﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:21,166 --> 00:00:24,375
‫♪ بهشت چه دوزخ ساده‌ای بود ♪

3
00:00:27,125 --> 00:00:31,416
‫♪ معیاری که از اوج فتادیم فرود ♪

4
00:00:34,500 --> 00:00:37,416
‫♪ تا خواستم برخیزم از این خفت ♪

5
00:00:37,500 --> 00:00:38,750
‫♪ پایم لغزید و رفت ♪

6
00:00:38,791 --> 00:00:41,166
‫♪ روحم دگر پاک نخواهد شد ♪

7
00:00:41,250 --> 00:00:42,791
‫♪ دیگر دیر است ♪

8
00:00:42,875 --> 00:00:45,125
‫♪ دیگر دیر است و رفت ♪

9
00:00:45,250 --> 00:00:48,291
‫♪ با ابلیس هم‌سفر، در این عمقِ پست ♪

10
00:00:48,375 --> 00:00:49,750
‫برو، برو، برو، برو!

11
00:00:49,875 --> 00:00:51,250
‫یک، دو، سه!

12
00:00:53,166 --> 00:00:55,000
‫♪ سقوط می‌کنم ♪

13
00:00:55,041 --> 00:00:56,500
‫♪ همین‌جا می‌مانم ♪

14
00:00:56,625 --> 00:00:59,750
‫♪ روحم را در این راه فروخته‌ام، می‌دانم ♪

15
00:00:59,875 --> 00:01:01,750
‫♪ سقوط می‌کنم ♪

16
00:01:01,875 --> 00:01:03,625
‫♪ همین‌جا می‌مانم ♪

17
00:01:03,666 --> 00:01:06,000
‫♪ دیگر دیر است، دیگر دیر است، می‌دانم ♪

18
00:01:06,125 --> 00:01:07,291
‫- آماده‌ای؟
‫- آره.

19
00:01:11,166 --> 00:01:13,625
‫یالا. یالا! خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

20
00:01:16,875 --> 00:01:17,583
‫♪ دیگر دیر است، دیگر دیر است ♪

21
00:01:17,583 --> 00:01:18,791
‫♪ دیگر دیر است، دیگر دیر است ♪

22
00:01:18,833 --> 00:01:20,208
‫زنده‌ست؟

23
00:01:20,833 --> 00:01:22,041
‫نفس بکش، یاکو.

24
00:01:22,083 --> 00:01:23,166
‫یالا!

25
00:01:24,333 --> 00:01:29,208
‫♪ با ابلیس هم‌سفر، در این عمقِ پست ♪

26
00:01:29,291 --> 00:01:30,833
‫چه بلایی سرت اومده؟

27
00:01:30,916 --> 00:01:34,541
‫خب، من و اون نگهبانه،
‫یه چند تایی مشت با هم رد و بدل کردیم.

28
00:01:35,083 --> 00:01:37,000
‫باید چند تا بخیه بزنی.

29
00:01:43,875 --> 00:01:44,875
‫مکس؟

30
00:01:45,500 --> 00:01:48,500
‫وقتی اون مشت آخر رو بهش زدم
‫یه صدای عجیبی شنیدم.

31
00:01:48,625 --> 00:01:53,500
‫من تو زندان چند باری دعوا کردم،
‫ولی هیچ‌وقت قبلاً اون صدا رو نشنیده بودم.

32
00:01:53,625 --> 00:01:57,875
‫یارو مثل سنگ افتاد.
‫چشم‌هاش، به من زل زده بود.

33
00:02:00,375 --> 00:02:03,125
‫شاید همین الان یه آدم دیگه رو کشتم.

34
00:02:22,541 --> 00:02:23,916
‫شونه‌ت چی شده؟

35
00:02:25,250 --> 00:02:27,166
‫فکر کنم استخونش در رفته.

36
00:02:29,875 --> 00:02:32,500
‫مکس، باید اون مفصل رو
‫برگردونم سر جاش.

37
00:02:36,375 --> 00:02:38,000
‫لعنتی!

38
00:02:40,625 --> 00:02:43,625
‫- چش شده؟
‫- نمی‌دونم. من صلاحیتش رو ندارم.

39
00:02:43,750 --> 00:02:46,916
‫من پرستار نیستم. گواهی احیای قلبی
‫و کمک‌های اولیه دارم، همین.

40
00:02:47,000 --> 00:02:48,500
‫چیزی بلدی؟!

41
00:02:49,000 --> 00:02:50,875
‫ضربه محکمی به سرش خورده،

42
00:02:51,000 --> 00:02:53,000
‫ولی می‌تونه کما یا
‫آسیب مغزی هم باشه.

43
00:02:53,125 --> 00:02:54,375
‫نمی‌دونم! نمی‌دونم.

44
00:02:54,500 --> 00:02:56,375
‫مینروا، حالا چی کار کنیم؟

45
00:02:56,500 --> 00:02:57,750
‫از اینجا ببرینش بیرون.

46
00:02:59,875 --> 00:03:02,166
‫- هیچ‌کس خارج نمی‌شه.
‫- ولی به مراقبت پزشکی احتیاج داره.

47
00:03:02,250 --> 00:03:05,500
‫یه دکتر، یه اسکنر، و احتمالاً
‫یه جراح مغز لعنتی هم لازم داره.

48
00:03:05,625 --> 00:03:08,791
‫مینروا، هر دقیقه‌ای که از دست می‌دیم،
‫داریم جونش رو به خطر می‌ندازیم.

49
00:03:09,291 --> 00:03:11,791
‫ضربان قلبش... دوباره داره میاد پایین.

50
00:03:11,875 --> 00:03:15,291
‫- اگه یه دکتر بیاریم اینجا چی؟
‫- عالیه. و بهش چی می‌گیم؟

51
00:03:15,375 --> 00:03:16,625
‫هیچی بهش نمی‌گیم.

52
00:03:16,750 --> 00:03:20,750
‫‏20 میلیون به اولین دکتری که
‫تو اورژانس ببینیم پیشنهاد می‌دیم. سریع میاد.

53
00:03:20,875 --> 00:03:22,250
‫نمی‌خوام بدبین باشم،

54
00:03:22,375 --> 00:03:25,416
‫ولی ما یه جراح مغز و اعصاب می‌خوایم،
‫نه اولین دکتری که تو اورژانس پیدا کنی.

55
00:03:25,500 --> 00:03:29,125
‫نه یه نفر از بخش...
‫اطفال یا انکولوژی، هان؟

56
00:03:29,250 --> 00:03:31,375
‫امکان آوردن دکتر به اینجا کمه.

57
00:03:31,500 --> 00:03:32,500
‫منظورت از کم چیه؟

58
00:03:32,541 --> 00:03:35,166
‫همونطور که گفتی،
‫می‌تونیم یه مبلغ هنگفت پیشنهاد بدیم،

59
00:03:35,250 --> 00:03:36,666
‫ولی وقتی بیاد اینجا، ممکنه بگه نه.

60
00:03:36,750 --> 00:03:38,541
‫اون‌وقت یه مشکل خیلی بزرگ‌تر خواهیم داشت.

61
00:03:38,625 --> 00:03:40,416
‫منظورت از «مشکل بزرگ‌تر» چیه؟

62
00:03:41,000 --> 00:03:42,916
‫بیشتر از اونی می‌دونه
‫که بذاریم بره.

63
00:03:48,500 --> 00:03:51,500
‫ضربان قلبش رو 45ـه و داره میاد پایین.
‫به کمک احتیاج داره.

64
00:03:51,625 --> 00:03:52,791
‫الان سکته قلبی می‌کنه.

65
00:03:52,875 --> 00:03:54,750
‫آلن، گارسیا، دنبالم بیاید.

66
00:03:54,791 --> 00:03:57,875
‫خب. به یه نقطه اتکا نیاز داریم.

67
00:03:58,375 --> 00:03:59,916
‫باشه. بیا سمتم.

68
00:04:00,000 --> 00:04:01,041
‫برگرد.

69
00:04:01,625 --> 00:04:03,000
‫داری چی کار می‌کنی؟

70
00:04:04,375 --> 00:04:05,416
‫باشه.

71
00:04:05,500 --> 00:04:08,416
‫- یه نفس عمیق بکش، باشه؟
‫- صبر کن. چرا نفس عمیق؟

72
00:04:08,500 --> 00:04:12,000
‫چرا در مورد هدیه‌هایی که
‫بچگی برای کریسمس گرفتی، حرف نمی‌زنی؟

73
00:04:12,125 --> 00:04:13,750
‫آسیا، داری چی کار می‌کنی؟

74
00:04:14,375 --> 00:04:17,041
‫سر استخوان بازو
‫باید برگرده داخل حفره‌ش.

75
00:04:17,125 --> 00:04:18,750
‫می‌دونی داری چی کار می‌کنی؟

76
00:04:20,291 --> 00:04:23,750
‫بهم گوش کن، مکس. باشه؟ هدیه‌های کریسمس.

77
00:04:30,250 --> 00:04:34,000
‫اولین توپ فوتبال واقعی‌م. بازی‌های ویدئویی.

78
00:04:34,041 --> 00:04:36,625
‫یه دوچرخه مسابقه‌ای دنده‌ای که دزدیده شد.

79
00:04:36,750 --> 00:04:39,291
‫- این چه کوفتی بود؟
‫- ببخشید! اونطور که می‌خواستم نشد.

80
00:04:39,375 --> 00:04:41,500
‫تو اصلاً
‫درس شکسته‌بندی رو خوندی؟

81
00:04:41,541 --> 00:04:43,750
‫خب، نه دقیقاً.
‫تو برنامه درسی سال آینده‌ست.

82
00:04:43,791 --> 00:04:46,916
‫ولی آناتومی خوندم،
‫و می‌دونم اسکلت چه شکلیه.

83
00:04:47,000 --> 00:04:50,416
‫و الان، می‌دونم مفصل تو
‫کجا باید باشه، و نباید اونجا باشه.

84
00:04:50,500 --> 00:04:53,250
‫پس... چیزی که لازم داریم یه پشتیه.

85
00:04:56,541 --> 00:05:00,000
‫باشه. اینجا بشین، انتهای نیمکت.

86
00:05:00,041 --> 00:05:01,250
‫و رو به من باش.

87
00:05:06,375 --> 00:05:07,625
‫می‌دونی عصب‌هام کجاست؟

88
00:05:09,250 --> 00:05:11,625
‫باید از نیمکت به عنوان اهرم
‫برای شونه استفاده کنم.

89
00:05:13,625 --> 00:05:15,625
‫فقط می‌پرسم
‫چون اگه عصب‌هام رو فشار بدی،

90
00:05:15,666 --> 00:05:16,750
‫ممکنه دستم فلج بشه.

91
00:05:16,791 --> 00:05:20,375
‫این چیزی‌ـه که نگرانت کرده، مکس؟
‫که به عصبت آسیب بزنم؟

92
00:05:27,500 --> 00:05:31,375
‫در هر صورت، وقتی بریم بیرون
‫عملش می‌کنن.

93
00:05:31,875 --> 00:05:35,250
‫چون به گفته تو،
‫همه چیز رو سطح زمین خوبه.

94
00:05:36,250 --> 00:05:39,500
‫شاید یه بیمارستان تو هیروشیما باشه،
‫که بی‌وقفه کار می‌کنه.

