﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,084
.

2
00:00:35,076 --> 00:00:37,412
‫اسب‌سواران! اسب‌سواران!

3
00:00:37,495 --> 00:00:41,041
‫اسب‌سواران!
‫اسب‌سواران! اسب‌سواران!

4
00:00:41,082 --> 00:00:45,920
‫اسب‌سواران! اسب‌سواران!
‫اسب‌سواران! اسب‌سواران!

5
00:00:47,380 --> 00:00:49,007
‫فکر کردید
‫ما ولتون کردیم؟

6
00:00:52,052 --> 00:00:53,887
[فقط و فقط امشب، در بوشوک]

7
00:00:53,928 --> 00:00:56,014
‫یا اینکه
‫جادومون ته کشیده؟

8
00:00:56,931 --> 00:00:58,975
‫اگه الان اینجا هستید،
‫پس شما

9
00:00:59,059 --> 00:01:00,810
‫سرنخ‌ها رو دنبال کردید
‫و رمز رو شکستید.

10
00:01:02,729 --> 00:01:05,065
‫تبریک می‌گم، و خوش اومدید.

11
00:01:05,732 --> 00:01:07,776
[نیویورک، محله‌ی بوشوک]

12
00:01:07,776 --> 00:01:09,110
‫‏10 سال از آخرین باری که
‫اسب‌سواران ظاهر شدند می‌گذره،

13
00:01:12,739 --> 00:01:16,076
‫خیلی‌خب، بیاید نزدیک‌تر.
‫نزدیک‌تر.

14
00:01:16,159 --> 00:01:17,869
‫چون هرچی بیشتر
‫فکر کنید که دارید می‌بینید،

15
00:01:17,911 --> 00:01:20,163
‫راحت‌تر می‌شه حقه‌های قدیمی
‫رو بزک کرد

16
00:01:20,205 --> 00:01:21,831
‫و گولتون زد
‫که این‌ها جدیدن.

17
00:01:24,084 --> 00:01:26,002
‫خب، اسم من
‫جی. دنیل اطلس‌ـه،

18
00:01:26,044 --> 00:01:28,046
‫و به من اجازه بدید
‫همونطور که اغلب

19
00:01:28,088 --> 00:01:30,715
‫از طرف همکارانِ کمتر جذابم
‫حرف می‌زنم، بگم که...

20
00:01:30,799 --> 00:01:32,842
‫یووو! خیلی خوبه
‫که برگشتیم!

21
00:01:37,430 --> 00:01:39,057
‫بله. بله.
‫ما یه مدتی ناپدید شدیم،

22
00:01:39,140 --> 00:01:40,350
‫ولی توی دنیای جادو،

23
00:01:40,391 --> 00:01:42,936
‫هر چیزی که غیب می‌شه،
‫دوباره ظاهر می‌شه.

24
00:01:43,019 --> 00:01:44,938
‫خب، حداقل
‫اگه حقه درست اجرا بشه.

25
00:01:49,150 --> 00:01:51,861
‫من مریت مک‌کینی هستم.

26
00:01:51,903 --> 00:01:55,240
‫برخلافِ این رفیقِ
‫خیلی خوبم، دنی،

27
00:01:55,323 --> 00:01:59,244
‫اکثرِ شما امشب غرورتون رو
‫دمِ در تحویل دادید و اومدید تو.

28
00:01:59,327 --> 00:02:02,455
‫شما این مهمونیِ شبانه‌ی
‫مخفیانه رو پیدا کردید

29
00:02:02,539 --> 00:02:05,291
‫چون دلتون می‌خواست
‫گول بخورید.

30
00:02:05,375 --> 00:02:07,335
‫سلام به همگی.
‫من جک وایلدر هستم.

31
00:02:10,588 --> 00:02:14,759
‫جنگ‌ها، همه‌گیری‌ها،
‫تغییرات اقلیمی، هوش مصنوعی.

32
00:02:14,843 --> 00:02:17,804
‫بیاید روراست باشیم، ما همگی
‫بیشتر از همیشه به جادو نیاز داریم.

33
00:02:19,222 --> 00:02:22,267
‫پس می‌خوام که
‫خیلی دقیق حواستون رو جمع کنید.

34
00:02:22,350 --> 00:02:24,435
‫چون اصلاً دلتون نمی‌خواد
‫این حقه بعدی رو از دست بدید.

35
00:02:29,149 --> 00:02:31,609
‫هنلی ریوز،
‫که الان شده هنلی ریوز استنلی.

36
00:02:31,651 --> 00:02:34,654
‫سه تا بچه، دو تا سگ
‫و یه مدرک کارشناسی ارشد.

37
00:02:34,737 --> 00:02:35,989
زمان زیادی گذشته

38
00:02:36,072 --> 00:02:37,282
‫دلتون برامون تنگ شده بود؟

39
00:02:41,202 --> 00:02:42,745
‫این‌ها قدیما
‫کارشون خیلی درست بود.

40
00:02:42,787 --> 00:02:44,622
‫منم قبلاً دلم می‌خواست
‫شعبده‌باز بشم.

41
00:02:44,706 --> 00:02:47,125
‫تا اینکه 12 سالم شد.

42
00:02:47,208 --> 00:02:49,586
‫مواظب باش،
‫ممکنه صدات رو بشنون.

43
00:02:49,627 --> 00:02:51,421
‫وایی، تو این لباس‌های مارک‌دارم
‫دارم می‌لرزم.

44
00:02:51,462 --> 00:02:53,506
‫مگه چی‌کار می‌تونن بکنن؟

45
00:02:53,590 --> 00:02:55,258
‫اون طلاست؟

46
00:02:55,300 --> 00:02:57,343
‫- چی؟
‫- اون طلای واقعیه؟

47
00:02:57,427 --> 00:02:59,637
‫آره، من پولدارم.

48
00:02:59,679 --> 00:03:01,806
‫داداش این یه نمایش شعبده‌بازیه.

49
00:03:01,848 --> 00:03:03,808
‫هر احمقی اینجاست یا جیب‌بره،

50
00:03:03,850 --> 00:03:05,685
‫یا احمقی که جیبش رو می‌زنن.

51
00:03:08,021 --> 00:03:09,939
‫- این شعر هایکو بود؟
‫- چی بود اون؟

52
00:03:09,981 --> 00:03:11,482
‫به هر کدوم از شما
‫الان یه کارت بازی داده شد.

53
00:03:11,566 --> 00:03:14,444
‫اگه اشکالی نداره، بیاریدش بیرون؟

54
00:03:14,485 --> 00:03:16,321
‫درسته. حالا، می‌خوایم
‫دسته کارت‌ها رو بُر بزنیم،

55
00:03:16,404 --> 00:03:18,865
‫پس هرکس یه نفر رو به صورت تصادفی
‫نزدیک خودش پیدا کنه

56
00:03:18,948 --> 00:03:20,992
‫و کارتش رو با اون عوض کنه.

57
00:03:21,284 --> 00:03:21,743
‫یه نفر دیگه رو پیدا کنید
‫و با اون عوض کنید.

58
00:03:21,784 --> 00:03:23,453
‫خیلی‌خب، عالیه. حالا...

59
00:03:23,494 --> 00:03:25,455
‫دام، دام، دام، دام...
‫تو که اونجایی، اون پایین.

60
00:03:25,538 --> 00:03:27,248
‫- من؟
‫- آره. کارتت چیه؟

61
00:03:27,290 --> 00:03:29,667
‫- تکِ خشت.
‫- تکِ خشت. خیلی‌خب.

62
00:03:29,751 --> 00:03:31,502
‫بذارید کار رو اینجا
‫یه‌کمی پیچیده‌تر کنیم.

63
00:03:31,586 --> 00:03:34,631
‫کس دیگه‌ای هم اینجا هست
‫که تکِ خشت داشته باشه؟

64
00:03:34,672 --> 00:03:36,466
‫صبر کن، منم.
‫تکِ خشت!

65
00:03:38,218 --> 00:03:39,594
‫اووه!

66
00:03:39,636 --> 00:03:42,972
‫به نظر میاد ما یه پنجمین اسب‌سوار داریم
‫که اسمش لولا نیست.

67
00:03:43,056 --> 00:03:45,642
‫بیا روی صحنه،
‫قراره دستیار ما بشی.

68
00:03:48,937 --> 00:03:51,105
‫- انجامش بده!
‫- آره، برو!

69
00:03:56,319 --> 00:03:59,530
‫حالا، به چشم‌های من نگاه کن

70
00:03:59,614 --> 00:04:02,283
‫و... بخواب.

71
00:04:02,325 --> 00:04:05,036
‫هنوزم بلدم.

72
00:04:05,119 --> 00:04:07,497
‫حالا، شاید این به نظرتون
‫یه بچه معمولی بیاد،

73
00:04:07,580 --> 00:04:11,501
‫ولی امشب،
‫قراره یه جادوی خارق‌العاده انجام بده

74
00:04:11,584 --> 00:04:14,003
‫مثل مردی که
‫مسخ شده باشه.

75
00:04:14,045 --> 00:04:15,296
‫به معنای واقعی کلمه.

76
00:04:15,338 --> 00:04:17,298
‫- هنلی.
‫- بله، مریت.

77
00:04:17,340 --> 00:04:20,802
‫اشکالی نداره اگه
‫بری داخلِ بدنش؟

78
00:04:22,637 --> 00:04:26,224
‫آره. و جک، چرا تو هم خودت رو
‫نمی‌ندازی اون تو؟

79
00:04:26,307 --> 00:04:27,976
‫کار همیشگیمه.

80
00:04:28,017 --> 00:04:31,354
‫و... خدا به دادت برسه.

81
00:04:31,396 --> 00:04:34,357
‫اطلس، چرا تو هم
‫نمی‌خزی اون داخل؟

82
00:04:37,318 --> 00:04:40,029
‫و منم بهتره
‫خودم رو زورچپون کنم اون تو.

83
00:04:40,113 --> 00:04:42,699
‫واسه جادو کردن
‫یه ارتش لازمه.

84
00:04:48,788 --> 00:04:50,415
‫اووه!

85
00:04:50,498 --> 00:04:52,208
‫جی. دنیل اطلس اینجاست.

86
00:04:52,250 --> 00:04:54,210
‫خب، کی دلش
‫یه تردستی می‌خواد؟

87
00:04:59,173 --> 00:05:00,341
‫شروع کن، مریت.

88
00:05:02,760 --> 00:05:05,430
‫سلام، مردمِ زیبا.

89
00:05:05,513 --> 00:05:08,725
‫خب، همه می‌دونن که
‫مریت مک‌کینی ذهن‌خونی می‌کنه.

90
00:05:08,808 --> 00:05:12,937
‫خب، حالا، من اونم.
‫یا اون من‌ـه. کی می‌دونه؟

91
00:05:14,272 --> 00:05:18,109
‫من حس می‌کنم
‫یه نفر امشب اومده اینجا

92
00:05:18,192 --> 00:05:21,946
‫نه برای لذت بردن از جادو،
‫بلکه برای خراب کردنش.

93
00:05:22,030 --> 00:05:26,367
‫آیا یه برت فینگان
‫توی جمع هست؟

94
00:05:26,409 --> 00:05:28,244
‫چه خبرا؟

95
00:05:31,622 --> 00:05:33,750
‫خب، تو و
‫دوستانت اینجا

96
00:05:33,833 --> 00:05:36,961
‫صرافی ارز دیجیتالِ کمپ هوبارت رو
راه انداختید

97
00:05:37,045 --> 00:05:38,629
‫- حقیقته. آره. درسته.
‫- کار ما همینه.

98
00:05:38,713 --> 00:05:40,256
‫و از صندوق رفاه
‫و بازنشستگی کارکنانِ...

99
00:05:40,298 --> 00:05:43,259
‫مردمِ خوب نیویورک
‫نصف پول‌هاشون رو برداشتید.

100
00:05:43,343 --> 00:05:45,094
‫داری بزرگ‌نمایی می‌کنی،

101
00:05:45,136 --> 00:05:47,555
‫و تازه، ریسک‌هاش هم
‫خیلی شفاف توضیح داده شده بود.

102
00:05:47,597 --> 00:05:49,432
‫همه می‌دونستن
‫وارد چی می‌شن، داداش.

103
00:05:49,474 --> 00:05:51,726
‫سودها رو توی حساب‌های
‫خارجی مخفی کردی؟

104
00:05:51,768 --> 00:05:58,775
‫حسابی که آخرش 53297‌ هست؟

105
00:06:00,151 --> 00:06:01,944
‫تو نمی‌تونی این رو بدونی
‫بدون اینکه...

106
00:06:04,614 --> 00:06:05,948
‫این طلای واقعیه؟

107
00:06:07,575 --> 00:06:10,286
‫برت، باید بیشتر
‫مواظب وسایلت باشی، رفیق.

108
00:06:10,370 --> 00:06:12,413
‫مریت یه پیشگوئه،
‫ولی من، جک،

109
00:06:12,455 --> 00:06:14,248
‫کارم تردستیه.

110
00:06:14,290 --> 00:06:17,335
‫از دوست‌هات بپرس. اون‌ها همین الان سهم‌شون رو
‫برای کم کردن شکاف طبقاتی انجام دادن.

111
00:06:17,418 --> 00:06:19,337
‫چی؟ چی‌کار...

112
00:06:19,420 --> 00:06:22,298
‫حالا، اینم
‫یه توزیع مجددِ کوچیک.

113
00:06:22,340 --> 00:06:23,800
‫هوی! هوی، هوی!

114
00:06:28,554 --> 00:06:29,722
‫ممنونم. ممنونم.

115
00:06:29,806 --> 00:06:31,516
‫وکیل بگیر، مرتیکه!
‫حسابی از خجالتت درمیام!

116
00:06:32,475 --> 00:06:35,269
‫یه نفر فراموش کرده
‫که هنلی می‌تونه پرواز کنه.

117
00:06:47,907 --> 00:06:50,326
‫از اینجا به بعدش با ماست،
‫ولی یه دست مرتب بزنید

118
00:06:50,410 --> 00:06:52,203
‫برای بهترین اسب‌سوارِ روی صحنه.

119
00:06:52,286 --> 00:06:54,831
‫ووو! واو.

120
00:06:54,914 --> 00:06:56,332
‫هی، هی،
‫هی. هی، هی.

121
00:06:56,374 --> 00:06:59,210
‫فوق‌العاده‌ست. خب، همه،
‫می‌خوام نوشیدنی‌تون رو بردارید،

122
00:06:59,293 --> 00:07:02,171
‫و می‌خوام بریزیدش
‫روی عکسِ کارت‌تون.

123
00:07:02,255 --> 00:07:03,089
‫می‌تونید این کار رو بکنید؟

124
00:07:03,172 --> 00:07:05,842
‫اون 12 کلمه منحصربه‌فرد
‫روی هر کدوم از کارت‌های شما

125
00:07:05,883 --> 00:07:08,886
‫رمز عبورِ کیف پولِ دیجیتال جدیدتونه.

126
00:07:08,928 --> 00:07:12,432
‫واردش بشید و متوجه می‌شید که
‫میلیون‌ها دلار دزدیِ دیگه‌ی برت...

127
00:07:12,515 --> 00:07:13,891
‫عادلانه تقسیم شده.

128
00:07:13,933 --> 00:07:17,353
‫خدای من. پنجاه...
‫‏50 هزار دلار!

129
00:07:17,395 --> 00:07:18,771
‫‏50 هزارتا!

130
00:07:21,941 --> 00:07:23,609
‫کارت تمومه، مرتیکه!

131
00:07:23,693 --> 00:07:26,446
‫آروم، آروم!
‫جو نگیرتت، کله‌خراب،

132
00:07:26,529 --> 00:07:28,281
‫چون به من
‫الهام شده که...

133
00:07:28,364 --> 00:07:32,368
‫شاید پلیس‌ها قراره با لگد
‫از اون در بریزن تو!

134
00:07:32,410 --> 00:07:34,078
‫پس خودتون یه تردستی
‫انجام بدید

135
00:07:34,162 --> 00:07:37,957
‫و ناپدید بشید
‫در سه، دو، یک.

136
00:07:51,971 --> 00:07:55,892
‫حالا بیاید نزدیک. نزدیک‌تر.

137
00:07:55,933 --> 00:07:58,561
‫چون هرچی بیشتر
‫فکر کنید که دارید می‌بینید، راحت‌تر می‌شه

138
00:07:58,603 --> 00:07:59,937
‫- حقه‌های قدیمی رو بزک کرد...
‫- چی؟

139
00:07:59,937 --> 00:08:01,439
‫...و گولتون زد
‫که این‌ها جدیدن.

140
00:08:03,357 --> 00:08:04,609
‫خدای من، نه.

141
00:08:05,151 --> 00:08:06,402
‫نه!

142
00:08:06,444 --> 00:08:08,279
‫نه!

143
00:08:10,323 --> 00:08:16,329
[حالا مرا می‌بینی]

144
00:08:16,370 --> 00:08:21,584
[دیگه نمی‌بینی]

145
00:08:23,961 --> 00:08:27,048
‫ببین، به نظر من،
‫فکر کنم کارت عالی بود.

146
00:08:27,089 --> 00:08:28,883
‫فکر کنم
‫اطلسِ من خوب بود.

147
00:08:28,925 --> 00:08:30,218
‫مریتِ من احتمالاً
‫جای کار داشت.

148
00:08:30,259 --> 00:08:32,428
‫انگار یه آدم ولگردِ سن دیگو

149
00:08:32,470 --> 00:08:34,096
‫و یه ناخدای کشتی میگو
‫بچه دار شده باشن.

150
00:08:34,180 --> 00:08:35,598
‫آره.

151
00:08:35,681 --> 00:08:37,600
‫نه، جدی، باسکو،
‫نمی‌دونم چطوری انجامش می‌دی.

152
00:08:37,683 --> 00:08:39,810
‫یه تقلیدِ خوب فقط
‫راجع به شکلک درآوردن نیست.

153
00:08:39,894 --> 00:08:41,854
‫راجع به
‫توجه به جزئیاته،

154
00:08:41,938 --> 00:08:43,439
‫شخصیت و نکات ظریف.

155
00:08:43,439 --> 00:08:45,149
‫باشه. باشه.
‫بذار امتحان کنم، بذار امتحان کنم.

156
00:08:45,149 --> 00:08:47,610
‫اوم...
‫من جی. دنیل اطلس هستم.

157
00:08:47,693 --> 00:08:50,613
‫هرچی دقیق‌تر
‫نگاه کنی، کمتر می‌بینی.

158
00:08:50,696 --> 00:08:51,739
‫یه چیزی بود واسه خودش.

159
00:08:51,781 --> 00:08:53,241
‫آره. باید روش کار کنی.

160
00:08:53,282 --> 00:08:54,408
‫- بد نبودم.
‫- شروع خوبی بود.

161
00:08:54,450 --> 00:08:56,285
‫- ولی جای کار داره.
‫- باشه، حتماً.

162
00:08:56,327 --> 00:08:58,079
‫- به چی هی نگاه می‌کنی؟
‫- هیچی، هیچی، هیچی.

163
00:08:58,120 --> 00:09:00,998
‫پسر، شاد باش.
‫بچه‌ها، بی‌خیال! خودمون رو ببینید!

164
00:09:01,082 --> 00:09:04,418
‫ببینید تا کجا اومدیم.
‫امشب رسماً ترکوندیم.

165
00:09:04,919 --> 00:09:07,463
‫- پسر، بازم قفله.
‫- باشه، بازش می‌کنم.

166
00:09:07,505 --> 00:09:09,131
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.
‫اون حرکته رو بزن.

167
00:09:09,173 --> 00:09:10,299
‫- نه.
‫- لطفاً اون حرکته رو بزن.

168
00:09:10,341 --> 00:09:11,509
‫- خیلی غیرضروریه.
‫- خیلی باحاله.

169
00:09:11,592 --> 00:09:12,885
‫- کیفت رو نگه می‌دارم.
‫- خیلی غیرضروریه.

170
00:09:12,969 --> 00:09:14,512
‫- بی‌خیال، خوش می‌گذره.
‫- باشه.

171
00:09:19,141 --> 00:09:20,434
‫از پسش برمیای.

172
00:09:20,518 --> 00:09:21,894
‫- شبیه یه ماریوی کوچولوئه.
‫- واقعاً شبیه ماریو شده.

173
00:09:21,894 --> 00:09:23,104
‫- احتیاط، احتیاط.
‫- لطفاً نمیر.

174
00:09:23,145 --> 00:09:24,689
‫- خوبی؟
‫- آره.

175
00:09:24,772 --> 00:09:26,691
‫اگه من می‌تونستم این کار رو بکنم،
‫فقط همین کار رو می‌کردم.

176
00:09:26,732 --> 00:09:28,734
‫- خیلی باحاله.
‫- دیوانه‌واره.

177
00:09:28,734 --> 00:09:29,819
‫راضی شدید؟

178
00:09:29,860 --> 00:09:31,070
‫- آره، عالی بود.
‫- آره.

179
00:09:31,153 --> 00:09:33,239
‫لطفاً ما رو راه بده تو.
‫سرده.

180
00:09:33,614 --> 00:09:35,408
‫بهترین آپارتمانِ کلِ شهر.

181
00:09:35,491 --> 00:09:37,868
‫آره، و هیچ‌کس
‫جز ما اون رو نمی‌بینه.

182
00:09:42,582 --> 00:09:43,666
‫حیف شد.

183
00:09:46,043 --> 00:09:47,253
‫بیاید نزدیک.

184
00:09:47,878 --> 00:09:48,879
‫نزدیک‌تر.

185
00:09:48,963 --> 00:09:52,341
‫اون یارو بدبخت شد.

186
00:09:54,010 --> 00:09:55,636
‫حالا کی پولداره؟

187
00:09:55,678 --> 00:09:57,680
‫چارلی، می‌شه اون لامصب
‫رو خاموش کنی، لطفاً؟

188
00:09:57,680 --> 00:09:59,181
‫فکر کنم برای امشب
‫به اندازه کافی اطلس دیدم.

189
00:09:59,181 --> 00:10:00,182
‫آره، راست می‌گی.

190
00:10:00,266 --> 00:10:01,892
‫...ناپدید می‌شه، ظاهر می‌شه.

191
00:10:01,976 --> 00:10:04,395
‫حداقل
‫اگه حقه درست اجرا بشه.

192
00:10:04,478 --> 00:10:06,689
‫باسکو، می‌شه ببینی پیتزا هست؟
‫خیلی گرسنه‌مه.

193
00:10:06,731 --> 00:10:07,857
‫منم همینطور.

194
00:10:07,898 --> 00:10:08,899
‫...چهار اسب‌سوار!

195
00:10:08,899 --> 00:10:11,235
‫پیتزا نداریم،
‫ولی نوشیدنی داریم.

196
00:10:11,319 --> 00:10:13,195
‫- و نه، واقعاً فقط نوشیدنی داریم.
‫- نزدیک‌تر. چون

197
00:10:13,237 --> 00:10:14,697
‫- هر چی بیشتر فکر کنید می‌بینید...
‫- کسی می‌خواد؟

198
00:10:14,739 --> 00:10:16,699
‫آره، من یکی می‌خوام.

199
00:10:16,741 --> 00:10:18,075
‫پسر، جدی می‌گم،
‫اون رو خاموشش کن.

200
00:10:18,159 --> 00:10:19,827
‫کردم.

201
00:10:19,869 --> 00:10:22,830
‫خیلی‌خب. خیلی بامزه بود، بچه‌ها.
‫اون یکی پروژکتور کجاست؟

202
00:10:22,872 --> 00:10:23,873
‫من هولوگرام نیستم.

203
00:10:23,956 --> 00:10:25,875
‫"من هولوگرام نیستم."
‫درسته. بله.

204
00:10:25,958 --> 00:10:28,085
‫دقیقاً چیزی که
‫یه هولوگرام می‌گه.

205
00:10:28,961 --> 00:10:31,172
‫- خدای من، تو واقعی هستی.
‫- دیگه هیچ‌وقت به صورتم دست نزن.

206
00:10:31,213 --> 00:10:32,673
‫خیلی معذرت می‌خوام. فکر کردم
‫شما یه هولوگرام هستید.

207
00:10:32,715 --> 00:10:34,508
‫من عمراً همچین کاری نمی‌کردم.
‫من طرفدار پروپاقرص شمام.

208
00:10:34,550 --> 00:10:35,760
‫چطورید؟

209
00:10:35,843 --> 00:10:38,179
‫شما چطوری ما رو پیدا کردید؟

210
00:10:38,220 --> 00:10:39,930
‫نمی‌دونم.
‫حدود 30 ثانیه وقتم رو گرفت.

211
00:10:40,014 --> 00:10:41,432
‫و اگه واسه من اینقدر آسون بود
‫که پیداتون کنم،

212
00:10:41,515 --> 00:10:43,225
‫واسه پلیس چقدر سخته؟

213
00:10:43,267 --> 00:10:45,519
‫- وایسا، صبر کن، پلیس؟
‫- آره، پلیس.

214
00:10:45,561 --> 00:10:47,438
‫چرا پلیس باید
‫دنبال ما باشه؟

215
00:10:47,521 --> 00:10:48,564
‫نمی‌دونم، نظرت راجع به اون

216
00:10:48,606 --> 00:10:49,899
‫سرقتِ کوچولویی که
‫همین الان انجام دادید چیه؟

217
00:10:49,982 --> 00:10:52,401
‫یا این واقعیت که شما
‫تو این مکان بیتوته کردید

218
00:10:52,443 --> 00:10:53,527
‫یا اینکه برقتون از

219
00:10:53,569 --> 00:10:55,029
‫اون جعبه فیوزِ اون گوشه میاد؟

220
00:10:55,071 --> 00:10:57,198
‫نمی‌دونم، هر چیزی می‌تونه باشه.
‫مگه نه، بوزو؟

221
00:10:57,239 --> 00:10:58,699
‫باسکو.

222
00:10:58,783 --> 00:11:00,076
‫باسکو لیروی.

223
00:11:00,117 --> 00:11:02,453
‫درسته، آره،
‫باسکو لیروی.

224
00:11:02,536 --> 00:11:05,706
‫چیه، رفتی تو چت جی‌پی‌تی زدی
‫"اسم خیالی واسه شعبده‌باز"؟

225
00:11:05,748 --> 00:11:08,250
‫نه، این در واقع
‫اسم واقعیِ منه، اطلس.

226
00:11:08,334 --> 00:11:10,586
‫چیه، نکنه مادرت
‫عاشق نقشه جغرافیا بوده؟

227
00:11:11,962 --> 00:11:14,090
‫اصلاً خنده‌دار نیست.

228
00:11:14,090 --> 00:11:15,424
‫تو هیچی
‫راجع به ما نمی‌دونی، پسر.

229
00:11:15,424 --> 00:11:17,051
‫من همه چیز رو راجع بهتون می‌دونم.

230
00:11:17,093 --> 00:11:19,720
‫باسکو لیروی
‫با اون اسمِ مشکوکش،

231
00:11:19,762 --> 00:11:21,222
‫یه حرفه بازیگریِ آینده‌دار

232
00:11:21,263 --> 00:11:23,265
‫که با وام‌های
دانشجوییِ کمرشکن نیمه‌کاره موند

233
00:11:23,265 --> 00:11:24,850
‫ضدحاله که مجبور شدی
‫از جولیارد انصراف بدی،

234
00:11:24,892 --> 00:11:27,561
‫ولی هیچ‌وقت
‫اجرا رو متوقف نکردی.

235
00:11:27,603 --> 00:11:29,605
‫اگه حافظه‌م درست یاری کنه،
‫آخرین کارِ پولی‌ت،

236
00:11:29,647 --> 00:11:31,649
‫فکر کنم پوشیدن لباس اِلمو
‫توی میدون تایمز بود؟

237
00:11:31,732 --> 00:11:33,484
‫خب، اولاً،
‫من هیچ‌وقت اِلمو نبودم.

238
00:11:33,567 --> 00:11:34,610
‫اون "تله‌تابی" قرمزه بود.

239
00:11:34,694 --> 00:11:36,487
‫پو!

