﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,083
.

2
00:00:44,166 --> 00:00:45,166
‫صبر کن.

3
00:00:49,041 --> 00:00:54,125
[بیگانه: زمین]

4
00:02:25,291 --> 00:02:27,291
[جین میتا]

5
00:02:34,291 --> 00:02:35,500
[استیون دیمارکو]

6
00:02:40,500 --> 00:02:42,625
[مارسی هرمیت]

7
00:02:45,041 --> 00:02:48,416
‫این فقط درد رشده، همین.

8
00:03:14,250 --> 00:03:15,916
‫- امنه.
‫- شما خوبید؟

9
00:03:20,083 --> 00:03:23,000
‫اینجا امن نیست، خانم. بیاید...
‫بیاید شما رو به تأسیسات برگردونیم.

10
00:03:40,166 --> 00:03:41,500
‫ارتباطات قطع شده.

11
00:03:43,875 --> 00:03:46,791
‫فکر می‌کنیم سایبورگ کابل
‫اصلی زیر آب رو قطع کرده.

12
00:03:48,375 --> 00:03:50,791
‫یوتانی داره
روی ماهواره‌ها پارازیت می‌ندازه

13
00:03:51,833 --> 00:03:53,083
‫ما گیر افتادیم.

14
00:03:54,375 --> 00:03:58,333
‫پرسنل غیرضروری...
‫تخلیه شدن.

15
00:04:00,250 --> 00:04:03,625
‫دورگه‌ها در سلول
‫نگه‌داری شماره یک حبس شدن...

16
00:04:04,416 --> 00:04:07,500
‫ولی اونجا برای موجودات
‫مصنوعی طراحی نشده.

17
00:04:09,041 --> 00:04:10,750
‫مطمئن نیستم چقدر دوام بیاره

18
00:04:10,833 --> 00:04:12,541
‫اگه تصمیم بگیرن فرار کنن.

19
00:04:14,125 --> 00:04:17,416
‫ما هیچ کنترلی روی
‫زنومورف بالغ نداریم.

20
00:04:19,791 --> 00:04:22,625
‫نیروهای پرادیجی دارن
جزیره رو پاکسازی می‌کنن

21
00:04:23,250 --> 00:04:24,500
‫ولی با کمبود نیرو مواجه‌ان.

22
00:04:27,000 --> 00:04:28,250
‫اون هی داره می‌کشتشون.

23
00:04:29,500 --> 00:04:32,041
‫وضعیت مهار بقیه موجودات
‫فعلاً خوبه.

24
00:04:32,125 --> 00:04:34,000
‫ولی ما کمبود پرسنل داریم.

25
00:04:34,791 --> 00:04:38,583
‫و متغیرهای منفی دارن افزایش پیدا می‌کنن.

26
00:04:38,666 --> 00:04:41,416
‫فکر کنم باید به تخلیه فکر کنید.

27
00:04:44,333 --> 00:04:46,833
‫قربان؟ قربان؟

28
00:04:46,916 --> 00:04:48,500
‫من دارم میرم ماه؟

29
00:04:48,583 --> 00:04:51,250
‫نه، عزیزم.

30
00:04:51,291 --> 00:04:54,375
‫تو قراره اولین کسی باشی
‫که از یه بدن انسانی منتقل می‌شه...

31
00:04:55,291 --> 00:04:56,291
‫به یه بدن مصنوعی.

32
00:05:12,916 --> 00:05:14,416
‫کاش می‌تونستم صدات رو بشنوم.

33
00:05:16,875 --> 00:05:18,375
‫چیزهایی که دیدی.

34
00:05:20,250 --> 00:05:23,791
‫آره، اون واقعاً می‌تونست
‫یه گفتگوی لعنتی جالب باشه.

35
00:06:03,916 --> 00:06:06,166
‫چی کار کردی؟

36
00:06:14,916 --> 00:06:16,500
‫باشه، می‌دونم چرا اون‌ها اینجان.

37
00:06:16,583 --> 00:06:18,541
‫نمی‌دونم تو چی کار کردین،
‫احتمالاً یه کار احمقانه.

38
00:06:19,750 --> 00:06:21,625
‫ولی من عزیزدردونـه‌ام،
‫نباید اینجا باشم.

39
00:06:22,416 --> 00:06:25,500
‫- شاید چون خبرچینی کردی.
‫- خبرچینی؟

40
00:06:26,291 --> 00:06:28,583
‫- من خبرچینی نکردم.
‫- خبرچینی کی رو؟

41
00:06:28,666 --> 00:06:32,125
‫اون‌ها دقیقاً می‌دونستن ما رو کجا پیدا کنن
‫چون تو دویدی و گفتی.

42
00:06:32,250 --> 00:06:35,083
‫- نخیر.
‫- وایسا، تو... تو ما رو هم لو دادی؟

43
00:06:35,166 --> 00:06:36,666
‫نه، من حتی نمی‌دونم شما چی کار کردید.

44
00:06:37,250 --> 00:06:39,333
‫تو تنها کسی بودی که بهش گفتیم.

45
00:06:39,416 --> 00:06:40,833
‫باشه، من نگفتم.

46
00:06:40,916 --> 00:06:42,833
‫شاید اگه گفته بودم،
‫با شما اینجا نبودم.

47
00:06:44,083 --> 00:06:45,500
‫ما قبرهامون رو پیدا کردیم.

48
00:06:47,375 --> 00:06:52,000
‫رُز، مارسی، کریس، آروش...

