﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,000
.

2
00:00:29,791 --> 00:00:30,791
‫اول من!

3
00:00:30,958 --> 00:00:34,250
[فیلمی راجع به یه مشت توئیت]

4
00:00:34,291 --> 00:00:35,333
‫بده به من!

5
00:00:35,375 --> 00:00:37,875
‫عالیه. قشنگه.

6
00:00:39,375 --> 00:00:41,375
‫روزی روزگاری...

7
00:00:43,416 --> 00:00:46,666
‫...دو تا توئیت وحشتناک وجود داشتن.
‫(توئیت یعنی احمق)

8
00:00:54,666 --> 00:00:57,416
‫و اینجوری ولشون کردن تا بمیرن.

9
00:00:59,666 --> 00:01:02,791
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن. وایسا!

10
00:01:04,541 --> 00:01:05,625
‫مامان،

11
00:01:05,666 --> 00:01:09,500
‫واقعاً داری قصه‌ی شب من رو
‫با مرگ شخصیت‌ها شروع می‌کنی؟

12
00:01:09,541 --> 00:01:12,916
‫نگفتم مردن.
‫گفتم ولشون کردن تا بمیرن.

13
00:01:13,000 --> 00:01:14,166
‫- کی ولشون کرد؟
‫- توسط چه کسی؟

14
00:01:14,291 --> 00:01:17,250
‫- توسط چه کسی؟
‫- بچه‌ها و یه خانواده ‌از حیوون‌های جادویی.

15
00:01:19,375 --> 00:01:21,166
‫این دیگه چه جور قصه‌ایه؟

16
00:01:21,291 --> 00:01:22,375
‫هی به من می‌گی

17
00:01:22,416 --> 00:01:25,666
‫که می‌خوای قصه‌های شبت
‫پیچیدگی‌های احساسی بیشتری داشته باشه

18
00:01:25,791 --> 00:01:29,666
‫و طبق حرف خودت،
‫«مضامین سطح بالا و کمدی سطح پایین.»

19
00:01:29,750 --> 00:01:33,166
‫درسته. فقط نمی‌خوام
‫یه قصه‌ی حوصله‌سربر، قدیمی و معمولی باشه.

20
00:01:33,291 --> 00:01:38,541
‫خب، می‌تونم بهت اطمینان بدم، عزیزم،
‫این یه «قصه‌ی معمولی» نیست

21
00:01:38,666 --> 00:01:41,875
‫چون توئیت‌ها آدم‌های معمولی‌ای نیستن.

22
00:01:43,416 --> 00:01:46,916
‫نه، توئیت‌ها از همه‌چیز متنفرن،

23
00:01:47,000 --> 00:01:48,916
‫به‌خصوص از همدیگه.

24
00:01:49,000 --> 00:01:52,416
‫اون‌ها 47 سال نکبت‌بار
‫با هم زندگی کردن.

25
00:01:54,416 --> 00:01:54,916
‫و یه روز هم نگذروندن
‫بدون یه حقه‌ی کثیف و ناجوانمردانه.

26
00:01:54,916 --> 00:01:58,791
‫و یه روز هم نگذروندن
‫بدون یه حقه‌ی کثیف و ناجوانمردانه.

27
00:02:04,291 --> 00:02:09,541
‫مسئله اینه، حتی آدم‌هایی
‫که از همه‌چیز متنفرن، یه چیزی رو دوست دارن.

28
00:02:09,666 --> 00:02:15,375
‫برای توئیت‌ها، اون چیز یه شهربازی تو حیاط پشتی
‫به اسم «توئیت‌لندیا» بود.
‫(سرزمین احمق‌ها)

29
00:02:16,500 --> 00:02:19,250
‫اون‌ها توئیت‌لندیا رو از صفر ساختن.

30
00:02:19,291 --> 00:02:21,916
‫این تنها چیزی بود
‫که بهشون شادی می‌داد.

31
00:02:22,000 --> 00:02:24,875
‫تنها چیزی که واقعاً براشون مهم بود.

32
00:02:24,916 --> 00:02:28,416
‫تنها چیزی
‫که می‌خواستن کل دنیا ببینه.

33
00:02:29,583 --> 00:02:32,000
‫♪ خوش‌گذرونی و هیجان، بچه‌دار شدن ♪

34
00:02:32,000 --> 00:02:35,000
‫♪ و اسمش رو گذاشتن توئیت‌لندیا ♪

35
00:02:35,125 --> 00:02:37,333
‫♪ و وسایل بازی که از توالت فرنگی ساخته شدن ♪

36
00:02:37,958 --> 00:02:39,708
‫اینجا توئیت‌لندیاست!

37
00:02:39,833 --> 00:02:42,583
‫این تنها شهربازی دنیاست.
[ترایپرات، بزرگراه 41، خروجی 37]

38
00:02:42,666 --> 00:02:45,666
‫و حتی اگه کل دنیا هم نمی‌دیدش،

39
00:02:46,166 --> 00:02:48,208
‫قهرمان‌های واقعی قصه‌ی ما،

40
00:02:48,291 --> 00:02:49,958
‫یه بچه‌ی یتیم به اسم «بیشا»...

41
00:02:49,958 --> 00:02:50,958
‫واو.

42
00:02:50,958 --> 00:02:53,041
‫...و بهترین دوستش، «بابزی»...

43
00:02:53,083 --> 00:02:54,208
‫وای!

44
00:02:54,208 --> 00:02:55,166
‫...دیدنش.

45
00:02:55,208 --> 00:02:58,166
‫به افتتاحیه‌ی بزرگ توئیت‌لندیا
‫این هفته بیایید.

46
00:02:58,208 --> 00:03:01,458
‫- این به نظر...
‫- شگفت‌انگیزترین جای دنیا میاد؟!

47
00:03:01,541 --> 00:03:05,041
‫قطعاً نمی‌خواستم بگم
‫«وحشتناک و مسخره».

48
00:03:05,083 --> 00:03:08,541
‫ولی، بیشا،
‫اینجا جشن آهنگ و شادی داره

49
00:03:08,583 --> 00:03:10,583
‫و وسایل بازی که از توالت فرنگی ساخته شدن!

50
00:03:10,708 --> 00:03:14,041
‫و کیه که هر دوی این‌ها رو نخواد؟

51
00:03:14,083 --> 00:03:18,083
‫باشه، بابزی جون،
‫قول می‌دم ببرمت توئیت‌لندیا

52
00:03:18,166 --> 00:03:21,916
‫قبل از اینکه هفته‌ی دیگه
برای همیشه ترکم کنی

53
00:03:21,958 --> 00:03:23,583
‫هورا!

54
00:03:23,666 --> 00:03:25,083
‫توئیت‌لندیا!

55
00:03:26,041 --> 00:03:29,083
[!افتتاحیه‌ی بزرگ توئیت‌لندیا]

56
00:03:29,083 --> 00:03:30,958
‫جیم.

57
00:03:32,083 --> 00:03:34,333
‫نگاه کن، این اولین بازدیدکننده‌ی ماست!

58
00:03:34,458 --> 00:03:37,541
‫ولی قبل از اینکه بیشا
‫بتونه به قولش به بابزی عمل کنه...

59
00:03:37,583 --> 00:03:39,458
‫به توئیت‌لندیا خوش اومدی.

60
00:03:40,958 --> 00:03:43,541
‫هی! نمی‌تونی بدون پرداخت پول بری تو!

61
00:03:43,583 --> 00:03:46,458
‫...در واقع، حتی قبل از اینکه پارک باز بشه...

62
00:03:46,583 --> 00:03:48,083
‫«پلم... پ»؟

63
00:03:48,208 --> 00:03:50,583
‫...شهرداری توئیت‌لندیا رو تعطیل کرد...

64
00:03:50,666 --> 00:03:52,541
‫این چیه؟

65
00:03:53,041 --> 00:03:57,208
‫...و اونجا رو به خاطر خطرناک بودن،
‫از نظر سازه ناامن بودن، و، طبق حرف خودشون:

66
00:03:57,333 --> 00:04:00,458
‫«بوی گوشت سوسیس گندیده دادن»؟ پلمپ کرد.

67
00:04:01,541 --> 00:04:02,833
‫جیم!

68
00:04:02,958 --> 00:04:06,583
‫شهرداری...
‫دارن شهربازی ما رو تعطیل می‌کنن!

69
00:04:07,916 --> 00:04:09,083
‫نه...

70
00:04:09,166 --> 00:04:11,666
‫نه!

71
00:04:18,583 --> 00:04:21,291
‫انگار بچه‌شون رو
‫ازشون گرفته بودن.

72
00:04:21,333 --> 00:04:22,666
‫بچه‌ی عجیبی بوده.

73
00:04:22,708 --> 00:04:23,833
‫آدم‌های عجیبی بودن.

74
00:04:23,916 --> 00:04:26,708
‫ولی از بیشا و بابزی
‫خیلی خوشم میاد.

75
00:04:26,833 --> 00:04:32,208
‫آره، خب، بیشا و بابزی
‫تو مسیر برخورد با توئیت‌ها قرار دارن،

76
00:04:32,291 --> 00:04:35,666
‫کسایی که می‌خوان کثیف‌ترین حقه‌شون
‫تا به امروز رو اجرا کنن.

77
00:04:35,708 --> 00:04:38,333
‫یه کلکی که شهر رو محکوم می‌کنه

78
00:04:38,458 --> 00:04:41,333
‫همونطور که شهر توئیت‌لندیا رو محکوم کرد.

79
00:04:41,416 --> 00:04:44,458
‫می‌خوان چی کار کنن؟
‫باعث شن بوی گوشت سوسیس گندیده بده؟

80
00:04:44,583 --> 00:04:48,458
‫پسر باهوش. حالا، دیگه سوال نپرس.
‫فقط به آهنگ گوش کن.

81
00:04:48,583 --> 00:04:50,291
‫این موزیکاله؟

82
00:04:50,333 --> 00:04:53,208
‫معلومه که موزیکال نیست.
‫مگه من جیرجیرکم؟

83
00:04:53,333 --> 00:04:55,666
‫فقط یه آهنگه. آروم باش.

84
00:04:55,708 --> 00:04:57,833
‫ویدیوی خداحافظی بابزی، برداشت اول.

85
00:04:57,916 --> 00:04:59,208
‫و... حرکت!

86
00:04:59,291 --> 00:05:01,208
‫دلمون برات تنگ می‌شه، بابزی!

87
00:05:01,333 --> 00:05:03,333
‫خداحافظ، بابزی.

88
00:05:03,458 --> 00:05:09,333
‫♪ به همه‌ی این آدم‌ها نگاه می‌کنم ♪

89
00:05:10,708 --> 00:05:16,583
‫♪ آدم‌های خوبی با زندگی‌های بی‌نقص‌شون ♪

90
00:05:16,666 --> 00:05:20,041
‫♪ خب، اون‌ها از شدت بی‌حوصلگی
‫کلافه شدن ♪

91
00:05:20,083 --> 00:05:21,416
‫به جان-جان رأی بدید.

92
00:05:21,458 --> 00:05:23,708
♪ ‫♪ یکنواخت و کسل‌کننده

93
00:05:24,958 --> 00:05:26,958
♪ ‫ ♪ اون‌ها زندگی نمی‌کنن

94
00:05:27,083 --> 00:05:31,583
‫♪ فقط زنده می‌مونن ♪
[گوشت سوسیس مایع]

95
00:05:31,708 --> 00:05:35,458
‫♪ ولی ما مثل بقیه نیستیم ♪

96
00:05:35,541 --> 00:05:38,583
‫♪ هیچکس مثل من و تو نیست ♪

97
00:05:38,666 --> 00:05:42,166
‫♪ ما بی‌نظیریم
‫و در اعماق وجودمون ♪

98
00:05:42,208 --> 00:05:45,541
‫♪ ما تنها کسایی هستیم اینجا ♪

99
00:05:45,583 --> 00:05:49,958
‫♪ که آزادیم ♪

100
00:05:51,583 --> 00:05:53,208
‫فکر کنم آماده‌ایم.

101
00:05:53,333 --> 00:05:56,333
‫باشه، بابزی جون،
‫روز بزرگ داره نزدیک می‌شه.

102
00:05:56,458 --> 00:06:00,666
‫بهترین خاطره‌ت رو از یتیم‌خانه‌ی
‫«ترایپرات» برام بگو.

103
00:06:00,708 --> 00:06:03,583
‫اون موقع که یه سیب‌زمینی
‫تو دماغم گیر کرده بود؟

104
00:06:03,666 --> 00:06:06,833
‫- باشه...
‫- یادت نمیاد، بیش؟

105
00:06:06,958 --> 00:06:09,333
‫تو اونقدر من رو خندوندی که فین کردم،

106
00:06:09,458 --> 00:06:12,208
‫و سیب‌زمینیه پرید بیرون،
‫و افتاد تو شیرت.

107
00:06:12,291 --> 00:06:15,333
‫و الان من به انتخاب خودم
دیگه لبنیات نمی‌خورم

108
00:06:15,458 --> 00:06:18,333
‫باشه، هارولد.

109
00:06:18,416 --> 00:06:21,916
‫بابزی هفته‌ی دیگه به فرزندی قبول می‌شه.
‫می‌خوای چطوری تو رو به یاد بیاره؟

110
00:06:21,958 --> 00:06:23,333
‫من...

111
00:06:23,416 --> 00:06:25,083
‫من... من سیب‌زمینیه رو نگه داشتم.

112
00:06:25,208 --> 00:06:28,416
‫سیب‌زمینیه رو نگه داشته. باحاله.

113
00:06:28,458 --> 00:06:34,458
‫♪ قول میدم همیشه غافل‌گیرت کنم ♪

114
00:06:35,125 --> 00:06:36,166
[تخریب]

115
00:06:36,208 --> 00:06:37,666
‫♪ قول میدم همیشه باحال باشم ♪

116
00:06:37,666 --> 00:06:39,041
‫♪ قول میدم همیشه باحال باشم ♪

117
00:06:40,291 --> 00:06:44,375
‫♪ یه شیطون تمام‌عیار باشم ♪

118
00:06:44,416 --> 00:06:47,250
‫♪ و می‌تونی به همه بگی ♪

119
00:06:48,041 --> 00:06:54,041
‫♪ که من تا کارم تموم نشه دست برنمی‌دارم ♪

120
00:06:55,125 --> 00:06:57,875
‫♪ ما مثل بقیه نیستیم ♪

121
00:06:57,916 --> 00:07:01,541
‫♪ هیچکس مثل من و تو نیست ♪

122
00:07:01,625 --> 00:07:04,916
‫♪ ما بی‌نظیریم
♪ ‫و در اعماق وجودمون

123
00:07:05,041 --> 00:07:08,666
♪ ‫♪ ما تنها کسایی هستیم اینجا

124
00:07:08,750 --> 00:07:09,875
‫♪ که آزادیم ♪

125
00:07:11,833 --> 00:07:15,625
[تـوئـیـت‌هـا]

126
00:07:17,291 --> 00:07:18,375
‫باشه، نوبت منه.

127
00:07:18,416 --> 00:07:22,750
‫خب، بابز، دلم برای
‫رقص بی‌نظیرت تنگ می‌شه،

128
00:07:22,791 --> 00:07:25,791
‫و دلم برای پایین آوردن
‫توپ بسکتبالت که گیر کرده تنگ می‌شه

129
00:07:25,875 --> 00:07:28,041
‫وقتی پرتش می‌کنی تو سقف.

130
00:07:28,166 --> 00:07:31,875
‫دلم برای پتو کشیدن روت شب‌ها تنگ می‌شه،
‫و، نمی‌دونم،

131
00:07:31,916 --> 00:07:34,041
‫فقط بزرگ شدنت رو دیدن

132
00:07:34,125 --> 00:07:37,666
‫چون تو یه بچه‌ی کوچولوی
‫بامزه و چلوندنی هستی.

133
00:07:39,916 --> 00:07:41,125
‫این چه...

134
00:07:48,208 --> 00:07:49,291
‫آقای دستمال‌چی‌چی!

135
00:07:49,375 --> 00:07:50,791
‫کمکم کنید!

136
00:08:08,250 --> 00:08:10,666
‫آقای دستمال‌چی! بیشا!

137
00:08:10,750 --> 00:08:12,041
‫حالتون خوبه؟

138
00:08:12,166 --> 00:08:14,125
‫ما خوبیم، بابز. ما خوبیم.

139
00:08:14,166 --> 00:08:16,541
‫این‌ها اصلاً چی هستن؟

140
00:08:17,291 --> 00:08:20,291
‫فکر کنم اون گوشت مایع حال‌به‌هم‌زنیه
‫که باهاش سوسیس درست می‌کنن.

141
00:08:20,375 --> 00:08:23,666
‫آره، گوشت سوسیسه، درسته.
‫از نوع خوبش هم هست.

142
00:08:23,791 --> 00:08:25,291
‫خب، هرچی که هست،

143
00:08:25,416 --> 00:08:27,875
‫خوشحالم که توش غرق نشدی،
‫آقای دستمال‌چی.

144
00:08:27,916 --> 00:08:32,541
‫خدایا، یادم رفت ازت تشکر کنم
‫که جونم رو نجات دادی، بیشا.

145
00:08:32,666 --> 00:08:35,916
‫می‌دونی، مامانم همیشه می‌گفت
‫من یه بچه‌ی نمک‌نشناسم

146
00:08:36,041 --> 00:08:38,791
‫و بزرگترین مایه سرافکندگی خانواده‌مون.

147
00:08:38,916 --> 00:08:40,541
‫به هر حال، ممنونم.

148
00:08:40,666 --> 00:08:41,666
‫خواهش می‌کنم.

149
00:08:41,666 --> 00:08:44,500
‫دنیا با وجود تو
‫جای خیلی بهتریه، آقای دستمال‌چی.

150
00:08:44,500 --> 00:08:46,166
[خبر فوری]

151
00:08:46,291 --> 00:08:49,041
‫شوک و خشم امروز در ترایپرات

152
00:08:49,166 --> 00:08:53,500
‫در حالی که یکی از بدترین سیل‌های گوشت مایع سوسیس
‫در تاریخ کشور

153
00:08:53,541 --> 00:08:55,000
‫شهروندان را مبهوت کرده است.

154
00:08:55,041 --> 00:08:58,416
‫هی! خانم! کلک ما رو تو تلویزیون نشون می‌دن!

155
00:08:58,541 --> 00:09:02,791
‫وقتی بچه بودم،
‫ترایپرات پایتخت تفریح دنیا بود.
[هورویس دانگل]

156
00:09:02,875 --> 00:09:04,041
‫ما تفریح می‌کردیم.

157
00:09:04,125 --> 00:09:07,666
‫بعد دریاچه‌ی «ترایپ» خشک شد،
‫و فکر کردم اوضاع از این بدتر نمی‌شه.

158
00:09:07,750 --> 00:09:10,291
‫حدس بزنید چی؟ خبر فوری. این خیلی بدتره.

159
00:09:10,416 --> 00:09:11,666
‫این بدتره.

160
00:09:11,750 --> 00:09:13,416
‫چیزی که می‌خوام بدونم اینه،

161
00:09:13,500 --> 00:09:17,250
‫چطور آدم‌های زحمت‌کشی مثل ما
‫می‌تونن تو این شهر پیشرفت کنن؟

162
00:09:17,291 --> 00:09:19,500
‫منم می‌خوام این رو بدونم.

163
00:09:19,541 --> 00:09:20,916
‫من بورلی آنیون هستم،

164
00:09:21,000 --> 00:09:24,750
‫و حالا شهردار ترایپرات،
‫وین جان جان-جان، به ما پیوسته.

165
00:09:24,791 --> 00:09:28,375
‫شهردار جان-جان، می‌دونیم
‫کی پشت این حمله‌ی وحشیانه بوده؟

166
00:09:28,416 --> 00:09:29,500
‫ممنونم، بورلی.

167
00:09:29,541 --> 00:09:31,791
‫اولاً، مثل همیشه،

168
00:09:31,875 --> 00:09:33,541
‫افکار و دعاهای ما

169
00:09:33,625 --> 00:09:37,000
‫با کسانی است که از این
‫فاجعه‌ی گوشتی آسیب دیده‌اند.

