﻿1
00:06:42,291 --> 00:06:43,458
‫توی شهر چه خبره؟

2
00:06:44,500 --> 00:06:47,375
‫یه آدمکش رو دستگیر کردن قربان
‫برای همین پاسگاه رو آتش زدن

3
00:06:48,375 --> 00:06:51,500
‫قربان، یهویی کلی از اون آدمکش‌ها به پاسگاه حمله کردن

4
00:06:52,375 --> 00:06:55,625
‫یعنی کسی رو ندارید که این اوضاع رو کنترل کنه؟

5
00:06:57,875 --> 00:06:58,750
‫یکی هست قربان

6
00:06:58,916 --> 00:07:01,416
‫اما وقتی وارد محدوده بشه
‫کسی نمیتونه کنترلش کنه

7
00:07:01,541 --> 00:07:03,541
‫اون یه کماندو با لباس خاکیه

8
00:07:03,916 --> 00:07:05,791
‫هیچکس نمیتونه مهارش کنه
‫برای خودش طوفانیه

9
00:07:16,208 --> 00:07:17,125
‫اون کیه؟

10
00:07:17,166 --> 00:07:18,958
‫حساب مقابله‌هاش از دستمون در رفته

11
00:07:19,166 --> 00:07:21,083
‫به هیچکس غیر از پرچم ملی ادای احترام نمیکنه

12
00:07:21,291 --> 00:07:24,791
‫وقتی میاد، مثل فیلم اژدها وارد میشود میمونه

13
00:07:27,166 --> 00:07:31,416
‫حتی قبل از این اتفاقات هم خبر رئیس پلیس شدنش پخش شده بود

14
00:07:31,666 --> 00:07:33,833
‫قربان بخش مهم خبر، اون سمت نیست
‫بلکه شخصیه که به اون سمت میرسه

15
00:07:43,875 --> 00:07:44,791
‫اسمش چیه؟

16
00:07:44,875 --> 00:07:46,750
‫اسمش پارگو بخشیه

17
00:08:10,583 --> 00:08:11,875
‫نشان ملی همیشه باید ایستاده باشه

18
00:08:12,333 --> 00:08:13,125
‫ببخشید قربان

19
00:08:15,375 --> 00:08:19,583
‫قربان به دستور شما تمام آدمکش‌های ایالت رو جمع کردیم

20
00:08:23,583 --> 00:08:24,583
‫هی، اسمت رو بگو

21
00:08:24,833 --> 00:08:26,083
‫لوکش یا همون لوکی

22
00:08:26,708 --> 00:08:28,583
‫راکش کومار یا سنکی

23
00:08:28,708 --> 00:08:30,000
‫ناکل یا همون نکارا

24
00:08:30,208 --> 00:08:31,833
‫ویجی راس کرور، کالیا

25
00:08:32,000 --> 00:08:33,125
‫بابلو، شناخته شده به نام هتلا

26
00:08:33,333 --> 00:08:34,500
‫داران، موسوم به شانا

27
00:08:35,000 --> 00:08:36,583
‫هیچکدوم آدمیزاد نیستن؟

28
00:08:36,833 --> 00:08:37,500
‫همم؟

29
00:08:38,083 --> 00:08:41,750
‫هرکدوم یه اسم مستعاری دارن

30
00:08:42,875 --> 00:08:45,666
‫بهشون بگو قبل یا بعد از اسمشون، اسم پدرشون رو بگن

31
00:08:45,916 --> 00:08:47,750
‫حداقل میفهمیم باباشون کیه

32
00:08:48,750 --> 00:08:50,666
‫- یه چایی برام میاری؟
‫- شنیدید

33
00:08:50,875 --> 00:08:55,125
‫اسم مستعار رو ول کنید
‫اسم پدرهاتون رو بگید

34
00:08:55,416 --> 00:08:58,375
‫لوکی پسر شیوندر
‫راکش کومار پسر شالش

35
00:08:58,541 --> 00:09:01,000
‫سوشیل پسر لامبودوهر
‫ماهاراج پسر راجا

36
00:09:01,250 --> 00:09:02,625
‫سانجی پسر دامیندر

37
00:09:04,250 --> 00:09:05,416
‫رابرت پسر دیوید

38
00:09:05,625 --> 00:09:07,166
‫پوشکر پسر دانو

39
00:09:07,375 --> 00:09:09,250
‫سونیل پسر تریبوان

40
00:09:09,500 --> 00:09:10,750
‫ناکول سینگ پسر دیلیپ سینگ

41
00:09:11,000 --> 00:09:12,625
‫ماهش کومار پسر سیواپا

42
00:09:47,333 --> 00:09:48,958
‫قربان اون خیلی خطرناکه

43
00:09:49,500 --> 00:09:53,250
‫چهارتا از نمایندگان شهر با حمایت اون برنده شدن

44
00:09:53,375 --> 00:09:55,375
‫پس انتخابات رو کنترل میکنی، ها؟

45
00:09:55,916 --> 00:09:56,916
‫میخوای ایندفعه شرکت کنی؟

46
00:10:13,916 --> 00:10:14,541
‫اونجا رو ببین

47
00:10:15,083 --> 00:10:16,666
‫صاف واستا مرد

48
00:10:25,708 --> 00:10:29,291
‫اصلا به حرف‌هات فکر نمیکنی
‫اسمت چیه؟

49
00:10:33,583 --> 00:10:34,833
‫مالتاتا جناب

50
00:10:35,083 --> 00:10:37,916
‫پرونده تجاوز
‫قتل ناتمام. قتل عمد. همه کار کردم

51
00:10:40,166 --> 00:10:40,833
‫ببینید قربان قسم میخورم

52
00:10:41,166 --> 00:10:43,166
‫همه این کارها رو کنار گذاشتم
‫مجازاتش هم کشیدم

53
00:10:44,416 --> 00:10:46,250
‫تمام جرائم ممکن رو انجام دادی

54
00:10:46,375 --> 00:10:51,541
‫حالا که مثلا توبه کردی توقع داری
‫مثل افراد بی‌گناه باهات رفتار کنم؟ خجالت بکش

55
00:10:56,875 --> 00:10:59,000
‫- اسم من نت...
‫- مگه پرسیدم؟

56
00:10:59,166 --> 00:11:01,166
‫آخه...

57
00:11:01,791 --> 00:11:03,291
‫- پرسیدم؟
‫- نه قربان

58
00:11:03,833 --> 00:11:04,375
‫تو چی هستی؟

59
00:11:04,583 --> 00:11:05,375
‫اسمم ناتووره قربان

60
00:11:05,583 --> 00:11:07,708
‫اسمت رو نگفتم
‫گفتم چی هستی

61
00:11:09,541 --> 00:11:10,375
‫تو چی؟

62
00:11:12,125 --> 00:11:13,000
‫دکترید؟

63
00:11:13,250 --> 00:11:15,041
‫نه قربان

64
00:11:15,875 --> 00:11:16,625
‫مهندس؟

65
00:11:16,875 --> 00:11:17,875
‫نه قربان

66
00:11:18,041 --> 00:11:18,750
‫خدمات اجتماعی دارید؟

67
00:11:19,000 --> 00:11:20,000
‫نه قربان

68
00:11:20,375 --> 00:11:23,125
‫لیاقت این رو ندارید که آزادانه توی جامعه بچرخید

69
00:11:23,375 --> 00:11:25,333
‫برای همین پلیس بهتون یه لقب داده
‫نخاله‌ها

70
00:11:26,041 --> 00:11:27,333
‫- چی؟
‫- نخاله

71
00:11:27,416 --> 00:11:29,166
‫- چی؟
‫- نخاله

72
00:11:29,500 --> 00:11:33,875
‫جوری توی شهر ول میچرخید
‫انگار دولت بهتون جایزه دادتش

73
00:11:36,375 --> 00:11:37,208
‫اسلحه رو بده

74
00:11:41,291 --> 00:11:43,958
‫قربان، نه خواهش میکنم
‫نه نه

75
00:11:44,708 --> 00:11:47,083
‫نزنید قربان

76
00:11:55,833 --> 00:11:58,416
‫یکیتون رئیسه
‫یکیتون خلافه

77
00:11:58,666 --> 00:12:00,416
‫یکیتون پادشاهه

78
00:12:01,166 --> 00:12:03,791
‫- ناسلامتی شماها مافیای این شهرید
‫- نه قربان

79
00:12:04,416 --> 00:12:07,333
‫گلوله خوردن که هیچی

80
00:12:07,666 --> 00:12:13,791
‫دو تا چک توی پاسگاه بخورید
‫کل بچگیتون رو هم تعریف میکنید

81
00:12:14,708 --> 00:12:16,458
‫همه رو لو میدید

82
00:12:26,750 --> 00:12:30,750
‫یکی مثل شما بود که میخواست پادشاه زیرزمینی بشه

83
00:13:08,958 --> 00:13:09,958
‫توی موقعیت بمونید

84
00:13:56,833 --> 00:14:01,833
‫تاریخ همیشه از دستانی قدردانی میکنه
‫که بریده شدند، نه سرهایی که زده شدن

85
00:14:03,333 --> 00:14:09,083
‫و یکی از این داستان‌ها درمورد مالک غاصبه

86
00:14:19,291 --> 00:14:25,541
[مالکیت]

87
00:14:27,916 --> 00:14:32,666
‫گفتی میخوای این آدمکش‌ها رو اصلاح کنی
‫ولی داری داستان یه شیطان رو میگی

88
00:14:36,291 --> 00:14:39,416
‫این شیطان توی خونه جنگجویان آزادی‌خواه متولد شد

89
00:14:39,750 --> 00:14:41,375
‫سال 1945

90
00:14:41,583 --> 00:14:43,833
‫در منطقه‌ای به اسم سنگراماناگرا در شمال هند

91
00:14:44,458 --> 00:14:47,291
‫زمانی که که خانواده‌های اونجا
‫تا پای جونشون در مقابل انگلیس می‌ایستادن

92
00:14:47,458 --> 00:14:51,291
‫به دولت انگلیس مالیات نمیدادن
‫و برای آزادیشون، باهاشون میجنگیدن

93
00:14:51,541 --> 00:14:58,416
‫یه پادشاه به اونجا حکومت میکرد
‫آمرشوار

94
00:14:59,208 --> 00:15:01,583
‫همسرش تولسی دیوی بود

95
00:15:01,833 --> 00:15:03,333
‫دو تا بچه داشتن

96
00:15:03,541 --> 00:15:04,791
‫سنکشوارا و آرکشوارا

97
00:15:05,541 --> 00:15:08,583
‫پسر بزرگ‌تر، سنکشوارا، آدم شجاعی بود

98
00:15:08,750 --> 00:15:11,458
‫مثل پدرش به انقلاب باور داشت

99
00:15:11,958 --> 00:15:19,208
‫آمرشوارا پرچم سه رنگی که توسط
‫خانواده‌اش دوخته شده بود رو

100
00:15:19,333 --> 00:15:22,708
‫برای اولین بار در تاریخ، برافراشت

101
00:15:24,291 --> 00:15:27,708
‫قربان، اون‌ها پرچم خودشون رو دوختن

102
00:15:28,291 --> 00:15:29,666
‫اگر اقدامی نکنید

103
00:15:29,916 --> 00:15:33,083
‫تمام خونه‌های هند یه پرچم علم میکنن

104
00:15:33,958 --> 00:15:36,166
‫آمرشوارا رو بکشید قربان

105
00:15:38,666 --> 00:15:42,958
‫از یه هندی میخوام که یه هندی دیگه رو بکشه

106
00:15:43,541 --> 00:15:47,958
‫سفیدپوست‌هایی که به بهانه تجارت به هند اومدن

107
00:15:48,291 --> 00:15:51,666
‫تصمیم گرفتن سنگراماناگرا رو از نقشه هند پاک کنن

