﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:28,250 --> 00:00:29,291
‫چه خبره؟

3
00:00:31,416 --> 00:00:32,416
‫این چیه؟

4
00:00:32,916 --> 00:00:35,833
‫ببخشید آقای فالکون. اسب تکون خورد.

5
00:00:39,625 --> 00:00:40,833
‫مرد 50 میلیارد دلاری

6
00:00:40,916 --> 00:00:42,250
‫گیِرمو فالکون، 48 ساله.

7
00:00:42,333 --> 00:00:44,041
‫از بدو تولد پولدار بود.

8
00:00:44,125 --> 00:00:47,666
‫در یک خانواده آرژانتینی-یهودی به دنیا اومد،
‫او 3.7 میلیارد دلار به ارث برد

9
00:00:47,750 --> 00:00:50,250
‫از سهام گروه فالکوم
‫از پدربزرگش.

10
00:00:50,291 --> 00:00:53,083
‫اون‌ها عمدتاً در صنعت خودروسازی
‫فعالیت داشتن.

11
00:00:53,166 --> 00:00:56,291
‫در 20 سالگی، شروع به تنوع بخشیدن
‫به کسب و کارهاش کرد.

12
00:00:56,375 --> 00:00:59,250
‫شرکت هلدینگ با شعبه‌هایی
‫در بخش‌های...

13
00:00:59,291 --> 00:01:02,291
‫قطعات الکترونیکی،
‫فناوری و دریانوردی گسترش پیدا کرد.

14
00:01:02,375 --> 00:01:05,083
‫از جمله علایقش،
‫تیم مسابقات فرمول یک اونه،

15
00:01:05,166 --> 00:01:06,500
‫فالکوم دی‌سی.

16
00:01:06,583 --> 00:01:11,000
‫او در حال حاضر بر 64 شرکت
‫با دفتر مرکزی در بیش از 40 کشور نظارت داره.

17
00:01:11,041 --> 00:01:17,041
‫در صورت وقوع اتفاق ناگواری اگه فردا
‫‏1‏% از ثروتش رو از دست بده،

18
00:01:17,125 --> 00:01:18,375
‫حتی متوجه هم نمی‌شه.

19
00:01:18,500 --> 00:01:22,250
‫ولی می‌دونید اون 1‏% از ثروتش با اسکناس‌های
‫‏50 یورویی چقدر فضا اشغال می‌کنه؟

20
00:01:23,583 --> 00:01:25,875
‫چهار تا تریلی 18 چرخ.

21
00:01:28,791 --> 00:01:30,250
‫اون‌ها بهترین لحظاتن...

22
00:01:30,291 --> 00:01:33,333
‫اگه کسی ازم بپرسه
‫از پولدارها متنفرم یا نه، جوابم اینه...

23
00:01:34,250 --> 00:01:37,083
‫بله، با تمام وجودم.

24
00:01:37,666 --> 00:01:38,916
‫و می‌دونید چرا؟

25
00:01:40,833 --> 00:01:42,500
‫چون اون‌ها برامون پاپوش درست کردن.

26
00:01:44,041 --> 00:01:47,666
‫رویای آمریکایی وجود نداره.
‫نردبون موفقیت یه دروغه.

27
00:01:47,750 --> 00:01:50,291
‫اگه موش به دنیا بیای، موش هم از دنیا می‌ری.

28
00:01:50,791 --> 00:01:51,833
‫تو جوب.

29
00:01:51,916 --> 00:01:55,750
‫و وقتی از این بی‌احترامی خسته می‌شیم،
‫دو تا اعتراض راه می‌ندازیم

30
00:01:55,833 --> 00:01:57,375
‫و سه تا سطل آشغال آتیش می‌زنیم.

31
00:01:57,500 --> 00:02:00,875
‫و بعد سریع برمی‌گردیم خونه
‫چون فرداش باید بریم سر کار.

32
00:02:01,000 --> 00:02:04,833
‫دو تا انقلاب بود که
‫یه چیزی رو عوض کرد،

33
00:02:04,916 --> 00:02:06,375
‫انقلاب روسیه و فرانسه.

34
00:02:06,500 --> 00:02:07,625
‫می‌دونید چرا؟

35
00:02:08,250 --> 00:02:09,750
‫همه چیز رو نابود کردن.

36
00:02:10,833 --> 00:02:14,666
‫ولی این روزها دیگه ممکن نیست،
‫چون ما رو اهلی کردن.

37
00:02:14,750 --> 00:02:18,041
‫با حقوق‌های هزار یورویی،
‫پیتزا دم در خونه، و نتفلیکس.

38
00:02:18,125 --> 00:02:19,875
‫بذارید یه چیزی بهتون بگم.

39
00:02:20,000 --> 00:02:24,041
‫در سال اول میلادی،
‫‏150 میلیون نفر تو دنیا بودن.

40
00:02:24,125 --> 00:02:27,750
‫امروز نُه میلیارد نفرن.

41
00:02:27,791 --> 00:02:28,833
‫این یعنی چی؟

42
00:02:29,875 --> 00:02:32,083
‫منابع روز به روز کمیاب‌تر می‌شن؟

43
00:02:34,833 --> 00:02:37,791
‫دقیقاً. و به این ترتیب،
‫تعداد فقرامون روز به روز بیشتر می‌شه.

44
00:02:38,500 --> 00:02:41,000
‫می‌دونید آقای فالکون
‫پارسال چقدر درآمد داشت؟

45
00:02:42,000 --> 00:02:44,625
‫یازده میلیارد دلار.

46
00:02:48,291 --> 00:02:51,250
‫وقتی فهمیدم،
‫شروع کردم به وصل کردن نقطه‌ها به هم

47
00:02:52,833 --> 00:02:53,833
‫و به یه کشف و شهود رسیدم.

48
00:02:56,291 --> 00:02:59,916
‫نمی‌شه به هیولای سرمایه‌داری سیخونک زد.

49
00:03:00,000 --> 00:03:02,000
‫باید باهاش متحد بشی.

50
00:03:02,041 --> 00:03:03,500
‫ولی نه از طریق شورش.

51
00:03:03,583 --> 00:03:05,416
‫اینجا هر کی به فکر خودشه.

52
00:03:05,500 --> 00:03:08,125
‫و باید فقط دو تا چیز رو بفهمید.

53
00:03:08,250 --> 00:03:10,875
‫اول، یه مرزی وجود داره

54
00:03:13,333 --> 00:03:14,625
‫بین ما...

55
00:03:14,750 --> 00:03:18,750
‫و گروه منتخب کسایی که
‫بیشتر از 250 میلیون دلار ارزش دارن.

56
00:03:18,791 --> 00:03:19,833
‫و دوم،

57
00:03:28,625 --> 00:03:31,875
‫شما فقط با عوض کردن طرفتون
‫طبقه اجتماعی‌تون رو عوض می‌کنید.

58
00:03:32,583 --> 00:03:34,000
‫چون اینجا من پولدارم،

59
00:03:35,000 --> 00:03:36,166
‫و اینجا، من یه موشم.

60
00:03:36,250 --> 00:03:38,791
‫اینجا، تو فرودگاه کفش‌هام رو در نمیارم.

61
00:03:38,875 --> 00:03:41,250
‫و اینجا، باید تو صف وایسم.

62
00:03:42,083 --> 00:03:43,500
‫با جت شخصی پرواز می‌کنم.

63
00:03:43,791 --> 00:03:45,333
‫از تاکسی اینترنتی استفاده می‌کنم.

64
00:03:45,416 --> 00:03:47,083
‫خرچنگ. سیب‌زمینی.

65
00:03:47,166 --> 00:03:49,125
‫پرادا. فیک.