170
00:09:37,041 --> 00:09:40,166
‫دوماً، روز انتخابات نزدیکه،

171
00:09:40,250 --> 00:09:45,041
‫پس یادتون باشه، رأی به جان-جان
‫رأی به خوشی و شادیه.

172
00:09:45,166 --> 00:09:46,291
‫و سوماً،

173
00:09:46,416 --> 00:09:50,125
‫اون آدم‌های شرور
‫شاید منبع آب ما رو منفجر کرده باشن،

174
00:09:50,166 --> 00:09:55,125
‫ولی هیچ‌وقت نمی‌تونن روح
‫این شهر بزرگ رو منفجر کنن.

175
00:09:55,666 --> 00:09:57,416
‫چطور می‌تونه ما رو مقصر بدونه؟

176
00:09:57,500 --> 00:10:00,875
‫هر آدم عاقلی
‫دقیقاً همین کار رو می‌کرد

177
00:10:00,916 --> 00:10:03,541
‫اگه شهربازیشون رو تعطیل کرده بودن.

178
00:10:03,666 --> 00:10:06,416
‫اگه اون آدم بی‌خود از اینکه ما
‫اون منبع آب رو منفجر کردیم خوشش نمیاد،

179
00:10:06,500 --> 00:10:09,125
‫می‌گم بریم خودش رو بترکونیم.

180
00:10:14,291 --> 00:10:16,916
‫شهردار بالأخره منفجر می‌شه.

181
00:10:17,000 --> 00:10:19,416
‫ولی، می‌تونیم بعداً در مورد اون حرف بزنیم.

182
00:10:19,541 --> 00:10:25,541
‫فعلاً، حقه‌ی توئیت‌ها
‫عواقب خیلی واقعی برای قهرمانان ما داشت.

183
00:10:25,625 --> 00:10:28,041
‫خیلی خوشحالم که شما قراره
‫پدر و مادر من بشید

184
00:10:28,125 --> 00:10:31,791
‫چون تمام چیزی که همیشه می‌خواستم
‫...اینه که یه خانواده پیدا کنم.

185
00:10:31,875 --> 00:10:33,166
‫وای پسر.
[خانواده‌ی جدید من]

186
00:10:33,250 --> 00:10:37,541
‫تو کل این سه تا استان، بچه‌ی از این بامزه‌تر
‫پیدا نمی‌کنید، آقا و خانم کلِرب.

187
00:10:37,625 --> 00:10:38,791
‫این یه قوله.

188
00:10:40,791 --> 00:10:42,541
‫قضیه اینه، دوست عزیز.

189
00:10:42,666 --> 00:10:47,375
‫ما نظرمون عوض شده، راستش،
‫بر اساس شرایط،

190
00:10:47,416 --> 00:10:50,916
‫و، می‌دونی،
‫به فرزندی گرفتن این بچه اینجا،

191
00:10:51,041 --> 00:10:53,125
‫برای ما دیگه منتفیه.

192
00:10:53,166 --> 00:10:55,916
‫آره، ما تو اخبار دیدیم
‫که بعضی از قسمت‌های شهر

193
00:10:56,041 --> 00:10:59,416
‫هنوزم مقادیر بالایی از
‫گوشت مایع سوسیس تو لوله‌هاشون پیدا می‌کنن.

194
00:11:00,041 --> 00:11:03,916
‫و بعد بچه‌های شما رو دیدیم که دارن
‫اون آب گوشت سمی رو می‌نوشن.

195
00:11:04,000 --> 00:11:07,666
‫دلم می‌شکنه این رو بگم،
‫ولی ما پول کافی نداریم

196
00:11:07,791 --> 00:11:10,291
‫که از یه بچه‌ی آلوده مراقبت کنیم.

197
00:11:13,166 --> 00:11:17,291
‫تصمیم گرفتیم کارمون رو
‫با یه یتیم‌خانه‌ی دیگه انجام بدیم.

198
00:11:17,791 --> 00:11:19,625
‫ببخشید، کوچولو.

199
00:11:19,666 --> 00:11:24,416
‫اشکالی نداره، بابزی، اون آدم‌ها
‫نمی‌فهمن چی دارن می‌گن.

200
00:11:24,541 --> 00:11:27,666
‫بالأخره برات یه خانواده پیدا می‌کنیم،
‫قول می‌دم.

201
00:11:37,375 --> 00:11:39,916
‫من هیچ‌وقت به فرزندی گرفته نمی‌شم، بیش.

202
00:11:40,041 --> 00:11:41,416
‫چرا، می‌شی.

203
00:11:41,500 --> 00:11:43,541
‫فقط باید امید داشته باشی.

204
00:11:43,625 --> 00:11:46,916
‫یعنی، آرزوی من اینه
‫که پدر و مادرم رو دوباره ببینم.

205
00:11:47,041 --> 00:11:50,041
‫با اینکه می‌دونم
‫برمی‌گردن دنبالم،

206
00:11:50,125 --> 00:11:52,041
‫بازم صبر کردن سخته.

207
00:11:52,666 --> 00:11:57,166
‫ولی یه خانواده‌ی فوق‌العاده
‫به زودی تو رو پیدا می‌کنه.

208
00:11:57,291 --> 00:11:58,541
‫می‌تونم حسش کنم.

209
00:11:58,666 --> 00:12:02,041
‫و تا اون موقع، من هوات رو دارم.

210
00:12:02,166 --> 00:12:03,625
‫و هوای دماغت رو.

211
00:12:03,666 --> 00:12:06,291
‫و هوای روده‌هات رو!

212
00:12:06,375 --> 00:12:10,541
‫تو همیشه هوای همه رو داری، بیش.
‫و دماغشون، و روده‌هاشون.

213
00:12:10,666 --> 00:12:11,666
‫سعی می‌کنم.

214
00:12:11,791 --> 00:12:13,750
‫ولی کی مراقب توئه؟

215
00:12:14,291 --> 00:12:16,541
‫من به کسی احتیاج ندارم که ازم مراقبت کنه.

216
00:12:16,666 --> 00:12:18,541
‫من 12 سالمه. تقریباً.

217
00:12:19,500 --> 00:12:22,291
‫پس، آره. من خوبم.

218
00:12:22,333 --> 00:12:24,083
[بیشا]

219
00:12:24,666 --> 00:12:26,041
‫ولی تو خوب نیستی.

220
00:12:26,666 --> 00:12:28,916
‫و این شهر خوب نیست. من فقط...

221
00:12:29,625 --> 00:12:33,791
‫می‌خوام آدم‌ها اینقدر
‫با همدیگه بد نباشن.

222
00:12:33,875 --> 00:12:35,125
‫پس می‌دونی چیه؟

223
00:12:35,166 --> 00:12:37,541
‫من اینجا نمی‌شینم منتظر بمونم

224
00:12:37,625 --> 00:12:40,291
‫تا یکی دیگه
‫بی‌رحمی این دنیا رو کمتر کنه.

225
00:12:40,416 --> 00:12:42,416
‫من می‌رم اون بیرون
و سرنخ‌ها رو دنبال می‌کنم

226
00:12:42,500 --> 00:12:45,041
‫و هر کی اون گوشت رو
‫تو منبع آب ریخته پیدا می‌کنم.

227
00:12:45,125 --> 00:12:48,166
‫و اون عوضی‌ها رو
‫به سزای عملشون می‌رسونم.

228
00:12:48,291 --> 00:12:51,291
‫می‌شه خفه شی؟!

229
00:12:51,416 --> 00:12:53,875
‫ما داریم سعی می‌کنیم اینجا ساکت باشیم!

230
00:12:53,916 --> 00:12:57,500
‫چطور من این توالت‌های
‫سیار رو بدزدم

231
00:12:57,541 --> 00:13:00,166
‫با این همه سر و صدا، بچه پوشکی؟

232
00:13:09,041 --> 00:13:12,041
‫اون‌ها آدم‌های تبلیغ
‫توئیت‌لندیا نیستن، بیش؟

233
00:13:12,125 --> 00:13:14,041
‫حتماً کار خودشونه.

234
00:13:14,125 --> 00:13:17,791
‫انگار بالأخره قراره بری
‫توئیت‌لندیا. یالا.

235
00:13:17,916 --> 00:13:19,916
‫هورا!

236
00:13:21,000 --> 00:13:23,916
‫می‌دونم داریم سعی می‌کنیم
‫مجرم دستگیر کنیم، بیش،

237
00:13:24,041 --> 00:13:26,875
‫ولی من هنوزم می‌خوام سوار ترن هوایی بشم.

238
00:13:26,916 --> 00:13:29,125
‫اوناهاش. اون کامیونه.

239
00:13:29,125 --> 00:13:30,625
[گوشت سوسیس مایع]

240
00:13:30,666 --> 00:13:33,416
‫چطور پلیس هنوز این رو نفهمیده؟

241
00:13:40,375 --> 00:13:41,541
‫بیشا؟

242
00:13:41,625 --> 00:13:42,791
‫مشکلی پیش نمیاد.

243
00:13:42,875 --> 00:13:43,916
‫یالا.

244
00:14:05,791 --> 00:14:06,958
[توئیت‌لندیا]

245
00:14:07,000 --> 00:14:10,166
‫توئیت‌لندیا تو تبلیغ
‫خیلی قشنگ‌تر به نظر می‌رسید.

246
00:14:10,291 --> 00:14:11,666
‫آره.

247
00:14:11,750 --> 00:14:14,625
‫شبیه جاییه که
‫بچه‌ها می‌رن تا کشته بشن.

248
00:14:14,666 --> 00:14:17,416
‫ولی، هی، نمی‌شه از روی جلد
‫کتاب رو قضاوت کرد.

249
00:14:20,875 --> 00:14:23,125
‫همین‌جا وایسا. من حلش می‌کنم.

250
00:14:38,500 --> 00:14:40,916
‫چی می‌خواید؟!

251
00:14:42,916 --> 00:14:45,041
‫سلام. سلام، خانم و آقا.

252
00:14:46,291 --> 00:14:47,666
‫اینجا چی کار می‌کنید؟

253
00:14:49,250 --> 00:14:50,375
‫کاری که ما...

254
00:14:50,416 --> 00:14:51,750
‫...اینجا می‌کنیم...

255
00:14:51,791 --> 00:14:56,041
‫...چیزی‌ـه که الان بهتون می‌گم،
‫و اون اینه که...

256
00:14:56,625 --> 00:14:58,875
‫ما اومدیم از توئیت‌لندیا دیدن کنیم؟

257
00:15:02,291 --> 00:15:04,666
‫این کله‌پوک‌های کوچولوی احمق
‫حتماً چیزی نشنیدن

258
00:15:04,791 --> 00:15:09,291
‫از اون همه‌ تخلفات بهداشتی وحشتناکی
‫که باعث شد ما تعطیل بشیم.

259
00:15:09,375 --> 00:15:12,500
‫ما دوباره کسب و کارمون رو
راه انداختیم، خانم

260
00:15:12,541 --> 00:15:14,541
‫بفرمایید، جوون‌ها.

261
00:15:14,666 --> 00:15:16,416
‫شهربازی اون پشته.

262
00:15:16,500 --> 00:15:21,416
‫می‌دونید، نمی‌تونستم متوجه اون
‫کامیون گوشت غول‌پیکر جلو در نشم،

263
00:15:21,500 --> 00:15:23,375
‫و می‌خواستم بدونم... این چه...؟

264
00:15:26,041 --> 00:15:27,125
‫این چیه؟

265
00:15:27,166 --> 00:15:29,541
‫ها! اون چسب فوق‌قوی‌ـه.

266
00:15:29,666 --> 00:15:31,666
‫بهترین چسب تو بازار
‫برای گرفتن پرنده‌ها.

267
00:15:35,250 --> 00:15:37,875
‫چرا کسی باید بخواد پرنده بگیره؟

268
00:15:37,916 --> 00:15:40,791
‫معلومه، برای درست کردن پای پرنده.

269
00:15:40,916 --> 00:15:42,541
‫احمق.

270
00:15:42,625 --> 00:15:44,791
‫ولی شما به توئیت‌لندیا نیومدید

271
00:15:44,875 --> 00:15:47,916
‫تا به حرف زن شلغم گندیده‌ی من
‫که شما رو احمق صدا می‌کنه گوش بدید.

272
00:15:48,041 --> 00:15:49,666
‫شما اومدید پولتون رو به ما بدید!

273
00:15:49,791 --> 00:15:53,291
‫کارت الماس پلاتینیوم سلبریتی.
‫این همونیه که می‌خواید.

274
00:15:53,416 --> 00:15:56,166
‫این به شما دسترسی
‫به بهترین جاذبه‌ها رو می‌ده.

275
00:15:56,250 --> 00:15:59,916
‫توالت فرنگی چرخون، غنیمت دزدان دریایی،
‫بهترین سرگرمی‌ها

276
00:16:00,000 --> 00:16:03,000
‫در سالن کنسرت یادبود کرِدنزا توئیت!

277
00:16:03,041 --> 00:16:07,291
‫قیمت این پکیج فقط از 8,500 دلار شروع می‌شه.

278
00:16:07,416 --> 00:16:09,541
‫من حدوداً سه دلار دارم.

279
00:16:09,625 --> 00:16:13,541
‫و منم چندتا هویج کوچولو

280
00:16:13,666 --> 00:16:15,750
‫و یه چسب زخم کثیف دارم.

281
00:16:19,875 --> 00:16:23,166
‫تنها کاری که با این‌ها می‌تونید بکنید
‫یه جست و خیز تو گودال فنریه.

282
00:16:23,250 --> 00:16:25,250
‫واو!

283
00:16:25,291 --> 00:16:30,625
‫با اینکه این گودال پر از تشک‌های کثیف
‫به نظر سرگرم‌کننده و بهداشتی میاد،

284
00:16:30,666 --> 00:16:33,250
‫من واقعاً علاقه‌مند بودم
‫داستان پشت

285
00:16:33,291 --> 00:16:35,666
‫اون کامیون گوشت غول‌پیکر جلو در رو بشنوم.

286
00:16:35,791 --> 00:16:37,750
‫اون کامیون گوشت؟ دزدیدیمش.

287
00:16:37,791 --> 00:16:39,791
‫ببخشید؟

288
00:16:39,916 --> 00:16:42,166
‫چرا؟ نکنه خرابکاری کردی؟

289
00:16:42,291 --> 00:16:47,000
‫نه. من خرابکاری نکردم.

290
00:16:47,041 --> 00:16:50,416
‫فقط فکر کردم شنیدم گفتید
‫اون کامیون گوشت رو دزدیدید؟

291
00:16:50,541 --> 00:16:51,541
‫آره دزدیدیم.

292
00:16:51,541 --> 00:16:55,416
‫بعد گوشت رو ریختیم تو منبع آب
‫و همه‌ش رو منفجر کردیم.

293
00:17:01,000 --> 00:17:02,875
‫ولی تقصیر ما نیست.

294
00:17:02,916 --> 00:17:06,916
‫ما این کار رو کردیم تا از این
‫شهر درب و داغون انتقام بگیریم.

295
00:17:06,958 --> 00:17:08,000
‫واو!

296
00:17:08,041 --> 00:17:10,666
‫شما همین الان همه‌ی این‌ها رو به ما گفتید.

297
00:17:10,750 --> 00:17:12,791
‫عالیه.

298
00:17:12,875 --> 00:17:15,041
‫ما باید الان بریم.

299
00:17:15,166 --> 00:17:17,500
‫ولی ما هنوز سوار هیچ‌کدوم از وسایل نشدیم.

300
00:17:22,416 --> 00:17:23,416
‫دفعه‌ی بعد.

301
00:17:24,666 --> 00:17:27,041
‫هی! حتماً به دوست‌هاتون بگید.

302
00:17:27,125 --> 00:17:30,041
‫ولی فقط به اون‌هایی
‫که از شما پولدارترن!

303
00:17:31,125 --> 00:17:33,166
‫یالا. فکر کنم راه خروج از این طرفه.

304
00:17:36,875 --> 00:17:38,541
‫چیزی برای ترسیدن وجود نداره.

305
00:17:42,875 --> 00:17:43,875
‫بیش؟

306
00:17:47,666 --> 00:17:50,750
‫اون‌ها چه جور حیوون‌هایی هستن؟

307
00:17:58,916 --> 00:18:01,750
‫اون موجودات بیچاره خیلی غمگین به نظر میان.

308
00:18:04,000 --> 00:18:06,041
‫فکر می‌کنی چی دارن می‌گن؟

309
00:18:18,250 --> 00:18:20,541
‫- لطفاً کمک‌مون کنید.
‫- کمک!

310
00:18:21,541 --> 00:18:24,250
‫اون هیولاهای شرور
‫ما رو برخلاف میل‌مون نگه داشتن.

311
00:18:24,291 --> 00:18:28,416
‫اگه هر کاری از دست‌تون برمیاد،
‫خیلی، خیلی سپاسگزار می‌شیم.

312
00:18:28,541 --> 00:18:31,375
‫من از این قفس بوگندوی قدیمی خوشم نمیاد.

313
00:18:31,416 --> 00:18:32,791
‫در موارد نادر...

314
00:18:32,833 --> 00:18:33,791
‫بیش؟

315
00:18:33,791 --> 00:18:36,541
‫...بچه‌های خیلی حساس
‫با همدلی عمیق...

316
00:18:36,583 --> 00:18:37,583
‫تو...؟

317
00:18:37,625 --> 00:18:39,916
‫...هستن که زبان حیوانات رو می‌فهمن.

318
00:18:40,000 --> 00:18:41,041
‫آره! آره، آره!

319
00:18:41,166 --> 00:18:44,291
‫صبر کن، شما بچه‌ها می‌فهمید
‫من چی می‌گم؟

320
00:18:44,291 --> 00:18:46,250
‫صدای ما رو می‌شنوید؟

321
00:18:46,291 --> 00:18:47,250
‫آره!

322
00:18:47,291 --> 00:18:49,250
‫خدای من! خدای من!

323
00:18:49,291 --> 00:18:52,750
‫فکر کنم دارم از حال می‌رم!
یا شایدم بالا میارم؟

324
00:18:52,791 --> 00:18:56,291
‫آره، قطعاً دارم
‫یه گُربُلُس بالا میارم.

325
00:18:56,416 --> 00:18:59,166
‫یه گُربُلُس دیگه بالا نیار،
‫مارتی.

326
00:18:59,291 --> 00:19:01,916
‫فقط نفس بکش و بهشون سلام کن.

327
00:19:02,000 --> 00:19:04,791
‫- سلام!
‫- داد نزن. اون‌ها همین‌جان.

328
00:19:04,875 --> 00:19:06,916
‫ببخشید، اون الان خیلی هیجان‌زده‌ست.

329
00:19:07,041 --> 00:19:10,875
‫همه‌مون هستیم، چون فقط، واو، واو، واو!

330
00:19:10,916 --> 00:19:14,916
‫اشکالی نداره. منم نمی‌تونم باورش کنم.

331
00:19:15,000 --> 00:19:18,166
‫اسم من بیشاست،
‫و اینم دوستمه بابزی.

332
00:19:18,250 --> 00:19:21,875
‫من مَندی ماگل-وامپ هستم،
‫و مامانم مِری ماگل-وامپه،

333
00:19:21,916 --> 00:19:24,041
‫و بابام مارتی ماگل-وامپه.

334
00:19:24,125 --> 00:19:26,125
‫اگه خواستی می‌تونی بهم بگی بابا گنده.

335
00:19:26,166 --> 00:19:29,375
‫ازشون نخواه اینطوری صدات کنن، مارتی.
‫خدای بزرگ.

336
00:19:29,416 --> 00:19:32,125
‫شما ماگل-وامپ‌ها باحالید.

337
00:19:32,166 --> 00:19:36,916
‫من یه سوال دارم، و اون سوال اینه،
‫شما بچه‌ها بلدید قفس باز کنید؟

338
00:19:37,000 --> 00:19:39,750
‫ما سال‌هاست تو اینجا گیر کردیم.

339
00:19:39,791 --> 00:19:42,541
‫کلید قفس
‫یه جایی تو اون خونه‌ست.

340
00:19:42,666 --> 00:19:45,166
‫اگه راهی هست که بتونید پیداش کنید؟

341
00:19:45,250 --> 00:19:48,166
‫حتماً. ما کلید رو پیدا می‌کنیم
‫و شما رو از اونجا میاریم بیرون.

