﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:38,791 --> 00:00:40,625
‫سخته بدونی از کجا باید شروع کنی.

3
00:00:41,791 --> 00:00:45,250
‫فکر کنم برای تعریف کردن داستانِ
‫قتل «جمعه‌ی نیک» از نگاه خودم،

4
00:00:45,291 --> 00:00:46,916
‫باید از اینجا شروع کنم.

5
00:00:47,625 --> 00:00:51,750
‫نُه ماه پیش، وقتی این خادمِ بی‌شعور
‫یه حرف خیلی نامربوط زد،

6
00:00:51,791 --> 00:00:53,041
‫و من این کار رو کردم.

7
00:00:58,291 --> 00:00:59,916
‫لعنتی.

8
00:01:00,750 --> 00:01:03,041
‫پس، تو اهل دعوایی، ها؟

9
00:01:03,541 --> 00:01:05,666
‫نه، پدر، اصلاً و ابداً.

10
00:01:05,791 --> 00:01:09,041
‫خب، ما یه خادم داریم که اگه فکش نشکسته بود
‫الان نظر دیگه‌ای داشت.

11
00:01:09,125 --> 00:01:11,750
‫در زندگی قبلیم، بله، من بوکسور بودم،

12
00:01:12,250 --> 00:01:14,791
‫و توی خیابون بزرگ شدم.
‫کارهای دیگه‌ای هم کردم.

13
00:01:14,916 --> 00:01:18,666
‫ما امروز به جنگجو نیاز داریم،
‫اما برای جنگیدن با دنیا،

14
00:01:19,416 --> 00:01:21,041
‫نه با خودمون.

15
00:01:21,166 --> 00:01:24,625
‫کشیش مثل چوپانه.
‫دنیا مثل گرگه.

16
00:01:24,666 --> 00:01:25,791
‫نه.

17
00:01:29,250 --> 00:01:33,625
‫من... من این رو باور ندارم،
‫پدر، با تمام احترام.

18
00:01:33,666 --> 00:01:36,500
‫اگه شروع کنی به جنگیدن با گرگ‌ها،
‫تا به خودت بیای،

19
00:01:36,541 --> 00:01:38,291
‫هر کسی رو که درک نمی‌کنی، یه گرگ می‌بینی.

20
00:01:39,291 --> 00:01:42,291
‫من هنوز اون غریزه‌ی جنگیدن رو دارم،
‫و امروز هم تسلیمش شدم،

21
00:01:42,416 --> 00:01:44,791
‫ولی مسیح اومد تا دنیا رو شفا بده،
‫نه اینکه باهاش بجنگه.

22
00:01:44,916 --> 00:01:46,166
‫من به این ایمان دارم.

23
00:01:46,291 --> 00:01:49,541
‫راهش اینه، نه این، می‌دونین؟

24
00:01:50,791 --> 00:01:52,666
‫من فقط می‌خوام یه کشیش خوب باشم.

25
00:01:53,625 --> 00:01:56,916
‫به آدم‌های شکست‌خورده‌ای مثل خودم
‫بخشش و عشق مسیح رو نشون بدم.

26
00:01:57,000 --> 00:01:59,000
‫دنیا خیلی به این نیاز داره.

27
00:02:01,666 --> 00:02:04,541
‫یه فرصت دیگه به من بدین،
‫و قول میدم که همین کار رو بکنم.

28
00:02:16,916 --> 00:02:18,125
‫جناب اسقف،

29
00:02:18,791 --> 00:02:21,041
‫شما بارها خودتون رو
‫به خاطر من به خطر انداختین.

30
00:02:21,125 --> 00:02:23,625
‫- من ناامیدتون کردم، و هر چی که...
‫- خیلی‌خب.

31
00:02:23,666 --> 00:02:24,791
‫گوش کن...

32
00:02:25,291 --> 00:02:28,250
‫خادم «کلارک» رسماً آدمِ نچسبی‌ـه.

33
00:02:28,291 --> 00:02:30,791
‫هیچ‌کس واقعاً از اینکه
‫زدی تو گوشش ناراحت نیست.

34
00:02:30,875 --> 00:02:32,375
‫در واقع، برعکسش صادقه.

35
00:02:32,416 --> 00:02:35,041
‫ولی ما باید یه کاری بکنیم.

36
00:02:36,041 --> 00:02:39,250
‫می‌فرستیمت
‫به یه کلیسای کوچیک در «چیمنی راک».

37
00:02:39,291 --> 00:02:42,375
‫الان اونجا فقط یه کشیش هست.

38
00:02:43,666 --> 00:02:45,000
‫دستیار کشیش؟

39
00:02:45,041 --> 00:02:47,250
‫آره، خب، ذوقت رو کنترل کن.

40
00:02:47,291 --> 00:02:48,291
‫چی؟

41
00:02:48,666 --> 00:02:53,416
‫داری میری
‫به کلیسای «بانوی همیشه بردبار»،

42
00:02:53,500 --> 00:02:56,541
‫که توسط «مانسینیور جفرسون ویکس» اداره می‌شه.
‫اسم جفرسون ویکس رو شنیدی؟

43
00:02:57,416 --> 00:03:00,916
‫ببین، ویکس طرفدارهای خودش رو داره.
‫من جزوشون نیستم.

44
00:03:01,041 --> 00:03:02,125
‫بین خودمون باشه،

45
00:03:02,166 --> 00:03:05,166
‫فکر می‌کنم یه تخته‌اش کمه
‫و یه آدمِ واقعاً بدعنقی‌ـه.

46
00:03:06,166 --> 00:03:10,791
‫ولی چیزی که نمی‌شه انکار کرد اینه که پیروانش
‫دارن کم می‌شن و حتی فسیل شدن.

47
00:03:11,791 --> 00:03:15,291
‫شاید به یه‌کم از اون حرف‌هایی که
‫اون تو زدی نیاز داشته باشه. می‌فهمی؟

48
00:03:15,916 --> 00:03:18,291
‫اصلاً، ولی بله.

49
00:03:18,375 --> 00:03:20,416
‫بله، بله، بله، بله، بله.

50
00:03:20,541 --> 00:03:23,416
‫- روح القدس با منه. بذارین برم سراغش.
‫- هی. هی، هی.

51
00:03:23,500 --> 00:03:27,041
‫این، نه این، درسته؟

52
00:03:31,166 --> 00:03:32,375
‫موفق باشی، پسر.

53
00:03:38,166 --> 00:03:40,791
‫خلاصه اینطوری شد که اومدم به «چیمنی راک».

54
00:03:43,291 --> 00:03:45,166
‫حکایت دانیال در لانه‌ی شیر.

55
00:03:45,250 --> 00:03:47,000
‫داوود در برابر جالوت.

56
00:03:47,500 --> 00:03:49,916
‫جوون، خام، و لبریز از عشق مسیح.

57
00:03:50,000 --> 00:03:51,750
‫آماده برای هر چیزی.

58
00:04:14,625 --> 00:04:17,541
[برخیـــز مَرد مُــرده]

59
00:04:23,791 --> 00:04:24,875
‫پدر جفرسون؟

60
00:04:25,791 --> 00:04:28,041
‫سلام. «جاد دوپلنسی» از آلبانی؟

61
00:04:28,166 --> 00:04:30,875
‫خداوند با تو باشد،
‫«جاد دوپلنسی» از آلبانی.

62
00:04:34,000 --> 00:04:36,125
‫اومدی کلیسام رو ازم بگیری؟

63
00:04:37,416 --> 00:04:39,250
‫نه.

64
00:04:39,791 --> 00:04:40,791
‫خوبه.

65
00:04:41,541 --> 00:04:44,000
‫بسیار خب، به من بگو «مانسینیور ویکس».

66
00:04:44,916 --> 00:04:46,166
‫می‌بینم که مارتا رو دیدی.

67
00:04:47,041 --> 00:04:48,291
‫مارتا؟ نه.

68
00:04:48,416 --> 00:04:49,916
‫- مانسینیور ویکس.
‫- یا خدا!

69
00:04:50,000 --> 00:04:52,500
‫زود بیدار شدم تا نقره‌ها رو برق بندازم.

70
00:04:52,541 --> 00:04:53,875
‫یه‌کم لکه داشتن.

71
00:04:53,916 --> 00:04:55,500
‫کافیه، مارتا.

72
00:04:55,541 --> 00:04:57,791
‫پدر... جاد.

73
00:04:59,041 --> 00:05:00,375
‫به اینجا خوش اومدی.

74
00:05:00,875 --> 00:05:02,500
‫ممنون، مارتا.

75
00:05:02,541 --> 00:05:05,166
‫راستش داشتم
‫به پدر ویکس می‌گفتم...

76
00:05:05,291 --> 00:05:06,875
‫مانسینیور ویکس.

77
00:05:07,666 --> 00:05:09,541
‫مانسینیور، درسته. ببخشید.

78
00:05:10,041 --> 00:05:11,666
‫و ببخشید که گفتم «یا خدا».

79
00:05:13,500 --> 00:05:15,666
‫هووف. فکر کنم شروع خیلی خوبیه.

80
00:05:15,750 --> 00:05:18,291
‫اسقف «لنگستروم» تو رو فرستاد؟

81
00:05:19,166 --> 00:05:20,250
‫لنگستروم.

82
00:05:20,750 --> 00:05:22,416
‫خوب می‌شناسمش.

83
00:05:22,500 --> 00:05:24,666
‫اون دست‌چینت کرده، فرستادت اینجا.

84
00:05:25,500 --> 00:05:27,000
‫این یه چیزی رو بهم ثابت می‌کنه.

85
00:05:29,541 --> 00:05:30,791
‫خیلی چیزها بهم می‌گه.

86
00:05:31,916 --> 00:05:34,666
‫خب، من... من می‌دونم
‫شما عادت دارین تنهایی کار کنین، اما...

87
00:05:35,291 --> 00:05:36,916
‫من... من اومدم خدمت کنم.

88
00:05:38,416 --> 00:05:39,625
‫اعتراف من رو بشنو.

89
00:05:41,291 --> 00:05:43,041
‫باشه.

90
00:05:47,166 --> 00:05:49,666
‫برایم دعا کن پدر، زیرا که گناه کرده‌ام.

91
00:05:49,791 --> 00:05:51,000
‫الان،

92
00:05:51,541 --> 00:05:54,291
‫شش هفته از آخرین اعترافم می‌گذره.

93
00:05:58,666 --> 00:06:01,250
‫به ثروت مادی دیگران حسادت کردم.

94
00:06:02,125 --> 00:06:06,750
‫یه تبلیغ ماشین لوکس دیدم.
‫سم توی تلویزیونش داشت. لکسوس.

95
00:06:07,416 --> 00:06:08,625
‫و با خودم گفتم،

96
00:06:09,125 --> 00:06:11,875
‫«عجب ماشین خوشگلیه.»

97
00:06:11,916 --> 00:06:13,416
‫مدل کوپه.

98
00:06:14,541 --> 00:06:17,916
‫به قدرت مردان بزرگ حسادت کردم.

99
00:06:19,375 --> 00:06:22,750
‫به قدرت پدربزرگم به عنوان یه کشیش حسادت کردم.
‫من اون رو می‌خواستم.

100
00:06:22,791 --> 00:06:24,041
‫همیشه می‌خواستم.

101
00:06:27,541 --> 00:06:28,916
‫من ناپرهیزی کردم،

102
00:06:30,166 --> 00:06:33,666
‫چهار بار در این هفته.

103
00:06:33,791 --> 00:06:36,625
‫روی هم رفته چهار یا پنج بار در...
‫چی گفتم، شش هفته؟

104
00:06:36,666 --> 00:06:39,791
‫خب، بیا بگیم 30 بار، ناپرهیزی کردم
‫و هله‌هوله خوردم.

105
00:06:40,791 --> 00:06:44,416
‫این هفته، توی تخت‌خوابم،
‫یه بار دم صبح.

106
00:06:44,916 --> 00:06:49,041
‫یه بار توی حموم،
‫که خیلی خوب بود.

107
00:06:49,125 --> 00:06:51,250
‫فقط باید نذاری خیس شه.

108
00:06:52,291 --> 00:06:55,541
‫یه بار وسط‌های شب،
‫بعد از دیدن یه خواب درباره‌ی...

109
00:06:55,625 --> 00:06:58,166
‫- اشکالی نداره.
‫- درباره‌ی یکی از اون کافه‌ گربه‌های ژاپنی.

110
00:06:58,291 --> 00:07:00,625
‫- باشه.
‫- می‌دونی، یه مقاله خوندم،

111
00:07:00,666 --> 00:07:05,916
‫ولی گربه‌ها لباس‌های عجیب پوشیده بودن،
‫و می‌دونی، برای همین...

112
00:07:06,541 --> 00:07:08,000
‫و من چیزی آماده نکرده بودم،

113
00:07:08,041 --> 00:07:12,125
‫مجبور شدم دست‌های چربم رو با یه نسخه
‫از مجله‌ی «وقایع کاتولیک» پاک کنم،

114
00:07:12,791 --> 00:07:16,916
‫فقط چیزی که روی میز بغلی بود،
‫که احتمالاً خودش یه جور گناه حساب می‌شه.

115
00:07:17,416 --> 00:07:20,416
‫نمی‌دونم، شاید هم نه، ولی... کار خوبی نبود.

116
00:07:21,541 --> 00:07:23,791
‫اون موقع،
‫فکر می‌کردم این فقط یه رفتار عجیبه.

117
00:07:24,791 --> 00:07:26,916
‫ولی حالا که به عقب نگاه می‌کنم، می‌فهمم.

118
00:07:27,000 --> 00:07:29,291
‫این اولین مشتِ ویکس بود.

119
00:07:29,416 --> 00:07:31,416
‫پنج‌تا «سلام بر مریم» و یک تسبیح.

120
00:07:33,166 --> 00:07:34,416
‫ممنونم، پدر.

121
00:07:40,041 --> 00:07:41,541
‫این آخریش نبود.

122
00:07:41,625 --> 00:07:42,875
‫و خوش اومدی...

123
00:07:43,666 --> 00:07:45,041
‫به کلیسای من.

124
00:07:48,750 --> 00:07:51,166
‫طی چند هفته‌ی بعد، من جا افتادم

125
00:07:51,291 --> 00:07:53,500
‫در کلیسای «بانوی همیشه بردبار».

126
00:07:54,416 --> 00:07:56,125
[وقایع کاتولیک]

127
00:07:59,166 --> 00:08:03,791
‫تنها کارمند تمام‌وقت دیگه،
‫سرایدار، «سامسون» بود.

128
00:08:09,333 --> 00:08:11,000
‫این مانسینیور ویکس‌ـه

129
00:08:11,125 --> 00:08:15,208
‫که هر روز بهم قدرت میده
‫تا دوباره سراغ خشم و دعوا نرم.

130
00:08:16,125 --> 00:08:17,250
‫اونم قبلاً مشکل خشم داشت.

131
00:08:18,333 --> 00:08:22,250
‫ولی یه بار بهم گفت،
‫«اگه من تونستم اون دیو رو مهار کنم، تو هم می‌تونی.»

132
00:08:23,583 --> 00:08:25,500
‫و هر روز، این یه مبارزه‌ست.

133
00:08:26,375 --> 00:08:27,458
‫ولی تونستم.

134
00:08:28,750 --> 00:08:32,250
‫من مدیون اون و... مارتای عزیزم هستم.

135
00:08:32,333 --> 00:08:34,833
‫مارتای... عزیزت؟

136
00:08:34,875 --> 00:08:36,500
‫هر کاری براش می‌کنم.

137
00:08:37,875 --> 00:08:40,250
‫فرشته‌ی من روی زمینه.

138
00:08:40,375 --> 00:08:43,625
‫تا جایی که به کلیسا مربوط می‌شه،
‫مارتا همه کار می‌کنه.

139
00:08:43,750 --> 00:08:46,958
‫حساب کتاب‌ها دستشه، کمک‌ها رو مدیریت می‌کنه،
‫همه چی رو بایگانی می‌کنه.

140
00:08:47,000 --> 00:08:48,125
‫این رو بایگانی کن.

141
00:08:48,750 --> 00:08:51,125
‫رداها رو می‌شوره، انبار رو پر می‌کنه،

142
00:08:51,250 --> 00:08:53,375
‫به ویکس غذا میده، ارگ می‌زنه.

143
00:08:57,083 --> 00:08:59,000
‫اون می‌دونست قضیه از چه قراره.

144
00:09:02,375 --> 00:09:05,125
‫داری چی کار می‌کنی؟

145
00:09:05,875 --> 00:09:07,833
‫خب، من یه‌کم نجاری بلدم،

146
00:09:07,875 --> 00:09:11,375
‫گفتم شاید بتونم ابزار سم رو قرض بگیرم،
‫یه چیز درست و حسابی...

147
00:09:11,500 --> 00:09:12,708
‫نه، اون رو همونطور می‌ذاریم.

148
00:09:12,750 --> 00:09:15,625
‫یادآوری گناه شرم‌آور اون زنِ بی‌آبروئـه.

149
00:09:17,208 --> 00:09:18,625
‫اعترافم رو بشنو.

150
00:09:20,583 --> 00:09:22,333
‫بله، زنِ بی‌آبرو.

151
00:09:23,833 --> 00:09:25,333
‫این مادرِ ویکس بود.

152
00:09:25,375 --> 00:09:28,000
‫باشه، حالا جریانش چیه؟

153
00:09:28,125 --> 00:09:30,333
‫اون یه زنِ بی‌قید و بی‌آبرو بود.

154
00:09:30,958 --> 00:09:32,000
‫باشه.

155
00:09:32,083 --> 00:09:35,250
‫وقتی پرنتیس وارد کسوت کشیشی شد
‫و این کلیسا رو تأسیس کرد،

156
00:09:35,375 --> 00:09:37,500
‫یه مرد بیوه بود با یه دختر.

157
00:09:38,625 --> 00:09:40,250
‫اسمش «گریس» بود.

158
00:09:40,833 --> 00:09:42,458
‫همیشه مایه‌ی دردسر بود.

159
00:09:42,500 --> 00:09:47,875
‫عاشق لباس‌های نامناسب
‫و برندهای گرون‌قیمتش بود.

160
00:09:47,958 --> 00:09:49,583
‫برندهای گرون‌قیمت... اوه.

161
00:09:49,625 --> 00:09:50,750
‫آره.

162
00:09:50,833 --> 00:09:53,625
‫به عنوان یه نوجوون،
توی کافه‌ها ول می‌چرخید

163
00:09:53,750 --> 00:09:55,958
‫خیلی زود هم
با یه ولگرد ازدواج کرد و باردار شد

164
00:09:56,958 --> 00:10:01,000
‫پرنتیس یه ثروت خانوادگی عظیم
‫توی بانک داشت.

165
00:10:01,083 --> 00:10:04,125
‫برای محافظت از نوه‌اش، ویکس،

166
00:10:04,208 --> 00:10:07,333
‫اون ثروت بهش ارث می‌رسه.

167
00:10:08,333 --> 00:10:10,208
‫و به این ترتیب اون زنِ ناخلف
‫منتظر مرگ پدرش موند.

168
00:10:10,208 --> 00:10:11,625
‫سنگینیش رو روی دوشش حس می‌کرد.

169
00:10:11,750 --> 00:10:13,250
‫مارتا، این رو یادت باشه.

170
00:10:14,375 --> 00:10:17,250
‫ثروت و قدرتی که باهاش میاد،

171
00:10:18,000 --> 00:10:19,250
‫سیبِ حواست.

172
00:10:20,500 --> 00:10:22,625
‫وسوسه‌ای که منجر به سقوط می‌شه.

173
00:10:23,875 --> 00:10:25,583
‫من باید به هر قیمتی شده عزیزان‌مون رو
‫از تأثیر فاسدکننده‌اش،

174
00:10:25,583 --> 00:10:27,000
‫محافظت کنم.

175
00:10:27,750 --> 00:10:29,541
‫بالأخره روزش فرا رسید.

176
00:10:29,666 --> 00:10:30,916
‫من اونجا بودم.

177
00:10:32,000 --> 00:10:35,166
‫دیدم که پرنتیس آخرین عشای ربانی‌اش رو گرفت

178
00:10:35,291 --> 00:10:38,041
‫و روی محراب مقدس از دنیا رفت.

179
00:10:38,125 --> 00:10:39,541
‫در آرامش.

180
00:10:40,291 --> 00:10:43,791
‫اون زنِ بی‌چشم‌ورو
‫مستقیم رفت سراغ وکیل پرنتیس.

181
00:10:44,416 --> 00:10:47,500
‫گفت: «پولم رو بده.»

182
00:10:48,750 --> 00:10:50,166
‫و می‌دونی اون چی گفت؟

183
00:10:51,291 --> 00:10:55,791
‫«بله، تو وارثِ
‫تک‌تک سکه‌هایی هستی که پرنتیس داشت.»

184
00:10:56,625 --> 00:10:58,250
‫و توی حساب‌هاش،

185
00:10:59,541 --> 00:11:02,541
‫حتی یک قرون هم نبود.

186
00:11:03,250 --> 00:11:05,416
‫با ثروتش چی کار کرده بود؟

187
00:11:05,500 --> 00:11:07,416
‫بعضی‌ها می‌گن دادش به فقرا.

188
00:11:08,041 --> 00:11:10,916
‫بعضی‌ها می‌گن ریختش توی دریا.
‫هیچ‌کس نمی‌دونه.

189
00:11:11,541 --> 00:11:12,791
‫رفته بود.

190
00:11:13,750 --> 00:11:17,541
‫آخرین عملِ بخشش‌آمیز اون مردِ مقدس

191
00:11:18,666 --> 00:11:23,000
‫این بود که اون شرِ فاسدکننده رو
‫از دست‌های ناپاک دور نگه داره.

192
00:11:24,041 --> 00:11:25,875
‫تنها چیزی که براش گذاشت...

193
00:11:28,916 --> 00:11:29,916
‫این بود.
[سیب حوا]

194
00:11:30,541 --> 00:11:32,541
‫اون گفت: «این چیه؟»

195
00:11:33,666 --> 00:11:35,041
‫ولی من می‌دونستم.

196
00:11:35,791 --> 00:11:37,625
‫دنبال سیب حوا نگرد.

197
00:11:38,291 --> 00:11:41,666
‫میراث تو اکنون مسیح است.

198
00:11:44,708 --> 00:11:46,708
‫در یک خشم شیطانی،

199
00:11:46,750 --> 00:11:48,375
‫این مکان مقدس رو آلوده کرد.

200
00:11:58,125 --> 00:11:59,791
‫کفرگویی، بی‌حرمتی.

201
00:12:23,250 --> 00:12:25,625
‫من گفتم: «خواهر گریس،

202
00:12:25,708 --> 00:12:30,625
‫خداوند، پدرت،
‫تو رو در عشق خود خواهند بخشید.»

203
00:12:42,500 --> 00:12:44,000
‫اون مُرد،

204
00:12:44,500 --> 00:12:46,833
‫در حالی که خودش رو
به مقبره‌ی پرنتیس می‌کوبید

205
00:12:48,916 --> 00:12:50,833
‫من می‌گم مجازات شد،

206
00:12:51,708 --> 00:12:55,041
‫توسط خدا و رحمتش.

207
00:12:56,083 --> 00:12:57,666
‫پناه بر خدا.

208
00:12:59,833 --> 00:13:00,833
‫ببخشید، ببخشید.

209
00:13:03,166 --> 00:13:06,458
‫تاریکیِ اون داستان
‫شالوده‌ی این مکان بود.

210
00:13:06,583 --> 00:13:08,833
‫می‌شد حسش کرد.

211
00:13:08,916 --> 00:13:10,208
‫و اون پرسید: «کی بهت گفت...»

212
00:13:10,333 --> 00:13:14,666
‫خب چی باعث می‌شه کسی
‫اینجا رو خونه‌ی معنوی خودش بدونه؟

213
00:13:15,208 --> 00:13:18,208
‫گروه اصلیِ آدم‌های همیشگی
‫هر کدوم دلایل خودشون رو داشتن.

214
00:13:18,333 --> 00:13:20,291
‫و این‌ها مظنونین ما خواهند بود.

215
00:13:20,333 --> 00:13:21,958
‫پس باید معرفیشون کنم.

216
00:13:22,666 --> 00:13:26,333
‫«ویرا درِیوِن»، وکیل محلی.
‫اون وفادار و متعهد بود.

217
00:13:28,791 --> 00:13:32,083
‫پدرم وکیل و صمیمی‌ترین دوستِ ویکس بود.

218
00:13:32,208 --> 00:13:34,333
‫رفیق شفیق هم بودن.

219
00:13:34,416 --> 00:13:38,791
‫پس تو وکیل شدی تا بتونی
‫دفتر خانوادگی‌اش رو به دست بگیری؟

220
00:13:38,833 --> 00:13:41,958
‫من وکیل شدم چون
‫می‌خواستم کارهای بزرگی توی دنیا بکنم.

221
00:13:43,291 --> 00:13:46,083
‫ولی این مکان میراث پدرمه.

222
00:13:46,833 --> 00:13:47,916
‫و اون ازم خواست تا...

223
00:13:47,958 --> 00:13:50,333
‫- ممنون.
‫- ...بعد از مرگش حفظش کنم.

224
00:13:50,458 --> 00:13:52,833
‫پس من اینجام.

225
00:13:52,958 --> 00:13:54,791
‫هی، هی. سلام، ویرا.

226
00:13:54,833 --> 00:13:57,208
‫- سلام. مرسی.
‫- می‌شه این رو پر کنی؟

227
00:13:57,291 --> 00:13:59,791
‫پسرخوانده‌اش، «سای»، تازه برگشته بود خونه

228
00:13:59,791 --> 00:14:02,625
‫بعد از اینکه تلاشش برای
‫پیدا کردن جای پا توی سیاست شکست خورد.

229
00:14:02,666 --> 00:14:03,625
‫سلام.

230
00:14:03,666 --> 00:14:04,666
‫سلام.

231
00:14:04,708 --> 00:14:05,791
‫باشه.

232
00:14:06,833 --> 00:14:08,333
‫خوبه که برگشته؟

233
00:14:11,583 --> 00:14:14,583
‫وقتی ویرا جوون بود،
‫تازه از دانشکده حقوق اومده بود بیرون،

234
00:14:14,666 --> 00:14:18,416
‫پدرش با سایِ ده ساله اومد خونه، یهویی،

235
00:14:18,458 --> 00:14:20,833
‫و به ویرا گفت که اون باید بزرگش کنه.

236
00:14:20,916 --> 00:14:22,333
‫بدون هیچ سوالی.

237
00:14:23,916 --> 00:14:27,583
‫کل شهر می‌دونستن که
‫تابلوئه برادر ناتنی خودشه.

238
00:14:28,208 --> 00:14:29,666
‫ولی ویرا قبول کرد.

239
00:14:30,583 --> 00:14:31,916
‫انجامش داد.

240
00:14:31,958 --> 00:14:34,583
‫من خیلی چیزها رو فدا کردم تا...

241
00:14:34,666 --> 00:14:39,208
‫...به پدرم، سای و ویکس وفادار بمونم.

242
00:14:40,541 --> 00:14:41,833
‫پس فکر می‌کنم

243
00:14:41,958 --> 00:14:45,333
‫وقتی پدرم
‫از بهشت داره به من نگاه می‌کنه،

244
00:14:45,458 --> 00:14:48,833
‫فکر ‌کنم خیلی...

245
00:14:48,958 --> 00:14:50,666
‫...ازم راضیه.

246
00:14:53,041 --> 00:14:54,458
‫پس گمونم این خوبه.

247
00:14:55,083 --> 00:14:56,208
‫تا اینقدرش رو رفتم.

248
00:14:56,291 --> 00:14:58,833
‫من پسر طلایی حزب جمهوری‌خواه بودم،
امید بزرگ

249
00:14:58,916 --> 00:15:01,458
‫من کلی پارتی و آشنا این‌ور و اون‌ور دارم.

250
00:15:01,541 --> 00:15:03,666
‫لب مرز بودم،
‫ولی نتونستم رأی‌دهنده‌ها رو جذب کنم.

251
00:15:03,708 --> 00:15:07,666
‫من اون... شخصیتِ کاریزماتیک رو
نداشتم، انگار

252
00:15:07,708 --> 00:15:10,583
‫ارتباط گرفتن واقعی با مردم سخته.

253
00:15:10,666 --> 00:15:12,333
‫می‌دونم.

254
00:15:12,458 --> 00:15:14,833
‫همه چی رو امتحان کردم. باور کن،
‫روی مسئله نژاد مانور دادم.

255
00:15:14,958 --> 00:15:17,166
‫روی مسئله جنسیت مانور دادم،
‫اقلیت‌ها،

256
00:15:17,208 --> 00:15:19,333
‫مسئله مرز، بی‌خانمان‌ها،

257
00:15:19,458 --> 00:15:23,291
‫جنگ، انتخابات،
‫مسائل پزشکی، آب و هوا.

258
00:15:24,083 --> 00:15:28,083
‫اجاق‌های برقی،
‫شام، کتاب‌های کتابخونه، واکسن،

259
00:15:28,166 --> 00:15:31,208
‫ضمایر، کلاشینکف، سوسیالیسم،
حقوق سیاهپوستان

260
00:15:31,333 --> 00:15:35,166
‫تئوری نژادی، سازمان بهداشت، 5جی، همه چی.

261
00:15:35,833 --> 00:15:39,833
‫همه‌شون رو امتحان کردم. هیچ‌کس، هیچی.

262
00:15:40,583 --> 00:15:42,833
‫مردم این روزها بی‌حس شدن.
‫نمی‌دونم چرا.

263
00:15:42,916 --> 00:15:45,791
‫شاید باید برگردیم
‫به اصول اولیه، می‌دونی،

264
00:15:45,833 --> 00:15:49,333
‫آجر بناییِ اینکه چطور واقعاً
به مردم الهام بدیم

265
00:15:49,416 --> 00:15:51,458
‫اصولش، مثل اینکه چیزی رو
که ازش متنفرن نشون‌شون بدی

266
00:15:51,541 --> 00:15:54,208
‫و بعد بترسونیشون که قراره
‫چیزی رو که دوست دارن ازشون بگیره؟

267
00:15:55,958 --> 00:15:57,291
‫خب، نه.

268
00:15:57,333 --> 00:15:58,708
‫ویرا.

269
00:15:58,791 --> 00:16:01,458
‫«نَت شارپ»، دکتر محلی شهر.

270
00:16:01,583 --> 00:16:03,791
‫زندگیش دور زنش، «دارلا» می‌چرخید.