108
00:15:51,750 --> 00:15:54,000
‫و با داکا متحد بشن که شیطانی در لباس آدمه

109
00:15:54,333 --> 00:15:56,000
‫سنگراماناگرا نابود شد

110
00:15:56,416 --> 00:15:58,250
‫آمرشوارا که الهام‌بخش هندی‌ها بود

111
00:15:58,250 --> 00:15:59,541
‫به لطف توطئه خودی‌ها، توسط انگلیسی‌ها کشته شد

112
00:15:59,708 --> 00:16:02,541
‫تولسی دیوی که مرگ دردناک همسرش رو شاهد بود

113
00:16:02,833 --> 00:16:05,500
‫برای محافظت از بچه‌هاش به آماراپورا در جنوب هند رفت

114
00:16:14,666 --> 00:16:16,583
‫[آماراپورا]

115
00:16:17,083 --> 00:16:19,541
‫[آماراپورا
‫جنوب هند، سال 1945]

116
00:16:37,291 --> 00:16:39,875
‫- زنده باد هند
‫- زنده باد هند

117
00:16:40,041 --> 00:16:42,875
‫- زنده باد هند
‫- زنده باد هند

118
00:16:49,750 --> 00:16:55,750
‫وردراج مودلیار، یه مبارز آزادی‌خواه، بهشون پناه داد

119
00:17:17,000 --> 00:17:19,500
‫هی، پول رو بده ببینم

120
00:17:20,000 --> 00:17:21,375
‫نه من حساب میکنم

121
00:17:25,875 --> 00:17:27,166
‫گمشو بابا

122
00:17:47,125 --> 00:17:51,958
‫نیمه شب 14 آگوست 1947 نماد تولد دوباره یک ملت است

123
00:17:52,208 --> 00:17:56,750
‫پس از قرن‌ها رویا و مبارزه طولانی برای تعیین سرنوشتمون

124
00:17:56,958 --> 00:17:57,833
‫بیدار شید بچه‌ها

125
00:17:58,083 --> 00:18:02,583
‫آرکشوارا، سنکشوارا
‫کشورمون آزاد شد

126
00:18:02,833 --> 00:18:03,625
‫واقعا مامان؟

127
00:18:03,833 --> 00:18:04,958
‫- جدی میگی؟
‫- آره پسرم

128
00:18:05,458 --> 00:18:07,583
‫هردوتون بگید
‫زنده باد هند

129
00:18:08,083 --> 00:18:09,458
‫زنده باد هند

130
00:18:09,625 --> 00:18:12,458
‫- زنده باد هند
‫- زنده باد هند

131
00:18:19,166 --> 00:18:19,666
‫[1950]

132
00:18:19,708 --> 00:18:20,291
‫[1960]

133
00:18:20,333 --> 00:18:21,083
‫[1970]

134
00:18:21,083 --> 00:18:21,625
‫[1971]

135
00:18:43,083 --> 00:18:46,916
‫لطفا یه کاری کن ببین این فیلم تو بازار هست یا نه

136
00:18:46,958 --> 00:18:47,791
‫بله قربان

137
00:18:50,791 --> 00:18:52,166
‫یه تماس از برادرتون دارید

138
00:18:52,583 --> 00:18:53,333
‫الو

139
00:18:53,541 --> 00:18:55,708
‫- آرکا
‫- سلام داداش. چطوری؟

140
00:18:55,916 --> 00:18:57,291
‫نگران ما نباش داداش

141
00:18:57,541 --> 00:18:59,041
‫حواست به تمرینات باشه

142
00:18:59,208 --> 00:19:03,416
‫همونطور که اسم پدرمون توی تاریخ سنگراماناگرا ابدی شد

143
00:19:03,666 --> 00:19:09,458
‫اسم برادرم هم تا ابد توی تاریخ هند خواهد موند

144
00:19:09,666 --> 00:19:13,541
‫داداش میدونم که توی بچگی بخاطر من درس خوندن رو کنار گذاشتی

145
00:19:13,791 --> 00:19:15,916
‫تمام خوشی‌هات رو توی سن کم رها کردی

146
00:19:16,416 --> 00:19:19,666
‫و روز و شب به خاطر خانوادمون کار کردی

147
00:19:19,833 --> 00:19:22,041
‫چطور میتونم این لطف‌هات رو جبران کنم آخه؟

148
00:19:22,333 --> 00:19:25,916
‫معنی برادری که فقط شراکت اموال نیست

149
00:19:26,791 --> 00:19:30,541
‫برادرها از یک گوشت و خونن

150
00:19:31,333 --> 00:19:32,166
‫باشه داداش

151
00:19:32,291 --> 00:19:34,208
‫راستی داداش یادم رفت بگم

152
00:19:34,416 --> 00:19:35,791
‫ماه بعد میرم دهرادون
‫باید اونجا خدمت کنم

153
00:19:35,958 --> 00:19:39,541
‫اما قبلش میخوام 15 روز مرخصی بگیرم و بیام خونه

154
00:19:39,708 --> 00:19:41,291
‫بعد از اینکه تو و مامان رو دیدم میرم دهرادون

155
00:19:41,458 --> 00:19:44,166
‫خیلی خوشحالم که داداش کوچولوم
‫قراره خلبان بشه و بیاد خونه

156
00:19:44,416 --> 00:19:46,291
‫با آغوش باز منتظرتیم

157
00:19:46,541 --> 00:19:47,666
‫سفر به سلامت

158
00:19:57,833 --> 00:20:04,208
‫ای الهه رقص

159
00:20:42,916 --> 00:20:48,541
‫با رقص بهت تعظیم میکنم

160
00:20:54,916 --> 00:21:00,666
‫در مقابل تو تعظیم میکنم ای الهه رقص

161
00:21:19,541 --> 00:21:21,666
‫معرکه بود

162
00:21:21,833 --> 00:21:26,333
‫تماشای رقص تو
‫مثل تماشای رقص خود الهه‌ست

163
00:21:26,583 --> 00:21:31,083
‫همونطور که مرد با شجاعتش شناخته میشه

164
00:21:31,791 --> 00:21:37,291
‫زن‌ها هم با تربیت، تواضع، موسقی و رقص شناخته میشن

165
00:21:37,541 --> 00:21:42,833
‫پدر، خیلی خوشبختم که دختر متولد شدم

166
00:21:44,458 --> 00:21:51,166
‫رودرا! باید حسابی از مانگلا جوشی
‫که دخترم رو اینقدر خوب آموزش داده قدردانی بشه

167
00:21:51,416 --> 00:21:52,291
‫بله قربان

168
00:21:52,333 --> 00:21:59,458
‫خاندان بهادور 400 سال بود
‫که در آماراپوری حکمرانی میکردند

169
00:21:59,791 --> 00:22:03,541
‫پس از استقلال هند
‫پادشاه‌ها مجبور شدن حاکمیت رو رها کنن

170
00:22:04,041 --> 00:22:07,166
‫ویر بهادور که میخواست دوباره قدرت رو به دست بیاره

171
00:22:07,375 --> 00:22:11,333
‫با داکا یک فرصت خوب پیدا کرد که دست در دست انگلیسی‌ها بود

172
00:22:11,333 --> 00:22:16,958
‫پس از رفتن انگلیسی‌ها
‫داکا کنترل تمام مافیا رو به دست گرفت

173
00:22:17,500 --> 00:22:20,875
‫شمال هند رو به برادر کوچکترش، مالک سپرد

174
00:22:20,958 --> 00:22:26,333
‫جنوب هند رو به دستیار نزدیکش، بانگیرا
‫و آمراپور رو به خالد سپرد

175
00:22:26,583 --> 00:22:28,000
‫گانشیام پاندی رو هم مسئول وقایع سیاسی آمراپور کرد

176
00:22:28,500 --> 00:22:29,416
‫و خودش به اروپا رفت

177
00:22:30,083 --> 00:22:33,500
‫با در دست داشتن سیاست

178
00:22:33,500 --> 00:22:39,000
‫تمرکز خودش رو روی تجارت بردگان هندی به غرب گذاشت

179
00:22:39,041 --> 00:22:42,916
‫تمام سیاستمداران هند از ظلم داکا به لرزه اومده بودن

180
00:22:43,125 --> 00:22:48,833
‫جنگ بزرگی بین ویر بهادور و گانشیام پاندی درگرفت

181
00:23:16,291 --> 00:23:20,000
‫شاهزاده مادوماتی، تماس دارید

182
00:23:28,250 --> 00:23:29,750
‫- الو؟
‫- الو

183
00:23:29,750 --> 00:23:37,250
‫آرکشوارا، خلبان تحت امر و عاشق شما صحبت میکنه

184
00:23:37,500 --> 00:23:42,291
‫شاهزاده مادوماتی، یکی دونه شما صحبت میکنه

185
00:23:42,500 --> 00:23:45,750
‫از اونجایی که شاهزاده اینقدر راحت داره حرف میزنه

186
00:23:46,250 --> 00:23:49,416
‫پس یعنی پادشاه توی قصرش نیست

187
00:23:49,625 --> 00:23:50,625
‫هست

188
00:23:50,875 --> 00:23:53,291
‫برای اینکه به تاج و تخت آمراپور برسه

189
00:23:54,125 --> 00:23:58,250
‫طبق معمول داره استراتژِی‌هاش رو بررسی میکنه

190
00:23:58,500 --> 00:24:00,250
‫شاهزاده مادوماتی

191
00:24:00,500 --> 00:24:06,250
‫گمونم خیلی وقت شده که صدای خلخال‌های رقصانت رو نشیدم

192
00:24:16,875 --> 00:24:24,041
‫همون صدایی که وقتی توی بچگی
‫موقع فروختن پرچم توی آمراپور شنیدم

193
00:24:24,250 --> 00:24:28,250
‫من رو به سواحل دریا برد و آروم کرد

194
00:24:28,416 --> 00:24:31,625
‫حالا من رو به اون دوران کودکی برد

195
00:24:35,625 --> 00:24:45,541
‫شاهزاده از خجالت سرخ شد
‫و همه جا با لبخندش روشن شد

196
00:24:47,125 --> 00:24:52,875
‫وقتی مثل رود حرکت میکنه
‫چشم‌ها بهش خیره میشن

197
00:24:53,041 --> 00:24:57,916
‫اونقدر زیباست که همه محوش میشن

198
00:24:58,125 --> 00:25:03,375
‫من رو با خودت با آسمان ببر

199
00:25:04,125 --> 00:25:08,500
‫تا با هم بخندیم

200
00:25:09,916 --> 00:25:15,000
‫بخند تا من هم بخندم

201
00:25:18,666 --> 00:25:30,625
‫رادها، رادها، رادها
‫تو رادهای منی

202
00:25:30,791 --> 00:25:41,625
‫رادها، رادها، رادها
‫تو رادهای منی

203
00:25:41,875 --> 00:25:43,791
‫رادها

204
00:26:19,666 --> 00:26:21,833
‫زمان انتخابات کشوری بود

205
00:26:22,541 --> 00:26:27,416
‫رقابت تنگاتنگی بین ویر بهادور و گانشیام پاندی بود

206
00:26:38,416 --> 00:26:43,791
‫از آمراپور تا کنیاکوماری
‫تحت حکمرانی اجداد ما بوده

207
00:26:44,125 --> 00:26:46,375
‫اما بعد از استقلال

208
00:26:46,583 --> 00:26:49,708
‫حتی نماینده ساده شدن هم سخت شده

209
00:26:49,958 --> 00:26:53,500
‫بیست سال پرچم ما در آمراپور برافراشته بوده

210
00:26:53,708 --> 00:26:55,375
‫باید همینطور هم باقی بمونه

211
00:26:55,583 --> 00:26:57,875
‫خاندانمون دیگه احترام سابق رو نداره

212
00:26:58,083 --> 00:26:59,625
‫حتی وجودمون هم در خطره

213
00:26:59,833 --> 00:27:02,750
‫چرا؟ چون دیگه قدرتی نداریم

214
00:27:02,958 --> 00:27:06,583
‫صدها تن طلا هم با لذت قدرت برابری نمیکنه

215
00:27:06,833 --> 00:27:10,000
‫آمراپور الان در دستان شیطانی به نام خالده

216
00:27:10,208 --> 00:27:15,208
‫گانشیام پاندی فقط با حمایت اون تونسته 20 سال وزیر بمونه

217
00:27:15,458 --> 00:27:19,208
‫دستانی که روزگاری شمشیر رو هدایت میکردن
‫حالا کاملا بیکار شدن