342
00:19:48,250 --> 00:19:49,666
‫قول می‌دم.

343
00:19:49,750 --> 00:19:51,666
‫شما باید همین الان از اینجا برید.

344
00:19:51,750 --> 00:19:52,875
‫چی؟ چرا؟

345
00:19:52,916 --> 00:19:55,541
‫- شما...
‫- از اونجا دور شید!

346
00:19:55,666 --> 00:19:58,791
‫اون چیزها
‫جواهر قهوه‌ای توئیت‌لندیان.

347
00:19:58,833 --> 00:20:00,583
‫ما اون‌ها رو از لومپالند دزدیدیم.
‫(سرزمین لومپا)

348
00:20:00,625 --> 00:20:03,875
‫و شماها، برگردید به گریه کردن.

349
00:20:06,541 --> 00:20:08,375
‫دارید باهاشون چی کار می‌کنید؟

350
00:20:08,416 --> 00:20:11,166
‫اون‌ها وقتی وارونه می‌شن
‫اشک‌های جادویی می‌ریزن،

351
00:20:11,250 --> 00:20:13,416
‫و اون اشک‌های جادویی منبع قدرتی هستن

352
00:20:13,541 --> 00:20:15,291
‫که توئیت‌لندیا رو سرپا نگه می‌داره.

353
00:20:16,791 --> 00:20:20,250
‫- ما اینجا برق شهری نداریم.
‫- می‌دونم به چی فکر می‌کنی.

354
00:20:20,291 --> 00:20:23,916
‫«اون‌ها دچار آب‌رفتگی وحشتناک می‌شن.»

355
00:20:24,000 --> 00:20:28,791
‫نه، چون ما فقط می‌ذاریم هر بار
‫یه ساعت رو سرشون وایسن.

356
00:20:28,916 --> 00:20:31,125
‫آب‌رفتگی وحشتناک چیه؟

357
00:20:31,166 --> 00:20:33,416
‫مگه تو کله‌ت به جای مغز، دنبه گذاشتن؟

358
00:20:33,500 --> 00:20:37,791
‫آب‌رفتگی وحشتناک چیزی‌ـه که وقتی
‫زیادی رو سرت وایسی اتفاق می‌افته.

359
00:20:37,875 --> 00:20:40,625
‫ما نمی‌خوایم سرشون
‫تو گردنشون آب بره،

360
00:20:40,666 --> 00:20:44,416
‫گردنشون تو بدنشون آب بره،
‫بدنشون تو پاهاشون آب بره،

361
00:20:44,541 --> 00:20:47,250
‫تا وقتی که تنها چیزی که می‌مونه
‫یه گودال بزرگ از هیچی باشه.

362
00:20:48,875 --> 00:20:50,916
‫شما آدم‌ها شیطانید.

363
00:20:51,041 --> 00:20:53,500
‫آره، خب، شما شیطانید.

364
00:20:53,541 --> 00:20:55,291
‫شما دو تا الان برید،

365
00:20:55,416 --> 00:20:59,291
‫وگرنه زن خوشگل من
‫شما رو می‌ذاره تو یه پای مجلل

366
00:20:59,375 --> 00:21:02,125
‫و برای شام‌مون می‌پزت‌تون!

367
00:21:03,541 --> 00:21:04,666
‫ما برمی‌گردیم.

368
00:21:05,166 --> 00:21:06,916
‫گم‌شید!

369
00:21:12,416 --> 00:21:14,291
‫وایسا، بیش، وایسا!

370
00:21:16,500 --> 00:21:19,291
‫در مورد اون ماگل-وامپ‌های بیچاره
‫چی کار کنیم؟

371
00:21:19,375 --> 00:21:21,541
‫وقتی توئیت‌ها دستگیر شدن آزادشون می‌کنیم.

372
00:21:21,625 --> 00:21:23,625
‫منظورت چیه؟ چطوری؟

373
00:21:24,625 --> 00:21:27,541
‫شاید تک تک کلماتی که گفتن
‫رو ضبط کرده باشم.

374
00:21:28,791 --> 00:21:29,791
‫چی؟

375
00:21:30,958 --> 00:21:32,583
[خبر فوری]

376
00:21:32,666 --> 00:21:36,166
‫من بورلی آنیون هستم،
‫با خبر فوری به صورت زنده گزارش می‌کنم.

377
00:21:36,291 --> 00:21:39,375
‫من اینجا با بچه‌ی یتیم محلی،
‫بیشا بالتی، هستم،

378
00:21:39,416 --> 00:21:41,166
‫که فیلم خیره‌کننده‌ای برای ما آورده

379
00:21:41,291 --> 00:21:45,375
‫که قول می‌ده یه راز بزرگ
‫ترایپرات رو حل کنه.

380
00:21:45,416 --> 00:21:46,541
‫بیشا؟

381
00:21:46,666 --> 00:21:48,416
‫بله، خب، خانم آنیون،

382
00:21:48,500 --> 00:21:51,291
‫یتیم‌خانه‌ی ترایپرات،
‫که من اونجا زندگی می‌کنم،

383
00:21:51,375 --> 00:21:55,541
‫هنوز با آب گوشت آلوده شده،
‫و هیچ‌کس کاری در موردش نمی‌کرد،

384
00:21:55,625 --> 00:21:57,916
‫و بهترین دوستم،
‫بابزی مالچ، داشت...

385
00:21:58,041 --> 00:21:59,166
‫کارت خوب بود، بیشا.

386
00:21:59,291 --> 00:22:02,916
‫بیایید نگاهی به فیلم تکان‌دهنده‌ی
‫دوربین مخفی او بندازیم.

387
00:22:04,500 --> 00:22:06,541
‫اون کامیون گوشت؟ دزدیدیمش.

388
00:22:06,625 --> 00:22:08,291
‫- ببخشید؟
‫- چرا؟

389
00:22:08,416 --> 00:22:10,541
‫- نکنه خرابکاری کردی؟
‫- نه...

390
00:22:10,666 --> 00:22:12,625
‫خانم! ما رو تو تلویزیون نشون می‌دن!

391
00:22:15,791 --> 00:22:19,125
‫آره دزدیدیم، بعد گوشت رو ریختیم
‫تو منبع آب

392
00:22:19,166 --> 00:22:20,625
‫و همه‌ش رو منفجر کردیم!

393
00:22:23,916 --> 00:22:26,416
‫همانطور که می‌بینید،
توئیت‌ها آزادانه اعتراف می‌کنند

394
00:22:26,541 --> 00:22:29,916
‫که این حمله‌ی وحشیانه و
‫سوسیسی را مرتکب شده‌اند.

395
00:22:30,041 --> 00:22:32,416
‫چقدر الهام‌بخش به نظر میام!

396
00:22:32,500 --> 00:22:34,916
‫- و صدام شبیه یه نابغه‌ست
‫- اوه!

397
00:22:35,041 --> 00:22:36,791
‫یه نابغه‌ی واقعی واقعی

398
00:22:36,916 --> 00:22:40,791
‫و کل دنیا من رو پرستش می‌کنه
‫چون من یه نابقه‌ی گرانبهایم

399
00:22:40,875 --> 00:22:43,166
‫با املای: ن-ا-ب-ق-ه

400
00:22:43,250 --> 00:22:46,166
‫همین الان دارن میان
‫تا برنامه‌ی تلویزیونی خودم رو بهم بدن.

401
00:22:46,291 --> 00:22:48,500
‫بالأخره داره برامون اتفاق می‌افته، خانم!

402
00:22:53,166 --> 00:22:54,166
‫یالا، عزیزم.

403
00:22:54,291 --> 00:22:56,541
‫- این چیزی‌ـه که براش پول دادید.
‫- تادا!

404
00:22:58,000 --> 00:22:59,916
‫فکر کردید دارید چی کار...

405
00:23:01,041 --> 00:23:02,125
‫چرا؟

406
00:23:02,791 --> 00:23:04,791
‫می‌دونید من کی‌ام؟

407
00:23:04,916 --> 00:23:06,541
‫من یه سلبریتی مهمم.

408
00:23:06,625 --> 00:23:08,625
‫من یه نابغه‌ام!

409
00:23:09,125 --> 00:23:11,166
‫کرِدنزا اس. توئیت و جیمز تی. توئیت،

410
00:23:11,291 --> 00:23:13,666
‫شما به جرم عمدی و بدخواهانه‌ی

411
00:23:13,791 --> 00:23:16,250
‫سیل انداختن در ترایپرات
‫با گوشت مایع سوسیس بازداشتید.

412
00:23:16,291 --> 00:23:21,291
‫آقا و خانم توئیت، حرفی برای
‫گفتن به شهروندان ترایپرات دارید؟

413
00:23:21,375 --> 00:23:23,166
‫آره، یه چیزی برای گفتن دارم.

414
00:23:23,250 --> 00:23:25,416
‫اگه شما مردم از توئیت‌لندیا حمایت کرده بودید،

415
00:23:25,500 --> 00:23:30,625
‫اون‌وقت همه تو این شهر احمق
‫به همه‌ی آرزوهاشون رسیده بودن!

416
00:23:30,666 --> 00:23:33,791
‫ترایپرات می‌تونست دوباره
‫پایتخت تفریح دنیا بشه.

417
00:23:33,916 --> 00:23:37,416
‫و همه‌تون داشتید
‫تو ناز و نعمت زندگی می‌کردید.

418
00:23:37,500 --> 00:23:39,625
‫گند زدید، مردم ترایپرات!

419
00:23:39,666 --> 00:23:40,916
‫گند زدید!

420
00:23:41,000 --> 00:23:43,916
‫شهر هیچ‌وقت نباید
‫توئیت‌لندیا رو تعطیل می‌کرد!

421
00:23:44,041 --> 00:23:47,125
‫این تنها شهربازی
‫لعنتی دنیاست!

422
00:23:47,166 --> 00:23:48,416
‫نمی‌شنوید چی می‌گم؟

423
00:23:48,500 --> 00:23:51,375
‫این تقصیر توئه، شهردار جان-جان!

424
00:23:51,416 --> 00:23:52,666
‫هلم ندید!

425
00:23:52,791 --> 00:23:55,500
‫خانم ماگل-وامپ
‫گفت کلید رو کجا نگه می‌دارن؟

426
00:23:55,541 --> 00:23:58,916
‫فکر کنم باید
‫همه‌جا رو بگردیم.

427
00:24:03,000 --> 00:24:05,166
‫اینجا ترسناکه.

428
00:24:05,250 --> 00:24:06,916
‫و بو می‌ده.

429
00:24:07,000 --> 00:24:09,666
‫هیچ‌کدوم از این‌ها برات جدیده؟

430
00:24:09,791 --> 00:24:10,916
‫نه، راستش نه.

431
00:24:28,041 --> 00:24:30,500
‫این حیوون‌های بیچاره مُردن؟

432
00:24:31,166 --> 00:24:32,166
‫آره.

433
00:24:32,291 --> 00:24:34,291
‫همه‌شون تاکسیدرمی شدن.

434
00:24:36,750 --> 00:24:40,583
[موش‌های چرخ‌کرده]

435
00:25:02,666 --> 00:25:03,750
‫این دیگه چیه؟

436
00:25:06,166 --> 00:25:09,166
‫انگار داره برعکس حرف می‌زنه.

437
00:25:09,250 --> 00:25:10,916
‫یا شایدم فرانسوی؟

438
00:25:11,041 --> 00:25:15,125
‫اگه انگشت‌های پام رو لیس بزنید،
‫زندگی‌تون برعکس می‌شه.

439
00:25:15,166 --> 00:25:16,416
‫باشه.

440
00:25:21,000 --> 00:25:23,291
‫بیا، فکر کنم شاید...

441
00:25:23,416 --> 00:25:25,625
‫من یه وزغ برعکس‌کننده‌ی پا شیرینم،

442
00:25:25,666 --> 00:25:30,041
‫و اگه انگشت‌های پام رو لیس بزنید،
‫زندگی‌تون برعکس می‌شه.

443
00:25:30,125 --> 00:25:32,916
‫من هیچ‌وقت قبلاً وزغ پا شیرین ندیده بودم.

444
00:25:33,041 --> 00:25:35,250
‫من از لومپالند اومدم.

445
00:25:35,291 --> 00:25:38,875
‫من با دوست‌هام،
‫ماگل-وامپ‌ها، اومدم اینجا.

446
00:25:38,916 --> 00:25:42,250
‫ما ماگل-وامپ‌ها رو می‌شناسیم.
‫می‌خوایم از قفس بیاریمشون بیرون.

447
00:25:42,291 --> 00:25:44,916
‫لطفاً منم آزاد کنید!

448
00:25:45,000 --> 00:25:47,791
‫خانم توئیت سعی کرد من رو تاکسیدرمی ‌کنه.

449
00:25:47,916 --> 00:25:51,125
‫از اون موقع تو این اتاق گیر افتادم.

450
00:25:51,166 --> 00:25:54,666
‫و هیچ‌کس اینجا انگشت‌های پام رو لیس نمی‌زنه.

451
00:25:54,791 --> 00:25:56,541
‫حتماً آزادت می‌کنیم.

452
00:25:59,541 --> 00:26:03,416
‫احیاناً نمی‌دونی کلید قفس
‫ماگل-وامپ‌ها کجاست؟

453
00:26:04,041 --> 00:26:06,250
‫متأسفانه، نمی‌دونم.

454
00:26:06,291 --> 00:26:09,291
‫اشکالی نداره.
‫خیلی چیزها هست که منم نمی‌دونم.

455
00:26:09,375 --> 00:26:13,250
‫مثلاً، چرا هویج‌های کوچولو
‫لازم نیست پوشک بپوشن؟

456
00:26:13,291 --> 00:26:16,041
‫در مورد این حرف زدیم، بابز.
‫اون‌ها باسن ندارن.

457
00:26:16,166 --> 00:26:19,166
‫ما از در جلو می‌بریمت بیرون.

458
00:26:30,625 --> 00:26:32,416
‫توئیت‌ها، وثیقه‌تون رو گذاشتن.

459
00:26:33,000 --> 00:26:35,625
‫فکرم به جایی نمی‌رسه
که کی وثیقه‌ی ما رو داده

460
00:26:35,666 --> 00:26:37,250
‫تو تنها کسی هستی که می‌شناسم.

461
00:26:37,291 --> 00:26:39,875
‫و من اونقدر ازت خوشم نمیاد
‫که وثیقه‌ت رو بذارم.

462
00:26:41,750 --> 00:26:44,791
‫- اوناهاشون.
‫- این‌ها همونایی‌ان که تو تلویزیون بودن.

463
00:26:44,916 --> 00:26:48,666
‫آقا و خانم توئیت، شما تنها امید ما هستید!
‫عاشقتونیم!

464
00:26:50,875 --> 00:26:52,000
‫چی؟

465
00:26:54,000 --> 00:26:56,041
‫احتمالاً گیج شدی.

466
00:26:56,125 --> 00:26:57,541
‫من گیج شدم.

467
00:26:57,625 --> 00:27:00,166
‫برای همین گفتم،
‫«احتمالاً گیج شدی.»

468
00:27:01,291 --> 00:27:02,625
‫توئیت‌ها هم گیج بودن،

469
00:27:02,666 --> 00:27:06,916
‫ولی اگه یه‌کم در مورد شهری
‫که توش زندگی می‌کنن بهت بگم،

470
00:27:07,000 --> 00:27:08,666
‫فکر کنم منطقی‌تر بشه.

471
00:27:08,708 --> 00:27:12,791
‫ولی وقتی دریاچه‌ی «ترایپ» خشک شد،
‫گردشگرها دیگه نیومدن.

472
00:27:12,916 --> 00:27:14,291
‫کسب و کارها تعطیل شدن.

473
00:27:14,416 --> 00:27:18,500
‫مردم شغل‌شون، پول‌شون،
‫و سبک زندگی‌شون رو از دست دادن.

474
00:27:19,041 --> 00:27:21,041
‫درمانده و بدشانس،

475
00:27:21,125 --> 00:27:24,916
‫خیلی از اون‌ها آماده بودن حرف
‫هر کسی رو که ممکنه نجاتشون بده باور کنن.
[آخرین اخطار]

476
00:27:25,041 --> 00:27:27,916
‫هی، دورکاس! شام آماده‌ست!

477
00:27:29,625 --> 00:27:33,541
‫دورکاس. این آخرین شیشه‌ی گوشتمون بود.

478
00:27:33,625 --> 00:27:34,791
‫ببخشید، مامان.

479
00:27:34,916 --> 00:27:36,916
‫اشکالی نداره، عزیزم. تقصیر تو نبود.

480
00:27:37,000 --> 00:27:39,125
‫فقط وضع مالی‌مون خیلی خرابه، عزیزم.

481
00:27:39,166 --> 00:27:41,250
‫اگه شما مردم از توئیت‌لندیا حمایت کرده بودید،

482
00:27:41,291 --> 00:27:46,750
‫اون‌وقت همه تو این شهر احمق
‫به همه‌ی آرزوهاشون رسیده بودن!

483
00:27:46,791 --> 00:27:50,041
‫ترایپرات می‌تونست دوباره
‫پایتخت تفریح دنیا بشه،

484
00:27:50,125 --> 00:27:53,416
‫و همه‌تون داشتید
‫تو ناز و نعمت زندگی می‌کردید.

485
00:27:53,541 --> 00:27:55,750
‫شهر هیچ‌وقت نباید...

486
00:27:55,791 --> 00:27:58,666
‫وقتی خیلی زیاد
‫می‌خوای یه چیزی درست باشه...

487
00:27:59,666 --> 00:28:03,291
‫...خیلی راحته
‫که خودت رو متقاعد کنی که درسته.

488
00:28:03,416 --> 00:28:06,166
‫سلام، آقا و خانم توئیت.
‫اسم من دی دامدی-دانگله.

489
00:28:06,291 --> 00:28:09,041
‫- آقا داماد من اینجا...
‫- هورویس دانگل!

490
00:28:09,166 --> 00:28:10,666
‫آره، این اسم توئه، عزیزم.

491
00:28:10,750 --> 00:28:13,666
‫ایشون فکر می‌کنه توئیت‌لندیا
‫می‌تونه ترایپرات رو دوباره

492
00:28:13,750 --> 00:28:15,541
‫پایتخت تفریح دنیا کنه.

493
00:28:15,666 --> 00:28:18,541
‫و منم اینجوریم که، «هوم...»

494
00:28:18,666 --> 00:28:20,750
‫آره، اون همیشه اینجوریه که، «هوم...»

495
00:28:20,791 --> 00:28:22,791
‫ولی من بیشتر اینجوریم که، «هوم!»

496
00:28:22,916 --> 00:28:25,666
‫خلاصه، ما به چندتا از دوست‌هامون زنگ زدیم

497
00:28:25,791 --> 00:28:27,166
‫تا کمک کنن وثیقه‌ی شما رو بذارن.

498
00:28:27,291 --> 00:28:28,541
‫آره.
[توئیت‌ها]

499
00:28:28,666 --> 00:28:32,041
‫چون اگه توئیت‌لندیا واقعی باشه،
‫پسر، ما همه‌مون می‌خوایم سهیم باشیم.

500
00:28:32,166 --> 00:28:34,541
‫منم می‌خوام سهیم باشم.

501
00:28:35,166 --> 00:28:36,166
‫شنیدی؟

502
00:28:36,250 --> 00:28:38,041
‫آره شنیدم.

503
00:28:38,166 --> 00:28:41,666
‫می‌گم وقتشه
‫که شروع کنیم به دادن قول‌هایی

504
00:28:41,750 --> 00:28:43,791
‫که هیچ قصدی برای عمل کردن بهشون نداریم.

505
00:28:45,666 --> 00:28:48,125
‫بله، دوستان من، درسته.

506
00:28:48,166 --> 00:28:51,416
‫اگه ما توئیت‌لندیا رو دوباره باز کنیم،
‫گردشگری برمی‌گرده،

507
00:28:51,541 --> 00:28:54,666
‫ترایپرات دوباره
‫پایتخت تفریح دنیا می‌شه،

508
00:28:54,750 --> 00:28:58,166
‫و همه‌ی مشکلات شهر
‫حل می‌شه.

509
00:28:58,250 --> 00:29:02,291
‫ولی هیچ‌کدوم از این‌ها بدون
‫یه چیز کوچیک اتفاق نمی‌افته.

