﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,001
.

2
00:00:47,505 --> 00:00:50,800
[سیسو واژه‌ای فنلاندى‌ و غیرقابل‌ترجمه است]

3
00:00:50,884 --> 00:00:55,764
این کلمه گویای شجاعتی وصف‌ناپذیر]
[‫و اراده‌ای فولادین می‌باشد

4
00:00:55,805 --> 00:00:59,976
[.سیسو در نااُمیدی مطلق ظاهر می‌شود]

5
00:01:03,688 --> 00:01:06,649
‫[فنلاند]

6
00:01:07,067 --> 00:01:09,194
‫جنگ تمام شده است.

7
00:01:11,404 --> 00:01:13,239
‫شروط صلح

8
00:01:13,364 --> 00:01:18,578
‫فنلاند را مجبور کرد تا بخشی از خاکش
‫را به اتحاد جماهیر شوروی واگذار کند.

9
00:01:20,580 --> 00:01:23,958
‫چهارصد و بیست هزار فنلاندی

10
00:01:24,042 --> 00:01:26,044
‫مجبور به ترک خانه‌هایشان شدند

11
00:01:26,127 --> 00:01:30,090
‫و به سمت فنلاندیِ مرز جدید نقل مکان کردند.

12
00:01:32,926 --> 00:01:36,596
‫اکثریتِ این آوارگانِ اجباری

13
00:01:36,721 --> 00:01:38,264
‫اهل کارلیا بودند.

14
00:01:39,849 --> 00:01:44,854
‫بیشتر آن‌ها دیگر هرگز
‫رنگ خانه را ندیدند.

15
00:01:48,858 --> 00:01:51,444
‫[سال 1946]

16
00:02:11,047 --> 00:02:15,510
‫[پست مرزی شوروی]

17
00:04:09,916 --> 00:04:14,170
‫[بخش اول: خانه]

18
00:07:11,848 --> 00:07:15,643
‫[هم‌زمان در سیبری]

19
00:07:42,211 --> 00:07:44,088
‫یگور دراگونوف.

20
00:07:50,261 --> 00:07:54,140
‫چندین مأموریت
‫پشت خطوط دشمن.

21
00:07:55,766 --> 00:07:58,561
‫تیم تو تمام روستاها
‫رو به آتیش کشید.

22
00:07:58,686 --> 00:08:01,022
‫صدها غیرنظامی رو کشت،

23
00:08:01,147 --> 00:08:04,984
‫از جمله یه پسربچه دو ساله،
‫اوتسو،

24
00:08:05,026 --> 00:08:09,155
‫یه پسربچه شش ساله، اوتاوا،
‫و مادرشون، تولیکی.

25
00:08:11,949 --> 00:08:14,994
‫"ما اون‌ها رو با بیل
‫تیکه تیکه کردیم."

26
00:08:15,119 --> 00:08:16,120
‫"تیکه‌های کوچیک."

27
00:08:16,913 --> 00:08:18,831
‫داشتیم گلوله ذخیره می‌کردیم.

28
00:08:19,749 --> 00:08:23,336
‫اون‌ها خانواده‌ی
‫آتامی کورپی بودن،

29
00:08:23,503 --> 00:08:25,963
‫یه ‌کماندوی فنلاندی،
‫که انتقامشون رو گرفت

30
00:08:26,088 --> 00:08:29,467
‫با کشتنِ بیش از 300 سرباز
‫از ارتش سرخ

31
00:08:30,426 --> 00:08:31,886
‫و تبدیل شد به یه افسانه.

32
00:08:33,471 --> 00:08:34,514
‫کاشِی...

33
00:08:35,640 --> 00:08:36,807
‫اون نامیرا.

34
00:08:38,267 --> 00:08:41,896
‫این ماشینِ کشتار ده ساعت پیش
‫وارد خاک شوروی شده.

35
00:08:44,023 --> 00:08:46,526
‫می‌فرستمت
‫تا گندکاریت رو جمع کنی.

36
00:08:48,194 --> 00:08:50,029
‫افسانه‌ای که ساختی رو
‫نابود کن،

37
00:08:50,196 --> 00:08:53,157
‫و اون‌وقت به عنوان یه مرد پولدار
‫برمی‌گردی خونه.

38
00:11:59,260 --> 00:12:04,056
‫[فنلاند - 120 کیلومتر]

39
00:12:26,370 --> 00:12:32,126
‫[بخش دوم: دشمنان قدیمی]

40
00:13:29,850 --> 00:13:31,644
‫گذرنامه، آقای دراگونوف.