66
00:03:50,541 --> 00:03:54,000
‫خطی که ما رو
از هم جدا می‌کنه تکون نمی‌خوره

67
00:03:55,583 --> 00:03:57,791
‫ولی ما قراره اون جهش بزرگ رو انجام بدیم

68
00:03:58,916 --> 00:04:02,375
‫و تبدیل به اعضای برجسته
‫گروه 250 بشیم.

69
00:04:02,500 --> 00:04:04,250
‫بدون اسلحه،

70
00:04:04,333 --> 00:04:05,750
‫بدون خطر،

71
00:04:06,500 --> 00:04:07,541
‫و بدون تلفات.

72
00:04:17,250 --> 00:04:19,000
‫روکسان، در رو باز کن.

73
00:04:22,291 --> 00:04:24,291
‫مینروا، یه اتفاق وحشتناک افتاده.

74
00:04:41,875 --> 00:04:43,416
‫دیروز خیلی ناراحت بود.

75
00:04:44,500 --> 00:04:47,375
‫بعد از عمل، حالش خوب نبود.

76
00:04:47,500 --> 00:04:49,416
‫نیومد با ما جشن بگیره.

77
00:04:52,000 --> 00:04:54,000
‫مستقیم اومد به گنبد.

78
00:04:54,833 --> 00:04:56,625
‫وقتی «آلن» امروز صبح پیداش کرد،

79
00:04:56,750 --> 00:04:59,416
‫فیلم دوربین‌های امنیتی رو چک کردم
‫تا ببینم چطور به اینجا رسیده.

80
00:05:00,583 --> 00:05:01,916
‫چرا اومد اینجا؟

81
00:05:06,083 --> 00:05:07,500
‫یه مدتی داد و بیداد می‌کرد.

82
00:05:08,500 --> 00:05:09,875
‫آشفته به نظر می‌رسید.

83
00:05:10,750 --> 00:05:12,083
‫دور خودش می‌چرخید.

84
00:05:13,416 --> 00:05:15,750
‫به نظر می‌رسید
‫دچار حمله‌ی پانیک شده.

85
00:05:28,125 --> 00:05:30,125
‫می‌تونیم یه نگاهی به چیزی که دیدی بندازیم؟

86
00:05:36,500 --> 00:05:43,500
[پناهگاه میلیاردرها]

87
00:05:54,791 --> 00:05:57,833
‫داشتم فکر می‌کردم
‫من و تو قراره در مورد چی حرف بزنیم.

88
00:05:57,916 --> 00:05:59,833
‫بعد از حرف‌هایی که به هم زدیم؟

89
00:06:00,333 --> 00:06:04,166
‫اینکه من اینقدر سمی‌ام که حالت بد می‌شه
‫و شوهرت رقت‌انگیز و معمولیه.

90
00:06:04,250 --> 00:06:06,041
‫لازم نیست کاری بکنیم، عزیزم.

91
00:06:06,125 --> 00:06:07,125
‫ما از طبقه بالاییم.

92
00:06:07,250 --> 00:06:10,500
‫می‌تونیم کثافت‌کاری‌ها رو زیر فرش قایم کنیم
و به لبخند زدن ادامه بدیم

93
00:06:11,000 --> 00:06:14,000
‫نه. دیگه فرشی در کار نیست.

94
00:06:14,041 --> 00:06:17,375
‫یه چیزی هست که کاش
‫سال‌ها پیش بهت می‌گفتم، مامان.

95
00:06:18,000 --> 00:06:21,625
‫اون موقع جشن می‌گرفتی.
‫ولی الان مثل یه شوخی تلخ به نظر میاد.

96
00:06:23,791 --> 00:06:27,000
‫ولی من دارم یه شانس دوباره به زندگیم می‌دم.
‫بدون رافا.

97
00:06:28,583 --> 00:06:29,833
‫خب...

98
00:06:30,916 --> 00:06:32,500
‫من یه شانس دوباره با تو می‌خوام.

99
00:06:34,291 --> 00:06:37,250
‫خیلی متأسفم که این رو تو
‫زمان و مکان اشتباهی بهت می‌گم.

100
00:06:38,041 --> 00:06:42,416
‫اگه برای مراسم خاکسپاری من
‫می‌ذاشتی، اشتباه بود.

101
00:06:43,375 --> 00:06:46,375
‫ولی هنوزم می‌تونیم مقداری از اون
‫زمانی که از دست دادیم رو برگردونیم.

102
00:06:47,166 --> 00:06:48,916
‫حتی می‌تونیم یه‌کم بخندیم.

103
00:07:08,500 --> 00:07:11,500
‫چهار دقیقه بعد، رفت بالا
‫روی پل و پرید.

104
00:07:13,375 --> 00:07:15,250
‫می‌خوام فیلمش رو ببینم.

105
00:07:17,250 --> 00:07:21,833
‫این کنجکاوی بیمارگونه‌ست،
‫یا به من اعتماد نداری، آقای گارسیا؟

106
00:07:21,916 --> 00:07:23,833
‫من حتی به مادربزرگ خودمم اعتماد ندارم.

107
00:07:25,875 --> 00:07:26,875
‫ویدئو رو پخش کن.

108
00:07:27,833 --> 00:07:28,833
‫منم می‌خوام ببینم.

109
00:07:28,916 --> 00:07:30,166
‫بیا ببینیم.

110
00:07:30,250 --> 00:07:33,833
‫چیزی که بیشتر از همه من رو متعجب می‌کنه اینه
‫که هیچ‌کدومتون تو غم من شریک نیستید.

111
00:07:35,000 --> 00:07:38,000
‫اینجا نشستید، سرد و بی‌روح،
‫و دنبال جوابید.

112
00:07:38,083 --> 00:07:41,000
‫و تو، گارسیا،
‫داری بذر بی‌اعتمادی می‌کاری

113
00:07:41,083 --> 00:07:42,791
‫وقتی باید متحد باشیم.

114
00:07:45,250 --> 00:07:47,000
‫تصور کن چقدر متعهدم.

115
00:07:47,750 --> 00:07:50,500
‫من با اعتماد به تو و برادرت
‫خودم رو تو این ماجرا انداختم.

116
00:07:50,500 --> 00:07:51,541
واقعاً؟

117
00:07:51,583 --> 00:07:53,125
‫آدم‌های زیادی این کار رو نمی‌کنن.

118
00:07:53,250 --> 00:07:56,250
‫بی‌تعارف، ولی شما دو تا
‫از روز اول عجیب به نظر می‌رسیدید.

119
00:07:59,125 --> 00:08:02,125
‫تنها چیزی که می‌خوام بدونم اینه
‫که آیا در اعتماد به شما اشتباه کردم یا نه.

120
00:09:03,041 --> 00:09:04,291
‫صبح به‌خیر، فسقلی.

121
00:09:06,375 --> 00:09:07,375
‫فسقلی؟

122
00:09:08,291 --> 00:09:09,666
‫اینطوری صدات می‌کردم...

123
00:09:09,750 --> 00:09:13,000
‫وقتی 12 سالم بود
‫و خواهر کوچیکه‌ی نامزدت بودم.

124
00:09:14,166 --> 00:09:18,750
‫من دیگه اون دختر نیستم،
‫پس اینقدر از بالا به پایین نگاه نکن، باشه؟

125
00:09:24,416 --> 00:09:25,416
‫باشه.

126
00:09:35,541 --> 00:09:37,750
‫صبح به‌خیر، آسیا. خوب خوابیدی؟

127
00:09:37,833 --> 00:09:40,791
‫آرشیو تلویزیون رو دیدی؟

128
00:09:42,333 --> 00:09:43,416
‫‏5000 تا فیلم داره.