240
00:11:36,570 --> 00:11:38,114
‫- چی؟
‫- اون تله‌تابی قرمزه.

241
00:11:38,155 --> 00:11:39,323
‫- اسمش پوئه.
‫- پو!

242
00:11:39,365 --> 00:11:40,491
‫اون شخصیت مورد علاقه منه.

243
00:11:40,533 --> 00:11:41,575
‫مگه نه؟

244
00:11:41,617 --> 00:11:43,786
‫- اسمش پوئه.
‫- بانمک.

245
00:11:44,829 --> 00:11:46,872
‫و تو، جون روکلر.

246
00:11:46,914 --> 00:11:48,374
‫اخراج شده
‫از تمام مدارس شبانه‌روزی‌ای

247
00:11:48,416 --> 00:11:50,084
‫که والدینت
‫مجبورت کردن بری.

248
00:11:50,126 --> 00:11:51,794
‫برداشتم اینه که زیاد
‫طرفدارِ قوانین نیستی.

249
00:11:51,836 --> 00:11:53,129
‫بذار حدس بزنم.

250
00:11:53,212 --> 00:11:55,256
‫فکر می‌کنی "قدیمی‌ها"
‫سیاره رو نابود کردن

251
00:11:55,297 --> 00:11:57,299
‫و وظیفه نسل شماست
‫که گندکاریِ اون‌ها رو تمیز کنه.

252
00:11:57,383 --> 00:11:59,176
‫- درست می‌گم؟
‫- اشتباه می‌گم؟

253
00:12:00,219 --> 00:12:01,303
‫نه.

254
00:12:01,345 --> 00:12:02,763
‫و واسه همین،
‫از خونه فرار کردی،

255
00:12:02,763 --> 00:12:05,224
‫راهت رو به نیویورک باز کردی،
‫جایی که توی مغازه جادوگری تانن

256
00:12:05,224 --> 00:12:07,393
‫به این آقا برخوردی،
‫چارلی گیز.

257
00:12:07,435 --> 00:12:09,478
‫- آره، سلام.
‫- آره، سلام.

258
00:12:09,520 --> 00:12:11,063
‫راستش نتونستم چیز زیادی
‫راجع بهت تو اینترنت پیدا کنم.

259
00:12:11,105 --> 00:12:12,648
‫گرچه، می‌دونم که
‫یتیم بودی

260
00:12:12,732 --> 00:12:14,692
‫و کل دوران بچگیت رو
‫توی پرورشگاه‌ها جابه‌جا می‌شدی،

261
00:12:14,775 --> 00:12:16,026
‫و اینکه معنی خانواده رو
‫نمی‌دونستی

262
00:12:16,110 --> 00:12:17,695
‫تا وقتی که با این دو تا
‫بُر خوردی.

263
00:12:17,778 --> 00:12:19,947
‫و اینجوری شد که، شما سه تا
‫مشغولِ اجرای

264
00:12:19,989 --> 00:12:21,657
‫اون نمایش رابین هودیِ کوچولوتون
‫برای سال‌ها بودید،

265
00:12:21,741 --> 00:12:23,659
‫سعی کردید دنیا رو
‫با جادو تغییر بدید،

266
00:12:23,701 --> 00:12:26,996
‫که همه‌ش ختم شد به پرخطرترین
‫دزدیتون تا امروز، هویتِ من.

267
00:12:27,037 --> 00:12:28,038
‫اونجا بودی؟

268
00:12:28,122 --> 00:12:29,457
‫عکس صورت ما رو چسبونده بودید

269
00:12:29,498 --> 00:12:31,167
‫روی هر داربست
‫و ایستگاه مترویی توی شهر.

270
00:12:31,250 --> 00:12:32,543
‫راستی اون نقضِ قانونِ کپی‌رایته.

271
00:12:32,626 --> 00:12:33,669
‫معلومه که اونجا بودم.

272
00:12:33,711 --> 00:12:35,588
‫خب، نظرت چی بود؟

273
00:12:36,714 --> 00:12:38,507
‫- فکر کنم مریتِ تو جای کار داره.
‫- می‌دونستم.

274
00:12:38,591 --> 00:12:39,633
‫- موضوع حساسیه.
‫- نه.

275
00:12:39,633 --> 00:12:40,885
‫- اصلاً نمی‌فهمی.
‫- داره دروغ می‌گه.

276
00:12:40,885 --> 00:12:42,178
‫ولی طراحیِ کلی
‫تحسین‌برانگیز بود.

277
00:12:42,261 --> 00:12:44,180
‫فرض می‌کنم کار تو بود،
‫مردِ ساکت؟

278
00:12:44,263 --> 00:12:45,890
‫- دست‌های پشتِ صحنه.
‫- آره، خب،

279
00:12:45,973 --> 00:12:47,850
‫- الکساندر هرمان...
‫- پسر.

280
00:12:47,892 --> 00:12:50,519
‫...می‌گفت کسایی که
‫حقه‌هاش رو طراحی می‌کردن نوابغ واقعی بودن.

281
00:12:50,561 --> 00:12:54,732
‫همین واقعیت که اسم اون مرد رو می‌دونی،
‫واضحه که "پشتِ صحنه"ای.

282
00:12:54,732 --> 00:12:57,401
‫و تو، تردستیت
‫پیشرفته بود. چالاکیِ خوب.

283
00:12:57,443 --> 00:12:59,236
‫سریع و
‫فرزی. واقعاً، تحت تأثیر قرار گرفتم.

284
00:12:59,278 --> 00:13:00,613
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

285
00:13:00,863 --> 00:13:02,406
‫به نظر میاد
‫کارمون خیلی درسته.

286
00:13:02,448 --> 00:13:03,657
‫خیلی باهاش فاصله دارید.

287
00:13:03,699 --> 00:13:06,660
‫ولی، شاید با یه‌کم
‫ریزه کاری، بتونید عالی بشید.

288
00:13:07,870 --> 00:13:10,164
‫آره، می‌تونم... می‌تونم ببینم
‫چرا "چشم" من رو فرستاد سراغ شما.

289
00:13:10,206 --> 00:13:11,957
‫- ببخشید.
‫- صبر کن، گفتی "چشم"؟

290
00:13:11,957 --> 00:13:13,459
‫آره، چشم.

291
00:13:14,668 --> 00:13:15,711
‫خیلی‌خب، گوش کنید.

292
00:13:16,253 --> 00:13:17,963
‫این کارت سه هفته پیش

293
00:13:17,963 --> 00:13:19,715
‫رسید به آپارتمان من،

294
00:13:19,715 --> 00:13:21,050
‫همراه با
‫چهار تا بلیت هواپیما

295
00:13:21,050 --> 00:13:22,718
‫و دستورالعمل‌هایی که
‫مخفی شده بود روی سطحش

296
00:13:22,718 --> 00:13:24,094
‫برای یه حقه
‫بزرگ‌تر و بهتر

297
00:13:24,094 --> 00:13:26,514
‫از هر چیزی که
‫تا حالا دیدید.

298
00:13:26,555 --> 00:13:29,892
‫حقه‌ای که، بنا به دلایلی،
‫شامل شما سه تا هم می‌شه.

299
00:13:29,934 --> 00:13:31,227
‫ما؟

300
00:13:31,268 --> 00:13:32,895
‫- چرا بقیه اسب‌سوارها نه؟
‫- نه،

301
00:13:32,978 --> 00:13:34,230
‫- بقیه اسب‌سوارها مُردن.
‫- چی؟

302
00:13:34,271 --> 00:13:36,065
‫واسه من، واسه من مُردن.
‫حرفم رو قطع نکن.

303
00:13:36,148 --> 00:13:38,692
‫نه، قضیه احساسی شد.
‫همه استعفا دادن.

304
00:13:38,734 --> 00:13:40,736
‫من رفتم یه سفر معنوی تو استرالیا.
‫داستانش طولانیه.

305
00:13:40,778 --> 00:13:43,405
‫و حالا به ما نیاز داری؟

306
00:13:43,489 --> 00:13:44,824
‫طبق اون کارت، بله.

307
00:13:45,950 --> 00:13:47,368
‫خب، ما که
‫به تو نیاز نداریم، پس...

308
00:13:47,409 --> 00:13:48,786
‫باسکو.

309
00:13:48,869 --> 00:13:50,538
‫چیه؟ ما واسه چی به این
‫یارو نیاز داریم؟ ما داریم می‌ترکونیم.

310
00:13:50,579 --> 00:13:51,914
‫دارید می‌ترکونید؟
‫شما دارید می‌دزدید

311
00:13:51,997 --> 00:13:53,249
‫یه پول خرد از
‫یه تازه به دوران رسیده ارز دیجیتال.

312
00:13:53,332 --> 00:13:55,459
‫من دارم راجع به
‫ماهی گنده حرف می‌زنم، پسر.

313
00:13:55,543 --> 00:13:56,794
‫دارم راجع به
‫چیزی حرف می‌زنم که

314
00:13:56,877 --> 00:13:58,379
‫یه تغییر واقعی ایجاد کنه.

315
00:13:58,420 --> 00:13:59,588
‫من فکر می‌کردم شما بچه‌ها
‫دنبال همین چیزهایید.

316
00:13:59,630 --> 00:14:00,631
‫هستیم. نه، دقیقاً.

317
00:14:00,714 --> 00:14:01,882
‫بله، هستیم.

318
00:14:01,924 --> 00:14:04,426
‫آره، ولی فکر کنم بتونیم
‫ماهی خودمون رو بگیریم.

319
00:14:04,510 --> 00:14:05,970
‫- می‌تونید؟
‫- نه، نه، اون...

320
00:14:06,053 --> 00:14:07,096
‫- موفق باشید باهاش.
‫- چی؟ نه.

321
00:14:07,137 --> 00:14:08,931
‫می‌شه فقط
‫یه ثانیه صبر کنی؟

322
00:14:09,014 --> 00:14:11,225
‫داری چی‌کار می‌کنی؟
‫چه... چه خبره؟ عقلت رو از دست دادی؟

323
00:14:11,267 --> 00:14:14,270
‫- این جی. دنیل اطلس‌ـه.
‫- آره، می‌دونم کیه.

324
00:14:14,353 --> 00:14:15,646
‫اون یه اسطوره‌ست.

325
00:14:15,729 --> 00:14:17,648
‫یه اسطوره بود.
‫الان فقط یه آدم نچسبه.

326
00:14:17,731 --> 00:14:19,066
‫- می‌شه...
‫- آره، باشه.

327
00:14:19,108 --> 00:14:21,944
‫باسکو، اون یه آدم نچسبه،
‫ولی یکی از اسب‌سوارانه.

328
00:14:22,027 --> 00:14:25,281
‫یعنی، بی‌خیال،
‫فقط تو این مورد به ما اعتماد کن، لطفاً.

329
00:14:25,322 --> 00:14:27,241
‫خیلی‌خب. وقتِ تصمیم‌گیریه، بچه‌ها.
‫قراره چی بشه؟

330
00:14:27,867 --> 00:14:29,326
‫هستید...

331
00:14:29,410 --> 00:14:30,995
‫...یا نیستید؟

332
00:14:38,627 --> 00:14:39,628
‫حقه چیه؟

333
00:14:42,381 --> 00:14:47,928
[آفریقای جنوبی، لیمپوپو]

334
00:14:48,721 --> 00:14:51,307
‫خوش‌آمد می‌گم،
‫اعضای محترم جامعه،

335
00:14:51,390 --> 00:14:54,768
‫خبرنگاران ارزشمند،
‫دوستان و همکاران.

336
00:14:54,810 --> 00:14:57,521
‫ما امشب اینجا جمع شدیم
‫تا جشن بگیریم

337
00:14:57,605 --> 00:15:00,149
‫جدیدترین و
‫بزرگ‌ترین معدن واندربرگ رو،

338
00:15:00,232 --> 00:15:02,985
‫سی3، یا اونطوری که
‫ما دوست داریم صداش کنیم،

339
00:15:03,027 --> 00:15:06,655
‫"آماهله"، که در زبان زولو
‫یعنی "زیبارو."

340
00:15:06,697 --> 00:15:08,616
‫چون هر فرزندی زیباست

341
00:15:08,657 --> 00:15:10,117
‫در چشم‌هانِ مادرش.

342
00:15:11,535 --> 00:15:13,370
‫مشتریِ ما
‫می‌تونه مطمئن باشه

343
00:15:13,454 --> 00:15:17,166
‫که وقتی بزرگترین نمادِ عشق
‫در جهان رو می‌خره

344
00:15:17,207 --> 00:15:20,044
‫اون با چیزی جز عشق
‫تولید نشده.

345
00:15:20,127 --> 00:15:23,714
‫به افتخار آماهله، و همگی شما.

346
00:15:25,674 --> 00:15:29,136
‫خب، خیلی ممنونم از همگی
‫که این همه راه تا اینجا اومدید.

347
00:15:29,178 --> 00:15:32,681
‫حالا، برداشت من اینه که همگی
‫تحت تأثیر آماهله قرار گرفتید.

348
00:15:32,765 --> 00:15:34,391
‫ببخشید، سی3.

349
00:15:34,475 --> 00:15:36,894
‫- خیلی دراماتیکه.
‫- آره، شگفت‌انگیزه.

350
00:15:36,977 --> 00:15:41,649
‫ولی من همچنین متوجه شدم که شما این روز عالی رو انتخاب کردید
‫تا بعضی نگرانی‌ها رو مطرح کنید،

351
00:15:41,690 --> 00:15:44,652
‫که، برخلافِ انتظارتون،
‫من ازش دلخور نمی‌شم.

352
00:15:45,402 --> 00:15:47,071
‫بپرسید.

353
00:15:47,154 --> 00:15:50,074
‫درسته. خب،
‫هیئت مدیره احساس می‌کنه که

354
00:15:50,157 --> 00:15:52,868
‫پیش‌بینی‌ها
‫شاید خوش‌بینانه باشه...

355
00:15:53,619 --> 00:15:55,829
‫...به دلیل رقابت فزاینده
‫با نمونه‌های آزمایشگاهی

356
00:15:55,871 --> 00:15:57,206
‫و، در صورتی که
‫نرخ وام‌ها سقوط...

357
00:15:57,247 --> 00:15:59,208
‫ویلیام. ویلیام.

358
00:15:59,249 --> 00:16:01,251
‫پدرم دوستت داشت،
‫ولی بی‌دلیل نبود که

359
00:16:01,335 --> 00:16:03,587
‫بهت می‌گفت ابرِ سیاه.

360
00:16:04,129 --> 00:16:05,714
‫آه، چه بد.

361
00:16:05,798 --> 00:16:08,384
‫خانواده واندربرگ
‫بازنده نمی‌شه.

362
00:16:08,467 --> 00:16:11,053
‫همونطور که خوب می‌دونی،
‫تیم اتومبیل‌رانیِ ما همین الان

363
00:16:11,136 --> 00:16:14,223
‫برای هفتمین بار قهرمانِ مسابقات موناکو شد.

364
00:16:15,557 --> 00:16:17,226
‫معدن هم قراره سود بده.

365
00:16:17,935 --> 00:16:18,936
‫بعدی؟

366
00:16:20,187 --> 00:16:21,355
‫بسیار خب.

367
00:16:21,397 --> 00:16:22,898
‫قیمت‌گذاری. حداقل‌هایی
‫که شما تعیین کردید برای...

368
00:16:22,940 --> 00:16:24,191
‫پایه‌ هستی، ویلیام؟

369
00:16:24,233 --> 00:16:27,111
‫برای یه نمایشِ عملی
‫درباره واقعیت؟

370
00:16:27,194 --> 00:16:31,865
‫این الماس، فرض کنیم،
‫چیزی حدود 55 قیراطه، درسته؟

371
00:16:31,907 --> 00:16:35,995
‫مرکز جهانی الماسِ آنتورپ
‫روش 3 میلیون دلار آمریکا قیمت می‌ذاره.

372
00:16:37,955 --> 00:16:39,581
‫ویلیام، می‌شه
‫دهنت رو باز کنی

373
00:16:39,665 --> 00:16:41,083
‫و زبونت رو بیاری بیرون؟

374
00:16:44,336 --> 00:16:45,421
‫زود باش.

375
00:16:47,798 --> 00:16:50,217
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً.

376
00:17:00,477 --> 00:17:02,146
‫حالا، اگه جناب ویلیام
‫این رو قورت بده،

377
00:17:02,229 --> 00:17:05,816
‫همین الماسِ عزیز
‫گلوش رو پاره‌پاره می‌کنه.

378
00:17:05,899 --> 00:17:08,819
‫قبل از اینکه اورژانس برسه
‫از شدت خونریزی می‌میره.

379
00:17:09,737 --> 00:17:12,156
‫پس، برای مرکز جهانی الماس،
‫این 3 میلیون می‌ارزه،

380
00:17:12,239 --> 00:17:14,658
‫ولی برای ویلیام، قیمتی نداره.

381
00:17:16,160 --> 00:17:18,620
‫پس بهم بگو،
‫به عنوان مدیرعاملی که مسئولِ...

382
00:17:18,662 --> 00:17:21,081
‫آخرین معادن بزرگ الماس
‫در دنیاست،

383
00:17:21,123 --> 00:17:22,958
‫باید سودمون رو
‫کمتر حساب کنم،

384
00:17:23,042 --> 00:17:24,752
‫یا باید قیمت‌هایی رو انتخاب کنم

385
00:17:24,793 --> 00:17:27,296
‫که می‌دونم
‫مشتریان خاصمون پرداخت می‌کنن؟

386
00:17:32,718 --> 00:17:34,011
‫همونطور که فکر می‌کردم.

387
00:17:35,262 --> 00:17:36,597
‫حالا...

388
00:17:38,223 --> 00:17:41,518
‫...اگه نگرانی دیگه‌ای
‫وجود نداره،

389
00:17:41,602 --> 00:17:44,730
‫می‌خوام با لیست قیمت‌هام
‫برم به آنتورپ

390
00:17:45,522 --> 00:17:48,067
‫و سنگ‌هامون رو به نمایش بذارم.

391
00:17:52,988 --> 00:17:56,658
‫می‌دونی، احتمالاً بهتر بود با
‫یه سفر مجانی به اروپا شروع می‌کردی.
[بلژیک]

392
00:17:56,742 --> 00:17:58,952
‫می‌دونی، یه واقعیت کمتر شناخته شده
‫درباره آنتورپ، اینه که...

393
00:17:58,994 --> 00:18:00,496
‫عالیه، بازم اطلاعات عمومیِ جادویی.
‫خیلی کیف می‌ده.

394
00:18:00,579 --> 00:18:01,622
‫نه، من فقط
‫می‌خواستم بگم که

395
00:18:01,663 --> 00:18:02,998
‫اونجا بیسکویت‌های فوق‌العاده‌ای دارن.

396
00:18:03,040 --> 00:18:04,500
‫جدی؟ می‌شه
‫لطفاً چند تا بگیریم؟

397
00:18:04,541 --> 00:18:05,959
‫- به حساب اطلس، طبیعتاً.
‫- نه.

398
00:18:06,001 --> 00:18:07,544
‫نه، نه، من قرار نیست
‫واسه‌ت بیسکویت بگیرم.

399
00:18:07,628 --> 00:18:09,671
‫تازه واسه‌تون
‫شکلات گرفتم، باشه؟

400
00:18:09,713 --> 00:18:11,465
‫خیلی‌خب، گوش کنید،
‫این سفر تفریحی نیست، باشه؟

401
00:18:11,507 --> 00:18:13,509
‫ما سه روز وقت داریم
‫تا یه نمایش آماده کنیم

402
00:18:13,550 --> 00:18:17,054
‫که کاری کنه اون حقه "شبح پپر" دست‌گرمیِ شما
‫شبیه نقاشی غارنشین‌ها بشه.

403
00:18:18,222 --> 00:18:19,348
‫خیلی‌خب، بیاید اینجا.

404
00:18:22,518 --> 00:18:25,187
‫الماس قلب، باارزش‌ترین
‫جواهر در طول تاریخ

405
00:18:25,229 --> 00:18:27,856
‫و پایه و اساسِ شرکت معدن واندربرگ.

406
00:18:29,817 --> 00:18:32,319
‫خب، برای سال‌ها، خانواده
‫این سنگ گنده رو

407
00:18:32,361 --> 00:18:34,154
‫مخفی نگه داشته
‫توی گاوصندوقِ مخفیشون،

408
00:18:34,988 --> 00:18:37,658
‫70 طبقه زیرِ زمین.

409
00:18:37,699 --> 00:18:40,577
‫و نه هر زمینی.
‫صحرای عربستان.

410
00:18:52,131 --> 00:18:54,925
‫هیچ‌کس جز تیم مورد اعتمادشون
‫اون تو نرفته.

411
00:18:56,885 --> 00:18:58,554
‫دسترسی فقط از طریق
‫یه آسانسور تکی‌ـه،

412
00:18:58,637 --> 00:19:01,390
‫که دائماً توسط
‫نگهبان‌های مسلح رصد می‌شه...

413
00:19:02,558 --> 00:19:04,226
‫هویت تأیید شد.

414
00:19:04,268 --> 00:19:07,020
‫...و پشتِ یه
‫سیستم امنیتی بیومتریک چندلایه.

415
00:19:15,821 --> 00:19:17,406
‫ولی دنیا
‫قراره تماشاش کنه،

416
00:19:17,489 --> 00:19:20,617
‫چون برای اولین بار
‫در طولِ نیم‌قرن،

417
00:19:20,701 --> 00:19:22,953
‫اون الماس قراره
‫سفر کنه به اینجا

418
00:19:24,580 --> 00:19:26,582
‫به آنتورپ،
‫برای ایجاد اعتبار

419
00:19:26,665 --> 00:19:28,375
‫و برای گرم کردن بازارِ یه حراجی خصوصی

420
00:19:28,417 --> 00:19:30,961
‫برای آخرین یافته‌های شرکت
‫تا سه روز دیگه.

421
00:19:31,003 --> 00:19:32,296
‫خب، مشخصاً،
‫من پایه‌ام برای دزدی.

422
00:19:32,296 --> 00:19:34,047
‫ولی چی باعث می‌شه
‫این الماس اینقدر خاص باشه؟

423
00:19:34,089 --> 00:19:36,758
‫خب، چون اون
‫کارت تاروتِ جادویی بهمون گفت، جون، درسته؟

424
00:19:36,800 --> 00:19:38,844
‫آره، خب، خیلی بانمکه.
‫ولی می‌تونم لطفاً حرفم رو تموم کنم؟

425
00:19:38,886 --> 00:19:40,637
‫تموم نشد؟ پسر،
‫یه عمره داری حرف می‌زنی.

426
00:19:40,679 --> 00:19:41,847
‫بله،
‫و می‌خوام بیشتر حرف بزنم.

427
00:19:41,889 --> 00:19:43,432
‫پس، لطفاً، دقت کنید.

428
00:19:43,515 --> 00:19:45,559
‫برای دهه‌ها، اول،
‫پیتر واندربرگ،

429
00:19:45,601 --> 00:19:46,935
‫حالا دخترش، ورونیکا،

430
00:19:47,019 --> 00:19:49,104
‫این الماس‌ها رو با قیمت‌های بادکرده
‫می‌فروختن

431
00:19:49,146 --> 00:19:52,065
‫به دلالان اسلحه، قاچاقچی‌ها،
‫جنگ‌سالارانِ کلِ دنیا،

432
00:19:52,107 --> 00:19:53,984
‫تا، مثلاً،
‫کمک کنن پول‌هاشون شسته بشه.

433
00:19:54,067 --> 00:19:55,569
‫پس، یعنی، پول کثیفه.

434
00:19:55,569 --> 00:19:57,821
‫یعنی، در بعضی موارد،
‫به معنای واقعی کلمه به خون آغشته‌ست.

435
00:19:57,821 --> 00:19:59,239
‫ولی بعدش، تادااا...

436
00:19:59,281 --> 00:20:01,116
‫...در ازای این سنگ‌های قیمتی
‫تمیز می‌شه.

437
00:20:01,158 --> 00:20:04,119
‫اون زن باعثِ قدرت گرفتن
‫بدترین آدم‌های دنیا می‌شه.

438
00:20:04,203 --> 00:20:06,580
‫پس، هر کسی که
‫اون کارت تاروت رو فرستاده...

439
00:20:06,622 --> 00:20:09,291
‫جزِ معدود آدم‌های
‫شریفِ باقی‌مونده تو این دنیاست.

440
00:20:09,333 --> 00:20:11,168
‫تنها آدم‌هایی که
‫هنوز عدالت براشون مهمه.

441
00:20:11,251 --> 00:20:12,628
‫اون‌ها کسایی هستن که خیلی وقته
‫باهاشون حرف نزدم.

442
00:20:12,711 --> 00:20:14,630
‫اون‌ها به خودشون می‌گن
‫"چشم"،

443
00:20:14,713 --> 00:20:15,923
‫و از ما می‌خوان
‫کاری رو انجام بدیم

444
00:20:15,964 --> 00:20:17,591
‫که اسب‌سواران هیچ‌وقت نتونستن.

445
00:20:17,716 --> 00:20:19,343
‫این، رفیق،

446
00:20:19,384 --> 00:20:20,844
‫این فرصتیه برای اینکه
‫میخ رو بکوبیم

447
00:20:20,844 --> 00:20:22,471
‫توی قلبِ خودِ شیطان.

448
00:20:22,512 --> 00:20:23,764
‫بیاید انجامش بدیم.

449
00:20:26,475 --> 00:20:29,853
‫امشب تو حراجی
‫همه چشم‌ها به من و "قلب" دوخته شده.

450
00:20:29,937 --> 00:20:31,647
‫باید خیره‌کننده به نظر برسم.

451
00:20:31,688 --> 00:20:33,440
‫اون رژ لبِ رنگِ صورتیِ ملایم رو داری؟

452
00:20:36,944 --> 00:20:38,028
‫لتابو.

453
00:20:38,946 --> 00:20:40,489
‫- بله؟
‫- نی بیار.

454
00:20:40,530 --> 00:20:43,867
‫اون عکاسِ بریتانیایی که
‫از ونیتی فِیر میاد کیه؟

455
00:20:43,951 --> 00:20:45,953
‫اسمش چی بود؟
‫مارک...

456
00:20:46,578 --> 00:20:47,663
‫مارک اسکرایبر؟

457
00:20:47,746 --> 00:20:49,456
‫- شرایبر، خدای من.
‫- شرایبر.

458
00:20:49,498 --> 00:20:51,458
‫تأییدش کن،
‫بقیه رو کنسل کن.

459
00:20:51,500 --> 00:20:54,628
‫پارسال شلوغش کردیم.
‫امسال، انحصاری.

460
00:20:54,670 --> 00:20:56,630
‫- بسیار خب.
‫- ما روراستیم، شفافیم.

461
00:20:56,672 --> 00:20:58,048
‫چیزی برای پنهان کردن نداریم.

462
00:20:58,131 --> 00:21:00,384
‫باشه، عالیه.
‫انجامش می‌دم.

463
00:21:01,426 --> 00:21:02,844
‫ورونیکا هستم.

464
00:21:02,886 --> 00:21:04,721
♪ آروم باش، کوچولو ♪

465
00:21:04,763 --> 00:21:06,181
♪ هیچی نگو ♪

466
00:21:06,682 --> 00:21:10,394
♪ بابایی برات یه مرغ مقلد می‌خره ♪ -
شما؟ -

467
00:21:10,477 --> 00:21:12,854
برید بیرون -
♪ ...اگه اون مرغ مقلد - ♪

468
00:21:12,896 --> 00:21:13,939
♪ آواز نخونه ♪

469
00:21:13,981 --> 00:21:15,565
‫چطوری این شماره رو
‫گیر آوردی؟

470
00:21:15,607 --> 00:21:18,443
♪ بابایی برات یه حلقه‌ی الماس می‌خره ♪

471
00:21:18,485 --> 00:21:22,072
‫این یه خطِ خصوصیه،
‫و اون کارت خیلی بی‌ادبانه بود.

472
00:21:23,657 --> 00:21:24,908
‫پرسیدم کی هستی.

