﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:47,416 --> 00:00:52,500
[بیگانه: زمین]

3
00:00:56,916 --> 00:01:01,000
[در فاصله‌ی 17 روزیِ زمین]

4
00:01:05,458 --> 00:01:06,541
‫مارو.

5
00:01:07,458 --> 00:01:08,541
‫هی، مارو، بیدار شو.

6
00:01:11,583 --> 00:01:12,666
‫هی.

7
00:01:14,625 --> 00:01:15,625
‫امروز چند شنبه‌ست؟

8
00:01:15,666 --> 00:01:17,208
‫فکر کنم پنج‌شنبه. هی، گوش کن، ما...

9
00:01:17,291 --> 00:01:18,666
‫شیفت عوض شده؟

10
00:01:18,750 --> 00:01:21,458
‫- چی؟ نه، گوش کن، یه اتفاقی...
‫- پس چرا آژیر روشنه؟

11
00:01:21,541 --> 00:01:23,583
‫اون... خدای من، می‌شه فقط گوش کنی؟

12
00:01:24,250 --> 00:01:25,791
‫تو بخش قرنطینه آتیش‌سوزی شده. نه...

13
00:01:26,416 --> 00:01:29,625
‫خاموشش کردیم،
‫ولی یه موجود فرار کرده. یا دوتا.

14
00:01:29,708 --> 00:01:34,333
‫خب، فرار نه. یعنی گُم نشدن.
‫می‌دونیم که... فکر کنم یکیشون مرده.

15
00:01:34,416 --> 00:01:35,500
‫هی، از اون طرفه.

16
00:01:36,333 --> 00:01:37,708
‫دوتا از اون چیزهای صدفی فرار کردن.

17
00:01:37,791 --> 00:01:39,875
‫می‌دونی،
‫اون هشت‌پاهه که انگشت‌های دراز داره.

18
00:01:39,958 --> 00:01:41,500
‫و سروان دینزدیل و برانسکی رو گرفتن.

19
00:01:42,083 --> 00:01:43,208
‫سروان مُرده، ولی...

20
00:01:43,291 --> 00:01:45,416
‫خب، خودت باید ببینی.
‫هردوشون رو بردم بهداری.

21
00:01:45,500 --> 00:01:48,750
‫برانسکی... زَوِری گفت...
‫از کلمه‌ی "آلوده شده" استفاده کرد.

22
00:01:48,833 --> 00:01:50,416
‫هی، کدوم...
‫اون و برانسکی الان با همن.

23
00:01:50,500 --> 00:01:53,208
‫تو این هشت ماه گذشته رو
‫کلاً خواب بودی انگار.

24
00:01:53,291 --> 00:01:54,833
‫هی، یه چیزی ضبط کردم،
‫می‌خوای ببینی؟

25
00:01:55,333 --> 00:02:00,291
‫خب، چیز خیلی خاصی نیست، ولی
‫اون دوست داره رئیس باشه، که یه جورایی جالبه.

26
00:02:00,375 --> 00:02:02,333
‫باید یه جور
‫پروتکل مشخص کنیم.

27
00:02:02,416 --> 00:02:04,333
‫گوش کن عزیزم.
‫من این همه وقت حالم خوب نبوده...

28
00:02:04,416 --> 00:02:06,208
‫- ما...
‫- یه‌کم... یه‌کم تنباکو.

29
00:02:06,291 --> 00:02:07,875
‫ولی موضوع این نیست.

30
00:02:07,958 --> 00:02:09,666
‫یعنی، بی‌خیال. اینجوریه که انگار تو...

31
00:02:09,750 --> 00:02:12,791
‫- همیشه تقصیر منه. همیشه.
‫- آره، هست. اتفاقاً هست.

32
00:02:16,083 --> 00:02:17,125
‫چی شده؟

33
00:02:18,250 --> 00:02:21,083
‫آقای مارو، شما با لباس راحتی اینجایید.

34
00:02:21,166 --> 00:02:23,250
‫- گفتم چی شده؟
‫- امم...

35
00:02:23,875 --> 00:02:25,083
‫سروان مُرده.

36
00:02:25,708 --> 00:02:26,791
‫اون رو که می‌بینم.

37
00:02:27,416 --> 00:02:29,125
‫- ما، امم...
‫- دست بردار.

38
00:02:30,166 --> 00:02:32,291
‫ممنون. من...

39
00:02:34,416 --> 00:02:38,208
‫سعی کردم موجود رو جدا کنم، ولی
‫خیلی محکم گلوش رو گرفته بود.

40
00:02:38,291 --> 00:02:41,791
‫واسه همین، یه برش زدم...
‫... پایین دُمش،

41
00:02:41,875 --> 00:02:44,041
‫- و همون‌جا مُرد.
‫- خونشون اسیدیه.

42
00:02:44,666 --> 00:02:46,208
‫کِلم گفت آتیش‌سوزی شده.

43
00:02:46,291 --> 00:02:50,583
‫بله، تو اتاق قرنطینه.
‫آب‌پاش‌ها با آژیر فعال شدن.

44
00:02:50,666 --> 00:02:54,833
‫سروان دینزدیل زودتر از همه رسید،
‫و خاموشش کرد. برانسکی هم پشت سرش بود.

45
00:02:56,083 --> 00:02:58,666
‫دوتا از محفظه‌های مهار
‫باید باز شده باشن.

46
00:02:58,708 --> 00:03:00,000
‫و تخم‌های اون بندپایان باز شدن.

47
00:03:00,000 --> 00:03:01,791
‫- علت آتیش‌سوزی چی بود؟
‫- حالم داره بد می‌شه.

48
00:03:01,833 --> 00:03:02,833
‫ساکت.

49
00:03:02,916 --> 00:03:05,291
‫گفتم، "علت آتیش‌سوزی چی بود؟"

50
00:03:05,375 --> 00:03:06,750
‫ نمی‌دونیم.

51
00:03:06,833 --> 00:03:08,541
‫ولی چرا جعبه‌های تخم باز بودن؟

52
00:03:08,625 --> 00:03:09,625
‫- مارو.
‫- نه.

53
00:03:11,458 --> 00:03:13,625
‫- دارم تهدید رو ارزیابی می‌کنم.
‫- برای اون کار وقت هست.

54
00:03:13,666 --> 00:03:16,666
‫در حال حاضر، سروان مرده
‫و افسر علمی من آلوده شده.

55
00:03:18,250 --> 00:03:20,708
‫چطوری جداش کنیم،
‫اگه نمی‌تونیم با بریدن جداش کنیم؟

56
00:03:20,791 --> 00:03:23,458
‫دوباره می‌گم.
‫پروتکل‌ها خیلی واضحن.

57
00:03:23,541 --> 00:03:27,041
‫"هر خدمه‌ای که با موجودات بیگانه
‫در تماس باشه،

58
00:03:27,125 --> 00:03:30,000
‫باید تا پایان سفر
‫در خواب انجمادی قرار بگیره."

59
00:03:30,083 --> 00:03:33,833
‫که می‌شه دو هفته،
‫سه روز و شش ساعت،

60
00:03:34,250 --> 00:03:36,500
‫برای اون‌هایی
‫که ثانیه‌های لعنتی رو نمی‌شمارن.

61
00:03:36,583 --> 00:03:38,083
‫پس می‌گی منجمدش کنیم

62
00:03:38,166 --> 00:04:01,000
‫در حالی که اون چیز به صورتش چسبیده
‫و تا آخر مسیر همینطور بمونه؟

63
00:04:01,041 --> 00:04:02,041
نه

64
00:04:02,875 --> 00:04:04,500
مارو درست می‌گه

65
00:04:04,541 --> 00:04:06,958
‫باید مطمئن شیم بقیه‌ی قسمت‌ها
‫چفت‌وبست دارن

66
00:04:07,041 --> 00:04:09,166
‫وگرنه روزگارمون سیاه‌تر هم میشه

67
00:04:09,208 --> 00:04:10,833
تنگ کجاست؟

68
00:04:10,875 --> 00:04:12,541
‫فکر کنم سالن غذاخوری‌ـه

69
00:04:12,625 --> 00:04:15,125
‫بهش بگو به دکتر رحیم کمک کنه
‫آقای برانسکی رو بذاره تو کپسولش

70
00:04:15,208 --> 00:04:17,583
‫و جسد سروان رو هم برای
‫خاکسپاری تو فضا آماده کنه.

71
00:04:18,000 --> 00:04:19,208
‫- باشه.
‫- مارو.

72
00:04:19,750 --> 00:04:22,000
‫لباس بپوش و بیا اتاق فرماندهی پیشم.

73
00:04:33,500 --> 00:04:36,000
‫هردوشون رو بنداز تو دریچه هوا
‫و کارشون رو تموم کن.

74
00:04:37,500 --> 00:04:39,458
‫این نظر رسمی بخش مهندسیه؟

75
00:04:40,208 --> 00:04:42,625
‫چیزی که بهت نگفت اینه که

76
00:04:42,625 --> 00:04:46,458
‫آتیش‌سوزی سیستم‌های ناوبری
‫و رله‌های موتورمون رو سوزونده.