41
00:13:54,625 --> 00:13:58,337
‫فکر کنم جناب افسانه
‫دلتنگ خونه شده.

42
00:13:58,462 --> 00:14:02,675
‫این تنها چیزی‌ـه که
‫از زندگیِ قبلیش باقی مونده.

43
00:14:03,676 --> 00:14:04,677
‫راه بیفت.

44
00:15:42,942 --> 00:15:43,943
‫برو کنار!

45
00:17:28,172 --> 00:17:30,007
‫چشمتون رو باز کنید.

46
00:17:30,132 --> 00:17:33,343
‫این یکی یه پیر سگِ آب‌زیرکاهه.

47
00:18:07,503 --> 00:18:08,754
‫نه.

48
00:18:39,034 --> 00:18:40,619
‫تکون نخور.

49
00:19:48,562 --> 00:19:51,356
‫بهت گفتم بتمرگ سر جات، لعنتی.

50
00:21:34,334 --> 00:21:39,965
‫[بخش سوم: قیامت موتورها]

51
00:26:23,873 --> 00:26:24,874
‫جهنم رو به پا کنید.

52
00:29:02,115 --> 00:29:07,829
‫[بخش چهارم: یورش]

53
00:41:36,285 --> 00:41:37,286
‫حرف بزنید!

54
00:41:38,871 --> 00:41:40,331
‫کامیون رو پیدا کردیم!

55
00:41:41,248 --> 00:41:43,000
‫جسد رو پیدا کردید؟

56
00:41:48,255 --> 00:41:49,632
‫محموله چی شد؟

57
00:41:59,016 --> 00:42:01,018
‫عجب کله‌خرِ لجبازیه.

58
00:42:02,853 --> 00:42:06,065
‫هنوز داری می‌ری سمتِ فنلاند،
‫مگه نه؟

59
00:43:16,635 --> 00:43:22,474
‫[بخش پنجم: تیری در تاریکی]

60
00:43:25,519 --> 00:43:29,398
‫[پست مرزی شوروی]

61
00:44:43,847 --> 00:44:45,766
‫خیلی لفتش دادی لعنتی.

62
00:46:29,620 --> 00:46:30,954
‫موقعیت رو حفظ کنید.

63
00:49:19,206 --> 00:49:20,457
‫زنده می‌خوایمش.

64
00:50:04,418 --> 00:50:06,336
‫هیچ‌جا خونه‌ی خود آدم نمی‌شه.

65
00:51:16,364 --> 00:51:17,532
‫برو بیرون.

66
00:52:04,871 --> 00:52:08,542
‫من اونقدر زن و بچه کشتم

67
00:52:08,667 --> 00:52:13,755
‫که چهره‌ی هیچ‌کدومشون رو
‫به یاد نمیارم.

68
00:52:15,924 --> 00:52:21,263
‫فریادها و گریه‌ها رو یادمه.

69
00:52:21,263 --> 00:52:26,518
‫التماس‌هاشون یادمه.
‫ولی نمی‌تونم هیچ صورتی رو به یاد بیارم.

70
00:52:29,437 --> 00:52:30,522
‫به جز یکی.

71
00:52:33,942 --> 00:52:36,945
‫توی ذهنم حک شده،

72
00:52:37,445 --> 00:52:39,197
‫انگار که مهم بوده.

73
00:52:41,616 --> 00:52:42,742
‫یه پسر کوچولو.

74
00:52:44,494 --> 00:52:47,122
‫خیلی سعی می‌کرد
‫مردِ خونه باشه.

75
00:52:47,622 --> 00:52:48,874
‫یادمه،

76
00:52:48,999 --> 00:52:53,461
‫چون از غیب یه چاقو درآورد.

77
00:52:54,129 --> 00:52:55,922
‫نزدیک بود چشمم رو دربیاره.

78
00:53:02,846 --> 00:53:04,181
‫اوتاوا.

79
00:53:09,477 --> 00:53:11,146
‫فسقلیِ چغر.

80
00:53:12,189 --> 00:53:14,232
‫باعث افتخار هر پدری.

81
00:53:15,859 --> 00:53:20,322
‫خیلی تلاش کرد تا از
‫برادر کوچولوش محافظت کنه،

82
00:53:20,322 --> 00:53:21,489
‫و از مادرش.