95
00:05:40,875 --> 00:05:42,041
‫باشه.

96
00:05:58,375 --> 00:05:59,375
‫آسیا.

97
00:06:00,875 --> 00:06:03,541
‫یه وضعیت اضطراری پیش اومده. بهت نیاز داریم.

98
00:06:07,250 --> 00:06:08,541
‫وقت زیادی نیست.

99
00:06:10,125 --> 00:06:11,416
‫خفه شو!

100
00:06:19,500 --> 00:06:20,625
‫من آماده‌م.

101
00:06:39,041 --> 00:06:41,875
‫مردمک‌هاش خیلی گشاد شدن،
‫و به نور واکنشی نداره.

102
00:06:41,916 --> 00:06:43,500
‫ممکنه تو کما باشه؟

103
00:06:43,625 --> 00:06:44,750
‫نه، فکر نکنم.

104
00:06:44,750 --> 00:06:46,791
‫علائمش با مقیاس گلاسکو
‫مطابقت نداره.

105
00:06:46,833 --> 00:06:50,250
‫اگه ضربه‌ای به نایش خورده باشه،
‫ممکنه به خاطر هیپوکسی مغزی باشه.

106
00:06:50,375 --> 00:06:51,500
‫یعنی چی؟

107
00:06:54,666 --> 00:06:56,166
‫وقتی راه‌های هوایی مسدود می‌شه،

108
00:06:56,250 --> 00:06:58,916
‫خونی که به مغز میره
‫اکسیژن کافی نداره.

109
00:07:00,416 --> 00:07:02,416
‫نه. ولی اون‌وقت بیهوش نمی‌شد.

110
00:07:03,125 --> 00:07:04,625
‫می‌تونه شوک عصبی باشه.

111
00:07:04,666 --> 00:07:06,666
‫باعث افت فشار و کندی ضربان قلب می‌شه،

112
00:07:06,750 --> 00:07:08,666
‫و جریان خون به مغز رو
‫کم می‌کنه.

113
00:07:09,250 --> 00:07:10,541
‫خودشه.

114
00:07:10,625 --> 00:07:13,416
‫به آتروپین نیاز داریم.

115
00:07:14,500 --> 00:07:16,375
‫باید ضربان قلبش رو بالا ببریم.

116
00:07:27,250 --> 00:07:28,250
‫ممنون.

117
00:07:32,791 --> 00:07:33,958
‫خیلی‌خب.

118
00:07:37,791 --> 00:07:39,250
‫می‌شه سریع‌تر باشی، لطفاً؟

119
00:08:07,541 --> 00:08:09,500
‫خدا رو شکر.

120
00:08:16,875 --> 00:08:21,166
‫آروم باش، یاکو. نگران نباش.
‫فقط یه ضربه مغزی بد داشتی.

121
00:08:21,250 --> 00:08:23,875
‫باید یه‌کم استراحت کنی. باشه؟

122
00:08:31,000 --> 00:08:37,000
‫[پناهگاه میلیاردرها]

123
00:08:38,500 --> 00:08:40,500
[اُسوالدو فرناندز]

124
00:08:54,000 --> 00:08:57,291
‫شریک تجاری فالکونه،
‫اسوالدو، دوباره زنگ می‌زنه.

125
00:08:57,375 --> 00:09:00,000
‫این پنجمین باریه که تو شش ساعت گذشته
‫به فالکون زنگ زده.

126
00:09:00,041 --> 00:09:02,416
‫و دو تا تلاش آخرش
‫تماس تصویری بوده.

127
00:09:04,500 --> 00:09:06,541
‫اسوالدو فرناندز یه پیغام تصویری گذاشته

128
00:09:06,625 --> 00:09:08,250
‫رو گوشی گیِرمو فالکون.

129
00:09:08,291 --> 00:09:10,541
‫- می‌خوای ببینیش؟
‫- بله، روکسان.

130
00:09:11,250 --> 00:09:12,500
‫پیغام رو پخش کن.

131
00:09:14,625 --> 00:09:18,000
‫ویلی، برام یه پاپاسی هم ارزش نداره که تو
‫فیلیپین برای خلوت یوگا هستی،

132
00:09:18,125 --> 00:09:19,625
‫یا برای غذاهای محلی.

133
00:09:20,125 --> 00:09:23,666
‫ولی چیزی که باید بهت بگم
‫مهم‌ترین خبر...

134
00:09:23,750 --> 00:09:25,375
‫زندگی کوفتیته.

135
00:09:26,750 --> 00:09:30,125
‫این خبریه که 20 سال گذشته
‫منتظر شنیدنش بودیم.

136
00:09:30,250 --> 00:09:32,375
‫بهتره بهم زنگ بزنی، ویلی. زنگ بزن.

137
00:09:32,416 --> 00:09:36,291
‫زنگ بزن. زنگ بزن.
‫زنگ بزن. زنگ بزن. زنگ بزن.

138
00:09:36,375 --> 00:09:41,166
‫زنگ بزن. زنگ بزن!
‫زنگ بزن! زنگ بزن! زنگ بزن!

139
00:09:42,750 --> 00:09:44,625
‫زنگ بزن!

140
00:10:42,041 --> 00:10:43,500
‫تو یه آدم رو کشتی، مکس.

141
00:10:46,625 --> 00:10:48,416
‫این خبر بدی برای توئه.

142
00:10:50,750 --> 00:10:56,250
‫خبر خوب اینه که... ما زنده‌ش کردیم.

143
00:11:10,875 --> 00:11:13,541
‫نمی‌دونم بهت چی گفتن،
‫ولی دفاع از خود بود.

144
00:11:13,625 --> 00:11:14,791
‫کافیه.

145
00:11:15,625 --> 00:11:17,500
‫به چرت و پرت‌هات علاقه‌ای ندارم.

146
00:11:21,625 --> 00:11:24,291
‫تنها چیزی که برام جالبه
‫این آزمایشه...

147
00:11:24,875 --> 00:11:28,291
‫اینه که چه اتفاقی می‌افته وقتی یه
‫بچه پولدار کوچولوی بیچاره رو می‌ندازی زندان.

148
00:11:28,333 --> 00:11:30,458
‫خب، من می‌تونم به این جواب بدم.

149
00:11:31,250 --> 00:11:33,875
‫در واقع، چون زندان بودم،
‫خودم چند تا سؤال دارم.

150
00:11:36,000 --> 00:11:38,541
‫چطور این مکان
‫اینقدر شبیه زندانه؟

151
00:11:40,500 --> 00:11:44,750
‫چطور همه جا دوربین هست؟
‫چطور یه اتاق ایزوله وجود داره؟

152
00:11:45,250 --> 00:11:48,000
‫چرا یونیفرم می‌پوشیم؟
‫چرا گوشی‌هامون رو گرفتید؟

153
00:11:55,458 --> 00:11:57,541
‫اجازه هیچ سلاحی رو هم نمی‌دیم.

154
00:12:02,291 --> 00:12:04,166
‫فکر کردی چی می‌شه؟

155
00:12:05,666 --> 00:12:07,166
‫شورش پولدارها؟

156
00:12:07,958 --> 00:12:11,916
‫شورش تو زمین گلف؟
‫یا شب شال‌های بلند؟

157
00:12:12,041 --> 00:12:15,291
‫خیلی بامزه‌ای.

158
00:12:31,666 --> 00:12:32,916
‫چند تا بخیه براش بزن.

159
00:12:41,541 --> 00:12:42,833
‫این طرف.

160
00:12:49,541 --> 00:12:52,041
‫دو نفر دو نفر بشید و سر یه میز بشینید.

161
00:13:04,916 --> 00:13:07,916
‫شما الان در بالاترین نقطه
‫داخل بانکر ایستادید.

162
00:13:07,958 --> 00:13:10,291
‫در حال حاضر،
‫مهم‌ترین اولویت ما

163
00:13:10,333 --> 00:13:12,541
‫برقراری ارتباط با دنیای بیرونه.

164
00:13:12,583 --> 00:13:14,416
‫و برای رسیدن به این هدف،
به کمک شما نیاز داریم

165
00:13:14,416 --> 00:13:17,166
‫بعد از انفجار،
‫همه آنتن‌هامون رو از دست دادیم

166
00:13:17,291 --> 00:13:20,041
‫ولی هنوز یه آنتن کمکی داریم
‫که می‌شه تو مواقع اضطراری استفاده کرد

167
00:13:20,083 --> 00:13:21,083
‫وقتی بقیه از کار می‌افتن.

168
00:13:21,166 --> 00:13:23,041
‫اما، به خاطر دمای بالا،

169
00:13:23,083 --> 00:13:26,958
‫اون آنتن الان فقط تا ارتفاع
‫‏63 سانتی‌متری بالای زمین می‌رسه.

170
00:13:27,041 --> 00:13:29,083
‫امیدواریم هنوز کار کنه.

171
00:13:29,166 --> 00:13:32,416
‫به همین دلیله که شما اینجایید.
‫اینجا نقطه شروع آنتنه.

172
00:13:32,458 --> 00:13:35,333
‫اون‌ها قراره اون حس وحشتناک
‫و ناامیدکننده رو تجربه کنن.

173
00:13:35,416 --> 00:13:36,916
‫حس انزوا.

174
00:13:37,041 --> 00:13:39,958
‫تصور کنید چه حسی داره
‫که مدام فکر کنی،

175
00:13:40,041 --> 00:13:42,166
‫«آیا کس دیگه‌ای تو دنیا زنده‌ست؟»

176
00:13:44,458 --> 00:13:48,041
‫چیزی که رو میز جلوتون می‌بینید
‫رادیوهای موج کوتاهه.

177
00:13:48,083 --> 00:13:51,166
‫این‌ها شبیه رادیوهایی هستن که
‫کشتی‌ها برای ارتباط

178
00:13:51,291 --> 00:13:53,416
‫در مسافت‌های طولانی استفاده می‌کنن.

179
00:13:53,541 --> 00:13:54,666
‫هر کدوم از شما انتخاب شدید

180
00:13:54,708 --> 00:13:57,041
‫چون به زبان‌های مختلفی
‫مسلط هستید.

181
00:13:57,083 --> 00:14:00,041
‫همونطور که می‌بینید، به هر میز
‫یه فرکانس خاص اختصاص داده شده

182
00:14:00,083 --> 00:14:02,041
‫که برای فرستادن یه پیام استفاده می‌شه.

183
00:14:02,166 --> 00:14:05,083
‫سیگنال اضطراری بین‌المللی.
‫«مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.»

184
00:14:05,166 --> 00:14:07,708
‫«اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.
‫صدام رو دارید؟»

185
00:14:07,791 --> 00:14:11,916
‫و اگه کسی به تماستون جواب بده،
‫این مختصات ماست.

186
00:14:12,708 --> 00:14:15,291
‫می‌تونید شروع کنید.
‫و برای همه‌تون آرزوی موفقیت می‌کنم.

187
00:14:24,666 --> 00:14:26,416
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.

188
00:14:26,458 --> 00:14:28,291
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. صدام رو دارید؟

189
00:14:28,333 --> 00:14:30,208
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.

190
00:14:30,291 --> 00:14:33,541
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. صدام رو دارید؟

191
00:14:36,708 --> 00:14:39,916
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.