473
00:21:24,992 --> 00:21:27,494
‫ورونیکا.

474
00:21:27,536 --> 00:21:29,538
‫کمدِ سمت چپت.

475
00:21:40,465 --> 00:21:41,675
‫آشناست؟

476
00:21:43,051 --> 00:21:46,555
‫مالِ اون پسری بود
‫که 15 سال پیش مُرد.

477
00:21:48,098 --> 00:21:50,100
‫این نه واسه من معنی‌ای داره
‫نه هیچ‌کس دیگه.

478
00:21:50,183 --> 00:21:51,268
‫واقعاً؟

479
00:21:51,351 --> 00:21:53,437
‫من و تو هر دو می‌دونیم
‫چی‌کار کردی.

480
00:21:55,439 --> 00:21:57,399
‫ببین، اگه مدرکِ واقعی داری

481
00:21:57,441 --> 00:22:00,777
‫و دنبالِ اینی که من رو گیر بندازی،
‫چرا ازش استفاده نمی‌کنی؟

482
00:22:01,695 --> 00:22:05,741
‫‏15 سال پیش، تو چیزی رو گرفتی
‫که پدرت بیشتر از همه دوست داشت.

483
00:22:05,782 --> 00:22:08,910
‫حالا من قراره
‫همون کار رو با تو بکنم.

484
00:22:08,994 --> 00:22:11,621
‫من الماس قلب رو می‌خوام.

485
00:22:12,706 --> 00:22:14,166
‫تو قراره
‫اون رو بدی به من.

486
00:22:15,500 --> 00:22:17,461
‫وگرنه من قراره
‫آینه‌ای رو بگیرم جلوی صورتت

487
00:22:17,544 --> 00:22:19,838
‫تا کل دنیا تو رو
‫همونطور که هستی ببینن.

488
00:22:21,048 --> 00:22:23,800
‫بفرما.
‫من چیزی برای پنهان کردن ندارم.

489
00:22:37,522 --> 00:22:39,441
[مارک شرایبر]

490
00:22:41,485 --> 00:22:42,486
‫- خدای من.
‫- هی.

491
00:22:42,569 --> 00:22:43,904
‫خیلی معذرت می‌خوام بابت اون.

492
00:22:44,905 --> 00:22:46,281
‫سلام. می‌شه کمکم کنید
‫این رو پیدا کنم؟

493
00:22:46,323 --> 00:22:47,574
‫به معنای واقعی کلمه
‫یک ساعته دارم دنبالش می‌گردم.

494
00:22:47,616 --> 00:22:49,493
‫بله. دقیقاً
‫اونجاست، خانم.

495
00:22:51,244 --> 00:22:53,205
[مایک شرایبر]

496
00:23:03,590 --> 00:23:06,176
‫مارک شرایبر، جیمز وین،
‫مدیر روابط عمومیِ واندربرگ.

497
00:23:08,845 --> 00:23:10,347
‫یکی از طرفداران بزرگ کارتون هستم.

498
00:23:10,430 --> 00:23:12,140
‫جیمز؟
‫چه بلایی سر دانی اومده؟

499
00:23:12,182 --> 00:23:14,643
‫دانی. آره، متأسفانه،
‫مجبور شدیم عذرش رو بخوایم.

500
00:23:14,726 --> 00:23:16,478
‫کاشف به عمل اومد نژادپرسته.

501
00:23:16,561 --> 00:23:20,315
‫و همچنین، براتون اتاق گرفته بود
‫توی هتل رادیسون بلو

502
00:23:20,399 --> 00:23:23,610
‫توی یه اتاق دو نفره
‫با منظره ناقص.

503
00:23:23,652 --> 00:23:26,488
‫خوشبختانه، من پیش‌دستی کردم
‫و شما رو منتقل کردم به هتل فِرانک.

504
00:23:28,198 --> 00:23:29,783
‫من عاشقِ فرانک‌ام.

505
00:23:29,825 --> 00:23:33,703
‫بله، سوئیت ریاست‌جمهوری
‫برازنده‌‌ی، خب،

506
00:23:33,787 --> 00:23:36,623
‫رؤسای جمهور و عکاسان بااستعدادی
‫مثل شماست.

507
00:23:36,665 --> 00:23:38,834
‫دعوت‌نامه جشن شما
‫دوباره ارسال شده.

508
00:23:38,917 --> 00:23:40,585
‫اگه اجازه بدید تأییدیه‌تون
‫رو چک کنم؟

509
00:23:43,755 --> 00:23:44,798
‫ممنونم.

510
00:23:44,798 --> 00:23:46,466
‫من همچنین عکاسی‌تون رو
‫از ساعت 7 به 9 شب انداختم

511
00:23:46,508 --> 00:23:49,094
‫تا بهتون وقت کافی بدم
‫که جادوتون رو بکنید.

512
00:23:50,512 --> 00:23:52,431
‫- بالأخره یکی فهمید.
‫- آره.

513
00:23:54,724 --> 00:23:56,685
[آنتورپ]

514
00:24:11,074 --> 00:24:14,202
‫مثلاً، الماس‌هایی رو در نظر بگیرید
‫که توی آزمایشگاه ساخته می‌شن.

515
00:24:14,244 --> 00:24:15,871
‫ادعا می‌کنن ارزش دارن،

516
00:24:15,912 --> 00:24:18,081
‫ولی نه طبیعی‌ان
‫نه کمیاب.

517
00:24:18,165 --> 00:24:21,042
‫کدوم زنِ درستکاری دلش می‌خواد
‫یه دروغ رو انگشتش باشه؟

518
00:24:21,084 --> 00:24:22,252
‫موافقم.

519
00:24:22,294 --> 00:24:23,920
‫یکی از حقایق بزرگی که باقی مونده

520
00:24:23,962 --> 00:24:26,256
‫قدرتِ پشتِ یه گوهر طبیعیه.

521
00:24:26,298 --> 00:24:28,758
‫الماس‌های واقعی
‫مردم رو سرشار از شور و اشتیاق می‌کنن،

522
00:24:28,800 --> 00:24:30,302
‫همونطور که قرن‌ها این کار رو کردن.

523
00:24:30,385 --> 00:24:31,928
‫درسته.
‫در واقع، ماری آنتوانت،

524
00:24:31,970 --> 00:24:33,805
‫فقط یه روز
‫الماس امید رو انداخت،

525
00:24:33,889 --> 00:24:34,973
‫و یه ماه بعد...

526
00:24:35,056 --> 00:24:36,391
‫...کشیده شد پای گیوتین

527
00:24:36,433 --> 00:24:38,768
‫توسط مردمی که، خب،
‫به قول شما، خیلی پرشور بودن.

528
00:24:39,853 --> 00:24:41,730
‫ولی ماری آنتوانت
‫به خاطر یه الماس نمرد.

529
00:24:41,771 --> 00:24:44,107
‫اون به خاطر یه کمبودِ همدلیِ وحشتناک مُرد.

530
00:24:44,149 --> 00:24:45,317
‫خب...

531
00:24:45,400 --> 00:24:47,611
‫و حقیقت اینه که،
‫اون هیچ‌وقت الماس امید رو نپوشید.

532
00:24:47,694 --> 00:24:49,070
‫مردم فقط باور کردن که پوشیده.

533
00:24:49,112 --> 00:24:50,489
‫واقعاً؟
‫این یه جورایی جالبه.

534
00:24:50,572 --> 00:24:52,115
‫پس اون جمعیت خشمگین نبودن
‫که کشتنش،

535
00:24:52,157 --> 00:24:53,325
‫و گیوتین هم نبود،

536
00:24:53,408 --> 00:24:55,076
‫یه... یه داستان بود.

537
00:24:56,286 --> 00:24:58,079
‫حتماً من
‫لیست مهمان‌های خودم رو نمی‌شناسم.

538
00:24:58,121 --> 00:24:59,664
‫شما
‫توی کار الماس هستید؟

539
00:24:59,748 --> 00:25:02,125
‫نه، نه، من توی کارِ وهم و خیالم، مثل شما.

540
00:25:03,502 --> 00:25:05,587
‫ببینید، برای قرن‌ها،
‫الماس‌ها بی‌ارزش بودن

541
00:25:05,629 --> 00:25:07,631
‫تا اینکه یه سری آدم خیلی باهوش،
‫خیلی پولدار

542
00:25:07,672 --> 00:25:09,841
‫مثل همین ورونیکا،
‫به ما گفتن که، نه‌تنها

543
00:25:09,925 --> 00:25:12,177
‫این تیکه‌ شیشه‌های کوچولو
‫کمیابن،

544
00:25:12,219 --> 00:25:13,887
‫بلکه هیچ زوجِ باشخصیتی

545
00:25:13,887 --> 00:25:15,305
‫امکان نداره بدونِ یکی از اون‌ها
‫ازدواج کنه.

546
00:25:15,347 --> 00:25:17,474
‫نه، حالا، این یکی
‫یه حقه جادوییِ خوبه.

547
00:25:18,308 --> 00:25:20,143
‫مشکلِ این حقه اینه که...

548
00:25:20,227 --> 00:25:22,812
‫همه حقه‌های خوب
‫یه پیچش داستانیِ کوچولو دارن.

549
00:25:24,689 --> 00:25:25,774
‫تویی؟

550
00:25:26,650 --> 00:25:27,817
‫چی منم؟

551
00:25:29,694 --> 00:25:31,488
‫- البته که نه.
‫- نه، نه.

552
00:25:31,488 --> 00:25:33,490
‫منظورم اینه که، اگه من
‫بهترین اصول اخلاقی رو نشون نداده بودم

553
00:25:33,490 --> 00:25:36,284
‫شما من رو راه نمی‌دادید، مثل
‫بعضی از مهمان‌های دیگه‌تون.

554
00:25:36,326 --> 00:25:39,454
‫چشمم افتاد به لوئیس بریسنیو،
‫اون دلال اسلحه اون طرف.

555
00:25:39,496 --> 00:25:40,664
‫سلام، قربان.

556
00:25:40,747 --> 00:25:42,332
‫و البته، ماریا بورتنیک،
‫که وقتی جوگیر می‌شه،

557
00:25:42,374 --> 00:25:45,043
‫چطور مدیریت می‌کنه که هم معاشرت کنه
‫و هم رسانه دولتیش رو قبضه کنه.

558
00:25:45,126 --> 00:25:47,379
‫شاید دوست داشته باشید
‫هویت خودتون رو آشکار کنید.

559
00:25:47,462 --> 00:25:49,965
‫اون‌وقت می‌تونیم همون موشکافی رو
‫روی شما هم اعمال کنیم.

560
00:25:51,633 --> 00:25:53,802
‫الان نه.

561
00:25:53,843 --> 00:25:55,220
‫بابت وقفه متأسفم.

562
00:25:59,516 --> 00:26:00,725
‫نیازی نیست.

563
00:26:01,935 --> 00:26:03,019
‫بذارید کیک بخوره.

564
00:26:06,064 --> 00:26:07,732
‫مارک شرایبر.

565
00:26:07,816 --> 00:26:10,068
‫ورونیکا واندربرگ.

566
00:26:12,612 --> 00:26:14,030
‫بیاید سریع انجامش بدیم،
‫باشه؟

567
00:26:14,114 --> 00:26:15,740
‫حراجی ما به زودی شروع می‌شه.

568
00:26:15,782 --> 00:26:17,867
‫مطمئنم که می‌تونید حق مطلب رو
‫در مورد من و "قلب" ادا کنید.

569
00:26:17,867 --> 00:26:21,329
‫بله. من فقط یه قانون دارم.
‫هر چی من بگم، همونه.

570
00:26:22,581 --> 00:26:24,958
‫خب، مطمئنم می‌تونم
‫بُعدِ مطیعِ خودم رو پیدا کنم.

571
00:26:26,209 --> 00:26:29,254
‫خب، اگه نه، من خودم
‫پیداش می‌کنم برات.

572
00:26:30,338 --> 00:26:32,173
‫اوه. ازت خوشم اومد.

573
00:26:33,592 --> 00:26:34,676
‫از این طرف، عزیزم.

574
00:26:41,975 --> 00:26:44,060
‫- نمی‌خوام خیلی مات باشه.
‫- حتماً. حتماً، حتماً.

575
00:26:44,144 --> 00:26:45,895
‫و دوست ندارم
‫کناره‌های بینیم برق بزنه.

576
00:26:45,979 --> 00:26:46,980
‫باشه.

577
00:26:47,606 --> 00:26:48,607
‫نشونم بده.

578
00:26:50,191 --> 00:26:52,068
‫ببخشید،
‫می‌شه اون پشه مزاحم

579
00:26:52,152 --> 00:26:54,446
‫از توی قابِ من لطفاً بره کنار،
‫کیش، کیش، کیش.

580
00:26:54,487 --> 00:26:55,780
‫ممنون.

581
00:26:55,822 --> 00:26:58,908
‫تنها چیزی که باارزش‌تر
‫از اون الماسه، وقتِ منه.

582
00:26:58,950 --> 00:27:01,453
‫من راجع بهت تحقیق کردم.

583
00:27:01,494 --> 00:27:02,912
‫صنعت تو، مثل مال من،

584
00:27:02,954 --> 00:27:05,540
‫در محاصره افسانه‌های ساختگیه.

585
00:27:05,582 --> 00:27:09,711
‫ولی تو، تو زیبایی رو همونطور که هست
‫به ما نشون می‌دی.

586
00:27:10,962 --> 00:27:12,255
‫ما تو این زمینه شبیه همیم.

587
00:27:12,339 --> 00:27:16,259
‫ما نیرنگ نمی‌فروشیم،
‫ما واقعیت می‌فروشیم.

588
00:27:16,343 --> 00:27:18,678
‫خب، من استدلال می‌کنم
‫که ما اصلاً نمی‌فروشیم.

589
00:27:19,596 --> 00:27:20,764
‫بقیه می‌خرن.

590
00:27:25,477 --> 00:27:26,686
‫بذار ببینیم...

591
00:27:28,480 --> 00:27:30,815
‫الماس رو، بیاریدش بیرون.

592
00:27:31,691 --> 00:27:32,692
‫نه، پسر.

593
00:27:33,485 --> 00:27:35,320
‫به هیچ وجه.

594
00:27:35,403 --> 00:27:37,614
‫بازتاب نور توی شیشه
‫عکس‌ها رو خراب می‌کنه.

595
00:27:37,656 --> 00:27:39,282
‫من نقص رو تحمل نمی‌کنم.

596
00:27:39,282 --> 00:27:40,617
‫تصور نمی‌کنم کسی به فریبندگیِ...

597
00:27:40,617 --> 00:27:42,410
‫خانم واندربرگ هم تحمل کنه.

598
00:27:42,494 --> 00:27:46,623
‫پس، بیاریدش بیرون یا
‫یه عکاس جدید پیدا کنید.

599
00:28:08,895 --> 00:28:10,772
‫در حقیقت،
‫امیدوار بودم که این رو بخوای.

600
00:28:10,814 --> 00:28:12,482
‫من که چیزی نخواستم.

601
00:28:18,697 --> 00:28:20,824
‫خودشه.

602
00:28:20,907 --> 00:28:23,827
‫زیباست.
‫باهاش بازی کن. محشره.

603
00:28:23,868 --> 00:28:27,038
‫محشره.
‫محشره.

604
00:28:27,122 --> 00:28:28,373
‫زیباست.

605
00:28:28,456 --> 00:28:32,127
‫آره. لبخند بزن،
‫داره خوش می‌گذره.

606
00:28:32,168 --> 00:28:34,170
‫این همونیه که می‌خواستیم.

607
00:28:36,131 --> 00:28:38,174
‫نگه دار، نگه دار.

608
00:28:38,842 --> 00:28:40,844
‫این بهترین شاته.

609
00:28:41,636 --> 00:28:42,637
‫نگه دار.

610
00:28:43,596 --> 00:28:46,391
‫و شما، خانم،
‫به اندازه کافی نزدیک شدید.

611
00:28:46,474 --> 00:28:48,226
‫من فقط دارم...
‫دارم سعی می‌کنم کمک کنم.

612
00:28:48,268 --> 00:28:49,686
‫- پیشونیش بیشتر از الماس برق می‌زنه.
‫- وقتی پای "قلب" وسطه...

613
00:28:49,686 --> 00:28:51,187
‫در واقع، دارم کارم رو انجام می‌دم.

614
00:28:51,229 --> 00:28:52,564
‫- من از تو دستور نمی‌گیرم.
‫- وقتی پای "قلب" وسطه،

615
00:28:52,605 --> 00:28:54,566
‫- به حرف من گوش می‌دی. برو بیرون.
‫- من... خودم بلدم راه برم.

616
00:28:54,649 --> 00:28:55,734
‫- ممنون.
‫- درسته.

617
00:28:57,652 --> 00:28:59,904
‫آقای شرایبر.

618
00:28:59,988 --> 00:29:01,406
‫اگه شما
‫تمام اون چیزی هستید که ادعا می‌کنید،

619
00:29:01,489 --> 00:29:03,491
‫باید تا الان چیزی رو که نیاز داشتید
‫گرفته باشید.

620
00:29:04,743 --> 00:29:07,370
‫- بیش از اندازه. ممنونم.
‫- عالیه.

621
00:29:12,125 --> 00:29:16,045
‫خب، باعث افتخار بود،
‫ولی خریدارها منتظرن.

622
00:29:16,087 --> 00:29:17,714
‫از این مسخره‌بازی‌ها خسته شدم.

623
00:29:17,797 --> 00:29:18,840
‫مطمئن شو که جاش امنه.

624
00:29:18,882 --> 00:29:20,717
‫بله، لتابو.

625
00:29:23,762 --> 00:29:25,764
‫- چه کوفتیه... چی شد؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم.

626
00:29:25,847 --> 00:29:27,515
‫وقت داره می‌ره. بریم.

627
00:29:36,274 --> 00:29:37,984
‫مطمئنید همه چیز رو دیدید؟

628
00:29:40,904 --> 00:29:44,741
‫یک ربع قرنه که از نزدیک
‫دیده نشده.

629
00:29:44,824 --> 00:29:48,077
‫همچنان بزرگ‌ترین الماسی که
‫تا حالا کشف شده، قلب.

630
00:29:54,584 --> 00:29:56,461
‫تبریک می‌گم
‫به همگی شما

631
00:29:56,503 --> 00:29:58,797
‫و برای اینکه این همه مدت
‫قسر در رفتید.

632
00:29:59,380 --> 00:30:01,090
‫خب، حدس بزنید چی شده؟

633
00:30:01,132 --> 00:30:02,467
‫تغییرات اقلیمی

634
00:30:02,509 --> 00:30:04,761
‫هم شما رو قبول نداره.
[به زمین عشق بورزید، دی‌اکسید کربن تولید نکنید]

635
00:30:04,803 --> 00:30:07,305
‫شما ثروت‌تون رو
‫از مادر ما زمینِ دزدیدید،

636
00:30:07,388 --> 00:30:10,475
‫آسمانش رو با
‫جت‌های شخصیتون به آتیش کشیدید...

637
00:30:10,558 --> 00:30:12,101
‫- باشه، فهمید.
‫- آره، آره، آره.

638
00:30:13,394 --> 00:30:15,271
‫تا قطره آخرش رو مکیدید
‫با اون ولعِ سیری‌ناپذیرِ...

639
00:30:15,313 --> 00:30:18,149
‫مرد جوان، همه‌ی ما اینجا می‌خوایم
‫دنیا رو نجات بدیم،

640
00:30:18,233 --> 00:30:21,611
‫ولی زمان هم ارزشمنده
‫و تو داری وقتِ من رو تلف می‌کنی.

641
00:30:21,653 --> 00:30:24,447
‫زیپ دهنت رو بکش، اکلیلی.

642
00:30:24,489 --> 00:30:27,033
‫چرا به جای لذت بردن از اکلیل‌ها...

643
00:30:27,033 --> 00:30:28,576
‫از این لذت نمی‌بری؟!

644
00:30:36,084 --> 00:30:38,753
‫مهمانانِ محترم.
‫اسم من جی. دنیل اطلس‌ـه.

645
00:30:38,795 --> 00:30:41,172
‫شاید من رو به عنوان
‫شخص محبوب‌تون از بین

646
00:30:41,214 --> 00:30:43,007
‫چهار اسب‌سوارِ جادو
‫به یاد بیارید.

647
00:30:43,049 --> 00:30:47,554
‫حالا با دقت تماشا کنید چون می‌خوام
‫الماس معروفِ قلب رو کفِ دستم ظاهر کنم.

648
00:30:47,595 --> 00:30:50,056
‫جل‌الخالق،
‫اینم باید مثلِ این مدافع محیط‌زیسته

649
00:30:50,056 --> 00:30:51,516
‫تشنه‌ی توجه باشه.

650
00:30:52,684 --> 00:30:55,436
‫خاطرتون جمع باشه که الماس
‫کاملاً در امانه.

651
00:30:56,104 --> 00:30:57,313
‫واقعاً؟

652
00:30:57,355 --> 00:31:00,358
‫خب، یه مردِ دانا یه بار بهم گفت،
‫در واقع، توی آینه بهم گفت،

653
00:31:00,400 --> 00:31:04,195
‫هیچ‌وقت فرض نکن
‫باهوش‌ترین آدمِ توی اتاقی، ثابتش کن.

654
00:31:04,237 --> 00:31:06,406
‫بفرما.

655
00:31:06,447 --> 00:31:08,616
‫خیلی‌خب، بذار ببینیم
‫می‌تونیم اون جعبه رو باز کنیم.

656
00:31:08,700 --> 00:31:10,785
‫اجی‌مجی لاترجی.

657
00:31:10,827 --> 00:31:12,996
‫نچ.
‫الاکازام.

658
00:31:13,705 --> 00:31:14,747
‫صبر کن.

659
00:31:16,249 --> 00:31:17,250
‫سیم‌سیم باز شو.

660
00:31:23,965 --> 00:31:25,300
‫پیش من هنوز جاش امنه.

661
00:31:27,135 --> 00:31:29,554
‫نه. آروم باش.
‫آروم باش، ورونیکا.

662
00:31:29,596 --> 00:31:31,389
‫حالا، همونطور که تبلیغاتت
‫دوست دارن یادآوری کنن،

663
00:31:31,431 --> 00:31:33,641
‫الماس‌ها ابدی‌اند.

664
00:31:33,725 --> 00:31:36,644
‫- ببرش جای امن. همین الان!
‫- متوقفش کنید! متوقفش کنید!

665
00:31:36,728 --> 00:31:37,729
‫بگیریدش!

666
00:31:40,690 --> 00:31:41,816
‫- جک.
‫- سلام.

667
00:31:41,900 --> 00:31:44,110
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- دارم جونت رو نجات می‌دم.

668
00:31:44,152 --> 00:31:45,403
‫خواهش می‌کنم.

669
00:31:45,486 --> 00:31:46,946
‫تو هم یکی داری.

670
00:31:46,988 --> 00:31:48,323
‫- سلام. من جون هستم.
‫- آره.

671
00:31:48,406 --> 00:31:49,991
‫- اون کیه؟
‫- ببخشید، با ماست.

672
00:31:53,328 --> 00:31:55,997
‫الماس کجاست؟

673
00:32:01,920 --> 00:32:03,129
‫چی؟

674
00:32:32,158 --> 00:32:33,284
‫کارتم فقط گفت
‫شما رو از اونجا بیارم بیرون. نمی‌دونم.

675
00:32:36,871 --> 00:32:38,456
‫هنلی ریوز؟

676
00:32:38,498 --> 00:32:40,208
‫من خیلی از پوسترهات رو دارم.

677
00:32:40,249 --> 00:32:41,834
‫- تو... بچگیِ من...
‫- خیلی‌خب، بعداً طرفداری کن.

678
00:32:41,876 --> 00:32:44,337
‫ولی می‌دونی،
‫واقعاً دیدنت خوشحال‌کننده‌ست.

679
00:32:44,379 --> 00:32:47,173
‫بعداً طرفداری کن.
‫باید بریم بالا.

680
00:32:51,260 --> 00:32:52,845
‫دست‌ها بالا
‫و تکون نخورید!

681
00:32:52,929 --> 00:32:54,847
‫این دیگه چه مسخره‌بازیه.

682
00:32:57,850 --> 00:32:59,519
‫چه خبره؟

683
00:32:59,602 --> 00:33:01,604
‫کنسرتوی بتهوون
‫در ر ماژور.

684
00:33:02,772 --> 00:33:04,482
‫مزخرفه، مزخرفه،
‫مزخرف!

685
00:33:05,692 --> 00:33:08,444
‫مریت؟ چی...
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

686
00:33:08,528 --> 00:33:12,448
‫اطلس، دلم می‌خواد ببینم
‫چطوری سه نفر رو به بلژیکی هیپنوتیزم می‌کنی.

687
00:33:12,532 --> 00:33:13,866
‫منظورت فلاندریه.

688
00:33:14,617 --> 00:33:15,827
‫خب، حالا منطقی شد.

689
00:33:15,868 --> 00:33:17,996
‫تجدید دیدار دوست‌داشتنی‌ای بود.
‫باید بریم.

690
00:33:18,079 --> 00:33:20,373
‫هنلی ریوز!

691
00:33:20,456 --> 00:33:22,333
‫- خوش برگشتی!
‫- ممنون.

692
00:33:22,375 --> 00:33:23,876
‫و می‌تونم بگم، تو...

693
00:33:23,960 --> 00:33:26,045
‫- خیلی‌خب، بیاید، بریم!
‫- آره، آره، آره، آره، آره!

694
00:33:26,129 --> 00:33:27,672
‫من داشتم ازش تعریف می‌کردم

695
00:33:27,714 --> 00:33:29,716
‫چون دیدنش خوب بود،
‫و فقط دیدنِ اون.

696
00:33:29,799 --> 00:33:31,300
‫- من خواستم...
‫- فهمیدیم!

697
00:33:35,888 --> 00:33:37,056
‫اون بالا.

698
00:33:39,726 --> 00:33:40,935
‫ووو! ووو! ووو!
‫اون مالِ ماست؟

699
00:33:40,977 --> 00:33:44,022
‫مگه کس دیگه‌ای رو می‌بینی
‫که سعی کنه فرار کنه؟

700
00:33:44,105 --> 00:33:45,356
‫زود باش، زود باش.
‫برو، برو!

701
00:34:25,146 --> 00:34:26,314
‫بدو، بدو.

702
00:34:29,567 --> 00:34:31,444
‫توی دستِ خودم بود
[الماس واندربرگ]

703
00:34:31,486 --> 00:34:32,487
‫در تمامِ مدت. هیچ‌وقت...

704
00:34:32,862 --> 00:34:34,697
‫اون‌ها جعبه رو عوض کردن.

705
00:34:34,781 --> 00:34:37,325
‫و شما، خانم،
‫به اندازه کافی نزدیک شدید.

706
00:34:44,207 --> 00:34:48,503
‫چرا به لذت بردن از اون اکلیلی‌ها،
‫از این لذت نمی‌بری؟!

707
00:35:05,728 --> 00:35:06,854
‫مهمانانِ محترم...

708
00:35:06,938 --> 00:35:08,106
‫سیم‌سیم باز شو.

709
00:35:13,903 --> 00:35:15,238
‫پیش من هنوز جاش امنه.

710
00:35:17,198 --> 00:35:19,325
‫الماس‌ها ابدی‌اند.

711
00:35:20,409 --> 00:35:23,371
‫- لتابو.
‫- بله، خانم؟

712
00:35:23,412 --> 00:35:25,373
‫کاری می‌کنیم که
‫از این کارشون پشیمون بشن.

713
00:35:26,749 --> 00:35:27,750
‫و حتی بدتر.

714
00:35:28,793 --> 00:35:30,753
‫مارک شرایبر از ونیتی فِیر.

715
00:35:32,380 --> 00:35:34,215
‫من چی رو از دست دادم؟

716
00:35:43,349 --> 00:35:45,560
‫می‌دونی،
‫فکر می‌کردم براق‌تر باشه.