129
00:09:44,750 --> 00:09:46,875
‫پس برنامه تلویزیونی بانکر رو چک کردی؟

130
00:09:47,875 --> 00:09:49,166
‫«آرماگدون» رو دارن.

131
00:09:50,125 --> 00:09:51,333
‫عاشق اون فیلمم.

132
00:09:52,333 --> 00:09:53,333
‫آرماگدون؟

133
00:09:54,541 --> 00:09:58,166
‫قسم می‌خورم، نمی‌دونم داری
‫سربه سرم می‌ذاری یا ذاتاً اینطوری هستی.

134
00:09:58,250 --> 00:10:00,791
‫اوه نه. دارم سربه سرت می‌ذارم.

135
00:10:01,833 --> 00:10:04,916
‫منم نمی‌دونم تو ذاتاً اینطوری هستی
‫یا اصلاً بلدی بخندی.

136
00:10:05,500 --> 00:10:06,833
‫شاید برات مهم نباشه

137
00:10:06,916 --> 00:10:09,750
‫که دوست‌های دو سه سال اخیرت

138
00:10:09,791 --> 00:10:11,833
‫همین الان یه بمب رو سرشون افتاده.

139
00:10:12,916 --> 00:10:15,500
‫ولی من اون بیرون دوست‌هایی دارم.

140
00:10:17,000 --> 00:10:18,333
‫و این روی من تأثیر می‌ذاره.

141
00:10:20,875 --> 00:10:22,375
‫من تو زندان یه کتاب خوندم.

142
00:10:23,750 --> 00:10:24,750
‫«نویز ذهنی».

143
00:10:25,666 --> 00:10:27,791
‫می‌گفت که 98‏% مواقع،

144
00:10:27,875 --> 00:10:30,375
‫ما نگران چیزهایی هستیم
‫که هیچ‌وقت اتفاق نمی‌افتن.

145
00:10:31,833 --> 00:10:34,500
‫شاید دوست‌هات همین الان
‫کاملاً خوب باشن.

146
00:10:36,416 --> 00:10:38,000
‫به خاطر همینه که غذا نمی‌خوری؟

147
00:11:01,666 --> 00:11:03,625
‫خب، می‌تونم بامیه و تخم‌مرغ تو رو بخورم؟

148
00:11:06,833 --> 00:11:08,750
‫خوبه که بهت میوه دادن.

149
00:11:08,791 --> 00:11:09,833
‫آره.

150
00:11:13,250 --> 00:11:14,625
‫باید بری سینی بگیری.

151
00:11:15,291 --> 00:11:16,625
‫هر مهمون فقط یکی می‌گیره.

152
00:11:21,125 --> 00:11:22,166
‫یادداشت می‌کنن.

153
00:11:32,000 --> 00:11:33,000
‫آسیا...

154
00:11:49,750 --> 00:11:50,791
‫سلام.

155
00:11:56,083 --> 00:12:00,541
‫ببخشید. باید سر میزی بشینید
‫که به واحد خانوادگی شما اختصاص داده شده.

156
00:12:01,166 --> 00:12:02,375
‫درسته...

157
00:12:05,291 --> 00:12:07,666
‫ببینید، یه جورایی...

158
00:12:08,250 --> 00:12:11,250
‫واحد خانوادگی من دگرگون شده.

159
00:12:12,875 --> 00:12:15,625
‫بی‌خیال. یه جای دیگه برای نشستن
‫پیدا می‌کنم.

160
00:12:19,083 --> 00:12:20,166
‫ببخشید.

161
00:12:23,083 --> 00:12:29,166
‫مهمانان عزیز، لطفاً برای یک جلسه
‫اضطراری به سمت گنبد بروید.

162
00:12:34,541 --> 00:12:38,125
‫طبق تعهدمون به شفافیت،

163
00:12:38,791 --> 00:12:41,416
‫می‌خوام دو اتفاق غم‌انگیز رو
‫بهتون اطلاع بدم.

164
00:12:42,375 --> 00:12:45,500
‫اولیش درگذشت
‫رئیس حفاظت ماست

165
00:12:45,583 --> 00:12:47,916
‫در نتیجه قرار گرفتنش در معرض تشعشع.

166
00:12:50,000 --> 00:12:51,375
‫دومین ضایعه بزرگ...

167
00:12:56,875 --> 00:13:00,500
‫درگذشت دکتر ما، جولیا بالدینی‌ـه

168
00:13:01,291 --> 00:13:04,875
‫اضطرابی که در نتیجه
‫وقایع اخیر متحمل شد

169
00:13:05,000 --> 00:13:06,125
‫غیرقابل تحمل بود.

170
00:13:07,541 --> 00:13:08,916
‫و به زندگی خودش پایان داد.

171
00:13:10,291 --> 00:13:14,000
‫بهتون هشدار دادم که ناامیدی
‫بدترین دشمن ما اینجا خواهد بود.

172
00:13:15,083 --> 00:13:17,500
‫متأسفانه، باید طبق پروتکل عمل کنیم

173
00:13:17,583 --> 00:13:20,250
‫و از قرنطینه پیشگیرانه
‫به قرنطینه نامحدود بریم،

174
00:13:21,125 --> 00:13:22,750
‫با تمام عواقبی که داره.

175
00:13:25,500 --> 00:13:29,416
‫همونطور که شاید متوجه شده باشید،
‫شروع به جیره‌بندی غذا کردیم.

176
00:13:31,166 --> 00:13:32,416
‫آقای وارلا...

177
00:13:36,083 --> 00:13:37,416
‫بیاید جلو، لطفاً.

178
00:13:43,250 --> 00:13:46,541
‫- متوجه می‌شید چی می‌گم؟
‫- بله.

179
00:13:46,625 --> 00:13:50,416
‫فکر می‌کنم می‌فهمید که مرتکب
‫یه عمل غیرمسئولانه و خودخواهانه شدید

180
00:13:50,500 --> 00:13:54,750
‫شبی که به انبار آذوقه هجوم بردید،
‫که برای همه مهمون‌هامون بود.

181
00:13:55,291 --> 00:13:57,791
‫و شما تنها کسی نبودید که
‫قوانین رو زیر پا گذاشت.

182
00:13:58,666 --> 00:14:00,000
‫پسرتون هم همین کار رو کرد.

183
00:14:00,083 --> 00:14:01,541
‫مکس وارلا،

184
00:14:03,041 --> 00:14:04,833
‫بیاید جلو، لطفاً.

185
00:14:07,166 --> 00:14:10,750
‫شما تیم امنیتی پناهگاهمون رو
‫به چالش کشیدید وقتی جلوی یه افسر ایستادید،

186
00:14:11,416 --> 00:14:15,000
‫با رفتاری خشونت‌آمیز، و به زور
‫سلاح سازمانیش رو گرفتید.

187
00:14:16,291 --> 00:14:18,291
‫من این رفتار رو تحمل نمی‌کنم.

188
00:14:18,916 --> 00:14:22,125
‫تو وضعیت ما، امنیت اساس کاره.

189
00:14:22,750 --> 00:14:24,083
‫برای همه ما.

190
00:14:24,583 --> 00:14:28,791
‫و اگه یه نفر کسایی که
‫مراقبش هستن رو به چالش بکشه،

191
00:14:29,416 --> 00:14:31,000
‫دیگه امنیتی در کار نخواهد بود.

192
00:14:32,000 --> 00:14:35,375
‫ده دقیقه دیگه شوکر رو
‫تو دفترم می‌خوام.

193
00:14:39,916 --> 00:14:42,250
‫من دیروز اون دو نفر رو زنده دیدم.

194
00:14:43,500 --> 00:14:46,833
‫از ذهنم بیرون نمی‌رن.
‫اینجا تو قلبم یه سنگینی حس می‌کنم...

