﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,000
.

2
00:00:35,250 --> 00:00:38,666
.خویشتن بودن باری‌ست بس گران]

3
00:00:38,708 --> 00:00:42,083
چه سهل است در جامه‌ی دیگری زیستن
[.چه بسا در هیچ ناپدید شدن

4
00:00:42,125 --> 00:00:43,625
[سیلویا پلات]

5
00:00:44,291 --> 00:00:46,541
‫- داریم به آخرش می‌رسیم.
‫- آخر چی؟

6
00:00:46,625 --> 00:00:48,875
‫آخر فیلم.
‫آخر فیلمبرداری.

7
00:00:48,916 --> 00:00:51,000
‫- همیشه یه کار بعدی هست.
‫- اصلاً گوش میدی؟

8
00:00:51,041 --> 00:00:54,500
‫چشم‌هام شروع کرد به خشک شدن.
‫بی‌دلیل.

9
00:00:54,541 --> 00:00:58,875
‫انگار شن یا یه همچین چیزی
‫مدام توش بود.

10
00:00:58,916 --> 00:01:01,625
‫یه چشم‌پزشک اینجا بود.
‫همونی که لنزها رو درست می‌کنه.

11
00:01:01,750 --> 00:01:02,875
‫هی، ببخشید.

12
00:01:03,000 --> 00:01:05,000
‫اسکیپ باید یه چک بکنه.
‫فکر می‌کنه ممکنه چیزی از دستش در رفته باشه.

13
00:01:05,041 --> 00:01:06,666
‫پیراهن ابریشمی داره مشکل‌ساز می‌شه.

14
00:01:06,750 --> 00:01:10,125
‫نمی‌ذارم این تبدیل به یه مشکل بشه.
‫گفتم، باید چی کار کنم؟

15
00:01:10,250 --> 00:01:12,250
‫می‌شه یه چیزی بگی،
‫لطفاً، جی؟

16
00:01:12,291 --> 00:01:14,416
‫- دوستت دارم.
‫- یه‌کم بیشتر، لطفاً.

17
00:01:14,500 --> 00:01:18,791
‫- ده، نه، هشت، هفت.
‫- سه‌شنبه، پنج‌شنبه، چهارشنبه.

18
00:01:18,875 --> 00:01:21,875
‫- جی، تو بهترینی.
‫- حتماً یکی بهتر از منم هست.

19
00:01:22,000 --> 00:01:24,291
‫ما داریم کل دنیا رو
تو این یکی می‌بینیم، رفقا

20
00:01:24,375 --> 00:01:27,000
‫اون بهم این قطره‌ها رو داد،
‫و کاملاً از بین رفت.

21
00:01:27,041 --> 00:01:28,625
‫ناپدید شد، خشکی چشمم.

22
00:01:28,750 --> 00:01:31,375
‫باید جلوتر از بازی باشی.
‫دو قدم جلوتر.

23
00:01:31,416 --> 00:01:33,250
‫من تازه تصمیم گرفتم. نمی‌خوام...

24
00:01:33,291 --> 00:01:37,375
‫الان، اضطرابت رو هزاره،
‫پس معلومه که دلت می‌خواد جا بزنی.

25
00:01:37,416 --> 00:01:39,125
‫چون من پدرتم، از اینجا می‌دونم.

26
00:01:39,166 --> 00:01:41,750
‫موهات عالی به نظر میاد.
‫از اون نرم‌کننده استفاده کردی؟
[جِی کِلی]

27
00:01:41,875 --> 00:01:45,125
‫- این بدترین قسمتشه، انتظار کشیدن.
‫- بذار پاچه شلوارت رو چک کنم.

28
00:01:45,250 --> 00:01:48,750
‫ببخشید مزاحم می‌شم، هیلی می‌خواد
‫شما رو تو کتِ خونی‌تر ببینه.

29
00:01:48,875 --> 00:01:51,625
‫فلفل خوردی یا راویولی؟
‫باید راویولی می‌خوردم.

30
00:01:51,750 --> 00:01:52,875
‫من فقط شیکم رو خوردم.

31
00:01:52,916 --> 00:01:54,875
‫کی دلش می‌خواد جوون باشه؟

32
00:01:55,000 --> 00:01:58,125
‫- یه جا برای قایم شدن پیدا کنید، مردم!
‫- می‌تونیم با سگ انجامش بدیم؟

33
00:01:58,250 --> 00:02:00,250
‫جی سگ رو می‌خواد.
‫می‌تونیم سگ رو بیاریم؟

34
00:02:00,375 --> 00:02:02,125
‫اون سگ بیشتر از همه‌ی ما پول درمیاره.

35
00:02:02,250 --> 00:02:04,000
‫می‌تونیم یه نم‌نم بارون داشته باشیم؟

36
00:02:04,125 --> 00:02:06,125
‫این نم‌نمه؟ بیشتر شبیه سیله.

37
00:02:06,166 --> 00:02:07,875
‫باور کن، این نم‌نمه.

38
00:02:08,000 --> 00:02:11,000
‫من شکوفا شدنت رو
تو طول این تورنمنت تماشا کردم

39
00:02:11,041 --> 00:02:13,416
‫و تو واقعاً سرویس دوم خودت رو پیدا کردی.

40
00:02:13,500 --> 00:02:18,375
‫فکر می‌کنی کوکو استرس نمی‌گیره؟
‫نمی‌ترسه؟ به باباش زنگ نمی‌زنه؟

41
00:02:18,416 --> 00:02:20,666
‫- این منم تو کت خونی‌تر.
‫- خونی‌تر بهتره.

42
00:02:20,750 --> 00:02:21,916
‫- اسپرسوت رو گرفتم.
‫- ممنون.

43
00:02:22,000 --> 00:02:23,916
‫نذار بعد از ساعت 4
‫بیشتر از یه قلپ بخورم.

44
00:02:24,000 --> 00:02:26,000
‫تو که نمی‌دونی.
‫من قهوه ببینم، می‌خورمش.

45
00:02:26,125 --> 00:02:28,000
‫...این آخرین فیلم برای همه‌مون می‌شه.

46
00:02:28,125 --> 00:02:30,125
‫چراغ‌ها رو خاموش می‌کنن،
‫و تمام.

47
00:02:30,250 --> 00:02:32,625
‫معلومه که باید بهم زنگ می‌زدی، رفیق.

48
00:02:32,750 --> 00:02:34,375
‫خودت رو سرزنش نکن.

49
00:02:34,416 --> 00:02:36,500
‫تو الان از همه طرف تحت فشاری.

50
00:02:36,541 --> 00:02:38,000
یه جایگزین جلوی دوربین 5کی داشتم

51
00:02:38,125 --> 00:02:40,500
‫احساس گناه یه حس ثانویه‌ست.

52
00:02:41,250 --> 00:02:43,000
‫- ممنون، کلی.
‫- همیشه باعث افتخاره، جی.

53
00:02:43,041 --> 00:02:45,791
‫من امروز نون نخوردم، نه.
‫اون برادرت بود.

54
00:02:45,875 --> 00:02:48,000
‫نظرت چیه؟
‫چند تا برداشت خوب داشتیم.

55
00:02:48,041 --> 00:02:50,500
‫باید همونطوری باشه که اتفاق میفته.
‫بذار هر چی می‌شه بشه.

56
00:02:50,625 --> 00:02:52,791
‫- می‌خوای یکی دیگه بگیریم؟
‫- ببینیم چی می‌شه.

57
00:02:52,875 --> 00:02:55,500
‫خیلی‌خب، ساکت، لطفاً!
‫این برداشت اصلیه.

58
00:02:56,000 --> 00:02:58,041
‫- صدا.
‫- آماده.

59
00:02:58,125 --> 00:02:59,500
‫صدا حاضر.

60
00:02:59,625 --> 00:03:01,625
‫- ساکت، لطفاً.
‫- اکو 138، برداشت 11.

61
00:03:01,750 --> 00:03:04,250
‫صبر کن، عزیزم.
‫فقط این برداشت رو ببینم.

62
00:03:04,291 --> 00:03:05,750
‫و... حرکت!

63
00:03:07,000 --> 00:03:09,416
‫من دیگه نمی‌خوام اینجا باشم، جری.

64
00:03:10,625 --> 00:03:12,750
‫می‌خوام این مهمونی رو ترک کنم.

65
00:03:14,500 --> 00:03:16,416
‫می‌دونی... خیلی زود میاد تو.
‫می‌شه دوباره بگیریم؟

66
00:03:16,500 --> 00:03:17,875
‫- جری رو یه لحظه معطل کن.
‫- کات!

67
00:03:18,000 --> 00:03:20,125
‫- کات نده. ادامه بده، لطفاً.
‫- ادامه می‌دیم.

68
00:03:20,166 --> 00:03:21,750
‫یه‌کم بیشتر از اون سس آنچوی روی...

69
00:03:21,875 --> 00:03:23,625
‫- اتاق ساکت، لطفاً.
‫- ممنون.

70
00:03:23,750 --> 00:03:25,916
‫- باشه. بسیار خب.
‫- بچه‌ها، ضبطه.

71
00:03:30,166 --> 00:03:31,208
‫حرکت.

72
00:03:35,041 --> 00:03:37,416
‫من دیگه نمی‌خوام اینجا باشم، جری.

73
00:03:39,500 --> 00:03:41,125
‫می‌خوام مهمونی رو ترک کنم.

74
00:03:43,291 --> 00:03:44,375
‫یه جورایی...

75
00:03:45,916 --> 00:03:47,250
‫من قبلاً مُردم.

76
00:03:50,416 --> 00:03:51,625
‫خوش‌شانسم.

77
00:03:54,041 --> 00:03:57,500
‫زمان من گذشت در حالی که هنوز زنده بودم.

78
00:03:57,625 --> 00:04:00,250
‫تونستم تموم شدنش رو
‫قبل از اینکه تموم بشه ببینم.

79
00:04:07,666 --> 00:04:10,416
‫چیز عجیبیه. وقتی می‌میری...

80
00:04:13,125 --> 00:04:15,125
‫هر چیزی که فکر می‌کردی هستی...

81
00:04:17,166 --> 00:04:18,250
‫واقعیت نداره.

82
00:04:25,041 --> 00:04:26,500
‫تو سگ خوبی هستی.

83
00:04:31,041 --> 00:04:33,000
‫و... کات. عالی بود!

84
00:04:33,041 --> 00:04:34,791
‫- می‌شه دوباره بگیریم؟
‫- واقعاً؟

85
00:04:34,875 --> 00:04:37,125
‫یکی دیگه می‌خوام.
‫یعنی، فکر می‌کنم می‌تونم بهتر انجامش بدم.

86
00:04:37,250 --> 00:04:38,750
‫ساکت، لطفاً!

87
00:04:38,875 --> 00:04:40,375
‫متفاوت. نمی‌دونم.

88
00:04:41,416 --> 00:04:43,541
‫- ولی اگه راضی هستی...
‫- خیلی راضی‌ام.

89
00:04:43,625 --> 00:04:45,250
‫- باشه.
‫- اگه ایده‌ای داری...

90
00:04:45,375 --> 00:04:47,500
‫فکر کردم یه ایده دارم.
‫ولی تو راضی هستی؟

91
00:04:47,625 --> 00:04:50,166
‫من ذوق‌زده‌ام.
‫ولی البته که می‌تونی یکی دیگه بگیری.

92
00:04:50,250 --> 00:04:52,291
‫- حس خوبی داری؟
‫- واقعاً دارم.

93
00:04:52,375 --> 00:04:54,416
‫- باشه.
‫- چند تا از اولی‌ها رو هم دوست داشتم.

94
00:04:54,500 --> 00:04:55,583
‫حله.

95
00:04:57,250 --> 00:04:59,375
‫خوبه؟

96
00:05:02,291 --> 00:05:03,166
‫خوبه.

97
00:05:03,250 --> 00:05:05,791
‫و فیلمبرداری جی کلی تموم شد!

98
00:05:07,000 --> 00:05:09,500
‫و پایان کارِ هشت مرد از زمان حال!

99
00:05:15,250 --> 00:05:16,791
‫خسته نباشی، رفیق. کار خوبی می‌شه.

100
00:05:16,875 --> 00:05:18,791
‫باعث افتخاره.
‫ممنون که بهم اعتماد کردی.

101
00:05:19,291 --> 00:05:22,875
‫ما به فینال تنیس رسیدیم، ویوین.
‫این ارزش جشن گرفتن داره.

102
00:05:22,916 --> 00:05:26,791
‫پس استراحت کن، چون
‫گرینبرگ‌ها رقبای سرسختی هستن.

103
00:05:26,875 --> 00:05:30,541
‫ولی من روی خودمون شرط می‌بندم، دخترم.

104
00:05:30,625 --> 00:05:31,750
‫دوستت دارم، ویوی.

105
00:05:31,875 --> 00:05:35,750
‫- خوزه! پاپس! شماها عالی هستید!
‫- خیلی ممنون. ممنون.

106
00:05:35,875 --> 00:05:38,375
‫- اسکیپ، کار شماها هیچوقت دیده نمی‌شه.
‫- یه دنیا ارزش داره.

107
00:05:38,416 --> 00:05:41,041
‫- بذار بهت زنگ بزنم، عزیزم.
‫- بابت هدیه ممنونم.

108
00:05:41,125 --> 00:05:42,000
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. بچه‌ها.

109
00:05:42,125 --> 00:05:45,041
‫همگی، از همه‌تون خیلی ممنونم.
‫کار بزرگی کردید.

110
00:05:45,666 --> 00:05:47,916
‫چند تا یادآوری به موقع.
رویداد امگا رو داریم

111
00:05:48,000 --> 00:05:50,250
‫فردا صبح، ساعت 11 میان دنبالمون.
‫کندی...

112
00:05:50,291 --> 00:05:51,291
‫ساعت 9 اونجاست.

113
00:05:51,375 --> 00:05:52,416
‫- داشتی نگاه می‌کردی؟
‫- آره.

114
00:05:52,500 --> 00:05:55,125
‫- چیزی نگفتی.
‫- اگه نظر بدم کلافه می‌شی.

115
00:05:55,250 --> 00:05:57,041
‫اگه چیزی نگی،
‫فرض می‌کنم خوشت نیومده.

116
00:05:57,125 --> 00:05:59,750
‫درخشان بود،
‫فکر کنم برداشت هفت همون بود.

117
00:05:59,791 --> 00:06:00,875
‫چرا هفت؟

118
00:06:01,000 --> 00:06:03,125
‫- نمی‌خوام وارد بحث بشم.
‫- وارد چی؟

119
00:06:03,166 --> 00:06:05,416
‫همیشه وقتی یه فیلم تموم می‌شه
اینجوری می‌شی

120
00:06:05,500 --> 00:06:07,375
‫احساساتی، و بعدش من رو سرزنش می‌کنی.

121
00:06:08,291 --> 00:06:11,166
‫شاید هفت بود.
‫حدس می‌زنم همیشه می‌تونن کات بزنن به سگه.

122
00:06:11,250 --> 00:06:12,791
‫اون سگ عالی بود.

123
00:06:12,875 --> 00:06:15,750
‫چه حسی داره، جی،
‫که مرگ خودت رو تجربه کنی؟

124
00:06:15,791 --> 00:06:17,541
‫- من واقعاً نمردم.
‫- نه، اون رو می‌دونم.

125
00:06:17,625 --> 00:06:19,750
‫ولی چطور چیزی رو اجرا می‌کنی
‫که هرگز انجامش ندادی؟

126
00:06:19,791 --> 00:06:22,500
‫- وانمود کردن، کندی.
‫- نمی‌دونم دلم می‌خواد اون توانایی رو داشته باشم یا نه.