218
00:27:19,708 --> 00:27:23,958
‫توی انتخابات بعدی باید جناب بهادور رو به قدرت برسونیم

219
00:27:24,208 --> 00:27:27,958
‫در دموکراسی، مردم حاکمان واقعی هستن

220
00:27:28,625 --> 00:27:30,958
‫خانواده‌های سلطنتی اهمیتی ندارن

221
00:27:31,583 --> 00:27:33,583
‫خبرهایی دستم رسیده

222
00:27:34,208 --> 00:27:37,458
‫ویر بهادور جلسه گذاشته

223
00:27:37,625 --> 00:27:43,333
‫خانواده‌ها سلطنتی حاضرن هرچقدر لازمه هزینه کنن

224
00:27:43,500 --> 00:27:49,958
‫همه شما باید از حزب ویر سنا در انتخابات شرکت کنید و برنده بشید

225
00:27:57,333 --> 00:28:00,208
‫پس بهادور میخواد توی انتخابات شرکت کنه؟

226
00:28:00,458 --> 00:28:01,625
‫هممم

227
00:28:02,833 --> 00:28:07,583
‫وقتی چندتا نی رو به هم ببندی اونقدر قوی میشه

228
00:28:08,208 --> 00:28:10,500
‫که میتونی باهاش یه فیلم رو هم گیر بندازی

229
00:28:13,875 --> 00:28:18,208
‫برنده شدن توی انتخابات در مقابل پاندی
‫توهمی بیش نیست

230
00:28:18,375 --> 00:28:22,583
‫مقابله با مالک اون هم با وجود حمایت بانگیرا، خیلی سخته

231
00:28:22,750 --> 00:28:25,750
‫نمیتونیم در برابر شیطانی مثل خالد بایستیم

232
00:28:25,958 --> 00:28:29,958
‫چطور میتونیم با شخصی مثل بانگیرا رو در رو بشیم جناب بهادور؟

233
00:28:30,125 --> 00:28:33,083
‫میدونید اگر آمراپور رو از دست بدیم چی میشه؟

234
00:28:33,250 --> 00:28:35,708
‫صدای بانگیرا در میاد

235
00:28:36,125 --> 00:28:38,208
‫مالک فریاد میزنه

236
00:28:39,000 --> 00:28:41,625
‫داکا اسلحه بدست میاره

237
00:28:42,375 --> 00:28:45,208
‫و بعدش ما فقط شکست نمیخوریم

238
00:28:45,375 --> 00:28:46,750
‫بلکه میمیریم

239
00:28:46,958 --> 00:28:52,125
‫برای اینکه این اتفاق نیفته
‫پسرت رو از دبی بیار

240
00:28:52,958 --> 00:28:57,708
‫بذار این بار اون رو توی انتخابات شرکت بدیم

241
00:29:00,833 --> 00:29:06,125
‫برای به دست آوردن اکسیر ارزشمند
‫باید اول طاقت زهر رو داشته باشیم

242
00:29:09,083 --> 00:29:14,458
‫برای سوزوندن یه جنگل نیازی به آتشفشان نیست

243
00:29:15,875 --> 00:29:18,583
‫یه جرقه کوچیک هم کافیه

244
00:29:19,833 --> 00:29:23,583
‫این بار تحت هر شرایطی باید آمراپور رو به دست بیاریم

245
00:29:23,833 --> 00:29:26,500
‫ما پیروز میشیم

246
00:29:26,708 --> 00:29:29,708
‫فردا پسرم از دبی میاد

247
00:29:29,875 --> 00:29:32,583
‫قرار نیست توی آمراپور پول بباره

248
00:29:32,750 --> 00:29:35,208
‫قراره رود خون جاری بشه

249
00:29:38,333 --> 00:29:48,166
‫شاهزاده از خجالت سرخ شد
‫و همه جا با لبخندش روشن شد

250
00:29:49,750 --> 00:29:55,625
‫وقتی مثل رود حرکت میکنه
‫چشم‌ها بهش خیره میشن

251
00:29:55,916 --> 00:30:01,000
‫اونقدر زیباست که همه محوش میشن

252
00:30:01,166 --> 00:30:06,125
‫من رو با خودت با آسمان ببر

253
00:30:06,791 --> 00:30:11,791
‫بخند و بخند تا با هم بخندیم

254
00:30:14,583 --> 00:30:18,458
‫چطور تونستی اینهمه مدت بدون من توی شهر بمونی آرکا؟

255
00:30:18,625 --> 00:30:21,083
‫وقتی من اونجام و تو اینجایی

256
00:30:21,708 --> 00:30:26,333
‫وقتی به آسمون نگاه میکنیم
‫هر دو یک ماه رو میبینیم

257
00:30:48,708 --> 00:30:51,000
‫خود خلخال که چیزی نیست

258
00:30:51,583 --> 00:30:54,708
‫وقتی با اون‌ها راه میری

259
00:30:56,125 --> 00:30:58,833
‫قلب من تندتر میزنه

260
00:31:09,833 --> 00:31:12,333
‫مهم نیست کجا یا در چه حالی باشم

261
00:31:13,291 --> 00:31:15,416
‫مهم نیست چقدر ازت دور باشم

262
00:31:16,833 --> 00:31:21,833
‫همیشه صدای خلخال‌هات رو میشنوم

263
00:31:22,583 --> 00:31:24,583
‫لطفا مراقبشون باش شاهزاده

264
00:31:30,458 --> 00:31:36,166
‫ویر بهادور رویای رسیدن به تاخ و تخت سیاسی آمراپور رو داشت

265
00:31:36,250 --> 00:31:39,208
‫اما میدونست که اون تاج و تخت، شمشیر تیزی به همراه داره

266
00:31:39,541 --> 00:31:41,833
‫و اسم اون شمشیر خالد بود

267
00:32:13,166 --> 00:32:14,500
‫سلام شاهزاده

268
00:32:14,500 --> 00:32:15,083
‫سلام

269
00:32:15,416 --> 00:32:17,666
‫شما اومدید خونه ما!؟

270
00:32:17,708 --> 00:32:20,416
‫اگر خبر میدادید خودم خدمت میرسیدم

271
00:32:21,083 --> 00:32:22,791
‫مادرجان لطفا نترسید

272
00:32:23,041 --> 00:32:25,041
‫اومدم باهاتون حرف بزنم

273
00:32:26,791 --> 00:32:29,166
‫- با من؟
‫- اول بنشینید لطفا

274
00:32:30,041 --> 00:32:31,333
‫بفرمایید

275
00:32:35,791 --> 00:32:40,166
‫اومدم یه چیزی بهتون بگم

276
00:32:44,041 --> 00:32:46,166
‫این شیرینی‌ها برای شماست

277
00:32:46,791 --> 00:32:48,000
‫راستش...

278
00:32:48,000 --> 00:32:50,083
‫متوجه نمیشم

279
00:32:52,208 --> 00:32:55,000
‫آرکشوارا! آرکشوارا

280
00:32:57,458 --> 00:32:58,500
‫دارم میام مامان

281
00:32:58,500 --> 00:32:59,458
‫بیا پسرم

282
00:32:59,458 --> 00:33:00,625
‫چی شده مامان؟

283
00:33:00,625 --> 00:33:02,458
‫ایشون اومدن یه چیزی بگن

284
00:33:02,500 --> 00:33:03,666
‫یه لحظه...

285
00:33:03,708 --> 00:33:05,750
‫داداش، یه لحظه بیا اینجا

286
00:33:05,958 --> 00:33:07,083
‫- داداش مامان کارت داره
‫- چی شده؟

287
00:33:07,333 --> 00:33:08,625
‫- کی اومده؟
‫- من نمیدونم خودت برو ببین

288
00:33:08,833 --> 00:33:10,875
‫- کیه؟
‫- سنکشوارا

289
00:33:10,875 --> 00:33:15,083
‫شاهزاده اومده یه چیزی بگه

290
00:33:15,625 --> 00:33:17,125
‫ازشون بپرس چی شده

291
00:33:17,333 --> 00:33:19,208
‫برای چی یهویی اومده اینجا؟

292
00:33:19,458 --> 00:33:21,750
‫پسرتون آرکا و من...

293
00:33:23,250 --> 00:33:24,875
‫همدیگه رو دوست داریم

294
00:33:26,916 --> 00:33:32,916
‫هر دو میخوایم که دعای خیرتون
‫همراه ازدواج ما باشه

295
00:33:33,583 --> 00:33:36,291
‫- آرکا چرا مثل دزدها اینجا قایم شدی
‫- داداش من اصلا خبر ندارم

296
00:33:36,458 --> 00:33:38,541
‫- بیا ببینم
‫- من روحم هم خبر نداره

297
00:33:38,708 --> 00:33:41,041
‫- گوش کن داداش
‫- بیا بیرون ببینم

298
00:33:45,083 --> 00:33:51,125
‫توی زندگیم آدمی به خوبی و پاکی پسرتون ندیدم مادرجان

299
00:33:52,125 --> 00:33:55,541
‫من میخوام که باهاش ازدواج کنم

300
00:33:56,166 --> 00:33:58,166
‫مامان، اول داداش ازدواج کنه بعد من

301
00:33:58,333 --> 00:33:59,708
‫باشه داداش؟

302
00:34:01,166 --> 00:34:04,041
‫پسرتون خیلی خجالتیه

303
00:34:04,291 --> 00:34:07,875
‫میدونستم درمورد خودمون چیزی بهتون نمیگه

304
00:34:09,083 --> 00:34:12,166
‫برای همین خودم اومدم خونتون

305
00:34:15,291 --> 00:34:16,416
‫لطفا دعامون کنید

306
00:34:22,375 --> 00:34:24,458
‫خدایا! خودت مراقب این دوتا باش

307
00:34:38,166 --> 00:34:39,791
‫وردانا

308
00:34:39,958 --> 00:34:41,916
‫این چتر رو درست کن لطفا

309
00:34:42,166 --> 00:34:44,791
‫چه خبرا؟

310
00:34:44,958 --> 00:34:47,291
‫سالگرد ازدواجمونه

311
00:34:47,916 --> 00:34:50,833
‫بهش قول داده بودم چتر رو درست کنم

312
00:34:51,458 --> 00:34:56,791
‫جناب درست کردن این چتر غیرممکنه

313
00:34:56,958 --> 00:34:58,541
‫من یه کاری میکنم

314
00:34:58,791 --> 00:35:01,916
‫یه چتر جدید بهتون میدم

315
00:35:02,666 --> 00:35:05,291
‫سالگردتون مبارک باشه

316
00:35:05,458 --> 00:35:06,708
‫بازش کن دیگه

317
00:35:06,916 --> 00:35:08,208
‫بیا زیر سایه‌ش

318
00:35:08,416 --> 00:35:10,833
‫- ممنون
‫- خوشبخت بمونید

319
00:36:09,500 --> 00:36:12,166
‫برادر، سردار رسیدن

320
00:36:26,041 --> 00:36:27,833
‫سردار

321
00:37:11,458 --> 00:37:12,791
‫وای نه

322
00:37:41,916 --> 00:37:42,791
‫هی!

323
00:37:43,041 --> 00:37:46,666
‫من پادشاه آمراپور هستم

324
00:37:52,541 --> 00:37:56,666
‫اینجا ما گلوله رو میزنیم
‫و خودمون رو جنازه رو دفن میکنیم

325
00:38:09,750 --> 00:38:14,166
‫هیچکس توی آمراپور نمیتونه ما رو زیر سوال ببره

326
00:38:14,708 --> 00:38:16,166
‫کسی جرعتش رو داره؟

327
00:38:17,416 --> 00:38:19,041
‫کسی نیست؟

328
00:38:24,416 --> 00:38:25,666
‫هی

329
00:39:03,958 --> 00:39:04,666
‫کسی نبود

330
00:39:47,041 --> 00:39:48,583
‫مادر! مادر! من کار اشتباهی نکردم

331
00:39:48,791 --> 00:39:50,708
‫- من هستم. مراقب همه چی هستم
‫- گوش کن چی میگم

332
00:39:51,958 --> 00:39:54,208
‫- بیا. این رو بگیر و برو یه جای دور
‫- مادر!

