﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:53,583 --> 00:00:58,666
[بیگانه: زمین]

3
00:01:12,791 --> 00:01:16,791
‫«تمام بچه‌ها،
‫به جز یکی، بزرگ می‌شن.

4
00:01:20,250 --> 00:01:22,250
‫اون‌ها به زودی می‌فهمن که قراره بزرگ شن،

5
00:01:23,083 --> 00:01:24,833
‫و روشی که وندی فهمید این بود.

6
00:01:29,250 --> 00:01:33,166
‫یک روز، وقتی دو ساله‌ش بود،
‫داشت تو باغ بازی می‌کرد.»

7
00:01:35,166 --> 00:01:38,583
‫«و یه گل دیگه‌ چید
‫و به سمت مادرش دوید.»

8
00:01:41,708 --> 00:01:44,375
‫«گمونم
‫خیلی دوست‌داشتنی به نظر می‌رسید،

9
00:01:44,458 --> 00:01:48,291
‫چون خانم دارلینگ
‫دستش رو روی قلبش گذاشت و فریاد زد،

10
00:01:48,375 --> 00:01:51,791
‫'چرا نمی‌تونی برای همیشه
‫همینطور بمونی؟'

11
00:01:59,208 --> 00:02:01,375
‫این تمام چیزی بود که در این مورد
‫بین اون‌ها گذشت،

12
00:02:01,458 --> 00:02:04,708
‫اما از اون موقع به بعد،
‫وندی فهمید که باید بزرگ شه.

13
00:02:05,833 --> 00:02:07,791
‫بعد از دو سالگی همیشه می‌فهمی.

14
00:02:09,333 --> 00:02:11,083
‫دو سالگی آغاز پایانـه.»

15
00:02:57,750 --> 00:02:58,833
‫مطمئنی جاش امنه؟

16
00:03:00,166 --> 00:03:02,208
‫اون یه بالغ رو
‫تنهایی کشته.

17
00:03:02,291 --> 00:03:05,583
‫این یکی یه بچه‌ست پشت 8 سانتی‌متر
‫فولاد و شیشه‌ی نشکن.

18
00:03:05,666 --> 00:03:07,458
‫امنیت همیشه به جسم نیست.

19
00:03:09,291 --> 00:03:13,458
‫پس نگران چی هستی،
‫هوشش، احساساتش؟

20
00:03:17,291 --> 00:03:21,000
‫اصمی بهم گفت که
‫می‌تونه دو سال بدون شارژ مجدد کار کنه.

21
00:03:22,250 --> 00:03:24,375
‫این موجودات دورگه به چه
‫نگه‌داری دیگه‌ای نیاز دارن؟

22
00:03:24,458 --> 00:03:25,666
‫چطور؟

23
00:03:25,750 --> 00:03:28,250
‫دارم می‌گم...

24
00:03:28,333 --> 00:03:32,791
‫یه روزی، از این مکان
‫فارغ‌التحصیل می‌شه، درسته؟

25
00:03:32,875 --> 00:03:36,208
‫و وقتی این کار رو بکنه، به کسی نیاز داره
‫که ازش مراقبت کنه.

26
00:03:37,625 --> 00:03:40,916
‫این مثل اینه که یه پیاز بپرسه،
‫«چطوری از یه ستاره مراقبت کنم؟»

27
00:03:45,416 --> 00:03:46,666
‫باشه. حتماً.

28
00:03:46,750 --> 00:03:50,000
‫فکر می‌کنی رئیس
‫اجازه میده اون رو با خودت ببری؟

29
00:03:50,750 --> 00:03:51,791
‫نه...

30
00:03:52,625 --> 00:03:53,625
‫شاید.

31
00:03:54,583 --> 00:03:55,583
‫برای چه کاری؟

32
00:03:58,833 --> 00:03:59,833
‫زندگی.

33
00:04:01,250 --> 00:04:02,250
‫تشکیل خانواده.

34
00:04:06,833 --> 00:04:11,166
‫خواهرت پتانسیل این رو داره که
‫سفر سریع‌تر از نور رو اختراع کنه

35
00:04:11,250 --> 00:04:13,666
‫و برای هزاران سال
‫ستاره‌ها رو کاوش کنه،

36
00:04:14,166 --> 00:04:17,208
‫و تو می‌خوای که اون تشکیل خانواده بده؟

37
00:04:19,958 --> 00:04:21,000
‫اون فقط یه بچه‌ست.

38
00:04:24,708 --> 00:04:25,791
‫به خودت همین رو بگو.

39
00:04:54,833 --> 00:04:56,833
‫همونطور که گفتم، مشکل مکانیکی نیست.

40
00:04:58,416 --> 00:04:59,416
‫اون...

41
00:05:00,833 --> 00:05:03,041
‫من اون رو تو حالت شارژ قرار دادم.
‫صدای ما رو نمی‌شنوه.

42
00:05:04,666 --> 00:05:07,000
‫خب دقیقاً چی گفت؟

43
00:05:07,875 --> 00:05:09,583
‫گفت که بارداره.

44
00:05:11,166 --> 00:05:12,166
‫باردار.

45
00:05:13,708 --> 00:05:16,708
‫- اون یه آسیب روحی دیده...
‫- یعنی همین رو باید بهش بگم؟

46
00:05:16,791 --> 00:05:18,291
‫اون همیشه احساساتی بوده.

47
00:05:18,916 --> 00:05:20,708
‫یادت که هست.

48
00:05:20,916 --> 00:05:22,875
‫فکر می‌کردم این مشکل رو برطرف کردیم.

49
00:05:22,958 --> 00:05:25,916
‫همین کار رو کردیم، تو ساختارش...

50
00:05:27,708 --> 00:05:29,333
‫فقط به اندازه‌ی کافی نبوده، ظاهراً.

51
00:05:33,166 --> 00:05:34,166
‫خب چطوری درستش کنیم؟

52
00:05:37,750 --> 00:05:40,416
‫به مرور زمان، با روان‌درمانی کافی.

53
00:05:43,166 --> 00:05:44,166
‫نه.

54
00:05:44,250 --> 00:05:45,250
‫ببین، اون...

55
00:05:45,833 --> 00:05:50,125
‫همونطور که گفتم، تو گذشته‌اش آسیب دیده.
‫وقتی انتخابش کردیم این رو می‌دونستیم.

56
00:05:51,125 --> 00:05:53,375
‫من می‌تونم بهش کمک کنم
فقط به زمان نیاز دارم

57
00:05:54,333 --> 00:05:57,375
‫نه. باید بری داخل.

58
00:05:59,041 --> 00:06:02,708
‫ریستش کن به قبل از ماجرای برج.
‫پاکسازی کامل حافظه.

59
00:06:03,791 --> 00:06:07,541
‫بعد می‌خوام واکنش‌هاش به محرک‌ها رو
‫کم کنی، سرعت پردازشش رو بیاری پایین.

60
00:06:07,625 --> 00:06:09,875
‫تو داری از تغییر بنیادین
‫شخصیتش حرف می‌زنی.

61
00:06:09,958 --> 00:06:11,541
‫این خلاف تمام اصول
‫این برنامه‌ست.

62
00:06:11,625 --> 00:06:13,000
‫دراماتیک نباش.

63
00:06:13,083 --> 00:06:16,541
‫خودت گفتی.
‫اون یه بچه‌ی مضطربه.

64
00:06:17,458 --> 00:06:18,625
‫ما داریم بهش کمک می‌کنیم.

65
00:06:19,458 --> 00:06:21,291
‫باید شکرگزار باشی که این ابزارها رو داریم.

66
00:06:22,250 --> 00:06:25,458
‫ما نمی‌دونیم این کار چه تأثیری
‫روی هویتش می‌ذاره،

67
00:06:26,291 --> 00:06:28,250
‫روی عملکرد روانش.

68
00:06:28,875 --> 00:06:30,166
‫ممکنه اوضاع رو بدتر کنیم.

69
00:06:30,250 --> 00:06:31,541
‫هر دوتون به من گوش کنید.

70
00:06:31,625 --> 00:06:35,333
‫این واحد قراره از روی صحنه
‫لبخند بزنه و دست تکون بده

71
00:06:35,416 --> 00:06:36,458
‫سه هفته‌ی دیگه.