510
00:29:02,375 --> 00:29:03,416
‫پول شما.

511
00:29:03,500 --> 00:29:07,750
‫و برای همینه که ما
‫یه معامله‌ی عالی براتون داریم.

512
00:29:07,791 --> 00:29:10,875
‫اگه فقط 1,000 دلار سرمایه‌گذاری کنید،

513
00:29:10,916 --> 00:29:14,166
‫ما به شما 1 میلیارد دلار تضمین می‌دیم

514
00:29:14,250 --> 00:29:15,750
‫وقتی که پارک باز بشه.

515
00:29:15,791 --> 00:29:16,916
‫یا خدا.

516
00:29:17,041 --> 00:29:18,416
‫این یه معامله‌ی عالیه.

517
00:29:18,500 --> 00:29:21,291
‫آره، می‌تونیم از پول
‫دانشگاه دورکاس برداریم.

518
00:29:21,916 --> 00:29:25,291
‫مامان، بابا، یه لحظه وقت‌تون رو می‌گیرم.

519
00:29:25,416 --> 00:29:28,416
‫این به نظر یه دروغ واضحه.

520
00:29:28,541 --> 00:29:32,000
‫دورکاس،
‫تو خیلی جوونی که بفهمی

521
00:29:32,041 --> 00:29:35,375
‫که توئیت‌ها قراره
‫همه‌ی آرزوهای ما رو برآورده کنن!

522
00:29:35,416 --> 00:29:37,291
‫ممنونم، آقا و خانم توئیت!

523
00:29:37,375 --> 00:29:39,666
‫- یه میلیارد برای تو!
‫- من یه میلیارد می‌خوام!

524
00:29:39,750 --> 00:29:43,541
‫- یه میلیارد برای تو! میلیارد! میلیارد!
‫- هورا!

525
00:29:43,583 --> 00:29:44,666
[تخریب]

526
00:29:44,666 --> 00:29:46,166
‫آرزوی توئیت‌لندیا ما داره به حقیقت می‌پیونده.

527
00:29:46,166 --> 00:29:47,041
‫- بذار در رو برات باز کنم، دختر.
‫- اوه!

528
00:29:47,125 --> 00:29:48,875
‫وای!

529
00:30:00,791 --> 00:30:04,250
‫این آدم‌ها چه علاقه‌ای
‫به توالت فرنگی دارن؟

530
00:30:04,291 --> 00:30:06,416
‫شاید مثانه‌های کوچیکی دارن

531
00:30:06,500 --> 00:30:09,375
‫و مجبورن بعضی‌ وقت‌ها
‫نصف شب برن دستشویی.

532
00:30:15,916 --> 00:30:17,041
‫یوهو!

533
00:30:17,166 --> 00:30:20,500
‫شام جشن بزرگ ما
‫تقریباً آماده‌ست، جیمی.

534
00:30:27,875 --> 00:30:31,625
‫این یه نوع اسپاگتی جدید و مخصوصه
‫برای مرد مخصوص من.

535
00:30:31,666 --> 00:30:34,666
‫تا داغه بخورش.

536
00:30:34,750 --> 00:30:36,041
‫داغ، داغ، داغ، داغ.

537
00:30:42,125 --> 00:30:44,166
‫آره، این... این نرم و لهه

538
00:30:44,291 --> 00:30:47,500
‫با... با یه طعم
‫مشخصاً تلخ.

539
00:30:47,541 --> 00:30:50,541
‫می‌خوای بدونی
‫چرا اسپاگتی‌ت نرم و لهه؟

540
00:30:51,250 --> 00:30:52,416
‫چرا؟

541
00:30:52,500 --> 00:30:54,666
‫و چرا طعم تلخی داره؟

542
00:30:55,541 --> 00:30:56,541
‫چرا؟

543
00:30:56,666 --> 00:31:00,041
‫چون کرمه! داری کرم می‌خوری!

544
00:31:03,750 --> 00:31:06,125
‫باشه.

545
00:31:06,166 --> 00:31:11,750
‫اگه من یه کلید بودم،
‫شاید زیر یه بالش قایم می‌شدم؟

546
00:31:13,750 --> 00:31:16,166
‫تغییر صدای 3000؟ این چه...

547
00:31:16,250 --> 00:31:19,166
‫...کاری می‌کنه؟ وای، این واقعاً عجیبه.

548
00:31:27,958 --> 00:31:29,208
‫اون‌ها توئیت‌ها بودن؟

549
00:31:29,333 --> 00:31:32,333
‫امکان نداره.
‫اون‌ها باید تا الان تو زندان باشن.

550
00:31:32,458 --> 00:31:33,583
‫این...

551
00:31:33,708 --> 00:31:35,833
‫روز طولانی‌ای بود.

552
00:31:35,916 --> 00:31:37,583
‫من خسته‌م.

553
00:31:37,708 --> 00:31:39,833
‫بیا فقط... بریم بخوابیم.

554
00:31:41,916 --> 00:31:44,333
‫این چه...؟ چه اتفاقی داره می‌افته؟

555
00:31:45,333 --> 00:31:47,208
‫نه! نه!

556
00:31:53,416 --> 00:31:54,708
‫این خوب نیست.

557
00:31:55,791 --> 00:31:56,791
‫اون‌ها خونه‌ان،

558
00:31:56,833 --> 00:31:59,583
‫و الان می‌خوان ما رو
‫بذارن تو یه پای و بخورن‌مون.

559
00:32:12,291 --> 00:32:13,416
‫- بیش.
‫- بخواب!

560
00:32:21,708 --> 00:32:24,458
‫ما خوبیم، بابز. ما خوبیم. ما خوبیم.

561
00:33:12,833 --> 00:33:14,041
‫کلید.

562
00:33:23,083 --> 00:33:24,291
‫تو ریش‌شه.

563
00:33:31,958 --> 00:33:32,958
‫اه.

564
00:33:42,541 --> 00:33:44,958
‫ایش.

565
00:33:48,833 --> 00:33:51,083
‫داری چی کار می‌کنی، خانم؟!

566
00:33:51,208 --> 00:33:53,083
‫یالا. بیا بریم.

567
00:33:55,208 --> 00:33:56,916
‫- هی، چه...
‫- این‌ها همون بچه‌ها هستن.

568
00:33:56,958 --> 00:33:58,041
‫برو، برو، برو!

569
00:34:00,708 --> 00:34:03,166
‫کلید رو گرفتیم!

570
00:34:03,208 --> 00:34:04,791
‫کلید رو گرفتیم!

571
00:34:04,833 --> 00:34:06,458
‫- خدای من، واقعاً؟
‫- امکان نداره!

572
00:34:06,541 --> 00:34:08,333
‫شماها قهرمانان من‌اید!

573
00:34:08,458 --> 00:34:09,833
‫یالا. یالا.

574
00:34:09,916 --> 00:34:13,291
‫می‌ذارمتون تو یه پای و هر دوتا رو
‫برای شام می‌پزم!

575
00:34:13,333 --> 00:34:14,916
‫برید. باید از اینجا برید.

576
00:34:14,958 --> 00:34:16,666
‫امکان نداره. ما شما رو میاریم بیرون.

577
00:34:16,708 --> 00:34:19,583
‫- اگه تو پای باشید نمی‌تونید ما رو بیارید بیرون.
‫- عجله کن، بیش!

578
00:34:19,708 --> 00:34:23,083
‫- برید. نذارید بگیرنتون.
‫- اون هیولاها شما رو می‌کشن.

579
00:34:23,208 --> 00:34:26,333
‫- نگو «می‌کشن.» منفیه.
‫- یالا، بیش. عجله کن.

580
00:34:26,458 --> 00:34:28,708
‫- خودتون رو نجات بدید.
‫- عجله کن!

581
00:34:28,791 --> 00:34:30,041
‫برو!

582
00:34:30,541 --> 00:34:31,958
‫یالا! یالا!

583
00:34:35,458 --> 00:34:37,041
‫ها!

584
00:34:37,083 --> 00:34:37,791
‫- گرفتمتون.
‫- کمک!

585
00:34:37,791 --> 00:34:38,500
‫- گرفتمتون.
‫- کمک!

586
00:34:50,125 --> 00:34:51,500
‫هی، مری.

587
00:34:51,625 --> 00:34:53,250
‫فکر کنم این خیلی خوبه.

588
00:34:55,375 --> 00:34:57,458
‫باشه، آره، یکی دیگه. فقط یکی دیگه.

589
00:34:59,000 --> 00:35:00,250
‫یالا، بیا بریم!

590
00:35:01,583 --> 00:35:02,958
‫یالا! یالا!

591
00:35:09,708 --> 00:35:12,708
‫دارن ماگل-وامپ‌های دزدی ما رو می‌دزدن!

592
00:35:19,333 --> 00:35:24,916
‫♪ رنگین‌کمان‌ها دارن دوباره مد میشن ♪

593
00:35:26,041 --> 00:35:27,416
‫یا خدا!

594
00:35:27,458 --> 00:35:29,583
‫سلام، آقای دستمال‌چی. همه‌چیز خوبه.

595
00:35:29,708 --> 00:35:33,708
‫هر کاری می‌کنی،
‫در رو برای توئیت‌ها باز نکن.

596
00:35:33,791 --> 00:35:36,583
‫چشم، بیشا.
‫در رو برای توئیت‌ها باز نمی‌کنم.

597
00:35:39,833 --> 00:35:42,083
‫به یتیم‌خانه‌ی «ترایپرات» خوش آمدید.

598
00:35:42,208 --> 00:35:43,583
‫چه خدمتی از دستم برمیاد؟

599
00:35:43,666 --> 00:35:44,958
‫اون‌ها کجان؟

600
00:35:45,083 --> 00:35:46,208
‫کی‌ها کجان؟

601
00:35:46,833 --> 00:35:48,291
‫داری سعی می‌کنی بامزه باشی؟

602
00:35:48,333 --> 00:35:49,541
‫نه، بعید می‌دونم.

603
00:35:49,583 --> 00:35:53,416
‫مامانم همیشه می‌گفت
‫من یه بچه‌ی بی‌مزه‌ی به تمام معنام.

604
00:35:53,916 --> 00:35:55,458
‫به هر حال، من بِرل دستمال‌چی هستم.

605
00:35:56,583 --> 00:36:00,458
‫و هر کاری که داشته باشید،
‫مطمئنم می‌تونیم در موردش گپ بزنیم

606
00:36:00,541 --> 00:36:02,958
‫مثل دو تا آدم بالغ و منطقی
‫سر یه کلوچه گوشت داغ

607
00:36:03,041 --> 00:36:04,583
‫و کمی پنیر اسپری‌ای.

608
00:36:07,458 --> 00:36:10,833
‫بیشا، اون گذاشت بیان تو،
‫و بهشون پنیر تعارف کرد!

609
00:36:10,916 --> 00:36:12,833
‫همه‌مون می‌میریم!

610
00:36:12,916 --> 00:36:15,291
‫هیچ‌کس نمی‌میره، هارولد.

611
00:36:15,333 --> 00:36:16,583
‫فقط هیچ‌کس هول نشه.

612
00:36:16,666 --> 00:36:18,916
‫ولی هارولد به ما گفت هول بشیم.

613
00:36:18,958 --> 00:36:20,958
‫تونا، هارولد، مکعب‌ها رو بیارید.

614
00:36:21,083 --> 00:36:23,333
‫بقیه، کارتن و مداد شمعی، همین الان.

615
00:36:23,416 --> 00:36:24,541
‫اطاعت می‌شه.

616
00:36:33,916 --> 00:36:35,416
‫پسر.

617
00:36:36,916 --> 00:36:41,833
‫خب، دقیقاً چه کمکی
‫از دستم برمیاد، آقا و خانم توئیت؟

618
00:36:41,916 --> 00:36:44,291
‫بچه‌های بی‌مصرف شما
‫ماگل-وامپ‌های ما رو دزدیدن.

619
00:36:44,333 --> 00:36:46,291
‫ببخشید، کی‌های من چی‌های شما رو دزدیدن؟

620
00:36:46,333 --> 00:36:50,208
‫موجوداتی که اشک‌هاشون
‫منبع قدرت شهربازی ماست.

621
00:36:50,333 --> 00:36:53,458
‫می‌دونید که ما نمی‌تونیم توئیت‌لندیا رو
‫بدون ماگل-وامپ‌ها راه بندازیم.

622
00:36:53,541 --> 00:36:56,583
‫آره، ببینید، من می‌شنوم کلماتی
‫از دهنتون بیرون میاد،

623
00:36:56,708 --> 00:36:59,958
‫ولی...
‫معنیشون رو درک نمی‌کنم.

624
00:37:00,041 --> 00:37:04,291
‫اگه ماگل-وامپ‌های ما رو تحویل ندید،
‫باید به ما پول بدید.

625
00:37:04,333 --> 00:37:08,291
‫اون حیوون‌ها 1 میلیارد دلار می‌ارزن.

626
00:37:08,333 --> 00:37:11,416
‫راستش الان یه‌کم دستم خالیه.

627
00:37:11,458 --> 00:37:14,083
‫امم، سرمایه‌گذاری‌های من
‫بیشتر عاطفیه.

628
00:37:14,208 --> 00:37:17,083
‫در اون صورت،
‫چندتا از وسایلت رو به ما بده.

629
00:37:17,166 --> 00:37:19,333
‫پس ما...

630
00:37:19,416 --> 00:37:23,291
‫کفش‌ها، پیراهن،
‫شلوار، و... ساعت رو برمی‌داریم.

631
00:37:23,333 --> 00:37:26,333
‫ولی این ساعت مال پدر مرحوم‌مه.

632
00:37:26,458 --> 00:37:30,541
‫اگه همیشه دیر می‌کرده،
‫پس حتماً ساعت خوبی نبوده.

633
00:37:30,583 --> 00:37:31,583
‫یالا.

634
00:37:32,666 --> 00:37:34,833
‫دیگه برنگرد، وگرنه زیرپوشتم می‌گیریم.

635
00:37:34,958 --> 00:37:36,583
‫هی! و اون جوراب رو!

636
00:37:37,666 --> 00:37:41,041
‫خب، خوشحالم که امروز صبح
‫تصمیم گرفتم زیرپوش بپوشم.

637
00:37:41,583 --> 00:37:44,166
‫♪ رنگین‌کمان‌ها دارن دوباره مد میشن ♪

638
00:37:45,333 --> 00:37:47,166
‫آره، خودتی. بوق بوق!

639
00:37:47,208 --> 00:37:49,041
‫- برو یه کاری پیدا کن!
‫- خدایا.

640
00:37:49,666 --> 00:37:52,166
‫دوباره سر آقای دستمال‌چی رو کلاه گذاشتن
‫و شلوارش رو گرفتن!

641
00:37:52,208 --> 00:37:56,416
‫معلومه که گرفتن.
‫یالا، همه. عجله کنید! عجله کنید! عجله کنید!

642
00:38:01,625 --> 00:38:03,458
‫باشه. باشه.

643
00:38:07,625 --> 00:38:09,875
‫- عجله کن، هارولد.
‫- بیاین بریم! یالا!

644
00:38:20,625 --> 00:38:22,875
‫حالا به حالت عملیاتی دربیاید!

645
00:38:32,083 --> 00:38:33,833
‫- باشه، بچه‌های تخس. ما چیزی که مال ماست رو می‌خوایم.
‫- خداروشکر که اینجایید.

646
00:38:33,875 --> 00:38:37,583
‫- اون‌ها از همون در رفتن.
‫- موجودات کوچولوی ناقلایی هستن.

647
00:38:37,625 --> 00:38:39,875
‫- اوه!
‫- تکون بخور! منتظر چی هستی؟

648
00:38:58,208 --> 00:38:59,208
‫باید اعتراف کنم...

649
00:38:59,250 --> 00:39:02,125
‫...اون کلک خیلی هوشمندانه بود.

650
00:39:02,208 --> 00:39:03,375
‫و حرفه‌ای.

651
00:39:03,458 --> 00:39:04,458
‫آخ!

652
00:39:05,375 --> 00:39:06,750
‫حالتون خوبه؟

653
00:39:06,833 --> 00:39:08,750
‫شما وروجک‌ها!

654
00:39:08,875 --> 00:39:10,708
‫باید در رو قفل کنم.

655
00:39:17,416 --> 00:39:19,250
‫بازم منم، بِرل دست و پا چلفتی.

656
00:39:36,583 --> 00:39:39,875
‫هی، دختر کوچولو. دختر کوچولو؟

657
00:39:40,000 --> 00:39:42,000
‫کارت درسته.

658
00:39:42,083 --> 00:39:43,833
‫کارت خیلی درسته.

659
00:39:43,875 --> 00:39:46,750
‫با دوربین مخفیت سرمون رو کلاه گذاشتی.
‫ما رو انداختی زندان.

660
00:39:46,875 --> 00:39:48,833
‫بعد ماگل-وامپ‌های دزدی ما رو دزدیدی.

661
00:39:48,875 --> 00:39:51,375
‫بعد با اون در الکی سر ما رو کلاه گذاشتی.

662
00:39:51,458 --> 00:39:55,583
‫تو یه پا توئیت در حال ساختی،
‫این چیزی‌ـه که تو هستی.

663
00:39:55,625 --> 00:39:56,875
‫واقعاً؟

664
00:39:57,000 --> 00:40:00,500
‫آره، برای همینه که ما
‫یه پیشنهاد خیلی ویژه برات داریم.

665
00:40:00,583 --> 00:40:02,583
‫کاملاً جدیه. هیچ کلکی تو کار نیست.

666
00:40:02,625 --> 00:40:04,750
‫داریم عقب می‌ریم. می‌بینی؟

667
00:40:08,375 --> 00:40:10,500
‫اصلاً فکر اعتماد کردن بهشون رو هم نکن.

668
00:40:10,583 --> 00:40:12,125
‫نمی‌کنم. حواسم هست.

669
00:40:12,250 --> 00:40:13,250
‫من خوبم.

670
00:40:16,125 --> 00:40:19,625
‫خب، این پیشنهاد ویژه چیه؟

671
00:40:20,375 --> 00:40:23,375
‫می‌خوایم تو رو به فرزندخوندگی بگیریم

672
00:40:25,000 --> 00:40:26,875
‫من رو به فرزندخوندگی بگیرید؟

673
00:40:27,000 --> 00:40:30,833
‫آره، می‌دونی، تو رو بکنیم
‫دختر بچه‌ی کوچولوی عزیز خودمون.

674
00:40:30,875 --> 00:40:33,875
‫تنها کاری که باید بکنی اینه
‫که ماگل-وامپ‌ها رو به ما برگردونی.

675
00:40:34,000 --> 00:40:39,000
‫اون‌وقت می‌تونیم شهربازیمون رو باز کنیم،
‫یه خانواده‌ی خوشحال بشیم، و همه‌ی این‌ها.

676
00:40:39,083 --> 00:40:40,375
هان؟

677
00:40:40,625 --> 00:40:42,250
‫آره…

678
00:40:42,333 --> 00:40:43,333
‫نه.

679
00:40:45,125 --> 00:40:48,500
‫هی، یه بچه‌ای مثل تو باید خوشحال باشه
‫که یکی می‌خوادش،

680
00:40:48,583 --> 00:40:52,458
‫بعد از اینکه مثل یه بشقاب
‫ته‌مونده‌ی کپک‌زده اینجا ولت کردن.

681
00:40:59,333 --> 00:41:03,125
‫من رو اینجا ول نکردن.
‫پدر و مادرم برمی‌گردن دنبالم.

682
00:41:04,875 --> 00:41:07,000
‫فکر می‌کنه برمی‌گردن!

683
00:41:09,375 --> 00:41:11,750
‫این خنده‌دارترین چیزی‌ـه
‫که تو این چند وقته شنیدم!

684
00:41:11,875 --> 00:41:17,333
‫مسئله اینه، بچه، من رو پدر و مادر
‫بی‌خیالم تو سیرک ول کردن.

685
00:41:17,375 --> 00:41:21,333
‫و مال منم من رو تو یه سالن بولینگ ول کردن.

686
00:41:21,375 --> 00:41:25,500
‫پس می‌بینی، تو واقعاً درست مثل ما هستی.

687
00:41:25,625 --> 00:41:29,208
‫فقط کوچیک‌تر و کم‌هوش‌تر.