127
00:06:22,541 --> 00:06:25,500
‫بچه‌ها، ممنون از همه‌تون که سخت کار کردید
‫و انقدر عالی بودید.

128
00:06:25,625 --> 00:06:28,041
‫- بدون شما نمی‌شد.
‫- ممنون که باهامون کار کردی، جی.

129
00:06:28,125 --> 00:06:30,166
‫- تو بهترینی.
‫- من بهترینم.

130
00:06:31,500 --> 00:06:34,500
‫چرا همیشه یه تیکه چیزکیک
‫تو هر اتاقی که هستم وجود داره؟

131
00:06:34,541 --> 00:06:37,916
‫تو لیست درخواست‌هات هست، کنار میوه‌ها
‫و تمام اون مدل‌های مختلف آب.

132
00:06:38,000 --> 00:06:41,125
‫چطور تو لیستم هست
‫وقتی من حتی چیزکیک دوست ندارم؟

133
00:06:41,250 --> 00:06:42,250
‫یه بار گفتی دوست داری.

134
00:06:42,291 --> 00:06:44,416
‫- هرگز نگفتم.
‫- گفتی. فقط یادت نمیاد.

135
00:06:44,500 --> 00:06:47,500
‫اگه چیزی باشه، لیستم باید بگه
‫چیزکیک ممنوع. هرگز چیزکیک نباشه.

136
00:06:47,541 --> 00:06:51,250
‫و... شام با دیزی برای فردا.

137
00:06:51,291 --> 00:06:54,750
‫- سرآشپز ماریو داره اون تامالی مخصوص رو درست می‌کنه.
‫- خوبه.

138
00:06:54,791 --> 00:06:58,375
‫همچنین، آنتونیو از
‫جشنواره هنری توسکانی دوباره تماس گرفت.

139
00:06:58,500 --> 00:07:01,250
‫- برای مراسم بزرگداشت جواب می‌خوان.
‫- گفتم نه.

140
00:07:01,291 --> 00:07:02,166
‫و منم بهشون گفتم نه.

141
00:07:02,250 --> 00:07:04,541
‫- ولی خیلی پافشاری می‌کنن.
‫- و جواب هنوز نه هست.

142
00:07:04,625 --> 00:07:07,000
‫فقط اشاره کردم
‫چون خیلی معتبرن.

143
00:07:07,125 --> 00:07:08,625
‫عمراً.

144
00:07:08,666 --> 00:07:11,125
‫- به هر حال وقت کم بود.
‫- هیچ بزرگداشتی. هرگز.

145
00:07:11,250 --> 00:07:13,291
‫ما فیلمبرداری رو
‫چند هفته دیگه شروع می‌کنیم. باشه.

146
00:07:32,291 --> 00:07:35,166
‫اون لحظه‌ای بود که فهمیدم
‫من باهوش‌تر از توام.

147
00:07:35,250 --> 00:07:36,500
‫یعنی چی؟

148
00:07:36,541 --> 00:07:38,125
‫- بیشتر از تو می‌دونم.
‫- واقعاً؟

149
00:07:39,500 --> 00:07:41,750
‫- نه، نمی‌دونی.
‫- چرا، می‌دونم.

150
00:07:42,541 --> 00:07:44,416
‫- در مورد چی؟
‫- در مورد همه چی.

151
00:07:44,500 --> 00:07:46,166
‫پایتخت کرواسی کجاست؟

152
00:07:46,250 --> 00:07:49,250
‫من به زور پایتخت
‫لعنتی کالیفرنیا رو می‌دونم.

153
00:07:49,375 --> 00:07:50,750
‫همسر آگاممنون کی بود؟

154
00:07:50,875 --> 00:07:54,000
‫ببین، این‌ها فقط اطلاعات عمومیه.
‫هر کسی می‌تونه بدونه.

155
00:07:54,041 --> 00:07:57,750
‫من در مورد مسائل عاطفی بیشتر می‌دونم.
‫برای اون باید زندگی کرده باشی.

156
00:07:57,791 --> 00:08:00,625
‫من هوش هیجانی بیشتری دارم.

157
00:08:00,750 --> 00:08:02,541
‫مگه دلت نمی‌خواد که
‫باهوش‌تر از تو باشم؟

158
00:08:03,041 --> 00:08:05,375
‫- مگه کل نکته‌ش همین نیست؟
‫- آره.

159
00:08:05,416 --> 00:08:08,500
‫- فکر نمی‌کنی یه‌کم زوده؟
‫- دست من نیست.

160
00:08:09,500 --> 00:08:11,625
‫- خوب شده.
‫- آره؟

161
00:08:11,750 --> 00:08:12,541
‫معلوم نیست.

162
00:08:12,625 --> 00:08:14,916
‫آره، کارش خوب بود.
‫یه‌کم خاکستری گذاشته بمونه.

163
00:08:15,000 --> 00:08:17,375
‫- معمولاً خیلی سیاهش می‌کنن.
‫- این...

164
00:08:17,500 --> 00:08:19,416
‫نه، نه، دقیقاً درسته.

165
00:08:19,500 --> 00:08:21,750
‫اگه نظر من رو می‌خوای،
‫باید بذاری کاملاً سفید بشه.

166
00:08:21,791 --> 00:08:23,791
‫آره، ولی نه الان.

167
00:08:23,875 --> 00:08:27,541
‫خیلی‌خب، من میرم
‫موزز و ریو رو ببینم.

168
00:08:27,625 --> 00:08:28,625
‫دوستت دارم.

169
00:08:28,750 --> 00:08:34,041
‫هی، مگه امشب شام نداریم؟
‫ماریو داره تامالی درست می‌کنه.

170
00:08:34,125 --> 00:08:35,375
‫قرار گذاشته بودیم؟

171
00:08:39,416 --> 00:08:40,416
‫بسیار خب.

172
00:08:41,125 --> 00:08:45,625
‫برو. با دوست‌هات باش.
‫شام‌های دیگه هم هست.

173
00:08:45,750 --> 00:08:49,166
‫این آخری رو تموم کردم.
‫فیلم برادران لوئیس رو شروع می‌کنم

174
00:08:49,250 --> 00:08:52,500
‫همین‌جا تو شهر.
‫تابستون اینجام.

175
00:08:53,041 --> 00:08:56,541
‫من دارم با ریو و موزز
‫و چند تا از دوست‌هام میرم اروپا. بهت گفته بودم.

176
00:08:56,625 --> 00:08:59,416
‫- فکر می‌کردم اون تو جولای باشه.
‫- نه، همیشه ژوئن بود.

177
00:08:59,916 --> 00:09:03,750
‫شنبه دارم میرم پاریس،
‫و بعد راه میفتیم سمت توسکانی.

178
00:09:04,250 --> 00:09:07,166
‫شنبه؟ یعنی... این...

179
00:09:07,250 --> 00:09:10,500
‫شنبه. این... خیلی زوده.

180
00:09:11,000 --> 00:09:14,250
‫من دو هفته مرخصی دارم.
‫وقت نمی‌کنیم با هم باشیم.

181
00:09:14,375 --> 00:09:17,375
‫- این آخرین تابستون توئه.
‫- واسه همینه که می‌خوام دوست‌هام رو ببینم.

182
00:09:17,916 --> 00:09:20,541
‫اینجا بدون تو خیلی تنها می‌شم.

183
00:09:20,625 --> 00:09:24,500
‫- نه، نمی‌شی. تو هیچوقت تنها نیستی.
‫- واقعاً؟ فکر کنم همیشه تنهام.

184
00:09:25,291 --> 00:09:26,708
‫- ممنون، سیلوانو.
‫- خواهش می‌کنم.

185
00:09:28,250 --> 00:09:30,000
‫خیلی‌خب.

186
00:09:33,125 --> 00:09:34,250
‫نظرت چیه منم بیام؟

187
00:09:34,791 --> 00:09:37,875
‫خب، ما داریم می‌ریم به یه
‫جشنواره جاز خیلی عالی تو پاریس

188
00:09:37,916 --> 00:09:40,375
‫که کلی آدم اونجاست،
‫پس تو نمی‌تونی بیای.

189
00:09:40,416 --> 00:09:42,916
‫و بعد با قطار معمولی
‫می‌ریم پینزا،

190
00:09:43,000 --> 00:09:45,625
‫که اونم نمی‌تونی بیای.
‫و تو چادر می‌خوابیم.

191
00:09:45,750 --> 00:09:46,916
‫که... یعنی، بی‌خیال.

192
00:09:47,500 --> 00:09:49,916
‫- من تقریباً تو چادر بزرگ شدم.
‫- ولی نه الان.

193
00:09:50,000 --> 00:09:52,166
‫خب، هنوز یادم نرفته.

194
00:09:52,250 --> 00:09:54,125
‫باشه، خب، این خوبه. من باید برم.

195
00:09:54,166 --> 00:09:57,291
‫- سلام، رانی.
‫- دیزی.

196
00:09:57,375 --> 00:09:59,875
‫ویوین در مورد تنیس پست گذاشته بود.
‫شما دو تا خیلی بانمکید.

197
00:09:59,916 --> 00:10:02,500
‫رفتیم فینال.
‫خیلی هیجان‌زده‌ایم.

198
00:10:02,541 --> 00:10:04,041
‫الان یه دوست داری، بابا.

199
00:10:05,291 --> 00:10:06,500
‫تامالی می‌خوای؟

200
00:10:08,041 --> 00:10:09,500
‫پیتر اشنایدر مُرد.

201
00:10:09,625 --> 00:10:10,916
‫لعنتی، باید بهش زنگ بزنم.

202
00:10:11,000 --> 00:10:13,916
‫نه، من تازه فهمیدم و اومدم اینجا.

203
00:10:14,000 --> 00:10:15,166
‫ُمُرده.

204
00:10:17,166 --> 00:10:18,208
‫واقعاً؟

205
00:10:19,375 --> 00:10:20,416
‫متأسفم.

206
00:10:21,666 --> 00:10:23,666
‫می‌دونم چقدر دوستش داشتی.

207
00:10:32,166 --> 00:10:34,125
‫پیغامش هنوز رو گوشیمه.

208
00:10:37,875 --> 00:10:39,666
‫آخرین بار کی دیدیش؟

209
00:10:39,750 --> 00:10:42,000
‫نمی‌دونم. شاید شش ماه پیش.

210
00:10:50,250 --> 00:10:52,416
‫عزیزم،
‫می‌خوام برات ساندویچ درست کنم.

211
00:10:53,166 --> 00:10:55,375
‫خوشحالم می‌بینمت، پیتر.
‫دلم برات تنگ شده بود.

212
00:10:56,000 --> 00:10:57,541
‫چاقوها رو کجا نگه می‌دارید؟

213
00:10:57,625 --> 00:10:59,625
‫اون آهنربا
‫بالای تخته گوشت.

214
00:10:59,666 --> 00:11:01,125
‫- بله.
‫- باربارا، متأسفم.

215
00:11:01,166 --> 00:11:04,375
‫- بعد از اینکه تمیز کردی کثیفش کردیم.
‫- اشکالی نداره، جی.

216
00:11:05,375 --> 00:11:06,375
‫می‌دونی، بابا...

217
00:11:07,625 --> 00:11:10,000
‫اخیراً، حس می‌کنم
‫زندگیم واقعاً...

218
00:11:10,791 --> 00:11:11,875
‫واقعی به نظر نمیاد.

219
00:11:13,250 --> 00:11:15,125
‫شاید بهتره بگم

220
00:11:15,750 --> 00:11:17,250
‫که زندگی من واقعاً...

221
00:11:17,875 --> 00:11:19,250
‫حس واقعی بودن نمیده.

222
00:11:19,375 --> 00:11:21,875
‫شنیدم با اون مدلِ دست به هم زدی.

223
00:11:21,916 --> 00:11:24,416
‫جدایی مثل مرگه، مگه نه؟

224
00:11:24,916 --> 00:11:27,125
‫- مایونز؟
‫- یخچال، روی قفسه.

225
00:11:28,416 --> 00:11:29,458
‫بله.

226
00:11:30,875 --> 00:11:32,000
‫دخترها چطورن؟

227
00:11:32,625 --> 00:11:34,666
‫دیزی این بهار فارغ‌التحصیل می‌شه،

228
00:11:34,750 --> 00:11:37,291
‫و بعد میره جانز هاپکینز

229
00:11:37,375 --> 00:11:39,750
‫برای بیوشیمی، اگه باورت بشه.

230
00:11:39,875 --> 00:11:42,000
‫- دختر باهوشیه.
‫- بعد...

231
00:11:42,625 --> 00:11:44,375
‫جس تو سن‌دیگوئه.

232
00:11:44,500 --> 00:11:45,625
‫اون...

233
00:11:46,500 --> 00:11:48,125
‫نمی‌دونم باید چی کار کنم.

234
00:11:49,166 --> 00:11:51,375
‫یه فکری براش می‌کنی.
‫روغن زیتون داری؟

235
00:11:51,416 --> 00:11:52,500
‫آره، اونجا.

236
00:11:53,750 --> 00:11:56,625
‫داشتم خیلی به
‫خیابان کرنبری فکر می‌کردم.

237
00:11:56,750 --> 00:12:00,416
‫خیلی موقع فیلمبرداریش خوش گذشت، مگه نه؟

238
00:12:00,500 --> 00:12:02,416
‫همیشه داشتیم می‌خندیدیم.

239
00:12:02,500 --> 00:12:05,375
‫می‌دونی سی و پنجمین سالگردش
‫داره میاد؟

240
00:12:05,416 --> 00:12:07,916
‫جس سال بعدش به دنیا اومد.
‫از اونجا می‌دونم.

241
00:12:08,875 --> 00:12:10,791
‫تمام خاطرات من فیلم‌هان.

242
00:12:10,875 --> 00:12:12,500
‫فیلم‌ها برای ما همینن.

243
00:12:13,375 --> 00:12:14,375
‫تکه‌هایی از زمان.

244
00:12:14,500 --> 00:12:17,500
‫تکه‌هایی از زمان.

245
00:12:18,000 --> 00:12:20,375
‫- خیارشور داری؟
‫- تو انبار.

246
00:12:20,500 --> 00:12:21,625
‫فکر کنم.

247
00:12:23,291 --> 00:12:24,541
‫بله، اینجاست.

248
00:12:24,625 --> 00:12:27,666
‫- تاریخ انقضاش رو چک کن.
‫- خیارشور منقضی نمی‌شه، عشق من.

249
00:12:27,750 --> 00:12:29,625
‫قطعاً می‌شه.

250
00:12:30,250 --> 00:12:31,500
‫خوبن.

251
00:12:32,250 --> 00:12:34,291
‫سی و پنج سال. اصلاً ممکنه؟

252
00:12:34,375 --> 00:12:35,750
‫همه چی ممکنه، پسرم.

253
00:12:35,791 --> 00:12:37,375
‫یه جادویی تو اون فیلم بود.

254
00:12:37,416 --> 00:12:39,875
‫بدعادت شده بودم.
‫فکر می‌کردم همه‌شون اونجوری می‌شن.

255
00:12:40,000 --> 00:12:42,541
‫- نیستن.
‫- خیلی کم پیش میاد.

256
00:12:42,625 --> 00:12:44,916
‫خوشحالم که به ما فکر می‌کردی.

257
00:12:45,625 --> 00:12:48,625
‫یه فیلم دارم
‫که دوست دارم با هم کار کنیم.

258
00:12:48,666 --> 00:12:50,750
‫همون فیلم هنجارشکن که بهت گفتم.

259
00:12:50,791 --> 00:12:52,750
‫- آره؟
‫- بله.

260
00:12:52,791 --> 00:12:56,875
‫خب، من الان دارم فیلمبرداری می‌کنم،
‫و بعدش هم یکی دیگه دارم.