717
00:35:45,601 --> 00:35:47,687
‫خیلی‌خب.
‫باشه، برش گردون.

718
00:35:47,770 --> 00:35:49,564
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟
‫- ببخشید. خیلی لیزه.

719
00:35:49,605 --> 00:35:50,606
‫- هی. هی.
‫- مواظب باش.

720
00:35:50,690 --> 00:35:51,941
‫خیلی‌خب، دیگه تکرار نشه.

721
00:35:51,983 --> 00:35:55,361
‫هی، می‌تونم به
‫این بچه‌کوچولوهای تو اتاق بپردازم؟

722
00:35:55,403 --> 00:35:57,405
‫این‌ها کی‌ان دیگه؟

723
00:35:57,488 --> 00:36:00,199
‫این‌ها بچه‌های فوق‌العاده‌ای هستن
‫که ویدیوی جعلی ما رو ساختن.

724
00:36:00,283 --> 00:36:01,951
‫- چی؟
‫- آره.

725
00:36:01,993 --> 00:36:03,786
‫تو پلیس‌ها رو
‫فرستادی خونه‌ی من؟

726
00:36:03,870 --> 00:36:05,246
‫بچه‌هام رو زهره‌ترک کردی.

727
00:36:05,288 --> 00:36:06,914
‫- آره، شرمنده. بابت اون شرمنده.
‫- بابت اون شرمنده.

728
00:36:06,956 --> 00:36:08,374
‫حالا بچه‌ها چطورن؟

729
00:36:08,416 --> 00:36:10,376
‫اون زندگیِ کسالت‌بارِ حومه‌شهری
‫که ما رو به خاطرش ول کردی چطوره؟

730
00:36:10,418 --> 00:36:12,211
‫هی، آروم باش، رفیق.
‫فرصتت رو از دست دادی.

731
00:36:12,295 --> 00:36:13,588
‫اندازه‌ی اون سنگ رو دیدی؟

732
00:36:13,629 --> 00:36:14,172
‫نه، بذار ببینمش.

733
00:36:14,213 --> 00:36:15,840
‫اووه، الماس قلب نیست،
‫ولی چشمگیره.

734
00:36:15,882 --> 00:36:18,009
‫قبلاً بهت گفتم، دنی.
‫احساس امنیت نمی‌کردم

735
00:36:18,050 --> 00:36:20,845
‫که سعی کنم درحالی که سروته آویزونم
‫از یه جلیقه دیوانگان فرار کنم.

736
00:36:20,928 --> 00:36:22,471
‫من شش ماه باردار بودم.

737
00:36:22,555 --> 00:36:23,890
‫بی‌خیال، آخرش
‫درستت می‌کردیم.

738
00:36:23,973 --> 00:36:25,057
‫چیزیت نمی‌شد.

739
00:36:25,099 --> 00:36:26,559
‫- بی‌خیال.
‫- شماها حتی دلتون واسه‌م تنگ نشد.

740
00:36:26,559 --> 00:36:29,228
‫چقدر طول کشید
‫تا جایگزینم کنید؟ یه بعدازظهر؟

741
00:36:29,270 --> 00:36:31,522
‫و بخش زیادی از
‫یه عصر.

742
00:36:31,564 --> 00:36:34,066
‫هی، حالا که حرفش شد،
‫لولا چطوره؟

743
00:36:34,108 --> 00:36:36,694
‫- شما دو تا هنوز...
‫- نه.

744
00:36:36,736 --> 00:36:38,154
‫اون...
‫اون رفت پاریس.

745
00:36:38,237 --> 00:36:40,406
‫نه. اون جک وایلدرِ بزرگ رو
‫قال گذاشت. خدای من.

746
00:36:40,489 --> 00:36:41,574
‫متأسفم. عذر می‌خوام.

747
00:36:41,657 --> 00:36:42,867
‫مگه تو نباید الان
‫روی، مثلاً،

748
00:36:42,909 --> 00:36:44,035
‫یه کشتی تفریحی باشی
‫و خودت رو تحقیر کنی؟

749
00:36:44,076 --> 00:36:45,578
‫- خودم رو تحقیر کنم؟
‫- آره.

750
00:36:45,661 --> 00:36:47,914
‫من واسه هر سفر دریایی
‫یه رقم پنج‌رقمی می‌گیرم، به علاوه مزایا.

751
00:36:47,997 --> 00:36:49,540
‫"به علاوه مزایا."
‫گفت، "به علاوه مزایا."

752
00:36:49,582 --> 00:36:50,833
‫و من فکر می‌کردم
‫اینکه مریت داره تو مکزیک

753
00:36:50,917 --> 00:36:52,251
‫خودش رو با خوش‌گذرونی به کشتن می‌ده
‫غم‌انگیزه. اوه.

754
00:36:52,335 --> 00:36:54,212
‫حالا که حرفش شد،
‫باید برگردم سراغش.

755
00:36:54,253 --> 00:36:56,756
‫این کبد
‫خودش، خودش رو نابود نمی‌کنه.

756
00:36:57,965 --> 00:36:59,759
‫می‌شه این چیزه رو
‫بذاریم کنار؟

757
00:36:59,842 --> 00:37:00,384
‫وایسا، وایسا، وایسا.
‫داری می‌ری؟

758
00:37:00,384 --> 00:37:01,219
‫وایسا، وایسا، وایسا.
‫داری می‌ری؟

759
00:37:01,260 --> 00:37:03,512
‫خب، آره، یعنی،
‫دیدارتون عالی بود.

760
00:37:03,596 --> 00:37:06,766
‫نمی‌دونم، چی،
‫ده سال دیگه می‌بینمتون؟

761
00:37:06,849 --> 00:37:08,935
‫از آشناییتون خوشبختم،
‫بچه‌قورباغه‌ها.

762
00:37:09,018 --> 00:37:10,436
‫آدیوس.

763
00:37:10,519 --> 00:37:12,438
‫آره، می‌دونید چیه؟
‫منم دارم می‌رم.

764
00:37:12,480 --> 00:37:13,606
‫من یه اجرا دارم که باید بهش برسم.

765
00:37:13,606 --> 00:37:14,774
‫جدی؟
‫پول تاکسیت رو می‌دن؟

766
00:37:14,774 --> 00:37:17,068
‫قرارداد محرمانگی امضا کردم.
‫نمی‌تونم یه کلمه حرف بزنم.

767
00:37:17,526 --> 00:37:18,736
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

768
00:37:18,778 --> 00:37:20,780
‫شش تا دستگیره
‫و هیچ‌کدومش بازش نمی‌کنه.

769
00:37:20,863 --> 00:37:22,698
‫فکر کردی با کی
‫داری حرف می‌زنی؟ برو کنار.

770
00:37:22,740 --> 00:37:24,075
‫ببخشید،
‫ولی من واقعاً نمی‌دونم

771
00:37:24,116 --> 00:37:25,743
‫قضیه شماها چیه.

772
00:37:25,785 --> 00:37:27,536
‫حس می‌کنم
‫یه عالمه تاریخچه‌ی عجیب اینجا وجود داره،

773
00:37:27,578 --> 00:37:29,038
‫و اوضاع یه‌کم ناجوره.

774
00:37:29,121 --> 00:37:32,124
‫آره، شماها،
‫شما قبلاً اسب‌سواران بودید.

775
00:37:33,292 --> 00:37:35,378
‫نمی‌فهمم.
‫چرا از هم جدا شدید؟

776
00:37:35,419 --> 00:37:36,796
‫از اون‌ها بپرس.
‫از اون‌ها بپرس چرا جدا شدیم.

777
00:37:36,837 --> 00:37:38,214
‫اگه دستِ من بود،
‫جدا نمی‌شدیم.

778
00:37:41,759 --> 00:37:43,719
‫- "چشم" ازمون خواست تا...
‫- نه، نه.

779
00:37:43,761 --> 00:37:46,264
‫...دستِ یه دلال اسلحه روسی رو
‫رو کنیم.

780
00:37:46,305 --> 00:37:48,140
‫واقعاً لازمه دوباره
‫مرورش کنیم؟

781
00:37:48,182 --> 00:37:50,601
‫ما اشتباهات بزرگی کردیم، ما...

782
00:37:50,643 --> 00:37:52,937
‫- شل گرفتیم.
‫- مغرور شدیم.

783
00:37:52,979 --> 00:37:54,772
‫به خاطر ما،
‫دیلن شرایک دیگه هیچ‌وقت

784
00:37:54,855 --> 00:37:56,482
‫بیرونِ زندان روسیه رو نمی‌بینه.

785
00:37:56,565 --> 00:37:58,651
‫- کی؟
‫- دیلن شرایک. باشه؟

786
00:37:58,734 --> 00:38:00,903
‫اون یه اسب‌سواره. بی‌خیال.
‫یه‌کم مطالعه کن، پسر.

787
00:38:00,987 --> 00:38:04,073
‫خیلی متأسفم.
‫بچه‌ها، روحمم خبر نداشت.

788
00:38:04,156 --> 00:38:05,491
‫چی، اون تا ابد
‫اون تو گیر افتاده؟

789
00:38:05,533 --> 00:38:06,951
‫که مشخصاً یه فاجعه‌ست

790
00:38:06,951 --> 00:38:08,160
‫و چیزی‌ـه که
‫من هیچ‌وقت خودم رو بابتش نمی‌بخشم.

791
00:38:08,160 --> 00:38:09,161
‫منم همینطور.

792
00:38:09,203 --> 00:38:10,579
‫آره، قبوله، پسر.
‫ولی معنیش این نبود که باید ول می‌کردید.

793
00:38:10,579 --> 00:38:13,249
‫پسر، اون...

794
00:38:13,332 --> 00:38:15,167
‫واقعاً ضدحاله، بچه‌ها.
‫متأسفم بابتش.

795
00:38:17,003 --> 00:38:18,212
‫"ضدحال"؟

796
00:38:19,380 --> 00:38:20,673
‫من... من... من عاشقِ اینم که

797
00:38:20,756 --> 00:38:24,760
‫نسل شما چطور
‫مسائل رو اینقدر شیوا جمع‌بندی می‌کنه.

798
00:38:24,802 --> 00:38:26,637
‫یعنی،
‫یکی به من توضیح بده

799
00:38:26,679 --> 00:38:28,681
‫چرا این بچه مدرسه‌ای‌ها
‫اصلاً اینجان.

800
00:38:28,764 --> 00:38:30,349
‫به همون دلیلی که تو هستی، رفیق

801
00:38:31,225 --> 00:38:32,393
‫"چشم" اون‌ها رو خواسته.

802
00:38:33,436 --> 00:38:34,687
‫خب، ما "قلب" رو گرفتیم.

803
00:38:34,770 --> 00:38:36,439
‫"چشم" از ما می‌خواد
‫بعدش چی‌کار کنیم؟

804
00:38:36,522 --> 00:38:38,524
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.
‫- من یه چیزی رو می‌دونم.

805
00:38:38,566 --> 00:38:41,819
‫شما یه الماسِ نیم میلیارد
‫دلاری تو دست‌تونه.

806
00:38:41,861 --> 00:38:43,863
‫اون‌ها قراره تماس بگیرن.

807
00:38:43,946 --> 00:38:46,240
‫- آره، احتمالاً.
‫- وایسا. اطلس، می‌تونم کارتت رو ببینم؟

808
00:38:46,782 --> 00:38:47,825
‫آره.

809
00:38:54,874 --> 00:38:56,292
‫- اووه.
‫- این یه نقشه‌ست.

810
00:38:56,375 --> 00:38:59,628
‫- هی، اطلس، باباته‌.
‫- نه، اون...

811
00:38:59,712 --> 00:39:01,339
‫این نقشه‌ایه که
‫فقط وقتی آشکار می‌شه

812
00:39:01,380 --> 00:39:03,883
‫که اسب‌سواران با هم باشن.

813
00:39:05,718 --> 00:39:08,012
‫- عمراً.
‫- واقعاً، رفیق؟

814
00:39:08,054 --> 00:39:11,390
‫یعنی، بی‌خیال،
‫"چشم" مشخصاً می‌خواد شماها این کار رو بکنید.

815
00:39:11,432 --> 00:39:13,601
‫شما اسب‌سوارانید.
‫مثل اون‌ها رفتار کنید.

816
00:39:18,564 --> 00:39:19,690
‫خیلی‌خب.

817
00:39:19,732 --> 00:39:22,485
‫فکر کنم ساحل روساریتو
‫می‌تونه یه دو روز صبر کنه.

818
00:39:24,612 --> 00:39:27,406
‫من... من می‌تونم سعی کنم
‫زمان این اجرا رو عوض کنم.

819
00:39:27,490 --> 00:39:29,742
‫آسون نیست،
‫ولی یه کاریش می‌کنم.

820
00:39:30,910 --> 00:39:33,287
‫یعنی، یه جورایی دلم تنگ شده بود
‫برای فرار کردن برای زنده موندن

821
00:39:33,287 --> 00:39:35,039
‫و پریدن از روی پشت‌بوم‌ها
‫با شما بچه‌ها.

822
00:39:35,081 --> 00:39:37,583
‫- خوبه که برگشتی.
‫- ممنون.

823
00:39:37,625 --> 00:39:39,585
‫خیلی‌خب، پس
‫اینجا کجاست؟

824
00:39:45,549 --> 00:39:50,304
‫[فرانسه، عمارتِ روسیون]

825
00:39:50,304 --> 00:39:52,181
‫ما قراره
‫اینجا چی‌کار کنیم؟

826
00:39:52,264 --> 00:39:54,600
‫"چشم" بهمون خبر می‌ده.

827
00:39:54,642 --> 00:39:56,435
‫- خیلی‌خب، وقتِ عکس گرفتنه.
‫- داری چی‌کار می‌کنی؟

828
00:39:56,477 --> 00:39:57,770
‫عکس می‌گیرم.
‫این کاریه که زوج‌ها الان می‌کنن.

829
00:39:57,853 --> 00:39:58,729
‫لطفاً عکس‌های

830
00:39:58,771 --> 00:40:00,022
‫- مکان فوق سری رو پست نکن.
‫- حسودی نکن.

831
00:40:00,106 --> 00:40:01,190
‫می‌دونم دلت می‌خواد توش باشی.

832
00:40:01,273 --> 00:40:02,566
‫آره.
‫دلم نمی‌خواد توش باشم.

833
00:40:02,608 --> 00:40:04,110
‫- چون می‌شه ازش به عنوان...
‫- برای خاطره.

834
00:40:04,193 --> 00:40:05,444
‫نه، نه خاطره.
‫مدرک.

835
00:40:09,490 --> 00:40:11,826
‫من هیچ‌وقت
‫همچین دری ندیدم.

836
00:40:13,702 --> 00:40:16,205
‫خیلی‌خب، من نمی‌تونم بازش کنم.

837
00:40:16,997 --> 00:40:18,416
‫تو انجامش می‌دی، جک؟

838
00:40:18,457 --> 00:40:20,292
‫صبر کن.
‫منظورت "جون" نیست؟

839
00:40:20,376 --> 00:40:22,795
‫- جک قفل‌بازکنِ ماست.
‫- اوه.

840
00:40:22,837 --> 00:40:25,464
‫به نظر میاد یه
‫رقابت سالم کوچولو داریم.

841
00:40:25,548 --> 00:40:26,882
‫بی‌خیال، این عادلانه نیست.

842
00:40:26,966 --> 00:40:29,260
‫من از قبل از اینکه اون به دنیا بیاد
‫داشتم قفل باز می‌کردم.

843
00:40:30,803 --> 00:40:32,304
‫بذار سوراخ کلید رو پیدا کنم.

844
00:40:32,388 --> 00:40:35,307
‫- شاید اون طرفشه.
‫- آره، زیرشه.

845
00:40:35,349 --> 00:40:37,309
‫الان حسِ اطمینان رو
‫القا نمی‌کنی، جک.

846
00:40:37,351 --> 00:40:38,811
‫بلده.

847
00:40:38,853 --> 00:40:40,312
‫- بلده.
‫- بدنت خشک شده؟

848
00:40:40,396 --> 00:40:41,397
‫هولم نکنید.

849
00:40:42,523 --> 00:40:45,317
‫کی می‌خواد
‫قفل باز کردن رو شروع کنه؟

850
00:40:45,401 --> 00:40:47,987
‫هی، جک، فکر نکنم
‫این قفلی باشه که بازش کنی.

851
00:40:48,028 --> 00:40:50,239
‫فکر کنم قفلیه که
‫باید حلش کنی. پس...

852
00:40:54,410 --> 00:40:56,162
‫نشونش بده چطوری انجام می‌شه.

853
00:40:56,203 --> 00:40:57,329
‫اوه.

854
00:40:57,329 --> 00:40:59,290
‫اشکالی نداره اگه من فقط
‫خیلی سریع این رو حل کنم؟

855
00:41:01,876 --> 00:41:03,169
‫باشه.

856
00:41:07,840 --> 00:41:09,925
‫اگه تا حالا
‫اتاق فرار رفته باشی،

857
00:41:10,009 --> 00:41:12,970
‫می‌دونی که انواع
‫معماهای مختلف وجود داره.

858
00:41:14,096 --> 00:41:16,474
‫فقط راجع به
‫قفل و کلید نیست.

859
00:41:16,474 --> 00:41:17,641
‫اوه.

860
00:41:17,683 --> 00:41:19,518
‫شاید بخوای
‫یه‌ذره خودت رو به‌روز کنی، جک.

861
00:41:19,560 --> 00:41:20,603
‫اووه.

862
00:41:20,686 --> 00:41:23,397
‫ولی، با کمال میل،
‫اول شما.

863
00:41:25,691 --> 00:41:27,818
‫فکر کنم اون شلش کرد
‫براش، در نهایت.

864
00:41:28,611 --> 00:41:30,029
‫اووه.

865
00:41:30,946 --> 00:41:32,364
‫- اوه.
‫- واو.

866
00:41:32,448 --> 00:41:33,616
‫اینجا کجاست؟

867
00:41:34,200 --> 00:41:35,659
‫بهشتِ خوره های جادو.

868
00:41:35,701 --> 00:41:37,244
‫تابوتِ پی.‌تی. سلبیت؟

869
00:41:39,205 --> 00:41:40,206
‫دیدی؟

870
00:41:40,289 --> 00:41:42,291
‫بچه‌ها، جلیقه دیوانگانِ هودینی.

871
00:41:42,374 --> 00:41:43,542
‫بله، خودشه.

872
00:41:43,626 --> 00:41:45,794
‫هی، می‌شه به یاد قدیما
‫بپوشیش؟

873
00:41:45,878 --> 00:41:47,338
‫- نه.
‫- نه؟

874
00:41:47,379 --> 00:41:48,380
‫فکر کردم خنده‌داره.

875
00:41:48,464 --> 00:41:49,924
‫خیلی ممنون.
‫تو می‌خوای بپوشیش؟

876
00:41:50,466 --> 00:41:52,384
‫- نه.
‫- باشه.

877
00:41:55,804 --> 00:41:57,723
‫چارلی،
‫این رو ببین، پسر.

878
00:41:57,765 --> 00:41:58,766
‫چیه؟

879
00:41:59,308 --> 00:42:00,392
‫گرفتنِ گلوله.

880
00:42:00,476 --> 00:42:01,644
‫امکان نداره!

881
00:42:02,228 --> 00:42:04,438
‫یوو!

882
00:42:19,411 --> 00:42:21,330
‫- بن‌بست؟
‫- آره، بن‌بست.

883
00:42:21,413 --> 00:42:23,707
‫هی، بچه‌ها، بن‌بسته.

884
00:42:23,749 --> 00:42:25,584
‫یا، شاید نیست؟

885
00:42:28,837 --> 00:42:30,047
‫خدای من.

886
00:42:32,591 --> 00:42:33,592
‫آره، هست.

887
00:42:37,263 --> 00:42:38,264
‫عجیبه.

888
00:42:41,267 --> 00:42:45,396
‫تاس باید اینجا باشه
‫و توپ باید اینجا باشه.

889
00:42:50,943 --> 00:42:53,070
‫- اوه.
‫- گل کاشتی.

890
00:42:53,112 --> 00:42:54,113
‫چیزی نیست.

891
00:42:54,196 --> 00:42:55,281
‫چهار ردیف.

892
00:42:55,322 --> 00:42:58,742
‫یک، پنج، هشت، چهار؟
‫این یه کده؟

893
00:42:58,784 --> 00:43:01,203
‫- یک، یک، پنج، شش، 18...
‫- منهای چهار.

894
00:43:01,287 --> 00:43:02,288
‫- یک، هشت، نه؟
‫- پونزده، هشتاد و چهار.

895
00:43:02,329 --> 00:43:03,872
‫- ‏1584.
‫- چ...

896
00:43:03,956 --> 00:43:05,457
‫کتابِ کشفِ جادوگری.

897
00:43:05,499 --> 00:43:06,750
‫اولین کتابِ جادوی صحنه.

898
00:43:06,792 --> 00:43:07,793
‫زمانیه که چاپ شده.

899
00:43:07,876 --> 00:43:09,378
‫خدا،
‫چطوری این رو می‌دونه؟

900
00:43:09,461 --> 00:43:11,714
‫اون عملاً یه کامپیوتر
‫پر از اطلاعات به‌دردنخوره‌.

901
00:43:23,976 --> 00:43:25,060
‫"به‌دردنخور"؟

902
00:43:38,949 --> 00:43:41,285
‫هی، بچه‌ها،
‫این نقشه‌ی طبقات این عمارته.

903
00:43:42,119 --> 00:43:44,121
‫ولی یه جورایی متفاوته.

904
00:43:46,290 --> 00:43:47,833
‫بالا پایینه.

905
00:43:49,001 --> 00:43:51,045
‫چپ راسته.

906
00:43:52,755 --> 00:43:54,632
‫حتی اتاق‌ها هم حقه‌ان.

907
00:43:57,885 --> 00:43:58,969
‫اسب‌سوارانِ من.

908
00:43:59,053 --> 00:44:01,472
‫می‌تونستی فقط دوربین زنگ در رو
چک کنی و در رو واسه‌مون باز کنی

909
00:44:01,513 --> 00:44:03,474
‫خب، اونطوری کجاش
‫خوش می‌گذشت؟

910
00:44:03,557 --> 00:44:05,559
‫قربان. سلام، من چارلی‌ام.

911
00:44:05,643 --> 00:44:08,270
‫- من خیلی طرفدارتونم.
‫- سلام، چارلی.

912
00:44:09,396 --> 00:44:11,774
‫تا حالا یه لنز لوبور
‫به این بزرگی از نزدیک ندیده بودم.

913
00:44:11,815 --> 00:44:14,485
‫واقعاً؟ خب، تو هنوز
‫هیچی ندیدی.

914
00:44:16,820 --> 00:44:18,489
‫پس تو
‫کارت‌های تاروت رو فرستادی؟

915
00:44:18,572 --> 00:44:19,782
‫نه.

916
00:44:19,823 --> 00:44:22,451
‫نه، من خیلی وقته که
‫همچین حماقت‌هایی رو گذاشتم کنار،

917
00:44:22,493 --> 00:44:24,870
‫و اختلالِ جمعیِ شما رو.

918
00:44:25,746 --> 00:44:27,998
‫نه، تنها جادویی که
‫این روزها انجام می‌دم

919
00:44:28,040 --> 00:44:29,458
‫واسه نوه‌هامه.

920
00:44:31,210 --> 00:44:33,087
‫گرچه، چند هفته پیش،

921
00:44:33,170 --> 00:44:35,506
‫یه کارت ظاهر شد
‫پشتِ درِ خونه‌م،

922
00:44:37,049 --> 00:44:40,010
‫بهم هشدار داد که
‫این عمارت رو آماده کنم

923
00:44:40,094 --> 00:44:45,474
‫برای ورودِ هفت نفری که به زودی
‫فراری از قانون می‌شن.

924
00:44:45,516 --> 00:44:46,934
‫- جور درمیاد.
‫- آره.

925
00:44:47,017 --> 00:44:48,686
‫صبر کن، پس چرا
‫"چشم" ما رو اینجا می‌خواد؟

926
00:44:48,769 --> 00:44:50,771
‫خب، من فقط می‌تونم فرض کنم
‫که هر چیزی که هست

927
00:44:50,854 --> 00:44:52,606
‫که می‌خوان بعدش انجام بدید،

928
00:44:52,690 --> 00:44:54,733
‫یه جایی توی این دیوارها
‫پنهان شده.

929
00:44:56,110 --> 00:45:00,114
‫ببینید، این عمارت،
‫شاتو روسیون

930
00:45:00,197 --> 00:45:01,532
‫قبلاً خونه‌ی اون‌ها بوده.

931
00:45:01,573 --> 00:45:04,034
‫سال 1943،

932
00:45:04,118 --> 00:45:08,455
‫متفقین نیاز به معجزات نظامی
‫از هر منبعی داشتن.

933
00:45:09,915 --> 00:45:12,209
‫اون‌ها کمکِ...

934
00:45:12,292 --> 00:45:15,462
‫بعضی از بااستعدادترین
‫شعبده‌بازهای زمان رو گرفتن.

935
00:45:15,546 --> 00:45:19,967
‫اون‌ها یه شهر کامل ساختن
‫با استفاده از گِل، مقوا، چراغ،

936
00:45:20,050 --> 00:45:23,011
‫هزاران تانک لاستیکیِ بادی

937
00:45:23,053 --> 00:45:25,180
‫تا آلمانی‌ها رو گمراه کنن.

938
00:45:25,222 --> 00:45:27,141
‫نبوغِ جاسپر مسکلین.

939
00:45:27,224 --> 00:45:30,310
‫یکی تاریخچه‌ش رو می‌دونه.

940
00:45:30,394 --> 00:45:32,980
‫صبر کن، پس، نازی‌ها
‫چه ربطی به الماس دارن؟

941
00:45:34,314 --> 00:45:36,024
‫این رو، نمی‌دونم.

942
00:45:36,066 --> 00:45:38,694
‫ولی جواب
‫یه جایی همین‌جاست.

943
00:45:40,404 --> 00:45:41,905
‫فقط باید
‫شروع کنیم به گشتن.

944
00:45:44,658 --> 00:45:46,243
‫خانم واندربرگ.
‫خانم واندربرگ.

945
00:45:46,326 --> 00:45:48,078
‫چه پاسخی دارید به
‫شایعاتی که می‌گن شرکت شما

946
00:45:48,120 --> 00:45:49,913
‫چیزی نیست جز یه پوشش
‫برای پول‌شویی؟

947
00:45:49,955 --> 00:45:51,165
‫اسب‌سواران دزدانی هستن

948
00:45:51,248 --> 00:45:54,084
‫که ادای سرگرمی‌سازانِ ضد سرمایه‌داری رو
درمیارن

949
00:45:54,126 --> 00:45:57,337
‫و اون‌ها ناعادلانه
‫من و شرکت خوبم رو هدف قرار دادن.

950
00:45:57,421 --> 00:46:00,174
‫من هر کسی که
‫به ما تهمت می‌زنه رو به چالش می‌کشم

951
00:46:00,257 --> 00:46:02,509
‫تا از نزدیک به عملیات
‫و دفاتر ما نگاه کنه.

952
00:46:02,593 --> 00:46:05,220
‫و من پلیس رو به چالش می‌کشم
‫تا اون شعبده‌بازها رو

953
00:46:05,262 --> 00:46:07,431
‫برگردونه جایی که بهش تعلق دارن،
‫به گذشته.

954
00:46:08,682 --> 00:46:10,100
‫بسیار خب،
‫دیگه سوال نپرسید.

955
00:46:10,184 --> 00:46:12,352
‫دیگه سوال نپرسید، لطفاً!
‫ممنونم!

956
00:46:26,658 --> 00:46:29,912
‫اینترپل گفت کارِ خودی بوده.

957
00:46:29,953 --> 00:46:32,122
‫دزدها دقیقاً می‌دونستن
‫نقاط کور کجاست.

958
00:46:37,127 --> 00:46:39,087
‫- چطور بود؟
‫- بذار حدس بزنم.

