﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,083
.

2
00:00:55,750 --> 00:00:59,875
‫خیلی‌خب. تو جلسه‌ی امروز،
‫ده چیزی که در مورد همدیگه دوست دارین.

3
00:01:00,625 --> 00:01:01,791
‫تئو، اول تو.

4
00:01:03,166 --> 00:01:04,166
‫حتماً.

5
00:01:04,541 --> 00:01:07,375
‫یک. ترجیح میدم
‫با اون زندگی کنم تا با یه گرگ.

6
00:01:10,125 --> 00:01:11,416
‫گفتی گرگ؟

7
00:01:12,166 --> 00:01:13,500
‫- آره.
‫- وای.

8
00:01:14,166 --> 00:01:16,375
‫- خب...
‫- یک. اون بازو داره.

9
00:01:19,000 --> 00:01:21,541
‫خب، یه بار یه مستند دیدم
‫درباره‌ی مردی بدون بازو

10
00:01:21,625 --> 00:01:24,458
‫و به نظر زندگی سختی میومد،
‫مخصوصاً برای شریک زندگیش، پس...

11
00:01:25,166 --> 00:01:26,375
‫دوست دارم که بازو داره.

12
00:01:26,416 --> 00:01:27,750
‫آره. منصفانه‌ست.

13
00:01:30,375 --> 00:01:31,375
‫بازوها.

14
00:01:31,750 --> 00:01:35,125
‫دو، شکل سرش
‫تا حدودی خوشاینده.

15
00:01:35,166 --> 00:01:36,416
‫از دور.

16
00:01:37,000 --> 00:01:39,416
‫سه، خاطراتی از شوخ‌طبع بودنش دارم.

17
00:01:40,166 --> 00:01:42,791
‫چهار، بوی خوبی میده. بعضی‌ وقت‌ها.

18
00:01:42,916 --> 00:01:44,791
‫راستش برای نوشتن بیشتر از این
به زحمت افتادم

19
00:01:45,208 --> 00:01:48,291
‫دو. نفسش بوی ماهی مونده میده
‫که کل شب رو بیرون بوده.

20
00:01:48,666 --> 00:01:52,000
‫سه، طرز خندیدنش
‫مثل خرخر سگ مریض دم مرگه.

21
00:01:52,041 --> 00:01:54,000
‫چهار، پدر بدیه.

22
00:01:54,041 --> 00:01:56,041
‫عاشق مزخرفیه. یه آشغال به تمام معنا.

23
00:01:56,125 --> 00:01:58,125
‫یه قربانی. یه بازنده. یه بی‌عرضه.

24
00:01:58,166 --> 00:02:00,416
‫شماره ده. «تئو، عجب عوضی‌ای.»

25
00:02:04,375 --> 00:02:05,791
‫قرارمون این نبود.

26
00:02:05,916 --> 00:02:09,125
‫این‌ها چیزهاییه که ازشون متنفری.
خنده‌دار نیست

27
00:02:09,166 --> 00:02:11,416
‫این... این راستش خیلی خنده‌داره.

28
00:02:11,541 --> 00:02:14,750
‫من کلی رنجش
‫و حالت تدافعی می‌بینم.

29
00:02:14,791 --> 00:02:16,916
‫ناتوانی در عذرخواهی.

30
00:02:17,000 --> 00:02:18,791
‫در به اشتراک گذاشتن آسیب‌پذیری‌تون.

31
00:02:19,250 --> 00:02:22,125
‫در دفاع از اون، اون یه بچه نق‌نقوئه،
‫پس این آسیب‌پذیری حساب می‌شه.

32
00:02:22,750 --> 00:02:23,750
‫خشونت کلامی.

33
00:02:23,916 --> 00:02:25,791
‫ما تو انگلیس بهش می‌گیم کل‌کل.

34
00:02:25,916 --> 00:02:29,666
‫خودبرتربینی. تمسخر.
‫ناتوانی در پذیرش اشتباهات.

35
00:02:29,750 --> 00:02:33,125
‫فکر نمی‌کنم شما ظرفیت
‫حل مشکلات‌تون رو داشته باشین.

36
00:02:36,916 --> 00:02:39,500
‫وحشتناکه که چقدر نزدیک بودیم
‫به از دست دادن همدیگه.

37
00:02:40,625 --> 00:02:42,166
‫خوش به حال ما.

38
00:02:42,250 --> 00:02:43,625
‫خوش به حال ما.

39
00:02:44,125 --> 00:02:45,375
‫همیشه خوش‌شانس بودیم.

40
00:02:46,041 --> 00:02:47,250
‫یادته وقتی آشنا شدیم؟

41
00:02:48,000 --> 00:02:49,000
‫روز خوبی بود.

42
00:02:49,750 --> 00:02:51,791
[شروع ماجرا]

43
00:02:51,791 --> 00:02:54,916
‫خب، فکر می‌کنم این یه لحظه‌ی
‫پرافتخار برای همه‌مونه.

44
00:02:56,166 --> 00:02:58,500
‫فکر می‌کنم می‌تونیم خیلی
‫به این ساختمون افتخار کنیم.

45
00:02:58,500 --> 00:03:00,083
‫- تبریک می‌گم، درن.
‫- تبریک می‌گم، درن.

46
00:03:00,125 --> 00:03:01,041
‫به افتخار همه.

47
00:03:01,041 --> 00:03:02,708
‫خدای بزرگ. اون واقعاً منظورش همینه.

48
00:03:03,291 --> 00:03:04,291
‫تئو، چی گفتی؟

49
00:03:06,125 --> 00:03:10,625
‫ببخشید. فقط داشت یادم میومد چطور از شر
‫بالکن‌های باغ آبشاری خلاص شدیم

50
00:03:10,666 --> 00:03:12,791
‫تا انسان‌هایی رو که قراره

51
00:03:12,875 --> 00:03:15,375
‫تو این 700 تا جعبه‌ی بی‌روح
‫زندگی کنن،

52
00:03:15,416 --> 00:03:17,791
‫از شانس تعامل با هوای تازه،
‫دیدن افق،

53
00:03:17,833 --> 00:03:19,625
‫یا شاید در پذیرش قاطعانه‌ی لحظه‌ای

54
00:03:19,666 --> 00:03:21,791
‫که زندگی تو آپارتمان‌هاشون
‫باعث می‌شه بخوان بپرن پایین، محروم کنیم.

55
00:03:21,791 --> 00:03:24,125
‫پس، واقعاً، دوستان،
‫وقتی بهش فکر می‌کنین،

56
00:03:24,166 --> 00:03:25,625
‫ما جون آدم‌ها رو نجات دادیم.

57
00:03:25,666 --> 00:03:26,791
‫به افتخار ما!

58
00:03:26,916 --> 00:03:30,041
‫درسته. یعنی، قضیه‌ی بالکن
‫راستش یه مثال خوبیه، تئو.

59
00:03:30,166 --> 00:03:32,416
‫یه رگه‌ای از تلخی توش حس می‌کنم،

60
00:03:32,500 --> 00:03:35,875
‫ولی همه‌مون باید خودمون
‫و هوس‌هامون به عنوان معمار رو

61
00:03:35,916 --> 00:03:37,625
‫با نیازهای بازار وفق بدیم...

62
00:03:42,000 --> 00:03:43,000
‫ببخشید.

63
00:03:44,875 --> 00:03:48,000
‫فقط یه لحظه وقت می‌خوام
‫تا خودم رو جلوی همکارهام نکشم.

64
00:03:48,041 --> 00:03:49,458
‫جالبه. چطور این کار رو می‌کردی؟

65
00:03:50,875 --> 00:03:53,458
‫این دور و برها چاقوی خیلی بزرگی داری؟

66
00:03:53,458 --> 00:03:54,375
‫دارم.

67
00:03:54,958 --> 00:03:56,791
‫ولی برای تموم کردن این لازمش دارم.

68
00:03:57,750 --> 00:03:59,333
‫با کمال میل منتظر می‌مونم.

69
00:04:05,333 --> 00:04:06,500
‫این چیه؟

70
00:04:06,541 --> 00:04:08,166
‫کارپاچیو قزل‌آلا.

71
00:04:10,000 --> 00:04:11,833
‫وایسا. با یه‌کم از این امتحانش کن.

72
00:04:23,333 --> 00:04:24,583
‫خدایا!

73
00:04:24,583 --> 00:04:26,416
‫خب، اعتبارش رو به اون نده. همه‌ش کار منه.

74
00:04:26,416 --> 00:04:28,208
‫شاه‌توت خشک و ماهی آنچوی.

75
00:04:28,250 --> 00:04:30,083
‫می‌خوام بذارمش روش
‫ولی سرآشپز نمی‌ذاره.

76
00:04:30,416 --> 00:04:32,000
‫چطور می‌تونیم اینجوری زندگی کنیم؟

77
00:04:32,000 --> 00:04:36,375
‫من، بدون بالکن‌های باغ آبشاری.
‫تو، بدون اون چیز خشکه.

78
00:04:37,541 --> 00:04:39,583
‫من شخصاً، هفته‌ی دیگه
دارم میرم آمریکا

79
00:04:39,583 --> 00:04:41,291
‫تا آزاد زندگی کنم و سرآشپز بشم.

80
00:04:42,250 --> 00:04:44,000
‫خب، شاید منم باید بهت ملحق شم.

81
00:04:45,208 --> 00:04:46,958
‫ما که هنوز با هم آشنا نشدیم.

82
00:04:49,125 --> 00:04:50,708
‫کم‌کم آشنا می‌شیم.

83
00:04:53,750 --> 00:04:55,416
‫کاملاً درسته.

84
00:05:00,791 --> 00:05:05,875
[خانواده‌ی رُز]
[یک داستان عاشقانه]

85
00:06:24,125 --> 00:06:26,791
[بر اساس رمان جنگ رُزها اثر وارن ادلر]

86
00:06:41,250 --> 00:06:44,833
[مندوسینو، کالیفرنیا]

87
00:06:45,958 --> 00:06:47,833
[ده سال بعد]

88
00:06:47,875 --> 00:06:49,583
‫کی می‌خواد راننده اتوبوس رو بخوره؟

89
00:06:49,583 --> 00:06:50,875
‫من!

90
00:06:50,916 --> 00:06:52,291
‫خیلی عجیبه، اتوبوس‌های دوطبقه.

91
00:06:52,375 --> 00:06:53,416
‫و چرا قرمزن؟

92
00:06:53,458 --> 00:06:55,250
‫تا بتونی ببینیشون چون خیلی مه‌آلوده.

93
00:06:55,250 --> 00:06:56,958
‫خب دیگه اونجا خیلی مه‌آلود نیست.

94
00:06:56,958 --> 00:06:58,416
‫از وقتی جک قصاب مرد، دیگه نیست.

95
00:06:59,375 --> 00:07:02,625
‫ببین. پل برج رو امتحان کن.
‫خب این شیرین‌بیانه.

96
00:07:02,625 --> 00:07:05,083
‫این شکلات تلخ رو اضافه کن،
‫این تمشک، و این...

97
00:07:05,125 --> 00:07:07,625
‫به کسی نگو... پودر میگو.

98
00:07:07,625 --> 00:07:08,916
‫یه ماهی؟

99
00:07:08,916 --> 00:07:10,833
‫عمق طعم بدون بوی ماهی.
‫چشم‌هات رو ببند.

100
00:07:13,541 --> 00:07:15,250
‫- خدایا!
‫- خدایا واقعاً!

101
00:07:15,291 --> 00:07:16,541
‫ببین، می‌دونم یه موزه‌ست.

102
00:07:16,583 --> 00:07:19,291
‫ولی قرار بوده نماد
‫بادبان کشتی باشه،

103
00:07:19,291 --> 00:07:21,000
‫پس باید همچین حسی بده.

104
00:07:21,000 --> 00:07:23,875
‫باید انتظار داشته باشی هر لحظه
‫دزدان دریایی از یه گوشه بیان بیرون.

105
00:07:25,333 --> 00:07:27,083
‫نه. شوخی می‌کنم.

106
00:07:27,125 --> 00:07:28,500
‫ببین، من بادبان رو می‌خوام.

107
00:07:28,500 --> 00:07:31,750
‫سؤالی که باید از خودت بپرسی
‫اینه که چطور می‌خوای زندگیت رو بگذرونی؟

108
00:07:31,791 --> 00:07:33,625
‫- با شجاعت یا بدون اون؟
‫- بابا!

109
00:07:33,666 --> 00:07:35,750
‫ممنون، پس شماره‌ها رو برات می‌فرستم.

110
00:07:36,291 --> 00:07:37,416
‫بابایی!

111
00:07:37,416 --> 00:07:39,250
‫داریم نمادهای بریتانیایی رو می‌خوریم.

112
00:07:39,458 --> 00:07:42,000
‫ببین. کوکی بیگ بن با شیسو و قهوه‌ی بوربون.

113
00:07:42,041 --> 00:07:43,250
‫خوب به نظر میاد.

114
00:07:43,750 --> 00:07:45,875
‫احساس سرگیجه می‌کنم و زبونم گزگز می‌کنه.

115
00:07:45,916 --> 00:07:47,125
‫آره.

116
00:07:47,250 --> 00:07:49,416
‫شگفت‌انگیزه، طبیعتاً.

117
00:07:49,458 --> 00:07:51,000
‫ولی، فکر نمی‌کنی ممکنه
‫یه‌کم مشکل‌ساز باشه

118
00:07:51,000 --> 00:07:52,750
‫که خونشون پر از شکر غلیظ بشه؟

119
00:07:52,958 --> 00:07:54,416
‫سرزنش‌شون نکن به خاطر شکر.

120
00:07:54,458 --> 00:07:55,916
‫ولی در درازمدت برای سلامتیشون بده.

121
00:07:55,916 --> 00:07:56,916
‫و چاق می‌شن.

122
00:07:56,958 --> 00:07:57,875
‫بودا هم چاق بود.

123
00:07:57,916 --> 00:07:58,708
‫و عالی بود.

124
00:07:58,750 --> 00:07:59,833
‫- عالی بود.
‫- آیوی.

125
00:07:59,833 --> 00:08:01,416
‫ببین، یاد می‌گیرن خودشون رو مدیریت کنن.

126
00:08:01,458 --> 00:08:03,750
‫اگه چیزها رو محدود کنی،
‫منجر به وسواس‌های عجیب می‌شه.

127
00:08:03,791 --> 00:08:05,208
‫- حالم بده.
‫- دیدی؟

128
00:08:05,250 --> 00:08:07,791
‫آره. می‌بینم دختری داره
حد و حدودش رو یاد می‌گیره

129
00:08:09,291 --> 00:08:12,375
‫درس گرفته شد. حد و مرز مشخص شد.
‫نکته‌ی تربیتی از طرف مامانی.

130
00:08:13,166 --> 00:08:15,375
‫عزیزم. تو خوبی.

131
00:08:15,666 --> 00:08:17,416
‫نمی‌تونی فقط قبول کنی اشتباه کردی؟

132
00:08:17,416 --> 00:08:19,583
‫هروقت اشتباه کردم، می‌تونم.

133
00:08:19,583 --> 00:08:21,500
‫ولی نه روزی که ساختمون تو رو ساختم،

134
00:08:21,500 --> 00:08:24,375
‫که به‌زودی هشتمین عجایب جهان می‌شه،
‫اینجا تو کالیفرنیای شمالی،

135
00:08:24,375 --> 00:08:26,458
‫با کیک اسفنجی تمشکی!

136
00:08:26,583 --> 00:08:28,708
‫خدای من.

137
00:08:28,750 --> 00:08:30,166
‫چطور این کار رو کردی، مامان؟

138
00:08:30,208 --> 00:08:31,833
‫قشنگ نقطه ضعفم رو بلدی

139
00:08:31,875 --> 00:08:33,666
‫خدای من. مامانتون فوق‌العاده نیست؟

140
00:08:33,708 --> 00:08:35,416
‫البته که هست.
‫این یه سؤال بدیهیه.

141
00:08:36,458 --> 00:08:37,625
‫عجب معده‌ای.

142
00:08:37,625 --> 00:08:39,833
‫رگ خواب
‫چطور بابایی رو سربلند کنی دستته.

143
00:08:39,875 --> 00:08:40,916
‫- آماده‌ایم؟
‫- بله.

144
00:08:40,958 --> 00:08:42,000
‫صبر کنین.

145
00:08:44,541 --> 00:08:46,666
‫- خدای من.
‫- این خیلی خوبه.

146
00:08:46,708 --> 00:08:47,916
‫باشه. منم باید یه‌کم بخورم.

147
00:08:47,916 --> 00:08:49,416
‫تمشک.
‫وایسا، وایسا، وایسا. تمشک.

148
00:08:49,416 --> 00:08:51,875
‫دارم میام!
‫- مامان، تو حساسیت داری.

149
00:08:51,875 --> 00:08:53,000
‫آماده‌ای؟

150
00:08:53,291 --> 00:08:54,291
‫نه.

151
00:08:55,791 --> 00:08:57,333
‫من یه نابغه‌ام.

152
00:08:59,166 --> 00:09:00,958
‫واقعاً... مزه‌ش...

153
00:09:08,208 --> 00:09:09,250
‫محشره.

154
00:09:09,291 --> 00:09:10,291
‫دیوونه.

155
00:09:14,125 --> 00:09:16,291
‫- ما می‌ریم ساحل!
‫- باشه.

156
00:09:16,333 --> 00:09:17,875
‫- مسابقه می‌دیم!
‫- غرق نشین.

157
00:09:19,000 --> 00:09:20,333
‫خب اینجا چی‌کار می‌کنیم؟

158
00:09:20,375 --> 00:09:23,416
‫یادته وقتی بچه‌دار شدیم
‫و اون سیستم مردسالار اون یادداشت رو فرستاد

159
00:09:23,458 --> 00:09:27,333
‫که می‌گفت، «رویاهات رو له کن
‫و به بچه‌ها و شوهر برس»؟

160
00:09:27,333 --> 00:09:28,833
‫آره. یادم میاد اون یادداشت رو.

161
00:09:28,833 --> 00:09:30,458
‫یه‌کم خشک بود. خیلی روح‌خراش.

162
00:09:30,458 --> 00:09:31,583
‫موافقم.

163
00:09:31,625 --> 00:09:33,291
‫خب، اینجا رو نگاه کن.

164
00:09:33,291 --> 00:09:35,666
‫یه ساله که بسته‌ست.
‫شاید یه‌کم دور از مسیره.

165
00:09:35,708 --> 00:09:38,750
‫ولی فکر می‌کنم باحاله،
‫و اون پول از طراحی رو دارم.

166
00:09:38,791 --> 00:09:40,666
‫برای پیش‌پرداخت خونه‌ی رویاییمون.

167
00:09:40,708 --> 00:09:41,875
‫نه.

168
00:09:42,500 --> 00:09:47,625
‫عزیز دلم، بیشتر روزها داری
‫هفت تا دسر نمادین برای سه نفر درست می‌کنی.

169
00:09:47,875 --> 00:09:51,458
‫ببین، سرآشپز فوق‌العاده‌ای که هستی
‫و همیشه می‌خواستی باشی

170
00:09:51,458 --> 00:09:54,333
‫نباید رویایی باشه که
‫قربانی زندگی خانوادگی بشه.

171
00:09:54,750 --> 00:09:56,041
‫به چی نگاه می‌کنی؟

172
00:09:59,916 --> 00:10:02,541
‫یعنی، شاید
‫برای چند شب در هفته.

173
00:10:03,208 --> 00:10:04,833
‫خدای من. ممنون.

174
00:10:04,833 --> 00:10:06,291
‫فکر کنم این یعنی بله.

175
00:10:07,041 --> 00:10:09,208
‫- و می‌دونم اسمش رو چی می‌ذاریم.
‫- می‌دونی؟

176
00:10:11,958 --> 00:10:14,416
[ما خرچنگ داریم]
[رستوران غذای دریایی]

177
00:10:21,958 --> 00:10:24,500
‫- سلام رفقای خوش‌تیپ.
‫- باشه.

178
00:10:34,583 --> 00:10:36,291
‫- عالیه!
‫- ممنون!

179
00:10:42,750 --> 00:10:45,208
‫قربان. ما کوپن قبول نمی‌کنیم.

180
00:10:45,250 --> 00:10:46,791
‫چرا، قبول می‌کنیم.

181
00:10:50,666 --> 00:10:52,875
‫مال «بد بث اند بیاند»ـه.
‫(فروشگاه کالاهای خانگی)

182
00:10:53,333 --> 00:10:54,458
‫قبول می‌کنیم.

183
00:10:54,458 --> 00:10:57,375
‫جف. چهارشنبه شب
‫برای مسابقه‌ی فوتبال هتی می‌بندیم.

184
00:10:57,375 --> 00:10:59,041
‫درسته. البته که می‌بندیم.

185
00:10:59,583 --> 00:11:02,291
‫خداحافظ، جفری! یادت باشه که دوستم داری.

186
00:11:04,541 --> 00:11:05,791
‫وقت ناهار شلوغی بود؟

187
00:11:05,833 --> 00:11:07,666
‫خلوت و بی‌دردسر.

188
00:11:07,875 --> 00:11:09,000
‫شاید به خاطر اسمه.

189
00:11:09,000 --> 00:11:10,958
‫«قارچ داریم!» چطوره؟

190
00:11:10,958 --> 00:11:12,458
‫جذابه.

191
00:11:13,458 --> 00:11:16,208
‫خب، کجا قراره
‫دوست‌های آمریکایی فوق‌العاده‌مون رو ببینیم؟

192
00:11:16,333 --> 00:11:18,416
[باشگاه تیراندازی]

193
00:11:22,208 --> 00:11:25,000
‫- بری!
‫- اوناهاشن.

194
00:11:25,000 --> 00:11:27,791
‫چه خبر، رفیق؟ نگران بودم.
‫شماها دیر کردین.

195
00:11:27,833 --> 00:11:30,375
‫ببخشید. ‫اینجوری جنگ انقلاب
رو باختین، ‫درست می‌گم؟

196
00:11:31,416 --> 00:11:33,166
‫بالأخره کشوندیمتون اینجا.

197
00:11:33,833 --> 00:11:35,375
‫- حتماً.
‫- اینجا رو داشته باش.

198
00:11:35,583 --> 00:11:37,875
‫بزن بریم بترکونیم.

199
00:11:37,916 --> 00:11:39,583
‫راستش من قرار نیست اون کار رو بکنم.

200
00:11:39,625 --> 00:11:40,708
‫یالا.

201
00:11:41,333 --> 00:11:43,541
‫باشه. این چیزی‌ـه که
‫هیچوقت اینجا بهش عادت نمی‌کنم.

202
00:11:43,583 --> 00:11:44,916
‫مشکلی نیست. خوش می‌گذره.

203
00:11:45,375 --> 00:11:46,666
‫لعنتی!

204
00:11:46,708 --> 00:11:47,833
‫همه‌تون رو ثبت‌نام کنم.

205
00:11:48,750 --> 00:11:50,000
‫عقاب‌ها فرود اومدن.

206
00:11:50,625 --> 00:11:52,250
‫- سلام.
‫- هی.

207
00:11:52,333 --> 00:11:53,625
‫- سلام!
‫- سلام، سلی.

208
00:11:53,750 --> 00:11:55,625
‫همه‌شون تفنگ‌های خودشون رو دارن.

209
00:11:56,500 --> 00:11:57,833
‫آره خب، دارن.

210
00:11:57,875 --> 00:12:00,375
‫سلام، بچه‌ها. چطورین؟

211
00:12:00,500 --> 00:12:02,250
‫م... می‌خوام بدونین.

212
00:12:02,291 --> 00:12:04,000
‫من ضد اسلحه‌ام.

213
00:12:04,041 --> 00:12:05,875
‫به طور کنایه‌آمیزی اینجام.

214
00:12:06,000 --> 00:12:09,083
‫دارم این کار رو به عنوان
‫بیانیه‌ای علیه اسلحه انجام میدم.

215
00:12:09,416 --> 00:12:11,000
‫یه گلاک می‌خوای؟

216
00:12:11,333 --> 00:12:13,958
‫پدرم راستش با این یکی
‫یه مزاحم رو کشت.

217
00:12:13,958 --> 00:12:16,875
‫یا یه اسمیت اند وسون قشنگ دارم
‫که می‌تونی قرض بگیری.

218
00:12:16,916 --> 00:12:20,750
‫آره. فکر کنم این خوشگل مشکی رو
‫که قبلاً یکی رو کشته بردارم.

219
00:12:20,750 --> 00:12:22,500
‫راستش، یه چیزی برات گرفتم.

220
00:12:22,541 --> 00:12:24,375
‫ده ساله اینجایی. وقتش بود.

221
00:12:26,791 --> 00:12:28,291
‫اوه... وای.

222
00:12:28,500 --> 00:12:31,000
‫- وای. بری.
‫- آره.

223
00:12:31,208 --> 00:12:33,041
‫این واقعاً نظر لطفته.

224
00:12:33,041 --> 00:12:34,666
‫بهم نگفتی می‌خوای این کار رو بکنی.

225
00:12:34,708 --> 00:12:36,666
‫- آره، گفتم. چند باری.
‫- زیر لبی حرف نزن، عزیزم.

226
00:12:36,708 --> 00:12:39,166
‫به هر حال، همه‌مون از اسلحه متنفریم.

227
00:12:39,166 --> 00:12:40,500
‫همه دارنش
‫پس چی‌کار می‌خوای بکنی؟

228
00:12:40,500 --> 00:12:41,958
‫باید از خودت دفاع کنی.

229
00:12:41,958 --> 00:12:44,166
‫درسته. مراقب باش. ماشه‌ش خیلی حساسه.

230
00:12:51,916 --> 00:12:57,250
‫خیلی‌خب، نشونه‌گیری درست
‫کشاله ران، آرنج، چشم راست، به همین ترتیبه.

231
00:13:03,333 --> 00:13:06,166
‫نگاه کن! پنج تا شلیک.
‫همه‌ش به حنجره.