195
00:14:50,666 --> 00:14:52,750
‫وقتی حملات اضطراب داشتم،

196
00:14:52,791 --> 00:14:55,291
‫و یه زمانی بود که
‫به اندازه کافی ازشون داشتم،

197
00:14:55,375 --> 00:14:58,125
‫می‌نشستم و آلبوم‌های عکس رو نگاه می‌کردم.

198
00:14:59,666 --> 00:15:02,416
‫سفرها و خاطرات رو دوباره زنده می‌کردم.

199
00:15:04,500 --> 00:15:07,583
‫روزهای خوبی که داشتیم
‫وقتی شما دو تا بچه بودید.

200
00:15:08,083 --> 00:15:10,166
‫همه ما، که تو ساحل می‌خندیدیم.

201
00:15:11,333 --> 00:15:15,291
‫اینطوری، کم کم،
‫اضطرابم فروکش می‌کرد.

202
00:15:17,083 --> 00:15:20,000
‫حالا می‌فهمم که
‫دیگه اون عکس‌ها رو نداریم.

203
00:15:24,833 --> 00:15:29,833
‫و اینکه، شاید به تدریج،
‫همه اون تصاویر فراموش بشن.

204
00:15:31,000 --> 00:15:32,000
‫سفرها.

205
00:15:33,416 --> 00:15:35,125
‫جشن‌ها.

206
00:15:38,333 --> 00:15:39,458
‫چهره‌ی خواهرت.

207
00:15:40,166 --> 00:15:41,166
‫عزیزم،

208
00:15:42,208 --> 00:15:44,625
‫اون خاطرات هیچ‌وقت تو رو ترک نمی‌کنن.

209
00:15:46,166 --> 00:15:47,458
‫من میرم بیرون.

210
00:16:04,625 --> 00:16:06,208
‫سلام. ببخشید.

211
00:16:07,250 --> 00:16:10,625
‫می‌دونید این کانال‌های زباله
‫به کجا میرن؟

212
00:16:10,708 --> 00:16:12,625
‫آره، به دستگاه فشرده‌ساز زباله.

213
00:16:13,250 --> 00:16:15,125
‫می‌تونید من رو ببرید اونجا؟

214
00:16:15,750 --> 00:16:17,916
‫نه. منطقه ممنوعه‌ست.

215
00:16:18,416 --> 00:16:21,875
‫ببین، دستبند خواهرم رو
‫اتفاقی انداختم تو کانال،

216
00:16:21,958 --> 00:16:24,458
‫و باید پسش بگیرم.

217
00:16:25,041 --> 00:16:26,166
‫خواهش می‌کنم.

218
00:16:29,625 --> 00:16:30,875
‫ما زنده‌ایم.

219
00:16:32,125 --> 00:16:34,333
‫ما خیلی خوش‌شانسیم.

220
00:16:36,666 --> 00:16:37,708
‫یه چیزی بگو.

221
00:16:38,375 --> 00:16:40,208
‫این گیِرمو هم یه چیزی‌ـه.

222
00:16:40,291 --> 00:16:42,541
‫با وجود همه این‌ها هنوزم جوک می‌گه.

223
00:16:42,625 --> 00:16:43,708
‫...نیمه پر لیوان.

224
00:16:46,708 --> 00:16:48,250
‫روکسان، «تکه‌ای از من» رو پخش کن.

225
00:17:08,750 --> 00:17:14,875
‫و به دوست‌هاشون، خانواده‌شون،
‫یا شرکای تجاریشون نمی‌گن کجا میرن.

226
00:17:16,916 --> 00:17:19,041
‫- عجیب می‌شه، درسته؟
‫- نه.

227
00:17:19,125 --> 00:17:20,541
‫چرا عجیب؟

228
00:17:20,625 --> 00:17:24,000
‫این آدم‌ها تمام روز
‫سرشون تو گوشیه.

229
00:17:24,041 --> 00:17:25,250
‫زندگی اجتماعی دارن.

230
00:17:25,291 --> 00:17:28,000
‫آره. برای مردم عجیب نیست
‫که غیب‌شون زده؟

231
00:17:29,000 --> 00:17:30,750
‫این مشکلی نخواهد بود.

232
00:17:30,791 --> 00:17:34,250
‫همه اون‌ها یه ویدئوی خداحافظی ضبط کردن،
‫یه پیام نوشتن،

233
00:17:34,291 --> 00:17:36,166
‫یا قبل از ورود یه ایمیل فرستادن.

234
00:17:36,250 --> 00:17:38,000
‫بخشی از قرارداد خواهد بود.

235
00:17:38,041 --> 00:17:42,083
‫و وقتی وارد بانکر بشن،
‫ما اون پیام‌های خداحافظی رو می‌فرستیم.

236
00:17:42,166 --> 00:17:44,750
‫به پسرعموهاشون،
‫شرکاشون، و گروه‌های چتشون.

237
00:17:44,833 --> 00:17:47,000
‫بله. همه‌شون از یه الگو پیروی می‌کنن.

238
00:17:47,750 --> 00:17:51,500
‫یه سفر غیرمنتظره
‫به دلایل سلامتی یا شخصی.

239
00:17:51,583 --> 00:17:54,333
‫اون کلماتی که همه ما یه زمانی گفتیم،

240
00:17:54,416 --> 00:17:56,250
‫«من به یه تعطیلات احتیاج دارم.»

241
00:17:56,333 --> 00:17:59,375
‫- باید از همه چیز دور بشم.
‫- در دسترس نخواهم بود.

242
00:17:59,500 --> 00:18:02,750
‫دارم با بابام میرم سفر
‫برای چند هفته، باشه؟

243
00:18:02,791 --> 00:18:04,541
‫آنتن ندارم.
[سفر غیرمنتظره. نمیتونین تماس بگیرین]

244
00:18:04,583 --> 00:18:07,625
‫نه ایمیل، نه گوشی، هیچی.

245
00:18:07,666 --> 00:18:08,666
‫فقط چند روز.

246
00:18:08,666 --> 00:18:10,291
‫- سفر غیرمنتظره.
‫- تغییر آب و هوا.
[باشه، مراقب خودت باش]

247
00:18:10,375 --> 00:18:12,750
‫- باید برم.
‫- نگران نباشید. ما خوبیم.

248
00:18:12,833 --> 00:18:14,000
‫دلم براتون تنگ می‌شه.

249
00:18:14,083 --> 00:18:16,750
‫- همه چیز دیگه دست شماست.
‫- دوست‌تون دارم.

250
00:18:16,833 --> 00:18:20,625
‫اون‌ها می‌گن که برای
‫بیشتر از چهار هفته نمیرن.

251
00:18:20,750 --> 00:18:24,375
‫متأسفم، ولی هر چقدرم ویدئو
‫و پیام بفرستن،

252
00:18:24,500 --> 00:18:27,375
‫همیشه یکی پیدا می‌شه
‫که منظور رو نگیره.

253
00:18:27,500 --> 00:18:30,750
‫که وسط اون تعطیلات
‫زنگ بزنه، درسته؟

254
00:18:30,833 --> 00:18:33,291
‫آره، یه منشی، یه نفر از بانک...

255
00:18:33,375 --> 00:18:35,041
‫یه دوست بی‌صبر.

256
00:18:35,125 --> 00:18:39,000
‫چطور می‌تونیم مطمئن شیم اون تماس‌ها
‫به گزارش مفقودی ختم نشه؟

257
00:18:39,041 --> 00:18:42,833
‫اگه هر کدوم از این‌ها اتفاق بیفته،
‫می‌تونیم در لحظه حلش کنیم.

