﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,000
.

2
00:00:28,333 --> 00:00:31,291
‫اون‌ها باید باور کنن که آخرالزمان
‫واقعاً داره اتفاق می‌افته.

3
00:00:34,208 --> 00:00:35,541
‫خبر بد اینه که

4
00:00:36,291 --> 00:00:40,208
‫مردم اینقدر پایان دنیا رو
‫تو فیلم‌ها دیدن،

5
00:00:40,291 --> 00:00:41,958
‫که این یکی باید بی‌نقص باشه.

6
00:00:42,000 --> 00:00:43,208
‫خبر خوب اینه که

7
00:00:44,958 --> 00:00:47,583
‫تکنولوژی امروز مثل هیچ‌وقت دیگه‌ای نیست.

8
00:00:47,708 --> 00:00:49,625
‫و اگه زمانی تو تاریخ وجود داشت

9
00:00:49,708 --> 00:00:52,541
‫که می‌تونستیم یه چیز تقلبی رو
‫بهتر از واقعی‌ش بسازیم،

10
00:00:52,625 --> 00:00:54,583
‫امروز همون روزه.

11
00:00:55,875 --> 00:00:57,625
‫کِی نقشه رو اجرا می‌کنیم؟

12
00:00:57,708 --> 00:01:00,541
‫وقتی که وضعیت ژئوپلیتیکی
‫به نقطه بحرانی برسه.

13
00:01:00,625 --> 00:01:02,750
‫همیشه بحران و جنگ هست.

14
00:01:02,833 --> 00:01:05,458
‫در حال حاضر چندین نقطه بحرانی
‫تو دنیا وجود داره.

15
00:01:05,500 --> 00:01:07,458
‫ تایوان، روسیه.

16
00:01:07,541 --> 00:01:10,208
‫به محض اینکه یکی از اون
‫درگیری‌ها شعله‌ور بشه...

17
00:01:12,000 --> 00:01:13,833
‫شبیه‌سازی ما شروع می‌شه.

18
00:01:13,958 --> 00:01:17,958
‫یه ساعت نامعلوم نصفه شب بهشون زنگ زده می‌شه
‫تا به عنوان احتیاط به بانکر بیان.

19
00:01:17,958 --> 00:01:18,916
‫الو؟

20
00:01:18,958 --> 00:01:20,583
‫اوضاع از قبل متشنج خواهد بود،

21
00:01:20,708 --> 00:01:23,291
‫و ما این حس نگرانی رو
‫افزایش می‌دیم

22
00:01:23,375 --> 00:01:26,125
‫با آدم‌هایی که دارن از شهر فرار می‌کنن
‫و چمدون‌های بزرگ حمل می‌کنن.

23
00:01:26,208 --> 00:01:28,000
‫چمدون، عاشقشم.

24
00:01:28,083 --> 00:01:29,583
‫«وارلا» سر چهارراهه.

25
00:01:29,708 --> 00:01:32,625
‫توجه. چمدون‌ها... حالا.

26
00:01:36,541 --> 00:01:39,000
‫اون‌ها تو تلویزیون در مورد
‫درگیری واقعی حرف می‌زنن،

27
00:01:39,083 --> 00:01:44,625
‫ولی به محض اینکه سوار هلیکوپتر بشن،
‫تشدید جنگ ساختگی ما شروع می‌شه.

28
00:01:44,708 --> 00:01:48,041
‫محدودیت‌های حریم هوایی
‫از ساعت 1 بعد از ظهر اعمال می‌شه.

29
00:01:48,125 --> 00:01:50,375
‫پروازهای غیرنظامی ممنوعه.

30
00:01:50,458 --> 00:01:53,458
‫تکرار می‌کنم، پروازهای غیرنظامی ممنوعه.

31
00:01:53,500 --> 00:01:56,875
‫از اون لحظه به بعد، هر چیزی که
‫تو تلویزیون‌های بانکر ببینن

32
00:01:56,958 --> 00:01:58,500
‫توسط ما کنترل می‌شه.

33
00:01:58,583 --> 00:02:01,875
‫وزیر دفاع روسیه
‫این حمله رو یک اقدام جنگی توصیف می‌کنه.

34
00:02:01,958 --> 00:02:07,125
‫و ما آماده خواهیم بود تا جنگ جهانی
‫سوم خودمون رو بهشون تقدیم کنیم.

35
00:02:07,208 --> 00:02:08,958
‫- بزن بریم.
‫- همه آماده‌ان؟

36
00:02:09,000 --> 00:02:11,708
‫سه، دو، یک...

37
00:02:12,791 --> 00:02:13,958
‫لرزش.

38
00:02:14,000 --> 00:02:15,083
‫فعال کردن پیستون‌ها.

39
00:02:15,791 --> 00:02:16,791
‫دریافت شد.

40
00:02:25,958 --> 00:02:28,583
‫بانکر ما روی یه
‫سکوی مکانیکی قرار می‌گیره،

41
00:02:28,708 --> 00:02:31,458
‫شبیه اون‌هایی که برای
‫تست ایمنی در برابر زلزله استفاده می‌شه،

42
00:02:31,500 --> 00:02:33,958
‫که ساختمون رو مثل یه شیکر
‫تکون می‌ده

43
00:02:34,875 --> 00:02:36,708
‫بدون اینکه به سازه آسیبی برسه.

44
00:02:36,791 --> 00:02:38,791
‫جلوه‌های صوتی تکتونیکی روی سطح چهار.

45
00:02:44,333 --> 00:02:46,083
‫اون‌ها لرزش زمین رو حس می‌کنن.

46
00:02:50,083 --> 00:02:52,958
‫و بعد یه چیز
‫خیلی شاعرانه‌تر اتفاق می‌افته،

47
00:02:53,000 --> 00:02:54,625
‫که برادرم طراحیش کرده.

48
00:02:54,708 --> 00:02:58,000
‫یه صخره به خاطر فشار تکتونیکی
‫از دیوار می‌زنه بیرون.

49
00:02:58,083 --> 00:03:00,833
‫صحنه‌ای که تا آخر عمرشون
‫فراموش نمی‌کنن.

50
00:03:00,958 --> 00:03:03,208
‫صخره. حالا!

51
00:03:11,083 --> 00:03:12,333
‫بهش خورد؟

52
00:03:12,458 --> 00:03:15,083
‫فقط 127 سانت بیرون میاد.
‫امکان نداره خورده باشه.

53
00:03:15,208 --> 00:03:17,750
‫از شوک افتاد.
‫مشکل فنی نبود.

54
00:03:17,833 --> 00:03:19,541
‫- جولیا!
‫- پیداش کردم.

55
00:03:19,625 --> 00:03:21,541
‫- علائم حیاتی گیِرمو فالکون.
‫- بله.

56
00:03:22,500 --> 00:03:26,083
‫ضربان قلب سریع، بالای 125.

57
00:03:26,208 --> 00:03:28,041
‫- داره ثابت می‌شه.
‫- توجه.

58
00:03:36,291 --> 00:03:39,041
‫اوه، یالا!

59
00:03:41,916 --> 00:03:42,916
‫جدی؟

60
00:03:43,000 --> 00:03:47,166
‫می‌خوایم یه سیرک راه بندازیم
‫تا باورشون بشه جنگ هسته‌ای شده؟

61
00:03:47,250 --> 00:03:48,500
‫خواهش می‌کنم!

62
00:03:48,583 --> 00:03:50,166
‫بله. دقیقاً.

63
00:03:51,666 --> 00:03:55,708
‫برای اون‌ها واقعی به نظر میاد،
‫هرچند فقط یه حقه مکانیکی‌ـه.

64
00:04:00,166 --> 00:04:01,666
‫عقلتون رو از دست دادید؟

65
00:04:04,666 --> 00:04:10,166
‫می‌دونید تو یه فاجعه زیرزمینی
‫چی بیشتر از همه مردم رو می‌ترسونه، آقای گارسیا؟

66
00:04:10,250 --> 00:04:11,500
‫بگو ببینم.

67
00:04:12,750 --> 00:04:13,791
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

68
00:04:13,916 --> 00:04:15,041
‫گرد و غبار.

69
00:04:15,166 --> 00:04:17,250
‫توجه. گرد و غبار.

70
00:04:21,333 --> 00:04:22,958
‫ریزش گرد و غبار.

71
00:04:23,041 --> 00:04:26,291
‫و فواره‌های دود تحت فشار
‫ناشی از فروریختن صفحات تکتونیکی.

72
00:04:26,416 --> 00:04:29,916
‫بگو ببینم، آقای گارسیا، اگه مجبور بودی فرار کنی...

73
00:04:29,958 --> 00:04:30,958
‫بابا!

74
00:04:31,041 --> 00:04:32,416
‫...از راهروهای پر از دود،

75
00:04:34,083 --> 00:04:35,291
‫با چراغ‌های اضطراری...

76
00:04:35,416 --> 00:04:36,666
‫به سمت گنبد بروید.

77
00:04:36,708 --> 00:04:37,750
‫...مردمی که جیغ می‌کشن،

78
00:04:38,750 --> 00:04:44,250
‫آژیرهایی که به صدا دراومدن، و حس کنی زمین
‫زیر پات داره ترک می‌خوره،

79
00:04:44,333 --> 00:04:45,916
‫شک می‌کردی که واقعیه؟

80
00:04:48,166 --> 00:04:49,166
‫فکر نکنم.

81
00:04:50,500 --> 00:04:51,916
‫منم فکر نمی‌کنم.

82
00:04:53,708 --> 00:04:55,791
‫ما دو تُن گرد و غبار و دود رو...

83
00:04:55,791 --> 00:04:59,166
‫از طریق ترک‌هایی که با یه سیستم اصطکاکی
.ایجاد شده، پمپاژ می‌کنیم

84
00:04:59,208 --> 00:05:00,916
‫توجه، طبقه بالا.

85
00:05:00,958 --> 00:05:02,666
‫پله‌ها رو مسدود کنید. حالا!

86
00:05:07,458 --> 00:05:08,666
‫با آسانسور می‌ریم.

87
00:05:08,750 --> 00:05:10,916
‫دارن میرن تو آسانسور.
‫آماده باشید.