77
00:04:46,875 --> 00:04:48,083
‫یعنی؟

78
00:04:48,458 --> 00:04:52,000
‫یعنی، ما یه سفینه فضایی بودیم،
‫و حالا یه موشکیم.

79
00:04:52,083 --> 00:04:53,791
‫و داریم به سمت زمین می‌ریم.

80
00:04:56,791 --> 00:04:58,041
‫باید درستش کنی.

81
00:04:58,958 --> 00:05:00,250
‫آره، خب معلومه.

82
00:05:03,958 --> 00:05:05,958
‫ولی چیزیمون نمیشه، مگه نه رئیس؟

83
00:05:09,666 --> 00:05:11,125
رئیس؟

84
00:05:16,458 --> 00:05:19,291
‫هی، وایسا، وایسا، وایسا.
‫اول بذار اینجا رو بگردم.

85
00:05:19,875 --> 00:05:21,333
‫و چراغ‌ها سبزه.

86
00:05:22,250 --> 00:05:25,375
‫اگه حصار امنیتی شکسته بود، قرمز بودن.

87
00:05:25,916 --> 00:05:27,250
.درسته

88
00:05:59,166 --> 00:06:01,916
‫بی‌کفایتی یا خرابکاری؟

89
00:06:02,875 --> 00:06:04,708
‫داری ازم می‌پرسی یا داری بهم می‌گی؟

90
00:06:04,791 --> 00:06:07,000
‫می‌گم این‌ها
‫محتمل‌ترین سناریوها هستن.

91
00:06:07,666 --> 00:06:11,166
‫مادر بررسی‌های سیستمی روتین انجام میده،
‫مهندس‌ها تست‌های اضطراری رو انجام میدن.

92
00:06:11,250 --> 00:06:14,666
‫آتیش‌سوزی تصادفی
‫تو یه اتاق قرنطینه‌ی خالی

93
00:06:14,750 --> 00:06:18,166
‫دقیقاً تو پنلی که هم ناوبری و هم
‫سرعت رو کنترل می‌کنه.

94
00:06:18,875 --> 00:06:19,875
‫مزخرفه.

95
00:06:20,375 --> 00:06:24,250
‫ما هنوز هیچی نمی‌دونیم.
‫ممکنه نقص فنی تجهیزات باشه.

96
00:06:26,083 --> 00:06:31,750
‫باید وضعیت اضطراری سراسری اعلام کنی،
‫تا من بتونم تحقیقات رسمی رو شروع کنم.

97
00:06:32,250 --> 00:06:36,625
‫می‌دونی اگه به همه بگم
‫یه خرابکار تو سفینه هست چه وحشتی ایجاد می‌شه؟

98
00:06:37,500 --> 00:06:39,125
‫باید این موضوع رو به مادر بگم.

99
00:06:45,208 --> 00:06:46,666
‫تو با برانسکی رابطه داشتی.

100
00:06:48,833 --> 00:06:51,416
‫- چی می‌گی...
‫- سیاست شرکت

101
00:06:51,500 --> 00:06:54,208
‫رابطه عاطفی بین اعضای خدمه
‫رو ممنوع کرده.

102
00:06:57,250 --> 00:06:58,458
‫تو از کجا می‌دونی؟

103
00:06:58,541 --> 00:07:02,125
‫من رئیس امنیت این سفینه‌ام.
‫همه چیز رو می‌دونم.

104
00:07:09,541 --> 00:07:10,541
‫ما فقط...

105
00:07:11,541 --> 00:07:13,208
‫تو اینجا هیچوقت تنها نمی‌شی؟

106
00:07:13,791 --> 00:07:14,916
‫حواست پرته.

107
00:07:15,958 --> 00:07:18,083
‫- قدرت قضاوتت مختل شده.
‫- یه لحظه صبر کن.

108
00:07:18,166 --> 00:07:19,333
‫در صورتی که

109
00:07:19,416 --> 00:07:21,916
‫افسر امنیت معتقد باشه
‫که سروان موقت

110
00:07:22,000 --> 00:07:25,625
‫هر کاری که برای محافظت از این سفینه
‫لازمه رو انجام نمیده،

111
00:07:26,166 --> 00:07:27,916
‫می‌تونه خودش فرماندهی رو به دست بگیره.

112
00:07:28,000 --> 00:07:30,833
‫لعنت بهت. این شورشه.

113
00:07:30,916 --> 00:07:33,625
‫من مسئول سلامتی
‫و امنیت افرادم هستم.

114
00:07:33,708 --> 00:07:38,041
‫و من مسئول اینم که
‫این محموله رو سالم به زمین برسونم.

115
00:07:38,791 --> 00:07:41,458
‫دستورالعمل‌های شرکت
‫کاملاً واضحن.

116
00:07:42,500 --> 00:07:45,333
‫چه خدمه زنده بمونن چه نمونن.

117
00:07:48,541 --> 00:07:50,625
‫باشه. بیا با هم بریم پیش مادر.

118
00:07:52,291 --> 00:07:54,083
‫تو با کامپیوتر حرف بزن.

119
00:07:55,166 --> 00:07:57,541
‫دستورات من از خود یوتانی اومده.

120
00:07:57,625 --> 00:08:03,958
‫هیچی به جز محموله مهم نیست.
‫نه تو، نه من، نه اون گربه‌ی لعنتی.

121
00:08:05,083 --> 00:08:09,458
‫پس، وضعیت اضطراری اعلام کن.
‫من تو بخش امنیتم.

122
00:08:19,708 --> 00:08:23,125
‫یه پیروزی دیگه
‫برای دشمن منطق.

123
00:08:24,583 --> 00:08:26,291
‫این یعنی چی؟

124
00:08:27,208 --> 00:08:33,125
‫یعنی این حشره‌ی فضایی ثابت می‌کنه
‫که آدم‌های باهوش چقدر می‌تونن احمق باشن.

125
00:08:33,500 --> 00:08:36,416
‫اونقدر باهوش که سفینه‌هایی بسازن
‫که بتونن تو فضا سفر کنن،

126
00:08:36,500 --> 00:08:38,875
‫اتم رو بشکافن
‫و ژنوم رو رمزگشایی کنن،

127
00:08:38,958 --> 00:08:41,625
‫ولی اونقدر احمق که نفهمن
‫نباید انگل‌ها رو با خودت خونه بیاری.

128
00:08:48,083 --> 00:08:49,375
‫آدم خوبی نبود.

129
00:08:50,500 --> 00:08:52,291
‫ولی هیچ‌کس لیاقت این رو نداره.

130
00:08:54,458 --> 00:08:56,083
‫اصلاً چرا این چیزها رو
‫می‌خوان؟

131
00:08:56,166 --> 00:08:57,625
‫- ویلند-یوتانی رو می‌گی؟
‫- آره.

132
00:08:58,208 --> 00:08:59,625
‫ای ناقلا.

133
00:09:00,666 --> 00:09:03,625
‫قدرت. همیشه بحث قدرته.

134
00:09:04,291 --> 00:09:06,625
‫پنج تا شرکت بزرگ هست
‫که همه چیز رو کنترل می‌کنن، درسته؟

135
00:09:06,708 --> 00:09:08,166
‫ولی مافوق‌های ما می‌خوان اول باشن.

136
00:09:08,250 --> 00:09:11,333
‫پس، ما رو می‌فرستن بیرون
‫تا ترسناک‌ترین چیزها رو جمع کنیم،

137
00:09:11,416 --> 00:09:13,791
‫تا بتونن ازش برای به دست گرفتن قدرت
‫استفاده کنن. گرفتی؟

138
00:09:13,875 --> 00:09:15,583
‫- آره.
‫- آره، گرفتی؟

139
00:09:15,666 --> 00:09:17,916
‫پسر خوبی باش. ممنون.

140
00:09:24,583 --> 00:09:27,416
‫یالا، تِنگ. اون دختر بیچاره رو ول کن.

141
00:09:28,458 --> 00:09:29,708
‫وگرنه به سروان می‌گم.

142
00:09:34,458 --> 00:09:35,833
‫سروان مُرده.

143
00:09:36,166 --> 00:09:37,166
‫خیلی‌خب…

144
00:12:10,250 --> 00:12:11,333
‫آتیش.

145
00:12:14,333 --> 00:12:15,375
‫آتیش.

146
00:12:16,708 --> 00:12:18,083
‫آتیش! آتیش!

147
00:12:18,583 --> 00:12:19,583
‫آتیش.

148
00:12:22,916 --> 00:12:23,958
‫آتیش.

149
00:12:27,541 --> 00:12:28,583
‫آتیش.

150
00:12:31,625 --> 00:12:32,666
‫آتیش.

151
00:12:36,250 --> 00:12:37,291
‫آتیش.

152
00:12:38,083 --> 00:12:39,250
‫نقص در حصار امنیتی.

153
00:12:40,541 --> 00:12:41,625
‫آتیش.

154
00:12:41,708 --> 00:12:43,250
‫- چه خبره؟
‫- نمی‌دونم، رفیق.

155
00:12:43,333 --> 00:12:44,458
‫نقص در حصار امنیتی.