261
00:12:57,000 --> 00:13:00,000
‫اون بچه‌ها رو می‌شناسی،
‫برادران لوئیس؟

262
00:13:00,041 --> 00:13:01,125
‫طرفدارهای پروپاقرصت هستن.

263
00:13:01,166 --> 00:13:03,500
‫از فیلمشون خوشم نیومد.
‫خیلی تند و ام‌تی‌وی طوریه.

264
00:13:03,541 --> 00:13:06,625
‫- نمی‌دونم چقدر وقتم آزاد باشه.
‫- منتظرت می‌مونم، عزیزم.

265
00:13:06,750 --> 00:13:08,750
‫پیتر، بهت گفتم مناسب من نیست.

266
00:13:08,791 --> 00:13:10,750
‫با دستیارم، شلی، بازنویسیش کردم.

267
00:13:10,791 --> 00:13:12,875
‫فکر کنم تو افتتاحیه‌ی اون احمق دیدیش.

268
00:13:13,000 --> 00:13:15,166
‫امروزیش کردیم. موبایل دارن.

269
00:13:15,250 --> 00:13:17,500
‫فضایی نیست
‫که بخوام توش کار کنم.

270
00:13:17,625 --> 00:13:19,375
‫فکر کردم به دافنه بگم نقش زن رو بازی کنه.

271
00:13:19,500 --> 00:13:22,625
‫- اون بازنشسته شده.
‫- اگه فقط بتونی اسمت رو پاش بزنی.

272
00:13:22,666 --> 00:13:24,416
‫وکیلم می‌گه به یه اسم نیاز داریم.

273
00:13:24,500 --> 00:13:26,250
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

274
00:13:28,291 --> 00:13:29,625
‫باهات روراست می‌شم، پسرم.

275
00:13:31,666 --> 00:13:33,125
‫پول لازم دارم.

276
00:13:33,750 --> 00:13:36,375
‫- من پول رو میدم.
‫- ولی باید یه فیلم دیگه بسازم.

277
00:13:36,500 --> 00:13:38,416
‫می‌خوام دو تا بسازم، پشت سر هم.

278
00:13:38,500 --> 00:13:39,666
‫بلافاصله.

279
00:13:40,500 --> 00:13:42,250
‫می‌دونی تروفوی عزیز چی گفته.

280
00:13:42,750 --> 00:13:45,750
‫گاهی کمیّت تحسین‌برانگیزه.

281
00:13:45,791 --> 00:13:48,166
‫هنر شخصیه، بابا. خودت می‌دونی.

282
00:13:48,250 --> 00:13:49,333
‫می‌فهمم.

283
00:13:50,666 --> 00:13:52,291
‫ولی اگه بتونی فقط اسمت رو قرض بدی.

284
00:13:53,375 --> 00:13:54,375
‫نمی‌تونم.

285
00:13:56,000 --> 00:13:57,000
‫متأسفم.

286
00:14:04,125 --> 00:14:05,208
‫خوشمزه‌ست.

287
00:14:08,000 --> 00:14:09,291
‫خیارشور منقضی نمی‌شه.

288
00:14:12,500 --> 00:14:14,125
‫پدرم هیچوقت نبود.

289
00:14:15,666 --> 00:14:18,625
‫تو دهه‌های 70 و 80،
‫همیشه سر صحنه فیلمبرداری بود.

290
00:14:19,250 --> 00:14:20,916
‫و وقتی به مشکل خورد،

291
00:14:21,000 --> 00:14:24,625
‫بعد از اینکه چند تا از اون چیزهایی ساخت
‫که شما هالیوودی‌ها بهش می‌گید

292
00:14:24,666 --> 00:14:26,750
‫فاجعه یا مقوا،

293
00:14:26,791 --> 00:14:30,250
‫یا، ببخشید، من تو این بیزنس نیستم.
‫اصطلاحاتش رو بلد نیستم.

294
00:14:31,166 --> 00:14:36,250
‫شکست‌هایی که الان نسل زِد
‫بهشون می‌گه کلاسیک کالت.

295
00:14:37,125 --> 00:14:41,041
‫بعد از اینکه صنعت بهش پشت کرد
‫بعد از سومین ورشکستگیش،

296
00:14:41,541 --> 00:14:43,375
‫بعد از اینکه مجبور شد
‫عمارت عزیزش رو بفروشه،

297
00:14:43,500 --> 00:14:45,125
‫کاسا دل اورو تو بل ایر،

298
00:14:45,166 --> 00:14:47,250
‫و بره تو یه آپارتمان یه خوابه تو انسینو،

299
00:14:48,375 --> 00:14:50,250
‫همیشه سعی می‌کرد پول جور کنه،

300
00:14:51,375 --> 00:14:53,125
‫در رویای فیلم بعدی.

301
00:14:54,250 --> 00:14:57,375
‫در حال مرگ،
‫رو کرد به من، و گفت،

302
00:14:58,125 --> 00:15:00,000
‫می‌دونم فیلم چطور تموم می‌شه.

303
00:15:04,041 --> 00:15:05,416
‫درباره‌ی عشقه.

304
00:15:07,000 --> 00:15:08,541
‫من رو یادت نمیاد، نه؟

305
00:15:08,625 --> 00:15:10,375
‫- معلومه که یادمه.
‫- نه، یادت نیست.

306
00:15:10,875 --> 00:15:12,416
‫- چرا، هست.
‫- از کجا من رو می‌شناسی؟

307
00:15:12,500 --> 00:15:16,000
‫تو تنها فیلمی بودم که
‫روی اسب کارگردانی کرد.

308
00:15:16,125 --> 00:15:18,500
‫جفت‌تون رو دوست دارم.
‫فکر کنم باید برم جی رو نجات بدم.

309
00:15:18,541 --> 00:15:20,375
‫چقدر فکر می‌کنی طول...

310
00:15:20,416 --> 00:15:22,625
‫- ساعت 3 باید برم ساحل رو تمیز کنم.
‫- می‌رسونیمت اونجا.

311
00:15:22,625 --> 00:15:25,375
‫- اگه دیر برسم، حساب نمی‌شه.
‫- ماشین رو ببر.

312
00:15:25,416 --> 00:15:27,791
‫جای تعجب نیست، بدترین فیلمش بود.

313
00:15:27,875 --> 00:15:30,541
‫- هیچ ایده‌ای نداری من کی‌ام.
‫- دارم. بله.

314
00:15:30,625 --> 00:15:32,000
‫باورت نمی‌کنم.

315
00:15:33,750 --> 00:15:35,416
‫ممنون که اومدی، جی.

316
00:15:36,041 --> 00:15:37,375
‫خیلی متأسفم، نیتن.

317
00:15:37,875 --> 00:15:41,666
‫می‌دونی، بابا همیشه می‌گفت
‫چقدر خوش‌شانس بوده که تو رو پیدا کرده.

318
00:15:41,750 --> 00:15:42,833
‫اون زندگیم رو تغییر داد.

319
00:15:43,375 --> 00:15:45,125
‫اونم همین حس رو به تو داشت.

320
00:15:45,916 --> 00:15:48,125
‫می‌خواست یکی از
‫دستمال گردن‌هاش رو داشته باشی.

321
00:15:50,291 --> 00:15:53,250
‫خوشحالم اومدیم.
‫همه چیز رو واقعی‌تر می‌کنه.

322
00:15:53,375 --> 00:15:55,500
‫- هیچ‌کدوم از این‌ها واقعی به نظر نمیاد.
‫- می‌دونم.

323
00:15:55,541 --> 00:15:59,000
‫مرگ همیشه خیلی غافلگیرکننده‌ست،
‫مخصوصاً تو لس‌آنجلس.

324
00:16:00,000 --> 00:16:01,000
‫از دستمال گردن خوشم میاد.

325
00:16:01,666 --> 00:16:03,750
‫- می‌خوای مال تو باشه؟
‫- ممنونم.

326
00:16:04,250 --> 00:16:06,125
‫چرا یه فیلم دیگه براش بازی نکردم؟

327
00:16:06,166 --> 00:16:08,250
‫این حس رو داری
‫چون آدم خوبی هستی.

328
00:16:08,375 --> 00:16:11,666
‫فقط اسمم رو قرض می‌دادم.
‫چون فقط اسمم رو می‌خواست.

329
00:16:11,750 --> 00:16:13,500
‫- جی؟
‫- سلام، رفیق.

330
00:16:16,166 --> 00:16:17,375
‫- تیم؟
‫- آره.

331
00:16:18,000 --> 00:16:20,125
‫تیموتی. سلام.

332
00:16:20,250 --> 00:16:22,500
‫سلام. نگران نباش،
‫من... تعقیبت نمی‌کنم.

333
00:16:22,625 --> 00:16:24,125
‫نه، نه، نه، این...

334
00:16:24,166 --> 00:16:25,875
‫- هی، ما فقط...
‫- آره.

335
00:16:25,916 --> 00:16:27,625
‫- یه آدم بزرگ رو از دست دادیم.
‫- آره، غم‌انگیزه.

336
00:16:27,666 --> 00:16:30,250
‫- واقعاً خاص بود.
‫- ما همیشه سرمون شلوغه،

337
00:16:30,291 --> 00:16:32,000
‫و بعد آدم‌ها می‌میرن.

338
00:16:32,125 --> 00:16:34,875
‫ران، این تیموتی‌ـه، هم‌اتاقی سابقم.

339
00:16:34,916 --> 00:16:38,041
‫ما با هم کلاس بازیگری می‌رفتیم.
‫رفیق قدیمی من.

340
00:16:38,125 --> 00:16:40,500
‫- رفیق.
‫- بله، بله. تیم. خوشبختم.

341
00:16:40,625 --> 00:16:43,416
‫ران سوکنیک، مدیر برنامه و دوست جی.

342
00:16:43,500 --> 00:16:45,291
‫- آره، در موردش بهت گفتم.
‫- خیلی چیزها ازت شنیدم.

343
00:16:45,375 --> 00:16:47,500
‫واقعاً؟ واقعاً شنیدی؟

344
00:16:47,625 --> 00:16:49,500
‫خب، امیدوارم همه‌ش خوب باشه.

345
00:16:50,250 --> 00:16:52,875
‫چون ما قدیما
‫پسرهای خیلی شیطونی بودیم.

346
00:16:54,125 --> 00:16:55,125
‫آره.

347
00:16:55,166 --> 00:16:57,125
‫- چطوری؟
‫- خوبم، می‌دونی.

348
00:16:57,166 --> 00:17:00,000
‫دارم زندگی می‌کنم دیگه.
‫تو چطوری؟

349
00:17:00,125 --> 00:17:02,166
‫خب، سوال احمقانه‌ایه.
‫تو عالی هستی.

350
00:17:02,250 --> 00:17:04,416
‫خوبم. بدک نیستم.

351
00:17:05,125 --> 00:17:06,250
‫از دیدنت خوشحالم.

352
00:17:06,375 --> 00:17:07,750
‫- منم همینطور.
‫- آره.

353
00:17:07,791 --> 00:17:08,833
‫پسر.

354
00:17:10,000 --> 00:17:11,291
‫خیلی‌خب، پس...

355
00:17:12,500 --> 00:17:13,541
‫می‌بینمت، رفیق.

356
00:17:13,625 --> 00:17:14,875
‫- باشه.
‫- خوشحال شدم دیدمت.

357
00:17:23,750 --> 00:17:25,666
‫دنبالت نیومدما.
‫همین‌جا پارک کردم.

358
00:17:27,000 --> 00:17:29,250
‫شاید باید یه وقتی
‫یه قهوه‌ای چیزی بخوریم.

359
00:17:29,375 --> 00:17:32,041
‫پسر، عالی می‌شه.
‫و چطوری...

360
00:17:32,125 --> 00:17:34,166
‫ما... شاید من با
‫دفترت یا همچین جایی تماس بگیرم؟

361
00:17:34,250 --> 00:17:36,125
‫- فقط بهم زنگ بزن.
‫- پیغام رو می‌گیرم اگه...

362
00:17:36,166 --> 00:17:37,625
‫- بفرما.
‫- ...آره.

363
00:17:38,250 --> 00:17:40,000
‫باشه. عالیه.

364
00:17:40,041 --> 00:17:42,500
‫و اگه ردیف نیست،
‫احساس وظیفه نکن.

365
00:17:46,000 --> 00:17:47,500
‫راستش، الان وقت دارم.

366
00:17:50,166 --> 00:17:51,750
‫این عالیه. هی.

367
00:17:51,875 --> 00:17:55,041
‫شِز جی کنار آب
‫یادت میاد؟

368
00:17:55,125 --> 00:17:57,000
‫آره، حتماً. اونجا می‌بینمت.

369
00:17:57,125 --> 00:17:58,166
‫رفیق!

370
00:18:00,625 --> 00:18:03,000
‫- دنبالت بیام؟
‫- نه، اشکالی نداره، سیلوانو، می‌تونی بری خونه.

371
00:18:03,500 --> 00:18:04,625
‫با این یارو مشکلی نداریم؟

372
00:18:04,750 --> 00:18:06,625
‫یه دوست قدیمیه.
‫سال‌هاست ندیدمش.

373
00:18:06,750 --> 00:18:08,375
‫- اونجا شلوغ می‌شه.
‫- اشکال نداره.

374
00:18:08,416 --> 00:18:10,041
‫یادم میاد چطوریه. فردا می‌بینمت.

375
00:18:10,125 --> 00:18:13,000
‫نه، نمی‌بینی. یادت رفت؟
‫فینال تنیس با ویوی دارم.

376
00:18:13,041 --> 00:18:15,416
‫- درسته. موفق باشی.
‫- زیاده‌روی نکن.

377
00:18:15,500 --> 00:18:17,916
‫- آره، حواسم هست.
‫- چون روز احساسیه.

378
00:18:18,000 --> 00:18:19,125
‫فقط نوشیدنی بخور.

379
00:18:30,625 --> 00:18:32,791
‫مرشدم می‌گه
‫وقتی کسی داره می‌میره

380
00:18:32,875 --> 00:18:36,000
‫و به دنیای روحانی نزدیک‌تر می‌شه... ممنون.

381
00:18:36,041 --> 00:18:38,500
‫کمتر از مرگ می‌ترسه.

382
00:18:38,541 --> 00:18:40,875
‫مرشد داری، رفیق. چه عالی.

383
00:18:41,000 --> 00:18:43,791
‫مرگ، کمتر واقعی می‌شه.

384
00:18:43,875 --> 00:18:44,875
‫و...

385
00:18:45,375 --> 00:18:50,166
‫البته قدرت و موفقیت
‫کاملاً غیرواقعی می‌شن،

386
00:18:50,250 --> 00:18:52,000
‫چون دیگه ربطی ندارن.

387
00:18:52,041 --> 00:18:54,875
،‫ولی همونطور که پیتر گفت
...تنها چیزی که می‌مونه

388
00:18:56,166 --> 00:18:57,208
‫عشقه.

389
00:18:57,791 --> 00:18:59,166
‫- زیبا بود.
‫- می‌دونم.

390
00:18:59,250 --> 00:19:00,250
‫باشه، میرم.

391
00:19:00,375 --> 00:19:02,500
‫- سلام. می‌شه یه عکس بگیریم؟
‫- آره، حتماً.

392
00:19:02,541 --> 00:19:04,041
‫- ممنون.
‫- آره، بفرما.

393
00:19:04,750 --> 00:19:05,750
‫- گرفتی؟
‫- آره.

394
00:19:06,250 --> 00:19:07,750
‫خیلی دوست دارم شماره مرشدت رو بگیرم.