258
00:18:42,916 --> 00:18:46,541
‫می‌دونید چرا؟
‫چون گوشی‌هاشون رو داریم.

259
00:18:47,583 --> 00:18:51,250
‫اون‌ها رو به عنوان بخشی از پروتکل امنیتی
‫تو کمدهاشون می‌ذارن.

260
00:18:52,083 --> 00:18:54,541
‫ولی اون‌ها جواب نمیدن.
‫و ما هم جواب نمی‌دیم.

261
00:18:55,291 --> 00:18:58,291
‫«روکسان» تماس‌ها رو جواب می‌ده،
‫به پیام‌ها پاسخ می‌ده،

262
00:18:58,375 --> 00:19:01,750
‫و حساب‌های شبکه‌های اجتماعی‌شون رو
‫که فعال باقی می‌مونه، مدیریت می‌کنه.

263
00:19:03,291 --> 00:19:04,416
‫روکسان کیه؟

264
00:19:05,250 --> 00:19:06,541
‫یه شگفتی تکنولوژیکی

265
00:19:06,625 --> 00:19:09,583
‫که برادرم 11 سال گذشته رو
‫صرف تکمیلش کرده.

266
00:19:10,291 --> 00:19:14,041
‫قادره مثل هر شخصی
‫تو پایگاه داده حرف بزنه.

267
00:19:14,125 --> 00:19:16,666
‫و کی قراره تو پایگاه داده باشه؟

268
00:19:16,750 --> 00:19:20,500
‫یه گروه منتخب
‫که قبلاً در موردش شنیدید.

269
00:19:20,583 --> 00:19:22,875
‫مولتی‌میلیونرهای عزیزمون.

270
00:19:23,875 --> 00:19:28,125
‫ما شب و روز ازشون فیلم می‌گیریم.
‫هر چی می‌گن، هر کاری می‌کنن.

271
00:19:28,250 --> 00:19:30,833
‫لهجه‌هاشون، کلماتی که استفاده می‌کنن،

272
00:19:30,916 --> 00:19:34,375
‫اصطلاحات معمولشون، آهنگ کلامشون،
‫سکوت‌ها و ریتم‌هاشون رو در میاریم.

273
00:19:34,500 --> 00:19:37,375
‫فراتر از اون، تنها چیزی از اون‌ها رو
‫که نداشتیم به ما می‌ده.

274
00:19:43,125 --> 00:19:45,000
‫دقیقه به دقیقه بهتر می‌شه.

275
00:19:45,083 --> 00:19:49,083
‫تا یه روزی،
‫یه نسخه بهتر از اون‌ها می‌شه.

276
00:19:49,166 --> 00:19:50,875
‫این واقعاً ممکنه؟

277
00:19:51,000 --> 00:19:53,166
‫بله، بهتون اطمینان می‌دم که هست.

278
00:19:53,666 --> 00:19:54,666
‫من دیدمش.

279
00:19:55,791 --> 00:19:57,250
‫مثل فیلم علمی-تخیلی به نظر میاد.

280
00:19:57,333 --> 00:20:00,166
‫آره، ولی علمی-تخیلی دیگه تخیلی نیست.

281
00:20:00,250 --> 00:20:02,166
‫آینده همین الانه.

282
00:20:04,375 --> 00:20:06,000
‫جمعش کنیم؟

283
00:20:06,583 --> 00:20:09,750
‫البته. آره.
‫با آسانسور خدمه برید پایین.

284
00:20:09,791 --> 00:20:11,625
‫یکی یکی، لطفاً.

285
00:20:13,250 --> 00:20:15,750
اشکالی نداره؟ آره؟

286
00:20:15,791 --> 00:20:17,500
موفق شدیم

287
00:20:31,125 --> 00:20:32,875
‫کی به گیِرمو فالکون زنگ می‌زنه؟

288
00:20:32,958 --> 00:20:35,500
‫اسوالدو فرناندز،
‫مدیر شرکت هلدینگ

289
00:20:35,625 --> 00:20:37,125
‫و دست راست فالکون.

290
00:20:37,166 --> 00:20:40,041
‫مغز متفکر شرکت هلدینگ.
‫این آدم ماست.

291
00:20:40,125 --> 00:20:42,541
‫ما برای جواب دادن به اون تماس آماده نیستیم.

292
00:20:43,041 --> 00:20:44,375
‫بذار بره رو پیغام‌گیر.

293
00:20:44,458 --> 00:20:47,125
‫- گیِرمو رو کجا فرستادیم؟
‫- فیلیپین.

294
00:20:47,166 --> 00:20:50,875
‫اسوالدو یه پیغام صوتی گذاشته.
‫می‌خواید پخشش کنم؟

295
00:20:50,958 --> 00:20:52,375
‫آره، پخشش کن.

296
00:20:52,458 --> 00:20:56,541
‫می‌دونم در دسترس نیستی، ولی این از
‫خلوت معنوی تو فوری‌تره.

297
00:20:56,625 --> 00:20:57,958
‫بهم زنگ بزن، لطفاً.

298
00:20:58,791 --> 00:21:01,416
‫روکسان، باید به اسوالدو جواب بدی.

299
00:21:01,500 --> 00:21:03,208
‫اگه گیِرمو بود، چی می‌گفت؟

300
00:21:03,291 --> 00:21:05,125
[علایق - سن 53 سالگی]

301
00:21:05,208 --> 00:21:07,708
‫«بهت گفتم سه هفته آفلاینم،

302
00:21:07,791 --> 00:21:10,708
‫و تو سه روزه زنگ زدی، عوضی.»

303
00:21:10,791 --> 00:21:13,125
‫«اگه کسی نمرده،
‫وقتی برگشتم می‌بینمت.»

304
00:21:13,708 --> 00:21:16,208
‫- بفرستمش؟
‫- بفرست.

305
00:21:17,458 --> 00:21:18,791
‫پیام ارسال شد.

306
00:22:00,416 --> 00:22:02,416
‫می‌دونی اون دختره از کجا اومده؟

307
00:22:02,500 --> 00:22:04,041
‫کی؟

308
00:22:04,125 --> 00:22:06,125
‫زن جدید گیِرمو.

309
00:22:07,625 --> 00:22:08,666
‫میمی؟

310
00:22:09,458 --> 00:22:13,750
،مامان، نمیدونم به چی فکر میکنی
ولی فراموشش کن

311
00:22:14,875 --> 00:22:16,500
‫اولاً، حتی 30 سالش هم نیست.

312
00:22:16,625 --> 00:22:19,000
‫دوماً، کاملاً
‫عاشق گیِرموئه.

313
00:22:19,125 --> 00:22:23,000
‫و سوماً، نه اینکه برای تو مهم باشه،
‫ولی اون کمی افسرده‌ست.

314
00:22:23,125 --> 00:22:24,541
‫به روز باش، عزیزم.

315
00:22:24,625 --> 00:22:28,750
‫این روزا هیچ‌کس غیرافسرده نیست.
‫همه کم و بیش همینطورن.

316
00:22:29,458 --> 00:22:31,125
‫اینطور نیست، آنتونیو؟

317
00:22:31,166 --> 00:22:35,041
‫بله. من آدم‌هایی رو دیدم
‫که سال‌ها درگیرش بودن.

318
00:22:37,166 --> 00:22:39,416
‫مامان، تو سرطان داری.

319
00:22:40,125 --> 00:22:44,041
‫باید آروم باشی و سخت نگیری.
‫باید تمرکز کنی.

320
00:22:44,125 --> 00:22:47,416
‫رو چی تمرکز کنم؟ رو مُردن؟

321
00:22:48,416 --> 00:22:52,500
‫مریض بودن نباید مانع من بشه
‫که یه رفاقت جدید داشته باشم.