271
00:16:04,458 --> 00:16:06,083
‫اون همه‌چیزش بود.

272
00:16:06,208 --> 00:16:08,041
‫دارلا هفته پیش ازم جدا شد.

273
00:16:08,083 --> 00:16:09,791
‫متأسفم.

274
00:16:10,291 --> 00:16:13,166
‫بچه‌ها رو برداشت، رفت توسان

275
00:16:14,333 --> 00:16:16,958
‫با یه یارویی که
‫توی انجمن هواداری گروه «فیش» دیده بود.

276
00:16:20,583 --> 00:16:21,791
‫گروه موسیقی فیش؟

277
00:16:21,833 --> 00:16:23,291
‫اصلاً خبر ندارم.

278
00:16:24,083 --> 00:16:27,041
‫دکتر نت داشت قاطی می‌کرد.

279
00:16:27,083 --> 00:16:30,958
‫اون به اندازه کافی موفق نبود،
‫پولدار نبود، برای زنش خوب نبود.

280
00:16:31,041 --> 00:16:33,166
‫هر کاری می‌کرد تا برش گردونه.

281
00:16:37,333 --> 00:16:39,958
‫نزدیک‌ترین چیزی
که به یه سلبریتی محلی داریم

282
00:16:40,083 --> 00:16:42,208
‫نویسنده علمی-تخیلی، «لی راس».

283
00:16:43,291 --> 00:16:45,583
‫احتمالاً حداقل بعضی از کتاب‌هاش رو می‌شناسی.

284
00:16:45,833 --> 00:16:48,208
‫سری «برزخ هلالی»، «یخ‌شکن زمان»،

285
00:16:48,333 --> 00:16:49,666
‫«اتصال بلورین».

286
00:16:50,458 --> 00:16:52,958
‫ده سال پیش،
‫لی از نیویورک اومد اینجا،

287
00:16:53,041 --> 00:16:56,041
‫با ویکس و کلیسا ارتباط گرفت،
‫و به قول خودش...

288
00:16:56,083 --> 00:16:57,583
‫مغزم رو از برق کشیدم، می‌دونی،

289
00:16:57,708 --> 00:17:02,083
‫از اون... ذهنیت جمعی لیبرال و...
‫اومدم اینجا و...

290
00:17:03,041 --> 00:17:06,958
‫فروش کتاب‌هاش و محبوبیتش از اون موقع
‫داره آروم آروم سقوط می‌کنه.

291
00:17:08,083 --> 00:17:11,541
‫ولی سال گذشته رو صرف نوشتن
‫یه کتاب عظیم درباره ویکس کرده بود.

292
00:17:11,583 --> 00:17:13,083
‫آموزه‌های اون، تأملات من،

293
00:17:13,208 --> 00:17:16,583
‫مقالات و خاطرات
‫یک مرید در پای یک پیامبر.

294
00:17:16,708 --> 00:17:18,833
‫«مرد مقدس و رامشگر».

295
00:17:18,958 --> 00:17:22,583
‫به نظرم خوندنش سخت بود،
‫ولی اون تمام امیدش رو بهش بسته بود.

296
00:17:22,666 --> 00:17:26,041
‫این آخرین بلیت شانس منه
‫برای فرار از جهنمِ «ساب‌استک».

297
00:17:26,083 --> 00:17:28,791
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.
‫خواننده‌های من این روزها...

298
00:17:29,291 --> 00:17:31,708
‫یعنی، یه مشت دیوونه‌ی آخرالزمانی‌ان.

299
00:17:31,791 --> 00:17:34,416
‫همه‌شون شبیه «جان گودمن»
‫توی فیلم «لبوفسکی بزرگ» هستن.

300
00:17:38,333 --> 00:17:41,458
‫این «سای» عوضی.

301
00:17:42,208 --> 00:17:45,416
‫جدیداً دندون‌های اینفلوئنسری‌اش رو
‫توی مانسینیور فرو کرده.

302
00:17:45,458 --> 00:17:48,166
‫ما ازش خوشمون نمیاد. همه‌مون می‌گیم،
‫«ویکس. مراقب باش،

303
00:17:48,208 --> 00:17:52,333
‫باید از خودت دورش کنی. اون خبر بدیه.
‫یه دوزاریِ فرصت‌طلب.»

304
00:17:53,333 --> 00:17:56,958
‫ما باید از ویکس در برابر
‫این بچه‌های زالو صفت محافظت کنیم.

305
00:17:57,041 --> 00:17:59,833
‫«سیمون» تازه وارد شهر،
‫و تازه وارد کلیسا شده بود.

306
00:17:59,916 --> 00:18:03,458
‫قبلاً یه نوازنده‌ی ویولن‌سل جهانی بود.

307
00:18:04,625 --> 00:18:05,875
‫پنج سال پیش به خاطر مشکلات سلامتی
‫مجبور به بازنشستگی شد.

308
00:18:06,000 --> 00:18:08,833
‫درد مزمن. یه مشکل عصبی مرموز

309
00:18:08,875 --> 00:18:11,125
‫- که دکترها نمی‌تونن تشخیص بدن.
‫- متأسفم.

310
00:18:11,250 --> 00:18:13,375
‫باورم شده بود که می‌تونن خوبم کنن.

311
00:18:13,500 --> 00:18:15,125
‫گول خوردم.

312
00:18:15,625 --> 00:18:17,000
‫منِ احمق.

313
00:18:18,583 --> 00:18:20,833
‫یعنی، اینکه ایمان یک نفر رو بگیری

314
00:18:20,875 --> 00:18:22,500
‫و برای پول ازش سوءاستفاده کنی

315
00:18:24,375 --> 00:18:25,833
‫نهایتِ شرارته.

316
00:18:28,083 --> 00:18:29,500
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

317
00:18:29,583 --> 00:18:31,708
‫آره. آره، بده.

318
00:18:33,125 --> 00:18:35,250
‫ولی من درک می‌کنم که آدم بخواد باور کنه.

319
00:18:37,250 --> 00:18:38,875
‫ولی این حسش متفاوته.

320
00:18:40,750 --> 00:18:43,125
‫ایمان به خدا برای شفا دادنم.

321
00:18:45,375 --> 00:18:46,583
‫این فرق داره.

322
00:18:49,958 --> 00:18:52,583
‫الان احساس امیدواری دارم.

323
00:18:54,458 --> 00:18:56,750
‫انگار که یه معجزه ممکنه رخ بده.

324
00:18:59,833 --> 00:19:02,250
‫مانسینیور ویکس همچین حسی بهم میده.

325
00:19:13,125 --> 00:19:16,000
‫روح القدس امروز واقعاً تکونش داد؟

326
00:19:17,250 --> 00:19:18,500
‫مانسینیور!

327
00:19:19,375 --> 00:19:20,625
‫جنگجوی من.

328
00:19:21,250 --> 00:19:24,333
‫ویکس گروه اصلیش رو سفت و سخت نگه می‌داشت.

329
00:19:24,375 --> 00:19:27,875
‫و قدرت اغواگر کاریزمای اون
‫غیرقابل انکار بود.

330
00:19:30,000 --> 00:19:31,208
‫ولی روشش...

331
00:19:31,958 --> 00:19:34,250
‫هر هفته، یه نفر رو انتخاب می‌کرد،

332
00:19:34,333 --> 00:19:37,250
‫معمولاً یه تازه‌وارد، و بهش حمله می‌کرد.

333
00:19:37,375 --> 00:19:40,458
‫دنیا می‌خواد که همه‌ی ما بی‌خیال باشیم.

334
00:19:42,250 --> 00:19:46,125
‫هر انتخابی که دارین.
‫انتخاب‌هاتون رو بکنین. مالِ شمان.

335
00:19:46,625 --> 00:19:47,833
‫احساس بدی نداشته باشین.

336
00:19:48,500 --> 00:19:49,833
‫اون رابطه رو شروع کنین.

337
00:19:50,333 --> 00:19:51,500
‫اون دروغ رو بگین.

338
00:19:51,625 --> 00:19:53,958
‫اون بچه رو به دنیا بیارین.

339
00:19:54,000 --> 00:19:56,833
‫قلب خودخواه‌تون رو ارضا کنین.

340
00:19:57,458 --> 00:19:58,875
‫خودخواه.

341
00:19:58,958 --> 00:20:00,000
‫بله.

342
00:20:00,500 --> 00:20:03,625
‫محروم کردن اون بچه از خانواده.

343
00:20:04,583 --> 00:20:05,875
‫از پدر.

344
00:20:06,375 --> 00:20:08,625
‫حمله‌ای به قلعه‌ی ما.

345
00:20:08,708 --> 00:20:10,708
‫نهاد مردانگی.

346
00:20:10,750 --> 00:20:13,250
‫مادر خودِ من
‫اون انتخاب خودخواهانه رو در موردم کرد.

347
00:20:13,333 --> 00:20:15,458
‫و من قلبِ خودخواهش رو نفرین می‌کنم.

348
00:20:15,500 --> 00:20:17,958
‫هر روزِ زندگیم.

349
00:20:18,000 --> 00:20:22,208
‫نیازها و خواسته‌های خودش رو
‫مقدم بر خانواده‌ای که خدا خواسته بود دونست.

350
00:20:22,250 --> 00:20:23,500
‫من کافی هستم!

351
00:20:24,083 --> 00:20:26,750
‫من!

352
00:20:26,833 --> 00:20:30,750
‫ولی تویِ خودخواه و قلبِ ناپاک، نیستی.

353
00:20:31,500 --> 00:20:33,000
‫انگار که اون بچه رو کتک بزنی.

354
00:20:33,125 --> 00:20:35,750
‫بله، انگار که به اون بچه گرسنگی بدی.

355
00:20:35,875 --> 00:20:38,708
‫با خانواده‌ای که خداوند خواسته مخالفت کن.

356
00:20:38,750 --> 00:20:42,625
‫و تماشا کن که فرزندت
‫زیر اون بار می‌سوزه.

357
00:20:45,500 --> 00:20:47,625
‫این کلیسای حقیقی نیست.

358
00:20:48,625 --> 00:20:51,708
‫حتی اگه از متعصب‌ترینِ اون‌هایی
‫که روی نیمکت نشستن بپرسی،

359
00:20:51,750 --> 00:20:54,458
‫می‌گن نه،
‫معلومه که این چیزی نیست که باورش دارن.

360
00:20:54,500 --> 00:20:57,250
‫این ویکس بودنه،
‫که زیاده‌روی می‌کنه.

361
00:20:57,375 --> 00:21:01,250
‫و چیزی که اون هر بار دنبالشه،
‫اینکه یکی بلند شه بره بیرون.

362
00:21:01,375 --> 00:21:02,708
‫چرا این کار رو می‌کنه؟

363
00:21:03,250 --> 00:21:06,250
‫چون وقتی اون شخص میره بیرون،
‫همه نگاه می‌کنن.

364
00:21:06,875 --> 00:21:09,625
‫و حتی اگه در روشنایی روز
‫غیرقابل دفاع باشه،

365
00:21:09,708 --> 00:21:12,875
‫اون ته تو تاریکی،
‫یه جایی رو قلقلک میده.

366
00:21:17,083 --> 00:21:20,500
‫و با موندن روی اون نیمکت،
‫یه طرف انتخاب می‌شه.

367
00:21:21,750 --> 00:21:23,458
‫طرفِ ویکس.

368
00:21:23,500 --> 00:21:26,500
‫سنجیدنِ تحمل‌ها،
‫بهره‌برداری از چاه‌های عمیقِ مسموم،

369
00:21:26,625 --> 00:21:28,625
‫سخت کردن، پیوند زدن با همدستی.

370
00:21:28,708 --> 00:21:32,125
‫...برای یه ضربه دو امتیازی
‫و این تیم کابز رو...

371
00:21:34,833 --> 00:21:37,375
‫برای همین سعی می‌کنم یه تعادل ایجاد کنم.

372
00:21:37,500 --> 00:21:40,875
‫بسیار خب، خوش اومدین به اولین
‫گروه نیایش پدر جاد.

373
00:21:40,958 --> 00:21:43,375
‫ممنونم از همگی که اینجا هستین.

374
00:21:43,750 --> 00:21:46,875
‫و هدف اینه که دیوارها رو خراب کنیم

375
00:21:46,958 --> 00:21:49,375
‫بین خودمون و مسیح،

376
00:21:50,083 --> 00:21:52,875
‫خودمون و همدیگه، خودمون و دنیا.

377
00:21:54,125 --> 00:21:55,750
‫وقتی 17 سالم بود،

378
00:21:56,250 --> 00:21:57,833
‫من یه بوکسور بودم

379
00:21:57,875 --> 00:22:00,375
‫و من... من... یه مرد رو توی رینگ کشتم.

380
00:22:02,250 --> 00:22:04,208
‫دیوارهای زیادی ساخته بودم از...

381
00:22:04,875 --> 00:22:07,625
‫از خشم، اعتیاد، خشونت.

382
00:22:09,125 --> 00:22:11,375
‫فقط وقتی اونقدر احساس امنیت کردم که...

383
00:22:11,958 --> 00:22:15,750
‫که گارد مشتم رو بیارم پایین،
آغوشم رو باز کنم

384
00:22:15,875 --> 00:22:17,958
‫به عمیق‌ترین گناهم اعتراف کنم.

385
00:22:18,625 --> 00:22:21,000
‫اون روزی بود
‫که مسیح زندگیم رو نجات داد.

386
00:22:21,750 --> 00:22:24,375
‫اون... اون من رو دگرگون نکرد.

387
00:22:24,500 --> 00:22:27,208
‫اون هر روز من رو سرپا نگه می‌داره.

388
00:22:28,750 --> 00:22:30,250
‫این همون رزق روزانه‌ست، درسته؟

389
00:22:31,750 --> 00:22:33,875
‫فکر می‌کنم کلیسا باید این باشه.

390
00:22:34,833 --> 00:22:37,250
‫این چیزی‌ـه که می‌خوام
‫این کلیسا باشه، برای من...

391
00:22:37,875 --> 00:22:39,333
‫و برای همه‌ی شما.

392
00:22:44,000 --> 00:22:45,250
‫خب...

393
00:22:48,458 --> 00:22:50,875
‫مانسینیور ویکس نمیاد؟

394
00:22:52,875 --> 00:22:54,500
‫نه، ولی...

395
00:22:55,250 --> 00:22:56,250
‫نه.

396
00:22:56,375 --> 00:22:59,458
‫خب، فکر کردم می‌تونیم فقط حرف بزنیم
‫و شروع کنیم به اشتراک گذاشتن و...

397
00:22:59,458 --> 00:23:01,208
‫ولی اون می‌دونه
ما داریم این کار رو می‌کنیم؟

398
00:23:01,250 --> 00:23:03,375
‫البته، معلومه. معلومه، بهش می‌گم.

399
00:23:03,500 --> 00:23:05,625
‫من فقط... می‌خواستم ما ارتباط بگیریم و...

400
00:23:05,750 --> 00:23:07,958
‫بهش می‌گی؟ بهش... قراره بگی؟

401
00:23:08,000 --> 00:23:11,458
‫فعل زمان آینده ساده
‫به این معنی که هنوز...

402
00:23:12,083 --> 00:23:13,250
‫بهش نگفتی؟

403
00:23:14,250 --> 00:23:15,625
‫چرا بهش نگفتی؟

404
00:23:15,750 --> 00:23:17,708
‫- این یه‌کم حس عجیبی داره.
‫- بسیار خب، بچه‌ها.

405
00:23:18,250 --> 00:23:21,375
‫این یه جلسه نیایشه.
‫این... راز و این حرف‌ها نیست.

406
00:23:21,458 --> 00:23:23,625
‫- خب، این یه جلسه نیایشِ سرّی‌ـه.
‫- نه.

407
00:23:23,708 --> 00:23:25,375
‫دقیقاً همینه که هست.

408
00:23:25,416 --> 00:23:26,750
‫همین الان به مانسینیور پیام دادم.

409
00:23:26,791 --> 00:23:29,208
‫عالیه، پس... دیگه یه راز نیست.

410
00:23:29,250 --> 00:23:32,458
‫حالا، اگه بتونیم برگردیم به خراب کردن
‫اون دیوارها از طریق عشقِ مسیح...

411
00:23:33,583 --> 00:23:36,000
‫می‌گه: «چه غلطا؟»

412
00:23:36,083 --> 00:23:38,250
‫- ای بابا.
‫- من... متأسفم. پدر،

413
00:23:38,375 --> 00:23:42,375
‫من اومدم چون فکر کردم
‫این یه برنامه رسمی کلیساست.

414
00:23:42,458 --> 00:23:44,625
‫فقط اینکه اون دقیقاً کلمه‌ی «غلط» رو نگفت.

415
00:23:44,750 --> 00:23:46,250
‫باشه، ممنون، مارتا.

416
00:23:46,375 --> 00:23:47,708
‫این یه برنامه کلیساست، ویرا.

417
00:23:47,750 --> 00:23:49,625
‫توی کلیساست.
‫با منه. رسمیه.

418
00:23:49,708 --> 00:23:51,000
‫یا «مقدس».

419
00:23:51,083 --> 00:23:53,250
‫- میـ... می‌شه ببینمش؟
‫- فکر کنم باید برم.

420
00:23:53,375 --> 00:23:54,375
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

421
00:23:54,458 --> 00:23:56,333
‫- ممنون. سایرس؟
‫- آره.

422
00:23:56,333 --> 00:23:57,333
‫واو.

423
00:23:57,375 --> 00:23:59,708
‫آره، شرمنده، پدر.
‫نمی‌خوام عصبانیش کنم.

424
00:24:00,375 --> 00:24:01,875
‫تلاشت خوب بود، رفیق.

425
00:24:02,000 --> 00:24:03,000
‫ممنون، دکتر.

426
00:24:03,000 --> 00:24:05,458
‫احتمالاً فردا این رو پست می‌کنم.
‫می‌شه تگت کنم؟

427
00:24:05,500 --> 00:24:06,708
‫ترجیح میدم نکنی.

428
00:24:06,750 --> 00:24:07,875
‫احتمالاً به هر حال می‌کنم.

429
00:24:07,958 --> 00:24:09,000
‫می‌دونم.

430
00:24:11,458 --> 00:24:15,208
‫خیلی متأسفم که کودتای کوچیکت
‫امروز بعدازظهر شکست خورد، پدر.

431
00:24:15,250 --> 00:24:16,875
‫کودتا؟ مارتا، واقعاً؟

432
00:24:16,958 --> 00:24:20,375
‫اگه بخوایم دعا کنیم
‫یا نیاز به اعتراف چیزی داشته باشیم،

433
00:24:20,458 --> 00:24:22,833
‫می‌تونیم با مانسینیور ویکس انجامش بدیم.

434
00:24:22,875 --> 00:24:25,750
‫می‌تونین؟ آخه به نظر میاد همه‌تون
‫از اون یارو در حد مرگ می‌ترسین.

435
00:24:25,833 --> 00:24:28,833
‫می‌تونی با پای خودت
‫وارد اون کلیسا بشی

436
00:24:28,875 --> 00:24:32,125
‫و عمیق‌ترین گناهت رو به ویکس اعتراف کنی،
‫مارتا، بدون ترس؟

437
00:24:32,208 --> 00:24:35,583
‫چون... چون اگه نه،
‫کل این مکان یه مقبره‌ی رنگ و لعاب شده‌ست.

438
00:24:35,625 --> 00:24:38,083
‫بله، می‌تونم.

439
00:24:38,125 --> 00:24:39,250
‫خب،

440
00:24:40,458 --> 00:24:41,875
‫خوبه!

441
00:25:14,375 --> 00:25:18,250
‫هفته‌ی مقدس، هفته‌ی
‫مراسم‌های ویژه که به عید پاک ختم می‌شه.

442
00:25:19,208 --> 00:25:22,000
‫توی «عید شعانین» بود
‫که بالأخره صبرم تموم شد.

443
00:25:22,125 --> 00:25:25,333
‫و بعد...
‫دو بار توی حموم در این هفته

444
00:25:26,125 --> 00:25:29,625
‫اون کاری رو که گفتم کردم
‫و یواشکی شیرینی خوردم؟

445
00:25:30,875 --> 00:25:33,250
‫پنج‌تا «دعای ربّانی»، پنج‌تا «سلام بر مریم».

446
00:25:34,625 --> 00:25:37,083
‫خب، الان شد نُه ماه، جاد.

447
00:25:38,625 --> 00:25:43,375
‫اینجا چطوره؟ بهت خوش می‌گذره؟
‫داری بعضی از... دیوارها رو خراب می‌کنی؟

448
00:25:47,083 --> 00:25:50,958
‫برایم دعا کن پدر، زیرا که گناه کرده‌ام.
‫یه هفته از آخرین اعترافم می‌گذره.

449
00:25:55,000 --> 00:25:57,625
‫من به حریم خصوصی یه کشیش دیگه خیانت کردم.

450
00:25:58,875 --> 00:26:02,250
‫می‌دونم که مارتا قبض‌های
‫پزشکیش رو توی دفتر بایگانی می‌کنه، پس...

451
00:26:03,250 --> 00:26:04,458
‫رفتم سراغشون.

452
00:26:05,500 --> 00:26:08,208
‫و فهمیدم که تو پنج سال پیش
‫عمل بای‌پس معده انجام دادی،

453
00:26:08,250 --> 00:26:11,500
‫که باعث می‌شه جسماً نتونی شیرینی بخوری.

454
00:26:14,000 --> 00:26:16,375
‫من از پس هر چیزی که این هست بر میام.

455
00:26:16,958 --> 00:26:20,500
‫در نُه ماه گذشته،
‫دیدم که چطور این گروه رو می‌چرخونی،

456
00:26:20,625 --> 00:26:21,958
‫و ازش خوشم نمیاد.

457
00:26:22,000 --> 00:26:23,125
‫ازش خوشت نمیاد؟

458
00:26:23,208 --> 00:26:25,000
‫نه، مانسینیور، نمیاد.

459
00:26:25,125 --> 00:26:26,333
‫مثلاً نت شارپ.

460
00:26:26,375 --> 00:26:29,625
‫مرد نیاز داره که ببخشه
‫و شروع کنه به زندگی کردن.

461
00:26:29,708 --> 00:26:32,625
‫و عشق مسیح باید سکوی پرتابی
‫برای اون باشه، و در عوض،

462
00:26:32,708 --> 00:26:34,375
‫اون فقط، هر روز،

463
00:26:34,500 --> 00:26:37,708
‫بیشتر و بیشتر عصبانی
‫و تلخ می‌شه نسبت به همسر سابقش،

464
00:26:37,750 --> 00:26:38,750
‫نسبت به زن‌ها.

465
00:26:39,750 --> 00:26:43,083
‫این بده. و لی، اون یه قصه‌گوئه.

466
00:26:43,125 --> 00:26:46,625
‫و انگار که ابرقدرتش
‫علیه خودش استفاده شده.

467
00:26:46,750 --> 00:26:49,625
‫تنها قصه‌ای که تعریف می‌کنه اینه که،
‫«دنیا کمر به نابودی من بسته.»

468
00:26:49,708 --> 00:26:52,958
‫اون باهوش و بامزه
‫و زرنگ و مورد احترام بود،

469
00:26:53,000 --> 00:26:58,625
‫و الان فقط داره قاطی می‌کنه
‫و تمام مدت عصبانیه، پارانوئید شده.

470
00:26:58,708 --> 00:27:01,750
‫می‌دونستی که اون عملاً
‫دور خونه‌اش خندق کنده؟

471
00:27:02,333 --> 00:27:03,333
‫واقعاً؟

472
00:27:04,333 --> 00:27:07,125
‫یعنی، بیشتر نمادینه، ولی آره.

473
00:27:07,958 --> 00:27:09,958
‫و سیمون، متأسفم، مانسینیور،

474
00:27:10,000 --> 00:27:12,250
‫ولی می‌ترسم
‫که ازش سوءاستفاده کرده باشی.

475
00:27:12,333 --> 00:27:14,125
‫من ارقام کمک‌های مالی رو دیدم.

476
00:27:14,833 --> 00:27:16,958
‫می‌دونم چقدر داره میده،
‫و طی چند ماه گذشته،

477
00:27:17,000 --> 00:27:18,750
‫اون رسماً داره خرج اینجا رو میده.

478
00:27:18,833 --> 00:27:22,500
‫و بله، من به امکان معجزات
‫از طریق مسیح باور دارم،

479
00:27:22,625 --> 00:27:24,625
‫ولی چیزی که تو داری بهش میدی اون نیست.

480
00:27:25,833 --> 00:27:28,000
‫این یه معامله‌ست، از طریق تو،

481
00:27:28,125 --> 00:27:30,458
‫و خدا کمکت کنه،
‫این باعث می‌شه اون دوباره حس خیانت بکنه.

482
00:27:31,000 --> 00:27:32,708
‫خدا کمکم کنه. چیز دیگه‌ای هست؟

483
00:27:32,750 --> 00:27:35,000
‫آره، چرا که نه؟ سای درِیوِن.

484
00:27:35,125 --> 00:27:38,375
‫این کارهای یوتیوبی جدیدی
‫که می‌کنه نگرانت نمی‌کنه؟

485
00:27:38,375 --> 00:27:41,041
‫الان هر هفته، اون یه تیکه از حرف‌های تو
‫توی مراسم عشای ربانی رو برمی‌داره

486
00:27:41,083 --> 00:27:45,583
‫و می‌ذاره توی سخنرانی‌های سیاسی خودش.
‫اون داره مصادره به مطلوب می‌کنه، و صادقانه بگم،

487
00:27:45,625 --> 00:27:48,250
‫فکر می‌کنم داره تصویر کلیسا رو
‫به شکل خطرناکی خراب می‌کنه.

488
00:27:49,500 --> 00:27:53,125
‫آخرین باری که یه آدم جدید
‫بیشتر از یک یک‌شنبه دووم آورد کی بود؟

489
00:27:53,750 --> 00:27:55,125
‫خبرش همه‌جا پیچیده.

490
00:27:55,750 --> 00:27:57,750
‫الان هر هفته، فقط همین...

491
00:27:57,833 --> 00:27:59,833
‫همین هسته‌ی فسیل‌شده‌ی همیشگی میان،

492
00:27:59,875 --> 00:28:04,208
‫و به نظر میاد تو عمداً داری
‫اون‌ها رو عصبانی و ترسون نگه می‌داری.

493
00:28:05,125 --> 00:28:06,916
‫مسیح یارانش رو اینطوری هدایت می‌کرد؟

494
00:28:06,958 --> 00:28:09,083
‫این کاریه که ما باید بکنیم؟

495
00:28:17,625 --> 00:28:21,250
‫همین الان، تو عصبانی هستی. باید هم باشی.

496
00:28:21,375 --> 00:28:23,708
‫خطرناک بود اگه نبودی.
‫اون‌وقت می‌دیدم که تو درمونده‌ای،

497
00:28:23,750 --> 00:28:25,833
‫و بارها و بارها تکرارش می‌کردم.

498
00:28:26,625 --> 00:28:29,000
‫من دنیام. تو کلیسایی.

499
00:28:29,083 --> 00:28:31,958
‫همون‌جا بمون. همون‌جا بمون. بمون.

500
00:28:33,333 --> 00:28:36,750
‫آها. خوبه. درسته. بله.

501
00:28:37,375 --> 00:28:41,458
‫خشم. خشم به ما اجازه میده بجنگیم،
‫زمینی رو که از دست دادیم پس بگیریم.

502
00:28:42,000 --> 00:28:44,208
‫و ما زمینِ خیلی زیادی رو از دست دادیم.

503
00:28:44,750 --> 00:28:45,875
‫و حالا تو ترسیدی.

504
00:28:46,000 --> 00:28:48,875
‫به اون غرایزِ جنگیِ بی‌پروات نگاه کن
‫که دارن برمی‌گردن. خوبه!

505
00:28:49,708 --> 00:28:52,125
‫تو می‌ترسی که من دوباره بهت حمله کنم.

506
00:28:52,250 --> 00:28:55,583
‫ولی تو داری از خودت محافظت می‌کنی.

507
00:28:57,958 --> 00:29:01,375
‫چون دنیا می‌خواد ما رو نابود کنه.

508
00:29:02,333 --> 00:29:06,125
‫نسخه‌ی تو از عشق و بخشش، یه رشوه‌ست.

509
00:29:06,250 --> 00:29:09,250
‫یه جور کنار اومدن با مدرنیته‌ست،

510
00:29:09,333 --> 00:29:11,500
‫که مبادا به این دنیای آشغال بربخوره.

511
00:29:11,625 --> 00:29:14,875
‫در حالی که اون‌ها دارن ما رو نابود می‌کنن.

512
00:29:15,500 --> 00:29:19,958
‫فمینیست‌های مارکسیستِ بی‌بند و بار.
‫تیکه به تیکه، نابودمون می‌کنن.

513
00:29:22,000 --> 00:29:25,250
‫ولی من بارم رو به دوش می‌کشم.
من سنگر رو نگه می‌دارم

514
00:29:27,250 --> 00:29:28,375
‫و تو؟

515
00:29:29,583 --> 00:29:32,000
‫توی بچه‌ی لوس که از آلبانی اومدی؟

516
00:29:34,500 --> 00:29:36,125
‫قراره عصبانی بشی...

517
00:29:37,208 --> 00:29:38,583
‫و بجنگی؟

518
00:29:46,875 --> 00:29:48,875
‫تو داری این کلیسا رو مسموم می‌کنی.

519
00:29:50,083 --> 00:29:52,500
‫و من برای نجاتش هر کاری لازم باشه می‌کنم.

520
00:29:54,250 --> 00:29:56,125
‫که مثل یه سرطان جراحیت کنم و بندازمت دور.

521
00:29:59,333 --> 00:30:01,750
‫پنج‌تا «دعای ربّانی»، پنج‌تا «سلام بر مریم».

522
00:30:22,375 --> 00:30:24,375
‫مسیحا، تو از من ناامید نشدی.

523
00:30:25,000 --> 00:30:27,250
‫منم از این کلیسا ناامید نمی‌شم.

524
00:30:29,750 --> 00:30:31,625
‫ولی اون یه قدم از من جلوتر بود.

525
00:30:32,500 --> 00:30:34,875
‫جلسه‌ی نیایش پدر جاد؟

526
00:30:35,625 --> 00:30:37,125
‫من این کلیسا رو حفظ کردم.

527
00:30:37,208 --> 00:30:38,875
‫با حقیقتِ خداوند مستحکمش کردم.