156
00:12:49,208 --> 00:12:50,750
‫نقص در حصار امنیتی.

157
00:12:51,583 --> 00:12:53,416
‫هی!

158
00:12:53,500 --> 00:12:55,125
‫نقص در حصار امنیتی.

159
00:13:59,583 --> 00:14:00,833
‫تو کی هستی؟

160
00:14:43,291 --> 00:14:44,375
‫تقریباً رسیدیم خونه، عزیزم.

161
00:15:07,166 --> 00:15:09,916
‫فکر می‌کردم قراره
‫چیزهایی مثل سنگ و این‌ها جمع کنیم.

162
00:15:10,291 --> 00:15:13,041
‫تو برگه این رو نوشته بود.
‫یه تحقیق بیولوژیکی.

163
00:15:14,000 --> 00:15:15,000
‫نه.

164
00:15:15,500 --> 00:15:19,125
‫نه، زمین‌شناسی
‫مطالعه سنگ و این چیزهاست.

165
00:15:19,375 --> 00:15:20,958
‫بیولوژی مطالعه حیواناته.

166
00:15:21,625 --> 00:15:24,666
‫لعنتی. واقعاً؟

167
00:15:27,875 --> 00:15:28,916
‫مطمئنی؟

168
00:15:29,833 --> 00:15:31,041
‫تو این‌ها رو از کجا می‌دونی؟

169
00:15:39,791 --> 00:15:41,625
‫می‌خوای اون پای رو بخوری یا نه؟

170
00:15:41,708 --> 00:15:46,625
‫آره. فقط دارم،
‫می‌دونی، بالا پایینش می‌کنم.

171
00:15:49,375 --> 00:15:53,375
‫می‌دونی اگه اون پای رو
‫نصف کنی، و نصفش رو برای بعد نگه داری،

172
00:15:53,458 --> 00:15:55,333
‫اون‌وقت هر نصف یه پای کامل می‌شه؟

173
00:15:55,416 --> 00:15:56,875
‫حالا دوتا پای داری.

174
00:15:58,791 --> 00:16:01,250
‫صبر کن، نه، چطور نصف پای یه پای کامله؟

175
00:16:01,583 --> 00:16:04,458
‫تازه، دفعه آخری که این کار رو کردم،
‫تو اون نصف دیگه‌ش رو خوردی.

176
00:16:04,500 --> 00:16:06,166
‫این یکی رو قبلاً امتحان کردم؟

177
00:16:06,208 --> 00:16:08,666
‫رفیق، اگه نصف پای من رو می‌خوای،
‫فقط باید بگی.

178
00:16:11,333 --> 00:16:12,416
‫داره تو سفینه می‌چرخه

179
00:16:12,500 --> 00:16:14,208
‫- بدون اینکه از راهروها استفاده کنه.
‫- کی؟

180
00:16:14,291 --> 00:16:17,833
‫نقشه‌ها رو می‌خوام.
‫تمام فضاهای تنگ و نقاط دسترسی.

181
00:16:17,916 --> 00:16:21,000
‫صبر کن، چی، می‌گی
‫یکی سفینه رو آتیش زده؟

182
00:16:24,625 --> 00:16:25,916
‫تعمیرات در چه وضعیه؟

183
00:16:26,541 --> 00:16:30,125
‫رله‌ها قطع شدن.
‫کابل‌های اصلی باید عوض بشن.

184
00:16:30,208 --> 00:16:32,458
‫صحبت از روزه، نه ساعت.

185
00:16:32,500 --> 00:16:34,541
‫هرکی که بیچاره‌مون کرده
‫دقیقاً می‌دونسته نقطه ضعف کجاست.

186
00:16:34,583 --> 00:16:36,791
‫صبر کن رئیس، یعنی اون می‌گه
‫یکی عمداً سفینه رو خراب کرده؟

187
00:16:36,833 --> 00:16:39,375
‫هیچی نگید. هیچ‌کدومتون.

188
00:16:40,208 --> 00:16:43,500
‫عدم تبعیت از دستور مستقیم
‫افسر امنیتی‌تون

189
00:16:43,583 --> 00:16:45,583
‫در جریان یک تحقیق جنایی

190
00:16:45,625 --> 00:16:48,083
‫منجر به از دست دادن
‫کل سهام شما خواهد شد.

191
00:16:49,416 --> 00:16:51,916
‫آره. فقط چیزی نمی‌گم.
‫مشکلی نیست.

192
00:17:00,500 --> 00:17:01,791
‫واقعاً اینطوره؟ یعنی...

193
00:17:03,000 --> 00:17:05,208
‫تو فیلم‌ها رو دیدی.
‫می‌تونه هر کسی باشه، درسته؟

194
00:17:06,208 --> 00:17:08,125
‫خرابکاری رو می‌گم. حتی کار من.

195
00:17:12,958 --> 00:17:14,375
‫کار توئه؟

196
00:17:16,541 --> 00:17:18,666
‫نه، بی‌خیال... بی‌خیال، من فقط...

197
00:17:20,541 --> 00:17:22,125
‫فقط دارم می‌گم.

198
00:17:35,541 --> 00:17:37,208
‫گزارش‌های ارتباطی رو درآوردی؟

199
00:17:37,291 --> 00:17:39,833
‫سعی کردم، ولی یکی
‫همه فایل‌ها رو پاک کرده، پس...

200
00:17:41,125 --> 00:17:43,208
‫الان دارم یه برنامه بازیابی
‫روشون اجرا می‌کنم.

201
00:17:44,333 --> 00:17:46,041
‫فکر می‌کنی بهمون می‌گه
‫کی پشت این ماجراست؟

202
00:17:47,125 --> 00:17:50,083
‫آدم‌های بی‌گناه مدرک رو از بین نمی‌برن.

203
00:18:22,958 --> 00:18:25,541
‫مادر، این یک
‫تغییر فرمان رسمی جی‌آر30 هست.

204
00:18:25,875 --> 00:18:27,583
‫دینزدیل، آر.جی. فوت کرده.

205
00:18:29,166 --> 00:18:32,666
‫افسر اجرایی زویا زَوِری
‫فرماندهی را به عهده گرفته.

206
00:18:35,291 --> 00:18:37,916
[.مجوز تغییر فرماندهی صادر شد]
[وضعیت محموله؟]

207
00:18:42,333 --> 00:18:43,750
[دو تخم بیگانه باز شده‌اند]

208
00:18:43,750 --> 00:18:45,666
[یک نفر از خدمه آلوده شده]
[یک نفر دیگر فوت کرده]

209
00:18:45,666 --> 00:18:48,041
[سایر موجودات در وضعیت پایدار به سر می‌برند]

210
00:18:51,666 --> 00:18:54,958
[وضعیت تحت کنترل است؟]

211
00:18:55,041 --> 00:18:58,083
[بله. وضعیت پایدار اما متزلزل است]

212
00:18:58,166 --> 00:19:03,416
درخواست مجوز برای نابودی محموله]
[‫در صورت افزایش خطر برای خدمه

213
00:19:06,083 --> 00:19:08,916
.بقای محموله در اولویت است]
[‫پایبندی خود را تأیید کنید

214
00:19:16,083 --> 00:19:18,791
[تأیید کنید]

215
00:19:24,166 --> 00:19:27,083
در غیر این صورت، افسر امنیتی]
[‫فرماندهی را به دست خواهد گرفت

216
00:19:27,166 --> 00:19:29,166
‫لعنت بهت.

217
00:19:36,666 --> 00:19:41,083
[پایبندی خود را تأیید می‌کنم]

218
00:20:06,291 --> 00:20:07,291
[دیشب یه خواب بد دیدم]

219
00:20:07,333 --> 00:20:08,750
مامان می‌خواست متقاعدم کنه]
[‫که فقط یه خواب بد بوده

220
00:20:08,791 --> 00:20:10,208
[ولی خیلی طول کشید تا باز خوابم ببره]

221
00:20:10,291 --> 00:20:12,291
[خواب دیدم سفینه‌ات از کنار ماه رد میشه]

222
00:20:23,166 --> 00:20:27,541
‫ببخشید سروان. تقصیر من بود.
‫باید من جات می‌بودم.

223
00:20:30,000 --> 00:20:31,000
‫هنوز نه.

224
00:20:31,791 --> 00:20:33,750
‫جسارت نباشه.

225
00:20:35,708 --> 00:20:37,291
[بابایی، دارم دنبال مدرسه می‌گردم]

226
00:20:37,333 --> 00:20:40,541
نمی‌دونستم ولی مامان میگه]
[‫ویلند-یوتانی شهریه مدرسه‌ام رو میده

227
00:20:41,916 --> 00:20:44,208
[تولدت مبارک، باباجون]
[از طرف استل و مامان]

228
00:20:57,958 --> 00:20:58,958
‫اوناهاش.

229
00:20:59,875 --> 00:21:00,916
‫می‌بینیش؟

230
00:21:02,583 --> 00:21:03,583
‫من میرم اونجا.

231
00:21:04,750 --> 00:21:09,791
‫وقتی دلت برام تنگ شد یا خواستی حرف بزنی،
‫فقط مستقیم بالا رو نگاه کن.