72
00:06:36,541 --> 00:06:39,125
‫و وقتی رؤسای اطلاعاتی
‫از گروه «پنج»

73
00:06:39,208 --> 00:06:42,458
‫حین پذیرایی و نوشیدنی باهاش صحبت می‌کنن،

74
00:06:42,541 --> 00:06:48,375
‫می‌خوام که آروم و جذاب باشه،
‫درست مثل بقیه.

75
00:06:48,875 --> 00:06:50,541
‫ما خیلی راه اومدیم که الان شکست بخوریم

76
00:06:50,625 --> 00:06:52,958
‫فقط به خاطر اینکه تو دل و جرأت
‫به سرانجام رسوندن این کار رو نداری.

77
00:06:53,041 --> 00:06:54,416
‫من... من این کار رو نمی‌کنم.

78
00:06:55,916 --> 00:06:57,125
‫چی گفتی؟

79
00:06:57,958 --> 00:06:59,208
‫ما انجامش می‌دیم.

80
00:07:02,000 --> 00:07:04,458
‫نه، صبر کن، صبر کن... شوخیت گرفته؟

81
00:07:04,541 --> 00:07:07,333
‫شوهرت مخالفه.
‫می‌تونی خودت تنهایی انجامش بدی؟

82
00:07:07,416 --> 00:07:08,416
‫نه.

83
00:07:09,166 --> 00:07:10,166
‫بله.

84
00:07:11,375 --> 00:07:12,458
‫خوبه.

85
00:07:13,333 --> 00:07:14,333
‫پس انجامش بده.

86
00:07:15,000 --> 00:07:16,000
‫تو اخراجی.

87
00:07:18,125 --> 00:07:20,666
‫- هی. صبر کن.
‫- نمی‌تونی جدی باشی.

88
00:07:20,750 --> 00:07:22,000
‫کاملاً جدی‌ام.

89
00:07:22,791 --> 00:07:24,500
‫تو از یه دستور مستقیم سرپیچی کردی.

90
00:07:24,583 --> 00:07:25,833
‫تو به من نیاز داری.

91
00:07:25,916 --> 00:07:28,833
‫ظاهراً دیگه نه.
‫پس وسایلت رو جمع کن.

92
00:07:28,916 --> 00:07:31,166
‫بقیه‌ی روز رو وقت داری
‫تا حمل و نقلت رو هماهنگ کنی.

93
00:07:31,250 --> 00:07:34,166
‫اگه تا آخر روز هنوز تو جزیره باشی،
‫ورود غیرقانونی محسوب می‌شه.

94
00:07:35,208 --> 00:07:36,291
‫و ممکنه بهت شلیک بشه.

95
00:07:57,416 --> 00:08:00,083
‫- عالی بود.
‫- آره.

96
00:08:00,875 --> 00:08:04,166
‫تلفظش یه‌کم سخته،
‫ولی یاد می‌گیرم.

97
00:08:07,250 --> 00:08:09,458
‫می‌خوام... می‌خوام
‫با تو صادق باشم...

98
00:08:12,000 --> 00:08:14,041
‫فکر می‌کنم اشتباه بود
‫که اون‌ها رو به اینجا آوردیم.

99
00:08:14,125 --> 00:08:16,125
‫گونه‌هایی از دنیاهای دیگه،

100
00:08:16,625 --> 00:08:18,625
‫با میلیون‌ها سال قدمت.

101
00:08:18,708 --> 00:08:21,208
‫می‌دونی چقدر خوش‌شانسیم
‫که تو سقوط فرار نکردن؟

102
00:08:21,708 --> 00:08:23,041
‫اون‌ها نخواستن که به اینجا بیان.

103
00:08:23,958 --> 00:08:24,958
‫این کار رو نکن.

104
00:08:26,416 --> 00:08:30,583
‫تو... تو بهشون فکر و احساسات میدی.
‫اون‌ها قاتل هستن.

105
00:08:32,375 --> 00:08:33,458
‫ما هم هستیم.

106
00:08:34,708 --> 00:08:35,708
‫نه اینطوری.

107
00:08:37,041 --> 00:08:40,166
‫ما مغز داریم، می‌دونی؟
‫ما... ما فکر می‌کنیم. ما...

108
00:08:42,583 --> 00:08:43,625
‫ما جامعه داریم.

109
00:08:44,291 --> 00:08:50,000
‫اون‌ها زنده می‌مونن، می‌خورن
شاید می‌خوابن

110
00:08:51,083 --> 00:08:52,791
‫همین.

111
00:08:55,041 --> 00:08:56,333
‫زنبورها هم همین کار رو می‌کنن.

112
00:08:57,250 --> 00:08:58,500
‫مورچه‌ها هم همین کار رو می‌کنن.

113
00:08:58,583 --> 00:09:02,000
‫اون‌ها کندو دارن، سیستم دارن،
کلونی‌های کامل دارن

114
00:09:02,083 --> 00:09:03,625
‫اون سعی کرد ما رو بکشه.

115
00:09:04,625 --> 00:09:05,625
‫این یکی نه.

116
00:09:07,583 --> 00:09:09,333
‫جو، من فکر می‌کنم این یکی می‌تونه خوب باشه.

117
00:09:09,416 --> 00:09:10,458
‫مارسی.

118
00:09:14,041 --> 00:09:16,500
‫اینجا جای «بله‌گفتن»هست،
‫نه «نه‌گفتن»

119
00:09:16,583 --> 00:09:18,166
‫این دیگه چه معنی‌ای میده؟

120
00:09:21,208 --> 00:09:24,708
‫پسر نابغه گفت که «نه»
‫اولین قدم به سوی هیچی‌ـه.

121
00:09:24,791 --> 00:09:30,250
‫هیچی نبودن. به هیچی نرسیدن.
‫و ما اینجا می‌گیم «بله».

122
00:09:30,333 --> 00:09:32,875
‫اگه کسی سعی کنه ازت سوءاستفاده کنه،
‫سعی کنه بهت آسیب بزنه،

123
00:09:32,958 --> 00:09:36,541
‫اون‌وقت... اون‌وقت «نه» بهت قدرت میده.

124
00:09:36,625 --> 00:09:39,166
‫باعث میشه اختیارِ جسمت
و زندگیت دست خودت باشه

125
00:09:46,125 --> 00:09:47,541
‫لازم نیست در این مورد حرف بزنیم.

126
00:09:48,708 --> 00:09:49,750
‫نه امروز.

127
00:09:50,958 --> 00:09:53,458
‫چند روز خیلی دیوانه‌واری بوده.

128
00:09:55,500 --> 00:09:56,875
‫من خیلی بهت افتخار می‌کنم. من...

129
00:09:57,833 --> 00:09:59,750
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫همه‌ی این‌ها چقدر سخت بوده.

130
00:10:01,958 --> 00:10:04,416
‫این قرار نیست برای همیشه باشه. قول میدم.

131
00:10:06,875 --> 00:10:09,166
‫دارم روی یه راهی کار می‌کنم
‫که ما رو از اینجا بیرون ببره.

132
00:10:11,916 --> 00:10:13,083
‫اگه من نخوام برم چی؟

133
00:11:10,125 --> 00:11:12,708
‫صبح به‌خیر. من وکیل مک‌آفی هستم.

134
00:11:13,375 --> 00:11:16,000
‫میانجی‌ای که از طرف هیئت حاکمه
‫به شما اختصاص داده شده

135
00:11:16,083 --> 00:11:18,250
‫که با نام «پنج» شناخته می‌شود.

136
00:11:18,333 --> 00:11:20,208
‫طبق توافق شرکت‌های شما،

137
00:11:20,291 --> 00:11:21,750
‫تصمیمی که من خواهم گرفت

138
00:11:21,833 --> 00:11:25,583
‫پس از شنیدن شواهد و استدلال‌ها
‫از نظر قانونی لازم‌الاجرا خواهد بود.

139
00:11:26,541 --> 00:11:29,208
‫آقای کاوالیر، خانم یوتانی،

140
00:11:29,916 --> 00:11:33,958
‫انتظار دارم
‫که رفتار حرفه‌ای داشته باشید

141
00:11:34,041 --> 00:11:36,791
‫چون این‌ها مسائل حرفه‌ای هستند.

