﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,126
.

2
00:00:44,252 --> 00:00:48,923
‫[آنچه در ادامه می‌بینید، روایتی‌ست از
‫زبان آنان که این حوادث را از سر گذراندند.]

3
00:00:48,965 --> 00:00:53,136
‫[و آنان ‌که جانِ سالم به در نبردند.]

4
00:01:01,853 --> 00:01:07,358
‫[آدولف هیتلر مُرده]

5
00:01:07,358 --> 00:01:11,863
‫[شیرازه‌ی فرماندهیِ عالیِ نازی‌ از هم پاشیده]

6
00:01:11,905 --> 00:01:14,908
‫[هفتاد میلیون نفر در جهان جان باختند؛

7
00:01:14,949 --> 00:01:20,371
‫شماری فراتر از قربانیان
‫هر جنگِ دیگری در تاریخِ بشریت.]

8
00:01:24,501 --> 00:01:27,504
‫[هفتم مِی 1945]

9
00:01:27,545 --> 00:01:32,842
[آخرین روزِ جنگ در اروپا]

10
00:01:43,520 --> 00:01:45,230
‫یکی از ماشین‌های خودمون نیست؟

11
00:01:47,482 --> 00:01:48,900
‫برید کنار! برید کنار!

12
00:01:49,025 --> 00:01:50,610
‫راه رو باز کنید! راه رو باز کنید!

13
00:01:52,195 --> 00:01:53,780
‫خونسردیت رو حفظ کن، هانس
(آلمانی)

14
00:01:55,406 --> 00:01:57,158
‫بی‌زحمت ماشین رو خاموش کن

15
00:02:05,083 --> 00:02:06,751
‫دستمالی چیزی داری؟

16
00:02:14,509 --> 00:02:15,760
‫نه، نه

17
00:02:22,433 --> 00:02:25,019
‫هی! دست‌هات رو بیار بالا ببینم!

18
00:02:49,794 --> 00:02:51,379
‫یا خدا...
‫اون هرمان گورینگه.

19
00:02:51,504 --> 00:02:52,547
‫کی؟

20
00:02:52,672 --> 00:02:53,882
‫مرد شماره دو هیتلر.

21
00:02:55,175 --> 00:02:56,217
‫جانشینِ پیشوا.

22
00:02:56,968 --> 00:02:57,969
‫آقایون…

23
00:03:00,263 --> 00:03:02,724
‫بنده رسماً خودم رو تسلیم می‌کنم

24
00:03:04,392 --> 00:03:06,227
‫چمدون‌هام توی ماشینـه

25
00:03:08,229 --> 00:03:09,230
‫چی گفت؟

26
00:03:10,773 --> 00:03:12,859
‫ازمون خواست چمدون‌هاش رو بیاریم.

27
00:03:18,489 --> 00:03:22,869
‫[واشنگتن دی‌سی]

28
00:03:33,046 --> 00:03:35,089
‫قاضی جکسون؟

29
00:03:35,215 --> 00:03:36,799
‫بستگی داره دلیل موجهی داشته باشی

30
00:03:36,925 --> 00:03:38,968
‫که ساعت 3 صبح داری می‌کوبی به در.

31
00:03:39,093 --> 00:03:40,803
‫هرمان گورینگ رو زنده دستگیر کردن.

32
00:03:43,056 --> 00:03:44,390
‫- کجا؟
‫- اتریش.

33
00:03:47,185 --> 00:03:48,353
‫قراره باهاش چی کار کنن؟

34
00:03:48,394 --> 00:03:49,687
‫خب، سوال اصلی همین‌جاست، مگه نه؟

35
00:03:49,729 --> 00:03:50,772
‫می‌شه بیام تو؟

36
00:03:50,772 --> 00:03:52,649
‫- نه.
‫- ولی داره بارون میاد.

37
00:03:52,774 --> 00:03:55,401
‫دارم می‌بینم.
‫می‌خوان تیربارانش کنن؟

38
00:03:55,526 --> 00:03:57,779
‫تا اونجایی که من می‌دونم، نه.

39
00:03:57,946 --> 00:03:59,697
‫خب، خیلی وقت بود که قرار بود اعدامش کنن.

40
00:03:59,822 --> 00:04:01,115
‫بله قربان.

41
00:04:01,115 --> 00:04:02,825
‫چرچیل و روزولت خودشون دستورش رو امضا کردن.

42
00:04:02,867 --> 00:04:04,160
‫دستوری که تو باهاش مخالفت کردی.

43
00:04:04,160 --> 00:04:05,662
‫من قاضی دیوان عالی هستم.

44
00:04:05,703 --> 00:04:08,122
‫معمولاً با اعدام افراد بدون محاکمه مخالفم.

45
00:04:08,289 --> 00:04:09,791
‫واسه همین اومدم باهات حرف بزنم.

46
00:04:12,085 --> 00:04:13,461
‫شدنی نیست.

47
00:04:13,628 --> 00:04:15,630
‫- هی همین رو می‌گی.
‫- چون واقعاً نمی‌شه.

48
00:04:15,630 --> 00:04:17,090
‫یه دلیل قانع‌کننده بیار که چرا نمی‌شه.

49
00:04:17,131 --> 00:04:20,468
‫هیچ سابقه قانونی برای محاکمه وجود نداره.

50
00:04:20,635 --> 00:04:22,971
‫هیچ قانون بین‌المللی نیست
که بشه اتهامات رو روش سوار کرد

51
00:04:23,137 --> 00:04:25,306
‫هیچ‌کس تا حالا جنایتکاران جنگی رو

52
00:04:25,348 --> 00:04:27,183
‫خارج از حوزه قضایی کشور خودشون محاکمه نکرده

53
00:04:27,225 --> 00:04:29,936
‫چون کل مفهومِ حقوق بین‌الملل اینه که

54
00:04:29,936 --> 00:04:31,771
‫یک کشور نمی‌تونه
به شهروندان یه کشور دیگه بگه

55
00:04:31,813 --> 00:04:33,106
‫که چطور رفتار کنن.

56
00:04:33,231 --> 00:04:35,024
‫- السی...
‫- محاکمه این آدم‌ها

57
00:04:35,149 --> 00:04:36,818
‫تو دادگاه آلمان یه بحث دیگه‌ست.

58
00:04:36,985 --> 00:04:38,820
‫اما چیزی که تو داری می‌گی
یعنی محاکمه اون‌ها

59
00:04:38,945 --> 00:04:41,322
‫توی یه برزخ قانونی که اصلاً وجود خارجی نداره،

60
00:04:41,447 --> 00:04:43,658
‫با استفاده از قوانینی که هنوز نوشته نشدن،

61
00:04:43,825 --> 00:04:45,952
‫و اگه حسابش از دستت در رفته باید بگم،

62
00:04:45,952 --> 00:04:47,954
‫تا همین الان چهارتا دلیل آوردم که چرا نمی‌شه.

63
00:04:47,996 --> 00:04:49,038
‫می‌رم یه چیزی بریزم بخوریم.

64
00:04:49,080 --> 00:04:50,498
‫من چیزی نمی‌خورم.

65
00:04:50,498 --> 00:04:53,126
‫پس واسه خودم می‌ریزم
‫واسه تو هم یکی میارم که خشک و خالی نباشه.

66
00:04:53,960 --> 00:04:55,169
‫کی رو می‌خوای محاکمه کنی؟

67
00:04:57,171 --> 00:04:58,506
‫فرمانده‌های آلمانی رو؟

68
00:04:59,257 --> 00:05:00,675
‫سربازهای وظیفه رو؟

69
00:05:00,800 --> 00:05:03,052
‫اون قاضی‌هایی که قوانین نژادپرستانه رو
اجرا می‌کردن چی؟

70
00:05:03,177 --> 00:05:05,013
‫مسلماً،
‫باید این موارد رو حل و فصل کنیم.

71
00:05:05,138 --> 00:05:07,223
‫و وقتی تصمیم گرفتی
‫کی رو محاکمه کنی،

72
00:05:07,348 --> 00:05:09,684
‫می‌خوای به چه جرمی متهمشون کنی؟

73
00:05:09,809 --> 00:05:12,520
‫توطئه برای آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه جهان.

74
00:05:12,687 --> 00:05:14,480
‫و از ایالات متحده می‌خوای
که به عنوان دادستان

75
00:05:14,605 --> 00:05:16,649
‫این بحث رو پیش ببره؟

76
00:05:16,774 --> 00:05:18,026
‫بله.

77
00:05:18,192 --> 00:05:19,819
‫علیه آلمان،

78
00:05:19,944 --> 00:05:22,363
‫کشوری که هیچوقت به ما حمله نکرد.

79
00:05:25,241 --> 00:05:26,534
‫فقط برای یه لحظه فرض کن،

80
00:05:26,534 --> 00:05:27,827
‫- که شدنی باشه.
‫- رابرت...

81
00:05:27,827 --> 00:05:29,579
‫نمی‌خوای بدونی چطوری انجامش می‌دم؟

82
00:05:30,705 --> 00:05:32,540
‫باید یه تلاشِ...

83
00:05:32,665 --> 00:05:34,709
‫کاملاً بین‌المللی باشه.

84
00:05:36,544 --> 00:05:39,464
‫تمام متفقین باید مشارکت کنن.

85
00:05:39,589 --> 00:05:40,631
‫آمریکا،

86
00:05:40,757 --> 00:05:43,468
‫بریتانیا، فرانسه، روسیه.

87
00:05:43,593 --> 00:05:45,845
‫بدون روس‌ها نمی‌تونی انجامش بدی.

88
00:05:45,970 --> 00:05:48,222
‫چهارتا قاضی بین‌المللی.

89
00:05:48,348 --> 00:05:50,099
‫داری در مورد یه دیوانِ عالی حرف می‌زنی.

90
00:05:50,224 --> 00:05:51,684
‫دقیقاً.

91
00:05:51,809 --> 00:05:55,063
‫دنیا باید بدونه
‫این آدم‌ها چی کار کردن.

92
00:05:55,188 --> 00:05:56,647
‫این کار از نظر اجرایی یه کابوسه.

93
00:05:56,773 --> 00:05:57,857
‫می‌دونم.

94
00:05:59,942 --> 00:06:01,569
‫ولی باید انجام بشه.

95
00:06:09,911 --> 00:06:14,499
‫[لوکزامبورگ، موندورف]

96
00:06:15,708 --> 00:06:20,296
تلاش شوروی برای از بین بردن]
[لکه‌ی ننگ نازی‌ها

97
00:06:32,725 --> 00:06:33,935
‫یه کارت بردار.

98
00:06:36,104 --> 00:06:37,105
‫فکر نکنم بخوام.

99
00:06:38,606 --> 00:06:41,484
‫[هرمان دیگر احتیاجی به تجملات ندارد]

100
00:06:42,068 --> 00:06:43,277
‫بگو من یه دونه بردارم.

101
00:06:53,996 --> 00:06:55,164
‫یه کارت بردار.

102
00:07:02,630 --> 00:07:05,466
‫حالا ازم بخواه که حفظش کنم
‫و بذارمش توی دسته کارت‌ها.

103
00:07:06,843 --> 00:07:09,637
‫لطفاً حفظش کن
‫و بذارش تو دسته کارت‌ها.

104
00:07:13,724 --> 00:07:14,976
‫حالا بُر بزن.

105
00:07:25,570 --> 00:07:26,696
‫حالا چی؟

106
00:07:26,821 --> 00:07:28,489
‫کارت من سه پیک بود.

107
00:07:28,614 --> 00:07:29,782
‫خب، این که شعبده‌بازی نبود.

108
00:07:29,907 --> 00:07:30,992
‫کارتِ رویی رو برگردون.

109
00:07:44,297 --> 00:07:45,298
‫تو کی هستی؟

110
00:07:46,424 --> 00:07:47,508
‫من روانپزشکم.

111
00:07:49,886 --> 00:07:52,180
‫و چرا داری میری
‫به «موندورف»؟

112
00:07:52,305 --> 00:07:53,347
‫کاش می‌دونستم.

113
00:07:54,682 --> 00:07:56,976
‫جدیداً روانپزشک‌ها رو می‌فرستن مأموریت سرّی؟

114
00:07:57,101 --> 00:07:58,853
‫مطمئنم من اولیشم.

115
00:08:03,316 --> 00:08:06,360
‫چطوری اون کار رو کردی؟
‫با کارت‌ها.

116
00:08:07,278 --> 00:08:08,529
‫من کاری نکردم.

117
00:08:10,364 --> 00:08:12,492
‫شعبده‌باز خیلی ماهری هستی.

118
00:08:23,920 --> 00:08:25,379
‫دکتر «کلی»؟

119
00:08:25,505 --> 00:08:27,089
‫گروهبان «هاوی تریست»، در خدمتم.

120
00:08:27,256 --> 00:08:29,467
‫من شما رو می‌برم دفتر فرمانده.

121
00:08:29,592 --> 00:08:31,260
‫- طرفدار ببرهایی، ها؟
‫- بله قربان.

122
00:08:31,427 --> 00:08:32,887
‫شاید دور و بر دیدمتون.

123
00:08:35,556 --> 00:08:36,557
‫عجب.

124
00:08:37,558 --> 00:08:38,935
‫اون کی بود؟

125
00:08:39,060 --> 00:08:41,229
‫اون، هاوی،
‫یه خانم خیلی جذاب بود.

126
00:08:41,354 --> 00:08:43,439
‫گفتی «فرمانده»؟

127
00:08:44,607 --> 00:08:47,026
‫بله قربان. سرهنگ «اندروس».

128
00:08:47,151 --> 00:08:49,487
‫خب، می‌شه بگی
‫من قراره اینجا چی کار کنم؟

129
00:08:49,612 --> 00:08:51,280
‫من فکر می‌کردم جنگ تموم شده.

130
00:08:52,281 --> 00:08:53,449
‫نمی‌تونم بگم.

131
00:08:54,492 --> 00:08:55,910
‫نمی‌تونی بگی
‫چون خودتم نمی‌دونی

132
00:08:55,910 --> 00:08:57,036
‫یا نمی‌تونی بگی چون یکی

133
00:08:57,078 --> 00:08:58,079
‫بهت گفته که نباید بگی؟

134
00:08:59,705 --> 00:09:00,957
‫نمی‌تونم بگم.

135
00:09:03,334 --> 00:09:05,461
‫از دستم دلخور نشو دکتر.
‫من فقط مترجمتم.

136
00:09:06,295 --> 00:09:07,588
‫مترجم برای چی؟

137
00:09:09,257 --> 00:09:11,300
‫خودت می‌بینی.

138
00:09:15,513 --> 00:09:17,807
‫[هتل مجلل موندورف]
‫[اسم رمز: خاکستردان]

139
00:09:17,890 --> 00:09:20,810
‫دکتر کلی، ظاهراً
‫فرماندهی مرکزی فکر می‌کنه

140
00:09:20,977 --> 00:09:23,145
‫شما یه جورایی
‫روانپزشک کاردرستی هستی.

141
00:09:23,312 --> 00:09:24,981
‫تصور می‌کنم
‫چندتا سوال از من داری.

142
00:09:25,147 --> 00:09:27,108
‫- بیشتر از چندتا.
‫- پس بریم سر اصل مطلب.

143
00:09:27,233 --> 00:09:29,986
‫شما الان وسط
‫یه زندان نظامی فوق سرّی هستی.

144
00:09:30,152 --> 00:09:32,822
‫اینجا در حال حاضر محل نگه‌داری
‫باقیمونده‌ی فرماندهی عالی نازی‌هاست.

145
00:09:32,989 --> 00:09:34,657
‫دولت‌های روسیه، فرانسه،

146
00:09:34,824 --> 00:09:36,701
‫بریتانیا،
‫و ایالات متحده خودمون

147
00:09:36,826 --> 00:09:38,202
‫دارن همین الان تصمیم می‌گیرن

148
00:09:38,327 --> 00:09:40,663
‫که این آدم‌ها رو
‫محاکمه کنن یا نه.

149
00:09:40,830 --> 00:09:43,958
‫شما رو آوردن اینجا
‫تا سلامت روانی زندانی‌ها رو

150
00:09:44,083 --> 00:09:47,003
‫در صورتی که دادگاه برگزار بشه،
‫بررسی و تأیید کنید.

151
00:09:47,628 --> 00:09:49,005
‫خودکشی.

152
00:09:49,130 --> 00:09:51,424
‫این نگرانی اصلی ما
‫در مورد اکثر زندانی‌هاست.

153
00:09:51,549 --> 00:09:52,842
‫هیتلر، گوبلز و هیملر

154
00:09:52,967 --> 00:09:54,969
‫همین الانشم خودشون رو کشتن.

155
00:09:55,094 --> 00:09:56,846
‫نمی‌تونیم تلفات دیگه‌ای بدیم.

156
00:09:58,055 --> 00:09:59,890
‫گوبلز و هیملر
‫با این کارش رو کردن.

157
00:10:01,183 --> 00:10:03,686
‫کپسول سیانور مخفی.

158
00:10:03,811 --> 00:10:05,688
‫کسی که باید بیشتر از همه بپایی، گورینگه.

159
00:10:06,272 --> 00:10:07,273
‫گورینگ؟

160
00:10:08,107 --> 00:10:09,525
‫منظورتون همون هرمان گورینگه؟

161
00:10:09,525 --> 00:10:10,651
‫خودشه.

162
00:10:11,736 --> 00:10:13,446
‫هرمان گورینگ اینجاست؟

163
00:10:13,571 --> 00:10:15,990
‫گروهبان، ممکنه توی راهِ دفترِ من
‫ضربه محکمی

164
00:10:15,990 --> 00:10:17,366
‫به سر جناب سرگرد خورده باشه؟

165
00:10:17,366 --> 00:10:19,410
‫- تا جایی که من می‌دونم خیر قربان.
‫- معذرت می‌خوام.

166
00:10:19,452 --> 00:10:20,536
‫فقط هضمش یه‌کم سخته.

167
00:10:20,536 --> 00:10:22,079
‫معلومه که سخته.
‫سعی کن سریع‌تر هضمش کنی.

168
00:10:22,121 --> 00:10:23,664
‫- بله قربان.
‫- وقتی گورینگ تسلیم شد،

169
00:10:23,789 --> 00:10:25,583
‫داشت با خانواده‌ش سفر می‌کرد.

170
00:10:25,708 --> 00:10:28,461
‫بیشتر از یک میلیون دلار
‫پول نقد آلمانی و جواهرات داشت.

171
00:10:28,586 --> 00:10:30,046
‫و مقدار زیادی...

172
00:10:30,212 --> 00:10:31,589
‫...از این‌ها.

173
00:10:31,631 --> 00:10:32,798
‫فرستادیمشون آمریکا

174
00:10:32,840 --> 00:10:34,133
‫واسه بررسی و طبقه‌بندی.

175
00:10:35,635 --> 00:10:37,136
‫پاراکدئین.

176
00:10:37,261 --> 00:10:39,513
‫یه مسکن خیلی قوی.
‫خودم طرفدارشم.

177
00:10:41,057 --> 00:10:42,141
‫می‌گه واسه قلبشه.

178
00:10:42,266 --> 00:10:46,354
‫خب پس، منم یه پلِ خیلی بزرگ توی بروکلین دارم
‫که می‌تونم بهت بفروشم.

179
00:10:46,395 --> 00:10:47,813
‫این‌ها هیچ ربطی به قلب ندارن.

180
00:10:47,855 --> 00:10:48,856
‫مخدر هستن.

181
00:10:49,732 --> 00:10:51,692
‫روزی چندتا قرص می‌خوره؟

182
00:10:51,817 --> 00:10:53,402
‫- گروهبان؟
‫- چهل‌تا قربان.

183
00:10:54,737 --> 00:10:56,030
‫فکر کنم با اطمینان می‌شه گفت

184
00:10:56,072 --> 00:10:57,782
‫جناب رایش‌مارشال اعتیاد داره.

185
00:10:58,616 --> 00:10:59,909
‫خانواده‌ش کجان؟

186
00:11:00,034 --> 00:11:01,744
‫آزاد شدن و دیگه ربطی به شما ندارن.

187
00:11:01,869 --> 00:11:04,455
‫تنها کار شما ارزیابی گورینگ و بقیه‌ست.

188
00:11:04,580 --> 00:11:05,581
‫همین.

189
00:11:06,749 --> 00:11:08,084
‫قربان، من دکتر خوبی‌ام،

190
00:11:08,250 --> 00:11:10,419
‫ولی روانکاویِ کلِ فرماندهی عالی نازی‌ها

191
00:11:10,586 --> 00:11:13,130
‫شاید یه‌کم فراتر از تخصص من باشن.

192
00:11:13,255 --> 00:11:15,758
‫باور کن سرگرد،
‫این ایده من نبوده.

193
00:11:17,301 --> 00:11:18,386
‫مرخصید.

194
00:11:22,181 --> 00:11:24,266
‫خیلی توی روحیه دادن خوب نیست، نه؟

195
00:11:24,433 --> 00:11:26,310
‫فرمانده خیلی به گرم بودن معروف نیست، قربان.

196
00:11:26,435 --> 00:11:28,270
‫- می‌خوام ببینمش.
‫- کی رو؟

197
00:11:28,396 --> 00:11:30,064
‫- گورینگ رو. همین الان.
‫- ببخشید قربان.

198
00:11:30,064 --> 00:11:31,399
‫نمی‌خوای اول مستقر بشی؟

199
00:11:31,440 --> 00:11:33,317
‫می‌خوام بدونم با چی طرفم.

200
00:11:33,442 --> 00:11:34,777
‫بسیار خب،
‫فقط خیلی مرعوب نشی.

201
00:11:34,944 --> 00:11:37,113
‫نمی‌شم. ازش برام بگو.

202
00:11:37,238 --> 00:11:40,366
‫رایش‌مارشال هرمان گورینگ، رئیس رایشستاگ،
(مجلس)

203
00:11:40,491 --> 00:11:41,951
‫وزیر هوانوردی،

204
00:11:42,118 --> 00:11:43,911
‫فرمانده کل لوفت‌وافه
(نیروی هوایی)

205
00:11:44,036 --> 00:11:45,454
‫وزیر اقتصاد،

206
00:11:45,621 --> 00:11:48,124
‫یکی از اعضای بنیان‌گذارِ پلیس مخفی گشتاپو،

207
00:11:48,290 --> 00:11:50,710
‫سال 1939 به عنوان جانشین هیتلر منصوب شد

208
00:11:50,710 --> 00:11:51,836
‫و بالاترین درجه‌ی

209
00:11:51,877 --> 00:11:53,212
‫افسر نظامی تاریخ آلمان رو داره.

210
00:11:53,337 --> 00:11:54,922
‫باشه.

211
00:11:55,047 --> 00:11:56,924
‫الان یه‌کم مرعوب شدم.

212
00:11:57,049 --> 00:11:58,968
‫نباش. کارت درسته.

213
00:11:59,093 --> 00:12:01,887
‫رایش‌مارشال.

214
00:12:02,012 --> 00:12:03,389
‫روز به‌خیر آقای تریست.

215
00:12:06,475 --> 00:12:07,518
‫رایش‌مارشال گورینگ،

216
00:12:07,560 --> 00:12:09,103
‫اسم من دکتر داگلاس کلی هست.

217
00:12:14,233 --> 00:12:15,776
‫می‌گه: «عالیه، یه دکتر.»

218
00:12:15,901 --> 00:12:17,611
‫هستم. می‌تونم نبضتون رو بگیرم؟

219
00:12:20,322 --> 00:12:21,949
‫بله، بله.

220
00:12:25,494 --> 00:12:27,163
‫سراغ قرص‌هاش رو می‌گرفت.
‫می‌خواد که شما

221
00:12:27,288 --> 00:12:29,039
‫براش بیاریدشون.

222
00:12:29,165 --> 00:12:31,167
‫متوجه شدم که مشکل قلبی دارید.

223
00:12:36,839 --> 00:12:38,299
‫«من چندین حمله قلبی خفیف داشتم

224
00:12:38,424 --> 00:12:39,925
‫«و قرص‌ها واسه اون کمک می‌کنن.»

225
00:12:40,050 --> 00:12:42,011
‫ممکنه دکمه پیرهنتون رو باز کنید، لطفاً؟

226
00:12:46,098 --> 00:12:47,975
خوبـه؟ -
اوهوم -

227
00:12:49,310 --> 00:12:51,228
‫تنفس سریع و سطحیه.

228
00:12:51,353 --> 00:12:52,688
‫این رو ترجمه نکن.

229
00:12:54,190 --> 00:12:56,859
‫قرص‌ها
‫واسه درد هم کمک می‌کنن؟

230
00:12:58,944 --> 00:13:00,029
‫بله، بله.

231
00:13:04,617 --> 00:13:06,619
‫می‌گه توی جنگ جهانی اول
‫سقوط کرده.

232
00:13:06,744 --> 00:13:07,995
‫یه گلوله توی لگن راستش داره.

233
00:13:08,120 --> 00:13:11,457
‫سال 1923،
‫توی کودتای مونیخ

234
00:13:11,499 --> 00:13:12,750
‫به کشاله رانش شلیک شده.

235
00:13:12,750 --> 00:13:13,876
‫خیلی تیر خوردید قربان.

236
00:13:18,589 --> 00:13:20,049
‫«خطرات شغلیه.»

237
00:13:21,050 --> 00:13:23,552
‫خب، اگه واقعاً
‫می‌خواید مراقب قلبتون باشید،

238
00:13:23,677 --> 00:13:25,930
‫بهترین راهش اینه که وزنتون رو کم کنید.

239
00:13:36,106 --> 00:13:37,399
‫«بهت اطمینان میدم، داری

240
00:13:37,441 --> 00:13:39,401
‫«به بهترین فیزیک بدنی در تمام آلمان نگاه می‌کنی،

241
00:13:39,401 --> 00:13:41,195
‫«از همسرم بپرس.»

242
00:13:41,320 --> 00:13:42,404
‫مطمئنم حق با شماست قربان،

243
00:13:42,571 --> 00:13:44,406
‫ولی نگهبان‌های اینجا
‫بهتون می‌گن «خپله».

244
00:13:49,036 --> 00:13:50,704
‫مطمئنم...

245
00:13:50,830 --> 00:13:54,625
‫واسه یه مرد معمولی
‫کم کردن این وزن سخته،

246
00:13:54,667 --> 00:13:57,253
‫ولی شما
‫یه استقامت و نظمی دارید

247
00:13:57,294 --> 00:13:59,421
‫که بقیه ندارن، درسته؟

248
00:14:06,428 --> 00:14:07,763
‫«می‌بینی،
‫این مرد متفاوته.»

249
00:14:11,517 --> 00:14:12,768
‫«ما دوستان خوبی می‌شیم.

250
00:14:12,893 --> 00:14:13,894
‫«مطمئنم.»

251
00:14:15,187 --> 00:14:16,605
‫مشتاقانه منتظرشم.

252
00:14:18,232 --> 00:14:19,942
‫- روز خوش.
‫- خدانگهدار.

253
00:14:26,782 --> 00:14:28,409
‫چه خودشیفته‌ست.

254
00:14:29,618 --> 00:14:30,619
‫چه جذاب.

255
00:14:31,704 --> 00:14:32,788
‫انگلیسی بلده.

256
00:14:34,123 --> 00:14:35,749
‫چی؟ چی؟ چی؟

257
00:14:35,875 --> 00:14:38,252
‫آره، جوری که نگام کرد
‫وقتی بهش گفتم خپله.

258
00:14:38,377 --> 00:14:40,337
‫آره، متوجه حرفم شد.
‫داشته بازیت می‌داده.

259
00:14:42,882 --> 00:14:44,967
‫نه. نه، چرا...
‫چرا باید وانمود کنه؟

260
00:14:45,092 --> 00:14:47,928
‫ترجمه بهش وقت بیشتری میده
‫تا روی جواب‌هاش فکر کنه.

261
00:14:48,053 --> 00:14:49,847
‫فکر می‌کنه
‫این بهش برتری میده.

262
00:14:51,807 --> 00:14:53,893
‫صبر کن، وایستا.

263
00:14:54,018 --> 00:14:55,978
‫داری می‌گی من سه ماه گذشته رو

264
00:14:56,020 --> 00:14:58,147
‫با خودم پچ‌پچ می‌کردم
‫در حالی که اون همه چی رو می‌فهمیده؟

265
00:14:58,147 --> 00:14:59,148
‫تقریباً.

266
00:15:00,190 --> 00:15:01,775
‫ای بابا.

267
00:15:01,901 --> 00:15:03,736
‫می‌خوای... می‌خوای
‫بهش بگی که فهمیدی؟

268
00:15:03,861 --> 00:15:07,323
‫نه، نه. نه، خودش هروقت آماده باشه
‫بهم می‌گه.

269
00:15:07,448 --> 00:15:09,074
‫- کِی هست؟
‫- وقتی به این نتیجه برسه

270
00:15:09,199 --> 00:15:10,492
‫که من تهدید نیستم.

271
00:15:11,660 --> 00:15:13,537
‫می‌خوام بقیه‌شون رو ببینم.
‫بعدی کیه؟

272
00:15:13,662 --> 00:15:16,665
‫دکتر رابرت لِی.

273
00:15:17,708 --> 00:15:19,376
‫رئیس جبهه کارگری آلمان.

274
00:15:19,835 --> 00:15:22,171
‫یکی از اولین پیروان هیتلر.