395
00:19:07,875 --> 00:19:10,375
‫آره، اون جادو می‌کنه.
با پیامک بهتر جواب میده

396
00:19:11,791 --> 00:19:13,666
‫اینجا خیلی عالیه.

397
00:19:14,166 --> 00:19:15,791
‫از وقتی... اینجا نیومدم...

398
00:19:15,875 --> 00:19:17,291
‫از وقتی کلاس می‌رفتیم.

399
00:19:17,375 --> 00:19:19,000
‫- کسی رو از کلاس می‌بینی؟
‫- نه.

400
00:19:19,625 --> 00:19:21,916
‫- نه. تو چی؟
‫- آره. تجدید دیدار داریم.

401
00:19:22,625 --> 00:19:24,791
‫فکر کنم تو
‫تنها کسی هستی که هنوز کار می‌کنی.

402
00:19:24,875 --> 00:19:27,000
‫سیندی کلی کار صداپیشگی می‌کنه.

403
00:19:27,125 --> 00:19:29,250
‫ولی تو کسی بودی که همه‌مون تحسینت می‌کردیم.

404
00:19:29,291 --> 00:19:31,041
‫- نه، نه، نه.
‫- آره.

405
00:19:31,125 --> 00:19:33,416
‫تو بهترینِ ما بودی.
‫تو مِتُدکار بودی.

406
00:19:33,500 --> 00:19:34,500
من رو چه به مِتُد؟

407
00:19:35,250 --> 00:19:37,625
‫- تو متدکار بودی.
‫- من متدِ خفیف بودم.

408
00:19:37,666 --> 00:19:40,750
‫تو هر کاری می‌تونستی بکنی.
‫می‌تونستم هر کاری که می‌کنی رو تماشا کنم.

409
00:19:41,375 --> 00:19:43,791
‫می‌تونستم تماشا کنم
که این منو رو می‌خونی

410
00:19:45,125 --> 00:19:48,541
‫اون کار رو بکن. انجامش بده.
‫منو رو بخون. یالا.

411
00:19:51,250 --> 00:19:55,000
‫باشه، بسیار خب. باشه.
‫این بدون انتخاب حسیه.

412
00:19:56,416 --> 00:19:58,000
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده با پارمزان و ترافل،

413
00:19:58,125 --> 00:20:01,375
‫کلم بروکسل با لعاب عسل بالزامیک
‫و بیکن، 12 دلار.

414
00:20:01,416 --> 00:20:03,625
‫تکه کاهو آیسبرگ، کوکتل میگو،

415
00:20:03,666 --> 00:20:06,125
‫کالاماری با سس آیولی لیمو،
‫‏15 دلار.

416
00:20:06,166 --> 00:20:07,250
‫هی...

417
00:20:08,000 --> 00:20:10,541
‫- حالا با انتخاب حسی انجامش بده.
‫- نمی‌دونم رفیق.

418
00:20:10,625 --> 00:20:12,541
‫من دیگه ‌این کار رو نمی‌کنم.
‫من روان‌درمانگر کودکم.

419
00:20:12,625 --> 00:20:14,125
بخون دیگه

420
00:20:15,375 --> 00:20:17,125
‫نگاهِ جی کلی.

421
00:20:17,166 --> 00:20:19,375
‫و حرکت!

422
00:20:19,875 --> 00:20:21,916
‫باشه. بسیار خب.

423
00:20:30,375 --> 00:20:32,041
‫بذار ببینم. لری بود چی می‌گفت؟

424
00:20:39,750 --> 00:20:40,791
‫باشه.

425
00:20:42,750 --> 00:20:46,416
‫باشه، دارم یه چیزی رو به یاد میارم
‫که برام خیلی مهمه.

426
00:20:51,375 --> 00:20:52,625
‫می‌تونم ببینمش.

427
00:20:59,041 --> 00:21:02,250
‫می‌تونم... می‌تونم بشنومش.
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم.

428
00:21:06,375 --> 00:21:08,125
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده با پارمزان و ترافل.

429
00:21:17,250 --> 00:21:20,166
‫کلم بروکسل
‫با لعاب عسل بالزامیک و بیکن.

430
00:21:20,250 --> 00:21:21,625
‫دوازده دلار.

431
00:21:29,875 --> 00:21:33,375
‫تکه کاهو آیسبرگ
‫و کوکتل میگو.

432
00:21:42,750 --> 00:21:45,791
‫کالاماری با سس آیولی لیمو
‫‏15 دلاره.

433
00:21:49,375 --> 00:21:51,166
‫بازیگری متد یعنی این.

434
00:21:53,500 --> 00:21:56,416
‫فوق‌العاده‌ست. خدای من.

435
00:21:57,750 --> 00:22:01,375
‫نه، مشکل من این بود که جاه‌طلب نبودم.

436
00:22:01,416 --> 00:22:05,916
‫کار خیلی سختیه.
‫برای هیچ‌کس آرزوش نمی‌کنم.

437
00:22:06,875 --> 00:22:09,291
‫همه‌ش فکر می‌کنم شاید ولش کنم.

438
00:22:09,375 --> 00:22:12,916
‫نه، بی‌خیال.
‫تو خوب کار کردی، جی کلی.

439
00:22:13,000 --> 00:22:15,500
‫من دو تا تصمیم بد گرفتم.

440
00:22:15,541 --> 00:22:16,750
‫- آره؟
‫- آره.

441
00:22:16,791 --> 00:22:20,416
‫می‌دونی نسخه اصلی 90210 رو رد کردم؟
‫داشتم هملت رو تو لوئی‌ویل اجرا می‌کردم.

442
00:22:20,500 --> 00:22:23,791
‫باحاله.
‫من تئاتر کار نکردم از...

443
00:22:25,000 --> 00:22:28,375
‫از دبیرستان تا حالا.
‫اون یکی چی بود؟

444
00:22:30,000 --> 00:22:31,875
‫گذاشتم بیای اون تست بازیگری.

445
00:22:35,916 --> 00:22:40,125
‫ولی پسرهام من رو می‌دیدن که
‫هر روز بیرون دروازه مدرسه منتظرشونم.

446
00:22:40,750 --> 00:22:42,625
‫باید فکر کنم که این ارزش داره.

447
00:22:42,666 --> 00:22:45,375
‫معلومه که داره.
‫به اندازه تمام دنیا ارزش داره. همه‌ش.

448
00:22:48,166 --> 00:22:51,250
‫هی، متأسفم.
‫در مورد طلاق‌هات خوندم،

449
00:22:51,375 --> 00:22:54,041
‫و دخترهات، باید تا الان
‫بزرگ شده باشن.

450
00:22:54,125 --> 00:22:56,125
‫دیزی پاییز دانشگاه رو شروع می‌کنه.

451
00:22:56,250 --> 00:22:58,416
‫خوشبختانه، هیچ
‫اهمیتی به بازیگری نمیده.

452
00:22:58,500 --> 00:23:01,375
‫ولی... دارم دیوونه می‌شم، من...

453
00:23:03,125 --> 00:23:05,291
‫به رفتنش فکر می‌کنم.

454
00:23:05,375 --> 00:23:07,125
‫حس می‌کنم از دستش دادم.

455
00:23:07,166 --> 00:23:08,208
‫هی...

456
00:23:09,000 --> 00:23:10,625
‫تراژدی پدر و مادر بودن.

457
00:23:10,666 --> 00:23:14,416
‫ما فقط وقتی موفقیم
‫که خودمون رو بی‌اهمیت کرده باشیم.

458
00:23:15,375 --> 00:23:17,625
‫- چقدر غم‌انگیز.
‫- بی‌خیال.

459
00:23:17,666 --> 00:23:21,375
‫تو انتخاب‌های درست رو برای خودت کردی.

460
00:23:22,541 --> 00:23:25,125
‫تو فیلم می‌سازی، رفیق.
‫این چیزی‌ـه که دنیا ازت می‌خواد.

461
00:23:25,250 --> 00:23:27,125
‫دنیای من خیلی کوچیک‌تره.

462
00:23:27,166 --> 00:23:31,000
‫سگ‌ها رو می‌برم پارک.
‫با خانواده‌م و بیمارهام هستم.

463
00:23:38,125 --> 00:23:39,416
‫از دیدنت خوشحالم، تیم.

464
00:23:41,166 --> 00:23:43,375
‫و خوبه که در مورد اون روزها حرف زدیم.

465
00:23:46,875 --> 00:23:50,375
‫خوبه که با تو در ارتباط باشم و با...

466
00:23:52,750 --> 00:23:54,250
‫اون آدم هم همینطور.

467
00:23:55,000 --> 00:23:56,375
‫آدمی که بودم.

468
00:23:59,916 --> 00:24:01,166
‫خوبه؟

469
00:24:03,291 --> 00:24:04,541
‫آره.

470
00:24:05,125 --> 00:24:06,875
‫فکر نکنم بخوای
‫دوباره اون آدم رو ببینی.

471
00:24:08,750 --> 00:24:09,750
‫چی؟

472
00:24:12,875 --> 00:24:15,250
‫می‌خوام باهات صادق باشم.
‫نمی‌تونم تحملت کنم.

473
00:24:16,875 --> 00:24:18,916
‫تو یه جورایی زندگیم رو دزدیدی.

474
00:24:20,500 --> 00:24:22,125
‫من هیچی ازت ندزدیدم.

475
00:24:23,250 --> 00:24:26,500
‫واقعاً؟ تو شغلم رو دزدیدی.
‫و نامزدم رو دزدیدی.

476
00:24:27,041 --> 00:24:29,166
‫تو 23 سالگی، چیز زیادی بیشتر از اون نداشتم.

477
00:24:29,666 --> 00:24:33,125
‫و حالا، هر بار که یه مجله برمی‌دارم،
‫مجبورم در مورد جی کلی بخونم

478
00:24:33,166 --> 00:24:35,791
‫و داستان شگفت‌انگیز شروعش.

479
00:24:35,875 --> 00:24:39,666
‫که چطور دوستش رو برای تست بازیگری
‫پیش پیتر اشنایدر همراهی کرد،

480
00:24:39,750 --> 00:24:42,375
‫ولی خودش نقش رو گرفت. فکرش رو بکن.

481
00:24:42,416 --> 00:24:46,750
‫ولی هیچوقت در مورد اون دوست فکر نمی‌کنن.
‫مردی که این رو ازش گرفت.

482
00:24:46,875 --> 00:24:48,541
‫من کاری کردم پیتر بهت نقش بده.

483
00:24:48,625 --> 00:24:50,625
‫من یه سیاهی‌لشکر باکلاس بودم.

484
00:24:50,666 --> 00:24:52,375
‫- یه خط دیالوگ داشتم.
‫- باید برم.

485
00:24:52,500 --> 00:24:54,500
‫- اگه مردم چیزهایی که من راجع بهت می‌دونم رو می‌دونستن...
‫- باید زود بیدار شم.

486
00:24:54,541 --> 00:24:56,791
‫- من حساب می‌کنم.
‫- قبلاً حساب کردم.

487
00:24:56,875 --> 00:24:59,750
‫- هی، می‌شه این رو برام امضا کنی؟
‫- آره، ببخشید.

488
00:25:01,500 --> 00:25:04,916
‫هی، نگران نباش.
‫به مردم نمی‌گم.

489
00:25:06,291 --> 00:25:07,625
‫من همچین آدمی نیستم.

490
00:25:07,750 --> 00:25:10,541
‫می‌دونی، من واقعاً نمی‌دونم
‫تو چه جور آدمی هستی.

491
00:25:10,625 --> 00:25:12,375
‫تو اونقدر برام مهم نیستی.

492
00:25:12,416 --> 00:25:15,750
‫شاید برای توده مردم مهم باشی،
‫ولی برای من نه.

493
00:25:15,791 --> 00:25:18,791
‫متأسفم که این حس رو داری.
‫من همیشه افکار محبت‌آمیزی نسبت بهت داشتم.

494
00:25:24,375 --> 00:25:27,375
‫فقط من این حس رو ندارم.
‫دخترت باهام موافقه.

495
00:25:27,875 --> 00:25:28,875
‫دیزی؟

496
00:25:30,541 --> 00:25:31,583
‫جسیکا.

497
00:25:32,041 --> 00:25:33,041
‫تو فیسبوک دوستیم.

498
00:25:33,125 --> 00:25:35,125
‫من روان‌درمانگر تو سن‌دیگو رو
بهش پیشنهاد دادم

499
00:25:35,250 --> 00:25:37,375
‫اون یارو شارلاتـ...
‫با جسیکا حرف نزن.

500
00:25:37,500 --> 00:25:39,041
‫می‌خوای بهم بگی
‫با کی دوست باشم؟

501
00:25:39,125 --> 00:25:40,541
‫بهت نمی‌گم
‫با کی دوست باشی.

502
00:25:40,625 --> 00:25:41,875
‫بهت می‌گه طبل تو خالی.

503
00:25:45,291 --> 00:25:46,416
‫شاید حق با اونه.

504
00:25:57,291 --> 00:25:58,875
‫آدمی اون تو هست؟

505
00:26:01,125 --> 00:26:02,416
‫شاید تو...

506
00:26:03,625 --> 00:26:05,416
‫اصلاً وجود نداری.

507
00:26:09,000 --> 00:26:11,000
‫ماشینم اینجاست. بیا تمومش کنیم.

508
00:26:16,375 --> 00:26:18,125
‫همیشه فانتزی این رو داشتم
‫که بزنمت.

509
00:26:24,625 --> 00:26:26,500
‫باید سال‌ها پیش این کار رو می‌کردم.

510
00:26:34,875 --> 00:26:35,875
‫یالا.

511
00:26:37,041 --> 00:26:38,125
‫یالا.

512
00:26:40,500 --> 00:26:42,500
‫تو هیچوقت قرار نبود اون نقش رو بگیری.

513
00:26:42,541 --> 00:26:43,625
‫هرگز.

514
00:26:45,500 --> 00:26:47,000
‫از پسش برمیای، رفیق.

515
00:26:47,750 --> 00:26:50,166
‫می‌دونم. فقط دارم اون حسی که همیشه
‫بهم دست میده رو تجربه می‌کنم.

516
00:26:50,250 --> 00:26:52,416
‫اشکالی نداره. حالا باهاش خداحافظی کن.

517
00:26:53,041 --> 00:26:54,250
‫دارم سعی می‌کنم.

518
00:26:59,875 --> 00:27:04,000
‫ببخشید، لیز، می‌شه ران بهت زنگ بزنه؟
‫ویوین داره برای بُرد بازی سرویس می‌زنه.

519
00:27:04,625 --> 00:27:06,000
‫- اوت شد.
‫- می‌دونم.

520
00:27:06,041 --> 00:27:09,000
‫- من فقط دارم می‌گم اوت شد.
‫- ولی میشل، جوری گفتی که انگار...

521
00:27:09,041 --> 00:27:10,875
‫- بعد از مسابقه می‌تونه بهت زنگ بزنه.
‫- ببخشید، بابا.

522
00:27:10,916 --> 00:27:13,375
‫- صدای مامان رو شنیدم و حواسم پرت شد.
‫- منم شنیدم. درک می‌کنم.

523
00:27:13,416 --> 00:27:15,666
‫عزیزم، وقتی داریم بازی می‌کنیم
‫نباید حرف بزنی.

524
00:27:15,750 --> 00:27:18,125
‫می‌دونم. متأسفم. لیز می‌گه کارش واجبه.

525
00:27:18,166 --> 00:27:19,791
‫بابا، تو در مورد ارواح می‌دونی؟

526
00:27:21,000 --> 00:27:24,375
‫صبر کنید، ویوین باید دوباره سرویس بزنه
‫چون حواسش پرت شد.

527
00:27:24,500 --> 00:27:26,375
‫- بابا، من سرویس دوباره نمی‌خوام.
‫- ران.