232
00:21:11,000 --> 00:21:14,250
‫من همیشه اونجام
و به تو نگاه می‌کنم

233
00:21:14,291 --> 00:21:15,625
[سال هشتم از مأموریت 65 ساله]

234
00:21:15,708 --> 00:21:17,458
‫پس خوب باش چون من حواسم بهت هست.

235
00:21:17,500 --> 00:21:19,291
‫ [جناب مارو، با کمال تأسف
‫به اطلاع می‌رسانیم دخترتان استل 19 ساله]

236
00:21:19,291 --> 00:21:21,000
[در 12 آوریل در آتش‌سوزی خانه‌اش جان باخت]

237
00:21:21,041 --> 00:21:25,666
وسایل او در انبار نگهداری و پس از بازگشتتان]
‫در 53 سال آینده به شما تحویل داده می‌شود]

238
00:22:23,833 --> 00:22:24,833
‫بگو ببینم.

239
00:22:26,750 --> 00:22:29,416
‫نسخه عمومی رو می‌خوای
‫یا خصوصی رو؟

240
00:22:31,583 --> 00:22:33,250
‫آقای تِنگ، یه دقیقه تنهامون بذار.

241
00:22:33,333 --> 00:22:34,666
‫چرا؟

242
00:22:34,750 --> 00:22:37,583
‫تا بهت بگه یکی
‫تو سفینه یه سوراخ ایجاد کرده

243
00:22:37,666 --> 00:22:40,666
‫بعد از اینکه کنترل موتورهای ما رو آتیش زده.

244
00:22:40,750 --> 00:22:42,916
‫من احمق نیستم.

245
00:22:48,625 --> 00:22:50,666
‫خرابکارمون دقیقاً می‌دونسته
چطور بهمون ضربه بزنه

246
00:22:52,291 --> 00:22:54,333
‫ذخایر سوختمون به 8 درصد رسیده.

247
00:22:54,416 --> 00:22:59,041
‫تا 24 ساعت دیگه،
‫سفینه از موشک تبدیل به یه تیر می‌شه.

248
00:22:59,875 --> 00:23:01,791
‫ولی من به کنترل ناوبری نیاز دارم.

249
00:23:01,875 --> 00:23:04,333
‫اون بچه داره یه ستون جدید جوش میده.
‫یه‌کم طول می‌کشه.

250
00:23:07,125 --> 00:23:09,750
‫کمک لازم داریم.
‫باید بقیه خدمه رو بیدار کنیم.

251
00:23:09,833 --> 00:23:15,791
‫نقص در قرنطینه کپسول انجمادی.
‫نقص در قرنطینه کپسول انجمادی.

252
00:23:21,875 --> 00:23:27,791
‫نقص در قرنطینه کپسول انجمادی.
‫نقص در قرنطینه کپسول انجمادی.

253
00:23:29,333 --> 00:23:31,291
‫من دستشویی بودم، حداکثر ده دقیقه.

254
00:23:32,041 --> 00:23:33,541
‫امروز صبح کاملاً یخ زده بود.

255
00:23:34,125 --> 00:23:35,208
‫برانسکی یخ زده بود.

256
00:23:35,750 --> 00:23:38,375
‫شاید... یعنی،
‫باید از چیبوزو بپرسی.

257
00:23:38,958 --> 00:23:41,500
‫ولی اگه نشه این چیزها رو منجمد کرد چی؟

258
00:23:41,583 --> 00:23:45,583
‫متابولیسمشون، می‌دونیم که می‌تونن تو
‫خلأ سرد فضا زنده بمونن، درسته؟

259
00:23:45,666 --> 00:23:47,375
‫پس شاید متابولیسمشون
‫مثل ما کند نشه.

260
00:23:47,458 --> 00:23:49,291
‫- به چیبوزو زنگ بزن. می‌خوام...
‫- بس کن.

261
00:23:49,375 --> 00:23:51,416
‫مهم نیست چطوری اتفاق افتاده.

262
00:23:51,500 --> 00:23:53,708
‫یه نمونه توش جنین کاشته.

263
00:23:54,458 --> 00:23:56,541
‫جنین از تخم دراومده،
‫و حالا تو سفینه آزاده.

264
00:23:56,625 --> 00:23:58,708
‫خب همه رو بیدار می‌کنیم،
‫گروه‌های جستجو تشکیل می‌دیم.

265
00:23:58,791 --> 00:23:59,791
‫نه.

266
00:23:59,875 --> 00:24:03,166
‫ده نفر دیگه که احساساتی بشن،
‫یه خرابکار تو سفینه، موجودات آزاد.

267
00:24:03,541 --> 00:24:06,208
‫- این دردسر رو نمی‌خوایم.
‫- خب چی کار کنیم؟ چندتا تور پیدا کنیم؟

268
00:24:07,125 --> 00:24:08,458
‫چقدر می‌تونه بزرگ بشه؟

269
00:24:11,541 --> 00:24:12,791
‫صبر کن.

270
00:24:13,416 --> 00:24:15,041
‫این چیزها چقدر بزرگ می‌شن؟

271
00:24:17,625 --> 00:24:19,125
‫تو اتاق قرنطینه رو دیدی.

272
00:24:19,166 --> 00:24:20,833
‫اگه به این جونور شلیک کنیم و خونریزی کنه،

273
00:24:20,833 --> 00:24:22,541
‫اسید بدنه‌ی سفینه رو
‫سوراخ می‌کنه

274
00:24:22,583 --> 00:24:24,000
‫و همه‌مون می‌میریم.

275
00:24:25,916 --> 00:24:27,583
‫الکتریکی، غیر کشنده.

276
00:24:27,791 --> 00:24:30,166
‫اگه دیدیش، ماشه رو می‌کشی
‫تا بیفته زمین.

277
00:24:30,750 --> 00:24:32,583
‫بگیرش، نکشش.

278
00:24:33,125 --> 00:24:34,125
‫واضحه؟

279
00:25:16,166 --> 00:25:20,750
‫خب. گونه 19. گزارش 82-32.

280
00:25:20,833 --> 00:25:23,125
‫اگه سوژه‌ها از
‫اکسیژن خون تغذیه کنن،

281
00:25:23,208 --> 00:25:26,916
‫از حیوانات مُرده تغذیه نمی‌کنن،
‫مهم نیست چقدر گرسنه باشن.

282
00:25:47,500 --> 00:25:50,041
‫یه عکس بگیر. بیشتر می‌مونه.

283
00:25:53,875 --> 00:25:56,916
‫سوژه‌ها دو هفته‌ست که
‫از غذا محروم بودن.

284
00:26:15,666 --> 00:26:16,875
‫چی تو رو زنده نگه داشته؟

285
00:26:17,791 --> 00:26:19,250
‫جالبه.

286
00:26:20,125 --> 00:26:25,500
‫گونه 19 اگه به اندازه کافی گرسنه باشه،
‫از بافت مُرده تغذیه می‌کنه.

287
00:27:06,250 --> 00:27:08,250
‫دیگه واسه تو کافیه.

288
00:27:39,000 --> 00:27:40,708
‫لعنتی.

289
00:27:43,125 --> 00:27:44,166
‫کدوم گوری...

290
00:27:44,250 --> 00:27:45,500
‫من... من نمی‌دونم.

291
00:27:46,708 --> 00:27:47,750
‫چطوری اومدی بیرون؟

292
00:27:48,291 --> 00:27:49,500
‫مواظب باش.

293
00:27:49,583 --> 00:27:51,458
‫لعنتی... عوضی.

294
00:27:52,583 --> 00:27:53,875
‫رفته بودم قدم بزنم.

295
00:28:03,458 --> 00:28:04,750
‫حتماً درش رو باز گذاشتی.

296
00:28:04,833 --> 00:28:07,291
‫نه، من... من همیشه...

297
00:28:07,375 --> 00:28:08,791
‫همیشه. آره.

298
00:28:08,875 --> 00:28:10,541
‫زوری گفته همه
‫تو سالن غذاخوری جمع بشن.

299
00:28:11,083 --> 00:28:12,416
‫اتفاقی افتاده؟

300
00:28:16,500 --> 00:28:17,791
‫برانسکی...

301
00:28:18,500 --> 00:28:19,500
‫... مُرده.

302
00:28:20,000 --> 00:28:21,041
‫بجنب.

303
00:28:21,708 --> 00:28:24,916
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

304
00:28:30,916 --> 00:28:32,291
‫خدایا.

305
00:29:31,666 --> 00:29:34,500
‫تو هنوز عسل لعنتی رو نچشیدی.
‫نمی‌دونی تلخی چیه؟

306
00:29:34,583 --> 00:29:35,750
‫- می‌فهمی چی می‌گم؟
‫- آره.

307
00:29:35,833 --> 00:29:37,041
‫- سلام، بچه‌ها.
‫- سلام، رحیم.

308
00:29:37,083 --> 00:29:38,375
‫- چطوری رفیق؟
‫- خوبم.

309
00:29:38,375 --> 00:29:39,708
‫- تو آدم مورد علاقه منی.
‫- ممنون.