275
00:15:22,171 --> 00:15:24,548
‫یه بار یه کتاب نوشت که انقدر توش
‫از پیشوا تعریف و تمجید کرده بود

276
00:15:24,590 --> 00:15:26,091
‫که هیتلر انقدر خجالت کشید

277
00:15:26,133 --> 00:15:27,760
‫دستور داد کل نسخه‌هاش رو نابود کنن.

278
00:15:29,261 --> 00:15:32,431
‫لی، کسی که رهبری
‫برنامه برده‌داری نازی‌ها رو بر عهده داشت

279
00:15:32,556 --> 00:15:34,183
‫با پیژامه دستگیر شد،

280
00:15:34,350 --> 00:15:36,727
‫و خودش رو
‫«دکتر دیستلمایر» معرفی می‌کرد.

281
00:15:41,899 --> 00:15:43,192
‫«من مثل این

282
00:15:43,317 --> 00:15:45,402
‫«مردان تشنه قدرتی که اینجا حبس کردید نیستم.»

283
00:15:49,990 --> 00:15:51,492
‫«می‌تونم بوی یهودی رو حس کنم.»

284
00:15:54,203 --> 00:15:56,038
‫دریاسالار بزرگ کارل دونیتس.

285
00:15:56,163 --> 00:15:58,332
‫فرمانده کل نیروی دریایی آلمان.

286
00:15:58,332 --> 00:16:01,251
‫معمار حملات زیردریایی‌های یو-بوت
‫که نیروی دریایی انگلیس رو فلج کرد.

287
00:16:02,586 --> 00:16:04,546
‫دونیتس دستور قتل زندانی‌ها رو تأیید می‌کرد
[نقل است فرمانده‌ی جدید گفته انسانیت یعنی ضعف]

288
00:16:04,546 --> 00:16:05,714
‫توی دریاهای آزاد.

289
00:16:07,341 --> 00:16:09,969
‫یه نازی متعصب، با دستگیری دونیتس،
[ژنرال‌ها در راه رسیدن به ژاپن با زیردریایی ناکام ماندند]

290
00:16:10,010 --> 00:16:12,346
‫رایش سوم برای همیشه تموم شد.

291
00:16:15,557 --> 00:16:17,977
‫«من 76 روزه
‫که در بازداشتم.

292
00:16:18,102 --> 00:16:19,853
‫«هنوز رسماً دستگیر نشدم

293
00:16:19,979 --> 00:16:21,563
‫«یا به جرم خاصی متهم نشدم،

294
00:16:21,689 --> 00:16:24,942
‫«که نقضِ مستقیمِ کنوانسیون ژنوه.

295
00:16:25,067 --> 00:16:26,860
‫«یا متهمم کنید یا آزادم کنید.»

296
00:16:28,070 --> 00:16:29,071
‫یولیوس اشترایشر.

297
00:16:29,238 --> 00:16:31,240
‫مدیر تبلیغات هیتلر.

298
00:16:31,407 --> 00:16:33,200
‫ناشر روزنامه ملیِ یهودستیزِ،

299
00:16:33,325 --> 00:16:34,326
‫«اشتورمر».

300
00:16:34,451 --> 00:16:35,577
‫اشترایشر!

301
00:16:35,703 --> 00:16:37,788
‫ملقب به کاهن اعظمِ یهودستیزی
[خطرِ یهودی‌ها]

302
00:16:37,913 --> 00:16:39,623
‫و هیولای فرانکونیا،

303
00:16:39,748 --> 00:16:43,085
‫تحریم یهودیان رو رهبری کرد...

304
00:16:43,252 --> 00:16:46,422
‫...و با مشت آهنین
‫بر نورنبرگ حکومت کرد.

305
00:16:49,008 --> 00:16:50,384
‫می‌خواد بدونه
‫یهودی هستی یا نه.

306
00:16:51,051 --> 00:16:52,219
‫نه.

307
00:16:55,764 --> 00:16:57,307
‫«ولی تو
‫توی یه شغل یهودی کار می‌کنی.»

308
00:17:05,107 --> 00:17:06,942
‫«برای چی می‌جنگی، دکتر؟»

309
00:17:09,778 --> 00:17:12,448
‫کلید ماجرا گورینگه.

310
00:17:12,573 --> 00:17:14,575
‫رهبرِ یه ملت در تبعید.

311
00:17:14,700 --> 00:17:16,285
‫اون همه رو کنار هم نگه داشته.

312
00:17:17,161 --> 00:17:19,246
‫یه رژیم غذایی سخت خودخواسته رو شروع کرده

313
00:17:19,288 --> 00:17:21,081
‫و برنامه ورزشی،

314
00:17:21,206 --> 00:17:24,126
‫و داره یهویی مصرف قرص رو قطع می‌کنه.

315
00:17:24,251 --> 00:17:27,629
‫انگاری داره
‫واسه یه چیزی تمرین می‌کنه.

316
00:17:27,755 --> 00:17:29,798
‫اگه یکی بخواد یه کتاب
‫در موردش بنویسه، این...

317
00:17:42,811 --> 00:17:44,354
‫توی شهر کتابخونه هست؟

318
00:17:44,480 --> 00:17:45,773
‫می‌خوای بری کتابخونه؟

319
00:17:45,898 --> 00:17:47,149
‫بله.

320
00:17:47,316 --> 00:17:49,318
‫- ساعت 2:33 صبح؟
‫- آره. کتت رو بردار.

321
00:17:52,071 --> 00:17:53,072
‫میرم کتم رو بردارم.

322
00:17:54,740 --> 00:17:56,283
‫با این حجم از آدم‌های خودشیفته‌ای

323
00:17:56,325 --> 00:17:58,160
‫که ما توی اون هتل حبس کردیم،

324
00:17:58,327 --> 00:18:00,454
‫شرط می‌بندم حداقل نصفشون اینجا
کتاب‌هایی دارن

325
00:18:00,579 --> 00:18:03,165
‫که یا در موردشون نوشته شده
‫یا خودشون نوشتن.

326
00:18:03,332 --> 00:18:05,250
‫ما قراره
‫ته و توی این‌ها رو دربیاریم.

327
00:18:05,375 --> 00:18:08,754
‫آره؟
‫آلمانی زیاد بلدی دکتر؟

328
00:18:08,796 --> 00:18:10,672
‫حتی یه ذره هم بلد نیستم.
‫تو چطور یاد گرفتی؟

329
00:18:10,672 --> 00:18:14,676
‫مادرم آلمانی حرف می‌زد
‫و من می‌خواستم مثل اون باشم.

330
00:18:16,261 --> 00:18:18,055
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌تونی انجامش بدی؟

331
00:18:18,180 --> 00:18:20,182
‫چی کار کنم؟

332
00:18:20,307 --> 00:18:23,185
‫خب، کاری کنی این‌ها
سفره دلشون رو برات باز کنن

333
00:18:23,227 --> 00:18:24,353
‫حتماً.

334
00:18:25,854 --> 00:18:27,022
‫چطوری؟

335
00:18:28,690 --> 00:18:30,317
‫همه دوست دارن
‫به حرفشون گوش داده بشه.

336
00:18:30,359 --> 00:18:31,693
‫این یه غریزه طبیعیه.

337
00:18:33,028 --> 00:18:36,031
‫من در موردشون یاد می‌گیرم.
‫کاری می‌کنم بهم اعتماد کنن.

338
00:18:37,157 --> 00:18:38,158
‫اون‌وقت حرف می‌زنن.

339
00:18:39,368 --> 00:18:41,036
‫جوری می‌گی انگار خیلی ساده‌ست.

340
00:18:41,787 --> 00:18:44,373
‫چی می‌شد اگه می‌تونستیم
شرارت» رو تشریح کنیم؟»

341
00:18:44,498 --> 00:18:47,084
‫منظورم اینه که، چی این مردان رو
‫از بقیه متمایز می‌کنه؟

342
00:18:47,209 --> 00:18:50,379
‫چی باعث شد که بتونن اون جنایاتی رو
‫که انجام دادن مرتکب بشن؟

343
00:18:50,504 --> 00:18:52,714
‫اون‌ها تقریباً دنیا رو تصاحب کردن.

344
00:18:52,881 --> 00:18:54,842
‫در مورد
‫اردوگاه‌های کار اجباری یهودی‌ها شنیدی؟

345
00:18:58,720 --> 00:19:01,390
‫شایعه شده
‫که اونجا فقط اردوگاه کار نبوده.

346
00:19:02,850 --> 00:19:04,434
‫شنیدم.

347
00:19:04,560 --> 00:19:06,854
‫خب، آدم‌ها چطوری
‫این‌شکلی می‌شن؟

348
00:19:06,979 --> 00:19:09,481
‫ما واقعاً یه شانس داریم
‫که این رو بفهمیم.

349
00:19:10,774 --> 00:19:15,237
‫تا بفهمیم چی
‫آلمانی‌ها رو متفاوت کرده.

350
00:19:16,155 --> 00:19:17,239
‫متفاوت؟

351
00:19:18,907 --> 00:19:19,908
‫از ما.

352
00:19:21,869 --> 00:19:24,913
‫مردی که یه کتاب در اون مورد بنویسه
‫می‌تونه پول زیادی به جیب بزنه.

353
00:19:29,376 --> 00:19:31,712
‫می‌دونی، واسه یه لحظه
‫فکر کردم نیتت خیره.

354
00:19:34,256 --> 00:19:35,257
‫نیت خیر می‌خوای؟

355
00:19:37,259 --> 00:19:38,343
‫بسیار خب.

356
00:19:38,468 --> 00:19:43,515
‫اگه بتونیم «شرارت» رو
‫از نظر روانشناختی تعریف کنیم،

357
00:19:43,640 --> 00:19:46,768
‫می‌تونیم کاری کنیم چیزی شبیه این
‫دیگه هیچوقت تکرار نشه.

358
00:20:00,741 --> 00:20:01,742
‫چه خبره؟

359
00:20:01,742 --> 00:20:03,202
‫هرمان گورینگ
‫نمی‌تونه نفس بکشه.

360
00:20:04,286 --> 00:20:05,996
‫- برید کنار!
‫- هاوی!

361
00:20:12,586 --> 00:20:13,962
‫آقا.

362
00:20:13,962 --> 00:20:15,464
‫- خیلی‌خب، راه تنفسش بازه.
‫- این خوبه، نه؟

363
00:20:15,464 --> 00:20:16,506
‫نه،
‫داره سکته می‌کنه.

364
00:20:16,548 --> 00:20:17,758
‫- چی؟
‫- دکترِ زندان

365
00:20:17,758 --> 00:20:19,009
‫- کدوم گوریه؟
‫- تو راهه.

366
00:20:19,051 --> 00:20:20,135
‫بسیار خب.
‫بهش بگو عجله کنه.

367
00:20:20,177 --> 00:20:21,303
‫- هاوی، آسپرین می‌خوام.
‫- باشه.

368
00:20:21,303 --> 00:20:22,596
‫آسپرین معمولیِ ساده.

369
00:20:22,596 --> 00:20:24,264
‫- فهمیدم! فهمیدم!
‫- همین الان بیارش! بدو! هی، هی، هی.

370
00:20:24,306 --> 00:20:25,641
‫قلبت هنوز می‌زنه،

371
00:20:25,807 --> 00:20:26,975
‫یعنی هنوز زنده‌ای.

372
00:20:27,100 --> 00:20:28,644
‫می‌خوام همینجوری
‫نگه‌ت دارم، باشه؟

373
00:20:28,810 --> 00:20:30,479
‫باید آروم باشی،
‫باشه؟

374
00:20:30,646 --> 00:20:34,942
‫با من نفس بکش. دم و بازدم. دم و بازدم.

375
00:20:34,942 --> 00:20:36,526
‫من اینجام. من اینجام. به من نگاه کن.

376
00:20:36,568 --> 00:20:39,238
‫من اینجام. نمی‌ذارم بمیری، باشه؟

377
00:20:39,363 --> 00:20:40,656
‫نفس بکش و...

378
00:20:42,783 --> 00:20:45,077
‫بیا. این همسرته؟

379
00:20:45,202 --> 00:20:47,829
‫اون اینجاست.
‫اون اینجاست. اون اینجاست.

380
00:20:47,955 --> 00:20:49,081
‫نفس بکش. با من نفس بکش.

381
00:20:49,122 --> 00:20:50,582
‫دکتر تو راهه.
‫دکتر تو راهه. آسپرین.

382
00:20:50,624 --> 00:20:51,959
‫آره.
‫چندتا از اون‌ها بده من، خب؟

383
00:20:52,000 --> 00:20:53,126
‫ممنون، هاوی.

384
00:20:53,252 --> 00:20:55,504
‫هی، هی،
‫بهترین چیز واسه قلب،

385
00:20:55,671 --> 00:20:57,172
‫آسپرین معمولیه. آره.

386
00:21:01,301 --> 00:21:02,678
‫به من اعتماد کن، باشه؟

387
00:21:04,179 --> 00:21:05,555
‫نفس بکش.
‫دم و بازدم.

388
00:21:05,681 --> 00:21:08,225
‫بجو، بجو. آره. بهتر شد.

389
00:21:08,350 --> 00:21:11,186
‫آره، نبضت کند شده. آره.

390
00:21:11,353 --> 00:21:15,148
‫هی، حدس بزن چی شد؟
‫زنده‌ای. زنده‌ای.

391
00:21:15,857 --> 00:21:16,858
‫خب، نظرت چیه؟

392
00:21:17,943 --> 00:21:19,152
‫ممنونم.

393
00:21:19,278 --> 00:21:20,988
‫بیا ببریمش
‫بهداری. بلند شو.

394
00:21:32,666 --> 00:21:33,834
‫واسه چی نیشت بازه؟

395
00:21:37,379 --> 00:21:38,880
‫به انگلیسی گفت «ممنونم».

396
00:21:44,344 --> 00:21:46,972
‫ترومن می‌خواد
‫توی انتخابات سال 48 برنده بشه.

397
00:21:47,097 --> 00:21:50,350
‫اون با ناز نازی کردن نازی‌ها
‫به این هدف نمی‌رسه.

398
00:21:50,475 --> 00:21:51,560
‫حرفت درسته.

399
00:21:51,685 --> 00:21:53,437
‫به علاوه، دادگاه یعنی
‫دادن شانس به اون‌ها

400
00:21:53,437 --> 00:21:56,106
‫که داستان‌شون رو
‫برای دنیا تعریف کنن.

401
00:21:56,189 --> 00:21:58,358
‫مگه از شنیدن چی می‌ترسیم؟

402
00:21:58,483 --> 00:22:00,902
‫ما اون جنگ لعنتی رو بردیم، باب.

403
00:22:01,069 --> 00:22:02,362
‫اگه این کار رو بکنی،

404
00:22:02,487 --> 00:22:05,240
‫تبدیل می‌شه به بزرگترین
‫افتضاح تاریخ.

405
00:22:05,240 --> 00:22:06,575
‫دوربین‌ها توی اون دادگاه لعنتی...

406
00:22:06,575 --> 00:22:08,160
‫و چی می‌شه اگه حس ترحم بقیه رو جلب کنن؟

407
00:22:08,201 --> 00:22:10,912
‫چی می‌شه اگه تنها کاری که این دادگاه می‌کنه
‫فراهم کردن یه تریبون واسه اون‌ها باشه

408
00:22:10,912 --> 00:22:13,415
‫برای گسترش یهودستیزی
‫در تمام دنیا؟

409
00:22:13,540 --> 00:22:15,250
‫می‌خوای
‫مسئول همچین چیزی باشی؟

410
00:22:17,461 --> 00:22:19,671
‫می‌خوای بدونی
‫آیا من راحتم

411
00:22:19,796 --> 00:22:23,050
‫که چندتا نازی رو بدون محاکمه
‫اعدام کنیم؟

412
00:22:23,175 --> 00:22:24,426
‫معلومه که هستم.

413
00:22:26,887 --> 00:22:29,014
‫در هر صورت مهم نیست.

414
00:22:29,056 --> 00:22:30,974
‫شما هیچوقت روس‌ها رو راضی نمی‌کنید.

415
00:22:32,267 --> 00:22:34,019
‫ما تأیید روس‌ها رو داریم.

416
00:22:34,144 --> 00:22:36,229
‫- چی؟
‫- ما تأیید روس‌ها رو داریم.

417
00:22:36,938 --> 00:22:38,106
‫جدی؟

418
00:22:38,106 --> 00:22:39,941
‫خود ترومن شخصاً به استالین زنگ زد.

419
00:22:39,941 --> 00:22:42,277
‫داریم به «نیکیچنکو» برای دادستان ارشد فکر می‌کنیم.

420
00:22:42,277 --> 00:22:43,612
‫این خبر فوق‌العاده‌ایه.

421
00:22:43,737 --> 00:22:45,197
‫اصلاً نمی‌دونم شما کی هستید.

422
00:22:45,989 --> 00:22:47,157
‫سرهنگ «جان آمِن»، قربان.

423
00:22:47,157 --> 00:22:49,034
‫من برای
‫«دادستان کل ارتش» کار می‌کنم.

424
00:22:49,785 --> 00:22:52,579
‫پس، ارتش برامون یه وکیل فرستاده؟

425
00:22:53,288 --> 00:22:54,331
‫بله قربان.

426
00:22:54,456 --> 00:22:56,083
‫من حامل سلام
‫از طرف ژنرال آیزنهاور هستم،

427
00:22:56,208 --> 00:22:57,334
‫ایشون گفتن که بدونید

428
00:22:57,459 --> 00:22:59,461
‫موافقِ دار زدنِ کسی بدون محاکمه نیستن.

429
00:22:59,628 --> 00:23:00,962
‫خب، این خودش پیشرفته.

430
00:23:01,088 --> 00:23:02,923
‫همچنین گفتن امیدوارن
‫محاکمه خیلی طول نکشه

431
00:23:03,048 --> 00:23:04,466
‫تا بتونیم بریم سراغ
‫دار زدنشون.

432
00:23:04,591 --> 00:23:06,843
‫بشینید.

433
00:23:08,762 --> 00:23:10,514
‫من خیلی در مورد شما خوندم قربان.

434
00:23:10,639 --> 00:23:12,182
‫می‌گن قراره
‫رئیسِ بعدیِ دیوان عالی باشید.

435
00:23:12,307 --> 00:23:14,434
‫رئیس جمهور شخصاً اون صندلی رو
بهشون قول داده

436
00:23:14,559 --> 00:23:16,103
‫و ازم خواست رازدار باشم،

437
00:23:16,228 --> 00:23:17,604
‫پس شاید بهتر باشه به هر کسی

438
00:23:17,729 --> 00:23:19,981
‫که وارد دفتر می‌شه این رو نگیم، باشه؟

439
00:23:20,107 --> 00:23:21,149
‫خب، همه توی دفترِ من

440
00:23:21,149 --> 00:23:23,402
‫می‌گن امکان نداره
‫پرونده این محاکمه به شما برسه.

441
00:23:23,985 --> 00:23:24,986
‫شما چی می‌گید؟

442
00:23:26,071 --> 00:23:27,989
‫من می‌گم از آدم‌هایی
که شانس کمی دارن خوشم میاد

443
00:23:28,657 --> 00:23:30,659
‫صبح به‌خیر، یولیوس.

444
00:23:30,826 --> 00:23:32,828
‫من می‌خوام بهت
‫یه سری کارت نشون بدم،

445
00:23:32,994 --> 00:23:34,287
‫که روی هر کدوم لکه‌ی جوهره،

446
00:23:34,413 --> 00:23:37,249
‫و تو قراره بهم بگی
‫توی هر لکه‌ی جوهر چی می‌بینی.

447
00:23:38,625 --> 00:23:40,001
‫شاید این کار

448
00:23:40,127 --> 00:23:41,670
‫چیزهایی رو در مورد
‫شخصیتت آشکار کنه،

449
00:23:41,837 --> 00:23:44,548
‫در مورد هوشت، خلاقیتت.

450
00:23:44,673 --> 00:23:46,925
‫و هر چی اینجا گفته بشه
‫بین خودمون می‌مونه.

451
00:23:51,805 --> 00:23:52,806
‫آقای دکتر.

452
00:23:54,266 --> 00:23:56,351
‫بله.

453
00:23:56,476 --> 00:24:00,397
‫اگه کمکی می‌کنه
‫می‌تونم باهات انگلیسی حرف بزنم.

454
00:24:02,607 --> 00:24:04,276
‫فقط اگه
‫باعث می‌شه راحت باشی.

455
00:24:05,360 --> 00:24:06,570
‫شروع کنیم؟

456
00:24:08,029 --> 00:24:09,197
‫«پروانه.»

457
00:24:09,364 --> 00:24:11,032
‫«جادوگر.»

458
00:24:13,285 --> 00:24:14,411
‫«برخورد اژدر.»

459
00:24:14,536 --> 00:24:16,329
‫انگار یکی یه چیزی رو ریخته.

460
00:24:17,998 --> 00:24:20,459
‫من 10 هزار اسب می‌بینم.

461
00:24:20,584 --> 00:24:23,879
‫من سوارکارانِ «والکری» رو می‌بینم.

462
00:24:27,174 --> 00:24:28,300
‫«گل‌سر زن.»

463
00:24:29,384 --> 00:24:30,677
‫«گل‌سر زن.»

464
00:24:34,848 --> 00:24:36,224
‫«گل‌سر زنِ یهودی.»

465
00:24:37,684 --> 00:24:38,852
‫این خون‌ـه.

466
00:24:38,977 --> 00:24:40,187
‫خونِ کی؟

467
00:24:43,064 --> 00:24:44,566
‫یا جوهر.

468
00:24:44,691 --> 00:24:46,568
‫با جوهر می‌شه
‫خیلی چیزها گفت.

469
00:24:48,195 --> 00:24:49,362
‫متأسفم باب.

470
00:24:49,488 --> 00:24:50,697
‫خبرش امشب رسید.

471
00:24:50,822 --> 00:24:51,990
‫قراره جواب منفی باشه.

472
00:24:54,409 --> 00:24:57,245
‫کنگره قراره به دادگاه
‫جواب رد بده.

473
00:24:57,412 --> 00:24:59,206
‫اون‌ها فقط اعدام می‌خوان.

474
00:25:00,457 --> 00:25:02,042
‫- دیگه راهی ندارم.
‫- رئیس جمهور چی؟

475
00:25:02,167 --> 00:25:03,877
‫رئیس جمهور می‌خواد
‫پشتِ یکی قایم بشه،

476
00:25:04,002 --> 00:25:05,670
‫واسه همینه که به کنگره نیاز داره.

477
00:25:06,338 --> 00:25:08,173
‫هیچ‌کدوم بدون اون یکی کار رو انجام نمیدن.

478
00:25:08,215 --> 00:25:10,634
‫پس به یکی نیاز داری
‫که از رئیس جمهور بزرگتر باشه تا حمایتت کنه.

479
00:25:10,675 --> 00:25:12,802
‫بی‌خیال.
‫کی کله‌گنده‌تر از رئیس جمهوره؟

480
00:25:27,526 --> 00:25:29,277
‫یا خدا.

481
00:25:30,278 --> 00:25:31,613
‫به معنای واقعی کلمه.

482
00:25:32,447 --> 00:25:34,950
‫- کاتولیکی؟
‫- الان دیگه هستم.

483
00:25:37,577 --> 00:25:39,204
‫«پاپ اعظم» الان شما رو می‌پذیرن.

484
00:25:41,831 --> 00:25:45,460
‫شما می‌خواید این مردان رو
‫بر سر جانشون محاکمه کنید،

485
00:25:45,585 --> 00:25:49,798
‫و اومدید تا در این راه
‫برکت و دعای کلیسا رو طلب کنید.

486
00:25:49,965 --> 00:25:51,383
‫حمایت شما تأثیر زیادی

487
00:25:51,424 --> 00:25:53,969
‫در ایجاد
‫یک اجماع بین‌المللی داره.

488
00:25:54,135 --> 00:25:56,137
‫هیچ‌کس انکار نمی‌کنه
‫که این مردان شرور هستن.

489
00:25:57,430 --> 00:25:58,848
‫اما چشم در برابر چشم...

490
00:26:00,433 --> 00:26:01,810
‫راه حل نیست.

491
00:26:01,977 --> 00:26:04,646
‫شاید نباشه، اما تقریباً مطمئنم
‫اولین بار کجا این جمله رو خوندم.

492
00:26:08,191 --> 00:26:09,317
‫شما کاتولیک هستید؟

493
00:26:09,985 --> 00:26:10,986
‫خیر قربان.

494
00:26:12,362 --> 00:26:13,572
‫مرد مذهبی هستید؟

495
00:26:14,489 --> 00:26:15,532
‫نه به اون صورت.

496
00:26:15,657 --> 00:26:19,160
‫با این حال، در وطن،
‫شما رو «عدالت‌گستر» صدا می‌زنن.
(قاضی)

497
00:26:19,286 --> 00:26:20,537
‫من این اسم رو انتخاب نکردم.

498
00:26:20,662 --> 00:26:24,082
‫اگه به مدت طولانی
‫در جایگاه قضاوت دیگران بنشینید،

499
00:26:24,207 --> 00:26:29,421
‫باور می‌کنید که قوانین بشر
‫سنگین‌تر از قوانین خداوند هستند.

500
00:26:31,172 --> 00:26:33,008
‫من اینطور فکر نمی‌کنم.

501
00:26:33,049 --> 00:26:34,342
‫پس...

502
00:26:35,969 --> 00:26:37,095
‫به چی باور دارید؟

503
00:26:39,973 --> 00:26:41,266
‫من به انسان‌ها باور دارم.

504
00:26:41,766 --> 00:26:44,185
‫به توانایی‌مون برای نجات خودمون

505
00:26:44,185 --> 00:26:45,937
‫از دست آدم‌هایی مثل نازی‌ها.

506
00:26:47,439 --> 00:26:48,940
‫من معتقدم این عملِ درستیه.

507
00:26:49,232 --> 00:26:51,860
‫انقدر درست که حاضرید
‫قوانین خودتون رو دور بزنید

508
00:26:51,860 --> 00:26:53,403
‫تا بهش برسید؟

509
00:26:54,863 --> 00:26:56,239
‫متأسفم،

510
00:26:56,281 --> 00:26:57,532
‫اما کلیسای کاتولیک

511
00:26:57,574 --> 00:27:00,952
‫نمی‌تونه در این راه از شما حمایت کنه.

512
00:27:03,955 --> 00:27:06,374
‫ولی سال 1933 تونستید
‫از اون‌ها حمایت کنید.

513
00:27:09,878 --> 00:27:11,880
‫منظورتون چیه؟

514
00:27:12,005 --> 00:27:15,008
‫شما خودتون توافق‌نامه رو
با هیتلر امضا کردید

515
00:27:16,718 --> 00:27:18,553
‫اون موضوع فرق داشت.

516
00:27:18,678 --> 00:27:19,763
‫شما مونیخ زندگی می‌کردید،

517
00:27:19,888 --> 00:27:22,182
‫شما سفیر پاپ در امپراتوری آلمان بودید.

518
00:27:22,307 --> 00:27:26,019
‫کلیسای کاتولیک
‫اولین قدرت جهانی بود

519
00:27:26,144 --> 00:27:28,521
‫که «دولت پیشوا» رو
‫به رسمیت شناخت.

520
00:27:28,647 --> 00:27:30,357
‫شما به نازی‌ها اعتبار بخشیدید.

521
00:27:30,482 --> 00:27:32,859
‫برای اینکه از کاتولیک‌های آلمان محافظت کنم.

522
00:27:32,984 --> 00:27:34,569
‫واقعاً حیف نیست

523
00:27:34,694 --> 00:27:37,739
‫که یهودی‌ها کسی رو نداشتن
‫که این کار رو براشون بکنه؟

524
00:27:39,240 --> 00:27:41,201
‫فکر می‌کنید
‫من کارهاشون رو تأیید می‌کردم؟

525
00:27:46,206 --> 00:27:48,041
‫مردم به یاد خواهند آورد قربان...

526
00:27:50,418 --> 00:27:52,754
‫کاری که سال 1933 کردید،

527
00:27:54,089 --> 00:27:55,674
‫و کاری که الان می‌کنید.

528
00:27:56,716 --> 00:27:58,218
‫اون‌ها به بچه‌هاشون خواهند گفت.

529
00:28:00,804 --> 00:28:03,932
‫که آیا کلیسای کاتولیک
‫پشت نازی‌ها ایستاد...

530
00:28:05,850 --> 00:28:07,102
‫یا مقابلشون؟

531
00:28:13,274 --> 00:28:14,859
‫الان از پاپ اخاذی کردی؟

532
00:28:14,984 --> 00:28:16,695
‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

533
00:28:19,948 --> 00:28:22,325
‫دیشب خبرش رسید.

534
00:28:22,450 --> 00:28:23,785
‫قراره محاکمه برگزار بشه.

535
00:28:27,956 --> 00:28:28,957
‫محاکمه؟

536
00:28:31,167 --> 00:28:33,294
‫خوبه. خوبه.

537
00:28:34,295 --> 00:28:35,797
‫همونطوری که باید باشه.

538
00:28:45,098 --> 00:28:47,475
‫اون کارت‌هایی که بهم نشون دادی،

539
00:28:48,560 --> 00:28:50,478
‫در مورد من چی بهت یاد دادن؟

540
00:28:51,980 --> 00:28:54,315
‫صادقانه بگم،
‫اینکه شما بسیار باهوش هستید.