142
00:11:37,583 --> 00:11:40,791
‫خانم یوتانی،
‫حالا بیانیه‌ی افتتاحیه‌ی شما رو می‌شنویم.

143
00:11:40,875 --> 00:11:43,666
‫اجازه بدید با فهرست کردن حقایقی
‫که مورد مناقشه نیستند، شروع کنم.

144
00:11:44,333 --> 00:11:46,875
‫اول، سفینه‌ی فضایی ماژینو

145
00:11:46,958 --> 00:11:50,041
‫یک سفینه تحقیقاتی کلاس علمیه
‫که مالکیت

146
00:11:50,125 --> 00:11:51,958
‫و مدیریتش با شرکت ویلند-یوتانی‌ـه.

147
00:11:52,041 --> 00:11:54,875
‫این بدین معناست
‫که تمام داده‌ها، تجهیزات، پرسنل،

148
00:11:54,958 --> 00:11:59,750
‫و مواد تحقیقاتی موجود در سفینه
‫در مالکیت انحصاری ویلند-یوتانی‌ـه.

149
00:11:59,833 --> 00:12:01,500
‫توقیف و نگه‌داری این موارد...

150
00:12:01,583 --> 00:12:03,208
‫- ببخشید، می‌تونم... می‌تونم...
‫- نه.

151
00:12:03,291 --> 00:12:04,708
‫- سفینه شما...
‫- منتظر نوبتت باش.

152
00:12:04,791 --> 00:12:07,375
‫... فقط همین‌طوری سقوط نکرده.

153
00:12:07,458 --> 00:12:10,458
‫سه بلوک از شهر من رو نابود کرده،
‫و هزاران نفر رو کشته و زخمی‌ کرده.

154
00:12:10,541 --> 00:12:11,541
‫آقای کاوالیر،

155
00:12:11,625 --> 00:12:15,250
‫شما فرصتی برای صحبت دارید،
‫اما الان نوبت خانم یوتانی‌ـه.

156
00:12:15,333 --> 00:12:18,916
‫آره، ببینید، من نمی‌دونم
‫اینجا... کاغذبازی‌ها چطور انجام می‌شه،

157
00:12:19,000 --> 00:12:22,750
‫اما در آینده، جایی که من زندگی می‌کنم،
‫ما سریع حرکت می‌کنیم، و تریلیون‌ها دلار درمیاریم.

158
00:12:22,833 --> 00:12:24,458
‫هر روزی بخوای درآمدهامون رو با شما مقایسه می‌کنم.

159
00:12:24,541 --> 00:12:28,375
‫همونطور که در ابتدا ذکر کردم،
‫این یک جلسه‌ی حرفه‌ایـه،

160
00:12:28,458 --> 00:12:30,750
‫و شما باید رفتار حرفه‌ای داشته باشید.

161
00:12:30,833 --> 00:12:32,041
‫وگرنه چی؟

162
00:12:32,125 --> 00:12:34,291
‫وگرنه بدون شام می‌فرستتت بخوابی،
‫پسر کوچولو.

163
00:12:34,791 --> 00:12:38,208
‫آقای کاوالیر، شما حقایق
‫ذکر شده توسط خانم یوتانی رو رد می‌کنید؟

164
00:12:38,291 --> 00:12:40,666
‫چی، اینکه سفینه مال اونه؟ آره، حتماً.

165
00:12:40,750 --> 00:12:41,791
‫می‌تونه پسش بگیره

166
00:12:41,875 --> 00:12:45,083
‫به محض اینکه بفهمم چطور بدون اینکه
‫ساختمونم رو خراب کنم از توش درش بیارم.

167
00:12:45,625 --> 00:12:47,375
‫و موارد موجود در سفینه؟

168
00:12:48,708 --> 00:12:50,875
‫خب، بذارید یه چیزی ازتون بپرسم.

169
00:12:52,416 --> 00:12:53,666
‫اگه تصادفی نبوده باشه چی؟

170
00:12:55,416 --> 00:12:56,500
‫- چی؟
‫- آره.

171
00:12:56,583 --> 00:12:59,125
‫می‌گم شاید یه حمله بوده.

172
00:12:59,208 --> 00:13:02,333
‫یا شاید خلبان حالش خوب نبوده، یا شاید
‫سفینه اونقدر بد نگه‌داری شده بود

173
00:13:02,416 --> 00:13:04,208
‫که سقوطش یه موضوع
‫سهل‌انگاری مجرمانه‌ست،

174
00:13:04,291 --> 00:13:06,166
‫که اینطوری اون مجرم می‌شه
‫و من قربانی.

175
00:13:06,250 --> 00:13:07,958
‫نه، یه کلمه‌ی بهتر هست. پلیس.

176
00:13:08,041 --> 00:13:11,375
‫چون الان وظیفه‌ی منه که بفهمم
‫چرا این همه از شهروندانم مُردن.

177
00:13:11,458 --> 00:13:14,333
‫باور کنید، ما همین الان هم
‫در حال تحقیق در مورد...

178
00:13:14,416 --> 00:13:18,166
‫اگه فکر می‌کنی اجازه میدم خودت
‫روی سقوط خودت تحقیق کنی، عزیزم، دیوونه‌ای.

179
00:13:19,208 --> 00:13:23,750
‫قبلاً بهت گفتم، خسارت وارده
‫بیش از حد کافی جبران میشه.

180
00:13:23,833 --> 00:13:29,416
‫موضوع پول نیست! یعنی، من...
‫عزیزم، من پول دارم. این یه لاپوشانیه.

181
00:13:30,708 --> 00:13:33,375
‫می‌دونید اون واسه پس‌گرفتنِ چی
‫داره خودش رو به آب و آتیش می‌زنه؟

182
00:13:34,416 --> 00:13:36,375
‫نمونه‌های بیولوژیکی اعماق فضا.

183
00:13:37,916 --> 00:13:41,791
‫آره، گونه‌های مهاجم، درنده

184
00:13:42,625 --> 00:13:45,625
‫که ویلند-یوتانی داشت
‫به صورت قاچاق وارد سیاره می‌کرد

185
00:13:46,208 --> 00:13:49,916
‫در نقض مستقیم
‫حدود 50 قانون بین‌شرکتی.

186
00:13:50,750 --> 00:13:53,000
‫- نادرسته.
‫- می‌خوای عکس‌ها رو ببینی؟

187
00:13:54,583 --> 00:13:55,791
‫صبر کنید.

188
00:13:56,333 --> 00:13:58,000
‫این‌ها نمونه‌های انحصاری هستند

189
00:13:58,500 --> 00:14:01,541
‫که قرار بود در یک مرکز تحقیقاتی
‫خارج از سیاره مورد مطالعه قرار بگیرند.

190
00:14:01,625 --> 00:14:03,208
‫و به همونجا منتقل خواهند شد

191
00:14:03,291 --> 00:14:06,250
‫به محض اینکه آقای کاوالیر
‫دست از گروگان نگه داشتن‌شون برداره.

192
00:14:06,750 --> 00:14:11,750
‫و با این حال شما می‌تونید
‫موقعیت آقای کاوالیر رو درک کنید.

193
00:14:11,833 --> 00:14:13,500
‫و به همین دلیل ما حاضریم

194
00:14:13,583 --> 00:14:20,208
‫‏10 میلیارد دلار اضافی بابت
‫درد و رنج‌ اضافه کنیم.

195
00:14:20,291 --> 00:14:21,333
‫بیست.

196
00:14:22,458 --> 00:14:23,583
‫پونزده.

197
00:14:25,666 --> 00:14:26,833
‫بیست و پنج.

198
00:14:29,500 --> 00:14:30,708
‫بیست خوبه.

199
00:14:32,083 --> 00:14:33,083
‫پس توافق کردیم؟

200
00:14:33,958 --> 00:14:36,833
‫- آره. آره، توافق کردیم.
‫- بله.

201
00:14:36,916 --> 00:14:39,750
‫باشه، من اون‌ها رو بسته‌بندی می‌کنم
‫و پس می‌فرستم...