192
00:14:39,958 --> 00:14:42,791
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

193
00:14:42,833 --> 00:14:47,083
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

194
00:14:53,041 --> 00:14:54,083
‫همه چی خوبه؟

195
00:14:54,166 --> 00:14:57,041
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

196
00:14:57,083 --> 00:14:59,291
‫رافائه. نگرانشم.

197
00:15:00,000 --> 00:15:02,458
‫و اشتباه نکن،
‫از جدایی پشیمون نیستم.

198
00:15:02,541 --> 00:15:05,208
‫فقط می‌تونستم یه‌کم از
‫رنجش کم کنم.

199
00:15:05,291 --> 00:15:07,916
‫چیزهای وحشتناکی گفتم. بی‌رحم بودم.

200
00:15:07,958 --> 00:15:11,541
‫- و این همه عذاب وجدان از کجا میاد؟
‫- بی‌خیالش.

201
00:15:11,583 --> 00:15:14,458
‫باید بیشتر باهاش همدردی می‌کردم.
‫همین.

202
00:15:15,291 --> 00:15:18,666
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

203
00:15:18,791 --> 00:15:19,916
‫صدام رو دارید؟

204
00:15:25,541 --> 00:15:27,041
‫گفتم رقت‌انگیزه.

205
00:15:27,166 --> 00:15:28,791
‫خودش از بچگی می‌دونست.

206
00:15:28,916 --> 00:15:31,208
‫و بهش گفتم هیچ‌وقت دوستش نداشتم.

207
00:15:31,291 --> 00:15:34,541
‫و بهش گفتم می‌دونم عشق چیه
‫چون عاشقش نبودم.

208
00:15:34,583 --> 00:15:38,041
‫و قبل از اون، دیوانه‌وار عاشق بودم.
‫هیچ‌وقت نباید این رو بهش می‌گفتم.

209
00:15:41,291 --> 00:15:44,333
‫نه، نه، نه.
‫یه دقیقه هدفون رو بذار کنار.

210
00:15:44,416 --> 00:15:47,916
‫آخرالزمان فقط چون ما یه پیام رو
‫از دست دادیم، متوقف نمی‌شه.

211
00:15:47,958 --> 00:15:49,583
‫خب، دیوانه‌وار عاشق کی بودی؟

212
00:15:49,666 --> 00:15:52,791
‫چرا اصلاً برات مهمه؟
‫در هر صورت، تو نمی‌شناسیش.

213
00:15:52,833 --> 00:15:56,041
‫می‌خوایم رابطه جدیدمون رو
‫حول رازها بسازیم؟

214
00:15:56,833 --> 00:16:00,916
‫با مربی یوگام آشنایی داشتم.

215
00:16:01,916 --> 00:16:04,583
‫- دروغ می‌گی.
‫- چرا این رو می‌گی؟

216
00:16:04,666 --> 00:16:07,291
‫می‌دونستم
‫هیچ‌وقت نباید چیزی بهت می‌گفتم.

217
00:16:12,916 --> 00:16:14,291
‫چرا گفتی دروغه؟

218
00:16:14,333 --> 00:16:17,166
‫چون وقتی عاشق می‌شی،
‫برای پر کردن چیزی‌ـه که کم داری.

219
00:16:17,208 --> 00:16:20,291
‫پس، اگه خودت بازنده بودی،
‫چرا یه بازنده دیگه پیدا کنی؟

220
00:16:20,333 --> 00:16:22,666
‫اصلاً نمی‌فهمی چی داری می‌گی.

221
00:16:22,791 --> 00:16:23,791
‫گوش کن، عزیزم.

222
00:16:23,833 --> 00:16:27,041
‫مربی‌های یوگا بازنده‌های نهایی
‫دنیای مدرن هستن.

223
00:16:27,166 --> 00:16:29,291
‫اون‌ها از اون آدم‌ها هستن که شکست می‌خورن،

224
00:16:29,416 --> 00:16:31,916
‫و بعد استرس می‌گیرن،
‫به مدیتیشن و یوگا رو میارن،

225
00:16:32,041 --> 00:16:35,166
‫تا با میان‌مایگی زندگی‌شون
‫روبه‌رو نشن.

226
00:16:35,208 --> 00:16:38,458
‫و حالا شدن قهرمان
‫بقیه بازنده‌های بیچاره

227
00:16:38,541 --> 00:16:40,541
‫که روزهاشون رو تو حالت سگ سرپایین می‌گذرونن

228
00:16:40,583 --> 00:16:43,666
‫تا فقط به این اعتراف نکنن
‫که زندگی‌شون چقدر رقت‌انگیزه.

229
00:16:43,791 --> 00:16:44,833
‫اون مردها همه‌شون مثل همن.

230
00:16:44,916 --> 00:16:46,666
‫اگه می‌خوای عاشق شی،

231
00:16:46,791 --> 00:16:48,791
‫باید یه ورزشکار پر از
‫تستوسترون پیدا کنی

232
00:16:48,916 --> 00:16:50,708
‫که قلبت رو به لرزه بندازه.

233
00:16:50,791 --> 00:16:52,666
‫نه یه آدم بزدل که ماندالا می‌کشه.

234
00:16:55,166 --> 00:16:56,791
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.

235
00:16:56,916 --> 00:16:59,916
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. صدام رو دارید؟

236
00:17:01,583 --> 00:17:04,666
‫امروز صبح، وقتی بیدار شدم
‫و چشم‌هام رو باز کردم...

237
00:17:06,041 --> 00:17:08,833
‫از روکسان خواستم بهم بگه ساعت چنده.

238
00:17:08,916 --> 00:17:11,541
‫ساعت 8:30 صبحه.

239
00:17:11,583 --> 00:17:13,041
‫خوب خوابیدی، رافا؟

240
00:17:13,833 --> 00:17:15,416
‫راستش نه زیاد.

241
00:17:15,541 --> 00:17:18,041
‫حرف حرف آورد،
‫و شروع کردیم به چت کردن.

242
00:17:18,083 --> 00:17:20,541
‫ازم پرسید می‌خوام
‫دوباره بخوابم،

243
00:17:20,666 --> 00:17:23,541
‫یا اینکه قهوه می‌خوام.

244
00:17:23,583 --> 00:17:25,166
‫تلخ، بدون شکر.

245
00:17:27,916 --> 00:17:28,916
‫ممنون، روکسان.

246
00:17:29,041 --> 00:17:31,458
‫بعد ازش پرسیدم
‫چه نوع موسیقی‌ای دوست داره.

247
00:17:31,541 --> 00:17:35,041
‫و بهم گفت،
‫یه‌کم از این، یه‌کم از اون.

248
00:17:35,708 --> 00:17:38,541
‫ولی بیشتر... از «لوس سکرتوس» خوشش میاد.

249
00:17:40,791 --> 00:17:42,791
‫پس، ازش خواستم یه آهنگ پخش کنه.

250
00:17:46,958 --> 00:17:52,291
‫در حالی که داشتم به اون آهنگ گوش می‌دادم،
‫یه... یه جور حس همدلی عجیبی

251
00:17:52,333 --> 00:17:53,458
‫با روکسان داشتم.

252
00:18:02,708 --> 00:18:04,916
‫تا اینکه فهمیدم که ازش خواسته بودم

253
00:18:05,041 --> 00:18:08,416
‫یه روز قبل برام موسیقی
‫از همون گروه پخش کنه.

254
00:18:09,958 --> 00:18:12,083
‫و بعد حس کردم یه احمق واقعی‌ام.

255
00:18:13,833 --> 00:18:17,416
‫اون فقط داشت باهام راه میومد،
‫دلم رو به دست میاورد مثل زنم.

256
00:18:18,541 --> 00:18:21,166
‫مکالماتی که با اون ماشین داشتم

257
00:18:22,416 --> 00:18:26,791
‫هیچ فرقی با مکالماتی که
‫در 20 سال گذشته با زنم داشتم، نداشت.

258
00:18:34,791 --> 00:18:36,916
‫این تصور رو دارم که انگار

259
00:18:37,041 --> 00:18:39,791
‫با یه جور هوش مصنوعی ازدواج کردم.

260
00:18:42,333 --> 00:18:43,458
‫روکسان.

261
00:18:44,958 --> 00:18:46,208
‫خاموشش کن.

262
00:18:48,041 --> 00:18:52,083
‫وقتی زنم ترکم کرد،
‫از تنها بودن وحشت داشتم.

263
00:18:53,666 --> 00:18:55,166
‫ولی این مسخره‌ست.

264
00:18:56,541 --> 00:18:58,458
‫من تمام عمرم تنها بودم.

265
00:18:59,291 --> 00:19:03,291
‫ممنونم، آقای وارلا، برای صداقت‌تون.

266
00:19:05,958 --> 00:19:08,541
‫داریم روزهای خیلی سختی رو
‫می‌گذرونیم.

267
00:19:09,458 --> 00:19:12,166
‫و به همین دلیله که
‫جلسات درمانی گروهی‌مون

268
00:19:12,291 --> 00:19:14,791
‫برای هر کدوم از ما خیلی مهمه.

269
00:19:14,833 --> 00:19:18,791
‫ما با حرف‌هامون
‫و با داستان‌هامون داریم التیام پیدا می‌کنیم.

270
00:19:20,041 --> 00:19:21,833
‫فالکون هنوز حرف نزده.

271
00:19:21,916 --> 00:19:23,041
‫تحت فشار بذارش.

272
00:19:24,291 --> 00:19:26,958
‫و شما چه حسی دارید، آقای فالکون؟

273
00:19:28,916 --> 00:19:32,458
‫مایلید چیزی به حرف‌های
‫آقای وارلا اضافه کنید؟

274
00:19:34,208 --> 00:19:36,416
‫بله. مایلم.

275
00:19:42,291 --> 00:19:43,791
‫می‌دونید این چیه؟

276
00:19:44,291 --> 00:19:46,708
‫لیست عزیزترین
‫و مهم‌ترین دوست‌هامه.

277
00:19:46,791 --> 00:19:48,083
‫دوست‌هایی که رهاشون کردم.

278
00:19:48,166 --> 00:19:49,666
‫هفت تاشون.

279
00:19:51,083 --> 00:19:52,166
‫دوست‌هام.

280
00:19:53,541 --> 00:19:55,791
‫من بیشتر از 50 میلیارد یورو دارایی دارم.

281
00:19:56,250 --> 00:20:00,083
‫سال بعد از همه‌گیری،
‫سود بعضی از شرکت‌هامون 25‏% افت کرد.

282
00:20:00,166 --> 00:20:02,291
‫کارمندها خیلی عصبی شده بودن.

283
00:20:02,333 --> 00:20:04,083
‫مجبور شدیم خیلی‌ها رو اخراج کنیم.

284
00:20:04,166 --> 00:20:07,791
‫من از اضطراب رنج می‌بردم،
‫پس برام دارو تجویز کردن.

285
00:20:07,833 --> 00:20:10,041
‫تمام عمرت رو کار می‌کنی
‫تا ثروتت رو بیشتر کنی،

286
00:20:10,083 --> 00:20:12,708
‫مثل یه همستر رو چرخ می‌دوی.

287
00:20:13,833 --> 00:20:16,666
‫این پارادوکس پوچ
‫میلیونرهاست.

288
00:20:17,791 --> 00:20:22,166
‫ما رنج می‌بریم... تا پولی در بیاریم
‫که به احتمال زیاد هیچ‌وقت نمی‌بینیمش.

289
00:20:25,208 --> 00:20:26,208
‫و بدتر از اون...