528
00:27:26,416 --> 00:27:27,625
‫با چه قوانینی داری بازی می‌کنی؟

529
00:27:27,750 --> 00:27:30,291
‫گوردون، اینجا که مسابقات آزاد فرانسه نیست.
‫بذار دختره یه سرویس دیگه بزنه.

530
00:27:30,375 --> 00:27:34,250
‫من به ویوین یه سرویس دیگه میدم،
‫پس چرا به میشل یه سرویس دیگه ندیم؟

531
00:27:34,291 --> 00:27:37,166
‫اصلاً، منم یه سرویس دیگه می‌خوام،
‫حالا که بحثش شد. بذار هرج‌ومرج بشه.

532
00:27:37,250 --> 00:27:38,250
‫- ران.
‫- من سرویس دوباره نمی‌خوام.

533
00:27:38,375 --> 00:27:41,375
‫دوباره نیست،
‫چون اون یکی اصلاً نباید حساب می‌شد.

534
00:27:42,500 --> 00:27:44,166
‫درسته.

535
00:27:44,875 --> 00:27:46,500
‫- بله؟
‫- تلفنت رو جواب نمیدی؟

536
00:27:46,541 --> 00:27:49,166
‫- داریم برای بُرد بازی سرویس می‌زنیم.
‫- ما همین الان بهت نیاز داریم، ران.

537
00:27:49,250 --> 00:27:50,791
‫- بابا.
‫- الان نمی‌تونم بیام.

538
00:27:50,875 --> 00:27:52,500
‫- وسط بازی هستیم.
‫- موضوع جی‌ـه.

539
00:27:52,541 --> 00:27:55,125
‫- بابا.
‫- جی می‌دونه من این تورنمنت رو دارم.

540
00:27:55,250 --> 00:27:58,125
‫جی داره از فیلمی که یه هفته دیگه شروع می‌شه
‫انصراف میده.

541
00:27:58,250 --> 00:27:59,250
‫فیلم برادران لوئیس؟

542
00:27:59,291 --> 00:28:01,875
‫- بابا.
‫- دیوید، دهنت رو نذار روی فنس.

543
00:28:02,000 --> 00:28:03,916
‫مزه‌ش رو دوست دارم.

544
00:28:04,000 --> 00:28:07,250
‫انصراف نمیده. این مدلِ جی‌ـه وقتی
‫یه فیلم رو تموم می‌کنه. همیشه این کار رو می‌کنه.

545
00:28:07,291 --> 00:28:09,875
‫باور کن، ران. اوضاع خرابه.

546
00:28:09,916 --> 00:28:11,250
‫اوضاع خیلی، خیلی خرابه.

547
00:28:11,375 --> 00:28:12,750
‫ران.

548
00:28:13,375 --> 00:28:15,000
‫- امروز.
‫- یه تماس کاری داره.

549
00:28:15,041 --> 00:28:16,250
‫بابا.

550
00:28:17,000 --> 00:28:18,083
‫بابا.

551
00:28:19,375 --> 00:28:20,416
‫بابا.

552
00:28:23,250 --> 00:28:25,375
‫باشه، دارم میام.

553
00:28:25,500 --> 00:28:28,541
‫- در مورد ارواح می‌دونی، بابا؟
‫- می‌دونم، دیوید.

554
00:28:28,625 --> 00:28:33,000
‫ارواح روحِ آدم‌های مُرده هستن
‫که برمی‌گردن به زمین

555
00:28:33,125 --> 00:28:35,750
‫- اگه کار ناتمومی داشته باشن.
‫- امتیاز سرویس. نوبت ماست.

556
00:28:35,791 --> 00:28:38,541
‫خب، برنامه عوض شد.
‫باید بازی رو متوقف کنیم.

557
00:28:38,625 --> 00:28:40,166
‫- بازی رو متوقف کنیم؟
‫- نه. عمراً، ران.

558
00:28:40,250 --> 00:28:41,625
‫یه مشکلی پیش اومده. باید برم.

559
00:28:41,750 --> 00:28:43,000
‫- کجا؟
‫- خونه‌ی جی.

560
00:28:43,125 --> 00:28:44,750
‫متوقف کنی، باختی.

561
00:28:44,875 --> 00:28:47,500
‫- کی گفته، گوردون؟
‫- قوانین تورنمنت.

562
00:28:47,625 --> 00:28:49,791
‫- اگه بارون میومد چی؟
‫- بارون نمیاد، ران.

563
00:28:49,875 --> 00:28:51,250
‫- بارون نمیاد، بابا.
‫- ران.

564
00:28:52,625 --> 00:28:55,000
‫حس خوبی دارم. می‌تونیم ببریم.

565
00:28:55,125 --> 00:28:57,041
‫می‌دونم. ولی باید برم.

566
00:29:09,750 --> 00:29:11,125
‫منتظرتن.

567
00:29:11,750 --> 00:29:11,791
‫خداروشکر.

568
00:29:12,583 --> 00:29:13,750
‫- دیشب چی شد؟
‫- هیچی.

569
00:29:13,833 --> 00:29:17,000
‫رفتیم مراسم یادبود پیتر.
‫به یه دوست قدیمی برخورد.

570
00:29:17,083 --> 00:29:19,208
‫- رفتن بیرون برای نوشیدنی.
‫- یه اتفاقی افتاده.

571
00:29:19,333 --> 00:29:20,583
‫اگه بکشه کنار، قرارداد رو نقض کرده.

572
00:29:20,625 --> 00:29:22,500
‫احیاناً کاسادیا درست نمی‌کنی؟

573
00:29:22,583 --> 00:29:23,958
‫من... می‌تونم درست کنم.

574
00:29:24,750 --> 00:29:26,458
‫- جی کجاست؟
‫- تو اتاق خوابشه.

575
00:29:26,583 --> 00:29:29,458
‫- داره وسایلش رو جمع می‌کنه.
‫- برای چی جمع می‌کنه؟

576
00:29:29,500 --> 00:29:30,958
‫نمی‌دونم.

577
00:29:31,083 --> 00:29:32,583
‫جا زدن از نظر مالی ویرانگره.

578
00:29:32,625 --> 00:29:34,500
‫از نظر شهرت ویرانگره.

579
00:29:34,583 --> 00:29:36,250
‫فروش فیلم‌هاش مثل قبل نیست.

580
00:29:36,333 --> 00:29:38,333
‫- مال هیچ‌کس نیست.
‫- اون دیگه 25 سالش نیست.

581
00:29:38,375 --> 00:29:40,875
‫- دیگه 55 سالش هم نیست.
‫- خیلی‌خب، حالا استودیو داره زنگ می‌زنه.

582
00:29:40,958 --> 00:29:42,708
‫تموم شد؟ همگی تموم کردید؟

583
00:29:42,833 --> 00:29:45,125
‫هیچ‌کس نقض قرارداد نکرده.
جی فیلم رو بازی می‌کنه

584
00:29:45,208 --> 00:29:47,500
‫- خودش که این رو نمی‌گه.
‫- خب، حالا من اینجام.

585
00:29:47,583 --> 00:29:50,458
‫خب، پس بفهم
‫چرا پای چشمش کبوده.

586
00:29:50,583 --> 00:29:52,208
‫پای چشمش کبوده؟

587
00:29:53,500 --> 00:29:54,958
‫جی؟

588
00:29:59,458 --> 00:30:01,458
‫- سلام، داداش.
‫- سلام، رفیق.

589
00:30:01,500 --> 00:30:03,958
‫- این جمع و جور کردن چیه؟
‫- تازه از مسابقه اومدی؟

590
00:30:04,083 --> 00:30:05,208
‫تو و ویوین چی کار کردید؟

591
00:30:05,250 --> 00:30:08,708
‫- خب، 5-4 جلو بودیم و سرویس داشتیم...
‫- من خیلی فیلم بازی می‌کنم.

592
00:30:08,833 --> 00:30:11,583
‫- ...ولی اشکالی نداره. جمع کردن برای چیه؟
‫- فکر می‌کنی من خیلی فیلم بازی می‌کنم؟

593
00:30:11,625 --> 00:30:13,125
‫فکر می‌کنم دقیقاً به اندازه بازی می‌کنی.

594
00:30:13,208 --> 00:30:15,750
‫- فکر می‌کنی من خیلی فیلم بازی می‌کنم؟
‫- تو واقعاً زیاد کار می‌کنی.

595
00:30:15,833 --> 00:30:17,333
‫دیدی؟ باربارا بهم راستش رو می‌گه.

596
00:30:17,375 --> 00:30:21,000
‫- دیشب چی شد؟
‫- آدم هیچوقت لباس راحتی زیاد نداره!

597
00:30:22,125 --> 00:30:24,083
‫- چطور چشمت کبود شد؟
‫- تو هواپیما بهت می‌گم.

598
00:30:24,208 --> 00:30:25,250
‫کدوم هواپیما؟

599
00:30:25,333 --> 00:30:27,708
‫هواپیمایی که رزرو کردم.
‫ساعت 1 حرکت می‌کنیم.

600
00:30:27,750 --> 00:30:29,458
‫- کجا داریم می‌ریم؟
‫- مگ، کجا داریم می‌ریم؟

601
00:30:29,500 --> 00:30:31,250
‫- فرانسه.
‫- فرانسه.

602
00:30:31,333 --> 00:30:32,333
‫فرانسه؟

603
00:30:32,375 --> 00:30:34,708
‫من با مادرِ ریو، دوستِ دیزی، کلر صحبت کردم،

604
00:30:34,833 --> 00:30:38,208
‫ریو از کارت اعتباری مادرش استفاده می‌کنه
‫برای همین کلر می‌تونه خریدها رو آنلاین ببینه.

605
00:30:38,250 --> 00:30:39,458
‫معلومه که می‌تونه.

606
00:30:39,583 --> 00:30:41,208
‫دیزی و دوست‌هاش الان تو پاریس هستن

607
00:30:41,250 --> 00:30:44,083
‫و قراره بعد از جشنواره جازِ سه‌شنبه
‫برن ایتالیا.

608
00:30:44,125 --> 00:30:47,000
‫درسته. امان از شما بچه‌ها و کامپیوترهاتون.
‫فرانسه.

609
00:30:47,083 --> 00:30:50,208
‫- ما دوشنبه پرو لباس داریم.
‫- اگه پاریس باشیم نداریم.

610
00:30:50,250 --> 00:30:53,083
‫هر دو برادر لوئیس اونجا هستن.
‫ماروین و یوسف.

611
00:30:53,208 --> 00:30:56,708
‫اگه چند روز وقت می‌خوای
‫تا ذهنت رو آروم کنی، به استودیو می‌گم...

612
00:30:56,833 --> 00:30:59,625
‫بهشون بگو من دارم به دیزی
‫و دوست‌هاش ملحق می‌شم

613
00:30:59,708 --> 00:31:03,958
‫توی یه جشنواره جاز تو پاریس،
‫و بعدش با قطار می‌ریم ایتالیا.

614
00:31:04,083 --> 00:31:08,750
‫و داری از طریق کارت اعتباری مادرِ دوستش
‫ردیابیش می‌کنی.

615
00:31:08,833 --> 00:31:13,333
‫این آخرین شانس منه که باهاش وقت بگذرونم
‫قبل از اینکه برای همیشه بره.

616
00:31:13,458 --> 00:31:16,333
‫من تقریباً مطمئنم که دیزی دلش نمی‌خواد

617
00:31:16,458 --> 00:31:18,875
‫با خدم و حشمت دنبالش
‫تو اروپا راه بیفتی.

618
00:31:18,958 --> 00:31:23,083
‫من سفیر دیور هستم،
‫پس هر دلیلی برای بودن در پاریس دارم.

619
00:31:23,125 --> 00:31:26,333
‫و بعدش هم اون مراسم بزرگداشت
‫تو توسکانی رو دارم.

620
00:31:26,458 --> 00:31:28,250
‫من به بزرگداشت گفتم نه. تو گفتی نه.

621
00:31:28,333 --> 00:31:30,250
‫- بهشون گفتم هرگز.
‫- زنگ بزن و بگو بله.

622
00:31:30,333 --> 00:31:33,000
‫گوش کن، چند روز مرخصی بگیر،

623
00:31:33,875 --> 00:31:35,250
‫برو سمت ساحل،

624
00:31:35,333 --> 00:31:38,208
‫اون نوشیدنی‌ای رو سفارش بده
‫که تو پست رنچ دوست داشتی.

625
00:31:38,250 --> 00:31:40,000
‫حوله‌ها رو یادت میاد؟

626
00:31:43,833 --> 00:31:45,500
‫معنی اون اصلاً چی بود؟

627
00:31:46,208 --> 00:31:48,500
‫من...

628
00:31:48,583 --> 00:31:52,083
‫- چطوره پرو لباس رو بندازم سه‌شنبه؟
‫- گوش کن.

629
00:31:52,125 --> 00:31:54,375
‫اگه تو نمی‌خوای بیای، من تنها میرم.

630
00:31:54,458 --> 00:31:57,458
‫تو، تنهایی، سرگردان تو اروپا

631
00:31:57,500 --> 00:32:00,458
‫مثل یه غزال کوچولوی
‫تنها تو سرنگتی.

632
00:32:00,583 --> 00:32:03,625
‫ولی نه غزال. یه سگ کوکر اسپانیل.

633
00:32:03,708 --> 00:32:07,625
‫خب، این کوکر اسپانیل
‫شانس خودش رو امتحان می‌کنه.

634
00:32:26,125 --> 00:32:29,333
‫امروز، دیزی و دوست‌هاش
‫تو لوور، کافه دو فلور،

635
00:32:29,458 --> 00:32:31,958
‫یه بازار دست‌دوم‌فروشی بودن، و تو یه
‫مسافرخونه جوانان تو منطقه 11 اقامت دارن.

636
00:32:32,000 --> 00:32:33,333
‫حالا داریم پیش می‌ریم.

637
00:32:33,375 --> 00:32:35,833
‫بعد از اینکه رسیدیم،
‫می‌تونیم تو جشنواره جاز غافلگیرش کنیم.

638
00:32:35,875 --> 00:32:36,875
‫عالیه.

639
00:32:36,958 --> 00:32:39,833
‫منظورت چیه که بزرگداشت رو
‫به یکی دیگه میدن؟

640
00:32:39,958 --> 00:32:42,625
‫یه تاریخچه‌ای داره.
‫وقتی جی بزرگداشت رو رد کرد،

641
00:32:42,708 --> 00:32:44,708
‫کاری کردم به بن آلکاک پیشنهادش بدن.

642
00:32:44,833 --> 00:32:47,083
‫بزرگداشت جی رو دادی
‫به یکی دیگه از مشتری‌هات؟

643
00:32:47,125 --> 00:32:51,333
‫یکی باید می‌گرفتش، و این یه
‫سکوی پرتاب خوب برای بن‌ـه.

644
00:32:51,458 --> 00:32:53,458
‫گندت بزنن. جی این رو می‌دونه؟

645
00:32:53,583 --> 00:32:56,000
‫با آنتونیو حرف زدم.
‫قراره دو تا بزرگداشت بگیرن.

646
00:32:56,083 --> 00:32:57,875
‫ولی فعلاً، فقط یه تندیس هست.

647
00:32:57,958 --> 00:33:01,500
‫من دارم، مثلاً، سه تا مصاحبه مطبوعاتی،
‫یه عکس روی جلد ونیتی‌فر

648
00:33:01,583 --> 00:33:03,250
‫و مسابقه بیسبال جاستین رو از دست میدم

649
00:33:03,333 --> 00:33:05,583
‫- به‌خاطر این افتضاح.
‫- می‌دونم. ولی جی‌ـه دیگه.