232
00:13:06,208 --> 00:13:07,500
‫این خیلی خوشحالش می‌کنه.

233
00:13:07,541 --> 00:13:10,208
‫آره. بازی این نبود.
‫گفتم اول کشاله ران.

234
00:13:10,250 --> 00:13:12,750
‫آره. ولی من به حنجره تغییرش دادم
‫و بعد بردم.

235
00:13:12,791 --> 00:13:14,041
‫یالا تئو و آیوی!

236
00:13:14,083 --> 00:13:15,583
‫- باشه.
‫- آره.

237
00:13:16,208 --> 00:13:17,500
‫این فاصله‌ی منه.

238
00:13:17,541 --> 00:13:19,666
‫آره، سریع! داره فرار می‌کنه!

239
00:13:21,416 --> 00:13:24,583
‫یعنی، واقعاً نمی‌تونم صبر کنم
‫تا این ساختمون رو ببینم، تئو.

240
00:13:24,625 --> 00:13:25,791
‫سلی. ممنون.

241
00:13:25,791 --> 00:13:27,166
‫حرفش تو شهره.

242
00:13:27,208 --> 00:13:30,083
‫آیا تئو رُز می‌تونه
‫تاریخ دریایی ما رو

243
00:13:30,125 --> 00:13:32,833
‫در فولاد، بتن، و چوب خلاصه کنه؟

244
00:13:32,916 --> 00:13:34,666
‫می‌دونی چیه؟ شاید بتونم.

245
00:13:34,708 --> 00:13:36,916
‫می‌دونی اون جزیره یه مکان تاریخیه؟

246
00:13:36,958 --> 00:13:38,125
‫بهش اشاره شده.

247
00:13:38,166 --> 00:13:40,166
‫گند نزن بهش. اینم اشاره شده؟

248
00:13:40,208 --> 00:13:43,125
‫راستش، آره، یه مردی
‫تو خیابون این رو سرمون داد زد.

249
00:13:43,166 --> 00:13:44,166
‫آره.

250
00:13:44,208 --> 00:13:46,750
‫فکر کردم تو طرح‌ها
‫دیوانه‌وار قشنگ به نظر میومد.

251
00:13:46,750 --> 00:13:48,625
‫ممنون، ایمی.

252
00:13:48,666 --> 00:13:51,458
‫چی؟ به نظرم یه‌کم
‫سرسری و ساده‌انگارانه بود

253
00:13:51,500 --> 00:13:56,500
‫در تلاشش برای ارائه
‫تاریخ کالیفرنیا به یه شکل سرگرم‌کننده.

254
00:13:56,541 --> 00:13:58,000
‫توهین نباشه‌ها.

255
00:13:58,000 --> 00:13:59,916
‫- کس دیگه‌ای هم این حس رو داره؟
‫- روری.

256
00:13:59,958 --> 00:14:04,500
‫هیچ توهینی دریافت نشد، به این دلیل
‫که تو خیلی، خیلی اشتباه می‌کنی.

257
00:14:04,541 --> 00:14:07,166
‫من حس می‌کنم ساختمون‌ها
باید سرگرم‌کننده باشن

258
00:14:07,166 --> 00:14:11,416
‫و حس موقتی بودن و آشوبناک بودن
‫و زنده بودن و زیبا بودن بدن.

259
00:14:11,458 --> 00:14:16,458
‫و به ما یادآور تمام کارهایی باشه رو که انسان‌ها می‌تونن بکنن
‫و باید در بهترین حالت خودشون باشن.

260
00:14:16,458 --> 00:14:17,625
‫خدای من.

261
00:14:17,666 --> 00:14:20,041
‫با همه‌ی این‌ها مخالفم.
‫ولی... موفق باشی.

262
00:14:20,041 --> 00:14:21,583
‫من برات هیجان‌زده‌ام، تئودور.

263
00:14:21,625 --> 00:14:23,333
‫خدایا. روری، چه مرگته؟

264
00:14:23,375 --> 00:14:24,833
‫- مشکلی نیست.
‫- اون مهمون ما تو خونه‌ی منه.

265
00:14:24,833 --> 00:14:26,041
‫- قضیه چیه؟
‫- فکر کردم می‌تونم صادق باشم.

266
00:14:26,083 --> 00:14:27,375
‫معمار به معمار.

267
00:14:27,416 --> 00:14:28,875
‫اون یارو یه ستاره‌ست!

268
00:14:28,916 --> 00:14:30,500
‫ببخشید. دست خودم نیست.

269
00:14:30,500 --> 00:14:31,875
‫آره. ما برات هیجان‌زده‌ایم، تئو.

270
00:14:32,166 --> 00:14:36,041
‫وقتی با هم کار می‌کردیم، من می‌گفتم،
‫«این یارو قراره یه کار خاص بکنه.»

271
00:14:36,083 --> 00:14:37,833
‫چطور؟ چطور می‌دونستی؟

272
00:14:37,833 --> 00:14:39,000
‫شاید بعد از این بفهمی.

273
00:14:39,958 --> 00:14:41,416
‫ممنون. ممنون.

274
00:14:42,083 --> 00:14:43,625
‫این عجیبه.

275
00:14:45,291 --> 00:14:47,583
‫باید... باید این رو جواب بدم.

276
00:14:48,958 --> 00:14:50,875
‫- چیه؟
‫- بیا از اینجا بریم.

277
00:14:50,875 --> 00:14:52,750
‫باشه.

278
00:14:54,125 --> 00:14:55,125
‫خدایا.

279
00:14:55,625 --> 00:14:58,625
‫خدای من.
‫این خیلی... خیلی جدیه.

280
00:14:58,666 --> 00:15:00,333
‫نه، میایم. آره.

281
00:15:00,333 --> 00:15:01,625
‫م... ما باید بریم.

282
00:15:01,666 --> 00:15:02,750
‫- همه‌چی خوبه؟
‫- چی؟

283
00:15:02,750 --> 00:15:04,958
‫خب... چند سال پیش تو انگلیس...

284
00:15:05,000 --> 00:15:08,916
‫ما به یه زندانی فراری کمک کردیم
‫که تو زمین‌های بایر قایم شده بود.

285
00:15:08,958 --> 00:15:12,708
‫بهش غذا دادیم، براش شعر خوندیم،
‫و بعد اون رفت. غیبش زد.

286
00:15:12,750 --> 00:15:15,208
‫ولی، ظاهراً،
‫اون اینجا تو خونه‌ی ما پیداش شده،

287
00:15:15,250 --> 00:15:18,833
‫و یه کوله پشتی پر از مواد
‫و یه شمشیر داره.

288
00:15:20,583 --> 00:15:22,916
‫خب... بهتون زنگ می‌زنیم.

289
00:15:22,916 --> 00:15:25,208
‫خب، اگه برای مواد
‫کمک لازم داشتین، خبرمون کنین.

290
00:15:26,458 --> 00:15:29,208
‫واقعاً؟ یه کوله پشتی
‫پر از مواد و یه شمشیر؟

291
00:15:32,291 --> 00:15:34,250
‫ممنون که اینقدر بد برام دروغ گفتی.

292
00:15:34,291 --> 00:15:36,083
‫برای تو، عزیزم، هر کاری می‌کنم.

293
00:15:36,291 --> 00:15:38,083
‫حرفت رو باور می‌کنم.

294
00:15:38,875 --> 00:15:43,083
‫در موزه‌ی دریایی ایست بی،
‫معمار تئو رُز

295
00:15:43,083 --> 00:15:45,250
‫فرم جدیدی خلق کرده،

296
00:15:45,250 --> 00:15:48,791
‫طراحی‌ای پیشگامانه
‫که از آن ملوانانی تجلیل می‌کند

297
00:15:48,833 --> 00:15:51,166
‫که به سوی ناشناخته‌ها رفتند.

298
00:15:51,166 --> 00:15:55,000
‫و همانطور که آن‌ها از کالیفرنیا
‫به دریای آزاد رفتند

299
00:15:55,000 --> 00:15:58,500
‫با شجاعت و کنجکاوی
‫درباره‌ی آنچه ممکن بود...
[موزه‌ی دریایی ایست‌بِی]

300
00:15:59,541 --> 00:16:04,541
‫خب، من حس کردم که ساختمون
‫باید همین کار رو بکنه.

301
00:16:05,458 --> 00:16:07,000
‫اینا‌هاش.

302
00:16:07,166 --> 00:16:08,458
‫تئو!

303
00:16:08,791 --> 00:16:10,500
‫ساختمون شگفت‌انگیزیه، رفیق.

304
00:16:11,208 --> 00:16:14,000
‫تو داری یه اثر پاک‌نشدنی
‫روی زمین به جا می‌ذاری.

305
00:16:14,041 --> 00:16:16,083
‫رفیق. ممنون.

306
00:16:16,125 --> 00:16:17,666
‫آره. همه این کار رو نمی‌کنن، می‌دونی.

307
00:16:17,666 --> 00:16:21,708
‫بیشتر آدم‌ها فقط کاغذبازی می‌کنن
‫و حرف‌های معمولی می‌زنن، رابطه‌ی کسل‌کننده‌ای دارن.

308
00:16:21,750 --> 00:16:23,916
‫هیچ اثری به جا نمی‌ذارن.

309
00:16:24,916 --> 00:16:27,500
‫باعث می‌شه آدم فکر کنه. هدف چیه؟

310
00:16:29,333 --> 00:16:30,833
‫تو خوبی؟

311
00:16:31,250 --> 00:16:32,708
‫آره. من عالی‌ام. عالی.

312
00:16:32,750 --> 00:16:35,208
‫- این رو تو یه پادکست یا یه چیزی شنیدم.
‫- باشه.

313
00:16:35,666 --> 00:16:37,958
‫گفتم، «خدا رو شکر که من اینجوری نیستم!»

314
00:16:59,958 --> 00:17:03,375
‫خبر فوری: طوفانی تاریخی
‫کالیفرنیای شمالی را درنوردید.

315
00:17:03,375 --> 00:17:05,083
‫آزادراه‌های اصلی بسته شده‌اند

316
00:17:05,125 --> 00:17:08,125
‫به دلیل بادهای شدید و باران‌های سیل‌آسا
‫در سراسر منطقه.

317
00:17:10,666 --> 00:17:12,125
‫لعنتی.

318
00:17:12,166 --> 00:17:13,333
‫فقط یه لحظه.

319
00:17:14,416 --> 00:17:18,000
‫آزادراه رو بستن، پس دارن
‫ترافیک رو به این جاده هدایت می‌کنن.

320
00:17:18,041 --> 00:17:20,000
‫یعنی، مشتری‌های واقعی.

321
00:17:20,125 --> 00:17:21,958
‫لعنتی.

322
00:17:24,666 --> 00:17:25,833
‫خودشه.

323
00:17:26,041 --> 00:17:28,833
‫رک بگم،
‫ولی طوری که باد بادبان رو می‌گیره

324
00:17:28,833 --> 00:17:30,625
‫خیلی خیال‌انگیز و خفنه.

325
00:17:30,750 --> 00:17:32,250
‫آره.

326
00:17:33,208 --> 00:17:34,500
‫آیوی‌ـه.

327
00:17:35,250 --> 00:17:37,250
‫- سلام.
‫- کلی آدم اینجاست.

328
00:17:37,250 --> 00:17:40,666
‫منتقد غذای «سان فرانسیسکو کرانیکل»
‫اینجاست.

329
00:17:40,708 --> 00:17:42,041
‫این شگفت‌انگیزه.

330
00:17:42,083 --> 00:17:43,750
‫نه. هیچ‌کدوم شگفت‌انگیز نیست.

331
00:17:43,750 --> 00:17:45,541
‫شلوغ بودنِ اینجا بده.

332
00:17:45,541 --> 00:17:47,208
اینکه اون اینجاست، بدتره

333
00:17:47,625 --> 00:17:49,583
‫چیزی زدی؟

334
00:17:50,000 --> 00:17:51,375
‫آره.

335
00:17:52,208 --> 00:17:53,875
‫اون داره خم می‌شه؟

336
00:17:53,916 --> 00:17:55,833
‫ببین. تو از پسش برمیای.

337
00:17:55,833 --> 00:17:57,500
‫نه، مخالفم. فکر کنم ممکنه...

338
00:17:57,583 --> 00:18:01,083
‫ممکنه تو آشپزخونه آتیش روشن کنم
‫و بذارم به سالن غذاخوری سرایت کنه،

339
00:18:01,125 --> 00:18:02,291
‫و بعد همه‌شون میرن.

340
00:18:02,291 --> 00:18:03,916
‫مشکلی نیست. من حواسم هست.

341
00:18:03,916 --> 00:18:07,541
‫عزیز دلم، هیچ نقدی نمی‌تونه به کسب‌وکاری
‫که فقط سی تا مشتری در هفته داره آسیب بزنه.

342
00:18:07,541 --> 00:18:08,875
‫راستش نکته‌ی خوبیه.

343
00:18:08,916 --> 00:18:10,541
‫فقط جوری آشپزی کن که برای من می‌کنی.

344
00:18:10,541 --> 00:18:13,250
‫انگار می‌خوام مخش رو بزنم.

345
00:18:13,291 --> 00:18:14,791
‫آره!

346
00:18:15,125 --> 00:18:16,500
‫آره، باشه.

347
00:18:17,250 --> 00:18:18,458
‫دوستت دارم.

348
00:18:18,875 --> 00:18:21,833
‫هیچوقت ترکم نکن، ولی وقتی کردی،
‫می‌شه موقع رفتن من رو بکشی؟

349
00:18:21,875 --> 00:18:22,791
‫حتماً.

350
00:18:22,833 --> 00:18:24,083
‫باشه، ممنون. خداحافظ.

351
00:18:30,125 --> 00:18:31,500
‫نه.

352
00:18:37,375 --> 00:18:39,000
‫خدای من!

353
00:18:40,000 --> 00:18:42,333
‫اون لعنتی داره میاد پایین.

354
00:18:42,375 --> 00:18:43,875
‫درست می‌شه.
‫درست می‌شه.

355
00:18:43,916 --> 00:18:46,541
‫این یه بادبانه. برای حرکت ساخته شده.

356
00:18:46,583 --> 00:18:48,625
‫- قرار نیست بیفته.
‫- فکر کنم ممکنه.

357
00:18:48,708 --> 00:18:51,916
‫قرار نیست بیفته.
‫نه، نه. فیلم نگیرین، بچه‌ها!

358
00:18:53,500 --> 00:18:55,375
‫جای باحالیه.

359
00:18:55,750 --> 00:18:58,166
‫اول اون رو بخور و بعد اون رو.

360
00:18:58,208 --> 00:19:01,333
‫این رو روی اون بچلون.
‫و اون نمکیه که من درست کردم.

361
00:19:01,375 --> 00:19:04,333
‫من که اولین بار امتحان کردم، از خود بی‌خود شدم.
‫تو رو نمی‌دونم.

362
00:19:04,375 --> 00:19:06,958
‫سلایق گسترده و منحصر به فرده ولی...

363
00:19:09,416 --> 00:19:12,833
‫بخور و برو. باشه، خداحافظ.

364
00:19:12,833 --> 00:19:14,875
‫درست می‌شه. قرار نیست بیفته.

365
00:19:14,958 --> 00:19:16,625
‫- بسه! بسه!
‫- از دوستم فیلم نگیرین!

366
00:19:16,708 --> 00:19:18,750
‫فیلم نگیرین! جدی. فیلم نگیرین!

367
00:19:18,875 --> 00:19:21,125
‫یالا! بس کنین!

368
00:19:21,250 --> 00:19:22,750
‫خدای من!

369
00:19:32,500 --> 00:19:33,583
‫نه!

370
00:19:33,625 --> 00:19:35,875
‫تئو!

371
00:19:36,583 --> 00:19:37,875
‫وای!

372
00:19:57,333 --> 00:20:00,500
[من خرچنگ گرفتم و عاشقش شدم]

373
00:20:04,041 --> 00:20:05,041
‫تئو!

374
00:20:07,000 --> 00:20:09,625
‫- باشه، یالا! فیلم نگیرین!
‫- قرار نیست بیفته.

375
00:20:09,666 --> 00:20:10,875
‫باشه؟ بسه!

376
00:20:10,916 --> 00:20:12,083
‫قرار نیست بیفته.

377
00:20:12,125 --> 00:20:14,041
‫خدای بزرگ! یکی کمک کنه! خواهش می‌کنم!

378
00:20:14,083 --> 00:20:15,083
‫بسه.

379
00:20:15,125 --> 00:20:17,000
‫یالا، بچه‌ها. خنده‌دار نیست.

380
00:20:19,833 --> 00:20:20,958
‫سلام!

381
00:20:20,958 --> 00:20:22,750
‫نه! نه، نه، نه!

382
00:20:22,833 --> 00:20:25,458
‫هنوز داری اون رو می‌بینی؟
‫کل شب رو بیدار بودی.

383
00:20:25,500 --> 00:20:27,166
‫- کمکم کنین! ازم فیلم لعنتی نگیرین!
‫- احتمالاً.

384
00:20:28,000 --> 00:20:31,125
‫فولاد لعنتی ارزون، حتماً از اونه، یا...
‫یه چیز دیگه؟

385
00:20:31,166 --> 00:20:35,625
‫یعنی، من می‌خواستم حرکت داشته باشه،
‫فقط نه اینکه لعنتی بادبان بکشه.

386
00:20:36,000 --> 00:20:38,250
‫می‌دونم. مطمئنی خوبی؟

387
00:20:39,333 --> 00:20:41,666
‫آره. آره. خوب می‌شم.

388
00:20:41,666 --> 00:20:45,416
‫می‌دونی، یه بدبیاری کوچیکه.
‫فقط یه دست‌انداز تو جاده.

389
00:20:46,125 --> 00:20:49,250
‫ببخشید. می‌خواستی یه چیزی بهم بگی.
‫شنیدم داد می‌زدی.

390
00:20:49,541 --> 00:20:51,500
‫هیچی. یادم نمیاد.

391
00:20:51,541 --> 00:20:52,916
‫نقدت چطور بود؟

392
00:20:53,625 --> 00:20:55,041
‫واقعاً ارزش خوندن نداره.

393
00:20:55,125 --> 00:20:56,541
‫نه وقتی داری این وضع رو می‌گذرونی.

394
00:20:56,541 --> 00:20:57,541
‫آیوی.

395
00:21:04,041 --> 00:21:06,416
‫- این شگفت‌انگیزه.
‫- فقط یه نقد احمقانه‌ست.

396
00:21:06,500 --> 00:21:08,500
‫اینم مثل قضیه‌ی توئه، عزیز دلم.

397
00:21:08,541 --> 00:21:10,125
‫فردا فراموش می‌شه.

398
00:21:10,166 --> 00:21:12,291
‫خبر امروز، فردا به درد لای جرز هم نمی‌خوره.

399
00:21:17,666 --> 00:21:20,125
‫حالش خوبه؟ یعنی، چی می‌گه؟

400
00:21:20,166 --> 00:21:23,041
‫واقعاً چیزی نمی‌گه،
‫و به نظر بی‌ادبی میاد بپرسم.

401
00:21:23,125 --> 00:21:24,291
‫تو همسرشی.

402
00:21:24,375 --> 00:21:26,041
‫و تو معمولاً از بی‌ادب بودن بدت نمیاد.

403
00:21:26,375 --> 00:21:28,041
‫اون داغون و خجالت‌زده‌ست،

404
00:21:28,166 --> 00:21:30,916
‫و نمی‌خوام با مجبور کردنش به حرف زدن
‫در موردش، اوضاع رو بدتر کنم.

405
00:21:35,375 --> 00:21:37,208
‫♪ نمیفته ♪

406
00:21:37,250 --> 00:21:38,375
‫♪ نمیفته ♪

407
00:21:39,583 --> 00:21:41,000
‫♪ نمیفته ♪

408
00:21:41,583 --> 00:21:43,125
‫♪ نمیفته ♪

409
00:21:43,166 --> 00:21:44,625
‫♪ لعنتی داره میفته ♪

410
00:21:47,291 --> 00:21:49,333
‫گفتی می‌تونیم
بریم رستوران ناهار بخوریم

411
00:21:49,458 --> 00:21:50,458
‫یالا، بابا.

412
00:21:50,958 --> 00:21:52,250
‫♪ به نظرم ممکنه بیفته ♪

413
00:21:53,500 --> 00:21:55,916
‫باشه. میرم لباس بپوشم.

414
00:21:57,333 --> 00:21:58,333
‫خدای من.

415
00:21:59,583 --> 00:22:01,708
‫باید بیای بیرون رو ببینی.

416
00:22:06,541 --> 00:22:07,791
‫خدای من! سلام!

417
00:22:08,541 --> 00:22:09,583
‫چی می‌خوان؟

418
00:22:09,708 --> 00:22:10,708
‫غذا.

419
00:22:11,833 --> 00:22:12,958
‫غذای تو.

420
00:22:35,333 --> 00:22:37,791
‫می‌دونید باید چی‌کار کنیم؟
‫باید یه‌کم باهم آهنگ بخونیم.

421
00:22:37,833 --> 00:22:38,750
‫حتماً.

422
00:22:38,791 --> 00:22:41,291
‫چی بخونیم... «موزها»؟

423
00:22:41,333 --> 00:22:42,916
‫- آره.
‫- قطعاً.

424
00:22:44,750 --> 00:22:47,916
‫♪ بله، ما موز نداریم ♪

425
00:22:47,958 --> 00:22:50,750
‫♪ امروز هیچی موز نداریم ♪

426
00:22:50,833 --> 00:22:52,416
‫فهمیدم. اپرا چطوره؟

427
00:22:52,416 --> 00:22:56,041
‫♪ بله، ما موز نداریم ♪

428
00:22:56,041 --> 00:22:57,791
‫- نه. خیلی متأسفم.
‫- منظورتون ساعت نوزدهه؟

429
00:22:57,833 --> 00:22:58,833
‫وب‌سایت از کار افتاده.

430
00:22:58,958 --> 00:23:00,791
‫- رزرو برای کی؟
‫- تا دو ماه دیگه جا نداریم.

431
00:23:00,833 --> 00:23:01,958
‫نه، خیلی متأسفم.

432
00:23:01,958 --> 00:23:04,083
‫شاید بتونیم بیشتر از سه روز
در هفته باز کنیم

433
00:23:04,958 --> 00:23:06,166
‫درسته. باشه. وای.

434
00:23:06,208 --> 00:23:08,791
‫من فقط دارم همه‌جا انعام می‌بینم،
‫انگار که یه سلبریتی باشم

435
00:23:08,833 --> 00:23:10,208
‫و یه همایش تو شهر باشه.

436
00:23:11,041 --> 00:23:12,583
‫سرویس، جفری.

437
00:23:12,708 --> 00:23:13,791
‫اومدم!

438
00:23:14,375 --> 00:23:18,083
‫♪ امروز هیچی موز نداریم ♪

439
00:23:18,125 --> 00:23:19,250
[دیوید جانسون]

440
00:23:19,291 --> 00:23:21,041
‫♪ سلاااام ♪

441
00:23:21,041 --> 00:23:22,083
‫سلام، تئو.

442
00:23:22,083 --> 00:23:23,208
‫سلام، دیو.

443
00:23:23,291 --> 00:23:25,583
‫سلام... رئیس. چطوری؟

444
00:23:25,666 --> 00:23:28,458
‫خدا رو شکر کسی آسیب ندید. تو خوبی؟

445
00:23:28,916 --> 00:23:31,666
‫نه، من خوبم. من... دوباره رو پا می‌شم.

446
00:23:32,041 --> 00:23:33,458
‫نه با ما، نمی‌شی.

447
00:23:33,583 --> 00:23:37,208
‫بهت گفتم اون بادبان مسخره
‫بالای ساختمون خطرناکه.

448
00:23:37,333 --> 00:23:39,291
‫مهندس‌ها دارن تو رو مقصر می‌دونن.

449
00:23:39,333 --> 00:23:41,166
‫یه نفر باید تاوان این رو پس بده.

450
00:23:41,208 --> 00:23:42,916
‫ببین، شخصاً، دلم برات می‌سوزه.

451
00:23:43,333 --> 00:23:45,916
‫یعنی، بعضی آدم‌ها ممکنه
‫فکر خودکشی به سرشون بزنه.

452
00:23:45,916 --> 00:23:46,958
‫راست میگه، بابا؟

453
00:23:46,958 --> 00:23:48,208
‫چی؟ نه!

454
00:23:48,291 --> 00:23:49,458
‫فکر خودکشی یعنی چی؟

455
00:23:49,458 --> 00:23:50,708
‫اون می‌خواد خودش رو بکشه.

456
00:23:50,708 --> 00:23:51,791
‫به خاطر ساختمون؟

457
00:23:51,833 --> 00:23:53,458
‫لعنتی. پیش بچه‌هاتی؟

458
00:23:56,791 --> 00:23:59,083
‫ببینید... به حرف‌هاش گوش نکنید، باشه؟

459
00:23:59,208 --> 00:24:00,833
‫باشه؟ من خوبم.

460
00:24:00,958 --> 00:24:03,458
‫فقط یه ساختمونه.

461
00:24:03,541 --> 00:24:04,958
‫اصلاً اهمیتی نمیدم.

462
00:24:05,083 --> 00:24:07,583
‫برای همینه که افتاد؟
‫چون اهمیت نمی‌دادی؟

463
00:24:07,666 --> 00:24:10,333
‫نه، من پدرم در اومد براش.
‫اون همه‌چیز من بود.

464
00:24:25,833 --> 00:24:26,833
‫لعنتی.

465
00:24:30,916 --> 00:24:34,208
‫خدایا. اون بادبان کوفتی!

466
00:24:35,208 --> 00:24:36,791
‫داره خودش رو می‌کشه؟

467
00:24:38,458 --> 00:24:39,583
‫نمی‌تونم ببینم.

468
00:24:46,208 --> 00:24:47,208
‫بچه‌ها.

469
00:24:49,541 --> 00:24:51,291
‫- سلام، مامان!
‫- سلام!