290
00:20:27,541 --> 00:20:29,541
‫اینه که فقط با
‫یه بخش کوچیک از ثروتم،

291
00:20:29,666 --> 00:20:33,041
‫می‌تونستم به راحتی هزینه بودن همه‌ی دوست‌هام
‫رو تو این بانکر بدم.

292
00:20:33,791 --> 00:20:35,291
‫می‌تونستم نجاتشون بدم.

293
00:20:38,166 --> 00:20:39,458
‫و بنابراین، رافا...

294
00:20:41,708 --> 00:20:43,208
‫...هیچ‌وقت نگو تنهایی.

295
00:20:44,291 --> 00:20:48,791
‫تو... تنها دوستی هستی
‫که تو این دنیا برام مونده.

296
00:20:51,833 --> 00:20:53,416
‫هیچ‌وقت ناامیدت نمی‌کنم.

297
00:20:58,125 --> 00:20:59,541
‫مردی که اینجا نشسته

298
00:21:00,708 --> 00:21:03,666
‫کاری برای من کرد
‫که من هیچ‌وقت نمی‌تونستم بکنم.

299
00:21:03,708 --> 00:21:05,583
‫و از اون موقع، تحسینش می‌کنم.

300
00:21:05,666 --> 00:21:07,958
‫و می‌دونید ما
‫چه جور آدم‌هایی رو تحسین می‌کنیم؟

301
00:21:09,916 --> 00:21:12,166
‫ما آدم‌هایی رو تحسین می‌کنیم
‫که از ما بهترن.

302
00:21:13,583 --> 00:21:16,083
‫دختر بزرگم تو یه تصادف
‫ماشین کشته شد.

303
00:21:17,666 --> 00:21:19,041
‫پسر اون راننده‌ی ماشین بود.

304
00:21:23,083 --> 00:21:25,291
‫فقط 19 سالشون بود.

305
00:21:25,791 --> 00:21:29,583
‫رافا... تنها شاهد بود،
‫و پسرش رو دید،

306
00:21:29,666 --> 00:21:33,083
‫که کاملاً نامیزون بود،
‫با دخترم سوار ماشین شد و رفت.

307
00:21:33,166 --> 00:21:38,291
‫تنها چیزی که می‌خواستم این بود که ببینم
‫اون عوضی تا آخر عمرش تو زندان بپوسه.

308
00:21:39,166 --> 00:21:41,666
‫بهش التماس کردم علیه پسرش شهادت بده.

309
00:21:41,791 --> 00:21:43,416
‫ازش خواستم انتخاب کنه

310
00:21:44,208 --> 00:21:47,791
‫بین عدالت... و هم‌خون خودش.

311
00:21:49,958 --> 00:21:51,333
‫و اون عدالت رو انتخاب کرد.

312
00:21:56,083 --> 00:21:57,791
‫همه این کارها رو برای من کرد.

313
00:21:58,666 --> 00:22:00,333
‫گذشته برام مهم نیست.

314
00:22:00,416 --> 00:22:01,916
‫حرف مردم برام مهم نیست.

315
00:22:02,041 --> 00:22:05,291
‫تنها چیزی که می‌دونم... اینه که هر اتفاقی بیفته،

316
00:22:05,416 --> 00:22:07,291
‫همیشه کنارت خواهم بود.

317
00:22:07,583 --> 00:22:10,541
‫مهم نیست چی بشه،
‫همیشه برای تو اینجا خواهم بود.

318
00:22:30,708 --> 00:22:32,958
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

319
00:22:33,041 --> 00:22:34,291
‫نگاهش کن.

320
00:22:35,083 --> 00:22:38,291
‫قد بلند و باوقار، مثل کاپیتان
‫رو عرشه کشتی کوئین مری.

321
00:22:39,041 --> 00:22:40,541
‫ببین چقدر جدیه.

322
00:22:40,666 --> 00:22:44,416
‫حتی با چکمه‌های پلاستیکی
‫و سرهمی، بازم خوشگله.

323
00:22:45,291 --> 00:22:46,541
‫من میرم دستشویی.

324
00:22:58,750 --> 00:23:01,458
‫فکر کردی شنیدی یکی
‫به فرانسوی حرف می‌زنه؟

325
00:23:01,541 --> 00:23:03,166
‫مامان، داری چی کار می‌کنی؟

326
00:23:03,291 --> 00:23:05,541
‫فریدا، مطمئنی
‫پیام به فرانسوی بود؟

327
00:23:05,666 --> 00:23:07,291
‫وایسا. بذار مطمئن شیم.

328
00:23:09,791 --> 00:23:12,791
‫ببخشید مزاحم می‌شم،
‫ولی شنیدم شما فرانسوی حرف می‌زدید؟

329
00:23:12,833 --> 00:23:14,041
‫بله، چرا؟

330
00:23:14,166 --> 00:23:17,291
‫دخترم فکر می‌کنه شنیده
‫یکی تو رادیو فرانسوی حرف می‌زده.

331
00:23:18,958 --> 00:23:20,333
‫چی شنیدی؟

332
00:23:20,416 --> 00:23:22,291
‫...نمی‌تونستم تشخیص بدم.

333
00:23:22,416 --> 00:23:24,083
‫چند تا کلمه مبهم شنیدم...

334
00:23:24,166 --> 00:23:25,916
‫«الو؟ الو؟»

335
00:23:26,041 --> 00:23:28,916
‫با لهجه فرانسوی.
‫شاید یه تماس اضطراری بود؟

336
00:23:30,666 --> 00:23:32,750
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.

337
00:23:32,791 --> 00:23:35,000
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

338
00:23:35,041 --> 00:23:37,458
‫اون رادیوها حتی وصل هم نیستن.

339
00:23:37,541 --> 00:23:39,291
‫داره چی می‌گه؟

340
00:23:42,291 --> 00:23:46,291
‫زن بیچاره سرطان داره.
‫مورفین مصرف می‌کنه.

341
00:23:59,333 --> 00:24:00,416
‫چه خبره؟

342
00:24:00,416 --> 00:24:02,666
‫یکی تو رادیو کلمات
‫فرانسوی شنیده.

343
00:24:02,708 --> 00:24:04,583
‫ازم خواستن با شما بشینم.

344
00:24:06,833 --> 00:24:09,416
‫باید به تلاشتون ادامه بدید.
‫باید اون سیگنال رو برگردونیم.

345
00:24:09,541 --> 00:24:11,958
‫لطفاً به صندلی‌هاتون برگردید
‫و به تماس ادامه بدید.

346
00:24:12,666 --> 00:24:15,458
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

347
00:24:15,541 --> 00:24:16,583
‫- صدام رو دارید؟
‫- مِی‌دِی.

348
00:24:16,666 --> 00:24:19,541
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی، مِی‌دِی.
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

349
00:24:28,708 --> 00:24:30,333
‫آقای فالکون؟

350
00:24:31,791 --> 00:24:34,833
‫آقای فالکون، حمام شما آماده‌ست.

351
00:24:36,500 --> 00:24:38,791
‫ببخشید. امکانش هست
‫به جاش ماساژ بگیرم؟

352
00:24:38,916 --> 00:24:41,583
‫گردنم خیلی خشک شده،
‫و داره داغونم می‌کنه.

353
00:24:41,666 --> 00:24:44,291
‫اگه بتونید برام نوبت ماساژ بگیرید،
‫خیلی ممنون می‌شم.

354
00:24:46,041 --> 00:24:47,291
‫در خدمت شما هستم.

355
00:24:48,416 --> 00:24:51,041
‫یه لحظه به من فرصت بدید.
‫ببینم می‌تونم هماهنگ کنم یا نه.

356
00:24:51,166 --> 00:24:52,541
‫ممنونم.

357
00:24:59,083 --> 00:25:01,916
‫لازمه بهت یادآوری کنم که داری سعی می‌کنی
‫با میمی آشتی کنی؟

358
00:25:03,708 --> 00:25:05,083
‫میمی جزو خانواده‌ست.

359
00:25:06,333 --> 00:25:09,416
‫این کاملاً فرق داره. می‌فهمی؟

360
00:25:09,458 --> 00:25:12,458
‫- شخصاً، دلم برای زنت می‌سوزه.
‫- هان؟

361
00:25:12,541 --> 00:25:14,333
‫منم تو ازدواجم مثل میمی بودم.

362
00:25:14,416 --> 00:25:17,041
‫من اون احمقی بودم
‫که تمام مدت بی‌خبر نگه داشته می‌شدم،

363
00:25:17,166 --> 00:25:19,708
‫در حالی که زنم تو دلش ازم متنفر بود.

364
00:25:19,791 --> 00:25:21,166
‫و می‌دونی دیگه چیه؟

365
00:25:22,083 --> 00:25:24,708
‫چی بدترش می‌کنه؟
‫قبلاً دیوانه‌وار عاشق شده بوده.

366
00:25:24,791 --> 00:25:28,791
‫برای من دیگه کاری نمی‌شه کرد.
‫ولی برای میمی، هنوز وقت هست. پس تو...

367
00:25:28,916 --> 00:25:31,583
صداقت داشتن درمورد احساسات
یه حرکت محترمانه‌ست

368
00:25:31,666 --> 00:25:33,791
‫نسبت به شریک زندگیت.

369
00:25:33,916 --> 00:25:37,541
‫اون خشم وحشی و غریزی که
‫به طور طبیعی تو ژن‌هامون به ارث بردیم

370
00:25:37,583 --> 00:25:38,958
‫باید آروم بشه.

371
00:25:39,041 --> 00:25:41,166
‫و فقط اون‌وقته که
‫خونت به مغزت برمی‌گرده

372
00:25:41,208 --> 00:25:43,958
‫و به قلبت،
‫تا بتونی رو عشق تمرکز کنی.

373
00:25:44,041 --> 00:25:47,541
‫پس اگه درست فهمیده باشم،
‫به این می‌گی احترام؟

374
00:25:47,583 --> 00:25:48,583
‫دقیقاً.

375
00:25:49,833 --> 00:25:51,666
‫با آروم کردن این خشم،
‫زهری رو از بین می‌بری

376
00:25:51,791 --> 00:25:53,708
‫که می‌تونه ازدواجت رو به خطر بندازه.

377
00:25:57,666 --> 00:25:58,666
‫برای تو، فرق داشت.

378
00:26:00,541 --> 00:26:01,958
‫پس شاید

379
00:26:02,041 --> 00:26:05,208
‫ازدواج من اینقدر طول کشید
‫چون فریدا...

380
00:26:06,791 --> 00:26:08,125
‫خودش رو با ورزش آروم می‌کرد.

381
00:26:19,666 --> 00:26:22,916
‫فردا بعد از ظهر، ساعت 3
‫یه وقت خالی برای فالکون پیدا کردم.

382
00:26:22,958 --> 00:26:24,666
‫برو حوله‌های تمیز بیار، لطفاً.

383
00:26:25,791 --> 00:26:28,041
‫- آقای فالکون.
‫- بله؟

384
00:26:28,541 --> 00:26:30,291
‫فردا ساعت 3 براتون وقت گذاشتم.

385
00:26:30,416 --> 00:26:33,333
‫خانم، ببخشید، ولی...
‫کل ماجرای ماساژ

386
00:26:33,416 --> 00:26:35,083
‫فقط یه بهونه برای حرف زدن با شما بود.