49
00:06:54,500 --> 00:06:55,500
‫و جین.

50
00:06:56,750 --> 00:06:58,416
‫- تو.
‫- من نمرده‌ام.

51
00:07:03,000 --> 00:07:06,250
‫اون به هر کدوم‌مون یه گل داد
‫و بعد می‌رفتی روی تخت.

52
00:07:06,333 --> 00:07:08,708
‫نه، اون‌ها ما رو نجات دادن،
‫و حالا ما نمی‌تونیم بمیریم.

53
00:07:09,166 --> 00:07:10,541
‫آیزاک مُرد.

54
00:07:13,833 --> 00:07:15,416
‫اون مُرد.

55
00:07:20,291 --> 00:07:21,666
‫اسمش استیون بود.

56
00:07:25,375 --> 00:07:27,250
‫مامانش استیو صداش می‌کرد.

57
00:07:27,666 --> 00:07:29,375
‫باشه، خب، این اتفاق برای ما نمیفته.

58
00:07:29,500 --> 00:07:31,000
‫می‌تونه بیفته. یه حشره صورتش رو خورد!

59
00:07:35,625 --> 00:07:38,750
‫نه، خب؟ من عزیزدردونـه‌ام.
‫قرار نیست اینجا باشم.

60
00:07:38,791 --> 00:07:42,333
‫نه، تو کتاب، وندی دارلینگ
‫عزیزدردونه‌ی پیتر پنه.

61
00:07:44,750 --> 00:07:46,250
‫و بعد اون بزرگ شد.

62
00:07:47,750 --> 00:07:51,750
‫و این پیتر رو عصبانی کرد،
‫و برای همین اون دخترش، جین، رو دزدید.

63
00:07:56,541 --> 00:07:59,583
‫ما همه‌مون تو این سلولیم
‫چون دیگه نمی‌تونیم بچه باشیم.

64
00:08:01,083 --> 00:08:02,833
‫ولی اون‌ها نمی‌ذارن بزرگسال باشیم.

65
00:08:04,291 --> 00:08:05,500
‫ما همه‌مون روحیم.

66
00:08:16,333 --> 00:08:18,000
‫روح‌ها چی کار می‌کنن؟

67
00:08:23,916 --> 00:08:25,291
‫خونه‌ها رو تسخیر می‌کنن.

68
00:08:30,875 --> 00:08:32,000
‫تمام این مدت،

69
00:08:33,125 --> 00:08:34,500
‫ما از اون‌ها می‌ترسیدیم.

70
00:08:40,000 --> 00:08:41,916
‫ولی فکر کنم اون‌ها باید از ما بترسن.

71
00:09:31,500 --> 00:09:32,750
‫هان؟

72
00:09:41,125 --> 00:09:42,666
‫نه، نه.

73
00:09:44,416 --> 00:09:45,916
‫نه.

74
00:09:46,000 --> 00:09:47,666
‫- کرش.
‫- قربان؟

75
00:09:48,291 --> 00:09:50,666
‫تصاویر امنیتی قطع شده.
‫موجودات سر جاشون هستن؟

76
00:09:50,750 --> 00:09:53,500
‫ما اینجا منبع تغذیه خودمون رو داریم.
‫همه چراغ‌ها سبزه.

77
00:09:53,541 --> 00:09:55,125
‫دارم زنومورف جدید رو وفق میدم.

78
00:09:55,625 --> 00:09:56,666
‫و سایبورگ؟

79
00:09:57,250 --> 00:09:59,000
‫تو یه سلول با برادر وندی زندانیه.

80
00:09:59,833 --> 00:10:04,666
‫خطرناکه. یوتانی میاد دنبالش.
‫تا جایی که می‌دونیم، سفینه‌ها تو راهن.

81
00:10:04,750 --> 00:10:06,583
‫آره. پس فکر می‌کنی
‫باید همین‌طوری پسش بدم؟

82
00:10:06,666 --> 00:10:09,583
‫اون اومد اینجا تا همه‌مون رو بکشه
‫و اسباب‌بازی‌هامون رو بدزده!

83
00:10:09,666 --> 00:10:10,666
‫تو عصبانی‌ای.

84
00:10:11,750 --> 00:10:14,125
‫عصبانی نباش. باهوش باش.

85
00:10:15,041 --> 00:10:16,500
‫من؟

86
00:10:17,000 --> 00:10:18,291
‫با مغزی به اندازه یه سیاره.

87
00:10:18,875 --> 00:10:22,000
‫چرا یه‌کم جربزه به خرج نمیدی؟
‫اون می‌خواد با من در بیفته؟

88
00:10:22,041 --> 00:10:24,750
‫یوتانی، ها؟ بزن بریم!

89
00:10:27,083 --> 00:10:31,375
‫قربان، یه نشونه بارز
‫بیش‌فعالیِ حاد شما

90
00:10:31,500 --> 00:10:34,166
‫مشکلات کنترل تکانه‌هاست.

91
00:10:34,875 --> 00:10:36,583
‫و انتخاب‌هایی که کردید...

92
00:10:39,375 --> 00:10:40,416
‫...دورگه‌ها...

93
00:10:40,500 --> 00:10:42,250
‫کرش؟

94
00:10:42,291 --> 00:10:44,291
‫داروهاتون...

95
00:10:45,166 --> 00:10:47,666
‫کرش؟ کرش؟

96
00:10:50,291 --> 00:10:53,291
‫احمق‌ها. همه‌شون...
‫همه‌شون احمقن.