202
00:14:40,916 --> 00:14:42,625
‫می‌دونید،
‫به محض اینکه قرنطینه تموم بشه.

203
00:14:44,500 --> 00:14:45,583
‫- نه.
‫- آره.

204
00:14:45,666 --> 00:14:49,041
‫شش هفته رویه‌ی ثابت
‫برای قرنطینه‌ی خارج از سیاره‌ست.

205
00:14:49,125 --> 00:14:50,333
‫اینطور نیست؟

206
00:14:51,166 --> 00:14:53,958
‫این چیزی‌ـه
‫که توافق‌نامه‌ی بروبیکر تعیین کرده‌.

207
00:14:58,041 --> 00:15:02,375
‫پنجاه میلیارد،
‫و ما فوراً تحویل‌شون می‌گیریم.

208
00:15:06,041 --> 00:15:11,875
‫فقط امن نیست، می‌دونی؟
‫برای سیاره.

209
00:15:13,875 --> 00:15:15,500
‫اون‌ها مال تو نیستن.

210
00:15:15,583 --> 00:15:20,208
‫خب، اون‌ها موجودات زنده‌ان. یعنی،
‫از نظر فنی مال هیچ‌کس نیستن.

211
00:15:21,458 --> 00:15:23,000
‫باشه، فرض می‌کنم کارمون اینجا تمومه.

212
00:15:23,083 --> 00:15:25,708
‫‏20 میلیارد دلار به علاوه‌ی خسارات عملی،

213
00:15:25,791 --> 00:15:28,541
‫و ما نمونه‌ها رو
‫در پایان قرنطینه‌ی قانونی برمی‌گردونیم.

214
00:15:28,625 --> 00:15:33,708
‫و البته، از افکار و دعاهای شما

215
00:15:34,416 --> 00:15:39,625
‫برای تمام قربانیان سقوط ماژینو
‫همیشه استقبال می‌کنیم.

216
00:15:53,916 --> 00:15:55,125
‫از طرف اتحادیه‌ی «پنج»،

217
00:15:56,041 --> 00:15:59,375
‫اجازه بدید فقط بگم چقدر خوشحالم
‫که تونستیم به یک توافق دوستانه برسیم...

218
00:15:59,458 --> 00:16:00,791
‫- خفه شو.
‫- هوو!

219
00:16:17,416 --> 00:16:18,416
‫به کجا رسیدیم؟

220
00:16:19,291 --> 00:16:21,375
‫می‌تونم تا آخر روز یکی از
‫زنومورف‌ها رو داشته باشم.

221
00:16:22,541 --> 00:16:24,833
‫- می‌تونی؟
‫- یه مُهره‌ی نفوذی‌ـه.

222
00:16:24,916 --> 00:16:26,500
‫پتانسیل بالایی برای شکست وجود داره.

223
00:16:27,833 --> 00:16:30,916
‫و باید بدونید که
‫پرادیجی امنیت خودش رو در جزیره افزایش داده‌

224
00:16:31,000 --> 00:16:32,958
‫اونم به طور قابل توجهی در 24 ساعت گذشته.

225
00:16:33,625 --> 00:16:35,708
‫به احتمال زیاد
‫انتظار یک حمله‌ی مستقیم رو دارند.

226
00:16:36,291 --> 00:16:37,291
‫چه پیشنهادی داری؟

227
00:16:41,458 --> 00:16:44,375
‫ما تأسیسات رو بی‌ثبات می‌کنیم،
‫و توی هرج و مرج خارج می‌شیم.

228
00:17:22,458 --> 00:17:23,458
‫نگاهش کن.

229
00:17:25,958 --> 00:17:29,833
‫شبه‌انسان. ماشینی که از خودش متنفره.

230
00:17:31,250 --> 00:17:32,666
‫چقدر باید به من حسادت کنی.

231
00:17:32,750 --> 00:17:37,000
‫حتماً،
‫ربات قراضه‌ی درپیت.

232
00:17:37,583 --> 00:17:38,708
‫کی نمی‌خواد جای تو باشه؟

233
00:17:40,791 --> 00:17:43,416
‫چه حسی داره برای شرکتی کار کنی
‫که تو رو از رده خارج کرده؟

234
00:17:44,916 --> 00:17:46,750
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

235
00:17:46,833 --> 00:17:50,791
‫اون‌ها بامزه‌ان، بچه‌هاتون
‫با بدن‌های جدید و براقشون.

236
00:17:50,875 --> 00:17:52,250
‫باید یکی از اون‌ها گیر بیارم.

237
00:17:53,958 --> 00:17:57,000
‫یه بچه یا یه بدنی که اینقدر داغون نباشه؟

238
00:18:00,291 --> 00:18:03,458
‫می‌دونی چی رو بیشتر از همه
‫در مورد نابود کردن مصنوعی‌ها دوست دارم؟

239
00:18:04,500 --> 00:18:05,708
‫اون‌ها درد رو حس نمی‌کنن.

240
00:18:06,333 --> 00:18:09,666
‫پس هیچی ذهنشون رو مختل نمی‌کنه
‫وقتی شروع به باز کردنشون از هم می‌کنم.

241
00:18:12,291 --> 00:18:13,291
‫ببین،

242
00:18:13,791 --> 00:18:17,125
‫من تصور می‌کردم این درده
‫که کار رو رضایت‌بخش می‌کنه.

243
00:18:18,833 --> 00:18:20,208
‫مخصوصاً برای سایبورگ‌ها.

244
00:18:21,000 --> 00:18:24,500
‫اون لحظه‌ای که می‌فهمی
‫بعد از همه این‌ها ماشین نیستی،

245
00:18:26,250 --> 00:18:29,166
‫وقتی اولین قطعه از جاش در میاد.

246
00:18:34,041 --> 00:18:36,458
‫به زودی می‌بینمت، اسباب‌بازی قدیمی.

247
00:18:58,125 --> 00:19:01,625
‫فقط چندتا تنظیم کوچولو، عزیزم، باشه؟

248
00:19:02,833 --> 00:19:03,916
‫این یه هدیه نیست؟

249
00:19:06,750 --> 00:19:09,666
‫که بتونی آسیب روحی رو از بین ببری.

250
00:19:41,583 --> 00:19:45,875
‫فقط... یه‌کم دیگه، باشه؟

251
00:20:01,750 --> 00:20:02,750
‫سلام.

252
00:20:03,708 --> 00:20:04,958
‫سلام.

253
00:20:06,041 --> 00:20:08,875
‫تو... حالت بهتره؟

254
00:20:10,500 --> 00:20:11,500
‫بهتر؟

255
00:20:12,291 --> 00:20:14,083
‫بهتر از چی؟ حالم خوبه.

256
00:20:15,333 --> 00:20:16,791
‫عادیه، فکر کنم.

257
00:20:18,791 --> 00:20:21,750
‫انگار هزار سال خوابیدم.

258
00:20:25,250 --> 00:20:26,250
‫چه خبر؟

259
00:20:27,666 --> 00:20:28,791
‫خب، من فکر کردم...

260
00:20:32,000 --> 00:20:34,250
‫تو گفتی قراره بچه دار بشی.

261
00:20:35,625 --> 00:20:36,750
‫آره، درسته.

262
00:20:40,083 --> 00:20:41,125
‫چند روز پیش.

263
00:20:42,125 --> 00:20:44,166
‫کرلی بهم گفت که تو گفتی...

264
00:20:45,416 --> 00:20:49,166
چند روز پیش که توی اتاق آموزش بودیم و
با هم رفتیم توی دل طبیعت

265
00:20:50,833 --> 00:20:53,666
‫نه، وقتی اسلایتلی و اصمی
‫از محل سقوط برگشتن.

266
00:20:55,625 --> 00:20:56,625
‫از چی؟

267
00:20:57,166 --> 00:20:59,416
‫سقوط؟

268
00:20:59,916 --> 00:21:03,333
‫تو شهر؟ که همه‌ی
‫حیوون‌ها رو تو باغ وحش خراب شده دیدی.

269
00:21:05,041 --> 00:21:06,041
‫شوخی نکن.

270
00:21:07,041 --> 00:21:09,500
‫ترسناک‌ترین چیزی که از
‫چند روز پیش یادمه

271
00:21:10,500 --> 00:21:12,125
‫داستان‌های ارواح و چراغ قوه‌ست.