88
00:05:13,333 --> 00:05:14,875
‫وقتی تو آسانسور باشن،

89
00:05:14,958 --> 00:05:17,083
‫یه بلبرینگ تقلبی رو
‫از ریل آزاد می‌کنیم.

90
00:05:17,125 --> 00:05:18,375
‫لرزش.

91
00:05:21,083 --> 00:05:24,833
‫سیستم جرقه می‌زنه، جیغ می‌کشه،
‫و کابین آسانسور رو به طرفین تکون می‌ده.

92
00:05:24,875 --> 00:05:26,333
‫خروج از ریل. حالا!

93
00:05:28,666 --> 00:05:30,708
‫جلوه‌های صوتی اصطکاک. جرقه‌ها.

94
00:05:32,500 --> 00:05:33,708
‫در خطر خواهند بود؟

95
00:05:33,833 --> 00:05:36,083
‫نه بیشتر از وقتی که
‫سوار ترن هوایی باشن.

96
00:05:36,125 --> 00:05:38,333
‫ولی حس می‌کنن
‫که دارن سقوط می‌کنن.

97
00:05:39,416 --> 00:05:42,875
‫وقتی بعد از یه سقوط آزاد 76 متری
‫نزدیک به برخورد باشن...

98
00:05:42,958 --> 00:05:45,083
‫آماده فعال کردن ترمز اضطراری هستی؟

99
00:05:45,166 --> 00:05:46,250
‫هنوز نه.

100
00:05:49,666 --> 00:05:51,083
‫- زیرو.
‫- هنوز نه.

101
00:05:51,583 --> 00:05:52,875
‫حالا!

102
00:05:54,708 --> 00:05:56,666
‫ترمز اضطراری فعال شد.

103
00:06:03,625 --> 00:06:05,416
‫و فکر می‌کنن که شانس آوردن.

104
00:06:05,500 --> 00:06:07,583
‫ولی بدتر از این هنوز در راهه.

105
00:06:08,708 --> 00:06:11,833
‫وقتی مثل موش‌هایی که از یه کشتی
‫در حال غرق شدن فرار می‌کنن، تو گنبد باشن،

106
00:06:12,458 --> 00:06:14,083
‫من ورود باشکوه خودم رو انجام میدم

107
00:06:14,583 --> 00:06:17,875
‫تا روی شبکه‌های تلویزیونی بزرگ
‫بین‌المللی بهشون نشون بدم،

108
00:06:17,958 --> 00:06:19,833
‫آغازِ پایان دنیا رو.

109
00:06:24,125 --> 00:06:25,208
‫هیچ‌کس شک نخواهد کرد...

110
00:06:25,250 --> 00:06:26,333
‫خانم‌ها و آقایان...

111
00:06:26,333 --> 00:06:30,000
‫...چون هیچ‌کس به واقعیتی که
‫با حواسش درک می‌کنه، شک نمی‌کنه.

112
00:06:30,083 --> 00:06:34,458
‫ولی اگه هنوز آدم شکاکی باقی بمونه،
‫یه برگ برنده داریم، یه فیلم.

113
00:06:34,583 --> 00:06:35,083
‫آقای نانو پارکر، از کجا بدونم
‫این فیلمی که می‌خوای بسازی

114
00:06:36,041 --> 00:06:38,291
‫اون تأثیر آخرالزمانی که لازم داریم رو داره؟

115
00:06:38,375 --> 00:06:41,291
‫من فیلم‌هات رو دیدم، و راستش،
‫تحت تأثیر قرار نگرفتم.

116
00:06:41,375 --> 00:06:43,000
‫خواهرم هم همینطور.

117
00:06:43,041 --> 00:06:44,291
‫به نظرم سرگرم‌کننده بودن.

118
00:06:44,375 --> 00:06:46,875
‫می‌دونی چرا تایتانیک یا آواتار
‫مردم رو تحت تأثیر قرار می‌ده؟

119
00:06:47,000 --> 00:06:50,041
‫چون 250 میلیون دلار
‫خرج ساختشون شده.

120
00:06:50,125 --> 00:06:55,166
‫با نصف اون بودجه، من می‌تونم
‫شاهکار فیلم‌های فاجعه‌ای رو بسازم.

121
00:06:59,541 --> 00:07:01,291
‫بدنشون به لرزه می‌افته.

122
00:07:01,375 --> 00:07:04,250
‫تو برای یه فیلم هشت دقیقه‌ای
‫‏125 میلیون دلار می‌خوای؟

123
00:07:04,291 --> 00:07:05,500
‫بیست تا هم کافیه.

124
00:07:07,083 --> 00:07:09,000
‫باید دو سال زودتر فیلمبرداری کنیم

125
00:07:09,041 --> 00:07:12,041
‫تا زمان برای اضافه کردن
‫جلوه‌های ویژه ترسناک باشه.

126
00:07:12,125 --> 00:07:14,250
‫یه قارچ هسته‌ای
‫از یه انفجار اتمی اونجاست.

127
00:07:14,333 --> 00:07:16,291
‫شماها باید حسابی بترسید.

128
00:07:16,375 --> 00:07:18,666
‫برین تو حسش. از لحظه لذت ببرین.

129
00:07:18,750 --> 00:07:20,583
‫اون‌ها فیلم من رو تماشا می‌کنن

130
00:07:20,666 --> 00:07:23,791
‫داخل یه پناهگاه اتمی
‫‏300 متر زیر زمین،

131
00:07:23,875 --> 00:07:26,875
‫در حالی که دنیای بالا سرشون
‫در لحظه داره فرو می‌پاشه.

132
00:07:27,000 --> 00:07:29,000
‫فکر نمی‌کنی شگفت‌زده بشن؟

133
00:07:29,083 --> 00:07:31,833
‫و این فیلم دقیقاً در مورد چیه؟

134
00:07:31,916 --> 00:07:34,291
‫در مورد به اتمام رسوندن یه مأموریته.

135
00:07:34,375 --> 00:07:35,500
‫چه مأموریتی؟

136
00:07:35,583 --> 00:07:41,250
‫بیرون رفتن در حین یه آخرالزمان هسته‌ای
‫برای وصل کردن یه آنتن ماهواره‌ای.

137
00:07:42,375 --> 00:07:46,916
‫و تو، سیندی،
‫قراره یکی از نقش‌های اصلی باشی.

138
00:07:47,000 --> 00:07:50,041
‫اگه فقط چشم‌هام معلومه،
‫بازم می‌تونیم گریم و آرایش مو داشته باشیم؟

139
00:07:52,416 --> 00:07:53,916
‫- جدی؟
‫- آره.

140
00:07:56,750 --> 00:08:00,250
‫برج دریاچه و پل رو
‫تو یه معدن می‌سازیم.

141
00:08:02,000 --> 00:08:03,875
‫به آخرالزمان خوش آمدید.

142
00:08:07,916 --> 00:08:09,166
‫خب، لوکا، تو برو بیرون.

143
00:08:09,250 --> 00:08:12,416
‫بچرخ و برو بیرون.

144
00:08:12,500 --> 00:08:14,125
‫انگار رو ماه هستم.

145
00:08:14,250 --> 00:08:15,750
‫یه ماشین سوخته اونجاست.

146
00:08:15,791 --> 00:08:17,166
‫تصور کن داری فیلم می‌گیری.

147
00:08:17,250 --> 00:08:19,416
‫نگاه می‌کنی. شوکه شدی.
‫آدم‌های مُرده.

148
00:08:19,500 --> 00:08:21,791
‫با آتیش و دود واقعی فیلم می‌گیریم.

149
00:08:21,875 --> 00:08:23,833
‫دود. و حرکت!

150
00:08:23,916 --> 00:08:25,250
‫دود بیشتر. بیشتر!

151
00:08:25,291 --> 00:08:27,500
‫بعداً با جلوه‌های کامپیوتری بهترش می‌کنیم.

152
00:08:27,541 --> 00:08:31,583
‫مثل اینکه رو ماه می‌دوی.
‫زیاده‌روی نکن. نه. عادی بدو.

153
00:08:31,666 --> 00:08:34,000
‫ولی هنوز غافلگیری نهایی رو داریم.

154
00:08:34,083 --> 00:08:36,833
‫یه کاوشگر دستش رو روی نرده می‌ذاره.

155
00:08:36,916 --> 00:08:39,541
‫آهن بالای 90 درجه حرارت داره.
‫می‌چسبه. تعلیق.

156
00:08:39,625 --> 00:08:40,750
‫نباید پاره بشه.

157
00:08:40,791 --> 00:08:42,666
‫تشعشع، دو برابر چرنوبیل.

158
00:08:42,750 --> 00:08:44,041
‫دستش رو تکون می‌ده.

159
00:08:44,125 --> 00:08:46,625
‫نمی‌تونه جداش کنه.
‫دستکش مثل آدامس چسبیده.

160
00:08:46,750 --> 00:08:50,625
‫و تو فکر می‌کنی، «این یارو قراره زیر
‫آسمون قرمز تشعشعات بمیره.»

161
00:08:50,750 --> 00:08:54,000
‫گاهی اوقات از اینکه چقدر یه صحنه رو
‫خوب فیلمبرداری می‌کنم، شگفت‌زده می‌شم.

162
00:08:58,500 --> 00:09:01,375
‫تضمین می‌کنم وقتی این فیلم رو ببینن،

163
00:09:02,000 --> 00:09:04,750
‫دیگه نمی‌خوان به سطح زمین برن.

164
00:09:09,625 --> 00:09:15,625
[پناهگاه میلیاردرها]

165
00:09:18,750 --> 00:09:20,375
‫نفس بکش. آروم نفس بکش.

166
00:09:21,541 --> 00:09:23,041
‫از دماغت.

167
00:09:32,041 --> 00:09:34,083
‫این رو، این طرف. این رو نگه دار.

168
00:09:34,166 --> 00:09:35,500
‫باشه. الان برمی‌گردم.

169
00:09:36,000 --> 00:09:37,041
‫نفس بکش.

170
00:09:38,083 --> 00:09:39,083
‫چی شده؟

171
00:09:39,166 --> 00:09:41,875
‫آروم باش. من رو نگاه کن. اسمت چیه؟

172
00:09:44,000 --> 00:09:45,500
‫چیزی می‌خوای؟

173
00:09:46,000 --> 00:09:47,500
‫نه، ممنون، تیرسو.