333
00:39:54,208 --> 00:39:57,666
‫از این شهر برو
‫میترسم اون شیاطین بخوان بکشنت

334
00:39:57,666 --> 00:39:59,291
‫امکان نداره من شما رو ول کنم و

335
00:39:59,333 --> 00:40:01,125
‫از اینجا برم

336
00:40:01,916 --> 00:40:06,458
‫من به پدرتون قول دادم مراقبتون باشم
‫تو رو خدا از اینجا برو

337
00:40:06,458 --> 00:40:08,625
‫- برو دیگه
‫- مادر... آرکا تو یه چیزی بگو

338
00:40:08,625 --> 00:40:11,958
‫- مامان چرا اینقدر نگرانی
‫- تو حرف نزن

339
00:40:12,875 --> 00:40:14,083
‫سنکشوارا

340
00:40:14,083 --> 00:40:17,000
‫قبل از اینکه برسن از اینجا برو

341
00:40:17,000 --> 00:40:18,875
‫مادر نکن

342
00:40:25,250 --> 00:40:28,125
‫قانون در دم منتظرته که به سزای عملت برسی

343
00:40:28,708 --> 00:40:32,833
‫برای نجات پسرت، اون یکی در رو باز نکن

344
00:40:33,000 --> 00:40:34,958
‫افراد بی‌رحمی اونجا هستن

345
00:40:35,208 --> 00:40:37,125
‫تیکه تیکه‌ش میکنن

346
00:40:37,291 --> 00:40:39,791
‫ببین، شما تحصیل‌ کرده‌ای

347
00:40:39,958 --> 00:40:41,666
‫به دولت خدمت میکنی

348
00:40:41,833 --> 00:40:43,083
‫چرا بهشون توضیح نمیدی؟

349
00:40:43,291 --> 00:40:44,291
‫آره مامان

350
00:40:44,541 --> 00:40:45,916
‫جناب بازرس درست میگه

351
00:40:46,083 --> 00:40:48,041
‫باید از قانون پیروی کنیم

352
00:40:48,291 --> 00:40:50,125
‫- بذار داداش رو تحویا پلیس بدیم
‫- نه پسرم

353
00:40:50,166 --> 00:40:53,083
‫نمیتونم پسرم رو به این‌ها بسپارم

354
00:40:53,291 --> 00:40:57,291
‫ببینید مادرجان
‫قانون برای کمک به افراده

355
00:40:57,666 --> 00:41:00,916
‫قرار نیست پسرتون رو تا ابد بندازم زندون

356
00:41:01,166 --> 00:41:04,541
‫وثیقه بیارید و پسرتون رو سریع آزاد کنید

357
00:41:05,791 --> 00:41:07,666
‫آره مامان میارمش بیرون

358
00:41:07,916 --> 00:41:10,041
‫من مسئولیت سلامت داداش رو گردن میگیرم

359
00:41:10,291 --> 00:41:11,916
‫مامان به آینده‌ش فکر کن

360
00:41:12,166 --> 00:41:13,291
‫نمیتونیم از قانون فرار کنیم

361
00:41:13,458 --> 00:41:14,666
‫لطفا درک کن

362
00:41:14,833 --> 00:41:15,541
‫داداش این رو بده

363
00:41:15,791 --> 00:41:17,666
‫مامان این رو بگیر لطفا

364
00:41:17,833 --> 00:41:19,791
‫من مراقبشم

365
00:41:20,166 --> 00:41:21,416
‫مامان دستش رو ول کن

366
00:41:21,583 --> 00:41:23,166
‫داداش

367
00:41:23,416 --> 00:41:25,625
‫من وثیقه جور میکنم و میام سراغت

368
00:41:25,708 --> 00:41:27,916
‫بفرمایید جناب
‫داداش درخدمت شماست

369
00:41:39,000 --> 00:41:44,000
‫قتل سردار قبل از انتخابات باعث دردسر بالادستی‌ها شد

370
00:41:44,333 --> 00:41:47,458
‫گانشیام پاندی خیلی دچار مشکل شد

371
00:41:48,083 --> 00:41:52,250
‫برای اولین بار خانواده‌های سلطنتی
‫این امید رو داشتن که برنده انتخابات بشم

372
00:42:38,708 --> 00:42:41,708
‫برادر خالد فرمانی صادر کرده

373
00:42:41,958 --> 00:42:45,500
‫اگر کسی سرپیچی کنه

374
00:42:45,625 --> 00:42:49,625
‫هر خونه تبدیل به یک قبرستون میشه

375
00:42:51,583 --> 00:42:55,708
‫و مسئولیت نابودیش با خودشه

376
00:42:59,750 --> 00:43:02,291
‫هیچکس زنده نمیمونه

377
00:43:17,875 --> 00:43:20,416
‫وثیقه آوردی؟

378
00:43:24,625 --> 00:43:27,500
‫اومدی دنبال پسرت؟

379
00:43:30,125 --> 00:43:31,750
‫چیه؟

380
00:43:32,958 --> 00:43:35,833
‫دست خالی اومدی؟

381
00:43:36,083 --> 00:43:44,625
‫سور و ساتت رو نمیبینم
‫نیاوردی؟

382
00:43:47,583 --> 00:43:50,041
‫تو هم که دستت خالیه

383
00:43:50,416 --> 00:43:55,916
‫لااقل یه ارابه براش میاوردی

384
00:44:00,166 --> 00:44:02,250
‫جلیل

385
00:44:04,916 --> 00:44:07,125
‫ولش کن

386
00:44:34,500 --> 00:44:37,250
‫قبل از اینکه این خون خشک بشه

387
00:44:37,500 --> 00:44:42,750
‫سرنوشت مردی که پسرم رو کشت
‫برای تمام آمراپور مشخص میشه

388
00:44:43,166 --> 00:44:45,416
‫حالا ببرش خونه

389
00:44:50,958 --> 00:44:58,416
‫درسته این کار رو دولت به من داده
‫ولی من به برادر خالد وفادارم

390
00:45:23,958 --> 00:45:28,625
‫شما قول دادی از برادرم محافظت کنی
‫ولی اون رو کشتید

391
00:45:28,833 --> 00:45:31,208
‫برادرت مبارز آزادی‌خواه بود؟

392
00:45:31,458 --> 00:45:33,583
‫اون یکی رو کشت

393
00:45:33,750 --> 00:45:35,750
‫یکی هم اون رو کشت

394
00:45:35,958 --> 00:45:38,583
‫این به اون در
‫تموم

395
00:45:38,916 --> 00:45:40,250
‫حالا برو دیگه

396
00:45:40,833 --> 00:45:43,083
‫داداشت مثل شیر غرش میکرد

397
00:45:43,208 --> 00:45:46,583
‫ولی تو مثل یه مرغ ترسویی

398
00:45:46,625 --> 00:45:47,625
‫هر دو از یه پدر زاده شدید؟

399
00:45:49,500 --> 00:45:51,083
‫بعید میدونم

400
00:45:51,333 --> 00:45:54,250
‫یه کاری کن
‫خودت برو و...

401
00:45:54,458 --> 00:45:56,208
‫از مادرت بپرس

402
00:46:06,375 --> 00:46:09,000
‫رفت از مامانش بپرسه

403
00:46:11,208 --> 00:46:13,083
‫مامان

404
00:46:25,583 --> 00:46:31,333
‫پدرت آمرشوارا، زندگیش رو فدای آزادی کشورش کرد

405
00:46:31,583 --> 00:46:33,458
‫بهش افتخار میکنم

406
00:46:35,583 --> 00:46:40,583
‫برادرت سنکشوارا هم
‫زندگیش برای عدالت فدا کرد

407
00:46:40,958 --> 00:46:42,875
‫به اون هم افتخار میکنم

408
00:46:45,000 --> 00:46:46,833
‫بدون شجاعت اون‌ها

409
00:46:46,833 --> 00:46:52,666
‫چطور میتونستی این کشور بزرگ بشی
‫و اینقدر راحت به قانون اعتماد کنی؟

410
00:47:00,750 --> 00:47:04,500
‫برای زندگی توی این دنیا
‫اینقدر شجاعت کافیه دیگه مامان؟

411
00:47:09,833 --> 00:47:12,250
‫برادرت مبارز آزادی‌خواه بود؟

412
00:47:12,375 --> 00:47:17,083
‫از یه پدر زاده شدید؟ بعید میدونم
‫برو از مادرت بپرس

413
00:47:38,583 --> 00:47:41,791
‫همونطور که یه جرقه کوچک میتونه یه جنگل رو به آتش بکشه

414
00:47:42,416 --> 00:47:46,291
‫هر قدم اون هم تبدیل به یک انتقام میشد

415
00:47:46,750 --> 00:47:49,250
‫نیتش ارتکاب جرم نبود

416
00:47:49,958 --> 00:47:52,833
‫کشتن دیگران هدفش نبود

417
00:47:52,916 --> 00:47:57,291
‫اما سرنوشت اون رو وادار کرد
‫که هر دوی این کارها رو بکنه

418
00:48:04,833 --> 00:48:06,500
‫[بلوک 1]

419
00:48:34,375 --> 00:48:36,875
‫آدممون رو توی آمراپور کشتن

420
00:48:37,333 --> 00:48:38,583
‫میدونی اون آدم چقدر مهم بود؟

421
00:48:39,208 --> 00:48:42,375
‫اگر بالادستی‌ها بفهمن، سر ما هم به باد میره

422
00:48:42,958 --> 00:48:48,208
‫داداش، امروز توی زندان زندگیش تموم میشه

423
00:49:46,416 --> 00:49:48,625
‫فیاز، ملقب به تارگت

424
00:49:49,208 --> 00:49:52,041
‫هر لحظه منتظر انتقامه

425
00:49:58,375 --> 00:50:03,125
‫تنها هدفش اینه که خالد رو
‫که پدرش رو مثل حیوون کشت، بکشه

426
00:50:03,750 --> 00:50:09,000
‫برای همین تبدیل به یه گنگستر شد
‫باند خودش رو جمع کرد و منتظره

427
00:50:15,166 --> 00:50:15,833
‫هی

428
00:50:16,000 --> 00:50:18,541
‫تو با یه خاکی درافتادی که تحت حمایت مافیاست

429
00:50:18,750 --> 00:50:21,916
‫پیشاپیش بهت میگم خدابیامرزدت

430
00:50:24,916 --> 00:50:26,083
‫جرمت چیه؟

431
00:50:26,291 --> 00:50:27,791
‫قتل ناتمام داداش

432
00:50:28,000 --> 00:50:31,041
‫چرا کارت و نصفه انجام دادی و دکترها رو مشغول کردی؟

433
00:50:31,250 --> 00:50:34,250
‫قتلت رو کامل کن و به کسب و کار قبرستونی‌ها رونق بده