541
00:28:55,650 --> 00:28:57,444
‫این رو خودم هم می‌تونستم بهت بگم.

542
00:28:57,569 --> 00:28:59,821
‫و اینکه شما یه خودشیفته هستید

543
00:28:59,946 --> 00:29:03,825
‫که درگیر یه زندگی فانتزیِ گسترده
و تهاجمی شده

544
00:29:03,950 --> 00:29:07,537
‫با جاه‌طلبی و میلِ شدید
‫برای مطیع کردنِ دنیایی

545
00:29:07,662 --> 00:29:10,165
‫که می‌خواید طبقِ الگوی فکریِ خودتون باشه.

546
00:29:12,167 --> 00:29:13,835
‫و از این موضوع تعجب کردید؟

547
00:29:15,336 --> 00:29:16,963
‫نه.

548
00:29:17,088 --> 00:29:19,841
‫پس کارت‌ها
‫هیچی بهتون یاد ندادن.

549
00:29:21,259 --> 00:29:24,179
‫آقای تریست،
‫می‌گه شما شعبده‌بازی می‌کنید.

550
00:29:28,016 --> 00:29:29,350
‫شرمنده.

551
00:29:29,476 --> 00:29:30,602
‫بله.

552
00:29:30,727 --> 00:29:33,480
‫خب، شاید،
‫اگه زحمتی نیست،

553
00:29:33,605 --> 00:29:35,315
‫ما اینجا سرگرمی نداریم.

554
00:29:38,359 --> 00:29:39,360
‫چرا که نه؟

555
00:29:40,862 --> 00:29:44,699
‫این یه سکه نقره‌ی
‫معمولی و ساده‌ست.

556
00:29:51,498 --> 00:29:52,832
‫تا دا!

557
00:29:55,460 --> 00:29:56,544
‫خیلی خوبه.

558
00:29:56,711 --> 00:29:57,712
‫خیلی خوبه.

559
00:29:59,047 --> 00:30:01,716
‫منم یه روز یه تردستی
‫بهتون نشون میدم.

560
00:30:03,593 --> 00:30:04,719
‫چی؟

561
00:30:06,763 --> 00:30:09,224
‫من قراره
‫از طناب دار فرار کنم.

562
00:30:11,976 --> 00:30:14,062
‫و چطوری
‫قصد دارید این کار رو بکنید؟

563
00:30:16,231 --> 00:30:19,734
‫اگه بهتون بگم،
‫دیگه تردستی نیست.

564
00:30:21,945 --> 00:30:23,071
‫نورنبرگ.

565
00:30:29,410 --> 00:30:31,079
‫«می‌بینی
‫متفقین قادر به چه کاری هستن؟

566
00:30:31,204 --> 00:30:32,664
‫«هیچی نمونده.»

567
00:30:38,127 --> 00:30:39,254
‫«جز اون.»

568
00:30:48,888 --> 00:30:50,265
‫کاخ دادگستری.

569
00:30:52,058 --> 00:30:54,561
‫سقفش به‌خاطر حملات هوایی آسیب دیده.

570
00:30:55,770 --> 00:30:57,438
‫آتیش طبقات بالایی رو تخریب کرده

571
00:30:57,564 --> 00:30:59,649
‫و برج ساعت
‫فرو ریخته، اما...

572
00:31:00,859 --> 00:31:01,943
‫این دادگاه باید بتونه

573
00:31:02,110 --> 00:31:05,572
‫وقتی کارش تموم شد 600 نفر رو جا بده.

574
00:31:05,697 --> 00:31:07,073
‫قضیه این همه تجهیزات چیه؟

575
00:31:07,198 --> 00:31:09,617
‫نازی‌ها
‫آخرین ایستادگی‌شون رو اینجا کردن

576
00:31:09,742 --> 00:31:10,785
‫وقتی شهر سقوط کرد.

577
00:31:10,952 --> 00:31:12,453
‫و دوباره هم همین کار رو می‌کنن.

578
00:31:14,956 --> 00:31:17,417
‫از بین اون همه شهر زیبا
‫توی این سرزمینِ اشغال شده،

579
00:31:17,542 --> 00:31:20,461
‫می‌خواید توی این مخروبه‌ی بمباران شده
محاکمه‌شون کنید؟

580
00:31:22,088 --> 00:31:23,882
‫ایشون سِر «دیوید مکسول-فایف» هستن،

581
00:31:24,007 --> 00:31:25,592
‫دستیار دادستانِ بریتانیا.

582
00:31:26,968 --> 00:31:28,136
‫بله قربان، همینطوره.

583
00:31:28,136 --> 00:31:29,846
‫اول اینکه، می‌تونیم فضا رو کنترل کنیم.

584
00:31:29,888 --> 00:31:31,347
‫دوم اینکه،
‫یه زندان چسبیده بهش هست

585
00:31:31,389 --> 00:31:33,224
‫که ظرفیت
‫تا 1200 زندانی رو داره.

586
00:31:33,349 --> 00:31:34,809
‫ما فقط برای 22 نفر جا لازم داریم.

587
00:31:35,643 --> 00:31:38,646
‫ببخشید. 22 نفر، قربان؟

588
00:31:38,771 --> 00:31:40,648
‫این تعداد افرادیه
‫که داریم متهم می‌کنیم

589
00:31:40,773 --> 00:31:42,191
‫برای دادگاه اول.

590
00:31:42,317 --> 00:31:44,861
‫ببینید،
‫اگه توی این دادگاه برنده نشیم،

591
00:31:44,986 --> 00:31:47,155
‫دیگه دادگاه‌های بعدی وجود نخواهد داشت.

592
00:31:47,322 --> 00:31:49,824
‫و شما، خودم،
‫و قاضی جکسون،

593
00:31:49,949 --> 00:31:51,326
‫و دولت‌های مربوطه‌مون

594
00:31:51,451 --> 00:31:53,286
‫مضحکه خاص و عام توی دنیا می‌شیم،

595
00:31:53,411 --> 00:31:56,456
‫شکست خورده توسط همون مردانی
‫که زندانی کردیم.

596
00:31:56,581 --> 00:31:58,291
‫خب، این خیلی خوش می‌گذره.

597
00:32:00,251 --> 00:32:03,379
‫دوستانم توی واشنگتن می‌گن
‫نظرها علیه تو برگشته.

598
00:32:03,504 --> 00:32:04,547
‫ای بابا.

599
00:32:04,672 --> 00:32:06,299
‫حرفش هست که تو صاحبِ...

600
00:32:06,424 --> 00:32:08,343
‫صندلی ریاست دیوان عالی نمی‌شی

601
00:32:08,509 --> 00:32:09,677
‫وقتی «استون» کناره‌گیری کنه.

602
00:32:09,719 --> 00:32:11,137
‫ترومن کی رو می‌خواد انتخاب کنه؟

603
00:32:11,179 --> 00:32:13,181
‫وینسون؟ وینسون خیلی سیاسیه.

604
00:32:13,306 --> 00:32:14,849
‫آره، ولی اون اونجاست.

605
00:32:14,849 --> 00:32:16,726
‫کل این قضیه
‫تبدیل شده به یه نمایش فرعی، رابرت.

606
00:32:16,768 --> 00:32:17,852
‫هنوز حتی شروع نشده.

607
00:32:19,020 --> 00:32:20,188
‫می‌گن...

608
00:32:21,648 --> 00:32:23,858
‫داری تمام لایحه‌ها رو
‫خودت می‌نویسی،

609
00:32:24,025 --> 00:32:25,485
‫و کمک وکلای دیگه رو
‫رد می‌کنی.

610
00:32:25,610 --> 00:32:26,986
‫چون باید درست انجام بشه.

611
00:32:27,111 --> 00:32:29,072
‫و می‌شه.
‫ولی نمی‌تونی تنهایی انجامش بدی.

612
00:32:29,197 --> 00:32:32,408
‫وقتی واقعاً دادگاه شروع بشه
‫همه چی درست می‌شه.

613
00:32:32,450 --> 00:32:33,701
‫این حرف رو جوری می‌زنی

614
00:32:33,701 --> 00:32:35,620
‫انگار محاکمه‌ی
‫فرماندهی عالی نازی‌ها

615
00:32:35,745 --> 00:32:38,206
‫با قوانین آزمون پس نداده
‫در حالی که کل دنیا داره تماشا می‌کنه

616
00:32:38,331 --> 00:32:39,332
‫قراره قسمتِ آسونش باشه.

617
00:32:41,334 --> 00:32:43,044
‫خب، وقتی اینجوری
‫می‌گیش...

618
00:32:43,211 --> 00:32:47,382
‫هر چیزی کمتر از پیروزی مطلق
‫شکست محض تلقی می‌شه.

619
00:32:47,507 --> 00:32:49,717
‫یعنی اینکه، تو نباید فقط
‫برنده بشی، رابرت،

620
00:32:49,884 --> 00:32:51,469
‫باید بی‌نقص باشی.

621
00:32:52,971 --> 00:32:54,389
‫اصلاً هم فشار روم نیست.

622
00:32:56,391 --> 00:32:57,725
‫من یکی دیگه می‌خورم.

623
00:32:57,767 --> 00:32:59,602
‫سلول‌های شما
‫از سنگ ساخته شده.

624
00:33:00,895 --> 00:33:02,397
‫‏3 متر در 4 متر.

625
00:33:03,731 --> 00:33:06,359
‫تخت‌های شما
‫به دیوار پیچ شده.

626
00:33:06,484 --> 00:33:09,737
‫تشک‌هاتون جای فنر
‫با کاه پر شده.

627
00:33:10,863 --> 00:33:12,156
‫میزهاتون مقوایی هستن

628
00:33:12,281 --> 00:33:14,909
‫و وزن کامل یک مرد رو
‫تحمل نمی‌کنن.

629
00:33:15,076 --> 00:33:18,037
‫صندلی‌هاتون هیچوقت اجازه ندارن
‫به دیواری تکیه داده بشن،

630
00:33:18,162 --> 00:33:21,749
‫و هر شب موقع غروب خورشید
‫برداشته می‌شن.

631
00:33:22,625 --> 00:33:24,168
‫وقتی می‌خوابید،

632
00:33:24,293 --> 00:33:26,421
‫سر و دست‌هاتون
‫باید روی پتو بمونه،

633
00:33:26,546 --> 00:33:28,881
‫و همیشه قابل رویت باشه.

634
00:33:29,007 --> 00:33:32,427
‫به شما کمربند داده نمی‌شه،
‫بند کفش داده نمی‌شه،

635
00:33:32,552 --> 00:33:36,431
‫صندلی توالت داده نمی‌شه،
‫هیچ چیزی به شما داده نمی‌شه

636
00:33:36,597 --> 00:33:40,226
‫که بتونید به عنوان سلاح استفاده کنید
‫تا جون خودتون رو بگیرید.

637
00:33:43,271 --> 00:33:44,522
‫به نورنبرگ خوش اومدید.

638
00:34:15,803 --> 00:34:16,804
‫حالا این...

639
00:34:17,972 --> 00:34:19,098
‫یه سلوله.

640
00:34:19,515 --> 00:34:20,600
‫تأیید می‌کنید؟

641
00:34:20,725 --> 00:34:21,893
‫ساخت آلمانه.

642
00:34:23,269 --> 00:34:24,479
‫چطور می‌تونم نکنم؟

643
00:34:29,358 --> 00:34:31,069
‫به‌زودی متهم‌مون می‌کنن، آره؟

644
00:34:31,194 --> 00:34:32,862
‫مشتاقش هستید؟

645
00:34:32,987 --> 00:34:35,990
‫گمونم هستم.

646
00:34:36,157 --> 00:34:41,788
‫بالأخره، به قول شما،
‫«نوبت من در دادگاه» می‌رسه.

647
00:34:43,998 --> 00:34:45,833
‫این جکسون رو می‌شناسی؟

648
00:34:45,958 --> 00:34:48,169
‫جناب قاضی جکسون؟

649
00:34:48,336 --> 00:34:49,420
‫نه، نمی‌شناسم.

650
00:34:50,296 --> 00:34:52,090
‫سعی می‌کنه ازم زرنگ‌تر باشه...

651
00:34:53,800 --> 00:34:55,843
‫ولی موفق نخواهد شد.

652
00:34:56,010 --> 00:34:57,804
‫خیلی به خودت مطمئنی.

653
00:34:57,929 --> 00:34:59,472
‫دکتر،

654
00:34:59,597 --> 00:35:02,850
‫هیچ مردی تا حالا من رو شکست نداده.

655
00:35:04,352 --> 00:35:06,896
‫کتاب‌ها پر شدن از اسم کسانی

656
00:35:07,021 --> 00:35:08,523
‫که سعی کردن این کار رو بکنن.

657
00:35:10,024 --> 00:35:11,359
‫ولی الان اینجا نشستی.

658
00:35:14,195 --> 00:35:15,446
‫توی سلولِ ساخت آلمانه.

659
00:35:18,116 --> 00:35:21,536
‫فکر می‌کنی من توی یه جور
‫موضع ضعف هستم

660
00:35:21,661 --> 00:35:23,037
‫چون توی یه سلول نشستم؟

661
00:35:24,914 --> 00:35:26,165
‫بهت یادآوری می‌کنم،

662
00:35:27,291 --> 00:35:28,626
‫من تسلیم شدم.

663
00:35:29,752 --> 00:35:33,464
‫اینجا دقیقاً همون جاییه
‫که دلم می‌خواست باشم.

664
00:35:36,217 --> 00:35:38,678
‫گورینگ
‫هنوز برام یه معماست.

665
00:35:38,803 --> 00:35:40,555
‫هر چی
‫به اعلام جرم نزدیک‌تر می‌شیم،

666
00:35:40,721 --> 00:35:42,890
‫اون اعتماد به نفسش بیشتر می‌شه.

667
00:35:43,057 --> 00:35:45,434
‫باید یه راهی پیدا کنم
‫که بهش نزدیک‌تر بشم.

668
00:35:46,144 --> 00:35:47,562
‫خب، چطوری این کار رو بکنیم؟

669
00:35:50,857 --> 00:35:52,400
‫ازش کمک می‌خوایم.

670
00:35:53,442 --> 00:35:55,153
‫واسه چی؟

671
00:35:56,737 --> 00:35:57,738
‫رودلف هِس.

672
00:35:58,447 --> 00:35:59,574
‫رودلف...

673
00:35:59,740 --> 00:36:02,702
‫رودلف هس داره میاد اینجا؟

674
00:36:06,831 --> 00:36:09,959
‫رودلف هس.
‫جانشینِ پیشوا.

675
00:36:10,084 --> 00:36:12,837
‫نفر سوم در صف جانشینی،
‫بعد از هیتلر و گورینگ.

676
00:36:14,589 --> 00:36:16,757
‫هس کتاب «نبرد من» رو برای هیتلر نوشت

677
00:36:16,883 --> 00:36:18,301
‫زمانی که هر دو در زندان بودن،

678
00:36:18,426 --> 00:36:21,596
‫و به عنوان یکی از متعصب‌ترین
‫پیروانش شناخته می‌شد.

679
00:36:21,637 --> 00:36:23,222
‫زیک هایل!
(زنده‌باد پیشوا)

680
00:36:25,308 --> 00:36:27,101
‫دیگه هیچوقت توی زندانِ من
‫این کار رو نکن.

681
00:36:34,483 --> 00:36:37,445
‫در 10 می 1941،
‫در اوج جنگ،

682
00:36:37,612 --> 00:36:38,654
‫هس سوار بر

683
00:36:38,779 --> 00:36:41,449
‫یک جنگنده مسرشمیت شد، تنها،

684
00:36:41,616 --> 00:36:43,326
‫و بر فراز دریای شمال پرواز کرد.

685
00:36:48,915 --> 00:36:50,458
‫یه جایی بالای اسکاتلند
‫پرید بیرون

686
00:36:50,625 --> 00:36:52,293
‫و موقع فرود
‫قوزک پاش شکست.

687
00:36:53,127 --> 00:36:54,253
‫به‌محض اینکه پیداش کردن،

688
00:36:54,378 --> 00:36:56,422
‫اعلام کرد که رودلف هس هستش،

689
00:36:56,547 --> 00:36:58,549
‫نفر سوم
‫فرماندهی عالی آلمان،

690
00:36:58,674 --> 00:37:00,593
‫و با مأموریت صلح اومده،

691
00:37:00,718 --> 00:37:03,262
‫و می‌خواست با
‫«داگلاس داگلاس-همیلتون» صحبت کنه،

692
00:37:03,387 --> 00:37:05,306
‫سیزدهمین دوکِ همیلتون

693
00:37:05,431 --> 00:37:06,807
‫که هس اون رو

694
00:37:06,933 --> 00:37:10,144
‫در بازی‌های المپیک 1936
‫در برلین دیده بود.

695
00:37:10,311 --> 00:37:13,272
‫بعد از یه سری موانع،
‫به هس اجازه ملاقات دادن.

696
00:37:14,273 --> 00:37:15,816
‫اونجا،
‫قصدش رو اعلام کرد

697
00:37:15,942 --> 00:37:17,985
‫که با پادشاه جورج ششم ملاقات کنه،

698
00:37:18,152 --> 00:37:19,904
‫باعث اخراج وینستون چرچیل بشه،

699
00:37:20,029 --> 00:37:22,698
‫و با بریتانیا
‫مذاکره‌ی صلح کنه،

700
00:37:22,823 --> 00:37:25,326
‫تا به دو ملت اجازه بده
‫نیروهاشون رو یکی کنن

701
00:37:25,493 --> 00:37:28,663
‫و اتحاد جماهیر شوروی رو شکست بدن.

702
00:37:28,829 --> 00:37:31,457
‫هس بلافاصله
‫در برج لندن زندانی شد.

703
00:37:31,582 --> 00:37:33,417
‫اونجا، هس شروع به ادعا کرد

704
00:37:33,542 --> 00:37:35,294
‫که هیچ خاطره‌ای
‫از وقایع گذشته نداره،

705
00:37:35,419 --> 00:37:37,129
‫حتی کودکی خودش.

706
00:37:37,255 --> 00:37:40,508
‫این وضع تا فوریه 1945
‫ادامه داشت،

707
00:37:40,675 --> 00:37:42,510
‫زمانی که گفت
‫فراموشی قبلیش

708
00:37:42,635 --> 00:37:44,053
‫ساختگی بوده.

709
00:37:44,178 --> 00:37:45,513
‫بعد دوباره تغییر موضع داد

710
00:37:45,680 --> 00:37:49,183
‫و گفت فراموشیش
‫در جولای 1945 برگشته،

711
00:37:49,308 --> 00:37:50,810
‫وقتی آلمان سقوط کرد.

712
00:37:50,935 --> 00:37:53,396
‫پس، حالا اومدی سراغ هرمان گورینگ...

713
00:37:54,355 --> 00:37:56,691
‫تا اعتبارِ دوست قدیمیم رو خراب کنی.

714
00:37:59,068 --> 00:38:02,655
‫این کار چه نفعی برای من داره؟

715
00:38:06,158 --> 00:38:07,159
‫چی می‌خوای؟

716
00:38:10,871 --> 00:38:11,872
‫همسرم...

717
00:38:12,873 --> 00:38:13,874
‫و دخترم.

718
00:38:15,710 --> 00:38:17,336
‫هیچ‌کس نتونسته
‫پیداشون کنه

719
00:38:17,461 --> 00:38:18,838
‫از وقتی من تسلیم شدم.

720
00:38:19,964 --> 00:38:21,757
‫من نیاز دارم
‫پیداشون کنی دکتر.

721
00:38:22,466 --> 00:38:25,052
‫تا این‌ها رو بهشون بدی.

722
00:38:26,554 --> 00:38:27,555
‫نامه.

723
00:38:33,185 --> 00:38:34,687
‫اول، با هس حرف می‌زنیم...

724
00:38:36,605 --> 00:38:37,857
‫و بعد خانواده‌ت.

725
00:38:40,234 --> 00:38:41,485
‫نظرت چیه؟

726
00:38:41,610 --> 00:38:43,738
‫خب که چی، این یارو تقریباً
‫کل دنیا رو گرفته

727
00:38:43,863 --> 00:38:46,407
‫حالا می‌خوای بشیم پستچی‌ش؟
‫دکتر!

728
00:38:46,532 --> 00:38:48,951
‫من بیشتر از هر کسی
‫وارد بازی این یارو شدم،

729
00:38:49,076 --> 00:38:52,038
‫و دیدن خانواده‌ش
‫فقط اطلاعات بیشتری بهم میده.

730
00:38:53,748 --> 00:38:55,291
‫خب، رودلف...

731
00:38:57,335 --> 00:38:58,919
‫من رو یادت میاد؟

732
00:39:03,007 --> 00:39:04,383
‫ما با هم بودیم، بله.

733
00:39:05,843 --> 00:39:07,261
‫حتماً همینطور بوده.

734
00:39:08,596 --> 00:39:10,264
‫ولی من هیچ‌کس رو یادم نمیاد.

735
00:39:13,100 --> 00:39:14,935
‫ما سه نفر بودیم، رودلف.

736
00:39:16,562 --> 00:39:17,563
‫تو...

737
00:39:18,272 --> 00:39:19,273
‫و من...

738
00:39:21,734 --> 00:39:22,777
‫و آدولف.

739
00:39:24,570 --> 00:39:25,946
‫ما بر یک امپراتوری حکومت می‌کردیم.

740
00:39:29,325 --> 00:39:30,576
‫متأسفم.

741
00:39:35,456 --> 00:39:37,124
‫شما شاید
‫یک دوست بوده باشید...

742
00:39:39,585 --> 00:39:41,295
‫ولی من دیگه نمی‌شناسمتون.

743
00:39:47,301 --> 00:39:48,469
‫داره دروغ می‌گه.

744
00:39:50,054 --> 00:39:53,474
‫همین الان یک ساعت وقت گذاشت تا بگه
‫من رو یادش نمیاد.

745
00:39:55,434 --> 00:39:57,311
‫ولی وقتی وارد
‫زندان شد

746
00:39:57,436 --> 00:39:58,437
‫و من رو دید...

747
00:39:59,814 --> 00:40:00,898
‫چی کار کرد؟

748
00:40:02,108 --> 00:40:03,109
‫سلام نظامی.

749
00:40:04,402 --> 00:40:05,486
‫زیک هایل.

750
00:40:08,906 --> 00:40:10,241
‫خیلی خوب بود.

751
00:40:16,247 --> 00:40:17,331
‫این احمقانه‌ست.

752
00:40:17,957 --> 00:40:18,999
‫من احمقم.

753
00:40:18,999 --> 00:40:20,334
‫می‌دونستم
‫کارم رو راه می‌اندازی.

754
00:40:20,501 --> 00:40:22,670
‫آره. چون من یه احمقم.

755
00:40:27,842 --> 00:40:29,176
‫چطوری پیداشون کردی؟

756
00:40:29,176 --> 00:40:31,303
‫محلی‌ها بهم آمار دادن
‫که اون‌ها توی «ولدنشتاین» هستن.

757
00:40:32,138 --> 00:40:33,139
‫سیگار؟

758
00:40:37,935 --> 00:40:39,270
‫هیچوقت ندیدم سیگار بکشی.

759
00:40:40,354 --> 00:40:41,856
‫آره، نمی‌کشم. ترکش کردم.

760
00:40:43,149 --> 00:40:44,358
‫پدر و مادرم متنفر بودن ازش.

761
00:40:46,485 --> 00:40:47,862
‫همیشه همرات داری.

762
00:40:47,987 --> 00:40:49,989
‫یه ترفنده واسه اینکه با افسرها قاطی بشم.

763
00:40:51,615 --> 00:40:54,160
‫به خودم می‌گم وقتی جنگ تموم بشه
‫یه نخ می‌کشم.

764
00:40:54,285 --> 00:40:55,870
‫جنگ تموم شده، هاوی.

765
00:40:57,371 --> 00:40:58,706
‫خیلی دیگه راه نمونده.

766
00:41:16,765 --> 00:41:19,310
نگران نباش، ما دوستیم
دوستیم

767
00:41:19,351 --> 00:41:20,394
‫فرانتس؟

768
00:41:21,145 --> 00:41:22,605
چی شده؟

769
00:41:22,605 --> 00:41:23,647
چیزی نیست

770
00:41:23,689 --> 00:41:25,107
‫خانم گورینگ؟

771
00:41:26,692 --> 00:41:28,360
‫خانم گورینگ...

772
00:41:29,570 --> 00:41:32,114
‫اسم من داگلاس کلی هست.

773
00:41:32,239 --> 00:41:34,408
‫من توی زندان کار می‌کنم.
‫روانپزشکم.

774
00:41:44,960 --> 00:41:46,337
‫همسرتون ازم خواست

775
00:41:46,462 --> 00:41:47,922
‫چندتا نامه براتون بیارم.

776
00:41:52,218 --> 00:41:53,219
‫هرمان؟

777
00:41:54,595 --> 00:41:55,596
‫بله.

778
00:42:10,236 --> 00:42:11,904
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبه.

779
00:42:12,738 --> 00:42:13,948
‫داره دووم میاره.

780
00:42:27,545 --> 00:42:28,671
‫اِدا.

781
00:42:31,298 --> 00:42:32,716
‫تو بودی داشتی می‌زدی؟

782
00:42:35,594 --> 00:42:36,595
‫خیلی قشنگ بود.

783
00:42:48,983 --> 00:42:51,193
‫می‌گه:
‫«ایشون از دوستان پدرته.»

784
00:42:53,404 --> 00:42:54,655
‫اِدا...

785
00:42:58,576 --> 00:42:59,618
‫«حال پاپا چطوره؟»

786
00:43:00,995 --> 00:43:02,371
‫اون...

787
00:43:03,831 --> 00:43:05,291
‫حالش خیلی خوبه.

788
00:43:06,667 --> 00:43:07,960
‫«آیا شجاع هست؟»

789
00:43:08,085 --> 00:43:09,086
‫خیلی شجاعه.

790
00:43:11,880 --> 00:43:13,591
‫می‌خواد که تو هم شجاع باشی.

791
00:43:21,265 --> 00:43:22,516
‫برات نامه نوشته.

792
00:43:31,275 --> 00:43:32,359
‫ممنون.

793
00:43:36,030 --> 00:43:38,115
‫«اون 100 بار
‫می‌خوندش. ممنون.»

794
00:43:38,240 --> 00:43:39,325
‫ممنون.

795
00:43:47,207 --> 00:43:48,208
‫دکتر!

796
00:43:53,964 --> 00:43:55,090
‫برای هرمان.

797
00:43:56,216 --> 00:43:57,843
‫نمی‌دونم بتونم به دستش برسونم یا نه.

798
00:43:57,843 --> 00:43:58,927
‫خواهش می‌کنم.

799
00:44:09,938 --> 00:44:11,023
‫باشه.

800
00:44:12,608 --> 00:44:13,817
‫باز بیاید.

801
00:44:23,661 --> 00:44:24,662
‫خوبی دکتر؟

802
00:44:40,094 --> 00:44:41,178
‫این دیگه چیه؟

803
00:44:49,353 --> 00:44:50,521
‫چه خبر شده؟

804
00:44:50,646 --> 00:44:52,106
‫خبرش چند ساعت پیش رسید.

805
00:44:52,231 --> 00:44:53,774
‫داریم به زندانی‌ها تفهیم اتهام می‌کنیم.

806
00:44:54,149 --> 00:44:55,275
‫کجا بودی؟

807
00:45:10,457 --> 00:45:11,458
‫هرمان گورینگ؟

808
00:45:12,710 --> 00:45:16,255
‫من رایش‌مارشال
‫هرمان گورینگ هستم.

809
00:45:16,380 --> 00:45:17,548
‫هرمان ویلهلم گورینگ،

810
00:45:17,673 --> 00:45:18,924
‫شما بدین وسیله متهم می‌شوید

811
00:45:19,049 --> 00:45:20,968
‫توسط ایالات متحده آمریکا،
‫جمهوری فرانسه،

812
00:45:21,135 --> 00:45:23,137
‫پادشاهی متحده بریتانیا
‫و ایرلند شمالی

813
00:45:23,262 --> 00:45:24,638
‫و اتحاد
‫جماهیر شوروی سوسیالیستی

814
00:45:24,763 --> 00:45:26,640
‫به چهار فقره جرم زیر.

815
00:45:26,765 --> 00:45:28,434
‫جنایات علیه صلح،
‫جنایات جنگی،

816
00:45:28,559 --> 00:45:29,852
‫جنایات علیه بشریت

817
00:45:29,977 --> 00:45:31,270
‫و یک طرح مشترک
‫یا توطئه

818
00:45:31,395 --> 00:45:32,813
‫برای ارتکاب آن جنایات.

819
00:45:32,938 --> 00:45:33,981
‫جنایات علیه بشریت

820
00:45:33,981 --> 00:45:35,482
‫که به آن متهم هستید
‫شامل قتل،

821
00:45:35,607 --> 00:45:37,317
‫نسل‌کشی،
‫بردگی، تبعید،

822
00:45:37,443 --> 00:45:38,652
‫و دیگر اعمال غیرانسانی است.

823
00:45:38,652 --> 00:45:39,862
‫این کپیِ کیفرخواست شماست.

824
00:45:39,903 --> 00:45:40,946
‫سوالی ندارید؟

825
00:45:42,990 --> 00:45:43,991
‫خیر.

826
00:45:45,075 --> 00:45:46,160
‫روز خوش.