322
00:22:52,625 --> 00:22:54,625
‫نه، واقعاً، بس کن.

323
00:22:54,708 --> 00:22:55,708
‫ببین...

324
00:22:56,208 --> 00:23:00,166
‫کنار اومدن با این قضیه
همیشه واسه من سخت بوده

325
00:23:00,250 --> 00:23:02,125
‫کی سختی کشیدی؟

326
00:23:08,500 --> 00:23:09,500
‫دوستم لورا.

327
00:23:10,375 --> 00:23:13,375
‫می‌اومد خونه ما درس بخونه،
‫و تو باهاش رفیق شدی.

328
00:23:13,458 --> 00:23:16,125
‫و بعد چندوقت دیگه بهش محل نذاشتی.

329
00:23:16,166 --> 00:23:17,500
‫اون یه دختر مدرسه‌ای بود.

330
00:23:17,625 --> 00:23:20,250
‫و بعد وقتی ناراحت شده بود
تو عین خیالت نبود

331
00:23:20,375 --> 00:23:21,875
‫تو خودت دختر داشتی.

332
00:23:21,958 --> 00:23:24,958
‫و بعداً، وقتی بعد از فارغ‌التحصیلی
‫یه باشگاه باز کرد،

333
00:23:25,041 --> 00:23:26,791
‫تو اولین کسی بودی که ثبت‌نام کردی.

334
00:23:26,875 --> 00:23:28,416
‫‏14 کیلومتر دورتر بود.

335
00:23:28,500 --> 00:23:31,041
‫یهو به تناسب اندام علاقه‌مند شدی.

336
00:23:31,541 --> 00:23:33,875
‫و بعد، دوباره باهاش مهربون شدی.

337
00:23:34,458 --> 00:23:37,125
شما دوتا خیلی باهم رفیق بودید
بهم گفته بود

338
00:23:37,166 --> 00:23:39,875
‫طوری می‌گی
‫انگار چیز بدی بوده.

339
00:23:40,458 --> 00:23:43,958
‫پس نمی‌تونم با یکی رفیق باشم
‫چون دوست توئه؟

340
00:23:44,041 --> 00:23:46,958
‫من از لورا خوشم میومد
و اون من رو به چشمِ یه مادر نمی‌دید

341
00:23:47,041 --> 00:23:49,291
‫کلی باهم خرید می‌رفتیم.

342
00:23:49,833 --> 00:23:52,416
‫- من دیگه باهاش نگشتم، خیلی حسود بود.
‫- اوه واقعاً؟

343
00:23:52,916 --> 00:23:54,541
‫این رو نمی‌دونستم.

344
00:23:56,625 --> 00:23:58,041
‫یه چیزی بگو.

345
00:23:59,125 --> 00:24:01,041
‫چند وقته هیچ دوستی نداشتی؟

346
00:24:01,541 --> 00:24:04,041
‫ببین، مامان، اگه واقعاً می‌خوای بدونی،

347
00:24:04,541 --> 00:24:07,291
‫من و رافا هیچ‌وقت تو رابطه‌مون
‫مشکلی نداشتیم.

348
00:24:07,375 --> 00:24:09,000
‫- نه، کاملاً برعکس.
‫- نه.

349
00:24:09,125 --> 00:24:13,166
‫مطمئن بودم تنها دلیلی که
‫‏20 سال با هم موندید

350
00:24:13,250 --> 00:24:15,666
‫این بود که رفاقت و صمیمیت بین‌تونه.

351
00:24:15,750 --> 00:24:18,750
‫که از قیافه‌ش معلوم نبود، واقعاً.

352
00:24:18,875 --> 00:24:24,166
‫هرچند اون تیپ‌های مؤدب و اتوکشیده
‫تو خونه مهربون‌ان.

353
00:24:24,250 --> 00:24:26,875
‫شاید آروم و بی‌خبر به نظر برسن،

354
00:24:26,958 --> 00:24:29,708
‫ولی بلدن چطوری هوات رو داشته باشن.

355
00:24:38,791 --> 00:24:41,375
‫باید به مسئول تعمیر و نگه‌داری زنگ بزنم.

356
00:24:41,458 --> 00:24:44,458
‫تا دستگاه فشرده‌ساز رو
‫وقتی ما توشیم، روشن نکنن.

357
00:24:45,250 --> 00:24:48,125
‫نگفتی هیچ‌کس نباید بدونه ما اینجاییم؟

358
00:24:48,166 --> 00:24:51,625
‫درسته، ولی اگه بین این
‫و به خطر انداختن جونمون باشه...

359
00:24:56,416 --> 00:24:58,375
‫همه درک می‌کنن.

360
00:24:58,416 --> 00:25:02,416
‫نمی‌خوام با این قضیه
مشکلی ایجاد کنم، واقعاً

361
00:25:02,500 --> 00:25:05,250
‫حداقل نه امروز،
‫با توجه به درگذشت دکتر...

362
00:25:08,166 --> 00:25:09,166
‫باشه.

363
00:25:10,166 --> 00:25:12,041
‫ولی فقط یه دقیقه، باشه؟

364
00:25:31,875 --> 00:25:32,875
‫یالا.

365
00:25:32,958 --> 00:25:34,375
‫مواظب باش.

366
00:25:37,291 --> 00:25:38,958
‫واقعاً شوکه شدم.

367
00:25:40,125 --> 00:25:41,958
‫- تو؟
‫- از چی؟

368
00:25:42,041 --> 00:25:44,250
‫مرگ جولیا.

369
00:25:45,875 --> 00:25:47,291
‫منم همینطور.

370
00:25:50,708 --> 00:25:51,875
‫آسیا!

371
00:25:51,916 --> 00:25:55,041
‫دستگاه فشرده‌ساز رو روشن کردن!
‫باید بریم بیرون!

372
00:25:55,125 --> 00:25:56,208
‫عجله کن.

373
00:26:00,791 --> 00:26:02,291
‫مواظب باش!

374
00:26:08,875 --> 00:26:10,000
‫بهم نخورد.

375
00:26:12,750 --> 00:26:15,000
‫- بیا بریم.
‫- فقط چند ثانیه دیگه.

376
00:26:15,750 --> 00:26:16,750
‫خواهش می‌کنم.

377
00:26:18,583 --> 00:26:20,500
‫- بیا بریم!
‫- دارم میام!

378
00:26:20,583 --> 00:26:22,750
‫آسیا، داری چی کار می‌کنی؟

379
00:26:25,291 --> 00:26:27,166
‫بیا بریم! عجله کن!

380
00:26:27,250 --> 00:26:29,333
‫آره، دارم میام!

381
00:26:29,416 --> 00:26:30,750
‫آسیا!

382
00:26:31,500 --> 00:26:32,916
‫پیداش کردم!

383
00:26:32,958 --> 00:26:34,041
‫عجله کن!

384
00:26:34,041 --> 00:26:35,250
‫- یالا!
‫- باشه!

385
00:26:36,916 --> 00:26:39,125
‫- دستت رو بده به من!
‫- باشه!

386
00:26:39,625 --> 00:26:40,625
‫عجله کن!

387
00:26:47,250 --> 00:26:48,291
‫دیدمت.

388
00:26:49,833 --> 00:26:51,041
‫یه گوشی برداشتی.

389
00:26:52,791 --> 00:26:53,791
‫نه.

390
00:26:54,750 --> 00:26:56,583
‫دستبند بود. نگاه کن.

391
00:26:57,541 --> 00:27:01,041
‫پشتت رو به من کردی،
‫گوشی رو برداشتی،

392
00:27:02,000 --> 00:27:03,250
‫و گذاشتی تو جیبت.