470
00:24:51,666 --> 00:24:53,208
‫وای! اینجا رو نگاه کن!

471
00:24:53,916 --> 00:24:55,583
‫چرا کثیفی
‫و یه دسته‌هایی از موهات کنده شده؟

472
00:24:55,583 --> 00:24:56,708
‫واقعاً؟ عجیبه.

473
00:24:56,833 --> 00:24:59,041
‫پنجره‌ی ماشین باز بود. باد شدید.

474
00:24:59,083 --> 00:25:00,458
‫راستش اخراج شدم.

475
00:25:00,541 --> 00:25:02,916
‫و اون فکر خودکشی داره.
‫این ما رو یتیم می‌کنه؟

476
00:25:02,958 --> 00:25:04,208
‫نه، شما هنوز من رو دارین.

477
00:25:04,333 --> 00:25:05,583
‫- اخراج؟
‫- برید پی کارتون.

478
00:25:06,500 --> 00:25:09,916
‫ببین، تو خیلی مشغولی. ما می‌شینیم غذا می‌خوریم
‫و من دنبال یه کار جدید می‌گردم.

479
00:25:09,958 --> 00:25:10,958
‫تو خوبی؟

480
00:25:11,458 --> 00:25:13,958
‫آره، آره، آره. من خوبم.
‫یعنی، مثل مادربزرگم که می‌گفت،

481
00:25:14,083 --> 00:25:16,041
‫«زندگی بی‌رحمه، هیچ‌کس واقعاً
‫تو رو به خاطر خودت نمی‌خواد،

482
00:25:16,083 --> 00:25:18,500
‫و بعد تو با درد می‌میری در حالی که دنبال آرامشی
‫که هیچوقت نمیاد.»

483
00:25:18,583 --> 00:25:21,583
‫پس... می‌دونی،
‫شاید توقعاتم زیادی بالا بود.

484
00:25:22,916 --> 00:25:23,916
‫خدایا.

485
00:25:25,458 --> 00:25:28,791
‫نوشیدنی می‌فروشین، و محدودیتی هست
‫که یه نفر چندتا می‌تونه بخوره؟

486
00:25:28,833 --> 00:25:30,958
‫برو بشین. برو بشین.

487
00:25:35,333 --> 00:25:36,583
‫- من دارم می‌برم.
‫- نه.

488
00:25:36,666 --> 00:25:37,666
چرا

489
00:25:38,083 --> 00:25:39,333
‫بهت گفتم.

490
00:25:44,916 --> 00:25:47,208
‫- سلام. بچه‌ها.
‫- آفرین!

491
00:25:49,583 --> 00:25:50,583
‫باشه. ممنون.

492
00:25:50,916 --> 00:25:52,208
‫خیلی ممنونم. ممنون که اومدین.

493
00:25:52,208 --> 00:25:53,208
‫ممنون.

494
00:25:53,333 --> 00:25:54,416
‫اون‌ها عاشقتن.

495
00:25:54,750 --> 00:25:55,833
‫ناجوره.

496
00:25:55,958 --> 00:25:57,666
‫نه. فکر می‌کنم عالیه.

497
00:25:59,375 --> 00:26:00,458
‫تو خوبی؟

498
00:26:00,458 --> 00:26:02,333
‫- واقعاً اخراج شدی؟
‫- آره.

499
00:26:02,416 --> 00:26:04,583
‫تئو. خیلی متأسفم.

500
00:26:05,458 --> 00:26:07,083
‫بله، خب...

501
00:26:07,166 --> 00:26:10,916
‫فایده‌ای نداره به اون فکر کنی
‫وقتی تو یه موفقیت بزرگی.

502
00:26:10,958 --> 00:26:12,583
‫باید به الان فکر کنیم.

503
00:26:13,375 --> 00:26:15,041
‫به هر حال به یه استراحت احتیاج داشتی.

504
00:26:15,083 --> 00:26:19,125
‫و منم یکی گیرم میاد چون
‫هیچ‌کس قرار نیست تا مدت‌ها من رو استخدام کنه.

505
00:26:22,041 --> 00:26:24,916
‫خب، شاید بتونم بیشتر باز کنم
‫چون تلفن‌ها دیوونه‌وار زنگ می‌خورن.

506
00:26:26,166 --> 00:26:28,458
‫می‌تونم این کار رو بکنم
‫و یه مدتی قبض‌ها رو بدم.

507
00:26:28,583 --> 00:26:31,833
‫فقط یه مدت. و تو می‌تونی...
‫می‌تونی مراقب بچه‌ها باشی.

508
00:26:33,541 --> 00:26:36,791
‫می‌تونم به جای خونه‌ها،
‫بچه‌ها رو بسازم.

509
00:26:37,208 --> 00:26:39,083
‫عاشق آزادیشونم.

510
00:26:39,916 --> 00:26:42,000
‫آره، خب، لذت ببر.
‫اون‌ها به‌زودی دستگیر می‌شن.

511
00:26:44,458 --> 00:26:48,208
‫و ما فقط برای یه مدت کوتاه این کار رو می‌کنیم.
‫همیشگی نیست.

512
00:26:48,333 --> 00:26:50,666
‫شاید زیادی در برابر نبوغم مقاومت کردم.

513
00:26:50,708 --> 00:26:52,333
‫- من همیشه این رو گفتم.
‫- آره.

514
00:26:53,708 --> 00:26:55,666
‫هیچ‌کس نمی‌تونه ما رو شکست بده، تئو.

515
00:26:56,208 --> 00:26:57,708
‫منم همیشه این رو گفتم.

516
00:27:16,541 --> 00:27:18,166
‫گارسون. گارسون.

517
00:27:20,000 --> 00:27:21,291
‫سرآشپز.

518
00:27:24,833 --> 00:27:26,916
‫- چرا تو انجامش نمیدی؟
‫- فکر کنم تو باید انجامش بدی.

519
00:27:26,916 --> 00:27:28,875
‫- تو مسئولی.
‫- آره. اون‌ها می‌خوان...

520
00:27:28,916 --> 00:27:30,333
‫اون‌ها می‌خوان از تو بشنون.

521
00:27:31,583 --> 00:27:34,000
‫سلام. من آیوی‌ام، و شما کارکنان هستین.

522
00:27:34,541 --> 00:27:37,416
‫خب، من آدم خیلی سلسله‌مراتبی‌ای نیستم.

523
00:27:37,500 --> 00:27:38,666
‫پس، می‌دونین.

524
00:27:40,791 --> 00:27:41,791
‫بچه‌های خوبی باشین

525
00:27:43,166 --> 00:27:44,500
‫باشه. مرخصین. عالیه.

526
00:27:45,791 --> 00:27:47,166
‫فکر کردم الهام‌بخش بود.

527
00:27:47,250 --> 00:27:48,791
‫انگار اوباما تو اتاق بود.

528
00:27:49,875 --> 00:27:51,666
‫آره، اون رو نگاه کن. خوبه.

529
00:28:00,250 --> 00:28:01,250
‫سلام، بچه‌ها.

530
00:28:03,625 --> 00:28:04,625
‫بابایی اینجاست.

531
00:28:07,291 --> 00:28:09,000
‫من دارم کار آدم‌ها رو راه می‌ندازم،

532
00:28:09,041 --> 00:28:11,041
‫و این یه خدمته،
‫و تو خدمت کردن لذتی هست.

533
00:28:11,125 --> 00:28:14,000
‫تو بار سنگین توقع از خودم لذتی نیست.

534
00:28:14,291 --> 00:28:16,916
‫نیاز بی‌پایان به اینکه
‫همه‌چیز حول محور من بچرخه.

535
00:28:17,000 --> 00:28:18,291
‫اون خودمحوری لعنتی همه‌چیز.

536
00:28:18,416 --> 00:28:21,166
‫ساختمون من، نبوغ من،
‫حرفه‌ی من، ارزش من.

537
00:28:21,291 --> 00:28:23,625
‫یعنی، این عطش برای موفقیت چیه
‫و ما رو به کجا رسونده؟

538
00:28:23,666 --> 00:28:25,375
‫چیزی که هست، یه غول کور رقصانه.

539
00:28:25,416 --> 00:28:27,416
‫چون بحران اقلیمی،
‫یه زمین رو به مرگ و ویران شده،

540
00:28:27,541 --> 00:28:29,916
‫نابرابری، مسکن‌های انبوه،
‫رشد کوفتی بی‌پایان،

541
00:28:30,041 --> 00:28:31,416
‫و دستگاه‌های فروش کاپ‌کیک.

542
00:28:31,541 --> 00:28:33,666
‫می‌خوای بخشی از اون باشی،
‫ای مرد سمّی مزخرف،

543
00:28:33,791 --> 00:28:38,000
‫با اون زهر جاه‌طلبی مردونه‌ت،

544
00:28:38,041 --> 00:28:39,541
‫که داری تو صورت بشریت می‌ریزی؟

545
00:28:39,666 --> 00:28:41,291
‫نه، نه نمی‌خوام.

546
00:28:41,416 --> 00:28:42,416
‫حالش خوبه؟

547
00:28:42,500 --> 00:28:43,791
‫فکر کنم بهش کمک می‌کنه.

548
00:28:43,916 --> 00:28:47,166
‫می‌خوام بخشی از تغییر باشم.

549
00:28:49,291 --> 00:28:50,666
‫بیاین اینجا، عزیزان من.

550
00:28:53,666 --> 00:28:56,166
‫ما حالمون خوب می‌شه.

551
00:28:56,250 --> 00:28:58,666
‫نه. بیشتر از خوب.

552
00:28:59,541 --> 00:29:01,041
‫دوی سرعت. برین!

553
00:29:05,250 --> 00:29:06,875
‫بپیچین چپ، کرم‌های کوچولوی من!

554
00:29:09,375 --> 00:29:10,750
‫لیمو لازم دارم.

555
00:29:10,791 --> 00:29:12,375
‫یکی می‌تونه برام چندتا لیمو بیاره؟

556
00:29:12,416 --> 00:29:14,833
‫- رزرو دارین؟
‫- و هنوز ظرف‌ها رو پیشخوان هستن.

557
00:29:14,875 --> 00:29:17,166
‫و دارم تو چشم‌هام عرق می‌کنم.

558
00:29:17,250 --> 00:29:18,291
‫جین!

559
00:29:31,208 --> 00:29:32,833
‫ایول!

560
00:29:32,875 --> 00:29:36,083
‫مامان ناهار خوبی داشت.

561
00:29:36,125 --> 00:29:38,125
‫‏134 تا مشتری.

562
00:29:38,250 --> 00:29:40,083
‫تو یه موفقیت بزرگ درست حسابی هستی.

563
00:29:40,375 --> 00:29:41,708
‫- واقعاً هستم.
‫- هستی.

564
00:29:41,750 --> 00:29:43,541
‫به شلوارک بزرگتری احتیاج پیدا می‌کنم.

565
00:29:43,583 --> 00:29:44,875
‫آدم‌های بیشتر، پول بیشتر.

566
00:30:03,708 --> 00:30:05,000
‫- عجب شبی.
‫- آره.

567
00:30:05,458 --> 00:30:06,875
‫- ممنون.
‫- آره.

568
00:30:07,500 --> 00:30:09,458
‫می‌شه لطفاً خط رو نگه دارین؟

569
00:30:09,500 --> 00:30:11,458
‫برای مجله نیویورک عکس می‌گیری؟

570
00:30:11,750 --> 00:30:13,625
‫- پول میدن؟
‫- فکر نکنم.

571
00:30:13,708 --> 00:30:14,750
‫به هر حال انجامش میدم.

572
00:30:14,833 --> 00:30:17,208
‫- الان باید برم و از حال برم.
‫- برو استراحت کن، مامان.

573
00:30:34,625 --> 00:30:35,958
‫هی، بچه‌ها!

574
00:30:38,375 --> 00:30:40,083
‫دلم براتون تنگ شده بود.

575
00:30:40,875 --> 00:30:42,500
‫سلام. ببینین چی دارم.

576
00:30:43,750 --> 00:30:48,333
‫ساندویچ‌های بستنی مرنگ شکلاتی
‫و شاه‌توتی!

577
00:30:49,875 --> 00:30:50,875
‫نمی‌تونیم.

578
00:30:53,000 --> 00:30:54,000
‫عمراً.

579
00:30:54,583 --> 00:30:55,583
‫چی؟

580
00:30:56,708 --> 00:30:59,250
‫ما با بابا یه قرارداد امضا کردیم.

581
00:30:59,333 --> 00:31:02,083
‫بیشتر از یه قرارداد، یه تعهده.

582
00:31:02,125 --> 00:31:03,125
‫درسته.

583
00:31:03,958 --> 00:31:05,000
‫درسته.

584
00:31:05,125 --> 00:31:08,458
‫بیاین این‌ها رو بخوریم در حالی که در مورد
‫مسخره بودن اون بحث می‌کنیم.

585
00:31:10,000 --> 00:31:11,708
‫اون گفت که این کار رو می‌کنه.

586
00:31:12,250 --> 00:31:14,250
‫ما فقط مؤدبانه رد می‌کنیم.

587
00:31:14,875 --> 00:31:16,708
‫ما مؤدبانه رد می‌کنیم.

588
00:31:21,250 --> 00:31:22,875
‫مجبورشون کردی قرارداد امضا کنن؟

589
00:31:23,708 --> 00:31:25,125
‫بیشتر یه تعهده.

590
00:31:25,500 --> 00:31:27,125
‫اون‌ها بچه‌ان. باید خوش بگذرونن.

591
00:31:27,208 --> 00:31:29,500
‫خب، کار کردن برای یه هدف سرگرم‌کننده‌ست.

592
00:31:29,625 --> 00:31:31,958
‫نه. ساندویچ بستنی نصف شب سرگرم‌کننده‌ست.

593
00:31:32,875 --> 00:31:34,625
‫نه وقتی دشمن هدفه.

594
00:31:34,750 --> 00:31:37,625
‫نمی‌تونی با زور «وادار به تسلیمشون کنی»،
‫به نقل از بوکوفسکی.

595
00:31:37,708 --> 00:31:39,416
‫راستی، داری براشون بوکوفسکی می‌خونی؟

596
00:31:39,416 --> 00:31:41,000
‫- خب...
‫- اون‌ها نمی‌فهمن اون کوفتی یعنی چی.

597
00:31:41,000 --> 00:31:43,500
‫باید هری پاتر یا دکتر زئوس کوفتی بخونن.

598
00:31:43,625 --> 00:31:45,625
‫یه‌کم آشفته به نظر میای.

599
00:31:45,750 --> 00:31:47,791
‫فکر نمی‌کردم مجبور باشم
‫برای سلامتی بچه‌هام بجنگم.

600
00:31:47,833 --> 00:31:51,708
‫فکر کردم می‌تونم بهت اعتماد کنم که اون‌ها رو
‫به روشی مهربون و درست حسابی شکل بدی.

601
00:31:52,875 --> 00:31:54,750
‫باشه. بچه‌ها!

602
00:31:57,125 --> 00:31:59,500
‫سلام. واقعاً لازم نیست به این کار ادامه بدین.

603
00:31:59,625 --> 00:32:01,000
‫مشکلی نیست، بچه‌ها.

604
00:32:01,083 --> 00:32:03,500
‫- ما قرارداد امضا کردیم.
‫- بیشتر یه تعهده.

605
00:32:03,625 --> 00:32:04,666
‫آره، ولی مجبور نیستین.

606
00:32:04,708 --> 00:32:06,625
‫ولی پس چه فایده‌ای داره که انجامش بدیم؟

607
00:32:06,708 --> 00:32:07,875
‫این چی به ما یاد میده؟

608
00:32:08,375 --> 00:32:10,125
‫یعنی، اون یه درس خیلی بده.

609
00:32:10,208 --> 00:32:12,083
‫- وای!
‫- وای! اون حرف بد از کجا اومد؟

610
00:32:12,125 --> 00:32:15,708
‫من همین الان شنیدم که سر بابا کلی داد و بیداد کردی
‫و، راستش، خیلی خفن به نظر میومد.

611
00:32:15,750 --> 00:32:17,458
‫نه، اون کوفتی... نه، خفن نبود.

612
00:32:17,500 --> 00:32:19,125
‫باشه. برگردین تو تخت‌تون، شما دو تا.

613
00:32:24,250 --> 00:32:25,250
‫خوب بود، آیوی.

614
00:32:26,333 --> 00:32:27,375
‫من میرم بخوابم.

615
00:32:27,875 --> 00:32:30,083
‫فرض می‌کنم کل قضیه منتفیه؟

616
00:32:30,125 --> 00:32:31,750
‫آره. خوب حدس زدی.

617
00:32:32,250 --> 00:32:38,125
‫یه بحث سه ساعته‌ی دور باطل
‫که به جایی نمی‌رسه چطوره؟

618
00:32:39,000 --> 00:32:40,000
‫بامزه بود.

619
00:32:42,125 --> 00:32:44,125
‫ببین، متأسفم. باید بهت می‌گفتم.

620
00:32:46,125 --> 00:32:48,375
‫ما فقط روش‌های متفاوتی با اون‌ها داریم.

621
00:32:48,458 --> 00:32:49,500
‫دلم براشون تنگ شده.

622
00:32:49,583 --> 00:32:51,750
‫خب، می‌تونم فردا بفرستمشون
بدوئن تا رستوران

623
00:32:51,833 --> 00:32:53,375
‫اون 20 کیلومتر دویدن براشون خوبه.

624
00:32:53,375 --> 00:32:55,125
‫خدای من.

625
00:32:55,625 --> 00:32:57,625
‫اون‌ها به طرز عجیبی خیلی دوستش دارن.

626
00:32:59,208 --> 00:33:00,583
‫باشه. اون قضیه.

627
00:33:00,625 --> 00:33:02,750
‫ولی زود تمومش کن تا بتونم بخوابم.

628
00:33:03,750 --> 00:33:05,625
‫تو و اون حرف‌های شیرینت.

629
00:33:08,833 --> 00:33:09,833
‫حس خوبی میده، نه؟

630
00:33:09,875 --> 00:33:11,125
‫- نه!
‫- نه!

631
00:33:11,208 --> 00:33:13,625
‫درد فقط ضعفیه که داره از بدن خارج می‌شه.

632
00:33:13,708 --> 00:33:14,833
‫بیاید. یالا.

633
00:33:14,875 --> 00:33:16,000
‫تقریباً رسیدیم؟

634
00:33:16,083 --> 00:33:18,083
‫آره. دو تا بچه.
‫اون‌ها واقعاً موجودات بهشتی‌ای هستن.

635
00:33:18,083 --> 00:33:20,041
‫من بعضی‌ وقت‌ها فکر می‌کنم
ممکنه بال دربیارن

636
00:33:20,083 --> 00:33:23,125
‫و خودشون رو به عنوان فرشته نشون بدن
‫و بعد پرواز کنن برگردن به بهشت.

637
00:33:23,166 --> 00:33:24,500
‫دیوید چنگ واقعاً میاد؟
‫(سرآشپز و رستوران‌دار آمریکایی)

638
00:33:24,500 --> 00:33:26,375
‫- فکر کنم آره.
‫- وای.

639
00:33:26,458 --> 00:33:28,708
‫می‌تونی فقط اون رو یه‌کم
‫به سمتم خم کنی؟

640
00:33:29,125 --> 00:33:30,125
‫عالی.

641
00:33:31,000 --> 00:33:33,625
‫خدایا. مثل طاعونه.

642
00:33:33,708 --> 00:33:35,583
‫می‌تونی وقتی چندتا پیدا کردی
بهم نشون بدی؟

643
00:33:36,458 --> 00:33:37,458
‫چطور می‌میرن؟

644
00:33:37,875 --> 00:33:40,833
‫خب، نرم‌کننده گیجشون می‌کنه،
‫و بعد من از رو شونه برشون می‌دارم

645
00:33:40,875 --> 00:33:43,125
‫و کمرشون رو می‌شکنم.

646
00:33:43,458 --> 00:33:44,458
‫این واقعاً عالیه.

647
00:33:45,916 --> 00:33:47,458
[آیوی]

648
00:33:48,000 --> 00:33:50,208
‫- الو؟
‫- سلام! حدس بزن کجام؟

649
00:33:50,958 --> 00:33:52,875
‫بیرون چون نوبت توئه که مراقب بچه‌ها باشی

650
00:33:52,875 --> 00:33:54,625
‫و نیم ساعت دیگه
‫تو مشق‌هاشون کمک‌شون کنی؟

651
00:33:54,625 --> 00:33:58,375
‫حتی نزدیکم نیست.
‫من با دیوید چنگ تو یه جت به سمت لس آنجلسم.

652
00:33:58,500 --> 00:34:00,125
‫ما عکس‌برداری رو انجام دادیم و اون گفت،

653
00:34:00,250 --> 00:34:03,250
‫«بی‌خیال! بیا بریم لس آنجلس
‫و با نانسی سیلورتون شام بخوریم.»
‫(سرآشپز آمریکایی)

654
00:34:03,583 --> 00:34:06,000
‫- درسته. شگفت‌انگیزه.
‫- نه؟ و بعد...

655
00:34:06,500 --> 00:34:08,583
‫فقط یه‌کم کالباس
‫و نوشیدنی بیشتر برای من، لطفاً؟

656
00:34:09,125 --> 00:34:11,708
‫و بعد صبح می‌ریم مالیبو تا ماهی بگیریم
‫و رو ساحل کباب کنیم.

657
00:34:11,750 --> 00:34:13,958
‫- تو اینستاگرامم می‌ذارم.
‫- حتماً حواست بهش باشه.

658
00:34:14,000 --> 00:34:17,125
‫خب، کی میای خونه؟ فردا؟

659
00:34:17,208 --> 00:34:19,000
‫آره. می‌دونم باید زنگ می‌زدم و می‌پرسیدم.

660
00:34:19,083 --> 00:34:20,333
‫خوب می‌شد.

661
00:34:20,375 --> 00:34:22,083
‫و بعد فکر کردم، چی بپرسم؟
‫اجازه بگیرم؟

662
00:34:22,125 --> 00:34:24,208
‫چون ما فقط می‌خوایم اون زوجی باشیم
‫که عاشق همن

663
00:34:24,250 --> 00:34:27,208
‫و به همدیگه اجازه میدن فرصت‌هایی
‫که زندگی میده رو بقاپن.

664
00:34:27,208 --> 00:34:28,166
‫مگه نه؟

665
00:34:28,208 --> 00:34:30,083
‫آهان. از اون سوال‌ها بود که برای مچ‌گیریه

666
00:34:30,125 --> 00:34:32,375
‫ولی آره، آره، آره، آره.
‫نه، نه، البته که همینطوره. آره

667
00:34:32,750 --> 00:34:35,375
‫بهم بگو، عزیزم. روزت چطور بود؟
‫و بچه‌ها چطورن؟

668
00:34:35,416 --> 00:34:36,875
‫خب، سگ همسایه تو لباسشویی کثافت‌کاری کرد.

669
00:34:36,875 --> 00:34:37,833
‫بچه‌ها شپش گرفتن.

670
00:34:37,875 --> 00:34:40,250
‫و چشم چپم می‌پره چون
‫خیلی ناجور خسته‌ام،

671
00:34:40,375 --> 00:34:42,666
‫- سرما خوردم، ولی می‌دونی...
‫- ببخشید، عزیزم. چی گفتی؟

672
00:34:42,708 --> 00:34:44,958
‫نه. هیچی. هیچی. تو برو خوش بگذرون.

673
00:34:45,000 --> 00:34:47,250
‫عاشقتم و عاشق اون قلب بزرگ و بخشنده‌ت.

674
00:34:47,375 --> 00:34:48,375
‫ممنون.

675
00:34:48,833 --> 00:34:50,583
‫عاشقتونم، بچه‌ها!
وقت خواب بهتون زنگ می‌زنم

676
00:34:53,500 --> 00:34:55,000
‫چرا اینقدر از دستش عصبانی‌ای؟

677
00:34:57,750 --> 00:34:58,958
‫چون من یه آدم مزخرفم.

678
00:35:06,375 --> 00:35:08,041
‫- ممنون، لئون. خداحافظ.
‫- خواهش می‌کنم.

679
00:35:08,125 --> 00:35:09,500
‫مزخرف نباش. مزخرف نباش.

680
00:35:10,125 --> 00:35:12,375
‫یادم نمیاد آخرین باری
که خوش گذروندم کی بود

681
00:35:12,833 --> 00:35:14,708
‫درسته، عالیه. خوش گذروندن. عالیه.

682
00:35:14,750 --> 00:35:18,250
‫و آدم‌های شگفت‌انگیزی برای حرف زدن.
‫آدم‌هایی که کار مهم می‌کنن، می‌دونی؟

683
00:35:18,333 --> 00:35:20,333
‫فکر می‌کنن. چیزهای شگفت‌انگیز.

684
00:35:20,375 --> 00:35:24,125
‫فقط بیرون تو دنیا، کاری می‌کنن.

685
00:35:26,833 --> 00:35:27,833
‫واقعاً؟

686
00:35:28,333 --> 00:35:29,583
‫اون لحن معنای خاصی داشت؟

687
00:35:29,583 --> 00:35:32,625
‫نه آخه یه ساعت
‫مشغول شستن این لباس‌ها بودم

688
00:35:32,750 --> 00:35:35,208
‫تمام راه برگشت از فرودگاه
‫به فکر وقت‌گذرونی با تو بودم.

689
00:35:35,250 --> 00:35:37,125
‫خوبه. واقعاً. آره.

690
00:35:37,208 --> 00:35:38,250
‫فقط...

691
00:35:39,458 --> 00:35:41,208
‫دارم پدر خودم رو در میارم از کار.

692
00:35:41,291 --> 00:35:43,458
‫واقعاً؟ می‌خوای اون کار رو بکنی
‫به جای وقت‌گذرونی با من؟

693
00:35:43,500 --> 00:35:44,625
‫چون منم سخت کار می‌کنم.

694
00:35:44,708 --> 00:35:46,000
‫و قدرش رو می‌دونم.