272
00:21:14,458 --> 00:21:15,666
‫نه، اون مال...

273
00:21:17,875 --> 00:21:18,916
‫چه‌ت شده؟

274
00:21:20,833 --> 00:21:22,458
‫هیچی. تو چه‌ت شده؟

275
00:21:25,500 --> 00:21:27,708
‫ما رفتیم شهر، نیبز.

276
00:21:29,500 --> 00:21:30,791
‫و سفینه سقوط کرده بود.

277
00:21:31,375 --> 00:21:33,916
‫مجبور شدیم بریم و
‫همه‌ی اون آدم‌ها رو نجات بدیم.

278
00:21:35,416 --> 00:21:37,458
‫و تو... تو اون چشم رو پیدا کردی.

279
00:21:39,625 --> 00:21:40,708
‫واقعاً ترسونده بودت.

280
00:21:44,500 --> 00:21:45,500
‫تمومش کن.

281
00:21:46,208 --> 00:21:47,666
‫چی رو تموم کنم؟

282
00:21:49,291 --> 00:21:50,583
‫من هیچی از این‌ها یادم نمیاد.

283
00:21:55,250 --> 00:21:57,833
‫من چه‌م شده؟
‫هیچی از این‌ها یادم نمیاد.

284
00:22:00,291 --> 00:22:01,416
‫خب، اشکالی نداره.

285
00:22:03,583 --> 00:22:05,500
‫اشکالی نداره. مطمئنم یادت میاد.

286
00:22:09,000 --> 00:22:11,416
‫یادت میاد که با
‫آرتور و خانم سیلویا رفتی؟

287
00:22:13,833 --> 00:22:14,833
‫کِی؟

288
00:22:15,833 --> 00:22:20,083
‫خب، بعد از اینکه گفتی
‫قراره بچه‌دار بشی. اون‌ها...

289
00:22:33,416 --> 00:22:36,333
‫«وقتی او خواب بود،
‫خوابی دید.

290
00:22:38,625 --> 00:22:41,833
‫او خواب دید
‫که به ناکجاآباد خیلی نزدیک شده‌.

291
00:22:42,791 --> 00:22:45,166
‫و یک پسر غریبه
‫از آنجا عبور کرده‌.

292
00:22:48,333 --> 00:22:51,208
‫او را نترساند،
‫زیرا فکر می‌کرد قبلاً او را دیده‌

293
00:22:51,291 --> 00:22:53,583
‫در چهره‌ی بسیاری از زنانی
‫که فرزندی ندارند.

294
00:22:57,625 --> 00:23:01,750
‫شاید در چهره‌ی
‫برخی مادران نیز یافت شود.

295
00:23:02,875 --> 00:23:07,125
‫اما در خوابش، او پرده‌ای را
‫که ناکجاآباد را پنهان می‌کند، دریده بود.

296
00:23:08,458 --> 00:23:11,250
‫و وندی، جان و مایکل را دید...»

297
00:23:11,333 --> 00:23:13,583
‫می‌دونم که می‌تونم.
‫باید پیداش کنم.

298
00:23:13,666 --> 00:23:15,166
‫«... که از شکاف نگاه می‌کردند.»

299
00:23:15,250 --> 00:23:16,583
‫نه... من...

300
00:23:17,708 --> 00:23:21,000
‫من... می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم.

301
00:23:21,083 --> 00:23:23,333
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫می‌دونم که می‌تونم. فقط باید...

302
00:23:24,250 --> 00:23:25,250
‫فقط تنهام بذار!

303
00:23:25,333 --> 00:23:26,333
‫هی.

304
00:23:27,583 --> 00:23:29,375
‫- تو... تو خوبی؟
‫- من خوبم.

305
00:23:30,958 --> 00:23:32,333
‫ولی هنوز با هم دوستیم، درسته؟

306
00:23:32,416 --> 00:23:34,875
‫داداش، لطفاً، فقط باید
‫به این کارها رسیدگی کنم، باشه؟

307
00:23:36,000 --> 00:23:40,416
‫پسر، اینجا همه خیلی بدخلقن.
‫دیگه خوش نمی‌گذره.

308
00:23:40,500 --> 00:23:42,500
‫چون قرار نیست همیشه
‫خوش بگذره.

309
00:23:44,583 --> 00:23:46,458
‫ما... ما الان بزرگ شدیم.

310
00:23:49,333 --> 00:23:50,500
‫بزرگ شدن مزخرفه.

311
00:23:53,250 --> 00:23:55,583
‫آره. خیلی.

312
00:23:57,166 --> 00:23:59,833
‫نمی‌شه... نمی‌شه ما فقط... نمی‌دونم...

313
00:24:00,833 --> 00:24:04,291
‫- نه، من... من این همه...
‫- کار برای انجام دادن داری. می‌دونم.

314
00:24:05,750 --> 00:24:06,916
‫- هی، اصمی.
‫- نه.

315
00:24:07,416 --> 00:24:08,416
‫گوش کن.

316
00:24:09,875 --> 00:24:12,083
‫ببین، بذار... بذار...
‫بذار فقط به این کارها رسیدگی کنم،

317
00:24:12,166 --> 00:24:16,000
‫و قول میدم بعداً می‌تونیم
‫هر بازی‌ای که بخوای بکنیم.

318
00:24:19,708 --> 00:24:21,125
‫واقعاً؟

319
00:24:22,958 --> 00:24:23,958
‫آره.

320
00:24:38,125 --> 00:24:39,125
‫چی کار می‌کنی؟

321
00:24:40,583 --> 00:24:42,125
عین آدم‌بزرگ‌ها بغلت می‌کنم

322
00:25:11,583 --> 00:25:12,583
‫- سلام.
‫- سلام.

323
00:25:12,666 --> 00:25:13,666
‫مارسی رو دیدی؟

324
00:25:15,000 --> 00:25:16,375
‫نه، ندیدمش.

325
00:25:17,000 --> 00:25:18,000
‫باشه.

326
00:25:19,333 --> 00:25:21,833
‫می‌تونیم... بریم دنبالش بگردیم، خوبه؟

327
00:25:22,416 --> 00:25:23,500
‫مطمئنم پیداش می‌شه.

328
00:25:29,583 --> 00:25:30,583
‫بگو ببینم...

329
00:25:32,291 --> 00:25:33,458
‫اسم قبلیت چی بود؟

330
00:25:34,291 --> 00:25:35,291
‫آروش.

331
00:25:36,291 --> 00:25:37,291
‫باید عجله کنی.

332
00:25:38,500 --> 00:25:39,833
‫نمی‌تونم.

333
00:25:40,625 --> 00:25:44,208
‫اگه این چیزی نیست که
‫بتونی در موردش حرف بزنی، می‌فهمم.

334
00:25:45,291 --> 00:25:48,541
‫بگو،
‫«باید با من بیای.»

335
00:25:52,000 --> 00:25:54,208
‫فقط ناعادلانه‌ست، می‌دونی؟

336
00:25:56,291 --> 00:26:01,083
‫می‌دونی، مثلاً، وندی
‫می‌تونه خانواده‌اش رو ببینه، ولی من چی گیرم میاد؟

337
00:26:04,625 --> 00:26:06,541
‫ما باهاشون حرف می‌زنیم، قول میدم.

338
00:26:11,625 --> 00:26:12,625
‫هی، می‌تونم...

339
00:26:15,166 --> 00:26:16,333
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

340
00:26:20,041 --> 00:26:22,875
‫- ... چی؟
‫- یه... یه رازه.

341
00:26:24,458 --> 00:26:25,666
‫من...

342
00:26:25,750 --> 00:26:26,916
‫یالا، خوش می‌گذره.

343
00:26:27,000 --> 00:26:29,375
‫سلام.

344
00:26:31,041 --> 00:26:33,666
‫گشت یه نفر کم داره. می‌خوای بیای؟

345
00:26:33,750 --> 00:26:35,708
‫نه. این بی‌ادبیه.

346
00:26:35,791 --> 00:26:36,791
‫ما تازه می‌خواستیم...

347
00:26:37,666 --> 00:26:38,833
‫زیاد... طول نمی‌کشه.