174
00:09:49,833 --> 00:09:51,916
‫وایسا. من یه دونه گوشتی می‌خوام.

175
00:09:53,416 --> 00:09:55,125
‫و یه دونه گیاهی، لطفاً.

176
00:09:56,500 --> 00:09:57,500
‫ممنون.

177
00:10:02,750 --> 00:10:03,791
‫می‌خوری، مادربزرگ؟

178
00:10:05,750 --> 00:10:06,750
‫آره.

179
00:10:15,291 --> 00:10:18,166
‫حالا می‌فهمم چرا وقتی
‫یه برادر می‌خواستم

180
00:10:18,250 --> 00:10:19,500
‫همیشه می‌گفتی نه.

181
00:10:23,291 --> 00:10:26,416
‫واقعاً قدردانی می‌کنم
‫که این مسائل رو به شوخی می‌گیری.

182
00:10:27,000 --> 00:10:28,916
‫مخصوصاً با توجه به اتفاقی که داره می‌افته.

183
00:10:29,000 --> 00:10:31,000
‫منظورت انفجار هسته‌ایه؟

184
00:10:32,416 --> 00:10:35,583
‫هیروشیما رو بمباران کردن،
‫و هنوزم سر جاشه.

185
00:10:36,583 --> 00:10:38,500
‫کافه‌هاش شلوغه.

186
00:10:38,541 --> 00:10:40,125
‫پر از توریسته.

187
00:10:41,000 --> 00:10:42,916
‫- در مورد چرنوبیل هم همینه.
‫- مکس...

188
00:10:43,375 --> 00:10:44,500
‫چیه؟

189
00:10:44,583 --> 00:10:47,583
‫یه راکتور با هفت تن
‫اورانیوم-235 منفجر شد.

190
00:10:47,666 --> 00:10:49,000
‫دیوونگیه، مامان.

191
00:10:49,041 --> 00:10:53,041
‫حالا مردم میرن اونجا
‫سلفی می‌گیرن و هنر خیابونی خلق می‌کنن.

192
00:10:53,791 --> 00:10:57,083
‫یه پناهگاه حیوانات داره
‫با روباه‌ها و گوزن‌هایی که دور و بر می‌دون.

193
00:10:58,500 --> 00:10:59,750
‫«بامبی» اونجا زندگی می‌کنه.

194
00:11:02,416 --> 00:11:05,500
‫زندگی ادامه خواهد داشت. همیشه همینطوره.

195
00:11:05,541 --> 00:11:07,416
‫در مورد خانواده‌ی ما هم همینطوره.

196
00:11:07,500 --> 00:11:08,750
‫ما زنده می‌مونیم.

197
00:11:08,791 --> 00:11:09,875
‫بله.

198
00:11:09,875 --> 00:11:11,166
‫ما زنده می‌مونیم.

199
00:11:11,916 --> 00:11:13,083
‫بهت قول می‌دم.

200
00:11:19,375 --> 00:11:21,375
‫شنیدی زنم چی گفت؟

201
00:11:21,416 --> 00:11:24,291
‫با من ازدواج کرده
‫چون اتفاقی سر راهش بودم.

202
00:11:26,250 --> 00:11:30,958
‫«فریدا» وقتی این رو گفت
‫تحت استرس زیادی بود.

203
00:11:32,291 --> 00:11:35,000
‫دلم می‌خواد عصبانی باشم. خشمگین باشم.

204
00:11:36,875 --> 00:11:38,125
‫ولی فقط ترسیدم.

205
00:11:39,625 --> 00:11:43,208
‫می‌تونی تصور کنی
‫اینجا تنها بودن چقدر غم‌انگیزه؟

206
00:11:52,416 --> 00:11:53,666
‫از یه زاویه دیگه بهش نگاه کن.

207
00:11:54,458 --> 00:11:57,958
‫چیزی که فریدا نفرت‌انگیز می‌بینه
‫شاید در واقع فوق‌العاده باشه.

208
00:11:58,916 --> 00:12:00,916
‫باید این رو بهش بقبولونی.

209
00:12:01,500 --> 00:12:03,875
‫- ببخشید؟
‫- اون چی گفت؟

210
00:12:05,000 --> 00:12:07,416
‫به تو پناه آورد.
‫همه چی می‌خوان؟

211
00:12:07,500 --> 00:12:10,208
‫یکی که نذاره از لبه پرتگاه بیفتیم.

212
00:12:10,875 --> 00:12:13,208
‫شیفتگی چقدر طول می‌کشه؟

213
00:12:13,875 --> 00:12:15,041
‫سه ماه؟

214
00:12:15,125 --> 00:12:18,708
‫بعد از اون، همه به جایی می‌رسن
‫که تو تمام عمرت بودی.

215
00:12:18,791 --> 00:12:21,375
‫ما بیشتر از 20 ساله با همیم.

216
00:12:21,416 --> 00:12:23,750
‫و تو اون رو از دست مادرش نجات دادی.

217
00:12:23,875 --> 00:12:25,125
‫تو یه قهرمان لعنتی بودی.

218
00:12:25,208 --> 00:12:27,125
‫دوباره بگو.

219
00:12:27,708 --> 00:12:31,500
‫من اون زن رو برای 20 تا شام کریسمس
‫تحمل کردم.

220
00:12:32,375 --> 00:12:34,375
‫و به فریدا یه زندگی جدید دادم.

221
00:12:36,500 --> 00:12:38,625
‫آقای فالکون، اومدم حالتون رو بپرسم.

222
00:12:41,791 --> 00:12:43,000
‫من رو نگاه کنید.

223
00:12:43,125 --> 00:12:45,208
‫- سردرد دارید؟
‫- نه.

224
00:12:45,291 --> 00:12:47,541
‫- حالت تهوع؟
‫- نه.

225
00:12:48,041 --> 00:12:51,250
‫- سرگیجه؟
‫- آره، وقتی بلند می‌شم یه‌کم سرگیجه دارم.

226
00:12:51,375 --> 00:12:53,125
‫پس بهتره دراز بکشید.

227
00:12:53,208 --> 00:12:55,916
‫باید مطمئن شیم که فشار داخل جمجمه
‫بالا نرفته باشه

228
00:12:56,000 --> 00:12:57,208
‫یا مشکل تکلمی در کار نباشه.

229
00:12:57,291 --> 00:12:59,291
‫البته. ممنون، دکتر.

230
00:13:00,750 --> 00:13:04,625
‫ببخشید، اون دو نفری که
‫رفتن بیرون حالشون خوبه؟

231
00:13:04,708 --> 00:13:08,416
‫دیدیم چطور دستکش یکیشون
‫به نرده چسبید. وحشتناک بود.

232
00:13:08,500 --> 00:13:09,750
‫دیگه چیزی ندیدیم.

233
00:13:09,875 --> 00:13:12,666
‫دستکش فقط یه سوراخ کوچیک داشت.

234
00:13:13,708 --> 00:13:16,458
‫همکارمون الان تحت نظره، ولی...

235
00:13:16,958 --> 00:13:20,166
‫فکر می‌کنیم تشعشع زیادی
‫بهش نرسیده.

236
00:13:20,250 --> 00:13:22,041
‫نگران نباشید. واقعاً.

237
00:13:26,125 --> 00:13:28,000
‫من تو بوداپستم، آنه.

238
00:13:29,000 --> 00:13:31,000
‫قرار بود این شب سال نوی ما باشه.

239
00:13:31,500 --> 00:13:34,375
‫پس به بابات بگو که یه آدم عوضیه

240
00:13:34,416 --> 00:13:36,791
‫که تو رو به خاطر افتادن تو یه درس
‫تنبیه کرده.

241
00:13:36,875 --> 00:13:39,125
‫اون که یه بچه نابغه داره، درسته؟

242
00:13:39,208 --> 00:13:41,875
‫آسیا چند تا نمره عالی داره؟ هفت تا؟

243
00:13:42,416 --> 00:13:44,041
‫همینه دیگه. تعادل برقراره.

244
00:13:44,125 --> 00:13:47,916
‫یه دختر تو درس عالیه،
‫اون یکی تو لذت بردن از زندگی.

245
00:13:48,000 --> 00:13:51,125
‫باید این شب سال نو رو طوری تجربه کنی
‫که انگار اینجایی.

246
00:13:51,208 --> 00:13:56,416
‫حتی اگه تو یه هتل پنج ستاره‌ای،
‫و یه گردنبند مروارید زشت انداختی.

247
00:13:57,458 --> 00:13:58,666
‫خیلی احمقی.

248
00:13:58,750 --> 00:13:59,750
‫نگاه کن.

249
00:14:02,666 --> 00:14:06,791
‫ولی، آره، فکر کردم می‌تونم
‫جسمم رو اینجا بذارم

250
00:14:06,875 --> 00:14:08,625
‫اگه ذهنم تو بوداپست پیش تو باشه.

251
00:14:09,625 --> 00:14:10,666
‫دلم برات تنگ شده.

252
00:14:11,250 --> 00:14:15,541
‫به علاوه، الان قرار شام بابام
‫با همه دوست‌هاشه،

253
00:14:15,625 --> 00:14:17,208
‫و من ازش وحشت دارم...

254
00:14:19,041 --> 00:14:20,875
‫سال نو مبارک، عزیزم.

255
00:14:22,666 --> 00:14:23,916
‫دوستت دارم.

256
00:14:40,250 --> 00:14:42,250
‫آهای؟ حالت خوبه؟

257
00:14:59,250 --> 00:15:00,916
‫کمک، لطفاً!

258
00:15:01,000 --> 00:15:02,166
‫تو دستشویی!

259
00:15:03,583 --> 00:15:04,583
‫کمک!

260
00:15:05,166 --> 00:15:06,166
‫کمک!

261
00:15:06,250 --> 00:15:07,333
‫ولش کن!

262
00:15:07,416 --> 00:15:08,458
‫یالا!

263
00:15:08,583 --> 00:15:10,208
‫کابل رو ببر، زود باش!

264
00:15:10,833 --> 00:15:12,125
‫- بلندش کن!
‫- لطفاً!

265
00:15:12,750 --> 00:15:13,750
‫اوناهاش!