695
00:35:46,458 --> 00:35:48,375
‫- می‌دونی؟
‫- بله، می‌دونم.

696
00:35:48,458 --> 00:35:51,625
‫گفتی قدرش رو می‌دونم وقتی گفتم
‫دارم پدر خودم رو در میارم از کار؟

697
00:35:51,708 --> 00:35:54,625
‫نه. پس، سؤال این می‌شه: تو می‌دونی؟

698
00:35:55,625 --> 00:35:57,250
‫بله، قدرش رو می‌دونم، عزیزم.

699
00:35:57,750 --> 00:35:59,333
‫یه‌کم بی‌روح به نظر میومد، مثل...

700
00:35:59,375 --> 00:36:01,000
‫نمی‌دونم، شاید
‫مجبورت کرده بودن.

701
00:36:01,000 --> 00:36:03,375
‫خوش گذروندم، همین.
‫ازم دریغش می‌کنی؟

702
00:36:03,458 --> 00:36:05,375
‫خوشحالم خوش گذروندی. خیلی عالیه.

703
00:36:07,750 --> 00:36:08,750
‫این‌ها رو برات گرفتم.

704
00:36:11,458 --> 00:36:12,875
‫- رفتی «بابز».
‫- آره.

705
00:36:13,333 --> 00:36:17,083
‫یه ساعت و نیم از مسیرم دور شدم تو
‫ترافیک سنگین لس آنجلس تا برات دونات بابز بگیرم.

706
00:36:17,375 --> 00:36:18,458
‫لعنتی.

707
00:36:18,500 --> 00:36:20,500
‫بی‌فکر بودم، می‌دونم. عجب آدم مزخرفی‌ام.

708
00:36:20,583 --> 00:36:23,125
‫این یه پیروزی بزرگ کوفتی برای توئه،
‫مگه نه؟

709
00:36:23,208 --> 00:36:24,500
‫من خوب می‌دونم.

710
00:36:26,625 --> 00:36:28,500
‫خیلی متأسفم. خیلی متأسفم.

711
00:36:28,541 --> 00:36:30,916
‫به خاطر این بود که حسودیم شد
‫و خوش گذرونیت رو ازت دریغ می‌کردم،

712
00:36:30,958 --> 00:36:32,583
‫که جالب نیست، جذاب نیست.

713
00:36:32,625 --> 00:36:34,083
‫می‌دونم. مشکلی نیست.

714
00:36:34,750 --> 00:36:37,500
‫بخور عزیزم. و بعد قراره
‫حسابی خوش بگذرونیم.

715
00:36:39,083 --> 00:36:41,833
‫اون مال منه؟ نه، مال توئه. جینه.

716
00:36:41,875 --> 00:36:45,875
‫اون گفت، «دونات‌های بابز رو گرفتی؟
‫اون ایده‌ی بستنی دوناتی عالیه.»

717
00:36:46,500 --> 00:36:49,375
‫«بیا ساعت ده صبح تو آشپزخونه امتحانش کنیم.
‫بوس، بوس.»

718
00:36:49,458 --> 00:36:50,625
‫آره.

719
00:36:50,708 --> 00:36:53,750
‫خب، نه، چون اون‌ها برای توئن،
‫ولی اول... ایده‌ی اول تو بودی

720
00:36:53,833 --> 00:36:56,958
‫و بعد ایده‌ی دوم اون...
‫ایده‌ی بستنی بود، ولی...

721
00:36:58,208 --> 00:36:59,208
‫حتماً.

722
00:36:59,250 --> 00:37:00,875
‏42، 43

723
00:37:01,000 --> 00:37:04,375
‏44، 45، 46، 47

724
00:37:04,458 --> 00:37:06,875
‏48، 49، 50

725
00:37:07,958 --> 00:37:09,250
‫از مدالشون خوشم میاد.

726
00:37:09,375 --> 00:37:11,125
‫اون‌ها واقعاً هیچوقت درشون نمیارن.

727
00:37:11,208 --> 00:37:13,333
‫چرا باید در بیاری وقتی قهرمان ایالتی؟

728
00:37:13,500 --> 00:37:15,375
‫من می‌گم تو شکوه غرق شو.

729
00:37:15,500 --> 00:37:16,500
‫دقیقاً!

730
00:37:16,625 --> 00:37:19,125
‫هرچند یه روزی،
‫شکوه تموم می‌شه، اما...

731
00:37:19,208 --> 00:37:20,625
‫کار ادامه داره!

732
00:37:25,083 --> 00:37:26,875
‫باید بگم، شماها عالی به نظر نمیاین.

733
00:37:26,958 --> 00:37:29,708
‫آره. انرژی‌های خیلی ناهماهنگی اینجاست.

734
00:37:29,750 --> 00:37:31,375
‫- درسته؟
‫- آره. درسته.

735
00:37:31,500 --> 00:37:32,625
‫اون درک شهودی بود، بری.

736
00:37:32,750 --> 00:37:33,958
‫- ممنون، عزیزم.
‫- خوب بود.

737
00:37:34,000 --> 00:37:36,000
‫خب، چقدر بده، تئو؟

738
00:37:36,375 --> 00:37:37,500
‫چی؟

739
00:37:37,625 --> 00:37:40,250
‫این... همه‌چی عالیه.

740
00:37:40,375 --> 00:37:44,000
‫می‌دونی، رستوران یه موفقیت غول‌آساست،
‫و بچه‌ها دارن می‌ترکونن.

741
00:37:44,625 --> 00:37:46,333
‫اون‌ها واقعاً نمی‌ذارن
‫تمرین‌شون متوقف بشه

742
00:37:46,375 --> 00:37:48,083
‫تا وقتی که سرگیجه بگیرن و بالا بیارن.

743
00:37:48,125 --> 00:37:49,583
‫- پس این... این تعهده.
‫- آره.

744
00:37:49,625 --> 00:37:53,625
‫و من راستش... من واقعاً عاشقشم.

745
00:37:54,250 --> 00:37:55,250
‫آره.

746
00:37:55,500 --> 00:37:58,208
‫ولی تو هنوز یه شکست‌خورده‌ای.
‫زن‌ها این رو دوست ندارن.

747
00:38:01,125 --> 00:38:02,708
‫- من بوی دردسر حس می‌کنم.
‫- منم همینطور.

748
00:38:02,750 --> 00:38:04,250
‫آره. آره.

749
00:38:05,375 --> 00:38:08,958
‫اگه به یه شونه...
‫یا یه همدم برای تکیه کردن احتیاج داری.

750
00:38:09,000 --> 00:38:10,000
‫آره.

751
00:38:10,500 --> 00:38:11,500
‫چی؟

752
00:38:12,208 --> 00:38:13,375
‫بر، شوخی می‌کنم.

753
00:38:15,250 --> 00:38:17,000
‫من هستم.

754
00:38:24,375 --> 00:38:26,250
‫من و آیوی خوبیم.

755
00:38:28,333 --> 00:38:29,625
‫شدیده، نه؟

756
00:38:29,708 --> 00:38:31,125
‫- چطور اون‌ها...
‫- نمی‌دونم.

757
00:38:31,208 --> 00:38:32,250
‫چطور؟

758
00:38:33,000 --> 00:38:34,750
‫خب، همه‌چی خوبه؟

759
00:38:35,250 --> 00:38:36,458
‫چی؟ آره، چرا؟

760
00:38:38,208 --> 00:38:41,500
‫به نظر میاد یه جریان پنهان نارضایتی
‫بینتون هست.

761
00:38:42,375 --> 00:38:44,458
‫می‌تونی یه قایق رو
تو اون جریان شناور کنی

762
00:38:44,500 --> 00:38:47,125
‫چی؟ واقعاً؟
‫خب، من اینقدر سرم شلوغه، متوجه نشدم.

763
00:38:47,208 --> 00:38:50,625
‫آیوی. تو باید یه رابطه رو گرامی بداری
‫و تغذیه‌ش کنی.

764
00:38:50,708 --> 00:38:53,125
‫مگه تو تو پارکینگ‌مون
‫با راننده کامیون‌ها الکی نمی‌پلکی؟

765
00:38:53,500 --> 00:38:55,000
‫و برای همون ده دقیقه...

766
00:38:55,833 --> 00:38:58,375
‫من از زندگیم لذت می‌برم.

767
00:38:59,750 --> 00:39:00,750
‫ما خوبیم.

768
00:39:04,875 --> 00:39:07,375
‫- به نظر میاد همه فکر می‌کنن...
‫- ما از هم متنفریم؟

769
00:39:07,458 --> 00:39:11,875
‫خب، عبارت «جریان پنهان نارضایتی» بود،
‫ولی آره. دیوونگیه.

770
00:39:12,000 --> 00:39:14,000
‫گمونم بعضی‌ وقت‌ها ازت متنفرم.

771
00:39:14,041 --> 00:39:15,000
‫بامزه بود.

772
00:39:15,000 --> 00:39:16,000
‫نه، جدی.

773
00:39:16,500 --> 00:39:17,958
‫- چی؟
‫- تو این حس رو نداری؟

774
00:39:18,000 --> 00:39:22,458
‫وقتی کل بدنت توسط موج‌های سرگیجه‌آور
‫نفرت کوفتی تسخیر می‌شه؟

775
00:39:22,500 --> 00:39:23,625
‫خدایا!

776
00:39:23,708 --> 00:39:25,375
‫واقعاً؟ تو این حس رو نداری؟

777
00:39:25,416 --> 00:39:26,916
‫فکر کردم همه‌مون داریم، آدم‌های متأهل.

778
00:39:26,958 --> 00:39:29,208
‫و، می‌دونی، فقط باید بذاریش بره.

779
00:39:29,250 --> 00:39:33,583
‫و مثل موجی که یه جایی تو ساحلی
‫تو اقیانوس آرام می‌شکنه، می‌گذره.

780
00:39:34,625 --> 00:39:36,166
‫یعنی، به خود گرفتن رو بذار کنار.

781
00:39:36,208 --> 00:39:38,000
‫نفرت سرگیجه‌آوری که ازم داری رو
‫بذارم کنار؟

782
00:39:38,083 --> 00:39:40,750
‫نفرت سرگیجه‌آور پراکنده.

783
00:39:41,458 --> 00:39:43,166
‫تو واقعاً اصلاً همچین حسی
‫نسبت به من نداری؟

784
00:39:43,208 --> 00:39:44,833
‫خب، من... اون روز فکر کردم

785
00:39:44,875 --> 00:39:48,250
‫اگه چارلز منسون من رو به پیک‌نیک دعوت کنه
‫و اگه تو من رو به پیک‌نیک دعوت کنی،

786
00:39:48,333 --> 00:39:49,500
‫من با چارلی میرم.

787
00:39:49,875 --> 00:39:50,958
‫چارلز منسون.

788
00:39:51,500 --> 00:39:52,875
‫آره، چارلز منسون تو یه روز خوبش.

789
00:39:53,250 --> 00:39:55,000
‫چی، یه روز کل‌کل با بیچ بویز

790
00:39:55,125 --> 00:39:57,708
‫در مقابل یه روز نقشه‌ی کشتار کشیدن؟

791
00:39:58,083 --> 00:39:59,625
‫به خودت نگیر.

792
00:40:02,541 --> 00:40:03,541
‫منسون.

793
00:40:03,583 --> 00:40:05,375
‫آره، حق با توئه.
‫فکر کنم هردومون این حس رو داریم.

794
00:40:05,375 --> 00:40:06,375
‫درسته.

795
00:40:07,375 --> 00:40:11,375
‫فکر می‌کنی باید سعی کنیم بفهمیم
‫چرا این حس رو داریم؟

796
00:40:12,375 --> 00:40:14,750
‫خب، نه، اگه طبیعیه، نه. نه.

797
00:40:14,875 --> 00:40:15,875
‫درسته. باشه.

798
00:40:17,000 --> 00:40:18,875
‫این به‌خاطر کاره. کار زیادیه.

799
00:40:18,958 --> 00:40:20,500
‫و بچه‌ها. یعنی، عاشقشونم،

800
00:40:20,625 --> 00:40:22,875
‫ولی دارن تا مغز استخون
‫روح لعنتی من رو می‌مکن.

801
00:40:23,000 --> 00:40:25,500
‫و من... من هنوز عاشق خودمون هستم.

802
00:40:25,875 --> 00:40:27,625
‫من از همه جز خودمون متنفرم.

803
00:40:27,750 --> 00:40:29,750
‫منم همینطور. دلم برات تنگ شده.

804
00:40:30,125 --> 00:40:31,375
‫دل منم برات تنگ شده.

805
00:40:31,625 --> 00:40:32,833
‫باید یه کاری بکنیم.

806
00:40:32,875 --> 00:40:34,000
‫فرار کنیم؟

807
00:40:38,208 --> 00:40:41,125
‫نه بچه. نه کار.

808
00:40:42,333 --> 00:40:44,250
‫نیویورک. فقط من و تو.

809
00:40:45,500 --> 00:40:47,750
‫با فکر کردن بهش سرگیجه می‌گیرم.

810
00:40:47,833 --> 00:40:48,958
‫به افتخارش.

811
00:40:49,583 --> 00:40:51,125
‫خیلی خسته‌ام.

812
00:40:52,958 --> 00:40:53,958
‫بخواب.

813
00:40:54,875 --> 00:40:56,500
‫نه، می‌خوام کنار تو باشم.

814
00:40:56,625 --> 00:40:59,208
‫بخواب.

815
00:41:12,458 --> 00:41:13,458
‫تئو.

816
00:41:14,958 --> 00:41:15,958
‫سلام!

817
00:41:16,041 --> 00:41:18,125
‫- چطور... چطوری؟
‫- شگفت‌انگیز.

818
00:41:18,125 --> 00:41:20,458
‫من دارم یه محوطه‌ی جدید خفن رو
‫طراحی می‌کنم

819
00:41:20,500 --> 00:41:22,250
‫برای یکی از شرکت‌های فناوری
‫تو سیلیکون ولی.

820
00:41:22,291 --> 00:41:23,291
‫- وای.
‫- آره.

821
00:41:23,416 --> 00:41:24,791
‫این... این عالیه.

822
00:41:25,750 --> 00:41:27,166
‫آره. تو چی؟

823
00:41:28,791 --> 00:41:30,166
‫کار آزاد.

824
00:41:30,416 --> 00:41:32,291
‫باحاله.

825
00:41:32,375 --> 00:41:35,000
‫خدای من. اون ویدیوی لعنتی.

826
00:41:35,000 --> 00:41:36,250
‫«قرار نیست بیفته.»

827
00:41:36,291 --> 00:41:38,041
‫«اون... اون قرار نیست بیفته.»

828
00:41:38,125 --> 00:41:39,541
‫خب... خب... خب خنده‌دار بود.

829
00:41:39,666 --> 00:41:41,458
‫اینقدر وقت پیش بود که
‫راستش فراموشش کردم.

830
00:41:41,500 --> 00:41:42,875
‫فکر کنم بیشتر آدم‌ها فراموش کردن.

831
00:41:42,916 --> 00:41:44,333
‫هیچ‌کس فراموشش نکرده، رفیق.

832
00:41:44,875 --> 00:41:47,166
‫- یعنی، نه تو کار ما.
‫- من...

833
00:41:47,291 --> 00:41:49,541
‫به اندازه‌ی کافی در مورد تو حرف زدیم.
‫اینجارو داشته باش.

834
00:41:52,041 --> 00:41:53,250
‫می‌خوای بودجه‌ش رو بدونی؟

835
00:41:53,291 --> 00:41:55,166
‫- حتماً. حتماً.
‫- نمی‌تونم بهت بگم.

836
00:42:00,791 --> 00:42:01,916
‫لعنتی.

837
00:42:02,750 --> 00:42:04,791
‫لعنتی!

838
00:42:06,416 --> 00:42:07,541
‫اون تو خوبی؟

839
00:42:08,875 --> 00:42:11,000
‫سلام.
‫دو تا نوشیدنی می‌خواستم، لطفاً.

840
00:42:11,541 --> 00:42:12,541
‫یه صدایی شنیدم.

841
00:42:12,666 --> 00:42:14,375
‫صدایی بود؟ در خطریم؟

842
00:42:14,416 --> 00:42:15,791
‫- نه، من...
‫- خیالم راحت شد.

843
00:42:15,916 --> 00:42:17,291
‫خب، دو تا نوشیدنی؟

844
00:42:22,041 --> 00:42:23,041
‫بیدارش کنم؟

845
00:42:25,416 --> 00:42:26,916
‫در یک ازدواج متفکرانه،

846
00:42:27,000 --> 00:42:30,666
‫یه شریک خوب نوشیدنی اون یکی رو می‌خوره
‫وقتی اون خوابه.

847
00:42:35,291 --> 00:42:37,000
‫فکر کنم اون یکی دیگه می‌خواد.

848
00:42:37,875 --> 00:42:39,125
‫منم همینطور.

849
00:42:47,166 --> 00:42:49,541
‫- قربان، خواهش می‌کنم!
‫- پسش... بده!

850
00:42:49,625 --> 00:42:52,291
‫نه! قربان، یه بار دیگه ازتون می‌خوام.

851
00:42:52,416 --> 00:42:54,625
‫- پسش بده!
‫- نه، قربان، خواهش می‌کنم!

852
00:42:54,666 --> 00:42:57,750
‫- اون طراحی‌های من رو دزدیده.
‫- چه خبره؟ تئو؟

853
00:42:57,791 --> 00:43:00,541
‫اون طراحی‌های من رو دزدید
‫و بعد انداختشون تو سطل آشغال.

854
00:43:00,666 --> 00:43:04,875
‫- من فقط داشتم کارم رو می‌کردم.
‫- کار تو این نیست که چیزها رو غیب کنی.

855
00:43:04,916 --> 00:43:07,041
‫خدایا، تئو، چرا همچینی؟

856
00:43:07,125 --> 00:43:09,666
‫همچین هم خودش یه چینه.

857
00:43:10,041 --> 00:43:11,041
‫چی؟

858
00:43:12,000 --> 00:43:13,416
‫دیدی؟ بهت گفتم.

859
00:43:14,666 --> 00:43:16,625
‫خدا رو شکر. شوکر داری؟

860
00:43:19,791 --> 00:43:20,875
‫سردردت چطوره؟

861
00:43:23,666 --> 00:43:25,916
‫حواسم رو از خجالت پرت می‌کنه.

862
00:43:27,166 --> 00:43:28,916
‫بابت همه‌ی اون‌ها معذرت می‌خوام.

863
00:43:29,000 --> 00:43:30,000
‫مشکلی نیست.

864
00:43:31,666 --> 00:43:33,041
‫شام چند ساعت دیگه آماده‌ست.

865
00:43:35,416 --> 00:43:36,875
‫اُلی دابوس اینستاگرام من رو دید

866
00:43:36,916 --> 00:43:39,750
‫و من رو به رویداد موقتش دعوت کرده
‫و بعد شام تا هشت آماده نیست.

867
00:43:39,791 --> 00:43:41,166
‫نه.

868
00:43:41,500 --> 00:43:43,041
‫خیلی دوست دارم توام بیای.

869
00:43:43,166 --> 00:43:45,041
‫ت... تو برو، عزیزم.

870
00:43:45,166 --> 00:43:47,625
‫اون‌ها خیلی باحالن،
‫پس خوش می‌گذره، کار نیست.

871
00:43:48,041 --> 00:43:49,250
‫م... من فکر کنم...

872
00:43:50,250 --> 00:43:52,166
‫فکر کنم فقط می‌خوام، می‌دونی...

873
00:43:53,375 --> 00:43:57,000
‫یه نگاهی به مسابقه‌ی گلفی بندازم
‫که واقعاً برام مهم نیست.

874
00:44:00,041 --> 00:44:03,416
‫ببین، برو تحویلت بگیرن، خوش بگذرون.
‫شام می‌بینمت.

875
00:44:05,916 --> 00:44:08,625
‫باشه. تا شام برمی‌گردم.

876
00:44:23,041 --> 00:44:24,791
‫باشه. امروز دیگه شاهکار کردی.

877
00:44:28,166 --> 00:44:30,166
‫این خیلی قشنگه.

878
00:44:34,625 --> 00:44:35,750
‫شگفت‌انگیزه.

879
00:44:40,916 --> 00:44:42,250
‫آره، آره، آره.

880
00:44:42,791 --> 00:44:45,166
‫تو چندتا ساختمون قشنگ کوفتی ساختی.

881
00:44:45,416 --> 00:44:46,666
‫آفرین به تو.

882
00:44:54,458 --> 00:44:56,833
‫امروز اینجا خبر خاصی نیست

883
00:44:58,208 --> 00:44:59,208
‫ممنون!

884
00:45:10,041 --> 00:45:11,583
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم، خانم.

885
00:45:13,458 --> 00:45:14,708
‫تئو!

886
00:45:14,833 --> 00:45:15,958
‫تئونی.

887
00:45:16,083 --> 00:45:18,458
‫تئودوروس. تئو.

888
00:45:19,833 --> 00:45:20,833
‫سلام.

889
00:45:21,708 --> 00:45:23,208
‫زندگی ضربه‌هایی می‌زنه.

890
00:45:23,333 --> 00:45:24,541
‫آدم‌ها زمین می‌خورن.

891
00:45:25,208 --> 00:45:27,583
‫بعضی‌ها بلند می‌شن و بعضی‌ها نه
‫و اون موقع‌ست که یهو می‌گی،

892
00:45:27,708 --> 00:45:30,333
‫«لعنتی. یکی از اون‌هایی گیرم اومده
‫که دیگه بلند نمی‌شم.»

893
00:45:30,958 --> 00:45:33,708
‫نه، من برای بچه‌هامون بلند می‌شم.

894
00:45:33,833 --> 00:45:35,958
‫نصف شب
‫و صبح...

895
00:45:36,041 --> 00:45:38,208
‫مثل بچه‌های ننر نباش.
‫فقط یه نظر بود.

896
00:45:38,583 --> 00:45:39,791
‫حالم داره بد می‌شه.

897
00:45:46,208 --> 00:45:47,416
‫زیباست.

898
00:45:50,416 --> 00:45:53,208
‫خلاصه... نمی‌خوام
‫قضیه رو بزرگش کنم.

899
00:45:54,208 --> 00:45:57,458
‫ولی من کوفتی دیگه از اینکه این
‫تو پس‌زمینه‌ی زندگیمون باشه خسته شدم.

900
00:45:58,333 --> 00:46:02,041
‫شکست خوردی، پس یا باهاش کنار بیا
‫یا روش مسلط شو.

901
00:46:02,583 --> 00:46:03,833
‫باشه، انجامش میدم.

902
00:46:08,208 --> 00:46:09,583
‫فقط می‌خوام اینجا دراز بکشم.

903
00:46:10,333 --> 00:46:11,458
‫آره، همین کار رو بکن.

904
00:46:12,166 --> 00:46:14,833
‫سعی می‌کنم جلوی خودم رو بگیرم
‫یه چیز سنگین روت نندازم.

905
00:46:36,958 --> 00:46:38,833
‫خیلی احمقی، آیوی.

906
00:46:38,958 --> 00:46:40,208
‫فقط برو و عذرخواهی کن.

907
00:46:42,166 --> 00:46:43,208
‫احمق بی‌شعور.

908
00:46:45,083 --> 00:46:46,083
‫خدایا.

909
00:47:03,333 --> 00:47:07,333
‫یعنی، فشار زیادیه
‫و یه‌کم غیر واقع‌بینانه‌ست

910
00:47:07,416 --> 00:47:10,708
‫که انتظار داشته باشی یه نفر کاملاً
‫افکارش رو بیان کنه

911
00:47:10,791 --> 00:47:12,458
‫به روشی سنجیده تو یه ازدواج طولانی.

912
00:47:13,541 --> 00:47:15,833
‫ای... این یعنی «ببخشید»؟

913
00:47:15,916 --> 00:47:18,583
‫بله و همچنین یه تفکر فلسفی.

914
00:47:20,958 --> 00:47:23,291
‫ببخشید، نمی‌خوام دیگه حرف بزنم.

915
00:47:24,958 --> 00:47:26,083
‫به نظر بالغانه میاد.

916
00:47:49,583 --> 00:47:51,958
‫این بچه‌ها هیچ لباس درست حسابی‌ای ندارن؟

917
00:47:59,458 --> 00:48:00,708
‫عاشق این‌هام.

918
00:48:01,291 --> 00:48:02,583
‫خونه‌ی رویایی.

919
00:48:02,708 --> 00:48:03,916
‫ممنون.

920
00:48:05,333 --> 00:48:07,208
‫شاید باید جامون رو عوض کنیم.

921
00:48:07,291 --> 00:48:08,333
‫همیشه قصدمون همین بود.

922
00:48:08,333 --> 00:48:10,000
‫می‌دونی، م... من برمی‌گردم سر کار،

923
00:48:10,041 --> 00:48:11,833
‫و تو می‌تونی برگردی
‫به کاری که همیشه عاشقش بودی،

924
00:48:11,833 --> 00:48:16,166
‫آشپزی برای یازده نفر تو یه شب
‫و سیگار کشیدن کنار دریا.

925
00:48:18,083 --> 00:48:19,708
‫می‌تونی کار پیدا کنی؟

926
00:48:19,750 --> 00:48:20,833
‫وای.

927
00:48:20,875 --> 00:48:24,166
‫یعنی این رو به روشی خنثی
‫و جویای اطلاعات می‌پرسم.

928
00:48:24,333 --> 00:48:27,541
‫خب، باید دوباره
‫از پایین شروع کنم، گمونم.

929
00:48:27,583 --> 00:48:28,583
‫می‌دونی؟

930
00:48:28,833 --> 00:48:30,958
‫تحمل فکر کردن بهش رو ندارم،
‫ولی می‌کنم، باید بکنم،

931
00:48:30,958 --> 00:48:33,791
‫چون این کاریه که قرار بوده انجام بدم.