310
00:29:40,458 --> 00:29:43,708
‫من در مورد این موضوع با شماها صحبت کردم.

311
00:29:43,791 --> 00:29:46,166
‫تِنگ، از دست تو و رحیم و این سیگارها.

312
00:29:46,250 --> 00:29:48,875
‫- گفتم، این سیگار من نیست.
‫- خواهش می‌کنم. من خواهش کردم.

313
00:29:48,958 --> 00:29:50,875
‫- صحبت کردیم.
‫- این سیگار لعنتی من نیست.

314
00:29:50,958 --> 00:29:52,666
‫- عذرخواهی کن.
‫- به تو ربطی نداره.

315
00:29:52,750 --> 00:29:54,541
‫- این سیگارها.
‫- تقصیر من نیست.

316
00:29:55,041 --> 00:29:58,250
‫به همین خاطره که من تو آزمایشگاه غذا می‌خورم.
‫فقط گفتم.

317
00:29:59,250 --> 00:30:01,333
‫- خیلی‌خب، آروم باشید.
‫- یالا، عجله کنید.

318
00:30:03,375 --> 00:30:04,375
‫خب ببینید،

319
00:30:05,125 --> 00:30:06,833
‫گفتن این موضوع آسون نیست.

320
00:30:07,333 --> 00:30:08,500
‫برانسکی...

321
00:30:09,416 --> 00:30:11,416
‫فکر می‌کردیم کپسول انجمادی
‫موجود رو مهار می‌کنه،

322
00:30:11,500 --> 00:30:13,958
‫ولی فرار کرد، پس اون مُرده.

323
00:30:14,750 --> 00:30:17,708
‫- مواظب باش.
‫- ببخشید اعلیحضرت. پیش میاد.

324
00:30:17,791 --> 00:30:18,833
‫ساکت.

325
00:30:22,625 --> 00:30:24,416
‫- این یه زنومورفه.
‫- زنومورف چیه؟

326
00:30:24,500 --> 00:30:25,666
‫هنوز در مراحل اولیه رشده،

327
00:30:25,708 --> 00:30:26,916
‫- ولی سریع رشد می‌کنه.
‫- خطرناکه.

328
00:30:26,958 --> 00:30:29,333
‫نقشه‌مون اینه که سفینه رو بگردیم
‫و دوباره بگیریمش، که...

329
00:30:29,416 --> 00:30:30,416
‫ساکت!

330
00:30:30,500 --> 00:30:32,875
‫- تو یه احمقی.
‫- این پروتکل شرکته.

331
00:30:33,666 --> 00:30:36,416
‫- در مورد سوخت بهشون بگو.
‫- آره، این خوبه.

332
00:30:36,500 --> 00:30:37,833
‫ممنون، آقای تِنگ.

333
00:30:38,833 --> 00:30:40,291
‫ما یه نشت بزرگ سوخت داشتیم.

334
00:30:40,375 --> 00:30:44,333
‫- مخزن‌ها منفجر شدن. داریم با...
‫- بخار سوخت پرواز می‌کنیم.

335
00:30:44,416 --> 00:30:47,625
‫- آره. آره، داریم با بخار سوخت پرواز می‌کنیم.
‫- این یعنی چی؟

336
00:30:47,708 --> 00:30:50,916
‫- کافیه.
‫- تو خیلی بی‌خیالی در مورد...

337
00:30:51,000 --> 00:30:52,333
‫بدتر هم می‌شه.

338
00:30:53,291 --> 00:30:54,750
‫ما یه خرابکار تو سفینه داریم.

339
00:30:54,833 --> 00:30:56,625
‫- خرابکار چیه؟ خودش رو خراب کرده؟
‫- خفه شو.

340
00:30:56,708 --> 00:30:58,958
‫- من وضعیت اضطراری سراسری اعلام می‌کنم.
‫- پوشک پاش کنیم.

341
00:30:59,041 --> 00:31:01,375
‫تمام ترددهای غیرمرتبط با وظیفه متوقف می‌شه.

342
00:31:01,458 --> 00:31:03,916
‫- متوقف؟ این که افتضاحه.
‫- اون گفت کثافت‌کاری.

343
00:31:04,458 --> 00:31:05,666
‫باشه.

344
00:31:06,208 --> 00:31:07,500
‫آقای مالاکایت.

345
00:31:10,208 --> 00:31:11,708
‫چی... من؟

346
00:31:11,791 --> 00:31:13,666
‫این یه جلسه‌ست، نه وعده غذایی.

347
00:31:13,750 --> 00:31:18,500
‫خب،
‫وقتی زندگی بهت غذا میده، بخور.

348
00:31:18,541 --> 00:31:19,583
‫مامانم این رو می‌گفت.

349
00:31:19,583 --> 00:31:21,208
‫- خفه شو!
‫- خدا مادرت رو بیامرزه، رفیق.

350
00:31:21,291 --> 00:31:22,666
‫اصلاً گوش نکن. می‌فهمی چی می‌گم؟

351
00:31:22,750 --> 00:31:24,208
‫- من فقط...
‫- خودت رو جمع و جور کن.

352
00:31:24,291 --> 00:31:26,708
‫خب، تو داری می‌گی که
‫ما نمی‌تونیم از اتاق‌هامون بیرون بیایم یا هرچی،

353
00:31:26,791 --> 00:31:28,458
‫پس کی می‌دونه
‫دفعه بعد کی بتونیم...

354
00:31:28,541 --> 00:31:31,250
‫یک شانزدهم سهم، ازت کم می‌کنم.
‫این رسمیه.

355
00:31:31,333 --> 00:31:32,375
‫- اوه.
‫- لعنتی.

356
00:31:32,458 --> 00:31:36,125
‫- به این بچه گیر نده.
‫- من... لعنتی.

357
00:31:37,125 --> 00:31:39,291
‫کافیه.

358
00:31:41,166 --> 00:31:42,625
‫چشه این؟

359
00:31:42,708 --> 00:31:44,583
‫داری ناراحتش می‌کنی.

360
00:31:44,666 --> 00:31:45,666
‫این بی‌رحمیه.

361
00:31:48,625 --> 00:31:50,291
‫هی، هی، هی.

362
00:31:50,375 --> 00:31:52,041
‫از دنده‌ی چپ بلند شدی، عزیزم؟

363
00:31:52,125 --> 00:31:53,375
‫خدای من، خیلی داغ بود.

364
00:32:00,000 --> 00:32:02,000
‫دو نفر مُردن.

365
00:32:03,166 --> 00:32:04,875
‫کنترل موجودات رو از دست دادیم.

366
00:32:05,958 --> 00:32:07,125
‫و یکی از شما...

367
00:32:08,208 --> 00:32:09,541
‫به اطرافتون نگاه کنید.

368
00:32:10,291 --> 00:32:14,500
‫یکی از شما داره سعی می‌کنه
این سفینه رو نابود کنه

369
00:32:17,625 --> 00:32:22,833
‫برنامه‌های وظایف و گزارش‌های فعالیت رو
‫تا یک ساعت دیگه می‌خوام.

370
00:32:23,583 --> 00:32:27,000
‫بازجویی از پرسنل غیرشیفت
‫فوراً شروع می‌شه.

371
00:32:27,625 --> 00:32:29,708
‫از این به بعد، دو نفری حرکت می‌کنیم.

372
00:32:29,791 --> 00:32:34,291
‫- زَوِری و من مسلحیم. کلم هم مسلحه.
‫- هی.

373
00:32:34,375 --> 00:32:37,041
نه، نه. این سفینه‌ی کوفتی پر از هیولاست

374
00:32:37,125 --> 00:32:40,083
‫هیچ‌کس دیگه اسلحه نمی‌گیره
تا وقتی که مطمئن بشم

375
00:32:40,166 --> 00:32:41,958
‫نمی‌خواید سفینه من رو نابود کنید.

376
00:32:42,041 --> 00:32:44,458
‫- و من اینجا مثل یه احمق وایسادم.
‫- چرا ما اسلحه داریم؟

377
00:32:44,541 --> 00:32:46,291
‫- گم‌شو...
‫- بس کنید!

378
00:32:48,166 --> 00:32:50,125
‫چی، تو... تو پاداش می‌خوای؟

379
00:32:50,208 --> 00:32:51,375
‫آره.

380
00:32:51,458 --> 00:32:53,500
‫اطلاعاتی بهم بده
‫که منجر به دستگیری بشه.

381
00:32:55,916 --> 00:32:58,000
‫مطمئن می‌شم که یه سهم اضافه بگیری.

382
00:33:02,083 --> 00:33:03,916
‫- آره. حتماً همینطوره.
‫- این افتضاحه،

383
00:33:04,000 --> 00:33:05,541
‫کل این قضیه. می‌فهمی چی می‌گم؟

384
00:33:05,625 --> 00:33:07,625
‫- مرخصید.
‫- اون تصمیمش رو گرفته، تمام.

385
00:33:08,666 --> 00:33:09,666
‫ولش کن.

386
00:33:09,750 --> 00:33:11,291
‫قرار نیست غذا رو
‫حروم کنی.

387
00:33:11,375 --> 00:33:13,458
‫- فقط ولش کن، باشه؟
‫- می‌تونی...