959
00:46:39,129 --> 00:46:40,464
‫تو کسی هستی که
‫پشتِ این اسب‌سواران

960
00:46:40,506 --> 00:46:42,549
‫و وردست‌های کوچولوشونه.

961
00:46:42,591 --> 00:46:44,009
‫نه. چرا باید درخواست الماس رو بکنم

962
00:46:44,009 --> 00:46:45,260
‫و بعد سعی کنم بدزدمش؟

963
00:46:46,386 --> 00:46:48,263
‫اگه من جای تو بودم،
‫یه راهی پیدا می‌کردم

964
00:46:48,305 --> 00:46:49,807
‫تا برش گردونم، اونم سریع.

965
00:46:51,016 --> 00:46:52,726
‫من متوجه شدم که
‫تو و تیمِ مسابقه‌ت

966
00:46:52,810 --> 00:46:54,478
‫قراره آخرِ این هفته
‫توی ابوظبی باشید.

967
00:46:54,520 --> 00:46:56,438
‫یه زمین بی‌طرفِ عالی.

968
00:46:56,480 --> 00:46:57,731
‫من مدارکم رو میارم.

969
00:46:57,815 --> 00:47:00,442
‫تو هم قلبت رو بیار،
‫البته اگه داری.

970
00:47:00,484 --> 00:47:02,069
‫من...

971
00:47:04,154 --> 00:47:06,782
‫- پیداشون کردید؟
‫- ما چند تا سرنخ داریم.

972
00:47:06,824 --> 00:47:09,284
‫دیده شده که
‫از بلژیک به سمت جنوب می‌رفتن.

973
00:47:09,326 --> 00:47:10,327
‫حالا دارن
‫می‌گن اسب‌سواران

974
00:47:10,410 --> 00:47:13,247
‫یک ساعت پیش
‫توی فرانسه دیده شدن.

975
00:47:13,330 --> 00:47:15,332
‫رئیسِ پلیس فرانسه بهم بدهکاره.

976
00:47:15,374 --> 00:47:19,044
‫فقط بهش زنگ بزن و بگو
‫که من سرِ این اسب‌سواران رو توی سینی می‌خوام.

977
00:47:19,127 --> 00:47:22,256
‫ژاندارمری پیداشون می‌کنه.
‫مطمئنم.

978
00:47:23,841 --> 00:47:25,342
‫تادئوس بهمون گفت
‫دنبالِ یه چیزی بگردیم.

979
00:47:25,425 --> 00:47:26,760
‫فکر می‌کنی چی باشه؟

980
00:47:29,930 --> 00:47:30,514
‫ببخشید. یعنی...
‫فقط استرس دارم.

981
00:47:30,556 --> 00:47:32,349
‫من خیلی طرفدار شمام.

982
00:47:32,391 --> 00:47:35,143
‫و پای پلیس رو کشیدم وسط،
‫و واقعاً...

983
00:47:36,186 --> 00:47:37,980
‫واقعاً... قرار نیست بگم.

984
00:47:38,021 --> 00:47:40,190
‫بخشیدمت.

985
00:47:40,232 --> 00:47:42,693
‫و شما کاری کردید
‫اسب‌سواران خوب به نظر برسن.

986
00:47:42,734 --> 00:47:45,696
‫ولی من تو رو ندیدم.
‫چرا توش نبودی؟

987
00:47:45,737 --> 00:47:48,991
‫من فقط... ترجیح می‌دم
‫پشتِ صحنه باشم، می‌دونی.

988
00:47:49,741 --> 00:47:51,451
‫من تمام حقه‌هامون رو طراحی می‌کنم.

989
00:47:51,535 --> 00:47:53,954
‫ما کجا داریم می‌ریم؟
‫حس می‌کنم گم شدیم.

990
00:47:54,037 --> 00:47:56,623
‫واقعاً اون رو ترجیح می‌دی،
‫یا فقط چیزی‌ـه که پشتش قایم می‌شی؟

991
00:47:57,416 --> 00:47:59,167
‫منظورت چیه؟

992
00:47:59,960 --> 00:48:02,004
‫خب، من... اووه.

993
00:48:02,045 --> 00:48:05,173
‫برای سال‌ها، به خودم می‌گفتم
‫که دلم می‌خواد یه دستیار باشم،

994
00:48:05,215 --> 00:48:07,342
‫که برام مهم نیست
‫زیرِ سایه‌ی اطلس باشم،

995
00:48:07,384 --> 00:48:08,552
‫چون اون خیلی نابغه‌ست.

996
00:48:08,594 --> 00:48:11,471
‫ولی واقعاً، من فقط...
‫می‌ترسیدم.

997
00:48:12,723 --> 00:48:15,642
‫می‌ترسیدم
‫که برم زیرِ نورِ صحنه.

998
00:48:19,479 --> 00:48:22,691
‫اووه. تادئوس راست می‌گفت.
‫بالا پایینه.

999
00:48:33,410 --> 00:48:35,913
‫اتاقِ وارونه. باحاله.

1000
00:48:36,955 --> 00:48:38,415
‫باحاله؟

1001
00:48:38,457 --> 00:48:40,334
‫هیچی برای تو
‫چشمگیر نیست؟

1002
00:48:40,417 --> 00:48:42,544
‫واسه همین گفتم "باحاله."

1003
00:48:42,586 --> 00:48:44,254
‫نمی‌دونی
‫باحال یعنی چی؟

1004
00:48:44,338 --> 00:48:47,090
‫خیلی‌خب، بیا فقط سعی کنیم بفهمیم
‫این اتاق چطوری کار می‌کنه، باشه؟

1005
00:48:47,299 --> 00:48:48,300
‫آره.

1006
00:48:53,680 --> 00:48:54,973
‫فهمیدم.

1007
00:48:55,015 --> 00:48:57,351
‫معلومه. درسته.
‫تو همه چیز رو از قبل می‌دونی.

1008
00:48:57,434 --> 00:48:58,852
‫خب این دفعه
‫چه اشتباهی کردم؟

1009
00:48:58,936 --> 00:49:01,229
‫هیچی.
‫عذرخواهی می‌کنم.

1010
00:49:01,271 --> 00:49:03,357
‫تو فوق‌العاده‌ای.
‫تماشای کارت باعث افتخاره.

1011
00:49:04,608 --> 00:49:06,568
‫تا حالا کسی بهت گفته
‫که تو دیوونه‌ی کنترلی؟

1012
00:49:06,610 --> 00:49:07,653
‫آره. خیلی وقت‌ها.

1013
00:49:13,450 --> 00:49:14,952
‫ووو! هی!

1014
00:49:18,205 --> 00:49:19,498
‫من واقعاً فهمیدمش.

1015
00:49:27,130 --> 00:49:29,007
‫اوه. واو.

1016
00:49:41,895 --> 00:49:43,188
‫اثرِ پاستیل‌ها شروع شد.

1017
00:49:48,151 --> 00:49:49,820
‫نمی‌دونم
‫دنبالِ چی می‌گردیم.

1018
00:49:49,861 --> 00:49:51,488
‫هر چیزِ عجیب‌غریبی.

1019
00:49:51,571 --> 00:49:53,490
‫- همه چی عجیب‌غریبه.
‫- یا خدا.

1020
00:49:54,491 --> 00:49:55,492
‫این رو ببین.

1021
00:50:00,247 --> 00:50:02,499
‫می‌دونی، من همیشه
‫تو رو الگوی خودم می‌دونستم.

1022
00:50:02,582 --> 00:50:03,834
‫آره؟

1023
00:50:03,917 --> 00:50:06,336
‫آره، قبل از اینکه
‫بشی شعبده‌بازِ کشتی تفریحی.

1024
00:50:06,378 --> 00:50:08,130
‫هی، من رویدادهای
‫شرکتی هم انجام می‌دم.

1025
00:50:08,171 --> 00:50:09,756
‫امکان نداره.
‫اصلاً معلوم نبود.

1026
00:50:11,550 --> 00:50:13,844
‫خب اون
‫تلف کردنِ کاملِ وقت بود. حالا چی؟

1027
00:50:13,927 --> 00:50:15,470
‫یه حقه. باشه؟ بدون خوشمزه‌بازی،

1028
00:50:15,512 --> 00:50:17,305
‫بدونِ چرب‌زبونی.
‫فقط یه حقه.

1029
00:50:17,347 --> 00:50:19,474
‫داداش، من مجبور نیستم
‫خودم رو به تو ثابت کنم.

1030
00:50:19,516 --> 00:50:20,642
‫یعنی، یه جورایی مجبوری.

1031
00:50:20,684 --> 00:50:22,310
‫بهم نشون بده چرا
‫"چشم" انتخابت کرد.

1032
00:50:23,020 --> 00:50:24,855
‫می‌دونی چیه؟

1033
00:50:24,896 --> 00:50:26,940
‫بهم ثابت کن که
‫به پرستار بچه نیاز نداری.

1034
00:50:29,234 --> 00:50:31,319
‫چیه،
‫حالا دیگه اجرا نمی‌کنی؟

1035
00:50:31,361 --> 00:50:33,613
‫دیگه نمایش دادن رو تموم کردی
‫چون دوست‌های ناجورت اینجا نیستن؟

1036
00:50:33,655 --> 00:50:35,490
‫اون‌ها خانواده‌ی منن.

1037
00:50:35,490 --> 00:50:37,325
‫حواست باشه.
‫مجبور نیستم تحت تأثیر قرارشون بدم.

1038
00:50:37,367 --> 00:50:38,493
‫خیلی‌خب، باشه.
‫فراموشش کن.

1039
00:50:38,535 --> 00:50:39,786
‫فقط می‌خواستم ببینم
‫عرضه‌ی چه کاری رو داری

1040
00:50:39,870 --> 00:50:41,329
‫وقتی که سعی نمی‌کنی
‫تشویق‌های ارزون بگیری،

1041
00:50:41,371 --> 00:50:43,665
‫ولی حدس می‌زنم
‫جواب هیچیه.

1042
00:50:46,543 --> 00:50:49,796
‫خیلی‌خب.
‫می‌خوای یه حقه جادویی ببینی؟

1043
00:50:49,880 --> 00:50:51,381
‫ببین، مشکلِ تو، اطلس،

1044
00:50:51,465 --> 00:50:54,301
‫اینه که فقط دوست داری
‫همه چیز رو بیش از حد پیچیده کنی، پسر.

1045
00:50:54,384 --> 00:50:58,638
‫پیدا کردنِ یه الماس
‫خیلی آسون‌تر از اون چیزی‌ـه که فکر می‌کنی.

1046
00:50:58,722 --> 00:51:00,891
‫- اووه.
‫- و اینکه...

1047
00:51:01,475 --> 00:51:02,517
‫...غیبش کنی.

1048
00:51:02,559 --> 00:51:04,019
‫- ایول.
‫- جیبت رو بگرد.

1049
00:51:04,061 --> 00:51:05,062
‫- واقعاً؟
‫- آره.

1050
00:51:06,813 --> 00:51:09,691
‫اووه، بد نبود.
‫رفتن کارت به جای غیرممکن.

1051
00:51:09,733 --> 00:51:11,193
‫ولی جلو غازی و معلق‌بازی؟

1052
00:51:11,234 --> 00:51:13,361
‫چون من همین الانشم
‫پنج قدم ازت جلوترم.

1053
00:51:13,403 --> 00:51:14,446
‫جیبت رو بگرد.

1054
00:51:16,156 --> 00:51:17,365
‫هی.

1055
00:51:17,407 --> 00:51:20,077
‫- این‌ها عتیقه‌های قیمتی‌ان.
‫- آره.

1056
00:51:20,118 --> 00:51:21,870
‫این اتاق جاییه که عتیقه‌های قدیمی

1057
00:51:21,912 --> 00:51:23,663
‫می‌رن به آرامگاهِ ابدیشون.

1058
00:51:23,747 --> 00:51:27,334
‫آره. تو، تو
‫احتمالاً درست می‌گی، تادئوس.

1059
00:51:27,417 --> 00:51:30,545
‫ولی، نه قبل از اینکه
‫یه شانسِ آخر برای درخشش داشته باشن.

1060
00:51:30,837 --> 00:51:32,464
‫هیچ‌وقت توی پوکر
‫خوب نبودم،

1061
00:51:32,506 --> 00:51:36,760
‫ولی آیا خشت مغلوبِ دل می‌شه؟
(الماس)

1062
00:51:37,886 --> 00:51:40,013
‫- اووه. ایناهاش.
‫- ووو.

1063
00:51:40,097 --> 00:51:42,432
‫انحرافِ توجهِ خوبی بود،
‫ولی، بیاید فراموش نکنیم

1064
00:51:42,516 --> 00:51:44,017
‫- قضیه واقعاً سرِ چیه.
‫- کار من تموم نشده بود.

1065
00:51:44,101 --> 00:51:46,978
‫- بهشون نشون بده، چارلی.
‫- غیب کردنِ یه جواهر.

1066
00:51:47,020 --> 00:51:48,313
‫- بذار این رو ببینیم.
‫- خیلی‌خب.

1067
00:51:48,355 --> 00:51:50,482
‫چشمتون رو از جایزه برندارید.

1068
00:51:50,524 --> 00:51:54,319
‫می‌چرخن و می‌چرخن،
‫کجا وایمیستن، هیچ‌کی نمی‌دونه.

1069
00:51:54,361 --> 00:51:56,655
‫- غیبِ غیب شد.
‫- اووه.

1070
00:51:56,696 --> 00:51:59,533
‫هنرِ سیاه، میز دستکاری شده،
‫وقتی اومدم تو دیدمش.

1071
00:51:59,616 --> 00:52:01,827
‫- وقتِ یه فرارِ تمیزه.
‫- آره.

1072
00:52:01,868 --> 00:52:04,037
‫- کجا داره می‌ره؟
‫- می‌دونم داره چی‌کار می‌کنه.

1073
00:52:05,705 --> 00:52:07,916
‫جک در جعبه؟
‫این حقه‌ست؟

1074
00:52:09,209 --> 00:52:11,336
‫این چیزها قدیمیه.
[جک و گلدی]

1075
00:52:11,378 --> 00:52:13,797
‫اگه می‌دونستم خلاص شدن از شرش
‫اینقدر راحته...

1076
00:52:13,880 --> 00:52:15,465
‫- نه اونقدر راحت.
‫- آره، جک.

1077
00:52:15,549 --> 00:52:18,051
‫خیلی‌خب، دست‌گرمی
‫دیگه کافیه،

1078
00:52:18,093 --> 00:52:19,553
‫وقتِ نمایشِ اصلیه.

1079
00:52:19,594 --> 00:52:22,722
‫ازتون می‌خوام به
‫یکی از این کارت‌ها فکر کنید،

1080
00:52:22,806 --> 00:52:26,852
‫ولی به اونی که فکر می‌کنید
من می‌خوام بهش فکر کنید، فکر نکنید

1081
00:52:26,893 --> 00:52:28,395
‫- انتخاب کردی؟
‫- آره، انتخاب کردم.

1082
00:52:29,980 --> 00:52:32,149
‫- کارتت چی بود؟
‫- چهارِ دل.

1083
00:52:33,441 --> 00:52:34,734
‫هاها.

1084
00:52:34,818 --> 00:52:37,737
‫ایول، پروفسور.
‫تحت تأثیر قرار گرفتم. تحت تأثیر قرار گرفتم.

1085
00:52:37,779 --> 00:52:40,073
‫هی. هی. اون لیوان
‫از خودت هم پیرتره.

1086
00:52:40,115 --> 00:52:42,367
‫ببخشید، رئیس. خیلی ببخشید.

1087
00:52:42,409 --> 00:52:43,660
‫ببینید، بچه‌ها،
‫دروغ نمی‌گم.

1088
00:52:43,743 --> 00:52:45,036
‫این واقعاً باحال بود.

1089
00:52:45,036 --> 00:52:46,621
‫- واقعاً، واقعاً باحاله.
‫- برو نشون‌شون بده.

1090
00:52:46,621 --> 00:52:49,583
‫ولی، فکر کنم فقط می‌خوام
‫یه‌کمی باحال‌ترش کنم.

1091
00:52:49,583 --> 00:52:52,002
‫برف تو این قسمت از فرانسه
‫کمیابه،

1092
00:52:52,085 --> 00:52:55,589
‫ولی، یخ،
‫این دیگه غیرممکنه.

1093
00:52:58,550 --> 00:52:59,926
‫- کلاسیک.
‫- ایول.

1094
00:53:00,010 --> 00:53:01,094
‫چطوری اینقدر خوب
‫غیب می‌کنی؟

1095
00:53:01,178 --> 00:53:02,971
‫یه شعبده‌باز هیچ‌وقت رازش رو لو نمی‌ده.

1096
00:53:03,722 --> 00:53:05,140
‫اووه. کیش.

1097
00:53:05,932 --> 00:53:06,933
‫مات؟

1098
00:53:07,392 --> 00:53:09,186
‫لعنتی.

1099
00:53:09,227 --> 00:53:13,190
‫قبول کن، باسکو. خرد
‫و مهارت همیشه بر جوانی و تکبر پیروز می‌شه.

1100
00:53:13,231 --> 00:53:16,359
‫ممنونم. هیچ‌وقت فرض نکن
‫باهوش‌ترین آدمِ توی اتاقی. ثابتش کن.

1101
00:53:16,401 --> 00:53:18,528
‫بی‌خیال بابا.
‫تو هیچی رو ثابت نکردی.

1102
00:53:18,528 --> 00:53:19,738
‫هی، می‌تونم فقط
‫به همه یادآوری کنم

1103
00:53:19,738 --> 00:53:20,947
‫که ما هنوز نفهمیدیم

1104
00:53:21,031 --> 00:53:23,200
‫چرا اصلاً تو این
‫عتیقه‌ی جنگ جهانی دوم هستیم.

1105
00:53:23,241 --> 00:53:24,451
‫صبر کن!

1106
00:53:25,785 --> 00:53:26,995
‫جاسپر مسکلین،

1107
00:53:27,037 --> 00:53:29,039
‫همون... همون شعبده‌بازی
‫که نازی‌ها رو شکست داد.

1108
00:53:29,080 --> 00:53:32,500
‫اون شهرهای الکی ساخت،
‫تانک‌های الکی.

1109
00:53:32,542 --> 00:53:34,502
‫یعنی... نمی‌دونم...

1110
00:53:46,765 --> 00:53:48,058
‫ووو.

1111
00:53:48,099 --> 00:53:49,184
‫واو.

1112
00:53:53,480 --> 00:53:55,065
‫خدای من، درست می‌گفتم؟

1113
00:53:55,106 --> 00:53:57,067
‫هی، اصول اولیه جادو، پسر،
‫هیچ‌وقت طوری رفتار نکن که سورپرایز شدی

1114
00:53:57,108 --> 00:53:58,568
‫وقتی حقه واقعاً کار می‌کنه.

1115
00:53:58,568 --> 00:53:59,903
‫شرمنده.

1116
00:54:06,493 --> 00:54:08,411
‫- خدای بزرگ.
‫- اون‌ها چیه؟

1117
00:54:08,495 --> 00:54:10,497
‫دانشنامه‌ی
‫جنایتکاران جنگی نازی.

1118
00:54:10,580 --> 00:54:13,833
‫که ظاهراً شاملِ پدرِ ورونیکا هم می‌شه.

1119
00:54:13,917 --> 00:54:16,586
‫بعد از جنگ جهانی دوم، نازی‌های
‫بازمانده به سراسر دنیا فرار کردن.

1120
00:54:16,670 --> 00:54:19,214
‫من حسابدار نیستم،
‫ولی به نظر میاد پیتر واندربرگ

1121
00:54:19,256 --> 00:54:21,424
‫با شستن پول‌های کثیف اون‌ها
‫پولدار شده.

1122
00:54:21,466 --> 00:54:22,926
‫آره، و ظاهراً
‫ورونیکا راهش رو ادامه داده

1123
00:54:23,009 --> 00:54:25,220
‫درست از همون‌جایی که اون ولش کرد
‫با استفاده از شبکه جنایتش.

1124
00:54:25,262 --> 00:54:26,763
‫ولی...
‫ولی نمی‌فهمم.

1125
00:54:26,846 --> 00:54:28,181
‫"چشم" از ما می‌خواد
‫با این چی‌کار کنیم؟

1126
00:54:28,265 --> 00:54:30,267
‫خب، اگه اشتباه نکنم،

1127
00:54:31,643 --> 00:54:35,272
‫"چشم" از ما می‌خواد
‫دست واندربرگ‌ها رو، رو کنیم،

1128
00:54:35,355 --> 00:54:38,608
‫دو نسل از جنایتکاران رو
‫بکشیم پایین

1129
00:54:38,650 --> 00:54:40,235
‫با یه تردستیِ ساده.

1130
00:54:40,277 --> 00:54:41,611
‫من چند تا شایعه جالب

1131
00:54:41,695 --> 00:54:43,780
‫راجع به واندربرگ‌ها تو اینترنت خوندم.

1132
00:54:43,822 --> 00:54:47,117
‫به نظر میاد 15 سال پیش،
‫مادر ورونیکا خودکشی کرده،

1133
00:54:47,158 --> 00:54:49,619
‫و یه هفته بعد،
‫ترمز ماشین خدمتکارشون بریده.

1134
00:54:50,704 --> 00:54:52,789
‫ماشینش تصادف کرد،
‫خودش و پسرش مُردن.

1135
00:54:52,831 --> 00:54:54,708
‫یه شک‌هایی بود
‫مبنی بر خرابکاری،

1136
00:54:54,791 --> 00:54:56,793
‫ولی هیچی
‫هیچ‌وقت ثابت نشد.

1137
00:54:58,295 --> 00:55:00,046
‫- اووه.
‫- لعنتی.

1138
00:55:08,305 --> 00:55:09,306
‫پلیس!

1139
00:55:09,347 --> 00:55:10,849
‫صبر کنید،
‫صبر کنید، صبر کنید.

1140
00:55:10,890 --> 00:55:12,350
‫خوب گوش کنید.

1141
00:55:12,434 --> 00:55:15,020
‫- پخش بشید، یه راه فرار پیدا کنید.
‫- باشه.

1142
00:55:15,061 --> 00:55:16,479
‫- بیاید، بریم.
‫- برو. برو.

1143
00:55:16,479 --> 00:55:18,231
‫ - راست می‌گه. همه پخش بشید.
خیلی‌خب، بریم -

1144
00:55:38,168 --> 00:55:39,210
‫این طرف، این طرف!

1145
00:55:42,088 --> 00:55:43,506
‫ایست!

1146
00:55:49,220 --> 00:55:50,764
‫- برگرد.
‫- برگرد.

1147
00:55:53,266 --> 00:55:55,894
‫شنیدی چی گفت، باسکو.
‫برگرد.

1148
00:56:05,403 --> 00:56:06,654
‫دارن میان!

1149
00:56:29,052 --> 00:56:30,303
!دالی، آقا پلیسه

1150
00:56:32,472 --> 00:56:33,556
‫آدیوس، رفیق.

1151
00:56:51,616 --> 00:56:52,992
!ایست

1152
00:56:53,034 --> 00:56:56,454
درود، آقایان، درود

1153
00:56:56,538 --> 00:56:58,164
‫می‌دونید،
‫معمولاً، من دوست دارم

1154
00:56:58,206 --> 00:56:59,958
‫یه تورِ حسابی
‫به مهمان‌های جدید بدم.

1155
00:57:01,876 --> 00:57:03,670
‫حدس می‌زنم متوجه شدید

1156
00:57:03,711 --> 00:57:06,214
‫که این خونه
‫رازهای زیادی داره.

1157
00:57:06,297 --> 00:57:07,298
‫تادئوس!

1158
00:57:14,139 --> 00:57:15,140
‫تادئوس!

1159
00:57:18,226 --> 00:57:19,686
‫دوست دارید یه حقه
‫جادویی ببینید؟

1160
00:57:20,061 --> 00:57:21,354
...چه

1161
00:57:21,896 --> 00:57:24,732
‫چطوره
‫اگه خودم رو...

1162
00:57:24,774 --> 00:57:26,359
‫غیب کنم؟

1163
00:57:26,401 --> 00:57:27,610
‫تکون نخور!

1164
00:57:28,570 --> 00:57:29,863
!شلیک نکن

1165
00:57:30,071 --> 00:57:31,072
‫تادئوس!

1166
00:57:38,830 --> 00:57:39,956
کجا...؟

1167
00:57:40,498 --> 00:57:41,958
!برید بگردید

1168
00:57:41,958 --> 00:57:43,460
!نمی‌تونه دور شده باشه

1169
00:57:45,920 --> 00:57:47,714
‫- تادئوس!
!ایست -

1170
00:57:49,591 --> 00:57:50,842
!دست‌ها روی سرت

1171
00:57:57,098 --> 00:57:58,224
‫خدایا شکرت.

1172
00:57:58,308 --> 00:57:59,851
‫هی، سریع‌ترین راهِ خروج
‫از اینجا کدومه؟

1173
00:57:59,851 --> 00:58:01,978
‫- بعد از اون پیچ...
‫- آره.

1174
00:58:02,061 --> 00:58:05,148
‫...یه گذرگاه هست.

1175
00:58:05,190 --> 00:58:08,234
‫فقط نهر رو دنبال کنید
‫از وسط جنگل.

1176
00:58:10,987 --> 00:58:13,239
‫نه. نه، نه، نه، نه،
‫نه، نه، نه، نه. نه، نه، نه.

1177
00:58:13,323 --> 00:58:15,241
‫امکان نداره.
‫یالا، تادئوس، پاشو.

1178
00:58:15,325 --> 00:58:16,659
‫قراره الان بریم.

1179
00:58:16,701 --> 00:58:18,161
‫باید برات کمک بیاریم.

1180
00:58:19,037 --> 00:58:20,663
‫لطفاً، پاشو.

1181
00:58:21,873 --> 00:58:24,501
‫شما باید
‫ورونیکا واندربرگ رو متوقف کنید.

1182
00:58:24,584 --> 00:58:27,420
‫نه، ما بدون تو
‫نمی‌تونیم انجامش بدیم، تادئوس.

1183
00:58:29,214 --> 00:58:30,507
‫شما به من نیاز ندارید.

1184
00:58:32,509 --> 00:58:34,052
‫ولی به همدیگه نیاز دارید.

1185
00:58:36,221 --> 00:58:37,514
‫هیچ‌وقت فراموش نکنید.

1186
00:58:41,851 --> 00:58:44,103
‫می‌دونستم وقتی اومدم اینجا،
‫این...

1187
00:58:45,688 --> 00:58:49,317
‫احتمالاً آخرین حقه‌ی من بود.

1188
00:58:52,529 --> 00:58:56,115
‫حالا، نذارید
‫مرگم بیهوده باشه.

1189
00:58:59,202 --> 00:59:01,204
‫کارهای زیادی هست که باید انجام بشه.

1190
00:59:05,708 --> 00:59:09,003
‫برید. همین الان برید، برید. لطفاً.

1191
00:59:10,296 --> 00:59:11,548
‫قبل از اینکه...

1192
00:59:13,049 --> 00:59:14,926
‫خیلی دیر بشه.

1193
00:59:30,316 --> 00:59:31,734
‫بریم. باید بریم.

1194
00:59:31,943 --> 00:59:32,986
‫اطلس!

1195
01:00:00,221 --> 01:00:02,056
‫پلیس
‫جون رو دستگیر کرد.

1196
01:00:02,098 --> 01:00:03,850
‫خب، جک
‫و مریت چی؟

1197
01:00:03,891 --> 01:00:05,893
‫- اون‌ها هم همینطور.
‫- خیلی‌خب، پس فراریشون می‌دیم.

1198
01:00:05,935 --> 01:00:07,395
‫بیا فقط یه ثانیه
‫راجع بهش حرف بزنیم.

1199
01:00:07,437 --> 01:00:08,479
‫راجع به چی حرف بزنیم؟

1200
01:00:08,563 --> 01:00:09,689
‫به من گوش کن.
‫باید هوشمندانه عمل کنیم.

1201
01:00:09,731 --> 01:00:11,482
‫نه. ما باید
‫دوستم رو از زندان بیاریم بیرون.