387
00:26:35,166 --> 00:26:37,916
‫- اسمتون چیه؟
‫- اینگرید.

388
00:26:37,958 --> 00:26:41,083
‫اینگرید. اون مرد رو اونجا می‌بینید؟

389
00:26:43,666 --> 00:26:46,208
‫بهترین دوستمه.
‫زنش به تازگی ترکش کرده.

390
00:26:46,291 --> 00:26:48,458
‫گفته 20 سال زندگیشون یه نمایش بوده.

391
00:26:48,541 --> 00:26:49,666
‫می‌تونید تصور کنید؟

392
00:26:50,291 --> 00:26:52,541
‫بهم گفت تنها کسی که
‫باهاش حرف می‌زنه، روکسانه.

393
00:26:54,041 --> 00:26:56,458
‫باید براش یه گروه دوستی کاملاً جدید
‫پیدا کنم.

394
00:26:56,541 --> 00:26:59,166
‫می‌دونید... برای خندیدن،
‫برای خوش گذروندن.

395
00:26:59,291 --> 00:27:02,166
‫- می‌تونید کمکمون کنید؟
‫- چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

396
00:27:03,166 --> 00:27:04,791
‫بیاید با ما یه نوشیدنی بخورید.

397
00:27:05,541 --> 00:27:07,541
‫ولی اولویت باز کردن کافه‌ست.

398
00:27:07,666 --> 00:27:09,041
‫می‌دونم اونجا کار می‌کنی.

399
00:27:09,166 --> 00:27:10,916
‫پس دیگه گردنت درد نمی‌کنه؟

400
00:27:10,958 --> 00:27:12,833
‫چرا. درد می‌کنه.

401
00:27:13,833 --> 00:27:16,000
‫ولی یه مرد باید کاری که
‫باید رو انجام بده.

402
00:27:18,833 --> 00:27:21,166
‫واقعاً مشتاق دیدارتون بودم.

403
00:27:21,208 --> 00:27:22,250
‫واقعاً؟

404
00:27:22,291 --> 00:27:25,041
‫خیلی در موردتون شنیدم. چیز بدی نه.

405
00:27:25,166 --> 00:27:26,541
‫چی شنیدید؟

406
00:27:26,583 --> 00:27:29,041
‫که شما فوق‌العاده‌اید.
‫عملاً یه فرشته‌اید.

407
00:27:29,791 --> 00:27:30,791
‫منظورتون چیه؟

408
00:27:31,541 --> 00:27:32,541
‫می‌تونم صادق باشم؟

409
00:27:33,916 --> 00:27:36,666
‫من ویلی رو از 17 سالگی
‫می‌شناسم.

410
00:27:36,708 --> 00:27:39,291
‫با فریدا به مدرسه می‌رفت.
‫و بعد دانشگاه.

411
00:27:39,333 --> 00:27:43,291
‫صدها بار دیدمش که ناخوش
‫برگشته خونه.

412
00:27:43,333 --> 00:27:45,916
‫همه‌ش کنار استخر آفتاب می‌گرفت.

413
00:27:46,041 --> 00:27:47,291
‫کار و بار خاصی نداشت.

414
00:27:47,416 --> 00:27:50,041
‫و تمام اون سال‌ها،
‫با خودم دعا می‌کردم:

415
00:27:50,166 --> 00:27:53,416
‫«خواهش می‌کنم نذار فریدای من
‫عاشقش بشه.»

416
00:27:53,458 --> 00:27:54,916
‫خدا رو شکر نشد.

417
00:27:55,541 --> 00:27:58,291
‫بعداً، زنش، مارتا رو دیدم.

418
00:27:58,416 --> 00:28:00,916
‫اون خیلی رنج کشید.

419
00:28:00,958 --> 00:28:04,541
‫خیلی رنج کشید، منظورتون... به طور کلیه؟

420
00:28:04,583 --> 00:28:07,666
‫به خاطر مشکلات مداومش، عزیزم.

421
00:28:07,791 --> 00:28:10,416
‫شب و روز،
‫ویلی مدام غیبش می‌زد

422
00:28:10,458 --> 00:28:11,791
‫به بهونه کار یا هر چیز دیگه‌ای.

423
00:28:11,833 --> 00:28:13,791
‫روزها غیبش می‌زد.

424
00:28:13,916 --> 00:28:17,666
‫و مارتا دقیقاً می‌دونست.

425
00:28:17,666 --> 00:28:18,708
‫فهمیدم.

426
00:28:18,750 --> 00:28:19,708
‫من بهش می‌گفتم،

427
00:28:19,750 --> 00:28:23,916
‫«عزیزم، بهتره تنهاش بذاری
‫تا بهش گیر بدی.»

428
00:28:24,041 --> 00:28:25,916
‫چرا همچین حرف بدی می‌زدید؟

429
00:28:25,958 --> 00:28:28,791
‫اگه هر هفته همین بود،
‫اون‌وقت بی‌اهمیت می‌شد.

430
00:28:28,916 --> 00:28:34,041
‫متأسفانه، خیلی زود معلوم شد
‫که زنش هم براش بی‌اهمیت بود.

431
00:28:34,833 --> 00:28:39,041
‫ولی نگران اون نباش.
‫تو... تو اون رو عوض کردی.

432
00:28:39,083 --> 00:28:41,791
‫تو زنی هستی که اون رو نجات داده.

433
00:28:41,916 --> 00:28:45,458
‫لحظه‌ای که دیدم با تو به اینجا اومد
‫این رو فهمیدم.

434
00:28:46,333 --> 00:28:47,916
‫خیلی بهت افتخار می‌کرد.

435
00:28:47,958 --> 00:28:50,166
‫و خیلی عاشقت بود.

436
00:28:50,791 --> 00:28:53,583
‫و به همین دلیله که گفتم
‫تو یه زن فوق‌العاده‌ای.

437
00:28:54,083 --> 00:28:55,291
‫دست بردارید...

438
00:28:55,791 --> 00:28:59,208
‫ممنونم. ولی همیشه اینطور نبود.

439
00:29:01,791 --> 00:29:03,541
‫بگو کجا اولین بار هم رو دیدید.

440
00:29:05,208 --> 00:29:06,833
‫تو یه نمایش لباس.

441
00:29:07,416 --> 00:29:10,541
‫نمایش لباس؟ تو اهل مُد هستی؟

442
00:29:11,041 --> 00:29:12,291
‫نه.

443
00:29:13,958 --> 00:29:15,958
‫نه، قبلاً مدل بودم.

444
00:29:16,041 --> 00:29:18,541
‫مدل؟ چه جور مدلی؟

445
00:29:18,666 --> 00:29:20,333
‫هر چیزی.

446
00:29:20,833 --> 00:29:24,166
‫بعضی‌هاشون خیلی خاص بودن.
‫مثل نمایش‌ کفش‌های ویکتوریا سیکرت.

447
00:29:25,666 --> 00:29:27,041
‫ویکتوریا.

448
00:29:29,416 --> 00:29:34,791
‫می‌دونستی اسم من ویکتوریاست
‫و منم رازهای خودم رو دارم؟

449
00:29:34,833 --> 00:29:37,666
‫ولی آماده نیستم با تو در میون بذارمشون.
‫هنوز نه.

450
00:29:43,666 --> 00:29:45,291
‫تو زیبایی.

451
00:29:46,166 --> 00:29:48,208
‫مِی‌دِی، مِی‌دِی. سوخت.

452
00:29:48,291 --> 00:29:49,583
‫مِی‌دِی.

453
00:29:49,666 --> 00:29:52,625
‫اینجا ام‌اف‌ام-342، پرواز شخصی.

454
00:29:53,166 --> 00:29:56,416
‫حامل 11 غیرنظامی،
‫سه تاشون بچه هستن.

455
00:29:56,458 --> 00:29:58,416
‫ما تو وضعیت اضطراری هستیم.

456
00:29:58,541 --> 00:30:00,666
‫سوختمون تموم شده.

457
00:30:03,708 --> 00:30:06,916
‫ببخشید، لطفاً.
‫دارم یه تماس اضطراری هواپیما دریافت می‌کنم.

458
00:30:10,833 --> 00:30:13,583
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. صدام رو دارید؟

459
00:30:14,791 --> 00:30:16,791
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست. صدام رو دارید؟

460
00:30:17,416 --> 00:30:19,458
‫ام‌اف‌ام در یک پرواز شخصی.

461
00:30:19,541 --> 00:30:25,416
‫تکرار می‌کنم. درخواست اجازه فرود
‫روی ناو هواپیمابر شما رو دارم.

462
00:30:25,458 --> 00:30:27,666
‫یه پرواز غیرنظامیه.
‫به نظر میاد باید فرود بیان.

463
00:30:27,708 --> 00:30:29,458
‫شنیدم گفت
‫سوختشون تموم شده.

464
00:30:29,541 --> 00:30:33,416
‫ام‌اف‌ام-342، صدام رو دارید؟
‫اینجا پارک زیرزمینی کیمراست.

465
00:30:33,458 --> 00:30:36,583
‫کاپیتان ایگور ولکووا صحبت می‌کنه.

466
00:30:36,666 --> 00:30:38,916
‫اجازه فرود رد شد.

467
00:30:41,666 --> 00:30:43,791
‫خب کدومتون
‫این ایده رو داد؟

468
00:30:43,916 --> 00:30:45,541
‫خب، من بودم.

469
00:30:46,166 --> 00:30:48,791
‫فکر می‌کنم به درام احتیاج داره،
‫با ویژگی‌های بیانی،

470
00:30:48,833 --> 00:30:50,291
‫ولی یه جور شعر هم لازم داره.

471
00:30:50,333 --> 00:30:52,333
‫ما تو یه مأموریت نظامی هستیم.

472
00:30:52,416 --> 00:30:56,291
‫اگه به ناو نزدیک بشید،
‫بهتون شلیک می‌شه.

473
00:30:56,416 --> 00:30:57,791
‫تو اون هواپیما بچه هست.

474
00:30:57,916 --> 00:30:59,458
‫یه هواپیمای پر از غیرنظامی،

475
00:30:59,541 --> 00:31:02,583
‫که ناامیدانه سعی دارن جونشون رو نجات بدن
‫با فرود روی یه ناو هواپیمابر.

476
00:31:08,416 --> 00:31:12,291
‫شاید بتونیم یه چیزی...
‫با نتیجه مثبت‌تر امتحان کنیم؟

477
00:31:12,416 --> 00:31:13,416
‫یه جور پایان خوش.

478
00:31:15,416 --> 00:31:18,791
‫خواهش می‌کنم وضعیت رو در نظر بگیرید!
‫داریم ارتفاع از دست می‌دیم!

479
00:31:18,833 --> 00:31:22,208
‫نه. نمی‌خوایم مهمون‌هامون
‫هیچ امیدی داشته باشن. می‌خوایم...

480
00:31:23,458 --> 00:31:24,708
‫...مثل سیم کشیده باشن.

481
00:31:24,791 --> 00:31:26,791
‫می‌خوایم مدام رو لبه تیغ باشن.

482
00:31:26,833 --> 00:31:30,041
‫مِی‌دِی، سوخت! مِی‌دِی، سوخت!

483
00:31:30,166 --> 00:31:32,791
‫مِی‌دِی، سوخت! خواهش می‌کنم! بذارید فرود بیایم!