388
00:33:14,958 --> 00:33:18,000
‫لعنتی... بدون دکتر،
‫هیچ غلطی نمی‌تونید بکنید، مگه نه؟

389
00:33:19,625 --> 00:33:22,916
‫الان دلم یه دسر خوشمزه می‌خواد.
‫خیلی خوبه.

390
00:33:23,000 --> 00:33:26,291
‫داره با بخار کار می‌کنه.
‫این دیگه چه کوفتیه؟

391
00:33:26,375 --> 00:33:28,833
‫- چیزی می‌خوای؟
‫- فقط یه چیزی بردار و گم‌شو.

392
00:33:32,500 --> 00:33:34,125
‫تو سفینه من رو خراب کردی؟

393
00:33:34,208 --> 00:33:36,083
‫چی؟ نه.

394
00:33:36,666 --> 00:33:38,791
‫خوبه. با من بیا.

395
00:33:38,875 --> 00:33:40,750
‫یه راهی برای ردیابی این جونور می‌خوام.

396
00:33:41,083 --> 00:33:44,250
‫فایل ارتباطات،
‫بازیابی در حال انجام است.

397
00:33:46,583 --> 00:33:49,250
‫وضعیت پیشرفت تخمینی:

398
00:33:52,500 --> 00:33:53,833
‫دوازده درصد.

399
00:33:55,708 --> 00:33:57,375
‫گزارش‌های کاری رو چک کن.

400
00:33:59,083 --> 00:34:00,708
‫من تمام اون صبح تو بهداری بودم.

401
00:34:01,541 --> 00:34:02,541
‫داری عرق می‌کنی.

402
00:34:03,041 --> 00:34:04,083
‫داداش.

403
00:34:05,041 --> 00:34:09,416
‫ما 65 ساله تو یه لوله فلزی گیر افتادیم،
‫و هوای بازیافتی تنفس می‌کنیم.

404
00:34:10,583 --> 00:34:11,958
‫چطور تو عرق نمی‌کنی؟

405
00:34:12,833 --> 00:34:16,125
‫یا این هم از مزایای
‫نیمه ربات بودنه؟

406
00:34:19,666 --> 00:34:22,625
‫داشتی به خونه زنگ می‌زدی. نقشه می‌کشیدی.

407
00:34:22,708 --> 00:34:25,041
‫سفینه رو تحویل بدی، شاید پولدار بشی.

408
00:34:28,666 --> 00:34:29,666
‫چی؟

409
00:34:30,708 --> 00:34:33,875
‫دوربین‌های بهداری
‫یه نقطه کور دارن. چک کردم.

410
00:34:35,541 --> 00:34:38,250
‫تو ده دقیقه خارج از دید دوربین بودی.

411
00:34:38,833 --> 00:34:40,083
‫نمی‌دونم چی بهت بگم.

412
00:34:41,375 --> 00:34:42,375
‫دوربین‌هاتون داغونن.

413
00:34:42,458 --> 00:34:45,333
‫و اگه داروخونه رو چک کنم،
‫چیزی کم نشده؟

414
00:34:45,416 --> 00:34:47,875
‫این تهمته. تهمت!

415
00:34:48,375 --> 00:34:49,583
‫من پاک بودم...

416
00:34:50,375 --> 00:34:51,833
‫دیگه بسه این چرت و پرت‌ها...

417
00:34:53,791 --> 00:34:56,208
‫مدت زیادیه. شاید خیلی زیاد.

418
00:34:57,375 --> 00:35:01,958
‫با توجه به... حجم
‫مزخرفاتی که باید تحمل کنم...

419
00:35:02,041 --> 00:35:04,041
‫تو این شرکت، می‌دونی؟

420
00:35:05,041 --> 00:35:06,041
‫می‌دونی.

421
00:35:24,333 --> 00:35:26,125
‫من فقط می‌خوام برم خونه، رفیق.

422
00:35:40,583 --> 00:35:41,916
‫این دیگه چیه...

423
00:35:56,500 --> 00:35:58,000
‫یک شانزدهم سهم.

424
00:35:58,750 --> 00:36:01,166
‫برای چی؟ برای یه‌کم نودل؟

425
00:36:01,250 --> 00:36:04,666
‫داری مسخره می‌کنی رفیق.
‫من حتی خیلی هم نودل دوست ندارم.

426
00:36:05,708 --> 00:36:07,125
‫اگه تمام پول دنیا رو داشتم...

427
00:36:09,625 --> 00:36:11,750
‫یه‌کم پنکیک، یه‌کم از اون سس هویزین.

428
00:36:13,666 --> 00:36:14,875
‫داری می‌خندی، رفیق.

429
00:36:22,000 --> 00:36:24,500
‫وقتی برگشتی با سهامت
‫می‌خوای چی کار کنی؟

430
00:36:24,583 --> 00:36:26,291
‫شرط می‌بندم برای زنت یه چیز خوب می‌خری.

431
00:36:29,166 --> 00:36:32,208
‫بچه‌جون، وقتی من رفتم، زنم 31 سالش بود.

432
00:36:33,375 --> 00:36:34,958
‫الان شبیه مادربزرگمه.

433
00:36:35,916 --> 00:36:37,625
‫می‌بینی، این چیزی‌ـه
‫که براش بهت پول میدن.

434
00:36:38,250 --> 00:36:39,541
‫کار نیست،

435
00:36:40,583 --> 00:36:43,000
‫‏65 سال از زندگیته.

436
00:36:43,625 --> 00:36:45,583
‫که مساویه با یک چهارم سهم.

437
00:36:46,750 --> 00:36:50,250
‫و بعد تو می‌گی، "بله، لطفاً، قربان.
‫من رو به یه مأموریت دیگه بفرستید."

438
00:36:54,500 --> 00:36:56,208
‫فکر کنم زیاد خوردم.

439
00:36:58,208 --> 00:36:59,833
‫اون آچار رو میدی به من؟

440
00:36:59,916 --> 00:37:02,541
‫- چی؟
‫- آچار. آچار رو بده به من.

441
00:37:02,625 --> 00:37:04,333
‫- باشه. ببخشید.
‫- یالا.

442
00:37:07,166 --> 00:37:08,416
‫آره.

443
00:37:08,500 --> 00:37:11,458
‫اینکه این پایین باشی
‫بعد از... اذیتت نمی‌کنه؟

444
00:37:13,625 --> 00:37:15,041
‫بهتره بالا نیاری.

445
00:37:15,791 --> 00:37:17,750
‫اون آچار لعنتی رو بده به من. یالا.

446
00:37:21,041 --> 00:37:23,166
‫خدایا، بهتره که...

447
00:37:24,250 --> 00:37:25,583
‫به خدا قسم...

448
00:37:29,833 --> 00:37:31,000
‫رئیس.

449
00:37:36,041 --> 00:37:37,291
‫بچه‌جون.

450
00:37:37,875 --> 00:37:39,041
‫بچه‌جون.

451
00:37:40,916 --> 00:37:42,708
‫بچه‌جون. کمک!

452
00:37:47,166 --> 00:37:49,541
‫وقتی اولین اندازه‌گیری‌ها رو
‫از تخم‌های زنومورف گرفتیم،

453
00:37:49,625 --> 00:37:52,500
‫سطوح بالایی از
‫اشعه گاما پیدا کردیم.

454
00:37:52,583 --> 00:37:54,708
‫باید بتونم یه شمارشگر گایگر
‫وصل کنم به...

455
00:37:56,291 --> 00:37:57,708
‫خدای من.

456
00:37:58,708 --> 00:38:00,916
‫- چیه؟
‫- خدای من.

457
00:38:01,000 --> 00:38:04,083
‫- چیبوزو.
‫- اون... اون آزاده.

458
00:38:04,166 --> 00:38:05,166
‫کی؟

459
00:38:07,958 --> 00:38:09,250
‫چشم‌ـه.

460
00:38:16,958 --> 00:38:18,625
‫باید بریم.

461
00:38:18,750 --> 00:38:20,041
‫همین الان.

462
00:38:22,291 --> 00:38:23,833
‫- سروان. زَوِری.
‫- چیه؟

463
00:38:23,916 --> 00:38:25,333
‫باید بیاید بهداری.

464
00:38:25,416 --> 00:38:27,375
‫- نمی‌شه بعداً؟
‫- نه اگه می‌خواید زنده بمونه.

465
00:38:30,666 --> 00:38:31,791
‫- باید در رو ببندیم.
‫- آره.

466
00:38:31,875 --> 00:38:33,166
‫بعداً به این رسیدگی می‌کنیم.

467
00:38:40,375 --> 00:38:43,458
‫وقتی مخزن سوخت منفجر شد
‫من تو اتاق فرماندهی بودم.

468
00:38:44,750 --> 00:38:46,333
‫گزارش‌های ناوبری رو چک کن.

469
00:38:46,416 --> 00:38:48,541
‫گزارش‌ها رو می‌شه جعل کرد.

470
00:38:52,583 --> 00:38:53,666
‫البته.

471
00:38:54,750 --> 00:38:58,291
‫و بعضی‌ها می‌گن
‫همه این‌ها فقط یه شبیه‌سازیه.