688
00:41:29,250 --> 00:41:32,208
‫من هیچ‌وقت مثل شما نمی‌شم.

689
00:41:32,250 --> 00:41:36,458
‫من هیچ‌وقت ماگل-وامپ‌ها رو پس نمی‌دم،
‫و این یتیم‌خانه مال ترایپراته.

690
00:41:36,500 --> 00:41:39,125
‫پس اگه شهردار بوگندو نیستید،

691
00:41:39,250 --> 00:41:41,625
‫پیشنهاد می‌کنم دخالت نکنید!

692
00:41:50,000 --> 00:41:54,125
‫ایناهاش، بزرگترین خوشحال
‫در تاریخ لومپالند،

693
00:41:54,208 --> 00:41:56,250
‫مَندی ماگل-وامپ!

694
00:42:02,125 --> 00:42:03,875
‫اولین شب آزادی ما.

695
00:42:03,958 --> 00:42:07,125
‫من اینقدر خوشحالم که می‌تونم فقط…

696
00:42:07,250 --> 00:42:08,625
‫آخ جون!

697
00:42:10,583 --> 00:42:11,583
‫آره!

698
00:42:13,458 --> 00:42:14,625
‫این دیگه چیه؟

699
00:42:14,708 --> 00:42:16,500
‫آدم‌ها نمی‌درخشن؟

700
00:42:16,625 --> 00:42:19,833
‫یعنی، معلومه که وقتی اشک‌هاتون
‫داره برای تأمین برق

701
00:42:19,875 --> 00:42:22,458
‫یه شهربازی گرفته می‌شه نمی‌درخشید
‫چون، خب، واضحه.

702
00:42:22,500 --> 00:42:24,625
‫ولی در غیر این صورت، می‌درخشید، درسته؟

703
00:42:24,708 --> 00:42:26,250
‫فکر نکنم من بدرخشم.

704
00:42:26,375 --> 00:42:28,750
‫خب، آدم هر روز یه چیز جدید یاد می‌گیره.

705
00:42:28,875 --> 00:42:30,125
‫مامان!

706
00:42:33,083 --> 00:42:34,250
‫هورا!

707
00:42:38,250 --> 00:42:40,375
‫برو، هارولد! برو، هارولد!

708
00:42:48,875 --> 00:42:51,000
‫نذار توئیت‌ها برن تو فکرت.

709
00:42:51,625 --> 00:42:53,958
‫تو ما رو از اون قفس بیرون آوردی، بیشا.

710
00:42:54,000 --> 00:42:55,125
‫ما بردیم.

711
00:42:57,833 --> 00:42:58,833
‫آره!

712
00:43:00,125 --> 00:43:01,750
‫بیشا! ما آزادیم!

713
00:43:01,875 --> 00:43:03,375
‫یالا، با من بیا!

714
00:43:03,458 --> 00:43:05,000
‫در حالی که بچه‌ها
‫و ماگل-وامپ‌ها جشن گرفته بودن،

715
00:43:05,083 --> 00:43:07,083
‫توئیت‌ها نقشه می‌کشیدن،

716
00:43:07,125 --> 00:43:10,000
‫و کلکی رو آماده می‌کردن که،
‫در روزهای آینده،

717
00:43:10,125 --> 00:43:13,333
‫عواقب واقعاً انفجاری‌ای داشت

718
00:43:13,375 --> 00:43:14,916
‫برای شهر ترایپرات
‫و برای قهرمانان ما.

719
00:43:15,625 --> 00:43:18,250
‫- منتقدهای من می‌گن در مورد جرم کوتاهی می‌کنم.
‫- اوه!

720
00:43:18,291 --> 00:43:20,041
‫اون‌ها می‌گن اقتصاد رو نابود کردم.

721
00:43:20,125 --> 00:43:20,875
‫خب، من می‌گم تنها نامزد هستم.

722
00:43:20,875 --> 00:43:21,500
‫فقط یادتون باشه، رأی به جان-جان
‫رأی به خوشی و شادیه.

723
00:43:22,500 --> 00:43:25,291
‫مری! همین الان بیا اینجا!

724
00:43:25,375 --> 00:43:27,500
‫لطفاً عجله کن!

725
00:43:27,541 --> 00:43:30,416
‫نگاه کن، اون‌ها این پنجره رو دارن
‫که به دنیایی نگاه می‌کنه

726
00:43:30,541 --> 00:43:33,791
‫که یه مرد کوچولو
‫از یه مرد دیگه یه چوب می‌گیره

727
00:43:33,833 --> 00:43:35,458
‫که باهاش به این دایره‌ی سفید ضربه می‌زنه.

728
00:43:35,500 --> 00:43:39,500
‫و همه‌ی این آدم‌های کوچولویی
‫که تو این دنیای کوچیک زندگی می‌کنن، دست می‌زنن.

729
00:43:39,541 --> 00:43:41,125
‫هی، ضربه‌ی خوبی بود، رفیق!

730
00:43:41,166 --> 00:43:42,791
‫اون یه بازی به اسم گلفه.

731
00:43:42,875 --> 00:43:45,041
‫آره، و این یه تلویزیونه، آقای ام.

732
00:43:45,166 --> 00:43:48,166
‫می‌تونید کانال عوض کنید
‫و کلی چیزهای مختلف تماشا کنید.

733
00:43:48,250 --> 00:43:51,791
‫- اوه!
‫- به مناظره‌ی شهرداری ترایپرات خوش آمدید.

734
00:43:51,916 --> 00:43:53,666
‫من بورلی آنیون هستم.

735
00:43:53,750 --> 00:43:58,541
‫علاوه بر شهردار قبلاً بی‌رقیب،
‫وین جان جان-جان،

736
00:43:58,666 --> 00:44:01,666
‫ما دو نفر اضافه‌شده‌ی لحظه آخری
‫به این رقابت داریم.

737
00:44:01,750 --> 00:44:05,375
‫خانم کرِدنزا توئیت و آقای جیم توئیت.

738
00:44:05,416 --> 00:44:07,000
‫اقتصاد، جرم…

739
00:44:07,041 --> 00:44:09,916
‫توئیت‌ها برای شهرداری نامزد شدن؟

740
00:44:11,416 --> 00:44:15,875
‫پسر، این به نظر
‫برای هیچ‌کس خوب نمیاد.

741
00:44:28,416 --> 00:44:29,416
‫هورا!

742
00:44:33,250 --> 00:44:37,541
‫- این دیگه چیه؟
‫- بابام بعضی‌ وقت‌ها توپ‌های استرس‌زا بالا میاره.

743
00:44:38,125 --> 00:44:39,666
‫باشه.

744
00:44:39,750 --> 00:44:42,791
‫یعنی، اصطلاح علمی‌ش
‫بالا آوردن گُربُلُسه.

745
00:44:42,916 --> 00:44:46,166
‫این چیزی‌ـه که وقتی من...
‫...یه‌کم مضطرب می‌شم اتفاق می‌افته.

746
00:44:46,250 --> 00:44:47,291
‫نگران نباش، آقای ام.

747
00:44:47,416 --> 00:44:50,541
‫آدم بزرگ‌ها احمقن،
‫ولی نه اونقدر احمق که به یه توئیت رأی بدن.

748
00:44:50,625 --> 00:44:52,625
‫ممنون که به مناظره‌ی من اومدید.

749
00:44:52,666 --> 00:44:56,125
‫باید برم دستشویی.
‫زود برمی‌گردم، باب.

750
00:44:56,166 --> 00:44:58,125
‫من پادشاه ترایپرات می‌شم.

751
00:44:58,166 --> 00:45:01,416
‫پس من اول حرف می‌زنم،
‫و تو آخرین نفری هستی که گوش می‌ده.

752
00:45:01,541 --> 00:45:05,541
‫آقای توئیت، اگه شهردار
‫ترایپرات بشید چی کار می‌کنید؟

753
00:45:05,625 --> 00:45:09,666
‫خوشحالم که پرسیدی.
‫بذارید گندکاریم رو بهتون نشون بدم.

754
00:45:11,125 --> 00:45:12,166
‫ببخشید؟

755
00:45:12,291 --> 00:45:15,375
‫من یه گندکاری بالا آوردم،
‫و می‌خوام بهتون نشونش بدم.

756
00:45:15,416 --> 00:45:17,125
‫لطفاً این کار رو نکنید.

757
00:45:17,166 --> 00:45:19,666
‫من این گندکاری رو دارم.

758
00:45:20,291 --> 00:45:22,041
‫- ماکت.
‫- چی؟

759
00:45:22,125 --> 00:45:24,375
‫«من این ماکت رو دارم.»

760
00:45:24,875 --> 00:45:26,291
‫این حال‌به‌هم‌زنه،

761
00:45:26,416 --> 00:45:29,541
‫و یه رازیه که بهتره بین تو،
‫و توالتت بمونه.

762
00:45:30,916 --> 00:45:33,916
‫حالا این یه ماکته

763
00:45:34,041 --> 00:45:36,625
‫از شهربازی
‫شماره یک دنیا، توئیت‌لندیا.

764
00:45:37,625 --> 00:45:41,416
‫آقای توئیت عاشق
‫حرف زدن در مورد ماکتشه.

765
00:45:41,541 --> 00:45:43,416
‫ولی چیزی که در موردش حرف نمی‌زنه

766
00:45:43,500 --> 00:45:46,541
‫اینه که چطور توئیت‌لندیا نمی‌تونه
‫بدون ماگل-وامپ‌های ما دوباره باز بشه،

767
00:45:46,666 --> 00:45:48,666
‫که توسط این بچه دزدیده شدن.

768
00:45:49,666 --> 00:45:52,916
‫وقتی من شهردار بشم،
‫اون ماگل-وامپ‌ها رو پس می‌گیرم،

769
00:45:53,041 --> 00:45:56,750
‫ترایپرات رو دوباره به پایتخت تفریح
‫دنیا تبدیل می‌کنم،

770
00:45:56,791 --> 00:46:00,916
‫و همه‌ی کسایی
‫که بهم رأی بدن رو میلیاردر می‌کنم!

771
00:46:01,041 --> 00:46:03,291
‫دوستت دارم، خانم توئیت.

772
00:46:03,416 --> 00:46:05,416
‫منم دوستت دارم.

773
00:46:05,541 --> 00:46:07,000
‫مردم، لطفاً.

774
00:46:07,041 --> 00:46:09,916
‫واقعاً فکر می‌کنید
‫این به اصطلاح ماگل-وامپ‌ها

775
00:46:10,041 --> 00:46:12,625
‫می‌تونن ترایپرات رو به
‫پایتخت تفریح دنیا تبدیل کنن؟

776
00:46:12,666 --> 00:46:14,541
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.

777
00:46:14,666 --> 00:46:15,916
‫در واقع، اگه از من بپرسید،

778
00:46:16,000 --> 00:46:19,541
‫فقط یه نامزد هست
‫که یه چیزهایی در مورد خوشی و شادی می‌دونه،

779
00:46:19,625 --> 00:46:21,500
‫و اسمش جان-جانه.

780
00:46:21,541 --> 00:46:26,041
‫پس چرا اون نامزد
‫هیچی از اون کیک ترایپرات نخورده؟

781
00:46:26,125 --> 00:46:27,500
‫چی؟

782
00:46:27,541 --> 00:46:30,000
‫بده‌ش به من. من خودم کیک رو می‌خورم،

783
00:46:30,041 --> 00:46:33,166
‫فقط برای اینکه ثابت کنم بیشتر از اون
‫به ترایپرات اهمیت می‌دم.

784
00:46:33,291 --> 00:46:34,666
‫بفرمایید.

785
00:46:34,791 --> 00:46:38,416
‫این مردم خوب می‌دونن
‫که من با ترایپرات زندگی می‌کنم و نفس می‌کشم.

786
00:46:41,500 --> 00:46:44,291
‫حالا… منم می‌خورمش!

787
00:46:45,791 --> 00:46:48,541
‫آره! داره کیک رو می‌خوره!

788
00:46:48,625 --> 00:46:50,416
‫اون باید واقعاً ترایپرات رو دوست داشته باشه.

789
00:46:50,541 --> 00:46:52,375
‫به به!

790
00:46:55,916 --> 00:46:58,041
‫ترایپرات! هورا!

791
00:46:59,791 --> 00:47:01,291
‫این مناظره رو متوقف کنید!

792
00:47:01,416 --> 00:47:04,666
‫- اون کیه؟
‫- این همون بچه‌ایه که ماگل-وامپ‌ها رو دزدید!

793
00:47:04,791 --> 00:47:06,666
‫- هو!
‫- لطفاً نکنید.

794
00:47:06,791 --> 00:47:09,541
‫در واقع، من ماگل-وامپ‌ها رو آزاد کردم.

795
00:47:09,666 --> 00:47:13,916
‫و من هیچ‌وقت، هیچ‌وقت
‫نمی‌ذارم توئیت‌ها اون‌ها رو پس بگیرن.

796
00:47:14,041 --> 00:47:15,666
‫اون داره چی کار می‌کنه؟

797
00:47:15,750 --> 00:47:18,791
‫فکر کردم خیلی وقته
‫تو دستشوییه.

798
00:47:18,916 --> 00:47:19,916
‫هورا!

799
00:47:20,041 --> 00:47:23,750
‫می‌بینید؟ خودش اعتراف می‌کنه.
‫اون ماگل-وامپ‌ها رو پس نمی‌ده

800
00:47:23,791 --> 00:47:26,250
‫چون براش شما مردم اهمیتی ندارید.

801
00:47:27,541 --> 00:47:31,041
‫این حرف رو از آدم‌هایی می‌شنوم که ترایپرات
‫رو با گوشت سوسیس آلوده کردن؟

802
00:47:31,666 --> 00:47:37,375
‫کاری که اگه به نجات این
‫شهر فوق‌العاده کمک کنه دوباره انجامش می‌دیم.

803
00:47:37,416 --> 00:47:39,000
‫این اصلاً منطقی نیست.

804
00:47:39,041 --> 00:47:40,875
‫تو منطقی نیستی.

805
00:47:40,916 --> 00:47:42,541
‫ولی می‌دونی چی منطقیه؟

806
00:47:42,666 --> 00:47:45,875
‫یه‌کم از اون زرق و برق‌های قدیمی.

807
00:47:47,916 --> 00:47:49,000
‫این چه...

808
00:47:49,041 --> 00:47:51,166
‫♪ اگر چیزی که دزدیده رو داشتیم ♪

809
00:47:51,250 --> 00:47:52,791
‫چرا داری آواز می‌خونی؟

810
00:47:52,916 --> 00:47:56,541
‫♪ شهربازی باز می‌شد ♪

811
00:47:57,750 --> 00:48:00,000
‫♪ همه‌مون حسابی خوشبخت می‌شدیم ♪

812
00:48:00,041 --> 00:48:01,166
‫آره!

813
00:48:01,250 --> 00:48:04,416
‫♪ ولی حالا همه‌چی خراب شده ♪

814
00:48:04,500 --> 00:48:05,791
‫ببخشید؟

815
00:48:05,916 --> 00:48:08,291
‫♪ مطمئنم خودتون می‌دونین ♪

816
00:48:08,375 --> 00:48:10,291
‫نه. چه خبره؟

817
00:48:10,416 --> 00:48:12,666
‫♪ به همه قول دادیم ♪

818
00:48:12,750 --> 00:48:14,166
‫قول‌های شما دروغه!

819
00:48:14,291 --> 00:48:16,791
‫♪ که یه میلیارد گیرشون میاد ♪

820
00:48:16,875 --> 00:48:18,041
‫این معامله‌ی خوبیه.

821
00:48:18,166 --> 00:48:21,125
‫♪ تقصیر ما نیست که دیگه از دست رفته ♪

822
00:48:21,125 --> 00:48:22,083
‫کمک.

823
00:48:22,125 --> 00:48:23,000
‫آره!

824
00:48:23,041 --> 00:48:27,625
‫- ♪ اوه، مشکل تویی ♪
‫- ♪ اوه، مشکل تویی ♪

825
00:48:27,666 --> 00:48:28,666
‫♪ تویی ♪

826
00:48:28,791 --> 00:48:30,416
‫♪ تویی، تویی، تویی ♪

827
00:48:30,500 --> 00:48:31,916
‫حالم زیاد خوب نیست.

828
00:48:31,916 --> 00:48:32,875
‫♪ تویی ♪

829
00:48:32,916 --> 00:48:34,500
‫♪ تویی ♪

830
00:48:34,541 --> 00:48:35,750
‫♪ تویی ♪

831
00:48:35,791 --> 00:48:36,791
‫♪ تویی ♪

832
00:48:36,875 --> 00:48:38,625
‫♪ تویی ♪

833
00:48:38,666 --> 00:48:39,791
‫♪ تویی ♪

834
00:48:39,916 --> 00:48:41,250
‫♪ تویی ♪

835
00:48:41,291 --> 00:48:43,041
‫♪ تویی ♪

836
00:48:43,125 --> 00:48:43,791
‫♪ تویی ♪

837
00:48:43,791 --> 00:48:46,416
‫- ♪ تویی ♪
‫- توئیت‌لندیا رو می‌خوایم!

838
00:48:46,458 --> 00:48:46,500
‫ماگل-وامپ‌ها رو پس بدید!

839
00:48:46,500 --> 00:48:47,500
‫♪ تویی ♪

840
00:48:47,541 --> 00:48:48,583
‫♪ تویی ♪

841
00:48:48,666 --> 00:48:49,208
‫♪ تویی ♪

842
00:48:49,208 --> 00:48:50,208
‫♪ تویی ♪

843
00:48:50,333 --> 00:48:52,208
‫حس می‌کنم یه خبراییه…

844
00:48:52,291 --> 00:48:54,666
‫♪ تویی ♪

845
00:48:54,708 --> 00:48:54,750
‫♪ تویی ♪

846
00:48:54,750 --> 00:48:55,583
‫♪ تویی ♪

847
00:48:55,583 --> 00:48:56,625
‫♪ تویی ♪

848
00:48:56,625 --> 00:48:57,583
‫♪ تویی ♪

849
00:48:57,625 --> 00:49:00,000
‫♪ تویی ♪

850
00:49:01,083 --> 00:49:05,458
‫رأی به جان-جان
‫رأی به خوشی و شادیه!

851
00:49:10,833 --> 00:49:14,666
‫می‌سوزه! می‌سوزه!

852
00:49:14,666 --> 00:49:16,416
[لطفاً منتظر بمانید]

853
00:49:20,458 --> 00:49:23,208
‫مامان، اون آقا...؟

854
00:49:23,333 --> 00:49:24,333
‫آره، عزیزم.

855
00:49:24,708 --> 00:49:26,541
‫پشتش منفجر شد.

856
00:49:37,291 --> 00:49:38,666
‫بعدش چی می‌شه؟

857
00:49:41,333 --> 00:49:44,083
‫بیا، بابا. یه‌کم چای موش خرما بخور.

858
00:49:44,166 --> 00:49:46,166
‫سریع آرومت می‌کنه.

859
00:49:53,208 --> 00:49:56,083
‫بابزی، خبری ازش اون بیرون نیست؟

860
00:49:56,166 --> 00:49:58,916
‫هنوز نه. شما می‌بینیدش، خانم ام؟

861
00:49:58,958 --> 00:50:00,208
‫اوناهاش.

862
00:50:00,291 --> 00:50:01,416
‫بیشا!

863
00:50:05,833 --> 00:50:06,958
‫بیشا!

864
00:50:07,666 --> 00:50:09,916
‫- خوبی؟
‫- خوبم. خوبم.

865
00:50:09,958 --> 00:50:12,208
‫بیشا برگشت! حالش خوبه!

866
00:50:12,291 --> 00:50:14,958
‫خوب نیستی.
‫نگاهش کن، داری می‌لرزی.

867
00:50:15,041 --> 00:50:19,708
‫اعتراف می‌کنم خیلی سخت بود که توئیت‌ها
‫من رو مقصر خراب کردن یه شهر کامل بدونن،

868
00:50:19,833 --> 00:50:22,583
‫و بعد یه عده آدم بزرگ
‫برام با عصبانیت آواز بخونن،

869
00:50:22,666 --> 00:50:25,708
‫و بعد هم موقعی که
‫پشت یه مرد منفجر می‌شه حضور داشته باشم.