83
00:53:25,702 --> 00:53:28,997
‫ما همه‌شون رو با یه بیل آهنی
‫تیکه تیکه کردیم.

84
00:53:29,122 --> 00:53:30,498
‫ریز ریز.

85
00:53:31,958 --> 00:53:37,047
‫یه ضیافت بود برای...
‫برای بی‌خانمان‌ها، برای سگ‌های ولگرد.

86
00:53:40,717 --> 00:53:43,845
‫می‌گن من یه آتیشی
‫درونت روشن کردم. باشه.

87
00:53:44,679 --> 00:53:45,889
‫خودم خاموشش می‌کنم.

88
00:53:47,307 --> 00:53:50,060
‫تو یه اشتباهی،
‫یه انحراف.

89
00:53:50,227 --> 00:53:53,897
‫تو...
‫تفاله‌ی کارِ منی.

90
00:53:55,023 --> 00:53:57,359
‫یه علف هرزِ مزاحم توی زمین من.

91
00:53:58,109 --> 00:53:59,569
‫و جایی که داری می‌ری...

92
00:54:01,404 --> 00:54:03,073
‫اونقدر می‌زننت تا
‫افسانه بودن از سرت بپره

93
00:54:03,240 --> 00:54:05,075
‫تا جایی که هیچی
‫ازت باقی نمونه.

94
00:54:05,200 --> 00:54:08,245
‫حتی یه خاطره.

95
00:54:08,370 --> 00:54:10,914
‫و خونه‌ت...

96
00:54:14,542 --> 00:54:19,089
‫...کنده‌های خونه‌ت می‌شن
‫تراورس‌های ریل راه‌آهن،

97
00:54:19,214 --> 00:54:21,258
‫دفن شده توی زمین یخ‌زده.

98
00:54:22,425 --> 00:54:24,135
‫مثل بقیه‌ی اعضای خانواده‌ت.

99
00:54:26,346 --> 00:54:27,597
‫و تو...

100
00:54:32,060 --> 00:54:35,146
‫در سال‌های پیش رو یاد می‌گیری...

101
00:54:37,732 --> 00:54:41,486
‫سیبری جای خیلی بدیه
‫واسه نامیرا بودن.

102
00:56:07,697 --> 00:56:08,865
‫این اصلاً خوب نیست.

103
00:57:24,232 --> 00:57:25,608
‫بکش کنار.

104
00:58:31,257 --> 00:58:32,509
‫همه چی ردیفه؟

105
00:58:52,111 --> 00:58:53,863
‫نه.

106
00:59:07,752 --> 00:59:12,215
[بخش ششم: انتقام]

107
00:59:23,184 --> 00:59:24,352
‫یگور!

108
00:59:26,729 --> 00:59:27,730
‫یگور!

109
00:59:30,400 --> 00:59:33,194
‫اگه سهمم رو بدید...

110
00:59:34,988 --> 00:59:37,031
‫می‌خوام راهم رو بکشم و برم.

111
00:59:39,158 --> 00:59:41,119
‫چیزی که حقت باشه رو می‌گیری.

112
00:59:42,245 --> 00:59:44,205
‫ولی اول،

113
00:59:44,330 --> 00:59:46,749
‫بیا جشن بگیریم.

114
01:09:15,401 --> 01:09:16,986
‫این واسه توئه.

115
01:09:28,414 --> 01:09:30,166
‫و اینم واسه تو.

116
01:13:59,351 --> 01:14:00,769
‫انتقامت همین بود؟

117
01:14:03,021 --> 01:14:05,941
‫انتظار یه چیزِ افسانه‌ای داشتم.

118
01:14:31,717 --> 01:14:33,051
‫نگاهم کن.

119
01:15:34,238 --> 01:15:36,031
‫حرفِ آخری داری؟

120
01:15:37,324 --> 01:15:38,700
‫بنال!

121
01:17:32,606 --> 01:17:36,652
[سوئُمی - فنلاند]

122
01:17:37,110 --> 01:17:42,574
[بخش پایانی]

123
01:17:46,370 --> 01:17:49,873
[مرز فنلاند]

124
01:21:32,304 --> 01:21:36,224
…گفتیم شاید یه‌کم کمک بخوای

125
01:22:14,179 --> 01:22:15,889
نیازی نیست چیزی بگی

126
01:22:30,779 --> 01:22:35,033
[سیسو: جاده‌ی انتقام]