827
00:45:48,162 --> 00:45:49,288
‫بعدی کیه؟

828
00:45:49,413 --> 00:45:50,414
‫اشترایشر.

829
00:46:01,341 --> 00:46:03,010
‫سوالی دارید؟

830
00:46:07,514 --> 00:46:08,682
‫چی گفت؟

831
00:46:10,184 --> 00:46:12,227
‫گفت که
‫یه وکیل یهودی می‌خواد.

832
00:46:14,480 --> 00:46:15,689
‫«من دادگاه نمیرم.»

833
00:46:16,732 --> 00:46:17,983
‫میرید، دکتر لی.

834
00:46:21,445 --> 00:46:23,030
‫«من هیچوقت کسی رو نکشتم.»

835
00:46:25,240 --> 00:46:26,533
‫نگهبان‌ها!

836
00:46:26,658 --> 00:46:27,868
‫چیزی نیست، چیزی نیست.

837
00:46:27,993 --> 00:46:29,036
‫- بهم دست نزن.
‫- آروم باش.

838
00:46:29,077 --> 00:46:30,204
‫- رابرت. رابرت...
‫- بهم دست نزن!

839
00:46:30,204 --> 00:46:31,538
‫- هی، هی!
‫- بگیریدش!

840
00:46:31,705 --> 00:46:33,665
‫- یالا!
‫- مهارش کنید!

841
00:46:33,791 --> 00:46:36,877
‫من رو مثل یه خلافکار معمولی
‫محاکمه نکنید! زود باشید!

842
00:46:37,044 --> 00:46:39,213
‫به من شلیک کنید! به من شلیک کنید!

843
00:46:39,338 --> 00:46:40,839
‫شلیک کنید!

844
00:46:40,923 --> 00:46:40,964
‫♪ اِی وای و اِی وای ♪

845
00:46:43,091 --> 00:46:44,760
‫به چندتا مانع خورده.

846
00:46:47,805 --> 00:46:48,931
‫مشخصه.

847
00:46:50,140 --> 00:46:51,517
‫شما اینجا چی کار می‌کنید؟

848
00:46:53,060 --> 00:46:55,103
‫من با تیم مطبوعاتی اومدم.

849
00:46:55,229 --> 00:46:57,397
‫هرمان گورینگ و نازی‌ها
‫امروز تفهیم اتهام می‌شن.

850
00:46:57,523 --> 00:46:58,690
‫جدی می‌گی؟

851
00:46:59,817 --> 00:47:02,861
‫کمربندت رو ببند.

852
00:47:03,028 --> 00:47:05,656
‫این شهر قراره تبدیل بشه
‫به «بزرگترین نمایشِ روی زمین».

853
00:47:35,394 --> 00:47:36,395
‫از طرف همسرتون.

854
00:47:40,399 --> 00:47:41,400
‫دیدیش؟

855
00:47:45,362 --> 00:47:46,405
‫خیلی ممنون، دکتر.

856
00:47:58,000 --> 00:47:59,751
‫اخبار فوری از نورنبرگ!

857
00:47:59,918 --> 00:48:01,753
‫در حالی که شایعات سیاه
‫همچنان می‌چرخن

858
00:48:01,879 --> 00:48:04,298
‫در مورد هدف واقعی
‫اردوگاه‌های کار نازی‌ها،

859
00:48:04,423 --> 00:48:07,467
‫تیم‌های حقوقی دارن جمع می‌شن
‫برای چیزی که قول داده شده

860
00:48:07,593 --> 00:48:09,303
‫«محاکمه‌ی قرن» باشه.

861
00:48:09,428 --> 00:48:12,890
‫از طریق این تونل، نازی‌ها
‫به دادگاه منتقل خواهند شد،

862
00:48:13,015 --> 00:48:15,183
‫که هم‌اکنون برای محاکمه
‫داره بازسازی می‌شه.

863
00:48:15,225 --> 00:48:17,102
‫اونجا، نورهای فیلمبرداری
‫انقدر روشن خواهند بود

864
00:48:17,144 --> 00:48:20,314
‫که به حضارِ دادگاه
‫عینک آفتابی داده می‌شه.

865
00:48:20,355 --> 00:48:22,399
‫هرمان گورینگ
‫و رفقای هیتلر-دوستش

866
00:48:22,524 --> 00:48:24,985
‫طبق برنامه قراره یک هفته دیگه
‫با بچه‌های ما روبه‌رو بشن.

867
00:48:25,110 --> 00:48:28,906
‫آیا عدالت پیروز خواهد شد؟
‫یا فاشیست‌ها آزاد می‌شن؟

868
00:48:29,031 --> 00:48:30,282
‫این خبرنگار شدیداً امیدواره

869
00:48:30,449 --> 00:48:33,327
‫که متفقین
‫به هیچ مشکلی برنخورن.

870
00:48:34,453 --> 00:48:35,746
‫ما یه مشکل داریم.

871
00:48:35,787 --> 00:48:39,583
‫عملیات «وزروبونگ»
‫حمله‌ی آلمان به دانمارک

872
00:48:39,708 --> 00:48:41,126
‫و نروژ در سال 1940 بود.

873
00:48:41,293 --> 00:48:42,794
‫نمونه کلاسیک جنگ تجاوزکارانه.

874
00:48:42,920 --> 00:48:45,380
‫نازی‌ها، تانک‌ها رو میارن تو،
‫کشور بی‌طرف رو اشغال می‌کنن.

875
00:48:45,505 --> 00:48:47,299
‫فقط اینکه، اون‌ها قراره ادعا کنن

876
00:48:47,424 --> 00:48:49,968
‫که این حمله
‫یک اقدام پیشگیرانه بوده.

877
00:48:50,093 --> 00:48:51,970
‫پیشگیری از چی؟

878
00:48:52,095 --> 00:48:53,430
‫طرح بریتانیا
‫برای حمله به نروژ.

879
00:48:53,555 --> 00:48:56,224
‫- خب، این مسخره‌ست.
‫- کاملاً مسخره‌ست.

880
00:48:56,350 --> 00:48:58,977
‫من کاملاً موافقم.

881
00:48:59,144 --> 00:49:01,647
‫اینکه الان شما توی این اتاق هستید
‫من رو نگران می‌کنه.

882
00:49:01,813 --> 00:49:04,983
‫خب، علاوه بر
‫مسخره بودن،

883
00:49:05,108 --> 00:49:06,193
‫اتفاقاً حقیقت هم داره.

884
00:49:06,234 --> 00:49:07,861
‫ایده ‌این بود که از اون کشور استفاده بشه

885
00:49:07,903 --> 00:49:09,863
‫به عنوان سکوی پرتاب
‫برای عقب نگه داشتن نازی‌ها.

886
00:49:09,988 --> 00:49:13,659
‫ما نمی‌تونیم نازی‌ها رو به‌خاطر
‫برنامه‌ریزی جنگ‌های تجاوزکارانه محاکمه کنیم

887
00:49:13,700 --> 00:49:16,203
‫اگه شماها
‫داشتید برای جنگ‌های تجاوزکارانه برنامه‌ریزی می‌کردید.

888
00:49:16,203 --> 00:49:17,579
‫اعتراف می‌کنم
‫یه منطقی توش هست.

889
00:49:17,704 --> 00:49:19,164
‫آیا نازی‌ها می‌تونن اثباتش کنن؟

890
00:49:19,289 --> 00:49:21,166
‫وکیل آلمانی همین الانشم
‫درخواست اسناد کرده،

891
00:49:21,291 --> 00:49:22,417
‫ولی ندارنش. هنوز نه.

892
00:49:22,542 --> 00:49:24,336
‫- پس ما مشکلی نداریم.
‫- شاید.

893
00:49:25,629 --> 00:49:28,590
‫ولی یه مسئله بزرگتر رو پیش می‌کشه.

894
00:49:28,715 --> 00:49:31,093
‫ما باید بدونیم
‫که نازی‌ها چی می‌دونن،

895
00:49:31,218 --> 00:49:33,345
‫استراتژی دفاعی‌شون چیه.

896
00:49:33,512 --> 00:49:35,514
‫دقیقاً پیشنهاد می‌کنید
‫چطوری این کار رو بکنیم؟

897
00:49:39,017 --> 00:49:40,519
‫دکتر کلی،

898
00:49:40,644 --> 00:49:43,480
‫شما قراره امشب با یه شخص
‫خیلی مهم ملاقات کنید.

899
00:49:44,189 --> 00:49:45,691
‫این شاید
‫واقعاً شانس شما باشه

900
00:49:45,691 --> 00:49:47,192
‫که بالأخره یه فایده‌ای داشته باشید.

901
00:49:53,031 --> 00:49:54,199
‫تحسین‌برانگیزه، نه؟

902
00:49:57,369 --> 00:49:58,745
‫هیتلر داشت این رو می‌ساخت تا بشه

903
00:49:58,787 --> 00:50:00,539
‫بزرگترین استادیومِ روی کره زمین.

904
00:50:02,874 --> 00:50:04,209
‫شما قاضی جکسون هستید.

905
00:50:05,377 --> 00:50:06,503
‫و شما هم اون روانپزشکه.

906
00:50:08,338 --> 00:50:10,215
‫اینجا جاییه
‫که جلسات رو برگزار می‌کردن.

907
00:50:10,340 --> 00:50:12,342
‫هر سال،
‫هیتلر اینجا رو پر می‌کرد،

908
00:50:12,467 --> 00:50:14,386
‫و برای کل حزب نازی
‫سخنرانی می‌کرد.

909
00:50:15,554 --> 00:50:16,680
‫فیلمبرداریش می‌کردن.

910
00:50:19,057 --> 00:50:21,018
‫سال 1935،
‫اینجا جایی بود که

911
00:50:21,018 --> 00:50:22,686
‫قوانین نورنبرگ رو اعلام کرد.

912
00:50:23,311 --> 00:50:24,396
‫قوانین رو می‌دونید؟

913
00:50:26,523 --> 00:50:28,483
‫قوانین نورنبرگ، «یهودی» رو

914
00:50:28,608 --> 00:50:31,820
‫هر شخصی که سه یا چهار پدربزرگ و مادربزرگ
‫یهودی داشته باشه تعریف می‌کرد.

915
00:50:33,196 --> 00:50:35,365
‫و مهم نبود
‫که پیروی آیین یهود باشی،

916
00:50:35,490 --> 00:50:37,200
‫حتی اگه
‫به مسیحیت گرویده بودی،

917
00:50:37,325 --> 00:50:40,078
‫این در مورد خون بود.

918
00:50:42,664 --> 00:50:47,210
‫قوانین، تمام یهودی‌ها رو
‫از شهروندیِ آلمان محروم کرد.

919
00:50:47,335 --> 00:50:51,089
‫ازدواج یهودی‌ها و آلمانی‌ها رو
‫با همدیگه غیرقانونی کرد

920
00:50:51,256 --> 00:50:53,425
‫به‌خاطر ترس از
‫«آلودگی نژادی».

921
00:50:54,301 --> 00:50:56,053
‫آلوده شدنِ خون.

922
00:50:58,722 --> 00:51:00,057
‫طبق این قوانین،

923
00:51:00,182 --> 00:51:03,769
‫یهودی‌ها از استفاده
‫از بیمارستان‌های دولتی منع شدن،

924
00:51:03,935 --> 00:51:06,229
‫و اجازه دسترسی
‫به تحصیلات عمومی رو نداشتن

925
00:51:06,354 --> 00:51:07,773
‫بعد از سن 14 سالگی.

926
00:51:09,357 --> 00:51:12,611
‫کتابخانه‌ها، پارک‌ها و سواحل
‫به روی یهودی‌ها بسته شد.

927
00:51:14,071 --> 00:51:17,240
‫بناهای یادبود جنگ
‫تمام اسامی یهودی رو از روشون...

928
00:51:18,575 --> 00:51:19,576
‫پاک کردن.

929
00:51:20,911 --> 00:51:24,081
‫همه این‌ها
‫همین‌جا اعلام شد،

930
00:51:24,206 --> 00:51:25,624
‫روی همین خاک.

931
00:51:30,087 --> 00:51:31,296
‫از من چی می‌خواید؟

932
00:51:33,131 --> 00:51:35,801
‫بیمارانتون...

933
00:51:35,926 --> 00:51:38,804
‫می‌خوام شروع کنید به پرسیدن
‫سوال‌های درست ازشون.

934
00:51:42,099 --> 00:51:43,809
‫سوال‌های درست چی هستن؟

935
00:51:45,060 --> 00:51:46,812
‫چیزهایی که به وکیل‌هاشون می‌گن.

936
00:51:46,937 --> 00:51:49,022
‫اینکه چطور برنامه دارن
‫از خودشون دفاع کنن.

937
00:51:53,652 --> 00:51:55,070
‫شما می‌خواید من جاسوس باشم.

938
00:51:56,696 --> 00:51:58,740
‫می‌خوام به وطنت خدمت کنی
‫و وظیفه‌ت رو انجام بدی.

939
00:51:58,782 --> 00:52:02,119
‫نه، شما می‌خواید من
‫راز داریِ بین پزشک و بیمار رو بشکنم.

940
00:52:02,119 --> 00:52:03,954
‫فکر کنم
‫همین الانشم این کار رو کردید، دکتر.

941
00:52:03,995 --> 00:52:05,497
‫ما تمام گزارش‌ها رو خوندیم.

942
00:52:06,414 --> 00:52:07,833
‫اطلاعات بیشتری لازم داریم.

943
00:52:19,177 --> 00:52:20,470
‫چرا فقط تیربارانشون نمی‌کنید؟

944
00:52:22,472 --> 00:52:24,516
‫این چیزی‌ـه که همه می‌خوان.

945
00:52:24,558 --> 00:52:25,976
‫منظورم اینه که،
‫اگه قراره جرزنی کنید...

946
00:52:26,017 --> 00:52:27,602
‫- این جرزنی نیست.
‫- اگه دارید ازم می‌خواید

947
00:52:27,644 --> 00:52:29,104
‫به سوگندم خیانت کنم...

948
00:52:31,898 --> 00:52:34,025
‫چرا فقط اعدامشون نمی‌کنید
‫تا قال قضیه کنده بشه؟

949
00:52:37,654 --> 00:52:40,490
‫بعد از آخرین جنگ بزرگ،
‫ما کاری کردیم آلمان به چهار دست و پا بیفته.

950
00:52:42,200 --> 00:52:43,702
‫تحقیرشون کردیم.

951
00:52:43,869 --> 00:52:46,079
‫مجبورشون کردیم غرامت‌هایی بدن
‫که از پسش برنمی‌اومدن.

952
00:52:47,664 --> 00:52:52,294
‫کاری کردیم انقدر ازمون متنفر بشن
‫که در کمتر از دو دهه،

953
00:52:52,419 --> 00:52:55,881
‫از یه ملتِ ورشکسته
‫تبدیل شدن به فاتحانِ تقریباً کل جهان.

954
00:52:57,632 --> 00:52:59,718
‫ما باید این کار رو درست انجام بدیم،
‫چون اگه ندیم...

955
00:53:01,303 --> 00:53:04,472
‫اگه 15 سال دیگه،
‫حتی قوی‌تر برگردن...

956
00:53:06,308 --> 00:53:08,393
‫نمی‌دونم بتونیم
‫برای بار سوم شکستشون بدیم یا نه.

957
00:53:11,646 --> 00:53:14,107
‫اگه فقط به این مردها شلیک کنیم،
‫ازشون شهید می‌سازیم.

958
00:53:15,233 --> 00:53:16,693
‫من همچین اجازه‌ای بهشون نمیدم.

959
00:53:17,986 --> 00:53:19,738
‫هیچ مجسمه‌ای ازشون نخواهد بود.

960
00:53:21,156 --> 00:53:22,699
‫هیچ سرودِ ستایشی.

961
00:53:25,035 --> 00:53:27,329
‫من قراره هرمان گورینگ رو
‫ببرم روی جایگاه

962
00:53:28,705 --> 00:53:31,041
‫و مجبورش کنم
‫به دنیا بگه چی کار کرده.

963
00:53:33,084 --> 00:53:34,920
‫طوری که
‫دیگه هیچوقت تکرار نشه.

964
00:53:43,011 --> 00:53:44,596
‫شما من رو به‌خاطر گورینگ
‫آوردید اینجا؟

965
00:53:45,722 --> 00:53:46,723
‫نه.

966
00:53:50,101 --> 00:53:52,103
‫من آوردمت اینجا

967
00:53:52,270 --> 00:53:54,731
‫تا بهت نشون بدم که
‫قبل از شلیک گلوله‌ها،

968
00:53:56,233 --> 00:53:58,735
‫قبل از اینکه ده‌ها میلیون
‫انسان بمیرن...

969
00:54:01,529 --> 00:54:03,448
‫تمام این ماجرا با قوانین شروع شد.

970
00:54:05,158 --> 00:54:08,411
‫این جنگ توی دادگاه تموم می‌شه.

971
00:54:10,747 --> 00:54:12,624
‫با گورینگ.

972
00:54:12,749 --> 00:54:14,501
‫اون الان
‫چهره‌ی نازی‌هاست.

973
00:54:15,794 --> 00:54:17,754
‫وقتی اون سقوط کنه، همه سقوط می‌کنن.

974
00:54:20,048 --> 00:54:21,633
‫ولی اگه بخوام این کار رو بکنم، من...

975
00:54:23,969 --> 00:54:25,428
‫باید براش آماده باشم.

976
00:54:29,975 --> 00:54:31,101
‫کمکم می‌کنی؟

977
00:54:48,743 --> 00:54:50,328
‫بیاید در مورد هیتلر حرف بزنیم.

978
00:54:54,249 --> 00:54:58,628
‫جالبه که قبلاً مستقیم
‫این رو از من نپرسیده بودید.

979
00:54:58,753 --> 00:55:01,506
‫کنجکاوم بدونم
‫جذابیتش چی بود.

980
00:55:03,133 --> 00:55:04,968
‫اون یه نقاش شکست‌خورده بود، درسته؟

981
00:55:05,093 --> 00:55:09,264
‫سرباز خیلی خوبی هم نبود،
‫با این حال پرستش می‌شه و مورد احترامه.

982
00:55:11,975 --> 00:55:13,768
‫اون باعث شد دوباره احساس آلمانی بودن بکنیم.

983
00:55:19,316 --> 00:55:20,317
‫چطوری؟

984
00:55:22,360 --> 00:55:24,529
‫خب، جنگ اول
‫باعث شد آلمان له بشه.

985
00:55:25,655 --> 00:55:28,533
‫و یهویی مردی میاد که می‌گه،

986
00:55:28,700 --> 00:55:31,536
‫«ما می‌تونیم شکوهِ گذشته‌مون رو پس بگیریم.»

987
00:55:34,164 --> 00:55:36,207
‫آیا شما
‫از همچین مردی پیروی نمی‌کردید؟

988
00:55:37,250 --> 00:55:39,210
‫بستگی داره دیگه
‫چی بخواد انجام بده.

989
00:55:42,589 --> 00:55:46,217
‫اولین باری که
‫دیدم هیتلر حرف می‌زنه، سال...

990
00:55:48,136 --> 00:55:50,013
‫‏1922 بود.

991
00:55:50,138 --> 00:55:53,391
‫طبقه بالای یه قهوه‌خونه.
‫شاید برای 30 نفر.

992
00:55:55,143 --> 00:55:56,227
‫زمان صلح بود،

993
00:55:56,353 --> 00:56:00,023
‫ولی صلحی بدونِ غذا،
‫شغل، و کفش.

994
00:56:01,483 --> 00:56:03,401
‫و اون ایستاد، و گفت،

995
00:56:03,568 --> 00:56:07,822
‫«شکم فرانسوی‌ها داره
‫با درد و رنجِ آلمان پر می‌شه.»

996
00:56:09,157 --> 00:56:10,158
‫بعدش،

997
00:56:11,368 --> 00:56:14,913
‫«اگه تهدید می‌کنید،
‫به سرنیزه احتیاج دارید.

998
00:56:15,080 --> 00:56:17,624
‫«تجدید سلاح کنید! مرگ بر ورسای!»

999
00:56:19,918 --> 00:56:23,797
‫بنابراین، اون شب،
‫من یک ناسیونال سوسیالیست شدم.

1000
00:56:25,840 --> 00:56:28,885
‫فقط با... یک سخنرانی؟

1001
00:56:29,010 --> 00:56:32,347
‫خب، می‌تونستم بفهمم که اون
‫برای سربازان قدیمی جذابه.

1002
00:56:32,472 --> 00:56:34,933
‫اگه سربازان قدیمی رو داشته باشیم،
‫نیروی انسانی داریم.

1003
00:56:35,100 --> 00:56:39,729
‫حتی با وجود یهودستیزیش،
‫هدفِ کاربردی داشت.

1004
00:56:39,854 --> 00:56:41,439
‫آدم‌هایی رو جذب می‌کرد که نیاز داشتن

1005
00:56:41,606 --> 00:56:43,900
‫به یه چیزِ دیگه
‫تا احساساتشون رو روش متمرکز کنن.

1006
00:56:44,025 --> 00:56:45,276
‫یه چیزِ دیگه که مقصر بدوننش.

1007
00:56:48,279 --> 00:56:49,280
‫و اردوگاه‌ها؟

1008
00:56:54,619 --> 00:56:57,288
‫اون‌ها قرار بود
‫اردوگاه کار باشن

1009
00:56:57,455 --> 00:56:59,958
‫برای مخالفین سیاسی ما،
‫نه چیز دیگه.

1010
00:57:00,875 --> 00:57:02,585
‫و شما پاش رو امضا کردید؟

1011
00:57:02,710 --> 00:57:03,795
‫برای اردوگاه کار، بله.

1012
00:57:03,962 --> 00:57:05,755
‫فکر نمی‌کنید

1013
00:57:05,880 --> 00:57:09,300
‫ژاپنی‌هایی که توسط آمریکایی‌ها
‫بعد از پرل هاربر بازداشت شدن

1014
00:57:09,467 --> 00:57:11,386
‫به کار گرفته نشدن؟
‫معلومه که شدن.

1015
00:57:13,388 --> 00:57:15,640
‫من اردوگاه‌ها رو ساختم
‫برای صلاح آلمان،

1016
00:57:15,765 --> 00:57:16,891
‫برای تلاش جنگی.

1017
00:57:19,144 --> 00:57:20,270
‫نه برای مرگ.

1018
00:57:22,647 --> 00:57:24,649
‫هیملر، هایدریش.

1019
00:57:25,733 --> 00:57:26,943
‫اون‌ها مسئول بودن؟

1020
00:57:29,404 --> 00:57:31,322
‫اگه حقیقت داشته باشه

1021
00:57:31,489 --> 00:57:33,450
‫چیزهایی که می‌گن
‫توی اردوگاه‌ها اتفاق افتاده...

1022
00:57:35,535 --> 00:57:38,580
‫این لکه ننگ بزرگیه
‫بر دامن رایشِ بزرگِ آلمان.

1023
00:57:42,292 --> 00:57:44,169
‫این رو به وکیلتون گفتید؟

1024
00:57:46,796 --> 00:57:50,383
‫داگلاس، من مقابل
‫پیشوا نخواهم ایستاد.

1025
00:57:52,427 --> 00:57:54,345
‫حتی اگه کمکتون کنه؟

1026
00:57:54,512 --> 00:57:57,515
‫این‌ها چیزهایی نیست که مردم
‫لازم باشه بدونن، دکتر.

1027
00:57:59,851 --> 00:58:00,852
‫فقط تو.

1028
00:58:03,521 --> 00:58:05,023
‫می‌شه باهاش همدردی کرد.

1029
00:58:06,649 --> 00:58:08,193
‫قراره برات مشکل‌ساز بشه.

1030
00:58:08,359 --> 00:58:10,028
‫اون جداً ادعا می‌کنه
‫که فکر می‌کرده

1031
00:58:10,028 --> 00:58:11,237
‫اون‌ها فقط اردوگاه کار بودن؟

1032
00:58:11,237 --> 00:58:12,614
‫- درسته.
‫- باورش می‌کنی؟

1033
00:58:14,699 --> 00:58:17,035
‫هیملر اردوگاه‌ها رو اداره می‌کرد، نه؟

1034
00:58:17,202 --> 00:58:18,411
‫رئیس اِس‌اِس بود.
(شوتزاِشتافل)

1035
00:58:18,453 --> 00:58:20,205
‫گورینگ رئیس نیروی هوایی بود.

1036
00:58:20,371 --> 00:58:22,749
‫چقدر پیش میاد توی آمریکا
‫رئیس نیروی هوایی بدونه

1037
00:58:22,874 --> 00:58:24,667
‫رئیس سرویس مخفی
‫داره چی کار می‌کنه؟

1038
00:58:24,667 --> 00:58:26,085
‫متأسفم، ولی نمی‌تونم باور کنم

1039
00:58:26,127 --> 00:58:27,670
‫که داریم این بحث رو می‌کنیم.

1040
00:58:27,795 --> 00:58:29,422
‫- دارم کاری که گفتی رو می‌کنم.
‫- نه!

1041
00:58:29,547 --> 00:58:31,508
‫- داری توجیهش می‌کنی.
‫- آقایون، لطفاً.

1042
00:58:31,549 --> 00:58:32,800
‫من کسی نیستم
‫که داره از نازی دفاع می‌کنه.

1043
00:58:32,800 --> 00:58:34,135
‫فکر می‌کنی دارم ازش دفاع می‌کنم؟

1044
00:58:34,177 --> 00:58:36,387
‫دارم تحلیلش می‌کنم،
‫احمقِ کوته‌فکر.

1045
00:58:38,097 --> 00:58:41,893
‫گورینگ،
‫مهم‌تر از هر چیزی، یه خودشیفته‌ست.

1046
00:58:42,060 --> 00:58:44,395
‫تنها چیزی که براش مهمه
‫ساختن آلمانه

1047
00:58:44,562 --> 00:58:46,064
‫و بعد تبدیل شدن به رهبر اون.

1048
00:58:46,189 --> 00:58:47,899
‫براش یهودی‌ها مهم نیستن.

1049
00:58:47,899 --> 00:58:49,150
‫بنابراین با مردنشون مشکلی نداره.

1050
00:58:49,192 --> 00:58:50,652
‫و با نمردنشون هم مشکلی نداره.

1051
00:58:50,777 --> 00:58:54,072
‫تنها چیزی که هرمان گورینگ
‫بهش اهمیت میده، هرمان گورینگه.

1052
00:58:54,239 --> 00:58:57,075
‫آیا این شبیه مردیه
‫که خودش رو وقف

1053
00:58:57,242 --> 00:58:59,410
‫نابودیِ یک نژاد کامل بکنه؟

1054
00:59:03,081 --> 00:59:04,624
‫خب، دکتر کلی،
‫من واقعاً قدردان

1055
00:59:04,666 --> 00:59:06,000
‫نکته‌سنجی شما در این مورد هستم،

1056
00:59:06,042 --> 00:59:07,919
‫ولی باید اعتراف کنم،
‫باورش...

1057
00:59:08,920 --> 00:59:10,088
‫خیلی سخته.

1058
00:59:11,965 --> 00:59:13,258
‫می‌خوای بری
‫توی اون دادگاه

1059
00:59:13,383 --> 00:59:15,218
‫با یه مشت فرضیات،

1060
00:59:16,010 --> 00:59:17,095
‫باشه.

1061
00:59:18,513 --> 00:59:20,223
‫ولی اون
‫توی یه لقمه چپت می‌کنه.

1062
00:59:33,152 --> 00:59:34,445
‫«می‌خوام
‫معذرت‌خواهی کنم

1063
00:59:34,445 --> 00:59:35,655
‫«به‌خاطر طغیانِ عصبیم.

1064
00:59:35,780 --> 00:59:37,115
‫«الان حالم خیلی بهتره.»

1065
00:59:38,783 --> 00:59:39,951
‫خوبه، دکتر لی.

1066
00:59:45,290 --> 00:59:46,332
‫«و شما؟

1067
00:59:46,332 --> 00:59:47,792
‫«انگار چیزی
‫داره اذیت‌تون می‌کنه.»

1068
00:59:50,878 --> 00:59:51,921
‫من خوبم.

1069
00:59:58,052 --> 00:59:59,137
‫«نگران نباشید.»

1070
01:00:03,224 --> 01:00:04,767
‫«همه این‌ها به‌زودی تموم می‌شه.»

1071
01:00:11,316 --> 01:00:14,235
‫خلق و خوی «لی»
‫به‌طور قابل توجهی بهتر شده.

1072
01:00:14,360 --> 01:00:18,823
‫به ما گفت که شروع کرده به انجام
‫هماهنگی‌ها برای دفاع از خودش.

1073
01:00:18,948 --> 01:00:21,659
‫احساس می‌کنم،
‫برای اولین بار،

1074
01:00:21,784 --> 01:00:22,952
‫دست یاری به سمتم دراز کرده.

1075
01:00:25,622 --> 01:00:26,914
‫لعنتی.

1076
01:00:27,624 --> 01:00:28,666
‫بجنبید! برید کنار!

1077
01:00:28,791 --> 01:00:29,876
‫دکتر! زود بیا!

1078
01:00:35,173 --> 01:00:36,966
‫یا خدا!

1079
01:00:43,890 --> 01:00:46,267
‫لبه‌ی حوله‌ش رو کنده تا طناب درست کنه.

1080
01:00:47,977 --> 01:00:49,437
‫دستمالش رو
‫تپونده توی دهنش

1081
01:00:49,479 --> 01:00:50,980
‫که صدای جیغش نیاد
‫و بعد...