870
00:50:25,791 --> 00:50:27,708
‫ولی در غیر این صورت، من…

871
00:50:27,833 --> 00:50:29,333
‫چی...

872
00:50:29,416 --> 00:50:31,708
‫اینجا چی شده؟ زخمی شدی.

873
00:50:32,333 --> 00:50:33,833
‫چیزی نیست. خوبم.

874
00:50:33,916 --> 00:50:35,208
‫به جان خودم، بچه،

875
00:50:35,333 --> 00:50:39,458
‫اگه یه بار دیگه بگی «خوبم»،
‫مجبور می‌شم آرنج‌هات رو بجوم.

876
00:50:40,708 --> 00:50:43,583
‫چیه، فکر کردی شوخی می‌کنم؟
‫این دندون‌ها رو نگاه کن.

877
00:50:43,708 --> 00:50:45,583
‫بیا.

878
00:50:45,666 --> 00:50:46,958
‫بذار تمیزش کنم.

879
00:50:47,041 --> 00:50:48,541
‫وای! این چه...

880
00:50:49,291 --> 00:50:50,416
‫آروم باش.

881
00:50:50,458 --> 00:50:53,083
‫آب دهن ماگل-وامپ
‫خاصیت درمانی داره.

882
00:51:07,916 --> 00:51:10,708
‫- به به، این رو نگاه.
‫- چی؟

883
00:51:10,833 --> 00:51:14,916
‫تو همین الان گذاشتی یکی کمکت کنه،
‫و دنیا هنوز داره می‌چرخه.

884
00:51:14,958 --> 00:51:17,333
‫ها-ها.

885
00:51:17,458 --> 00:51:21,083
‫چرا حس می‌کنی
‫باید همه‌چیز رو خودت تنهایی انجام بدی؟

886
00:51:22,583 --> 00:51:25,416
‫من هر شب ساعت‌ها بیدار می‌مونم

887
00:51:25,458 --> 00:51:27,958
‫و به همه‌ی چیزهایی
‫که درستشون نکردم فکر می‌کنم.

888
00:51:28,041 --> 00:51:31,208
‫نتونستم برای بابزی خانواده پیدا کنم.
‫جلوی توئیت‌ها رو نگرفتم.

889
00:51:31,291 --> 00:51:34,083
‫- بیشا، وظیفه‌ی تو نیست که...
‫- می‌دونم. می‌دونم.

890
00:51:34,791 --> 00:51:39,708
‫ولی حس می‌کنم اگه بتونم ثابت کنم
‫که واقعاً ارزشمندم،

891
00:51:39,833 --> 00:51:41,958
‫که شاید یه جورایی…

892
00:51:42,041 --> 00:51:45,833
‫می‌دونم منطقی نیست،
‫ولی شاید یه جورایی،

893
00:51:45,958 --> 00:51:48,708
‫پدر و مادرم بشنون
‫که چقدر بچه‌ی خوبی هستم،

894
00:51:48,833 --> 00:51:53,708
‫و شاید بالأخره اونقدر دوستم داشته باشن
‫که بخوان برگردن دنبالم.

895
00:51:58,083 --> 00:51:59,916
‫مسخره‌ست، می‌دونم.

896
00:52:00,583 --> 00:52:01,958
‫مسخره نیست.

897
00:52:02,458 --> 00:52:05,666
‫هیچ‌وقت فکر کردی که شاید
‫اون‌ها تو رو اینجا گذاشتن

898
00:52:05,708 --> 00:52:07,166
‫چون دوستت داشتن،

899
00:52:07,208 --> 00:52:10,791
‫و به هر دلیلی،
‫فقط نمی‌تونستن ازت مراقبت کنن؟

900
00:52:12,458 --> 00:52:13,541
‫خب، به هر حال،

901
00:52:13,583 --> 00:52:17,041
‫یه عالمه از ما هستیم
‫که بی‌قید و شرط دوستت داریم،

902
00:52:17,083 --> 00:52:22,958
‫و اگه دوباره سعی کنی تنهایی کاری کنی
‫آرنج‌هات رو می‌جویم.

903
00:52:26,583 --> 00:52:27,583
‫وای.

904
00:52:30,083 --> 00:52:32,708
‫خب، من باید بچه‌ها رو بخوابونم.

905
00:52:32,833 --> 00:52:37,416
‫بعد از روزی که داشتی،
‫چرا نمی‌ذاری من این کار رو بکنم؟

906
00:52:37,916 --> 00:52:41,083
‫مامان و بابای من
‫از یه جزیره‌ی جادویی اومدن

907
00:52:41,166 --> 00:52:42,458
‫به اسم لومپالند،

908
00:52:42,541 --> 00:52:45,916
‫که خشن‌ترین جای
‫کل دنیاست.

909
00:52:45,958 --> 00:52:49,333
‫و مامانِ مامانم
‫براش این لالایی رو می‌خوند

910
00:52:49,416 --> 00:52:54,166
‫در مورد هیولاهایی که صورتت رو می‌خورن
‫و دل و روده‌ت رو درمیارن و این چیزها.

911
00:52:54,208 --> 00:52:56,958
‫این یکی از همه بیشتر مورد علاقه‌ی منه.

912
00:52:57,083 --> 00:53:00,041
‫♪ دنیا خطرناکه ♪

913
00:53:00,083 --> 00:53:03,333
‫♪ و پر از دندون و چنگاله ♪

914
00:53:03,416 --> 00:53:05,791
‫♪ آرواره‌هایی که گاز می‌گیرن ♪

915
00:53:05,833 --> 00:53:08,833
‫♪ و دندون‌هایی که تکه‌پاره می‌کنن ♪

916
00:53:09,333 --> 00:53:11,708
‫♪ جیغ‌ و دادهاشون ♪

917
00:53:11,833 --> 00:53:14,833
‫♪ و فریادها و نعره‌هاشون رو بشنو ♪

918
00:53:15,708 --> 00:53:18,291
‫♪ زندگی‌هامون کثیف ♪

919
00:53:18,333 --> 00:53:21,333
‫♪ بی‌رحمانه و کوتاه هستن ♪

920
00:53:23,708 --> 00:53:27,833
‫♪ ولی در رویاها جات امنه ♪

921
00:53:27,958 --> 00:53:30,958
‫♪ در رویاها آزاد و رهایی ♪

922
00:53:31,041 --> 00:53:33,291
‫♪ در اون مکان زیبا ♪

923
00:53:33,333 --> 00:53:36,833
‫♪ کافیه چشم‌هات رو ببندی تا ببینی ♪

924
00:53:36,958 --> 00:53:39,708
‫♪ گل‌هایی که لبخند می‌زنن ♪

925
00:53:39,833 --> 00:53:45,458
‫♪ خورشیدی که می‌درخشه ♪

926
00:53:45,583 --> 00:53:52,041
‫♪ و دیگه هیچی نمی‌تونه بهت صدمه بزنه ♪

927
00:53:54,583 --> 00:53:57,041
‫♪ در رویاها جات امنه ♪

928
00:53:57,083 --> 00:53:59,916
‫♪ در رویاها آزاد و رهایی ♪

929
00:53:59,958 --> 00:54:03,041
‫♪ در اون مکان زیبا ♪

930
00:54:03,083 --> 00:54:06,041
‫♪ کافیه چشم‌هات رو ببندی تا ببینی ♪

931
00:54:06,083 --> 00:54:08,958
‫♪ گل‌هایی که لبخند می‌زنن ♪

932
00:54:09,083 --> 00:54:14,666
‫♪ خورشیدی که می‌درخشه ♪

933
00:54:14,708 --> 00:54:20,708
‫♪ و دیگه هیچی نمی‌تونه بهت صدمه بزنه ♪

934
00:54:38,541 --> 00:54:40,416
‫من تو یه جعبه‌ام و نمی‌تونم بیام بیرون!

935
00:54:46,958 --> 00:54:48,583
‫آماده…

936
00:54:49,458 --> 00:54:50,458
‫هدف…

937
00:54:50,541 --> 00:54:52,166
‫هی، دارید چی کار می‌کنید؟

938
00:54:52,208 --> 00:54:53,291
‫آتش!

939
00:54:55,583 --> 00:54:57,333
‫تمومش کنید!

940
00:54:57,416 --> 00:54:59,166
‫به عنوان شهرداران ترایپرات،

941
00:54:59,208 --> 00:55:04,083
‫ما به شما و یتیم‌خانه‌ی احمقانه‌تون
‫اعلام جنگ می‌کنیم.

942
00:55:04,208 --> 00:55:06,416
‫شما شهرداران ترایپرات نیستید.

943
00:55:06,458 --> 00:55:07,458
‫چرا، هستیم.

944
00:55:07,583 --> 00:55:11,583
‫وین جان «معجزه‌ی بی‌باسن» جان-جان
‫انتخابات رو باخت،

945
00:55:11,666 --> 00:55:14,416
‫و من و آقای توئیت
‫تعداد رأی‌هامون مساوی شد،

946
00:55:14,458 --> 00:55:17,333
‫پس این شهر کله‌پوک ما رو شهردار مشترک کرد.

947
00:55:17,416 --> 00:55:22,458
‫همونطور که از این تاج کاملاً اصل
‫و غیرخونگی پیداست،

948
00:55:22,583 --> 00:55:25,708
‫و این دمپایی‌های طلایی باشکوه.

949
00:55:25,791 --> 00:55:29,166
‫اوه! حالا همین الان
‫ماگل-وامپ‌های ما رو پس بدید!

950
00:55:34,708 --> 00:55:38,208
‫- من واقعاً ترسیدم.
‫- چیزی برای ترسیدن وجود نداره...

951
00:55:38,333 --> 00:55:40,583
‫مَندی.

952
00:55:40,708 --> 00:55:42,333
‫آتش!

953
00:55:42,416 --> 00:55:45,666
‫برید رو پشت بوم.
‫می‌تونید فرار کنید، و اون‌ها شما رو نمی‌بینن.

954
00:55:45,708 --> 00:55:48,458
‫و چی، بذاریم به شما بچه‌ها آسیب بزنن؟

955
00:55:48,958 --> 00:55:52,416
‫شما هوای ما رو داشتید.
‫ما شما رو ول نمی‌کنیم.

956
00:55:53,166 --> 00:55:56,708
‫می‌دونم اگه با هم کار کنیم
‫می‌تونیم شکست‌شون بدیم.

957
00:55:56,833 --> 00:55:57,916
‫آره.

958
00:56:01,958 --> 00:56:04,791
‫شاید بعضی‌ها
‫از بقیه مفیدتر باشن، ولی…

959
00:56:04,833 --> 00:56:07,833
‫صبر کن، آقای ام،
‫چندتا از اون چیزها می‌تونی…

960
00:56:07,958 --> 00:56:10,083
‫«درست کنی» کلمه‌ی مناسبیه؟

961
00:56:11,291 --> 00:56:12,125
‫وقت تمومه، موش‌های فاضلاب کوچولوی بدبو!

962
00:56:12,125 --> 00:56:14,416
‫وقت تمومه، موش‌های فاضلاب کوچولوی بدبو!

963
00:56:14,458 --> 00:56:17,333
‫به خاطر صلاح ترایپرات
‫و صلاح توئیت‌لندیا،

964
00:56:17,458 --> 00:56:19,166
‫برید ماگل-وامپ‌های ما رو بگیرید!

965
00:56:20,708 --> 00:56:22,208
‫اون ماگل-وامپ‌ها رو به ما بدید!

966
00:56:22,333 --> 00:56:24,458
‫منم ماگل-وامپ‌ها رو می‌خوام!

967
00:56:24,458 --> 00:56:27,625
‫مامان، بابا، این کار قشنگی نیست!

968
00:56:27,750 --> 00:56:29,875
‫من اون ماگل-وامپ‌ها رو می‌خوام.
لازمشون دارم

969
00:56:31,083 --> 00:56:33,000
‫آماده، هدف، آتش!

970
00:56:36,833 --> 00:56:38,125
‫آتش!

971
00:56:39,500 --> 00:56:41,250
‫مارها. عنکبوت‌ها. دندان‌پزشک‌ها.

972
00:56:41,250 --> 00:56:42,583
‫- پانتومیم‌بازها.
‫- دلقک‌های ترسناک.

973
00:56:42,625 --> 00:56:43,625
‫کرم‌های انگلی.

974
00:56:43,708 --> 00:56:44,875
‫آدامس تو موهات.

975
00:56:45,000 --> 00:56:47,083
‫فراموش کردن شلوار وقتی می‌ری مدرسه.

976
00:56:47,125 --> 00:56:50,375
‫من فقط… من… در مورد
‫اضطرابم اضطراب دارم.

977
00:56:50,500 --> 00:56:54,875
‫می‌دونی چی بهم اضطراب می‌ده، مارتی؟
‫فکر برگشتن به اون قفس.

978
00:57:14,250 --> 00:57:15,625
‫این دیگه چیه...؟

979
00:57:20,375 --> 00:57:23,083
‫- ممنون از خدمت‌تون!
‫- هورا!

980
00:57:24,375 --> 00:57:25,625
‫هورا!

981
00:57:43,458 --> 00:57:45,500
‫این‌ها دیگه چه کوفتی‌ان؟

982
00:57:45,625 --> 00:57:48,375
‫برگردید اینجا!
‫کسی بهتون نگفت می‌تونید برید.

983
00:57:48,458 --> 00:57:49,625
‫ترسوها!

984
00:57:49,750 --> 00:57:51,375
‫- گل!
‫- آره!

985
00:57:51,500 --> 00:57:52,875
‫آره!

986
00:57:52,958 --> 00:57:53,958
‫بیشا!

987
00:57:54,000 --> 00:57:55,125
‫چی شده، باب؟

988
00:57:59,083 --> 00:58:01,625
‫آقای دستمال‌چی، نذار بیان تو!

989
00:58:02,500 --> 00:58:04,375
‫برو کنار، دستمال توالت.

990
00:58:04,458 --> 00:58:07,833
‫ما می‌دونیم ماگل-وامپ‌های ما اینجان،
‫پس بذار بیایم تو.

991
00:58:07,875 --> 00:58:09,625
‫بذارم بیاید تو؟

992
00:58:10,625 --> 00:58:11,958
‫نه.

993
00:58:13,708 --> 00:58:16,250
‫فکر نکنم امروز این کار رو بکنیم.
[پنیر اسپری‌ای]

994
00:58:33,000 --> 00:58:36,000
‫اگه فکر می‌کنید دارید
‫وارد این یتیم‌خانه می‌شید،

995
00:58:36,083 --> 00:58:38,583
‫من می‌گم، تا وقتی من اینجا باشم نه.

996
00:58:38,625 --> 00:58:41,125
‫بیشتر به این دلیل که ساعتم رو گرفتید،

997
00:58:41,250 --> 00:58:42,333
‫ولی به هر حال...

998
00:58:42,375 --> 00:58:45,875
‫...تا وقتی من اینجا باشم نه!

999
00:58:49,458 --> 00:58:50,708
‫این تموم نشده.

1000
00:58:50,791 --> 00:58:52,583
‫فکر کنم شده.

1001
00:58:55,791 --> 00:58:57,458
‫ما برمی‌گردیم.

1002
00:58:57,541 --> 00:59:01,333
‫هورا! دستمال برای دست-پیروزی!

1003
00:59:01,458 --> 00:59:03,083
‫واو، آقای دستمال‌چی!

1004
00:59:05,708 --> 00:59:07,458
‫آقای دستمال‌چی.

1005
00:59:07,583 --> 00:59:10,291
‫تو انگشت‌های پای وزغ پا شیرین رو لیس زدی؟

1006
00:59:10,333 --> 00:59:12,916
‫من... فکر کنم زدم.

1007
00:59:12,958 --> 00:59:15,791
‫یعنی، من هیچ‌وقت قبلاً ندیده بودم
‫یه وزغ باهام حرف بزنه.

1008
00:59:15,833 --> 00:59:18,208
‫صداش رو شنیدم
‫و فکر کردم جالب به نظر میاد،

1009
00:59:18,333 --> 00:59:20,333
‫پس من... انگشت‌های پاش رو لیس زدم.

1010
00:59:20,458 --> 00:59:23,708
‫و به محض اینکه این کار رو کردم،
‫یهو خیلی بدخلق شدم.

1011
00:59:23,791 --> 00:59:26,583
‫- و قدرتمند.
‫- یه جورایی مثل برعکس خودت؟

1012
00:59:26,666 --> 00:59:28,916
‫خب، آره، فکر کنم این خلاصه‌ش می‌کنه.

1013
00:59:28,958 --> 00:59:30,166
‫این منطقیه.

1014
00:59:30,208 --> 00:59:32,333
‫اون یه وزغ برعکس‌کننده از لومپالنده.

1015
00:59:33,958 --> 00:59:36,041
‫آشوب امشب در ترایپرات،

1016
00:59:36,083 --> 00:59:38,916
‫در حالی که شهردار سابق وین جان جان-جان

1017
00:59:38,958 --> 00:59:42,541
‫در حال بهبودی از جراحی اضطراری
‫تعویض باسن است.

1018
00:59:42,583 --> 00:59:45,958
‫در همین حال، شهرداران جدید ترایپرات،
‫کرِدنزا و جیم توئیت،

1019
00:59:46,041 --> 00:59:50,333
‫به چندتا بچه‌ی یتیم محلی اعلام جنگ کردند و باختند.
[!بازنده‌ها]

1020
00:59:50,416 --> 00:59:54,458
‫این جوانان پیروز باید
‫از یک یتیم شجاع تشکر کنند،

1021
00:59:54,583 --> 00:59:55,708
‫بیشا بالتی.

1022
00:59:55,833 --> 00:59:58,333
‫خانواده‌ی ماگل-وامپ
‫تحت حمایت من هستن.

1023
00:59:58,416 --> 00:59:59,958
‫پس تا وقتی من اینجا باشم،

1024
01:00:00,041 --> 01:00:02,458
‫توئیت‌ها هیچ‌وقت پاشون رو
‫تو این یتیم‌خانه نمی‌ذارن،

1025
01:00:02,541 --> 01:00:05,833
‫و توئیت‌لندیا هیچ‌وقت باز نمی‌شه.

1026
01:00:10,291 --> 01:00:13,458
‫اون دختره‌ی تخس داره
!زندگی‌مون رو خراب می‌کنه

1027
01:00:16,666 --> 01:00:19,041
‫اون پایین به حق چیزهای نشنیده
‫داری چی کار می‌کنی؟

1028
01:00:19,166 --> 01:00:21,125
‫دارم با ماکتم بازی می‌کنم.

1029
01:00:21,166 --> 01:00:23,375
‫فکر می‌کنی له کردن صورتت
‫تو ماکت

1030
01:00:23,500 --> 01:00:26,083
‫قراره یه جورایی
‫اون ماگل-وامپ‌ها رو برگردونه؟

1031
01:00:26,125 --> 01:00:28,125
‫تو می‌دونی اون بچه چطوری کار می‌کنه.

1032
01:00:28,208 --> 01:00:30,000
‫اون مثل یه ماهی ناقلاست.

1033
01:00:30,125 --> 01:00:32,833
‫اون هیچ‌وقت نمی‌ذاره ما
‫وارد اون یتیم‌خانه بشیم.

1034
01:00:32,875 --> 01:00:36,125
‫تو یه پیرزن بی‌مصرف و بیچاره‌ای.

1035
01:00:36,208 --> 01:00:39,708
‫کی حرفی از وارد شدن زد؟

1036
01:00:48,625 --> 01:00:53,000
‫یالا. بسه دیگه تمیزکاری، بیشا.
‫بقیه همه اون بالا خوابن.

1037
01:00:53,125 --> 01:00:55,583
‫راستش زیاد خسته نیستم.

1038
01:00:55,625 --> 01:00:57,833
‫پس بهتره من اولین کشیک رو بدم.

1039
01:00:57,875 --> 01:01:02,000
‫باشه، ولی اگه می‌خوای
‫اون آرنج‌هات سر جاش بمونه، بعد از من تکرار کن.

1040
01:01:02,083 --> 01:01:04,875
‫«اگه توئیت‌ها رو دیدم
‫زنگ خطر رو به صدا درمیارم،

1041
01:01:05,000 --> 01:01:08,375
‫و تحت هیچ شرایطی،
‫تنهایی کاری نمی‌کنم.»