1202
01:00:11,566 --> 01:00:13,318
‫- باسکو...
‫- ببین، وقتی داشتی راجع به همه اون چیزها

1203
01:00:13,401 --> 01:00:15,528
‫در مورد ما تحقیق می‌کردی، می‌دونی
‫چی پیدا نشد؟

1204
01:00:16,613 --> 01:00:18,239
‫چارلی و جون
‫تنها دوست‌های منن.

1205
01:00:18,990 --> 01:00:20,408
‫می‌دونی من
‫واقعاً عاشق چی‌شونم؟

1206
01:00:20,450 --> 01:00:22,243
‫اون‌ها باعث نمی‌شن
‫حس کنم یه آدم عوضی‌ام.

1207
01:00:22,327 --> 01:00:23,536
‫- من می‌رم جون رو بیارم.
‫- باسکو، صبر کن...

1208
01:00:23,578 --> 01:00:25,079
‫- به من گوش کن. هی.
‫- فقط یه ثانیه، رفیق.

1209
01:00:25,163 --> 01:00:26,205
‫به من گوش کن.
‫نمی‌تونی.

1210
01:00:26,247 --> 01:00:27,248
‫چرا؟ بگو.

1211
01:00:27,332 --> 01:00:28,916
‫اون‌ها دنبالِ
‫تو می‌گردن، باسکو.

1212
01:00:29,000 --> 01:00:30,376
‫اون‌ها دنبالِ
‫همه‌مون می‌گردن.

1213
01:00:30,418 --> 01:00:32,503
‫- آره. آره، تو هم قراره دستگیر بشی.
‫- آره.

1214
01:00:32,587 --> 01:00:34,088
‫- لعنتی.
‫- دقیقاً.

1215
01:00:34,130 --> 01:00:35,256
‫کاش یه نفر دیگه بود

1216
01:00:35,298 --> 01:00:36,549
‫که اونقدر دیوونه بود
‫که یه فرار از زندان راه بندازه

1217
01:00:36,591 --> 01:00:39,010
‫بدون هیچ منبعی،
‫بدون هیچ محافظتی.

1218
01:00:39,093 --> 01:00:40,303
‫- اطلس.
‫- آره؟

1219
01:00:41,929 --> 01:00:43,514
‫شاید باشه.

1220
01:00:43,556 --> 01:00:44,974
[اداره‌ی پلیس]

1221
01:01:00,782 --> 01:01:05,078
‫تادئوس مارکوس بردلی،
‫در صورتی که علاقه‌مندید

1222
01:01:05,119 --> 01:01:08,122
‫اسمِ مردی رو بدونید
‫که همین الان به قتل رسوندید.

1223
01:01:09,123 --> 01:01:10,917
‫بله،

1224
01:01:12,126 --> 01:01:13,419
‫اون مایه تأسف بود.

1225
01:01:14,962 --> 01:01:17,215
‫می‌دونی، وقتی این
‫ماجرا شروع شد،

1226
01:01:17,298 --> 01:01:20,968
‫هیچ اهمیتی به تو
‫یا الماست نمی‌دادم،

1227
01:01:21,010 --> 01:01:27,141
‫ولی تو همین الان
‫کاملاً شخصیش کردی.

1228
01:01:27,183 --> 01:01:31,896
‫و حالا، من واقعاً مشتاقم
‫که تو رو به خاک سیاه بنشونم.

1229
01:01:31,979 --> 01:01:34,899
‫پدرم اگه بود
‫عاشقت می‌شد.

1230
01:01:34,982 --> 01:01:36,776
‫اون خیلی به جادو علاقه داشت.

1231
01:01:36,818 --> 01:01:38,319
‫وقتی پنج یا شش سالم بود،

1232
01:01:38,403 --> 01:01:40,863
‫در یکی از معدود لحظاتی
‫که اون رو برای خودم داشتم،

1233
01:01:41,823 --> 01:01:43,324
‫بهم یه حقه یاد داد.

1234
01:01:43,408 --> 01:01:45,952
‫یه دستمال ابریشمی قرمز رو
‫غیب می‌کرد

1235
01:01:45,993 --> 01:01:47,662
‫و بعد از دهنش
‫می‌آورد بیرون.

1236
01:01:47,745 --> 01:01:49,622
‫عاشقش بودم!

1237
01:01:49,664 --> 01:01:52,166
‫درست به همون اندازه که باید
‫زرق و برق داشت.

1238
01:01:52,250 --> 01:01:55,294
‫و من ماه‌ها
‫اون حقه رو تمرین کردم.

1239
01:01:55,336 --> 01:01:57,839
‫فکر می‌کردم که
‫اگه بتونم درست انجامش بدم،

1240
01:01:57,922 --> 01:01:59,465
‫سهم بیشتری از...

1241
01:02:01,092 --> 01:02:02,260
‫از توجه‌ش رو به دست میارم.

1242
01:02:03,344 --> 01:02:05,638
‫ولی اون توهم بود.

1243
01:02:05,680 --> 01:02:07,932
‫از اون موقع
‫از جادو متنفر شدم.

1244
01:02:08,015 --> 01:02:10,852
‫از ادا اطوارش، از لوس‌بازیش،
‫دیگه چیزی نگم

1245
01:02:10,893 --> 01:02:14,313
‫از کلاهبردارهایی مثل تو
‫با اون ذهن‌خونی‌هاتون.

1246
01:02:16,774 --> 01:02:20,486
‫هیچ‌کدوم از ما
‫قدرت‌های ماورایی نداریم، آقای مک‌کینی.

1247
01:02:20,528 --> 01:02:23,698
‫ولی لازم هم نیست داشته باشید.
‫تو می‌دونی "قلب" من کجاست.

1248
01:02:23,781 --> 01:02:25,366
‫و منم لازم نیست داشته باشم،

1249
01:02:25,450 --> 01:02:27,201
‫چون تو
‫قراره بهم بگی.

1250
01:02:28,411 --> 01:02:30,538
‫فکر کنم اونقدر باهوش باشی
‫که بدونی

1251
01:02:30,621 --> 01:02:34,000
‫بمیرم هم جاش رو بهت نمی‌گم،
‫به قول تگزاسی‌ها.

1252
01:02:34,041 --> 01:02:36,377
‫و، در مورد ذهن‌خونی
‫در اشتباهی.

1253
01:02:36,419 --> 01:02:41,299
‫مردم کلِ داستان زندگیشون رو
‫توی صورتشون نشون می‌دن.

1254
01:02:41,382 --> 01:02:43,801
‫فقط باید بلد باشی
‫چطوری بخونیش.

1255
01:02:43,885 --> 01:02:45,678
‫مثلاً مال خودت رو در نظر بگیر.

1256
01:02:46,888 --> 01:02:49,223
‫- اجازه هست؟
‫- با کمال میل.

1257
01:02:50,808 --> 01:02:52,351
‫قراره خوش بگذره.

1258
01:02:52,393 --> 01:02:55,563
‫خب، تو همین الانش کلی چیز به اشتراک گذاشتی،

1259
01:02:55,605 --> 01:02:59,192
‫با جزئیاتِ زجرآور،
‫مشکلاتت با پدرت،

1260
01:02:59,233 --> 01:03:02,320
‫ولی من راجع به
‫مادرت کنجکاوم.

1261
01:03:03,446 --> 01:03:06,824
‫چرا خودکشی کرد؟

1262
01:03:08,242 --> 01:03:10,411
‫آیا اونم به اندازه‌ی تو

1263
01:03:10,495 --> 01:03:13,623
‫تشنه‌ی توجهِ پدرت بود؟

1264
01:03:15,333 --> 01:03:16,584
‫اووه...

1265
01:03:16,667 --> 01:03:17,710
‫بود.

1266
01:03:17,752 --> 01:03:20,421
‫و دلیلش چی بود؟

1267
01:03:20,463 --> 01:03:24,050
‫نکنه پدرت به یکی دیگه توجه می‌کرد؟

1268
01:03:26,177 --> 01:03:29,722
‫وقتی موهات رو می‌زنی
‫پشت گوشت، یعنی لو دادی.

1269
01:03:30,932 --> 01:03:32,850
‫پس قضیه همین بود

1270
01:03:32,934 --> 01:03:36,938
‫خب، آیا اون
‫با منشیش مخفیانه ازدواج کرده بود؟

1271
01:03:36,979 --> 01:03:39,565
‫نه، اون خیلی کلیشه‌ایه.

1272
01:03:39,607 --> 01:03:42,944
‫ولی باید کسی بوده باشه که
‫به مادرت نزدیک بوده که باعث شده اون...

1273
01:03:44,362 --> 01:03:47,198
‫یه دوست صمیمی؟
‫آرایشگر؟

1274
01:03:49,617 --> 01:03:51,536
‫خدمتکار که نبود، بود؟

1275
01:03:52,787 --> 01:03:55,623
‫نه، خدمتکار نبود.

1276
01:03:55,706 --> 01:03:57,792
‫من وقتِ این کارها رو ندارم.

1277
01:03:57,834 --> 01:04:00,586
‫و این چیزی‌ـه که مردم معمولاً
‫وقتی به هدف نزدیک می‌شم می‌گن.

1278
01:04:00,628 --> 01:04:03,714
‫باید کولر رو زیاد کنیم،
‫شاید یه پنجره باز کنیم؟

1279
01:04:03,798 --> 01:04:09,095
‫اگه بابای من
‫با خدمتکارمون مخفیانه ازدواج کرده بود ‫

1280
01:04:09,136 --> 01:04:12,265
‫و مامانم می‌فهمید
‫و خودکشی می‌کرد،

1281
01:04:12,306 --> 01:04:17,979
‫من احتمالاً
‫ترمز ماشینِ خدمتکارمون رو نمی‌بریدم.

1282
01:04:18,020 --> 01:04:22,024
‫ولی خب باز،
‫من یه بیمار روانی نیستم.

1283
01:04:23,526 --> 01:04:26,362
‫تو یه مردِ غمگین و رقت‌انگیزی.

1284
01:04:27,488 --> 01:04:29,198
‫می‌تونم ببینم
‫چرا می‌خوای تمومش کنی.

1285
01:04:30,700 --> 01:04:33,286
‫هی، ورونیکا...

1286
01:04:33,327 --> 01:04:34,412
‫می‌دونی،

1287
01:04:34,495 --> 01:04:37,373
‫رفتن و پشت کردن هم
‫یه جور لو دادنه.

1288
01:04:44,881 --> 01:04:47,925
رئیس! رئیس! این عجوزه رو توی پارک پیدا کردم

1289
01:04:47,967 --> 01:04:51,387
!گیجِ گیجه...باهاش چیکار کنم؟ -
!باهات کل میندازم، خوک‌صفت -

1290
01:04:51,387 --> 01:04:52,763
بندازش تو بازداشتگاه

1291
01:04:52,805 --> 01:04:55,641
!پلیس‌های احمق

1292
01:05:04,233 --> 01:05:05,234
‫به‌به، چه شود.

1293
01:05:12,199 --> 01:05:13,534
سلول منـه؟

1294
01:05:13,618 --> 01:05:15,661
گفته بودم منظره‌اش رو به اقیانوس باشه

1295
01:05:18,372 --> 01:05:20,499
‫آقا، آقا، آقا.

1296
01:05:20,750 --> 01:05:24,837
اوه، چه جذاب

1297
01:05:35,097 --> 01:05:37,099
!برو! برو

1298
01:05:37,350 --> 01:05:38,726
!برو

1299
01:05:38,726 --> 01:05:40,394
!برو

1300
01:05:56,827 --> 01:05:59,956
مسئولیت کامل این زندانی رو به عهده می‌گیریم

1301
01:05:59,997 --> 01:06:02,416
...خانم واندربرگ، با نهایت احترام، نمیشه

1302
01:06:02,500 --> 01:06:06,003
نه، دیگه کاری باهاش ندارید -
!رئیس! رئیس، دست زنیکه‌ی عجوزه شکست -

1303
01:06:06,045 --> 01:06:07,546
چی؟ -
!باید آمبولانس خبر کنیم -

1304
01:06:07,588 --> 01:06:09,966
!دستش شکست و آویزون شد، رئیس

1305
01:06:10,341 --> 01:06:11,676
‫کجاست؟
‫دختره کجاست؟

1306
01:06:11,759 --> 01:06:12,969
‫لعنتی!

1307
01:06:13,010 --> 01:06:14,053
!پیداش کنید

1308
01:06:14,095 --> 01:06:15,805
‫- گندش بزنن!
!دختره رو پیدا کنید -

1309
01:06:15,805 --> 01:06:16,806
بله، رئیس

1310
01:06:16,847 --> 01:06:17,848
!دختره رو پیدا کنید

1311
01:06:26,357 --> 01:06:27,525
‫شب‌به‌خیر.

1312
01:06:35,032 --> 01:06:37,910
‫این واقعاً چندش‌آوره،
‫حتی واسه تو.

1313
01:06:40,871 --> 01:06:43,499
‫فکر کنم توی اجرا زیاده‌روی کردم.

1314
01:06:44,041 --> 01:06:45,626
‫سلام، لولا.

1315
01:06:45,668 --> 01:06:46,836
‫راستی، عالی شدی.

1316
01:06:47,461 --> 01:06:49,171
‫خیلی‌خب، اول اینکه...

1317
01:06:50,631 --> 01:06:52,258
‫فکر نمی‌کردم دیگه ببینمت.

1318
01:06:52,299 --> 01:06:53,509
‫چطوری پیدامون کردی؟

1319
01:06:54,510 --> 01:06:56,804
‫کلاغه واسه‌م خبر آورد.

1320
01:06:56,846 --> 01:06:58,973
‫سورپرایز من رو تصور کن.

1321
01:06:59,015 --> 01:07:01,559
‫شماها بدون من
‫دور هم جمع شدید.

1322
01:07:01,642 --> 01:07:03,894
‫چی؟ نه، اینجوری نیست.
‫تو نمی‌فهمی.

1323
01:07:03,978 --> 01:07:05,396
‫نیست؟ نه؟

1324
01:07:05,479 --> 01:07:06,731
‫آزادی. عوضی.

1325
01:07:10,693 --> 01:07:12,570
‫نیروی کمکی.

1326
01:07:14,321 --> 01:07:16,282
‫- دلت واسه‌م تنگ شده بود؟
‫- خیلی زیاد.

1327
01:07:16,323 --> 01:07:18,242
‫سلام به همگی.
‫منم، لولا...

1328
01:07:19,535 --> 01:07:20,786
‫دندون‌ها! لولا!

1329
01:07:20,828 --> 01:07:22,496
‫یادتونه؟
‫منم یه زمانی اسب‌سوار بودم.

1330
01:07:22,580 --> 01:07:24,957
‫آره، من سراغت رو گرفتم.
‫فقط من به یادت بودم.

1331
01:07:24,999 --> 01:07:27,668
...فقط تو
فقط اون سراغم رو گرفت؟ خدایی؟

1332
01:07:29,503 --> 01:07:30,755
!ایست

1333
01:07:32,923 --> 01:07:34,675
‫لعنتی. باشه.

1334
01:07:38,512 --> 01:07:40,473
‫باید بریم سرِ قرار.
‫خیلی‌خب، نقشه اینه.

1335
01:07:40,514 --> 01:07:42,349
‫ماشین فرار دستِ منه.
‫کاملاً آماده‌ست.

1336
01:07:42,391 --> 01:07:43,809
‫فقط باید جک
‫یکسره‌ش کنه.

1337
01:07:43,851 --> 01:07:45,686
‫صبر کن، نقشه‌ت اینه که
‫من یه ماشین بدزدم؟

1338
01:07:46,479 --> 01:07:48,439
‫خیلی‌خب، من ماشین رو یکسره می‌کنم.
‫تو جون رو بردار.

1339
01:07:48,522 --> 01:07:49,607
‫بدون اون نرو،
‫باشه؟

1340
01:07:49,690 --> 01:07:51,358
‫- بیرون می‌بینمتون.
‫- آره، آره، آره. باشه.

1341
01:07:51,400 --> 01:07:53,944
‫حواستون به
‫چراغ‌گردون‌ها باشه!

1342
01:07:54,028 --> 01:07:55,029
‫باشه.

1343
01:07:55,071 --> 01:07:56,197
‫می‌دونی،
‫من می‌تونم...

1344
01:08:24,767 --> 01:08:25,851
!وایسا

1345
01:08:29,855 --> 01:08:31,524
!بیا اینجا، بچه‌جون

1346
01:08:58,592 --> 01:08:59,760
‫بیا اینجا.

1347
01:08:59,844 --> 01:09:01,679
‫الماس کجاست؟

1348
01:09:01,762 --> 01:09:04,181
‫مریت، ممنونم.

1349
01:09:04,265 --> 01:09:06,100
‫هوای تو رو دارم، کوچولو.

1350
01:09:07,309 --> 01:09:08,435
‫ولی کی هوای تو رو داره؟

1351
01:09:09,645 --> 01:09:10,646
‫چراغ‌گردون‌ها.

1352
01:09:12,314 --> 01:09:13,357
‫فرار کن!

1353
01:09:18,696 --> 01:09:19,738
‫به چشم‌هان من نگاه کن،

1354
01:09:19,738 --> 01:09:21,448
‫تماشا کن و تعجب کن
‫که چرا من کلماتی زمزمه می‌کنم

1355
01:09:21,448 --> 01:09:24,034
‫که اراده‌ت رو ضعیف می‌کنه،
‫و بخواب.

1356
01:09:27,997 --> 01:09:29,456
‫همه تأثیرپذیر نیستن.

1357
01:09:34,670 --> 01:09:37,214
‫گفتم، "بخواب!"

1358
01:09:47,808 --> 01:09:49,393
‫آروم باشید،
‫خواهش می‌کنم.

1359
01:09:52,479 --> 01:09:53,480
‫تادااا!

1360
01:10:07,661 --> 01:10:08,662
‫کسی نیست؟

1361
01:10:09,538 --> 01:10:10,998
‫جک؟

1362
01:10:11,040 --> 01:10:13,000
‫می‌تونستی بهمون بگی
‫که داری با ماشین پلیس میای.

1363
01:10:13,042 --> 01:10:14,460
‫خیلی ممنون.

1364
01:10:14,460 --> 01:10:15,753
‫و، نگاه کنید، ما کاری کردیم
‫پنجمین اسب‌سوار دوباره ظاهر بشه.

1365
01:10:15,794 --> 01:10:17,338
‫- سلام، لولا.
‫- سلام.

1366
01:10:17,379 --> 01:10:18,631
‫خیلی‌خب.

1367
01:10:18,631 --> 01:10:20,758
‫- ولی اون‌ها مریت رو گرفتن.
‫- لعنتی.

1368
01:10:20,799 --> 01:10:22,801
‫- آره، من فرار کردم، اون نتونست.
‫- آره، آره.

1369
01:10:22,885 --> 01:10:24,720
‫زمان خیلی احساسی‌ای
‫برای همه ماست.

1370
01:10:24,803 --> 01:10:26,222
‫واضحه که خیلی اتفاق‌ها افتاده.

1371
01:10:26,305 --> 01:10:29,558
‫و من واقعاً دارم سعی می‌کنم
‫هیچ‌کدوم از این‌ها رو به دل نگیرم.

1372
01:10:29,642 --> 01:10:31,477
‫ولی، لطفاً،
‫می‌تونید بهم بگید،

1373
01:10:31,518 --> 01:10:34,313
‫آیا "چشم" مستقیماً
‫با شما تماس گرفت؟

1374
01:10:34,355 --> 01:10:35,648
‫- آره.
‫- با تو هم؟

1375
01:10:35,689 --> 01:10:37,650
‫- بله.
‫- خب، چرا زودتر بهم زنگ نزدید؟

1376
01:10:37,691 --> 01:10:39,652
‫- خیلی متأسفم. باید پرستار بچه پیدا می‌کردم.
‫- بی‌خیال!

1377
01:10:39,735 --> 01:10:40,986
‫همه چی یهویی اتفاق افتاد.

1378
01:10:41,028 --> 01:10:42,988
‫صبر کن، ببخشید.
‫شما دو تا همدیگه رو می‌شناسید؟

1379
01:10:43,072 --> 01:10:44,073
‫- آره.
‫- آره، ما می‌شناسیم...

1380
01:10:44,156 --> 01:10:45,324
‫فکر می‌کنی چند تا زن شعبده‌باز

1381
01:10:45,366 --> 01:10:46,992
‫- توی دنیا وجود داره؟
‫- یعنی، این واقعیت

1382
01:10:47,034 --> 01:10:48,452
‫که الان سه تا از ما
‫توی این اتاق هستن...

1383
01:10:48,494 --> 01:10:50,329
‫- شوکه‌کننده‌ست. شوکه‌کننده‌ست.
‫- ...مثل اینه که، مخت سوت می‌کشه.

1384
01:10:50,371 --> 01:10:52,748
‫- این حقیقته.
‫- تعجب می‌کنم که کائنات توی خودش مچاله نشده.

1385
01:10:52,831 --> 01:10:54,208
‫- دقیقاً.
‫- ابوظبی!

1386
01:10:55,501 --> 01:10:57,294
‫همین‌طوری یهو می‌پره وسط حرف؟

1387
01:10:57,336 --> 01:10:59,588
‫ببخشید، من فقط...
‫راستی، من خیلی طرفدارتونم.

1388
01:10:59,672 --> 01:11:02,299
‫داشتم سعی می‌کردم بفهمم
‫ورونیکا قراره بعدش کجا باشه.

1389
01:11:02,341 --> 01:11:06,804
‫و، ظاهراً،
‫واندربرگ گلوبال یه تیم اتومبیل‌رانی داره.

1390
01:11:06,845 --> 01:11:10,766
‫قراره آخرِ همین هفته توی ابوظبی
‫از یه ماشین جدید رونمایی کنن.

1391
01:11:10,849 --> 01:11:12,977
‫- پس می‌تونیم مریت رو پس بگیریم و دستش رو رو کنیم.
‫- آره. آره.

1392
01:11:13,018 --> 01:11:14,144
‫نه، نه، نه.
‫من دستش رو، رو نمی‌کنم.

1393
01:11:14,186 --> 01:11:15,688
‫من دستِ هیچ‌کس رو
‫رو نمی‌کنم، باشه؟

1394
01:11:15,729 --> 01:11:17,356
‫واسه‌م مهم نیست
‫"چشم" چی می‌خواد. نه.

1395
01:11:17,398 --> 01:11:19,191
‫ما این رو با مریت معاوضه می‌کنیم،
‫و بعدش کارمون تمومه.

1396
01:11:19,233 --> 01:11:20,651
‫ما دوستمون رو نجات می‌دیم،
‫ما دنیا رو نجات نمی‌دیم.

1397
01:11:20,693 --> 01:11:22,027
‫- و بعدش چی؟
‫- چی؟

1398
01:11:22,069 --> 01:11:23,529
‫ما فقط برمی‌گردیم سرِ زندگی‌هامون
‫و می‌ذاریم قسر در بره؟

1399
01:11:23,612 --> 01:11:25,656
‫بعد از روسیه، گفتی،
‫"شعبده‌بازها سرگرم‌کننده‌ن،

1400
01:11:25,698 --> 01:11:27,116
‫- "نه ابرقهرمان."
‫- خدای من. شروع شد.

1401
01:11:27,199 --> 01:11:28,492
‫و دارم کم‌کم فکر می‌کنم
‫که حق با تو بود.

1402
01:11:28,534 --> 01:11:30,202
‫اون فقط مثل پدرش پول‌شویی نمی‌کنه.

1403
01:11:30,286 --> 01:11:32,037
‫شما دیدید
‫چه بلایی سر تادئوس آورد.

1404
01:11:32,079 --> 01:11:34,373
‫مشخصاً، من اینجا یه‌کم
‫از ماجرا عقبم، درسته؟

1405
01:11:34,415 --> 01:11:35,833
‫من همه‌ی
‫اطلاعات رو ندارم،

1406
01:11:35,874 --> 01:11:38,043
‫ولی فکر نمی‌کنم که
‫این باید جلوی من رو بگیره

1407
01:11:38,043 --> 01:11:39,920
‫از اینکه نظری داشته باشم
‫راجع به اینکه بعدش چی‌کار کنیم.

1408
01:11:39,920 --> 01:11:41,547
‫- البته که باید بگیره.
‫- دقیقاً.

1409
01:11:41,588 --> 01:11:44,174
‫نه، نباید بگیره، اطلس. و فکر کنم باید
‫دست ونسا رو، رو کنیم.

1410
01:11:44,216 --> 01:11:45,217
‫- ورونیکا.
‫- ورونیکا.

1411
01:11:45,301 --> 01:11:46,468
‫به خاطر قتل و...

1412
01:11:46,552 --> 01:11:47,553
‫- اون یکی چی بود؟
‫- پول‌شویی.

1413
01:11:47,594 --> 01:11:48,637
‫و به خاطر پول‌شویی.

1414
01:11:48,721 --> 01:11:50,389
‫به خاطر قتل
‫و به خاطر پول‌شویی.

1415
01:11:50,431 --> 01:11:51,515
‫- آره. آره.
‫- باید ببندیمش...

1416
01:11:51,557 --> 01:11:53,726
‫نه، نه!
‫نه، خیلی خطرناکه!

1417
01:11:53,809 --> 01:11:55,144
‫- و حق با اطلس‌ـه.
‫- چی؟

1418
01:11:55,227 --> 01:11:56,312
‫ما دیگه دست از
‫فدا کردن خودمون برداشتیم.

1419
01:11:56,395 --> 01:11:57,396
‫- آره.
‫- متأسفم. ارزشش رو نداره.

1420
01:11:57,438 --> 01:11:58,731
‫مزخرفه!

1421
01:11:58,814 --> 01:12:00,190
‫- چی؟
‫- اشتباه می‌کنی.

1422
01:12:00,232 --> 01:12:02,234
‫- واقعاً؟
‫- ببخشید.

1423
01:12:02,276 --> 01:12:04,111
‫نه. عذرخواهی نکن.
‫بگو.

1424
01:12:05,404 --> 01:12:07,364
‫درسته.
‫اشتباه می‌کنی. فقط اینکه...

1425
01:12:09,158 --> 01:12:11,827
‫قبل از اینکه اسب‌سواران
‫رو کشف کنم،

1426
01:12:11,910 --> 01:12:13,370
‫هیچی واسه‌م مهم نبود.

1427
01:12:13,412 --> 01:12:15,372
‫من... خانواده‌م من رو رها کرده بودن.

1428
01:12:16,415 --> 01:12:17,624
‫از کلِ دنیا متنفر بودم.

1429
01:12:19,126 --> 01:12:22,588
‫و بعد،
‫یه ویدیو از شماها دیدم،

1430
01:12:22,629 --> 01:12:25,215
...شما می‌خواستید فساد و تباهیِ

1431
01:12:25,257 --> 01:12:29,428
دنیا رو کمتر کنید

1432
01:12:30,846 --> 01:12:34,767
‫و اون باعث شد
‫واسه‌م مهم بشه.

1433
01:12:42,107 --> 01:12:43,192
‫خب حقه چیه؟

1434
01:12:47,112 --> 01:12:48,614
‫قول می‌دم
‫این کار می‌کنه.

1435
01:12:48,697 --> 01:12:50,282
‫ولی آیا این
‫انحراف توجهِ کافی هست؟

1436
01:12:50,324 --> 01:12:53,535
‫تا وقتی که
‫اون اینجاست و اونجا نیست.

1437
01:12:53,619 --> 01:12:54,787
‫می‌تونیم ترتیب اون رو بدیم.

1438
01:12:54,870 --> 01:12:56,747
‫اگه حتی
‫فقط پنج دقیقه دیر کنید...

1439
01:12:56,789 --> 01:12:58,916
‫- پنج؟ من می‌گم یک.
‫- یک دقیقه دیر کنید.

1440
01:12:58,957 --> 01:13:00,959
‫از کجا بدونیم آدم‌های کافی
‫قراره جمع بشن؟

1441
01:13:01,043 --> 01:13:02,711
‫بچه‌ها،
‫همین الانشم جهانی شده.