528
00:30:39,000 --> 00:30:42,250
‫و حالا خیانت برای اینکه ببینم اقتدارم،

529
00:30:42,375 --> 00:30:45,500
‫ایمانم و خودِ زندگیم به چالش کشیده شده،

530
00:30:45,583 --> 00:30:47,625
‫اونم از داخل پناهگاه مقدسِ خودم.

531
00:30:50,125 --> 00:30:51,250
‫برو بیرون!

532
00:30:55,000 --> 00:30:56,625
‫حرکت آخرِ ویکس.

533
00:30:56,708 --> 00:30:58,500
‫جنگِ علنی علیه من.

534
00:31:01,333 --> 00:31:03,000
‫خیلی داغ کردم.

535
00:31:03,583 --> 00:31:06,375
‫دنیا یه گرگه. تو شیطانی.

536
00:31:06,500 --> 00:31:08,125
‫تو یه گرگِ شیطان‌صفتی.

537
00:31:08,625 --> 00:31:10,000
‫تو یه گرگِ شیطان‌صفتی.

538
00:31:10,833 --> 00:31:12,000
‫لعنتی.

539
00:31:12,500 --> 00:31:16,083
‫- نیکولای، متأسفم. شکستمش...
‫- نه، نه، نه. نگرانش نباش.

540
00:31:16,125 --> 00:31:18,583
‫- ...با دستم.
‫- لامپ‌های آشغالی‌ان. لامپ‌های آشغالی‌ان.

541
00:31:18,625 --> 00:31:20,375
‫- بی‌خیال. هی، می‌تونی رانندگی کنی؟
‫- آره.

542
00:31:20,500 --> 00:31:21,500
‫مطمئنی؟

543
00:31:21,958 --> 00:31:24,583
[کافه‌ی اِل دیابلو]
(شیطان)

544
00:31:37,500 --> 00:31:38,625
‫آهای!

545
00:31:41,458 --> 00:31:42,625
‫کی اونجاست؟

546
00:31:42,750 --> 00:31:43,750
‫لعنتی.

547
00:31:45,125 --> 00:31:47,250
‫و این ما رو می‌رسونه به جمعه‌ی نیک.

548
00:31:49,458 --> 00:31:50,833
‫بریم که رفتیم.

549
00:31:50,875 --> 00:31:53,000
‫مراسم ساعت 3 بعدازظهر بود.

550
00:31:53,958 --> 00:31:55,208
‫فقط همیشگی‌ها بودن.

551
00:31:56,000 --> 00:31:57,833
‫یه تنشِ عجیب توی هوا بود.

552
00:31:58,500 --> 00:32:00,833
‫موعظه رو یادم نمیاد،
‫ولی حس متفاوتی داشت.

553
00:32:02,333 --> 00:32:04,708
‫خشمش کمتر حساب‌شده به نظر می‌رسید.

554
00:32:05,708 --> 00:32:06,708
‫بیشتر دیوانه‌وار بود.

555
00:32:12,500 --> 00:32:16,208
‫مثل همیشه، بعد از موعظه،
‫ویکس از پا افتاده بود،

556
00:32:16,250 --> 00:32:19,500
‫از نظر روحی و جسمی،
‫و نیاز به زمان داشت تا تجدید قوا کنه.

557
00:32:21,500 --> 00:32:23,875
‫می‌رفت توی
‫اون اتاقک کوچیکِ کمدمانند

558
00:32:23,958 --> 00:32:26,833
‫درست در کنار محراب
‫تا از دید پنهان باشه.

559
00:32:28,000 --> 00:32:31,125
‫خودش رو تقویت می‌کرد،
‫و من مراسم رو ادامه می‌دادم

560
00:32:31,208 --> 00:32:34,375
‫تا وقتی که اونقدر حس قدرت کنه
‫که برگرده و ادامه بده.

561
00:32:34,458 --> 00:32:37,250
♪ بنگرید چوب صلیب را ♪

562
00:32:37,375 --> 00:32:40,458
♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪

563
00:32:49,250 --> 00:32:50,500
‫مانسینیور؟

564
00:33:05,000 --> 00:33:06,083
‫چی شده؟

565
00:33:07,875 --> 00:33:08,958
‫جفرسون؟

566
00:33:31,375 --> 00:33:32,375
‫جاد.

567
00:33:35,458 --> 00:33:36,625
‫یه چیزی توی کمرشه.

568
00:33:37,250 --> 00:33:38,375
‫صبر کن. بهش دست نزن.

569
00:33:39,333 --> 00:33:40,750
‫به... به هیچی دست نزن.

570
00:33:59,250 --> 00:34:01,375
‫شیطان! شیطان اون رو زد زمین!

571
00:34:01,500 --> 00:34:03,000
‫- ابلیس... شیطان...
‫- مارتا.

572
00:34:03,083 --> 00:34:04,625
‫- ...زدش زمین!
‫- نه.

573
00:34:04,750 --> 00:34:07,500
‫مارتا! خواهش می‌کنم.

574
00:34:44,333 --> 00:34:46,875
‫فقط پنج دقیقه طول کشید تا آمبولانس برسه.

575
00:34:49,250 --> 00:34:51,375
‫مرگ ویکس در صحنه اعلام شد.

576
00:34:52,125 --> 00:34:55,750
‫وقتی بیرون به بقیه ملحق شدم،
‫پلیس‌ها تازه داشتن می‌رسیدن.

577
00:34:55,833 --> 00:34:58,625
‫شیطان اون مرد رو نخواهد برد.

578
00:34:58,750 --> 00:35:01,583
‫اون دوباره در شکوهِ خداوند برخواهد خاست.

579
00:35:02,583 --> 00:35:05,375
‫این برای یه شهر کوچیک
اتفاقی دیوانه‌وار بود

580
00:35:05,500 --> 00:35:09,500
‫و «جرالدین» بیچاره، رئیس پلیس محلی،
‫با سر افتاد وسط ماجرا.

581
00:35:09,583 --> 00:35:11,000
‫یا خدا.

582
00:35:12,208 --> 00:35:15,375
‫ساعت‌ها بازجویی
‫در تمام طولِ روزِ شنبه

583
00:35:16,083 --> 00:35:18,750
‫- تا اینکه بالأخره...
‫- تو تنها کسی بودی که توی محراب

584
00:35:18,875 --> 00:35:21,125
‫همراه مانسینیور بودی
‫اونم درست لحظه‌ی کشته شدنش.

585
00:35:21,875 --> 00:35:24,000
‫و تو از قبل اون مجسمه‌ی سرِ گرگ رو داشتی

586
00:35:24,083 --> 00:35:25,500
‫که به آلت قتل وصل شده بود.

587
00:35:27,333 --> 00:35:29,750
‫و توی اون کلیسا تو تنها کسی هستی
‫که ازش متنفر بودی.

588
00:35:29,875 --> 00:35:31,708
‫من... من از هیچ‌کس متنفر نیستم.

589
00:35:31,750 --> 00:35:37,000
‫ولی عملاً غیرممکنه که کار کسی باشه،
‫پس من...

590
00:35:38,583 --> 00:35:41,625
‫نمی‌دونم قضیه چیه.

591
00:35:46,083 --> 00:35:49,083
‫خیلی‌خب. پدر،
‫چرا نمیری یه‌کم استراحت کنی؟

592
00:35:49,125 --> 00:35:52,000
‫ولی باید قبل از رفتنت بهت هشدار بدم،
‫مردم شهر دارن حرف می‌زنن.

593
00:35:52,625 --> 00:35:55,125
‫«سای درِیوِن» امروز صبح
‫این رو توی یوتیوبش گذاشت.

594
00:35:55,250 --> 00:35:57,375
‫...داری این کلیسا رو مسموم می‌کنی.

595
00:35:57,458 --> 00:35:59,583
‫و من برای نجاتش هر کاری لازم باشه می‌کنم.

596
00:36:00,125 --> 00:36:03,958
‫که مثل یه سرطان جراحیت کنم و بندازمت دور.

597
00:36:05,750 --> 00:36:08,125
‫کلی هم بازنشر شده.

598
00:36:09,625 --> 00:36:10,875
‫خیلی زیاد.

599
00:36:13,000 --> 00:36:16,500
[رئیس پلیس بخش، جرالدین اسکات]

600
00:36:46,000 --> 00:36:50,458
‫گوشیم رو برای دو دقیقه روشن کردم،
‫و اشتباه بود.

601
00:36:51,000 --> 00:36:54,500
‫سیلی از پیام‌ها به سمت کشیشِ قاتل.

602
00:36:56,708 --> 00:37:00,375
‫ولی من به فکر
‫دستگیر شدن یا خلع لباس شدن نبودم.

603
00:37:00,875 --> 00:37:04,750
‫داشتم فکر می‌کردم که ویکس برنده شده.

604
00:37:05,958 --> 00:37:08,875
‫چون در بخشی از روحم
‫که نمی‌تونه به مسیح دروغ بگه،

605
00:37:08,958 --> 00:37:11,750
‫یا به خودم، یا به شما...

606
00:37:15,125 --> 00:37:18,250
‫...خوشحال بودم که پیرمرد مُرده.

607
00:37:26,625 --> 00:37:27,708
‫یا خدا.

608
00:37:28,500 --> 00:37:31,125
‫کمکم کن.

609
00:37:32,125 --> 00:37:34,583
‫خواهش می‌کنم، راه رو نشونم بده.

610
00:37:39,000 --> 00:37:40,500
‫سلام؟

611
00:37:44,250 --> 00:37:45,875
‫ببخشید...

612
00:37:47,333 --> 00:37:48,750
‫بازین؟

613
00:37:49,875 --> 00:37:50,958
‫همیشه.

614
00:37:51,500 --> 00:37:52,750
‫حالتون خوبه؟

615
00:37:53,833 --> 00:37:56,333
‫آره. ببخشید.

616
00:37:57,708 --> 00:38:02,625
‫- مراسم عید پاک نداریم. متأسفم.
‫- من...

617
00:38:02,708 --> 00:38:06,375
‫- خواهش می‌کنم. بفرما تو. بفرما تو.
‫- ممنون. ممنون.

618
00:38:06,458 --> 00:38:10,875
‫نمی‌خوام مزاحم وظایف کشیشی‌تون شم، باشه؟

619
00:38:13,250 --> 00:38:16,000
‫خب... عجب چیزی‌ـه، نه؟

620
00:38:16,000 --> 00:38:16,958
‫درسته؟

621
00:38:17,000 --> 00:38:21,208
‫سخته... که آدم اینجا باشه
‫و حضورش رو حس نکنه.

622
00:38:21,833 --> 00:38:22,875
‫حضورِ کی رو؟

623
00:38:23,875 --> 00:38:26,875
‫خدا... آره.

624
00:38:27,000 --> 00:38:28,583
‫- آره.
‫- شما کاتولیک نیستین.

625
00:38:28,625 --> 00:38:30,833
‫نه، خیلی هم نیستم، نه.

626
00:38:31,708 --> 00:38:33,125
‫نه چندان.

627
00:38:34,083 --> 00:38:36,250
‫من در محرابِ عقل زانو می‌زنم.

628
00:38:36,375 --> 00:38:39,333
‫توی خانواده مذهبی بزرگ نشدین؟

629
00:38:40,083 --> 00:38:42,750
‫مادرم... بود،

630
00:38:42,875 --> 00:38:45,708
‫خیلی، خیلی مذهبی بود، می‌دونین.

631
00:38:47,375 --> 00:38:49,250
‫- باهاش صمیمی بودین؟
‫- نه.

632
00:38:50,083 --> 00:38:53,958
‫وقتی پسربچه بودم، ما... ولی این...

633
00:38:54,000 --> 00:38:56,000
‫- پیچیده‌ست. خانواده‌ست دیگه.
‫- پیچیده‌ست.

634
00:38:56,125 --> 00:38:57,500
‫آره. درسته.

635
00:39:02,625 --> 00:39:04,333
‫همه‌ی این‌ها چه حسی بهتون میده؟

636
00:39:07,625 --> 00:39:09,458
‫چه حسی بهم میده؟

637
00:39:13,791 --> 00:39:14,875
‫صادقانه؟

638
00:39:14,958 --> 00:39:16,000
‫حتماً.

639
00:39:18,375 --> 00:39:20,208
‫خب، معماریش، برام جالبه.

640
00:39:21,208 --> 00:39:24,375
‫من عظمتش رو حس می‌کنم،
اون... اون رمز و راز

641
00:39:24,500 --> 00:39:28,208
‫تأثیر احساسیِ مورد نظر. این...

642
00:39:30,583 --> 00:39:35,750
‫و انگار یکی داستانی رو برام تعریف کرده
‫که باورش ندارم.

643
00:39:36,625 --> 00:39:40,333
‫بنا شده بر وعده‌های توخالیِ
‫یه قصه‌ی پریانِ بچگانه

644
00:39:40,375 --> 00:39:45,083
‫پُر از بدخواهی
‫و زن‌ستیزی و دگر‌هراسی

645
00:39:45,125 --> 00:39:49,333
‫و توجیه شده برای
‫اعمال خشونت‌آمیز و ظالمانه‌ی بی‌شمار

646
00:39:49,375 --> 00:39:51,375
‫در حالی که تمام مدت، و هنوز،

647
00:39:51,500 --> 00:39:54,333
‫اعمال شرم‌آور خودش رو پنهان می‌کنه.

648
00:39:54,375 --> 00:39:56,500
‫پس مثل یه قاطرِ چموش که جفتک میندازه،

649
00:39:56,625 --> 00:39:59,833
‫دلم می‌خواد تیکه‌پاره‌اش کنم
‫و اون حبابِ پوچِ باورش رو بترکونم

650
00:39:59,875 --> 00:40:05,125
‫و برسم به حقیقتی
‫که بتونم بدون خفه شدن قورتش بدم.

651
00:40:12,500 --> 00:40:17,625
‫هرچند جزئیات تیرهای سقف
‫خیلی ظریفه. این...

652
00:40:19,333 --> 00:40:22,125
‫ببینین... اگه می‌خواین بیرونم کنین،
‫راحت باشین.

653
00:40:22,250 --> 00:40:23,333
‫نه، نه.

654
00:40:24,750 --> 00:40:26,458
‫داری صادقانه حرف می‌زنی، خوبه.

655
00:40:26,500 --> 00:40:30,000
‫راست گفتن می‌تونه آدم رو سبک کنه.

656
00:40:30,083 --> 00:40:33,833
‫حدس می‌زنم همیشه نمی‌تونی
‫با اهل کلیسات صادق باشی.

657
00:40:33,875 --> 00:40:37,083
‫همیشه می‌شه صادق بود
‫با نگفتن بخش‌های غیرصادقانه.

658
00:40:37,833 --> 00:40:39,708
‫آره.

659
00:40:40,958 --> 00:40:42,958
‫حق با توئه. قصه‌گوییه.

660
00:40:44,250 --> 00:40:47,750
‫و این کلیسا، این... قرون وسطایی نیست.
‫ما توی نیویورکیم.

661
00:40:48,500 --> 00:40:50,625
‫نئوگوتیکِ قرن نوزدهمه.

662
00:40:50,750 --> 00:40:53,250
‫بیشتر شبیه دیزنی‌لنده
‫تا کلیسای نوتردام...

663
00:40:53,375 --> 00:40:55,583
‫و مناسک و تشریفات...

664
00:40:56,833 --> 00:40:58,458
‫و لباس‌ها، همه‌ش.

665
00:40:59,250 --> 00:41:00,708
‫قصه‌گوییه.

666
00:41:02,125 --> 00:41:03,250
‫حق با توئه.

667
00:41:06,125 --> 00:41:07,750
‫فکر کنم سوال اینه که...

668
00:41:09,458 --> 00:41:11,583
‫آیا این قصه‌ها ما رو
به یه دروغ متقاعد می‌کنن؟

669
00:41:13,458 --> 00:41:17,500
‫یا با چیزی عمیق در درونمون طنین‌انداز می‌شن
‫که عمیقاً حقیقته؟

670
00:41:20,250 --> 00:41:22,958
‫که هیچ جور دیگه‌ای نمی‌تونیم بیانش کنیم...

671
00:41:25,250 --> 00:41:26,625
‫جز با قصه‌گویی.

672
00:41:29,958 --> 00:41:32,125
‫گل گفتی. پدر روحانی.

673
00:41:40,625 --> 00:41:42,083
‫- پسرم.
‫- متأسفم.

674
00:41:43,250 --> 00:41:44,458
‫من فقط...

675
00:41:45,708 --> 00:41:48,125
‫من تازه دوباره حس یک کشیش رو داشتم،

676
00:41:48,750 --> 00:41:50,875
‫و حالا قراره از دستش بدم و...

677
00:41:51,833 --> 00:41:54,375
‫و هدفم رو از دست بدم و می‌ترسم، من...

678
00:41:54,458 --> 00:41:56,958
‫نمی‌دونم چطور زندگی کنم.

679
00:41:57,000 --> 00:41:58,125
‫بلانک!

680
00:41:58,875 --> 00:42:01,500
‫هی! پیداش کردی! اون...

681
00:42:10,000 --> 00:42:11,000
‫شما کی هستین؟

682
00:42:11,125 --> 00:42:12,750
‫احتمالاً باید اول این رو می‌گفتم.

683
00:42:12,833 --> 00:42:14,875
‫اسم من «بنوا بلانک»ـه. من کارآگاهم.

684
00:42:15,000 --> 00:42:18,375
‫من به پرونده‌ی قتل
‫جفرسون ویکس علاقه‌مند شدم.

685
00:42:19,750 --> 00:42:21,625
‫شما کارآگاهین،
‫یعنی با پلیس همکاری می‌کنین؟

686
00:42:21,708 --> 00:42:23,875
‫نه، نه. من به صورت خصوصی کار می‌کنم.

687
00:42:24,000 --> 00:42:27,083
‫همه فکر می‌کنن کار منه. من نبودم.

688
00:42:27,625 --> 00:42:29,708
‫ولی شاید توی قلبم می‌خواستمش،

689
00:42:29,750 --> 00:42:32,250
‫و جوری که اتفاق افتاد
‫یه جور معجزه بود.

690
00:42:32,375 --> 00:42:33,375
‫و...

691
00:42:33,875 --> 00:42:36,375
‫نمی‌دونم. گم شدم. نمی‌دونم.

692
00:42:37,500 --> 00:42:39,500
‫اجازه میدی کمکت کنم؟

693
00:42:41,875 --> 00:42:42,958
‫چی؟

694
00:42:43,000 --> 00:42:45,750
‫لب‌هات از کم‌آبی ترک خورده.

695
00:42:45,875 --> 00:42:47,250
‫تموم شب رو نخوابیدی.

696
00:42:47,875 --> 00:42:49,250
‫بیرون موندی،

697
00:42:49,333 --> 00:42:52,125
‫از وضعیت پاچه‌ی شلوارت معلومه،
‫روی زانوهات دعا می‌کردی.

698
00:42:52,875 --> 00:42:56,333
‫چیزی که من می‌بینم
یه مرد گناهکار در عذاب نیست

699
00:42:57,083 --> 00:43:00,250
‫بلکه یه مرد بی‌گناهه
که از عذاب‌وجدان رنج می‌بره

700
00:43:01,875 --> 00:43:03,125
‫بذار کمکت کنم.

701
00:43:03,416 --> 00:43:04,500
‫چطوری؟

702
00:43:04,625 --> 00:43:06,500
‫این لباسِ معجزه پوشیده.

703
00:43:07,000 --> 00:43:10,458
‫این فقط یه قتله و من قتل‌ها رو حل می‌کنم.

704
00:43:12,333 --> 00:43:14,500
‫صبر کن... شما همونی بودین که

705
00:43:15,333 --> 00:43:18,500
‫توی اون قضیه‌ی «کنتاکی دربی» که
قاتله رو گیرش انداختین

706
00:43:18,583 --> 00:43:20,083
‫- با دوربین پایان‌نما؟
‫- آره.

707
00:43:20,125 --> 00:43:21,250
‫پس شما...

708
00:43:22,083 --> 00:43:23,250
‫توی برنامه «ویو» بودین.

709
00:43:23,375 --> 00:43:25,000
‫- آره.
‫- اینجا چی کار می‌کنین؟

710
00:43:25,083 --> 00:43:28,833
‫من باید سریعاً در جریان وقایع
‫اون مراسم جمعه‌ی نیک

711
00:43:28,875 --> 00:43:31,875
‫و اتفاقات اینجا در کلیسای
‫«بانوی همیشه بردبار» قرار بگیرم.

712
00:43:32,500 --> 00:43:35,375
‫جرالدین لطف کرده
‫و به من اجازه‌ی دسترسی داده.

713
00:43:35,500 --> 00:43:39,583
‫اگه بتونی امروز وقت بذاری
‫و من رو در تحقیقاتم همراهی کنی،

714
00:43:40,208 --> 00:43:43,375
‫جسد رو ببینیم، رد آلت قتل رو بزنیم،
‫صحنه‌ی جرم رو بررسی کنیم،

715
00:43:43,458 --> 00:43:46,958
‫کمک شایانی کردی

716
00:43:48,625 --> 00:43:49,833
‫جسد؟

717
00:43:55,750 --> 00:43:58,458
‫آره، نظرم عوض شد.
‫فکر نمی‌کنم باید اینجا باشم.

718
00:43:59,500 --> 00:44:02,125
‫بلانک، من به روشت اعتماد دارم،
‫ولی با اون موافقم.

719
00:44:02,250 --> 00:44:06,333
‫نه، نه، نه. می‌خوام یه تصویر شفاف
‫و بالینی از چیزی که انجام شده داشته باشی.

720
00:44:06,375 --> 00:44:10,500
‫که ویکس رو همونطوری که هست ببینی، یه جسد.
‫فقط یه کالبد خالی.

721
00:44:10,583 --> 00:44:14,000
‫نه اون هیولای افسانه‌ای توی ذهنت،
‫بلکه صرفاً گوشت و خون.

722
00:44:14,125 --> 00:44:16,500
‫مُرده با یه زخم چاقو
که می‌تونیم تحلیلش کنیم

723
00:44:16,625 --> 00:44:19,375
‫فقط... گوشت و خون.

724
00:44:20,000 --> 00:44:21,333
‫گوشت و خون، آره.

725
00:44:21,375 --> 00:44:24,083
‫بله، اینم از تکون‌تکونِ ما.

726
00:44:24,625 --> 00:44:26,875
‫- آره. اون رو ببین.
‫- لطفاً دیگه ‌این کار رو نکنین.

727
00:44:27,958 --> 00:44:30,625
‫«تَمی». می‌شه گوشت رو برگردونی؟

728
00:44:30,708 --> 00:44:32,250
‫مثل پنکیک. آره.

729
00:44:36,750 --> 00:44:38,375
‫یک، دو، سه.

730
00:44:39,500 --> 00:44:42,208
[سردخانه]

731
00:44:44,333 --> 00:44:47,458
‫- هی! هی.
‫- نه، نه، نه. جای من اینجا نیست.

732
00:44:47,500 --> 00:44:49,875
‫نمی‌تونم اینجا باشم،
‫نمی‌دونم چرا من رو آوردین.

733
00:44:50,000 --> 00:44:51,000
‫- نمی‌تونم...
‫- هی!

734
00:44:52,250 --> 00:44:53,625
‫اگه آمرزش می‌خوای،

735
00:44:53,750 --> 00:44:57,208
‫اگه می‌خوای باز هم کشیش باشی،
‫پس باید توی این راه با من بیای.

736
00:44:57,250 --> 00:45:00,958
‫قاتل واقعی بیرونه.
‫ما باید پیداش کنیم، گیرش بندازیم، من...

737
00:45:00,958 --> 00:45:01,958
‫ببخشید.

738
00:45:02,000 --> 00:45:04,916
‫منظورم اینه که بگیریمش
و زندگیت رو پس بگیری

739
00:45:04,958 --> 00:45:06,125
‫پدر.

740
00:45:06,875 --> 00:45:09,250
‫من باید بدونم
‫که تو موقعیت رو درک می‌کنی.

741
00:45:09,333 --> 00:45:12,625
‫ما همه رفیق نیستیم
‫که دور هم جمع شدیم تا یه پرونده رو حل کنیم.

742
00:45:12,750 --> 00:45:14,375
‫تو هنوز مظنونی.

743
00:45:14,458 --> 00:45:18,500
‫نکته اینه که، تو نباید بدون وکیل اینجا باشی،
‫این رو می‌فهمی؟

744
00:45:20,375 --> 00:45:23,125
‫من این کار رو نکردم.

745
00:45:24,375 --> 00:45:26,083
‫اگه بتونم کمک کنم که بفهمیم کی کرده،

746
00:45:26,750 --> 00:45:29,250
‫پس پایه‌ام، آره، بریم تو کارش، آره.

747
00:45:29,375 --> 00:45:30,583
‫بسیار خب.

748
00:45:31,458 --> 00:45:32,625
‫جسد.

749
00:45:32,750 --> 00:45:34,333
‫بعدی آلت قتل.

750
00:45:34,375 --> 00:45:35,500
‫بعد صحنه‌ی جرم.

751
00:45:36,750 --> 00:45:38,208
‫با من بیا.

752
00:45:44,958 --> 00:45:47,583
‫یه چیزی بهت بگم،
‫من حتی از شیطان خوشم نمیاد.

753
00:45:47,625 --> 00:45:51,750
‫می‌دونی، «اِل دیابلو»، باکلاس به نظر میاد،
‫ایتالیایی‌ـه، این اشکالی نداره، می‌دونی،

754
00:45:51,833 --> 00:45:53,958
‫بعد زنم، میره تابلوی شیطان می‌خره،

755
00:45:54,000 --> 00:45:55,958
‫بعد لامپ‌های شیطانی رو می‌خره

756
00:45:56,000 --> 00:45:59,625
‫و بعد مردم شروع می‌کنن، «هی، یه چیز
‫شیطانی واسه کافه بخر، عاشقشه.»

757
00:45:59,708 --> 00:46:03,333
‫و بعد، می‌دونی، شیطان،
شیطان، شیطان، بنگ، نمی‌دونم

758
00:46:03,375 --> 00:46:05,750
‫- ولی همینه... همینه، نه؟
‫- آره.

759
00:46:05,875 --> 00:46:07,000
‫آره.

760
00:46:07,083 --> 00:46:09,958
‫ولی...

761
00:46:10,000 --> 00:46:13,500
‫ولی می‌دونی، قرمز نبود،
‫الان قرمزه، رنگ شده.

762
00:46:13,625 --> 00:46:16,000
‫- بله، بله، تازه رنگ شده.
‫- امیدوارم.

763
00:46:16,583 --> 00:46:20,208
‫توش رو با یه جور گچ پر کردن
‫و تیغه رو چسبوندن اون تو.

764
00:46:20,250 --> 00:46:22,625
‫من برای نجاتش هر کاری لازم باشه می‌کنم.

765
00:46:22,750 --> 00:46:25,958
‫که مثل یه سرطان جراحیت کنم و بندازمت دور.

766
00:46:26,000 --> 00:46:29,250
‫هی، هی، هی. بی‌خیال، قطعش کن.
‫اصلاً کار جالبی نیست. بی‌خیال.

767
00:46:29,375 --> 00:46:31,625
‫اون کله‌ی شیطان قرمز،
‫سر از کجا درآورد؟

768
00:46:31,750 --> 00:46:36,333
‫توی کلیسا، پرتش کردم سمت کلیسا
‫و یه پنجره رو شکست، نمی‌دونم چرا.

769
00:46:37,875 --> 00:46:40,125
‫و بعد از «مراسم تعمید روغن» روز دوشنبه،

770
00:46:40,208 --> 00:46:42,500
‫مارتا گفت
که یه پنجره‌ی شکسته کوچیک پیدا کرده

771
00:46:42,625 --> 00:46:43,625
‫امان از بچه‌ها.

772
00:46:43,708 --> 00:46:45,125
‫ولی چیز دیگه‌ای نبود.

773
00:47:03,500 --> 00:47:04,750
‫اون رو می‌بینی؟

774
00:47:10,875 --> 00:47:11,875
‫آره.

775
00:47:13,458 --> 00:47:14,500
‫آره.

776
00:47:18,208 --> 00:47:20,208
‫اون...

777
00:47:22,500 --> 00:47:23,750
‫دکتر نت.

778
00:47:25,125 --> 00:47:26,333
‫لـ...

779
00:47:28,625 --> 00:47:30,708
‫سلام.

780
00:47:32,625 --> 00:47:34,000
‫فقط داشتم ناهار می‌خوردم.

781
00:47:40,583 --> 00:47:44,208
‫نت، من... من می‌تونم بعداً بیام اونجا
‫اگه... اگه بخوای حرف بزنیم.

782
00:47:44,250 --> 00:47:46,375
‫فکر نکنم... آره، من... آره.

783
00:47:46,500 --> 00:47:48,375
‫فکر نکنم این رو ترجیح بدم.

784
00:47:48,500 --> 00:47:49,875
‫ترجیح میدم نیای.

785
00:47:50,625 --> 00:47:53,875
‫خودشه.
‫این چیزی‌ـه که باهاش انجامش دادی.

786
00:47:54,458 --> 00:47:56,625
‫- بس کن، نت.
‫- «مثل سرطان ببرش و بندازش دور.»

787
00:47:56,708 --> 00:47:58,500
‫ای آدمِ پست.

788
00:47:58,583 --> 00:48:00,208
‫- حالیش کن، نت.
‫- آره.

789
00:48:01,375 --> 00:48:04,500
‫آدمِ پست! کشیشِ قاتل!

790
00:48:36,791 --> 00:48:37,875
‫اول از همه،

791
00:48:38,000 --> 00:48:40,958
‫من یه سبد میوه به کارآگاه «الیوت» بدهکارم
‫که شماره‌ی تو رو بهم داد.

792
00:48:41,000 --> 00:48:42,875
‫من فقط خوشحالم که خدمت کردم.

793
00:48:42,958 --> 00:48:44,750
‫جرالدین، تو این بصیرت رو داشتی

794
00:48:44,875 --> 00:48:47,458
‫که ببینی این قضیه
‫خیلی فراتر از کار پلیسی معمولیه،

795
00:48:47,500 --> 00:48:51,750
‫این چیزی‌ـه که
‫حتی منم تجربه‌اش نکردم.

796
00:48:51,875 --> 00:48:55,958
‫یه نمونه‌ی کلاسیک
‫از یک جنایتِ کاملاً غیرممکن.

797
00:48:56,750 --> 00:48:58,375
‫خوراکِ رمان‌های جنایی.