1082
01:00:53,149 --> 01:00:54,859
‫فقط خودش رو انداخته جلو.

1083
01:00:55,026 --> 01:00:57,195
‫ظاهراً، با عزم و اراده‌ی
‫بسیار زیاد.

1084
01:00:58,780 --> 01:01:00,365
‫متوجه هیچ‌کدوم از این‌ها نشدی؟

1085
01:01:00,531 --> 01:01:01,866
‫بهم گفت حالش بهتره.

1086
01:01:04,035 --> 01:01:05,078
‫«بهت گفت»؟

1087
01:01:07,372 --> 01:01:08,831
‫وظیفه توئه
‫که زنده نگه‌شون داری.

1088
01:01:13,294 --> 01:01:15,129
‫[رابرت لی]

1089
01:01:19,634 --> 01:01:21,386
‫من دارم یه دکتر دیگه میارم.

1090
01:01:21,552 --> 01:01:23,221
‫تصمیم بر این شده
‫که نظر دوم

1091
01:01:23,346 --> 01:01:24,889
‫لازمه
‫برای بعضی از بیماران شما.

1092
01:01:26,599 --> 01:01:28,685
‫دکتر گیلبرت
‫امروز بعد از ظهر می‌رسه.

1093
01:01:29,352 --> 01:01:30,520
‫شما توجیهش می‌کنید.

1094
01:01:36,734 --> 01:01:38,778
‫نظرت در مورد خودکشی چیه؟

1095
01:01:44,450 --> 01:01:46,828
‫آخرین پناهگاه ترسوهاست، آره.

1096
01:01:48,830 --> 01:01:51,332
‫یا آخرین اقدامِ یک مرد ناامید؟

1097
01:01:53,251 --> 01:01:55,378
‫البته، همیشه استثنائاتی وجود داره.

1098
01:01:59,424 --> 01:02:02,593
‫تو توی دردسر افتادی.

1099
01:02:02,719 --> 01:02:03,761
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

1100
01:02:03,928 --> 01:02:06,889
‫دکتر جدید. آزمایشات جدید.

1101
01:02:07,014 --> 01:02:10,101
‫از وقتی لی مُرد،
‫دیگه بهت اعتماد ندارن.

1102
01:02:11,018 --> 01:02:12,103
‫اشتباه می‌کنی.

1103
01:02:13,271 --> 01:02:15,523
‫داگلاس...

1104
01:02:17,191 --> 01:02:19,777
‫وقتی تو
‫در موضع قدرت هستی...

1105
01:02:22,113 --> 01:02:23,948
‫اون‌ها همیشه میان سراغت.

1106
01:02:24,824 --> 01:02:26,743
‫باید از خودت محافظت کنی.

1107
01:02:26,868 --> 01:02:28,578
‫چرا باید
‫از خودم محافظت کنم

1108
01:02:28,703 --> 01:02:30,455
‫در برابر متحدینم؟

1109
01:02:30,580 --> 01:02:33,124
‫فقط به‌خاطر اینکه یه نفر متحدته

1110
01:02:33,291 --> 01:02:36,961
‫دلیل نمی‌شه
‫که طرفِ تو باشه.

1111
01:02:37,128 --> 01:02:39,297
‫پدرم دیپلمات بود.
‫این رو بهت گفته بودم؟

1112
01:02:39,464 --> 01:02:40,465
‫نه.

1113
01:02:44,135 --> 01:02:46,012
‫آره.

1114
01:02:46,137 --> 01:02:50,057
‫اون...
‫...به آفریقا اعزام شد.

1115
01:02:51,768 --> 01:02:54,979
‫و اونجا بود که قرار بود
‫بهترین دوستش رو ببینه.

1116
01:02:55,813 --> 01:03:00,234
‫مردی به نام هرمان فون اپشتاین.

1117
01:03:02,069 --> 01:03:03,821
‫اسم من رو از روی اون برداشتن.

1118
01:03:07,074 --> 01:03:09,994
‫آره، من هم‌نامِ یه یهودی شدم.

1119
01:03:11,829 --> 01:03:16,000
‫ما عمو هرمان رو
‫خیلی دوست داشتیم.

1120
01:03:16,125 --> 01:03:19,462
‫خیلی پولدار بود.

1121
01:03:19,587 --> 01:03:23,090
‫توی قلعه‌ی ولدنشتاین زندگی می‌کرد.

1122
01:03:23,216 --> 01:03:25,343
‫و وقتی من شش سالم بود،

1123
01:03:27,178 --> 01:03:30,348
‫کل خانواده‌م رو آورد پیش خودش.

1124
01:03:31,724 --> 01:03:33,643
‫می‌تونی تصور کنی؟

1125
01:03:33,768 --> 01:03:37,688
‫رویای یه بچه بود
‫که توی همچین قلعه‌ای زندگی کنه.

1126
01:03:37,814 --> 01:03:41,359
‫من توی راهروها می‌دویدم،
‫وانمود می‌کردم یه شوالیه‌م.

1127
01:03:42,527 --> 01:03:45,029
‫از بالای برج و بارو
‫خیره می‌شدم پایین،

1128
01:03:45,154 --> 01:03:48,407
‫تصور می‌کردم ارتش‌ها
‫دارن هجوم میارن برای حمله.

1129
01:03:49,992 --> 01:03:52,203
‫عمو هرمان،
‫توی بزرگترین

1130
01:03:52,328 --> 01:03:55,873
‫و زیباترین اتاقِ طبقه آخر زندگی می‌کرد.

1131
01:03:55,998 --> 01:03:58,376
‫ته راهرو،
‫مادرم یه اتاق خواب داشت،

1132
01:03:58,543 --> 01:03:59,544
‫اونم اتاق زیبایی بود.

1133
01:04:01,587 --> 01:04:02,797
‫پدرم...

1134
01:04:05,341 --> 01:04:07,844
‫اون توی یه اتاق خواب کوچیک
‫طبقه همکف زندگی می‌کرد.

1135
01:04:10,054 --> 01:04:15,393
‫اونجا بود که فهمیدم
‫عمو هرمان چقدر ثروتمنده.

1136
01:04:16,561 --> 01:04:19,730
‫انقدر ثروتمند که
‫تونست خانواده‌م رو بیاره اونجا.

1137
01:04:20,982 --> 01:04:22,859
‫انقدر ثروتمند که
‫تونست پدرم رو بذاره

1138
01:04:22,984 --> 01:04:24,068
‫طبقه همکف.

1139
01:04:26,654 --> 01:04:28,739
‫انقدر ثروتمند که،
‫هر وقت دلش می‌خواست،

1140
01:04:30,324 --> 01:04:32,201
‫می‌تونست تو راهرو قدم بزنه...

1141
01:04:35,329 --> 01:04:36,914
‫و مادرم رو تماشا کنه.

1142
01:04:40,167 --> 01:04:41,919
‫فقط به‌خاطر اینکه یه نفر متحدته

1143
01:04:43,337 --> 01:04:46,090
‫دلیل نمی‌شه
‫که طرفِ تو باشه.

1144
01:04:54,515 --> 01:04:58,019
‫شما هرمان گورینگ رو
‫«خیال‌پرداز» دیدید؟

1145
01:04:58,144 --> 01:05:01,105
‫من اینطور ندیدمش، آزمایش این رو نشون داد.

1146
01:05:01,272 --> 01:05:04,108
‫خب، نظر دوم
‫واسه همینه دیگه.

1147
01:05:04,275 --> 01:05:06,611
‫که...

1148
01:05:06,777 --> 01:05:09,989
‫...ما رو می‌رسونه به رودلف هس.

1149
01:05:10,114 --> 01:05:12,783
‫من مایلم
‫که باور کنم

1150
01:05:12,950 --> 01:05:14,452
‫فراموشیش واقعیه.

1151
01:05:14,619 --> 01:05:16,954
‫منظورتون اون قسمتیه که
‫یادش میره نازی بوده؟

1152
01:05:17,788 --> 01:05:20,333
‫بسیار خب. ببینید دکتر کلی،

1153
01:05:20,458 --> 01:05:23,127
‫من اینجا نیستم
‫که پا تو کفش شما بکنم، باشه؟

1154
01:05:24,378 --> 01:05:26,589
‫تحقیقاتم رو به اشتراک می‌ذارم.
‫با هم می‌نویسیم.

1155
01:05:27,798 --> 01:05:29,050
‫با هم چی رو می‌نویسیم؟

1156
01:05:29,091 --> 01:05:30,718
‫لازم نیست
‫با من موش و گربه بازی کنید.

1157
01:05:30,760 --> 01:05:32,428
‫جفت‌مون به یه دلیل اینجاییم.

1158
01:05:33,888 --> 01:05:36,140
‫حالا، دوتا کتاب
‫در مورد فرماندهی عالی نازی،

1159
01:05:36,307 --> 01:05:37,850
‫این بازار فروش رو خراب می‌کنه.

1160
01:05:37,975 --> 01:05:39,977
‫من می‌گم با هم بنویسیمش.

1161
01:05:46,651 --> 01:05:48,110
‫موفق باشید
‫با آزمایشات‌تون.

1162
01:06:02,625 --> 01:06:03,626
‫دکتر.

1163
01:06:08,381 --> 01:06:09,548
‫خیلی ممنون.

1164
01:06:14,095 --> 01:06:16,263
بفرمایید تو

1165
01:07:16,741 --> 01:07:17,908
‫غافلگیر شد؟

1166
01:07:18,075 --> 01:07:21,412
‫شد، مبهوت موند.

1167
01:07:21,537 --> 01:07:23,414
‫این ترفند رو یادم بده.

1168
01:07:23,539 --> 01:07:24,915
‫- سکه پشت گوش؟
‫- آره، آره.

1169
01:07:25,082 --> 01:07:28,586
‫این ترفند رو یادم بده،
‫تا منم بتونم مبهوتش کنم.

1170
01:07:31,338 --> 01:07:32,840
‫من سکه‌ی نقره‌م رو دادم

1171
01:07:32,965 --> 01:07:34,925
‫به دخترتون.

1172
01:07:35,092 --> 01:07:36,385
‫ساده‌ترین ترفندِ دنیاست.

1173
01:07:36,510 --> 01:07:39,597
‫جواب میده چون، می‌دونید،
‫مردم دوست دارن باور کنن.

1174
01:07:39,764 --> 01:07:42,767
‫خب، دلار رو می‌گیرید بالا،
‫و می‌گید،

1175
01:07:42,892 --> 01:07:44,060
‫«هی، رفقا!

1176
01:07:44,185 --> 01:07:46,812
‫«این یه سکه نقره‌ی
‫معمولی و ساده‌ست.»

1177
01:07:48,773 --> 01:07:51,275
‫بعد می‌ذاریدش
‫توی اون یکی دست‌تون. خب؟

1178
01:07:52,777 --> 01:07:53,819
‫روش تمرکز می‌کنید.

1179
01:07:56,280 --> 01:07:58,491
‫ولی در واقع، همین‌جاست.

1180
01:08:00,367 --> 01:08:02,328
‫کف دست راست‌تون مخفیش می‌کنید.

1181
01:08:02,453 --> 01:08:04,080
‫- کف دست.
‫- آره.

1182
01:08:04,205 --> 01:08:05,331
‫بین این دوتا انگشت

1183
01:08:05,456 --> 01:08:06,957
‫نگه‌ش می‌دارید...

1184
01:08:07,124 --> 01:08:08,793
‫...و کف دست‌تون رو
‫دورِش حلقه می‌کنید،

1185
01:08:08,918 --> 01:08:10,795
‫ولی روی دست چپ‌تون تمرکز می‌کنید.

1186
01:08:13,422 --> 01:08:16,467
‫و سکه رو اون تو حس می‌کنید،
‫سنگینیش رو. درسته؟

1187
01:08:16,592 --> 01:08:20,554
‫و اگه خودتون باورش کنید،
‫اون‌وقت اون‌ها هم باورش می‌کنن.

1188
01:08:22,598 --> 01:08:25,976
‫و بعدش، فقط، خب،
‫دست می‌برید پشت گوش...

1189
01:08:27,812 --> 01:08:31,816
‫اجی مجی لاترجی!

1190
01:08:34,235 --> 01:08:35,903
‫«اجی مجی» چیه؟

1191
01:08:36,028 --> 01:08:37,571
‫کلمات جادوییه.

1192
01:08:37,696 --> 01:08:40,324
‫به وهم و خیال...

1193
01:08:40,449 --> 01:08:43,119
‫...وزن کیهانی میده.

1194
01:08:43,244 --> 01:08:45,621
‫و همیشه
‫باید «اجی مجی» باشه؟

1195
01:08:45,746 --> 01:08:47,623
‫نه، نه. هر چیزی می‌تونه باشه.

1196
01:08:47,748 --> 01:08:49,708
‫می‌تونه «پرستو» باشه.

1197
01:08:51,627 --> 01:08:53,462
‫فکر کنم «اجی مجی» رو ترجیح میدم.

1198
01:08:53,587 --> 01:08:55,881
‫خب، پدرتون بود
‫که این ترفند رو یادتون داد؟

1199
01:08:56,006 --> 01:08:58,843
‫پدرم؟ نه.

1200
01:09:00,553 --> 01:09:02,847
‫جوری می‌گید
‫انگار غیرقابل تصوره.

1201
01:09:03,722 --> 01:09:05,015
‫آره، پدر من راضی بود

1202
01:09:05,141 --> 01:09:09,854
‫که کار خودش رو بکنه و
‫اخلاق خوش نشون بده.

1203
01:09:12,273 --> 01:09:14,650
‫مردی بود
‫بدونِ هیچ دستاوردی.

1204
01:09:14,775 --> 01:09:16,026
‫ولی تو باور داری...

1205
01:09:18,028 --> 01:09:19,613
‫سرنوشتت چیز بیشتریه.

1206
01:09:21,574 --> 01:09:23,701
‫می‌خوای به عنوان
‫یه مرد بزرگ شناخته بشی.

1207
01:09:29,707 --> 01:09:30,833
‫بله.

1208
01:09:30,875 --> 01:09:32,960
‫و من بلیتِ تو هستم.

1209
01:09:36,380 --> 01:09:37,631
‫تو به آمریکا برمی‌گردی

1210
01:09:37,756 --> 01:09:39,675
‫به عنوان محقق بزرگِ نازی‌ها،

1211
01:09:41,093 --> 01:09:45,347
‫و من یه ترفند دارم
‫برای تحت تأثیر قرار دادن دخترم

1212
01:09:46,265 --> 01:09:47,725
‫وقتی این دادگاه تموم بشه.

1213
01:09:54,565 --> 01:09:56,108
‫دیگه من رو با خودت نمی‌بری پیشش.

1214
01:10:00,404 --> 01:10:01,906
‫نمی‌خواستم
‫این وقت شب مزاحمت بشم.

1215
01:10:03,490 --> 01:10:05,284
‫خیلی بدون من می‌بینیش.

1216
01:10:06,410 --> 01:10:07,620
‫داری چی کار می‌کنی، دکتر؟

1217
01:10:09,580 --> 01:10:10,915
‫سعی می‌کنم یه چیزی یاد بگیرم.

1218
01:10:12,249 --> 01:10:13,918
‫مطمئنی قضیه هنوز همینه؟

1219
01:10:17,588 --> 01:10:18,672
‫شب به‌خیر، هاوی.

1220
01:10:29,225 --> 01:10:31,227
‫چطوری می‌خوای
‫از خودت دفاع کنی، هرمان؟

1221
01:10:33,437 --> 01:10:35,731
‫- دوست نداری بدونی؟
‫- جدی می‌گم.

1222
01:10:40,236 --> 01:10:41,445
‫آیا ما دوستیم، دکتر؟

1223
01:10:43,697 --> 01:10:47,743
‫فکر می‌کنم این کلمه واسه چیزی که ما هستیم
‫یه‌کم زیادی ساده‌ست.

1224
01:10:50,454 --> 01:10:51,956
‫ولی داری این رو...

1225
01:10:53,624 --> 01:10:54,750
‫به عنوان یه دوست می‌پرسی؟

1226
01:10:57,962 --> 01:10:58,963
‫بله.

1227
01:11:03,801 --> 01:11:07,972
‫فردا
‫وقتی وارد جایگاه دفاع بشم،

1228
01:11:09,974 --> 01:11:11,517
‫یه بیانیه می‌خونم.

1229
01:11:12,476 --> 01:11:14,812
‫قراره بگم

1230
01:11:14,937 --> 01:11:18,691
‫که تمام مسئولیت اعمالم رو
‫بر عهده می‌گیرم.

1231
01:11:18,816 --> 01:11:20,901
‫با این حال، امتناع می‌کنم،

1232
01:11:21,026 --> 01:11:24,738
‫از پذیرفتن مسئولیت
‫اعمالی که توسط دیگران انجام شده

1233
01:11:24,863 --> 01:11:26,156
‫که من ازشون بی‌خبر بودم،

1234
01:11:27,783 --> 01:11:29,743
‫و تأییدشون نمی‌کردم.

1235
01:11:33,163 --> 01:11:34,248
‫کاری که کردم...

1236
01:11:37,501 --> 01:11:38,836
‫برای کشورم کردم.

1237
01:11:40,671 --> 01:11:42,756
‫به من بگو تو واسه کشور خودت
‫همین کار رو نمی‌کردی.

1238
01:12:01,150 --> 01:12:03,027
‫بهم گفتن
‫می‌تونم اینجا پیدات کنم.

1239
01:12:07,865 --> 01:12:09,491
‫هفت ساعت دیگه...

1240
01:12:11,869 --> 01:12:14,830
‫کل دنیا قراره روی این اتاق
‫متمرکز بشه.

1241
01:12:16,874 --> 01:12:18,000
‫همینه.

1242
01:12:19,209 --> 01:12:20,210
‫این همه‌چیزه.

1243
01:12:27,009 --> 01:12:28,135
‫این بیانیه‌ایه

1244
01:12:28,260 --> 01:12:30,387
‫که گورینگ برنامه داره فردا بخونه.

1245
01:12:37,603 --> 01:12:38,645
‫ممنون.

1246
01:13:11,220 --> 01:13:13,263
پابرجا باشید

1247
01:13:14,681 --> 01:13:16,100
...ما کسانی هستیم که

1248
01:13:16,392 --> 01:13:17,393
‫[آرام‌بخش]

1249
01:13:17,810 --> 01:13:20,604
.به سرزمین پدری خدمت کردیم

1250
01:13:26,443 --> 01:13:29,780
نه بیشتر و نه کمتر

1251
01:13:32,366 --> 01:13:33,742
‫خبردار!

1252
01:13:40,749 --> 01:13:41,750
‫بریم.

1253
01:13:43,085 --> 01:13:46,130
و تو درست کنار من می‌شینی

1254
01:13:57,766 --> 01:13:58,934
‫دارن میان!

1255
01:14:03,230 --> 01:14:04,314
‫یا خدا!

1256
01:14:10,237 --> 01:14:12,156
!برای آلمان قوی باشید

1257
01:15:10,214 --> 01:15:11,215
‫همه برخیزید!

1258
01:15:55,968 --> 01:15:57,261
‫با اجازه قضات محترم...

1259
01:16:00,847 --> 01:16:05,727
‫امتیازِ افتتاحِ اولین دادگاه در تاریخ

1260
01:16:05,852 --> 01:16:08,272
‫برای جنایات علیه صلحِ جهانی

1261
01:16:08,438 --> 01:16:10,941
‫مسئولیت سنگینی را تحمیل می‌کند.

1262
01:16:13,026 --> 01:16:16,238
‫خطاهایی که ما به دنبال
‫محکوم کردن و مجازاتشان هستیم

1263
01:16:17,281 --> 01:16:18,782
‫چنان حساب‌شده...

1264
01:16:19,866 --> 01:16:20,993
‫...چنان بدخیم،

1265
01:16:21,118 --> 01:16:23,245
‫و چنان ویرانگر بوده‌اند

1266
01:16:23,370 --> 01:16:27,124
‫که تمدن نمی‌تواند
‫نادیده گرفتنشان را تحمل کند،

1267
01:16:28,458 --> 01:16:31,336
‫چرا که ما از تکرار آن‌ها
‫جان سالم به در نخواهیم برد.

1268
01:16:34,590 --> 01:16:39,970
‫در جایگاه متهمین
‫بیست و اندی مردِ درهم‌شکسته نشسته‌اند.

1269
01:16:40,095 --> 01:16:44,808
‫ما نشان خواهیم داد که آن‌ها
‫نمادهای زنده‌ی نفرت نژادی،

1270
01:16:46,393 --> 01:16:49,062
‫تروریسم و خشونت،

1271
01:16:50,647 --> 01:16:55,444
‫و تکبر و بی‌رحمیِ قدرت هستند.

1272
01:16:57,487 --> 01:17:00,824
‫تمدن
‫نمی‌تواند هیچ سازشی را بپذیرد

1273
01:17:00,991 --> 01:17:04,161
‫با برخورد مبهم یا غیرقاطع،

1274
01:17:04,328 --> 01:17:07,205
‫با مردانی که این نیروها

1275
01:17:07,331 --> 01:17:09,833
‫اکنون به شکلی متزلزل در آن‌ها زنده‌اند.

1276
01:17:14,838 --> 01:17:17,007
‫جنگ‌ها دیگر محلی نیستند.

1277
01:17:19,343 --> 01:17:24,348
‫تمام جنگ‌های مدرن
‫در نهایت تبدیل به جنگ‌های جهانی می‌شوند.

1278
01:17:26,933 --> 01:17:30,020
‫و هیچ‌کدام از ملت‌های بزرگ
‫نمی‌توانند بیرون بمانند.

1279
01:17:31,688 --> 01:17:36,860
‫اما گام نهایی
‫در اجتناب از جنگ‌های دوره‌ای

1280
01:17:37,027 --> 01:17:39,988
‫در سیستمِ بی‌قانونیِ بین‌المللی

1281
01:17:41,490 --> 01:17:45,452
‫این است که دولتمردان را
‫در برابر قانون پاسخگو کنیم!

1282
01:17:48,163 --> 01:17:49,665
‫و بگذارید روشن کنم

1283
01:17:49,790 --> 01:17:51,792
‫که اگرچه این قانون
‫ابتدا

1284
01:17:51,917 --> 01:17:53,502
‫علیه متجاوزان آلمانی اعمال می‌شود،

1285
01:17:53,627 --> 01:17:56,505
‫اما باید تجاوز
‫توسط هر ملت دیگری را هم محکوم کند

1286
01:17:56,630 --> 01:17:59,132
‫از جمله کسانی که
‫اکنون اینجا در جایگاه قضاوت نشسته‌اند.

1287
01:18:00,634 --> 01:18:05,555
‫ما قادر خواهیم بود
‫بساط استبداد داخلی

1288
01:18:05,722 --> 01:18:07,599
‫و خشونت و تجاوز

1289
01:18:07,724 --> 01:18:09,393
‫توسط صاحبان قدرت
‫علیه حقوق...

1290
01:18:09,434 --> 01:18:10,852
‫مردم خودشان را برچینیم...

1291
01:18:12,229 --> 01:18:14,690
‫تنها زمانی که تمام انسان‌ها را

1292
01:18:16,066 --> 01:18:18,235
‫در برابر قانون پاسخگو کنیم.

1293
01:18:32,749 --> 01:18:33,917
‫هرمان گورینگ.

1294
01:18:36,545 --> 01:18:38,505
‫متهمان
‫باید اعلام کنند که گناهکار

1295
01:18:38,630 --> 01:18:41,091
‫یا بی‌گناه هستند
‫در برابر اتهامات وارده.

1296
01:18:42,050 --> 01:18:43,885
‫آن‌ها به نوبت،

1297
01:18:44,010 --> 01:18:46,930
‫به نقطه‌ای در جایگاه
‫روبه‌روی میکروفون خواهند رفت.

1298
01:19:00,527 --> 01:19:02,279
‫من هرمان ویلهلم گورینگ هستم.

1299
01:19:03,113 --> 01:19:04,781
‫من امروز
‫در پیشگاه دادگاه ایستاده‌ام...

1300
01:19:04,781 --> 01:19:06,533
‫...و جهان...

1301
01:19:06,575 --> 01:19:08,076
‫...و عهد می‌بندم
‫که فقط حقیقت را...

1302
01:19:10,412 --> 01:19:12,622
‫دیوان
‫به این تصمیم رسیده است

1303
01:19:12,748 --> 01:19:15,125
‫که متهمان
‫حق ندارند

1304
01:19:15,250 --> 01:19:17,169
‫بیانیه‌ای صادر کنند.

1305
01:19:17,210 --> 01:19:19,588
‫به آن‌ها اجازه داده خواهد شد
‫که خطاب به دادگاه صحبت کنند

1306
01:19:19,629 --> 01:19:21,006
‫پیش از صدور حکم.

1307
01:19:23,884 --> 01:19:25,302
‫به عنوان رایش‌مارشالِ آلمان...

1308
01:19:25,469 --> 01:19:28,305
‫شما اینجا
‫رایش‌مارشال نیستید.

1309
01:19:28,430 --> 01:19:31,767
‫شما فقط هرمان گورینگ هستید،
‫یک زندانی.

1310
01:19:31,892 --> 01:19:34,811
‫اعلام می‌کنید گناهکارید
‫یا بی‌گناه؟

1311
01:19:40,484 --> 01:19:42,194
بی‌گناه

1312
01:20:11,473 --> 01:20:12,474
‫اِمی!

1313
01:20:13,809 --> 01:20:14,810
‫اِدا!

1314
01:20:16,186 --> 01:20:17,187
‫اِمی!

1315
01:20:18,980 --> 01:20:21,525
‫چی شد؟ چی شد؟
‫کجان؟

1316
01:20:23,026 --> 01:20:24,528
‫چی؟
‫کجان؟

1317
01:20:24,653 --> 01:20:26,029
‫- بردنشون!
‫- کی؟

1318
01:20:27,030 --> 01:20:28,240
‫آمریکایی‌ها!

1319
01:20:43,255 --> 01:20:44,339
‫اِمی!

1320
01:20:45,257 --> 01:20:46,883
‫اِمی! اِدا!

1321
01:20:49,177 --> 01:20:50,512
‫اِمی. اِدا.

1322
01:20:51,680 --> 01:20:53,473
‫اِمی! اِمی گورینگ!

1323
01:20:58,687 --> 01:21:00,897
‫بله؟

1324
01:21:03,900 --> 01:21:07,237
‫یه لطفی بهم بکن.

1325
01:21:07,404 --> 01:21:08,530
‫حتماً داری شوخی می‌کنی.

1326
01:21:09,865 --> 01:21:11,199
‫ممنون. بهش نیاز دارم.

1327
01:21:12,993 --> 01:21:15,579
‫اون‌ها امی گورینگ رو
‫دستگیر کردن

1328
01:21:15,745 --> 01:21:18,582
‫به جرمِ همدستی
‫در سرقت‌های هنری همسرش.

1329
01:21:18,707 --> 01:21:21,418
‫بچه میره پیش راهبه‌ها.
‫ملاقات ممنوع.

1330
01:21:21,543 --> 01:21:22,752
‫اون‌ها زن و بچه‌ن.

1331
01:21:23,920 --> 01:21:24,963
‫آره.

1332
01:21:25,964 --> 01:21:27,549
‫قربان، ما قرار بود
‫بهتر از این باشیم.

1333
01:21:27,674 --> 01:21:29,092
‫از دست من خارجه!

1334
01:21:30,719 --> 01:21:31,720
‫و خواهش می‌کنم.

1335
01:21:35,599 --> 01:21:37,267
‫راستی،

1336
01:21:37,392 --> 01:21:38,768
‫از کجا می‌دونستی
‫کجا قایم شده؟

1337
01:21:50,947 --> 01:21:52,449
‫اِدا بازم برات ساز زد؟

1338
01:21:55,660 --> 01:21:57,454
‫آره.

1339
01:21:58,496 --> 01:21:59,873
‫خیلی با استعداده.

1340
01:22:00,498 --> 01:22:01,750
‫از تو خوشش میاد.

1341
01:22:04,502 --> 01:22:06,087
‫نامه‌هاشون رو داری؟

1342
01:22:07,923 --> 01:22:08,924
‫نه.

1343
01:22:09,925 --> 01:22:12,385
‫نامه‌ای نیست، متأسفانه.

1344
01:22:12,427 --> 01:22:13,470
‫نه؟

1345
01:22:14,763 --> 01:22:16,348
‫دفعه بعد.

1346
01:22:21,311 --> 01:22:23,480
‫و اینم دکتر جدیدِ منه.

1347
01:22:23,647 --> 01:22:25,649
‫داشتیم در مورد
‫خانواده‌م حرف می‌زدیم.

1348
01:22:25,774 --> 01:22:28,443
‫بله. خب، متأسف شدم
‫که اون خبر رو شنیدم.

1349
01:22:30,779 --> 01:22:31,947
‫کدوم خبر؟

1350
01:22:32,072 --> 01:22:33,323
‫دستگیریشون.

1351
01:22:33,448 --> 01:22:36,326
‫همسر و دخترتون پنج روز پیش
‫دستگیر شدن.

1352
01:22:38,078 --> 01:22:39,162
‫بهتون نگفت؟

1353
01:22:44,876 --> 01:22:45,877
‫هی.