348
00:26:38,916 --> 00:26:40,041
‫وقتی برگشتم حرف می‌زنیم، باشه؟

349
00:26:40,125 --> 00:26:41,833
‫نه، نه، باید الان بریم.

350
00:26:41,916 --> 00:26:44,708
‫این... این... این برای وندی‌ـه.

351
00:26:46,041 --> 00:26:50,583
‫ببخشید، بچه‌جون، تقصیر منه.
‫دستور از بالاست. مسائل امنیتی.

352
00:26:51,916 --> 00:26:54,958
‫ما... در اسرع وقت
‫برش می‌گردونیم، باشه؟

353
00:27:00,958 --> 00:27:02,125
‫این چه کاری بود؟

354
00:27:02,208 --> 00:27:03,500
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

355
00:27:04,458 --> 00:27:07,666
‫باشه، انبار از این طرفه.
‫بیا تجهیزت کنم.

356
00:27:24,375 --> 00:27:28,250
‫ترجیح میدم این بیرون باشم
‫با حشرات، مارمولک‌ها و حلزون‌ها.

357
00:27:28,750 --> 00:27:32,000
‫برای من که خوبه. چیزهای ترسناک
تو اون آزمایشگاهه

358
00:27:33,458 --> 00:27:34,791
‫چی، منظورت هیولاهاست؟

359
00:27:35,791 --> 00:27:39,083
‫یا یکی از اون ربات‌های عجیب و غریب
‫که خراب شده، همه‌شون...

360
00:27:42,208 --> 00:27:44,250
‫ببخشید، پسر. ببخشید.

361
00:27:46,833 --> 00:27:50,041
‫اون واقعاً خواهرته؟
‫تو اون ربات؟

362
00:27:50,833 --> 00:27:51,833
‫آره.

363
00:27:53,250 --> 00:27:54,291
‫فکر کنم.

364
00:27:55,833 --> 00:27:56,875
‫حداقل برای من که هست.

365
00:27:59,458 --> 00:28:01,250
‫شنیدم یوتانی عصبانیه.

366
00:28:02,083 --> 00:28:04,708
‫شاید چندتا از سایبورگ‌هاش رو بفرسته
‫تا هیولاهاش رو پس بگیره.

367
00:28:05,333 --> 00:28:08,166
‫برای همینه که اینجا داریم گشت می‌زنیم.
‫باید آماده باشیم.

368
00:28:08,250 --> 00:28:10,916
‫ما تو یه جزیره وسط
‫ناکجاآبادیم.

369
00:28:11,000 --> 00:28:12,791
‫نه راهی برای ورود
نه راهی برای خروج هست

370
00:28:13,250 --> 00:28:14,833
‫این فقط برای سرگرم کردن ماست.

371
00:28:14,916 --> 00:28:16,750
‫باید یه راه خروجی باشه، درسته؟

372
00:28:17,291 --> 00:28:19,583
‫چندتا سفینه، چندتا قایق.

373
00:28:20,208 --> 00:28:22,083
‫برای قایق به اندازه‌ی کافی
‫به خشکی نزدیک هستیم؟

374
00:28:22,791 --> 00:28:24,041
‫در مورد اون نمی‌دونم،

375
00:28:25,083 --> 00:28:27,583
‫ولی اگه این مسیر رو ادامه بدی
‫یه تابلو برای اسکله‌ی قایق‌ها می‌بینی.

376
00:28:28,958 --> 00:28:31,750
‫اینطور نیست که بتونی همین‌طوری
‫یه مرخصی آخر هفته بگیری.

377
00:28:32,875 --> 00:28:34,541
‫همه چیز تحت کنترل شدیده.

378
00:28:36,000 --> 00:28:37,916
‫توسط آدم‌های خودمون؟ آدم‌هایی که می‌شناسیم؟

379
00:28:38,500 --> 00:28:42,416
‫نه. جزیره امنیت
‫خودش رو داره. ما فقط...

380
00:28:42,500 --> 00:28:45,833
‫ما نیروی عضلانی هستیم، کمکی، هرچی.

381
00:28:46,708 --> 00:28:47,958
‫ما قابل تعویض‌ایم.

382
00:28:51,166 --> 00:28:55,541
‫می‌دونی، پدرم یه بار من رو با قایق برد.
‫خیلی وقت پیش بود.

383
00:28:56,916 --> 00:28:59,000
‫شماها دور و بر قایق بزرگ شدید؟

384
00:28:59,083 --> 00:29:00,083
‫بسه.

385
00:29:00,583 --> 00:29:01,583
‫چی بسه؟

386
00:29:01,666 --> 00:29:05,958
‫هر نقشه‌ای که داری.
‫پرسیدن در مورد قایق‌ها، چقدر دوریم.

387
00:29:06,041 --> 00:29:07,541
‫ما اینجا اوضاع خوبی داریم.

388
00:29:07,625 --> 00:29:10,625
‫ما زنده‌ایم. پول می‌گیریم.

389
00:29:12,166 --> 00:29:13,166
‫خرابش نکن.

390
00:29:18,083 --> 00:29:19,291
‫هیولاها اینجا هستن.

391
00:29:19,958 --> 00:29:22,916
‫شاید.
‫ولی اگه من اینجا باشم، حداقل می‌دونم.

392
00:29:23,583 --> 00:29:24,583
‫چی رو می‌دونی؟

393
00:29:26,375 --> 00:29:27,375
‫اینکه هیولاها کجا هستن.

394
00:30:42,125 --> 00:30:43,208
‫الو؟

395
00:30:43,291 --> 00:30:44,541
‫تو آزمایشگاهی؟

396
00:30:45,458 --> 00:30:48,083
‫نه. تو رفتی، پس...

397
00:30:48,166 --> 00:30:50,208
‫مجبور شدم برای چند ساعت
‫به خشکی پرواز کنم.

398
00:30:50,291 --> 00:30:54,041
‫یه جلسه با یوتانی بود.
‫باید تا شب برگردم.

399
00:30:54,541 --> 00:30:56,125
‫باشه. می‌خوای چی کار کنم؟

400
00:30:56,875 --> 00:30:59,041
‫موجودات باید غذا
‫و آب بخورن.

401
00:30:59,791 --> 00:31:04,375
‫داده‌های دیشب رو چک کن و
‫آزمایش بعدی رو از لیست انتخاب کن.

402
00:31:05,625 --> 00:31:06,916
‫کرلی باهاته؟

403
00:31:07,833 --> 00:31:09,333
‫صدای آب زیادی اومد.

404
00:31:10,333 --> 00:31:12,541
‫نه. ولی از پسش برمیام.

405
00:31:14,166 --> 00:31:16,916
‫قدم به قدم.
‫پروتکل‌ها رو دقیق دنبال کن.

406
00:31:17,416 --> 00:31:20,500
‫روش علمی یه روشه،
‫نه یه جعبه‌ی پیشنهادات.

407
00:31:21,458 --> 00:31:22,458
‫گرفتم.

408
00:31:25,541 --> 00:31:26,541
‫باید برم.

409
00:31:27,291 --> 00:31:29,875
‫- کرش تو آزمایشگاه یه کاری باهام داره.
‫- باید بیام؟

410
00:31:30,750 --> 00:31:31,958
‫نه. از پسش برمیام.

411
00:31:34,291 --> 00:31:35,416
‫خداحافظ.

412
00:31:39,666 --> 00:31:41,208
‫واقعاً که...!

413
00:35:33,416 --> 00:35:34,541
‫پسر خوب.

414
00:35:36,791 --> 00:35:37,791
‫پسر خوب.

415
00:36:25,583 --> 00:36:28,416
‫«پسران جزیره، البته،
‫از نظر تعداد متفاوتند،

416
00:36:30,250 --> 00:36:32,000
‫بسته به اینکه کشته شوند و غیره.

417
00:36:35,541 --> 00:36:37,791
‫وقتی به نظر می‌رسد در حال بزرگ شدن هستند،
‫که خلاف قوانین است...

418
00:36:39,833 --> 00:36:41,000
‫پیتر تعدادشان را کم می‌کند.»