434
00:50:34,416 --> 00:50:36,041
‫همچنین به گلفروشی و مرده سوزها

435
00:50:36,250 --> 00:50:38,000
‫این رو بیار تو باندمون

436
00:50:43,083 --> 00:50:44,833
‫جرم تو چیه؟

437
00:50:45,583 --> 00:50:47,041
‫جواب بده

438
00:50:47,708 --> 00:50:49,416
‫چرا افتادی زندان؟

439
00:50:51,041 --> 00:50:53,916
‫هرکی کم‌تر حرف میزنه، بیشتر عمل میکنه

440
00:50:53,958 --> 00:50:57,458
‫میخوام دستشوییم رو کاملا برق بندازی

441
00:51:00,375 --> 00:51:01,125
‫بگیر

442
00:51:07,708 --> 00:51:10,791
‫فکر کنم عادت نداره سطل دستش بگیره

443
00:51:52,041 --> 00:51:53,041
‫مادوماتی

444
00:51:54,041 --> 00:51:55,250
‫اینجا چیکار میکنی؟

445
00:51:55,416 --> 00:51:56,750
‫من عاشقتم آرکا

446
00:51:57,875 --> 00:51:59,250
‫به خاطر همین هم اینجام

447
00:51:59,500 --> 00:52:00,916
‫این دست‌ها به خون آلوده‌ست

448
00:52:01,125 --> 00:52:02,875
‫میتونم خون رو بشورم

449
00:52:03,125 --> 00:52:05,291
‫اما عنوان یه مجرم همیشه با من میمونه

450
00:52:05,875 --> 00:52:09,500
‫همه توی شرایط خاص اشتباه میکنن

451
00:52:09,750 --> 00:52:12,125
‫تو که قصد کشتنش رو نداشتی

452
00:52:12,791 --> 00:52:14,000
‫من میدونم آرکا

453
00:52:14,250 --> 00:52:15,791
‫حالا دیگه من مجرمم

454
00:52:16,000 --> 00:52:18,500
‫الان نگاه دنیا به من عوض شده مادوماتی

455
00:52:18,666 --> 00:52:21,375
‫من به بقیه اهمیت نمیدم آرکا

456
00:52:22,250 --> 00:52:24,250
‫تو برام مهمی

457
00:52:25,291 --> 00:52:28,041
‫رویای با هم بودنمون برام مهمه

458
00:52:29,541 --> 00:52:31,666
‫من الان دارم با دم شیر بازی میکنم

459
00:52:32,500 --> 00:52:35,000
‫زندگی آینده‌م خیلی در خطر خواهد بود

460
00:52:36,750 --> 00:52:39,791
‫نباید توی همچین مسیر پرخطری باهام باشی مادوماتی

461
00:52:41,250 --> 00:52:45,041
‫لطفا من رو فراموش کن
‫و با یه پسر خوب ازدواج کن

462
00:52:47,375 --> 00:52:53,250
‫بودن با یک غریبه و زندگی گل و بلبل خوبه

463
00:52:53,500 --> 00:52:58,708
‫اما زندگی پر خطر با عشقه که به من آرامش میده

464
00:53:13,458 --> 00:53:15,250
‫مادر، گرسنمه؟

465
00:53:15,250 --> 00:53:16,583
‫آخی بچه‌م گرسنه‌ست

466
00:53:36,375 --> 00:53:40,000
‫با پای خودش رفته تو خطر

467
00:53:40,208 --> 00:53:41,583
‫اگر بمونه اون تو میسوزه

468
00:53:41,958 --> 00:53:43,458
‫بیاد بیرون میکشنش

469
00:53:44,500 --> 00:53:48,500
‫کمک به کسی که درحال نابودیه خیلی خوبه

470
00:53:48,958 --> 00:53:49,583
‫اما یادت باشه

471
00:53:50,000 --> 00:53:55,083
‫اگر قرار باشه خودت هم نابود بشی
‫نباید بهش کمک کنی

472
00:53:55,166 --> 00:53:58,291
‫چون خالد یه هیولاست

473
00:54:03,291 --> 00:54:04,166
‫رامیا

474
00:54:04,375 --> 00:54:05,500
‫قربان؟

475
00:54:06,458 --> 00:54:09,208
‫چهل نفر همزمان قراره بیان

476
00:54:09,708 --> 00:54:10,625
‫میدونی چرا؟

477
00:54:11,083 --> 00:54:12,500
‫نمیفهمم قربان

478
00:54:13,250 --> 00:54:14,833
‫گمونم قراره یه خبرهایی بشه

479
00:54:16,208 --> 00:54:17,333
‫حواست باشه

480
00:54:18,083 --> 00:54:19,000
‫چشم قربان

481
00:54:30,958 --> 00:54:33,250
‫- قربان
‫- چی شده؟

482
00:54:33,458 --> 00:54:35,375
‫اون‌هایی که دارن میان افراد بالی هستن

483
00:54:40,625 --> 00:54:42,041
‫هشدار! هشدار! هشدار

484
00:54:42,375 --> 00:54:43,541
‫- بله قربان
‫- بله قربان

485
00:54:43,541 --> 00:54:45,750
‫زندانی‌ها رو توی سلولشون نگهدارید

486
00:54:45,916 --> 00:54:46,916
‫بله قربان دریافت شد

487
00:55:08,291 --> 00:55:08,958
‫صبر کن

488
00:55:08,958 --> 00:55:11,875
‫داداش شنیدم افراد بالی دارن میان زندان

489
00:55:20,375 --> 00:55:22,083
‫هی، بالی داره میاد زندان

490
00:55:22,250 --> 00:55:23,958
‫برو تو سلولت بمون

491
00:55:24,708 --> 00:55:27,416
‫قربان تمام زندانی‌ها توی سلول هستن. تمام

492
00:55:28,458 --> 00:55:30,958
‫بالی امشب میاد زندان

493
00:55:31,166 --> 00:55:34,916
‫وظیفه ما اینه که هرطور شده
‫نذاریم وارد بشن

494
00:55:35,166 --> 00:55:35,958
‫بله قربان

495
00:55:36,875 --> 00:55:38,250
‫هیسس

496
00:55:38,541 --> 00:55:40,083
‫شماها نمیدونید بالی کیه

497
00:55:40,208 --> 00:55:41,583
‫طرف خیلی داستان پشت یرشه

498
00:55:41,750 --> 00:55:45,583
‫حتی پلیس هم نمیدونه اگر بیاد چند نفر رو میکشه

499
00:55:45,750 --> 00:55:47,208
‫- همه برید
‫- بله

500
00:55:58,750 --> 00:56:00,208
‫دروازه‌ها رو بستید؟

501
00:56:00,458 --> 00:56:01,583
‫همه بسته هستن. تمام

502
00:56:02,208 --> 00:56:03,500
‫نگهبان‌ها تکمیلن؟

503
00:56:03,541 --> 00:56:05,333
‫از نظر امنیتی همه چیز حاضره قربان

504
00:56:12,541 --> 00:56:14,708
‫بالیمون اومده

505
00:56:15,083 --> 00:56:18,333
‫امروز پایان زندگی آرکاست

506
00:56:18,375 --> 00:56:19,375
‫- حواست هست؟
‫- بله

507
00:56:19,375 --> 00:56:19,708
‫خوبه

508
00:56:25,333 --> 00:56:26,541
‫برق رفته

509
00:56:26,666 --> 00:56:28,208
‫- برق اضطراری رو روشن کنید
‫- بله قربان

510
00:57:35,041 --> 00:57:36,875
‫[زندان مرکزی]

511
00:57:49,708 --> 00:57:52,041
‫جسد آرکشوارا رسید

512
00:57:53,500 --> 00:57:54,750
‫رئیس

513
00:57:55,208 --> 00:57:56,541
‫چی شده؟

514
01:01:18,291 --> 01:01:21,458
‫دنبال یه شکارچی بودم

515
01:01:21,458 --> 01:01:25,458
‫داداش، ویر بهادور میخواد آرکشوارا رو آزاد کنه

516
01:01:26,125 --> 01:01:29,958
‫ولی اونی که اونجا دیدیم یه قهرمان بود

517
01:01:32,958 --> 01:01:39,791
‫اگر قراره آرکا از زندان بیاد بیرون
‫باید همونجا تیکه تیکه‌ش کنیم

518
01:01:39,916 --> 01:01:42,583
‫به خدا قسم همین امروز میکشمش

519
01:01:42,708 --> 01:01:43,916
‫تکون بخورید. برید

520
01:01:49,291 --> 01:01:49,833
‫داداش

521
01:01:50,458 --> 01:01:51,833
‫با افراد بیرونم حرف زدم

522
01:01:52,333 --> 01:01:53,458
‫یه هفته پیششون بمون

523
01:01:54,000 --> 01:01:56,083
‫هفته بعد ما هم با وثیقه آزاد میشیم

524
01:01:56,833 --> 01:02:00,458
‫به خاطر اینکه ویر بهادر میخواست دوباره به قدرت برسه

525
01:02:01,041 --> 01:02:04,791
‫یا چون قهرمانی برای مقابله با دشمنانش پیدا کرده بود

526
01:02:04,791 --> 01:02:08,041
‫و یا به خاطر تصمیمی که دخترش گرفته بود

527
01:02:08,083 --> 01:02:10,500
‫در هر صورت آرکا با وثیقه آزاد شد

528
01:02:13,000 --> 01:02:17,666
‫تمام زندگی هم برای نجیب بودن یک مرد کافی نیست

529
01:02:18,625 --> 01:02:22,250
‫اما یک لحظه کافیه تا تبدیل به بی‌رحم‌ترین بشه

530
01:02:24,625 --> 01:02:28,000
‫آتش زندگی رو روشن نمیکنه

531
01:02:29,125 --> 01:02:30,875
‫بلکه آینده رو میسوزونه

532
01:02:32,416 --> 01:02:34,000
‫تو با فهم و شعوری

533
01:02:35,041 --> 01:02:37,000
‫فکر نکنم توضیح بیشتر لازم باشه

534
01:02:39,250 --> 01:02:44,541
‫از حالا به بعد تمام قدم‌هات رو دنبال میکنم

535
01:02:44,750 --> 01:02:45,500
‫فراموش نکن

536
01:02:45,666 --> 01:02:47,166
‫همین که دادگاه حکم ور صادر کنه

537
01:02:47,333 --> 01:02:49,583
‫هردو میریم یه جای دیگه

538
01:02:49,666 --> 01:02:51,000
‫یه جای دور. خیلی دور

539
01:02:51,333 --> 01:02:54,250
‫تا اونموقع
‫تحت هیچ شرایطی

540
01:02:54,791 --> 01:02:56,500
‫نباید صبرت رو از دست بدی

541
01:02:57,500 --> 01:02:58,875
‫زودباش دیگه

542
01:03:16,916 --> 01:03:18,500
‫ما افراد تارگتیم

543
01:03:18,750 --> 01:03:21,041
‫- لطفا باهامون بیا
‫- خواهش میکنم نرو

544
01:03:22,625 --> 01:03:23,250
‫لطفا

545
01:03:25,750 --> 01:03:27,916
‫الان اگر با داداش باشید جاتون امن نیست

546
01:03:27,916 --> 01:03:28,875
‫بذارید با ما بیاد

547
01:03:30,541 --> 01:03:31,500
‫حق با اون‌هاست خانم مادوماتی

548
01:03:32,291 --> 01:03:34,375
‫بودنتون با من به صلاح نیست

549
01:03:34,541 --> 01:03:36,250
‫شما برو خونه
‫من زود میام

550
01:03:36,666 --> 01:03:37,625
‫آرکا

551
01:03:37,875 --> 01:03:38,666
‫خواهش میکنم...

552
01:03:41,041 --> 01:03:41,666
‫آرکا

553
01:03:45,375 --> 01:03:46,125
‫آرکا صبر کن

554
01:03:49,833 --> 01:03:50,458
‫آرکا

555
01:04:58,125 --> 01:05:02,708
‫[مالکیت آغاز میشود]

556
01:05:09,333 --> 01:05:12,125
‫با خونریزی اون روز آرکشوارا در آمراپور

557
01:05:12,375 --> 01:05:15,875
‫داستان خون و خونریزی جدیدی شروع شد

558
01:05:16,583 --> 01:05:18,500
‫بعد از حمله خالد

559
01:05:18,958 --> 01:05:21,041
‫آرکشوارا که توی آمراپور بود، تبعید شد

560
01:05:21,541 --> 01:05:24,541
‫در همین زمان، تارگت با وثیقه آزاد شد
‫و رفت تا آرکشوارا رو ببینه

561
01:05:32,375 --> 01:05:36,583
‫هر کسی که با آرکا در ارتباطه بکش
‫مهم نیست کیه یا کجاست

562
01:05:42,208 --> 01:05:44,541
‫اتفاقی که توی آمراپور افتاد یه تیراندازی ساده نبود

563
01:05:45,291 --> 01:05:46,666
‫تیرباران بود

564
01:05:49,500 --> 01:05:53,375
‫ماشین سفیر تبدیل به قراضه شد
‫و 4 تا جوون هم کشته شدن

565
01:05:53,458 --> 01:05:58,625
‫و اگر قلبت هنوز میزنه، باید قدرت زیادی داشته باشی

566
01:05:58,666 --> 01:06:00,541
‫میخوام مادرم رو ببینم

567
01:06:48,000 --> 01:06:49,375
‫بچه ننه‌ای؟

568
01:06:50,166 --> 01:06:53,625
‫چند روز فراموش کن که پسر خوبی هستی

569
01:06:54,250 --> 01:06:57,125
‫خالد ممکنه هر لحظه تو رو بکشه

570
01:06:58,500 --> 01:07:01,000
‫هر لحظه. چرا ما نکشیمش

571
01:07:05,000 --> 01:07:07,250
‫اونی که قراره بمیره باید بترسه

572
01:07:11,875 --> 01:07:13,375
‫نه اونی که میخواد بکشه

573
01:07:18,166 --> 01:07:21,250
‫جرعت داره بخواد من رو بکشه؟

574
01:07:32,125 --> 01:07:35,500
‫مگه یه شمشیر داغ شده براش مهمه
‫که سر کی رو قراره قطع کنه؟

575
01:08:18,083 --> 01:08:24,500
‫جسدت باید همین امروز توی میدون آمراپور آویزون بشه

576
01:08:38,000 --> 01:08:38,708
‫اما...