798
00:48:58,500 --> 00:49:01,833
‫این نباید توی دنیای واقعی ما
وجود داشته باشه

799
00:49:02,875 --> 00:49:04,250
‫و با این حال اینجاست.

800
00:49:04,833 --> 00:49:06,250
‫جام مقدس.
(دستاورد محال)

801
00:49:07,333 --> 00:49:08,583
‫عاشق این اشتیاقم.

802
00:49:08,625 --> 00:49:11,125
‫فقط باید مطمئن بشم
‫که می‌دونی این پرونده قابل حله.

803
00:49:11,250 --> 00:49:13,500
‫من ناتوانم از حل نکردنِ یه جنایت.

804
00:49:14,250 --> 00:49:15,875
‫اون لحظه‌ی کیش و مات

805
00:49:16,750 --> 00:49:20,208
‫وقتی میرم روی صحنه
‫و تار عنکبوت حریفم رو از هم باز می‌کنم...

806
00:49:21,958 --> 00:49:23,250
‫می‌بینی. کیف میده!

807
00:49:23,833 --> 00:49:26,000
‫- عالیه، چطور به اونجا برسیم؟
‫- منبع،

808
00:49:26,833 --> 00:49:29,375
‫کتاب «مرد توخالی» اثر جان دیکسون کار.

809
00:49:30,208 --> 00:49:32,458
‫یه رمان کارآگاهیِ عصر طلایی

810
00:49:32,500 --> 00:49:34,625
‫و یه کتاب مقدماتی تمام‌عیار
‫درباره معمای اتاقِ بسته،

811
00:49:34,750 --> 00:49:36,000
‫جنایت غیرممکن.

812
00:49:37,750 --> 00:49:38,875
‫صبر کن.

813
00:49:44,208 --> 00:49:46,333
[باشگاه کتاب‌خوانی]
[فهرست کتاب‌های بهار]

814
00:49:47,208 --> 00:49:50,708
‫پدر جاد، یه بار دیگه، نونت حلاله.

815
00:49:52,375 --> 00:49:55,000
‫«جسد مال کیست؟»
‫«قتل‌های خیابان مورگ».

816
00:49:55,083 --> 00:49:57,500
‫«قتل راجر آکروید».
‫«قتل در خانه‌ی کشیش».

817
00:49:57,583 --> 00:50:02,750
‫خدای من، این عملاً
‫یه سرفصل آموزشی برای ارتکاب این جنایته.

818
00:50:03,250 --> 00:50:05,208
‫و کل اهل کلیسا توی این گروه‌ان؟

819
00:50:08,833 --> 00:50:10,458
‫کی این کتاب‌ها رو انتخاب کرده؟

820
00:50:11,125 --> 00:50:12,125
‫اُپرا.

821
00:50:13,125 --> 00:50:14,125
‫اپرا.

822
00:50:14,625 --> 00:50:16,750
‫مارتا یه لیست موضوعی
‫از سایت اپرا برمی‌داره.

823
00:50:16,833 --> 00:50:18,625
‫خب، این تئوری من رو تأیید می‌کنه.

824
00:50:19,250 --> 00:50:21,125
‫قاتل قطعاً تقلید کرده

825
00:50:21,250 --> 00:50:24,000
‫از روش‌های سنتی
‫یه داستان معمایی اتاقِ بسته.

826
00:50:24,500 --> 00:50:26,750
‫که کار رو ساده می‌کنه.

827
00:50:26,833 --> 00:50:28,000
‫وقتِ باشگاه کتابخوانیه.

828
00:50:28,583 --> 00:50:30,000
‫بیاین، بچه‌ها.

829
00:50:36,625 --> 00:50:39,000
‫توی «مرد توخالی»،
‫کارآگاه «گیدئون فل»

830
00:50:39,083 --> 00:50:44,000
‫یه خلاصه‌ای از تمام روش‌های ممکن
‫برای قتل در اتاق بسته ارائه میده.

831
00:50:44,083 --> 00:50:46,208
‫پس بیایم ردیفشون کنیم
و یکی‌یکی حذفشون کنیم

832
00:50:46,250 --> 00:50:48,375
‫احتمال شماره یک،

833
00:50:48,500 --> 00:50:51,875
‫ویکس با چاقو زده شده

834
00:50:52,500 --> 00:50:54,875
‫قبل از اینکه وارد اتاقک بشه.

835
00:50:55,458 --> 00:50:58,875
‫پدر جاد، می‌شه دقیقاً جایی که بودی بایستی؟

836
00:51:02,000 --> 00:51:04,125
‫ویکس خطبه‌اش رو تموم می‌کنه.

837
00:51:05,875 --> 00:51:07,583
‫هر دستگاهی پشت سرش

838
00:51:07,625 --> 00:51:12,625
‫که بتونه یه خنجر سنگین و نامتعادل رو
‫به کمرش پرتاب کنه...

839
00:51:15,625 --> 00:51:19,708
‫شاید از دید دوربین
‫و شاهدین توی سالن پنهان بوده باشه،

840
00:51:20,333 --> 00:51:23,833
‫ولی قطعاً توسط پدر جاد دیده می‌شد.

841
00:51:25,458 --> 00:51:28,500
‫نه، من یه رباتِ چاقو‌انداز پشت سرش ندیدم.

842
00:51:28,583 --> 00:51:31,125
‫نه. احتمال یک، خط خورد.

843
00:51:31,208 --> 00:51:33,000
‫احتمال دو...

844
00:51:34,875 --> 00:51:36,333
‫اون کشته شده

845
00:51:36,833 --> 00:51:38,625
‫وقتی داخل اتاقک بوده

846
00:51:38,750 --> 00:51:42,375
‫توسط کسی یا چیزی که

847
00:51:43,125 --> 00:51:44,958
‫بیرون از اتاقک بوده.

848
00:51:45,625 --> 00:51:49,250
‫مثلاً، یه چیزی چاقو رو پرت کرده
‫توی اتاقک از این بیرون؟

849
00:51:49,333 --> 00:51:50,750
‫نه، این دیوونگیه.

850
00:51:50,833 --> 00:51:52,833
‫دیوونگی و از چند جهت غیرممکن.

851
00:51:52,875 --> 00:51:55,875
‫احتمال دو، خط خورد. پیشرفت!

852
00:51:56,000 --> 00:51:58,083
‫چندتا احتمال دیگه هست؟

853
00:51:58,125 --> 00:52:00,125
‫خیلی نیست. سه...

854
00:52:01,000 --> 00:52:03,875
‫اون کشته شده وقتی داخل اتاقک بوده

855
00:52:03,958 --> 00:52:06,583
‫توسط دستگاهی که اونم

856
00:52:07,875 --> 00:52:09,375
‫داخل اتاقک بوده.

857
00:52:09,458 --> 00:52:11,625
‫پس یه چیزی از قبل کار گذاشته شده و،

858
00:52:11,750 --> 00:52:13,375
‫چی، با ریموت فعال شده؟

859
00:52:13,458 --> 00:52:15,458
‫خب، این دیوارها ضخیمن،

860
00:52:15,500 --> 00:52:18,958
‫ولی یه سیگنال رادیویی خیلی قوی
‫می‌تونه ازشون رد بشه.

861
00:52:19,708 --> 00:52:21,875
‫پس آدم کجا می‌تونه مخفی کنه...

862
00:52:22,458 --> 00:52:26,875
‫...یه دستگاه پرتاب چاقوی کنترلی
‫کاملاً مجهز رو

863
00:52:27,375 --> 00:52:29,125
‫توی یه اتاقک خالی؟

864
00:52:29,958 --> 00:52:31,708
‫ویکس با شکم افتاد زمین.

865
00:52:31,750 --> 00:52:34,500
‫من اون صدای تلپِ سنگین یادمه.

866
00:52:36,375 --> 00:52:38,875
‫و صورتش رو به در بود،

867
00:52:39,000 --> 00:52:40,958
‫پس اون عقب ایستاده بوده رو به بیرون،

868
00:52:42,000 --> 00:52:45,375
‫پس چاقو باید
‫یه جوری از دیوارِ عقبی اومده باشه.

869
00:52:45,875 --> 00:52:48,333
‫تلپِ سنگین. خیلی خوبه.

870
00:52:48,875 --> 00:52:50,083
‫با این حال،

871
00:52:51,083 --> 00:52:52,958
‫صخره‌ی جبل‌الطارق.

872
00:52:53,750 --> 00:52:54,875
‫نظرت راجع به...

873
00:52:55,375 --> 00:52:57,958
‫نظرت راجع به یه دیوار کاذب چیه
‫که بعداً برداشته شده؟

874
00:52:58,000 --> 00:53:00,000
‫تخته گاز میری، پدر براون.

875
00:53:00,083 --> 00:53:01,500
‫چی؟ نه، نه.

876
00:53:01,625 --> 00:53:03,708
‫افراد من متوجه دیوار کاذب می‌شدن.

877
00:53:07,583 --> 00:53:11,375
‫آره. و برداشتنش بعد از ماجرا
‫کار کوچیکی نبوده.

878
00:53:13,250 --> 00:53:16,000
‫چیز دیگه‌ای
‫کفِ این فضا پیدا نشده، نه؟

879
00:53:16,625 --> 00:53:19,250
‫نه. نه، فقط نخ قرمز.

880
00:53:21,333 --> 00:53:22,750
‫صبر کن، چی؟ اون...

881
00:53:22,833 --> 00:53:24,500
‫نخ قرمز؟

882
00:53:26,500 --> 00:53:30,125
‫دو رشته نخ قرمز ضخیم
‫حدود سه اینچ طول، اونجا پیدا شد

883
00:53:30,208 --> 00:53:32,208
‫کنار جسد نزدیک پاش.

884
00:53:34,125 --> 00:53:35,750
‫خب، احتمال چهارم چیه؟

885
00:53:40,958 --> 00:53:42,000
‫مارتا؟

886
00:53:43,000 --> 00:53:45,208
‫- بندازشون بیرون.
‫- مارتا؟

887
00:53:45,250 --> 00:53:46,583
‫بندازشون بیرون!

888
00:53:46,625 --> 00:53:49,875
‫توی این مکان مقدس راه میرن

889
00:53:50,000 --> 00:53:53,333
‫انگار صحنه‌ی جرمه. مثل یه...

890
00:53:53,375 --> 00:53:57,000
‫سریال پلیسیِ مبتذل
!درباره ربات‌ها حرف می‌زنن

891
00:53:57,625 --> 00:54:01,125
‫این درست نیست، پدر،
‫نیست، این درست نیست!

892
00:54:03,750 --> 00:54:06,375
‫مارتا، بهتره بری خونه، یه‌کم استراحت کنی.

893
00:54:06,875 --> 00:54:08,000
‫کاری از دستم برمیاد؟

894
00:54:08,875 --> 00:54:09,875
‫برو.

895
00:54:10,625 --> 00:54:12,458
‫دیگه هیچ‌کس تو رو اینجا نمی‌خواد.

896
00:54:12,958 --> 00:54:17,833
‫تو همیشه از مانسینیور متنفر بودی
‫و جز تحقیر چیزی برای ما نداری.

897
00:54:17,875 --> 00:54:20,333
‫- این حقیقت نداره.
‫- قتل توی قلبت...

898
00:54:20,375 --> 00:54:22,000
‫- نه.
‫- ...خون روی دست‌هات

899
00:54:22,125 --> 00:54:24,125
‫درست مثل اون زنِ بی‌آبرو.

900
00:54:24,208 --> 00:54:27,375
‫گناهِ اولیه‌ی تو این مکان رو لکه‌دار کرده.

901
00:54:28,125 --> 00:54:29,875
‫کشیش دروغین!

902
00:54:32,750 --> 00:54:34,375
‫شرمنده.

903
00:54:35,208 --> 00:54:37,375
‫ولی، آره،
‫اگه پیدا کردن حقایق با اون کارآگاه

904
00:54:37,458 --> 00:54:39,625
‫من رو مقابل تو و این جماعت قرار میده،
‫پس باشه.

905
00:54:42,375 --> 00:54:43,500
‫شرمنده.

906
00:54:54,375 --> 00:54:56,125
‫می‌شه از کیسه‌بوکست استفاده کنم؟

907
00:54:57,625 --> 00:54:59,250
‫آره. راحت باش.

908
00:55:02,750 --> 00:55:04,208
‫حالت خوبه؟

909
00:55:04,833 --> 00:55:08,208
‫مه داشت کنار می‌رفت.
‫این معمایی بود که حل می‌شد.

910
00:55:08,250 --> 00:55:10,875
‫جسد، سلاح،
‫صحنه‌ی جرم، تفنگ‌های چاقوییِ رباتی،

911
00:55:11,000 --> 00:55:14,000
‫و زوایای دید
و دیوارهای سنگی و ریموت کنترل‌ها

912
00:55:16,500 --> 00:55:17,750
‫و ریموت کنترل‌ها.

913
00:55:17,875 --> 00:55:21,333
‫ولی الان یه روزِ تازه‌ست... تیم کابز...

914
00:55:21,375 --> 00:55:24,125
‫کی قرار بود قهرمانِ اون بازی بشه...

915
00:55:24,250 --> 00:55:26,500
‫ولی دیدیم که چطور پیش رفت...

916
00:55:26,625 --> 00:55:29,000
‫تو در طول مراسمِ جمعه به بازی گوش نمی‌دادی.

917
00:55:29,708 --> 00:55:31,250
‫با رادیوت.

918
00:55:31,333 --> 00:55:34,875
‫نه. مارتا موافق نیست.

919
00:55:36,708 --> 00:55:38,125
‫پس ضبطش کردی.

920
00:55:38,750 --> 00:55:39,875
‫آره.

921
00:55:41,500 --> 00:55:45,625
‫بسیار خب. من یه برچسبِ زمانی روش گذاشتم
‫با در نظر گرفتن تأخیر پخش.

922
00:55:45,708 --> 00:55:49,958
‫تماس دکتر شارپ با بیمارستان
‫در ساعت 3:47 بعدازظهر اتفاق افتاد

923
00:55:50,000 --> 00:55:52,458
‫و 90 ثانیه قبل از اون...

924
00:55:58,458 --> 00:56:01,000
‫خب، چندین چیز
‫می‌تونست باعث اون پارازیت بشه،

925
00:56:01,083 --> 00:56:02,458
‫ولی در جواب سوالت، بله،

926
00:56:02,500 --> 00:56:06,000
‫این با یه موج قوی تداخل رادیویی
‫جور درمیاد

927
00:56:06,125 --> 00:56:08,625
‫که ممکنه از یه ریموت کنترلِ تقویت‌شده بگیری.

928
00:56:08,750 --> 00:56:10,333
‫لعنتی.

929
00:56:10,375 --> 00:56:11,416
‫خودشه، نه؟

930
00:56:11,458 --> 00:56:13,333
‫این ربات چاقو‌انداز رو فعال کرده.

931
00:56:13,375 --> 00:56:16,125
‫باید همین باشه.
‫می‌تونی... می‌تونی الان حلش کنی، درسته؟

932
00:56:16,250 --> 00:56:18,625
‫آیا...
‫آیا این رو با فیلمِ سای هماهنگ کردی؟

933
00:56:18,750 --> 00:56:22,500
‫کردم، آره. ویدئوی آیفون
‫تایم‌کد داره. خیلی دقیقه.

934
00:56:22,583 --> 00:56:24,583
‫- باشه. می‌شه بهمون نشون بدی لطفاً؟
‫- آره.

935
00:56:24,625 --> 00:56:25,708
‫چی رو نشون‌مون بده؟

936
00:56:25,750 --> 00:56:28,625
♪ که منجی عالم به او بسته شده ♪

937
00:56:31,708 --> 00:56:32,750
‫مانسینیور؟

938
00:56:45,708 --> 00:56:47,833
‫پس وقتی موج رادیویی اتفاق افتاد،

939
00:56:47,875 --> 00:56:50,750
‫اون قبلاً روی زمین بود
‫با یه چاقو توی کمرش

940
00:56:51,375 --> 00:56:53,708
‫و پدر جاد داشت مستقیم بهش نگاه می‌کرد.

941
00:56:54,208 --> 00:56:56,000
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

942
00:56:56,083 --> 00:56:58,750
‫خب، واسه ربات چاقو‌انداز، ممکن نیست.

943
00:56:58,875 --> 00:57:01,458
‫پس... این هیچی نبود؟

944
00:57:01,458 --> 00:57:02,500
‫نه، نه.

945
00:57:02,500 --> 00:57:05,875
‫این خیلی هم یه چیزی بود.

946
00:57:05,958 --> 00:57:08,750
‫ما الان تمام تیکه‌ها رو جلوی رومون چیدیم.

947
00:57:08,875 --> 00:57:10,000
‫- چیدیم؟
‫- آره.

948
00:57:10,083 --> 00:57:13,250
‫منشأ اون کله‌ی شیطان رو در نظر بگیر،
‫نخِ قرمز،

949
00:57:13,375 --> 00:57:16,750
‫صدای تلپِ سنگین،
‫زمان‌بندیِ ریموت رادیویی.

950
00:57:17,750 --> 00:57:19,208
‫همه‌ش با هم جور درمیاد.

951
00:57:20,333 --> 00:57:22,500
‫پس جواب رو بهمون بده.

952
00:57:23,750 --> 00:57:25,000
‫نمی‌تونم.

953
00:57:26,500 --> 00:57:30,000
‫تو گفتی اگه همه‌ی تیکه‌ها رو داشته باشی،
‫جواب رو داری.

954
00:57:30,125 --> 00:57:31,375
‫می‌دونم. و با این حال،

955
00:57:31,458 --> 00:57:33,500
‫با وجود تمام تیکه‌ها روی میز،

956
00:57:33,625 --> 00:57:36,750
‫این جنایت هنوز هم واقعاً به نظر میاد...

957
00:57:37,583 --> 00:57:38,750
‫غیرممکنه.

958
00:57:39,625 --> 00:57:41,333
‫بهم گفتی می‌تونی حلش کنی.

959
00:57:43,375 --> 00:57:44,875
‫این کاریه که می‌کنی.

960
00:57:45,875 --> 00:57:48,500
‫من بهت ایمان آوردم.

961
00:57:48,583 --> 00:57:52,083
‫خدایا. خدایا.

962
00:57:52,125 --> 00:57:56,208
‫تو 36 ساعته نخوابیدی.
‫فکر کنم وقتِ خوابه.

963
00:57:56,250 --> 00:57:57,375
‫آره.

964
00:57:58,000 --> 00:58:00,708
‫عجب روزی بود.
‫شب به‌خیر، پدر جاد.

965
00:58:00,750 --> 00:58:02,333
‫بیا. می‌رسونمت.

966
00:58:11,625 --> 00:58:14,208
‫می‌دونی، حق با توئه.

967
00:58:14,250 --> 00:58:16,875
‫این نمی‌تونه غیرممکن باشه.

968
00:58:18,125 --> 00:58:20,000
‫حتماً یه تیکه‌ای گم شده.

969
00:58:21,250 --> 00:58:23,250
‫و فکر کنم می‌دونم کجا پیداش کنم.

970
00:58:23,875 --> 00:58:26,625
‫ببین، فکر کنم یه چیزی اون توئه،
‫توی سرِ تو،

971
00:58:26,708 --> 00:58:29,125
‫که برای حل این پرونده بهش نیاز دارم.

972
00:58:29,750 --> 00:58:32,625
‫و اگه نتونم با زبون خوش درش بیارم، متأسفم،

973
00:58:33,125 --> 00:58:35,583
‫ولی مجبورم برم تو و بیارمش بیرون.

974
00:58:38,083 --> 00:58:40,000
‫باشه، داری می‌ترسونیم.

975
00:58:42,083 --> 00:58:44,333
‫من... من نمی‌فهمم.

976
00:58:44,375 --> 00:58:47,375
‫نمی‌فهمم این چه کمکی می‌کنه.
‫می‌خوای داستان رو بنویسم؟

977
00:58:47,458 --> 00:58:49,625
‫بله، داستان رو.

978
00:58:49,750 --> 00:58:52,458
‫داستانِ قتلِ جنابِ ویکس.

979
00:58:52,500 --> 00:58:53,625
‫مانسینیور ویکس.

980
00:58:53,708 --> 00:58:55,500
‫مانسینیور هالاپینو. برام مهم نیست.

981
00:58:55,625 --> 00:58:59,000
‫من باید قتلش و وقایع
‫منتهی به اون رو از چشم‌های تو ببینم.

982
00:58:59,041 --> 00:59:00,041
‫از کجا شروع کنم؟

983
00:59:00,083 --> 00:59:01,125
‫از هر جایی که دوست داری.

984
00:59:01,250 --> 00:59:04,458
‫فقط جذاب نگه‌ش دار،
‫روان بنویس و هیچ جزئیاتی رو جا ننداز.

985
00:59:04,500 --> 00:59:05,833
‫بلانک، من نویسنده نیستم.

986
00:59:05,875 --> 00:59:07,875
‫عجله نکن.

987
00:59:08,458 --> 00:59:11,208
‫من جام کاملاً راحته.

988
00:59:18,875 --> 00:59:21,875
‫خب من یک ساعت گذشته رو
‫صرف انجام دقیقاً همین کار کردم

989
00:59:22,375 --> 00:59:25,583
‫و حالا این خودکار رو می‌ذارم زمین
‫و میدمش به تو

990
00:59:26,083 --> 00:59:27,250
‫و حدس می‌زنم باید صبر کنم

991
00:59:27,375 --> 00:59:29,250
‫تا تو داستان من رو بخونی

992
00:59:29,375 --> 00:59:32,333
‫داستانِ قتلِ مانسینیور جفرسون ویکس.

993
00:59:58,875 --> 01:00:00,125
‫چرا این کار رو کردی؟

994
01:00:03,458 --> 01:00:04,958
‫سوال بهتر اینه که،

995
01:00:05,500 --> 01:00:08,250
‫چرا فکر کردم می‌تونم بهت دروغ بگم
‫و قسر در برم؟

996
01:00:08,333 --> 01:00:10,958
‫نه، تو دروغ نگفتی.
‫می‌دونستم که نمی‌گی.

997
01:00:11,833 --> 01:00:14,208
‫تو فقط بخش غیرصادقانه رو
بلند به زبون نیاوردی

998
01:00:17,958 --> 01:00:22,458
‫«وقتی بیرون به بقیه ملحق شدم،
‫پلیس‌ها تازه داشتن می‌رسیدن.»

999
01:00:24,833 --> 01:00:26,458
‫«بیرون به بقیه ملحق شدم.»

1000
01:00:26,958 --> 01:00:28,958
‫پس تو داخل موندی.

1001
01:00:29,000 --> 01:00:31,875
‫پس تو تنها کسی بودی
‫که دسترسی بدون ناظر داشتی

1002
01:00:31,958 --> 01:00:36,333
‫به اون اتاقک بعد از قتل،
‫اما قبل از اینکه پلیس بگردتش.

1003
01:00:38,375 --> 01:00:39,875
‫چرا؟ یعنی...

1004
01:00:42,833 --> 01:00:44,125
‫چرا ازش محافظت کردی؟

1005
01:00:44,208 --> 01:00:46,208
‫من این کار رو برای محافظت از ویکس نکردم.

1006
01:00:47,375 --> 01:00:50,208
‫اون کار رو کردم تا کسایی که بهش باور دارن رو
‫از یه دلسردیِ کوچیک نجات بدم.

1007
01:00:50,250 --> 01:00:51,708
‫خب، مطمئناً همه می‌دونستن.

1008
01:00:51,750 --> 01:00:54,625
‫یعنی، بعد از هر مراسم عشای ربانی
‫باید تغییرحالتش رو می‌دیدن.

1009
01:00:54,708 --> 01:00:58,208
‫«خودش رو تقویت می‌کرد.»
‫کلمه‌بندیِ هوشمندانه‌ای بود.

1010
01:00:58,250 --> 01:01:01,250
‫ولی همه باید می‌دونستن
که اون ناپرهیزی می‌کنه

1011
01:01:01,333 --> 01:01:03,500
‫روح القدس امروز واقعاً تکونش داده، نه؟

1012
01:01:03,583 --> 01:01:05,708
‫نه، همه نه.

1013
01:01:06,375 --> 01:01:07,750
‫سم.

1014
01:01:08,250 --> 01:01:09,375
‫تنها آدم خوبِ کلِ این مکان.

1015
01:01:10,125 --> 01:01:12,375
‫ترک کردنِ عادت‌های بد
زندگیش رو نجات داد

1016
01:01:12,458 --> 01:01:14,458
‫می‌دونستم که خبرنگارها و پلیس اونجان.

1017
01:01:15,875 --> 01:01:19,708
‫چرا باید می‌ذاشتم اون بطریِ مخفی‌شده
‫بخشی از داستان بشه؟

1018
01:01:22,208 --> 01:01:24,625
‫ویکس چاقو خورده بود.

1019
01:01:24,708 --> 01:01:28,458
‫نمی‌دونم چطوری یا توسط کی،
‫ولی من... ولی می‌دونستم چاقو خورده.

1020
01:01:28,500 --> 01:01:30,500
‫پس این ربطی به اون موضوع نداشت.

1021
01:01:30,625 --> 01:01:32,750
‫یه تصمیم آنی بود.

1022
01:01:32,833 --> 01:01:35,375
‫یه‌کم قصه‌گویی برای محافظت از یارانم.

1023
01:01:35,458 --> 01:01:37,083
‫مزخرفه!

1024
01:01:37,125 --> 01:01:41,250
‫و با محافظت از حبابِ باور اون‌ها،
‫تو سپرِ بلای یک قاتل شدی!

1025
01:01:43,833 --> 01:01:45,458
‫اون بطری کجاست؟

1026
01:01:46,750 --> 01:01:49,625
‫لعنتی!

1027
01:01:52,250 --> 01:01:54,500
‫لعنتی. اینجا نیست.

1028
01:01:55,625 --> 01:01:56,750
‫بلانک.

1029
01:01:57,708 --> 01:01:58,875
‫متأسفم.

1030
01:01:59,500 --> 01:02:01,500
‫اون چاقو خورده بود، واسه همین فکر نکردم...

1031
01:02:01,625 --> 01:02:03,750
‫نه. تو فکر نکردی.

1032
01:02:03,833 --> 01:02:06,291
‫ولی حالا دیگه وارد مخمصه شدیم،
‫پس بهتره شروعش کنی.

1033
01:02:08,125 --> 01:02:09,958
‫یکی اتاق من رو گشته.

1034
01:02:10,958 --> 01:02:12,250
‫تازه دارم می‌فهمم.

1035
01:02:12,750 --> 01:02:15,625
‫این کارِ یه آدمِ مکار بود،
‫بر علیه من برنامه‌ریزی شده بود.

1036
01:02:15,708 --> 01:02:18,000
‫و حالا دشمنی
که باهاش روبه‌رو هستیم رو می‌بینی

1037
01:02:19,958 --> 01:02:22,833
‫تو به داستان‌های این جماعت
‫با همدلی و متانت گوش دادی،

1038
01:02:22,875 --> 01:02:24,625
‫ولی دیگه تموم شد.

1039
01:02:24,750 --> 01:02:26,375
‫به اندازه‌ی کافی وقت تلف کردیم.

1040
01:02:26,458 --> 01:02:28,875
‫فردا از دورهمی مراسم تدفین استفاده می‌کنیم

1041
01:02:28,958 --> 01:02:30,583
‫تا از همه‌شون با هم بازجویی کنیم.

1042
01:02:30,625 --> 01:02:33,500
‫ما باید بفهمیم اون شب چه اتفاقی افتاده.

1043
01:02:34,583 --> 01:02:38,625
‫و این گله‌ی گرگ‌های شرور
‫چه چیزی رو دارن مخفی می‌کنن.

1044
01:02:49,708 --> 01:02:52,208
[آخرین خطبه‌ی جفرسون ویکس: روز مرگش]

1045
01:02:55,750 --> 01:02:57,125
‫خیانت دیده.

1046
01:02:58,125 --> 01:02:59,375
‫کتک خورده.

1047
01:03:01,500 --> 01:03:02,708
‫مسخره شده.

1048
01:03:03,750 --> 01:03:04,958
‫مصلوب شده.

1049
01:03:07,125 --> 01:03:08,208
‫به قتل رسیده.

1050
01:03:12,208 --> 01:03:14,833
‫و در یک حفره رها شده تا بپوسه.

1051
01:03:15,750 --> 01:03:16,833
‫تا فراموش بشه.

1052
01:03:18,000 --> 01:03:20,875
‫همان‌طور که سر منجی ما اومد،
سر کلیسا هم میاد

1053
01:03:21,500 --> 01:03:25,000
‫کلیسای ما مورد هجوم
‫مدرنیته‌ی شرور قرار گرفته،

1054
01:03:25,125 --> 01:03:27,333
‫توسط دشمنان خدا.

1055
01:03:27,375 --> 01:03:29,375
‫زنانِ بی‌آبرو،

1056
01:03:29,500 --> 01:03:32,833
‫انگل‌هایی که می‌خوان سرکوب و ساکت کنن

1057
01:03:32,875 --> 01:03:35,333
‫و ما رو از جایگاه برحق‌مون محروم کنن

1058
01:03:35,375 --> 01:03:38,000
‫به عنوان حاکمان
‫یک ملت مسیحیِ باایمان.

1059
01:03:38,500 --> 01:03:41,625
‫و حتی در حالی که من به عنوان
‫یک جنگجوی مسیح در برابر شما ایستاده‌ام،

1060
01:03:41,708 --> 01:03:45,500
‫در زرهِ خداوند آماده‌ام تا با دنیا
‫تا آخرین نفسم بجنگم،

1061
01:03:45,625 --> 01:03:48,125
‫شما عبور نخواهید کرد!

1062
01:03:50,875 --> 01:03:53,958
‫درست مثل سرور ما، من هم
توسط یهودا مورد خیانت قرار گرفتم

1063
01:03:54,500 --> 01:03:56,333
‫آقایان، می‌شه یه لحظه وقت‌تون رو بگیرم؟

1064
01:03:57,083 --> 01:03:59,083
‫یهودا در چهره‌های مختلف.

1065
01:04:00,833 --> 01:04:03,625
‫همیشه تهدید واقعی از درون میاد.

1066
01:04:05,125 --> 01:04:06,958
‫حرف‌های من رو به خاطر بسپارید.

1067
01:04:08,375 --> 01:04:11,750
‫در این جمعه‌ی نیک،
‫به یاد بیارین که چه چیزی در راهه.