932
00:48:34,333 --> 00:48:37,833
‫راستی، من تو نیویورک یکی رو دیدم
‫که می‌خواد شریک سهام بشه

933
00:48:37,916 --> 00:48:40,333
‫و رستوران‌های بیشتری باز کنه
‫مثل دیوید چنگ.

934
00:48:41,291 --> 00:48:42,291
‫آره.

935
00:48:43,333 --> 00:48:46,083
‫پس، ت... تو نمی‌خوای جامون رو عوض کنیم.

936
00:48:46,791 --> 00:48:48,458
‫به عنوان یه فمینیست، نمی‌تونم.

937
00:48:48,583 --> 00:48:50,291
‫و به عنوان کسی که عاشق شغلشه

938
00:48:50,333 --> 00:48:53,833
‫و معتاد تحسین عمومیه،
‫نمی‌تونم.

939
00:48:53,958 --> 00:48:58,208
‫درسته. پس من به این احتیاج دارم
و تو به اون

940
00:48:59,583 --> 00:49:04,833
‫پس یه نفر باید خودش رو
‫قربانی ازدواج کنه، ولی...

941
00:49:05,958 --> 00:49:07,708
‫اون کی قراره باشه؟

942
00:49:14,291 --> 00:49:15,291
‫مگه اینکه...

943
00:49:15,333 --> 00:49:16,875
‫خدای من،
‫عاشق اون مکث معنی‌دار شدی؟

944
00:49:16,916 --> 00:49:18,833
‫مطمئن نبودم قراره کوتاه بیای یا نه.
‫می‌خواستی کوتاه بیای؟

945
00:49:18,833 --> 00:49:20,541
‫- م...
‫- خب، نه، بهتره جواب ندی.

946
00:49:20,958 --> 00:49:23,583
‫خب، من یه چیزی دیدم
‫که فکر کنم ممکنه کمک‌مون کنه.

947
00:49:24,583 --> 00:49:25,583
‫یالا.

948
00:49:26,708 --> 00:49:28,208
‫- تقریباً رسیدیم.
‫- باشه.

949
00:49:29,041 --> 00:49:30,041
‫باشه.

950
00:49:30,583 --> 00:49:31,958
‫باشه، اونجا وایسا.

951
00:49:34,083 --> 00:49:35,083
‫باشه، نگاه کن.

952
00:49:39,833 --> 00:49:41,208
‫وای.

953
00:49:41,791 --> 00:49:44,791
‫می‌خوام برامون
‫شگفت‌انگیزترین خونه‌ی تاریخ رو بسازی.

954
00:49:44,833 --> 00:49:46,333
‫اینجا؟ الان؟

955
00:49:48,708 --> 00:49:50,708
‫پس اون کشتن غرورم
و کار مزخرفم چی؟

956
00:49:50,833 --> 00:49:53,916
‫و آروم آروم برگشتن
‫و رستگاریم؟

957
00:49:53,958 --> 00:49:56,083
‫نشون دادن نبوغت به دنیا چطوره؟

958
00:49:56,166 --> 00:49:58,208
‫و به تو که من یه شکست‌خورده نیستم.

959
00:49:58,458 --> 00:49:59,916
‫تو برای ساختن چیزها به دنیا اومدی.

960
00:50:01,416 --> 00:50:02,583
‫از پس هزینه‌ش برمیایم؟

961
00:50:02,583 --> 00:50:04,250
‫اگه شعبه‌ی جدیدم رو باز کنم، می‌تونیم.

962
00:50:04,250 --> 00:50:06,125
‫آیوی، این...

963
00:50:07,291 --> 00:50:08,833
‫یالا، بگو. فکر کنم لیاقتش رو دارم.

964
00:50:08,833 --> 00:50:09,833
‫وای!

965
00:50:10,791 --> 00:50:13,083
‫[ستاره‌ی نوظهور، آیوی رز،
‫در جمع ده آشپز برتر ساحل غربی]

966
00:50:16,291 --> 00:50:18,208
‫[بهترین خرچنگ تاریخ
‫- دیوید چانگ]

967
00:50:18,208 --> 00:50:20,708
‫[بهترین غذای دنیا - هنر سرآشپز]
‫[ برای خوردن این خرچنگ بدو - کالیفرنیا شف ]

968
00:50:21,708 --> 00:50:22,708
‫[مندوسینو]

969
00:50:23,041 --> 00:50:24,541
‫[سان فرانسیسکو]

970
00:50:24,541 --> 00:50:25,541
‫[لس‌آنجلس]

971
00:50:30,250 --> 00:50:31,458
[سه سال بعد]

972
00:50:31,666 --> 00:50:34,875
‫یک، دو، سه، چهار.

973
00:50:34,916 --> 00:50:36,541
‫یک، دو...

974
00:50:36,625 --> 00:50:38,500
‫- ادامه بده!
‫- سه، چهار.

975
00:50:41,666 --> 00:50:43,000
‫تئو!

976
00:50:43,333 --> 00:50:44,541
‫وای.

977
00:50:44,625 --> 00:50:45,541
‫- م...
‫- این قراره شگفت‌انگیز بشه.

978
00:50:46,666 --> 00:50:48,125
‫آیوی مردونگیت رو بهت برگردوند.

979
00:50:48,166 --> 00:50:49,791
‫حس یه شانس دوباره رو میده.

980
00:50:50,166 --> 00:50:52,791
‫- آره.
‫- می‌دونی، وقتی 29 سالم بود،

981
00:50:52,916 --> 00:50:55,750
‫تشخیص دادن که
‫یه بیماری خودایمنی دارم.

982
00:50:56,291 --> 00:50:59,375
‫آره. وحشتناک بود، م... عقلم رو از دست دادم.

983
00:50:59,416 --> 00:51:02,541
‫- داشتم کارهای ناجور می‌کردم، این...
‫- عزیزم، در مورد این حرف زدیم.

984
00:51:02,625 --> 00:51:05,166
‫عفونت‌های قارچی مزمن
‫بیماری خودایمنی نیست.

985
00:51:05,666 --> 00:51:06,791
‫خب، بازم اذیت کرد، بری.

986
00:51:06,916 --> 00:51:08,375
‫اصل مطلب اینه، تئو، خودشه.

987
00:51:08,416 --> 00:51:11,333
‫قراره همه‌چی رو از نو شروع کنی، بترکونی،
‫و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کنی.

988
00:51:11,375 --> 00:51:13,875
‫فقط می‌خوام یه چیزی بسازم
‫که لایق آیوی باشه، می‌دونید،

989
00:51:13,916 --> 00:51:18,041
‫تا بدونه که من
‫یه اشتباه بزرگ کوفتی نبودم.

990
00:51:18,083 --> 00:51:20,958
‫من همین الان رسیدم خونه‌ام.
‫گفتی کِی داریم شعبه‌ی شیکاگو رو باز می‌کنیم؟

991
00:51:21,333 --> 00:51:23,208
‫تو ساعت چهار باهاشون تماس داری.

992
00:51:23,291 --> 00:51:25,583
‫همچنین، دارم برات
‫قبض‌های این هفته‌ی خونه رو می‌فرستم،

993
00:51:25,708 --> 00:51:28,791
‫و اگه اجازه بدی
‫نظر شخصی بدم...

994
00:51:28,833 --> 00:51:30,791
‫لعنتی، رفیق. باید جلوش رو بگیری.

995
00:51:30,833 --> 00:51:32,666
‫ولی می‌خوام اون شانسش رو داشته باشه.
‫یعنی...

996
00:51:34,583 --> 00:51:36,958
‫- لعنتی!
‫- دقیقاً.

997
00:51:37,958 --> 00:51:40,041
‫بیست و هشت هزار تا برای خزه‌ی ایرلندی، تئو؟

998
00:51:40,083 --> 00:51:41,583
‫آره، برای سقف سمت غربه.

999
00:51:41,666 --> 00:51:43,166
‫آمریکا خزه نداره؟

1000
00:51:43,208 --> 00:51:45,583
‫سبزیِ خزه ایرلندی واقعا منحصر به فرده

1001
00:51:45,666 --> 00:51:47,541
‫خب پولی که برای خزه ایرلندی دادی

1002
00:51:47,583 --> 00:51:48,958
‫هم واقعا منحصر به فرده

1003
00:51:49,041 --> 00:51:51,666
‫لازمش داریم. برای اون دیدگاه حیاتیه.

1004
00:51:52,833 --> 00:51:56,291
‫می‌فهمی که ما
‫پول نامحدود نداریم؟

1005
00:51:57,708 --> 00:52:01,500
‫اون ایده‌ی درخت محصور تو
‫ویترین شیشه‌ای کنار آشپزخونه رو بهت نشون دادم؟

1006
00:52:02,958 --> 00:52:04,083
‫نامردیه.

1007
00:52:04,541 --> 00:52:05,541
‫خدای من.

1008
00:52:06,208 --> 00:52:07,208
‫بی‌عرضه!

1009
00:52:14,333 --> 00:52:15,666
‫آیوی...

1010
00:52:15,708 --> 00:52:19,083
‫کدوم یکی از این سه تا کاشی رو...
دوست داری؟

1011
00:52:19,666 --> 00:52:22,708
‫قراره برن پشت...
‫شومینه‌ی هیزمی، پس...

1012
00:52:22,750 --> 00:52:23,791
‫عاشقشم.

1013
00:52:23,833 --> 00:52:25,958
‫ولی سه تا هستن.
‫کدومش؟

1014
00:52:25,958 --> 00:52:27,750
‫- آره، الان می‌فرستمشون.
‫- سه تا هستن...

1015
00:52:27,750 --> 00:52:29,416
‫اصلاً نگاهشون نکردی.

1016
00:52:29,791 --> 00:52:31,833
‫- چی؟
‫- و من دارم سعی می‌کنم باهات حرف بزنم

1017
00:52:31,833 --> 00:52:33,000
‫- و تو تلفن رو برمی‌داری...
‫- سلام.

1018
00:52:33,041 --> 00:52:35,333
‫آره، همین الان به فلورا گفتم،
‫ارقام بودجه آماده‌ست.

1019
00:52:35,416 --> 00:52:36,666
‫ارقام بودجه، آره.

1020
00:52:36,708 --> 00:52:38,416
‫- تا وقتی داری رو ارقام بودجه کار می‌کنی...
‫- بعداً بهت زنگ می‌زنم.

1021
00:52:38,458 --> 00:52:41,208
‫خواهش می‌کنم اینم اضافه کنی
‫که من یه میز خریدم

1022
00:52:41,333 --> 00:52:43,083
‫از یه صومعه‌ی اسپانیایی قرن پونزدهمی؟

1023
00:52:43,208 --> 00:52:45,958
‫راستش یه خنجر توش فرو رفته
‫از دوران تفتیش عقاید اسپانیا.

1024
00:52:46,083 --> 00:52:48,583
‫گرونه، ولی فکر کنم ضروریه.
‫حس ظاهر...

1025
00:52:48,833 --> 00:52:49,833
‫آیوی!

1026
00:53:01,916 --> 00:53:03,333
‫فقط دارم چک می‌کنم.

1027
00:53:03,416 --> 00:53:04,833
‫خدای بزرگ، آیوی.

1028
00:53:05,666 --> 00:53:08,958
‫تو بعضی‌ وقت‌ها یه بچه‌ی کوفتی هستی.

1029
00:53:09,583 --> 00:53:10,833
‫مامان؟ بابا؟

1030
00:53:12,541 --> 00:53:13,708
‫شیر داریم؟

1031
00:53:14,208 --> 00:53:16,416
‫- بله، عزیزم، البته که شیر داریم.
‫- آره. البته، عزیزم. آره.

1032
00:53:16,458 --> 00:53:17,541
‫- آره.
‫- آره.

1033
00:53:18,166 --> 00:53:19,166
‫آره.

1034
00:53:23,708 --> 00:53:27,208
‫و یه، و دو، و سه، چهار.

1035
00:53:27,291 --> 00:53:28,458
‫سلام!

1036
00:53:29,083 --> 00:53:30,083
‫مامان؟

1037
00:53:30,208 --> 00:53:31,666
‫منم دارم میام.

1038
00:53:31,708 --> 00:53:33,583
‫باشه. عالیه.

1039
00:53:34,291 --> 00:53:36,416
‫مامان، داریم دوی سرعت
اینتروال دو کیلومتری می‌زنیم

1040
00:53:38,708 --> 00:53:39,958
‫همچنین، یه خبر.

1041
00:53:41,166 --> 00:53:43,333
‫من دیروز حالم بد شد.

1042
00:53:43,833 --> 00:53:45,458
‫عزیز دلم. الان خوبی؟

1043
00:53:45,833 --> 00:53:48,208
‫من وسط جشن تولد بالا آوردم.

1044
00:53:48,333 --> 00:53:49,541
‫خیلی خجالت‌آور بود.

1045
00:53:49,833 --> 00:53:51,958
‫مردم زل زده بودن، من گریه کردم.

1046
00:53:52,833 --> 00:53:54,166
‫چرا بهم زنگ نزدی؟

1047
00:53:54,833 --> 00:53:56,916
‫به بابا زنگ زدم. اون بهترین بود.

1048
00:53:58,208 --> 00:53:59,333
‫بهترین.

1049
00:53:59,791 --> 00:54:01,250
‫از کجا می‌دونستی چی‌کار کنی؟

1050
00:54:01,708 --> 00:54:03,208
‫والدگری غریزی.

1051
00:54:03,833 --> 00:54:04,958
‫گوگلش کرد.

1052
00:54:05,083 --> 00:54:07,458
‫خیلی‌خب، شما دو تا. و، برین!

1053
00:54:13,916 --> 00:54:15,791
‫باورم نمی‌شه اینجوری شده.

1054
00:54:15,833 --> 00:54:17,208
‫آره، ناجور بود.

1055
00:54:18,041 --> 00:54:19,583
‫اون داغون بود، بیچاره.

1056
00:54:20,333 --> 00:54:21,708
‫کاش اونجا بودم.

1057
00:54:22,416 --> 00:54:23,916
‫ولی هیچوقت نیستی، مگه نه؟

1058
00:54:25,833 --> 00:54:28,458
‫دهن زشت احمقت رو ببند.

1059
00:54:33,041 --> 00:54:34,333
‫بابا!

1060
00:54:34,416 --> 00:54:35,458
‫میای؟

1061
00:54:39,666 --> 00:54:40,666
‫آره.

1062
00:54:55,833 --> 00:54:58,083
‫- سلام، مامان.
‫- سلام، عزیزم.

1063
00:54:58,166 --> 00:54:59,833
‫زیبا به نظر میای.

1064
00:55:01,208 --> 00:55:03,041
‫- درخشانی.
‫- مال عرقه.

1065
00:55:04,166 --> 00:55:06,208
‫- چی‌کار می‌کردی؟
‫- بالا رفتن آزاد از حصارها

1066
00:55:06,333 --> 00:55:08,791
‫برای ساختن عضلات پشتم
‫و تمرکز کلی.

1067
00:55:10,708 --> 00:55:11,708
‫باحاله.

1068
00:55:12,958 --> 00:55:14,208
‫از بابا دوری می‌کنی؟

1069
00:55:14,458 --> 00:55:16,708
‫نه، البته که نه.
‫فقط دارم یه‌کم خلوت می‌کنم.

1070
00:55:17,083 --> 00:55:18,458
‫شما دو تا به کمک احتیاج دارین.

1071
00:55:19,583 --> 00:55:20,583
‫مسخره‌ست.

1072
00:55:22,833 --> 00:55:25,583
‫هتی، وقت نوشیدنی پروتئینته.

1073
00:55:25,666 --> 00:55:27,416
‫بهش نگو من...
‫بهش نگو من اینجام.

1074
00:55:27,916 --> 00:55:29,208
‫مامان این پایینه.

1075
00:55:29,833 --> 00:55:30,916
‫خائن.

1076
00:55:32,208 --> 00:55:33,208
‫ببخشید.

1077
00:55:34,666 --> 00:55:35,833
‫ولی هنوز دوستت دارم.

1078
00:55:36,166 --> 00:55:37,166
‫منم دوستت دارم.

1079
00:55:48,333 --> 00:55:50,458
‫هیچوقت حس می‌کنی که
‫ما تو یه چیزی گیر افتادیم؟

1080
00:55:50,541 --> 00:55:52,833
‫که ما این ماشین بیش از حد پیچیده

1081
00:55:52,916 --> 00:55:55,875
‫و بی‌پایان در حال چرخش رو خلق کردیم
‫که نمی‌تونیم ازش خارج شیم؟

1082
00:55:55,916 --> 00:55:59,333
‫چی می‌شه اگه همه‌چی رو ول کنیم، یه ون بگیریم،
‫و دور آمریکای جنوبی رانندگی کنیم؟

1083
00:55:59,458 --> 00:56:02,708
‫آره، خب، قانع کردن اون‌ها
‫برات سخت می‌شه.

1084
00:56:03,333 --> 00:56:05,541
‫اون‌ها هدفشون بورسیه‌های
‫تو میامی‌ـه.

1085
00:56:05,583 --> 00:56:08,958
‫ولی منظورم همینه. اون‌ها 13 سالشونه،
‫و یهو می‌خوان خونه رو ترک کنن.

1086
00:56:10,166 --> 00:56:11,916
‫آخرین باری که نگاه کردم شش سالشون بود.

1087
00:56:12,833 --> 00:56:14,208
‫ببین، تو فقط خسته‌ای.

1088
00:56:16,916 --> 00:56:18,458
‫ما تو قسمت سختشیم.

1089
00:56:18,583 --> 00:56:21,083
‫خوبه، چون اگه این قسمت آسونشه،
‫من رو با بالش خفه کن.

1090
00:56:21,208 --> 00:56:22,291
‫حتماً.

1091
00:56:23,208 --> 00:56:25,208
‫یه‌کم زیادی سریع گفتی به نظرم.

1092
00:56:26,833 --> 00:56:29,708
‫یه آشغال به تمام معنا.
‫یه قربانی. یه بازنده. یه بی‌عرضه.

1093
00:56:29,791 --> 00:56:32,083
‫شماره ده. «تئو. عجب عوضی‌ای.»

1094
00:56:33,958 --> 00:56:35,833
‫قرارمون این نبود.

1095
00:56:36,291 --> 00:56:38,291
‫من کلی رنجش می‌بینم،

1096
00:56:38,333 --> 00:56:42,208
‫خودبرتربینی، تمسخر،
‫ناتوانی در پذیرش اشتباهات.

1097
00:56:42,458 --> 00:56:45,583
‫فکر نمی‌کنم شما ظرفیت
‫حل مشکلات‌تون رو داشته باشین.

1098
00:56:49,041 --> 00:56:51,708
‫تو واقعاً اجازه داری این رو بگی؟

1099
00:56:51,833 --> 00:56:53,208
‫این غیرحرفه‌ای به نظر میاد.

1100
00:56:53,291 --> 00:56:55,083
‫بله. مثل قصور پزشکی.

1101
00:56:55,208 --> 00:56:58,208
‫- چی؟ نه...
‫- ما انتظار یه تخفیف حسابی داریم.

1102
00:56:58,583 --> 00:57:00,458
‫- وقت تمومه.
‫- واقعاً؟

1103
00:57:00,583 --> 00:57:03,458
‫- خب، تا وقتی ادامه داشت سرگرم‌کننده بود.
‫- خیلی سرگرم‌کننده بود.

1104
00:57:03,541 --> 00:57:06,083
‫من هنوزم انتظار دارم پارکینگم
‫مهر تأیید رایگان بخوره.

1105
00:57:09,666 --> 00:57:12,208
‫- ظالمانه بود.
‫- کلاهبرداری محض.

1106
00:57:12,250 --> 00:57:14,000
‫- راستی، لیست تو بهترین بود.
‫- ممنون، عزیزم.

1107
00:57:14,041 --> 00:57:15,333
‫مال تو دومین بهترین بود.

1108
00:57:16,166 --> 00:57:17,833
‫می‌تونستیم مهربون‌تر باشیم.

1109
00:57:18,666 --> 00:57:20,041
‫من می‌تونستم.

1110
00:57:20,083 --> 00:57:21,083
‫منم همینطور.

1111
00:57:23,166 --> 00:57:24,166
‫بابا! ما قبول شدیم!

1112
00:57:24,208 --> 00:57:26,083
‫میامی! هردومون قبول شدیم!

1113
00:57:26,166 --> 00:57:27,708
‫- بورسیه‌هامون رو گرفتیم!
‫- آره!

1114
00:57:27,791 --> 00:57:30,208
‫نابغه‌های کوچولوی من. آره. آره!

1115
00:57:30,333 --> 00:57:32,458
‫بیاین برای جشن پنکیک بخوریم.
‫ما موفق شدیم.

1116
00:57:32,583 --> 00:57:34,083
‫کار ادامه داره.

1117
00:57:34,208 --> 00:57:35,208
‫آره.

1118
00:57:35,416 --> 00:57:36,791
[فرودگاه بین‌المللی سان فرانسیسکو]

1119
00:57:36,833 --> 00:57:38,208
‫همین الان دلم براتون تنگ شده.

1120
00:57:39,250 --> 00:57:40,458
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

1121
00:57:40,625 --> 00:57:43,125
‫- دوست‌تون دارم. دوست‌تون دارم.
‫- خداحافظ، دوست‌تون دارم.

1122
00:57:50,000 --> 00:57:51,208
‫خداحافظ.

1123
00:57:54,875 --> 00:57:56,333
‫خب، خدا رو شکر که رفتن.

1124
00:57:58,083 --> 00:57:59,708
‫تئو، شوخی می‌کنم.

1125
00:58:03,000 --> 00:58:04,833
‫هتی‌ـه. بله؟

1126
00:58:04,875 --> 00:58:08,125
‫یادم رفت، می‌تونی...
‫دوباره قضیه‌ی تغذیه رو برام توضیح بدی؟

1127
00:58:08,250 --> 00:58:10,125
‫بله. بله، تغذیه، بله، البته.

1128
00:58:10,208 --> 00:58:12,500
‫خب، می‌دونی،
‫یه‌کم شبیه خرگوش بودنه

1129
00:58:12,625 --> 00:58:14,583
‫تو یه بوفه‌ی لاس وگاس.

1130
00:58:14,625 --> 00:58:17,375
‫اول می‌خوای بری سراغ میز سالاد،
‫آره؟ درسته؟

1131
00:58:19,250 --> 00:58:20,625
‫بله و بعد...

1132
00:58:20,750 --> 00:58:23,250
‫خب، مثل یه خرگوش فکر کن،
‫کلی سبزیجات بخور، و بعد...

1133
00:58:23,375 --> 00:58:26,125
‫خب، باید خیلی مراقب
‫جهش‌های قند خونت باشی.

1134
00:58:26,125 --> 00:58:28,625
‫خب، می‌تونی پروتئینت رو بخوری
‫و بعد می‌تونی کربوهیدراتت رو بخوری

1135
00:58:28,625 --> 00:58:29,875
‫مثل یه راننده کامیون بین‌شهری.

1136
00:58:29,958 --> 00:58:32,625
‫آره، جین، بیا یه رستوران دیگه باز کنیم.

1137
00:58:41,875 --> 00:58:43,458
‫شومینه رو روشن کن، لطفاً، هل.

1138
00:58:43,833 --> 00:58:46,000
‫و صدا موسیقی رو پنج درصد زیاد کن.

1139
00:58:54,750 --> 00:58:56,750
‫عالی به نظر میاد. نوشیدنی می‌خوای؟

1140
00:58:56,875 --> 00:58:59,208
‫نه، ممنون، داشتم با لیوانم خوش می‌گذروندم.

1141
00:58:59,250 --> 00:59:00,458
‫فکر کنم به همون بچسبم.

1142
00:59:01,500 --> 00:59:04,625
‫ماشین نزدیک می‌شه. آئودی نقره‌ای.
‫دو تا مهمون.

1143
00:59:04,750 --> 00:59:06,250
‫هنوزم عجیبه چطور این کار رو می‌کنه.

1144
00:59:06,250 --> 00:59:07,250
‫ممنون، هل.

1145
00:59:07,500 --> 00:59:09,125
‫هل، نوشیدنی می‌خوای؟

1146
00:59:09,250 --> 00:59:11,333
‫من خواسته یا نیازی ندارم.

1147
00:59:11,375 --> 00:59:12,583
‫با من ازدواج کن.

1148
00:59:13,333 --> 00:59:14,333
‫بامزه بود.

1149
00:59:19,500 --> 00:59:22,125
‫یعنی، وای.

1150
00:59:23,500 --> 00:59:24,833
‫خزه‌ی سبز روی سقف،

1151
00:59:24,875 --> 00:59:27,625
‫پیشروی آبی خونه
‫که به اقیانوس وحشی می‌رسه.

1152
00:59:27,750 --> 00:59:30,500
‫یعنی، عاشق اینم که چطور فضای نشیمن

1153
00:59:30,625 --> 00:59:33,708
‫یه جور مرکز ثقل
‫برای کل مجموعه فراهم می‌کنه.

1154
00:59:33,750 --> 00:59:36,625
‫شماها دارین کلماتی می‌گین، ولی می‌دونین
‫که هیچ معنی‌ای نمیدن، درسته؟

1155
00:59:36,708 --> 00:59:39,750
‫فرصت دیدگاهت رو پیدا کردی، تئو،
‫و ترکوندی.

1156
00:59:40,333 --> 00:59:44,875
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم تماشای یه مرد سفیدپوست
‫که قدرتش رو باز پس می‌گیره بتونه اینقدر تأثیرگذار باشه.

1157
00:59:54,000 --> 00:59:55,000
‫چطوری؟

1158
00:59:57,208 --> 00:59:58,708
‫خیلی عالی.

1159
00:59:58,750 --> 01:00:00,708
‫خونه فقط...

1160
01:00:00,750 --> 01:00:03,458
‫این... خیلی قشنگه.

1161
01:00:03,500 --> 01:00:04,958
‫اون یه نابغه‌ی لعنتیه.

1162
01:00:06,708 --> 01:00:09,583
‫چرا این اجاق گاز قدیمیه و یه‌کم داغونه؟

1163
01:00:10,500 --> 01:00:11,625
‫نیست.