1354
01:22:46,002 --> 01:22:48,254
‫هی! اون چه غلطی بود کردی؟

1355
01:22:48,380 --> 01:22:50,840
‫اون من بودم
‫که با بیمارم صادق بودم،

1356
01:22:50,882 --> 01:22:52,550
‫چیزی که تو هم
‫باید بعضی‌ وقت‌ها امتحان کنی.

1357
01:22:52,550 --> 01:22:54,010
‫تو نابودش کردی اون تو.

1358
01:22:54,135 --> 01:22:55,303
‫خب که چی؟

1359
01:22:57,347 --> 01:22:58,515
‫مشکلت چیه؟

1360
01:22:58,682 --> 01:22:59,849
‫چت شده تو؟

1361
01:23:01,851 --> 01:23:03,687
‫- هی، بس کنید!
‫- هی، بس کنید!

1362
01:23:05,146 --> 01:23:06,272
‫ای بابا.

1363
01:23:06,398 --> 01:23:08,692
‫شما متخصصان
‫سلامت روان هستید!

1364
01:23:08,858 --> 01:23:10,110
‫محض رضای خدا!

1365
01:23:13,989 --> 01:23:15,281
‫دکتر گیلبرت، می‌خواید من

1366
01:23:15,407 --> 01:23:17,534
‫دکتر کلی رو بازداشت کنم؟

1367
01:23:21,871 --> 01:23:23,206
‫- نه قربان.
‫- پس از

1368
01:23:23,206 --> 01:23:24,582
‫دفترِ لعنتی من گم‌شید بیرون!

1369
01:23:29,504 --> 01:23:31,715
‫سینماست.

1370
01:23:35,719 --> 01:23:36,720
‫همه برخیزید!

1371
01:23:51,234 --> 01:23:52,527
‫با اجازه دادگاه،

1372
01:23:52,652 --> 01:23:55,196
‫دادستانی اکنون می‌خواهد
‫به عنوان مدرک

1373
01:23:55,321 --> 01:23:57,198
‫فیلم زیر را ارائه دهد.

1374
01:23:57,323 --> 01:23:59,325
‫تصاویری که قرار است ببینید

1375
01:23:59,451 --> 01:24:02,370
‫پیش از این هرگز
‫در انظار عمومی نمایش داده نشده‌اند.

1376
01:24:02,537 --> 01:24:05,915
‫این فیلم باید توضیح مختصری
‫ارائه دهد

1377
01:24:06,082 --> 01:24:09,335
‫که کلمات
‫«اردوگاه کار اجباری» چه معنایی داشتند.

1378
01:24:22,348 --> 01:24:24,726
‫[اردوگاه‌های کار اجباری نازی]

1379
01:24:25,268 --> 01:24:26,519
‫این‌ها مکان‌های

1380
01:24:26,644 --> 01:24:29,147
‫بزرگترین اردوگاه‌های کار اجباری
‫و زندان‌هایی هستند

1381
01:24:29,272 --> 01:24:31,649
‫که در سراسر آلمان
‫و اروپای اشغالی

1382
01:24:31,775 --> 01:24:33,234
‫تحت رژیم نازی دایر بودند.

1383
01:24:34,069 --> 01:24:36,071
‫[اردوگاه کار اجباری اوردروف]

1384
01:24:36,237 --> 01:24:38,281
‫لشکر زرهی چهارم
‫ارتش سوم ژنرال پاتون

1385
01:24:38,448 --> 01:24:40,283
‫این اردوگاه را
‫در اوایل آوریل آزاد کرد.

1386
01:24:43,203 --> 01:24:44,704
‫آن‌ها انبار چوبی را می‌بینند

1387
01:24:44,746 --> 01:24:46,790
‫جایی که اجساد پوشیده از آهک
‫لایه‌لایه روی هم انباشته شده‌اند

1388
01:24:46,790 --> 01:24:48,583
‫و بوی تعفن غیرقابل تحمل است.

1389
01:24:58,384 --> 01:25:00,386
‫اردوگاه کار اجباری در نوردهاوزن

1390
01:25:00,512 --> 01:25:01,930
‫توسط لشکر زرهی سوم،

1391
01:25:02,055 --> 01:25:03,264
‫ارتش اول آزاد شد.

1392
01:25:03,389 --> 01:25:05,892
‫حداقل 3000
‫زندانی سیاسی اینجا کشته شدند

1393
01:25:06,017 --> 01:25:07,393
‫به دستان بی‌رحم
‫نیروهای اس‌اس

1394
01:25:07,519 --> 01:25:08,978
‫و جنایتکاران آلمانیِ عفو شده

1395
01:25:09,104 --> 01:25:10,563
‫که نگهبان اردوگاه بودند.

1396
01:25:10,688 --> 01:25:12,482
‫نوردهاوزن
‫یک انبار بوده

1397
01:25:12,482 --> 01:25:14,442
‫برای بردگانی که
‫برای کار نامناسب تشخیص داده می‌شدند

1398
01:25:14,484 --> 01:25:16,402
‫در کارخانه‌های زیرزمینیِ بمب‌های وی

1399
01:25:16,444 --> 01:25:18,655
‫و در دیگر اردوگاه‌ها
‫و کارخانه‌های آلمان.

1400
01:25:23,660 --> 01:25:25,370
‫در میان اجساد،
‫اسکلت‌های انسانی وجود دارد

1401
01:25:25,411 --> 01:25:26,955
‫که برای حرکت کردن خیلی ضعیف‌اند.

1402
01:25:31,501 --> 01:25:34,170
‫مردان گردان‌های پزشکی ما
‫دو شبانه روز کار کردند

1403
01:25:34,337 --> 01:25:36,464
‫زخم‌ها را پانسمان کردند
‫و دارو دادند.

1404
01:25:36,589 --> 01:25:39,342
‫اما برای موارد پیشرفته
‫گرسنگی و سل،

1405
01:25:39,467 --> 01:25:42,011
‫اغلب هیچ درمانی وجود نداشت.

1406
01:25:42,178 --> 01:25:43,847
‫بازماندگان در حال تخلیه دیده می‌شوند

1407
01:25:43,972 --> 01:25:45,890
‫برای درمان
‫در بیمارستان‌های متفقین.

1408
01:25:58,778 --> 01:26:01,948
‫من ستوان یکم
‫جک اچ. تیلور، نیروی دریایی آمریکا هستم،

1409
01:26:02,073 --> 01:26:03,366
‫از هالیوود، کالیفرنیا.

1410
01:26:03,366 --> 01:26:04,742
‫باور کنید یا نه،
‫این اولین باریه

1411
01:26:04,784 --> 01:26:06,369
‫که من توی فیلم هستم.

1412
01:26:06,536 --> 01:26:09,539
‫من اول دسامبر اسیر شدم.

1413
01:26:09,664 --> 01:26:13,376
‫من رو بردن به این
‫اردوگاه کار ماوتهاوزن،

1414
01:26:13,501 --> 01:26:16,212
‫یک اردوگاه مرگ،

1415
01:26:16,337 --> 01:26:23,511
‫جایی که به ما گرسنگی می‌دادن
‫و... و کتک می‌خوردیم و کشته می‌شدیم.

1416
01:26:23,636 --> 01:26:26,389
‫خوشبختانه،
‫نوبت من نرسیده بود.

1417
01:26:27,348 --> 01:26:31,227
‫اونجا...

1418
01:26:31,352 --> 01:26:32,687
‫به چند روش
‫اعدام می‌کنن؟

1419
01:26:33,521 --> 01:26:34,564
‫پنج یا شش روش.

1420
01:26:34,731 --> 01:26:37,692
‫با گاز،
‫با شلیک، با کتک زدن.

1421
01:26:37,817 --> 01:26:39,277
‫یعنی، کتک زدن با چماق.

1422
01:26:42,363 --> 01:26:45,283
‫با سرما دادن.

1423
01:26:45,408 --> 01:26:46,743
‫یعنی،
‫ایستادن بیرون توی برف

1424
01:26:46,868 --> 01:26:48,077
‫به‌صورت برهنه برای 48 ساعت

1425
01:26:48,244 --> 01:26:50,246
‫و ریختن آب سرد
‫روی اون‌ها

1426
01:26:50,371 --> 01:26:51,873
‫در وسط زمستان.

1427
01:26:51,998 --> 01:26:53,082
‫گرسنگی.

1428
01:26:54,542 --> 01:26:55,627
‫سگ‌ها.

1429
01:26:55,752 --> 01:26:58,254
‫و هل دادن از بالای
‫یه صخره 30 متری.

1430
01:27:00,089 --> 01:27:01,758
‫همه این‌ها واقعی‌ست،
‫دیده شده،

1431
01:27:01,883 --> 01:27:03,551
‫و اکنون ضبط می‌شود.

1432
01:27:06,179 --> 01:27:08,640
[اردوگاه کار اجباری بوخن‌والد]

1433
01:27:08,681 --> 01:27:11,059
‫ملیت‌ها و
‫شماره‌های زندان خالکوبی شده‌اند

1434
01:27:11,184 --> 01:27:12,936
‫بر روی شکمِ زندانیان.

1435
01:27:21,611 --> 01:27:23,112
‫در گزارش رسمی،

1436
01:27:23,238 --> 01:27:26,115
‫اردوگاه بوخن‌والد،
‫کارخانه مرگ نامیده شده است.

1437
01:27:27,408 --> 01:27:28,743
‫اجساد انباشته شده
‫یکی روی دیگری

1438
01:27:28,868 --> 01:27:31,162
‫پیدا شدند
‫در بیرون کوره آدم‌سوزی.

1439
01:27:34,374 --> 01:27:36,125
‫یک کارخانه دفع جسد.

1440
01:27:36,292 --> 01:27:38,753
‫در داخل، کوره‌هایی هستند
‫که به کوره آدم‌سوزی

1441
01:27:38,878 --> 01:27:40,296
‫حداکثر ظرفیت دفعِ...

1442
01:27:40,463 --> 01:27:43,299
‫حدود 400 جسد
‫در هر 10 ساعت روز را می‌دادند.

1443
01:27:47,136 --> 01:27:48,846
‫داخائو، نزدیک مونیخ،

1444
01:27:48,972 --> 01:27:51,140
‫یکی از قدیمی‌ترین
‫اردوگاه‌های زندان نازی.

1445
01:28:07,282 --> 01:28:10,660
‫این چیزی است که نیروهای آزادی‌بخش
‫در داخل ساختمان‌ها یافتند.

1446
01:28:36,811 --> 01:28:39,355
‫لباس‌های زندانیانی
‫که در ردیف‌های منظم آویزان شده بود

1447
01:28:39,480 --> 01:28:42,859
‫کسانی که در یک اتاق گاز مرگبار
‫خفه شده بودند.

1448
01:28:43,026 --> 01:28:45,486
‫آن‌ها را متقاعد کرده بودند
‫که لباس‌هایشان را در بیاورند

1449
01:28:45,611 --> 01:28:47,196
‫به بهانه
‫دوش گرفتن،

1450
01:28:47,363 --> 01:28:50,241
‫که برای آن حوله
‫و صابون فراهم شده بود.

1451
01:28:50,742 --> 01:28:52,660
[اردوگاه کار اجباری برگن-بلزن]

1452
01:28:55,997 --> 01:28:58,207
‫شرایط بهداشتی
‫چنان وحشتناک بود

1453
01:28:58,374 --> 01:29:00,043
‫که تجهیزات سنگین
‫باید آورده می‌شد

1454
01:29:00,168 --> 01:29:02,128
‫برای سرعت بخشیدن به کارِ پاکسازی.

1455
01:29:23,566 --> 01:29:25,735
‫این برگن-بلزن بود.

1456
01:29:53,763 --> 01:29:55,098
‫چطور ممکنه؟

1457
01:30:05,691 --> 01:30:06,943
‫چیزی که همین الان دیدم.

1458
01:30:12,782 --> 01:30:14,033
‫چطور ممکنه؟

1459
01:30:17,620 --> 01:30:19,288
‫هیملر.

1460
01:30:19,455 --> 01:30:21,124
‫هیملر
‫مرد شماره دو نبود.

1461
01:30:21,958 --> 01:30:23,126
‫تو بودی.

1462
01:30:23,793 --> 01:30:25,878
‫‏1200 تا اردوگاه؟

1463
01:30:26,003 --> 01:30:27,255
‫نه. من قراره
‫چی رو باور کنم،

1464
01:30:27,255 --> 01:30:28,423
‫که تو نمی‌دونستی؟

1465
01:30:28,464 --> 01:30:30,174
‫هر کسی می‌تونه یه جنایت رو صحنه‌سازی کنه.

1466
01:30:30,174 --> 01:30:31,634
‫پس، داری می‌گی
‫اون فیلم ساختگی بود.

1467
01:30:31,634 --> 01:30:32,844
‫دفاعت همینه؟

1468
01:30:32,844 --> 01:30:33,928
‫می‌خوای چی بگم؟

1469
01:30:33,970 --> 01:30:35,763
‫نظرت در مورد حقیقت چیه برای یه بار؟

1470
01:30:35,888 --> 01:30:37,598
‫چرا؟

1471
01:30:37,723 --> 01:30:39,308
‫که بتونی بدوی و به جکسون بگی؟

1472
01:30:41,060 --> 01:30:42,437
‫دوست من،

1473
01:30:43,980 --> 01:30:45,481
‫ریاکاریِ تو خیره‌کننده‌ست.

1474
01:30:46,482 --> 01:30:47,817
‫ریاکاری من؟

1475
01:30:47,984 --> 01:30:50,445
‫فکر می‌کنی گلوله‌ها و بمب‌های آمریکایی
‫آدم نمی‌کشن؟

1476
01:30:50,570 --> 01:30:54,991
‫شما 150 هزار ژاپنی رو
‫با فشار یه دکمه بخار می‌کنید،

1477
01:30:55,158 --> 01:30:57,160
‫و به خودتون اجازه میدید
‫در جایگاه قضاوت بایستید

1478
01:30:57,285 --> 01:30:58,786
‫علیه من برای جنایات جنگی؟

1479
01:30:58,786 --> 01:31:00,455
‫ما کاملاً حق داشتیم
‫از خودمون دفاع کنیم.

1480
01:31:00,496 --> 01:31:02,999
‫چطوری از خودتون دفاع می‌کنید
‫توی خاکِ یکی دیگه؟

1481
01:31:03,166 --> 01:31:05,585
‫یه تفاوتی هست
‫بین بمباران کارخانه‌های جنگی توسط ما

1482
01:31:05,710 --> 01:31:08,171
‫و مردن غیرنظامی‌ها
‫به عنوان تلفات جانبی،

1483
01:31:08,337 --> 01:31:11,757
‫و اینکه شما
‫‏1200 تا کشتارگاه انسانی بسازید

1484
01:31:11,883 --> 01:31:15,011
‫که طراحی شده برای نابودیِ یک نژاد کامل،

1485
01:31:15,136 --> 01:31:17,138
‫و تو این رو می‌دونی!

1486
01:31:17,263 --> 01:31:18,973
‫فکر می‌کنی جنگ چیه؟

1487
01:31:22,685 --> 01:31:24,145
‫چیزی که امروز دیدم نیست.

1488
01:31:24,270 --> 01:31:27,190
‫فکر می‌کنی روس‌ها
‫با اسرای جنگی آلمانی چی کار می‌کنن؟

1489
01:31:27,315 --> 01:31:29,984
‫تو آزادیت رو داری،
‫و من زندانی‌ام

1490
01:31:30,109 --> 01:31:32,487
‫چون شما بردید، و ما باختیم.

1491
01:31:32,612 --> 01:31:35,698
‫نه به‌خاطر اینکه
‫شما از نظر اخلاقی برترید!

1492
01:31:35,865 --> 01:31:39,076
‫این دادگاه 15 سال دیگه
‫یه مضحکه می‌شه.

1493
01:31:39,202 --> 01:31:42,705
‫به فاتحان بزرگ
‫به چشم قاتل نگاه نمی‌شه.

1494
01:31:42,830 --> 01:31:44,874
‫چنگیز خان،
‫اسکندر کبیر...

1495
01:31:44,999 --> 01:31:47,043
‫تو اسکندر کبیر نیستی!

1496
01:31:49,003 --> 01:31:51,506
‫تو یه مرد چاق توی یه سلولی.

1497
01:31:53,674 --> 01:31:55,051
‫و تو می‌دونستی.

1498
01:31:55,927 --> 01:31:57,094
هوم

1499
01:31:59,722 --> 01:32:01,891
‫من اشتباه کردم.

1500
01:32:06,229 --> 01:32:07,980
‫سرنوشت تو چیز بیشتری نیست.

1501
01:32:09,524 --> 01:32:13,236
‫فکر می‌کنم،
‫زندگی غمگینی خواهی داشت.

1502
01:32:15,821 --> 01:32:18,241
‫همه‌چیز
‫تحت سایه‌ی این قرار می‌گیره،

1503
01:32:19,534 --> 01:32:21,077
‫زمانی که با من گذروندی.

1504
01:32:22,495 --> 01:32:25,248
‫تو کتاب‌هات رو می‌نویسی،
‫سعی می‌کنی دوباره زنده‌ش کنی.

1505
01:32:26,290 --> 01:32:28,167
‫تنها لحظه‌ای در زندگیت

1506
01:32:29,669 --> 01:32:32,213
‫که واقعاً
‫در کنار عظمت ایستادی.

1507
01:32:32,338 --> 01:32:33,923
‫فکر می‌کنی مرد بزرگی هستی؟

1508
01:32:37,218 --> 01:32:39,136
‫فکر می‌کنی میراثت همینه؟

1509
01:32:39,262 --> 01:32:41,472
‫حداقل
‫من یه میراثی خواهم داشت.

1510
01:32:41,597 --> 01:32:44,433
‫تو هیچ اثری
‫روی این دنیا نخواهی گذاشت.

1511
01:32:45,518 --> 01:32:47,103
‫من خودِ کتابم!

1512
01:32:47,228 --> 01:32:50,147
‫تو صرفاً یه پاورقی هستی.

1513
01:32:55,027 --> 01:32:56,612
‫اون‌ها می‌کشنت.

1514
01:32:58,614 --> 01:33:00,825
‫اون‌ها از گردن

1515
01:33:00,950 --> 01:33:03,786
‫دارت می‌زنن
‫تا وقتی که خودت رو خیس کنی...

1516
01:33:04,954 --> 01:33:05,955
‫و بمیری.

1517
01:33:08,874 --> 01:33:10,126
‫همسرت بیوه می‌شه.

1518
01:33:11,836 --> 01:33:13,796
‫دخترت یتیم می‌شه.

1519
01:33:17,258 --> 01:33:19,302
‫و تو خودت این کار رو
‫با خودت کردی.

1520
01:33:52,001 --> 01:33:53,336
‫می‌دونم کی هستی.

1521
01:33:55,004 --> 01:33:56,297
‫چطور آدمیه؟

1522
01:33:57,006 --> 01:33:58,841
‫دلت نمی‌خواد بدونی.

1523
01:33:59,008 --> 01:34:01,177
‫جکسون پس‌فردا می‌برتش
‫روی جایگاه.

1524
01:34:03,596 --> 01:34:06,641
‫جکسون قراره نابود بشه.

1525
01:34:06,766 --> 01:34:08,184
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

1526
01:34:09,518 --> 01:34:12,355
‫چون گورینگ براش آماده‌ست.

1527
01:34:15,316 --> 01:34:16,942
‫اون واسه همه‌مون آماده بود.

1528
01:34:21,197 --> 01:34:25,368
‫چرا
‫همه‌چیز رو بهم نمی‌گی؟

1529
01:34:27,203 --> 01:34:29,205
‫به این نگاه کن.
[دکتر زندان همه چیز را گفت]

1530
01:34:29,372 --> 01:34:31,999
‫مکالمات خصوصی شما
‫با هرمان گورینگ

1531
01:34:32,124 --> 01:34:33,209
‫تیترِ صفحه اول شده.

1532
01:34:33,334 --> 01:34:34,710
‫- قربان، من...
‫- کارت تمومه.

1533
01:34:35,961 --> 01:34:38,047
‫من حکم انتقالت رو
‫امروز صبح امضا کردم.

1534
01:34:38,214 --> 01:34:39,674
‫قراره فرستاده بشی
‫به آمریکا

1535
01:34:39,674 --> 01:34:41,133
‫و اونجا از خدمت مرخص می‌شی.

1536
01:34:41,550 --> 01:34:43,052
این آخرین باری بود که

1537
01:34:43,177 --> 01:34:44,720
آبروی من و این اداره رو می‌بری

1538
01:34:47,348 --> 01:34:48,599
‫متأسفم، سرهنگ.

1539
01:34:50,184 --> 01:34:51,394
‫حقتون بهتر از این بود.

1540
01:34:51,560 --> 01:34:52,603
‫بله، بود.

1541
01:34:55,022 --> 01:34:56,899
‫و محض اطلاع،

1542
01:34:57,024 --> 01:35:00,069
‫ما داریم همسر و دختر گورینگ رو
‫آزاد می‌کنیم.

1543
01:35:00,194 --> 01:35:01,904
‫حق با تو بود.
‫ما بهتر از این حرف‌هاییم.

1544
01:35:07,159 --> 01:35:09,412
‫- ممنون، قربان.
‫- قطارت ساعت پنجه.

1545
01:35:10,788 --> 01:35:13,541
‫بد برداشت نکن،
‫ولی دلم نمی‌خواد دیگه هیچوقت ببینمت.

1546
01:35:28,639 --> 01:35:30,891
‫اومدی خداحافظی کنی؟

1547
01:35:31,016 --> 01:35:33,936
‫واقعاً جدی گفتی وقتی گفتی
‫جکسون هیچ شانسی نداره؟

1548
01:35:33,936 --> 01:35:35,020
‫البته

1549
01:35:35,062 --> 01:35:37,898
‫همه‌ش فقط یه نمایش بزرگه
‫واسه دوربین‌ها، همین.

1550
01:35:38,023 --> 01:35:39,442
‫پس، مهم نیست
‫فردا چی می‌شه.

1551
01:35:39,567 --> 01:35:41,902
‫اگه گورینگ جکسون رو شکست بده،
‫بذار بده.

1552
01:35:42,027 --> 01:35:43,279
‫آره، من این رو باور نمی‌کنم.

1553
01:35:46,031 --> 01:35:47,408
‫خودت هم باور نداری.

1554
01:35:48,909 --> 01:35:51,120
‫تو بیشتر از هر کسی روی زمین
‫در موردش می‌دونی.

1555
01:35:52,455 --> 01:35:53,789
‫آره، درسته. می‌دونم.

1556
01:35:55,207 --> 01:35:56,792
‫من هزاران ساعت رو
‫باهاش گذروندم.

1557
01:35:56,959 --> 01:35:58,919
‫صدها آزمایش گرفتم.

1558
01:35:59,044 --> 01:36:00,755
‫می‌دونی چی
‫اون رو از ما متمایز می‌کنه؟

1559
01:36:02,298 --> 01:36:03,424
‫هیچی.

1560
01:36:04,759 --> 01:36:06,010
‫می‌دونم.

1561
01:36:08,137 --> 01:36:09,138
‫می‌دونی؟

1562
01:36:10,306 --> 01:36:11,682
‫چون من یکی از اون‌هام.

1563
01:36:13,642 --> 01:36:14,769
‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟

1564
01:36:16,270 --> 01:36:17,772
‫من آلمانی‌ام، دکتر.

1565
01:36:19,732 --> 01:36:21,942
‫من توی مونیخ بزرگ شدم.

1566
01:36:22,067 --> 01:36:24,653
‫تو توی دیترویت بزرگ شدی.
‫گفتی مادرت آلمانی حرف می‌زد.

1567
01:36:24,820 --> 01:36:26,989
‫می‌زد. پدرم هم همینطور.

1568
01:36:29,074 --> 01:36:30,785
‫چون من اینجا بزرگ شدم.

1569
01:36:30,910 --> 01:36:32,328
‫تو یه سرباز آمریکایی هستی.

1570
01:36:35,372 --> 01:36:36,582
‫چرا از اونجا رفتی؟

1571
01:36:39,502 --> 01:36:40,586
‫فکر می‌کنی چرا؟

1572
01:36:46,509 --> 01:36:47,510
‫تو یهودی هستی.

1573
01:36:56,268 --> 01:36:58,312
‫می‌دونی، با موهای بلوند
‫و چشم‌های آبی،

1574
01:36:58,437 --> 01:37:00,022
‫خیلی اذیتم نمی‌کردن.

1575
01:37:03,192 --> 01:37:04,819
‫پدرم یه وطن‌پرست بود

1576
01:37:04,944 --> 01:37:06,904
‫که توی جنگ جهانی اول
‫برای آلمان جنگیده بود.

1577
01:37:09,782 --> 01:37:11,200
‫ما عاشق این کشور بودیم.

1578
01:37:13,327 --> 01:37:15,037
‫نهایتاً، فهمید
‫که باید بریم.

1579
01:37:18,707 --> 01:37:19,708
‫چطوری انجامش دادید؟

1580
01:37:21,627 --> 01:37:23,546
‫مشکل
‫گرفتن ویزای سفر بود.

1581
01:37:25,381 --> 01:37:27,007
‫کشورهای دیگه
‫ما رو قبول نمی‌کردن.

1582
01:37:28,342 --> 01:37:31,345
‫پدرم یه پسرعمو توی نیویورک داشت
‫که کمک کرد.

1583
01:37:33,013 --> 01:37:35,182
‫بالأخره ویزای خروج‌مون رو
‫سال 1940 گرفتیم.

1584
01:37:37,393 --> 01:37:39,562
‫ولی فقط پول کافی داشتیم
‫واسه یه بلیت خروج.

1585
01:37:43,023 --> 01:37:44,525
‫خواهر کوچیکم مارگو...

1586
01:37:46,819 --> 01:37:49,196
‫اون فقط 11 سالش بود، پس،

1587
01:37:49,321 --> 01:37:51,198
‫پدر و مادرم نمی‌خواستن
‫تنها سفر کنه.

1588
01:37:53,075 --> 01:37:54,076
‫پس من رو فرستادن.

1589
01:37:57,872 --> 01:37:59,790
‫پسر، کل مسیر رو
‫دریازده بودم.

1590
01:38:04,044 --> 01:38:06,255
‫وقتی رسیدم،
‫پیش پسرعموم موندم.

1591
01:38:09,091 --> 01:38:10,593
‫و نازی‌ها به هلند حمله کردن.

1592
01:38:15,264 --> 01:38:16,557
‫خانواده‌م هیچوقت نیومدن.

1593
01:38:20,769 --> 01:38:22,104
‫اون موقع بود که رفتم دیترویت.

1594
01:38:24,565 --> 01:38:27,943
‫یه کار به عنوان شاگرد
‫توی کارخونه‌ی ابزارسازی گرفتم.

1595
01:38:28,110 --> 01:38:30,571
‫انگلیسی رو با گوش دادن
‫به گزارش بیسبال توی رادیو یاد گرفتم.

1596
01:38:32,656 --> 01:38:34,325
‫وقتی جنگ پرل هاربر اتفاق افتاد...

1597
01:38:35,868 --> 01:38:37,202
‫من نفر اول بودم

1598
01:38:37,328 --> 01:38:38,913
‫دمِ دفتر گزینش
‫واسه ثبت نام.

1599
01:38:41,415 --> 01:38:42,625
‫می‌دونی چی گفتن؟

1600
01:38:44,376 --> 01:38:46,128
‫نمی‌تونستن من رو بگیرن

1601
01:38:46,253 --> 01:38:47,588
‫چون شهروندِ آمریکا نبودم.

1602
01:38:50,090 --> 01:38:52,092
‫باید صبر می‌کردم تا مشمول بشم.

1603
01:38:55,137 --> 01:38:56,138
‫پس صبر کردم.

1604
01:38:57,431 --> 01:38:59,016
‫صبر کردم، و صبر کردم،

1605
01:38:59,141 --> 01:39:02,603
‫و صندوق پست رو هر روز چک می‌کردم
‫برای دو سال.

1606
01:39:05,773 --> 01:39:07,483
‫‏6 ژوئن 1944...

1607
01:39:09,234 --> 01:39:12,029
‫توی ساحل اوماها در «روز دی» پیاده شدم.
(حمله‌ی متفقین)

1608
01:39:17,326 --> 01:39:18,535
‫چهار سال قبلش...

1609
01:39:21,288 --> 01:39:23,290
‫من این کشور رو ترک کردم

1610
01:39:23,415 --> 01:39:26,126
‫ترسیده و تنها
‫در نیمه شب.

1611
01:39:30,339 --> 01:39:32,800
‫ولی با یه ارتشِ لعنتی برگشتم.

1612
01:39:36,845 --> 01:39:37,930
‫مارگو رو پیدا کردم.

1613
01:39:40,057 --> 01:39:42,351
‫توی سوئیسه.

1614
01:39:42,518 --> 01:39:45,020
‫الان 16 سالشه.
‫داره با اقوام زندگی می‌کنه.

1615
01:39:47,189 --> 01:39:48,190
‫حالش خوبه.

1616
01:39:49,608 --> 01:39:50,609
‫جون سالم به در برد.

1617
01:39:52,528 --> 01:39:53,529
‫و پدر و مادرت؟

1618
01:39:56,365 --> 01:40:00,869
‫سوابق نشون میده که پدر و مادرم
‫وارد آشویتس شدن،

1619
01:40:01,036 --> 01:40:02,913
‫‏12 آگوست 1942.