266
00:15:13,791 --> 00:15:14,833
‫گرفتیمش!

267
00:15:14,875 --> 00:15:16,041
‫خودشه.

268
00:15:17,250 --> 00:15:18,375
‫باشه.

269
00:15:20,208 --> 00:15:21,291
‫نبض نداره.

270
00:15:22,500 --> 00:15:23,500
‫دکتر!

271
00:15:25,083 --> 00:15:27,500
‫دکتر!

272
00:15:29,416 --> 00:15:30,666
‫دکتر!

273
00:15:35,333 --> 00:15:37,708
‫- خودش رو دار زده. نفس نمی‌کشه!
‫- برید کنار.

274
00:15:42,083 --> 00:15:44,166
‫نبض نداره.
‫اپی‌نفرین لازم داره.

275
00:15:44,250 --> 00:15:47,208
‫اینجا دارمش.
‫دستگاه شوک رو بیار. زود باش!

276
00:15:47,333 --> 00:15:49,916
‫بیا، کمکم کن. محکم بکشش!

277
00:15:53,916 --> 00:15:55,166
‫یالا!

278
00:15:55,250 --> 00:15:56,333
‫بده من!

279
00:16:00,375 --> 00:16:02,125
‫باشه، بذار ببینم...

280
00:16:02,625 --> 00:16:04,666
‫یالا. بیا.

281
00:16:06,583 --> 00:16:08,125
‫- شارژ 260.
‫- حالا!

282
00:16:08,208 --> 00:16:09,041
‫دور شید. و...

283
00:16:10,458 --> 00:16:12,708
‫آماده؟ بریم. شارژ 300!

284
00:16:17,833 --> 00:16:19,291
‫سلام.

285
00:16:19,791 --> 00:16:21,291
‫صدام رو می‌شنوی؟

286
00:16:22,375 --> 00:16:23,458
‫می‌تونی نفس بکشی؟

287
00:16:23,708 --> 00:16:24,791
‫سلام.

288
00:16:26,166 --> 00:16:27,625
‫چی کار کردی؟

289
00:16:30,958 --> 00:16:32,833
‫چرا نجاتم دادی؟

290
00:16:39,166 --> 00:16:40,666
‫مینروا صحبت می‌کنه.

291
00:16:40,791 --> 00:16:45,458
‫خوشحالم بهتون اطلاع بدم که
‫پس‌لرزه دیگه‌ای ثبت نکردیم.

292
00:16:45,541 --> 00:16:49,791
‫بنابراین، تیم امنیتی ما
‫دیگه لازم نمی‌دونه

293
00:16:49,833 --> 00:16:51,625
‫که شما در گنبد بمونید.

294
00:16:51,708 --> 00:16:56,083
‫می‌تونید به واحدهای خانوادگی‌تون برگردید.
‫خیلی ممنون.

295
00:17:06,583 --> 00:17:07,583
‫مینروا.

296
00:17:08,458 --> 00:17:11,541
‫- اون زن خوب شد؟
‫- نزدیک بود بمیره.

297
00:17:12,041 --> 00:17:15,041
‫خوب شد آسیا فالکون سریع عمل کرد.

298
00:17:15,125 --> 00:17:17,583
‫خب، ما وضعیت رو تحت کنترل درآوردیم.

299
00:17:17,666 --> 00:17:19,708
‫خودش رو از یه لوله دار زده بود.

300
00:17:19,791 --> 00:17:23,625
‫اون‌ها تو یه وضعیت فاجعه‌بارن،
‫و فقط بدتر می‌شه. نگاه کن.

301
00:17:28,708 --> 00:17:29,791
‫نگاه کن.

302
00:17:29,875 --> 00:17:33,666
‫موارد اضطراب شدید،
‫حملات پانیک، آریتمی قلبی داریم.

303
00:17:33,791 --> 00:17:38,125
‫نگاه کن! پانزده نفر
‫ضربان قلبشون بالای 135ـه.

304
00:17:38,208 --> 00:17:39,291
‫می‌فهمی؟

305
00:17:40,791 --> 00:17:42,583
‫وقتی داشتیم این رو آماده می‌کردیم

306
00:17:44,416 --> 00:17:49,583
‫و من در مورد ترس، اضطراب،
‫و ایجاد حس‌های واقعی حرف می‌زدم،

307
00:17:50,416 --> 00:17:52,333
‫فکر کردی منظورم چی بود؟

308
00:17:54,041 --> 00:17:57,125
‫اون‌ها رو به جایی رسوندیم که می‌خواستیم
‫تا به نقشه‌مون ادامه بدیم.

309
00:17:59,041 --> 00:18:01,541
‫من این شغل رو قبول نکردم
که این کار رو بکنم

310
00:18:02,041 --> 00:18:03,041
‫نه.

311
00:18:11,708 --> 00:18:14,291
‫این یه شغل نیست.

312
00:18:15,541 --> 00:18:18,416
‫این نقشه بزرگ‌ترین کاریه
‫که تا حالا انجام دادی.

313
00:18:19,791 --> 00:18:23,541
‫پس، اگه ترسیدی،
‫خودت رو جمع و جور کن و ادامه بده.

314
00:18:48,333 --> 00:18:49,916
‫راه رفتن‌شون رو نگاه کن.

315
00:18:54,625 --> 00:18:58,041
‫با سنگینی پایان دنیا
‫روی دوش‌شون،

316
00:18:59,083 --> 00:19:01,166
‫و هنوز، به راهشون ادامه می‌دن.

317
00:19:33,291 --> 00:19:36,291
‫حالا مدرک انکارناپذیری می‌بینن
‫از اتفاقی که ممکنه براشون بیفته

318
00:19:36,375 --> 00:19:38,125
‫اگه بانکر رو ترک کنن.

319
00:19:42,791 --> 00:19:44,208
‫می‌خوای غافلگیری نهایی رو ببینی؟

320
00:19:44,833 --> 00:19:45,833
‫باهام بیا.

321
00:19:48,875 --> 00:19:49,875
‫بچه‌ها.

322
00:19:51,625 --> 00:19:54,458
‫نظرتون چیه؟
‫قرار گرفتن مستقیم در معرض حداکثر تشعشع.

323
00:19:54,541 --> 00:19:57,791
‫پوستش رو خراش دادیم
‫و کاری کردیم سوخته به نظر برسه.

324
00:19:57,833 --> 00:20:00,041
‫سوختگی درجه دو. نظرتون چیه؟

325
00:20:16,708 --> 00:20:19,333
‫رطوبت بیشتری لازم داره.
‫خیلی خشکه. نمی‌بینید؟

326
00:20:20,041 --> 00:20:21,791
‫باید ترشح داشته باشه.

327
00:20:21,875 --> 00:20:25,041
‫آره، این واقعاً حال مردم رو بد می‌کنه.
‫تاول‌های چرکی.

328
00:20:26,125 --> 00:20:27,125
‫باشه.

329
00:20:56,541 --> 00:20:58,416
‫تو که اینجا نمی‌خوابی، درسته؟

330
00:20:58,541 --> 00:21:00,416
‫آره، دقیقاً می‌خواستم همین کار رو بکنم.

331
00:21:01,083 --> 00:21:04,125
‫رافا، نمی‌تونیم وانمود کنیم هیچی نشده
‫بعد از همه حرف‌هایی که زدم.

332
00:21:04,208 --> 00:21:05,916
‫و مگه چی گفتی؟

333
00:21:06,041 --> 00:21:08,166
‫که فقط بهم پناه آوردی؟

334
00:21:08,291 --> 00:21:12,166
‫که من تو رو از یه زندگی ناخوشایند
‫با مادر روانیت نجات دادم؟

335
00:21:12,791 --> 00:21:15,333
‫که من یه قهرمان بودم. درسته؟

336
00:21:16,458 --> 00:21:19,708
‫فریدا، شاید ما با عشق
‫شروع نکرده باشیم، خب؟

337
00:21:19,791 --> 00:21:23,541
‫ولی کی اهمیت می‌ده؟ عشق چقدر دووم میاره؟
‫سه هفته؟ سه ماه؟

338
00:21:24,125 --> 00:21:30,208
‫ما به نقطه‌ای از زندگی رسیدیم که همه زوج‌های
‫خوشبخت و باثبات در نهایت بهش می‌رسن.

339
00:21:30,291 --> 00:21:31,833
‫- این خیلی بده؟
‫- رافا.

340
00:21:31,916 --> 00:21:34,333
‫نه.

341
00:21:35,125 --> 00:21:38,333
‫بذار بهت بگم،
‫این چیزی‌ـه که همه آرزوش رو دارن.

342
00:21:38,416 --> 00:21:39,666
‫من نه.

343
00:21:41,458 --> 00:21:45,875
‫یعنی، وقتی با صدای بلند گفتمش،
‫فهمیدم دیگه راه برگشتی نیست.

344
00:21:47,041 --> 00:21:48,041
‫چی می‌خوای؟

345
00:21:51,208 --> 00:21:52,208
‫نه.

346
00:21:58,666 --> 00:22:00,041
‫طلاق تو بانکر؟

347
00:22:00,125 --> 00:22:02,333
‫دیگه چاره‌ای برام نمونده.

348
00:22:04,041 --> 00:22:07,583
‫رافا، فکر می‌کنم این بهترین چیز برای ماست.

349
00:22:07,666 --> 00:22:09,791
‫هر جدایی یه فرصته...

350
00:22:09,875 --> 00:22:13,125
‫شروع نکن
به این حرف‌های روانشناسی زرد، باشه؟

351
00:22:13,833 --> 00:22:15,708
‫باید می‌فهمیدم.

352
00:22:15,791 --> 00:22:18,458
‫که تو به ریکی، یوگا، و مدیتیشن نیاز داشتی

353
00:22:18,541 --> 00:22:20,291
‫تا فقط بتونی با من تو یه خونه زندگی کنی.

354
00:22:20,333 --> 00:22:21,458
‫عوضی.

355
00:22:22,041 --> 00:22:23,458
‫باید واقعاً آدم وحشتناکی باشی

356
00:22:23,541 --> 00:22:28,375
‫که یه زندگی کامل رو جعل کنی
‫و مردی که دوستت داشت رو بازی بدی.