97
00:11:00,750 --> 00:11:02,250
‫در مورد چشم‌هات چه حسی داری؟

98
00:11:03,291 --> 00:11:04,750
‫قربان؟

99
00:11:07,041 --> 00:11:08,291
‫اتم رو پیدا کن.

100
00:11:09,625 --> 00:11:13,041
‫بهش بگو باید ارتباطات و دوربین‌ها رو
‫راه‌اندازی کنیم، و بیاد پیش من.

101
00:11:17,833 --> 00:11:20,333
‫محض احتیاط،
‫فکر کنم یه آدم ضعیف رو بهت بدم بخوری.

102
00:11:38,166 --> 00:11:40,083
‫- امنه.
‫- من خوبم، واقعاً.

103
00:11:40,166 --> 00:11:41,375
‫درها رو قفل نگه دارید.

104
00:11:42,000 --> 00:11:43,291
‫وضعیت هشدار نارنجی شدیده.

105
00:11:43,791 --> 00:11:45,916
‫داریم پرسنل غیرضروری رو برای
‫تخلیه آماده می‌کنیم.

106
00:11:46,875 --> 00:11:48,416
‫من داوطلب می‌شم روی بال پرواز کنم.

107
00:11:48,500 --> 00:11:49,500
‫تمومش کن.

108
00:11:50,000 --> 00:11:52,750
‫باید بقیه نیروها رو پیدا کنیم
‫و از آقای کاوالیر محافظت کنیم.

109
00:11:53,583 --> 00:11:55,500
‫اینجا بمونید، خانم. به زودی برمی‌گردیم.

110
00:12:19,750 --> 00:12:24,625
‫اینجا شگفت‌انگیزه.
‫همه خیلی خودمونی هستن، و خیلی دنج و راحته.

111
00:12:25,125 --> 00:12:28,833
‫واقعاً مطمئن نیستم. احساساتم
‫مخلوطه چون حس می‌کنم...

112
00:12:29,541 --> 00:12:30,625
‫واقعاً مطمئن نیستم.

113
00:12:30,750 --> 00:12:34,375
‫حس می‌کنم که می‌تونم کارهای
‫واقعاً باحالی انجام بدم،

114
00:12:34,500 --> 00:12:36,750
‫و مثلاً، قدرت‌های خارق‌العاده داشته باشم.

115
00:12:36,791 --> 00:12:38,333
‫واقعاً دوست دارم نامرئی باشم

116
00:12:38,416 --> 00:12:40,166
‫چون اون وقت می‌تونم یواشکی
‫پشت سر مردم برم

117
00:12:40,250 --> 00:12:42,916
‫و تنهایی
‫به جاهای واقعاً باحالی برم.

118
00:12:43,000 --> 00:12:45,541
‫ما حالمون خوب می‌شه.

119
00:12:48,250 --> 00:12:49,250
‫مگه نه؟

120
00:12:51,750 --> 00:12:52,750
‫مگه نه؟

121
00:12:54,125 --> 00:12:55,125
‫مگه نه؟

122
00:12:55,833 --> 00:12:56,875
‫ما حالمون خوب می‌شه.

123
00:12:59,541 --> 00:13:00,625
‫مگه نه؟

124
00:13:03,083 --> 00:13:04,416
‫مگه نه؟

125
00:13:05,500 --> 00:13:06,500
‫مگه نه؟

126
00:13:08,500 --> 00:13:09,666
‫ما حالمون خوب می‌شه.

127
00:13:12,166 --> 00:13:13,166
‫مگه نه؟

128
00:13:15,750 --> 00:13:16,750
‫مگه نه؟

129
00:13:18,083 --> 00:13:19,083
‫مگه نه؟

130
00:13:19,166 --> 00:13:20,250
‫ما حالمون خوب می‌شه.

131
00:13:35,000 --> 00:13:36,125
‫هی.

132
00:13:36,250 --> 00:13:39,250
‫اشکالی نداره. بذار یه نگاهی بندازم.

133
00:13:39,291 --> 00:13:41,833
‫این بهترین حسیه که کل روز خواهم داشت.
‫بذار ازش لذت ببرم.

134
00:13:50,791 --> 00:13:51,833
‫خوبی؟

135
00:13:53,291 --> 00:13:54,500
‫روزهای بهتری هم داشتم.

136
00:14:03,791 --> 00:14:05,750
‫واقعاً تو اون سفینه بودی
‫که سقوط کرد؟

137
00:14:07,000 --> 00:14:08,791
‫این حرف‌ها مال قبله.

138
00:14:09,583 --> 00:14:10,750
‫من به گذشته نگاه نمی‌کنم.

139
00:14:12,000 --> 00:14:13,000
‫تو به من شلیک کردی.

140
00:14:15,375 --> 00:14:16,625
‫من جونت رو نجات دادم.

141
00:14:19,750 --> 00:14:20,750
‫ریه‌ات چطوره؟

142
00:14:27,291 --> 00:14:28,500
‫اون پسر بهم گفت.

143
00:14:30,291 --> 00:14:31,333
‫آروش.

144
00:14:32,125 --> 00:14:33,791
‫حس خوبی داره، نه؟

145
00:14:35,000 --> 00:14:36,166
‫بیشتر از انسان بودن.

146
00:14:37,625 --> 00:14:38,916
‫هرمیت، یه بهایی داره.

147
00:14:39,750 --> 00:14:43,541
‫وقتی شرکت بهت چیزی میده،
‫همیشه یه بهایی داره.