650
00:33:05,708 --> 00:33:08,625
‫- چرا چشمش کبوده، ران؟
‫- به اونم می‌رسیم.

651
00:33:08,708 --> 00:33:11,375
‫واسه همینه که هیچوقت
نتونستم باهات کنار بیام

652
00:33:11,458 --> 00:33:12,958
‫چرا، چون وفادارم؟

653
00:33:13,083 --> 00:33:15,958
‫نه. چون به کارهاش میدون میدی.

654
00:33:16,083 --> 00:33:19,083
♪ داریم می‌ریم پاریس ♪

655
00:33:19,083 --> 00:33:21,208
‫ای بابا، حالا باید
‫پیانو زدنش رو گوش کنیم.

656
00:33:21,250 --> 00:33:23,250
♪ داریم با هواپیما می‌ریم پاریس ♪

657
00:33:23,250 --> 00:33:24,458
‫بخونش، رانی!

658
00:33:24,500 --> 00:33:27,833
♪ یه ماجراجوییِ حسابی به جایی ♪

659
00:33:27,833 --> 00:33:29,208
♪ ...که ♪

660
00:33:29,208 --> 00:33:31,458
‫- متنش رو بلد نیستم.
‫- یالا، رانی.

661
00:33:34,583 --> 00:33:38,000
‫جاستین تو تیم بی هست. خیلی غم‌انگیزه.

662
00:33:38,083 --> 00:33:41,500
‫بچه‌ها، اون نمی‌دونه کجا بدوه.
‫خیلی غم‌انگیزه.

663
00:33:41,583 --> 00:33:43,333
‫ببین.

664
00:33:43,375 --> 00:33:45,375
‫بیسبالش واقعاً بده.

665
00:33:47,208 --> 00:33:49,958
‫- نصفش رو بخورم یا کامل؟
‫- دوزش چقدره؟

666
00:33:51,250 --> 00:33:54,250
‫- عینکت رو یادت رفت؟
‫- با عجله اومدم.

667
00:33:54,333 --> 00:33:56,708
‫نمی‌تونم با دیوید خداحافظی کنم
‫وگرنه قاطی می‌کنه.

668
00:33:56,750 --> 00:33:59,083
‫روان‌درمانگر گفت
‫باید به هر حال خداحافظی کنم

669
00:33:59,125 --> 00:34:00,125
‫تا بدونه دارم میرم.

670
00:34:00,208 --> 00:34:02,125
‫- حالش خوب می‌شه. پنج سالشه.
‫- یادشون میره.

671
00:34:02,208 --> 00:34:05,125
‫پنج سالشه، ولی احتمالاً
‫باید خداحافظی می‌کردم.

672
00:34:05,208 --> 00:34:08,250
‫کامل بخور. وگرنه استرس می‌گیری
‫و آخرش من رو بیدار می‌کنی.

673
00:34:08,333 --> 00:34:10,208
‫خب، چیزی که این مرده
‫تو پادکست می‌گفت

674
00:34:10,333 --> 00:34:12,583
‫اینه که ما همیشه همه سنی هستیم.

675
00:34:12,625 --> 00:34:14,875
‫- مثلاً، واقعاً؟
‫- خب، واقعاًش رو نمی‌دونم.

676
00:34:14,958 --> 00:34:16,458
‫آره، کامل می‌خورم.

677
00:34:16,500 --> 00:34:19,833
‫پس وقتی 10 سالمه،
‫‏30 سالمم هست، و 80 سالم هم هست.

678
00:34:19,875 --> 00:34:21,125
‫و برعکس.

679
00:34:21,208 --> 00:34:23,208
‫چرا چشمت کبوده، رفیق؟

680
00:34:23,958 --> 00:34:25,458
‫وقتی رسیدیم فرانسه بهت می‌گم.

681
00:34:25,500 --> 00:34:27,833
‫ولی چیزی نیست
‫که الان لازم باشه بدونم، درسته؟

682
00:34:28,750 --> 00:34:31,083
‫داری به سمت چیزی می‌دوی
‫یا از چیزی فرار می‌کنی؟

683
00:34:31,125 --> 00:34:33,583
‫- بله.
‫- وقتی مهدکودک رو به یاد میارم،

684
00:34:33,625 --> 00:34:35,583
‫همین سنی‌ام که الان هستم، درسته؟

685
00:34:35,625 --> 00:34:37,625
‫من از کجا بدونم
‫تو چطوری خودت رو به یاد میاری؟

686
00:34:38,333 --> 00:34:40,458
‫مشهور بودن
‫چه حسی داره؟

687
00:34:43,458 --> 00:34:46,083
‫هیچ حس خاصی نداره،
‫تا جایی که من می‌دونم.

688
00:34:48,208 --> 00:34:54,083
‫شما در مورد شهرت و موفقیت حرف می‌زنید،
‫و این زندگی روشن و خوشبختی.

689
00:34:56,000 --> 00:34:59,208
‫شما در مورد من جوری حرف می‌زنید
‫انگار من یه جور پادشاهم.

690
00:35:01,708 --> 00:35:06,333
‫ولی کلمات شما فقط...
‫شیرینی‌ایه که تو دهنتون آب می‌شه...

691
00:35:06,458 --> 00:35:08,083
‫باشه، جی، می‌شه همین‌جا وایستی؟

692
00:35:09,083 --> 00:35:10,708
‫همین الان چه حسی داشتی؟

693
00:35:11,208 --> 00:35:14,083
‫حس غرور داشتم. موفقیت.

694
00:35:14,708 --> 00:35:17,208
‫- یه ستاره.
‫- می‌خوای یه ستاره باشی؟

695
00:35:18,583 --> 00:35:19,583
‫خب...

696
00:35:20,333 --> 00:35:21,833
‫آره، حتماً.

697
00:35:24,625 --> 00:35:26,500
‫ادامه بده. دیگه چی؟

698
00:35:27,000 --> 00:35:29,208
‫لذت بردن از ترحم به یه دختر جوون.

699
00:35:29,333 --> 00:35:30,375
‫فکر کردن به اینکه پادشاهم.

700
00:35:31,458 --> 00:35:34,000
‫به نظرت قدرتمند و پادشاه‌گونه میومد؟

701
00:35:34,875 --> 00:35:36,333
‫بیشتر شبیه قیافه گرفتن بود.

702
00:35:39,500 --> 00:35:40,833
‫چند سالته، جی؟

703
00:35:41,333 --> 00:35:42,833
‫بیست و سه.

704
00:35:42,875 --> 00:35:46,458
‫من علاقه‌ای ندارم ببینم
‫سعی می‌کنی یه نویسنده مشهور باشی

705
00:35:46,583 --> 00:35:47,958
‫تو روسیه قبل از انقلاب.

706
00:35:48,583 --> 00:35:51,833
‫می‌خوام اون بچه گیج رو ببینم
‫که تازه از اتوبوس کنتاکی پیاده شده...

707
00:35:51,958 --> 00:35:54,625
‫که سعی داره همه دخترهای خوشگل
‫کلاس رو تحت تأثیر قرار بده.

708
00:35:54,708 --> 00:35:57,333
‫یعنی، فقط خودم باشم؟

709
00:35:57,458 --> 00:35:59,708
‫می‌دونی خودت بودن چقدر سخته؟

710
00:36:01,333 --> 00:36:03,083
‫اگه اونقدر خوش‌شانس باشی
‫که حرفه‌ای بازیگری کنی

711
00:36:03,208 --> 00:36:04,708
‫شغلت دروغ گفتن می‌شه.

712
00:36:04,750 --> 00:36:06,875
‫هر چی بهتر دروغ بگی،
‫صادق‌تر به نظر میای،

713
00:36:06,958 --> 00:36:09,208
‫و موفق‌تر می‌شی.

714
00:36:09,250 --> 00:36:13,583
‫این برای یه مرد جوون که تمایلی به درون‌نگری نداره
‫یه موضوع گیج‌کننده‌ست.

715
00:36:16,500 --> 00:36:18,375
‫می‌گی می‌خوای ستاره باشی.

716
00:36:18,458 --> 00:36:20,083
‫خب، من چند تا از اون‌ها رو می‌شناختم.

717
00:36:20,208 --> 00:36:22,958
‫اون یه سطح دیگه از درگیریه ذهنیه.

718
00:36:23,875 --> 00:36:25,750
‫حالا باید دو بار بازی کنی.

719
00:36:26,458 --> 00:36:30,333
‫یه بار وقتی نقشت رو بازی می‌کنی،
‫و دوباره وقتی نقش خودت رو بازی می‌کنی.

720
00:36:33,208 --> 00:36:35,833
‫باید واقعاً بخوایش.

721
00:36:38,333 --> 00:36:39,750
‫- می‌خوام.
‫- می‌خوام.

722
00:36:41,208 --> 00:36:43,333
‫- هی، تیم.
‫- بله؟

723
00:36:43,375 --> 00:36:44,458
‫می‌خوای امتحان کنی؟

724
00:36:45,208 --> 00:36:46,458
‫حتماً.

725
00:36:54,250 --> 00:36:56,083
‫نشون‌شون بده چطوریه.

726
00:37:02,958 --> 00:37:04,625
‫مشهور بودن چه حسی داره؟

727
00:37:05,958 --> 00:37:08,083
‫هیچ حس خاصی نداره،
‫تا جایی که من می‌دونم.

728
00:37:09,083 --> 00:37:13,958
‫شما در مورد شهرت و موفقیت حرف می‌زنید،
‫و این زندگی روشن و خوشبختی.

729
00:37:14,000 --> 00:37:16,833
‫شما در موردم جوری حرف می‌زنید
‫انگار من یه جور پادشاهم.

730
00:37:16,958 --> 00:37:19,208
‫ولی حرف‌های شما مثل قندی‌ـه

731
00:37:19,333 --> 00:37:21,083
‫که تو یه لحظه
‫تو دهن‌تون آب می‌شه.

732
00:37:21,125 --> 00:37:24,125
‫من هیچ چیز خاص و دوست‌داشتنی‌ای
توش نمی‌بینم

733
00:37:24,708 --> 00:37:26,625
‫باید فوراً برم و دوباره نوشتن رو شروع کنم.

734
00:37:26,708 --> 00:37:28,875
‫- تیم دچار حمله عصبی شده.
‫- چرا؟

735
00:37:28,958 --> 00:37:31,208
‫یه تست بازیگری بزرگ
‫برای پیتر اشنایدر دارم.

736
00:37:31,333 --> 00:37:33,750
‫- پسر، این عالیه.
‫- تیم از تست بازیگری متنفره.

737
00:37:33,833 --> 00:37:36,500
‫- من بدترین تست‌دهنده‌ام.
‫- من به زور تا حالا تستی دادم.

738
00:37:36,583 --> 00:37:38,625
‫- اصلاً آزمون استعداد نیست.
‫- آزمونِ یه چیزی هست.

739
00:37:38,708 --> 00:37:40,708
‫استعدادت می‌درخشه.
‫همیشه همینطوره.

740
00:37:40,750 --> 00:37:42,208
‫باهاش برو، جی.

741
00:37:43,000 --> 00:37:44,458
‫تو تأثیر آرامش‌بخشی داری.

742
00:37:45,208 --> 00:37:47,000
‫بعدش بیاید کافه. نوشیدنی مجانی.

743
00:37:48,250 --> 00:37:49,458
‫میایم.

744
00:38:06,583 --> 00:38:09,083
‫قبلاً دلم می‌خواست بمیرم.
‫مراسم ختمم رو تصور می‌کردم.

745
00:38:09,708 --> 00:38:11,333
‫فکر کنم مال دهاته.

746
00:38:11,958 --> 00:38:13,958
‫همه دخترهای خوشگل گریه می‌کنن.

747
00:38:14,000 --> 00:38:16,000
‫بعدش در مورد آسمون
‫و ستاره‌ها حرف می‌زنه.

748
00:38:16,083 --> 00:38:20,208
‫برای یه بچه دهاتی زیادی شاعرانه‌ست.
‫بیشتر باید بگه...

749
00:38:21,000 --> 00:38:22,875
‫دخترهای زیادی هستن
‫که هنوز باهاشون آشنا نشدم.

750
00:38:23,375 --> 00:38:25,583
‫مثلاً دی‌دی دافی.

751
00:38:25,625 --> 00:38:26,708
‫نمی‌دونم، امم...

752
00:38:27,250 --> 00:38:29,583
‫مزخرفاتی مثل، شاید حتی بیشتر رشد کنم.

753
00:38:30,083 --> 00:38:32,083
‫خیلی کارها هست
‫که هنوز نکردم، من...

754
00:38:32,125 --> 00:38:34,208
‫کلمات کافی برای لیست کردنشون ندارم.

755
00:38:34,708 --> 00:38:37,583
‫- این بهتره. باید این رو بگی.
‫- نمی‌تونم فیلمنامه‌شون رو دستکاری کنم.

756
00:38:37,708 --> 00:38:39,208
‫کارت عالی می‌شه.

757
00:38:39,250 --> 00:38:41,458
‫فقط تو این چیزها
‫خیلی مضطرب می‌شم.

758
00:38:42,458 --> 00:38:43,833
‫خب، این رو نگاه کن.

759
00:38:44,375 --> 00:38:46,958
‫این یه نشونه‌ست. تو این نقش رو می‌گیری،
‫رفیق، حسش می‌کنم.

760
00:38:47,000 --> 00:38:48,000
‫ممنون، رفیق.

761
00:38:50,208 --> 00:38:52,000
‫بخورش، برای خوش‌شانسی.

762
00:38:52,083 --> 00:38:53,458
‫- چی؟
‫- یالا. فقط یه گوشه‌ش رو.

763
00:38:53,500 --> 00:38:56,458
‫- قدرت‌هاش رو جذب کن.
‫- بس کن، پسر. داری می‌ترسونیم.

764
00:38:56,500 --> 00:38:58,500
‫- تیم گالیگان.
‫- بله.

765
00:38:59,458 --> 00:39:00,875
‫با من می‌خونی؟

766
00:39:01,750 --> 00:39:03,333
‫- آره.
‫- ممنون.

767
00:39:08,333 --> 00:39:09,833
‫- سلام.
‫- ممنون.

768
00:39:09,875 --> 00:39:10,958
‫ممنون.

769
00:39:12,208 --> 00:39:15,083
‫- برای خوندن چه نقشی اومدید؟
‫- برای خوندن با دوستم.

770
00:39:15,125 --> 00:39:17,125
‫اگه اشکالی نداره.

771
00:39:18,083 --> 00:39:19,083
‫حله.

772
00:39:19,750 --> 00:39:20,875
‫ممنون.

773
00:39:24,958 --> 00:39:27,333
‫- برات چند تا دیالوگ میارم.
‫- ممنون.

774
00:39:28,000 --> 00:39:29,833
‫- بفرمایید.
‫- ممنونم.

775
00:39:38,625 --> 00:39:39,833
‫دردت چیه، تیلی؟

776
00:39:40,583 --> 00:39:44,208
‫- من هیچ دردی ندارم.
‫- آره؟ ولی قیافه‌ت که این رو می‌گه.

777
00:39:44,250 --> 00:39:47,333
‫اون خط روی پیشونیت
‫که از اینجا تا اینجا میره.

778
00:39:48,250 --> 00:39:49,958
‫قبلاً دلم می‌خواست بمیرم.

779
00:39:51,333 --> 00:39:53,208
‫مراسم ختمم رو تصور می‌کردم.

780
00:39:53,708 --> 00:39:55,333
‫همه دخترهای خوشگل گریه می‌کنن.

781
00:39:57,083 --> 00:39:59,708
‫ولی الان نمی‌خوام بمیرم.

782
00:39:59,750 --> 00:40:01,500
‫هنوز به اندازه کافی دنیا رو ندیدم.