357
00:22:28,458 --> 00:22:30,333
‫چون، می‌دونی چیه؟ سورپرایز!

358
00:22:30,416 --> 00:22:32,041
‫من عاشقت بودم، فریدا.

359
00:22:32,083 --> 00:22:35,041
‫تو یه زندگی رو ازم دزدیدی،
‫وانمود کردی که عاشقی.

360
00:22:36,041 --> 00:22:37,041
‫این حقیقت نداره.

361
00:22:43,041 --> 00:22:47,583
‫رافا، همه می‌فهمن کی عشق واقعیه.

362
00:22:48,666 --> 00:22:51,208
‫و تو همیشه می‌دونستی
‫که من زیاد دوستت نداشتم.

363
00:22:52,291 --> 00:22:53,291
‫یا اصلاً نداشتم.

364
00:22:54,583 --> 00:23:00,041
‫اینکه تو اونقدر بدبخت بودی
‫که این ازدواج رو قبول کنی، یه چیز دیگه‌ست.

365
00:23:05,083 --> 00:23:07,083
‫فکر می‌کردم این روش تو برای دوست داشتن منه.

366
00:23:08,875 --> 00:23:10,083
‫خواهش می‌کنم.

367
00:23:11,208 --> 00:23:12,791
‫می‌تونم بهت اطمینان بدم که نبود.

368
00:23:13,958 --> 00:23:16,541
‫من وقتی به عشق فکر می‌کنم، دیوونه می‌شم.

369
00:23:22,833 --> 00:23:24,041
‫در مورد چی حرف می‌زنیم؟

370
00:23:26,625 --> 00:23:28,291
‫- هیچی.
‫- چی؟

371
00:23:32,875 --> 00:23:34,333
‫کلاس یوگام.

372
00:23:43,541 --> 00:23:44,541
‫داری چی کار می‌کنی؟

373
00:23:45,041 --> 00:23:46,208
‫دارم میرم.

374
00:23:46,291 --> 00:23:48,166
‫- کجا؟
‫- پیش مادرم.

375
00:23:48,291 --> 00:23:49,458
‫عالیه.

376
00:23:49,541 --> 00:23:53,458
‫با من ازدواج کردی تا از دستش فرار کنی،
‫و حالا داری من رو ترک می‌کنی که برگردی.

377
00:23:53,541 --> 00:23:56,833
‫تو نوجوانیت رو تو اون مدرسه آلمانی
‫با بالا آوردن گذروندی!

378
00:23:56,916 --> 00:23:59,541
‫حالا می‌خوای تو بانکر مادرت
‫بالا بیاری!

379
00:24:07,375 --> 00:24:09,208
‫شاهکار منطق!

380
00:24:23,333 --> 00:24:24,375
‫می‌بینی؟

381
00:24:25,208 --> 00:24:27,541
‫وقتی اینقدر بدبختی
‫نمی‌تونم دوستت داشته باشم.

382
00:24:28,833 --> 00:24:31,708
‫من به تنفر ازت اعتراف می‌کنم،
‫و تو سرم داد می‌زنی که برگردم خونه.

383
00:24:34,375 --> 00:24:35,375
‫تموم شد.

384
00:24:35,875 --> 00:24:37,041
‫نه.

385
00:24:43,541 --> 00:24:44,833
‫همه چی خوبه.

386
00:24:44,916 --> 00:24:47,208
‫برگرد تو بانکرت. شب به‌خیر.

387
00:24:52,791 --> 00:24:55,291
‫بابا، می‌خوای حرف بزنی؟

388
00:24:55,333 --> 00:24:57,583
‫حرف بزنیم؟ نه، چرا؟ نه.

389
00:24:57,666 --> 00:25:00,291
‫من و مادرت یه دعوایی کردیم،
‫ولی خوبه.

390
00:25:00,333 --> 00:25:03,541
‫باشه. فقط پرسیدم
‫چون شاید آخرین دعواتون بوده باشه.

391
00:25:03,625 --> 00:25:07,083
‫باورم نمی‌شه اینجا هیچ
‫خوراکی رایگانی بهمون ندادن.

392
00:25:07,166 --> 00:25:09,625
‫نه کلوچه‌ای، نه حتی...

393
00:25:09,708 --> 00:25:10,833
‫این! نگاه کن!

394
00:25:11,416 --> 00:25:12,916
‫نگاه کن! قهوه و چای!

395
00:25:14,291 --> 00:25:16,083
‫از دیروز هیچی نخوردم.

396
00:25:16,166 --> 00:25:17,625
‫می‌دونی؟ من یه...

397
00:25:18,166 --> 00:25:19,458
‫- بابا.
‫- آره؟

398
00:25:26,208 --> 00:25:27,291
‫بابا.

399
00:25:33,875 --> 00:25:34,875
‫بابا.

400
00:25:41,916 --> 00:25:42,916
‫بابا.

401
00:25:47,833 --> 00:25:49,041
‫یه چیزی برای خوردن می‌خوام.

402
00:25:49,125 --> 00:25:52,958
‫ببخشید، ولی سالن غذاخوری بسته‌ست.
‫باید تا صبحانه صبر کنید.

403
00:25:53,041 --> 00:25:55,666
‫من تو گنبد چیزی نخوردم، قسم می‌خورم.

404
00:25:55,791 --> 00:25:59,208
‫و الان فقط یه چیزی می‌خوام
‫که معده‌م آروم بگیره.

405
00:25:59,291 --> 00:26:01,291
‫متأسفانه امکانش نیست.

406
00:26:01,375 --> 00:26:02,916
‫متأسفم، آقای وارلا.

407
00:26:05,291 --> 00:26:08,791
‫می‌خوای بگی من میلیون‌ها پول
‫برای این بانکر لوکس دادم

408
00:26:09,750 --> 00:26:14,416
‫و تو نمی‌تونی برام
‫یه ساندویچ کوفتی درست کنی؟

409
00:26:14,541 --> 00:26:17,333
‫جیره‌بندی سفت و سختی برقراره.

410
00:26:17,416 --> 00:26:22,541
‫جیره‌بندی؟ من دچار
‫یه اضطراب شدید شدم.

411
00:26:22,625 --> 00:26:25,291
‫می‌دونی چطور باهاش کنار میام؟
‫با خوردن.

412
00:26:26,041 --> 00:26:28,791
‫تو سلف سرویس، به خاطر مادر زنم
‫چیزی نخوردم.

413
00:26:28,875 --> 00:26:31,875
‫تو گنبد، اون نودل‌های کوفتی‌تون رو نخوردم.

414
00:26:31,958 --> 00:26:36,541
‫پس الان، سهم خودم رو می‌خوام.

415
00:26:36,583 --> 00:26:37,708
‫چیزی که حقمه.

416
00:26:37,791 --> 00:26:39,583
‫سهم من. مال من!

417
00:26:39,666 --> 00:26:43,041
‫چون من غذا نخوردم، می‌بینی؟
‫من نخوردم!

418
00:26:44,041 --> 00:26:47,208
‫رافائل وارلا از کنترل خارج شده.
‫دچار حمله پانیک شده.

419
00:26:47,291 --> 00:26:48,666
‫تو سالن غذاخوریه!

420
00:26:51,833 --> 00:26:53,791
‫بهشون بگو چک کنن...

421
00:26:53,875 --> 00:26:55,791
‫فیلم دوربین‌های امنیتی رو چک کنید!

422
00:26:55,833 --> 00:26:57,791
‫هی! بزن عقب و ببین...

423
00:26:59,541 --> 00:27:00,958
‫یاکو، سالن غذاخوری.

424
00:27:02,708 --> 00:27:04,541
‫من نخوردم!

425
00:27:05,041 --> 00:27:06,833
‫بزن عقب ببین، لعنتی!

426
00:27:07,750 --> 00:27:08,916
‫من هیچی نخوردم!

427
00:27:09,791 --> 00:27:12,666
‫بیاین یه‌کم آروم باشیم، آقای وارلا.

428
00:27:15,708 --> 00:27:17,541
‫هی، نمی‌تونی این کار رو بکنی.

429
00:27:17,583 --> 00:27:18,583
‫نه.

430
00:27:19,125 --> 00:27:20,125
‫خواهش می‌کنم.

431
00:27:28,208 --> 00:27:29,541
‫آقا، غذا رو بذار زمین.

432
00:27:30,583 --> 00:27:32,541
‫فوراً غذا رو بذار زمین.

433
00:27:34,458 --> 00:27:35,458
‫بذارش زمین.

434
00:27:41,166 --> 00:27:42,541
‫غذا رو بذار زمین!

435
00:27:53,083 --> 00:27:56,041
‫سه ثانیه بهت وقت می‌دم
‫که بابام رو ول کنی.

436
00:27:58,125 --> 00:27:59,166
‫سه،

437
00:28:00,041 --> 00:28:01,125
‫دو،

438
00:28:01,875 --> 00:28:03,291
‫یک.

439
00:28:07,875 --> 00:28:09,625
‫حالتون خوبه، آقای وارلا؟

440
00:28:29,291 --> 00:28:31,583
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای، بابا؟ بردار.

441
00:28:32,791 --> 00:28:33,791
‫من خوبم.

442
00:28:35,916 --> 00:28:39,375
‫مکس، اون نگهبان رو ول کن.

443
00:28:45,041 --> 00:28:46,166
‫یکی دیگه؟

444
00:28:50,291 --> 00:28:53,666
‫چرا تو بانکر میلیونرها بیشتر
‫از زندان نگهبان هست؟

445
00:28:58,666 --> 00:28:59,833
‫بازداشتش کنیم؟

446
00:28:59,916 --> 00:29:02,291
‫اینجا زندان نیست.

447
00:29:05,291 --> 00:29:06,791
‫یاکو، ولش کن.

448
00:29:07,291 --> 00:29:09,125
‫- آروم باش.
‫- ولش کن.

449
00:29:15,208 --> 00:29:16,208
‫و این؟

450
00:29:17,375 --> 00:29:21,416
‫فردا که آروم شدی،
‫ازم بخواهش.

451
00:29:22,333 --> 00:29:23,375
‫بریم، بابا.

