 --> 00:33:03,958
‫ترانس‌آمینازها، روکسان؟

471
00:33:04,000 --> 00:33:05,625
‫شصت واحد در لیتر.

472
00:33:06,250 --> 00:33:07,458
‫بیلی‌روبین؟

473
00:33:07,500 --> 00:33:10,000
‫1.7 میلی‌گرم در دسی‌لیتر.

474
00:33:10,083 --> 00:33:13,083
‫- آماده‌ست، آسیا.
‫- ممنون.

475
00:33:14,000 --> 00:33:15,708
‫روکسان، یادداشت کن.

476
00:33:16,458 --> 00:33:18,083
‫ادرار تیره هست.

477
00:33:18,208 --> 00:33:19,750
‫خیلی قهوه‌ای تیره.

478
00:33:19,833 --> 00:33:22,833
‫وقتی این علامت رو اضافه کنیم
‫چند تا بیماری باقی می‌مونه؟

479
00:33:22,875 --> 00:33:23,958
‫سه.

480
00:33:24,750 --> 00:33:25,750
‫ببینم.

481
00:33:27,625 --> 00:33:30,375
‫چطوری؟ علامت دیگه‌ای هم داری؟

482
00:33:30,458 --> 00:33:34,333
‫تو این چند روز اخیر اتفاقی افتاده
‫که فکر کنی ممکنه مرتبط باشه؟

483
00:33:34,958 --> 00:33:37,500
‫از وقتی اومدیم اینجا
‫یبوست داشتم.

484
00:33:41,000 --> 00:33:42,958
‫و مضطرب بودم. نمی‌دونم.

485
00:33:44,458 --> 00:33:45,833
‫هر اتفاقی که بیفته...

486
00:33:49,500 --> 00:33:52,375
‫...قول بده نذاری
‫پدرت بیاد اینجا.

487
00:33:55,833 --> 00:33:57,166
‫اون داره من رو می‌کشه.

488
00:33:57,583 --> 00:33:59,083
‫نگران اون نباش.

489
00:34:00,208 --> 00:34:01,208
‫دراز بکش.

490
00:34:19,500 --> 00:34:23,500
‫روکسان، یه علامت دیگه، بوی کبدی.
(فِتور هپاتیکوس)

491
00:34:23,500 --> 00:34:24,625
‫که یعنی...؟

492
00:34:26,083 --> 00:34:27,333
‫بوی شیرین نفس.

493
00:34:29,333 --> 00:34:31,375
‫این دایره رو به چند تا محدود می‌کنه؟

494
00:34:31,416 --> 00:34:32,500
‫یکی.

495
00:34:32,500 --> 00:34:34,416
‫آنسفالوپاتی کبدی.

496
00:34:36,208 --> 00:34:37,208
‫لعنتی.

497
00:34:37,875 --> 00:34:38,875
‫باشه.

498
00:34:40,333 --> 00:34:43,333
‫روکسان، موجودی پناهگاه رو بررسی کن.

499
00:34:43,375 --> 00:34:45,583
‫دستگاه دیالیز داریم؟

500
00:34:46,333 --> 00:34:48,750
‫- نه.
‫- درمان جایگزینی هست؟

501
00:34:48,833 --> 00:34:52,583
‫دیالیز تنها درمانیه
‫که موفقیت رو تضمین می‌کنه.

502
00:34:52,708 --> 00:34:56,208
‫می‌دونم، ولی باید یه کاری باشه
‫که بتونیم علائمش رو کم کنیم.

503
00:34:56,333 --> 00:35:01,125
‫مهمه که الکترولیت‌ها رو جایگزین کنیم
‫و رژیم غذایی کم پروتئین حیوانی داشته باشیم.

504
00:35:01,208 --> 00:35:03,458
‫آره، ولی این درمانش نمی‌کنه، روکسان.

505
00:35:03,583 --> 00:35:05,458
‫چیز دیگه‌ای نیست؟ آنتی‌بیوتیکی؟

506
00:35:05,583 --> 00:35:09,750
‫آنتی‌بیوتیک‌ها می‌تونن غلظت باکتری‌ها
‫رو تو روده‌هاش کم کنن.

507
00:35:09,833 --> 00:35:12,833
‫نئومایسین، یک گرم هر چهار ساعت.

508
00:35:12,875 --> 00:35:16,875
‫ریفاکسیمین، 400 میلی‌گرم هر هشت ساعت.

509
00:35:20,000 --> 00:35:21,500
‫و اگه این کار نکنه؟

510
00:35:22,708 --> 00:35:25,125
‫بیمار باید دیالیز بشه.