783
00:40:04,208 --> 00:40:07,333
‫هیچوقت واقعاً به این درخت‌ها نگاه نکردم.
‫و آسمون.

784
00:40:07,875 --> 00:40:10,083
‫- ولی حالا که...
‫- خیلی ممنونم.

785
00:40:10,583 --> 00:40:13,458
‫- هنوز مونده. تموم نکردم.
‫- خوبه. ممنون.

786
00:40:13,500 --> 00:40:16,500
‫ممنونم، تیموتی.
‫خیلی ممنون. خیلی خوب انجام شد.

787
00:40:22,083 --> 00:40:23,458
‫اشکال نداره منم بخونم؟

788
00:40:24,000 --> 00:40:25,000
‫نه، متأسفم.

789
00:40:25,083 --> 00:40:28,333
‫- اگه تو لیست قرار ملاقات نیستید...
‫- بله، عزیزم، اشکالی نداره.

790
00:40:31,583 --> 00:40:32,875
‫یعنی، اگه مشکلی نیست.

791
00:40:33,458 --> 00:40:34,833
‫نه.

792
00:40:43,708 --> 00:40:45,083
‫دردت چیه، تیلی؟

793
00:40:48,083 --> 00:40:51,208
‫- من هیچ دردی ندارم.
‫- آره؟ قیافه‌ت که این رو می‌گه.

794
00:40:51,875 --> 00:40:54,958
‫اون خط روی پیشونیت
‫که از اینجا تا اینجا میره.

795
00:40:55,708 --> 00:40:57,333
‫قبلاً دلم می‌خواست بمیرم.

796
00:40:58,500 --> 00:40:59,958
‫مراسم ختمم رو تصور می‌کردم.

797
00:41:02,083 --> 00:41:03,708
‫همه دخترهای خوشگل گریه می‌کنن.

798
00:41:06,833 --> 00:41:08,250
‫ولی الان نمی‌خوام بمیرم.

799
00:41:09,000 --> 00:41:10,583
‫هنوز به اندازه کافی دنیا رو ندیدم.

800
00:41:13,833 --> 00:41:17,833
‫دخترهای زیادی هستن که هنوز باهاشون آشنا نشدم.
‫مثلاً دی‌دی دافی.

801
00:41:17,875 --> 00:41:19,708
‫تازه، شاید حتی بیشتر رشد کنم.

802
00:41:19,833 --> 00:41:21,875
‫خیلی کارها هست که هنوز نکردم.

803
00:41:21,958 --> 00:41:24,375
‫کلمات کافی برای لیست کردنشون ندارم.

804
00:41:25,333 --> 00:41:29,625
‫و فقط تا آرچر سیتی رفتم.
‫ولی من... من نیازی ندارم پاریس رو ببینم،

805
00:41:30,208 --> 00:41:33,208
‫یا رُم، یا یکی از اون جاهایی
‫که پادشاه دارن.

806
00:41:33,708 --> 00:41:35,250
‫من اینجا پادشاهم.

807
00:41:36,958 --> 00:41:39,208
‫من پادشاه این گرد و خاکم.

808
00:41:39,333 --> 00:41:41,750
‫من... من پادشاه کوکا کولای خودمم.

809
00:41:45,250 --> 00:41:47,083
‫من پادشاه خیابان کرنبری هستم.

810
00:41:47,958 --> 00:41:49,208
‫ممنونم.

811
00:41:53,750 --> 00:41:55,875
‫اگه زحمتی نیست
‫یه صحنه دیگه رو بخونید؟

812
00:41:56,375 --> 00:41:57,583
‫با کمال میل.

813
00:41:58,375 --> 00:42:00,375
‫راستی، بابت تغییر دیالوگ‌ها متأسفم...

814
00:42:00,458 --> 00:42:02,083
‫نه، عزیزم، ما خیلی خوشمون اومد.

815
00:42:08,208 --> 00:42:09,500
‫ممنونم.

816
00:42:11,583 --> 00:42:12,750
‫آره، باشه.

817
00:42:22,083 --> 00:42:24,083
‫نه، بیا فقط...

818
00:42:25,958 --> 00:42:26,958
‫درد داره؟

819
00:42:27,458 --> 00:42:28,833
‫نه، خوبه.

820
00:42:29,375 --> 00:42:30,583
‫خوبه.

821
00:42:32,208 --> 00:42:33,583
‫اصلاً معلوم نیست.

822
00:43:05,625 --> 00:43:07,000
‫پدرم همیشه می‌گفت،

823
00:43:07,083 --> 00:43:09,750
‫اولین کسی که ملاقات می‌کنی
‫وقتی از هواپیما پیاده می‌شی خودتی.

824
00:43:09,833 --> 00:43:13,250
‫- خب، باید استقبال‌کننده باشه.
‫- آخرین باری که پاریس بودیم رو یادته؟

825
00:43:13,333 --> 00:43:16,500
‫نمایش شنل؟ در سکوت برگزار شد
‫به احترام جنگ.

826
00:43:16,583 --> 00:43:18,625
‫من گوچی رو یادمه، ولی خیلی پر سروصدا بود.

827
00:43:18,708 --> 00:43:19,833
‫شاید برای صلح بوده.

828
00:43:19,875 --> 00:43:22,125
‫خیلی ممنون، آنتونیو.

829
00:43:22,208 --> 00:43:24,833
‫- دارن یه تندیس دوم برای جی می‌سازن.
‫- عالیه.

830
00:43:24,958 --> 00:43:27,583
‫ما رسیدیم پاریس،
‫و فردا راه میفتیم سمت شما.

831
00:43:27,708 --> 00:43:28,875
‫فقط دارم پیام‌هام رو می‌گیرم.

832
00:43:28,958 --> 00:43:32,583
‫طبق گفته مادر ریو، دیزی بلیت‌های
‫قطار ساعت 10 به ایتالیا رو خریده.

833
00:43:32,625 --> 00:43:34,833
‫- جشنواره جاز رو نمیرن؟
‫- ظاهراً نه.

834
00:43:35,333 --> 00:43:37,333
‫خیلی‌خب، بهتره مستقیم بریم
‫سمت ایستگاه قطار.

835
00:43:38,125 --> 00:43:40,625
‫یه لحظه صبر کن!
‫ما داریم با قطار می‌ریم ایتالیا.

836
00:43:40,708 --> 00:43:41,833
‫- قطار؟
‫- صبر کن.

837
00:43:41,875 --> 00:43:43,958
‫ما دقیقاً کنار هواپیما وایستادیم.

838
00:43:44,083 --> 00:43:46,833
‫- پس چرا پرواز کردیم پاریس؟
‫- داریم میایم، ولی با قطار.

839
00:43:46,833 --> 00:43:47,833
‫نه.

840
00:43:47,833 --> 00:43:52,250
‫من برای امروز بعدازظهر کار گرفتم.
‫قراره موهای امانوئل مکرون رو کوتاه ‌کنم.

841
00:43:52,333 --> 00:43:55,458
‫- می‌تونی کنسل کنی؟
‫- اون اولین رئیس‌جمهور منه.

842
00:43:55,958 --> 00:43:57,958
‫- خدای من. خب، آره...
‫- ساعت 10.

843
00:43:58,000 --> 00:43:59,333
‫ما تو قطار ساعت 10 خواهیم بود.

844
00:43:59,375 --> 00:44:02,625
‫داری شوخی می‌کنی؟
‫نمی‌تونم جی کلی رو سوار قطار کنم.

845
00:44:02,708 --> 00:44:05,875
‫حق با توئه، آنتونیو.
‫رمانتیک‌ترین راه سفر کردنه.

846
00:44:05,958 --> 00:44:09,083
‫باید یه جور واگن اختصاصی یا چیزی باشه.

847
00:44:10,041 --> 00:44:12,083
‫با یه پارتی‌بازی، یا... فکر کنم...

848
00:44:39,958 --> 00:44:42,458
‫من اونقدر معتقد نیستم
‫ولی از کلیسای رسمی حمایت می‌کنم.

849
00:44:42,583 --> 00:44:45,333
‫همه چیزش رو تأیید می‌کنم جز باورهاشون.

850
00:44:45,375 --> 00:44:48,708
‫ولی اگه خدایی نبود،
‫زندگی پوچ می‌شد.

851
00:44:49,208 --> 00:44:50,208
‫خب، دقیقاً.

852
00:44:51,458 --> 00:44:53,750
‫لعنتی. اون جی کلی‌ـه؟

853
00:44:54,958 --> 00:44:56,708
‫ممنون.
‫خیلی‌خب، پسر‌ها، عالیه.

854
00:44:56,750 --> 00:44:58,333
‫اگه یکی رو امضا کنه، می‌شه هزار تا.

855
00:44:58,458 --> 00:45:00,458
‫- فقط سوار قطارش کن.
‫- قراره یه تندیس داشته باشی.

856
00:45:00,500 --> 00:45:03,208
‫- پس نیازی نیست نگران باشی.
‫- مگه قرار بود تندیس نباشه؟

857
00:45:03,333 --> 00:45:06,000
‫کار من اینه. چیزها رو درست می‌کنم
‫تا تو مجبور نباشی در موردشون بدونی.

858
00:45:06,083 --> 00:45:07,875
‫اگه مجبور نیستم بدونم،
‫چرا داری بهم می‌گی؟

859
00:45:07,958 --> 00:45:12,125
‫چون دیر قبول کردیم،
‫و جایزه رو دادن به بن آلکاک.

860
00:45:12,208 --> 00:45:13,833
‫- فقط یکی بود...
‫- بزرگداشت من رو دادی به بن؟

861
00:45:13,958 --> 00:45:16,083
‫- تو گفتی نه، رفیق!
‫- بعدش گفتم آره.

862
00:45:16,208 --> 00:45:17,625
‫من هرگز این رو به بن نمی‌گفتم.

863
00:45:17,708 --> 00:45:19,958
‫این بین خودمون می‌مونه،
‫ولی تو انتخاب اولی.

864
00:45:20,000 --> 00:45:22,208
‫تو تیتر اصلی هستی.
‫خودت می‌دونی، رفیق.

865
00:45:22,250 --> 00:45:24,333
‫الان که دارم باهات حرف می‌زنم خیلی گیجم.

866
00:45:24,458 --> 00:45:26,583
‫باورم نمی‌شه
‫دارم سر این موضوع مؤاخذه می‌شم.

867
00:45:26,708 --> 00:45:28,708
‫دیزی! هی!

868
00:45:29,375 --> 00:45:30,625
‫نه.

869
00:45:32,583 --> 00:45:34,458
‫نه، نه، نه. این جی کلی نیست.

870
00:45:34,500 --> 00:45:36,458
‫ببخشید.

871
00:45:36,500 --> 00:45:39,208
‫صندلی 48.
‫شبیه فرست کلاس به نظر نمیاد.

872
00:45:39,333 --> 00:45:40,333
‫نیست.

873
00:45:40,458 --> 00:45:42,625
‫ما داریم جی کلی رو می‌نشونیم رو صندلی 48؟

874
00:45:42,708 --> 00:45:44,583
‫چی‌کار کنم؟
‫هیچ بلیت فرست کلاسی نبود.

875
00:45:44,625 --> 00:45:47,333
‫شایدم اصلاً فرست کلاس نداره.
‫نمی‌دونم. اینجا همه فرانسوی حرف می‌زنن.

876
00:45:47,458 --> 00:45:49,875
‫ما جی کلی بازیگر سینما رو
اینجا با خودمون داریم

877
00:45:49,958 --> 00:45:51,375
‫جای خصوصی ندارید؟

878
00:45:51,458 --> 00:45:52,958
‫ولی...

879
00:45:54,625 --> 00:45:57,750
‫پنجاه روز بعد از عید پاک.
‫تعطیلات خیلی شلوغی برای فرانسوی‌هاست.

880
00:45:57,833 --> 00:46:01,083
‫نمی‌دونم از دست کی عصبانی باشم، ولی
‫دارم از دست تو عصبانی می‌شم، ران.

881
00:46:01,208 --> 00:46:03,208
‫از دست من عصبانی باش، لیز.
‫قطار ایده من بود.

882
00:46:03,250 --> 00:46:05,583
‫مشکل همینه.
‫من اجازه ندارم از دست تو عصبانی باشم.

883
00:46:05,625 --> 00:46:07,750
‫طبق گفته کلر،
‫ریو 45 دقیقه پیش

884
00:46:07,833 --> 00:46:10,750
‫تو استارباکس گار دی لیون
‫یه چای لاته گرفته.

885
00:46:10,833 --> 00:46:12,708
‫آدم برای قهوه
‫نمیره ایستگاه قطار.

886
00:46:12,833 --> 00:46:14,125
‫یعنی، عجیب می‌شه.

887
00:46:59,625 --> 00:47:01,625
‫جی کلی.

888
00:47:01,708 --> 00:47:03,583
‫فکر می‌کنی اوضاع مالیش بد شده؟

889
00:47:03,625 --> 00:47:05,208
‫تحقیق برای یه نقش‌ـه.

890
00:47:05,250 --> 00:47:08,250
‫ببخشید، بلندتر حرف بزن. من تو یه قطار فرانسوی‌ام
‫تو یه تعطیلات فرانسوی...

891
00:47:08,333 --> 00:47:10,125
‫دوشنبه صبح اونجام.

892
00:47:10,208 --> 00:47:12,125
‫نمی‌دونم، جشن لعنتی ملی.

893
00:47:12,208 --> 00:47:14,958
‫خب، پس پرو لباس رو بنداز
‫روز اول فیلمبرداری.

894
00:47:15,000 --> 00:47:17,083
‫صبر کن، چی؟ اون تیکه آخر رو دوباره بگو؟

895
00:47:17,125 --> 00:47:20,500
‫صدام رو داری؟
‫اینجا 50 روز بعد از عید پاکه، متأسفم.

896
00:47:20,583 --> 00:47:22,250
‫یه بار دیگه. می‌خوام درست متوجه بشم.

897
00:47:22,333 --> 00:47:25,333
‫ما اینجا داریم شطرنج سه بعدی...
‫چهار بعدی بازی می‌کنیم.

898
00:47:25,375 --> 00:47:27,958
‫- شوخیت گرفته؟
‫- می‌دونم این چیزی نیست که جی می‌گه.

899
00:47:28,083 --> 00:47:29,958
‫این چیزی‌ـه که من می‌گم. برمی‌گردونمش.

900
00:47:30,833 --> 00:47:32,000
‫اوضاع بده.

901
00:47:32,083 --> 00:47:34,583
‫- صبر کن. بذار برم یه جایی...
‫- بذار بهت زنگ بزنم.

902
00:47:34,625 --> 00:47:35,625
‫گوشی رو بده بهش.

903
00:47:35,708 --> 00:47:38,333
‫باورم نمی‌شه
‫اون واقعاً با ما تو این قطاره.

904
00:47:38,375 --> 00:47:40,500
‫- واقعی هستی؟
‫- فکر کنم آره. بله.

905
00:47:40,583 --> 00:47:43,083
‫و قراره از
‫همون دستشویی ما استفاده کنید؟

906
00:47:43,125 --> 00:47:44,833
‫سعی می‌کنم یادم باشه سیفون رو بکشم.

907
00:47:44,875 --> 00:47:46,333
‫آدم خوب و معمولیه.

908
00:47:46,375 --> 00:47:48,458
‫- یه آدم حسابی.
‫- یه تخم‌مرغ دوزرده.

909
00:47:48,583 --> 00:47:50,875
‫یه جا خوندم که اون تو فیلم‌هاش
‫هیچوقت اغواگر نیست.

910
00:47:50,958 --> 00:47:53,000
‫متأسفم. اینجا خیلی شلوغه.