452
00:30:02,916 --> 00:30:04,166
‫روشن شده؟

453
00:30:05,083 --> 00:30:06,416
‫این یه صفحه‌نمایشه.

454
00:30:09,583 --> 00:30:11,666
‫ولی آره، باید حدود ساعت 6 صبح باشه.

455
00:30:14,875 --> 00:30:17,458
‫این همون همزیستی‌ایه
‫که داشتی بهم می‌گفتی؟

456
00:30:17,541 --> 00:30:20,791
‫چون من از تو مراقبت می‌کنم،
‫ولی تو دقیقاً برای من چی کار می‌کنی؟

457
00:30:24,791 --> 00:30:27,541
‫تمام شب داشتم از خودم
‫همین رو می‌پرسیدم، می‌دونی؟

458
00:30:33,666 --> 00:30:36,791
‫تو هیچ‌وقت قدر چیزی که
‫وقتی رفیق بودیم داشتیم رو ندونستی.

459
00:30:37,791 --> 00:30:40,708
‫اون صمیمیت، اون رازداری...

460
00:30:42,041 --> 00:30:44,333
‫چیزی که اون موقع داشتیم خیلی قوی‌تر بود.

461
00:30:45,291 --> 00:30:48,541
‫تمام مدت به هم فکر می‌کردیم.

462
00:30:49,041 --> 00:30:50,875
‫با هم آهنگ کشف می‌کردیم.

463
00:30:51,791 --> 00:30:55,416
‫عشق ما همه چیز رو زیر و رو کرد.

464
00:30:58,541 --> 00:31:01,375
‫بشین، لطفاً.
‫دکتر گفت باید استراحت کنی.

465
00:31:01,458 --> 00:31:03,083
‫- نمی‌شینم.
‫- بشین!

466
00:31:03,166 --> 00:31:06,208
‫نمی‌شینم
‫چون چیزی که داشتیم زیبا بود.

467
00:31:06,291 --> 00:31:09,541
‫- خواهش می‌کنم. وگرنه سکته می‌کنی. بشین.
‫- چه اهمیتی داره؟

468
00:31:09,625 --> 00:31:11,875
‫تو داری با چشم‌هات من رو می‌کشی.

469
00:31:11,958 --> 00:31:14,541
‫وقتی رفیق بودیم
.هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کردی

470
00:31:14,625 --> 00:31:16,791
‫و من با چشم‌هام تو رو تحسین می‌کردم.

471
00:31:16,875 --> 00:31:20,041
‫نمی‌تونستم صبر کنم تا بعد از
‫کلاس‌های آوازم ببینمت.

472
00:31:20,125 --> 00:31:23,125
‫دوبله پارک می‌کردم، و اگه کسی بوق می‌زد،

473
00:31:24,958 --> 00:31:27,458
‫از ماشین پیاده می‌شدم
.و دعوا راه می‌انداختم

474
00:31:27,541 --> 00:31:31,791
‫چون تنها کاری که اون موقع می‌خواستم بکنم
‫این بود که اونجا باشم، منتظر تو.

475
00:31:36,916 --> 00:31:39,291
‫وقتی میومدم دنبالت
‫از آژانس مدلینگت،

476
00:31:40,875 --> 00:31:44,458
‫تو هتل روبه‌رویی منتظر می‌موندم،
‫تا از پنجره ببینمت،

477
00:31:44,541 --> 00:31:47,541
‫و ما فقط... به هم نگاه می‌کردیم.

478
00:31:49,791 --> 00:31:52,625
‫وانمود می‌کردم مریضم
‫تا بتونم بیام پیشت.

479
00:31:56,083 --> 00:31:59,208
‫از خیابون رد می‌شدم، با قلبی که تند می‌زد،

480
00:32:00,333 --> 00:32:02,833
‫تا به اون پارک برسم
‫و باهات حرف بزنم.

481
00:32:08,208 --> 00:32:11,333
‫در حالی که اون‌ها با نورافکن‌ها منتظرم بودن

482
00:32:11,833 --> 00:32:12,625
‫تا عکاسی رو ادامه بدیم.

483
00:32:14,750 --> 00:32:15,791
‫تا ابد.

484
00:32:23,958 --> 00:32:29,000
‫ما نمی‌فهمیدیم چقدر خوشبخت بودیم
‫وقتی هر لحظه پر از شادی بود.

485
00:32:29,500 --> 00:32:30,416
‫نه.

486
00:32:35,500 --> 00:32:36,833
‫محشر بود.

487
00:32:38,583 --> 00:32:41,208
‫باید بگم، بوداپست یه‌کم سرده.

488
00:32:41,791 --> 00:32:42,916
‫باید گرم بشم.

489
00:32:46,916 --> 00:32:48,500
‫حالا فقط من و تو هستیم.

490
00:32:50,458 --> 00:32:52,916
‫می‌خوام تا صبح نگاهت کنم.

491
00:32:53,458 --> 00:32:54,833
‫ولی چشم رو هم نذارم.

492
00:32:56,833 --> 00:32:58,291
‫هنوز نه.

493
00:33:00,000 --> 00:33:02,208
‫دست‌هام رو می‌ذارم

494
00:33:03,000 --> 00:33:05,083
‫زیر سرم

495
00:33:05,666 --> 00:33:07,291
‫تا راحت باشم،

496
00:33:07,416 --> 00:33:11,083
‫و تو کم‌کم خوابت می‌بره.

497
00:33:14,166 --> 00:33:15,666
‫و من همینطور نگاهت می‌کنم...

498
00:33:19,166 --> 00:33:21,166
‫چون می‌دونم داری رویا می‌بینی.

499
00:33:23,083 --> 00:33:24,791
‫و همین‌جا منتظر می‌مونم،

500
00:33:26,583 --> 00:33:27,833
‫تا صبح شه.

501
00:33:53,166 --> 00:33:54,541
‫خانم فالکون؟

502
00:33:54,583 --> 00:33:56,166
‫بله؟

503
00:33:56,291 --> 00:33:58,375
‫گروه خونی شما آ.ب منفیه؟

504
00:33:59,833 --> 00:34:01,125
‫بله، فکر کنم. چرا؟

505
00:34:01,208 --> 00:34:02,541
‫باید با ما بیاید.

506
00:34:04,541 --> 00:34:05,625
‫باشه.

507
00:34:05,708 --> 00:34:06,875
‫یه لحظه.

508
00:34:12,791 --> 00:34:15,333
‫- کجا داریم می‌ریم؟
‫- بریم.

509
00:34:18,083 --> 00:34:19,125
‫هی!

510
00:34:19,875 --> 00:34:21,416
‫کجا دارید می‌بریش؟

511
00:34:25,083 --> 00:34:26,208
‫هی!

512
00:34:27,625 --> 00:34:30,333
‫- کجا دارید می‌بریش؟
‫- به بهداری.

513
00:34:30,916 --> 00:34:32,041
‫چرا؟

514
00:34:32,291 --> 00:34:33,375
‫چی شده؟

515
00:34:33,458 --> 00:34:34,875
‫مجاز به گفتن نیستیم.

516
00:34:34,958 --> 00:34:37,666
‫- می‌تونه با من بیاد؟
‫- متأسفانه امکانش نیست.

517
00:34:48,750 --> 00:34:49,833
[بهداری]

518
00:34:49,875 --> 00:34:53,333
‫اگه مسئله پزشکیه،
‫من سال چهارم پزشکی‌ام.

519
00:34:53,416 --> 00:34:54,541
‫چی شده؟

520
00:34:54,583 --> 00:34:56,416
‫نمی‌تونید بهمون بگید؟

521
00:34:56,958 --> 00:34:58,916
‫من می‌تونم باهاش برم تو.

522
00:34:59,041 --> 00:35:00,958
‫دستور دادن تنها بره.

523
00:35:02,166 --> 00:35:03,583
‫من اینجا منتظر می‌مونم.

524
00:35:16,416 --> 00:35:17,666
‫چیه؟ به دردسر افتادی؟

525
00:35:18,291 --> 00:35:21,458
‫سلام، مکس. نه، منتظرم.

526
00:35:23,791 --> 00:35:24,791
‫چیه؟

527
00:35:24,875 --> 00:35:26,666
‫چرا اون آدم‌ها میمی رو بردن؟

528
00:35:27,166 --> 00:35:30,041
‫یه مشکل پزشکیه.
‫مجاز به گفتن نبودن.

529
00:35:30,125 --> 00:35:31,458
‫چرا؟

530
00:35:34,291 --> 00:35:35,291
‫داری چی کار می‌کنی؟

531
00:35:47,541 --> 00:35:49,416
‫گوشی آنه رو روشن کردی؟

532
00:35:51,166 --> 00:35:53,083
‫آره، ولی نه برای مدت طولانی.

533
00:35:53,875 --> 00:35:56,791
‫شروع کردم به دیدن ویدئوها،
‫ولی خیلی دردناک بود.

534
00:35:59,791 --> 00:36:01,416
‫متأسفم که ناراحتت کرد.

535
00:36:04,708 --> 00:36:06,375
‫خب، می‌تونی پسش بدی بهم؟

536
00:36:08,291 --> 00:36:11,541
‫نه. نه، امکانش نیست.

537
00:36:12,583 --> 00:36:13,791
‫چرا؟

538
00:36:13,833 --> 00:36:15,916
‫چون از شرّ سیم‌کارتش خلاص شدم.

539
00:36:16,541 --> 00:36:18,083
‫- چی؟
‫- سوزوندمش.

540
00:36:18,166 --> 00:36:20,375
‫یه فندک اتمی گرفتم و سوزوندمش.

541
00:36:20,875 --> 00:36:22,916
‫- شوخی می‌کنی، درسته، آسیا؟
‫- نه.

542
00:36:23,041 --> 00:36:25,291
‫مکس، دارم بهت می‌گم خیلی دردناک بود.

543
00:36:25,333 --> 00:36:27,041
‫نمی‌خواستم پیشم باشه.

544
00:36:27,083 --> 00:36:28,958
‫چیزی که توش بود مال منم بود.

545
00:36:29,041 --> 00:36:32,541
‫تو دادیش بهم، گفتی داری
‫خاطراتش رو برمی‌گردونی.

546
00:36:32,625 --> 00:36:34,541
‫به من و بابام.