393
00:27:05,916 --> 00:27:07,250
‫بهم دروغ گفتی.

394
00:27:07,833 --> 00:27:09,416
‫و ممکن بود له بشیم.

395
00:27:10,083 --> 00:27:11,250
‫متأسفم.

396
00:27:17,333 --> 00:27:18,625
‫گوشی خواهرمه.

397
00:27:19,500 --> 00:27:20,500
‫اون مُرده.

398
00:27:22,000 --> 00:27:25,083
‫و تنها تصاویری که
‫ازش برام مونده تو اینه.

399
00:27:28,875 --> 00:27:31,375
‫- و چرا تو سطل آشغال بود؟
‫- من انداختمش.

400
00:27:31,500 --> 00:27:32,541
‫چرا؟

401
00:27:34,625 --> 00:27:35,833
‫چون...

402
00:27:37,416 --> 00:27:40,833
‫چون نمی‌تونم دست از نگاه کردن
‫به پیام‌هایی که نامزدش براش فرستاده، بردارم.

403
00:27:40,916 --> 00:27:43,541
‫وسواس‌گونه این کار رو می‌کنم. تمام شب.

404
00:27:43,625 --> 00:27:47,541
‫حرف‌هایی که بهش می‌زد،
‫موسیقی‌هایی که می‌فرستاد، و این داره دیوونه‌م می‌کنه.

405
00:27:47,625 --> 00:27:49,416
‫چون از اون پسره متنفرم.

406
00:27:49,500 --> 00:27:51,375
‫اون خواهرم رو تو یه تصادف کشت.

407
00:27:51,500 --> 00:27:54,250
‫اون یه عوضیه. بی‌قلبه.

408
00:27:54,333 --> 00:27:57,291
‫حتی برای اتفاقی که اون بیرون می‌افته
‫همدردی نمی‌کنه.

409
00:27:57,375 --> 00:28:00,541
‫بیشتر نگران صبحانه‌شه
‫تا احساسات انسانی.

410
00:28:00,625 --> 00:28:02,750
‫نامزد خواهرت اینجاست؟

411
00:28:03,666 --> 00:28:04,875
‫مکس وارلا.

412
00:28:05,000 --> 00:28:06,041
‫اوه خدای من.

413
00:28:06,125 --> 00:28:07,833
‫ولی بدترین قسمتش اینه که، منم که

414
00:28:07,916 --> 00:28:11,750
‫انگار نمی‌تونم عمق فاجعه‌ای که
‫اون بیرون داره اتفاق می‌افته رو درک کنم.

415
00:28:12,750 --> 00:28:14,916
‫ما تو یه پناهگاه اتمی گیر افتادیم،

416
00:28:15,000 --> 00:28:17,250
‫در طول یه هولوکاست هسته‌ای
‫یا خدا می‌دونه چی،

417
00:28:17,291 --> 00:28:19,875
‫که شاید زندگی قبلی من رو، نابود کرده باشه.

418
00:28:20,000 --> 00:28:21,041
‫دوست‌هام رو.

419
00:28:21,125 --> 00:28:24,041
‫و نمی‌تونم دست از فکر کردن
‫به دیدن اون ویدئوها بردارم.

420
00:28:24,125 --> 00:28:27,000
‫و به جای گریه کردن، می‌خندم.

421
00:28:28,750 --> 00:28:33,250
‫به حرف‌هایی فکر می‌کنم که وقتی
‫روبه‌روم سر صبحانه می‌شینه، می‌زنه...

422
00:28:35,166 --> 00:28:37,250
‫و فراموش می‌کنم چه خبره.

423
00:28:40,000 --> 00:28:41,250
‫و کی هستم.

424
00:28:44,750 --> 00:28:46,916
‫خواهر دختری که اون کشت.

425
00:28:48,583 --> 00:28:50,375
‫و خانواده‌ای که اون نابود کرد.

426
00:28:56,041 --> 00:28:57,750
‫به نظرت باید چی کار کنم؟

427
00:28:58,666 --> 00:28:59,666
‫خب...

428
00:29:02,583 --> 00:29:06,166
‫یا باهاش کنار میای
‫و وانمود می‌کنی هیچی نشده،

429
00:29:06,250 --> 00:29:10,666
‫یا، اگه واقعاً داره دیوونه‌ت می‌کنه،
‫ازش دوری کن.

430
00:29:11,291 --> 00:29:14,125
‫اگه دیدیش،
‫به راهت ادامه بده و غیبت بزنه.

431
00:29:15,333 --> 00:29:16,625
‫درسته، همینه.

432
00:29:16,750 --> 00:29:20,083
‫این ایده‌ی بهتریه.
‫به راهم ادامه می‌دم و غیبم می‌زنه.

433
00:29:29,500 --> 00:29:32,666
‫فکر می‌کنی نگران شده،
‫دنبال شوکر می‌گرده که تحویلش بده؟

434
00:29:33,375 --> 00:29:35,250
‫نه، اینطور به نظر نمیاد.

435
00:29:36,333 --> 00:29:37,833
‫وقتش تموم شده.

436
00:29:37,916 --> 00:29:39,833
‫یاکو، پسش بگیر.

437
00:30:02,208 --> 00:30:05,125
‫هیچ‌وقت درس نمی‌گیرم
‫چون نمی‌تونم بهت گوش بدم.

438
00:30:05,625 --> 00:30:08,208
‫فقط نگاهت می‌کنم... و تحسینت می‌کنم.

439
00:30:11,208 --> 00:30:12,291
‫زیرو.

440
00:30:13,208 --> 00:30:15,875
‫می‌تونیم حرف بزنیم؟ تو اون اتاق.

441
00:30:32,708 --> 00:30:36,125
‫قصدم هل دادن جولیا نبود.
‫یه واکنش غیرارادی بود.

442
00:30:36,208 --> 00:30:39,500
‫نمی‌خواستم بیفته،
‫ولی خیلی نزدیک نرده بود.

443
00:30:40,208 --> 00:30:42,458
‫و هیچ لحظه‌ای عقلم رو از دست ندادم.

444
00:30:42,958 --> 00:30:46,583
‫ولی محض احتیاط به خودم دارو دادم.
‫لیتیوم، 600 میلی‌گرم.

445
00:30:47,958 --> 00:30:51,708
‫می‌دونم چه حسی داری.
‫منم متأسفم که جولیا مُرد.

446
00:30:53,708 --> 00:30:56,250
‫کاش می‌تونستی دردی که من می‌کشم رو
‫حس کنی.

447
00:30:56,875 --> 00:30:58,791
‫می‌تونم تصورش کنم.

448
00:30:58,875 --> 00:31:00,041
‫یه دوستی 20 ساله

449
00:31:00,125 --> 00:31:03,208
‫که تو هفت سال گذشته
‫تبدیل به همکاری هم شد.

450
00:31:03,250 --> 00:31:04,333
‫ببخشید.

451
00:31:05,500 --> 00:31:09,000
‫- آروم باش.
‫- من مثل 15 سال پیشم نیستم.

452
00:31:09,083 --> 00:31:11,833
‫نه با اون ترس از فضای بازم
‫و نه با رفتارهای ضداجتماعی.

453
00:31:11,958 --> 00:31:13,333
‫- اون تموم شده.
‫- بله.

454
00:31:13,458 --> 00:31:16,458
‫می‌دونی که من هفت ساله
‫با آدم‌ها کار می‌کنم.

455
00:31:16,500 --> 00:31:18,875
‫اینجا و تو اون آسمون‌خراش.

456
00:31:21,708 --> 00:31:23,000
‫از پروژه کنار گذاشته شدم؟

457
00:31:27,125 --> 00:31:30,125
‫الان برام سخته
‫به پروژه فکر کنم.