1620
01:40:06,208 --> 01:40:09,878
‫اردوگاه آزاد شد
‫‏27 ژانویه 1945.

1621
01:40:14,174 --> 01:40:15,175
‫هیچ اثری ازشون نیست.

1622
01:40:17,970 --> 01:40:20,556
‫نازی‌ها یه اسم داشتن
‫واسه کاری که با ما کردن.

1623
01:40:24,643 --> 01:40:25,936
‫«راه‌حل نهایی.»

1624
01:40:30,524 --> 01:40:31,984
‫انگار ما...

1625
01:40:34,403 --> 01:40:37,239
‫فقط یه جور معمای آزاردهنده بودیم

1626
01:40:37,364 --> 01:40:39,867
‫که بالأخره فهمیده بودن
‫چطوری حلش کنن.

1627
01:40:43,662 --> 01:40:45,080
‫خیلی متأسفم، هاوی.

1628
01:40:47,124 --> 01:40:49,043
‫من می‌خوام به اشترایشر بگم.

1629
01:40:52,379 --> 01:40:54,089
‫می‌خوام بهش بگم.

1630
01:40:54,256 --> 01:40:56,925
‫درست قبل از اینکه
‫طناب رو بندازن دور گردنش،

1631
01:40:57,092 --> 01:40:58,427
‫من می‌خوام
‫به اون آشغال بگم

1632
01:40:58,594 --> 01:41:00,137
‫که داشته به یه یهودی اعتماد می‌کرده.

1633
01:41:05,100 --> 01:41:08,729
‫می‌گی مهم نیست
‫فردا چی می‌شه.

1634
01:41:14,276 --> 01:41:15,277
‫مهمه.

1635
01:41:18,072 --> 01:41:19,531
‫بیشتر از اون چیزی که بدونی.

1636
01:41:21,366 --> 01:41:22,534
‫واسه من مهمه.

1637
01:41:24,787 --> 01:41:25,788
‫واسه خانواده‌م.

1638
01:41:26,955 --> 01:41:28,749
‫واسه کل آلمان.

1639
01:41:28,874 --> 01:41:30,125
‫گورینگ باید سقوط کنه.

1640
01:41:38,133 --> 01:41:40,302
‫اگه فکر می‌کنی
‫اون قراره جکسون رو شکست بده...

1641
01:41:42,513 --> 01:41:45,974
‫دکتر، خواهش می‌کنم فقط
‫یه کاری بکن.

1642
01:41:50,187 --> 01:41:51,355
‫نمی‌تونم.

1643
01:41:54,566 --> 01:41:55,567
‫نمی‌تونی؟

1644
01:41:58,612 --> 01:41:59,655
‫من فقط یه روانپزشکم.

1645
01:42:17,172 --> 01:42:19,341
‫می‌خوای بدونی
‫چرا اینجا اتفاق افتاد؟

1646
01:42:22,344 --> 01:42:23,679
‫چون مردم اجازه دادن اتفاق بیفته.

1647
01:42:25,556 --> 01:42:27,850
‫چون تا وقتی که خیلی دیر شده بود
‫جلوش نایستادن.

1648
01:42:30,769 --> 01:42:32,688
‫سفر بی‌خطری به خونه داشته باشی، دکتر.

1649
01:42:45,534 --> 01:42:47,161
‫بله قربان. البته.

1650
01:42:49,413 --> 01:42:52,541
‫نه. من...
‫من کاملاً درک می‌کنم.

1651
01:42:55,043 --> 01:42:56,044
‫ممنونم.

1652
01:42:59,256 --> 01:43:00,549
‫عجب شانسی.

1653
01:43:02,509 --> 01:43:04,386
‫ترومن همین الان
‫«فردریک وینسون» رو نامزد کرد

1654
01:43:04,511 --> 01:43:06,346
‫برای ریاست دیوان عالی.

1655
01:43:09,224 --> 01:43:11,018
‫من که اون شغل رو
‫نمی‌خواستم.

1656
01:43:11,143 --> 01:43:12,394
‫کی می‌خواست؟

1657
01:43:14,229 --> 01:43:16,023
‫بزن بریم.

1658
01:43:18,692 --> 01:43:19,943
‫دارید وارد تله می‌شید.

1659
01:43:20,068 --> 01:43:21,737
‫دکتر کلی،
‫من تحت این تصور بودم

1660
01:43:21,904 --> 01:43:23,280
‫که شما مرخص شدید.

1661
01:43:23,405 --> 01:43:25,574
‫بردن گورینگ روی جایگاه
‫بهش هر چی که می‌خواد رو میده.

1662
01:43:25,699 --> 01:43:27,618
‫واسه همینه که در وهله اول
‫تسلیم شد.

1663
01:43:27,743 --> 01:43:30,579
‫آخرین شانسش برای رستگار کردن
‫«رایش» در صحنه جهانی.

1664
01:43:30,621 --> 01:43:32,372
‫بعد از چیزی که امروز صبح
‫توی روزنامه خوندم،

1665
01:43:32,414 --> 01:43:34,249
‫فکر نمی‌کنم
‫دیگه نظرتون برام مهم باشه.

1666
01:43:34,416 --> 01:43:35,918
‫- نمی‌تونید شکستش بدید!
‫- نگهبان‌ها!

1667
01:43:36,043 --> 01:43:37,586
‫بدون کمک نه.

1668
01:43:38,921 --> 01:43:40,589
‫این تمام چیزی‌ـه
‫که ازش دارم.

1669
01:43:40,714 --> 01:43:43,342
‫پرونده‌های خصوصی،
‫مکالمات ثبت نشده.

1670
01:43:43,467 --> 01:43:45,719
‫من بیشتر از هر کسی روی زمین
‫این مرد رو می‌شناسم

1671
01:43:45,844 --> 01:43:47,095
‫و همه‌ش این توئه.

1672
01:43:50,891 --> 01:43:52,184
‫چرا این‌ها رو داری؟

1673
01:43:54,394 --> 01:43:55,604
‫می‌خواستم کتاب بنویسم.

1674
01:43:58,065 --> 01:43:59,691
‫واسه خودم کسی بشم، آره.

1675
01:44:03,779 --> 01:44:04,780
‫عیبی نداره.

1676
01:44:06,448 --> 01:44:08,784
‫خب، واقعاً فکر می‌کنی
‫نمی‌تونم شکستش بدم؟

1677
01:44:08,951 --> 01:44:09,952
‫صادقانه؟

1678
01:44:12,579 --> 01:44:13,789
‫نمی‌دونم.

1679
01:44:14,998 --> 01:44:16,833
‫می‌دونید،
‫من قرار بود رئیس دیوان عالی بشم.

1680
01:44:18,752 --> 01:44:19,920
‫حالا شانس بیارم
‫اگه یه جایگاه

1681
01:44:20,045 --> 01:44:21,964
‫توی دادگاه برام مونده باشه
‫وقتی برگردم.

1682
01:44:22,089 --> 01:44:25,926
‫از شش ساعت پیش،
‫من از ارتش مرخص شدم.

1683
01:44:26,051 --> 01:44:28,095
‫دیگه کاری برامون نمونده
‫که بکنیم قربان.

1684
01:44:30,889 --> 01:44:32,808
‫بهتره بریم کار جنگ رو تموم کنیم.

1685
01:44:42,818 --> 01:44:45,654
‫ترفندش اینه که از غرورش
‫علیه خودش استفاده کنید.

1686
01:44:47,364 --> 01:44:49,491
‫اون رایش‌مارشاله.

1687
01:44:49,616 --> 01:44:52,119
‫و رایش‌مارشال هیچوقت اشتباه نمی‌کنه.

1688
01:44:52,786 --> 01:44:54,329
‫نمی‌تونه بکنه.

1689
01:44:54,496 --> 01:44:57,291
‫هر تصمیمی
‫که اون رو به این جایگاه رسونده

1690
01:44:57,416 --> 01:44:59,167
‫باید تصمیم درست باشه.

1691
01:44:59,293 --> 01:45:02,170
‫پس، هر چقدر هم که نخواد
‫در مورد اردوگاه‌ها حرف بزنه

1692
01:45:02,337 --> 01:45:04,756
‫و اس‌اس
‫و راه‌حل نهایی،

1693
01:45:05,549 --> 01:45:07,676
‫می‌تونید مجبورش کنید
مسئولیتش رو به عهده بگیره

1694
01:45:08,468 --> 01:45:09,678
‫کلی راست می‌گه.

1695
01:45:09,803 --> 01:45:12,556
‫کاری کنید اعتراف کنه
‫که اون دستورها رو امضا کرده،

1696
01:45:13,307 --> 01:45:14,474
‫و اون‌وقت گیرش انداختید.

1697
01:45:16,310 --> 01:45:17,519
‫گیرش می‌اندازم.

1698
01:45:20,981 --> 01:45:21,982
‫امروز روز توئه.

1699
01:45:23,317 --> 01:45:24,318
‫تو آماده‌ای.

1700
01:46:35,889 --> 01:46:38,225
‫گروهبان، داگ کلی
‫هنوز اینجا چی کار می‌کنه؟

1701
01:46:40,560 --> 01:46:41,561
‫نمی‌دونم قربان.

1702
01:46:44,856 --> 01:46:45,941
‫همه برخیزید!

1703
01:47:00,372 --> 01:47:03,083
‫قاضی جکسون، آماده‌اید؟

1704
01:47:21,309 --> 01:47:24,438
‫دادستانی اکنون
‫هرمان گورینگ را به جایگاه فرا می‌خواند.

1705
01:48:13,695 --> 01:48:16,490
‫جهت ثبت در پرونده،
‫آیا هیچ شکی در ذهن شما وجود دارد

1706
01:48:16,615 --> 01:48:17,991
‫که آدولف هیتلر مُرده؟

1707
01:48:21,995 --> 01:48:23,371
‫هیچ شکی ندارم.

1708
01:48:24,873 --> 01:48:28,585
‫پس، آگاه هستید که این
‫شما رو تنها فرد زنده می‌کنه

1709
01:48:28,710 --> 01:48:30,045
‫که می‌تونه برای ما

1710
01:48:30,045 --> 01:48:32,380
‫اهداف واقعیِ حزب نازی

1711
01:48:32,422 --> 01:48:34,758
‫و عملکرد درونیِ رهبریِ اون رو تشریح کنه؟

1712
01:48:36,176 --> 01:48:38,053
‫من کاملاً
‫به این آگاهم، بله.

1713
01:48:40,055 --> 01:48:42,182
‫حزب شما،
‫از همان ابتدا،

1714
01:48:42,307 --> 01:48:45,060
‫قصد داشت
‫جمهوری وایمار رو سرنگون کنه؟

1715
01:48:47,479 --> 01:48:49,189
‫این قصدِ قاطع ما بود.

1716
01:48:50,482 --> 01:48:51,566
‫این دیگه چه کوفتیه؟

1717
01:48:51,733 --> 01:48:53,026
‫و به محض رسیدن به قدرت،

1718
01:48:53,026 --> 01:48:54,069
‫شما بلافاصله

1719
01:48:54,069 --> 01:48:56,321
‫دولت پارلمانی رو
‫در آلمان منحل کردید؟

1720
01:48:56,363 --> 01:48:58,657
‫ما متوجه شدیم
‫که دیگه ضروری نیست.

1721
01:48:59,282 --> 01:49:00,742
‫آیا به این دلیل بود که باور داشتید

1722
01:49:00,909 --> 01:49:03,036
‫مردم لایقِ خودگردانی نیستند؟

1723
01:49:05,830 --> 01:49:11,336
‫ما توسط مردم انتخاب شدیم
‫و حکمِ تغییر دریافت کردیم.

1724
01:49:11,461 --> 01:49:13,505
‫سیستمی
‫که پیش از اون وجود داشت

1725
01:49:13,630 --> 01:49:16,258
‫آلمان رو
‫به مرز نابودی کشونده بود.

1726
01:49:16,424 --> 01:49:18,760
‫رئیس جمهور خودتون، روزولت، گفت:

1727
01:49:18,885 --> 01:49:20,929
‫«مردمانی خاص
‫در اروپا هستند

1728
01:49:21,096 --> 01:49:23,306
‫«که دموکراسی را رها کرده‌اند

1729
01:49:23,431 --> 01:49:26,434
‫«نه به این خاطر
‫که آرزوی آن را نداشتند،

1730
01:49:26,601 --> 01:49:28,770
‫«بلکه به این خاطر که
‫دموکراسی مردانی را بار آورده بود

1731
01:49:28,770 --> 01:49:30,480
‫«که بیش از حد ضعیف بودند.»

1732
01:49:32,107 --> 01:49:34,109
‫برو سراغ جنایات جنگی.

1733
01:49:34,234 --> 01:49:35,610
‫بعد از اینکه به قدرت رسیدید،

1734
01:49:35,735 --> 01:49:38,280
‫ضروری دانستید
‫که سرکوب کنید

1735
01:49:38,446 --> 01:49:40,448
‫تمام احزاب مخالف رو، صحیحه؟

1736
01:49:40,615 --> 01:49:41,908
‫ما ضروری دانستیم

1737
01:49:42,033 --> 01:49:45,120
‫که دیگه اجازه مخالفت ندیم، بله.

1738
01:49:45,245 --> 01:49:47,622
‫و همچنین بلافاصله ضروری دانستید

1739
01:49:47,747 --> 01:49:49,583
‫که اردوگاه‌های کار اجباری رو تأسیس کنید؟

1740
01:49:50,625 --> 01:49:52,294
‫اردوگاه‌ها برپا شدند

1741
01:49:52,460 --> 01:49:54,629
‫به عنوان یک اقدام
‫علیه‌کمونیست‌ها

1742
01:49:55,380 --> 01:49:56,631
‫و خشونتِ آن‌ها.

1743
01:49:56,756 --> 01:49:59,634
‫بنابراین، ضروری بود
‫که اردوگاهی برای آن‌ها بنا کنیم.

1744
01:49:59,801 --> 01:50:02,637
‫یک، دو یا سه اردوگاه،
‫چیزی شبیه این.

1745
01:50:02,804 --> 01:50:05,640
‫شما همچنین
‫باید گروه‌های خاصی می‌داشتید

1746
01:50:05,807 --> 01:50:08,977
‫تا دستورات رو اجرا کنند و اگر لازم شد
‫برای شما بجنگند، درسته؟

1747
01:50:09,894 --> 01:50:11,146
‫گروه‌های خاص؟

1748
01:50:11,313 --> 01:50:14,149
‫خب، برای مثال، اگه می‌خواستید
‫افراد خاصی کشته بشن،

1749
01:50:14,274 --> 01:50:15,609
‫باید سازمانی می‌داشتید

1750
01:50:15,734 --> 01:50:16,735
‫که اون‌ها رو بکشه.

1751
01:50:18,069 --> 01:50:20,280
‫بله، آلمان این سطح از
‫پلیس سیاسی رو داشت

1752
01:50:20,280 --> 01:50:21,906
‫همونطور که
‫توی هر کشور دیگه‌ای پیدا می‌شه.

1753
01:50:21,948 --> 01:50:23,366
‫و اس‌آ و اس‌اس

1754
01:50:23,491 --> 01:50:26,328
‫سازمان‌هایی بودند
‫که این دستورات را اجرا می‌کردند

1755
01:50:26,369 --> 01:50:27,537
‫و با مردم برخورد می‌کردند

1756
01:50:27,579 --> 01:50:29,372
‫در سطح فیزیکی،
‫اینطور نبود؟

1757
01:50:29,497 --> 01:50:32,709
‫اس‌آ هرگز دستوری دریافت نکرد
‫برای کشتنِ کسی.

1758
01:50:32,876 --> 01:50:34,711
‫اس‌اس هم همینطور.
‫نه در زمانِ من.

1759
01:50:34,878 --> 01:50:37,422
‫از یه جایی به بعد،
‫من نفوذی روی اون نداشتم.

1760
01:50:38,423 --> 01:50:40,842
‫خب، اس‌اس
‫دستگیری‌ها رو انجام می‌داد.

1761
01:50:41,843 --> 01:50:43,678
‫اون‌ها مسئولیت
‫حمل و نقلِ آدم‌ها رو داشتن

1762
01:50:43,678 --> 01:50:44,971
‫به اردوگاه‌های کار اجباری.

1763
01:50:45,096 --> 01:50:47,057
‫آیا نمی‌تونید زمانی رو به یاد بیارید

1764
01:50:47,182 --> 01:50:48,892
‫که اس‌اس شروع کرد
‫به انجام وظیفه‌ی

1765
01:50:49,017 --> 01:50:51,519
‫عمل کردن به عنوانِ جلادِ حزب نازی؟

1766
01:50:51,686 --> 01:50:53,021
‫بسیار مشکل خواهد بود
‫برای من

1767
01:50:53,188 --> 01:50:54,689
‫که برای یک خارجی توضیح بدم

1768
01:50:54,814 --> 01:50:56,816
‫کجا اس‌اس
‫یا کجا گشتاپو

1769
01:50:56,941 --> 01:50:58,193
‫ممکنه فعال باشه یا نباشه.

1770
01:50:59,569 --> 01:51:01,196
‫سعی کنید.

1771
01:51:01,363 --> 01:51:04,658
‫خب، شاید، وقتی پلیس
‫بیشتر و بیشتر افتاد

1772
01:51:04,783 --> 01:51:06,534
‫به دست هیملر،

1773
01:51:06,701 --> 01:51:08,161
‫انتظارات تغییر کرد.

1774
01:51:08,286 --> 01:51:11,331
‫و البته، کاملاً مشخصه
‫که برخی واحدهای اس‌اس

1775
01:51:11,456 --> 01:51:13,041
‫از اردوگاه‌ها نگهبانی می‌کردند،
‫و بعداً،

1776
01:51:13,166 --> 01:51:17,045
‫برخی وظایف پلیسی رو انجام دادند.

1777
01:51:17,212 --> 01:51:22,050
‫و وظایف دیگری رو انجام دادند
‫در اردوگاه‌ها؟

1778
01:51:22,217 --> 01:51:24,052
‫به چه وظایفی اشاره می‌کنید؟

1779
01:51:25,720 --> 01:51:28,056
‫آن‌ها تمام وظایفِ اردوگاه‌ها رو

1780
01:51:28,181 --> 01:51:30,266
‫انجام می‌دادند، مگه نه؟

1781
01:51:36,064 --> 01:51:39,067
‫اگر یک واحد اس‌اس
‫از اردوگاه نگهبانی می‌کرده

1782
01:51:40,402 --> 01:51:43,738
‫و یک رهبر اس‌اس
‫فرمانده اردوگاه بوده،

1783
01:51:45,073 --> 01:51:47,409
‫پس منطقیه که فرض کنیم

1784
01:51:48,410 --> 01:51:51,204
‫آن‌ها تمام وظایفِ اردوگاه رو

1785
01:51:51,329 --> 01:51:53,081
‫انجام می‌دادند.

1786
01:51:54,290 --> 01:51:55,583
‫خاکش کن.

1787
01:51:55,583 --> 01:51:58,586
‫شما گفتید که می‌خواستید
‫یک دولت آلمان قدرتمند بسازید

1788
01:51:58,753 --> 01:52:01,548
‫تا بر شرایط پیمان ورسای غلبه کنید،
‫درسته؟

1789
01:52:01,673 --> 01:52:05,260
‫ما یک دولت آلمان قدرتمند می‌خواستیم،
‫صرف نظر از ورسای.

1790
01:52:05,427 --> 01:52:08,096
‫اولین کشوری که توسط آلمان جذب شد
‫اتریش بود

1791
01:52:08,263 --> 01:52:09,848
‫اما بخشی از آلمان نبود

1792
01:52:09,973 --> 01:52:11,766
‫قبل از جنگ جهانی اول

1793
01:52:11,891 --> 01:52:13,601
‫و از آلمان گرفته نشده بود

1794
01:52:13,727 --> 01:52:15,270
‫توسط پیمان ورسای،
‫درسته؟

1795
01:52:15,395 --> 01:52:17,355
‫این کاملاً
‫درست نیست، خیر.

1796
01:52:17,480 --> 01:52:20,442
‫دومین سرزمینی که توسط آلمان گرفته شد
‫بوهمیا بود،

1797
01:52:20,608 --> 01:52:22,527
‫سپس موراویا،
‫و بعد اسلواکی.

1798
01:52:23,903 --> 01:52:26,114
‫این‌ها از آلمان گرفته نشده بودند

1799
01:52:26,281 --> 01:52:27,615
‫توسط پیمان ورسای

1800
01:52:27,741 --> 01:52:29,909
‫و بخشی از آلمان هم نبودند

1801
01:52:30,034 --> 01:52:31,619
‫قبل از جنگ جهانی اول،
‫بودند؟

1802
01:52:31,786 --> 01:52:33,997
‫این بخش‌های قلمروی چک

1803
01:52:34,122 --> 01:52:36,791
‫بخشی از رایشِ آلمانِ کوچکتر نبودند

1804
01:52:36,958 --> 01:52:39,461
‫در زمانِ پیمان ورسای.

1805
01:52:39,627 --> 01:52:41,463
‫با این حال، سابقاً،

1806
01:52:41,588 --> 01:52:44,299
‫متحد شده بودند
‫با رایش آلمان...

1807
01:52:45,925 --> 01:52:47,427
‫برای صدها سال.

1808
01:52:47,552 --> 01:52:49,471
‫شما هنوز
‫به سوال من جواب ندادید.

1809
01:52:49,596 --> 01:52:51,014
‫من به سوال شما
‫جواب دادم.

1810
01:52:51,139 --> 01:52:54,601
‫اگه حقایق به مذاقتون خوش نمیاد،
‫کاری از دست من برنمیاد.

1811
01:52:54,726 --> 01:52:56,311
‫نمی‌تونید جواب بدید با
‫«بله» یا «خیر»؟

1812
01:52:56,436 --> 01:52:58,980
‫شاید زمان برای شما
‫اونقدر معنی نداشته باشه

1813
01:52:59,105 --> 01:53:00,648
‫که برای بقیه ما داره.

1814
01:53:00,774 --> 01:53:03,943
‫آقای قاضی، دیوان فکر می‌کند
‫شاهد باید اجازه داشته باشد

1815
01:53:04,068 --> 01:53:08,156
‫توضیحاتی را که درست می‌داند
‫ارائه دهد.

1816
01:53:08,156 --> 01:53:09,741
‫من اطمینان دارم که
‫دادگاه بی‌خبر نیست

1817
01:53:09,783 --> 01:53:11,743
‫که بیرون از این سالن دادگاه

1818
01:53:11,868 --> 01:53:15,038
‫یک مسئله اجتماعی بزرگ وجود داره
‫در مورد احیای نازیسم،

1819
01:53:15,163 --> 01:53:16,581
‫و اینکه یکی از اهداف

1820
01:53:16,706 --> 01:53:17,957
‫متهم گورینگ

1821
01:53:18,082 --> 01:53:20,335
‫تشویق
‫و جاودانه کردنِ اونه

1822
01:53:20,460 --> 01:53:23,421
‫از طریق تبلیغات در این دادگاهی
‫که اکنون در جریانه.

1823
01:53:23,546 --> 01:53:25,673
‫- آقای قاضی...
‫- این شاهد اتخاذ کرده

1824
01:53:25,840 --> 01:53:28,343
‫در جایگاه شهود
‫و جایگاه متهمین

1825
01:53:28,468 --> 01:53:30,553
‫یک نگرش متکبرانه
‫و تحقیرآمیز

1826
01:53:30,678 --> 01:53:32,055
‫نسبت به این دیوان

1827
01:53:32,222 --> 01:53:35,850
‫که داره به اون فرصتِ یک محاکمه رو می‌ده،

1828
01:53:35,850 --> 01:53:37,393
‫چیزی که اون هرگز
‫به هیچ موجود زنده‌ای نداد!

1829
01:53:37,435 --> 01:53:40,230
‫حکم پابرچاست، آقای قاضی.

1830
01:53:45,985 --> 01:53:47,195
‫من باید، البته،

1831
01:53:47,195 --> 01:53:49,364
‫در برابر حکم دیوان
‫سر تعظیم فرود بیاورم،

1832
01:53:50,782 --> 01:53:52,826
‫و فقط درخواست می‌کنم
‫که شاهد

1833
01:53:52,951 --> 01:53:55,537
‫راهی پیدا کنه
‫که پاسخ‌هاش مختصر باشند.

1834
01:53:59,624 --> 01:54:02,126
‫ممکنه لطفاً
‫سوال رو تکرار کنید؟

1835
01:54:03,837 --> 01:54:07,715
‫اون‌ها از شما گرفته نشده بودند

1836
01:54:07,882 --> 01:54:09,384
‫توسط پیمان ورسای،

1837
01:54:09,509 --> 01:54:10,885
‫- درسته؟
‫- البته،

1838
01:54:11,010 --> 01:54:13,721
‫اتریش توسط
‫پیمان ورسای گرفته شد،

1839
01:54:13,721 --> 01:54:16,432
‫سودتنلند هم همینطور.
(نامی آلمانی برای مناطق غربی چکسلواکی)

1840
01:54:17,308 --> 01:54:21,104
‫چرا که هر دوی این سرزمین‌ها
‫سرزمین‌های آلمانی می‌بودند

1841
01:54:21,229 --> 01:54:23,106
‫از طریق حق ساده‌ی مردم

1842
01:54:23,231 --> 01:54:25,191
‫برای تعیین سرنوشت خودشون.

1843
01:54:26,484 --> 01:54:28,695
‫خب، برام جالبه

1844
01:54:28,820 --> 01:54:31,739
‫با توجه به اینکه همین الان شهادت دادید
‫که حق تعیین سرنوشت مردم

1845
01:54:31,906 --> 01:54:33,908
‫اولین چیزی بود
‫که ازشون گرفتید.

1846
01:54:36,327 --> 01:54:37,954
‫از همان ابتدا،

1847
01:54:38,121 --> 01:54:40,456
‫شما حذف یهودی‌ها

1848
01:54:40,582 --> 01:54:43,042
‫از زندگی اقتصادیِ آلمان رو

1849
01:54:43,167 --> 01:54:45,587
‫به عنوان یک فازِ برنامه چهار ساله

1850
01:54:45,753 --> 01:54:48,047
‫تحت حوزه قضایی خود می‌دونستید،
‫درسته؟

1851
01:54:48,172 --> 01:54:50,258
‫- تا حدودی درسته.
‫- «تا حدودی».

1852
01:54:51,050 --> 01:54:52,635
‫متوجه‌ام.

1853
01:54:52,760 --> 01:54:56,472
‫مایلم
‫با شما مختصراً مرور کنم،

1854
01:54:57,390 --> 01:54:59,058
‫اقدامات عمومی انجام شده توسط شما رو

1855
01:54:59,183 --> 01:55:01,603
‫در رابطه با مسئله یهود.

1856
01:55:01,728 --> 01:55:04,689
‫اول، آیا شما
‫قوانین نورنبرگ رو اعلام کردید؟

1857
01:55:07,358 --> 01:55:08,860
‫بله، اعلام کردم.

1858
01:55:08,985 --> 01:55:11,738
‫به عنوان رئیس رایشستاگ،
‫این وظیفه‌ام بود.

1859
01:55:12,572 --> 01:55:13,615
‫چه تاریخی بود؟

1860
01:55:14,991 --> 01:55:17,160
‫‏15 سپتامبر، 1935.

1861
01:55:17,285 --> 01:55:20,705
‫سپس در اولین روز
‫دسامبر 1936،

1862
01:55:20,830 --> 01:55:23,708
‫قانونی تصویب کردید که مجازات مرگ تعیین می‌کرد
‫برای آلمانی‌هایی که

1863
01:55:23,833 --> 01:55:25,543
‫اموال رو به خارج منتقل کنند؟

1864
01:55:26,377 --> 01:55:27,462
‫صحیحه.

1865
01:55:27,629 --> 01:55:29,464
‫اون «حکمِ حاکم بر محدودیت

1866
01:55:29,631 --> 01:55:30,798
‫«ارز خارجی» بود.

1867
01:55:30,924 --> 01:55:33,509
‫سپس، در 22 آوریل 1938،
‫شما مجازات‌هایی منتشر کردید

1868
01:55:33,635 --> 01:55:35,178
‫برای پنهان کردنِ ماهیتِ...

1869
01:55:35,303 --> 01:55:37,347
‫یک بنگاهِ یهودی
‫در داخل رایش.

1870
01:55:37,472 --> 01:55:38,973
‫«پنهان کردن»، بله.

1871
01:55:39,140 --> 01:55:41,809
‫سپس، در 26 آوریل 1938،
‫شما حکمی امضا کردید

1872
01:55:41,935 --> 01:55:44,479
‫که دستور ثبت
‫تمام اموال یهودی رو می‌داد

1873
01:55:44,604 --> 01:55:46,105
‫در داخل و خارج آلمان.

1874
01:55:47,440 --> 01:55:48,441
‫اگه توسط من امضا شده...

1875
01:55:48,566 --> 01:55:50,944
‫سپس حکمی
‫در 12 نوامبر 1938،

1876
01:55:51,069 --> 01:55:53,613
‫که جریمه‌ای
‫معادل یک میلیارد رایش‌مارک

1877
01:55:53,738 --> 01:55:55,782
‫برای کفاره بر تمام یهودیان تحمیل می‌کرد.