148
00:14:43,625 --> 00:14:44,875
‫می‌دونی بهاش چیه؟

149
00:14:46,083 --> 00:14:49,000
‫همه چیز.

150
00:14:50,041 --> 00:14:52,000
‫"همه چیز" حتی شروع ماجرا هم نیست.

151
00:15:05,083 --> 00:15:06,875
‫فرماندهی، اینجا تی‌آر-1، صدام رو داری.

152
00:15:09,083 --> 00:15:10,083
‫فرماندهی...

153
00:15:21,541 --> 00:15:23,791
‫ارتباطات قطع شده.
‫چی کار باید بکنیم؟

154
00:15:24,291 --> 00:15:26,875
‫پروتکل اینه
که تو اسلحه‌خونه طبقه یک جمع بشیم

155
00:15:27,250 --> 00:15:29,041
‫با اون چیزهایی
که دارن این‌ور اون‌ور می‌دون؟

156
00:15:29,125 --> 00:15:31,125
‫فقط با جنگی که جلوته
‫بجنگ.

157
00:15:31,250 --> 00:15:34,000
‫- هی. من نمی‌خوام اینجا بمیرم.
‫- هی. من حواسم بهت هست.

158
00:15:34,000 --> 00:15:35,916
‫شام یکی دیگه بشم؟
‫همچین قول و قراری با کسی نذاشته بودم.

159
00:15:35,916 --> 00:15:38,583
‫بیا فقط بریم اسلحه‌خونه
‫و تفنگ‌های بزرگ رو برداریم.

160
00:15:49,541 --> 00:15:50,666
‫تو گفتی آسانسور بیاد؟

161
00:15:51,250 --> 00:15:53,291
‫فکر کنم خدا من رو از زحمتش نجات داد.

162
00:16:04,875 --> 00:16:06,250
‫بیا دیگه.

163
00:16:07,125 --> 00:16:08,500
‫داری هوای سرد رو بیرون میدی.

164
00:16:33,750 --> 00:16:36,541
‫مراحل خودتخریبی آغاز شد.

165
00:16:37,250 --> 00:16:39,541
‫- این آسانسور در 30...
‫- در رو باز کن! در رو باز کن!

166
00:16:40,375 --> 00:16:42,375
‫- ...بیست و نه، بیست و هشت...
‫- در رو باز کن!

167
00:16:42,500 --> 00:16:45,750
‫- بجنب! بجنب!
‫- ...بیست و هفت، بیست و شش.

168
00:16:46,583 --> 00:16:49,500
‫بیست و پنج، بیست و چهار.

169
00:16:49,500 --> 00:16:50,833
‫- من رو ببر بالا.
‫- بیست و سه...

170
00:16:50,833 --> 00:16:52,416
‫- عجله کن!
‫- بیست و دو...

171
00:16:53,041 --> 00:16:55,166
‫- بیست و یک.
‫- هی. مسخره‌بازی رو تموم کن.

172
00:16:55,250 --> 00:16:56,375
‫بیست.

173
00:17:06,250 --> 00:17:07,750
‫این دیگه چه کوفتیه؟

174
00:17:23,000 --> 00:17:24,000
‫ازش عصبانی‌ای؟

175
00:17:24,833 --> 00:17:26,250
‫اون نیبز رو زد.

176
00:17:30,000 --> 00:17:31,375
‫آره، چون اون یکی رو کشت.

177
00:17:31,500 --> 00:17:33,750
‫- اون، اون‌ها رو انتخاب کرد.
‫- آره، ولی...

178
00:17:35,125 --> 00:17:36,125
‫اون یکی از ماست.

179
00:17:43,666 --> 00:17:44,750
‫جوی عزیز،

180
00:17:46,458 --> 00:17:47,500
‫امیدوارم خوب باشی.

181
00:17:49,375 --> 00:17:50,375
‫خوبی؟

182
00:17:52,500 --> 00:17:53,708
‫ما خوبیم، فکر کنم.

183
00:17:55,166 --> 00:17:56,375
‫پرستارهای اینجا خوبن،

184
00:17:56,958 --> 00:17:58,208
‫به جز یکیشون.

185
00:17:58,291 --> 00:18:00,750
‫اون کلمه "خ" رو... زیاد استفاده می‌کنه.

186
00:18:02,208 --> 00:18:04,541
‫پوره سیب‌زمینی‌هاش خیلی خوبه
‫و ژله‌اش.

187
00:18:05,250 --> 00:18:06,375
‫گیلاسی مورد علاقه‌امه.

188
00:18:07,916 --> 00:18:09,125
‫بابا بیشتر وقت‌ها خونه‌ست.

189
00:18:10,000 --> 00:18:11,166
‫سرفه‌اش بدتر شده.

190
00:18:12,125 --> 00:18:13,125
‫و همینطور پاش.

191
00:18:14,041 --> 00:18:15,375
‫اون می‌گه چیزی نیست،

192
00:18:15,458 --> 00:18:17,958
‫ولی بد به نظر میاد،
و نمی‌تونه زیاد بیاد ملاقاتم

193
00:18:19,791 --> 00:18:23,000
‫ببخشید که فقط خبر بد می‌گم.
‫دارم سعی می‌کنم شاد بمونم،

194
00:18:25,125 --> 00:18:26,416
‫نمی‌تونی همین‌طوری بیای خونه؟

195
00:18:27,541 --> 00:18:29,083
‫باید مراقبش باشی.