511
00:35:25,208 --> 00:35:28,250
‫نمی‌تونیم دیالیز کنیم، روکسان.
‫تمرکز کن! دیگه چی؟

512
00:35:28,333 --> 00:35:31,083
‫می‌تونیم با داروی دیگه‌ای درمانش کنیم؟

513
00:35:31,125 --> 00:35:34,750
‫مترونیدازول، 500 میلی‌گرم
‫هر 12 ساعت.

514
00:35:34,833 --> 00:35:39,958
‫اگه علائم تو 48 ساعت بهتر نشه،
‫بیمار به دیالیز نیاز پیدا می‌کنه.

515
00:35:45,750 --> 00:35:46,875
‫آسیا.

516
00:35:49,500 --> 00:35:51,000
‫میمی چش شده؟

517
00:35:51,083 --> 00:35:52,375
‫اون توئه؟

518
00:35:52,458 --> 00:35:55,083
‫آره. نمی‌تونی بری تو، بابا.

519
00:35:55,208 --> 00:35:57,083
‫حالش خیلی بده.

520
00:35:57,125 --> 00:35:58,583
‫چش شده؟

521
00:35:58,708 --> 00:36:00,583
‫یه مشکل کبدیه.

522
00:36:00,708 --> 00:36:02,375
‫در واقع، یه چیز نادره.

523
00:36:02,458 --> 00:36:03,583
‫چطور درمان می‌شه؟

524
00:36:03,625 --> 00:36:07,708
‫با دیالیز، ولی تو پناهگاه
‫هیچ دستگاهی نیست.

525
00:36:07,833 --> 00:36:09,625
‫چرا یه دستگاه لعنتی اینجا نیست؟

526
00:36:09,708 --> 00:36:12,208
‫چون ما تو یه پناهگاهیم،
‫نه یه بیمارستان.

527
00:36:13,333 --> 00:36:16,208
‫ولی قراره آنتی‌بیوتیک رو امتحان کنیم...

528
00:36:17,208 --> 00:36:18,583
‫...و ببینیم بهتر می‌شه یا نه.

529
00:36:19,333 --> 00:36:20,500
‫اگه بدتر بشه چی؟

530
00:36:20,583 --> 00:36:22,625
‫اگه به درمان جواب نده...

531
00:36:25,833 --> 00:36:27,958
‫...ممکنه تو 72 ساعت بمیره.

532
00:36:29,375 --> 00:36:30,458
‫یا زودتر.

533
00:36:33,458 --> 00:36:34,458
‫بذار ببینمش.

534
00:36:35,458 --> 00:36:37,083
‫نه، تو نمیری تو، بابا.

535
00:36:37,208 --> 00:36:39,208
‫- لطفاً.
‫- تو نمیری اونجا.

536
00:36:40,458 --> 00:36:41,875
‫اون نمی‌خواد تو رو ببینه.

537
00:36:58,750 --> 00:36:59,875
‫یه نوشیدنی لطفاً.

538
00:37:01,708 --> 00:37:02,708
‫بدون یخ.

539
00:37:10,208 --> 00:37:11,250
‫ممنون.

540
00:37:22,000 --> 00:37:23,375
‫من رو ببخش، مکس.

541
00:37:25,583 --> 00:37:26,708
‫کنترلم رو از دست داده بودم.

542
00:37:29,333 --> 00:37:31,125
‫میمی تازه ترکم کرده بود.

543
00:37:36,333 --> 00:37:38,458
‫به خاطر استرس تو پناهگاهه.

544
00:37:41,291 --> 00:37:44,208
‫مطمئنم به زودی می‌تونین
‫مشکلات‌تون رو حل کنین.

545
00:37:45,958 --> 00:37:47,333
‫اون مریضه.

546
00:37:49,000 --> 00:37:50,083
‫وضعیتش جدیه.

547
00:37:50,625 --> 00:37:53,750
‫اگه بدتر بشه،
‫به دستگاه دیالیز نیاز پیدا می‌کنه، و...

548
00:37:57,583 --> 00:37:59,125
‫...پناهگاه یکی از اون‌ها نداره.

549
00:38:02,958 --> 00:38:05,833
‫جدایی ما ممکنه آخرین
‫گفتگومون بوده باشه.

550
00:38:16,208 --> 00:38:18,458
‫نمی‌تونم مرگ یه زن دیگه
‫تو زندگیم رو تماشا کنم.

551
00:38:33,083 --> 00:38:34,458
‫من می‌خوام یه کاری بکنم.

552
00:39:05,625 --> 00:39:06,625
‫آسیا.

553
00:39:12,458 --> 00:39:14,208
‫همراهم میای؟