1042
01:01:08,458 --> 01:01:10,333
‫تنهایی کاری نمی‌کنم،

1043
01:01:10,375 --> 01:01:14,750
‫و قول، قول، قول می‌دم
‫اگه دیدمشون زنگ خطر رو به صدا دربیارم.

1044
01:01:14,875 --> 01:01:16,000
‫قلب من یه دره،

1045
01:01:16,125 --> 01:01:19,375
‫و عشق من از طریق اون درِ قلب
‫به دنیا می‌ره.

1046
01:01:20,208 --> 01:01:21,750
‫چی؟

1047
01:01:21,875 --> 01:01:24,625
‫نه، تو هم باید
‫بعد از من تکرار کنی.

1048
01:01:24,708 --> 01:01:26,375
‫فکر کنم لازم نیست.

1049
01:01:26,458 --> 01:01:28,500
‫باشه، خب شاید فقط این رو بگو.

1050
01:01:28,583 --> 01:01:31,375
‫درِ قلب من باز می‌مونه

1051
01:01:31,500 --> 01:01:34,500
‫تا عشق دیگران رو بپذیره.

1052
01:01:37,250 --> 01:01:40,250
‫درِ قلب من باز می‌مونه
‫تا عشق دیگران رو بپذیره.

1053
01:01:40,333 --> 01:01:43,000
‫چون من لایق دوست داشته شدنم.

1054
01:01:53,708 --> 01:01:57,875
‫چون من... لایق دوست داشته شدنم.

1055
01:02:15,833 --> 01:02:18,208
[شماره‌ی ناشناس]

1056
01:02:18,583 --> 01:02:19,708
‫الو؟

1057
01:02:19,750 --> 01:02:21,708
‫بیشا، باورت نمی‌شه!

1058
01:02:21,750 --> 01:02:23,875
‫آقای دستمال‌چی؟ کجایید؟

1059
01:02:24,000 --> 01:02:25,500
‫من پیش پدر و مادرتم.

1060
01:02:26,750 --> 01:02:29,125
‫- چی؟
‫- آره، اون‌ها تو رو توی اخبار دیدن.

1061
01:02:29,250 --> 01:02:31,208
‫واقعاً می‌خوان ببیننت.

1062
01:02:32,125 --> 01:02:33,750
‫من الان پیش‌شونم،

1063
01:02:33,833 --> 01:02:36,708
‫بیرون تو سالن بولینگ
‫تو خیابون ترایپ‌کرِست.

1064
01:02:38,083 --> 01:02:40,875
‫آدم‌های خیلی محترمی به نظر میان، بیشا.

1065
01:02:41,333 --> 01:02:42,625
‫واقعاً هستن.

1066
01:02:48,500 --> 01:02:52,458
‫نرو، بیشا! نرو!
‫این یه کلکه، مگه نه؟

1067
01:02:52,500 --> 01:02:55,083
‫بگو که گول این رو نمی‌خوره، مامان.

1068
01:02:55,125 --> 01:02:56,875
‫نمی‌تونم این رو بهت بگم.

1069
01:02:57,000 --> 01:03:01,583
‫یادت باشه، وقتی با تمام وجود
‫می‌خوای یه چیزی درست باشه...

1070
01:03:01,625 --> 01:03:04,500
‫راحت می‌شه خودت رو متقاعد کنی که درسته،

1071
01:03:05,333 --> 01:03:06,625
‫حتی اگه نباشه.

1072
01:03:08,500 --> 01:03:10,000
‫مامان! بابا!

1073
01:03:10,125 --> 01:03:11,250
‫من اینجام!

1074
01:03:11,750 --> 01:03:13,750
‫باورم نمی‌شه برگشتید.

1075
01:03:19,375 --> 01:03:23,500
‫باورم نمی‌شه برگشتید.

1076
01:03:25,708 --> 01:03:27,458
‫اون‌ها هیچ‌وقت برنمی‌گردن.

1077
01:03:37,625 --> 01:03:39,833
‫باورم نمی‌شه گولش رو خورد.

1078
01:03:39,875 --> 01:03:43,625
‫تغییر صدای 3000...
‫...دوباره گل کاشت.

1079
01:03:43,708 --> 01:03:46,750
‫می‌دونستم اگه صدای
‫اون دستمال‌چی کله‌پوک رو بشنوی،

1080
01:03:46,833 --> 01:03:48,125
‫هر چیزی رو باور می‌کنی.

1081
01:03:48,250 --> 01:03:52,000
‫و کردی.

1082
01:03:52,125 --> 01:03:54,958
‫حالا بیا بریم ماگل-وامپ‌هامون رو بگیریم.

1083
01:04:03,208 --> 01:04:05,916
‫نه! نه، نه، نه!

1084
01:04:32,583 --> 01:04:34,833
‫چه خبره؟

1085
01:04:34,916 --> 01:04:37,833
‫این زلزله‌ست؟ بیشا کجاست؟

1086
01:04:37,916 --> 01:04:39,333
‫یالا، توئیتی‌ها!

1087
01:04:39,458 --> 01:04:44,458
‫با ذهنیت گروهی مناسب،
‫می‌تونیم کوه‌ها رو جابه‌جا کنیم!

1088
01:04:44,583 --> 01:04:47,541
‫حالا هول بدید! هول بدید!

1089
01:04:47,583 --> 01:04:49,416
‫هول بدید!

1090
01:04:50,458 --> 01:04:51,833
‫هول بدید!

1091
01:04:56,083 --> 01:04:57,291
‫بدید!

1092
01:04:57,333 --> 01:04:58,708
‫هول بدید!

1093
01:05:02,416 --> 01:05:03,708
‫با چسب بسته شده!

1094
01:05:04,208 --> 01:05:06,833
‫این یکی هم همینطور. گیر افتادیم!

1095
01:05:10,458 --> 01:05:12,416
‫هول بدید!

1096
01:05:16,208 --> 01:05:18,333
‫مامان!

1097
01:05:20,958 --> 01:05:22,166
‫کمک! کمک!

1098
01:05:32,333 --> 01:05:34,333
‫هول بدید!

1099
01:05:45,583 --> 01:05:47,541
‫هی! منتظر من باشید!

1100
01:05:52,583 --> 01:05:53,833
‫ایول!

1101
01:06:03,500 --> 01:06:05,666
‫نه، نه، نه، نه، نه!

1102
01:06:05,791 --> 01:06:07,666
‫چی شد؟ چطوری؟

1103
01:06:09,416 --> 01:06:11,541
‫خانم ام؟ بابزی؟

1104
01:06:12,833 --> 01:06:13,958
‫آقای دستمال‌چی؟

1105
01:06:14,000 --> 01:06:15,916
‫کسی اینجا هست؟

1106
01:06:20,500 --> 01:06:21,541
‫من چی کار کردم؟

1107
01:06:22,875 --> 01:06:24,375
‫من چی کار کردم؟

1108
01:06:24,416 --> 01:06:26,750
‫چطور تونستی گول اون رو بخوری، احمق؟

1109
01:06:26,791 --> 01:06:28,625
‫احمق. احمق.

1110
01:06:28,666 --> 01:06:32,375
‫ازشون متنفرم. خیلی از توئیت‌ها متنفرم!

1111
01:06:38,666 --> 01:06:40,916
‫چی... چی شد؟ چطور...؟

1112
01:06:44,125 --> 01:06:45,916
‫توئیت‌ها یتیم‌خانه رو دزدیدن.

1113
01:06:46,000 --> 01:06:50,000
‫سعی کردم جلوشون رو بگیرم،
‫ولی یه زن با چکمه‌های جین بهم لگد زد.

1114
01:06:50,041 --> 01:06:51,666
‫حتی سرعتش هم کم نشد.

1115
01:06:51,750 --> 01:06:53,916
‫من چکمه‌ی جینش رو گرفتم.

1116
01:06:54,041 --> 01:06:56,416
‫یه بار من رو تکون داد،
‫سعی کرد له‌ام کنه.

1117
01:06:56,500 --> 01:06:57,916
‫چه شرم‌آور.

1118
01:06:58,666 --> 01:07:00,791
‫من از یه چکمه‌ی جین لگد خوردم.

1119
01:07:00,875 --> 01:07:02,916
‫همه‌ش تقصیر منه.

1120
01:07:03,000 --> 01:07:06,791
‫قرار بود من کشیک بدم،
‫ولی همه رو ول کردم چون...

1121
01:07:06,916 --> 01:07:08,916
‫من چقدر احمقم!

1122
01:07:09,041 --> 01:07:11,666
‫فکر می‌کردم پدر و مادرم
‫واقعاً برمی‌گردن دنبالم.

1123
01:07:13,666 --> 01:07:16,041
‫چطور زبون تو اینقدر...؟

1124
01:07:16,791 --> 01:07:19,541
‫حتماً انگشت‌های پای من رو
‫بدون اینکه بدونم لیس زدی

1125
01:07:19,625 --> 01:07:22,291
‫چون الان داری برعکس حرف می‌زنی.

1126
01:07:22,375 --> 01:07:25,625
‫خودت رو جمع و جور کن، بچه.
‫خانواده‌ت بهت احتیاج دارن.

1127
01:07:25,666 --> 01:07:27,041
‫کدوم خانواده؟

1128
01:07:27,125 --> 01:07:29,291
‫مگه معلوم نیست من خانواده‌ای ندارم...؟

1129
01:07:31,041 --> 01:07:32,291
‫یه لحظه صبر کن!

1130
01:07:32,416 --> 01:07:35,041
‫اگه خانواده نداری،
‫پس به بابزی چی می‌گی؟

1131
01:07:35,125 --> 01:07:38,041
‫یا به ماگل-وامپ‌ها؟ یا به من؟

1132
01:07:38,166 --> 01:07:41,500
‫به اون مرد کچل
‫با شلوار فاق بلند

1133
01:07:41,541 --> 01:07:43,500
‫که خیلی در مورد مامانش حرف می‌زنه چی می‌گی؟

1134
01:07:45,041 --> 01:07:46,916
‫من بهش می‌گم آقای دستمال‌چی.

1135
01:07:47,041 --> 01:07:50,166
‫تو بهش می‌گی آقای دستمال‌چی.

1136
01:07:50,291 --> 01:07:53,916
‫از نظر من،
‫خانواده فقط کسایی نیستن که باهاشون نسبت داری.

1137
01:07:54,000 --> 01:07:58,041
‫کسایی‌ان که بهشون اهمیت می‌دی،
‫و بهت اهمیت می‌دن،

1138
01:07:58,125 --> 01:08:02,416
‫و با عشق و مهربونی
‫و همدلی باهات رفتار می‌کنن.

1139
01:08:03,750 --> 01:08:04,916
‫حق با توئه.

1140
01:08:05,541 --> 01:08:07,291
‫توئیت‌ها به خانواده‌ی ما آسیب زدن.

1141
01:08:07,375 --> 01:08:09,916
‫حالا وقتشه که بهشون آسیب بزنیم.

1142
01:08:10,500 --> 01:08:13,791
‫♪ خوش‌گذرونی و هیجان با هم بچه‌دار شدن ♪

1143
01:08:13,875 --> 01:08:16,666
‫♪ و اسمش رو گذاشتن توئیت‌لندیا ♪

1144
01:08:16,750 --> 01:08:18,625
‫خوش اومدید، ‌توئیتی‌ها،

1145
01:08:18,666 --> 01:08:21,541
‫به افتتاحیه‌ی بزرگ مجدد توئیت‌لندیا!

1146
01:08:21,625 --> 01:08:25,041
‫ما بزرگتر و بهتر از همیشه هستیم!

1147
01:08:25,166 --> 01:08:27,375
‫♪ بزرگتر و بهتر ♪

1148
01:08:27,416 --> 01:08:30,916
‫حالا می‌تونید شب رو،
‫و همه‌ی پولتون رو،

1149
01:08:31,000 --> 01:08:33,916
‫در هتل و اسپای لوکس توئیت‌لندیا بگذرونید.

1150
01:08:34,041 --> 01:08:37,791
‫و بعد از اینکه یه تیکه از
‫پای پرنده‌ی معروف من رو خوردید،

1151
01:08:37,916 --> 01:08:41,416
‫با خیال راحت از دستمال رایگان ما استفاده کنید.

1152
01:08:41,416 --> 01:08:42,458
‫خدایا.

1153
01:08:42,500 --> 01:08:44,750
‫مهم‌تر از همه، به لطف شما،

1154
01:08:44,791 --> 01:08:47,500
‫ماگل-وامپ‌های ما برگشتن!

1155
01:08:47,541 --> 01:08:50,125
‫♪ خوش‌گذرونی و هیجان با هم بچه‌دار شدن ♪

1156
01:08:50,166 --> 01:08:52,916
‫♪ و اسمش رو گذاشتن توئیت‌لندیا ♪

1157
01:08:53,000 --> 01:08:55,166
‫♪ خوش‌گذرونی و هیجان با هم بچه‌دار شدن ♪

1158
01:08:55,250 --> 01:08:59,791
‫♪ و اسمش رو گذاشتن توئیت‌لندیا ♪

1159
01:08:59,916 --> 01:09:01,250
‫هورویس دانگل!

1160
01:09:01,291 --> 01:09:06,291
‫حالا، دوستان، توئیت‌لندیا یه شهربازیه
‫که ارزش‌های خانواده رو در اولویت قرار می‌ده،

1161
01:09:06,375 --> 01:09:10,666
‫برای همینه که می‌خوایم شما رو
‫با یه نفر خیلی خاص آشنا کنیم.

1162
01:09:10,791 --> 01:09:14,625
‫پسر کوچولوی عزیز ما، لپ‌لپ توئیت.

1163
01:09:16,416 --> 01:09:18,041
‫آخی.

1164
01:09:21,666 --> 01:09:24,166
‫سلام. اسم من بابزی توئیته...

1165
01:09:24,291 --> 01:09:25,666
‫لپ‌لپ.

1166
01:09:25,750 --> 01:09:27,041
‫اسم من...

1167
01:09:27,166 --> 01:09:28,666
‫لپ‌لپ توئیته،

1168
01:09:28,750 --> 01:09:32,041
‫و تمام چیزی که همیشه می‌خواستم
‫این بود که یه خانواده پیدا کنم.

1169
01:09:32,125 --> 01:09:36,791
‫و حالا، یکی دارم،
‫از وقتی مامان‌بزرگ و بابابزرگ توئیت من رو به فرزندی گرفتن

1170
01:09:36,916 --> 01:09:39,500
‫و همه‌ی برادر و خواهرهام رو.

1171
01:09:41,916 --> 01:09:43,500
‫درسته، دوستان.

1172
01:09:43,541 --> 01:09:47,541
‫ما یه یتیم‌خانه‌ی کامل
‫پر از جوون رو به سرپرستی گرفتیم.

1173
01:09:47,666 --> 01:09:50,583
‫فقط برای اینکه جشن بزرگ آهنگ و شادی
‫یادبود خانواده‌ی توئیت رو براتون بگیریم!

1174
01:09:50,583 --> 01:09:51,041
‫فقط برای اینکه جشن بزرگ آهنگ و شادی
‫یادبود خانواده‌ی توئیت رو براتون بگیریم!

1175
01:09:51,166 --> 01:09:54,166
‫هی! هی!

1176
01:10:02,291 --> 01:10:02,333
‫جیم!

1177
01:10:25,625 --> 01:10:27,083
‫ایش

1178
01:10:32,708 --> 01:10:34,083
‫بابز!

1179
01:10:35,500 --> 01:10:37,625
‫خیلی متأسفم که ولت کردم.

1180
01:10:37,750 --> 01:10:39,750
‫هی، اون دختر رو بگیرید.

1181
01:10:40,875 --> 01:10:43,250
‫تا بتونم یه آغوش گرم بهش بدم.

1182
01:10:43,333 --> 01:10:46,000
‫چه بچه‌ی فوق‌العاده‌ایه.

1183
01:10:46,041 --> 01:10:47,083
‫حالا، بسه!

1184
01:10:47,125 --> 01:10:50,625
‫داری ریش‌هام رو قلقلک می‌دی،
‫ای قلقلک‌دهنده‌ی ریش کوچولو.

1185
01:10:52,375 --> 01:10:54,333
‫دنبال این می‌گردی؟

1186
01:10:54,375 --> 01:10:56,833
‫خدا خیرش بده.

1187
01:10:56,875 --> 01:10:59,750
‫فکر کنم می‌خواد ماگل-وامپ‌ها
‫رو آزاد کنه، جیم.

1188
01:10:59,833 --> 01:11:02,583
‫امیدوارم اینطور باشه.

1189
01:11:02,625 --> 01:11:04,583
‫این کار درسته.

1190
01:11:05,125 --> 01:11:07,500
‫آزادید برید، ای موجودات گرانبها.

1191
01:11:07,625 --> 01:11:08,750
‫آزادید!

1192
01:11:08,833 --> 01:11:10,208
‫خیلی ممنونم.

1193
01:11:10,250 --> 01:11:13,750
‫خوب بودن حس خیلی خوبی داره،
‫مگه نه، جیمز؟

1194
01:11:13,833 --> 01:11:17,250
‫حس خوبی داره، مثل یه نسیم تابستونی.

1195
01:11:17,333 --> 01:11:19,125
‫اوه!

1196
01:11:23,333 --> 01:11:27,500
‫مگه نگفتن برای نجات شهر
‫به اون ماگل-وامپ‌ها احتیاج داریم؟

1197
01:11:28,458 --> 01:11:31,125
‫یالا، بیاین بریم. همه عجله کنید.

1198
01:11:31,958 --> 01:11:34,583
‫یه جورایی از ریش داشتن خوشم اومده.

1199
01:11:34,625 --> 01:11:36,750
‫خودت رو جمع و جور کن، هارولد!

1200
01:11:38,000 --> 01:11:40,750
‫وایسید! ما هنوز نمی‌ریم.

1201
01:11:40,833 --> 01:11:42,958
‫بیشا، داری چی کار می‌کنی؟

1202
01:11:43,708 --> 01:11:46,875
‫ما آزادیم.
‫دیگه کاری اینجا نداریم.

1203
01:11:47,000 --> 01:11:48,375
‫اشتباه می‌کنی، خانم ام.

1204
01:11:48,500 --> 01:11:50,750
‫اثرات انگشت‌های پای وزغ
‫از بین می‌ره،

1205
01:11:50,875 --> 01:11:53,000
‫و توئیت‌ها دوباره همون توئیت‌ها می‌شن.

1206
01:11:53,625 --> 01:11:55,333
‫تو بهتر از هر کسی می‌دونی

1207
01:11:55,375 --> 01:11:58,000
‫که اون‌ها هی
‫دنبال خانواده‌ت میان،

1208
01:11:58,083 --> 01:12:02,000
‫و به آدم‌ها آسیب می‌زنن،
‫و هیچ چیز عوض نمی‌شه.

1209
01:12:02,125 --> 01:12:05,375
‫باید یه‌کم از داروی خودشون
‫به خوردشون بدیم،

1210
01:12:05,458 --> 01:12:07,750
‫با یه کلکی که به همه‌ی کلک‌ها پایان بده.

1211
01:12:08,458 --> 01:12:10,375
‫ولی من تنهایی نمی‌تونم انجامش بدم.

1212
01:12:11,375 --> 01:12:12,750
‫خب کی با منه؟

1213
01:12:16,208 --> 01:12:19,500
‫ولی شما به ما گفتید
‫اگه بهتون 1,000 دلار بدیم ترایپرات رو نجات می‌ده

1214
01:12:19,583 --> 01:12:21,625
‫و وقتی پارک باز بشه
‫ما رو میلیاردر می‌کنه.

1215
01:12:21,750 --> 01:12:25,500
‫قضیه‌ی میلیاردر شدن
‫و تظاهر به اینکه به ترایپرات اهمیت می‌دیم.

1216
01:12:27,833 --> 01:12:29,208
‫همه‌ش دروغ بود.

1217
01:12:29,250 --> 01:12:32,958
‫ما همه‌ی پول شما رو
‫خرج ریش مصنوعی و فشفشه کردیم.

1218
01:12:33,000 --> 01:12:34,083
‫به خاطر خدا.

1219
01:12:34,125 --> 01:12:36,500
‫شماها به ما امید دادید.

1220
01:12:36,583 --> 01:12:38,791
‫و شما هر چیزی که
‫آرزوش رو داشتیم به ما دادید.