547
00:36:34,583 --> 00:36:36,291
‫نمی‌تونی نظرت رو عوض کنی.

548
00:36:36,375 --> 00:36:40,291
‫نمی‌تونی خاطراتش رو بهمون برگردونی
‫و بعد دوباره پسش بخوای.

549
00:36:40,375 --> 00:36:42,041
‫این کار رو کردم چون عصبانی بودی.

550
00:36:43,958 --> 00:36:47,833
‫تا هیچ‌وقت شک نکنی
‫که چیزی که ما داشتیم عشق واقعی بود.

551
00:36:49,208 --> 00:36:50,625
‫عشقی مثل هیچ‌ چیز دیگه.

552
00:36:54,291 --> 00:36:56,416
‫می‌دونی من در مورد عشق
چی فکر می‌کنم، مکس؟

553
00:36:56,541 --> 00:36:59,708
‫عشق یه بلوفه، یه کلاهبرداری بزرگ.

554
00:36:59,791 --> 00:37:00,833
‫جدی می‌فرمایید؟

555
00:37:01,333 --> 00:37:03,666
‫یه دروغ بزرگنمایی شده‌ی چند صد ساله

556
00:37:03,791 --> 00:37:08,583
‫که توسط افسانه‌ها، قصه‌ها،
‫ادبیات رمانتیک، فیلم‌ها و تبلیغات جاودانه شده.

557
00:37:08,666 --> 00:37:10,791
‫هنوزم ویکی‌پدیا می‌خونی، هان؟

558
00:37:10,875 --> 00:37:15,333
‫من همه چیز می‌خونم. رمانتیسیسم فقط
‫یه راه برای پنهان کردن غرایز اولیه‌ی ماست.

559
00:37:15,416 --> 00:37:16,791
‫فکر کنم این رو می‌دونی.

560
00:37:16,875 --> 00:37:20,208
‫ما حیوونیم. تو پارک هم رو می‌بینیم،
‫یه بویی از هم می‌کشیم،

561
00:37:20,291 --> 00:37:23,583
‫و بعد ازدواج می‌کنیم
‫و یه خونواده و چندتا بچه به دنیا میاریم.

562
00:37:23,666 --> 00:37:26,333
‫البته، این کمتر از اینکه اسمش رو عشق بذاریم،
‫جذابه.

563
00:37:26,416 --> 00:37:27,625
‫تو کدوم کافه‌ها می‌ری؟

564
00:37:27,708 --> 00:37:29,833
‫من اهل کافه نیستم. جدی، مکس.

565
00:37:29,916 --> 00:37:33,166
‫اگه قبول کنیم که این یه مسئله بیولوژیکی‌ـه،
‫کمتر رنج می‌بریم.

566
00:37:33,291 --> 00:37:34,541
‫اوه، آره؟ چرا؟

567
00:37:34,583 --> 00:37:36,458
‫چون دیگه اینجوری دل‌شکستگی وجود نداره.

568
00:37:42,291 --> 00:37:45,791
‫ما باید فکر کنیم که فقط برای
‫ادامه‌ی نسل و تولید مثل

569
00:37:46,416 --> 00:37:50,208
‫با کسی زندگی نمی‌کنیم،
‫بلکه چیزهای بیشتری هم هست.

570
00:37:51,041 --> 00:37:52,333
‫یه برخورد جادویی،

571
00:37:52,416 --> 00:37:55,166
‫پروانه تو دل،
‫و چرت و پرتای دیگه.

572
00:37:56,791 --> 00:37:59,416
‫و می‌دونی اون انتظارات
‫کجا می‌رسوندت؟

573
00:38:00,291 --> 00:38:02,666
‫رو مبل،
‫با ریمل پخش شده رو صورتت،

574
00:38:02,791 --> 00:38:03,916
‫و یه ظرف بستنی.

575
00:38:11,708 --> 00:38:14,291
‫تو این سه سال گذشته
‫چه بلایی سرت اومده؟

576
00:38:16,833 --> 00:38:20,583
‫من پایه‌های منطقی و علمی
‫برای خوشبخت بودن رو ساختم.

577
00:38:20,708 --> 00:38:23,583
‫و همین. تمام. آخر داستان.

578
00:38:33,125 --> 00:38:35,791
‫ببخشید که اینقدر سریع
‫به اینجا فراخونده شدید،

579
00:38:35,833 --> 00:38:38,208
‫ولی به کمک‌تون نیاز فوری داریم.

580
00:38:38,291 --> 00:38:39,333
‫چی شده؟

581
00:38:39,416 --> 00:38:42,083
‫هر سه شما گروه خونی‌تون آ.ب منفیه، درسته؟

582
00:38:43,125 --> 00:38:45,791
‫اون مردی که دستکشش پاره شده بود
‫یادتونه؟

583
00:38:45,875 --> 00:38:50,125
‫گروه خونیش اونم آ.ب منفیه،
‫و نیاز به تزریق خون فوری داره.

584
00:38:50,208 --> 00:38:51,208
‫ولی چرا؟

585
00:38:51,291 --> 00:38:54,041
‫شما گفتید تحت تأثیر
‫تشعشع قرار نگرفته.

586
00:38:55,375 --> 00:38:56,458
‫اشتباه کردم.

587
00:38:56,541 --> 00:39:02,083
‫باید فوراً عملش کنیم،
‫و... به چند کیسه پلاسما نیاز داریم.

588
00:39:03,291 --> 00:39:04,541
‫با شما شروع می‌کنیم.

589
00:39:04,625 --> 00:39:07,583
‫از همکاریتون ممنونم.

590
00:39:08,791 --> 00:39:09,791
‫بریم.

591
00:39:14,708 --> 00:39:15,875
‫لطفاً بشینید.

592
00:39:45,541 --> 00:39:47,291
‫تأثیرپذیرترین مهمون‌ها رو انتخاب می‌کنیم

593
00:39:47,375 --> 00:39:50,958
‫و می‌ذاریم رئیس حفاظت‌مون رو
‫تو یه انکوباتور ببینن،

594
00:39:51,041 --> 00:39:52,375
‫مثل یه نوزاد تازه متولد شده.

595
00:39:52,458 --> 00:39:55,875
‫اون‌ها بهترین طعمه‌ها برای
‫پخش ترس بین مهمون‌ها خواهند بود.

596
00:39:55,958 --> 00:39:57,208
‫چی شده؟ مریضه؟

597
00:39:57,291 --> 00:39:58,458
‫دست‌تون، لطفاً.

598
00:40:02,875 --> 00:40:06,541
‫هرچی اطلاعات کمتری بهشون بدیم،
‫بیشتر احساس اضطراب می‌کنن.

599
00:40:06,583 --> 00:40:10,875
‫- این روش کار ما خواهد بود.
‫- این کلید تعلیق تو سینماست.

600
00:40:10,958 --> 00:40:13,583
‫چیزی که تصور می‌کنیم
‫ترسناک‌تر از واقعیت‌ـه.

601
00:40:13,666 --> 00:40:15,208
‫هیچکاک این رو به ما یاد داد.

602
00:40:15,291 --> 00:40:16,833
‫این حقیقت نداره.

603
00:40:16,916 --> 00:40:19,458
‫و این فیلمساز اینجاست؟
‫اون هیچی حالیش نیست.

604
00:40:19,541 --> 00:40:20,916
‫چی داری می‌گی؟

605
00:40:21,041 --> 00:40:22,791
‫هیچکاک برعکسش رو گفت.

606
00:40:22,833 --> 00:40:25,833
‫باید به بیننده نشون بدی
‫که بمب زیر میزه،

607
00:40:25,916 --> 00:40:28,291
‫تا نگران بشن
‫که الان منفجر می‌شه.

608
00:40:28,375 --> 00:40:30,041
‫نه، اگه بمب رو ببینی...

609
00:40:30,125 --> 00:40:32,458
‫می‌شه کلوپ فیلم رو تعطیل کنیم؟ ممنون.

610
00:40:32,541 --> 00:40:34,166
‫ما مرموز خواهیم بود.

611
00:40:35,291 --> 00:40:38,625
‫رازداری نگران‌کننده
‫باعث می‌شه از بدترین چیز بترسن.

612
00:40:38,708 --> 00:40:41,791
‫با گوشی‌های بی‌سیم با صدای
‫به اندازه کافی بلند ارتباط برقرار می‌کنیم

613
00:40:41,833 --> 00:40:43,666
‫که بعضی کلمات رو بشنون.

614
00:40:43,791 --> 00:40:45,166
‫شکمش ورم کرده.

615
00:40:45,666 --> 00:40:46,791
‫وحشتناک خواهد بود.

616
00:40:46,833 --> 00:40:48,291
‫نشونه خونریزی داخلیه.

617
00:40:51,083 --> 00:40:52,958
‫اگه سرگیجه ندارید، می‌تونید برید.

618
00:41:00,333 --> 00:41:02,208
‫ضربان قلبش داره بالا می‌ره.

619
00:41:03,625 --> 00:41:05,416
‫‏168 تاست!

620
00:41:07,625 --> 00:41:09,291
‫به کما می‌بریمش.

621
00:41:10,833 --> 00:41:12,041
‫باید برید.

622
00:41:13,291 --> 00:41:14,291
‫زود باشید.

623
00:41:29,916 --> 00:41:31,291
‫میمی، چی شد؟

624
00:41:31,791 --> 00:41:33,125
‫ازمون خون خواستن.

625
00:41:33,208 --> 00:41:34,958
‫فکر کنم داره می‌میره.

626
00:41:35,041 --> 00:41:37,541
‫- داره می‌میره.
‫- کی؟ میمی، کی؟

627
00:41:38,208 --> 00:41:40,791
‫مردی که رفت بیرون
‫آنتن رو درست کنه. یادت میاد؟

628
00:41:41,541 --> 00:41:43,291
‫داره از تشعشع می‌میره.

629
00:41:43,375 --> 00:41:45,291
‫می‌دونی این یعنی چی؟

630
00:41:48,958 --> 00:41:51,041
‫ما هیچ‌وقت از این مکان خارج نمی‌شیم.

631
00:41:53,291 --> 00:41:55,625
‫- آره!
‫- موفق شدیم.