1878
01:55:55,907 --> 01:55:57,700
‫- بله، ولی اون...
‫- و اینکه تمام خسارات

1879
01:55:57,825 --> 01:56:00,995
‫وارده به اموال یهودی
‫در شورش‌های 1938

1880
01:56:01,120 --> 01:56:03,414
‫باید بلافاصله
‫توسط یهودیان تعمیر شود

1881
01:56:03,539 --> 01:56:04,832
‫با هزینه خودشون،

1882
01:56:04,958 --> 01:56:07,085
‫و مطالبات بیمه اون‌ها
‫به نفع رایش مصادره شود.

1883
01:56:07,210 --> 01:56:08,795
‫جزئیات زیادی اینجا هست.

1884
01:56:08,920 --> 01:56:10,838
‫- بیمه...
‫- و یک حکم

1885
01:56:11,005 --> 01:56:12,799
‫در 17 سپتامبر 1940،

1886
01:56:12,799 --> 01:56:13,967
‫دستور به توقیف

1887
01:56:14,008 --> 01:56:15,593
‫تمام اموال یهودی
‫در لهستان.

1888
01:56:15,718 --> 01:56:19,806
‫بله. در اون بخش از لهستان،
‫که یک استان سابق آلمان بود

1889
01:56:19,931 --> 01:56:23,101
‫- و در 31 جولای 1941...
‫- ...و به آلمان باز می‌گشت.

1890
01:56:23,226 --> 01:56:26,521
‫...حکمی
‫که از هیملر و هایدریش می‌خواست

1891
01:56:26,688 --> 01:56:28,856
‫برنامه‌ریزی کنند
‫برای «راه حل نهایی»

1892
01:56:29,023 --> 01:56:30,316
‫مسئله یهود.

1893
01:56:37,657 --> 01:56:39,242
‫این صحیح نیست.

1894
01:56:39,367 --> 01:56:40,868
‫من اون حکم رو خیلی خوب می‌شناسم.

1895
01:56:42,203 --> 01:56:45,164
‫درخواست می‌کنم سند 710
‫به شما نشان داده شه،

1896
01:56:45,957 --> 01:56:47,709
‫مدرک شماره 509-آمریکا.

1897
01:56:50,545 --> 01:56:52,213
‫فکر می‌کنم باید
‫برای ثبت خوانده شه

1898
01:56:52,338 --> 01:56:54,882
‫تا هیچ بحثی
‫در مورد ترجمه اون نداشته باشیم.

1899
01:56:55,049 --> 01:56:56,050
‫خیلی ممنون.

1900
01:57:01,389 --> 01:57:04,225
‫اون سند
‫توسط شما امضا شده، صحیحه؟

1901
01:57:06,227 --> 01:57:07,895
‫صحیحه.

1902
01:57:08,021 --> 01:57:10,023
‫لطفاً اگر اشتباه می‌کنم اصلاح کنید.

1903
01:57:12,734 --> 01:57:16,571
‫«پیرو وظیفه‌ای که
‫به شما محول شد در تاریخ 24-1-1939

1904
01:57:17,488 --> 01:57:19,866
‫«که مربوط می‌شد به رسیدن به...

1905
01:57:19,991 --> 01:57:23,327
‫«یک راه حلِ مشکل یهود، تا حد امکان سودمند،

1906
01:57:23,453 --> 01:57:25,329
...از طریقِ پیشبردِ امرِ

1907
01:57:25,455 --> 01:57:27,290
مهاجرت و تخلیه؛

1908
01:57:27,415 --> 01:57:31,252
‫«من بدین وسیله شما را مسئول می‌کنم
‫به انجام تمام تدارکات لازم

1909
01:57:31,377 --> 01:57:32,754
‫«در رابطه با مسائل سازمانی

1910
01:57:32,879 --> 01:57:35,548
‫«و مالی
‫برای ایجادِ...

1911
01:57:37,091 --> 01:57:40,428
‫«یک راه حل نهایی
‫از مسئله یهود.»

1912
01:57:41,554 --> 01:57:42,555
‫گیرش انداخت.

1913
01:57:46,017 --> 01:57:47,310
‫تا اینجا درست گفتم؟

1914
01:57:49,520 --> 01:57:52,148
‫نه. ترجمه شما
‫صحیح نیست.

1915
01:57:55,109 --> 01:57:57,445
‫پس، لطفاً،
‫ترجمه خودتون رو به ما بدید.

1916
01:58:02,450 --> 01:58:07,789
‫«تکمیل وظیفه‌ای
‫که به شما سپرده شد

1917
01:58:07,914 --> 01:58:11,084
‫«در حکمِ مورخ 24 ژانویه 1939،

1918
01:58:11,209 --> 01:58:14,629
‫«برای حل مسئله یهود
‫توسط مهاجرت و تخلیه

1919
01:58:14,796 --> 01:58:17,465
‫«به مطلوب‌ترین
‫روش ممکن.

1920
01:58:19,717 --> 01:58:22,720
‫«با توجه به شرایط کنونی،
‫من بدین وسیله شما را مأمور می‌کنم

1921
01:58:22,845 --> 01:58:25,598
‫«به انجام
‫تمام تدارکات لازم

1922
01:58:25,723 --> 01:58:27,225
‫«با توجه به دیدگاه‌های سازمانی،

1923
01:58:27,350 --> 01:58:30,144
‫«ماهوی،
‫و مالی.»

1924
01:58:31,395 --> 01:58:32,647
‫حالا، اینجاست...

1925
01:58:33,940 --> 01:58:35,233
‫این جمله.

1926
01:58:35,358 --> 01:58:38,778
‫«برای یک راه حل کامل،»

1927
01:58:38,903 --> 01:58:40,822
‫نه «یک راه حل نهایی.»

1928
01:58:40,947 --> 01:58:44,158
‫«برای یک راه حل کلی
‫از مسئله یهود.»

1929
01:58:46,953 --> 01:58:49,997
‫«یک راه حل کامل و کلی»؟

1930
01:58:50,123 --> 01:58:52,291
‫کامل و کلی، بله.

1931
01:58:52,416 --> 01:58:54,669
‫یک راه حل کامل و کلی

1932
01:58:54,794 --> 01:58:58,381
‫که شما می‌خواستید رئیس اس‌اس
‫اون رو اجرا کنه؟

1933
01:58:58,506 --> 01:59:01,634
‫بله، اما می‌خوام
‫توضیحی بدم.

1934
01:59:02,176 --> 01:59:03,302
‫خواهش می‌کنم بفرمایید.

1935
01:59:06,180 --> 01:59:10,184
‫من این نامه رو
‫به هیملر و هایدریش فرستادم

1936
01:59:11,310 --> 01:59:14,188
‫زیرا حدود
‫‏18 ماه می‌گذشت

1937
01:59:14,313 --> 01:59:17,692
‫از بیانیه‌ی
‫‏24 ژانویه 1939.

1938
01:59:17,817 --> 01:59:20,778
‫و هایدریش
‫دستاورد بسیار کمی داشت،

1939
01:59:20,903 --> 01:59:23,322
‫بنابراین، من اون رو موظف کردم
‫که تسریع ببخشه به وظیفه‌ی

1940
01:59:23,447 --> 01:59:25,658
‫رسیدگی به مهاجرت یهودیان.

1941
01:59:28,703 --> 01:59:32,373
‫«مهاجرت»؟ شما ادعا می‌کنید این
‫نامه در مورد مهاجرت بود؟

1942
01:59:33,833 --> 01:59:36,043
‫در خط اول این رو نوشته.

1943
01:59:38,296 --> 01:59:41,674
[پیش‌بردِ مهاجرت]

1944
01:59:45,553 --> 01:59:47,430
‫اون فقط جمله اوله.

1945
01:59:47,555 --> 01:59:48,931
‫نامه ادامه میده با بیانِ...

1946
01:59:49,056 --> 01:59:51,225
‫تمایل من...

1947
01:59:51,350 --> 01:59:54,437
‫برای یک راه حل کامل
‫برای مشکل یهود،

1948
01:59:54,562 --> 01:59:57,440
‫و پایان دادن
‫به نفوذ مالی اون‌ها

1949
01:59:57,565 --> 02:00:00,526
‫از طریق مهاجرت
‫و تخلیه اون‌ها از آلمان.

1950
02:00:03,029 --> 02:00:06,407
‫در همین سندی‌ـه
‫که شما به من ارائه دادید.

1951
02:00:17,418 --> 02:00:19,921
‫آیا سوال دیگری
‫برای شاهد دارید،

1952
02:00:20,087 --> 02:00:21,088
‫قاضی جکسون؟

1953
02:00:29,430 --> 02:00:32,558
‫آقای قاضی،
‫شاهد مرخصه؟

1954
02:00:39,857 --> 02:00:41,275
‫من یک سوال دارم.

1955
02:00:47,240 --> 02:00:49,575
‫دیوان
‫تحت این تصور بود

1956
02:00:49,700 --> 02:00:54,747
‫که دادستان آمریکایی
‫امروز از این شاهد بازجویی خواهد کرد.

1957
02:00:54,872 --> 02:00:57,333
ما همیشه از شنیدنِ نظرِ همتای گران‌قدرمون از

1958
02:00:57,500 --> 02:01:00,253
بریتانیای کبیر استقبال می‌کنیم، جناب قاضی

1959
02:01:08,636 --> 02:01:10,471
‫فقط چند
‫پرسش ساده، قضات محترم.

1960
02:01:10,596 --> 02:01:13,140
‫بیشتر از چند لحظه وقت نمی‌گیره.

1961
02:01:13,266 --> 02:01:16,936
‫شما به این دادگاه القا کردید
‫که مقداری نفوذ از دست دادید

1962
02:01:17,061 --> 02:01:20,356
‫نزد آدولف هیتلر در سال 1942،
‫درسته؟

1963
02:01:20,523 --> 02:01:23,150
‫من معتقدم
‫همینطور بوده، بله.

1964
02:01:23,276 --> 02:01:24,360
‫اما شما هنوز

1965
02:01:24,527 --> 02:01:27,613
‫رایش‌مارشال آلمان بودید
‫در سال 1942،

1966
02:01:27,738 --> 02:01:29,782
‫جانشین هیتلر، بله؟

1967
02:01:32,076 --> 02:01:35,329
‫بله، من
‫رایش‌مارشال بودم.

1968
02:01:35,454 --> 02:01:38,124
‫و دارید به من می‌گید
‫که کاملاً بی‌خبر بودید

1969
02:01:38,249 --> 02:01:41,836
‫که سه میلیون یهودی
‫در سال 1942 به قتل رسیدند؟

1970
02:01:46,966 --> 02:01:48,384
‫من بی‌خبر بودم.

1971
02:01:48,551 --> 02:01:52,847
‫در سال 1943، حداقل 800 هزار یهودی

1972
02:01:53,014 --> 02:01:54,432
‫در اردوگاه‌ها اعدام شدند.

1973
02:01:54,557 --> 02:01:58,185
‫شما هنوز رایش‌مارشال بودید
‫در سال 1943، درسته؟

1974
02:01:59,854 --> 02:02:01,188
‫درسته.

1975
02:02:01,314 --> 02:02:05,359
‫در سال 1944،
‫‏800 هزار یهودی دیگه

1976
02:02:05,526 --> 02:02:06,902
‫در اردوگاه‌ها مردند.

1977
02:02:07,028 --> 02:02:10,323
‫شما هنوز رایش‌مارشال بودید
‫در سال 1944، درسته؟

1978
02:02:11,699 --> 02:02:12,700
‫درسته.

1979
02:02:12,867 --> 02:02:17,496
‫در سال 1945، 250 هزار،

1980
02:02:17,621 --> 02:02:20,875
‫تخمین زده شده
‫شش میلیون یهودی در مجموع،

1981
02:02:21,000 --> 02:02:23,794
‫و همچنین شهروندان
‫شوروی و لهستان،

1982
02:02:23,919 --> 02:02:27,214
‫مردمانِ کولی،
‫هنرمندان، دانشمندان،

1983
02:02:27,340 --> 02:02:30,176
‫نویسندگان، روزنامه‌نگاران،
‫عکاسان، فیلمسازان،

1984
02:02:30,301 --> 02:02:32,887
‫مردمی که کشته شدند، نه در نبرد،

1985
02:02:33,054 --> 02:02:34,889
‫نه در آتش دشمن،

1986
02:02:35,056 --> 02:02:37,725
‫بلکه نابود شدند
‫توسط دولت آلمان،

1987
02:02:37,892 --> 02:02:41,896
‫دولتی که شما
‫رایش‌مارشالِ اون بودید،

1988
02:02:42,063 --> 02:02:45,483
‫برجسته‌ترین مقام سیاسیِ کشورتون،

1989
02:02:45,608 --> 02:02:49,862
‫و شما ادعا می‌کنید
‫که هیچ اطلاعی نداشتید.

1990
02:02:55,409 --> 02:02:56,744
‫حداقل این رو به من بگید.

1991
02:02:58,162 --> 02:02:59,789
‫با دانستنِ چیزهایی که الان می‌دونیم،

1992
02:03:00,915 --> 02:03:02,541
‫با دانستن اینکه چه اتفاقی افتاد

1993
02:03:02,666 --> 02:03:05,419
‫برای شش میلیون یهودی،
‫باید بپرسم...

1994
02:03:09,673 --> 02:03:13,803
‫آیا هنوز پیروی می‌کردید
‫از پیشوا، آدولف هیتلر؟

1995
02:03:23,354 --> 02:03:24,355
‫بله...

1996
02:03:25,940 --> 02:03:27,233
‫می‌کردم.

1997
02:03:30,945 --> 02:03:32,905
‫نظم رو رعایت کنید! نظم رو رعایت کنید!

1998
02:03:36,700 --> 02:03:37,993
‫هایل هیتلر.

1999
02:03:40,579 --> 02:03:41,747
‫سوال دیگری نیست.

2000
02:03:49,463 --> 02:03:51,674
‫فکر می‌کنم
‫اینجا جای خوبی باشه

2001
02:03:51,799 --> 02:03:54,301
‫برای ختم جلسه امروز.

2002
02:04:00,766 --> 02:04:01,976
‫درخشان جنگیدید.

2003
02:04:02,143 --> 02:04:03,144
‫مطلقاً درخشان.

2004
02:04:28,961 --> 02:04:30,129
‫حق با تو بود.

2005
02:04:32,298 --> 02:04:33,466
‫نمی‌تونستم شکستش بدم.

2006
02:04:34,341 --> 02:04:36,427
‫بدون کمک نه.

2007
02:04:36,552 --> 02:04:38,471
‫«گورینگ نمی‌تونه بایسته
‫مقابل پیشوا.»

2008
02:04:38,596 --> 02:04:40,473
‫اطلاعات ارزشمندی بود، دکتر.

2009
02:04:43,893 --> 02:04:44,894
‫پس، حالا چی؟

2010
02:04:46,812 --> 02:04:48,981
‫وقتی گورینگ سقوط کنه، همه‌شون سقوط می‌کنن.

2011
02:04:50,316 --> 02:04:51,734
مشکلی برامون پیش نمیاد

2012
02:04:52,067 --> 02:04:53,194
‫بیا.

2013
02:04:57,490 --> 02:04:58,616
‫داری میری؟

2014
02:05:00,075 --> 02:05:01,869
‫یه کار دیگه مونده که باید بکنم.

2015
02:05:22,139 --> 02:05:23,349
‫دکتر.

2016
02:05:26,477 --> 02:05:28,145
‫تو کمکشون کردی، مگه نه؟

2017
02:05:29,396 --> 02:05:30,564
‫آره.

2018
02:05:32,733 --> 02:05:33,817
‫دارم میرم.

2019
02:05:35,528 --> 02:05:36,529
‫میری؟

2020
02:05:38,572 --> 02:05:39,698
‫میرم خونه.

2021
02:05:41,825 --> 02:05:43,327
‫اومدم خداحافظی کنم.

2022
02:05:47,581 --> 02:05:49,124
‫حالا چی کار کنیم، دکتر؟

2023
02:05:51,210 --> 02:05:52,378
‫دست بدیم؟

2024
02:05:57,299 --> 02:05:59,426
‫می‌دونم
‫ما دوست بودیم، داگلاس...

2025
02:06:02,054 --> 02:06:03,055
‫برای مدتی.

2026
02:06:12,648 --> 02:06:13,732
‫خداحافظ، هرمان.

2027
02:06:20,573 --> 02:06:21,824
‫سال‌ها بعد...

2028
02:06:23,867 --> 02:06:25,995
‫کنجکاوم
‫چه چیزی در مورد ما خواهی گفت.

2029
02:06:27,288 --> 02:06:29,415
‫اصلاً تأیید می‌کنی
‫که ما انسان بودیم؟

2030
02:06:49,101 --> 02:06:50,144
‫حکمِ...

2031
02:06:50,269 --> 02:06:53,272
‫دادگاه
‫نظامی ‌بین‌المللی

2032
02:06:53,397 --> 02:06:54,398
‫اکنون قرائت خواهد شد.

2033
02:06:54,440 --> 02:06:55,608
[سی سپتامبر 1946]

2034
02:06:55,691 --> 02:06:58,902
‫هر متهم
‫به نوبت مخاطب قرار می‌گیرد.

2035
02:07:02,072 --> 02:07:03,616
‫هرمان گورینگ،

2036
02:07:04,950 --> 02:07:08,078
‫شواهد نشان می‌دهد که،
‫پس از هیتلر،

2037
02:07:08,203 --> 02:07:12,166
‫شما برجسته‌ترین مرد
‫در رژیم نازی بودید.

2038
02:07:14,627 --> 02:07:17,796
‫گناه شما در عظمت آن
‫بی‌همتاست.

2039
02:07:19,298 --> 02:07:22,259
‫سوابق شما
‫هیچ عذری را آشکار نمی‌کند.

2040
02:07:24,428 --> 02:07:26,764
‫دادگاه
‫نظامی ‌بین‌المللی

2041
02:07:26,889 --> 02:07:28,057
‫شما را محکوم می‌کند

2042
02:07:29,099 --> 02:07:31,185
‫به مرگ با طناب دار.

2043
02:07:42,529 --> 02:07:44,073
‫رودلف هس.

2044
02:07:45,157 --> 02:07:47,951
‫شما متهم هستید
‫در تمام چهار مورد.

2045
02:07:49,912 --> 02:07:53,457
‫اعدام‌ها برای نیمه‌شب امشب
‫برنامه‌ریزی شده.

2046
02:07:54,583 --> 02:07:57,002
‫برای حفظ نظم،

2047
02:07:57,169 --> 02:07:59,171
‫به زندانیان
‫اطلاع داده نخواهد شد

2048
02:07:59,296 --> 02:08:02,007
‫تا ساعت 11:45 شب

2049
02:08:02,174 --> 02:08:04,218
‫زمانی که در سلول‌هاشون
‫بیدار خواهند شد

2050
02:08:04,343 --> 02:08:06,887
‫و آخرین تشریفات مذهبی
‫به اون‌ها پیشنهاد می‌شه.

2051
02:08:07,012 --> 02:08:07,888
‫در ساعت 8:00 شب،
‫هشت روزنامه‌نگار دست‌چین شده

2052
02:08:07,888 --> 02:08:10,849
‫دو فرانسوی، دو انگلیسی،
‫دو آمریکایی، دو روسی.

2053
02:08:12,267 --> 02:08:14,228
‫خاموشی ساعت 9:30 هست،

2054
02:08:14,269 --> 02:08:15,688
‫یعنی زمانی که
‫دکتر...

2055
02:08:15,688 --> 02:08:17,481
‫آخرین گشت‌زنی معمول خودش رو انجام میده.

2056
02:08:17,523 --> 02:08:19,233
‫هر زندانی که
‫درخواست کمک برای خواب کنه

2057
02:08:19,400 --> 02:08:22,027
‫یک دارونما با جوش شیرین
‫به اون داده خواهد شد.

2058
02:08:25,072 --> 02:08:26,573
‫در ساعت ده،

2059
02:08:26,699 --> 02:08:29,284
‫ما مطبوعات رو
‫به پایین چوبه‌های دار می‌بریم

2060
02:08:29,326 --> 02:08:30,828
‫جایی که من اون‌ها رو توجیه خواهم کرد

2061
02:08:30,869 --> 02:08:32,871
‫در مورد تدارکات نهایی
‫برای امشب.

2062
02:08:45,217 --> 02:08:47,594
قرص خواب؟

2063
02:08:47,636 --> 02:08:48,637
‫نه.

2064
02:08:49,680 --> 02:08:50,848
شب به‌خیر

2065
02:09:21,253 --> 02:09:22,629
‫اجی مجی لاترجی.

2066
02:09:27,468 --> 02:09:30,471
‫زندانی‌ها
‫یکی یکی آورده خواهند شد،

2067
02:09:30,596 --> 02:09:33,766
‫و به اون‌ها فرصت داده می‌شه
‫تا آخرین کلمات خودشون رو بگن.

2068
02:09:33,891 --> 02:09:35,017
‫سپس اون‌ها...

2069
02:09:39,354 --> 02:09:40,355
‫ببخشید.

2070
02:09:45,235 --> 02:09:46,445
‫- کیه؟
‫- گورینگ، قربان.

2071
02:09:46,570 --> 02:09:47,738
‫لعنتی.

2072
02:09:54,495 --> 02:09:57,080
‫نه، نه. نه. نه!

2073
02:09:57,206 --> 02:09:59,124
‫نه، توی عوضی!
‫حق نداشتی این کار رو بکنی.

2074
02:09:59,291 --> 02:10:01,251
‫اون مُرده، قربان. سیانور.

2075
02:10:01,376 --> 02:10:02,461
‫لعنت بهش!

2076
02:10:05,964 --> 02:10:07,758
‫توی عوضی.

2077
02:10:12,513 --> 02:10:16,099
‫متأسفم، قربان،
‫ولی ما باید تصمیم بگیریم.

2078
02:10:16,225 --> 02:10:18,143
‫ما می‌تونیم یا
‫اعدام‌های امشب رو لغو کنیم

2079
02:10:18,310 --> 02:10:19,770
‫یا ادامه بدیم.

2080
02:10:19,895 --> 02:10:21,438
‫فقط تمومش کنیم.

2081
02:10:21,480 --> 02:10:24,942
‫قربان. اشترایشر قبول نمی‌کنه
‫لباس‌هاش رو بپوشه.

2082
02:10:28,946 --> 02:10:32,324
!نه! نه! عوضی‌های یهودی! نه

2083
02:10:32,366 --> 02:10:33,575
‫- ولش کنید.
‫- اما، قربان...

2084
02:10:33,617 --> 02:10:35,494
‫ولش کنید!

2085
02:10:49,424 --> 02:10:50,425
‫یولیوس.

2086
02:10:52,803 --> 02:10:53,804
‫یولیوس.

2087
02:11:00,143 --> 02:11:01,478
یه آلمانی باش

2088
02:11:05,983 --> 02:11:06,984
‫تو...

2089
02:11:09,528 --> 02:11:11,071
‫تو یه دوست بودی.

2090
02:11:22,791 --> 02:11:24,167
‫یالا.

2091
02:11:26,169 --> 02:11:27,421
‫بیا با هم انجامش بدیم.

2092
02:11:28,672 --> 02:11:30,215
‫یالا.

2093
02:11:32,551 --> 02:11:33,594
‫پیرهنش رو بده من.

2094
02:12:31,360 --> 02:12:31,902
‫اسمش رو بپرس.

2095
02:12:31,902 --> 02:12:33,528
‫حرفِ آخری داری؟

2096
02:12:34,237 --> 02:12:37,199
‫جشن پوریم، 1946!

2097
02:12:38,033 --> 02:12:43,538
!یه روزی بولشویک‌ها دارتون می‌زنن

2098
02:12:52,798 --> 02:12:54,967
!ادل، زن عزیزم

2099
02:13:19,574 --> 02:13:20,701
‫لعنتی.

2100
02:14:37,235 --> 02:14:38,487
‫عوضی.

2101
02:14:38,653 --> 02:14:41,823
[گورینگ خودکُشی کرد]

2102
02:14:43,533 --> 02:14:44,618
‫فرار کرد.

2103
02:14:59,800 --> 02:15:01,301
‫باید
‫صادق باشم، دکتر کلی،

2104
02:15:01,426 --> 02:15:02,469
‫من متوجه شدم
‫بعضی از نتایج

2105
02:15:02,636 --> 02:15:05,305
‫کتاب شما
‫کاملاً غیرقابل باوره.

2106
02:15:05,430 --> 02:15:07,057
‫شما داشتید با
‫نازی‌ها سر و کله می‌زدید،

2107
02:15:07,182 --> 02:15:10,477
‫کسانی که باید اعتراف کنید
‫مردمان منحصر به فردی هستند.

2108
02:15:10,644 --> 02:15:12,104
‫اون‌ها مردمان
‫منحصر به فردی نیستند.

2109
02:15:12,229 --> 02:15:14,231
‫آدم‌هایی مثل نازی‌ها وجود دارند

2110
02:15:14,356 --> 02:15:16,900
‫در هر کشوری
‫در دنیای امروز.

2111
02:15:17,025 --> 02:15:20,320
‫- نه در آمریکا.
‫- بله، در آمریکا!
[پخش زنده]

2112
02:15:20,445 --> 02:15:23,156
‫الگوهای شخصیتی اون‌ها مبهم نیست.
[‏22 سلول در نورنبرگ]

2113
02:15:23,323 --> 02:15:25,826
‫اون‌ها کسانی هستند
‫که می‌خوان در قدرت باشند.

2114
02:15:25,951 --> 02:15:27,869
‫و در حالی که شما می‌گید
‫اون‌ها اینجا وجود ندارند،

2115
02:15:27,994 --> 02:15:31,748
‫من میگم کاملاً مطمئنم
‫آدم‌هایی در آمریکا هستند

2116
02:15:31,873 --> 02:15:34,042
‫که با کمال میل
‫از روی اجسادِ...

2117
02:15:34,167 --> 02:15:35,836
‫نیمی از مردم آمریکا رد می‌شن

2118
02:15:35,961 --> 02:15:38,421
‫اگر بدونند که می‌تونند
‫کنترل نیم دیگرش رو به‌دست بگیرند.

2119
02:15:38,547 --> 02:15:39,589
‫دکتر، لطفاً.

2120
02:15:39,714 --> 02:15:41,800
‫اون‌ها نفرت‌افکنی می‌کنند.

2121
02:15:43,176 --> 02:15:45,303
‫این کاریه که هیتلر و گورینگ کردن،

2122
02:15:45,428 --> 02:15:47,973
روش کارشون کاملاً کلیشه‌ای و طبقِ فرمولـه

2123
02:15:48,140 --> 02:15:50,642
‫و اگه فکر می‌کنید
‫دفعه بعدی که اتفاق بیفته،

2124
02:15:50,767 --> 02:15:51,768
‫ما می‌شناسیمشون چون

2125
02:15:51,893 --> 02:15:53,728
‫اون‌ها
‫یونیفرم‌های ترسناک پوشیدن...

2126
02:15:56,064 --> 02:15:57,858
‫...عقلتون رو از دست دادید.

2127
02:16:03,780 --> 02:16:05,991
وقتی برگردیم، بحث رو با
کارشناس‌هامون ادامه می‌دیم

2128
02:16:09,744 --> 02:16:11,454
‫آره...

2129
02:16:11,580 --> 02:16:13,999
‫اون‌ها دعوتت نمی‌کنن
‫که واسه بخش بعدی بمونی.

2130
02:16:15,584 --> 02:16:16,877
‫بریم.

2131
02:16:26,136 --> 02:16:27,345
‫و محض اطلاع...

2132
02:16:29,014 --> 02:16:30,640
‫کوبیدنِ کشورمون

2133
02:16:30,765 --> 02:16:32,726
‫احتمالاً بهترین راه
‫واسه فروش کتابت نیست.

2134
02:16:45,906 --> 02:16:49,201
[رابرت جکسون به دیوان عالی بازگشت]

2135
02:16:49,242 --> 02:16:54,831
،قوانینی که در نورنبرگ پایه‌گذاری کرد]
[زیربنای محاکمات جنایات جنگیِ عصر حاضر شد

2136
02:16:57,125 --> 02:17:04,174
هاوی تریست پس از اتمام دادگاه‌ها، خدمت در]
[ارتش را رها کرد و همراه خواهرش به آمریکا برگشت

2137
02:17:04,216 --> 02:17:08,261
[او در سن 93 سالگی درگذشت]

2138
02:17:10,847 --> 02:17:14,601
.کتاب داگلاس کلی شکست خورد]
[.او هرگز کتابِ دیگری ننوشت

2139
02:17:14,643 --> 02:17:19,481
،از اینکه کسی هشدارهایش را جدی نمی‌گرفت]
[به شدت آشفته و کلافه شد

2140
02:17:19,522 --> 02:17:28,281
در 1958، پس از مدت طولانی‌ای دست و پنجه]
[نرم کردن با افسردگی، دست به خودکشی زد

2141
02:17:31,660 --> 02:17:38,250
،او همانند هرمان گورینگ]
[از سیانور برای این کار استفاده کرد

2142
02:17:44,256 --> 02:17:53,348
،یگانه قرینه بر آنچه انسان می‌تواند کرد]
[همان است که انسان کرده است

2143
02:17:53,390 --> 02:17:56,309
[رابین جورج کالینگوود]

2144
02:18:09,864 --> 02:18:14,953
[بر اساس کتابِ "نازی و روانکاو" اثر جک اِل‌های]

2145
02:21:00,702 --> 02:21:05,540
[نـــورنبـــرگ]