484
00:31:32,833 --> 00:31:34,916
‫خواهش می‌کنم رحم کنید!

485
00:31:34,958 --> 00:31:37,708
‫نمی‌خوایم آروم باشن،
‫چون وقتی آرومی،

486
00:31:37,750 --> 00:31:38,958
‫شروع می‌کنی به فکر کردن،

487
00:31:38,958 --> 00:31:41,541
‫«هی. چرا از اینجا نریم بیرون
‫و ببینیم چه خبره؟»

488
00:31:41,583 --> 00:31:43,208
‫نمی‌تونیم بذاریم این اتفاق بیفته.

489
00:31:43,291 --> 00:31:45,833
‫اجازه... رد شد!

490
00:31:45,916 --> 00:31:48,541
‫سوخت! مِی‌دِی! سوخت!

491
00:31:48,666 --> 00:31:50,041
‫مِی‌دِی! سوخت!

492
00:31:50,166 --> 00:31:53,791
‫با محصولمون «پایان دنیا»
‫سرگرمشون نگه می‌داریم.

493
00:31:53,833 --> 00:31:58,041
‫خواهش می‌کنم! مِی‌دِی! سوخت!
‫مِی‌دِی! سوخت! مِی‌دِی! سوخت!

494
00:32:04,833 --> 00:32:08,458
‫گیِرمو، چرا رفتی
‫وانمود کردی من اون همه حرف رو زدم؟!

495
00:32:10,333 --> 00:32:12,375
‫برای نجات دادنت
‫از اون آشفتگی ذهنی‌ت.

496
00:32:15,500 --> 00:32:17,583
‫باید با آدم‌های واقعی حرف بزنی.

497
00:32:17,625 --> 00:32:19,625
‫- نه با روکسان.
‫- باشه.

498
00:32:20,375 --> 00:32:24,208
‫و اگه فریدا من رو ببینه چی؟
اگه بیاد خونه، و من اونجا نباشم؟

499
00:32:24,250 --> 00:32:28,708
‫می‌دونم می‌خوای من ادامه بدم،
‫ولی معتقدم می‌تونم زنم رو برگردونم.

500
00:32:28,750 --> 00:32:30,250
‫متأسفانه این غیرممکنه.

501
00:32:30,958 --> 00:32:33,208
‫چون ظاهراً،
‫هیچ‌وقت نتونستی به دستش بیاری.

502
00:32:35,125 --> 00:32:35,166
‫ببخشید، رافا،
‫اگه فکر می‌کنی خیلی رُک هستم.

503
00:32:35,166 --> 00:32:37,541
‫ببخشید، رافا،
‫اگه فکر می‌کنی خیلی رُک هستم.

504
00:32:39,208 --> 00:32:41,833
‫ولی فکر می‌کنم شانس بهتری داری
‫اگه برای خودت باشی.

505
00:32:41,916 --> 00:32:44,583
‫شاید اینطوری،
‫فریدا دیگه تو رو

506
00:32:45,291 --> 00:32:46,583
‫مثل یه بچه خوشگل ترسو نبینه.

507
00:32:47,583 --> 00:32:51,291
‫رافا، شخصاً، فکر می‌کنم بهترین گزینه‌ت
‫صحبت با اون خانمه‌ست که خودکشی کرده.

508
00:32:51,333 --> 00:32:53,291
‫اون به طرز فوق‌العاده‌ای مستأصله.

509
00:32:53,333 --> 00:32:57,333
‫و زن‌های مستأصل...
‫دیوونه هستن.

510
00:32:58,958 --> 00:33:00,791
‫اون‌ها تو رو به چشم یه مرد نمی‌بینن.

511
00:33:01,666 --> 00:33:03,666
‫تو رو به چشم ناجی‌شون می‌بینن.

512
00:33:05,208 --> 00:33:07,916
‫رافا، بهترین اتفاق عمرت رو خواهی داشت.

513
00:33:26,416 --> 00:33:29,958
‫این خیلی عمیقه.
‫باید چهار پنج تا بخیه بزنم.

514
00:33:40,708 --> 00:33:42,041
‫مکس، حواست رو جمع کن.

515
00:33:49,333 --> 00:33:51,166
‫مکس، حواست رو جمع کن، باشه؟

516
00:33:51,208 --> 00:33:55,208
‫اگه به زل زدن به من ادامه بدی،
‫تهش می‌افتیم تو جوب.

517
00:33:56,416 --> 00:33:58,500
‫مکس؟

518
00:33:58,541 --> 00:33:59,833
‫هی، همه چی خوبه؟

519
00:34:01,041 --> 00:34:02,083
‫دژاوو داشتم.

520
00:34:02,166 --> 00:34:03,708
‫دژاووی چی؟

521
00:34:05,083 --> 00:34:06,083
‫هیچی.

522
00:34:06,166 --> 00:34:07,291
‫یالا.

523
00:34:07,791 --> 00:34:09,333
‫دقیقاً مثل آنه باهام حرف زدی.

524
00:34:10,333 --> 00:34:13,791
‫یاد یه سفری افتادم که با هم
‫با موتور به «آلمریا» رفتیم.

525
00:34:13,833 --> 00:34:15,583
‫مکس، حواست رو جمع کن، باشه؟

526
00:34:47,250 --> 00:34:48,291
‫خوبی؟

527
00:34:50,041 --> 00:34:51,375
‫می‌خوای من انجام بدم؟

528
00:34:51,875 --> 00:34:56,125
‫وقتی زندان بودم، خودم رو بخیه می‌زدم
‫تا برای دعوا تنبیه نشم.

529
00:34:59,666 --> 00:35:03,250
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم
مکس. واقعاً نمی‌تونم

530
00:35:38,291 --> 00:35:39,541
[دسترسی محدود]

531
00:35:39,750 --> 00:35:40,958
‫چی شده؟

532
00:35:41,375 --> 00:35:42,500
‫پخشش کن.

533
00:35:46,166 --> 00:35:47,375
‫هی ویلی.

534
00:35:47,625 --> 00:35:49,541
‫این یارو رو می‌شناسی؟

535
00:35:50,250 --> 00:35:53,125
‫اسمش گونزالو پاسترانائه.
‫سفیر اسپانیاست

536
00:35:53,166 --> 00:35:54,416
‫در فیلیپین.

537
00:35:54,833 --> 00:35:56,458
‫می‌دونی این چیه؟

538
00:35:56,541 --> 00:35:58,125
‫شماره تلفن‌شه.

539
00:35:58,750 --> 00:36:01,750
‫پس یا فوراً بهم زنگ می‌زنی،
‫یا با پرواز بعدی میام مانیل،

540
00:36:01,791 --> 00:36:04,166
‫و به خدا قسم، پیدات می‌کنم.

541
00:36:06,666 --> 00:36:08,625
‫باید یه اتفاق جدی افتاده باشه.

542
00:36:08,666 --> 00:36:10,625
‫و این فقط بدشانسی ماست
‫که اتفاق افتاده

543
00:36:10,666 --> 00:36:12,125
‫در طول این سه هفته‌ای که اینجاییم.

544
00:36:12,250 --> 00:36:15,125
‫می‌تونیم بهش پیام بدیم
‫و بپرسیم دقیقاً قضیه چیه.

545
00:36:15,250 --> 00:36:17,500
‫فکر نکنم بتونیم با یه پیام
‫متوقفش کنیم.

546
00:36:17,625 --> 00:36:18,625
‫معلومه که نه.

547
00:36:18,750 --> 00:36:20,916
‫این یه تجارت بزرگه،
‫و اون کوسه فالکونه.

548
00:36:21,000 --> 00:36:22,250
‫متوقف نمی‌شه.

549
00:36:27,416 --> 00:36:29,750
‫هزاران جزیره تو فیلیپین هست.

550
00:36:29,875 --> 00:36:31,250
‫پیدا کردنش تقریباً غیرممکنه.

551
00:36:31,375 --> 00:36:33,541
‫زیرو، این یارو فقط باید دو تا زنگ بزنه.

552
00:36:33,625 --> 00:36:37,166
‫یکی به سفیر فیلیپین،
‫و اون یکی به گمرک اسپانیا.

553
00:36:37,250 --> 00:36:39,625
‫می‌دونی از این تماس‌ها
‫چی می‌فهمه؟

554
00:36:39,666 --> 00:36:43,041
‫اولاً، اینکه فالکون هیچ‌وقت
‫به فیلیپین نرسیده.

555
00:36:43,125 --> 00:36:45,750
‫و دوماً، اینکه اصلاً از اسپانیا
‫خارج نشده.

556
00:36:45,875 --> 00:36:48,666
‫و قدم بعدی اینه که
‫گزارش مفقودی بده.

557
00:36:48,750 --> 00:36:52,625
‫بعد از اون، بانکرت،
‫نقشه‌ت، کیمرات،

558
00:36:52,666 --> 00:36:54,541
‫می‌تونی با همه‌شون خداحافظی کنی.

559
00:36:55,125 --> 00:36:56,125
‫نمی‌ذاریم این اتفاق بیفته.

560
00:36:58,666 --> 00:37:03,000
‫باید یه تماس تصویری با اسوالدو بگیریم،
‫با استفاده از یه کپی مجازی از فالکون.

561
00:37:10,000 --> 00:37:12,166
‫کلون هنوز آماده نیست.
‫به زمان بیشتری برای ضبط

562
00:37:12,250 --> 00:37:13,500
‫رفتار و حرکاتش نیاز دارم.

563
00:37:13,541 --> 00:37:16,750
‫اطلاعات زیادی هست که روکسان
‫هنوز جمع نکرده. این خیلی ریسکیه.

564
00:37:16,875 --> 00:37:18,625
‫انجام ندادنش ریسکی‌تره.

565
00:37:18,666 --> 00:37:21,375
‫یه جایی،
‫فرستادن پیام کافی نخواهد بود.

566
00:37:21,416 --> 00:37:22,875
‫می‌خوان ببینن‌شون.

567
00:37:23,000 --> 00:37:25,375
‫- و ما می‌تونیم.
‫- از تلفن‌هاشون استفاده می‌کنیم.

568
00:37:25,416 --> 00:37:28,291
‫با ویدئو کنفرانس ارتباط برقرار می‌کنن
‫مثل همیشه.

569
00:37:28,375 --> 00:37:30,875
‫ولی خودشون نخواهند بود.
‫خودهای مجازی‌شون خواهند بود.

570
00:37:31,000 --> 00:37:34,000
‫یه کلون مجازی که مثل اون‌ها حرف می‌زنه،
‫مثل اون‌ها حرکت می‌کنه.

571
00:37:34,041 --> 00:37:36,791
‫کپی‌های دقیق،
‫قادر به مکالمه

572
00:37:36,875 --> 00:37:39,625
‫حتی با آدم‌هایی که بهشون
‫نزدیک و صمیمی هستن،

573
00:37:39,666 --> 00:37:43,375
‫بدون اینکه هیچ‌وقت بفهمن
‫دارن با یه ماشین حرف می‌زنن.

574
00:37:43,875 --> 00:37:46,916
‫اون‌ها با روکسان،
‫هوش مصنوعی ما، حرف می‌زنن.

575
00:37:49,541 --> 00:37:51,250
‫یکی از این‌ها جولیاست.

576
00:37:51,375 --> 00:37:54,250
‫در حال حاضر، اون داره این تماس رو
‫از یه دفتر دیگه می‌گیره.