196
00:18:29,166 --> 00:18:30,166
‫دوست‌دار تو، مارسی.

197
00:18:30,708 --> 00:18:35,541
‫باید مراقبش باشی،
‫مگه نه، مارسی؟ آره.

198
00:18:46,083 --> 00:18:47,208
‫صبر کن.

199
00:18:48,333 --> 00:18:52,583
‫رفیق، تو سیگار برگ نداری،
‫داری؟ یه کوهیبای خوب؟

200
00:18:53,208 --> 00:18:54,208
‫خفه شو.

201
00:18:54,708 --> 00:18:58,666
‫آره، حق با توئه، ولی من کار واجب دارم
‫و این عوضی کمکی نمی‌کنه.

202
00:19:02,291 --> 00:19:03,583
‫لعنتی!

203
00:19:03,666 --> 00:19:05,416
‫وایسا. داری می‌کشیش.

204
00:19:06,583 --> 00:19:07,833
‫بهم دست نزن!

205
00:19:10,541 --> 00:19:13,041
‫من اون‌هایی رو که می‌تونم نجات میدم.

206
00:19:15,041 --> 00:19:16,291
‫بهتره بچه‌ها رو نجات بدی

207
00:19:16,333 --> 00:19:18,416
‫چون من اینجا رو
‫تا خاکستر به آتیش می‌کشم.

208
00:21:19,375 --> 00:21:22,208
‫داستان جان هنری
‫و چکش‌های پنج کیلوییش رو می‌دونی؟

209
00:21:24,416 --> 00:21:26,791
‫تمام شب، اون فولاد رو کوبید،

210
00:21:31,083 --> 00:21:32,083
‫با ماشین‌ها می‌جنگید.

211
00:21:32,166 --> 00:21:34,041
‫تا ببینه کی می‌تونه
عمیق‌تر، سریع‌تر ضربه بزنه؟

212
00:21:36,583 --> 00:21:40,625
‫در آخر، انسان همیشه برنده می‌شه.
‫مسئله اراده‌ست.

213
00:21:41,375 --> 00:21:45,666
‫جان هنری از خستگی
‫نمرد؟

214
00:21:46,291 --> 00:21:47,833
‫خب، من تازه شروع کردم.

215
00:21:48,541 --> 00:21:50,958
‫نیروهای یوتانی جوان
‫همین الانش هم تو راهن.

216
00:21:51,541 --> 00:21:54,208
‫و از طرف اون،
‫من چیزی که حق ماست رو پس می‌گیرم.

217
00:22:28,375 --> 00:22:30,666
‫بچه‌ها!

218
00:22:53,375 --> 00:22:55,166
‫خب، لعنتی.

219
00:22:56,583 --> 00:22:58,916
‫این افتضاح غم‌انگیز رو ببین، ها؟

220
00:22:59,916 --> 00:23:02,083
‫همه پسران گمشده من...

221
00:23:03,541 --> 00:23:04,666
‫تو یه قفس حبس شدن.

222
00:23:08,333 --> 00:23:09,791
‫من قراره با کی بازی کنم؟

223
00:23:11,208 --> 00:23:12,375
‫می‌خوای بازی کنی؟

224
00:23:14,375 --> 00:23:15,625
‫خب، بذار ما بیایم بیرون.

225
00:23:18,791 --> 00:23:20,666
‫آره، ولی خوب بازی می‌کنید؟

226
00:23:24,625 --> 00:23:26,041
‫چطوره به جاش یه داستان بگم؟

227
00:23:26,083 --> 00:23:27,083
‫نه.

228
00:23:28,125 --> 00:23:30,041
‫تو یه دروغگویی.
‫گفتی من عزیزدردونتم.

229
00:23:30,125 --> 00:23:32,083
‫گفتم؟ از من بعیده.

230
00:23:33,541 --> 00:23:37,291
‫شاید... شاید گفتم.
‫من... کی می‌تونه یادش بیاد؟

231
00:23:42,333 --> 00:23:43,375
‫داستان چیه؟

232
00:23:57,958 --> 00:23:59,416
‫گوش کنید.

233
00:24:00,833 --> 00:24:05,541
‫وقتی کوچیک بودم، بابام یه آدم معتاد بود.

234
00:24:09,583 --> 00:24:12,208
‫آره، آخرین نفر از یه نسل طولانی
‫از آدم‌های نفهم،

235
00:24:12,291 --> 00:24:13,666
‫هر کدوم بدجنس‌تر از قبلی.

236
00:24:15,291 --> 00:24:20,166
‫و از این انسان اولیه یه معجزه به دنیا اومد.

237
00:24:22,166 --> 00:24:25,958
‫یه پسر نابغه که سرنوشتش
‫حکومت بر جهان بود.

238
00:24:26,875 --> 00:24:29,041
‫مگر اینکه بابای حسودش اول می‌کشتش.

239
00:24:30,458 --> 00:24:33,541
‫پس اون پسر، من، یه ماشین ساختم.

240
00:24:33,583 --> 00:24:34,791
‫اولین مصنوعی من. شش سالم بود.

241
00:24:34,875 --> 00:24:37,583
‫من اون رو، می‌دونی، یه مرد بالغ ساختم.

242
00:24:39,041 --> 00:24:40,041
‫برجسته.

243
00:24:41,125 --> 00:24:42,125
‫و...

244
00:24:42,833 --> 00:24:46,833
‫آره، یه روز، بابام...
‫از کارخونه اومد خونه.