1164
01:00:11,708 --> 01:00:14,458
‫این اجاق گاز اصلی جولیا چایلد
‫از فرانسه‌ست.

1165
01:00:14,500 --> 01:00:15,500
‫از حراجی خریدمش.

1166
01:00:15,583 --> 01:00:17,250
‫- بس کن.
‫- می‌دونم.

1167
01:00:18,375 --> 01:00:19,458
‫یه زیبایی شکننده‌ست.

1168
01:00:19,500 --> 01:00:21,250
‫وای. باورنکردنیه.

1169
01:00:21,375 --> 01:00:23,375
‫- جولیا چایلد.
‫- آره.

1170
01:00:23,458 --> 01:00:25,000
‫اون مُرده، درسته؟

1171
01:00:25,083 --> 01:00:26,833
‫و چی، یه جورایی بدجنس بود؟

1172
01:00:27,250 --> 01:00:29,125
‫نه. احتمالاً باید بری
‫و به بقیه ملحق شی،

1173
01:00:29,250 --> 01:00:32,083
‫چون دارم رازیانه رنده می‌کنم، و این
‫درجه‌ی بالایی از تمرکز لازم داره

1174
01:00:32,125 --> 01:00:34,500
‫تا فقط مچ‌هام رو
‫تو سالاد رنده نکنم.

1175
01:00:42,583 --> 01:00:44,750
‫هیچوقت دلت نمی‌خواد فقط رها کنی؟

1176
01:00:44,833 --> 01:00:47,958
‫خب، برای همینه که انگلیسی‌ها
‫سرکوب کردن احساساتشون رو اختراع کردن.

1177
01:00:48,000 --> 01:00:49,250
‫تو خیلی خشکی.

1178
01:00:49,875 --> 01:00:51,958
‫فقط وقتی شوهرم بهم نگاه می‌کنه.

1179
01:00:52,708 --> 01:00:54,000
‫- بازم شروع کردی.
‫- آره.

1180
01:00:56,000 --> 01:00:57,500
‫چشم‌هات رو ببند. چشم‌هات رو ببند.

1181
01:01:04,750 --> 01:01:05,833
‫عاشقتم، دخترکم.

1182
01:01:06,125 --> 01:01:08,958
‫اینجا جای باحالی می‌شد
‫برای پایین پریدن.

1183
01:01:09,500 --> 01:01:10,500
‫خیلی قشنگه.

1184
01:01:11,000 --> 01:01:12,125
‫من برمی‌گردم تو.

1185
01:01:12,208 --> 01:01:15,041
‫می‌خوام ببینم چطور دیوار با این وضوح
‫خودش رو تو فضا جا میده.

1186
01:01:15,083 --> 01:01:16,250
‫منم می‌خوام اون رو ببینم.

1187
01:01:16,291 --> 01:01:19,666
‫خب، دوست من، تو چیزی ساختی
‫که من دوست دارم بهش بگم یه خونه‌ی درست‌حسابی.

1188
01:01:19,666 --> 01:01:22,416
‫اینکه تو حالا هر بار
‫که وارد خونه‌ی خودت می‌شی ناراحت می‌شی

1189
01:01:22,416 --> 01:01:23,750
‫برای من کافیه.

1190
01:01:23,791 --> 01:01:26,250
‫این قضیه خیلی قبل از اینکه
‫تو این رو بسازی هم بود.

1191
01:01:26,500 --> 01:01:28,166
‫راستی، زندگی مشترک چطوره؟

1192
01:01:29,166 --> 01:01:31,416
‫این... خوبه.

1193
01:01:32,125 --> 01:01:33,166
‫اینقدر بده؟

1194
01:01:33,250 --> 01:01:34,666
‫امیدوار بودم خونه التیام‌بخش باشه

1195
01:01:34,666 --> 01:01:36,541
‫- به روش آروم و کافی خودش.
‫- آره.

1196
01:01:36,625 --> 01:01:39,000
‫اون اجاق گاز کوفتی چند سالشه، تئو؟

1197
01:01:39,041 --> 01:01:41,125
‫فقط اون اجاق گاز کوفتی رو نادیده بگیر.

1198
01:01:41,166 --> 01:01:43,416
‫یه‌کم پرخاشگری منفعلانه به نظر نمیاد، نه؟

1199
01:01:43,541 --> 01:01:46,875
‫این همه زیبایی، بعد اجاق گاز
‫جولیا چایلد مزخرف رو میاره وسط؟

1200
01:01:47,416 --> 01:01:49,791
‫نه، بعضی‌ وقت‌ها
یه اجاق گاز فقط یه اجاق گازه

1201
01:01:50,125 --> 01:01:51,500
‫اجاق گازه بد به نظر میاد، تئو.

1202
01:01:52,166 --> 01:01:53,375
‫اون... خوبه.

1203
01:01:53,666 --> 01:01:56,125
‫هی، عزیزم، می‌تونی برام یه نوشیدنی بیاری؟

1204
01:01:56,166 --> 01:01:57,708
‫تو همین الانشم یه نوشیدنی داری.

1205
01:01:57,708 --> 01:01:59,416
‫برای همینه که خدا بهم دو تا دست داده.

1206
01:01:59,500 --> 01:02:02,416
‫فکر کردم برای این بود که بتونی
‫در حالی که از یه نوشیدنی لذت می‌بری، آشپزی هم بکنی.

1207
01:02:02,750 --> 01:02:04,166
‫معلومه، شوخی می‌کنم.

1208
01:02:04,250 --> 01:02:06,000
‫اون از انجام کارهای خونه
‫حالش بهم می‌خوره.

1209
01:02:07,750 --> 01:02:08,916
‫لعنتی می‌پرستمت.

1210
01:02:09,000 --> 01:02:10,166
‫بری.

1211
01:02:14,166 --> 01:02:15,750
‫این آدم‌ها...

1212
01:02:16,166 --> 01:02:18,416
‫وایسا... باشه، لطفاً دوباره بگو.

1213
01:02:18,458 --> 01:02:21,166
‫هر روز صبح، اون یه لیوان نوشیدنی سنگین
‫و چهار تا ماهی دودی سفارش می‌داد

1214
01:02:21,166 --> 01:02:23,791
‫- و با کارکنان بدرفتاری می‌کرد.
‫- خدای من، عاشقشم.

1215
01:02:23,916 --> 01:02:26,125
‫ماهی دودی یه چیز ناجوره؟

1216
01:02:26,166 --> 01:02:28,291
‫اگه نماینده‌ی حزب محافظه‌کار باشی، قطعاً.

1217
01:02:28,375 --> 01:02:29,916
‫ولی نمی‌دونم اون یعنی چی.

1218
01:02:30,041 --> 01:02:32,916
‫کی اهمیت میده، سل؟
فقط خیلی خوب به نظر میاد

1219
01:02:33,250 --> 01:02:35,916
‫تمام این مدت،
‫هنوزم دارم عاشق اون لهجه‌ی جذابتون می‌شم.

1220
01:02:36,791 --> 01:02:38,500
‫یه جور حسِ....

1221
01:02:38,916 --> 01:02:39,916
‫وقیحانه؟

1222
01:02:41,666 --> 01:02:43,291
‫ببخشید، نمی‌خواستی اون کلمه رو بگی؟

1223
01:02:43,750 --> 01:02:44,791
‫اشتباه من بود. خلاصه...

1224
01:02:44,916 --> 01:02:46,416
‫شام! بیاین غذا بخوریم.

1225
01:02:46,666 --> 01:02:48,666
‫- یه نوشیدنی دیگه؟
‫- نه، ممنون، عزیزم. یکی دارم.

1226
01:02:48,666 --> 01:02:49,791
‫نکته‌ی منم همین بود.

1227
01:02:49,916 --> 01:02:52,166
‫برای کسی که چهار تا نوشیدنی خورده
‫زیادی ظریف بود.

1228
01:02:52,750 --> 01:02:55,500
‫می‌تونم به میز چوبی خوشگل
‫تو اتاق اشاره کنم؟

1229
01:02:56,166 --> 01:02:58,666
‫عاشق این میزم. یعنی، یالا.

1230
01:02:59,166 --> 01:03:01,291
‫بله. قرن پونزدهمی
‫از یه صومعه‌ی اسپانیایی.

1231
01:03:01,375 --> 01:03:04,291
‫ظاهراً اون خنجر تو دوران
‫تفتیش عقاید اسپانیا استفاده شده.

1232
01:03:04,375 --> 01:03:05,916
‫چقدر باحاله؟

1233
01:03:06,000 --> 01:03:09,166
‫این احتمالاً آغشته به
‫خون یه مرتد شکنجه‌شده بوده؟

1234
01:03:09,791 --> 01:03:11,916
‫تو فقط صبح‌ها با لبخند بیدار می‌شی، آیوی؟

1235
01:03:12,000 --> 01:03:13,000
‫واقعاً آره.

1236
01:03:13,041 --> 01:03:14,041
‫ما خیلی خوش‌شانسیم.

1237
01:03:14,041 --> 01:03:15,500
‫خیلی چیزها برای شکرگزاری هست.

1238
01:03:15,541 --> 01:03:18,291
‫به افتخار این خونه‌ی شگفت‌انگیز
‫و به افتخار تو، عزیز دلم.

1239
01:03:18,333 --> 01:03:19,958
‫- نه، به افتخار تو.
‫- نه، به افتخار تو.

1240
01:03:20,000 --> 01:03:22,041
‫نه. به افتخار تو.

1241
01:03:23,541 --> 01:03:25,666
‫شماها خیلی بامزه‌این.

1242
01:03:25,750 --> 01:03:27,625
‫مثل یه گونی بچه گربه.

1243
01:03:27,666 --> 01:03:29,125
‫نزدیک یه رودخونه‌ی خروشان.

1244
01:03:29,666 --> 01:03:30,750
‫اون رو نمی‌فهمم.

1245
01:03:31,041 --> 01:03:34,041
‫ممنون، آیوی،
‫که همه‌ی این‌ها رو ممکن کردی.

1246
01:03:35,125 --> 01:03:37,250
‫طعنه‌آمیز به نظر میاد،
‫ولی واقعاً منظورش همینه.

1247
01:03:37,291 --> 01:03:38,333
‫آره، فقط لهجه‌ست.

1248
01:03:38,375 --> 01:03:40,541
‫لهجه‌ گیج‌کننده‌ست.

1249
01:03:40,666 --> 01:03:43,541
‫بعضی‌ وقت‌ها آیوی از دستم عصبانیه،
‫و من حتی نمی‌تونم بفهمم.

1250
01:03:43,791 --> 01:03:46,166
‫بعضی‌ وقت‌ها با منه،
‫ولی انگار اصلاً حسش نمی‌کنم.

1251
01:03:57,541 --> 01:04:00,291
‫خیلی‌خب، حالا شام داره جالب می‌شه.

1252
01:04:00,375 --> 01:04:03,166
‫خب، آیوز، می‌خوای من چی،
‫یه لیوان از این با گوش‌ماهی بزنم؟

1253
01:04:03,250 --> 01:04:06,291
‫آره، این نوشیدنی ژاپنی
‫با طعم ترخونه،

1254
01:04:06,416 --> 01:04:07,875
‫پس یه‌کم تلخی اضافه می‌کنه.

1255
01:04:08,291 --> 01:04:11,416
‫آیوی دوست داره یه‌کم از خودش رو
‫تو هر کاری که می‌کنه به جا بذاره.

1256
01:04:14,916 --> 01:04:16,916
‫عاشق این کل‌کل بامزه‌ایم که شماها می‌کنین.

1257
01:04:17,000 --> 01:04:18,541
‫ما هم باید امتحانش کنیم، سلی، یالا.

1258
01:04:19,416 --> 01:04:20,541
‫باشه.

1259
01:04:20,541 --> 01:04:22,791
‫چرا سعی نمی‌کنی
بعضی‌ وقت‌ها اینقدر اذیتم نکنی

1260
01:04:22,791 --> 01:04:24,833
‫و با حرف‌هات خفه‌م نکنی، آشغال؟

1261
01:04:26,750 --> 01:04:27,750
‫نوبت توئه.

1262
01:04:27,791 --> 01:04:29,041
‫زنیکه‌ی عوضی.

1263
01:04:30,875 --> 01:04:31,875
‫یه همچین چیزی؟

1264
01:04:33,166 --> 01:04:34,791
‫خیلی باحاله.

1265
01:04:35,291 --> 01:04:37,375
‫این کاریه که شماها می‌کنین، درسته؟

1266
01:04:37,416 --> 01:04:38,750
‫من متخصص نیستم.

1267
01:04:38,791 --> 01:04:39,791
‫آیوی؟

1268
01:04:42,916 --> 01:04:44,791
‫می‌بینی، برای همینه که دوست ندارم.

1269
01:04:44,916 --> 01:04:47,666
‫می‌دونی، باید مجله‌ی معماری رو
‫بیاری اینجا، درسته؟

1270
01:04:47,750 --> 01:04:51,250
‫ممنون، سلی، خیلی مطمئن نیستم
‫که اهل تحسین عمومی باشم.

1271
01:04:54,291 --> 01:04:55,291
‫دیگه.

1272
01:04:57,291 --> 01:04:58,291
‫حتماً.

1273
01:04:59,416 --> 01:05:01,541
‫بچه‌ها یه مدتیه رفتن؟

1274
01:05:01,625 --> 01:05:02,916
‫چطور بوده؟

1275
01:05:04,125 --> 01:05:06,666
‫سخت؟ وحشتناک؟ رهایی‌بخش؟

1276
01:05:06,791 --> 01:05:08,291
‫بچه‌های شما همین الان سن دانشگاهن؟

1277
01:05:08,291 --> 01:05:09,291
‫نه، نه، نه.

1278
01:05:09,333 --> 01:05:11,166
‫اون‌ها فقط اتفاقاً
‫از نظر جسمی خیلی بااستعدادن،

1279
01:05:11,166 --> 01:05:13,208
‫و این بورسیه‌ها رو بردن
‫برای این مدرسه تو میامی

1280
01:05:13,250 --> 01:05:14,666
‫برای ورزشکاران حرفه‌ای.

1281
01:05:14,750 --> 01:05:16,125
‫تو 13 سالگی.

1282
01:05:16,166 --> 01:05:18,416
‫- شگفت‌انگیزه.
‫- آره. رویای اون‌هاست.

1283
01:05:18,666 --> 01:05:19,875
‫هست؟

1284
01:05:20,375 --> 01:05:23,416
‫فکر کنم می‌فهمم چه حسی داری،
‫چون وقتی تصمیم گرفتیم بچه‌دار شیم،

1285
01:05:23,458 --> 01:05:26,541
‫من یه‌کم مطالعه کردم،
‫دیدم حتی سوشی هم نمیشه خورد،

1286
01:05:26,625 --> 01:05:28,500
‫- مجبور شدیم بی‌خیالش شیم.
‫- شروع شد.

1287
01:05:28,541 --> 01:05:30,541
‫خیلی تاریک بود. من زونا گرفتم.

1288
01:05:30,625 --> 01:05:33,375
‫من آبله میمونی گرفتم. از غمی که حس کردم.

1289
01:05:35,791 --> 01:05:38,666
‫آره... م... هنوز برام خیلی تازه‌ست.

1290
01:05:39,250 --> 01:05:40,541
‫درکت می‌کنم، دخترکم.

1291
01:05:40,625 --> 01:05:43,666
‫خب الان نُه تا رستوران دارین؟

1292
01:05:44,125 --> 01:05:45,416
‫ما یه امپراتوری هستیم.

1293
01:05:45,541 --> 01:05:47,625
‫و اون جایزه‌ی جیمز بیرد رو برد...

1294
01:05:47,666 --> 01:05:49,541
‫- ایول.
‫- که مثل یه اسکار غذاست.

1295
01:05:49,625 --> 01:05:51,375
‫- همه‌ش درسته.
‫- من با بیرد آشنام.

1296
01:05:51,416 --> 01:05:53,791
‫خوش‌شانس بودیم.
‫یه جای خالی تو بازار پیدا کردیم.

1297
01:05:53,875 --> 01:05:55,500
‫سطح بالا، ولی نه ترسناک.

1298
01:05:55,541 --> 01:05:57,500
‫پس، یه جورایی طیف وسیعی
‫از قشرها رو پوشش میده.

1299
01:05:57,875 --> 01:05:59,791
‫می‌خوایم به جنوب بریم.

1300
01:05:59,916 --> 01:06:02,750
‫مثل راهپیمایی شرمن با پیش‌بند خرچنگ.

1301
01:06:02,791 --> 01:06:04,833
‫ببخشید، عزیزم، توجه
یه دقیقه از روت برداشته شد؟

1302
01:06:04,875 --> 01:06:06,166
‫شروع کردی به پژمرده شدن؟

1303
01:06:06,166 --> 01:06:08,041
‫فکر کنم مهمون‌ها دارن پژمرده می‌شن،
‫عزیز دلم،

1304
01:06:08,041 --> 01:06:12,500
‫به خاطر ماهیت یکنواخت
‫خودشیفتگی زننده‌ت.

1305
01:06:14,541 --> 01:06:16,541
‫دارن دوباره انجامش میدن، و من عاشقشم.

1306
01:06:17,416 --> 01:06:19,666
‫هی، عوضی آشغال، لیوانم رو پر کن

1307
01:06:19,750 --> 01:06:22,541
‫تو نمی‌تونی حتی یه کار رو
‫بدون کمک من درست انجام بدی.

1308
01:06:23,041 --> 01:06:24,041
‫وای.

1309
01:06:25,291 --> 01:06:27,166
‫خیلی‌خب، این کل‌کل به نظر نمیاد.

1310
01:06:27,291 --> 01:06:28,666
‫این فقط به نظرم بی‌ادبی میاد.

1311
01:06:28,750 --> 01:06:32,125
‫مثل بچه گریه کن مثل کاری که کردی
‫وقتی سگمون مرد، کله‌پوک.

1312
01:06:32,541 --> 01:06:34,125
‫چه کوفتیه؟

1313
01:06:35,291 --> 01:06:40,250
‫من یه همدلم،
‫و دارم سر این میز اذیت می‌شم.

1314
01:06:51,666 --> 01:06:53,916
‫می‌شه نکنی؟ ایمی به دود حساسیت داره.

1315
01:06:55,375 --> 01:06:57,750
‫تو عصبی‌ای، و داری یه...

1316
01:06:57,875 --> 01:07:00,208
‫اگه بخوام تو یه کلمه تعریفش کنم،
‫یه‌کم آدم مزخرفی هستی.

1317
01:07:00,625 --> 01:07:01,625
‫البته، عزیزم.

1318
01:07:03,458 --> 01:07:06,500
‫ما اینجا یه کار شگفت‌انگیز کردیم.
‫بیا جشنش بگیریم.

1319
01:07:07,625 --> 01:07:08,625
‫دسری هست؟

1320
01:07:08,708 --> 01:07:10,875
‫هل، نپالم دث پخش کن.

1321
01:07:13,250 --> 01:07:15,375
‫آیوی، یه‌کم بلنده.

1322
01:07:26,208 --> 01:07:27,458
‫این خودِ خونه‌ست.

1323
01:07:28,250 --> 01:07:29,500
‫خدای من.

1324
01:07:29,583 --> 01:07:31,583
‫برای تو. برای تو. برای تو.

1325
01:07:31,625 --> 01:07:33,333
‫دخترکم، سهم دو برابر.

1326
01:07:49,708 --> 01:07:52,458
‫قراره تو مکالمه
‫مکث‌های طولانی بذارم،

1327
01:07:52,500 --> 01:07:54,750
‫تا تو یه عذرخواهی جا بدی.

1328
01:07:54,833 --> 01:07:56,000
‫برای چی، عزیزم؟

1329
01:07:57,250 --> 01:07:58,500
‫خودت رو خجالت‌زده کردی.

1330
01:07:59,500 --> 01:08:02,041
‫متأسفم که این حس رو داری.
‫من این کار رو برای تو کردم، عزیزم.

1331
01:08:02,083 --> 01:08:03,958
‫تو یه آدم خسته‌کننده‌ی نیازمند و وحشتناکی،

1332
01:08:04,000 --> 01:08:07,375
‫و من یه حواس‌پرتی ایجاد کردم
‫مبادا در موردت فکر بدی بکنن.

1333
01:08:07,458 --> 01:08:10,208
‫قراره چندتا مکث جا بدم
‫تا ازم تشکر کنی.

1334
01:08:12,208 --> 01:08:14,625
‫تو فقط نمی‌تونی عذرخواهی کنی، می‌تونی؟

1335
01:08:14,750 --> 01:08:17,125
‫خب، این کار رو کردم.
‫گفتم متأسفم که این حس رو داری.

1336
01:08:17,125 --> 01:08:18,083
‫اون عذرخواهی نیست.

1337
01:08:18,125 --> 01:08:20,375
‫خب، جمله به معنای واقعی کلمه
‫حاوی کلمه‌ی «متأسفم» بود.

1338
01:08:22,208 --> 01:08:24,625
‫نمی‌تونی با احساس عذرخواهی کنی،

1339
01:08:25,458 --> 01:08:29,500
‫با پذیرش درد ایجاد شده
‫یا آسیب وارد شده.

1340
01:08:29,583 --> 01:08:31,625
‫خدایا، من که ایان مک‌کلن نیستم.
‫(بازیگر بریتانیایی)

1341
01:08:31,750 --> 01:08:35,125
‫خیلی متأسفم.
عمیق‌ترین تأسف‌های من از آنِ شما، قربان

1342
01:08:38,750 --> 01:08:40,333
‫آره، خب، تحت تأثیر قرار گرفتم.

1343
01:08:41,208 --> 01:08:42,625
‫کیک رو امتحان کردی؟

1344
01:08:43,750 --> 01:08:46,500
‫خدایا، تئو، چیز مهمی نیست.
‫سر شام عصبی شدم.

1345
01:08:46,625 --> 01:08:49,208
‫تو بچه‌های لعنتی من رو ازم دزدیدی،
‫و حالا اون‌ها رفتن.

1346
01:08:49,250 --> 01:08:50,875
‫انتظار داری من از این خوشحال باشم؟

1347
01:08:51,000 --> 01:08:53,375
‫من بچه‌هامون رو ندزدیدم.

1348
01:08:54,000 --> 01:08:55,125
‫ولی من بزرگشون کردم.

1349
01:08:55,166 --> 01:08:56,708
‫تو بهشون یاد دادی ربات‌های عرق‌کرده باشن.

1350
01:08:56,750 --> 01:08:59,250
‫اون‌ها فقط می‌تونن در مورد تکرارها
‫یا سطح سدیم یا یه کوفتی دیگه حرف بزنن،

1351
01:08:59,333 --> 01:09:00,375
‫و حالا رفتن.

1352
01:09:00,500 --> 01:09:02,500
‫آره، خب، باید به اون فکر می‌کردی
‫وقتی رفتی سر کار

1353
01:09:02,500 --> 01:09:06,125
‫تا امپراتوری لعنتی خودت رو بسازی،
‫یعنی معبدی برای خودت.

1354
01:09:06,208 --> 01:09:08,708
‫من اون کار رو کردم تا پول این رو بدم،
‫معبد تو برای خودت.

1355
01:09:08,750 --> 01:09:10,458
‫قرار بود مال ما باشه، ولی مال تو شد.

1356
01:09:10,500 --> 01:09:13,083
‫اون مزخرفه چون من آماده بودم
‫دوباره از پایین شروع کنم،

1357
01:09:13,125 --> 01:09:16,125
‫ولی تو به من با این خونه رشوه دادی
‫تا در خدمت نمایش آیوی باشم.

1358
01:09:16,208 --> 01:09:18,958
‫و تو حتی نمی‌تونی ببینی من
‫برای بچه‌ها چی‌کار کردم.

1359
01:09:19,000 --> 01:09:22,250
‫نوبت دکتر، نوبت دندانپزشک،
‫متخصص پوست.

1360
01:09:22,333 --> 01:09:23,708
‫کی رفت پیش متخصص پوست؟

1361
01:09:24,000 --> 01:09:25,875
‫لعنتی! جدی؟

1362
01:09:27,250 --> 01:09:29,333
‫آره، نه، م... من اون قضیه رو یادمه.

1363
01:09:29,375 --> 01:09:31,250
‫قضیه. کدوم قضیه؟ قضیه‌ی کی؟

1364
01:09:31,333 --> 01:09:33,458
‫قضیه. قضیه‌ای
‫که مربوط به پوست بود که...

1365
01:09:34,500 --> 01:09:36,875
‫کی؟ کی، آیوی؟
‫یعنی، فقط دو نفرن.

1366
01:09:37,000 --> 01:09:38,375
‫تو شانس 50-50 داری.

1367
01:09:38,458 --> 01:09:39,500
‫روی!

1368
01:09:39,625 --> 01:09:41,333
‫متأسفم خانم، شما از بازی بیرونین.

1369
01:09:41,375 --> 01:09:43,708
‫هتی، اگزما ترک‌خورده و خونریزی‌کننده
‫رو انگشت‌های پاش.

1370
01:09:43,750 --> 01:09:44,750
‫بله...

1371
01:09:46,875 --> 01:09:48,125
‫اینجا چه خبره؟

1372
01:09:48,208 --> 01:09:51,208
‫پات داره از روی صخره‌ی دلخوری لیز می‌خوره

1373
01:09:51,250 --> 01:09:54,333
‫همین که می‌فهمی
‫هیچ اساس واقعی‌ای براش وجود نداره؟

1374
01:09:54,375 --> 01:09:58,000
‫خیلی دوست داشتم
‫من اونی باشم که اون کار رو کرده، نکته‌ی من اینه.

1375
01:09:59,375 --> 01:10:01,125
‫می‌دونی چرا نمی‌تونم عذرخواهی کنم؟

1376
01:10:01,166 --> 01:10:02,458
‫روشن‌مون کن.

1377
01:10:02,500 --> 01:10:04,333
‫چون تو زیادی بهش احتیاج داری.