577
01:08:42,125 --> 01:08:45,458
‫این اجساد به‌جاش آویزون شدن

578
01:08:52,125 --> 01:08:56,166
‫دنیای زیرزمینی مثل موج دریاست

579
01:08:56,791 --> 01:09:00,125
‫درحالی که موج قبلی تموم میشه
‫یکی جدیدش از راه میرسه

580
01:09:00,916 --> 01:09:04,125
‫غذایی که امروز میخوری به اسم خودته

581
01:09:05,125 --> 01:09:05,875
‫اما فردا

582
01:09:07,625 --> 01:09:08,875
‫تضمینی نیست

583
01:09:11,625 --> 01:09:14,500
‫مطمئنم این درمورد غذای خالد هم صدق میکنه

584
01:09:17,333 --> 01:09:19,125
‫[کنداپالی]

585
01:09:44,000 --> 01:09:47,041
‫برای خرد کردن سنگ، یه اسکنه کافیه؟

586
01:09:48,000 --> 01:09:49,916
‫اما برای ترکوندن به تپه، بمب لازمه

587
01:09:51,375 --> 01:09:52,250
‫چی میخوای؟

588
01:09:52,666 --> 01:09:54,250
‫بمب واجبه

589
01:09:55,625 --> 01:09:57,250
‫هرچی میخواد بهش بده

590
01:09:57,291 --> 01:09:57,791
‫بله قربان

591
01:10:07,208 --> 01:10:08,583
‫داداش یه خبر مهم دارم

592
01:10:08,791 --> 01:10:09,541
‫چیه؟

593
01:10:09,625 --> 01:10:11,750
‫آرکا رو دست کم نگیر داداش

594
01:10:13,166 --> 01:10:14,250
‫- خالد
‫- داداش

595
01:10:14,500 --> 01:10:16,041
‫از خونه نرو بیرون

596
01:10:17,000 --> 01:10:19,625
‫آرکا برای کشتن خالد اسلحه گرفته

597
01:10:19,875 --> 01:10:23,041
‫آمراپور پر از نیروی امنیتیه

598
01:10:27,666 --> 01:10:30,666
‫بانگیرا که دریاها و معاملات تجاری رو کنترل میکرد

599
01:10:30,750 --> 01:10:32,500
‫از غفلت خالد خوشحال نشد

600
01:10:32,750 --> 01:10:34,958
‫خالد به قوای خودش ایمان داشت

601
01:10:35,125 --> 01:10:38,000
‫اما بانگیرا مرد عاقلی بود
‫و غرایز قوی داشت

602
01:10:38,500 --> 01:10:41,625
‫بانگیرا میدونست که اگر خالد بمیره
‫آمراپور از دست میره

603
01:10:42,666 --> 01:10:47,333
‫پس برای محافظت از خالد
‫ارتش بزرگی از عربستان آورد

604
01:10:54,833 --> 01:10:56,791
‫ماشین رو نگهدار

605
01:11:01,166 --> 01:11:02,416
‫توی تانکر چیه؟

606
01:11:03,458 --> 01:11:04,916
‫آبه داداش

607
01:11:05,458 --> 01:11:06,791
‫احمد بررسیش کن

608
01:11:07,583 --> 01:11:08,333
‫برو بالا ببین

609
01:11:11,916 --> 01:11:13,958
‫ماشینی بدون بازرسی رد نشه

610
01:11:16,500 --> 01:11:17,291
‫فقط آبه داداش

611
01:11:18,833 --> 01:11:21,041
‫یادتون باشه
‫اصلا نباید اشتباهی کنید

612
01:11:21,041 --> 01:11:22,833
‫اینورش آب نشتی داره

613
01:11:22,875 --> 01:11:23,833
‫چی رو داری میبینی؟

614
01:11:24,083 --> 01:11:24,541
‫برو

615
01:11:27,166 --> 01:11:28,166
‫اگر مشکلی نیست ردش کنید

616
01:11:28,791 --> 01:11:30,166
‫بذار بره

617
01:13:19,333 --> 01:13:25,083
‫خشم انتقام آرکشوارا از خورشید سوزان هم بیشتره

618
01:13:25,541 --> 01:13:27,458
‫آماده‌ست که خالد رو بسوزونه

619
01:13:28,166 --> 01:13:32,291
‫اون حادثه، زمینه رو برای یه امپراطوری جدید فراهم کرد

620
01:13:32,291 --> 01:13:35,083
‫و ناقوس مرگی شد برای امپراطوری قبلی

621
01:13:52,208 --> 01:13:54,875
‫صبر کن
‫برای چی داری فرار میکنی؟

622
01:13:55,833 --> 01:13:57,875
‫چیزی اونجا دیدی که داری فرار میکنی؟

623
01:13:58,833 --> 01:13:59,583
‫نه مادر

624
01:14:46,416 --> 01:14:48,666
‫داداش! ازش نگذر

625
01:14:49,291 --> 01:14:50,166
‫بکشش

626
01:14:51,166 --> 01:14:52,625
‫بکشش عوضی رو

627
01:15:35,833 --> 01:15:38,458
‫وقتی کسی که از یه قطره خون میترسه

628
01:15:39,125 --> 01:15:44,208
‫توی خون شنا میکنه
‫یعنی فصل جدیدی آغاز شده

629
01:15:49,291 --> 01:15:52,375
‫آرکا با کشتن خالد انتقامش رو گرفت

630
01:15:52,416 --> 01:15:53,625
‫این چیزی بود که همه فکر میکردن

631
01:15:53,750 --> 01:15:56,958
‫اما جنگ اصلی تازه شروع شد

632
01:15:58,666 --> 01:15:59,916
‫خالد رو کشتن داداش

633
01:16:07,708 --> 01:16:08,958
‫چی گفتی؟

634
01:16:09,083 --> 01:16:10,666
‫داداش خالد رو کشتن؟

635
01:16:13,041 --> 01:16:14,583
‫پس شما چه غلطی میکردید؟

636
01:16:19,583 --> 01:16:21,625
‫ولم کن
‫میخوام قاتل داداش خالد رو بکشم

637
01:16:21,625 --> 01:16:25,250
‫میخوام قاتلش رو تیکه تیکه کنم

638
01:16:25,250 --> 01:16:27,041
‫ازش نمیگذرم

639
01:16:27,041 --> 01:16:33,125
‫باید به هر قیمتی شده تا امروز عصر بکشیمش

640
01:16:33,125 --> 01:16:36,041
‫باید پیداش کنیم و بکشیمش

641
01:16:36,041 --> 01:16:38,000
‫نباید همینطوری ولش کنیم

642
01:16:38,375 --> 01:16:40,125
‫باید به بدترین شکل بکشیمش

643
01:16:40,375 --> 01:16:44,291
‫خودم اول از همه میکشمش

644
01:16:44,416 --> 01:16:46,000
‫من خونش رو میخوام

645
01:17:07,166 --> 01:17:10,375
‫به لطف تو آمراپور الان دیگه نترس شده

646
01:17:11,000 --> 01:17:11,875
‫چون که

647
01:17:13,375 --> 01:17:15,875
‫حالا آمراپور یه قهرمان داره

648
01:17:16,125 --> 01:17:16,625
‫اما...

649
01:17:17,875 --> 01:17:19,375
‫من احساس ترس میکنم

650
01:17:19,791 --> 01:17:24,125
‫میترسم که تو رو از دست بدم

651
01:17:27,208 --> 01:17:29,958
‫داری تبدیل به یه سلاح میشی

652
01:17:30,583 --> 01:17:36,125
‫میترسم از تو به نفع خودشون استفاده کنن

653
01:17:37,708 --> 01:17:42,583
‫آرکا اگر بعد از هر جنگی انتقام باشه
‫کلی سر به باد میره

654
01:17:43,375 --> 01:17:45,083
‫نزدیکیم
‫اسلحه‌ها پره؟

655
01:17:45,458 --> 01:17:50,333
‫بهم قول بده با صلح و صبر برنده میدون میشی

656
01:17:52,500 --> 01:17:54,750
‫بهم قول بده دیگه اسلحه دستت نگیری

657
01:17:57,333 --> 01:17:58,083
‫خواهش میکنم...

658
01:18:00,708 --> 01:18:01,250
‫خواهش میکنم...

659
01:18:10,750 --> 01:18:14,458
‫راهی جز اسلحه برداشتن نیست
‫برای زنده بودن مجبورم

660
01:18:15,208 --> 01:18:16,416
‫میخوای چیکار کنم؟

661
01:18:16,500 --> 01:18:17,250
‫بگو دیگه

662
01:19:51,333 --> 01:19:56,583
‫یه امپراطوری بر روی شمشیر ساخته نمیشه
‫بلکه روی دستانی ساخته میشه که شمشیر رو گرفته

663
01:22:00,208 --> 01:22:02,833
‫گروه مسعود میخواد همه ما رو بکشه آرکا

664
01:22:15,916 --> 01:22:17,291
‫داداش...

665
01:22:18,166 --> 01:22:22,958
‫این‌ها همه افرادی هستن که کورکورانه خالد رو دنبال میکردن

666
01:22:23,208 --> 01:22:26,666
‫اما آخرش خالد تنها موند و اون‌ها رفتن

667
01:22:26,708 --> 01:22:28,291
‫داداش غلط کردیم

668
01:22:28,666 --> 01:22:30,416
‫ما اصلا نفهمیدیم داداش. ببخش

669
01:22:30,541 --> 01:22:32,458
‫از جونمون بگذر

670
01:22:32,666 --> 01:22:34,625
‫ما رو نکش
‫ما از اینجا میریم

671
01:22:34,625 --> 01:22:38,083
‫از سر و صدا خوشم نمیاد
‫دوست دارم سکوت باشه

672
01:22:38,791 --> 01:22:45,041
‫ولی برای اینکه همه‌تون رو ساکت کنم
‫باید یه‌کم خشونت رو بیشتر کنم

673
01:22:45,250 --> 01:22:46,250
‫خدانگهدار

674
01:22:57,416 --> 01:22:59,833
‫داداش، آرکا به آمراپور مسلط شده

675
01:23:06,041 --> 01:23:08,291
‫ویر بهادور طرفدار آرکا نبود

676
01:23:08,666 --> 01:23:12,291
‫میخواست آرکشوارا حامی اون بشه

677
01:23:15,291 --> 01:23:19,666
‫برای اینکه مردم آمراپور در آرامش زندگی کنن

678
01:23:19,666 --> 01:23:22,208
‫کسی باید بیاد روی کار که به نفعشون کار کنه

679
01:23:22,833 --> 01:23:26,958
‫اما این فقط وقتی ممکنه که اون سه نفر دفن بشن

680
01:23:28,583 --> 01:23:30,875
‫فقط سه نفر نیستن

681
01:23:31,375 --> 01:23:35,583
‫بلکه امپراطوری تو روی یه قبرستون کامل بنا میشه