472
00:38:59,083 --> 00:39:03,416
‫ولی این بحثی نیست
‫که ما داریم می‌کنیم.

473
00:39:06,250 --> 00:39:07,666
‫تصاویر رو چک کردم.

474
00:39:08,833 --> 00:39:11,708
‫تو هنوزم شب‌ها میری اونجا،
‫مگه نه؟

475
00:39:12,708 --> 00:39:14,750
‫کثافت‌کاری‌هات رو می‌کنی
وقتی بقیه خوابیده‌ان

476
00:39:18,333 --> 00:39:20,666
‫چطور از صفحه کلید رد می‌شی؟

477
00:39:21,166 --> 00:39:23,333
‫یا شاید از دریچه‌ها استفاده می‌کنی.

478
00:39:23,833 --> 00:39:27,666
‫همونطوری که وارد
‫اتاق قرنطینه شدی و آتیش روشن کردی.

479
00:39:31,000 --> 00:39:32,916
‫داری یه چیزی رو از قلم می‌ندازی.

480
00:39:33,000 --> 00:39:34,000
‫بگو بهم.

481
00:39:34,916 --> 00:39:38,791
‫درست جلوی چشمته،
‫ولی نمی‌تونی ببینیش.

482
00:39:38,875 --> 00:39:39,916
‫چی؟

483
00:39:41,333 --> 00:39:46,375
‫فقط به خاطر اینکه کامپیوتر می‌گه

484
00:39:46,458 --> 00:39:51,291
‫یه کپسول انجمادی پُره به این معنی نیست که...

485
00:39:52,291 --> 00:39:57,958
‫همیشه پُره.

486
00:40:03,666 --> 00:40:05,333
‫باریکلا.

487
00:40:05,416 --> 00:40:06,791
‫یکی دیگه هم بیداره.

488
00:40:07,958 --> 00:40:09,083
‫کی؟

489
00:40:24,333 --> 00:40:27,000
‫وضعیت پیشرفت تخمینی:

490
00:40:29,041 --> 00:40:30,791
‫نود و هشت درصد.

491
00:40:34,750 --> 00:40:39,041
‫بازیابی کامل شد.

492
00:40:43,041 --> 00:40:45,416
‫پردازش فایل‌های بازیابی شده.

493
00:40:53,708 --> 00:40:56,125
‫سلام مامان. سلام بابا...

494
00:40:56,458 --> 00:40:58,833
‫سلام. امم...

495
00:40:59,083 --> 00:41:00,333
‫باید یه چیزی بهتون بگم.

496
00:41:01,916 --> 00:41:03,750
‫من با یه خانمی تو سفینه آشنا شدم،

497
00:41:03,833 --> 00:41:05,625
‫و فکر کنم عاشقش شدم.

498
00:41:05,708 --> 00:41:11,416
‫من یه کارآموز
‫مهندس فضایی‌ام، پس یعنی... بی‌خیال.

499
00:41:12,833 --> 00:41:15,500
‫یعنی، دقیقاً مطمئن نیستم
‫کارآموز چیه، ولی...

500
00:41:15,583 --> 00:41:19,708
‫فکر می‌کنی کاغذبازی
‫فقط رو زمینه، نه؟

501
00:41:19,791 --> 00:41:21,666
‫نه، اینجا هم هست.

502
00:41:22,375 --> 00:41:25,083
‫اون همه دوندگی باید بکنم
‫فقط برای اینکه یه چیزی رو تعمیر کنم.

503
00:41:26,291 --> 00:41:29,291
‫خسته‌ام داداش.
‫خیلی طولانیه.

504
00:41:29,791 --> 00:41:32,666
‫شصت و پنج سال.
‫و کلی خطر که به جون خریدیم.

505
00:41:32,750 --> 00:41:35,750
‫و حشره‌ها تو چشم‌های زن من تخم گذاشتن.

506
00:41:35,833 --> 00:41:39,041
‫و برای چی، می‌دونی؟
‫یه ربع سهم برای یه عمر؟

507
00:41:39,666 --> 00:41:43,208
‫آره، همین‌جا حرفت رو قطع می‌کنم
‫چون برام مهم نیست.

508
00:41:43,791 --> 00:41:47,958
‫بذار خلاصه کنم.
‫اگه مشخصاتی که فرستادی درست باشه،

509
00:41:48,916 --> 00:41:50,666
‫و بتونی این کار رو انجام بدی،

510
00:41:51,500 --> 00:41:53,250
‫و سفینه رو تو قلمرو من فرود بیاری،

511
00:41:54,208 --> 00:41:55,541
‫قراره پولدارترین آدم

512
00:41:55,625 --> 00:41:58,666
‫تو هر دره‌ی خراب‌شده‌ای بشی
‫که توش زندگی می‌کنی.

513
00:41:59,291 --> 00:42:01,458
‫آره، من یه بدن جدید می‌خوام.

514
00:42:02,458 --> 00:42:04,666
‫الان می‌تونید این کار رو بکنید
درسته، آقای کاوالیر؟

515
00:42:04,750 --> 00:42:09,208
‫ذهنم رو بذارید تو یه ربات
‫با این شرکت "پراجنی" که دارید؟

516
00:42:09,291 --> 00:42:13,458
‫"پرادیجی"ـه.
‫یعنی پسر نابغه، خودم.

517
00:42:13,958 --> 00:42:16,541
‫و آره. می‌تونیم این کار رو بکنیم.

518
00:42:17,291 --> 00:42:18,666
‫تقریباً.

519
00:42:18,708 --> 00:42:20,083
‫تو این موجودات رو برام بیار

520
00:42:20,166 --> 00:42:22,583
‫و با اولویت اول
‫میری بالای لیست.

521
00:42:22,666 --> 00:42:25,791
‫اگه از سقوط
‫جون سالم به در نبرم چی؟

522
00:42:27,958 --> 00:42:29,416
‫خب...

523
00:42:29,500 --> 00:42:31,791
‫خب، این برای تو بد می‌شه،
‫مگه نه؟

524
00:43:27,291 --> 00:43:29,125
[پتروویچ]

525
00:43:29,333 --> 00:43:30,333
‫لعنتی.

526
00:43:37,791 --> 00:43:40,750
‫تهدید امنیتی. بهداری یک.

527
00:43:41,375 --> 00:43:44,416
‫تهدید امنیتی. بهداری یک.

528
00:43:44,500 --> 00:43:47,416
‫تهدید امنیتی. بهداری یک.

529
00:43:48,125 --> 00:43:50,958
‫تهدید امنیتی. بهداری یک.

530
00:43:52,291 --> 00:43:53,958
‫تهدید امنیتی. بهداری یک.

531
00:43:54,041 --> 00:43:56,750
‫- کجا بودی؟
‫- کار پتروویچ‌ـه، خرابکاره.

532
00:43:56,833 --> 00:43:58,750
‫تظاهر می‌کرده تو خواب انجمادیه
‫ولی آزاده.

533
00:43:58,833 --> 00:44:01,208
‫- باید دنبالش بگردم.
‫- این بچه شروع کرد به خون بالا آوردن.

534
00:44:02,083 --> 00:44:03,291
‫حالا هم بیدار نمی‌شه.

535
00:44:04,625 --> 00:44:07,583
‫- پس این یه مسئله امنیتی‌ـه یا...
‫- تهدید امنیتی. بهداری یک.

536
00:44:08,583 --> 00:44:11,333
‫تهدید امنیتی. بهداری یک.

537
00:44:12,416 --> 00:44:14,250
‫بگو ببینم، دکتر.

538
00:44:15,500 --> 00:44:18,041
‫داره خون از دست میده. نمی‌دونیم چرا.

539
00:44:18,125 --> 00:44:19,500
‫داریم اسکن می‌کنیم.

540
00:44:27,041 --> 00:44:30,041
‫این لکه‌های تیره رو بالا و پایین
‫دستگاه گوارشش می‌بینی؟

541
00:44:30,125 --> 00:44:31,583
‫کنار شریان اصلی قرار گرفتن.

542
00:44:31,666 --> 00:44:34,291
‫من پروب رو میارم.
‫می‌تونیم یه اسکن گوارشی فوقانی انجام بدیم.

543
00:44:34,833 --> 00:44:36,041
‫وقت نیست.

544
00:44:36,125 --> 00:44:38,541
‫باید بازش کنم.
‫خونریزی رو متوقف کنم.

545
00:44:42,291 --> 00:44:43,833
‫- انجامش بده.
‫- اگه آلودگی باشه چی؟

546
00:44:43,916 --> 00:44:46,833
‫تا بخوایم بذاریمش تو کپسول انجمادی
‫و منجمدش کنیم، مُرده.

547
00:44:48,250 --> 00:44:50,041
‫- جراحی رو انجام بده.
‫- باشه.

548
00:45:05,083 --> 00:45:06,333
‫لعنت بر شیطون.

549
00:45:14,916 --> 00:45:16,541
‫اذیت نمیشی، رفیق.

550
00:45:37,458 --> 00:45:39,541
‫- لعنتی.
‫- بگو ببینم.