1068
01:04:11,875 --> 01:04:13,875
‫به یاد بیارین، همه‌ی شما.

1069
01:04:15,500 --> 01:04:17,750
‫تو دوباره برمی‌خیزی.

1070
01:04:18,958 --> 01:04:20,375
‫همه چی درست می‌شه.

1071
01:04:20,875 --> 01:04:22,500
‫تو دوباره برمی‌خیزی.

1072
01:04:23,125 --> 01:04:24,333
‫برمی‌خیزی.

1073
01:04:24,375 --> 01:04:27,750
‫زمان موعود نزدیکه.
‫زمانی که درباره‌اش به شما هشدار داده بودم.

1074
01:04:29,375 --> 01:04:32,375
‫قولی رو که به همه‌تون دادم یادتون باشه،
‫وقتی یک‌شنبه‌ی عید پاک برسه.

1075
01:04:32,458 --> 01:04:36,250
‫چون من به اون قول عمل می‌کنم،
‫بله، عمل می‌کنم.

1076
01:04:38,333 --> 01:04:40,500
‫زیرا نظاره کنید، اگرچه او به زمین زده شده،

1077
01:04:40,625 --> 01:04:43,958
‫پسرِ صالحِ خدا دوباره برخواهد خاست.

1078
01:04:44,500 --> 01:04:46,875
‫سیبِ حوا به درخت بازگردانده می‌شود

1079
01:04:47,000 --> 01:04:50,625
‫و ثروت پادشاهی او
‫و سلطنتِ رو به طلوعِ او.

1080
01:04:51,250 --> 01:04:54,125
‫و در حالی که شما دندان‌قروچه می‌کنید
‫در تاریکی،

1081
01:04:54,208 --> 01:04:55,833
‫شما شیاطینِ بی‌ایمان،

1082
01:04:55,875 --> 01:05:00,333
‫در حالی که سرد
فراموش‌شده و تنها افتاده‌اید

1083
01:05:00,375 --> 01:05:04,833
‫او دوباره برخواهد خاست
تا آنچه مال اوست پس بگیرد

1084
01:05:05,500 --> 01:05:07,125
‫و شروران را به زمین خواهد زد

1085
01:05:07,875 --> 01:05:10,875
‫و پسرِ حقیقیِ خود را
‫به تختِ این ملت خواهد نشاند!

1086
01:05:11,000 --> 01:05:14,208
‫بله، او برخواهد خاست! بله، او برخواهد خاست!

1087
01:05:14,250 --> 01:05:16,875
‫بله، از ترس بلرزید،

1088
01:05:17,000 --> 01:05:22,500
‫زیرا او دوباره در شکوه
‫و انتقام و قدرت برخواهد خاست!

1089
01:05:24,458 --> 01:05:26,541
[ویکس]

1090
01:05:32,375 --> 01:05:35,625
‫تسلیت می‌گم پدر.
‫بفرما، پایین رو امضا کن.

1091
01:05:36,500 --> 01:05:37,875
‫ببین، بین خودمون باشه،

1092
01:05:37,958 --> 01:05:41,250
‫واسه‌م مهم نیست اینترنت چی می‌گه.
‫فکر کنم این احتمال هست که کار تو نبوده باشه.

1093
01:05:44,500 --> 01:05:46,708
‫بسیار خب، همه گوش کنین.

1094
01:05:46,750 --> 01:05:49,000
‫ببین کی اینجاست. «جادِ یهودا».

1095
01:05:49,125 --> 01:05:52,000
‫پدر، جای تو اینجا نیست.

1096
01:05:52,083 --> 01:05:53,250
‫خیلی‌خب، بس کنین!

1097
01:05:53,375 --> 01:05:54,583
‫قراره این اتفاق بیفته.

1098
01:05:54,625 --> 01:05:57,250
‫من و بنوا بلانکِ لعنتی
‫قراره از همه‌تون چندتا سوال بپرسیم،

1099
01:05:57,333 --> 01:06:00,500
‫شما جواب میدین و ما ته و توی اینکه کی
‫مانسینیور ویکس رو کشته درمیاریم

1100
01:06:00,583 --> 01:06:02,833
‫و چرا، و بعدش...

1101
01:06:03,625 --> 01:06:05,000
‫همین!

1102
01:06:05,125 --> 01:06:07,958
‫حله؟ باشه، خب...

1103
01:06:09,750 --> 01:06:11,875
‫ممنون، پدر جاد، اون...

1104
01:06:11,958 --> 01:06:13,125
‫خیلی خوب بود.

1105
01:06:13,208 --> 01:06:14,833
‫و ما شروع می‌کنیم...

1106
01:06:14,875 --> 01:06:19,000
‫...با اینکه اون شب
‫درست همین‌جا توی همین اتاق چه اتفاقی افتاد.

1107
01:06:19,083 --> 01:06:22,125
‫منظورت اون وقتیه که جاد
‫جلوی همه‌مون اعتراف کرد که یه مرد رو کشته.

1108
01:06:22,208 --> 01:06:25,250
‫نه، نه، اون...
‫اون قضیه بوکس بود، من...

1109
01:06:25,333 --> 01:06:28,250
‫و حالا داره با حمله کردن به ما خودش رو نجات میده.
‫اون یه کشیشِ نماشیه.

1110
01:06:28,375 --> 01:06:29,375
‫یه... یه نمایشی؟

1111
01:06:29,375 --> 01:06:31,000
‫فقط اسمش کشیشه.

1112
01:06:31,083 --> 01:06:35,208
‫داره به بنوا بلانک کمک می‌کنه
‫معمای کلیسای شرورِ شیطانی رو حل کنه

1113
01:06:35,250 --> 01:06:38,500
‫و بعد یه روشنفکرنما میاد
‫در مورد همه‌ی این‌ها پادکست می‌سازه

1114
01:06:38,625 --> 01:06:42,500
‫و تا به خودت بیای، نسخه‌ی احمقانه‌ی
‫همه‌ی ما سر از نتفلیکس درمیاره.

1115
01:06:42,625 --> 01:06:45,333
‫نسخه‌ی احمقانه. خدا نکنه.

1116
01:06:46,750 --> 01:06:48,125
‫یا خدا!

1117
01:06:48,208 --> 01:06:49,625
‫معجزه شده!

1118
01:06:50,875 --> 01:06:53,750
‫من می‌تونم راه برم، مارتا. فقط درد می‌کنه.

1119
01:06:54,750 --> 01:06:56,708
‫و من می‌گم، چه بهتر.

1120
01:06:57,375 --> 01:06:58,583
‫همه‌ش رو فاش کنین.

1121
01:06:59,125 --> 01:07:00,875
‫ویکس یه کلاهبردار بود.

1122
01:07:01,625 --> 01:07:05,000
‫معجزات و قدرتِ ماورایی
‫همه‌ش چرت و پرت بود.

1123
01:07:05,625 --> 01:07:07,833
‫من واقعاً باور کرده بودم.

1124
01:07:09,708 --> 01:07:11,333
‫هنوزم دلم می‌خواد باور کنم.

1125
01:07:11,375 --> 01:07:13,125
‫چقدر این احمقانه‌ست؟

1126
01:07:13,625 --> 01:07:17,875
‫خب، در واقع، سوال من
‫نه در مورد گروه نیایش جاد،

1127
01:07:17,958 --> 01:07:20,375
‫بلکه در مورد جلسه‌ی مرموز با ویکس بود

1128
01:07:20,458 --> 01:07:23,458
‫که در «عید شعانین» توی همین اتاق برگزار شد.

1129
01:07:27,750 --> 01:07:31,250
‫اون جلسه واقعاً راجع به چی بود؟

1130
01:07:33,250 --> 01:07:35,125
‫کی اول می‌گه؟

1131
01:07:36,458 --> 01:07:37,625
‫من بهتون می‌گم.

1132
01:07:40,875 --> 01:07:43,875
‫- سای. هی. صبر کن، رفیق. هی!
‫- نه، نه، نه.

1133
01:07:44,000 --> 01:07:45,750
‫دهنت رو ببند،
‫حیوانِ آب‌زیرکاه.

1134
01:07:45,833 --> 01:07:47,500
‫- تصمیم تو نیست!
‫- هیچی بهش نگو!

1135
01:07:47,625 --> 01:07:49,375
‫هی، ببین... اوه. آروم باش، پدر جاد.

1136
01:07:49,458 --> 01:07:51,458
‫بهت قول میدم چیزی که
‫اون شب راجع بهش حرف زدیم

1137
01:07:51,500 --> 01:07:54,000
‫هیچ ربطی
‫به کشته شدن ویکس نداره، باشه؟

1138
01:07:54,125 --> 01:07:56,875
‫ولی ربط داره به چیزهایی که،
‫اگه عمومی بشه،

1139
01:07:56,916 --> 01:07:58,708
‫می‌تونه آدم‌های توی این اتاق رو نابود کنه.

1140
01:07:58,708 --> 01:08:01,333
‫من کلش رو ضبط کردم. فقط دکمه پخش رو بزن.

1141
01:08:03,708 --> 01:08:05,708
‫- نه! این...
‫- ای شیاد!

1142
01:08:05,750 --> 01:08:09,250
‫- این در رو باز کن، عوضی!
‫- داری پرونده‌های من رو دستکاری می‌کنی!

1143
01:08:09,333 --> 01:08:11,083
‫- پخشش کن.
‫- بازش کن...

1144
01:08:21,833 --> 01:08:24,250
‫بسیار خب. خیلی دراماتیک بود، ویرا.

1145
01:08:25,250 --> 01:08:27,333
‫مخاطبت رو به دست آوردی. قضیه چیه؟

1146
01:08:31,000 --> 01:08:33,250
‫داشتم به مادرت فکر می‌کردم.

1147
01:08:34,708 --> 01:08:39,625
‫هیچ‌وقت ندیدمش،
‫ولی چون توی این کلیسا بزرگ شدم،

1148
01:08:39,708 --> 01:08:42,875
‫داستانِ اون زنِ بی‌آبرو رو می‌دونستم

1149
01:08:43,000 --> 01:08:46,375
‫و داشتم فکر می‌کردم
‫زندگیش باید چه شکلی بوده باشه

1150
01:08:46,500 --> 01:08:50,458
‫که توی یه خونه گیر افتاده،
‫با پدرش و پسرش.

1151
01:08:51,250 --> 01:08:54,458
‫که همه‌چی رو مخفی کردن، تحقیرش کردن

1152
01:08:54,500 --> 01:08:56,958
‫و به همه‌ی ما یاد دادن که تحقیرش کنیم.

1153
01:08:58,833 --> 01:09:00,250
‫دخترِ بیچاره.

1154
01:09:06,625 --> 01:09:11,458
‫دیروز، یه تماس داشتم
‫از یه همکارِ وکیل خانواده در بروکلین.

1155
01:09:12,208 --> 01:09:15,375
‫می‌خواست اطلاعات تماس رو چک کنه

1156
01:09:15,500 --> 01:09:19,208
‫برای مانسینیور جفرسون ویکس، موکلِ من،

1157
01:09:19,250 --> 01:09:23,375
‫چون موکل من
‫یه «اقرارنامه‌ی والدین» پیش اون پر کرده بود.

1158
01:09:24,333 --> 01:09:25,500
‫در بروکلین.

1159
01:09:26,250 --> 01:09:28,500
‫که من باخبر نشم.

1160
01:09:29,500 --> 01:09:31,083
‫«اقرارنامه‌ی والدین» چیه؟

1161
01:09:34,458 --> 01:09:36,875
‫«تصدیقِ والد بودن»؟

1162
01:09:40,208 --> 01:09:43,000
‫«تصدیق اینکه من، جفرسون ویکس،

1163
01:09:43,083 --> 01:09:46,458
‫پدر بیولوژیکی سایرس درِیوِن هستم.»

1164
01:09:51,500 --> 01:09:53,875
‫شرمی برای تو نیست.

1165
01:09:54,958 --> 01:09:56,875
‫درسته؟

1166
01:09:56,958 --> 01:09:58,500
‫مادرش کی بود؟

1167
01:10:00,000 --> 01:10:01,625
‫اصلاً مهم هست؟

1168
01:10:02,250 --> 01:10:08,125
‫نه. نه! نه، اون برگشت
‫و این بچه‌ی طفل معصوم رو انداخت توی دامن تو.

1169
01:10:08,750 --> 01:10:11,083
‫و بعد رفت و زندگی خودش رو کرد.

1170
01:10:11,125 --> 01:10:14,625
‫و پدرِ وفادارِ من به نجاتش اومد.

1171
01:10:14,750 --> 01:10:19,083
‫یک بار دیگه، رفقا همه‌چی رو لاپوشونی کردن
‫و من اونجا بودم، احمقِ وفادارِ کوچولو.

1172
01:10:19,125 --> 01:10:20,375
‫گیر افتاده بودم.

1173
01:10:20,458 --> 01:10:25,708
‫و اطاعت کردم
‫و احترام گذاشتم و پسرت رو بزرگ کردم

1174
01:10:25,750 --> 01:10:28,875
‫در حالی که تو روی منبر نشسته بودی، بی‌شرم.

1175
01:10:28,958 --> 01:10:32,750
‫تو... منافقِ پست‌فطرت!

1176
01:10:37,833 --> 01:10:38,875
‫سای؟

1177
01:10:39,500 --> 01:10:40,500
‫می‌دونستی؟

1178
01:10:40,625 --> 01:10:42,625
‫نه تا وقتی که ویرا امروز صبح بهم گفت.

1179
01:10:43,250 --> 01:10:44,250
‫بله.

1180
01:10:45,125 --> 01:10:46,750
‫سای پسرِ منه.

1181
01:10:49,458 --> 01:10:51,250
‫از یک ازدواج کوتاهِ بی‌اهمیت

1182
01:10:51,375 --> 01:10:54,125
‫با زنی که در جوانی می‌شناختمش
‫و 30 ساله ندیدمش.

1183
01:10:54,250 --> 01:10:57,250
‫پدر ویرا و من این راز رو نگه داشتیم.
‫ولی دیگه نه.

1184
01:10:57,750 --> 01:10:59,458
‫اون وارثِ منه.

1185
01:11:00,875 --> 01:11:01,958
‫پسرِ من.

1186
01:11:04,458 --> 01:11:06,583
‫حالا دنیا قراره این رو بدونه.

1187
01:11:08,000 --> 01:11:10,250
‫پس، موش‌ها،

1188
01:11:11,333 --> 01:11:12,625
‫از کشتی در حال غرق فرار کنین.

1189
01:11:16,000 --> 01:11:17,458
‫تمومش کنین.

1190
01:11:17,500 --> 01:11:19,333
‫همه‌تون پای مردِ خودتون وایسادین.

1191
01:11:19,375 --> 01:11:22,708
‫فقط می‌خواستم ببینمش.
‫می‌خواستم با چشم‌های خودم ببینم.

1192
01:11:22,750 --> 01:11:25,708
‫شما خزعبلاتش رو با ولع می‌بلعین
‫و برای بیشترش برمی‌گردین.

1193
01:11:25,750 --> 01:11:27,583
‫این یه جورایی توهین‌آمیزه، ویرا.

1194
01:11:27,625 --> 01:11:29,625
‫تو نمی‌دونی ما چه حسی داریم.

1195
01:11:29,708 --> 01:11:33,750
‫فکر می‌کنم همه‌ی ما، به عنوان مسیحی،
‫خیلی از چیزی که الان گفتی شوکه شدیم.

1196
01:11:35,750 --> 01:11:38,458
‫ولی ما اینجا داریم یه جنگ وجودی می‌کنیم

1197
01:11:38,500 --> 01:11:40,583
‫که هدف وسیله رو توجیه می‌کنه.

1198
01:11:40,625 --> 01:11:42,500
‫کلیسا به یه آدم بزدل نیاز نداره که

1199
01:11:42,583 --> 01:11:44,625
‫دراز بکشه و کتک بخوره،
ما یه جنگجو می‌خوایم

1200
01:11:44,708 --> 01:11:46,333
‫ما یه جنگجو می‌خوایم

1201
01:11:46,375 --> 01:11:50,500
‫و من معتقدم که خدا
‫مانسینیور ویکس رو انتخاب کرد تا جنگجوی اون باشه.

1202
01:11:51,250 --> 01:11:54,083
‫پس، تو و پسرت شمشیر من رو دارین.

1203
01:11:54,750 --> 01:11:55,833
‫و...

1204
01:11:56,875 --> 01:11:58,500
‫ما این زن رو نمی‌شناسیم.

1205
01:11:59,500 --> 01:12:01,125
‫ما اون رو نمی‌شناسیم.

1206
01:12:01,750 --> 01:12:04,375
‫ما نمی‌دونیم، درسته، که اون چطور...

1207
01:12:06,375 --> 01:12:09,000
‫حقیقت چیه؟ درسته؟
‫با منابع مختلف.

1208
01:12:09,083 --> 01:12:11,500
‫ما نمی‌دونیم که... ما... چی حقیقت داره؟

1209
01:12:11,625 --> 01:12:13,250
‫آیا هیچی از این‌ها حقیقت داره؟

1210
01:12:13,333 --> 01:12:15,958
‫پس...

1211
01:12:16,000 --> 01:12:17,333
‫خوب گفتی، دکتر.

1212
01:12:17,375 --> 01:12:18,583
‫ممنون.

1213
01:12:19,250 --> 01:12:21,875
‫تو قول دادی اگه باهات بمونم،
‫می‌تونی شفام بدی.

1214
01:12:23,125 --> 01:12:24,333
‫اگه این حقیقت داره،

1215
01:12:24,875 --> 01:12:26,500
‫نیازی ندارم که قدیس باشی.

1216
01:12:27,000 --> 01:12:28,500
‫ما با توایم، مانسینیور ویکس.

1217
01:12:29,208 --> 01:12:33,625
‫و عملاً هیچ‌چیزی که بگی یا انجام بدی
‫این رو عوض نمی‌کنه.

1218
01:12:40,750 --> 01:12:43,500
‫من آخرین مراسمم رو...

1219
01:12:44,875 --> 01:12:47,333
‫یک هفته بعد از امروز
در یک‌شنبه‌ی عید پاک برگزار می‌کنم

1220
01:12:48,625 --> 01:12:50,000
‫و بعد...

1221
01:12:50,750 --> 01:12:54,708
‫درهای این کلیسای کوچک غمگین رو
برای همیشه می‌بندم

1222
01:12:58,083 --> 01:13:02,333
‫ولی نه قبل از اینکه
‫تک‌تک شما رو نابود کنم.

1223
01:13:05,583 --> 01:13:06,750
‫ببخشید. صبر کن، چی؟

1224
01:13:06,875 --> 01:13:08,250
‫حالِ خرابت، نت؟

1225
01:13:08,375 --> 01:13:09,583
‫آره. چی؟

1226
01:13:09,625 --> 01:13:11,375
‫تو مردِ خطرناکی هستی.

1227
01:13:12,125 --> 01:13:13,583
‫با حالِ خراب سر کار میری.

1228
01:13:13,625 --> 01:13:16,750
‫مریض‌ها رو درمان می‌کنی،
بچه‌ها رو، وقتی تعادل نداری

1229
01:13:17,500 --> 01:13:19,375
‫این جامعه باید بدونه.

1230
01:13:19,458 --> 01:13:21,500
‫هیئت پزشکی باید بدونه.

1231
01:13:21,625 --> 01:13:26,000
‫هیچ‌کس نباید دیگه
به تو اعتماد یا استخدامت کنه

1232
01:13:26,625 --> 01:13:27,708
‫و، لی.

1233
01:13:28,333 --> 01:13:31,333
‫این کتاب «رامشگر»
‫که داشتی می‌نوشتی.

1234
01:13:31,375 --> 01:13:36,125
‫حماقتِ پاچه‌خوارانه‌اش
‫توهینی به مقام کشیشیِ منه.

1235
01:13:36,208 --> 01:13:40,000
‫این... وظیفه‌ی منه که هشدار بدم
‫نه تنها به عموم بلکه...

1236
01:13:40,125 --> 01:13:42,125
‫...به دوستانم در دنیای نشر.

1237
01:13:42,208 --> 01:13:45,083
‫باید دفن بشه. تو باید دفن بشی.

1238
01:13:45,625 --> 01:13:49,250
‫رسوا بشی به عنوان دلقکِ بی‌اهمیتی
‫که هستی.

1239
01:13:49,375 --> 01:13:51,750
‫چه غلطا؟
‫اصلاً الان چه خبره؟

1240
01:13:51,875 --> 01:13:52,958
‫و، ویرا.

1241
01:13:53,500 --> 01:13:55,833
‫تو کابوسِ پدرتی.

1242
01:13:56,625 --> 01:13:58,250
‫اون خیلی ازت شرمنده می‌شد.

1243
01:14:00,125 --> 01:14:03,250
‫سیمون. من نمی‌تونم
یه زنِ بی‌ایمان رو شفا بدم

1244
01:14:03,958 --> 01:14:05,375
‫نمی‌تونم کمکت کنم.

1245
01:14:05,458 --> 01:14:07,958
‫تو گفتی می‌تونی
این درد رو از تنم بیرون کنی

1246
01:14:08,000 --> 01:14:09,833
‫من بهت هیچ قولی ندادم.

1247
01:14:11,000 --> 01:14:13,625
‫من تمام پس‌اندازم رو بهت دادم.

1248
01:14:13,708 --> 01:14:15,750
‫تو نمی‌تونی شفای خدا رو بخری.

1249
01:14:16,583 --> 01:14:18,375
‫تو هرگز خوب نمی‌شی.

1250
01:14:18,500 --> 01:14:21,333
‫تو با درد می‌میری
‫توی زندانِ اون صندلی.

1251
01:14:21,958 --> 01:14:25,000
‫چرا داری این کار رو می‌کنی؟
‫من نمی‌فهمم.

1252
01:14:25,083 --> 01:14:28,250
‫- این یه شوخیه. درسته؟ یه شوخی.
‫- من خیلی گیج شدم.

1253
01:14:28,333 --> 01:14:31,583
‫این انتقامِ جلسه‌ی نیایشِ پدر جاده
‫چون اون غافلگیرمون کرد.

1254
01:14:31,625 --> 01:14:33,250
‫جلسه نیایش پدر جاد؟

1255
01:14:34,708 --> 01:14:36,625
‫من این کلیسا رو حفظ کردم.

1256
01:14:36,708 --> 01:14:38,833
‫با حقیقتِ خداوند مستحکمش کردم.

1257
01:14:38,875 --> 01:14:42,750
‫و حالا خیانت برای اینکه ببینم اقتدارم

1258
01:14:42,833 --> 01:14:46,125
‫و ایمانم و خودِ زندگیم به چالش کشیده شده...

1259
01:14:46,208 --> 01:14:48,625
‫...اونم از داخل پناهگاه مقدسِ خودم!

1260
01:14:51,125 --> 01:14:52,375
‫برو بیرون!

1261
01:14:54,333 --> 01:14:56,583
‫ضعیف‌ها.

1262
01:14:57,375 --> 01:14:58,833
‫همه‌تون.

1263
01:14:58,875 --> 01:15:01,125
‫شما نمی‌تونین راه من رو دنبال کنین.

1264
01:15:01,208 --> 01:15:03,375
‫بله، ما در جنگیم

1265
01:15:03,500 --> 01:15:05,958
‫و من شما رو از قلعه‌م میندازم بیرون.

1266
01:15:06,500 --> 01:15:07,750
‫ای آدمِ پست.

1267
01:15:07,833 --> 01:15:10,708
‫در یک‌شنبه‌ی عید پاک،
‫وقتی نیمکت‌ها با مردم شهر پر می‌شه،

1268
01:15:10,750 --> 01:15:13,208
‫من گناهانِ این گروه رو برملا می‌کنم.

1269
01:15:13,250 --> 01:15:17,708
‫شما رو طرد می‌کنم و گرد و غبارِ
‫این مکان رو از صندل‌هام می‌تکونم.

1270
01:15:18,875 --> 01:15:20,125
‫و امیدوارم همه‌تون...

1271
01:15:21,458 --> 01:15:22,500
‫برید به درک.

1272
01:15:36,250 --> 01:15:40,375
‫خب، جل‌الخالق. اتاق رو خالی کرد.

1273
01:15:40,500 --> 01:15:41,583
‫سای.

1274
01:15:42,875 --> 01:15:44,958
‫چرا اون کار رو کرد؟

1275
01:15:45,000 --> 01:15:47,250
‫سای. بهم بگو. چه خبر بود؟

1276
01:15:47,375 --> 01:15:49,750
‫چرا همه‌شون رو سوزوند؟
‫چرا باید همچین کاری می‌کرد؟

1277
01:15:49,833 --> 01:15:51,125
‫چون من بهش گفتم.

1278
01:15:52,125 --> 01:15:54,750
‫وقتی ویرا حقیقت رو بهم گفت،
‫رفتم و پیداش کردم.

1279
01:15:55,625 --> 01:15:58,833
‫و اون من رو به عنوان پسرش بغل کرد
‫برای اولین بار توی زندگیم.

1280
01:15:59,583 --> 01:16:01,500
‫سفره‌ی دلش رو باز کرد.

1281
01:16:02,208 --> 01:16:04,208
‫من از اینجا متنفرم.

1282
01:16:05,375 --> 01:16:07,750
‫از این آدم‌ها‌ی غمگینِ بازنده‌ متنفرم.

1283
01:16:08,625 --> 01:16:10,250
‫می‌خوام بزنم بیرون.

1284
01:16:11,000 --> 01:16:12,625
‫و حالا، بالأخره...

1285
01:16:13,750 --> 01:16:15,000
‫می‌تونم.

1286
01:16:16,750 --> 01:16:18,000
‫بهم گفت،

1287
01:16:18,750 --> 01:16:21,625
‫ثروتِ خانوادگیِ پدربزرگش،
‫که تمام این سال‌ها گم شده بود،

1288
01:16:21,708 --> 01:16:23,875
‫پیداش کرده. همین هفته.

1289
01:16:24,000 --> 01:16:25,833
‫نه. نه، اون پول رفته.

1290
01:16:25,875 --> 01:16:29,625
‫هیچ‌کس نمی‌دونه پرنتیس کجا گذاشتش،
‫ولی بدون هیچ ردی ناپدید شده.

1291
01:16:29,708 --> 01:16:32,333
‫بهم گفت پیداش کرده.

1292
01:16:32,375 --> 01:16:35,458
‫می‌خواست درِ این خراب‌شده رو ببنده
‫و با ثروتی هنگفت بازنشسته بشه.

1293
01:16:36,125 --> 01:16:39,250
‫و من بهش گفتم: «دیوونه شدی؟»

1294
01:16:39,333 --> 01:16:42,125
‫بازنشسته بشی؟ می‌دونی کاری که
‫روی اون محراب می‌کنی چه قدرتی داره؟

1295
01:16:42,208 --> 01:16:43,458
‫من یارانم رو کم کردم.

1296
01:16:43,500 --> 01:16:45,208
‫نه. تو اون‌ها رو رادیکال کردی.

1297
01:16:45,875 --> 01:16:46,875
‫این خودِ قدرته.

1298
01:16:47,666 --> 01:16:51,708
‫توی یه شهر کوچیک، فقط تعداد محدودی
‫جادوگر برای سوزوندن و متعصب برای فعال کردن هست.

1299
01:16:51,750 --> 01:16:54,208
‫شعله‌ی تو سوخت کم داره.

1300
01:16:54,250 --> 01:16:55,708
‫ولی توی اینترنت،

1301
01:16:56,208 --> 01:16:57,375
‫مثل آتش‌سوزی جنگل می‌مونه.

1302
01:16:58,708 --> 01:16:59,875
‫این پول.

1303
01:17:00,708 --> 01:17:03,500
‫فرقه شخصیتی تو. شوخیت گرفته؟

1304
01:17:03,625 --> 01:17:05,125
‫چهار سال بهم وقت بده.

1305
01:17:05,250 --> 01:17:06,625
‫می‌تونی رئیس‌جمهور بشی.

1306
01:17:07,750 --> 01:17:09,875
‫با هم می‌تونیم یه امپراتوری واقعی بسازیم.

1307
01:17:11,083 --> 01:17:14,083
‫به عنوان پدر و پسر.

1308
01:17:16,500 --> 01:17:17,875
‫مثل جنگ ستارگان؟

1309
01:17:18,000 --> 01:17:20,750
‫آره. دقیقاً، مثل شورشی‌ها.

1310
01:17:20,875 --> 01:17:24,250
‫کسوتِ اون و غرایز سیاسیِ من
‫با سوختِ پولِ کافی.

1311
01:17:24,375 --> 01:17:26,625
‫می‌تونی تصور کنی
‫به نام مسیح چه کارهایی می‌تونیم بکنیم؟

1312
01:17:27,333 --> 01:17:28,958
‫آره. آره، فکر کنم بتونم.

1313
01:17:29,000 --> 01:17:32,375
‫اول، بهش گفتم،
‫و اعتراف می‌کنم این یه‌کم شخصی بود،

1314
01:17:32,458 --> 01:17:35,208
‫اول بهش گفتم
‫باید این گروه رو بسوزونیم.

1315
01:17:35,250 --> 01:17:36,625
‫اون‌ها مایه‌ی دردسرن.

1316
01:17:36,750 --> 01:17:38,875
‫اگه خودشون رو به ما بچسبونن،

1317
01:17:38,958 --> 01:17:41,833
‫توی اخبار تلویزیون نشون داده بشن،
‫حتی اگه جایی توی این قضیه بخوان...

1318
01:17:41,875 --> 01:17:44,125
‫ما باید اون‌ها رو
مثل زالو بسوزونیم و بندازیم دور

1319
01:17:45,083 --> 01:17:47,208
‫پس برای همینه که همه‌شون رو نابود کرد.

1320
01:17:47,375 --> 01:17:49,208
‫به خاطر کینه‌توزیِ حقیرِ تو.

1321
01:17:49,750 --> 01:17:52,333
‫ممکنه یکی از اون‌ها به خاطر همین کشته باشدش.
‫این رو می‌دونی، نه؟

1322
01:17:52,875 --> 01:17:55,750
‫برگردیم سرِ این ثروت عظیم.

1323
01:17:56,333 --> 01:17:57,625
‫پس الان مال توئه؟

1324
01:17:57,708 --> 01:17:59,458
‫- رسماً، بله.
‫- رسماً؟

1325
01:18:00,000 --> 01:18:02,250
‫- بهت نگفت کجاست.
‫- نه.

1326
01:18:02,833 --> 01:18:05,000
‫حساب‌هاش خالی‌ان. هیچی نیست.