682
01:24:03,416 --> 01:24:06,916
‫مالک تمام شهرها

683
01:24:06,916 --> 01:24:10,833
‫همه تحت فرمان و مالکیت تو هستن

684
01:24:10,833 --> 01:24:14,708
‫زندگی همه تحت مالکیت توعه

685
01:24:14,708 --> 01:24:18,833
‫آوازه مالکیتت همه جا پیچیده

686
01:24:18,833 --> 01:24:22,833
‫دنیا و آزادی خودش رو داره

687
01:24:22,833 --> 01:24:26,666
‫از مردم خودش محافظت میکنه

688
01:24:26,666 --> 01:24:30,333
‫برای خودش استادیه

689
01:24:30,333 --> 01:24:33,333
‫شیطون رو هم درس میده

690
01:24:38,208 --> 01:24:45,458
‫خیلی نترسه

691
01:24:45,458 --> 01:24:49,541
‫جنگجوعه

692
01:24:49,541 --> 01:24:51,958
‫حکمرانه

693
01:24:59,208 --> 01:25:05,500
‫به خاطر آرکا ویر بهادور دوباره
‫به قدرتی که همیشه دلش میخواست رسید

694
01:25:13,958 --> 01:25:18,583
‫شما از یکی از خانواده‌های خیلی محترم هستید
‫و باعث خوشحالی منه که که

695
01:25:19,208 --> 01:25:24,208
‫دخترم رو از من خواستگاری میکنید

696
01:25:24,250 --> 01:25:26,000
‫واقعا مفتخرم

697
01:25:28,958 --> 01:25:31,166
‫میشه مادوماتی رو صدا کنید؟

698
01:25:32,291 --> 01:25:33,291
‫حتما. الان صداش میکنم

699
01:25:35,250 --> 01:25:36,375
‫چرا دخترم؟ چی شده؟

700
01:25:37,166 --> 01:25:37,791
‫بهم بگو

701
01:25:38,625 --> 01:25:41,791
‫از لندن اومدن
‫پادشاهی که ندارن

702
01:25:42,166 --> 01:25:48,041
‫میتونید من رو به یک مرد معمولی
‫به اسم آرکشوارا بدید؟

703
01:25:48,375 --> 01:25:49,375
‫چی داری میگی؟

704
01:25:50,125 --> 01:25:51,125
‫اصلا میفهمی چی میگی؟

705
01:25:51,750 --> 01:25:57,375
‫چیزی از تاریخچه خاندان بهادور توی هند میدونی؟

706
01:25:57,666 --> 01:26:03,000
‫همیشه با خانواده‌های سلطنتی متحد میشیم

707
01:26:03,000 --> 01:26:04,250
‫نه با معمولی‌ها

708
01:26:06,791 --> 01:26:11,000
‫پدرم، سالوا بهادور هم با یه شاهزاده ازدواج کرد

709
01:26:14,541 --> 01:26:19,125
‫پدربزرگم هم با شاهزاده ماراتی ازدواج کرد

710
01:26:21,250 --> 01:26:25,750
‫پدر پدربزرگم هم با یه شاهزاده دیگه

711
01:26:29,125 --> 01:26:33,500
‫سلسله بهادر افتخار و شهرت متفاوتی داره

712
01:26:37,875 --> 01:26:45,416
‫اگر بخوای این شهرت رو خراب کنی
‫پدرت ویر بهادور

713
01:26:45,500 --> 01:26:47,250
‫وظیفه این رو داره که آبروی از دست رفته رو جمع کنه

714
01:26:47,750 --> 01:26:49,041
‫و دوباره به دستش بیاره

715
01:26:50,250 --> 01:26:51,250
‫بهش فکر کن

716
01:26:52,500 --> 01:26:53,625
‫تصمیم تو چیه؟

717
01:26:54,250 --> 01:26:55,416
‫شهرت و آبرو مهم‌تره

718
01:26:57,000 --> 01:26:58,375
‫یا عشق؟

719
01:27:19,708 --> 01:27:21,875
‫با اینکه الان در راس قدرتیم

720
01:27:21,875 --> 01:27:27,083
‫به خاطر عروسی مادوماتی، وجهه عمومی رو از دست دادیم

721
01:27:27,458 --> 01:27:31,000
‫اگر ازدواج مادوماتی باعث شرمندگی شماها شده

722
01:27:31,791 --> 01:27:33,666
‫من عذر میخوام

723
01:27:43,666 --> 01:27:48,750
‫مثل ترسوها میای میگی آمراپور از کنترل خارج شده؟

724
01:27:54,208 --> 01:27:58,083
‫تنها اسمی که توی آمراپور میشنوی آرکشواراست

725
01:28:00,625 --> 01:28:05,416
‫کسی بهتون اجازه ملاقات با آرکشوارا رو داده؟

726
01:28:05,833 --> 01:28:07,208
‫من اجازه کل هند رو دارم

727
01:28:07,583 --> 01:28:11,458
‫دیگه نمیتونیم پامون رو توی آمراپور بذاریم داداش

728
01:28:12,458 --> 01:28:17,583
‫برای ورود به مقر آرکشوارا
‫نیاز به اجازه کل هند ندارید

729
01:28:19,250 --> 01:28:21,875
‫به اجازه خود آرکشوارا نیاز دارید

730
01:28:23,541 --> 01:28:26,916
‫حتی وقتی قدرت داشتی هم هیچ غلطی نمیتونستی بکنی

731
01:28:28,375 --> 01:28:30,416
‫حالا نه قدرتی داری نه شجاعتی

732
01:28:30,458 --> 01:28:31,333
‫چه غلطی میخوای بکنی؟

733
01:28:31,708 --> 01:28:35,875
‫هدف بعدیش گرفتن بخش جنوبی هند از شماست

734
01:29:14,666 --> 01:29:18,458
‫اگر داکا بفهمه آمراپور رو از دست دادیم

735
01:29:18,666 --> 01:29:20,166
‫از جونمون نمیگذره

736
01:29:20,708 --> 01:29:22,083
‫همه رو قتل عام میکنه

737
01:29:22,541 --> 01:29:23,458
‫بیارینش اینجا

738
01:29:55,458 --> 01:29:56,291
‫هی بازنده

739
01:29:56,666 --> 01:29:58,416
‫تا حالا شیر دیدی؟

740
01:30:00,625 --> 01:30:02,750
‫شیر رو به روت ایستاده

741
01:30:02,750 --> 01:30:04,541
‫هی! گمشو

742
01:30:05,375 --> 01:30:05,666
‫برو!

743
01:30:11,541 --> 01:30:14,250
‫خیلی راحت کنار دریا نشستی

744
01:30:15,000 --> 01:30:16,875
‫و اصلا از آتشی که توی آمراپور جون گرفته خبر نداری

745
01:30:17,500 --> 01:30:19,416
‫آمراپور نرفتی نه؟

746
01:30:20,000 --> 01:30:21,625
‫برای همین اینطوری حرف میزنی

747
01:30:22,000 --> 01:30:25,500
‫هفتاد درصد زمین آبه

748
01:30:26,250 --> 01:30:29,500
‫آمراپور یه بخش کوچک از باقی 30 درصدشه

749
01:30:29,500 --> 01:30:31,750
‫حتی از پس محافظت اون هم برنیومدید

750
01:30:32,666 --> 01:30:34,833
‫این دریا رو میبینی؟

751
01:30:35,791 --> 01:30:37,583
‫من آمراپور رو مثل اون کنترل میکنم

752
01:30:41,458 --> 01:30:43,416
‫بانگیرا! چیکار میکنی؟

753
01:30:43,708 --> 01:30:44,416
‫عقل از سرت پریده؟

754
01:31:02,958 --> 01:31:07,083
‫اگر تونستی شیطانی مثل خالد رو گیر بندازی

755
01:31:07,583 --> 01:31:09,333
‫پس برای خودت کسی هستی

756
01:31:10,083 --> 01:31:17,208
‫اما من ترجیح میدم به‌جای شکار شیر
‫ازش سواری بگیرم

757
01:31:17,750 --> 01:31:19,458
‫آمراپور مال منه

758
01:31:22,833 --> 01:31:27,583
‫توی دریا ماهی کوچک زیاد پیدا میشه

759
01:31:27,958 --> 01:31:33,208
‫اما برای زنده موندن، نیاز به سایه یه نهنگ دارن

760
01:31:52,583 --> 01:31:55,000
‫من همون نهنگم رفیق

761
01:31:58,083 --> 01:32:00,083
‫محاصره شدی

762
01:32:00,500 --> 01:32:03,958
‫نه این نمایش مسخره تو محاصره‌ست

763
01:32:05,083 --> 01:32:06,875
‫نه من آبهیمانیو هستم

764
01:32:08,583 --> 01:32:10,083
‫من آرکشوارام

765
01:32:14,833 --> 01:32:15,833
‫بکشیدش

766
01:32:18,333 --> 01:32:18,833
‫هی

767
01:32:31,708 --> 01:32:34,958
‫من خیلی از اسلحه خوشم میاد

768
01:32:35,208 --> 01:32:38,458
‫من هم عاشق دیوالیم

769
01:33:44,000 --> 01:33:44,125
‫چه خوب شد که تو رو دیدم

770
01:33:57,250 --> 01:33:59,875
‫مالک با شنیدن این اخبار نگران شد و

771
01:34:00,041 --> 01:34:02,916
‫برای خاتمه دادن به آرکا، دست به کار شد

772
01:34:47,166 --> 01:34:52,041
‫برای چی اینهمه هیولا رو واسه کشتن یه سگ ردیف کردی؟

773
01:34:52,625 --> 01:34:53,791
‫اون سگ نیست

774
01:34:55,375 --> 01:34:56,625
‫یه شیره

775
01:34:57,083 --> 01:35:00,833
‫پس بیا اون شیر رو مثل سگ بکشیم

776
01:35:01,000 --> 01:35:02,750
‫فقط لب تر کن

777
01:35:11,958 --> 01:35:13,500
‫خبر تایید شده

778
01:35:14,583 --> 01:35:21,583
‫فردا میره به درگاه حضرت علی

779
01:38:01,666 --> 01:38:03,916
‫وقتی سر مالک به زمین افتاد

780
01:38:04,708 --> 01:38:08,166
‫به این معنی بود که آرکا پادشاه مافیای هند شده

781
01:38:11,291 --> 01:38:17,125
‫پسر یک مبارز آزادی‌خواه
‫تبدیل به امپراطور مافیا شد

782
01:38:17,833 --> 01:38:24,208
‫توی یه عمارت بزرگ به همراه
‫زن و بچه‌ها و مادرش به شادی زندگی میکرد

783
01:38:24,958 --> 01:38:29,083
‫هیچ سلاحی نمیتونست قدرت مافیایی اون رو کنترل کنه

784
01:38:34,541 --> 01:38:37,041
‫داداش یه گردنبند الماس از آفریقا برای زن داداش سفارش دادم

785
01:38:40,000 --> 01:38:40,500
‫ایول

786
01:38:51,625 --> 01:38:52,375
‫مادوماتی

787
01:38:53,166 --> 01:38:54,875
‫الان زمان شادیه

788
01:38:55,875 --> 01:38:57,125
‫چرا ناراحتی؟

789
01:38:57,541 --> 01:39:01,916
‫برای مراسم فردا همه افراد سرشناس رو دعوت کردم

790
01:39:05,125 --> 01:39:09,625
‫اما نتونستم پدرم رو دعوت کنم

791
01:39:10,375 --> 01:39:11,541
‫همین ناراحتم میکنه

792
01:39:22,875 --> 01:39:24,250
‫ببین مادوماتی

793
01:39:26,625 --> 01:39:29,291
‫تنها خواسته من خوشحالی توعه

794
01:39:31,416 --> 01:39:34,250
‫اگر میخوای دعوتش کنی، پس بکن

795
01:39:38,250 --> 01:39:39,916
‫واقعا؟

796
01:39:40,125 --> 01:39:41,625
‫آره

797
01:39:59,500 --> 01:40:00,041
‫کیه؟

798
01:40:01,000 --> 01:40:05,125
‫دخترتون مادوماتی هستم

799
01:40:05,500 --> 01:40:08,416
‫اگر مایه ننگ خاندان شدم متاسفم بابا

800
01:40:08,666 --> 01:40:10,375
‫لطفا من رو ببخشید

801
01:40:14,416 --> 01:40:15,500
‫بگو چی شده

802
01:40:17,875 --> 01:40:20,791
‫فردا سالگرد ازدواجمونه

803
01:40:23,250 --> 01:40:26,666
‫توی عروسی دعای خیرتون بهمون نرسید

804
01:40:28,125 --> 01:40:32,750
‫حداقل حالا بیاید و دعامون کنید

805
01:40:35,000 --> 01:40:36,625
‫بدون دعوتنامه رسمی

806
01:40:37,041 --> 01:40:42,250
‫ویر بهادور تا به حال پا توی هیچ خونه‌ای نذاشته

807
01:40:42,416 --> 01:40:44,125
‫دعوتنامه رسمی؟

808
01:40:44,875 --> 01:40:48,416
‫با نوه‌هام بیا خونه‌ام و دعوتم کن

809
01:40:49,625 --> 01:40:54,250
‫همین حالا میام و دعوتتون میکنم

810
01:41:04,833 --> 01:41:06,416
‫قراره برای اولین بار بابابزرگ رو ببینید

811
01:41:08,416 --> 01:41:09,875
‫من منتظرت میمونم مادوماتی

812
01:41:14,166 --> 01:41:15,166
‫زود میام

813
01:41:16,750 --> 01:41:17,541
‫زود بیا

814
01:41:17,625 --> 01:41:18,625
‫تا عصر میام

815
01:42:01,916 --> 01:42:03,250
‫پدر

816
01:42:20,375 --> 01:42:22,750
‫این دو تا نوه‌هاتونن...