245
00:24:49,875 --> 00:24:51,625
‫و مصنوعی من اونجا بود...

246
00:24:53,333 --> 00:24:54,875
‫روی مبل نشسته بود.

247
00:24:57,791 --> 00:24:59,208
‫و اون پایان بابا بود.

248
00:25:03,625 --> 00:25:05,666
‫یا باید بگم بابای قدیمی
‫چون اون شب ما نقل مکان کردیم

249
00:25:05,791 --> 00:25:07,291
‫و مصنوعی شد بابای جدیدم.

250
00:25:08,916 --> 00:25:10,875
‫می‌بینید... هیچ‌کس...

251
00:25:11,375 --> 00:25:14,666
‫هیچ‌کس به یه بچه شش ساله
‫امپراتوری خودش رو نمیده، پس...

252
00:25:16,041 --> 00:25:18,041
‫من فقط برای خودم یه سرکرده ساختم.

253
00:25:18,916 --> 00:25:22,875
‫- تو پدرت رو کشتی؟
‫- نه. نکته این نیست کی، کی رو کشت.

254
00:25:22,916 --> 00:25:25,791
‫نکته اینه که من دارم
‫یه کسب و کار چند تریلیون دلاری رو می‌چرخونم،

255
00:25:25,875 --> 00:25:29,458
‫و این قبل از اینه که مردم بفهمن
‫می‌تونن با یه قیمت پایین، جاودانه بشن.

256
00:25:29,541 --> 00:25:31,458
‫ما به تو تعلق نداریم.

257
00:25:33,125 --> 00:25:34,375
‫البته...

258
00:25:35,208 --> 00:25:36,500
‫که دارید. عزیزان من...

259
00:25:38,541 --> 00:25:39,875
‫شما مدل‌های ویترینی هستید.

260
00:25:41,500 --> 00:25:45,375
‫این جسم‌های زیبا می‌تونن مال شما باشن
‫اگه الان اقدام کنید، ولی دارید گند می‌زنید.

261
00:25:45,416 --> 00:25:48,291
‫دارید گند می‌زنید!
‫و من... من نمی‌تونم این رو قبول کنم.

262
00:25:49,625 --> 00:25:51,625
‫بخوابید رو زمین.

263
00:25:52,958 --> 00:25:54,375
‫حالا مواظب باشید.

264
00:25:54,416 --> 00:25:55,666
‫حالا.

265
00:26:08,208 --> 00:26:09,250
‫بدو.

266
00:26:17,250 --> 00:26:18,500
‫قایم باشک، یادتونه؟

267
00:26:19,541 --> 00:26:20,625
‫نیبز،

268
00:26:21,625 --> 00:26:22,666
‫تو سیلویا رو پیدا کن.

269
00:26:23,625 --> 00:26:25,291
‫من حساب "کاوالیر" رو می‌رسم.

270
00:26:25,625 --> 00:26:26,750
‫اصمی، اسلایتلی...

271
00:26:27,416 --> 00:26:28,791
‫شما کرش و سایبورگ رو پیدا کنید.

272
00:26:29,875 --> 00:26:30,875
‫کرلی.

273
00:26:31,375 --> 00:26:32,416
‫تو ترتیب سربازها رو بده.

274
00:26:33,250 --> 00:26:34,250
‫جین.

275
00:26:35,875 --> 00:26:36,875
‫اسم من جینه.

276
00:26:43,875 --> 00:26:45,250
‫هیچ‌کس به برادرم دست نمی‌زنه.

277
00:26:51,250 --> 00:26:55,291
‫آقای هرمیت. دنبالتون می‌گشتم.

278
00:26:57,750 --> 00:27:00,125
‫آقای کاوالیر از من خواست
‫شخصاً شما رو پیدا کنم.

279
00:27:02,625 --> 00:27:04,500
‫اون یه پیشنهادی داره که می‌خواد مطرح کنه.

280
00:27:08,166 --> 00:27:09,750
‫خواهرتون پیش اونه.

281
00:27:13,750 --> 00:27:14,791
‫لطفاً.

282
00:27:19,375 --> 00:27:20,708
‫از این طرف.

283
00:27:21,208 --> 00:27:23,250
‫فکر کنم از حرف‌هاش خوشتون بیاد.

284
00:27:35,416 --> 00:27:36,666
‫فکر می‌کنی هنوز اونجاست؟

285
00:27:37,875 --> 00:27:38,875
‫کی؟

286
00:27:40,125 --> 00:27:41,250
‫آرتور.

287
00:27:42,875 --> 00:27:44,000
‫ما همینطوری ترکش کردیم.

288
00:27:45,375 --> 00:27:46,458
‫بهش فکر نکن.

289
00:27:48,375 --> 00:27:49,791
‫ما کار بدی کردیم، اسلایتلی.

290
00:27:52,791 --> 00:27:54,208
‫تقصیر ما نیست.

291
00:27:55,625 --> 00:27:56,666
‫اون‌ها ما رو مجبور کردن.

292
00:28:00,000 --> 00:28:01,041
‫تقصیر ما نیست.

293
00:28:12,916 --> 00:28:14,958
‫حرکت کنید، حرکت کنید، حرکت کنید!

294
00:29:03,000 --> 00:29:04,875
‫ده دقیقه پیش کجا بودی؟

295
00:29:05,875 --> 00:29:07,083
‫چرا رو زمینه؟

296
00:29:08,625 --> 00:29:10,375
‫کمرش شکسته.