458
00:31:32,708 --> 00:31:38,083
‫من جولیا رو کشوندم تو این ماجرا،
‫در حالی که می‌دونستم یه جایی می‌خواد تمومش کنه.

459
00:31:39,791 --> 00:31:42,875
‫می‌خواستم باور کنم که اون من رو
‫تا آخر دنیا دنبال می‌کنه.

460
00:31:43,708 --> 00:31:45,958
‫ولی هیچ‌کس، کسی رو اینقدر دنبال نمی‌کنه.

461
00:31:46,000 --> 00:31:47,041
‫نه.

462
00:31:49,250 --> 00:31:50,250
‫برام پخشش کن.

463
00:32:25,541 --> 00:32:26,625
‫داری چی کار می‌کنی؟

464
00:32:27,208 --> 00:32:28,791
‫سلام، عزیزم.

465
00:32:28,875 --> 00:32:30,500
‫سلام، عزیزم.

466
00:32:31,750 --> 00:32:34,833
‫حالا که رفته،
‫تازه می‌فهمم چقدر شبیه هم هستن.

467
00:32:37,250 --> 00:32:39,458
‫پنج سال ازش فیلم گرفتم.

468
00:32:40,541 --> 00:32:43,708
‫هر لحن صدا، هر حرکتش...
‫اون بی‌نقصه.

469
00:32:43,791 --> 00:32:47,791
‫مثل اون فکر می‌کنه،
‫مثل اون حرف می‌زنه، دقیقاً مثل اون حرکت می‌کنه.

470
00:32:47,875 --> 00:32:50,583
‫زیرو، واقعاً، همیشه اینقدر متواضعی.

471
00:32:52,750 --> 00:32:57,208
‫خب، عزیزم،
‫اوضاع تو بانکر چطوره؟

472
00:32:57,958 --> 00:33:01,041
‫زیاد خوب نیست.
‫همه چی خیلی پیچیده شده.

473
00:33:01,708 --> 00:33:04,125
‫به خودت بگو
‫چیزی که همیشه بهم می‌گفتی.

474
00:33:04,208 --> 00:33:05,958
‫چی بود؟ یادم نمیاد.

475
00:33:06,458 --> 00:33:09,041
‫«هیچ‌کس نگفت همه چیز آسون خواهد بود.»

476
00:33:09,125 --> 00:33:12,791
‫حداقل هفته‌ای دو بار
‫این رو بهم می‌گفتی.

477
00:33:14,500 --> 00:33:16,208
‫همه چیز رو یادت میاد؟

478
00:33:16,875 --> 00:33:18,541
‫همه چیز در مورد تو، آره.

479
00:33:18,625 --> 00:33:23,291
‫شاید یه دانش‌آموز حواس‌پرت به نظر بیام،
‫ولی همیشه قبول می‌شم.

480
00:33:30,208 --> 00:33:33,083
‫هی، چی شده؟

481
00:33:34,375 --> 00:33:36,083
‫چرا اینقدر ناراحتی؟

482
00:33:39,333 --> 00:33:40,708
‫چون تو مُردی.

483
00:33:43,875 --> 00:33:44,875
‫این...

484
00:33:45,583 --> 00:33:48,750
‫می‌دونستیم دیر یا زود این اتفاق می‌افته.

485
00:33:49,333 --> 00:33:50,958
‫ولی من اینجام.

486
00:33:51,458 --> 00:33:53,541
‫همیشه با تو خواهم بود.

487
00:33:55,000 --> 00:33:56,000
‫همیشه.

488
00:34:07,375 --> 00:34:09,208
‫ده دقیقه‌ت تموم شد.

489
00:34:09,291 --> 00:34:11,458
‫شوکر رو به مینروا تحویل ندادی.

490
00:34:12,000 --> 00:34:13,250
‫پیداش نکردم.

491
00:34:16,458 --> 00:34:20,083
‫بعد از اتفاقی که برای بابام افتاد،
‫اونقدر عصبی بودم

492
00:34:20,208 --> 00:34:22,500
‫که از رستوران دویدم بیرون

493
00:34:23,791 --> 00:34:25,708
‫و احتمالاً از جیبم افتاده.

494
00:34:27,375 --> 00:34:28,625
‫می‌شه بس کنی؟

495
00:34:32,000 --> 00:34:33,083
‫حتماً.

496
00:34:34,375 --> 00:34:36,583
‫می‌تونم کل بانکر رو بگردم.

497
00:34:36,708 --> 00:34:39,958
‫وقتی با وسایلت پیداش کنم،
‫می‌برمت زیرزمین.

498
00:34:40,000 --> 00:34:42,541
‫چون اینجا،
‫ما برای احمق‌هایی مثل تو آماده‌ایم.

499
00:34:44,791 --> 00:34:47,875
‫ولی بهتره خودت بهم بدیش
‫تا یه‌کم وقت صرفه‌جویی کنیم.

500
00:34:49,000 --> 00:34:52,500
‫زیرزمین؟ حال بهم زن به نظر میاد.

501
00:34:52,583 --> 00:34:54,458
‫یه اتاق ایزوله‌ست.

502
00:34:54,541 --> 00:34:57,250
‫باشه، نمی‌خوام
‫برم زیرزمین.

503
00:34:57,333 --> 00:34:58,750
‫حق با توئه.

504
00:35:00,291 --> 00:35:01,375
‫پیش منه.

505
00:35:03,833 --> 00:35:05,333
‫ولی بهت نمی‌دمش.

506
00:35:10,125 --> 00:35:12,333
‫چطوره سرش بازی کنیم؟
‫هر کی اول به ده برسه.

507
00:35:16,541 --> 00:35:19,041
‫چرا سر 10 هزار تا ضربه نه؟

508
00:35:20,708 --> 00:35:22,541
‫ده هزار تا ضربه خیلی زیاده.

509
00:35:23,541 --> 00:35:24,625
‫می‌دونی چیه؟

510
00:35:25,625 --> 00:35:28,875
‫من از جایی اومدم که اگه
‫تو تیزی داشته باشی و من نداشته باشم،

511
00:35:30,208 --> 00:35:31,583
‫منم که بدبخت می‌شم.

512
00:35:33,541 --> 00:35:35,125
‫پس شوکر رو نگه می‌دارم.

513
00:35:35,958 --> 00:35:37,083
‫محض احتیاط.

514
00:35:38,208 --> 00:35:40,041
‫می‌تونی بری به مینروا بگی.

515
00:36:00,125 --> 00:36:03,583
‫شاید هنوز نفهمیدی
‫اینجا یه اردوی تابستونی نیست

516
00:36:03,708 --> 00:36:07,083
‫که بعدش برگردی به عمارتت
‫و به اسب‌هات هویج بدی.

517
00:36:09,250 --> 00:36:12,958
‫نمی‌دونم از اینجا بیرون می‌ریم یا نه،
‫ولی در این بین، تو...

518
00:36:14,958 --> 00:36:16,208
‫کاری که من می‌گم رو می‌کنی.

519
00:36:18,625 --> 00:36:19,750
‫پس اول،

520
00:36:21,708 --> 00:36:23,083
‫خوب گوش کن.

521
00:36:27,250 --> 00:36:29,125
‫یاکو، ولش کن!

522
00:36:45,541 --> 00:36:47,583
‫وایسا، یاکو، وگرنه به مشکل می‌خوریم.

523
00:36:51,708 --> 00:36:52,875
‫خوب بود.

524
00:37:20,708 --> 00:37:23,583
‫آلن، برو به زمین بسکتبال.
‫برو دعوا رو تموم کن.

525
00:37:30,791 --> 00:37:31,958
‫بسه!