551
00:45:39,625 --> 00:45:43,958
‫سوژه شش جسم خارجی
‫در مری خود دارد.

552
00:45:44,041 --> 00:45:45,583
‫این‌ها کنه‌ن.

553
00:45:45,666 --> 00:45:46,958
‫اون‌ها کنه‌ن.

554
00:45:47,041 --> 00:45:48,208
‫باید اون اتاق رو ببندیم.

555
00:45:48,291 --> 00:45:50,000
‫می‌خوام سعی کنم یکیشون رو در بیارم.

556
00:45:50,458 --> 00:45:51,500
‫نه!

557
00:45:51,583 --> 00:45:52,666
‫کسی از تو نپرسید.

558
00:45:52,750 --> 00:45:54,083
‫دارن خون زیادی می‌کشن.

559
00:45:54,166 --> 00:45:57,125
‫می‌خوای رهبری کنی؟ پس رهبری کن.
‫بهش بگو بس کنه.

560
00:45:57,208 --> 00:45:58,458
‫ببین، برو کنار.

561
00:45:58,541 --> 00:46:01,708
‫این خانم سروانه. تصمیم با اونه.

562
00:46:01,791 --> 00:46:02,833
‫به درک.

563
00:46:04,166 --> 00:46:05,375
‫اون فقط یه بچه‌ست.

564
00:46:05,458 --> 00:46:06,666
‫لعنت بر شیطون.

565
00:46:10,458 --> 00:46:11,500
‫آماده‌ای؟

566
00:46:11,583 --> 00:46:12,583
‫افتضاحه.

567
00:46:13,750 --> 00:46:16,541
‫- دکتر رحیم، داری چی کار می‌کنی؟
‫- دارم جون لعنتیش رو نجات میدم.

568
00:46:17,458 --> 00:46:19,000
‫آروم.

569
00:46:28,291 --> 00:46:29,625
‫باشه.

570
00:46:39,041 --> 00:46:40,416
‫نه. نه.

571
00:46:42,250 --> 00:46:44,041
‫ببندش. ببندش!

572
00:47:13,250 --> 00:47:14,458
‫اون‌ها مُردن.

573
00:47:15,208 --> 00:47:16,458
‫همه‌شون مُردن.

574
00:47:37,041 --> 00:47:38,333
‫تِنگ رو گرفت.

575
00:47:38,416 --> 00:47:40,333
‫- چی گرفتش؟
‫- نمی‌دونم. یه چیز بزرگ.

576
00:47:43,208 --> 00:47:45,125
‫باشه. امم...

577
00:47:46,041 --> 00:47:49,875
‫باشه، باید بریم اتاق فرماندهی،
‫خودمون رو اونجا حبس کنیم.

578
00:47:50,375 --> 00:47:53,708
‫به اندازه کافی سوخت داریم تا خودمون رو
‫به مدار زمین‌ثابت برسونیم،

579
00:47:53,791 --> 00:47:55,250
‫و یه تیم پاکسازی خبر کنیم.

580
00:47:56,166 --> 00:47:58,916
‫فقط باید بفهمیم
‫چطور مسیرمون رو تغییر بدیم.

581
00:47:59,000 --> 00:48:02,166
‫اشموئل، برو موتورخونه،
‫تمام عملکردها رو به اتاق فرماندهی منتقل کن.

582
00:48:02,250 --> 00:48:04,333
‫من و کِلم بقیه خدمه
‫باقیمونده رو بیدار می‌کنیم.

583
00:48:04,416 --> 00:48:05,541
‫با اشموئل برو.

584
00:48:09,333 --> 00:48:10,375
‫سروان.

585
00:48:14,458 --> 00:48:16,583
‫من فرماندهی سفینه رو به عهده می‌گیرم.

586
00:48:16,666 --> 00:48:17,916
‫تکون بده خودت رو.

587
00:48:27,291 --> 00:48:28,625
‫اسلحه بیرون و بالا.

588
00:48:31,291 --> 00:48:33,625
‫- صبر کن. گفتی کدومشون پتروویچ بود؟
‫- فقط تمرکز کن.

589
00:48:40,458 --> 00:48:42,958
‫بیا. همه چیز درست می‌شه.

590
00:49:01,208 --> 00:49:02,291
‫زَوِری چشه؟

591
00:49:02,958 --> 00:49:06,500
‫یادتون باشه از گلوله‌های الکتریکی استفاده کنید.
‫نمی‌تونیم به نمونه‌ها آسیب بزنیم.

592
00:49:06,583 --> 00:49:08,583
‫آسیب بزنیم؟ پس خودمون چی؟

593
00:49:13,458 --> 00:49:14,458
‫لعنتی.

594
00:49:18,708 --> 00:49:19,750
‫لعنتی!

595
00:49:44,500 --> 00:49:46,083
‫یالا. یالا.

596
00:49:46,791 --> 00:49:48,125
‫دراز بکش.

597
00:49:48,208 --> 00:49:51,083
‫هی، دووم بیار. فقط دووم بیار.

598
00:49:56,458 --> 00:49:57,541
‫دووم بیار.

599
00:50:22,791 --> 00:50:23,958
‫پتروویچ، درسته؟

600
00:50:27,166 --> 00:50:28,291
‫مهم نیست.

601
00:50:29,208 --> 00:50:30,833
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری.

602
00:50:31,458 --> 00:50:33,791
‫جلوی چی رو؟ چی کار کردی؟

603
00:50:35,458 --> 00:50:37,500
‫اون‌ها هیولاهاشون رو می‌خوان.

604
00:50:38,125 --> 00:50:42,416
‫دارن میان...

605
00:53:29,708 --> 00:53:30,916
‫اشموئل.

606
00:53:31,875 --> 00:53:33,416
‫مارو کجاست؟

607
00:53:34,500 --> 00:53:35,583
‫اشموئل؟

608
00:53:37,125 --> 00:53:38,375
‫باید در رو ببندیم.

609
00:53:41,791 --> 00:53:43,916
‫شنیدی چی گفتم؟ داره میاد.

610
00:54:49,666 --> 00:54:50,666
‫زَوِری.

611
00:54:56,125 --> 00:54:57,250
‫زَوِری، پاشو.

612
00:54:57,333 --> 00:54:58,750
نخیر

613
00:55:15,916 --> 00:55:17,208
‫به درک.

614
00:56:24,000 --> 00:56:25,791
[وضعیت خدمه؟]

615
00:56:26,708 --> 00:56:28,458
‫مارو، بذار بیام تو!

616
00:56:30,416 --> 00:56:31,916
‫داره میاد.

617
00:56:41,833 --> 00:56:43,708
‫داره میاد!

618
00:56:51,500 --> 00:56:53,375
‫عوضی لعنتی!

619
00:57:04,916 --> 00:57:06,541
[خدمه: جان باختند]

620
00:57:22,875 --> 00:57:24,875
[برخورد با زمین: حتمی]

621
00:57:34,083 --> 00:57:35,875
[اولویت اصلی: مهار نمونه‌ها]

622
00:57:37,166 --> 00:57:39,166
‫مادر، محفظه‌ی برخورد رو می‌خوام.

623
00:58:38,666 --> 00:58:40,333
‫خوشحالم که اومدی.

624
00:58:40,416 --> 00:58:42,125
‫بازمانده دیگه‌ای نیست؟

625
00:58:42,625 --> 00:58:44,958
‫همه قبل از اینکه به زمین برسیم مُردن.

626
00:58:45,041 --> 00:58:46,666
‫ولی محموله سالم مونده؟

627
00:58:48,125 --> 00:58:49,125
‫بله، خانم.

628
00:58:51,708 --> 00:58:55,500
‫مادربزرگم خیلی بهت علاقه داشت،
‫می‌دونی.

629
00:58:55,583 --> 00:58:56,958
‫سپاسگزارم.

630
00:58:57,708 --> 00:58:59,541
‫دلیلی نداشت که من رو قبول کنه.

631
00:59:00,125 --> 00:59:03,375
‫یه پسر وحشی با یه بازوی فلج
‫که تو خیابون گدایی می‌کرد.

632
00:59:03,458 --> 00:59:06,416
‫همیشه می‌گفت تو درنده‌ترین چیزی بودی
‫که تا حالا دیده بود.

633
00:59:07,125 --> 00:59:10,458
‫بهش گفتم نمونه‌ها رو به خونه میارم،
‫و میارم.

634
00:59:12,208 --> 00:59:14,208
‫و بعدش اون کسی که اسمش
‫کاوالیره رو می‌کشم.

635
00:59:16,833 --> 00:59:18,583
‫با میانجی‌گری موافقت کرده.

636
00:59:18,666 --> 00:59:19,958
‫فردا همدیگه رو می‌بینیم.

637
00:59:21,291 --> 00:59:23,000
‫شاید وکلا بتونن این مشکل رو حل کنن.

638
00:59:23,083 --> 00:59:27,583
‫مگر اینکه منظورت از وکلا سرباز باشه،
‫وگرنه باید به روش من انجامش بدیم.

639
00:59:35,708 --> 00:59:37,833
‫هر چی اون بخواد، بهش می‌رسه.