297
00:29:10,458 --> 00:29:12,083
‫این رو بگیر و ببندش.

298
00:29:12,625 --> 00:29:14,250
‫سریع، قبل از اینکه به هوش بیاد.

299
00:29:29,333 --> 00:29:30,666
‫داری چی کار می‌کنی؟

300
00:29:32,500 --> 00:29:35,708
‫زمان شما تموم شده. الان زمان ماست.

301
00:29:45,458 --> 00:29:47,833
‫فقط می‌خوام بدونی
‫من به مادرت آسیب نزدم.

302
00:30:02,875 --> 00:30:05,083
‫نمی‌خوام سورپرایز رو خراب کنم، ولی...

303
00:30:05,791 --> 00:30:07,583
‫فکر کنم
...از پیشنهاد آقای کاوالیر خوشت بیاد

304
00:30:07,666 --> 00:30:09,333
‫من بدون خواهرم نمیرم.

305
00:30:10,166 --> 00:30:12,083
محالـه همچین چیزی ازتون بخوایم

306
00:30:16,500 --> 00:30:18,458
‫ما هیولا نیستیم.

307
00:30:19,500 --> 00:30:21,583
‫می‌فهمیم که خواهرت حقوقی داره.

308
00:30:22,083 --> 00:30:24,333
‫بذار حدس بزنم، ریه حالا آزاده...

309
00:30:25,083 --> 00:30:26,750
‫ولی می‌خوای همه چیزهای دیگه‌ رو بگیری.

310
00:30:28,000 --> 00:30:29,166
‫بفرمایید تو.

311
00:30:30,083 --> 00:30:31,458
‫می‌ذارم یه‌کم تنها باشید.

312
00:30:44,166 --> 00:30:45,166
‫سلام.

313
00:30:51,416 --> 00:30:52,625
‫آهای؟

314
00:32:04,833 --> 00:32:05,833
‫کمک!

315
00:32:25,791 --> 00:32:27,916
‫من بهش گفتم این هدر دادن تکنولوژیه.

316
00:32:29,666 --> 00:32:32,083
‫کی بچه‌ها رو جاودانه می‌کنه؟

317
00:32:33,000 --> 00:32:35,750
‫یه ابدیت از سوالاتی مثل، "هنوز نرسیدیم؟"

318
00:32:37,041 --> 00:32:38,666
‫ولی اون قلباً یه بچه‌ست.

319
00:32:39,583 --> 00:32:41,666
‫بنیانگذار ما. خدا حفظش کنه.

320
00:32:42,416 --> 00:32:44,041
من که عقلم قد نمیده

321
00:32:45,041 --> 00:32:47,958
‫ولی اگه برنامه‌نویسی من
‫اجازه می‌داد، بهش می‌گفتم...

322
00:32:49,708 --> 00:32:51,166
‫"من که بهت گفته بودم."

323
00:33:09,375 --> 00:33:10,875
‫من می‌گم حالا چی می‌شه.

324
00:33:14,208 --> 00:33:16,083
‫دیگه نمی‌تونی به ما آسیب بزنی.

325
00:33:22,041 --> 00:33:24,250
‫جو. جو؟

326
00:33:32,958 --> 00:33:34,208
‫چش شده؟

327
00:33:39,166 --> 00:33:44,125
‫اون مکانیکیه، و به شبکه وصله،
‫درست مثل درها، و دوربین‌ها.

328
00:33:47,291 --> 00:33:49,500
‫می‌تونم کاری کنم
که هر چی می‌خوام انجام بده

329
00:33:51,125 --> 00:33:54,208
‫آها.

330
00:33:55,833 --> 00:33:59,125
‫مارسی، من... من در مورد نیبز متأسفم.

331
00:33:59,833 --> 00:34:00,833
‫من...

332
00:34:01,458 --> 00:34:02,958
‫چاره‌ای نداشتم.

333
00:34:03,000 --> 00:34:04,291
‫تو باید به مردم کمک کنی.

334
00:34:06,833 --> 00:34:07,958
‫کمک کردم.

335
00:34:08,708 --> 00:34:10,125
‫نیبز داشت به دوست‌هام آسیب می‌زد.

336
00:34:10,208 --> 00:34:14,875
‫- داری می‌گی نیبز... آدم نیست؟
‫- من این رو نگفتم.

337
00:34:14,958 --> 00:34:17,458
‫- شاید باید من رو هم "ربات" صدا کنی.
‫- بس کن!

338
00:34:17,583 --> 00:34:20,750
‫من دنیا رو اینطوری نکردم.
‫داری مثل یه بچه حرف می‌زنی.

339
00:34:20,833 --> 00:34:23,333
‫بهتر از اینه که طمع‌کار باشی
‫و به همه دروغ بگی.

340
00:34:23,458 --> 00:34:25,125
‫از من می‌خوای چی کار کنم؟
‫دنیا...

341
00:34:25,208 --> 00:34:28,208
‫پیچیده‌ست. زندگی پیچیده‌ست.

342
00:34:28,250 --> 00:34:30,125
‫می‌خوای بدونی چرا از اون‌ها خوشم میاد؟

343
00:34:32,208 --> 00:34:33,541
‫بیگانه‌ها.

344
00:34:35,625 --> 00:34:36,958
‫صادقن.

345
00:34:41,625 --> 00:34:42,833
‫شکارچی‌ان.

346
00:34:43,708 --> 00:34:45,291
‫ما براشون غذاییم.

347
00:34:45,791 --> 00:34:47,708
‫نه، تو براشون غذایی.