1221
01:12:38,791 --> 01:12:40,208
‫من از مردی که بهش تبدیل شدم خوشم نمیاد.

1222
01:12:40,333 --> 01:12:42,208
‫خیلی متأسفم!

1223
01:12:44,458 --> 01:12:46,791
‫خب، «متأسفم» کافی نیست.

1224
01:12:46,833 --> 01:12:49,708
‫امکان نداره. من همین الان
‫برای یه ماریمبای جدید بیعانه دادم.

1225
01:12:49,833 --> 01:12:51,958
‫شما به ما دروغ گفتید.

1226
01:12:52,083 --> 01:12:55,958
‫جیمز، ما همه‌چیز رو
‫از این مردم بیچاره گرفتیم.

1227
01:12:56,083 --> 01:12:58,083
‫فقط یه کار می‌شه کرد.

1228
01:12:58,166 --> 01:13:01,291
‫همه‌چیز رو از خودمون بگیریم.

1229
01:13:01,333 --> 01:13:03,708
‫دوستان، ما نگرانی‌های شما رو شنیدیم.

1230
01:13:03,833 --> 01:13:06,333
‫ما یه راه‌حل داریم.

1231
01:13:06,458 --> 01:13:08,083
‫ما می‌خوایم توئیت‌لندیا رو منفجر کنیم.

1232
01:13:08,208 --> 01:13:09,333
‫می‌خوان چی کار کنن؟!

1233
01:13:09,458 --> 01:13:11,041
‫چی رو منفجر کنن؟

1234
01:13:11,083 --> 01:13:12,791
‫می‌خوان منفجرش کنن؟

1235
01:13:12,833 --> 01:13:16,416
‫- منظورتون همین‌جاست که ما وایسادیم؟
‫- این آدم‌ها دیوونه‌ان.

1236
01:13:27,333 --> 01:13:31,208
‫می‌دونی، دارم به این فکر می‌کنم
‫که باید به حرف دخترمون گوش می‌دادیم

1237
01:13:31,291 --> 01:13:35,208
‫به جای دو تا غریبه‌ای که
‫دیدیم تو اخبار دستگیر شدن.

1238
01:13:35,291 --> 01:13:38,416
‫منم دارم به این فکر می‌کنم.

1239
01:13:48,166 --> 01:13:52,416
‫من عاشق فشفشه‌ام، جیمز.

1240
01:14:03,541 --> 01:14:05,750
‫چه اتفاقی برای شهربازی‌مون افتاد؟

1241
01:14:05,791 --> 01:14:09,666
‫هیچ ایده‌ای ندارم،
‫ولی مطمئنم تقصیر توئه.

1242
01:14:09,750 --> 01:14:12,916
‫ماگل-وامپ‌های ما کجان؟

1243
01:14:13,916 --> 01:14:17,125
‫اون یکی خانمه داره می‌ره.

1244
01:14:17,166 --> 01:14:18,166
‫بگیرش.

1245
01:14:23,500 --> 01:14:26,750
‫توئیت‌ها دارن میان!
‫توئیت‌ها دارن میان!

1246
01:14:26,791 --> 01:14:30,416
‫برو، برو! چسب فوق‌قوی بیشتری رو زمین بریز.
‫آره، همون‌جا.

1247
01:14:30,541 --> 01:14:34,083
‫تنها کاری که می‌خوایم بکنیم اینه که شما رو
‫تا آخر عمرتون تو یه قفس زندانی کنیم،

1248
01:14:34,208 --> 01:14:35,458
‫و شایدم بخوریمتون.

1249
01:14:35,583 --> 01:14:38,333
‫اون جونور کوچولو
‫داره می‌ره تو خونه‌مون.

1250
01:14:38,458 --> 01:14:40,083
‫خب، عجله کن.

1251
01:14:44,333 --> 01:14:45,541
‫هورا!

1252
01:14:45,583 --> 01:14:46,833
‫یالا، بیا تو!

1253
01:14:54,083 --> 01:14:55,916
‫رفت اون تو.

1254
01:14:59,041 --> 01:15:01,083
‫این چیه؟

1255
01:15:12,833 --> 01:15:15,208
‫چه اتفاقی افتاده؟ کف زمین اون بالاست.

1256
01:15:15,333 --> 01:15:17,291
‫ما وارونه‌ایم.

1257
01:15:17,333 --> 01:15:19,166
‫باید وارونه باشیم.

1258
01:15:19,208 --> 01:15:22,333
‫یعنی، ما رو سقف وایسادیم،
‫و داریم به کف زمین نگاه می‌کنیم.

1259
01:15:26,333 --> 01:15:29,458
‫کمک! دارم سرگیجه می‌گیرم.

1260
01:15:29,583 --> 01:15:31,458
‫اصلاً از این خوشم نمیاد.

1261
01:15:31,583 --> 01:15:35,458
‫خون داره به سرم می‌رسه.
‫حس می‌کنم دارم می‌میرم!

1262
01:15:35,541 --> 01:15:39,083
‫چطور من... فهمیدم! فهمیدم!
‫رو سرمون وایسیم!

1263
01:15:39,208 --> 01:15:40,416
‫چی داری می‌گی؟

1264
01:15:40,458 --> 01:15:43,416
‫رو سرت وایسا،
‫اون‌وقت درست می‌شیم.

1265
01:15:47,583 --> 01:15:49,083
‫- وای.
‫- این بهتر شد.

1266
01:15:52,208 --> 01:15:53,708
‫چسبیدم.

1267
01:15:53,791 --> 01:15:57,041
‫این چسب فوق‌قوی‌ـه.

1268
01:16:14,958 --> 01:16:16,583
‫سرمون کلاه رفته.

1269
01:16:16,708 --> 01:16:19,416
‫شما وروجک‌های وحشی.

1270
01:16:19,458 --> 01:16:21,458
‫همین الان ما رو بیارید پایین، وگرنه...

1271
01:16:21,583 --> 01:16:24,416
‫وگرنه چی؟ ما رو تو یه پای می‌پزید؟

1272
01:16:25,541 --> 01:16:27,333
‫نه، نمی‌پزید.

1273
01:16:27,416 --> 01:16:30,791
‫شما دیگه هیچ پای دیگه‌ای نمی‌پزید
‫چون هیچ‌وقت آزاد نمی‌شید.

1274
01:16:30,833 --> 01:16:34,333
‫به اندازه‌ی کافی بی‌رحمی و نفرت هست
‫بدون اینکه شما دو تا ول بگردید.

1275
01:16:35,333 --> 01:16:39,708
‫بهم اعتماد کن، دنیا بدون شما
‫جای خیلی بهتری خواهد بود.

1276
01:16:45,958 --> 01:16:48,208
‫تمومش کن.

1277
01:16:48,291 --> 01:16:51,833
‫خواهش می‌کنم، یکی!
‫یه سار داره صورتم رو می‌خوره!

1278
01:16:51,916 --> 01:16:54,458
‫کمک! دستشویی دارم.

1279
01:16:54,541 --> 01:16:58,208
‫- مرگ بر توئیت‌ها! هورا!
‫- کمک!

1280
01:17:02,916 --> 01:17:05,458
‫بگیر که اومد، ای خرگوش لعنتی.

1281
01:17:08,958 --> 01:17:12,333
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫چه اتفاقی برای توئیت‌ها می‌افته؟

1282
01:17:12,458 --> 01:17:14,458
‫کی اهمیت می‌ده؟

1283
01:17:15,708 --> 01:17:17,583
‫من می‌دونم چه اتفاقی می‌افته.

1284
01:17:19,958 --> 01:17:24,333
‫اون‌ها دچار آب‌رفتگی وحشتناک می‌شن.

1285
01:17:24,458 --> 01:17:27,208
‫این اتفاقی‌ایه که اگه
‫به اندازه‌ی کافی رو سرتون وایسید می‌افته.

1286
01:17:27,208 --> 01:17:30,041
‫اول، سرشون
‫تو گردنشون آب می‌ره.

1287
01:17:31,375 --> 01:17:32,541
‫دارم آب می‌رم!

1288
01:17:32,625 --> 01:17:36,166
‫یکی من رو نجات بده!
‫دارم دچار آب‌رفتگی وحشتناک می‌شم!

1289
01:17:37,916 --> 01:17:40,500
‫بعد گردنشون
‫تو بدنشون آب می‌ره.

1290
01:17:41,208 --> 01:17:43,833
‫بعد بدنشون
‫تو پاهاشون آب می‌ره.

1291
01:17:43,833 --> 01:17:46,166
‫بعد پاهاشون
‫تو کف پاشون آب می‌ره،

1292
01:17:46,208 --> 01:17:49,333
‫تا وقتی که هیچ چیز تو این دنیا
‫باقی نمونه

1293
01:17:49,416 --> 01:17:51,291
‫از آقا و خانم توئیت.

1294
01:17:58,541 --> 01:18:01,583
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫این اتفاق می‌افته، بابزی؟

1295
01:18:01,666 --> 01:18:03,166
‫امیدوارم بیفته.

1296
01:18:03,208 --> 01:18:07,583
‫شما چی فکر می‌کنید، خانم ام؟
‫فکر می‌کنید تبدیل به یه گودال لزج می‌شن؟

1297
01:18:09,333 --> 01:18:10,958
‫ببخشید، چی؟

1298
01:18:33,583 --> 01:18:36,083
‫من نمی‌فهمم
‫ماگل-وامپ‌ها چی می‌گن، بیشا.

1299
01:18:36,208 --> 01:18:37,208
‫تو می‌فهمی؟

1300
01:18:38,458 --> 01:18:40,291
‫خانم ام؟

1301
01:18:41,208 --> 01:18:43,333
‫چه خبره؟

1302
01:18:43,458 --> 01:18:47,208
‫چرا نمی‌فهمم چی می‌گید؟
‫چرا نمی‌فهمم چی می‌گید؟

1303
01:18:49,333 --> 01:18:53,083
‫خواهش می‌کنم، نه. نه، من بهتون احتیاج دارم.
‫من... من بهتون احتیاج دارم!

1304
01:19:02,791 --> 01:19:05,583
‫همونطور که بچه‌هایی
‫با حس عمیق همدلی

1305
01:19:05,708 --> 01:19:07,583
‫می‌تونند زبان حیوانات رو بفهمند،

1306
01:19:07,708 --> 01:19:10,083
‫بچه‌هایی که اون رو ندارند نمی‌تونند.

1307
01:19:11,416 --> 01:19:13,208
‫به همین سادگی.

1308
01:19:19,791 --> 01:19:22,708
‫تو همه‌ی خوبی‌های زندگی رو از بین می‌بری.

1309
01:19:23,958 --> 01:19:26,583
‫و تو بدترین آدمی هستی که تا حالا دیدم.

1310
01:19:28,666 --> 01:19:32,541
‫متنفر بودن از تو آسونه
‫چون تو وحشتناکی

1311
01:20:08,916 --> 01:20:11,666
‫شما کرم‌های کوچولوی چندش‌آور
‫اینجا چی کار می‌کنید؟

1312
01:20:13,291 --> 01:20:18,291
‫ما از فکر اینکه شما دچار آب‌رفتگی وحشتناک بشید
‫و، می‌دونید،

1313
01:20:18,291 --> 01:20:19,833
‫یه مرگ وحشتناک داشته باشید ناراحت شدیم.

1314
01:20:19,875 --> 01:20:21,416
‫پس برگشتیم تا شما رو نجات بدیم.

1315
01:20:22,541 --> 01:20:23,541
‫واقعاً؟

1316
01:20:24,625 --> 01:20:26,000
‫حتماً.

1317
01:20:26,791 --> 01:20:28,625
‫نفرت...

1318
01:20:29,916 --> 01:20:30,916
‫خیلی آسونه.

1319
01:20:31,666 --> 01:20:33,916
‫شما از من متنفرین، من از شما. هورا!

1320
01:20:34,041 --> 01:20:36,041
‫حالا ما تا آخر عمر دشمنیم،

1321
01:20:36,166 --> 01:20:41,791
‫و من هیچ‌وقت لازم نیست به این فکر کنم
‫که شما دو تا هم انسان هستید.

1322
01:20:41,916 --> 01:20:45,666
‫هیچ‌وقت لازم نیست فکر کنم
‫که چقدر باید رنج کشیده باشید

1323
01:20:45,750 --> 01:20:47,791
‫تا اینقدر بدجنس بشید.

1324
01:20:48,291 --> 01:20:51,666
‫یا تصور کنم پدر و مادرم
‫وقتی من رو ول کردن چه سختی‌هایی کشیدن.

1325
01:20:53,625 --> 01:20:54,666
‫نفرت آسونه.

1326
01:20:54,791 --> 01:20:57,041
‫ولی از درون تو رو می‌خوره

1327
01:20:57,166 --> 01:21:01,041
‫تا وقتی که تنها چیزی که می‌مونه
‫یه توئیت کوچولوی عصبانی باشه.

1328
01:21:01,125 --> 01:21:04,166
‫من نمی‌خوام تو دنیایی زندگی کنم
‫که نفرت پیروز می‌شه.

1329
01:21:04,250 --> 01:21:07,166
‫پس آره، من شما رو می‌بخشم.

1330
01:21:07,666 --> 01:21:08,666
‫شما آزادید.

1331
01:21:11,791 --> 01:21:13,291
‫خب، ممنونم.

1332
01:21:14,291 --> 01:21:16,291
‫آره. ممنون.

1333
01:21:19,416 --> 01:21:22,416
‫حالا بیاید اینجا
‫تا هر دوتاتون رو تو یه پای بپزم.

1334
01:21:22,500 --> 01:21:25,416
‫برگردید اینجا،
‫ای شلغم‌های کوچولوی وحشتناک!

1335
01:21:25,541 --> 01:21:26,750
‫من گرسنه‌مه!

1336
01:21:39,791 --> 01:21:41,916
‫- نه.
‫- می‌ترسیدم این اتفاق بیفته.

1337
01:21:42,041 --> 01:21:43,375
‫ارزش امتحانش رو داشت!

1338
01:21:47,166 --> 01:21:48,458
‫وای!

1339
01:21:48,583 --> 01:21:49,666
‫وای، وای، وای!

1340
01:21:52,083 --> 01:21:53,583
‫کارتون خوب بود، خانواده.

1341
01:22:01,041 --> 01:22:04,833
‫- قصه اینجوری تموم می‌شه؟
‫- نه دقیقاً.

1342
01:22:04,916 --> 01:22:07,166
‫بپّر! بپّر! بپّر!

1343
01:22:10,958 --> 01:22:13,166
‫خداحافظ، آقا و خانم توئیت.

1344
01:22:13,208 --> 01:22:16,083
‫ما الان یتیم‌خانه‌مون رو پس می‌گیریم.

1345
01:22:20,291 --> 01:22:22,791
‫- خب، این غیرمنتظره بود.
‫- بله.

1346
01:22:22,833 --> 01:22:27,541
‫و بعد از اینکه آقای دستمال‌چی
‫یتیم‌خانه رو به مکان اصلیش برگردوند،

1347
01:22:27,583 --> 01:22:30,541
‫ماگل-وامپ‌ها
‫فرمول اشک‌هاشون رو فروختن

1348
01:22:30,583 --> 01:22:33,333
‫به یه شرکت چند ملیتی

1349
01:22:33,833 --> 01:22:38,458
‫که از اون اشک‌ها برای پایان دادن
‫به وابستگی دنیا به سوخت‌های فسیلی استفاده کرد.

1350
01:22:38,958 --> 01:22:42,958
‫با پول هنگفتی که به دست آوردن،
‫ماگل-وامپ‌ها یتیم‌خانه رو خریدن،

1351
01:22:43,041 --> 01:22:46,791
‫بیشا، بابزی،
‫و همه‌ی یتیم‌های دیگه رو به فرزندی گرفتن،

1352
01:22:46,833 --> 01:22:50,458
‫و آقای دستمال‌چی رو
‫به عنوان پرستار بچه‌ی پاره‌وقت استخدام کردن.

1353
01:22:50,958 --> 01:22:55,833
‫از طرفی، بیشا به خاطر نجات
‫ترایپرات از دست توئیت‌ها تحسین شد.

1354
01:22:55,916 --> 01:22:56,833
‫و با ایده‌ی اون برای پر کردن دوباره‌ی دریاچه‌ی ترایپ
‫با گُربُلُس‌ها،

1355
01:22:56,833 --> 01:22:59,166
‫و همه‌شون به خوبی و خوشی زندگی کردن؟
[خانواده‌ی واقعی‌مون]

1356
01:22:59,208 --> 01:23:01,208
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها.

1357
01:23:01,833 --> 01:23:03,166
‫حالا برو بخواب.

1358
01:23:03,208 --> 01:23:06,833
‫ای بابا. حداقل باید بهم بگی
‫چه اتفاقی برای توئیت‌ها افتاد.

1359
01:23:08,208 --> 01:23:09,541
‫باشه.

1360
01:23:09,583 --> 01:23:12,583
‫شاید فکر کنی که توئیت‌ها
‫درس عبرت گرفتن،

1361
01:23:12,708 --> 01:23:15,541
‫ولی فقط یاد گرفتن یه چیزی کافی نیست.

1362
01:23:15,583 --> 01:23:21,833
‫باید بخوای تغییر کنی،
‫و بعد برای انجام دادنش تلاش کنی.

1363
01:23:21,916 --> 01:23:26,166
‫کاری که توئیت‌ها
‫اصلاً حاضر به انجامش نبودن.

1364
01:23:26,208 --> 01:23:29,208
‫این تنها راه
‫برای خلاص شدن از عوارض جانبی

1365
01:23:29,291 --> 01:23:32,041
‫آب‌رفتگی وحشتناکه، فرشته‌ی من.

1366
01:23:32,083 --> 01:23:34,166
‫حس می‌کنی دارن می‌کِشنت؟

1367
01:23:34,208 --> 01:23:36,958
‫آره. دارن مثل دیوونه‌ها من رو می‌کشن.

1368
01:23:37,041 --> 01:23:39,208
‫خوبه. این یعنی داره کار می‌کنه.

1369
01:23:39,333 --> 01:23:41,708
‫مطمئنی پاهام درست بسته شده؟

1370
01:23:41,833 --> 01:23:45,708
‫اگه اون طناب‌های دور مچ پام پاره بشن،
‫کار من تمومه.

1371
01:23:45,791 --> 01:23:47,958
‫این کشش کافیه که من رو تا ماه ببره.

1372
01:23:48,083 --> 01:23:49,958
‫چه فکر وحشتناکی.

1373
01:23:50,083 --> 01:23:52,791
‫نمی‌خوام همچین اتفاقی
‫بیفته، خدای من.

1374
01:23:53,791 --> 01:23:54,791
‫نه.

1375
01:23:57,958 --> 01:24:01,708
‫به خاطر این کارت حسابت رو می‌رسم،
‫ای پیرمرد اخموی بدترکیب!

1376
01:24:03,583 --> 01:24:04,958
‫هی!

1377
01:24:05,083 --> 01:24:06,083
‫نه! نه!

1378
01:24:06,125 --> 01:24:07,208
‫نه! نه!

1379
01:24:10,500 --> 01:24:13,166
‫هورا!

1380
01:24:13,291 --> 01:24:14,875
‫هورا!

1381
01:24:17,291 --> 01:24:19,416
‫دیگه ریش ندارم، مامان!

1382
01:24:19,541 --> 01:24:21,541
‫ما آزادیم! از ریش آزادیم!

1383
01:24:21,958 --> 01:24:24,291
[بعد از تیتراژ ادامه دارد]

1384
01:28:01,166 --> 01:28:02,166
‫نه!

1385
01:28:11,416 --> 01:28:12,916
‫چی؟

1386
01:28:16,916 --> 01:28:19,750
‫معلومه ما کجاییم؟

1387
01:28:22,416 --> 01:28:24,000
‫به نظر میاد...

1388
01:28:24,916 --> 01:28:25,916
‫لومپالنده.

1389
01:28:28,666 --> 01:28:31,416
‫از این خوشم نمیاد. اصلاً و ابداً.

1390
01:28:36,125 --> 01:28:38,291
‫می‌دونستم اینجوری تموم می‌شه.

1391
01:28:38,416 --> 01:28:41,416
‫- این تقصیر توئه!
‫- تقصیر توئه، سوسک سرگین‌غلتانک.