419
00:36:57,458 --> 00:36:58,458
‫وندی؟

420
00:36:59,666 --> 00:37:00,875
‫باهاش چی کار کردی؟

421
00:37:04,416 --> 00:37:05,500
‫کی؟

422
00:37:05,583 --> 00:37:06,583
‫نیبز.

423
00:37:07,625 --> 00:37:09,791
‫نصف چیزهایی که این هفته
‫انجام دادیم رو یادش نمیاد.

424
00:37:09,875 --> 00:37:15,541
‫نه سقوط، نه دعوا،
‫نه اینکه گفت قراره بچه‌دار بشه.

425
00:37:15,625 --> 00:37:18,791
‫خب، عزیزم، این...

426
00:37:20,916 --> 00:37:22,000
‫پیچیده‌ست.

427
00:37:26,041 --> 00:37:27,625
‫می‌دونی که ناراحت بود.

428
00:37:28,458 --> 00:37:34,000
‫ما چندتا عیب‌یابی انجام دادیم، و
‫یه اشکال تو یکی از سامانه‌هاش پیدا کردیم.

429
00:37:34,708 --> 00:37:36,833
‫- تنها راهی که می‌تونستیم درستش کنیم...
‫- تو باعث شدی فراموش کنه.

430
00:37:39,833 --> 00:37:44,041
‫ما داده‌های خراب رو حذف کردیم
‫قبل از اینکه بتونه بقیه‌اش رو خراب کنه.

431
00:37:44,583 --> 00:37:45,583
‫کلمه‌ی بامزه‌ایه.

432
00:37:48,541 --> 00:37:49,541
‫خراب.

433
00:37:51,041 --> 00:37:53,958
‫- یعنی...
‫- می‌دونم معنیش چیه. من احمق نیستم.

434
00:37:54,916 --> 00:37:56,625
‫نه. البته که نه.

435
00:37:57,291 --> 00:38:00,000
‫بهش گفتم اینجا جای "بله‌" گفتنه.

436
00:38:02,208 --> 00:38:03,791
‫تو بهش حق انتخاب ندادی، نه؟

437
00:38:05,750 --> 00:38:11,375
‫من بهش دارو دادم،
‫درست مثل هر دکتر دیگه‌ای.

438
00:38:13,291 --> 00:38:17,833
‫لطفاً، وندی، من برای تو
‫نهایت احترام رو قائلم. برای همه‌تون.

439
00:38:17,916 --> 00:38:19,125
‫چون ما خاص هستیم.

440
00:38:22,416 --> 00:38:23,458
‫البته.

441
00:38:25,416 --> 00:38:26,416
‫همین‌طوره.

442
00:38:27,416 --> 00:38:30,250
‫شما پتانسیلی فراتر از
‫هر چیزی که ما تصور می‌کردیم دارید.

443
00:38:37,333 --> 00:38:42,375
‫اخیراً خیلی به آزمایشگاه ایمن
‫میری، کرش بهم گفت.

444
00:38:43,083 --> 00:38:45,000
‫یکی باید مراقب باشه.

445
00:38:47,041 --> 00:38:48,458
‫اون‌ها نخواستن که به اینجا بیان.

446
00:38:51,208 --> 00:38:52,250
‫خب...

447
00:38:53,750 --> 00:38:57,083
‫اون‌ها نمونه هستن.
‫توسط ویلند-یوتانی جمع‌آوری شدن.

448
00:38:57,166 --> 00:38:58,458
‫اون داره روشون مطالعه می‌کنه.

449
00:39:00,208 --> 00:39:01,625
‫برای اون آزمایش هستن.

450
00:39:02,833 --> 00:39:07,291
‫اینجا یه مرکز تحقیقاتی
‫پر از دانشمنده.

451
00:39:07,375 --> 00:39:10,208
‫این کاریه که ما می‌کنیم. ما مطالعه می‌کنیم.

452
00:39:12,416 --> 00:39:13,875
‫مثل اینکه ما رو مطالعه می‌کنی.

453
00:39:16,541 --> 00:39:17,541
‫وندی.

454
00:39:17,625 --> 00:39:19,041
‫این اسم من نیست.

455
00:39:25,041 --> 00:39:28,375
‫مارسی. مارسی، چرا نشینیم...

456
00:39:28,458 --> 00:39:30,166
‫اون گفت، «تظاهر کردن رو بس کن.»

457
00:39:30,833 --> 00:39:35,583
‫من گفتم،
‫«ما آدم هستیم یا چیز دیگه‌ای؟»

458
00:39:36,291 --> 00:39:40,458
‫و اون گفت، «تظاهر به آدم بودن رو بس کن.»
‫و من فکر می‌کنم حق با اونه.

459
00:39:43,208 --> 00:39:46,250
‫اگه آدم بودن اینه،
‫من دیگه نمی‌خوام آدم باشم.

460
00:39:48,333 --> 00:39:52,083
‫کشتن چیزها، جدا کردنشون
‫فقط برای اینکه ببینن داخلشون چیه.

461
00:39:52,166 --> 00:39:53,666
‫- کی گفته؟
‫- کرش.

462
00:39:54,625 --> 00:39:57,333
‫اون گفت آدم‌ها در مورد چیزها رمانتیک می‌شن.

463
00:39:59,083 --> 00:40:00,125
‫احساساتی می‌شن.

464
00:40:01,958 --> 00:40:03,083
‫ولی ما مجبور نیستیم.

465
00:40:05,750 --> 00:40:07,500
‫ما می‌تونیم از شرّ همه‌ی این‌ها خلاص بشیم.

466
00:40:08,750 --> 00:40:10,083
‫همه‌ی اون غم‌ها.

467
00:40:11,625 --> 00:40:12,666
‫همه‌ی اون جنون.

468
00:40:15,166 --> 00:40:19,916
‫دنیا رو اونطوری که واقعاً هست ببینیم،
‫نه اونطوری که حس می‌شه.

469
00:40:22,875 --> 00:40:24,000
‫خب، اون این رو می‌گه.

470
00:40:26,625 --> 00:40:27,958
‫اون یه ماشینه.

471
00:40:29,625 --> 00:40:31,708
‫مارسی. بهم اعتماد کن.

472
00:40:32,750 --> 00:40:35,708
‫هر کاری که ما اینجا می‌کنیم،
‫برای شما می‌کنیم.

473
00:40:36,750 --> 00:40:40,250
‫تنها وظیفه‌ی من اینه که مطمئن بشم
‫چیزی از دست نره.

474
00:40:41,458 --> 00:40:43,458
‫نیبز از دست رفت.

475
00:40:43,541 --> 00:40:46,583
‫نه. ما بهش کمک کردیم.

476
00:40:48,750 --> 00:40:50,958
توی این فرایند تغییر
با مشکلاتی مواجه می‌شیم؟

477
00:40:51,041 --> 00:40:54,750
‫البته. این تکنولوژی جدیده.

478
00:40:54,833 --> 00:40:58,083
‫شما در سفری هستید که هیچ‌کس
‫قبلاً انجام نداده.

479
00:40:59,000 --> 00:41:00,291
‫ولی ما اینجا هستیم.

480
00:41:01,458 --> 00:41:04,666
‫من اینجا هستم تا بهتون کمک کنم.

481
00:41:06,125 --> 00:41:07,958
‫تا مطمئن بشم که از پسش برمیاید.

482
00:41:11,250 --> 00:41:13,375
‫ولی باید با هم کار کنیم، درسته؟

483
00:41:14,833 --> 00:41:19,625
‫باید بهم بگی چی غلطه،
‫تا بتونم کمکت کنم درستش کنی.

484
00:41:25,500 --> 00:41:27,041
‫اگه تو چیزی باشی که غلطه چی؟

485
00:42:13,791 --> 00:42:14,833
‫یه لحظه وقت داری؟

486
00:42:17,083 --> 00:42:18,208
‫سلام.

487
00:42:18,291 --> 00:42:19,625
‫سلام.

488
00:42:19,708 --> 00:42:21,708
‫جو، درسته؟ یا هرمیت رو ترجیح میدی؟

489
00:42:22,750 --> 00:42:23,916
‫چی کار می‌کنی؟

490
00:42:24,000 --> 00:42:25,833
‫من؟ هیچی.