1327
01:18:05,875 --> 01:18:06,875
‫پس کجاست؟

1328
01:18:07,500 --> 01:18:10,125
‫و بعد، فهمیدم، 50 سال پیش،

1329
01:18:10,208 --> 01:18:13,958
‫امن‌ترین راهِ پرنتیس
‫برای مخفی کردن 80 میلیون دلار چی بود؟

1330
01:18:14,500 --> 01:18:17,333
‫- یه حساب بانکی در سوئیس.
‫- آها!

1331
01:18:17,833 --> 01:18:21,250
‫و پس تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که شماره حساب رو پیدا کنی.

1332
01:18:22,125 --> 01:18:23,583
‫اونجا شانسی نداشتی؟

1333
01:18:23,625 --> 01:18:26,375
‫باید یه جایی نوشته شده باشه.

1334
01:18:26,500 --> 01:18:28,750
‫مارتا همه‌چی رو بایگانی می‌کنه
و اینجا نیست

1335
01:18:28,833 --> 01:18:30,000
‫نمی‌دونم.

1336
01:18:30,625 --> 01:18:33,500
‫اینجا. فکر کردم ممکنه یه رمز باشه
‫چون مدام می‌گفت،

1337
01:18:33,583 --> 01:18:35,375
‫«سیبِ حوا
‫به درخت برگردانده خواهد شد.»

1338
01:18:35,458 --> 01:18:39,000
‫این یه نکته‌ای داشت.
‫انگار که سیب حوا همون ثروته.

1339
01:18:39,125 --> 01:18:41,583
‫ولی یه حساب سوئیسی،
‫ما دنبال 19 تا عدد می‌گردیم،

1340
01:18:41,625 --> 01:18:42,875
‫پس جور درنمیاد.

1341
01:18:43,375 --> 01:18:45,500
‫ویرا، اون هیچ‌وقت چیزی بهت نگفت؟

1342
01:18:46,375 --> 01:18:49,500
‫حتی اگه می‌گفت هم، من راز رو به گور می‌بردم
‫ولی به تو نمی‌دادم.

1343
01:18:50,333 --> 01:18:51,375
‫آره.

1344
01:18:52,500 --> 01:18:55,750
‫تو هر کاری می‌کردی تا نذاری
‫پسرِ ناخلف به ثروت برسه.

1345
01:18:55,833 --> 01:18:57,000
‫حسابی آتیشت می‌زنه.

1346
01:18:57,750 --> 01:18:59,125
‫عجوزه‌ی گوشت‌تلخ.

1347
01:19:00,208 --> 01:19:01,625
‫اون پول...

1348
01:19:02,208 --> 01:19:07,625
‫یک آیه در کتاب مقدسِ تلخیِ منه، بچه‌ی نفهم.

1349
01:19:08,250 --> 01:19:12,375
‫بهتره بیای و آشغال‌هات رو ببری،
‫قراره بریزیمشون توی خیابون.

1350
01:19:18,000 --> 01:19:21,458
‫تو. تو کارآگاهی. بهت پول میدم.
‫برام مهم نیست، این خیلی مهمه،

1351
01:19:21,500 --> 01:19:24,375
‫ارثیه و آینده‌ی سیاسی من بهش وابسته‌ست.

1352
01:19:24,458 --> 01:19:26,583
‫می‌تونی به چیزی فکر کنی

1353
01:19:26,625 --> 01:19:30,083
‫که مربوط به سیبِ حوا باشه
‫که ممکنه اون شماره توش باشه؟

1354
01:19:32,000 --> 01:19:35,125
‫ام...

1355
01:19:35,750 --> 01:19:37,583
‫ولی اگه چیزی به ذهنت رسید، بهم زنگ می‌زنی؟

1356
01:19:37,625 --> 01:19:39,625
‫- آره. حتماً.
‫- بسیار خب.

1357
01:19:41,666 --> 01:19:43,791
[سیب حوا]

1358
01:19:47,000 --> 01:19:48,500
‫باید همه‌جا رو بگردیم.

1359
01:19:53,250 --> 01:19:56,375
‫ممکنه توی آستر دوخته شده باشه.

1360
01:19:57,000 --> 01:19:59,250
‫حک شده توی فلز.

1361
01:20:19,708 --> 01:20:21,000
‫این توخالیه.

1362
01:20:21,583 --> 01:20:23,000
‫آره. انجامش بده.

1363
01:20:44,458 --> 01:20:46,083
‫یادم بنداز این رو بایگانی کنم.

1364
01:20:46,125 --> 01:20:47,375
‫بایگانیش کن.

1365
01:20:48,625 --> 01:20:50,583
‫- با عقل جور درنمیاد.
‫- می‌دونم.

1366
01:20:50,625 --> 01:20:52,708
‫یه ثروت 80 میلیون دلاری.

1367
01:20:52,750 --> 01:20:54,500
‫ولی اگه سیب حوا همون ثروته

1368
01:20:54,625 --> 01:20:57,708
‫و یه دسته پول نقد
توی حساب سوئیس نیست، پس چیه؟

1369
01:21:01,583 --> 01:21:02,708
‫چیه؟

1370
01:21:02,750 --> 01:21:04,833
‫حتماً تاریخِ روی این رو
‫اشتباه چاپ کردن.

1371
01:21:05,875 --> 01:21:09,375
‫می‌گه که دستگاه باز کردنِ مقبره
‫چهارشنبه‌ی پیش سفارش داده شده.

1372
01:21:10,083 --> 01:21:11,500
‫نمی‌تونه درست باشه.

1373
01:21:13,375 --> 01:21:16,583
‫کی تجهیزات تدفین رو پیش‌خرید می‌کنه
‫برای مردی که نمرده؟

1374
01:21:17,958 --> 01:21:21,083
‫کسی که با اطمینان کامل می‌دونسته
‫کِی روز و ساعتش فرا می‌رسه.

1375
01:21:21,125 --> 01:21:22,375
‫اون رو بده من.

1376
01:21:23,375 --> 01:21:26,208
‫این چاپ کامپیوتریه.
اشتباه چاپی نیست. خودشه

1377
01:21:26,250 --> 01:21:28,750
‫هر کسی که اون سفارش رو داده، کلید ماجراست.

1378
01:21:28,833 --> 01:21:30,375
‫باشه. آره. آره.

1379
01:21:34,125 --> 01:21:36,250
‫تجهیزات ساختمانی استیل ویلز.
لوئیز صحبت می‌کنه

1380
01:21:36,375 --> 01:21:38,875
‫سلام، لوئیز. پدر جاد هستم
‫از کلیسای استقامت ابدی.

1381
01:21:40,083 --> 01:21:42,250
‫- سلام.
‫- سلام، لوئیز.

1382
01:21:42,333 --> 01:21:44,750
‫ما امروز یه تیکه از تجهیزات ساختمانی شما رو
اینجا داشتیم

1383
01:21:44,833 --> 01:21:47,375
‫- یه لیفتراک برای باز کردن یه... مقبره.
‫- آره. می‌دونم.

1384
01:21:47,500 --> 01:21:49,875
‫خیلی پیش نمیاد که
‫ما سفارش باز کردن مقبره بگیریم.

1385
01:21:49,958 --> 01:21:51,250
‫عالیه. پس باید بدونم...

1386
01:21:51,291 --> 01:21:53,750
‫من خودم اون سفارش رو پردازش کردم.
‫من همه‌ی پردازش‌ها رو انجام میدم.

1387
01:21:53,750 --> 01:21:55,500
‫آره. چیزی که باید بدونم، لوئیز، اینه که...

1388
01:21:55,500 --> 01:21:57,500
‫- من اینجا رو با برادرم جیمز اداره می‌کنم.
‫- درسته.

1389
01:21:57,625 --> 01:21:59,791
‫- اون سفارش می‌گیره ولی من پردازش می‌کنم.
‫- آره. درسته.

1390
01:21:59,833 --> 01:22:01,833
‫پس دلیلی که زنگ زدم، لوئیز، اینه که...

1391
01:22:01,875 --> 01:22:04,625
‫من به اون کلیسای شما اومدم،
‫ولی فکر نکنم شما اونجا بودین.

1392
01:22:04,750 --> 01:22:07,750
‫- نه، من... من جدیدم، نسبتاً جدیدم اینجا.
‫- تبریک می‌گم.

1393
01:22:07,833 --> 01:22:10,583
‫- لوئیز، من... باید بپرسم...
‫- نه، یه مرد مسن‌تر بود.

1394
01:22:10,625 --> 01:22:13,000
‫- پدر... آیا اون...
‫- مانسینیور، مانسینیور.

1395
01:22:13,125 --> 01:22:14,875
‫- پدر مانسینیور، باشه، خب...
‫- لوئیز...

1396
01:22:14,958 --> 01:22:18,458
‫وقتی من رفتم اون داشت موعظه می‌کرد و
‫باید بگم، اون مرد خوبی نیست.

1397
01:22:18,500 --> 01:22:21,333
‫- ولی متأسفم که اون...
‫- باشه.

1398
01:22:21,375 --> 01:22:23,833
‫...وای، مُرد و،
‫می‌دونین، برای فقدان همه‌تون...

1399
01:22:23,875 --> 01:22:26,333
‫آره، این یه تراژدی وحشتناک
‫برای همه‌ست، لوئیز.

1400
01:22:26,375 --> 01:22:28,833
‫می‌شه... باید، حرفت رو قطع کنم.

1401
01:22:28,875 --> 01:22:30,875
‫- یه سوال دارم.
‫- بله.

1402
01:22:31,000 --> 01:22:34,375
‫سفارش اون لیفتراک.
‫من باید بدونم کی سفارش رو داده.

1403
01:22:34,458 --> 01:22:36,875
‫- جیمز سفارش‌ها رو می‌گیره و...
‫- جیمز سفارش‌ها رو می‌گیره.

1404
01:22:36,958 --> 01:22:39,500
‫- ...اون برای امروز رفته.
‫- می‌تونم شماره جیمز رو داشته باشم؟

1405
01:22:39,625 --> 01:22:42,250
‫این خیلی مهمه. ما باید
‫بفهمیم کی اون سفارش رو داده.

1406
01:22:42,333 --> 01:22:45,708
‫- نه، نه. فکر نکنم بتونم این کار رو بکنم...
‫- نه، خیلی مهمه.

1407
01:22:45,750 --> 01:22:47,875
‫- ببخشید، پدر.
‫- خیلی...

1408
01:22:48,000 --> 01:22:50,000
‫کاری که می‌تونم بکنم، همونطور که می‌گفتم،

1409
01:22:50,083 --> 01:22:52,958
‫اینه که می‌تونم اون اطلاعات رو براتون بگیرم
‫و بعد بهتون

1410
01:22:53,000 --> 01:22:54,625
‫- زنگ می‌زنم.
‫- خودشه. عالیه.

1411
01:22:54,750 --> 01:22:57,375
‫و اگه بتونی همین الان به جیمز زنگ بزنی،
‫خیلی ممنونت می‌شم.

1412
01:22:57,458 --> 01:22:59,375
‫- ممنون، لوئیز.
‫- و اون بهت زنگ می‌زنه.

1413
01:22:59,458 --> 01:23:01,500
‫می‌زنم. هی، پدر،
‫می‌شه یه چیزی ازتون بخوام؟

1414
01:23:01,625 --> 01:23:03,833
‫آره، این... البته، یعنی...

1415
01:23:04,375 --> 01:23:05,875
‫خب، اگه بتونی سریع بگی.

1416
01:23:06,000 --> 01:23:08,958
‫- این الان برای ما اولویته.
‫- شاید اون بتونه بهت زنگ بزنه و...

1417
01:23:09,000 --> 01:23:11,000
‫پدر جاد می‌شه... می‌تونی...

1418
01:23:12,500 --> 01:23:13,625
‫لوئیز؟

1419
01:23:13,666 --> 01:23:15,375
‫خدایا.

1420
01:23:17,083 --> 01:23:18,125
‫لوئیز؟

1421
01:23:18,750 --> 01:23:20,750
‫می‌شه برای من دعا کنین؟

1422
01:23:26,208 --> 01:23:27,833
‫آره، البته.

1423
01:23:29,250 --> 01:23:32,083
‫- می‌تونم بپرسم برای چی؟

1424
01:23:33,500 --> 01:23:35,125
‫مادرم.

1425
01:23:37,500 --> 01:23:38,708
‫مریضه؟

1426
01:23:39,458 --> 01:23:40,500
‫آره.

1427
01:23:40,625 --> 01:23:43,125
‫توی آسایشگاهه.

1428
01:23:44,500 --> 01:23:46,125
‫خیلی متأسفم، لوئیز.

1429
01:23:46,250 --> 01:23:48,250
‫اون با من حرف نمی‌زنه.

1430
01:23:48,333 --> 01:23:50,375
‫آخرین باری که حرف زدیم دعوا کردیم.

1431
01:23:50,500 --> 01:23:56,250
‫یه تومور توی مغزش داره
‫که روش تأثیر می‌ذاره،

1432
01:23:56,375 --> 01:23:59,875
‫و باعث می‌شه چیزهای
‫واقعاً وحشتناکی بگه،

1433
01:24:00,000 --> 01:24:02,125
‫و منم چیزهای بدی بهش گفتم

1434
01:24:02,208 --> 01:24:04,875
‫و حالا می‌ترسم که
‫این آخرین چیزی باشه

1435
01:24:05,000 --> 01:24:07,000
‫که ما به هم گفتیم.

1436
01:24:09,625 --> 01:24:11,750
‫پدر، من...

1437
01:24:13,625 --> 01:24:17,083
‫الان خیلی احساس تنهایی می‌کنم.

1438
01:24:20,375 --> 01:24:23,583
‫خیلی متأسفم، لوئیز.

1439
01:24:24,875 --> 01:24:26,125
‫تو تنها نیستی.

1440
01:24:27,583 --> 01:24:29,000
‫من همین‌جام.

1441
01:24:29,750 --> 01:24:31,000
‫من هستم.

1442
01:24:31,875 --> 01:24:33,375
‫می‌تونی اسم مادرت رو بهم بگی؟

1443
01:25:02,250 --> 01:25:04,875
‫دعا می‌کنم که باربارا
‫عشقِ دخترش رو حس کنه.

1444
01:25:06,000 --> 01:25:09,833
‫که این عشق در این زمان تسلی‌بخش او باشه،
‫و خداوندا، برای لوئیز دعا می‌کنم.

1445
01:25:11,250 --> 01:25:13,458
‫با او باش
‫و به او خرد و راهنمایی عطا کن.

1446
01:25:13,500 --> 01:25:16,958
‫او را در آغوش شفابخش خودت بگیر
‫و بگذار بداند که دوست داشته می‌شود.

1447
01:25:17,500 --> 01:25:19,125
‫او تنها نیست.

1448
01:25:19,750 --> 01:25:23,125
‫این را طلب می‌کنیم
‫از طریق مسیح، خداوند ما. آمین.

1449
01:25:24,000 --> 01:25:25,000
‫خیلی‌خب، لوئیز.

1450
01:25:25,583 --> 01:25:28,250
‫تو شماره من رو داری.
‫هر زمانی، روز یا شب،

1451
01:25:28,333 --> 01:25:29,625
‫من اینجام.

1452
01:25:30,125 --> 01:25:32,083
‫این کلیسا اینجاست برای تو.

1453
01:25:32,125 --> 01:25:33,333
‫خدا حفظت کنه. باشه.

1454
01:25:33,875 --> 01:25:36,875
‫طوفان شد. اومدم ببندم.

1455
01:25:38,625 --> 01:25:41,250
‫من کلیسا رو می‌بندم.
‫تو برو سراغ اقامتگاه کشیش.

1456
01:25:45,208 --> 01:25:47,458
‫دنبال من نیا، بلانک. کار من تمومه.

1457
01:25:47,500 --> 01:25:49,375
‫و، دقیقاً چرا؟

1458
01:25:49,458 --> 01:25:51,875
‫من یه لحظه‌ی «جاده‌ی دمشق» داشتم.

1459
01:25:52,000 --> 01:25:54,583
‫پولس یک مکاشفه‌ی مقدس
‫در جاده‌ی دمشق داشت.

1460
01:25:54,625 --> 01:25:57,500
‫بله، می‌دونم. کور شد
‫و تمام اون خرافات.

1461
01:25:57,625 --> 01:25:59,625
‫احتمالاً فقط یه عفونت چشم بوده.

1462
01:25:59,708 --> 01:26:03,208
‫ولی اون در آستانه‌ی
‫حل کردن یه قتل نبود وقتی اون اتفاق افتاد.

1463
01:26:03,250 --> 01:26:05,708
‫یعنی، فکر می‌کنی
‫ما اینجا داریم چی کار می‌کنیم؟

1464
01:26:06,375 --> 01:26:09,750
‫فکر می‌کنی چرا من کشیش شدم؟
‫بدون چرت و پرت. واقعاً. چرا؟

1465
01:26:13,000 --> 01:26:14,250
‫احساس گناه می‌کردی.

1466
01:26:14,833 --> 01:26:16,833
‫برای گرفتن جان یک نفر. و کلیسا،

1467
01:26:16,875 --> 01:26:19,750
‫بهت جایی برای مخفی شدن داد
‫و یک روشِ مشخص

1468
01:26:19,833 --> 01:26:21,833
‫تا بهت حسِ آمرزش بده.

1469
01:26:22,458 --> 01:26:25,333
‫مردی که توی رینگ کشتم، ازش متنفر بودم.

1470
01:26:25,833 --> 01:26:27,625
‫یادمه، می‌دونستم به دردسر افتاده

1471
01:26:27,750 --> 01:26:29,958
‫و ادامه دادم و ادامه دادم
‫تا وقتی حس کردم شکست.

1472
01:26:30,000 --> 01:26:32,625
‫تصادفی نبود.
‫من اون رو با نفرت توی قلبم کشتم.

1473
01:26:32,750 --> 01:26:35,083
‫هیچ راه فراری ازش نیست،
‫هیچ راه حلی براش نیست.

1474
01:26:35,125 --> 01:26:39,000
‫خدا من رو پنهان یا درمان نکرد.
‫اون من رو دوست داره وقتی گناهکارم.

1475
01:26:39,083 --> 01:26:41,208
‫این کاریه که من باید
‫برای این مردم بکنم.

1476
01:26:41,250 --> 01:26:42,583
‫نه این بازیِ معمایی.

1477
01:26:42,625 --> 01:26:43,875
‫نه، حالا صبر کن ببینم.

1478
01:26:44,125 --> 01:26:47,208
[بانوی همیشه بردبار]

1479
01:26:50,208 --> 01:26:52,375
‫ببخشید. ببخشید، من...

1480
01:26:53,125 --> 01:26:55,000
‫می‌شه وقتی باهات حرف می‌زنم
‫به من نگاه کنی؟

1481
01:26:55,083 --> 01:26:57,083
‫ما دنبال یه قاتل می‌گردیم.
‫این یه بازی نیست.

1482
01:26:57,125 --> 01:26:58,500
‫یه بازیه!

1483
01:26:58,625 --> 01:27:00,250
‫حل کردنش، بردنش.

1484
01:27:00,333 --> 01:27:02,375
‫به دست آوردن اون لحظه‌ی کیش و ماتِ بزرگت.

1485
01:27:02,458 --> 01:27:06,250
‫و با استفاده از من، تو داری من رو
‫در مقابل تنها هدفِ واقعیِ زندگیم قرار میدی.

1486
01:27:06,375 --> 01:27:09,000
‫که جنگیدن با شریران
‫و رسوندن‌شون به عدالت نیست،

1487
01:27:09,083 --> 01:27:12,250
‫بلکه خدمت به اون‌ها
‫و آوردنشون به سمت مسیحه.

1488
01:27:12,375 --> 01:27:14,208
‫وگرنه، منم دقیقاً به بدیِ ویکسم.

1489
01:27:14,250 --> 01:27:16,250
‫که همه‌چیز رو راجع به خودم کنم نه عیسی.

1490
01:27:17,333 --> 01:27:19,750
‫ببین، مجبور نیستی درک کنی، بلانک.

1491
01:27:19,833 --> 01:27:21,375
‫فقط لطفاً،

1492
01:27:21,458 --> 01:27:23,750
‫لطفاً، لطفاً، لطفاً بذار به حال خودم باشم.

1493
01:27:30,458 --> 01:27:32,250
‫- می‌شه اون رو دوباره بگی؟
‫- نه.

1494
01:27:32,375 --> 01:27:35,250
‫درباره اینکه راجع به خودت کنی، نه عیسی.
‫گفتی مثل ویکس.

1495
01:27:35,333 --> 01:27:37,500
‫پدر، این مهمه.

1496
01:27:37,625 --> 01:27:39,125
‫کمکم کن بفهمم!

1497
01:27:39,208 --> 01:27:42,208
‫ما اینجاییم که به دنیا خدمت کنیم،
‫نه اینکه شکستش بدیم.

1498
01:27:42,958 --> 01:27:45,125
‫- این کاری بود که مسیح کرد.
‫- خب؟

1499
01:27:45,250 --> 01:27:48,083
‫خب وقتی ویکس داشت درباره‌ی
‫جنگیدن با دنیا به خاطر مسیح حرف می‌زد،

1500
01:27:48,125 --> 01:27:51,625
‫درباره مسیح حرف نمی‌زد،
‫داشت درباره نفسِ خودش حرف می‌زد.

1501
01:27:51,708 --> 01:27:54,500
‫و قدرت.
‫اون هرگز درباره مسیح حرف نمی‌زد.

1502
01:27:56,625 --> 01:27:59,875
‫بله، بارها و بارها
‫اون درباره برخاستن مسیح در قدرت حرف می‌زد.

1503
01:27:59,958 --> 01:28:01,875
‫گرفتن انتقامش از بی‌ایمان‌ها.

1504
01:28:01,958 --> 01:28:03,750
‫سیبِ حوا گنجه.

1505
01:28:03,875 --> 01:28:06,250
‫«سیب حوا به درخت برگردانده شد.»

1506
01:28:06,375 --> 01:28:07,708
‫حالا، اون چه معنی‌ای میده؟

1507
01:28:07,750 --> 01:28:10,208
‫بلانک. نمی‌دونم.

1508
01:28:11,125 --> 01:28:12,750
‫و برام مهم نیست.

1509
01:28:18,708 --> 01:28:21,458
‫این باید جرالدین باشه
‫که اومده برای گزارشِ پرونده.

1510
01:28:21,500 --> 01:28:24,125
‫ببین، پدر، حق با توئه.

1511
01:28:24,250 --> 01:28:26,250
‫این بازیِ منه، نه تو.

1512
01:28:26,333 --> 01:28:29,500
‫چرا برنمی‌گردی به اقامتگاه؟
‫من خودم از پسش برمیام.

1513
01:28:31,125 --> 01:28:32,333
‫ممنون.

1514
01:28:33,000 --> 01:28:35,125
‫مطمئن شو وقتی میری در بسته باشه.

1515
01:28:38,583 --> 01:28:40,375
‫امیدوارم قاتلت رو بگیری، بلانک.

1516
01:28:41,250 --> 01:28:42,625
‫ممنون. من... می‌گیرمش.

1517
01:29:00,083 --> 01:29:01,500
‫پدر جاد؟

1518
01:29:02,125 --> 01:29:03,875
‫- پدر جاد.
‫- اون اینجا نیست.

1519
01:29:04,000 --> 01:29:05,000
‫بیا.

1520
01:29:05,500 --> 01:29:08,708
‫می‌خوام اون اتاق‌های پشتی رو بگردی
‫و اون اتاقک رو هم همینطور.

1521
01:29:10,708 --> 01:29:11,958
[مرد توخالی]

1522
01:29:14,000 --> 01:29:15,375
‫خوبه، نه؟

1523
01:29:15,500 --> 01:29:16,750
‫در واقع عالیه.

1524
01:29:16,875 --> 01:29:19,208
‫مخصوصاً اون بخشی که
‫«گیدئون فل» برات توضیح میده

1525
01:29:19,250 --> 01:29:21,208
‫راه حل‌های ممکنِ
‫یه جنایت در اتاقِ بسته رو.

1526
01:29:21,250 --> 01:29:22,250
‫آره.

1527
01:29:22,333 --> 01:29:24,500
‫تو سه تا از اون‌ها رو پوشش دادی،
‫بعد متوقف شدی.

1528
01:29:25,125 --> 01:29:27,333
‫حالا که چهارمی رو خوندم، می‌دونم چرا.

1529
01:29:27,958 --> 01:29:30,000
‫ببین، من ویدئو رو دوباره دیدم
‫و متوجه چیزی شدم.

1530
01:29:31,250 --> 01:29:33,458
‫از لحظه‌ای که جاد وارد اتاقک می‌شه،

1531
01:29:33,958 --> 01:29:38,125
‫تا زمانی که اولین نفر از جمعیت
‫دیدِ مستقیم به داخل اون اتاقک پیدا می‌کنه

1532
01:29:38,833 --> 01:29:40,250
‫نُه ثانیه طول می‌کشه.

1533
01:29:40,750 --> 01:29:43,583
‫نُه ثانیه تنهایی و دور از چشم.

1534
01:29:44,500 --> 01:29:48,333
‫زمانِ کافی برای انجام قتل
‫با یه چاقوی مخفی شده.

1535
01:29:52,000 --> 01:29:53,833
‫همین‌طوری انجام شد، درسته؟

1536
01:29:53,875 --> 01:29:55,125
‫بازی دیگه بسه.

1537
01:29:55,625 --> 01:29:58,250
‫بدون طفره رفتن. قتل همین‌طوری انجام شد.

1538
01:30:00,208 --> 01:30:01,875
‫بله.

1539
01:30:03,083 --> 01:30:05,708
‫و تو می‌دونستی. تمام مدت می‌دونستی
‫و با اون بچه‌ی بیچاره بازی کردی

1540
01:30:05,750 --> 01:30:07,375
‫- مثل موش و گربه.
‫- نه.

1541
01:30:07,500 --> 01:30:10,000
‫من هنوز تصویر کامل رو ندارم.

1542
01:30:10,083 --> 01:30:12,333
‫- اگه فقط یه‌کم دیگه بهم وقت بدی...
‫- نه.

1543
01:30:12,375 --> 01:30:14,708
‫- من می‌تونم...
‫- نه!

1544
01:30:14,750 --> 01:30:17,208
‫من قاتلم رو پیدا کردم و بازداشتش می‌کنم.

1545
01:30:18,000 --> 01:30:19,250
‫کجاست؟

1546
01:31:02,875 --> 01:31:05,375
[ویکس]

1547
01:31:55,375 --> 01:31:56,375
‫سم!

1548
01:33:13,125 --> 01:33:14,333
‫کی اونجاست؟

1549
01:33:19,625 --> 01:33:20,875
‫صبر کن!

1550
01:33:28,458 --> 01:33:29,500
‫بلانک؟

1551
01:33:29,625 --> 01:33:30,708
‫اینجام.

1552
01:33:31,375 --> 01:33:34,250
‫لعنتی. اون کیه؟

1553
01:33:34,375 --> 01:33:36,208
‫سرایدار، سامسون.

1554
01:33:37,708 --> 01:33:39,500
‫چه بلایی سرش اومده؟

1555
01:34:04,458 --> 01:34:06,375
‫آره.

1556
01:34:06,500 --> 01:34:07,500
‫باشه.

1557
01:34:08,000 --> 01:34:11,458
‫بسیار خب، ویکس 100 درصد
‫از نظر پزشکی مُرده‌ی مُرده بود.

1558
01:34:11,500 --> 01:34:13,958
‫یعنی، ما این رو می‌دونیم، من فقط...

1559
01:34:14,458 --> 01:34:15,875
‫فقط دارم می‌گم، خب؟

1560
01:34:17,125 --> 01:34:18,250
‫درسته.

1561
01:34:20,500 --> 01:34:23,708
‫باشه، پس منم می‌تونم بلند بگم که،

1562
01:34:24,250 --> 01:34:26,708
‫یه آدم نمی‌تونه همین‌طوری از مرگ برگرده.

1563
01:34:26,750 --> 01:34:29,625
‫یعنی، مشخصاً یه سری
‫مسخره‌بازی‌های «اسکوبی-دو» اینجا درجریانه.

1564
01:34:30,125 --> 01:34:31,500
‫«اسکوبی-دوبی-دو.»

1565
01:34:31,625 --> 01:34:35,458
‫ستایش بر خدا!
‫ستایش و جلال بر قادر متعال!

1566
01:34:35,500 --> 01:34:36,958
‫او را ستایش کنید!

1567
01:34:37,000 --> 01:34:40,958
‫خدا را ستایش کنید!
‫ستایش و جلال بر قادر متعال.

1568
01:34:41,000 --> 01:34:43,833
‫- او پسرش را برخیزانده است.
‫- هی، «ریتز».

1569
01:34:43,875 --> 01:34:45,333
‫جاده رو ببند.

1570
01:34:45,375 --> 01:34:47,833
‫خبرها زود پخش می‌شه
‫و من هیچ تماشاچی‌ای نمی‌خوام.

1571
01:34:47,875 --> 01:34:49,333
‫- حله.
‫- رئیس!

1572
01:34:49,333 --> 01:34:50,291
‫چیه؟

1573
01:34:50,333 --> 01:34:52,458
‫اون چراغ سنسوردار اونجا،
‫دوربین هم هست.

1574
01:34:52,500 --> 01:34:54,750
‫ولی به هیچ‌جا وصل نیست.

1575
01:34:54,875 --> 01:34:56,000
‫دوربینه؟

1576
01:34:56,083 --> 01:34:58,583
‫نمی‌دونم. شاید روی یه تراشه داخلش
‫چیزی ضبط می‌کنه.

1577
01:34:58,625 --> 01:35:00,750
‫چرا نمی‌بریش آزمایشگاه؟

1578
01:35:01,458 --> 01:35:03,000
‫هله‌لویا، خدا را شکر.

1579
01:35:03,125 --> 01:35:05,500
‫او بنده‌ی خود را از مرگ برخیزاند.

1580
01:35:05,625 --> 01:35:08,250
‫هی، یه لطفی کن؟ دور کل این منطقه
‫نوار بکش، تا پایینِ درخت‌زار.

1581
01:35:08,333 --> 01:35:09,750
‫- باشه.
‫- اینجا صحنه‌ی قتله.

1582
01:35:09,833 --> 01:35:11,625
‫سرایدار مُرده.

1583
01:35:23,750 --> 01:35:25,583
‫نه! خواهش می‌کنم!