1378
01:10:04,375 --> 01:10:08,375
‫تو به عذرخواهی، و تحسین، و توجه،
‫و اون کارها، و مبلمان ایتالیایی،

1379
01:10:08,458 --> 01:10:10,375
‫و خزه‌ی ایرلندی کوفتی
‫رو سقف کوفتی احتیاج داری!

1380
01:10:10,500 --> 01:10:12,750
‫تو یه چاله‌ی بی‌انتهای نیازی!

1381
01:10:19,250 --> 01:10:20,625
‫آره، خب، حق با توئه.

1382
01:10:22,375 --> 01:10:23,375
‫واقعاً؟

1383
01:10:23,958 --> 01:10:24,958
‫آره.

1384
01:10:26,000 --> 01:10:27,625
‫منظورت چیه، حق با منه؟

1385
01:10:27,750 --> 01:10:30,000
‫من به ارتباط احتیاج دارم.

1386
01:10:30,750 --> 01:10:32,625
‫و یه تبادل صمیمیت

1387
01:10:33,250 --> 01:10:36,250
‫و تأیید شدن طبیعت
‫ناقص کسی که هستم

1388
01:10:36,375 --> 01:10:38,708
‫همینطور که تو این زندگی
سفر می‌کنم به این امید

1389
01:10:38,750 --> 01:10:42,958
‫که یه نفر ممکنه من رو ببینه،
‫دوستم داشته باشه، و دستم رو بگیره.

1390
01:10:48,208 --> 01:10:49,625
‫آهان، فهمیدم.

1391
01:10:49,708 --> 01:10:51,958
‫تو فیلسوف خردمندی،
‫و من اون آدم بدم.

1392
01:10:52,000 --> 01:10:53,750
‫دقیقاً. و من رفتم.

1393
01:10:53,791 --> 01:10:55,250
‫منِ پیروز.

1394
01:11:16,708 --> 01:11:18,375
‫تئو، خیلی متأسفم.

1395
01:11:22,125 --> 01:11:24,500
‫انقدر ناراحتم که دارم از درون خالی میشم

1396
01:11:25,583 --> 01:11:27,875
‫حس می‌کنم نصف زندگیشون رو از دست دادم.

1397
01:11:28,500 --> 01:11:30,458
‫و نمی‌دونم بدون اون‌ها چی‌کار کنم.

1398
01:11:35,625 --> 01:11:38,125
‫فقط... فکر کنم فقط می‌خوام
‫پیشم باشی

1399
01:11:38,250 --> 01:11:39,958
‫یا یه چیز رقت‌انگیز مثل اون.

1400
01:11:53,750 --> 01:11:54,750
‫صبح به‌خیر.

1401
01:11:55,250 --> 01:11:57,458
‫فکر کنم فقط برم برای دویدن.

1402
01:12:24,458 --> 01:12:25,750
‫لعنتی.

1403
01:12:29,625 --> 01:12:31,958
‫ت... تو جای اشتباهی هستی، رفیق.

1404
01:12:35,833 --> 01:12:36,958
‫تو مُردی؟

1405
01:12:56,750 --> 01:12:57,875
‫اونجا وایسا.

1406
01:12:58,833 --> 01:13:01,000
‫وایسا. می‌شه وایستی، لطفاً؟

1407
01:13:01,083 --> 01:13:03,041
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
وایسا، وایسا، وایسا

1408
01:13:05,000 --> 01:13:06,083
‫وایسا!

1409
01:13:10,250 --> 01:13:11,250
‫دویدن خوب بود؟

1410
01:13:16,333 --> 01:13:17,333
‫آره.

1411
01:13:18,208 --> 01:13:19,458
‫آره، خوب بود.

1412
01:13:22,500 --> 01:13:23,750
‫فقط می‌خوام دوش بگیرم.

1413
01:13:27,125 --> 01:13:28,125
‫هی، جین.

1414
01:13:31,125 --> 01:13:32,125
‫اون چی‌کار کرد؟

1415
01:13:36,500 --> 01:13:37,958
‫یه نهنگ رو نجات دادی؟

1416
01:13:39,500 --> 01:13:40,750
‫تنها نبودم.

1417
01:13:41,125 --> 01:13:42,708
‫داری شوخی می‌کنی؟

1418
01:13:43,125 --> 01:13:45,458
‫عصبانی‌ای چون از نهنگ‌ها متنفری؟

1419
01:13:45,500 --> 01:13:47,250
‫بهم نگفتی.

1420
01:13:48,250 --> 01:13:49,875
‫- نه.
‫- چرا نه؟

1421
01:13:51,000 --> 01:13:52,000
‫مشغول به نظر میومدی.

1422
01:13:52,250 --> 01:13:54,458
‫اون بهونه رو نیار.
‫از پرسیدم دویدنت چطور بود،

1423
01:13:54,500 --> 01:13:57,708
‫و تو گفتی، «خوب بود،»
‫نه، «خوب بود، یه نهنگ رو نجات دادم.»

1424
01:13:57,750 --> 01:13:59,875
‫- من...
‫- فقط بهم بگو چرا بهم نگفتی.

1425
01:14:03,500 --> 01:14:05,000
‫نمی‌خواستم خرابش کنی.

1426
01:14:06,083 --> 01:14:07,500
‫چطور خرابش می‌کردم؟

1427
01:14:07,583 --> 01:14:11,125
‫چون تو هیچی رو جدی نمی‌گیری،
‫و اون جدی بود.

1428
01:14:11,208 --> 01:14:13,458
‫و راستش خیلی معنوی بود.

1429
01:14:14,375 --> 01:14:16,750
‫امتحانم کن. من می‌تونم عمیقاً معنوی باشم.

1430
01:14:16,833 --> 01:14:19,333
‫من با مدیتیشن‌های دیپاک چوپرا
رانندگی می‌کنم

1431
01:14:19,375 --> 01:14:21,750
‫- فکر کنم نکته‌م رو ثابت کردی.
‫- خواهش می‌کنم.

1432
01:14:21,833 --> 01:14:25,000
‫می‌دونم می‌تونم یه‌کم عوضی باشم،
‫ولی بهم یه شانس بده.

1433
01:14:32,375 --> 01:14:33,458
‫خب...

1434
01:14:39,125 --> 01:14:42,083
‫دست‌هام رو روی این موجود زیبا گذاشتم،

1435
01:14:42,125 --> 01:14:45,000
‫و انگار داشتیم ارتباط برقرار می‌کردیم.

1436
01:14:47,833 --> 01:14:50,250
‫همینطور که تو آب با نهنگ ایستاده بودم،

1437
01:14:50,375 --> 01:14:52,500
‫توسط این آدم‌ها احاطه شده بودم، و...

1438
01:14:56,000 --> 01:14:58,500
‫فقط حس می‌کردم همه‌چی یکی بود.

1439
01:14:59,875 --> 01:15:02,125
‫ما، نهنگ، دریا.

1440
01:15:03,500 --> 01:15:05,958
‫و یه اتفاقی افتاد...

1441
01:15:07,875 --> 01:15:09,750
‫عمیقاً تو وجودمون.

1442
01:15:11,958 --> 01:15:13,750
‫و زیبا بود.

1443
01:15:15,458 --> 01:15:17,833
‫و بعد من هنوز اونجا ایستاده بودم،

1444
01:15:18,750 --> 01:15:21,583
‫تا کمر تو آب،
‫داشتم شنا کردن و دور شدنش رو تماشا می‌کردم.

1445
01:15:25,333 --> 01:15:26,333
‫و...

1446
01:15:27,958 --> 01:15:30,583
‫شروع کردم به گریه کردن، فقط چون...

1447
01:15:36,708 --> 01:15:37,708
‫فقط...

1448
01:15:38,625 --> 01:15:39,958
‫خوشحال بودم.

1449
01:15:43,000 --> 01:15:44,875
‫گریه کردی؟ زیباست.

1450
01:15:47,000 --> 01:15:50,458
‫و بعد این سؤال تو وجودم شکل گرفت.

1451
01:15:50,875 --> 01:15:52,125
‫چی بود؟ شگفت‌انگیزه.

1452
01:15:52,250 --> 01:15:54,208
‫این خیلی توئه. مثل توی قدیمی.

1453
01:15:55,125 --> 01:15:58,708
‫این بود، «تو فقط یه زندگی داری.

1454
01:15:59,833 --> 01:16:03,458
‫پس چرا با آیوی هستی، مرتیکه؟»

1455
01:16:07,333 --> 01:16:08,458
‫خدایا.

1456
01:16:09,500 --> 01:16:11,125
‫نمی‌خوام بی‌ادب باشم.

1457
01:16:11,208 --> 01:16:14,583
‫داشتم سعی می‌کردم پسش بزنم،
‫چون نمی‌خوام سؤال رو بپرسم،

1458
01:16:14,625 --> 01:16:15,833
‫ولی جواب رو می‌دونم.

1459
01:16:15,833 --> 01:16:16,833
‫باید برم.

1460
01:16:16,875 --> 01:16:18,375
‫به جایی که تو حرف نمی‌زنی.

1461
01:16:18,375 --> 01:16:19,875
‫ما تموم‌ کردیم، آیوی.

1462
01:16:20,458 --> 01:16:21,958
‫من کوفتی می‌گم کی تموم می‌کنیم.

1463
01:16:22,000 --> 01:16:25,208
‫گور بابای تو و اون
دوست نهنگ توجه‌طلبِ خواهانِ خودکشی تو

1464
01:16:25,250 --> 01:16:27,583
‫جدی می‌گم، ما تموم کردیم.

1465
01:16:27,625 --> 01:16:28,625
‫ما رو نگاه کن.

1466
01:16:28,708 --> 01:16:31,500
‫باشه. تموم کردیم.
‫ولی تموم کردیم چون من تصمیم گرفتم!

1467
01:16:31,583 --> 01:16:32,625
‫نه تو.

1468
01:16:47,833 --> 01:16:50,000
‫تو...
‫تو وکیل خوبی هستی، درسته؟

1469
01:16:50,125 --> 01:16:52,875
‫آره. یعنی، بیشتر املاک و مستغلات،

1470
01:16:53,000 --> 01:16:55,083
‫ولی طلاق بیشتر در مورد املاک و مستغلاته.

1471
01:16:55,291 --> 01:16:57,208
‫چی، پس تو... تو هیچوقت این کار رو نکردی؟

1472
01:16:57,250 --> 01:17:00,500
‫نه دقیقاً، ولی تقریباً
‫همه‌شون مثل همن. آروم باش.

1473
01:17:03,208 --> 01:17:04,958
‫- روز غم‌انگیزیه، رفیق.
‫- آره.

1474
01:17:05,750 --> 01:17:07,625
‫چطور تو و ایمی ‌کنار میاین؟

1475
01:17:07,708 --> 01:17:09,500
‫نمی‌دونم. با کاری نکردن.

1476
01:17:09,625 --> 01:17:11,708
‫چی؟ فکر کردم شماها خوبین.

1477
01:17:12,083 --> 01:17:13,833
‫نه، هستیم. ما خوبیم.

1478
01:17:14,833 --> 01:17:17,750
‫مثل اینه که، وقتی جوون بودیم،

1479
01:17:17,875 --> 01:17:20,458
‫مثل این بود که می‌دونستم چی می‌خواد بگه
‫حتی قبل از اینکه بگه.

1480
01:17:21,125 --> 01:17:25,500
‫و حالا، بعضی‌ وقت‌ها نمی‌دونم
‫چی گفت حتی بعد از اینکه می‌گه.

1481
01:17:25,958 --> 01:17:27,083
‫درسته.

1482
01:17:27,125 --> 01:17:29,500
‫ولی، می‌دونی، عاشقشم.

1483
01:17:30,083 --> 01:17:32,083
‫خب، اینم هست.

1484
01:17:33,458 --> 01:17:35,583
‫خیلی‌خب. بیا این رو ببریم.

1485
01:17:35,625 --> 01:17:36,625
‫آره.

1486
01:17:42,208 --> 01:17:43,708
‫حرف نزن.

1487
01:17:47,000 --> 01:17:49,583
‫- برونو، بشین.
‫- ببخشید، چه خبره؟

1488
01:17:49,625 --> 01:17:51,125
‫الینور، نمی‌تونی سگ رو بیاری تو.

1489
01:17:51,250 --> 01:17:52,875
‫این حیوان حمایتی منه.

1490
01:17:53,000 --> 01:17:54,875
‫این یه سگ خطرناکه.

1491
01:17:55,375 --> 01:17:56,750
‫فقط وقتی حس کنه من تهدید شدم.

1492
01:17:56,833 --> 01:17:58,750
‫این یه تاکتیک مزخرفه، و خودتم می‌دونی.

1493
01:18:00,250 --> 01:18:02,750
‫این یه‌کم کلیشه‌ی عجیبی نیست؟

1494
01:18:02,833 --> 01:18:05,750
‫می‌دونی،
‫قضیه‌ی وکیل طلاق وحشی.

1495
01:18:05,833 --> 01:18:06,833
‫آره، ولی فقط...

1496
01:18:08,083 --> 01:18:09,500
‫آیوی، این اونه؟

1497
01:18:10,250 --> 01:18:12,375
‫آره، این اونه. اسم من تئوئـه.

1498
01:18:13,250 --> 01:18:14,750
‫خب، این یه نظر شخصیه،

1499
01:18:14,833 --> 01:18:17,208
‫ولی اینکه اون اصلاً گذاشته باهاش باشی

1500
01:18:17,250 --> 01:18:19,458
‫باید کافی باشه تا اون
‫تا قرون آخر پول‌ها رو ازت بگیره.

1501
01:18:19,750 --> 01:18:21,208
‫- وای.
‫- خدایا.

1502
01:18:21,250 --> 01:18:24,250
‫باشه، بذار توضیح بدم
‫قبل از اینکه این مشنگ من رو از خستگی بکشه.

1503
01:18:24,333 --> 01:18:27,125
‫اون داشته زندگی می‌کرده و این تیکه‌ی آشغال
‫انگل صفت رو حمایت می‌کرده،

1504
01:18:27,250 --> 01:18:29,500
‫شکست‌های کوفتی بی‌پایانش رو تحمل می‌کرده

1505
01:18:29,583 --> 01:18:32,458
‫و عذاب نیازمند و «مامانی کمکم کن»ش
‫رو برای 15 سال.

1506
01:18:32,500 --> 01:18:34,333
‫پس فقط موافقت کن که گورت رو گم کنی،

1507
01:18:34,375 --> 01:18:36,916
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینیمت،
‫و اون صد هزار تا جلوت پرت می‌کنه.

1508
01:18:36,958 --> 01:18:38,250
‫باشه...

1509
01:18:39,458 --> 01:18:42,875
‫نظرات من، چطوره 25 درصد
‫از رستوران‌ها رو بگیریم

1510
01:18:43,000 --> 01:18:44,750
‫و خونه رو، و حله؟

1511
01:18:45,375 --> 01:18:47,833
‫باشه، ببین، من فقط خونه رو می‌خوام.

1512
01:18:47,875 --> 01:18:49,416
‫- حرف نزن.
‫- تو خونه رو نمی‌گیری.

1513
01:18:49,458 --> 01:18:52,375
‫حرف نزن. باشه، خب به نظر میاد
‫تو محدوده‌ی ماست، پس بیا...

1514
01:18:52,500 --> 01:18:55,083
‫باشه، وایسا، موکل من طراحی و ساخت

1515
01:18:55,125 --> 01:18:57,708
‫اون خونه‌ی کوفتی برنده‌ی جایزه رو،

1516
01:18:57,750 --> 01:19:02,333
‫که موکل جامعه‌ستیز عوضی تو
‫الان ادعای مالکیتش رو می‌کنه.

1517
01:19:02,375 --> 01:19:04,208
‫- بری!
‫- بری! عوضی؟

1518
01:19:04,500 --> 01:19:06,083
‫چی؟ فکر کردم وکلا
‫داشتن بی‌ادبی می‌کردن.

1519
01:19:06,125 --> 01:19:07,458
‫اینطور نیست... نه؟

1520
01:19:07,500 --> 01:19:10,000
‫بخشی از نمایشه.
‫خواهش می‌کنم حرف نزن، خیلی تضعیف‌کننده‌ست.

1521
01:19:10,000 --> 01:19:11,416
‫بیا یه‌کم بیشتر بریتانیایی باشیم
‫در مورد این قضیه.

1522
01:19:11,458 --> 01:19:12,875
‫مؤدب، با نزاکت، منطقی.

1523
01:19:12,958 --> 01:19:14,375
‫آره، انگار تو خون ما نیست

1524
01:19:14,375 --> 01:19:17,375
‫که غارت کنیم، بکشیم، و به بردگی بکشیم
‫فرهنگ‌های دیگه رو تا به چیزی که می‌خوایم برسیم.

1525
01:19:17,375 --> 01:19:18,625
‫- حرف نزن.
‫- حرف نزن.

1526
01:19:20,000 --> 01:19:22,125
‫باشه، ما همه‌چی رو می‌خوایم. تمام.

1527
01:19:22,208 --> 01:19:23,333
‫این مذاکره نیست.

1528
01:19:23,375 --> 01:19:24,458
‫نه، این بردنه.

1529
01:19:24,500 --> 01:19:27,125
‫صد هزار تا، و اون از اینجا میره بیرون
‫در حالی که قیافه‌ش سرجاشه.

1530
01:19:27,125 --> 01:19:28,208
‫درسته، برونو؟

1531
01:19:30,708 --> 01:19:33,625
‫نمی‌تونی خونه رو داشته باشی، آیوی.
‫من طراحیش کردم. من ساختمش.

1532
01:19:33,666 --> 01:19:36,375
‫این تمام چیزی‌ـه که می‌خوام.
‫می‌تونی همه‌چی رو داشته باشی. هر چیز دیگه‌ای.

1533
01:19:36,458 --> 01:19:38,541
‫من خونه رو می‌گیرم.
‫ما از اینجا می‌ریم بیرون، محکم دست می‌دیم،

1534
01:19:38,625 --> 01:19:40,375
‫- و به زندگیمون ادامه می‌دیم.
‫- ما قبول می‌کنیم.

1535
01:19:40,458 --> 01:19:41,750
‫- نه.
‫- نه؟

1536
01:19:41,875 --> 01:19:44,458
‫تو طلاق رو می‌خوای،
‫من خونه رو می‌خوام.

1537
01:19:49,500 --> 01:19:50,750
‫ما اینجا داریم می‌بریم.

1538
01:19:50,833 --> 01:19:52,750
‫تو شرکت رو می‌گیری، یه خونه‌ی جدید می‌خری.

1539
01:19:52,875 --> 01:19:53,875
‫نه.

1540
01:19:54,000 --> 01:19:55,208
‫می‌تونم بشنوم چی دارن می‌گن.

1541
01:19:55,250 --> 01:19:57,458
‫باشه، ما خونه رو هم می‌گیریم. تمام.

1542
01:19:57,500 --> 01:19:59,250
‫نه! معامله‌ای نیست.

1543
01:19:59,375 --> 01:20:01,708
‫برونو، بشین و خفه شو.

1544
01:20:06,666 --> 01:20:08,083
‫خب، چی؟ به جایی نرسیدیم.

1545
01:20:08,125 --> 01:20:09,250
‫اینطور به نظر میاد.

1546
01:20:11,875 --> 01:20:14,125
‫بری، تو و ایمی میرین
‫جشنواره‌ی ماه برداشت؟

1547
01:20:14,166 --> 01:20:15,333
‫آره، ایمی عاشقشه.

1548
01:20:15,333 --> 01:20:16,291
‫منم همینطور.

1549
01:20:16,333 --> 01:20:18,041
‫یه‌کم زیادی برای من
‫صدای طبل قبیله‌ای داره

1550
01:20:18,083 --> 01:20:19,333
‫چون من وزوز گوش دارم،
‫ولی میایم.

1551
01:20:19,375 --> 01:20:22,333
‫- خوبه.
‫- ببخشید، می‌شه لطفاً رو ما تمرکز کنیم؟

1552
01:20:25,375 --> 01:20:26,625
‫خیلی‌خب. باشه. بله.

1553
01:20:27,333 --> 01:20:29,250
‫ولی الان به عنوان دوست‌تون حرف می‌زنم.

1554
01:20:31,458 --> 01:20:33,375
‫شاید بهتره در این مورد
تجدید نظر کنین، بچه‌ها

1555
01:20:33,750 --> 01:20:34,750
‫یعنی...

1556
01:20:35,625 --> 01:20:39,083
‫می‌دونم خیلی چیزها گذشته،
‫ولی شماها عالی هستین.

1557
01:20:39,833 --> 01:20:41,000
‫و با هم عالی هستین.

1558
01:20:41,041 --> 01:20:44,833
‫یعنی، حتماً، بعضی روزها وحشتناک به نظر میاد،
‫و می‌خواین پوست همدیگه رو زنده زنده بکنین،

1559
01:20:44,875 --> 01:20:47,500
‫ولی بعضی روزها اینطور نیست، درسته؟

1560
01:20:47,583 --> 01:20:49,000
‫خوبه که یه نفر رو داشته باشی.

1561
01:20:49,875 --> 01:20:51,000
‫و نصیحت من اینه که...

1562
01:20:52,250 --> 01:20:53,750
‫سعی کنین رو اون روزها تمرکز کنین،

1563
01:20:53,875 --> 01:20:56,875
‫یه سر تکون بدین،
‫و فقط بگین، «چه کوفتیه؟»

1564
01:20:58,250 --> 01:21:01,000
‫و همیشه وقتی با هم هستین
‫به بدبختی آدم‌های دیگه فکر کنین.

1565
01:21:02,458 --> 01:21:03,833
‫اون استاندارده.

1566
01:21:06,833 --> 01:21:07,958
‫می‌تونین درستش کنین.

1567
01:21:10,875 --> 01:21:13,625
‫خب، اون خیلی دوست‌داشتنی بود، بری.

1568
01:21:14,250 --> 01:21:16,125
‫ما هنوزم اون خونه‌ی کوفتی رو می‌گیریم.

1569
01:21:16,250 --> 01:21:17,458
‫بریم، آیوی.

1570
01:21:20,208 --> 01:21:23,500
‫اون واقعاً خوبه... تو وکالت.

1571
01:21:33,000 --> 01:21:35,833
‫من تیکه تیکه‌ت می‌کنم
‫تا وقتی که التماس کنی این خونه رو بگیرم.

1572
01:21:35,875 --> 01:21:38,750
‫خب، من می‌تونم کلی بدبختی رو تحمل کنم.
‫این ثابت شده‌ست.

1573
01:21:38,875 --> 01:21:41,458
‫اصلاً نمی‌فهمی
‫چقدر باهات خوب بودم، آقا.

1574
01:21:41,500 --> 01:21:43,208
‫من خونه رو می‌گیرم، آیوی.

1575
01:21:43,250 --> 01:21:45,250
‫من طراحیش کردم، و من ساختمش.

1576
01:21:45,333 --> 01:21:47,000
‫و من پولش رو دادم.

1577
01:22:12,500 --> 01:22:14,375
‫- چی رو داری می‌سوزونی؟
‫- کتاب‌های آشپزیت رو.

1578
01:22:14,666 --> 01:22:20,083
‫این یه چاپ اول 1907 از «اسکوفیه»ـست،
‫کتاب آشپزی بی‌عرضه‌ی فرانسوی.

1579
01:22:20,125 --> 01:22:23,666
‫این رو تو بنزین خیس کردم،
‫پس فکر کنم اصطلاح درستش «شعله‌ور» باشه.

1580
01:22:25,500 --> 01:22:27,750
‫تماس ورودی از هتی و روی.

1581
01:22:27,833 --> 01:22:29,375
‫- بهشون گفتی؟
‫- دلم نیومد.

1582
01:22:29,375 --> 01:22:30,375
‫منم همینطور.

1583
01:22:31,083 --> 01:22:32,083
‫جواب بده.

1584
01:22:32,958 --> 01:22:34,375
‫سلام، مامان. سلام، بابا.

1585
01:22:34,458 --> 01:22:35,583
‫سلام!

1586
01:22:35,625 --> 01:22:38,375
‫هی. شنیدیم دارین طلاق می‌گیرین.

1587
01:22:39,750 --> 01:22:40,750
‫چطور؟

1588
01:22:40,958 --> 01:22:42,083
‫اینستاگرام بری.

1589
01:22:44,958 --> 01:22:46,208
‫ما خیلی براتون خوشحالیم.

1590
01:22:46,958 --> 01:22:47,958
‫- شما...
‫- چی؟

1591
01:22:48,208 --> 01:22:49,500
‫رویای این رو داشتیم.

1592
01:22:49,625 --> 01:22:51,875
‫فقط می‌خواستیم بگیم
‫شجاعت‌تون رو تحسین می‌کنیم

1593
01:22:51,958 --> 01:22:55,083
‫که همدیگه رو از اون مارپیچ مرگ
‫کابوس‌وار رها کردین

1594
01:22:55,125 --> 01:22:56,875
‫که تو دهه‌ی گذشته توش بودین.

1595
01:22:58,250 --> 01:23:00,041
‫باید بدوئم. واقعاً. 32 کیلومتر.

1596
01:23:00,041 --> 01:23:01,625
‫- عاشقتونیم! خداحافظ!
‫- بعداً حرف می‌زنیم.

1597
01:23:07,083 --> 01:23:08,083
‫اون چیه؟

1598
01:23:08,583 --> 01:23:10,208
‫دارم خزه‌ی سبزت رو می‌سوزونم.

1599
01:23:10,708 --> 01:23:11,750
‫دودش رنگ قشنگیه.

1600
01:23:11,833 --> 01:23:13,958
‫از خزه‌ی آمریکایی همچین چیزی گیرت نمیومد.

1601
01:23:21,000 --> 01:23:24,333
‫هی، هل. پولکا رو با صدای بلند
‫به صورت تکراری تو اتاق 14 پخش کن.

1602
01:23:24,375 --> 01:23:25,958
‫بدون اجازه‌ی لغو آیوی.