1442
01:13:02,795 --> 01:13:04,630
‫تضمین می‌کنم
‫شلوغ می‌شه.

1443
01:13:04,713 --> 01:13:06,465
‫این دیوانگیه.
‫متغیرهای خیلی زیادی وجود داره.

1444
01:13:06,507 --> 01:13:08,550
‫هی، ما در تماسِ مداوم با شما خواهیم بود
‫اگه چیزی اشتباه پیش بره...

1445
01:13:08,634 --> 01:13:11,136
‫هی، هی، هی، تقریباً،
‫هیچ جای خطایی اینجا وجود نداره، پسر.

1446
01:13:11,220 --> 01:13:12,429
‫باشه؟ صفر.

1447
01:13:12,471 --> 01:13:14,139
‫ما باید
‫کاملاً بی‌نقص باشیم

1448
01:13:14,181 --> 01:13:15,641
‫اگه قراره
‫همچین چیز پرخطری رو اجرا کنیم

1449
01:13:15,724 --> 01:13:17,142
‫با این همه بخش‌های متحرک

1450
01:13:17,226 --> 01:13:18,644
‫در این زمانِ به طرز مسخره‌ای کوتاه.

1451
01:13:18,685 --> 01:13:19,895
‫- باشه؟
‫- بله.

1452
01:13:19,978 --> 01:13:22,648
‫- آره.
‫- ولی اگه بخوام حداقل از طرف خودم حرف بزنم،

1453
01:13:22,731 --> 01:13:24,900
‫فکر می‌کنم ما هفت نفر
‫شانس بهتری نسبت به بقیه داریم.

1454
01:13:26,485 --> 01:13:28,153
‫این رو باش.

1455
01:13:28,237 --> 01:13:30,656
‫کی باسکو لیرویِ بزرگ
‫احساساتی شد؟

1456
01:13:31,907 --> 01:13:34,076
‫خیلی‌خب، بچه‌ها،
‫انجامش می‌دیم یا چی؟

1457
01:13:35,244 --> 01:13:37,287
‫این شانسش
‫یک در ده میلیونه.

1458
01:13:38,080 --> 01:13:39,498
‫این‌ها احتمالاتیه که من دوست دارم.

1459
01:13:50,342 --> 01:13:53,846
‫خانم‌ها و آقایان،
‫زمانش فرا رسیده.

1460
01:13:53,887 --> 01:13:55,889
‫امشب،
‫فقط برای یک شب.

1461
01:13:57,182 --> 01:14:00,310
‫- بیاید نزدیک.
‫- نزدیک‌تر.
[امارات متحده، ابوظبی]

1462
01:14:00,352 --> 01:14:02,354
‫چون هرچی بیشتر
‫فکر کنید می‌بینید...

1463
01:14:02,438 --> 01:14:04,773
‫راحت‌تر می‌شه
‫گولتون زد.

1464
01:14:04,857 --> 01:14:07,943
‫شمارش معکوس
‫فقط تا دو ساعت دیگه شروع می‌شه.

1465
01:14:08,026 --> 01:14:10,362
‫چهار اسب‌سوار
‫با هم روی صحنه خواهند بود

1466
01:14:10,404 --> 01:14:12,614
‫برای اولین بار
‫در ده سال گذشته.

1467
01:14:13,574 --> 01:14:15,367
‫جی. دنیل اطلس.

1468
01:14:20,581 --> 01:14:21,832
‫هنلی ریوز.

1469
01:14:27,546 --> 01:14:28,714
‫جک وایلدر.

1470
01:14:33,927 --> 01:14:35,554
‫و لولا می.

1471
01:14:39,600 --> 01:14:43,061
‫خانم‌ها و آقایان،
‫چهار اسب‌سوار.

1472
01:14:43,145 --> 01:14:46,565
‫درسته، اسب‌سواران
‫فقط برای یک شب برگشتن.

1473
01:14:46,607 --> 01:14:48,901
‫خب، هفته پیش،
‫ما الماس قلب رو دزدیدیم،

1474
01:14:48,984 --> 01:14:49,735
‫و امشب،
‫تا دو ساعت دیگه،

1475
01:14:51,278 --> 01:14:52,571
‫فکر می‌کنی
‫توجهش رو جلب کرد؟

1476
01:14:52,613 --> 01:14:53,947
‫اگه این نکرد،
‫نمی‌دونم چی می‌کنه.

1477
01:14:53,947 --> 01:14:55,073
‫خیلی‌خب، گوش کن،
‫حالا که می‌دونی

1478
01:14:55,115 --> 01:14:56,450
‫اوضاع چقدر می‌تونه
‫واقعاً خراب بشه،

1479
01:14:56,533 --> 01:14:58,535
‫می‌شه لطفاً فقط همین یه بار
‫بی‌خطر بازی کنی؟

1480
01:15:00,454 --> 01:15:01,538
‫- نه.
‫- باشه.

1481
01:15:03,373 --> 01:15:05,250
‫ایناهاش.
‫درست سرِ وقت.

1482
01:15:05,292 --> 01:15:06,919
‫از نمایش لذت می‌بری؟

1483
01:15:06,960 --> 01:15:08,921
‫واسه سلیقه‌ی من
‫یه‌کم مبتذله.

1484
01:15:08,962 --> 01:15:13,217
‫فرض می‌کنم سالنت رو به خاطر
‫نزدیکیش به مالِ من انتخاب کردی.

1485
01:15:13,300 --> 01:15:14,635
‫خب، خبر خوب برای تو.

1486
01:15:14,676 --> 01:15:17,638
‫من اسمت رو
‫توی لیست مهمان‌هام نوشتم.

1487
01:15:17,679 --> 01:15:21,099
‫قلبم رو واسه‌م بیار.
‫ما یه تبادل انجام می‌دیم.

1488
01:15:21,141 --> 01:15:23,143
‫آقای مک‌کینی
‫در ازای الماس.

1489
01:15:23,227 --> 01:15:25,979
‫بیرون، زیر نور چراغ‌ها،

1490
01:15:26,021 --> 01:15:28,815
‫و بدونِ کوچکترین اثری از جادو.

1491
01:15:28,899 --> 01:15:30,901
‫اگه یه خرگوش
‫از توی کلاه بیاد بیرون،

1492
01:15:30,984 --> 01:15:33,153
‫یه تک‌خال
‫از آستین بیاد بیرون،

1493
01:15:33,237 --> 01:15:36,240
‫دوستت پودر می‌شه.

1494
01:15:37,616 --> 01:15:39,743
‫فقط سعی کردم از ادبیاتی استفاده کنم
‫که بفهمی.

1495
01:15:57,928 --> 01:16:00,138
‫خوش‌آمدید به هتل جزیره‌ای یاس.

1496
01:16:00,222 --> 01:16:01,890
‫اورلاندوی خاورمیانه.

1497
01:16:05,769 --> 01:16:09,231
‫حالا، در نهایت،
‫ممنونم از هتل یاس برای میزبانی رویدادی

1498
01:16:09,273 --> 01:16:12,484
‫که شایسته‌ی سریع‌ترین تیم
‫در ورزش‌های موتوریه.

1499
01:16:13,735 --> 01:16:15,571
‫این پیست درجه‌ یکه،

1500
01:16:15,612 --> 01:16:17,656
‫ولی به زودی برای
‫رقبای ما

1501
01:16:17,739 --> 01:16:20,409
‫رایج‌ترین منظره در مسابقات رو
‫فراهم می‌کنه،

1502
01:16:20,492 --> 01:16:22,744
‫باله‌های عقبِ ماشین‌های ما.

1503
01:16:23,328 --> 01:16:25,998
‫- ممنونم.
‫- یا خدا. اون ورونیکاست؟

1504
01:16:27,416 --> 01:16:30,335
‫حضور خیلی
‫آمرانه‌ای داره.

1505
01:16:30,419 --> 01:16:32,421
‫دوستانِ جادویی ما رسیدن.

1506
01:16:32,462 --> 01:16:34,006
‫چرا نمی‌ری
‫بهشون خوش‌آمد بگی؟

1507
01:16:34,089 --> 01:16:36,675
‫خیلی ممنون که اومدید.
‫امیدوارم از مسابقه لذت ببرید.

1508
01:16:36,717 --> 01:16:37,884
‫چطوری قراره
‫این کار رو بکنیم؟

1509
01:16:37,926 --> 01:16:39,595
‫همه جا نگهبان هست.

1510
01:16:40,679 --> 01:16:42,431
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، آروم باشید.
‫من ردیفش می‌کنم.

1511
01:16:43,432 --> 01:16:44,850
‫سلام. سلام.

1512
01:16:44,933 --> 01:16:47,394
‫دیوید. ایول.
‫من از روابط عمومی رسانه‌ام.

1513
01:16:47,436 --> 01:16:48,729
‫فقط داشتم چک می‌کردم.

1514
01:16:48,729 --> 01:16:51,273
‫فکر می‌کنید بتونید
‫جای دوربین رو عوض کنید؟

1515
01:16:51,315 --> 01:16:52,524
‫باشه، ممنون. ادامه بدید.

1516
01:16:53,525 --> 01:16:54,526
‫بیاید انجامش بدیم.

1517
01:16:55,068 --> 01:16:56,528
‫مطمئن شو که

1518
01:16:56,570 --> 01:16:58,238
‫اصالت الماس رو تأیید کنی.

1519
01:16:58,280 --> 01:17:00,365
‫این آدم‌ها
‫خیلی حقه‌بازن.

1520
01:17:01,617 --> 01:17:03,201
‫خیلی خوشحالم که اومدید.

1521
01:17:03,243 --> 01:17:05,203
‫نظرت چیه
‫کینه‌ها رو چال کنیم؟

1522
01:17:05,245 --> 01:17:07,372
‫- کنار جنازه‌ی همدیگه؟
‫- ها! بامزه‌ست.

1523
01:17:07,414 --> 01:17:10,667
‫هر کدوم از ما چیزی داریم
‫که برای اون یکی مفیده.

1524
01:17:10,751 --> 01:17:12,336
‫دلیل عالی‌ای
‫برای معامله‌ست.

1525
01:17:12,419 --> 01:17:13,754
‫فقط، یه شرط داره.

1526
01:17:13,837 --> 01:17:17,090
‫من شدیداً امیدوارم معاملات مشترک ما
‫رو به پایان باشه.

1527
01:17:17,174 --> 01:17:18,759
‫- خیلی باوقاره.
‫- الان نه.

1528
01:17:18,842 --> 01:17:20,469
...ازش بدم میاد -
لولا. هیس -

1529
01:17:20,552 --> 01:17:21,094
‫مشخصاً. بفرمایید.

1530
01:17:21,178 --> 01:17:22,763
‫- و شما؟
‫- آره،

1531
01:17:22,846 --> 01:17:24,139
‫یه جایی تو کتمه.

1532
01:17:26,683 --> 01:17:29,353
‫ایناهاش.
‫ما با "پرچم‌های شطرنجی" هستیم، سریال مستند.

1533
01:17:29,394 --> 01:17:30,812
‫فصل بعد راجع به
‫واندربرگ موتوراسپورتز هست.

1534
01:17:30,812 --> 01:17:32,439
‫جدی بهتون خبر ندادن؟

1535
01:17:32,481 --> 01:17:34,066
‫طبیعیه.

1536
01:17:34,107 --> 01:17:34,900
‫ما فقط قراره چند تا
‫نمای لایی بگیریم، شاید یه‌کم تصاویر آرشیوی

1537
01:17:34,941 --> 01:17:36,443
‫- ما باید از داخلش فیلم بگیریم.
‫- آره.

1538
01:17:36,485 --> 01:17:38,111
‫من در واقع می‌تونم واسه‌ت ردیف کنم
‫یه نقش کوتاه تو این داشته باشی.

1539
01:17:38,195 --> 01:17:41,281
‫- بی‌خیال. من دستور دارم.
‫- آره، ما هم همینطور.

1540
01:17:42,324 --> 01:17:43,784
‫شب به‌خیر،
‫خانم واندربرگ.

1541
01:17:43,867 --> 01:17:46,453
‫آره. ما داریم سعی می‌کنیم
‫اون تصاویری که خواستید رو بگیریم،

1542
01:17:46,536 --> 01:17:48,872
‫ولی به یه
‫مشکل کوچولو برخوردیم.

1543
01:17:48,955 --> 01:17:50,999
‫- قراره تو دردسر بیفتی.
‫- می‌خواد با تو حرف بزنه.

1544
01:17:51,083 --> 01:17:53,877
‫این خوب نیست، رفیق.
‫خوب نیست.

1545
01:17:54,795 --> 01:17:56,129
‫سلام.

1546
01:17:56,171 --> 01:17:57,631
‫گوش کن، پدرم همیشه می‌گفت

1547
01:17:57,673 --> 01:18:00,634
‫هیچ‌کس
‫الماس رو ندیده نمی‌خره.

1548
01:18:00,676 --> 01:18:04,054
‫و در همین لحظه،
‫ماشین من الماسه.

1549
01:18:04,137 --> 01:18:06,598
‫پس، می‌تونی
‫یا بذاری کارشون رو بکنن،

1550
01:18:06,640 --> 01:18:09,142
‫یا می‌تونی
‫واسه خودت یه کار جدید پیدا کنی.

1551
01:18:09,184 --> 01:18:10,686
‫بابت معطلی متأسفم، خانم.

1552
01:18:13,897 --> 01:18:15,774
‫- حله.
‫- تو بهترینی.

1553
01:18:15,774 --> 01:18:17,651
‫اگه می‌شه فقط یه ذره بری عقب
‫واسه من، خیلی سریع؟

1554
01:18:17,651 --> 01:18:18,985
‫فقط واسه نور.
‫ممنون، رفیق.

1555
01:18:20,237 --> 01:18:22,114
‫- خب، می‌شه شروع کنیم؟
‫لطفاً.

1556
01:18:24,282 --> 01:18:26,201
‫البته، تو
‫یه نوچه داری. ببخشید.

1557
01:18:28,620 --> 01:18:29,830
‫بی‌خیال،
‫به ما اعتماد نداری؟

1558
01:18:29,913 --> 01:18:31,748
‫بعد از همه‌ی چیزهایی که
‫پشت سر گذاشتیم؟

1559
01:18:35,836 --> 01:18:37,754
‫مشکلی هست؟

1560
01:18:37,796 --> 01:18:39,089
‫دوباره چک کن
‫اگه مطمئن نیستی.

1561
01:18:39,131 --> 01:18:41,508
‫- خودِ قلبه.
‫- بله، البته که هست.

1562
01:18:41,591 --> 01:18:43,385
‫حالا، لطفاً،
‫می‌تونید دوستمون رو بیارید؟

1563
01:18:44,428 --> 01:18:45,846
‫یالا.

1564
01:18:50,475 --> 01:18:52,561
‫ایناهاش. باشه.

1565
01:18:52,602 --> 01:18:54,229
‫سلام.

1566
01:18:55,397 --> 01:18:56,398
‫خوبی؟

1567
01:18:56,440 --> 01:18:58,567
‫خب، حالا که می‌دونم
‫نیم میلیارد دلار می‌ارزم، آره.

1568
01:18:58,567 --> 01:19:00,444
‫هنوزم فکر می‌کنم
‫سرمون کلاه رفته، ولی دیدنت خوبه.

1569
01:19:00,527 --> 01:19:02,279
‫صحیح و سالم تحویل داده شد.

1570
01:19:02,362 --> 01:19:04,614
‫ببین، من زنی هستم
‫که سرِ حرفش می‌مونه.

1571
01:19:04,656 --> 01:19:06,950
‫اگه می‌خواید بمونید،
‫از مهمونی لذت ببرید.

1572
01:19:08,285 --> 01:19:10,287
‫یا خدا، اون دیگه چیه؟

1573
01:19:14,666 --> 01:19:15,459
‫لعنتی!

1574
01:19:15,459 --> 01:19:16,918
‫زود باش، زود باش، چطوری
‫این لعنتی راه می‌افته؟

1575
01:19:17,002 --> 01:19:18,336
‫مواظب باش!

1576
01:19:18,420 --> 01:19:20,422
‫نمی‌تونم تمرکز کنم
‫وقتی داری سرم داد می‌زنی!

1577
01:19:20,464 --> 01:19:22,090
‫نذارید فرار کنه!

1578
01:19:24,342 --> 01:19:25,343
‫ببخشید!

1579
01:19:27,679 --> 01:19:28,722
‫به پلیس زنگ بزنید!

1580
01:19:28,764 --> 01:19:30,265
‫از نمایش لذت می‌بری؟

1581
01:19:30,307 --> 01:19:32,809
‫می‌خوای فقط همون‌جا وایسی و زل بزنی
‫یا ماشینم رو پس بگیری؟

1582
01:19:35,270 --> 01:19:36,271
‫کارِ شما بود.

1583
01:19:39,483 --> 01:19:40,817
‫خیلی‌خب، بزن بریم.

1584
01:19:42,486 --> 01:19:44,780
‫خیلی‌خب، اطلس، حواس‌پرتی می‌خواستی،
‫حواس‌پرتی گیرت اومد.

1585
01:19:48,033 --> 01:19:49,576
‫پسر، عقبِ این ماشین
‫خیلی بازی می‌کنه.

1586
01:19:56,374 --> 01:19:58,251
‫پسر، چه خبره؟

1587
01:19:58,335 --> 01:20:01,254
‫افتادیم توی
‫یه دریچه‌ای چیزی.

1588
01:20:01,338 --> 01:20:02,464
‫همه حالشون خوبه؟

1589
01:20:02,506 --> 01:20:03,840
‫- ما کجاییم؟
‫- نه.

1590
01:20:05,842 --> 01:20:08,011
‫وقتی امروز صبح بیدار شدم،
‫فقط یه چیز بود

1591
01:20:08,094 --> 01:20:10,138
‫که بیشتر از الماسم
‫می‌خواستم.

1592
01:20:10,180 --> 01:20:12,516
‫اینکه اسب‌سوارانم
‫توی چنگم باشن.

1593
01:20:12,599 --> 01:20:14,851
‫و حالا که هر دو رو دارم،

1594
01:20:14,893 --> 01:20:18,104
‫باید اعتراف کنم، احساس می‌کنم
‫یه‌کم زیادی لوس شدم.

1595
01:20:18,188 --> 01:20:20,190
‫وقتی شما داشتید نمایش
‫کوچولوتون رو آماده می‌کردید،

1596
01:20:20,232 --> 01:20:22,526
‫منم حقه‌ی خودم رو تدارک دیدم.

1597
01:20:22,567 --> 01:20:25,362
‫پنج تا اسب‌سوار گیر افتادن،
‫بدون راه فرار.

1598
01:20:25,445 --> 01:20:27,531
‫شما پنج نفر شاید
‫گنجینه‌های ملی باشید،

1599
01:20:27,572 --> 01:20:29,699
‫ولی ما اینجا هم از اون‌ها داریم.

1600
01:20:29,741 --> 01:20:31,952
‫فقط اینکه پیدا کردن‌شون سخته،

1601
01:20:32,035 --> 01:20:34,204
‫چون اون‌ها
‫زیر شن دفن شدن.

1602
01:20:38,041 --> 01:20:40,001
‫برای دنیا،
‫اینطور به نظر میاد که شما مُردید

1603
01:20:40,043 --> 01:20:42,712
‫در یک عملیات فرارِ ناموفق.

1604
01:20:42,796 --> 01:20:46,007
‫حالا، بیاید یه‌کم جادو ببینیم.

1605
01:20:48,468 --> 01:20:50,554
‫گور بابای جادو!
‫یکی درخواست نیروی کمکی کنه!

1606
01:20:50,637 --> 01:20:52,722
‫- جک، به جون زنگ بزن.
‫- کسی آنتن داره؟

1607
01:20:52,806 --> 01:20:54,474
‫وای خدا، حتماً
‫سیگنال موبایل رو قطع کرده.

1608
01:20:54,558 --> 01:20:55,725
‫به همه چی فکر کرده!

1609
01:20:55,809 --> 01:20:57,477
‫لولا، تو طرف
‫کی هستی؟

1610
01:20:57,561 --> 01:20:59,729
‫من طرف خودمونم، تابلوئه،
‫ولی اون به همه چی هم فکر کرده.

1611
01:20:59,771 --> 01:21:01,273
‫هر دو تاش می‌تونه همزمان
‫واقعیت داشته باشه.

1612
01:21:01,314 --> 01:21:03,316
‫شن داره میاد بالا.
‫حجم شن داره زیاد می‌شه.

1613
01:21:03,400 --> 01:21:04,860
‫شن بیشتر شده و داره زیادتر می‌شه.

1614
01:21:04,901 --> 01:21:06,903
‫هنلی، هنلی، اصل اول فرار.

1615
01:21:06,987 --> 01:21:09,072
‫چقدر قابلِ زنده موندنه؟ درسته.

1616
01:21:09,114 --> 01:21:10,866
‫درسته. عالیه. با قضاوت از روی
‫سرعتِ جریان،

1617
01:21:10,907 --> 01:21:12,200
‫حجم جعبه...

1618
01:21:12,200 --> 01:21:13,743
‫- آره، کارمون ساخت‌ست.
‫- فوق‌العاده‌ست.

1619
01:21:13,743 --> 01:21:15,871
‫خیلی‌خب، نظرتون راجع به اصل دوم
‫فرار چیه پس؟

1620
01:21:15,912 --> 01:21:17,372
‫باشه،
‫پس اون خودِ جعبه‌ست.

1621
01:21:17,414 --> 01:21:18,582
‫نقصی داره؟
‫نقطه ضعفی داره؟

1622
01:21:18,665 --> 01:21:19,708
‫درِ پشتی داره؟

1623
01:21:19,749 --> 01:21:21,543
‫همه فقط باید
‫بررسی کنن!

1624
01:21:21,585 --> 01:21:22,752
‫این طرف مُهر و مومه.

1625
01:21:22,794 --> 01:21:24,713
‫لعنتی. نه، بسته‌ست،
‫بسته‌ست، بسته‌ست.

1626
01:21:27,299 --> 01:21:28,550
‫همه چی مُهر و مومه.

1627
01:21:33,096 --> 01:21:35,140
‫امکانی هست که
‫اصل سومی هم وجود داشته باشه؟

1628
01:21:41,313 --> 01:21:43,565
‫چیزی که دنبالشی دست منه.

1629
01:21:43,607 --> 01:21:44,858
‫عالیه.

1630
01:21:44,941 --> 01:21:46,776
توی گاوصندوق قلب می‌بینمت

1631
01:21:48,194 --> 01:21:49,487
‫بی‌صبرانه منتظرم.

1632
01:21:54,659 --> 01:21:56,036
‫مستقیم برو به گاوصندوق.

1633
01:21:58,622 --> 01:22:00,957
‫نه، نه، نه، نه! آره!

1634
01:22:02,792 --> 01:22:05,086
‫کمکم کن، ریکی بابی!
‫کمکم کن!

1635
01:22:08,423 --> 01:22:09,758
‫واقعاً قراره الان
‫این اتفاق بیفته؟

1636
01:22:09,841 --> 01:22:12,344
‫ما فقط قراره اینجا توی این جعبه بمیریم؟
‫واقعاً؟

1637
01:22:12,385 --> 01:22:15,680
‫خنده‌داره. یه هفته پیش،
‫دلم می‌خواست بمیرم،

1638
01:22:15,722 --> 01:22:18,183
‫و بعد... بعدش دلیلم برای زندگی
‫رو پس گرفتم،

1639
01:22:18,266 --> 01:22:20,435
‫و حالا،
‫ما واقعاً قراره بمیریم.

1640
01:22:20,518 --> 01:22:22,520
‫این کجاش خنده‌داره؟

1641
01:22:22,604 --> 01:22:24,606
‫خب، یعنی،
‫توی سرم خنده‌دارتر بود.

1642
01:22:24,689 --> 01:22:25,941
‫یه جور... می‌دونی،
‫طنزِ عجیبیه.

1643
01:22:26,024 --> 01:22:27,776
‫نه. نه.

1644
01:22:27,859 --> 01:22:29,319
‫هیچ گزینه‌ای نداریم.

1645
01:22:29,319 --> 01:22:30,862
‫خدایا، نباید اونقدر وحشتناک
‫برخورد می‌کردم

1646
01:22:30,862 --> 01:22:34,324
‫در مورد وب‌سایتت
‫و لباس‌هات و لوگوت.

1647
01:22:34,366 --> 01:22:35,867
‫- باشه.
‫- خجالت‌آور نیست

1648
01:22:35,951 --> 01:22:38,536
‫که حرف "آی" توی "وایلدر"
‫یه چوب جادوی کوچولوئه.

1649
01:22:38,578 --> 01:22:39,663
‫فهمیدم.
‫اون... ممنون.

1650
01:22:39,704 --> 01:22:40,956
‫نیست. بانمکه
‫و جذاب.

1651
01:22:41,039 --> 01:22:43,333
‫- دیگه بسه.
‫- و من... دلم برات تنگ شده بود.

1652
01:22:43,375 --> 01:22:46,086
‫ببینید، می‌دونم همیشه
‫نشونش نمی‌دم، ولی...

1653
01:22:46,169 --> 01:22:48,046
‫شماها واقعاً برام
‫یه دنیا ارزش دارید.

1654
01:22:49,965 --> 01:22:52,467
‫باورم نمی‌شه
‫داریم زنده به گور می‌شیم.

1655
01:22:52,509 --> 01:22:54,928
‫- یعنی، مثل فیلم‌های وسترنه.
‫- صبر کن، صبر کن. زنده به گور شدن.

1656
01:22:54,970 --> 01:22:56,888
‫اون، مثلاً،
‫یه سنتِ قدیمیِ شعبده‌بازیه.

1657
01:22:56,972 --> 01:22:58,348
‫ببخشید، کی رو می‌شناسیم
‫که این کار رو کرده؟

1658
01:22:58,390 --> 01:23:01,059
‫بیل شرک نزدیک بود بمیره
‫سرِ انجام این کار. یادتونه؟

1659
01:23:01,101 --> 01:23:04,562
‫رفت توی یه تابوت پلکسی‌گلاس
‫و داد روش رو با شن بپوشونن.

1660
01:23:04,646 --> 01:23:06,898
‫ولی مگه پلکسی‌گلاس
‫نشکست؟

1661
01:23:06,940 --> 01:23:08,400
‫- شن خیس شد.
‫- شن خیس شد.

1662
01:23:08,441 --> 01:23:10,819
‫الان یادم اومد.
‫شبِ قبلش بارون اومد.

1663
01:23:10,902 --> 01:23:13,071
‫خیلی‌خب، شنِ خیس سنگین‌تر
‫از خشکه. شیشه رو شکست.

1664
01:23:13,154 --> 01:23:16,032
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن.
‫اگه ما اون لوله رو بشکنیم،

1665
01:23:16,074 --> 01:23:17,325
‫اون‌وقت شن رو خیس می‌کنه،

1666
01:23:17,409 --> 01:23:19,369
‫و بعدش...
‫جعبه رو می‌شکونه، درسته؟

1667
01:23:19,411 --> 01:23:21,413
‫اگه بتونم... اگه بتونم
‫یه چیزی دورش بپیچم،

1668
01:23:21,496 --> 01:23:22,580
‫شاید بتونم
‫یه‌کمی اهرمش کنم.

1669
01:23:22,664 --> 01:23:24,207
‫باشه.

1670
01:23:24,249 --> 01:23:25,375
‫مریت،
‫کمربندت رو بده.

1671
01:23:25,417 --> 01:23:26,584
‫باشه.

1672
01:23:26,626 --> 01:23:28,253
‫- باشه، گرفتمش. گرفتمش.
‫- آره، آره.

1673
01:23:28,336 --> 01:23:29,587
‫خوبه، خوبه، خوبه.

1674
01:23:29,629 --> 01:23:32,841
‫- بپیچش، بپیچش.
‫- یالا، یالا، یالا.

1675
01:23:32,924 --> 01:23:34,551
‫- آره! آره!
‫- آره، آره، آره.

1676
01:23:36,511 --> 01:23:38,263
‫کمکم کن! کمکم کن!
‫بکشیدم پایین!