1584
01:35:26,625 --> 01:35:29,000
‫- لعنتی.
‫- نه! نه، نه، نه!

1585
01:35:29,125 --> 01:35:30,500
‫یکی بیاد کمک؟

1586
01:35:30,625 --> 01:35:32,625
‫- کمک بیارین! مارتا.
‫- نه! نه، نه!

1587
01:35:32,708 --> 01:35:34,875
‫- مارتا، باید بری عقب.
‫- نه!

1588
01:35:35,000 --> 01:35:37,375
‫مارتا...

1589
01:35:37,458 --> 01:35:40,500
‫فرار کن توی تاریکی، ای قاتل!

1590
01:35:42,500 --> 01:35:44,125
‫ولی او بازگشته است!

1591
01:35:44,625 --> 01:35:48,375
‫و با خود انتقام می‌آورد! مرگ می‌آورد!

1592
01:36:05,583 --> 01:36:07,000
‫پدر جاد صحبت می‌کنه.

1593
01:36:07,083 --> 01:36:09,500
‫پدر جاد، لوئیز هستم.
‫حالتون چطوره؟

1594
01:36:13,500 --> 01:36:15,125
‫آره... سلام، لوئیز.

1595
01:36:15,625 --> 01:36:18,000
‫من... امیدوارم دیر نباشه،
‫ولی گفتین فوریه،

1596
01:36:18,125 --> 01:36:19,750
‫پس فقط خواستم بهتون بگم...

1597
01:36:19,833 --> 01:36:22,458
‫من با جیمز حرف زدم
‫و سفارش اون لیفتراک

1598
01:36:22,500 --> 01:36:25,125
‫در واقع توسط خودِ مانسینیور ویکس
ثبت شده بود

1599
01:36:26,000 --> 01:36:30,125
‫اون مستقیماً با جیمز در موردش حرف زده بود،
‫پس امیدوارم این موضوع رو روشن کنه.

1600
01:36:30,750 --> 01:36:34,125
‫راستی، خدا خیرتون بده، پدر،
‫و شب خوبی داشته باشین، باشه؟

1601
01:36:35,791 --> 01:36:36,875
باشه

1602
01:36:37,500 --> 01:36:40,250
‫آره، تو هم همینطور، لوئیز.

1603
01:37:03,083 --> 01:37:05,708
[قلعه]

1604
01:37:05,750 --> 01:37:06,958
‫ای بابا.

1605
01:37:08,750 --> 01:37:09,833
‫بله؟

1606
01:37:10,958 --> 01:37:12,750
‫آروم باش، مارتا. چی؟

1607
01:37:15,583 --> 01:37:17,500
‫چی؟

1608
01:37:17,583 --> 01:37:19,375
‫- معجزه شده.
‫- مزخرفه.

1609
01:37:19,500 --> 01:37:21,875
‫نه، اتفاق افتاده.
‫مارتا گفت مقبره خالیه.

1610
01:37:22,000 --> 01:37:24,208
‫دارم به همه زنگ می‌زنم. دارم میام.

1611
01:37:30,125 --> 01:37:31,333
‫تو...

1612
01:37:31,875 --> 01:37:33,875
‫داری چی کار می‌کنی؟ تو که سیگاری نیستی.

1613
01:37:33,958 --> 01:37:35,125
‫بودم.

1614
01:37:36,000 --> 01:37:37,833
‫‏15 سال می‌کشیدم.

1615
01:37:37,875 --> 01:37:39,833
‫لی بهت زنگ زد؟ بهت گفت؟

1616
01:37:40,333 --> 01:37:41,500
‫آره.

1617
01:37:42,750 --> 01:37:45,083
‫باشه. خب، من میرم
‫تا شاهد یه معجزه باشم.

1618
01:37:45,125 --> 01:37:48,250
‫تو هم از دود کردنت توی فضای بسته لذت ببر.

1619
01:38:19,875 --> 01:38:21,125
‫ستایش باد.

1620
01:38:22,250 --> 01:38:23,625
‫انجام شد.

1621
01:38:25,625 --> 01:38:28,708
‫یالا.

1622
01:38:30,625 --> 01:38:32,333
‫یالا دیگه...

1623
01:38:33,125 --> 01:38:34,375
‫گیرش آورد.

1624
01:38:37,875 --> 01:38:40,958
‫خیلی‌خب، پس... کیفیتش زیاد خوب نیست...

1625
01:38:41,000 --> 01:38:42,458
‫- خوبه.
‫- ...ولی...

1626
01:38:53,250 --> 01:38:54,708
‫الان دارم به چی نگاه می‌کنم؟

1627
01:39:01,625 --> 01:39:02,625
‫باشه.

1628
01:39:02,750 --> 01:39:06,208
‫آره، خب، این هر وقت حرکتی باشه
‫ضبط می‌کنه

1629
01:39:06,250 --> 01:39:09,708
‫و این کلیپ مال چهار ثانیه بعده.

1630
01:39:21,875 --> 01:39:23,833
‫خب؟

1631
01:39:23,875 --> 01:39:25,833
‫اثر انگشت روی ابزار باغبانی.

1632
01:39:27,125 --> 01:39:30,750
‫ما کل پایگاه داده رو چک نکردیم،
‫فقط مظنون‌هایی که تو بازجویی کردی.

1633
01:39:31,500 --> 01:39:32,708
‫مال پدر جاده.

1634
01:39:37,583 --> 01:39:38,750
‫کجاست؟

1635
01:39:39,375 --> 01:39:41,250
‫واقعاً آرزو می‌کردم می‌دونستم.

1636
01:40:00,875 --> 01:40:02,708
‫بلانک. بلانک!

1637
01:40:03,333 --> 01:40:05,958
‫می‌خوام انجامش بدم. می‌خوام... خودم رو...

1638
01:40:06,000 --> 01:40:08,000
‫- ...388.
‫- ‏388، در راه.

1639
01:40:08,625 --> 01:40:09,625
‫433.

1640
01:40:10,208 --> 01:40:12,458
‫- خودم رو تسلیم می‌کنم.
‫- نه این کار رو نمی‌کنی.

1641
01:40:18,000 --> 01:40:20,750
‫من بودم. من سامسون رو کشتم.
‫من گناهکارم. باید اعتراف کنم.

1642
01:40:20,833 --> 01:40:21,875
‫- بذار پیاده شم.
‫- گوش کن.

1643
01:40:22,000 --> 01:40:24,375
‫تو قراره دقیقاً بهم بگی چی شد،
‫ولی همین الان،

1644
01:40:24,500 --> 01:40:26,125
‫چطوری برم خونه‌ی دکتر نت؟

1645
01:40:26,208 --> 01:40:27,708
‫- دکتر نت؟
‫- بله، سریع.

1646
01:40:28,208 --> 01:40:29,375
‫پشیمونم که لفتش دادم.

1647
01:40:29,500 --> 01:40:32,000
‫فقط امیدوارم خیلی دیر نشده باشه.
‫حالا، فقط سرت رو بگیر پایین!

1648
01:40:36,250 --> 01:40:38,375
‫درود بر مریم، سرشار از فیض
‫خداوند با توست.

1649
01:40:38,458 --> 01:40:39,875
‫تو در میان زنان متبارکی...

1650
01:40:39,875 --> 01:40:42,166
‫...جناب، من به شما احترام می‌ذارم.
‫به نشان‌تون احترام می‌ذارم.

1651
01:40:42,208 --> 01:40:45,375
‫ولی اینجا کلیسای ماست و نمی‌گم که
‫قراره متوسل به خشونت بشم،

1652
01:40:45,500 --> 01:40:49,250
‫ولی اگه لازم باشه تمام شب اینجا می‌مونیم.
‫ما باید اون مقبره رو ببینیم!

1653
01:40:49,333 --> 01:40:51,333
‫- واقعیه؟
‫- نمی‌ذارن بریم تو.

1654
01:40:51,375 --> 01:40:54,000
‫من باید ببینم.

1655
01:40:54,708 --> 01:40:56,625
‫خواهش می‌کنم، باید ببینم.

1656
01:41:14,375 --> 01:41:15,583
‫دکتر نت؟

1657
01:41:50,458 --> 01:41:52,625
‫خدایا.

1658
01:41:53,375 --> 01:41:54,833
‫این چه بویی‌ـه؟

1659
01:42:00,208 --> 01:42:01,833
‫همین‌جا بمون.

1660
01:42:03,875 --> 01:42:04,958
‫بلانک.

1661
01:42:05,500 --> 01:42:06,583
‫بله.

1662
01:42:11,500 --> 01:42:12,958
‫یا خدا.

1663
01:42:26,125 --> 01:42:27,250
‫درسته.

1664
01:42:28,875 --> 01:42:33,583
‫خداوندا، این که...

1665
01:42:45,000 --> 01:42:46,083
‫ویکس.

1666
01:42:46,125 --> 01:42:48,333
‫آره، این... خودشه.

1667
01:42:49,208 --> 01:42:50,625
‫- آیا اون...
‫- آره.

1668
01:42:51,333 --> 01:42:54,750
‫یعنی، هرچی که ازش مونده.

1669
01:42:57,375 --> 01:42:59,500
‫بذار ببینم. بذار...

1670
01:43:02,833 --> 01:43:04,083
‫باشه.

1671
01:43:05,583 --> 01:43:07,875
‫ممکنه ناخوشایند بشه.

1672
01:43:08,000 --> 01:43:09,625
‫یعنی، ناخوشایندتر.

1673
01:43:45,125 --> 01:43:46,250
‫دکتر نت.

1674
01:43:47,500 --> 01:43:50,333
‫خود خودشه. آره... یا، چیزی که ازش مونده.

1675
01:44:17,375 --> 01:44:19,291
[پنتوباربیتال]

1676
01:44:23,333 --> 01:44:25,333
‫جرالدین، منم... بلانک...

1677
01:44:26,458 --> 01:44:28,625
‫آره، درست همین‌جا ایستاده.

1678
01:44:28,708 --> 01:44:30,208
‫گوش کن.

1679
01:44:30,250 --> 01:44:32,458
‫باید بیای خونه‌ی دکتر نت.

1680
01:44:32,500 --> 01:44:35,958
‫یه جسد اینجاست. یا شایدم دو تا.

1681
01:44:37,083 --> 01:44:38,500
‫همه‌چیز اینجاست.

1682
01:44:39,000 --> 01:44:41,875
‫بله، آره. کار... کار تمومه، آره.

1683
01:44:43,000 --> 01:44:44,500
‫بهت زنگ می‌زنم.

1684
01:44:45,750 --> 01:44:47,625
‫پدر جاد. صبر کن، صبر کن.

1685
01:44:47,708 --> 01:44:49,833
‫من سامسون رو کشتم. باید این کار رو بکنم.

1686
01:44:50,458 --> 01:44:53,083
‫باید با اراده‌ی خودم انجامش بدم
‫وگرنه معنی نداره.

1687
01:45:08,625 --> 01:45:12,750
‫بررسی پلاک.
‫دریافت شد. هر واحدی که در دسترسه پاسخ بده...

1688
01:45:12,833 --> 01:45:14,958
‫لطفاً به جرالدین زنگ می‌زنی؟

1689
01:45:15,458 --> 01:45:18,250
‫بگو پدر جاد برگشته به کلیساش
‫و آماده‌ست که اعتراف کنه.

1690
01:45:34,875 --> 01:45:37,583
‫پدر جاد.
‫من اینجام تا تو رو دستگیر کنم به جرم قتل

1691
01:45:37,625 --> 01:45:39,875
‫مانسینیور جفرسون ویکس
‫و سامسون هولت.

1692
01:45:40,000 --> 01:45:44,125
‫و تو مظنون پرونده‌ی
‫مرگ دکتر ناتانیل شارپ هستی.

1693
01:45:44,250 --> 01:45:45,625
‫نت مُرده؟

1694
01:45:46,875 --> 01:45:48,125
‫توی خونه‌اش به قتل رسیده.

1695
01:45:49,125 --> 01:45:51,625
‫ما جسد ویکس رو هم پیدا کردیم. تمومه.

1696
01:45:52,125 --> 01:45:55,250
‫هر چیزی که بگی
‫می‌تونه در دادگاه علیه‌ت استفاده بشه.

1697
01:45:55,375 --> 01:45:58,000
‫ولی اگه می‌خوای به چیزی اعتراف کنی،

1698
01:45:58,083 --> 01:46:00,875
‫به نظر میاد اینجا جای خیلی خوبیه براش.

1699
01:46:03,083 --> 01:46:04,125
‫آره.

1700
01:46:07,208 --> 01:46:08,958
‫سال‌ها پیش،

1701
01:46:09,000 --> 01:46:11,458
‫من مردی رو توی رینگ بوکس کشتم.

1702
01:46:13,125 --> 01:46:15,208
‫من اون رو با نفرتِ توی قلبم کشتم.

1703
01:46:17,333 --> 01:46:20,750
‫دیشب، همون گناه در من بیدار شد
‫و در یک لحظه از...

1704
01:46:21,708 --> 01:46:23,875
‫ترس و خشم، من...

1705
01:46:28,333 --> 01:46:32,375
‫متأسفم، خیلی دراماتیک بود،
‫ولی لازم داشتم حرف نزنی.

1706
01:46:32,458 --> 01:46:34,708
‫- نه. پدر جاد...
‫- می‌خواستم برای همه توضیح بدم...

1707
01:46:34,750 --> 01:46:36,500
‫- بشین و گوش کن.
‫- حرف نزن.

1708
01:46:36,625 --> 01:46:39,583
‫خواهش می‌کنم، بذارین بگه. داشتی می‌گفتی...
‫ادامه بده، گفتی دیشب...

1709
01:46:39,625 --> 01:46:42,000
‫- در یک لحظه ترس و خشم...
‫- می‌خواستم انجامش بدم...

1710
01:46:42,083 --> 01:46:45,125
‫شما نباید صدای خداوند را ساکت کنید!

1711
01:46:45,250 --> 01:46:50,125
‫بلکه بنشینید و نظاره کنید شرارت
‫و شرم گناهکار را

1712
01:46:50,250 --> 01:46:53,083
‫که در برابر همه‌ی شما عریان می‌شود!

1713
01:47:05,833 --> 01:47:08,958
‫داری چی کار می‌کنی؟

1714
01:47:12,000 --> 01:47:15,250
‫بگذارید با قتل ویکس شروع کنیم.

1715
01:47:15,333 --> 01:47:18,125
‫درست همین‌جا در جمعه‌ی نیک.

1716
01:47:18,875 --> 01:47:20,708
‫جنایتِ غیرممکن.

1717
01:47:22,083 --> 01:47:24,708
‫و، جرالدین،
‫استنتاج تو درست بود.

1718
01:47:24,750 --> 01:47:28,958
‫وقتی مانسینیور ویکس در اون فضای اتاقک بیهوش شد،
‫نمرده بود.

1719
01:47:29,000 --> 01:47:31,125
‫هنوز حتی چاقو نخورده بود.

1720
01:47:32,125 --> 01:47:35,583
‫ظرفِ دارویی که اون مخفی کرده بود
‫توی جعبه‌ فیوز...

1721
01:47:35,625 --> 01:47:39,375
‫به یک آرام‌بخش بسیار قوی
‫آلوده شده بود.

1722
01:47:39,458 --> 01:47:41,250
‫اون ازش نوشید.

1723
01:47:41,333 --> 01:47:43,208
‫خودش رو تقویت کرد.

1724
01:47:43,250 --> 01:47:46,500
‫و ظرف چند دقیقه،
‫افتاد روی زمین، بیهوش.

1725
01:47:46,583 --> 01:47:49,500
‫اون صدای تلپِ سنگین.

1726
01:47:49,625 --> 01:47:51,458
‫که اون رو بی‌دفاع گذاشت

1727
01:47:51,500 --> 01:47:54,958
‫و به قاتل این شانس رو داد
‫تا وارد اتاقک بشه

1728
01:47:55,500 --> 01:47:57,208
‫و ضربه‌ی مرگبار رو وارد کنه.

1729
01:47:57,833 --> 01:47:59,000
‫من... من این رو قبلاً گفتم.

1730
01:47:59,458 --> 01:48:00,500
‫پدر جاد.

1731
01:48:00,500 --> 01:48:03,375
‫نه. وقتی پیداش کردم چاقو توی کمرش بود.

1732
01:48:03,458 --> 01:48:05,000
‫یه چیزی توی کمرشه.

1733
01:48:05,125 --> 01:48:08,125
‫پس چطوری؟ کِی؟ غیرممکنه. من دیدم.

1734
01:48:08,250 --> 01:48:09,708
‫چی دیدی؟

1735
01:48:10,875 --> 01:48:12,333
‫کله‌ی شیطانِ قرمز.

1736
01:48:12,375 --> 01:48:15,625
‫خونی که فکر کردی مال ویکسه.

1737
01:48:15,708 --> 01:48:17,958
‫من جواب این رو بهت نشون دادم، دیدی؟

1738
01:48:19,208 --> 01:48:20,500
‫اِل دیابلو.

1739
01:48:20,583 --> 01:48:22,125
‫کافه پیتزا. اون عکسه.

1740
01:48:23,500 --> 01:48:25,500
‫تو فکر کردی که دیدی،

1741
01:48:26,000 --> 01:48:27,958
‫ولی اون نبود، نه.

1742
01:48:28,000 --> 01:48:30,250
‫یه چراغِ یک‌شکلِ دومی هم بود.

1743
01:48:30,333 --> 01:48:33,208
‫یه کله‌ی شیطانِ یک‌شکلِ دوم.

1744
01:48:34,500 --> 01:48:35,625
‫آره.

1745
01:48:38,625 --> 01:48:40,250
‫و اونم گم شده بود.

1746
01:48:40,875 --> 01:48:42,250
‫دو تا شیطان.

1747
01:48:42,375 --> 01:48:43,708
‫بله.

1748
01:48:43,750 --> 01:48:45,000
‫چرا دو تا؟

1749
01:48:45,875 --> 01:48:47,500
‫و چرا قرمز رنگ شده؟

1750
01:48:47,583 --> 01:48:49,000
‫قرمز نبود. الان قرمزه.

1751
01:48:49,083 --> 01:48:51,833
‫همون قرمزیِ رداهای جمعه‌ی نیک.

1752
01:48:51,875 --> 01:48:53,750
‫دقیقاً همون قرمزیِ...

1753
01:48:53,833 --> 01:48:56,875
‫نخِ مرموزی که توی اتاقک پیدا شد.

1754
01:48:57,625 --> 01:49:01,375
‫چون کله‌ی شیطانِ دوم تمام مدت اونجا بود.

1755
01:49:01,500 --> 01:49:03,833
‫دوخته شده به پشتِ ردای اون.

1756
01:49:03,875 --> 01:49:05,208
‫توخالی، سبک،

1757
01:49:05,250 --> 01:49:07,375
‫و پُر شده با یه کیسه‌ی خونِ کوچیک

1758
01:49:07,958 --> 01:49:10,875
‫که با ریموت رادیویی فعال می‌شد.

1759
01:49:11,833 --> 01:49:15,000
‫درست در لحظه‌ی مناسب منفجر شد.

1760
01:49:15,125 --> 01:49:16,125
‫مانسینیور؟

1761
01:49:17,333 --> 01:49:18,333
‫دکتر.

1762
01:49:19,958 --> 01:49:21,250
یه فرد باصلاحیت که

1763
01:49:21,333 --> 01:49:24,875
‫که می‌تونه منتظر کشفی که لازم داره بمونه
‫قبل از اینکه کنترل رو به دست بگیره.

1764
01:49:24,958 --> 01:49:26,125
‫یه چیزی توی کمرشه.

1765
01:49:26,250 --> 01:49:27,875
‫صبر کن. بهش دست نزن.

1766
01:49:30,125 --> 01:49:32,583
‫لحظه‌ای حواس‌پرتی پیش میاد.

1767
01:49:35,125 --> 01:49:37,125
‫و کار به سرعت انجام می‌شه.

1768
01:49:38,166 --> 01:49:42,500
‫برداشتنِ ظرف داروی حاوی مخدر
‫که مدرک جرم بود.

1769
01:49:42,541 --> 01:49:45,416
‫ولی کجا بود؟ غیبش زده بود.

1770
01:49:46,541 --> 01:49:48,750
‫تنها ایراد توی نقشه‌ی اون.

1771
01:49:48,791 --> 01:49:52,666
‫نتیجه‌ی یک لحظه لطفِ احمقانه‌ی پدر جاد

1772
01:49:53,291 --> 01:49:57,791
‫که ظرف رو قایم کرد
‫تا مشکل ویکس رو پنهان کنه

1773
01:49:57,916 --> 01:50:00,750
‫و بعداً برگشت تا برش داره.

1774
01:50:03,041 --> 01:50:04,291
‫خدای من.

1775
01:50:04,791 --> 01:50:05,916
‫نت.

1776
01:50:06,041 --> 01:50:07,250
‫چرا؟

1777
01:50:07,750 --> 01:50:10,000
‫ویکس می‌خواست همه جا رو به آتیش بکشه.

1778
01:50:10,041 --> 01:50:11,666
‫می‌خواست نابودش کنه.

1779
01:50:11,791 --> 01:50:14,625
‫نه. چرایِ بزرگ‌تر.
‫چرایی که تو رو آورد اینجا.

1780
01:50:14,666 --> 01:50:17,125
‫چرا این‌همه کارِ دیوانه‌وار و پیچیده؟

1781
01:50:17,166 --> 01:50:20,041
‫این نمایش؟ جنایت غیرممکن.

1782
01:50:20,166 --> 01:50:21,375
‫چرا؟

1783
01:50:22,041 --> 01:50:23,250
‫دقیقاً.

1784
01:50:23,291 --> 01:50:25,791
‫خب، پس... اگه دکتر نت ویکس رو کشت،

1785
01:50:26,375 --> 01:50:27,375
‫کی نت رو کشت؟

1786
01:50:27,416 --> 01:50:29,291
‫خب، حالا می‌رسیم به اصل مطلب.

1787
01:50:30,000 --> 01:50:32,750
‫نه یه معمایِ اتاقِ بسته‌ی پیش‌پاافتاده

1788
01:50:32,791 --> 01:50:36,166
‫با ابزار و سرنخ‌ها،

1789
01:50:36,291 --> 01:50:39,666
‫بلکه یک نقشه‌ی خیلی، خیلی بزرگ‌تر.

1790
01:50:39,791 --> 01:50:44,875
‫نقشه‌ای که ریشه‌هاش
‫به سنگ‌بنای این کلیسا می‌رسه.

1791
01:50:44,916 --> 01:50:46,666
‫و چیزی که من رو،

1792
01:50:46,791 --> 01:50:50,041
‫یک غیرکاتولیک به تمام معنا رو،

1793
01:50:50,125 --> 01:50:53,041
‫به قلمرو باور می‌کشونه.

1794
01:50:54,666 --> 01:50:56,500
‫برای درک این پرونده،

1795
01:50:57,541 --> 01:51:01,625
‫باید به افسانه‌ای نگاه می‌کردم
‫که داشت ساخته می‌شد.

1796
01:51:01,666 --> 01:51:04,541
‫نه برای حل اینکه واقعی بود یا نه،

1797
01:51:04,625 --> 01:51:07,041
بلکه باید با تمام پوست و استخونم

1798
01:51:07,125 --> 01:51:10,250
ماهیت اصلی تبعات این اتفاق رو درک می‌کردم

1799
01:51:13,541 --> 01:51:14,916
‫یک کشیش مقدس.

1800
01:51:15,666 --> 01:51:21,125
‫که نه به دست انسان،
‫بلکه به دستِ خودِ شیطان به زمین زده شد.

1801
01:51:21,166 --> 01:51:24,625
‫در مقبره‌ی مهر و موم شده‌ی پدرش
‫آرام گرفت،

1802
01:51:25,166 --> 01:51:26,625
‫اما بعد برخاست

1803
01:51:27,291 --> 01:51:28,916
‫با اراده‌ی خداوند.

1804
01:51:29,041 --> 01:51:31,041
‫برخاست به عنوان چیزی جدید.

1805
01:51:31,125 --> 01:51:33,125
‫دیگر نه یک انسان جایز‌الخطا،

1806
01:51:33,166 --> 01:51:37,041
‫بلکه حالا نمادی
‫از قدرتِ خداوند بر مرگ.

1807
01:51:39,000 --> 01:51:40,625
‫عدالت او برای مقدسین.

1808
01:51:41,125 --> 01:51:43,375
‫انتقام او برای شریران.

1809
01:51:46,166 --> 01:51:50,000
‫باشه. و حالا، واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

1810
01:51:50,041 --> 01:51:52,041
‫بله. بله.

1811
01:51:52,166 --> 01:51:56,000
‫وقتشه که این نمایِ پرزرق‌وبرق
‫معجزات و رستاخیزها رو بشکنیم

1812
01:51:56,041 --> 01:52:00,041
‫و فاش کنیم که واقعاً چه اتفاقی افتاد.

1813
01:52:00,166 --> 01:52:02,541
‫وقتِ کیش و ماتِ نهاییِ...

1814
01:52:02,666 --> 01:52:05,750
‫بنوا بلانک بر اسرارِ ایمانه!

1815
01:52:34,291 --> 01:52:36,291
‫بلانک، حالت... حالت خوبه؟

1816
01:52:38,416 --> 01:52:39,625
‫دمشق.

1817
01:52:40,666 --> 01:52:41,875
‫دمشق؟

1818
01:52:43,250 --> 01:52:46,291
‫مثل... ماجرای جاده دمشق؟

1819
01:52:46,375 --> 01:52:48,250
‫بله، بله، دمشق.

1820
01:52:51,791 --> 01:52:53,416
‫لعنتی.

1821
01:52:54,291 --> 01:52:55,375
‫بلانک؟

1822
01:53:11,916 --> 01:53:13,541
‫من نمی‌تونم این پرونده رو حل کنم.

1823
01:53:17,500 --> 01:53:18,500
‫چی؟

1824
01:53:19,541 --> 01:53:22,375
‫داری می‌گی که
‫نتیجه‌گیری تو، بنوا بلانک،

1825
01:53:22,416 --> 01:53:25,416
‫اینه که مانسینیور ویکس
‫از مرگ برخاسته؟

1826
01:53:25,500 --> 01:53:26,916
‫که معجزه بوده؟

1827
01:53:27,000 --> 01:53:31,125
‫دارم می‌گم که نمی‌تونم
این پرونده رو حل کنم

1828
01:53:32,666 --> 01:53:33,750
‫قبوله.

1829
01:53:34,250 --> 01:53:35,250
‫ممنون.

1830
01:53:37,416 --> 01:53:38,541
‫بلانک؟

1831
01:53:39,250 --> 01:53:41,666
‫اگه می‌دونی واقعاً چی شده،
‫باید به همه بگی.

1832
01:53:41,750 --> 01:53:45,416
‫آیا داری ملاحظه‌ی ایمان ما رو می‌کنی
‫یا احترام می‌ذاری یا همچین چیزی؟

1833
01:53:45,541 --> 01:53:47,750
‫چون ما لایق حقیقت‌ایم.

1834
01:53:47,791 --> 01:53:49,250
‫اینطور نیست.

1835
01:53:50,625 --> 01:53:52,250
‫من حقیقت رو می‌خوام.

1836
01:53:53,541 --> 01:53:55,791
‫نمی‌تونی فقط...

1837
01:53:55,916 --> 01:53:58,791
‫جواب رو بهمون بدی؟
‫مگه همه‌ی این‌ها واسه همین نیست؟

1838
01:54:01,541 --> 01:54:04,541
راستی میشه یه معرفی‌نامه
واسه کتابم بنویسی؟

1839
01:54:04,625 --> 01:54:06,291
‫نه.

1840
01:54:06,916 --> 01:54:09,500
‫باشه. بسیار خب.
‫نمایش تموم شد. همه بیرون.

1841
01:54:10,291 --> 01:54:12,750
‫بیرون. بیرون.

1842
01:54:13,416 --> 01:54:15,166
‫آره، می‌شه برین عقب، آقا؟

1843
01:54:16,416 --> 01:54:18,041
‫باشه، می‌شه عقب نگه‌شون دارین...

1844
01:54:19,750 --> 01:54:22,541
‫یه فصل دیگه اضافه می‌کنم
‫و بعد... آماده‌ایم.

1845
01:54:22,666 --> 01:54:25,000
‫آماده‌ی چاپیم. بهم اعتماد کن، الن.

1846
01:54:25,041 --> 01:54:27,666
‫همه به انتشارات رندوم هاوس زنگ بزنن.
‫قراره بترکونه!

1847
01:54:30,791 --> 01:54:34,666
‫چیزی که شاهدش بودیم معجزه‌ای بود
‫که توسط خود بنوا بلانک تأیید شد.

1848
01:54:34,791 --> 01:54:38,125
‫دنیا خواهد فهمید
‫امروز اینجا در چیمنی راک چه گذشت.

1849
01:54:38,166 --> 01:54:42,166
‫خودتون می‌تونین ببینین.
‫کانال یوتیوب من رو دنبال کنین...

1850
01:54:42,291 --> 01:54:43,500
‫چه وضعیه.

1851
01:54:45,000 --> 01:54:47,416
‫فرض می‌کنم الان پدر جاد رو دستگیر می‌کنن.

1852
01:54:48,000 --> 01:54:49,041
‫بله.

1853
01:54:50,041 --> 01:54:51,666
‫گمونم همین کار رو می‌کنن.

1854
01:54:57,791 --> 01:54:59,291
‫اون چه جهنمی بود؟

1855
01:54:59,875 --> 01:55:01,875
‫جاده‌ی دمشق.

1856
01:55:02,541 --> 01:55:05,000
‫پرده‌ها از جلوی چشم‌هام افتاد.

1857
01:55:05,041 --> 01:55:06,916
‫پس چی؟ حقایق، کشک؟

1858
01:55:07,000 --> 01:55:09,541
‫تو کاتولیک شدی
‫و همه‌ی این دیوونه‌بازی‌ها واقعیه؟

1859
01:55:09,625 --> 01:55:11,416
‫نه، نه. اینطور نیست.

1860
01:55:11,541 --> 01:55:13,541
‫مکاشفه‌ی من از...

1861
01:55:14,625 --> 01:55:16,041
‫از پدر جاد اومد.

1862
01:55:17,500 --> 01:55:19,916
‫الگوی اون برای داشتنِ بخشش.

1863
01:55:22,541 --> 01:55:24,416
‫بخشش برای دشمنم.

1864
01:55:28,166 --> 01:55:29,541
‫بخشش برای شکسته‌شدگان.