348
00:34:48,583 --> 00:34:49,583
‫من...

349
00:34:53,833 --> 00:34:55,458
‫نمی‌دونم چی هستم.

350
00:34:58,000 --> 00:34:59,291
‫من یه بچه نیستم.

351
00:35:00,583 --> 00:35:01,750
‫من یه بزرگسال نیستم.

352
00:35:02,750 --> 00:35:04,125
‫من مارسی نیستم.

353
00:35:05,833 --> 00:35:07,083
‫وندی هم نیستم.

354
00:35:09,208 --> 00:35:12,041
‫و نمی‌تونم چیزی باشم
‫که همه ازم می‌خوان.

355
00:35:14,750 --> 00:35:16,458
‫باشه. متأسفم.

356
00:35:18,083 --> 00:35:20,208
‫گند زدم.
‫نمی‌دونستم دیگه چی کار کنم.

357
00:35:21,291 --> 00:35:23,208
‫- پیچ...
‫- نگو پیچیده.

358
00:35:25,333 --> 00:35:29,208
‫این چیزی‌ـه که آدم‌های بی‌قدرت می‌گن
‫تا هیچ کاری نکردن رو توجیه کنن.

359
00:35:30,958 --> 00:35:32,208
‫و من بی‌قدرت نیستم.

360
00:35:38,375 --> 00:35:41,125
‫باید بریم.
‫داریم بزرگسال‌ها رو جمع می‌کنیم.

361
00:35:41,208 --> 00:35:42,208
‫"پسر" کجاست؟

362
00:35:44,208 --> 00:35:45,375
‫قایم باشک.

363
00:35:46,791 --> 00:35:48,875
‫یه نفر خاص رو فرستادم دنبالش.

364
00:36:13,250 --> 00:36:14,583
‫هو!

365
00:36:15,208 --> 00:36:16,541
‫خب، بنیانگذار صحبت می‌کنه.

366
00:36:16,625 --> 00:36:19,125
‫دارم به سمت سفینه هوایی میرم.
‫محافظم از پا در اومد.

367
00:36:19,208 --> 00:36:21,708
‫یه میلیون دلار میدم به اولین کسی که
‫من رو پیدا کنه.

368
00:37:35,833 --> 00:37:39,250
‫وای! فکر کنم خودم رو خیس کردم.

369
00:37:44,541 --> 00:37:45,958
‫یه‌کم کمک کن، بچه.

370
00:37:46,708 --> 00:37:47,958
‫ها؟

371
00:37:57,625 --> 00:37:58,791
‫آماده باشید.

372
00:37:59,958 --> 00:38:01,291
‫اینجا جای بدیه.

373
00:38:02,958 --> 00:38:04,458
‫من میرم سمت چپ.

374
00:38:21,208 --> 00:38:22,708
‫خدمات امنیتی.

375
00:38:24,250 --> 00:38:26,750
‫کسی اینجاست؟

376
00:39:06,583 --> 00:39:07,833
‫لعنتی!

377
00:40:03,083 --> 00:40:06,333
‫رهبر یوتانی در حال ورود.
‫برای تهاجم و بازیابی آماده شوید.

378
00:40:36,791 --> 00:40:39,375
‫وندی... عزیزم.

379
00:40:39,958 --> 00:40:42,541
‫- هر کاری کردم، متأسفم.
‫- نه، نیستی.

380
00:40:43,583 --> 00:40:45,833
‫فکر می‌کنی آدم خوبی هستی
‫که کارهای خوبی کرده.

381
00:40:47,083 --> 00:40:49,458
‫تنها کاری که کردی این بود که شش تا بچه
‫رو تو قبر گذاشتی.

382
00:40:56,291 --> 00:40:57,625
‫فهمیدم.

383
00:40:58,708 --> 00:40:59,833
‫بازی تو رو.

384
00:41:01,833 --> 00:41:03,291
‫تو پیتر پن نیستی.

385
00:41:05,333 --> 00:41:07,708
‫اون پسری بود که هیچوقت بزرگ نشد، ولی تو...

386
00:41:10,208 --> 00:41:11,708
‫تو هیچوقت پسر نبودی.

387
00:41:15,208 --> 00:41:16,708
‫تو همیشه یه مرد بودی.

388
00:41:18,291 --> 00:41:21,500
‫یه مرد کوچولوی بدجنس و عصبانی...

389
00:41:29,250 --> 00:41:31,125
‫که تصمیم گرفت از همه متنفر باشه.

390
00:41:33,333 --> 00:41:34,458
‫درست مثل بابات.

391
00:41:39,791 --> 00:41:41,208
‫این...

392
00:41:42,958 --> 00:41:44,708
‫می‌خوای بذاری اون...

393
00:41:45,500 --> 00:41:47,458
‫می‌خوای بذاری با من اینجوری حرف بزنه؟

394
00:41:52,791 --> 00:41:53,958
‫ها؟

395
00:42:02,875 --> 00:42:04,833
‫هیولای گیاهی
‫و اون چشم‌ماننده فرار کردن.

396
00:42:08,375 --> 00:42:11,250
‫ولی اون‌ها نمی‌تونن به ما آسیب بزنن.

397
00:42:24,750 --> 00:42:25,958
‫حالا چی کار کنیم؟

398
00:42:45,291 --> 00:42:46,791
‫حالا ما حکومت می‌کنیم.

399
00:42:58,208 --> 00:43:01,208
[پایان فصل اول]