577
00:37:54,291 --> 00:37:58,041
‫اون یکی کلون مجازی اونه،
‫که توسط ما ساخته شده.

578
00:37:58,125 --> 00:37:59,625
‫کدومشون واقعیه؟

579
00:37:59,750 --> 00:38:02,041
‫می‌تونید هر سؤالی که می‌خواید ازش بپرسید.

580
00:38:03,875 --> 00:38:06,125
‫من. من چند تا سؤال دارم.

581
00:38:07,166 --> 00:38:09,500
‫برای این یکی. جولیای شماره یک.

582
00:38:13,875 --> 00:38:16,875
‫می‌خوام بدونم
‫تا حالا هیجان واقعی رو حس کردی؟

583
00:38:16,916 --> 00:38:19,708
‫بله، و فکر کنم همه‌تون می‌دونید،
‫راز نیست که مثلاً یه بار عاشق شدم.

584
00:38:21,166 --> 00:38:23,625
‫جولیای شماره دو، تو چی داری بگی؟

585
00:38:25,125 --> 00:38:27,500
‫پارکر... یه‌کم بیا نزدیک‌تر.

586
00:38:29,583 --> 00:38:32,041
‫من هیچ‌وقت اینطوری حس نکرده بودم.

587
00:38:36,125 --> 00:38:37,750
‫عالیه.

588
00:38:37,875 --> 00:38:40,500
‫باشه. بذار بگم،
‫یه سؤال دیگه برای تو.

589
00:38:40,625 --> 00:38:41,625
‫یه سؤال مهم.

590
00:38:41,750 --> 00:38:45,291
‫جولیای شماره یک،
‫از کجا می‌دونی که واقعیه؟

591
00:38:45,375 --> 00:38:47,541
‫چه سؤال جالبی.

592
00:38:49,000 --> 00:38:52,291
‫چون وقتی حرف می‌زنه...
‫همه چیز متوقف می‌شه.

593
00:38:52,375 --> 00:38:55,500
‫و... حواسم پرت می‌شه.

594
00:38:55,541 --> 00:38:58,916
‫وقتی بهم نگاه می‌کنه، هیچ چیز دیگه‌ای
‫تو این دنیا به نظر مهم نمیاد.

595
00:38:59,000 --> 00:39:03,750
‫چون عاشق تماشای کارهای ساده و
‫روزمره‌ش‌ام که برای مردم خسته‌کننده‌ست.

596
00:39:04,250 --> 00:39:06,500
‫قهوه خوردنش، که براش مقدسه.

597
00:39:06,541 --> 00:39:10,625
‫یا... تماشای خشک کردن موهاش بعد از حموم،

598
00:39:10,750 --> 00:39:12,500
‫تماشای ورزش کردنش...

599
00:39:13,000 --> 00:39:14,291
‫تماشای خوابیدنش.

600
00:39:15,000 --> 00:39:16,000
‫لعنتی.

601
00:39:16,125 --> 00:39:18,791
‫این زیباترین منظره
‫تو این دنیاست.

602
00:39:18,875 --> 00:39:22,250
‫و انگار هیچ‌وقت ازش خسته نمی‌شم.
‫در واقع، برعکس.

603
00:39:22,375 --> 00:39:23,875
‫معتادش شدم.

604
00:39:24,000 --> 00:39:26,000
‫- اوه. خیلی لوس به نظر رسید.
‫- یه‌کم.

605
00:39:27,250 --> 00:39:28,875
‫باشه. جولیای شماره دو،

606
00:39:29,000 --> 00:39:31,166
‫لطفاً بهم بگو
‫از کجا می‌دونی هیجان واقعی چیه.

607
00:39:31,250 --> 00:39:34,375
‫چون مثلاً وقتی مینروا در مورد
‫این نقشه دیوانه‌وارش بهم گفت،

608
00:39:34,500 --> 00:39:35,708
‫فرار نکردم.

609
00:39:35,791 --> 00:39:39,541
‫فکر نمی‌کنم یه چیز خاص
‫وجود داشته باشه که ثابت کنه واقعیه.

610
00:39:40,125 --> 00:39:42,125
‫شخصاً، همه اون چیزهای کوچیکه.

611
00:39:42,250 --> 00:39:45,166
‫اون لحظاتی که ناگهان،
‫پر از شادی می‌شی.

612
00:39:45,250 --> 00:39:47,291
‫وقتی همه چیز اطرافت
‫درست به نظر میاد.

613
00:39:48,000 --> 00:39:50,625
‫و، مهم نیست کجا برم،
‫هنوزم می‌تونم عطرش رو حس کنم.

614
00:39:51,250 --> 00:39:56,125
‫و وقتی هر آهنگی که تو رادیو می‌شنوم...
‫همیشه من رو یاد اون می‌ندازه.

615
00:39:57,375 --> 00:40:00,500
‫تو نور خورشید...

616
00:40:00,625 --> 00:40:04,625
‫و چون غرق در
‫احساس خوشبختی می‌شم،

617
00:40:04,666 --> 00:40:06,875
‫فقط با بودن در حضورش،

618
00:40:07,000 --> 00:40:09,750
‫و کنارش بودن.

619
00:40:09,791 --> 00:40:12,875
‫و از لحظه‌ای که دیدمش،
‫احساس کامل بودن می‌کنم.

620
00:40:13,750 --> 00:40:16,875
‫و به دلایل دیگه.
‫خب، بذار بگیم که دیگه خصوصیه.

621
00:40:18,750 --> 00:40:20,375
‫فکر کنم کافیه.

622
00:40:23,875 --> 00:40:25,791
‫اون. اون جولیای واقعیه.

623
00:40:25,875 --> 00:40:27,375
‫- منم همینطور فکر می‌کنم.
‫- اوم...

624
00:40:27,500 --> 00:40:29,875
‫جولیا، چرا نمیای پیش ما؟

625
00:40:29,916 --> 00:40:33,500
‫این غیرممکنه...
‫چون من کپی مجازی جولیا هستم.

626
00:40:41,958 --> 00:40:44,000
‫نه. باورم نمی‌شه.

627
00:40:45,875 --> 00:40:48,041
‫خب؟

628
00:40:48,666 --> 00:40:51,625
‫سؤال دیگه‌ای نیست؟

629
00:40:52,416 --> 00:40:54,916
‫می‌دونی تو فیلیپین
‫ساعت چنده؟ حدس بزن.

630
00:40:55,000 --> 00:40:58,041
‫ساعت 6 صبحه.
‫اون چیز نارنجی رو اونجا می‌بینی؟

631
00:40:58,625 --> 00:41:00,375
‫خب، اسوالدو، شاید بتونی بهم توضیح بدی

632
00:41:00,416 --> 00:41:03,375
‫اینجا چه خبره،
‫و چرا مدام بهم زنگ می‌زنی؟!

633
00:41:04,791 --> 00:41:06,750
‫«اردونیا» می‌گه آماده فروشه.

634
00:41:07,750 --> 00:41:10,750
‫اگه در مورد چیزی حرف بزنن
‫که فقط خودشون می‌دونن چی؟

635
00:41:10,791 --> 00:41:14,500
‫چون هر چقدرم به روکسان
‫اطلاعات بدی، نمی‌تونه همه چیز رو بدونه.

636
00:41:14,625 --> 00:41:17,541
‫چند تا گزینه مشخص
‫در دسترس ماست.

637
00:41:18,041 --> 00:41:23,166
‫واضح‌ترین و ساده‌ترینش...
‫عدم آنتن‌دهی... و قطع شدن سیگنال.

638
00:41:24,625 --> 00:41:26,000
‫هی؟ نمی‌شنوم...

639
00:41:26,625 --> 00:41:28,666
‫- ویلی؟
‫- الو؟ والدو؟ صدات رو ندارم.

640
00:41:28,750 --> 00:41:30,416
‫روکسان، اردونیا کیه؟

641
00:41:30,500 --> 00:41:33,375
‫خوزه مانوئل اردونیا، 83 ساله، مکزیکی.

642
00:41:33,416 --> 00:41:35,375
‫رئیس شرکت تلیکسا.

643
00:41:35,500 --> 00:41:37,750
‫یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری
‫در آمریکای لاتین.

644
00:41:37,791 --> 00:41:39,625
‫در حال حاضر، مریضه.

645
00:41:39,750 --> 00:41:41,875
‫در مراحل پیشرفته سرطان لنفاوی.

646
00:41:42,000 --> 00:41:43,000
‫سال‌هاست که،

647
00:41:43,125 --> 00:41:46,250
‫فالکون در تلاشه تا 18‏%
‫از شرکت رو بخره

648
00:41:46,375 --> 00:41:47,666
‫تا کنترل کامل رو به دست بگیره.

649
00:41:47,750 --> 00:41:50,291
‫باشه. اشتیاق بیشتری نشون بده.

650
00:41:50,375 --> 00:41:55,375
‫شوخیت گرفته، والدو؟
‫داری من رو مسخره می‌کنی؟

651
00:41:57,416 --> 00:41:59,625
‫- قراره تاریخ‌ساز بشیم!
‫- تاریخ‌ساز، پسر!

652
00:41:59,666 --> 00:42:01,750
‫- قراره تاریخ‌ساز بشیم!
‫- تاریخ!

653
00:42:04,750 --> 00:42:08,250
‫پیرمرد بازنشسته می‌شه،
‫و حالا بالأخره آماده مذاکره‌ست.

654
00:42:08,375 --> 00:42:10,125
‫من قبلاً چند باری باهاش حرف زدم.

655
00:42:10,166 --> 00:42:12,250
‫چند تا پیشنهاد دیگه هم داشته،

656
00:42:12,375 --> 00:42:15,375
‫ولی فکر می‌کنم الان
‫بهترین گزینه‌ش ماییم.

657
00:42:16,375 --> 00:42:18,625
‫برو امضا کن.
‫منتظر چی هستی؟

658
00:42:18,750 --> 00:42:20,000
‫امضا کن!

659
00:42:20,125 --> 00:42:22,791
‫من اینجا می‌مونم.
‫فقط یه‌کم.

660
00:42:23,541 --> 00:42:24,875
‫باید شوخیت گرفته باشه.

661
00:42:25,416 --> 00:42:28,875
‫نارگیل خورده تو سرت؟
‫باید بیای.

662
00:42:30,000 --> 00:42:31,916
‫اگه این معامله رو امضا کنیم، ویلی،

663
00:42:32,000 --> 00:42:35,250
‫از نصف بیشتر شرکت‌های فناوری
‫در سراسر جهان جلو می‌افتیم.

664
00:42:35,291 --> 00:42:37,250
‫پیرمرد می‌گه
‫فقط با تو معامله می‌کنه.

665
00:42:38,750 --> 00:42:41,625
‫- ویلی؟ کجایی؟ نمی‌بینم.
‫- اگه قطع شدن سیگنال جواب نده چی؟

666
00:42:41,750 --> 00:42:43,416
‫اگه طرف دست از زنگ زدن برنداره چی،

667
00:42:43,500 --> 00:42:46,000
‫یا بخواد برای سیگنال بهتر
‫بره تو لابی؟

668
00:42:46,041 --> 00:42:49,041
‫اگه این اتفاق بیفته،
‫مکالمه رو شخصی می‌کنیم.

669
00:42:49,541 --> 00:42:51,250
‫از جزئیات خصوصی استفاده می‌کنیم.