1865
01:55:32,000 --> 01:55:33,625
‫بخشش برای کسانی که

1866
01:55:34,416 --> 01:55:35,541
‫کمتر از همه لایقش هستن.

1867
01:55:37,625 --> 01:55:39,041
‫اما بیشتر از همه بهش نیاز دارن.

1868
01:55:44,291 --> 01:55:45,500
‫برای گناهکاران.

1869
01:55:46,041 --> 01:55:47,166
‫آقای بلانک.

1870
01:55:47,791 --> 01:55:49,416
‫تو حقیقت رو می‌دونی.

1871
01:55:50,041 --> 01:55:52,041
‫می‌دونم، بله.

1872
01:55:53,541 --> 01:55:56,916
‫و همین الان خودت رو احمق جلوه دادی.

1873
01:55:57,000 --> 01:55:59,625
‫تا بتونی این کار رو
‫با اراده‌ی آزاد خودت انجام بدی.

1874
01:56:00,916 --> 01:56:03,416
‫و حالا بهتره انجامش بدی. سریع.

1875
01:56:03,500 --> 01:56:04,666
‫ممنون.

1876
01:56:08,541 --> 01:56:10,000
‫پدر جاد.

1877
01:56:17,000 --> 01:56:18,125
‫چی کار کنم؟

1878
01:56:18,166 --> 01:56:20,041
‫کاری که برای انجامش به دنیا اومدی.

1879
01:56:20,125 --> 01:56:21,541
‫کشیش اون باش.

1880
01:56:22,041 --> 01:56:23,416
‫اعترافش رو بشنو.

1881
01:56:32,125 --> 01:56:34,125
‫برایم دعا کن پدر، زیرا که گناه کرده‌ام.

1882
01:56:34,166 --> 01:56:36,416
‫یک هفته از آخرین اعترافم می‌گذره.

1883
01:56:40,916 --> 01:56:45,750
‫به خودم گفتم با نیتِ پاک شروع شد.

1884
01:56:47,125 --> 01:56:48,541
‫ولی حقیقت اینه که

1885
01:56:49,375 --> 01:56:52,416
‫با یک دروغ شروع شد.

1886
01:56:53,416 --> 01:56:54,500
‫پرنتیس.

1887
01:56:56,041 --> 01:56:57,041
‫پرنتیس.

1888
01:56:58,625 --> 01:57:01,625
‫دیدم که آخرین عشای ربانی‌اش رو گرفت.

1889
01:57:05,500 --> 01:57:07,625
‫این سیبِ حواست، مارتا.

1890
01:57:08,166 --> 01:57:10,416
‫تمام ثروت نفرین‌شده‌ی من.

1891
01:57:10,916 --> 01:57:13,291
‫تمام گناهِ دنیا.

1892
01:57:13,416 --> 01:57:15,291
‫تمام چیزی که حوا عطشش رو داره.

1893
01:57:16,000 --> 01:57:17,625
‫من به دام انداختمش.

1894
01:57:18,166 --> 01:57:21,625
‫هرگز دوباره
‫توسط دست‌های شیطانی چیده نخواهد شد.

1895
01:57:22,416 --> 01:57:24,291
‫بدنِ مسیح.

1896
01:57:37,416 --> 01:57:40,875
‫اون جواهر رو با خودش به گور برد.

1897
01:57:43,625 --> 01:57:48,291
‫قسم خوردم که
‫از این راز بزرگ محافظت کنم.

1898
01:57:49,666 --> 01:57:53,625
‫ولی گریس، فهمید که
‫اون الماس رو خریده بود.

1899
01:57:53,666 --> 01:57:55,000
‫نمی‌دونم چطوری.

1900
01:57:55,041 --> 01:57:56,916
‫اون برندهای گرون‌قیمتش رو می‌شناخت.

1901
01:57:58,166 --> 01:58:01,500
‫چی ممکنه توی یه جعبه‌ی سفارشی
‫گرون‌قیمت بیاد،

1902
01:58:01,541 --> 01:58:03,750
‫که خودش شاید 20 هزار دلار بیارزه؟

1903
01:58:03,791 --> 01:58:07,916
‫یه خرت و پرت یا مجسمه پلاستیکی مسیح نه، نه.

1904
01:58:08,000 --> 01:58:10,166
‫یه چیزِ تراش‌خورده، که یه دنیا می‌ارزید.

1905
01:58:11,250 --> 01:58:12,291
‫یه جواهر.

1906
01:58:12,416 --> 01:58:15,125
‫ولی اون نمی‌دونست کجا قایمش کرده.

1907
01:58:15,166 --> 01:58:16,666
‫پس اون شب...

1908
01:58:16,791 --> 01:58:18,791
‫این تنها راه فرارش بود.

1909
01:58:19,791 --> 01:58:21,208
‫اون دخترِ بیچاره.

1910
01:58:22,708 --> 01:58:24,583
‫مارتا، تو بهش چی گفتی؟

1911
01:58:26,708 --> 01:58:28,541
‫من می‌دونم کجا قایمش کرده.

1912
01:58:28,583 --> 01:58:30,666
‫و تو هرگز پیداش نمی‌کنی.

1913
01:58:30,708 --> 01:58:32,166
‫ای زنِ بی‌آبرو.

1914
01:58:39,500 --> 01:58:41,875
‫کجاست، بچه‌ی عوضی؟

1915
01:58:42,875 --> 01:58:46,000
‫من رازِ سیبِ حوا رو...

1916
01:58:46,083 --> 01:58:50,625
‫به مدت 60 سال در قلبم قفل کردم.

1917
01:58:51,833 --> 01:58:54,458
‫بارِ سنگینِ من.

1918
01:58:55,375 --> 01:58:56,500
‫تا اینکه...

1919
01:58:56,625 --> 01:58:57,875
‫تا اینکه...

1920
01:58:59,875 --> 01:59:01,958
‫من تو رو وادار کردم بهش اعتراف کنی.

1921
01:59:02,000 --> 01:59:05,375
‫با غروری سرکشانه،

1922
01:59:06,458 --> 01:59:07,875
‫اعتراف کردم.

1923
01:59:11,458 --> 01:59:13,083
‫به کشیشِ اشتباهی.

1924
01:59:17,250 --> 01:59:19,333
‫زمان حیاتی بود.

1925
01:59:19,375 --> 01:59:21,375
‫یک‌شنبه‌ی گذشته، در اقامتگاه،

1926
01:59:21,500 --> 01:59:24,625
‫ویرا با ویکس روبه‌رو شد
‫و تو درباره‌ی سای فهمیدی.

1927
01:59:24,750 --> 01:59:27,708
‫من می‌تونستم قبول کنم که اون منحرف شده.

1928
01:59:27,750 --> 01:59:31,500
‫ولی وقتی حرف زد، یه چیزی روشن شد.

1929
01:59:32,375 --> 01:59:34,625
‫این یه چیزِ خیلی بزرگ‌تر بود.

1930
01:59:35,125 --> 01:59:39,500
‫داشت اون پسرِ وحشتناک رو می‌پذیرفت.

1931
01:59:41,250 --> 01:59:43,375
‫اون موقع بود که شک کردم.

1932
01:59:43,458 --> 01:59:45,833
‫پس به شرکت ساختمانی زنگ زدی.

1933
01:59:45,875 --> 01:59:47,333
‫ممنون، جیمز.

1934
01:59:49,583 --> 01:59:50,750
‫و مطمئن شدم.

1935
01:59:51,708 --> 01:59:55,125
‫اون تجهیزات رو برای
باز کردن مقبره سفارش داده بود

1936
01:59:55,208 --> 02:00:01,000
‫تا الماس رو برای طمع خودش
و عطش قدرت بدزده

1937
02:00:01,125 --> 02:00:05,583
‫گناهِ فاسدکننده‌ی سیبِ حوا
از زیر خاک بیرون میومد

1938
02:00:06,250 --> 02:00:08,625
‫و این کلیسا سقوط می‌کرد

1939
02:00:08,750 --> 02:00:13,375
‫به خاطر هر چیزی که
‫پرنتیس بهم هشدار داده بود.

1940
02:00:13,458 --> 02:00:14,875
‫من ناامیدش کرده بودم.

1941
02:00:17,458 --> 02:00:18,625
‫تمام عمرم،

1942
02:00:19,250 --> 02:00:22,625
‫من آدم بده نبودم. من آدم خوبه بودم.

1943
02:00:23,208 --> 02:00:24,750
‫آدمِ وفادار.

1944
02:00:24,875 --> 02:00:27,500
‫که به کلیسا خدمت و ازش محافظت می‌کردم.

1945
02:00:28,125 --> 02:00:31,208
‫اگه تو این شکست می‌خوردم، زندگیم چی بود؟

1946
02:00:31,250 --> 02:00:32,375
‫می‌فهمم.

1947
02:00:32,458 --> 02:00:35,083
‫تنها هدف من...

1948
02:00:35,125 --> 02:00:36,583
‫و من شکست خوردم.

1949
02:00:37,625 --> 02:00:38,875
‫مگر اینکه...

1950
02:00:42,875 --> 02:00:43,875
‫مگر اینکه...

1951
02:00:46,500 --> 02:00:50,250
‫مگر اینکه می‌تونستم...
می‌تونستم اول جواهر رو بدزدم

1952
02:00:50,375 --> 02:00:52,125
‫و برای همیشه از شرّش خلاص شم.

1953
02:00:53,125 --> 02:00:54,500
‫و با همون حرکت،

1954
02:00:54,625 --> 02:00:58,875
‫ویکس رو به عنوان
یه قدیسِ برخاسته از مرگ بالا ببرم

1955
02:00:58,958 --> 02:01:02,375
‫نه به عنوان یه مرد جایزالخطا، بلکه یه نماد

1956
02:01:03,208 --> 02:01:05,208
‫که کلیسای من رو نجات بده.

1957
02:01:06,375 --> 02:01:08,875
‫تنها چیزی که لازم داشت یه معجزه بود.

1958
02:01:10,250 --> 02:01:12,125
‫پس نقشه‌ام رو کشیدم.

1959
02:01:13,125 --> 02:01:17,208
‫مرگِ ویکس باید یه معمای مقدس می‌بود.

1960
02:01:18,000 --> 02:01:21,083
‫غیرقابل حل و الهی.

1961
02:01:22,083 --> 02:01:23,833
‫ولی نمی‌تونستی تنهایی انجامش بدی.

1962
02:01:24,500 --> 02:01:25,625
‫نه.

1963
02:01:27,125 --> 02:01:28,750
‫یه مرد ضعیف، به گمونم.

1964
02:01:29,375 --> 02:01:30,583
‫درمونده.

1965
02:01:30,625 --> 02:01:33,375
‫کسی که برای نجات کلیسا اطاعت می‌کنه

1966
02:01:33,500 --> 02:01:36,083
‫و برای پوشوندنِ شرمساریش مطیع می‌مونه.

1967
02:01:36,625 --> 02:01:40,625
‫و کسی که به آرام‌بخش‌های قوی پزشکی
دسترسی داشت

1968
02:01:40,708 --> 02:01:42,750
‫بله. اینم بود.

1969
02:01:46,125 --> 02:01:49,125
‫همه چی طبق نقشه پیش رفت.

1970
02:01:50,708 --> 02:01:52,750
‫خدایا.

1971
02:01:52,875 --> 02:01:53,958
‫غرورِ من.

1972
02:01:54,000 --> 02:01:55,458
‫خیلی شرورانه بود.

1973
02:01:56,000 --> 02:01:57,125
‫مارتا.

1974
02:01:57,750 --> 02:02:00,208
‫من می‌فهمم، قول میدم، می‌فهمم.

1975
02:02:00,750 --> 02:02:02,625
‫ادامه بده. من اینجام.

1976
02:02:02,708 --> 02:02:05,083
‫من هزینه‌اش رو حساب نکرده بودم.

1977
02:02:06,125 --> 02:02:08,000
‫من رو ببخش، سامسون.

1978
02:02:08,500 --> 02:02:10,958
‫سامسونِ قوی، سامسونِ وفادار.

1979
02:02:11,000 --> 02:02:13,583
‫سامسون. کسی که تابوت‌ها رو می‌ساخت.

1980
02:02:16,250 --> 02:02:18,500
‫لعنتی.

1981
02:02:19,333 --> 02:02:20,750
‫تو دوباره برمی‌خیزی.

1982
02:02:21,708 --> 02:02:23,500
‫همه چی درست می‌شه.

1983
02:02:23,625 --> 02:02:25,250
‫تو دوباره برمی‌خیزی.

1984
02:02:25,833 --> 02:02:28,083
‫همه چی درست می‌شه.

1985
02:02:30,125 --> 02:02:31,333
‫قول میدم.

1986
02:02:32,000 --> 02:02:35,250
‫اون نفهمید چرا داریم این کار رو می‌کنیم.

1987
02:02:35,333 --> 02:02:38,125
‫هر کاری برای تو، فرشته‌ی من.

1988
02:02:38,875 --> 02:02:40,083
‫ولی بهم اعتماد کرد.

1989
02:02:40,583 --> 02:02:42,375
‫چون عاشقم بود.

1990
02:02:43,083 --> 02:02:45,208
‫خداوندا.

1991
02:02:49,958 --> 02:02:51,750
‫چطور اینقدر خراب شد؟

1992
02:02:54,458 --> 02:02:56,458
‫قرار بود خیلی ساده باشه.

1993
02:02:56,500 --> 02:02:58,500
‫دکتر علامت میده.

1994
02:03:10,875 --> 02:03:13,333
‫سامسون جواهر رو برمی‌داره.

1995
02:03:14,583 --> 02:03:17,375
‫«درِ لازاروس» کار خودش رو می‌کنه.

1996
02:03:21,583 --> 02:03:24,875
‫همه‌ش توی دوربین ضبط شد
همونطور که نقشه کشیده بودیم

1997
02:03:25,500 --> 02:03:28,250
‫دکتر نت با جسد ویکس
‫توی وانتش می‌رفت

1998
02:03:29,208 --> 02:03:32,500
‫و توی اون لجنِ کثیفِ زیرزمینش
‫از شرّش خلاص می‌شد.

1999
02:03:32,625 --> 02:03:36,708
‫و روز بعد، سامسون
داستانِ قدیسِ برخاسته از مرگ رو تعریف می‌کرد

2000
02:03:36,750 --> 02:03:40,750
‫و کلامِ برکتِ اون به سرایدار وفادارش

2001
02:03:40,875 --> 02:03:43,708
‫قبل از اینکه به آسمان عروج کنه.

2002
02:03:44,375 --> 02:03:45,750
‫یه معجزه.

2003
02:03:46,375 --> 02:03:48,208
‫می‌تونست بی‌نقص باشه.

2004
02:03:50,125 --> 02:03:52,250
‫من قرار نبود اونجا باشم.

2005
02:03:52,333 --> 02:03:54,375
‫قطعاً همینطوره.

2006
02:03:55,125 --> 02:03:56,250
‫آیا می‌دونستی...

2007
02:03:56,333 --> 02:03:59,375
‫وقتی جسد سامسون رو پیدا کردی
چه اتفاقی افتاده؟

2008
02:03:59,500 --> 02:04:01,208
‫یه حدس‌هایی می‌زدم.

2009
02:04:01,250 --> 02:04:03,250
‫نه، نه!

2010
02:04:03,958 --> 02:04:05,750
‫ولی من باید مطمئن می‌شدم.

2011
02:04:09,250 --> 02:04:10,458
‫ستایش باد.

2012
02:04:10,958 --> 02:04:12,125
‫انجام شد.

2013
02:04:35,625 --> 02:04:37,166
‫بعد اون برام قصه رو تعریف کرد

2014
02:04:37,291 --> 02:04:40,291
‫که چطور همه‌چیز
‫طبق نقشه پیش رفته بود.

2015
02:04:41,750 --> 02:04:45,166
‫فقط اون موقع بود که بهش گفتم
‫من توی مقبره رفتم.

2016
02:04:47,000 --> 02:04:49,666
‫و فهمیدم که داره دروغ می‌گه.

2017
02:04:51,416 --> 02:04:53,541
‫و بعدش اون حقیقت رو بهم گفت.

2018
02:04:58,291 --> 02:05:00,750
‫لعنتی. نباید بذاریم ما رو ببینه.

2019
02:05:09,291 --> 02:05:10,541
‫یا خدا.

2020
02:05:13,541 --> 02:05:15,166
‫اشتباه دوم من.

2021
02:05:15,666 --> 02:05:20,291
‫دست‌کم گرفتنِ وسوسه‌ی
‫سیبِ حوا.

2022
02:05:21,541 --> 02:05:26,000
‫مأموریتِ توافق‌شده‌ی ما نابود کردنش
‫یا انداختنش توی دریا بود.

2023
02:05:26,041 --> 02:05:30,500
ولی نتونست در برابر قدرتش دووم بیاره

2024
02:05:31,416 --> 02:05:34,541
‫خودِ مسیح می‌تونست
در برابر وسوسه مقاومت کنه

2025
02:05:34,625 --> 02:05:37,791
‫ولی این مردِ حقیرِ درمانده،

2026
02:05:38,291 --> 02:05:41,541
‫تمام چیزی که سر راهش بود
‫من و سامسون بودیم.

2027
02:05:42,375 --> 02:05:44,375
‫حالا، فرصتش پیش اومده بود.

2028
02:05:45,250 --> 02:05:48,500
‫که موانعش رو حذف کنه.

2029
02:05:49,541 --> 02:05:53,541
‫برای یه کشیش جوون
با گذشته‌ی خشن پاپوش درست کنه

2030
02:05:53,666 --> 02:05:55,500
‫و جواهر رو نگه داره.

2031
02:05:57,416 --> 02:05:58,416
‫اون از فرصت استفاده کرد.

2032
02:06:02,791 --> 02:06:06,791
‫بعد تنها چیزی که سر راهش مونده بود من بودم.

2033
02:06:07,791 --> 02:06:12,291
‫اون قهوه‌ی من رو با دوزِ کشنده‌ی
‫«پنتوباربیتال» مسموم کرده بود.

2034
02:06:13,166 --> 02:06:15,791
‫وقتی خورده بشه پادزهری نداره.

2035
02:06:16,541 --> 02:06:17,916
‫بدون درد.

2036
02:06:18,000 --> 02:06:20,791
‫یه‌کم بی‌حسی توی لب‌ها.

2037
02:06:21,500 --> 02:06:24,541
‫بعد توی ده دقیقه،
‫وقتِ آخرین دعاست.

2038
02:06:25,416 --> 02:06:28,666
‫بعد التماس کرد که درک کنم
‫چرا داره این کارها رو می‌کنه.

2039
02:06:28,750 --> 02:06:32,166
‫که اون پول همسرِ دیوصفتش رو
‫دوباره جذب می‌کنه برگرده،

2040
02:06:32,291 --> 02:06:34,125
‫و این حرف‌ها.

2041
02:06:34,791 --> 02:06:37,041
‫بهش گفتم می‌فهمم.

2042
02:06:38,416 --> 02:06:40,416
‫فهمیدم چرا این کار رو کرد.

2043
02:06:44,875 --> 02:06:47,500
‫من همه‌چیز رو فهمیده بودم.

2044
02:07:07,666 --> 02:07:09,666
‫این کارها رو کردم با...

2045
02:07:10,416 --> 02:07:13,041
‫نفرتی در قلبم.

2046
02:07:18,166 --> 02:07:20,541
‫خداوند فرمود، انتقام از آنِ من است.

2047
02:07:26,125 --> 02:07:29,625
‫و این داستانیه که
‫صحنه‌ی جرم به دنیا می‌گه، اما...

2048
02:07:32,541 --> 02:07:34,416
‫...درونِ قلبم،

2049
02:07:35,166 --> 02:07:36,375
‫می‌دونم.

2050
02:07:40,416 --> 02:07:42,041
‫انتقام مالِ منه.

2051
02:07:45,916 --> 02:07:49,500
‫به این گناهان نزد شما اعتراف می‌کنم، پدر.

2052
02:07:49,541 --> 02:07:52,791
‫من دروغ گفتم، من آدم کشتم،

2053
02:07:53,500 --> 02:07:54,666
‫و حالا...

2054
02:07:55,666 --> 02:07:58,291
‫با یه شاهکارِ واقعی تکمیلش کردم.

2055
02:08:06,000 --> 02:08:07,625
‫پدر. سریع باش، سریع.

2056
02:08:07,666 --> 02:08:09,000
‫چی شده؟

2057
02:08:09,041 --> 02:08:11,125
‫وقتی لب‌هاش رو دیدم فهمیدم...

2058
02:08:13,166 --> 02:08:14,875
‫دیگه خیلی دیر شده بود.

2059
02:08:16,666 --> 02:08:18,666
‫اون پنتوباربیتال رو خورده.

2060
02:08:18,791 --> 02:08:21,666
‫- خدایا. فوراً به آمبولانس زنگ بزن!
‫- دارم می‌زنم!

2061
02:08:21,791 --> 02:08:24,166
‫شاید توی ماشین پلیس کیتِ پادزهر باشه!

2062
02:08:35,666 --> 02:08:37,291
‫من رو ببخش، پدر،

2063
02:08:38,541 --> 02:08:39,916
‫برای تمام چیزهایی که تحمل کردی.

2064
02:08:41,625 --> 02:08:46,416
‫من رو ببخش، خداوندا، برای...
‫برای ویکس و نت و...

2065
02:08:48,666 --> 02:08:49,875
‫سامسون.

2066
02:08:50,500 --> 02:08:52,125
‫سامسونِ شیرینِ من.

2067
02:08:53,166 --> 02:08:54,416
‫و گریس.

2068
02:08:59,000 --> 02:09:01,041
‫مارتا.

2069
02:09:01,791 --> 02:09:03,041
‫گریس.

2070
02:09:05,625 --> 02:09:06,791
‫حالا جات امنه.

2071
02:09:09,666 --> 02:09:10,875
‫رهاش کن.

2072
02:09:12,416 --> 02:09:14,041
‫بذار نفرت بره.

2073
02:09:19,416 --> 02:09:20,541
‫گریس.

2074
02:09:24,166 --> 02:09:25,291
‫بله.

2075
02:09:26,166 --> 02:09:27,625
‫حالا می‌فهمم.

2076
02:09:29,541 --> 02:09:31,166
‫دخترِ بیچاره.

2077
02:09:34,291 --> 02:09:36,166
‫من رو ببخش، گریس.

2078
02:09:40,375 --> 02:09:41,541
‫پدر...

2079
02:09:44,541 --> 02:09:46,166
‫کارت خیلی درسته.

2080
02:09:51,666 --> 02:09:53,875
‫خداوند، پدر مهربانی‌ها،

2081
02:09:54,625 --> 02:09:57,125
‫از طریق مرگ
‫و رستاخیزِ پسرش

2082
02:09:57,166 --> 02:09:59,791
‫جهان را با خود آشتی داد

2083
02:10:00,541 --> 02:10:04,750
‫و روح‌القدس را عطا فرمود
‫برای آمرزش گناهان،

2084
02:10:05,541 --> 02:10:07,500
‫و از طریق خدمتِ کلیسا،

2085
02:10:07,541 --> 02:10:10,000
‫باشد که خداوند به تو عفو و آرامش عطا کند،

2086
02:10:11,000 --> 02:10:13,166
‫و من تو را از گناهانت مبری می‌کنم.

2087
02:10:21,000 --> 02:10:24,166
‫به نام پدر و پسر...

2088
02:10:25,291 --> 02:10:26,666
‫و روح‌القدس.

2089
02:10:42,416 --> 02:10:43,500
‫لعنتی.

2090
02:11:13,041 --> 02:11:14,875
‫جواهر هرگز پیدا نشد.

2091
02:11:19,125 --> 02:11:21,500
‫کلیسا برای مدتی بسته شد.
[یک سال بعد]

2092
02:11:21,541 --> 02:11:24,666
‫یاران،
‫یا چیزی که ازشون مونده بود، پراکنده شدن.

2093
02:11:25,291 --> 02:11:30,833
‫بعضی‌ها به چیزی که می‌خواستن رسیدن فقط برای اینکه
‫بفهمن تنها چیزی رو که هر مرد مقدسی می‌دونه...

2094
02:11:30,833 --> 02:11:34,166
[معجزه‌ی رستاخیز مانسینیور جفرسون ویکس]

2095
02:11:35,166 --> 02:11:36,791
‫خدا حس شوخ‌طبعی داره.

2096
02:11:37,875 --> 02:11:40,458
[دفتر وکالت دریون و دریون]
[فروخته‌شد - کامیون حمل اثاثیه]

2097
02:11:42,375 --> 02:11:44,791
‫و بعضی‌ها شروع تازه‌ای داشتن.

2098
02:11:45,416 --> 02:11:48,291
‫شاید برای پیدا کردن مسیری
‫که مال خودشونه.

2099
02:11:52,041 --> 02:11:53,666
‫و بعضی‌ها معجزه‌شون رو گرفتن.

2100
02:11:54,916 --> 02:11:57,375
‫نه اینکه شفا پیدا کنن یا درمان بشن،

2101
02:11:58,041 --> 02:12:01,125
‫بلکه پیدا کردن قدرتِ ادامه‌دهنده‌ای
‫برای بیدار شدن در هر روز

2102
02:12:01,166 --> 02:12:03,291
‫و انجام کاری که برای انجامش اینجاییم

2103
02:12:04,166 --> 02:12:05,791
‫با وجود درد.

2104
02:12:07,000 --> 02:12:08,166
‫رزق روزانه.

2105
02:12:15,541 --> 02:12:17,541
‫و این چیزی‌ـه که من برات دعا می‌کنم.

2106
02:12:18,416 --> 02:12:20,416
‫که چیزی رو که دنبالشی پیدا کنی.

2107
02:12:23,666 --> 02:12:26,291
‫- کجاست؟ شما می‌دونین.
‫- نه! سای، سای!

2108
02:12:26,416 --> 02:12:28,166
‫لعنت بهش، می‌دونم جفت‌تون می‌دونین.

2109
02:12:28,250 --> 02:12:30,666
‫این آخرین فرصت‌تونه
‫وگرنه می‌کشیمتون دادگاه.

2110
02:12:30,750 --> 02:12:32,500
‫آقای ویکس، خودتون رو کنترل کنین.

2111
02:12:32,541 --> 02:12:35,166
‫امیدوار بودیم این میانجی‌گری
‫این مسئله رو حل کنه.

2112
02:12:35,291 --> 02:12:37,291
‫اون جواهر رو به اون‌ها داد
و قایمش کردن. می‌دونم

2113
02:12:37,375 --> 02:12:40,541
‫ما اجازه دادیم نماینده‌های شما
‫کلیسا و اقامتگاه رو کامل بگردن.

2114
02:12:40,625 --> 02:12:42,250
‫هیچی پیدا نکردن.

2115
02:12:42,291 --> 02:12:44,750
‫در ضمن، آقای بلانک اونجا بود
‫وقتی مارتا فوت کرد

2116
02:12:44,791 --> 02:12:46,791
‫و اون هر کار خلافی رو انکار می‌کنه.

2117
02:12:48,416 --> 02:12:51,250
‫هی.

2118
02:12:51,750 --> 02:12:52,791
‫هی!

2119
02:12:53,416 --> 02:12:56,291
‫کوچیک‌ترین نشانه‌ای که فروختینش،
‫هر کمک خیریه بزرگ، سقف رو تعمیر کنین،

2120
02:12:56,375 --> 02:12:59,375
‫اون نوشیدنیِ مراسمِ مزخرفت رو ارتقا بدی،
‫من نگاه می‌کنم،

2121
02:12:59,416 --> 02:13:01,666
‫حسابرسی می‌کنم، می‌فهمم.

2122
02:13:02,541 --> 02:13:04,916
‫امیدوارم یه روز به کلیسا برگردی، سای.

2123
02:13:05,500 --> 02:13:07,625
‫ارثیه‌ی واقعی تو در وجود مسیحه.

2124
02:13:18,541 --> 02:13:21,166
‫بچه‌ی پرروی حقیر.

2125
02:13:25,375 --> 02:13:27,500
‫ویدئوی اون با تو هنوز ترنده.

2126
02:13:27,541 --> 02:13:28,666
‫بله.

2127
02:13:28,750 --> 02:13:30,916
‫«بنوا بلانک "لوله شد"».

2128
02:13:31,041 --> 02:13:33,875
‫نوشتن لوله با «لام بزرگ».
حالا هر معنی که میده

2129
02:13:34,500 --> 02:13:36,416
‫ما همچنان حقایق رو منتشر می‌کنیم.

2130
02:13:36,500 --> 02:13:39,875
‫مارتا، چیزی که واقعاً اتفاق افتاد.
‫ولی انگار مهم نیست.

2131
02:13:40,416 --> 02:13:44,291
‫طرفداران حقیقتِ ویکس فیس‌بوک ما رو پر کردن.
‫یه وضعی‌ـه.

2132
02:13:45,625 --> 02:13:47,416
‫عجب دورانی‌ـه برای زنده بودن.

2133
02:13:48,416 --> 02:13:51,041
‫وقتی باز کنی
‫خیلی محبوب می‌شی.

2134
02:13:51,750 --> 02:13:53,291
‫شاید نه به شکلِ خوب.

2135
02:13:53,416 --> 02:13:54,916
‫آماده‌ای که باهاش روبه‌رو بشی؟

2136
02:13:56,666 --> 02:13:57,791
‫بذار بیان.

2137
02:14:00,375 --> 02:14:01,416
‫موفق باشی، پسر.

2138
02:14:04,791 --> 02:14:06,916
‫گوش کن...

2139
02:14:07,416 --> 02:14:09,791
‫من... من... من دیگه میرم.

2140
02:14:19,750 --> 02:14:24,000
‫اولین مراسم عشای ربانی من نزدیکه اگه...
‫اگه می‌خوای بمونی.

2141
02:14:24,041 --> 02:14:26,000
‫خیلی لطف داری.

2142
02:14:26,041 --> 02:14:30,250
‫کاری نیست...
‫که بیشتر از این دلم بخواد انجامش ندم.

2143
02:14:30,291 --> 02:14:31,541
‫عزت زیاد.

2144
02:14:35,833 --> 02:14:39,250
[پدر جاد دوپلنسی]
[مقدم همه را گرامی می‌داریم]

2145
02:14:58,500 --> 02:14:59,666
‫خوش اومدین!

2146
02:15:25,958 --> 02:15:31,125
[برخیـــز مَرد مُــرده]
[یک معمای چاقوکشی]