1603
01:23:29,375 --> 01:23:32,000
‫هل! خاموشش کن!

1604
01:23:32,083 --> 01:23:34,250
‫- در اتاق 14 رو قفل کن.
‫- هل! خاموشش کن!

1605
01:23:34,375 --> 01:23:36,250
‫- برای پنج ساعت.
‫- تئو!

1606
01:23:37,000 --> 01:23:39,458
‫عوضی! تئو!

1607
01:23:39,958 --> 01:23:41,625
‫- صدا رو کم کن، هل.
‫- خدای من!

1608
01:23:41,708 --> 01:23:43,875
‫آیوی، این یه توافق‌نامه‌ست
‫که خونه رو به من میده.

1609
01:23:44,000 --> 01:23:45,375
‫خواهش می‌کنم امضاش کن.

1610
01:23:45,458 --> 01:23:47,000
‫صدای بلند لطفاً، هل.

1611
01:23:47,083 --> 01:23:49,500
‫- ببخشید، عزیزم. نمی‌شنوم.
‫- می‌خوام رو بالشتت خرابکاری کنم!

1612
01:23:49,500 --> 01:23:50,625
‫گم‌شو!

1613
01:23:51,625 --> 01:23:53,583
‫- ایمی؟
‫- سلام. خوبی؟

1614
01:23:54,208 --> 01:23:57,000
‫بری نگران بود که شماها دارین
‫سعی می‌کنین همدیگه رو نابود کنین.

1615
01:23:57,833 --> 01:23:58,833
‫فقط اگه لازم باشه.

1616
01:23:58,875 --> 01:24:02,208
‫امیدوارم وقتی گوش‌هاش شروع به خونریزی کرد،
‫منطقی بشه.

1617
01:24:03,250 --> 01:24:05,333
‫باید انرژیت رو چک کنم. ببخشید.

1618
01:24:05,750 --> 01:24:06,750
‫ببخشید.

1619
01:24:08,208 --> 01:24:10,500
‫اون خیلی تاریکه، تئو. خیلی تاریک.

1620
01:24:10,958 --> 01:24:13,875
‫لازمش دارم، ایمی. من خونه رو می‌گیرم.

1621
01:24:13,958 --> 01:24:18,125
‫ولی یه خونه در مقایسه با خونه‌ای
‫که بدن ماست چیه؟

1622
01:24:18,750 --> 01:24:22,458
‫شاید باید با یه دوست
‫بری مکزیک.

1623
01:24:22,833 --> 01:24:26,625
‫و توهم‌زا بخوریم. نوشیدنی بخوریم.

1624
01:24:26,708 --> 01:24:29,000
‫و خوش بگذرونیم و خوش بگذرونیم.

1625
01:24:29,125 --> 01:24:33,333
‫و بعد تاکو بخوریم پشت تاکو
‫پشت تاکو.

1626
01:24:34,000 --> 01:24:35,708
‫خیلی جذابه.

1627
01:24:35,750 --> 01:24:39,333
‫باشه. ممنون بابت پیشنهاد مهربانانه،
‫اگه استعاره‌ی گیج‌کننده‌ای بود،

1628
01:24:39,375 --> 01:24:41,625
‫ولی من خونه‌م رو ترک نمی‌کنم.

1629
01:24:41,750 --> 01:24:45,250
‫واقعاً همینجوری بری رو ول می‌کردی و می‌رفتی؟

1630
01:24:46,083 --> 01:24:48,833
‫ول کردن بری؟ چی؟ نه، نه، نه.

1631
01:24:48,875 --> 01:24:51,750
‫دنبال یه‌کم خوش‌گذرونی‌ام، باشه؟

1632
01:24:51,833 --> 01:24:56,708
‫تا بتونم فراموش کنم که چهل و خورده‌ای سالمه
‫و صورتم داره آب می‌شه.

1633
01:24:56,750 --> 01:25:01,500
‫و اعضای بدنم احتمالاً دارن یه
‫مرحله‌ی چهارم چیزی رو همین الان که حرف می‌زنیم می‌پرورونن.

1634
01:25:01,583 --> 01:25:04,500
‫ولی، می‌دونم چی می‌خوام
‫من رو درمان کنه

1635
01:25:04,625 --> 01:25:07,500
‫و اون شوهر گنده، خنگ،
‫احمق منه، بری.

1636
01:25:09,625 --> 01:25:11,750
‫خلاصه، وقتی منطقی شدی بهمون زنگ بزن.

1637
01:25:25,125 --> 01:25:26,583
‫هل، منم آیوی.

1638
01:25:26,625 --> 01:25:28,125
‫بله، آیوی.

1639
01:25:29,708 --> 01:25:31,583
‫می‌شه تقویمم رو باز کنی، لطفاً؟

1640
01:25:31,625 --> 01:25:32,750
‫لعنتی.

1641
01:25:32,833 --> 01:25:36,625
‫همه‌ی سفارش‌های ماهیمون برای کل زنجیره
‫تو کل کشور لغو شده؟

1642
01:25:36,750 --> 01:25:38,083
‫دفتر برنامه‌هام خالیه.

1643
01:25:38,125 --> 01:25:39,625
‫- برای امروز؟
‫- هر روز.

1644
01:25:40,500 --> 01:25:43,958
‫چرا دو تن پنیر فرآوری‌شده
‫و چهار تن مارشمالو سفارش دادیم؟

1645
01:25:44,000 --> 01:25:46,083
‫- عوضی.
‫- هیجان‌انگیزه. هر چی که هست.

1646
01:25:46,125 --> 01:25:47,500
‫ای نابغه‌ی دیوونه.

1647
01:25:52,958 --> 01:25:54,500
‫خوبه. بیداری.

1648
01:25:54,625 --> 01:25:56,833
‫ببین، داشتم هوش مصنوعی یاد می‌گرفتم.

1649
01:25:56,875 --> 01:25:58,250
‫این تویی.

1650
01:25:58,375 --> 01:26:01,708
‫بذار یه راز بامزه‌ی بامزه بهت بگم.

1651
01:26:02,875 --> 01:26:05,958
‫من عمداً ساختمون رو خراب کردم.

1652
01:26:06,500 --> 01:26:10,208
‫آره. من مهندسیش کردم که از هم بپاشه،
‫مثل لگوی کوفتی.

1653
01:26:10,250 --> 01:26:12,250
‫مردم باید یاد بگیرن هیچی جامد نیست.

1654
01:26:12,333 --> 01:26:13,708
‫جز این سنگ.

1655
01:26:14,458 --> 01:26:16,333
‫ای... این پیپ مواد‌ه؟

1656
01:26:17,208 --> 01:26:19,750
‫بهش می‌گن دیپ فیک. باحال نیست؟

1657
01:26:19,833 --> 01:26:21,333
‫همچنین، پایان تمدن غرب.

1658
01:26:21,375 --> 01:26:22,916
‫آیوی، چی‌کار داری می‌کنی با...
‫این مال منه...

1659
01:26:22,958 --> 01:26:24,333
‫گوشیت؟ آره، خوب ترسیدی.

1660
01:26:24,375 --> 01:26:27,583
‫می‌خوام این رو
‫برای همه‌ی مشتری‌هات بفرستم با این عنوان،

1661
01:26:27,583 --> 01:26:28,666
‫«حقیقت رو دود کنین، آشغال‌ها.»

1662
01:26:28,708 --> 01:26:30,750
‫مگه اینکه همین الان خونه رو به نامم بزنی.

1663
01:26:30,833 --> 01:26:32,125
‫بامزه‌ست. تو...

1664
01:26:32,625 --> 01:26:34,000
‫زیادی کُندی!

1665
01:26:35,250 --> 01:26:36,250
‫لعنتی.

1666
01:26:36,250 --> 01:26:37,833
‫وقتی شکست می‌خوری بامزه می‌شی.

1667
01:26:37,875 --> 01:26:40,583
‫هی، چطوری؟ غذای بیشتر بخور.

1668
01:26:40,625 --> 01:26:42,708
‫سلام. خیلی ممنون.
‫خیلی خوشحالم که می‌بینمت.

1669
01:26:45,750 --> 01:26:46,875
‫سلام، آیوی.

1670
01:26:46,958 --> 01:26:51,000
‫هر زمستون،
‫من این زگیل رو بین انگشت‌های پام درمیارم.

1671
01:26:51,125 --> 01:26:55,458
‫وقتی تو خورشتت رنده بشه،
‫لعنتی عالیه.

1672
01:26:55,500 --> 01:26:58,875
‫قارچ ساده رو اضافه کن.
‫قارچ-قارچ-قارچ!

1673
01:26:58,958 --> 01:27:02,250
‫اون برگه‌های لعنتی رو امضا کن، آیوی،
‫وگرنه هیچوقت تموم نمی‌شه.

1674
01:27:02,375 --> 01:27:03,375
‫خدایا، نه!

1675
01:27:03,500 --> 01:27:06,000
‫و اون سس موله. خب، قهوه‌ایه.

1676
01:27:06,083 --> 01:27:08,625
‫- موله حاضره.
‫- نه! حاضر نیست. موله حاضر نیست.

1677
01:27:09,333 --> 01:27:11,125
‫- چی‌کار داری می‌کنی؟
‫- کی قارچ‌ها رو خورده؟

1678
01:27:12,458 --> 01:27:13,458
‫همه.

1679
01:27:18,875 --> 01:27:20,875
‫نه، نه! اصلاً و ابداً. نخورش.

1680
01:27:21,333 --> 01:27:22,625
‫نه، نخور. بده من اون‌ها رو!

1681
01:27:22,708 --> 01:27:24,125
‫نه، ببخشید. اون رو نخور!

1682
01:27:24,208 --> 01:27:25,875
‫نه، نه، نه، نه.

1683
01:27:26,666 --> 01:27:28,625
‫اینقدر حال‌بهم‌زن نباش!

1684
01:27:29,291 --> 01:27:31,291
‫اون لعنتی رو نخور!

1685
01:27:35,041 --> 01:27:36,041
‫کار نمی‌کنی؟

1686
01:27:36,916 --> 01:27:39,375
‫رستوران با دستور بهداشت بسته شد،
‫پس امشب تعطیله.

1687
01:27:39,416 --> 01:27:40,416
‫حیف.

1688
01:27:40,541 --> 01:27:41,666
‫تو چی؟

1689
01:27:41,791 --> 01:27:42,916
‫همه‌ی مشتری‌هام اخراجم کردن.

1690
01:27:43,000 --> 01:27:44,000
‫چه خوب.

1691
01:27:44,416 --> 01:27:45,500
‫عالی به نظر میاد.

1692
01:27:45,541 --> 01:27:48,791
‫ریزوتوی گزنه درست مثل اونی
‫که تو اون رستوران کوچیک تو ایتالیا خوردیم.

1693
01:27:48,916 --> 01:27:49,916
‫بیا.

1694
01:27:53,916 --> 01:27:55,291
‫- معرکه‌ست.
‫- اون چی؟

1695
01:27:55,416 --> 01:27:57,875
‫جنگل سیاه از «دنینگز». بله، می‌تونی بخوری.

1696
01:28:07,791 --> 01:28:11,291
‫بذار یه خونه‌ی شگفت‌انگیز برات طراحی کنم
‫هزاران کیلومتر دورتر از اینجا،

1697
01:28:11,375 --> 01:28:13,666
‫و بعد تو سند
‫این خونه رو بهم بدی.

1698
01:28:13,791 --> 01:28:16,875
‫حتی می‌تونیم یه بار سفر
‫خداحافظی نوستالژیک داشته باشیم.

1699
01:28:17,291 --> 01:28:20,166
‫بعد قبول کنیم که دوران خوبی داشتیم
‫و بعد افتادیم تو چاله،

1700
01:28:20,291 --> 01:28:23,041
‫که ما رو از ریخت انداخت و عشقمون رو کشت.

1701
01:28:23,541 --> 01:28:26,125
‫ولی حالا، داریم
‫وارد یه فاز جدید می‌شیم.

1702
01:28:26,541 --> 01:28:27,875
‫یه زندگی شادتر.

1703
01:28:28,416 --> 01:28:29,666
‫اون تو چیه؟ این...

1704
01:28:29,791 --> 01:28:31,666
‫تمشکه؟ آره. قاطیش کردم.

1705
01:28:32,250 --> 01:28:34,041
‫ولی طعم گیلاس خوب می‌پوشونتش،

1706
01:28:34,166 --> 01:28:36,666
‫ولی خب،
‫تو هم ذائقه‌ی فوق‌العاده‌ی معروفی داری.

1707
01:28:39,000 --> 01:28:42,000
‫لعنتی. تو حساسیت داری، نه؟

1708
01:28:42,750 --> 01:28:45,416
‫هول نکن. همه‌چی تحت کنترله، عزیز دلم.

1709
01:28:45,500 --> 01:28:49,750
‫این اپی‌نفرینیه
‫که راه‌حل مشکلته.

1710
01:28:49,791 --> 01:28:52,291
‫- چی‌کار داری می‌کنی...
‫- و اینم یه قرارداد تازه‌ی جدیده،

1711
01:28:53,041 --> 01:28:54,916
‫که خونه رو به نام من می‌زنه.

1712
01:28:55,000 --> 01:28:57,000
‫عوضی. باورم نمی‌شه...

1713
01:28:57,041 --> 01:28:59,375
‫ما واقعاً باید از هم جدا شیم.
‫این غیرقابل تحمله.

1714
01:28:59,791 --> 01:29:02,625
‫ساده‌ست.
‫اون رو امضا کن. من این رو بهت می‌زنم.

1715
01:29:02,666 --> 01:29:04,416
‫- ما به زندگیمون ادامه می‌دیم.
‫- هیچوقت.

1716
01:29:04,541 --> 01:29:06,625
‫من واقعاً فکر می‌کنم این
‫بهترین راه‌حل برای ماست.

1717
01:29:06,666 --> 01:29:08,541
‫اگه تو بمیری، به هر حال خونه
به من ارث می‌رسه

1718
01:29:08,625 --> 01:29:12,541
‫پس، در هر صورت، این یه وضعیت برد-برد
‫شیک برای منه.

1719
01:29:13,791 --> 01:29:16,250
‫آیوی. خدایا. فقط اون برگه رو امضا کن.

1720
01:29:18,166 --> 01:29:20,916
‫دیوونه نباش. فقط امضاش کن!

1721
01:29:22,750 --> 01:29:23,916
‫خدا رو شکر.

1722
01:29:32,375 --> 01:29:33,541
‫می‌ذاشتی بمیرم.

1723
01:29:33,666 --> 01:29:36,041
‫نه. می‌دونستم امضاش می‌کنی.

1724
01:29:36,375 --> 01:29:37,541
‫و ازت ممنونم.

1725
01:29:38,000 --> 01:29:39,875
‫- از کی؟
‫- چی؟

1726
01:29:39,916 --> 01:29:41,250
‫از کی ممنونی؟

1727
01:29:44,291 --> 01:29:45,291
‫زندایا؟

1728
01:29:54,791 --> 01:29:57,625
‫می‌دونی من هیچوقت
‫نمی‌ذاشتم بمیری، آیوی. من...

1729
01:30:02,041 --> 01:30:05,125
‫اگه دنبال پرچم‌های سفیدی،
‫فکر کنم تو اتاق رختکنن.

1730
01:30:13,750 --> 01:30:16,208
‫دارم فکر می‌کنم که اوضاع
‫داره یه‌کم از کنترل خارج می‌شه.

1731
01:30:16,291 --> 01:30:17,666
‫- فکر می‌کنی؟
‫- فقط یه حسه.

1732
01:30:17,791 --> 01:30:19,250
‫اون تفنگ رو بذار کنار، آیوی.

1733
01:30:19,291 --> 01:30:20,541
‫باید از خونه بری، تئو.

1734
01:30:20,666 --> 01:30:21,791
‫وگرنه چی؟ بهم شلیک می‌کنی؟

1735
01:30:21,875 --> 01:30:23,000
‫خب، نه اگه بری.

1736
01:30:23,041 --> 01:30:24,750
‫مطمئنم که به هر حال
‫هیچوقت پُرش نکردیم...

1737
01:30:25,791 --> 01:30:27,916
‫- مطمئنم که پرش کردیم.
‫- خدایا! آیوی!

1738
01:30:28,041 --> 01:30:29,791
‫- برو، تئو!
‫- چی شدی تو؟

1739
01:30:29,875 --> 01:30:31,375
‫یعنی، فقط به خودت نگاه کن!

1740
01:30:31,375 --> 01:30:32,416
‫فکر می‌کنی خودم نمی‌دونم؟

1741
01:30:32,416 --> 01:30:34,916
‫تلاش برای دوست داشتن تو
‫من رو کج و کوله کرده

1742
01:30:35,041 --> 01:30:36,916
‫چون تو یه آدم لعنتی
‫غیر ممکنی!

1743
01:30:37,000 --> 01:30:39,625
‫معلومه، تفنگ داری
‫چون خیلی بی‌ملاحظه‌ای، آیوی!

1744
01:30:39,666 --> 01:30:42,125
‫این چیزی‌ـه که ما رو کشته. خودخواهیت.

1745
01:30:42,166 --> 01:30:44,166
‫نوشیدنی خوردن‌های بی‌پایان نصف شب
‫با گارسون‌ها.

1746
01:30:44,291 --> 01:30:46,416
‫میلیون‌ها انتخاب لعنتی
‫که خودمون توش نبودیم!

1747
01:30:47,500 --> 01:30:50,541
‫باید اینجا می‌بودم
‫و تماشا می‌کردم که داری با کاشی‌های فرانسوی حال می‌کنی

1748
01:30:50,583 --> 01:30:52,000
‫در حالی که تصویر خودت رو جلا می‌دادی

1749
01:30:52,041 --> 01:30:54,416
‫با بازسازی بچه‌هامون
‫و این خونه‌ی لعنتی!

1750
01:30:55,875 --> 01:30:57,791
‫تو من رو رها کردی. باید یه چیزی می‌داشتم!

1751
01:30:57,916 --> 01:31:00,041
‫هیچوقت بهم نگاه نکردی، تئو.

1752
01:31:00,166 --> 01:31:02,541
‫بعضی شب‌ها یه ساعت منتظر می‌موندم،
‫شاید دو ساعت، فکر می‌کردم،

1753
01:31:02,666 --> 01:31:05,083
‫«قراره بهم نگاه کنه؟
‫لعنتی می‌خواد بدونه من کی هستم؟»

1754
01:31:05,125 --> 01:31:08,625
‫می‌دونستم کی هستی.
‫فقط دیگه برام مهم نبود.

1755
01:31:10,166 --> 01:31:12,625
‫این یکی رو من نزدم،
‫ولی زمان‌بندی مناسبی به نظر میومد.

1756
01:31:12,875 --> 01:31:14,041
‫لعنتی!

1757
01:31:14,166 --> 01:31:16,416
‫یادت باشه، این ماشه‌ش حساسه.
‫خیلی خطرناکه!

1758
01:31:16,541 --> 01:31:18,166
‫اگه جای تو بودم می‌رفتم، تئو.

1759
01:31:19,541 --> 01:31:21,750
‫لعنتی! فقط داری عصبانی‌ترم می‌کنی!

1760
01:31:22,041 --> 01:31:23,875
‫آیوی. هردومون چیزهایی گفتیم
‫که منظورمون نبود.

1761
01:31:23,916 --> 01:31:26,000
‫- منظورم بود!
‫- منظور منم بود!

1762
01:31:26,916 --> 01:31:28,666
‫خدای من! برات مهم نیست اگه بمیرم!

1763
01:31:28,750 --> 01:31:30,666
‫تو یه تفنگ لعنتی داری، آیوی!

1764
01:31:30,791 --> 01:31:32,666
‫من میوه و ظروف دارم.

1765
01:31:32,750 --> 01:31:34,125
‫آره، ممنون که یادم انداختی!

1766
01:31:34,541 --> 01:31:37,166
‫اجاق گاز لعنتی زشت جولیا چایلد!

1767
01:31:37,250 --> 01:31:39,750
‫نه اجاق گاز! نه اون! نه! نه اون!

1768
01:31:39,791 --> 01:31:40,791
‫تفنگ رو بنداز!

1769
01:31:42,000 --> 01:31:44,125
‫باشه! می‌شه...

1770
01:31:45,250 --> 01:31:46,416
‫هل، چراغ‌ها خاموش.

1771
01:31:52,291 --> 01:31:53,416
‫هل، چراغ‌ها روشن.

1772
01:32:06,916 --> 01:32:09,375
‫زدمش! زدمش! نشونه گرفتم و زدمش!

1773
01:32:09,416 --> 01:32:11,375
‫آیوی. داری مسخره بازی درمیاری.

1774
01:32:11,416 --> 01:32:13,750
‫فقط خونه رو بهم بده.
‫تو کسب‌وکار رو می‌گیری.

1775
01:32:13,791 --> 01:32:15,375
‫هردومون چیزی
که دوست داریم رو می‌گیریم

1776
01:32:15,416 --> 01:32:17,416
‫من باید اون چیزی باشم که دوست داری.

1777
01:32:17,541 --> 01:32:18,541
‫بودی.

1778
01:32:19,041 --> 01:32:21,250
‫توی لعنتی همه‌چیز من بودی.

1779
01:32:21,291 --> 01:32:23,041
‫بعد دست برداشتی.
‫نباید دست برداری

1780
01:32:23,041 --> 01:32:24,583
‫- تو دست برداشتی
‫- اول تو دست برداشتی

1781
01:32:24,625 --> 01:32:26,250
‫- من هیچوقت دست برنداشتم!
‫- دروغگو!

1782
01:32:26,666 --> 01:32:27,666
‫آروم‌تر!

1783
01:32:28,250 --> 01:32:29,791
‫- هل، در رو قفل کن.
‫- هل، در رو باز کن.

1784
01:32:29,875 --> 01:32:31,875
‫- هل، در رو قفل کن.
‫- در رو باز کن!

1785
01:32:33,666 --> 01:32:34,666
‫هل، در رو قفل کن.

1786
01:32:41,791 --> 01:32:44,500
‫منظورت از حرفی که الان زدی چی بود،
‫که هیچوقت دست برنداشتی؟

1787
01:32:44,875 --> 01:32:47,291
‫یا فقط به خاطر اینکه داشتم
‫با تفنگ دنبالت می‌کردم، درسته؟

1788
01:32:47,375 --> 01:32:49,916
‫نه. نه، منظورم همون بود.

1789
01:32:51,666 --> 01:32:53,375
‫پس چرا ترکم کردی؟

1790
01:32:54,125 --> 01:32:56,750
‫چون ازم متنفر بودی
‫و نمی‌تونستم تحملش کنم.

1791
01:32:56,791 --> 01:32:58,166
‫نبودم.

1792
01:32:58,916 --> 01:33:02,000
‫به نظر نمی‌رسید به اندازه‌ی کافی درد بکشی
‫برای اتفاقی که برامون افتاده بود.

1793
01:33:02,625 --> 01:33:03,625
‫می‌کشیدم.

1794
01:33:04,541 --> 01:33:05,541
‫هنوزم می‌کشم.

1795
01:33:06,166 --> 01:33:07,166
‫فقط...

1796
01:33:08,500 --> 01:33:11,166
‫فقط نشون دادنش سخته، می‌دونی؟

1797
01:33:11,541 --> 01:33:12,791
‫دیدنش سخته.

1798
01:33:14,291 --> 01:33:16,166
‫هل، در رو باز کن.

1799
01:33:27,000 --> 01:33:29,666
‫حقیقت اینه، شک دارم
‫بتونم بدون تو زندگی کنم به هر حال.

1800
01:33:31,541 --> 01:33:32,541
‫و منم، بدون تو.

1801
01:33:33,791 --> 01:33:35,916
‫خب، پس پیمان مرگ دوتایی؟

1802
01:33:40,916 --> 01:33:42,875
‫ما تو حرف زدن خیلی خوبیم.

1803
01:33:42,916 --> 01:33:45,250
‫و با این حال هیچوقت نتونستیم
‫حرف‌هایی که لازم داشتیم رو پیدا کنیم.

1804
01:33:45,708 --> 01:33:46,750
‫خدایا.

1805
01:33:46,833 --> 01:33:48,333
‫خدایا واقعاً.

1806
01:33:51,000 --> 01:33:52,583
‫یعنی، ما تقریباً...

1807
01:33:54,083 --> 01:33:55,250
‫می‌دونم.

1808
01:34:00,125 --> 01:34:01,708
‫لعنتی!

1809
01:34:03,458 --> 01:34:05,333
‫اگه مثل یه بچه‌ی نفس‌بریده پرت نمی‌کردی.

1810
01:34:05,375 --> 01:34:08,125
‫یا تو مثل یه موش کور گیج شلیک نمی‌کردی.

1811
01:34:09,375 --> 01:34:11,458
‫ولی بازم شجاع بودی که
‫اونجوری ظاهر شدی.

1812
01:34:11,500 --> 01:34:15,625
‫می‌خواستم یه بار دیگه امتحان کنم.

1813
01:34:17,875 --> 01:34:20,750
‫وحشتناکه که چقدر نزدیک بودیم
‫به از دست دادن همدیگه.

1814
01:34:30,750 --> 01:34:32,000
‫عجب روزی.

1815
01:34:33,000 --> 01:34:34,125
‫عجب روزی.

1816
01:34:34,625 --> 01:34:36,000
‫خوش به حال ما.

1817
01:34:36,083 --> 01:34:37,125
‫خوش به حال ما.

1818
01:34:38,375 --> 01:34:39,583
‫همیشه خوش‌شانس بودیم.

1819
01:34:41,208 --> 01:34:42,625
‫یادته وقتی آشنا شدیم؟

1820
01:34:44,208 --> 01:34:45,208
‫روز خوبی بود.

1821
01:34:51,708 --> 01:34:52,958
‫تا مرگ ما رو جدا کنه.

1822
01:34:55,208 --> 01:34:56,583
‫تا مرگ ما رو جدا کنه.

1823
01:35:04,291 --> 01:35:07,541
[خانواده‌ی رُز]