491
00:42:26,791 --> 00:42:30,000
‫فقط دارم از اینجا میرم. یه سفر سریع.
‫اینطور نیست که اخراج شده باشم یا چیزی.

492
00:42:30,958 --> 00:42:31,958
‫اخراجت کردن؟

493
00:42:33,375 --> 00:42:34,375
‫نه.

494
00:42:34,958 --> 00:42:38,958
‫آره. ولی نگران من نباش.
‫من حدود شش تا مدرک دارم.

495
00:42:39,458 --> 00:42:41,708
‫ببخشید، تو... تو کاری داشتی؟

496
00:42:42,291 --> 00:42:43,583
‫آره. من...

497
00:42:46,625 --> 00:42:48,791
‫من دیدم چطوری از مارسی مراقبت کردی...

498
00:42:50,416 --> 00:42:51,416
‫وندی.

499
00:42:52,125 --> 00:42:53,291
‫وقتی شنواییش...

500
00:42:53,833 --> 00:42:58,458
‫به هر حال، من دیدم که به نظر میومد
اهمیت میدی

501
00:42:59,250 --> 00:43:03,083
‫آره، یعنی، من... هنوزم اهمیت میدم.

502
00:43:03,875 --> 00:43:08,375
‫پس، شاید بتونم یه چیزی ازت بپرسم
‫و تو بتونی یه جواب صادقانه بهم بدی،

503
00:43:08,458 --> 00:43:10,958
‫و بعد شاید
‫بتونم یه‌کم آروم بشم.

504
00:43:12,958 --> 00:43:15,541
‫آره. خب، بیشتر کارهایی که ما اینجا می‌کنیم
‫خیلی محرمانه‌ست،

505
00:43:15,625 --> 00:43:16,625
‫ولی هر چی بتونم جواب میدم.

506
00:43:16,708 --> 00:43:18,791
‫خواهر من اینجا در امانه؟

507
00:43:24,208 --> 00:43:27,041
‫صادق باش. لطفاً.

508
00:43:37,458 --> 00:43:38,833
‫البته که هست.

509
00:43:39,833 --> 00:43:41,750
‫مثل گاوصندوق تو بانک امنه.

510
00:43:43,083 --> 00:43:46,291
‫و خانمم و من هر کاری که بتونیم
‫برای تضمین سلامتی بچه‌ها می‌کنیم.

511
00:43:50,333 --> 00:43:53,125
‫بیا، بذار بهت نشون بدم.
‫می‌تونم علائم حیاتیشون رو همین‌جا بیارم.

512
00:43:54,666 --> 00:43:55,666
‫یالا.

513
00:44:00,666 --> 00:44:03,625
‫ببین، این اصمیه. سالم به نظر میاد.

514
00:44:07,416 --> 00:44:09,708
‫و بعد این هم وندی‌ـه.

515
00:44:09,750 --> 00:44:12,833
[دستش رو بگیر و ببرش]
[رمز قایق: 182-778]

516
00:44:13,000 --> 00:44:14,041
‫آره.

517
00:44:15,500 --> 00:44:16,500
‫- می‌بینم.
‫- آره؟

518
00:44:19,041 --> 00:44:21,750
‫و نگاه کن...

519
00:44:22,333 --> 00:44:27,416
‫ا...اینم علائم حیاتی وندیه.
‫کاملاً عادی به نظر میاد.

520
00:44:27,458 --> 00:44:28,541
[فعالسازی برنامه ردیابی هایبریدها]

521
00:44:28,625 --> 00:44:31,375
[غیرفعال‌سازی سیستم‌های ردیابی و نظارتی هایبریدها؟]

522
00:44:50,250 --> 00:44:52,583
[تمام سیستم‌های ردیابی و نظارتی غیرفعال شدند]

523
00:44:52,750 --> 00:44:54,708
‫این تمام اطمینانی بود
‫که می‌تونستم بهت بدم.

524
00:44:56,125 --> 00:44:57,625
‫ما هر کاری که بتونیم براشون می‌کنیم.

525
00:44:58,416 --> 00:45:00,833
‫بهترین نوع مراقبت. همیشه.

526
00:45:00,916 --> 00:45:03,833
‫آره. این واقعاً تمام چیزی بود که باید می‌شنیدم.
‫ممنون.

527
00:45:06,458 --> 00:45:07,458
‫سفر خوبی داشته باشی.

528
00:45:21,583 --> 00:45:25,625
[خطا]
[.ارتباط با ردیاب توتلز میسر نیست]

529
00:45:28,250 --> 00:45:29,250
‫چی؟

530
00:45:40,291 --> 00:45:41,416
‫لعنتی.

531
00:45:41,458 --> 00:45:45,416
[آخرین موقعیت: آزمایشگاه ایمن]

532
00:46:22,750 --> 00:46:24,541
‫یالا. یالا. یالا.

533
00:46:45,125 --> 00:46:46,750
‫نمی‌تونم انجامش بدم.

534
00:46:48,083 --> 00:46:49,500
‫نمی‌تونم کسی رو بیارم تو.

535
00:46:50,791 --> 00:46:53,500
‫حتماً می‌تونی. تو پسر خوبی هستی.

536
00:46:57,000 --> 00:46:59,666
‫می‌خوای با مادرت
‫قبل از اینکه بمیره خداحافظی کنی؟

537
00:46:59,750 --> 00:47:00,875
‫نه، نه، نه، نه. لطفاً.

538
00:47:01,458 --> 00:47:07,208
‫لطفاً، من... من سعی می‌کنم.
‫فقط... یه شانس دیگه بهم بده، لطفاً.

539
00:47:07,291 --> 00:47:09,916
‫لطفاً کاری باهاش نداشته باش. لطفاً؟

540
00:47:10,000 --> 00:47:11,875
‫هان؟

541
00:47:12,958 --> 00:47:14,208
‫بیا تو. صدام رو می‌شنوی؟

542
00:47:15,750 --> 00:47:17,750
‫الو؟

543
00:47:21,375 --> 00:47:22,916
‫دنبال توتلز می‌گردی؟

544
00:47:24,041 --> 00:47:26,166
‫ردیابش آفلاینه. دیدیش؟

545
00:47:28,208 --> 00:47:29,208
‫نه.

546
00:47:29,708 --> 00:47:31,791
‫نه، کرش ازم خواست
‫مواظب وسایلش باشم، پس...

547
00:47:31,875 --> 00:47:33,541
‫- رمز رو بهم نداد...
‫- آره.

548
00:47:53,750 --> 00:47:54,750
‫توتلز؟

549
00:48:33,541 --> 00:48:34,750
‫نه.

550
00:48:35,791 --> 00:48:37,833
‫نه، نه، نه، نه. نه.

551
00:48:42,750 --> 00:48:44,125
‫توتلز.

552
00:48:51,083 --> 00:48:53,083
‫توتلز.

553
00:49:10,041 --> 00:49:11,083
‫اسلایتلی.

554
00:49:14,708 --> 00:49:16,083
‫اسلایتلی!

555
00:49:16,166 --> 00:49:17,458
‫به کمکت احتیاج دارم.

556
00:50:00,666 --> 00:50:02,625
‫می‌تونی از بیرون بازش کنی؟
‫من گیر افتادم.

557
00:50:04,416 --> 00:50:06,666
‫اسلایتلی، در رو از بیرون باز کن.
‫من گیر افتادم.

558
00:50:07,875 --> 00:50:09,375
‫اون خانواده‌ام رو گروگان گرفته.

559
00:50:09,583 --> 00:50:10,583
‫چی؟

560
00:50:18,250 --> 00:50:19,375
‫منم یه خانواده دارم.

561
00:50:21,291 --> 00:50:23,708
‫من یه خانواده دارم.

562
00:50:44,083 --> 00:50:46,791
‫هی، مرکز، دکتر سیلویا هستم از...

563
00:51:26,958 --> 00:51:29,083
‫آره.

564
00:51:35,708 --> 00:51:36,916
‫همه چیز خوبه؟

565
00:51:40,666 --> 00:51:41,666
‫بله.

566
00:52:05,416 --> 00:52:06,708
‫آرتور.

567
00:52:08,791 --> 00:52:09,875
‫آرتور.