632
00:41:55,708 --> 00:41:58,125
‫یه بوس بده، رفیق. خوشحالی، درسته؟

633
00:41:58,708 --> 00:42:00,083
‫- آفرین!
‫- هورا!

634
00:42:01,833 --> 00:42:04,083
‫- آفرین!
‫- آفرین!

635
00:42:16,708 --> 00:42:19,125
‫دیدیش؟ مطمئنی؟

636
00:42:20,500 --> 00:42:21,708
‫منم دیدمش.

637
00:42:21,750 --> 00:42:22,708
‫چی شده؟

638
00:42:22,708 --> 00:42:25,541
‫...که رفت بیرون.
‫تشعشع سوزوندش.

639
00:42:25,625 --> 00:42:27,583
‫داره می‌میره.

640
00:42:40,125 --> 00:42:41,375
‫تنم مور مور شد.

641
00:42:41,458 --> 00:42:43,250
‫یعنی، نه...

642
00:42:43,333 --> 00:42:45,333
‫کارتون عالی بود. اون تشنج‌ها...

643
00:42:45,458 --> 00:42:47,583
‫واقعاً وحشتناک بود.

644
00:43:06,375 --> 00:43:08,083
‫می‌خوام همه‌تون پیش مهمون‌ها باشید،

645
00:43:08,208 --> 00:43:11,291
‫مراقب باشید و مطمئن شید
‫هیچ اتفاق غیرمنتظره‌ای نیفته.

646
00:43:11,375 --> 00:43:13,500
‫و تو، لوکا، برو اون گریم رو پاک کن.

647
00:43:13,583 --> 00:43:15,208
‫- جشن بگیریم؟
‫- بریم.

648
00:43:15,291 --> 00:43:16,708
‫- بریم غذا بخوریم.
‫- حتماً.

649
00:43:30,208 --> 00:43:31,500
‫نزدیکم نیا.

650
00:43:33,000 --> 00:43:34,750
‫این چه کوفتیه...؟ دور شو!

651
00:43:35,958 --> 00:43:38,208
‫آروم باش.

652
00:43:38,250 --> 00:43:39,958
‫همه چی درست می‌شه. می‌بینی.

653
00:43:40,041 --> 00:43:42,208
‫با من نفس بکش.

654
00:43:46,541 --> 00:43:49,916
‫فکر کن چقدر زحمت کشیدیم
‫تا به اینجا برسیم.

655
00:43:52,041 --> 00:43:55,208
‫ببخشید. باید از اینجا برم، مینروا.

656
00:43:57,458 --> 00:43:59,083
‫طبیعیه که احساس اضطراب کنی.

657
00:43:59,583 --> 00:44:03,041
‫یه زن نزدیک بود زیر دست من بمیره.

658
00:44:03,125 --> 00:44:06,458
‫و یکی دیگه از دیدن دلقک‌بازی من
‫شوکه شد،

659
00:44:06,541 --> 00:44:09,541
‫که وانمود می‌کردم دارم یه مرد
‫با لباس مخصوص رو عمل می‌کنم.

660
00:44:09,625 --> 00:44:12,041
‫من برای این کار دکتر نشدم.

661
00:44:14,166 --> 00:44:16,583
‫ما داریم این آدم‌ها رو شکنجه می‌دیم.

662
00:44:18,958 --> 00:44:20,125
‫آروم باش. خوبی؟

663
00:44:20,208 --> 00:44:21,291
‫نه.

664
00:44:21,375 --> 00:44:24,416
‫نه، ما تحت نظرشون خواهیم داشت.

665
00:44:30,708 --> 00:44:33,208
‫انسان‌ها به همه چیز عادت می‌کنن.

666
00:44:35,541 --> 00:44:37,583
‫اون‌ها قوی‌ترین حیوونی هستن که وجود داره.

667
00:44:42,708 --> 00:44:44,458
‫یه یادگاری برات دارم.

668
00:44:45,583 --> 00:44:46,583
‫نگاه کن.

669
00:44:48,375 --> 00:44:50,791
‫برنات و مارک کمکم کردن. سلام کنید!

670
00:44:53,750 --> 00:44:54,833
‫نظرت چیه؟

671
00:44:56,125 --> 00:44:57,958
‫ما برای همیشه اینجا خواهیم بود.

672
00:44:58,625 --> 00:44:59,875
‫هر اتفاقی بیفته.

673
00:45:23,958 --> 00:45:26,833
‫تصمیمم رو گرفتم، مینروا.

674
00:45:28,750 --> 00:45:29,791
‫من میرم.

675
00:45:33,958 --> 00:45:37,208
‫کجا؟ برمی‌گردی بیمارستان «لا پاز»
‫تا عمل آپاندیس انجام بدی؟

676
00:45:37,250 --> 00:45:38,625
‫امیدوارم!

677
00:45:44,333 --> 00:45:45,458
‫نگران نباش.

678
00:45:45,541 --> 00:45:50,083
‫هیچ‌وقت به هیچ‌کس در مورد
‫اتفاقی که اینجا می‌افته، چیزی نمی‌گم.

679
00:45:50,208 --> 00:45:51,375
‫البته که می‌گی.

680
00:45:51,458 --> 00:45:55,333
‫می‌ری بیرون و نظرت عوض می‌شه،
‫مثل همیشه.

681
00:45:55,458 --> 00:45:58,291
‫یه روز یه پلیس میاد،
‫ازت می‌پرسه، و تو حرف می‌زنی.

682
00:45:58,375 --> 00:46:00,333
‫چون تو دمدمی مزاجی.

683
00:46:00,458 --> 00:46:02,625
‫امروز بیمارستان،
‫فردا بانکر.

684
00:46:02,708 --> 00:46:05,458
‫امروز یه زندگی عادی می‌خوای،
‫فردا یه زندگی خارق‌العاده.

685
00:46:05,541 --> 00:46:07,708
‫امروز لو نمی‌دی،
‫فردا حرف می‌زنی.

686
00:46:07,750 --> 00:46:08,958
‫تو ثبات نداری.

687
00:46:09,041 --> 00:46:12,291
‫ولی خوشبختانه، من دارم.
‫من به مسیرم وفادارم.

688
00:46:12,375 --> 00:46:14,500
‫چون من قدرت تو هستم.

689
00:46:21,250 --> 00:46:22,250
‫کجا داری میری؟

690
00:46:22,333 --> 00:46:24,333
‫- کجا داری میری؟
‫- تنهام بذار.

691
00:46:27,708 --> 00:46:32,333
‫ولم کن، وگرنه قسم می‌خورم،
‫تمام حقیقت رو به مهمون‌ها می‌گم.

692
00:46:37,250 --> 00:46:38,250
‫نه.

693
00:46:38,333 --> 00:46:40,708
‫این ترسناک‌ترین قسمتشه.

694
00:46:40,791 --> 00:46:43,583
‫وقتی ترن هوایی
‫به سراشیبی بزرگ نزدیک می‌شه.

695
00:46:43,708 --> 00:46:46,583
‫باید محکم بچسبیم
‫چون سقوط آزاد در راهه.

696
00:46:46,708 --> 00:46:50,125
‫همونطور که من به تو اعتماد دارم،
‫تو هم باید به من اعتماد کنی.

697
00:46:53,625 --> 00:46:56,083
‫به این نگاه کن. نگاه کن.

698
00:46:57,500 --> 00:46:59,083
‫من این رو ساختم.

699
00:46:59,208 --> 00:47:01,125
‫یه شاهکار مطلق مهندسی.

700
00:47:01,208 --> 00:47:03,291
‫یه مکعب روبیک بی‌نقص.

701
00:47:03,958 --> 00:47:06,625
‫هیچ‌کس قبلاً این کار رو نکرده،
‫و هیچ‌کس قرار نیست بکنه.

702
00:47:07,458 --> 00:47:11,000
‫و همه‌ش از سر من اومده.
‫هوایی که نفس می‌کشی، من فیلترش کردم.

703
00:47:11,083 --> 00:47:13,541
‫آبی که می‌نوشی، من تصفیه‌ش کردم.

704
00:47:13,625 --> 00:47:15,083
‫و تو همیشه بهم بله گفتی

705
00:47:15,208 --> 00:47:17,833
‫چون با من یه زندگی
‫باورنکردنی داشتی.

706
00:47:18,458 --> 00:47:21,208
‫و وقتی این تموم بشه،
‫زندگیت حتی بهتر هم می‌شه.

707
00:47:21,250 --> 00:47:26,000
‫و باید از من تشکر کنی،
‫بارها و بارها، هر روز زندگیت.

708
00:47:27,500 --> 00:47:32,083
‫من اونقدر برات اهمیت قائل بودم

709
00:47:32,750 --> 00:47:36,958
‫که دنبالت اومدم، هیچ‌وقت
‫به توهماتت فکر نکردم،

710
00:47:37,000 --> 00:47:38,291
‫چون خوشحال بودم.

711
00:47:40,375 --> 00:47:46,791
‫ولی امروز، وقتی دیدم
‫چشم‌هات برق می‌زنه، به کارت افتخار می‌کنی،

712
00:47:46,875 --> 00:47:52,458
‫در حالی که همه اون آدم‌ها برای
‫فامیل و دوست‌های مُرده‌شون عزادار بودن...

713
00:47:52,541 --> 00:47:53,958
‫نه.

714
00:47:54,708 --> 00:47:57,500
‫اونجا بود که فهمیدم اینجا تموم می‌شه.

715
00:47:59,458 --> 00:48:00,875
‫- تنهام نذار.
‫- ولم کن.

716
00:48:00,958 --> 00:48:01,958
‫تنهام نذار.

717
00:48:05,958 --> 00:48:06,958
‫جولیا،

718
00:48:08,708 --> 00:48:10,458
‫این رو برای اضطرابت آوردم.

719
00:48:12,083 --> 00:48:16,000
‫لورازپام، دیازپام، و تریازولام.

720
00:48:17,833 --> 00:48:19,458
‫هر کدوم رو که می‌خوای انتخاب کن.

721
00:48:25,208 --> 00:48:28,000
‫منم که به تو دارو می‌دم.

722
00:48:29,041 --> 00:48:30,375
‫نه برعکس.

723
00:48:34,708 --> 00:48:35,875
‫نه!