817
01:42:26,125 --> 01:42:29,875
‫این آدیتیا آمرشواراست. پسر بزرگ

818
01:42:30,500 --> 01:42:34,125
‫و این سمرات آمرشوارا
‫پسر کوچکه

819
01:42:35,541 --> 01:42:38,416
‫بچه‌ها! ایشون پدربزرگتونه

820
01:42:38,416 --> 01:42:40,250
‫برید سلام کنید

821
01:42:44,916 --> 01:42:46,250
‫تو دختر منی

822
01:42:46,541 --> 01:42:49,416
‫اما این‌ها بچه‌ها آرکشوارا

823
01:42:50,750 --> 01:42:51,541
‫مادوماتی

824
01:42:52,875 --> 01:42:54,625
‫من رویای این رو داشتم

825
01:42:55,750 --> 01:42:58,791
‫که تو با شاهزاده اصیلی ازدواج میکنی

826
01:42:59,125 --> 01:43:03,000
‫میخواستم برای بچه‌هات گهواره طلا بیارم

827
01:43:03,291 --> 01:43:04,291
‫اما تو...

828
01:43:05,000 --> 01:43:07,041
‫همچین فرصتی بهم ندادی

829
01:43:08,500 --> 01:43:10,250
‫از من سرپیچی کردی

830
01:43:10,875 --> 01:43:13,916
‫عشقت رو به من ترجیح دادی
‫و با اون ازدواج کردی

831
01:43:15,541 --> 01:43:17,000
‫اما اصلا به این فکر کردی

832
01:43:17,000 --> 01:43:20,791
‫که چه ننگ و بدنامی برای ویر بهادور به جا میذاری؟

833
01:43:21,500 --> 01:43:26,416
‫خاندان ما سال‌ها افتخار و شهرت توی تاریخ داره و تو مایه ننگش شدی

834
01:43:27,375 --> 01:43:30,916
‫تو ویر بهادور رو از خجالت آب کردی

835
01:43:32,250 --> 01:43:35,375
‫اون روز با همه مخالفت کردی

836
01:43:36,125 --> 01:43:41,166
‫امروز اومدی دنبال کسایی که توی قفس انداختی

837
01:43:43,416 --> 01:43:48,750
‫امروز این لکه ننگ رو از خاندانم پاک میکنم

838
01:43:51,000 --> 01:43:52,875
‫بابا من متوجه نمیشم چی دارید میگید

839
01:43:53,125 --> 01:43:54,166
‫ساکت

840
01:43:55,750 --> 01:43:56,500
‫رودرا

841
01:43:57,000 --> 01:43:58,125
‫بیما

842
01:43:59,125 --> 01:44:00,166
‫زندانیش کنید

843
01:44:03,000 --> 01:44:04,500
‫توی خونه حبسش کنید

844
01:44:12,125 --> 01:44:15,916
‫آرکا اینقدر نگران نباش
‫غذات رو بخور

845
01:44:16,375 --> 01:44:19,750
‫بعد از اینهمه وقت رفته پیش خانواده‌ش

846
01:44:19,958 --> 01:44:22,125
‫زود میاد
‫تو غذات رو بخور

847
01:44:22,375 --> 01:44:23,916
‫قشنگ غذات رو بخور

848
01:44:31,541 --> 01:44:33,166
‫اون‌ها فقط خلخال نیستن

849
01:44:33,750 --> 01:44:35,791
‫تپش قلب من هستن

850
01:44:36,291 --> 01:44:38,041
‫مهم نیست چقدر ازت دور باشم

851
01:44:38,625 --> 01:44:42,500
‫صدای خلخال‌هات همیشه بهم میرسه

852
01:44:50,041 --> 01:44:52,166
‫بهم گفت تا ساعت 6 عصر برمیگرده

853
01:44:52,416 --> 01:44:54,250
‫اگر میخواست دیرتر بیاد

854
01:44:55,000 --> 01:44:56,916
‫حداقل میتونست زنگ بزنه

855
01:45:08,000 --> 01:45:13,500
‫من با بچه‌هام اومدم که باهاتون آشتی کنم
‫و شما من رو زندانی کردید

856
01:45:14,666 --> 01:45:16,041
‫این انصافه؟

857
01:45:16,500 --> 01:45:20,250
‫تو یه شاهزاده بودی که
‫با یه آدمکش خیابونی ازدواج کردی

858
01:45:21,041 --> 01:45:23,666
‫تو خانواده ما رو بدنام کردی

859
01:45:24,125 --> 01:45:25,125
‫مگه تو با من منصف بودی؟

860
01:45:25,250 --> 01:45:30,166
‫اگر شوهرم بفهمه
‫کل خاندانتون رو از روزگار محو میکنه

861
01:45:41,666 --> 01:45:46,000
‫حکم مرگ شوهرت توی دهلی داره صادر میشه

862
01:45:51,000 --> 01:45:53,625
‫روزی که آرکا با مادوماتی ازدواج کرد

863
01:45:53,875 --> 01:45:56,291
‫توطئه ویر بهادور هم آغاز شد

864
01:45:57,041 --> 01:46:01,500
‫سعی کرد آرکا رو از طریق بانگیرا فریب بده و بکشتش

865
01:46:01,875 --> 01:46:04,416
‫اما آرکا بانگیرا رو کشت

866
01:46:05,791 --> 01:46:11,291
‫ویر بهادور از نفوذش استفاده کرد
‫و دی‌اس‌پی رو فرستاد سراغ آرکا

867
01:46:11,791 --> 01:46:14,125
‫اما آرکا اون رو هم حذف کرد

868
01:46:14,666 --> 01:46:15,875
‫از اونجایی که تمام نقشه‌هاش شکست خورد

869
01:46:16,125 --> 01:46:18,250
‫ویر بهادور دیگه نمیدونست چیکار بکنه

870
01:46:18,250 --> 01:46:21,875
‫پس رفت اروپا تا داکا رو ببینه

871
01:46:24,000 --> 01:46:28,500
‫دولت میدونست که دیدار با داکا چه معنی داره

872
01:46:29,375 --> 01:46:31,166
‫برای پایان دادن به داستان پر از خون آرکشوارا

873
01:46:31,541 --> 01:46:36,500
‫حکم مرگش صادر شد

874
01:46:37,083 --> 01:46:38,125
‫تو اصلا آدمی؟

875
01:46:39,333 --> 01:46:43,666
‫تو به آرکشوارا نارو زدی
‫همونی که تو رو به قدرت رسوند

876
01:46:43,708 --> 01:46:48,250
‫قدرت به من شادی نمیده

877
01:46:48,708 --> 01:46:51,333
‫بلکه میراث و شهرتمه که شادم میکنه

878
01:46:53,625 --> 01:47:00,083
‫خاندان بهادور برای افتخار خودش
‫هم میکشه و هم کشته میشه

879
01:47:00,958 --> 01:47:03,208
‫چه طرفش دشمن باشه

880
01:47:04,458 --> 01:47:06,208
‫چه بچه خودش

881
01:47:10,500 --> 01:47:11,458
‫پدر

882
01:47:15,833 --> 01:47:17,208
‫- رودرا
‫- اعلی‌حضرت

883
01:47:17,333 --> 01:47:18,583
‫حس بدی دارم مامان

884
01:47:18,583 --> 01:47:20,958
‫غذات رو بخور پسرم

885
01:47:22,000 --> 01:47:23,458
‫بذار زنگ بزنم

886
01:47:23,458 --> 01:47:26,375
‫- چرا دستت رو میشوری
‫- بچه‌ها رو هم برده

887
01:47:26,500 --> 01:47:29,625
‫نترس پسرم. چیزی نشده

888
01:47:34,958 --> 01:47:37,333
‫آدیتیا، سمرات

889
01:47:38,750 --> 01:47:40,458
‫بچه‌هام
‫ولشون کن

890
01:47:45,833 --> 01:47:47,000
‫آدیتیا

891
01:47:47,833 --> 01:47:48,875
‫سمرات

892
01:47:55,208 --> 01:47:56,708
‫آرکشوارا هستم

893
01:47:56,750 --> 01:47:58,708
‫مادوماتی و بچه‌ها هنوز نیومدن خونه

894
01:47:58,833 --> 01:48:00,083
‫میشه گوشی رو بدید بهشون تا صحبت کنم؟

895
01:48:00,875 --> 01:48:04,083
‫از اینجا رفتن

896
01:48:04,250 --> 01:48:05,708
‫تا الان باید میرسیدن

897
01:48:05,708 --> 01:48:07,166
‫برو بیرون ببین چی شده

898
01:48:07,208 --> 01:48:08,875
‫شاید بیرون منتظرت باشن

899
01:48:20,875 --> 01:48:24,375
‫خاندان آرکشوارا بدون وارث میمونه

900
01:48:26,333 --> 01:48:28,333
‫خودش اونجا میمیره

901
01:48:28,708 --> 01:48:29,958
‫و اینجا...

902
01:48:46,333 --> 01:48:48,000
‫چیکار میکنی؟

903
01:48:55,208 --> 01:48:56,458
‫آدیتیا

904
01:49:07,750 --> 01:49:09,583
‫وای نه

905
01:49:11,625 --> 01:49:13,458
‫نه

906
01:49:16,250 --> 01:49:18,750
‫بچه‌هام

907
01:49:25,208 --> 01:49:26,458
‫ولشون کن

908
01:49:29,541 --> 01:49:31,250
‫پسرهام رو ول کن

909
01:50:19,833 --> 01:50:21,458
‫افراد

910
01:50:23,250 --> 01:50:24,125
‫در موقعیت

911
01:51:27,625 --> 01:51:28,750
‫هی بخشی

912
01:51:30,083 --> 01:51:37,708
‫پدر من یه مبارز آزادی‌خواه بود
‫که در مقابل انگلیس ایستاد

913
01:51:38,625 --> 01:51:40,000
‫من مبارز زاده شدم

914
01:51:40,750 --> 01:51:42,250
‫من آماده جنگم

915
01:51:45,583 --> 01:51:47,083
‫تو حاضری؟

916
01:51:47,083 --> 01:51:47,958
‫آماده شلیک

917
01:53:25,458 --> 01:53:28,708
‫یه شکارچی با اسلحه در یک طرف

918
01:53:33,708 --> 01:53:38,083
‫و یه ببر آماده شکار در طرف دیگه

919
01:53:43,875 --> 01:53:49,250
‫مبارزین اومدن تا داستان رو تصاحب کنن

920
01:53:51,750 --> 01:53:52,833
‫پسرها

921
01:53:54,250 --> 01:53:55,583
‫در موقعیت

922
01:53:59,833 --> 01:54:00,958
‫آتش!

923
01:54:02,000 --> 01:54:03,166
‫آتش!