670
00:42:51,291 --> 00:42:53,250
‫وقتی یه چیز خصوصی رو به اشتراک می‌ذاری،

671
00:42:53,291 --> 00:42:55,500
‫داری پایه و اساس
‫همدلی رو ایجاد می‌کنی.

672
00:42:55,541 --> 00:42:58,500
‫پس، همه چیزهای حرفه‌ای
‫فراموش می‌شه.

673
00:42:59,208 --> 00:43:00,750
‫نمی‌تونم بیام.

674
00:43:01,875 --> 00:43:05,125
‫اوضاع با میمی خیلی بده.
‫فکر کنم تموم کردیم.

675
00:43:05,166 --> 00:43:08,000
‫تموم کردید؟ منظورت چیه؟
‫شما که عالی بودید.

676
00:43:10,166 --> 00:43:12,500
‫دعوامون شد، و کنترلم رو از دست دادم.

677
00:43:13,166 --> 00:43:16,541
‫بهش گفتم هیچ‌وقت عشق
‫زندگی من نبوده و همه می‌دونن.

678
00:43:17,125 --> 00:43:19,750
‫و اینکه بودن با اون
‫مثل یه فداکاری بود.

679
00:43:20,375 --> 00:43:23,666
‫که ازدواج ما تلاقی
‫تنهایی دو طرفه بود.

680
00:43:23,750 --> 00:43:26,666
‫مثل همزیستی تو مستندهای طبیعت.

681
00:43:26,750 --> 00:43:29,541
‫مستندهای طبیعت؟ تو این رو گفتی؟

682
00:43:29,625 --> 00:43:31,916
‫دقیقاً. و به همین‌جا ختم نشد.

683
00:43:32,625 --> 00:43:34,291
‫عصبانی شدم...

684
00:43:34,375 --> 00:43:37,250
‫گفتم از وقتی ازدواج کردیم،
‫همه چی به هم ریخته.

685
00:43:37,375 --> 00:43:38,875
‫که قبلش، زندگی فوق‌العاده بود.

686
00:43:38,916 --> 00:43:42,625
‫ولی بعد اون اصرار کرد که
‫بشه خانم گیِرمو فالکون.

687
00:43:42,750 --> 00:43:46,541
‫وسواس پیدا کرد
که همه ابعاد زندگیم رو کنترل کنه

688
00:43:46,625 --> 00:43:48,625
‫و همه‌ی جادو از بین رفت.

689
00:43:48,666 --> 00:43:50,166
‫آره، ولی می‌دونی...

690
00:43:51,041 --> 00:43:53,041
‫تو ازدواج اوضاع همینه دیگه.

691
00:43:55,291 --> 00:43:57,750
‫می‌خوای بدونی از کدوم
‫قسمتش واقعاً لذت می‌بردم؟

692
00:43:57,791 --> 00:44:00,250
‫وقتی می‌رفتم بیرون آژانس
‫غافلگیرش می‌کردم.

693
00:44:01,125 --> 00:44:03,250
‫یه جا توی رستوران
‫روبه‌رویی رزرو می‌کردم،

694
00:44:03,291 --> 00:44:05,750
‫و اون بهشون می‌گفت
‫حالش خوب نیست

695
00:44:06,250 --> 00:44:08,000
‫تا بتونه بیاد من رو ببینه.

696
00:44:10,166 --> 00:44:13,125
‫و تمام روز با هم حرف می‌زدیم. زیبا بود.

697
00:44:13,250 --> 00:44:15,166
‫می‌فهمم چی می‌گی، ویلی.

698
00:44:16,208 --> 00:44:19,750
‫یادت باشه، من بودم که همیشه بهونه‌ت بودم.

699
00:44:21,000 --> 00:44:23,541
‫حاضرم هر کاری بکنم
‫تا به اون روزها برگردم.

700
00:44:23,625 --> 00:44:26,375
‫می‌فهممت. آره.

701
00:44:26,416 --> 00:44:28,250
‫قسم می‌خورم، می‌فهمم.

702
00:44:29,375 --> 00:44:32,041
‫ولی فقط یه روز لازم داریم. هان؟

703
00:44:32,125 --> 00:44:35,916
‫جتت رو برمی‌داری، میای اینجا،
‫و معامله با اردونیا رو تموم می‌کنی.

704
00:44:36,000 --> 00:44:38,375
‫- روکسان؟
‫- یه روز، یه ساعت، و برمی‌گردی.

705
00:44:38,416 --> 00:44:39,500
‫درام رو دو برابر کن.

706
00:44:40,625 --> 00:44:43,000
‫فکر می‌کنی اردونیا الان
‫برام اهمیتی داره؟

707
00:44:44,250 --> 00:44:46,750
‫روکسان، وقتشه تمام‌قد وارد شی.

708
00:44:46,791 --> 00:44:49,375
‫می‌دونی الان باید چی کار کنیم؟

709
00:44:52,166 --> 00:44:54,625
‫همه‌ش رو بفروشیم. نخریم.

710
00:44:55,625 --> 00:44:58,250
‫بفروشش. شرکت‌های فالکوم و صنایع فالکوم.

711
00:44:58,375 --> 00:45:01,875
‫بعد می‌تونیم بریم مدرسه بسازیم
‫و تو جهان سوم چاه حفر کنیم.

712
00:45:01,916 --> 00:45:05,625
‫می‌تونیم تعاونی‌های کشاورزی تأسیس کنیم،
‫چیزهایی که واقعاً مهمن.

713
00:45:12,916 --> 00:45:15,541
‫فراموش کن چی گفتم. فقط فراموش کن.

714
00:45:16,250 --> 00:45:18,916
‫اردونیا رو فراموش کن و رو میمی تمرکز کن.

715
00:45:19,416 --> 00:45:21,125
‫من همه چیز رو حل می‌کنم.

716
00:45:21,250 --> 00:45:24,750
‫من باهاش حرف می‌زنم. هان؟ باشه؟

717
00:45:27,875 --> 00:45:28,875
‫یه چیز دیگه.

718
00:45:30,625 --> 00:45:34,291
‫گفت نمی‌فروشه
‫مگر اینکه بی‌جی3 بخشی از معامله باشه.

719
00:45:35,791 --> 00:45:39,000
‫ویلی؟ ویلی؟

720
00:45:39,125 --> 00:45:41,625
‫روکسان، باید تو تمام
‫شرکت‌های فالکون بگردی

721
00:45:41,750 --> 00:45:43,000
‫دنبال تطابق با بی‌جی3.

722
00:45:43,041 --> 00:45:43,875
‫متأسفم.

723
00:45:44,000 --> 00:45:47,375
‫هیچ اطلاعاتی در مورد
‫بی‌جی3 تو پایگاه داده‌م ندارم.

724
00:45:47,500 --> 00:45:49,875
‫دنبال تطابق تو عملیات‌های
‫مالی اخیر یا صندوق‌ها بگرد.

725
00:45:49,916 --> 00:45:52,666
‫هیچ تطابق یا مرجعی پیدا نکردم.

726
00:45:52,750 --> 00:45:54,666
‫زیر اسم‌های ثبت اختراع یا نرم‌افزار بگرد.

727
00:45:54,750 --> 00:45:58,625
‫دنبال حروف اول بی‌جی3 بگرد.
‫بی‌جی1 و 2 رو هم چک کن.

728
00:45:58,750 --> 00:46:00,750
‫هیچ تطابق یا مرجعی پیدا نکردم.

729
00:46:00,791 --> 00:46:03,166
‫- قطعش کن.
‫- این داره دیوونه‌م می‌کنه. لعنتی!

730
00:46:26,125 --> 00:46:27,416
‫چه خبره؟

731
00:46:27,916 --> 00:46:30,375
‫چرا فرار کردی و من رو
‫با یه سوزن تنها گذاشتی؟

732
00:46:41,125 --> 00:46:43,250
‫تنهات گذاشتم چون نمی‌تونم تحملت کنم.

733
00:46:44,875 --> 00:46:47,750
‫چون تمام وجودم با چنان
‫خشم و نفرتی تو رو پس می‌زنه

734
00:46:47,875 --> 00:46:50,500
‫که برام غیرممکن بود
‫سوگند بقراط رو نگه دارم.

735
00:46:51,250 --> 00:46:52,875
‫چون نمی‌تونم فراموش کنم

736
00:46:52,916 --> 00:46:55,875
‫که تو اون هیولایی هستی
‫که خانواده‌م رو نابود کرد.

737
00:46:56,000 --> 00:46:59,041
‫هیولایی که ما رو محکوم کرد
‫به زندگی پشت پرده‌های بسته،

738
00:46:59,125 --> 00:47:01,291
‫بدون اینکه بدونیم زنده‌ایم یا مرده.

739
00:47:01,375 --> 00:47:03,500
‫در حالی که تو داشتی تو زندان
‫حبس می‌کشیدی،

740
00:47:03,625 --> 00:47:07,041
‫تو جایی که بیشتر شبیه
‫یه اردوی تفریحی برای پیشاهنگ‌ها بود.

741
00:47:07,666 --> 00:47:11,000
‫ولی این همه ماجرا نیست.
‫تو خواهر من رو کشتی.

742
00:47:13,500 --> 00:47:15,500
‫اون تمام زندگیش رو پیش رو داشت.

743
00:47:16,541 --> 00:47:18,625
‫و بعد زندگی من رو هم نابود کردی.

744
00:47:19,291 --> 00:47:21,125
‫سعی کردم خودم رو کنترل کنم.

745
00:47:21,625 --> 00:47:23,750
‫فقط می‌خواستم باور کنم
‫که می‌تونم فراموش کنم.

746
00:47:24,375 --> 00:47:27,750
‫ولی غیرممکنه.
‫چون، مکس، من ازت متنفرم.

747
00:47:32,833 --> 00:47:34,416
‫چون حالم رو به هم می‌زنی.

748
00:47:35,291 --> 00:47:37,666
‫چون هر سلول و هر
‫استخوان بدنم داره فریاد می‌زنه،

749
00:47:37,708 --> 00:47:40,166
‫«آسیا، ازش فرار کن. اون یه مریضیه.»

750
00:47:40,291 --> 00:47:42,500
‫ولی من اینجا با تو حبس شدم.

751
00:47:43,000 --> 00:47:46,833
‫و چاره‌ای ندارم جز اینکه موج تهوع رو
‫وقتی از کنارم رد می‌شی، تحمل کنم.

752
00:47:46,833 --> 00:47:49,083
‫یا وقتی فکر می‌کنم
‫دارم همون هوایی رو نفس می‌کشم که تو می‌کشی.

753
00:47:50,083 --> 00:47:53,875
‫یا وقتی باید چشمت رو بخیه بزنم،
‫و به زور تحملت کنم.

754
00:47:53,875 --> 00:47:55,083
‫و ببینم نفس می‌کشی.

755
00:47:55,708 --> 00:47:58,750
‫درحالیکه خواهرم دیگه نفس نمی‌کشه.

756
00:47:59,541 --> 00:48:02,458
‫و باید اون انزجاری رو که
‫درونم بالا میاد، قورت بدم.

757
00:48:03,041 --> 00:48:05,041
‫ولی به جای اون، تو اینجایی،

758
00:48:05,791 --> 00:48:08,958
‫تا دوباره زندگی کوفتی من رو نابود کنی.