1677
01:23:38,304 --> 01:23:40,598
‫- باشه، باشه. آره، آره، آره.
‫- جنسش فلزیه.

1678
01:23:46,354 --> 01:23:48,773
‫ایول، ایول، ایول، خب.

1679
01:23:51,276 --> 01:23:52,277
‫بزن کنار.

1680
01:23:52,360 --> 01:23:53,945
‫شما محاصره شدید.

1681
01:23:53,987 --> 01:23:55,238
‫خیلی دلم می‌خواد بزنم کنار،

1682
01:23:55,280 --> 01:23:57,532
‫ولی تازه داره
‫قلقش دستم میاد.

1683
01:24:01,786 --> 01:24:03,913
‫من بهترین راننده‌ی دنیام!

1684
01:24:17,469 --> 01:24:18,595
‫نه، نه، نه، نه.

1685
01:24:20,346 --> 01:24:22,098
‫مواظب باش!

1686
01:24:24,142 --> 01:24:25,477
‫لعنتی!

1687
01:24:25,477 --> 01:24:27,312
‫ماشین رو خاموش کن
‫و از وسیله نقلیه خارج شو.

1688
01:24:27,395 --> 01:24:29,272
‫ما محاصره‌تون کردیم.

1689
01:24:29,314 --> 01:24:30,899
‫دست‌ها بالا
‫و تکون نخورید!

1690
01:24:30,982 --> 01:24:33,568
‫ببخشید. یادم رفت
‫راهنما بزنم؟

1691
01:24:33,651 --> 01:24:34,694
‫شما بازداشتید.

1692
01:24:36,196 --> 01:24:39,157
‫ممنونم، آقایان.
‫کار عالی بود.

1693
01:24:39,240 --> 01:24:41,993
‫ما یه اعلان قرمز داشتیم
‫برای شخصی به نام باسکو لیروی.

1694
01:24:42,077 --> 01:24:43,703
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

1695
01:24:44,829 --> 01:24:46,623
‫آره،
‫اطلس من رو می‌کشه.

1696
01:24:48,333 --> 01:24:51,669
‫- آب داره خیلی سریع میاد تو.
‫- و شیشه نمی‌شکنه.

1697
01:24:51,711 --> 01:24:54,005
‫- این همه دردسر واسه یه الماس.
‫- الان به دردمون می‌خورد.

1698
01:24:54,089 --> 01:24:55,673
‫هیچ چیز مثل الماس
‫شیشه رو نمی‌بره.

1699
01:24:55,757 --> 01:24:59,010
‫صبر کن. صبر کن، هنلی. هنلی.

1700
01:24:59,052 --> 01:25:02,013
‫آره! من می‌تونم نفسم رو
‫هشت دقیقه نگه دارم.

1701
01:25:02,055 --> 01:25:04,182
‫اگه کسی بتونه ما رو از این
‫بیاره بیرون، خودمم.

1702
01:25:26,329 --> 01:25:28,331
‫داریم وارد
‫صحرا می‌شیم، خانم.

1703
01:25:28,373 --> 01:25:30,041
‫طوفان شن
‫داره بدتر می‌شه.

1704
01:25:38,258 --> 01:25:39,717
‫اون اینجا چه غلطی می‌کنه؟

1705
01:25:39,801 --> 01:25:42,679
‫الماسِ خانم واندربرگ که
‫تو و دوستانت دزدیدید؟

1706
01:26:00,321 --> 01:26:02,073
‫چیزی گم کردی؟

1707
01:26:20,091 --> 01:26:21,259
‫خوش گذشت.

1708
01:26:28,766 --> 01:26:30,768
‫- داره کار می‌کنه!
‫- داره کار می‌کنه.

1709
01:26:30,852 --> 01:26:31,936
‫همه کمک کنن!

1710
01:26:32,020 --> 01:26:34,063
‫- همه کمک کنن!
‫- بیاید انجامش بدیم! یالا!

1711
01:26:57,795 --> 01:26:59,005
‫هنلی، ایول!

1712
01:26:59,088 --> 01:27:00,506
‫- خدای من!
‫- کارِت عالی بود!

1713
01:27:00,590 --> 01:27:02,592
‫خیلی‌خب،
‫باید به یه نمایش برسیم.

1714
01:27:02,675 --> 01:27:04,010
‫امیدوارم خیلی دیر نشده باشه.

1715
01:27:19,359 --> 01:27:20,485
‫هویت تأیید شد.

1716
01:27:41,381 --> 01:27:42,632
‫رسیدی.

1717
01:27:44,384 --> 01:27:45,969
‫چیزی که می‌خوام رو داری؟

1718
01:27:46,052 --> 01:27:48,388
‫اگه تو چیزی که می‌خوام رو داشته باشی.

1719
01:27:52,058 --> 01:27:53,142
‫مدرک کجاست؟

1720
01:28:00,650 --> 01:28:01,651
‫همین‌جا.

1721
01:28:03,403 --> 01:28:04,404
‫مدرک خود منم.

1722
01:28:04,487 --> 01:28:06,447
‫نه.

1723
01:28:07,824 --> 01:28:10,576
‫چارلی، من... من نمی‌...

1724
01:28:12,120 --> 01:28:13,121
‫تو مُردی.

1725
01:28:15,248 --> 01:28:16,374
‫حالا من رو می‌بینی.

1726
01:28:20,586 --> 01:28:24,424
‫واقعاً جذابه
‫کارهایی که مردم می‌کنن

1727
01:28:24,507 --> 01:28:28,052
‫تا یه چیزی
‫یا یه کسی رو...

1728
01:28:29,470 --> 01:28:30,555
‫غیب کنن.

1729
01:28:44,277 --> 01:28:46,612
‫من اون حقه رو یادت دادم.

1730
01:28:46,654 --> 01:28:48,489
‫درست همونطور که
‫پدرمون به تو یاد داد.

1731
01:28:49,657 --> 01:28:51,617
‫و حالا،
‫بعد از 15 سال، تو...

1732
01:28:51,659 --> 01:28:52,952
‫تو سعی داری نابودم کنی؟

1733
01:28:53,036 --> 01:28:54,037
‫نه.

1734
01:28:55,288 --> 01:28:57,081
‫تمامِ 15 سال.

1735
01:28:58,833 --> 01:29:00,960
‫نمی‌دونستم توی اون ماشینی.

1736
01:29:01,044 --> 01:29:03,796
‫ولی حتماً
‫خیالت راحت شد وقتی شنیدی بودم.

1737
01:29:04,964 --> 01:29:06,924
‫وقتی خوردیم به آب،

1738
01:29:06,966 --> 01:29:10,053
‫نتونستم کمربند ایمنیم
‫رو باز کنم.

1739
01:29:10,136 --> 01:29:12,764
‫مامان با آخرین نفسش
‫من رو آزاد کرد.

1740
01:29:13,973 --> 01:29:16,225
‫من هیچی جز علاقه
‫بهت نداشتم، چارلی.

1741
01:29:18,811 --> 01:29:21,147
‫بذار بالأخره
‫مثل یه برادر باهات رفتار کنم.

1742
01:29:21,189 --> 01:29:22,398
‫من برادرتم!

1743
01:29:25,693 --> 01:29:27,695
‫خون پدر
‫توی رگ هر دوی ماست،

1744
01:29:29,155 --> 01:29:32,283
‫گرچه هیچ‌وقت
‫من رو به رسمیت نشناخت.

1745
01:29:33,034 --> 01:29:34,410
‫خدا می‌دونه مادر چقدر التماس کرد.

1746
01:29:34,494 --> 01:29:36,829
‫و شرمساری
‫مادر من رو دق داد و کشت.

1747
01:29:36,913 --> 01:29:39,248
‫بعدش تو مادرِ من رو کشتی!

1748
01:29:41,876 --> 01:29:42,877
‫باشه.

1749
01:29:43,586 --> 01:29:44,587
‫حق با توئه.

1750
01:29:47,673 --> 01:29:49,092
‫این باید مال تو باشه.

1751
01:29:50,885 --> 01:29:51,886
‫بیا.

1752
01:29:54,013 --> 01:29:55,139
‫بگیرش.

1753
01:30:22,375 --> 01:30:24,794
‫گرفتنِ گلوله.

1754
01:30:24,877 --> 01:30:28,297
‫- این غیرممکنه.
‫- نه. فقط جادوئه.

1755
01:30:31,676 --> 01:30:32,885
آها

1756
01:30:33,386 --> 01:30:34,387
هوم

1757
01:30:43,396 --> 01:30:45,481
‫سلام به همگی.

1758
01:30:45,940 --> 01:30:47,900
‫ممنونم.

1759
01:30:47,984 --> 01:30:49,902
‫بسیار خب، ممنون.

1760
01:30:49,986 --> 01:30:51,737
‫اوایلِ امشب،
‫جی. دنیل اطلس

1761
01:30:51,821 --> 01:30:53,865
‫قول داد که
‫الماس قلب رو برگردونه

1762
01:30:53,906 --> 01:30:55,283
‫به صاحب واقعیش.

1763
01:30:56,742 --> 01:30:58,286
‫ولی قبل از اینکه این کار رو بکنیم،

1764
01:30:58,369 --> 01:31:00,413
‫باید چند نفر رو
‫معرفی کنیم.

1765
01:31:00,496 --> 01:31:05,084
‫اول، بیاید سلام کنیم
‫به نیروی سرکشِ طبیعت،

1766
01:31:05,168 --> 01:31:08,087
‫جون روکلرِ خارق‌العاده!

1767
01:31:10,673 --> 01:31:12,175
‫آره، جون!

1768
01:31:12,258 --> 01:31:14,552
‫واو. سلام به همگی.
‫ممنونم.

1769
01:31:15,845 --> 01:31:18,055
‫خیلی ممنونم.
‫ممنون.

1770
01:31:18,097 --> 01:31:21,225
‫و تشویق کنید
‫باسکو لیرویِ...

1771
01:31:21,267 --> 01:31:23,936
‫سرکش رو!

1772
01:31:25,104 --> 01:31:27,106
‫باعث افتخار ماست.

1773
01:31:27,190 --> 01:31:29,275
‫سلام، خوشگله.

1774
01:31:32,778 --> 01:31:35,364
البته، هیچکدوم از این کارها

1775
01:31:35,448 --> 01:31:36,949
از همون اول

1776
01:31:36,991 --> 01:31:40,620
‫بدون کمکِ بزرگترین
شعبده‌بازان جهان ممکن نبود

1777
01:31:40,661 --> 01:31:41,787
‫چهار...

1778
01:31:41,829 --> 01:31:44,749
‫ببخشید،
‫بکنیدش پنج اسب‌سوار!

1779
01:31:57,970 --> 01:31:59,138
‫ممنون، از همگی.

1780
01:31:59,180 --> 01:32:00,348
‫واو.

1781
01:32:02,308 --> 01:32:04,227
‫می‌دونید،
‫ما تاحالا سرگرم کردیم، خب،

1782
01:32:04,310 --> 01:32:07,146
‫مبهوت کردیم تماشاگران رو
‫در سراسر جهان،

1783
01:32:07,188 --> 01:32:10,483
‫ولی هیچ‌وقت بخشی از
‫همچین حقه‌ای نبودیم.

1784
01:32:10,525 --> 01:32:12,235
‫و احتمالاً دارید
‫از خودتون می‌پرسید،

1785
01:32:12,318 --> 01:32:14,320
‫"چطوری از پسش براومدن؟"

1786
01:32:14,403 --> 01:32:17,990
‫خیلی‌خب، هر شعبده‌بازی
‫نیاز به یه دستیار داره. ورونیکا؟

1787
01:32:20,326 --> 01:32:21,786
‫شما احتمالاً فکر می‌کنید
‫ورونیکای ما،

1788
01:32:22,745 --> 01:32:25,122
‫به عنوان تنها وارثِ پیتر واندربرگ،

1789
01:32:25,164 --> 01:32:27,291
‫صاحب برحقِ این الماسه.

1790
01:32:27,333 --> 01:32:29,502
‫ولی، پیچش داستان اینجاست.

1791
01:32:29,544 --> 01:32:32,129
‫پیتر یه بچه نداشت.
‫دو تا داشت.

1792
01:32:32,171 --> 01:32:33,464
‫درسته.

1793
01:32:33,506 --> 01:32:36,092
‫و اون یکی بچه
‫مرگ رو فریب داد.

1794
01:32:36,175 --> 01:32:36,926
‫و سر از نیویورک درآورد.

1795
01:32:36,926 --> 01:32:37,301
‫و سر از نیویورک درآورد.

1796
01:32:40,429 --> 01:32:43,057
‫جایی که انتقام شد هدفِ زندگیش.

1797
01:32:45,226 --> 01:32:47,478
‫ولی به کمک نیاز داشت.

1798
01:32:47,520 --> 01:32:49,689
‫نوشیدنی رو پیدا کردم.
‫ممنون.

1799
01:32:50,565 --> 01:32:52,024
‫پس نیرو استخدام کرد.

1800
01:32:52,066 --> 01:32:53,109
‫...کی وایستم،
‫بگو کی.

1801
01:32:53,192 --> 01:32:54,193
‫وایسا.

1802
01:32:54,235 --> 01:32:55,319
‫- این کارتته؟
‫- بله.

1803
01:32:55,361 --> 01:32:57,029
‫آره؟ می‌خوای بدونی
‫چطوری انجامش دادم؟

1804
01:32:57,071 --> 01:32:58,155
‫اغوا کرد...

1805
01:33:00,199 --> 01:33:02,535
‫و جذب کرد تعدادی از...

1806
01:33:02,618 --> 01:33:04,370
‫درخشان‌ترین ذهن‌هایی
‫که می‌تونست جمع کنه،

1807
01:33:05,871 --> 01:33:09,375
‫زمینه رو چید برای حقه‌ای
‫متفاوت از هر چیز دیگه.

1808
01:33:11,586 --> 01:33:14,213
‫که ما رو می‌رسونه
‫به امشب.

1809
01:33:14,213 --> 01:33:16,257
‫یه دستی بزنید
‫برای نابغه‌ی پشتِ تمام این ماجرا.

1810
01:33:16,299 --> 01:33:17,800
‫بهترین دوست ما.

1811
01:33:17,883 --> 01:33:20,803
‫- یه روح...
‫- تا همین لحظه.

1812
01:33:20,886 --> 01:33:22,805
‫چارلی واندربرگ!

1813
01:33:27,727 --> 01:33:29,937
‫می‌دونم گفتم
‫از به خاک سیاه نشوندت لذت می‌برم،

1814
01:33:29,979 --> 01:33:31,897
‫ولی این بیشتر از چیزی که
‫انتظار داشتم خوش گذشت.

1815
01:33:31,939 --> 01:33:34,609
‫تو هنوز یه مردِ غمگین
‫و رقت‌انگیزی.

1816
01:33:34,650 --> 01:33:35,943
‫و تو هیچی نیستی.

1817
01:33:35,985 --> 01:33:37,778
‫صبر کنید، همگی.
‫یه لحظه.

1818
01:33:37,820 --> 01:33:38,571
‫- و هیچ‌وقت نخواهی بود.
‫- اون چیه؟

1819
01:33:38,571 --> 01:33:39,614
‫نمی‌فهمی؟

1820
01:33:39,655 --> 01:33:42,033
‫ورونیکا به نظر میاد نمی‌فهمه

1821
01:33:42,116 --> 01:33:44,035
‫چطوری تو این موقعیت
‫گیر افتاده.

1822
01:33:44,118 --> 01:33:46,245
‫خب، بیاید براش توضیح بدیم.

1823
01:33:46,287 --> 01:33:51,751
‫ببین، بهترین جادوها
‫از فرضیات تغذیه می‌کنن.

1824
01:33:51,792 --> 01:33:53,252
‫اینکه ماشینی که منتظرت بود

1825
01:33:53,294 --> 01:33:54,962
‫همونی بود
‫که تو رو رسوند.

1826
01:33:55,004 --> 01:33:56,047
‫بریم.

1827
01:33:59,800 --> 01:34:03,220
‫اینکه یه عمل از سمتِ طبیعت
فقط یه اتفاق طبیعیه

1828
01:34:14,690 --> 01:34:16,484
‫و اینکه
‫یه گاوصندوق وسط بیابون

1829
01:34:16,567 --> 01:34:18,027
‫فقط دود و آینه نیست.

1830
01:34:23,032 --> 01:34:26,202
‫اینکه یه اسلحه
‫با فشنگ مشقی پر نشده.

1831
01:34:27,328 --> 01:34:28,496
‫و اینکه یه آسانسور

1832
01:34:28,579 --> 01:34:31,749
‫داره به سادگی
‫به اعماق زمین می‌ره.

1833
01:34:31,832 --> 01:34:33,876
‫اگه می‌خوای
‫استاد فریب رو گول بزنی،

1834
01:34:33,876 --> 01:34:34,251
‫اگه می‌خوای
‫استاد فریب رو گول بزنی،

1835
01:34:34,335 --> 01:34:36,587
‫باید واقعیتش رو دستکاری کنی.

1836
01:34:37,546 --> 01:34:39,090
‫و برای حقه آخرمون،

1837
01:34:39,173 --> 01:34:41,425
‫چطوره ورونیکا رو
‫غیب کنیم؟

1838
01:34:43,344 --> 01:34:44,345
‫نه.

1839
01:34:44,887 --> 01:34:46,013
‫تو برنده نیستی.

1840
01:34:46,097 --> 01:34:48,474
‫- من خانواده واندربرگ هستم!
‫- اینم از این.

1841
01:34:48,516 --> 01:34:49,809
‫دلم واسه‌ت تنگ می‌شه.

1842
01:34:49,850 --> 01:34:51,811
‫- پرده‌برداری آخر!
‫- صدام رو می‌شنوی؟

1843
01:34:51,852 --> 01:34:53,312
‫ورونیکا واندربرگِ واقعی.

1844
01:34:53,354 --> 01:34:55,481
‫واندربرگ‌ها نمی‌بازن!

1845
01:34:55,523 --> 01:34:57,858
‫دنیا پر از توهماته.

1846
01:34:57,900 --> 01:34:59,985
‫یکی از بزرگترین‌هاش اینه که
‫این الماس

1847
01:35:00,027 --> 01:35:02,822
‫اصلاً متعلق به
‫خانواده واندربرگ‌هاست.

1848
01:35:02,863 --> 01:35:06,367
‫به عنوان تنها خویشاوندِ زندانی‌نشده‌ی پدرم،

1849
01:35:06,450 --> 01:35:09,704
‫کاری می‌کنم تک‌تکِ خریداران غیرقانونی ما

1850
01:35:09,745 --> 01:35:12,206
‫با عواقب قانونی روبه‌رو بشن.

1851
01:35:12,289 --> 01:35:14,709
‫و بعد
‫تمام دارایی‌هامون رو می‌بخشم،

1852
01:35:14,792 --> 01:35:16,627
‫از جمله الماس قلب رو

1853
01:35:16,711 --> 01:35:19,839
‫به جوامع آفریقای جنوبی
‫که از اونجا اومدن

1854
01:35:19,880 --> 01:35:22,883
‫با چند دلار اضافه
‫که برای همه‌ی شما باقی مونده.

1855
01:35:24,427 --> 01:35:25,803
‫تماشاگرانِ اسب‌سواران همیشه
‫با جیب‌های پرتر می‌رن.

1856
01:35:25,803 --> 01:35:27,972
‫- حقه خوبی بود.
‫- از بهترین‌ها یاد گرفتم.

1857
01:35:30,641 --> 01:35:31,642
‫ممنونم.

1858
01:35:32,059 --> 01:35:33,936
‫ممنون.

1859
01:35:33,978 --> 01:35:36,647
‫ممنون که به ما پیوستید،
‫همه‌ی ما.

1860
01:35:37,982 --> 01:35:39,150
‫و لطفاً یادتون باشه،

1861
01:35:39,233 --> 01:35:42,153
‫مهم نیست زندگی
‫چه کارت‌هایی بهتون میده،

1862
01:35:42,236 --> 01:35:45,406
‫باید یاد بگیرید
‫جادوی خودتون رو بسازید.

1863
01:35:46,198 --> 01:35:47,450
‫خانم‌ها و آقایان...

1864
01:35:47,491 --> 01:35:50,161
‫ما اسب‌سواران هستیم.
‫شب‌به‌خیر.

1865
01:36:11,390 --> 01:36:16,437
[اسب‌سواران]

1866
01:36:32,036 --> 01:36:35,706
‫خیلی‌خب، چی می‌خوای،
‫انار یا تمشک؟

1867
01:36:35,748 --> 01:36:37,708
‫داداش، من گفتم
‫یه نوشیدنی می‌خوام.

1868
01:36:37,792 --> 01:36:39,376
‫فقط امتحانش کن.

1869
01:36:41,462 --> 01:36:43,172
‫بچه‌های امروزی.

1870
01:36:47,927 --> 01:36:49,303
‫البته که خوبه.

1871
01:36:49,386 --> 01:36:50,971
‫خیلی خوبه.

1872
01:36:51,055 --> 01:36:52,223
‫- می‌خوای امتحان کنی؟
‫- نه.

1873
01:36:52,306 --> 01:36:53,557
‫فکر کنم
‫این از دستت افتاد.

1874
01:36:54,558 --> 01:36:56,310
‫کارت قدیمی من.

1875
01:36:56,393 --> 01:36:57,645
‫واسه وقتی که
‫بخوای قابش کنی.

1876
01:36:57,686 --> 01:36:59,563
‫ممنون. شاید کردم.

1877
01:36:59,605 --> 01:37:01,899
‫می‌دونی، هنوز باورم نمی‌شه
‫تو یه واندربرگی.

1878
01:37:01,941 --> 01:37:03,317
‫اونم باورش نمی‌شد.

1879
01:37:03,400 --> 01:37:04,193
‫چی... چی شده؟

1880
01:37:05,194 --> 01:37:06,362
‫اوم...

1881
01:37:07,404 --> 01:37:09,031
‫- فقط اینکه...
‫- بنال.

1882
01:37:09,073 --> 01:37:10,199
‫مشکلت چیه؟
‫چه خبره؟

1883
01:37:10,241 --> 01:37:12,660
‫سخته چون من نمی‌...

1884
01:37:12,701 --> 01:37:13,994
‫نمی‌دونم
‫تو چه حسی داری.

1885
01:37:14,036 --> 01:37:15,037
‫پس...

1886
01:37:15,120 --> 01:37:17,039
‫هی، همگی.

1887
01:37:17,081 --> 01:37:19,667
‫همگی، بیاید
‫اینجا، لطفاً.

1888
01:37:19,708 --> 01:37:22,753
‫هی، می‌شه از اون چیزهای خوشمزه
‫بازم بیاری، باسکو؟

1889
01:37:22,837 --> 01:37:26,590
‫عاشقِ این چیزها می‌شید.
‫خیلی می‌چسبه.

1890
01:37:26,674 --> 01:37:28,676
‫- نه، مریت، لطفاً.
‫- می‌چسبه.

1891
01:37:28,717 --> 01:37:29,885
‫چیزی که می‌خواستم بگم اینه که
‫خوبه.

1892
01:37:29,885 --> 01:37:32,054
‫بله، و من کسی هستم
‫که می‌گم.

1893
01:37:32,137 --> 01:37:33,222
‫دلم برای شما بچه‌ها
‫تنگ می‌شه.

1894
01:37:33,222 --> 01:37:33,806
‫آره. منم همینطور.

1895
01:37:34,557 --> 01:37:36,100
‫لعنتی،
‫عاشقتونم بچه‌ها.

1896
01:37:36,100 --> 01:37:36,725
‫می‌شه راجع به
‫یه چیز دیگه حرف بزنیم؟

1897
01:37:36,809 --> 01:37:38,561
‫برگردیم به اینکه...

1898
01:37:38,644 --> 01:37:40,062
‫- همه‌مون عاشق همیم.
‫- یعنی، بی‌خیال، تو عاشق اونی، اون عاشق توئه.

1899
01:37:40,104 --> 01:37:41,480
‫عشق شماها بیشتره.

1900
01:37:42,898 --> 01:37:45,025
‫شماها
‫منتظر کسی هستید؟

1901
01:37:45,067 --> 01:37:46,610
‫کسی قرار نیست بدونه
‫ما کجاییم.

1902
01:38:04,336 --> 01:38:06,380
‫- از طرف کیه؟
‫- ننوشته.

1903
01:38:06,422 --> 01:38:07,756
‫بازش کن.

1904
01:38:07,840 --> 01:38:09,091
‫تو بازش کن.

1905
01:38:09,133 --> 01:38:10,134
‫باشه.

1906
01:38:17,308 --> 01:38:19,101
‫این همون... این
‫همون چیزه روی دره.

1907
01:38:19,143 --> 01:38:20,561
‫- آره، از توی عمارت.
‫- آره!

1908
01:38:20,603 --> 01:38:22,938
‫اشکالی... اشکالی نداره
‫اگه من دوباره یه امتحانی بکنم؟

1909
01:38:22,980 --> 01:38:24,356
‫- آره، آره، برو تو کارش.
‫- آره؟

1910
01:38:26,108 --> 01:38:29,194
‫فکر کنم این دفعه
‫بتونم از پسش بربیام.

1911
01:38:39,204 --> 01:38:40,456
‫سلام، اسب‌سواران.

1912
01:38:41,290 --> 01:38:42,833
‫دلتون واسه‌م تنگ شده بود؟

1913
01:38:42,875 --> 01:38:44,877
‫دیلن.

1914
01:38:44,960 --> 01:38:46,712
‫ولی اون قرار بود
‫توی زندان باشه.

1915
01:38:46,754 --> 01:38:49,715
‫می‌دونم دارید به چی فکر می‌کنید.
‫"اون به ما دروغ گفت."

1916
01:38:49,757 --> 01:38:51,133
‫ولی من...
‫من بهتون دروغ نگفتم.

1917
01:38:51,216 --> 01:38:53,677
‫من فقط کاری کردم چیزی رو باور کنید
‫که حقیقت نداشت.

1918
01:38:53,719 --> 01:38:56,722
‫ولی به صلاحِ
‫خودتون بود، بهم اعتماد کنید.

1919
01:38:56,764 --> 01:38:58,891
‫این معما پیچیده‌تر از اونیه
‫که فکر می‌کنید.

1920
01:38:58,933 --> 01:39:02,227
‫و نتیجه نهاییش اینه که
‫اسب‌سواران دوباره دور هم جمع شدن.

1921
01:39:02,311 --> 01:39:03,437
‫این قلبم رو گرم می‌کنه.

1922
01:39:05,397 --> 01:39:07,441
‫حالا، در مورد شما
‫سه تا متقلب،

1923
01:39:08,734 --> 01:39:10,527
‫که وقیحانه تظاهر کردید

1924
01:39:10,569 --> 01:39:12,905
‫بخشی از سازمان
‫فوق سرّی ما هستید؟

1925
01:39:12,947 --> 01:39:15,532
‫فکر کردید قراره
‫قسر در برید

1926
01:39:15,574 --> 01:39:18,369
‫بدون هیچ عواقب
‫یا مجازاتی؟

1927
01:39:19,244 --> 01:39:20,245
‫خب...

1928
01:39:20,996 --> 01:39:22,414
‫درست فکر کردید.

1929
01:39:22,456 --> 01:39:24,249
‫- هی!
‫- خوش‌آمدید.

1930
01:39:25,084 --> 01:39:26,460
‫خوش‌آمدید به "چشم".

1931
01:39:28,504 --> 01:39:29,964
‫در مورد بقیه‌ی شما،

1932
01:39:30,965 --> 01:39:33,092
‫فکر کردید
‫کارتون تموم شده.

1933
01:39:34,593 --> 01:39:35,844
‫اشتباه فکر کردید، تیم.

1934
01:39:36,929 --> 01:39:38,764
‫شما تازه اول راهید.

1935
01:39:42,017 --> 01:39:43,769
‫حقه چیه؟

1936
01:42:00,906 --> 01:42:04,284
[حالا مرا می‌بینی]
[دیگه نمی‌بینی]