911
00:47:53,083 --> 00:47:55,583
‫‏20 ساله سوار قطار نشدم.

912
00:47:55,708 --> 00:47:57,208
‫- شاید 30.
‫- مترو.

913
00:47:57,250 --> 00:47:59,208
‫یادم نمیاد آخرین بار کی
‫سوار مترو شدم.

914
00:47:59,250 --> 00:48:01,583
‫- فیلم کوزاک.
‫- درسته، صحنه تعقیب و گریز.

915
00:48:01,625 --> 00:48:04,333
‫تو استودیو بود،
‫ولی ابعادش خیلی دقیق بود.

916
00:48:04,375 --> 00:48:07,500
‫دیدیم که قراره تو یه جشنواره هنری معتبر توسکانی
‫ازت تقدیر بشه.

917
00:48:07,583 --> 00:48:09,250
‫برای بزرگداشت گرفتن
‫زیادی جوون نیستی؟

918
00:48:09,333 --> 00:48:12,083
‫خیلی لطف دارید، ولی نمی‌دونم
‫چند تا فیلم دیگه تو چنته دارم.

919
00:48:12,125 --> 00:48:14,333
‫- حداقل یکی دیگه.
‫- دلم می‌خواست تو ایتالیا برام بزرگداشت بگیرن.

920
00:48:14,458 --> 00:48:16,375
‫کلایو، اون‌ها تو ایتالیا یا هیچ جای دیگه
‫برای برنامه‌نویس‌های کامپیوتر

921
00:48:16,458 --> 00:48:17,833
‫بزرگداشت نمی‌گیرن.

922
00:48:17,875 --> 00:48:20,958
‫انتظار دارم حسابی تیپ بزنی
‫و همه دوست‌ها و خانواده‌ت رو دعوت کنی.

923
00:48:21,083 --> 00:48:23,000
‫من اگه بودم این کار رو می‌کردم، پس...

924
00:48:23,083 --> 00:48:25,708
‫کلایو راست می‌گه. شغل توئه.
‫بیا بترکونیم.

925
00:48:25,833 --> 00:48:27,458
‫بچه‌هات رو دعوت کن. پدرت رو دعوت کن.

926
00:48:27,583 --> 00:48:30,208
‫- پدرم؟
‫- خب، می‌دونم، ولی چرا نه؟

927
00:48:30,250 --> 00:48:32,208
‫بچه‌هام یه چیزی. در مورد پدرم نمی‌دونم.

928
00:48:32,708 --> 00:48:35,583
‫اون پدرته.
‫قرار نیست تا ابد اینجا باشه.

929
00:48:36,541 --> 00:48:37,916
‫باشه.

930
00:48:37,958 --> 00:48:39,458
‫خیلی‌خب، ولی تو بهش زنگ بزن.

931
00:48:39,500 --> 00:48:41,208
‫اگه بخواد می‌تونیم براش هواپیما بفرستیم.

932
00:48:41,708 --> 00:48:43,208
‫- حله.
‫- بسیار خب.

933
00:48:43,833 --> 00:48:45,083
‫من...

934
00:48:46,125 --> 00:48:50,083
‫وقتی بهت نگاه می‌کنم،
‫کل زندگیم رو می‌بینم.

935
00:48:50,125 --> 00:48:51,750
‫با ریچ تو استودیو حرف زدم.

936
00:48:51,833 --> 00:48:53,791
‫- پرو لباس رو عقب میندازن.
‫- آلن زنگ زد.

937
00:49:00,208 --> 00:49:02,125
‫جی تو یه دعوای کافه‌ای بوده.

938
00:49:02,208 --> 00:49:04,333
‫دماغ یه روان‌درمانگر کودک رو شکسته.

939
00:49:04,458 --> 00:49:06,458
‫- چیِ یه کودک رو شکسته؟
‫- این رو می‌دونستی؟

940
00:49:06,583 --> 00:49:07,833
‫چیزی در این مورد گفت؟

941
00:49:07,958 --> 00:49:10,458
‫- خیلی دلم می‌خواستش.
‫- نه.

942
00:49:10,500 --> 00:49:11,583
‫مشهور بودن رو دوست داری؟

943
00:49:11,625 --> 00:49:14,833
‫حتماً یه زندگی درخشان و فوق‌العاده داری.
‫خیلی خوشحالی.

944
00:49:14,958 --> 00:49:17,125
‫فکر کنم مشهور بودن وحشتناکه.

945
00:49:17,208 --> 00:49:19,333
‫همه نگاهت می‌کنن،
‫در موردت حرف می‌زنن.

946
00:49:19,375 --> 00:49:21,125
‫- مثل دیوونه بودنه، مگه نه؟
‫- بله.

947
00:49:21,208 --> 00:49:23,625
‫مشخصاً برای سفر کمک نمی‌کنه.
‫قاطی ما عوام شدی.

948
00:49:26,083 --> 00:49:28,583
‫خب شما چی کار می‌کنید؟
‫همه‌تون کجا دارید میرید؟

949
00:49:28,708 --> 00:49:31,000
‫میلان.

950
00:49:31,083 --> 00:49:32,833
‫- تجهیزات کشاورزی.
‫- پدرم تو کار تجهیزات کشاورزی بود.

951
00:49:32,958 --> 00:49:35,250
‫- من میرم پیزا.
‫- آتش‌نشانم.

952
00:49:35,333 --> 00:49:37,208
‫- نقش آتش‌نشان بازی کردم.
‫- فلورانس!

953
00:49:37,333 --> 00:49:40,208
‫ما تو واتیکان کار می‌کنیم.

954
00:49:40,250 --> 00:49:41,583
‫توضیح بده چه خبره.

955
00:49:41,708 --> 00:49:44,333
‫افکارم دارن در لحظه شکل می‌گیرن، لیز.

956
00:49:44,375 --> 00:49:47,458
‫- ما فقط تو یه سفر دخترونه‌ایم.
‫- قراره عشق و حال کنیم!

957
00:49:47,500 --> 00:49:49,208
‫کامپیوتر. عروسی.

958
00:49:49,333 --> 00:49:50,833
‫مربی زندگی. اونم عروسی.

959
00:49:50,958 --> 00:49:54,458
‫- آخرین باری که پاریس بودیم رو یادته؟
‫- نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم.

960
00:49:56,583 --> 00:49:57,833
‫چون ما هیچوقت...

961
00:49:59,458 --> 00:50:00,583
‫راجع بهش حرف نزدیم.

962
00:50:00,708 --> 00:50:04,500
‫بیست سال پیش،
‫من تو رو بالای برج ایفل ول کردم.

963
00:50:05,333 --> 00:50:08,833
‫نوزده سال پیش.
‫نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم.

964
00:50:08,875 --> 00:50:11,083
‫سرچ کردم. 60 سالته.

965
00:50:11,125 --> 00:50:13,125
‫- بله.
‫- تو نمی‌تونی پیر بشی.

966
00:50:13,208 --> 00:50:16,125
‫- اگه تو داری پیر می‌شی، یعنی منم دارم می‌شم.
‫- اگه تو تمومش کنی منم تموم می‌کنم.

967
00:50:16,208 --> 00:50:17,708
‫قبوله!

968
00:50:18,958 --> 00:50:22,083
‫- بادوم زمینی می‌خوای؟
‫- آره، حتماً!

969
00:50:22,125 --> 00:50:25,083
‫به کسایی که می‌گن تو فقط نقش خودت رو بازی می‌کنی
‫چی می‌گی؟

970
00:50:25,125 --> 00:50:27,333
‫می‌دونید خودت بودن چقدر سخته؟

971
00:50:27,958 --> 00:50:29,166
‫امتحان کنید.

972
00:50:32,333 --> 00:50:36,583
‫می‌دونید، من شنبه یه مراسم بزرگداشت
‫تو توسکانی دارم.

973
00:50:37,875 --> 00:50:40,583
‫و همه‌تون باید بیاید.
‫همه‌تون. آره!

974
00:50:40,625 --> 00:50:42,833
‫بله، فقط با مدیر برنامه‌م لیز
‫اونجا هماهنگ کنید.

975
00:50:42,875 --> 00:50:42,916
‫- چه ساعتی، جی؟
‫- ببخشید.

976
00:50:42,916 --> 00:50:44,541
‫هیچ پشیمونی‌ای داری؟

977
00:50:44,666 --> 00:50:46,291
‫- اسمت چیه؟
‫- فیبی.

978
00:50:47,791 --> 00:50:49,166
‫تو آدم سرسختی هستی، فیبی.

979
00:50:50,583 --> 00:50:52,666
‫تو توسکانی می‌بینمتون!

980
00:50:56,291 --> 00:50:58,958
‫آریوِدرچی!
(خداحافظ)

981
00:51:00,166 --> 00:51:02,708
‫همه خیلی مهربونن.
‫آدم‌ها خیلی مهربونن.

982
00:51:02,750 --> 00:51:05,416
‫راستی، این‌ها بهترین بادوم‌زمینی‌هایی هستن
‫که تا حالا خوردم. امتحان کن.

983
00:51:05,416 --> 00:51:07,291
‫بادوم‌زمینیِ خوبیه. بادوم‌زمینی اروپایی.

984
00:51:07,416 --> 00:51:09,291
‫بهت تعارف نکردم
‫چون در مورد حساسیتت می‌دونم.

985
00:51:09,416 --> 00:51:11,666
‫درسته.
‫راه گلوم بسته می‌شه، و می‌میرم.

986
00:51:11,791 --> 00:51:14,458
‫چطور می‌تونم نقش آدم‌ها رو بازی کنم
‫وقتی آدم‌ها رو نمی‌بینم؟

987
00:51:14,541 --> 00:51:15,916
‫آدم‌ها رو لمس نمی‌کنم؟

988
00:51:15,958 --> 00:51:17,541
‫آدم‌ها رو لمس نکنی‌ها.

989
00:51:17,666 --> 00:51:19,583
‫خب، رفیق،
‫اون وقتایی که می‌گی،

990
00:51:19,666 --> 00:51:22,041
‫بهم نگو
‫مگه اینکه واقعاً لازم باشه بدونم رو یادته؟

991
00:51:22,541 --> 00:51:23,666
‫این یکی از اون دفعات نیست...

992
00:51:23,791 --> 00:51:26,958
‫چرا بهمون نگفتی تو یه دعوای کافه‌ای
‫زدی یه روان‌درمانگر کودک رو ناکار کردی؟

993
00:51:29,541 --> 00:51:32,208
‫- فکر نمی‌کردم...
‫- شکایت کنه؟ داره شکایت می‌کنه.

994
00:51:32,291 --> 00:51:33,666
‫می‌دونم سخته که صادق باشی...

995
00:51:33,791 --> 00:51:35,916
‫باید همه چیز رو بهمون بگی،
‫وگرنه نمی‌تونیم کارمون رو بکنیم.

996
00:51:36,041 --> 00:51:37,791
‫...با کسایی که تحت هر شرایطی دوستت دارن.
‫سخت‌تره.

997
00:51:37,833 --> 00:51:39,541
‫- چرا این رو می‌گی؟
‫- دوستش داریم. ما دوستش داریم.

998
00:51:39,666 --> 00:51:41,333
‫تو دوستش داری. من براش کار می‌کنم.

999
00:51:41,833 --> 00:51:43,041
‫می‌دونی که عزیزمی.

1000
00:51:43,166 --> 00:51:47,291
‫ولی وقتی این به دست مطبوعات برسه،
‫ما به یه داستان متقابل نیاز داریم.

1001
00:51:47,416 --> 00:51:50,541
‫اول اون زد؟
‫چشمت اینجوری کبود شد؟

1002
00:51:50,666 --> 00:51:54,541
‫چون دفاع جی کلی از خودش در برابر
‫تعقیب‌گر دیوانه خیلی بهتر به نظر میاد

1003
00:51:54,583 --> 00:51:56,833
‫تا کتک زدن روان‌درمانگر کودکِ بی‌دفاع
توسط جی کلی

1004
00:51:56,916 --> 00:51:59,458
‫- اتفاقی که افتاد این نبود.
‫- خب، ما از کجا بدونیم؟

1005
00:51:59,541 --> 00:52:01,583
‫اگه آخرین فیلمم رو ساختم،
‫باهاش مشکلی ندارم.

1006
00:52:01,666 --> 00:52:03,666
‫- دوران خوبی داشتم.
‫- جدی نمی‌گی.

1007
00:52:03,791 --> 00:52:07,583
‫زدی دماغش رو شکستی.
‫این ادعاشونه، از طرف آلن.

1008
00:52:07,666 --> 00:52:11,583
‫شکستگی‌های متعدد که نیاز به جراحی داره، به علاوه‌
‫کاهش دائمی حس بویایی...

1009
00:52:11,666 --> 00:52:13,041
‫می‌گه من زندگیش رو دزدیدم.

1010
00:52:13,083 --> 00:52:17,458
‫...و احتمال بدشکلی، می‌تونه منجر به
‫غرامت تا سقف 100 میلیون دلار بشه.

1011
00:52:35,166 --> 00:52:36,208
‫جی کلی.

1012
00:52:42,083 --> 00:52:44,416
‫جی کلی. جی.

1013
00:52:45,458 --> 00:52:47,916
‫جی کلی.

1014
00:52:50,833 --> 00:52:52,000
‫جی.

1015
00:52:56,125 --> 00:52:57,416
‫کلی.

1016
00:52:57,458 --> 00:52:59,791
‫یالا! زود باش! دیرمون می‌شه!

1017
00:52:59,916 --> 00:53:01,791
‫- بجنب!
‫- دیزی، دارم میام.

1018
00:53:01,833 --> 00:53:02,916
‫جی کلی.

1019
00:53:04,291 --> 00:53:05,666
‫جی کلی.

1020
00:53:05,791 --> 00:53:07,166
‫گری کوپر.

1021
00:53:09,416 --> 00:53:10,666
‫کری گرانت.

1022
00:53:11,791 --> 00:53:12,958
‫جی کلی.

1023
00:53:13,666 --> 00:53:14,916
‫کلارک گیبل.

1024
00:53:16,291 --> 00:53:17,291
‫جی کلی.

1025
00:53:19,416 --> 00:53:20,791
‫رابرت دنیرو.

1026
00:53:23,833 --> 00:53:24,958
‫جی کلی.

1027
00:53:26,958 --> 00:53:28,041
‫جی کلی.

1028
00:53:33,458 --> 00:53:36,666
‫خداحافظ، عزیزم. خداحافظ، مامان،
‫می‌بینمت. آخر هفته خوبی داشته باشی.

1029
00:53:39,416 --> 00:53:42,166
‫باورم نمی‌شه تنهایی
‫از لس‌آنجلس تا اینجا رانندگی کردی.

1030
00:53:42,666 --> 00:53:44,666
‫می‌خواستم تو رو تو زندگیت ببینم.

1031
00:53:45,291 --> 00:53:47,583
‫من تقریباً یک ساله که سن‌دیگو هستم.

1032
00:53:48,208 --> 00:53:50,541
‫خب، فیلم آخرم طولانی شد.

1033
00:53:50,666 --> 00:53:53,458
‫و بعدش این تبلیغه رو تو یونان داشتم،

1034
00:53:53,541 --> 00:53:56,416
‫- پس شانس آوردم که یه آخر هفته وقت دارم.
‫- می‌دونم سرت شلوغه.

1035
00:53:56,916 --> 00:53:59,916
‫پریدم تو ماشین
‫و تمام راه رو تا اینجا روندم.

1036
00:54:00,416 --> 00:54:01,916
‫خب، می‌تونی، مثلاً...

1037
00:54:02,708 --> 00:54:06,333
‫در این حد، می‌تونی فقط
‫تنهایی بری پمپ بنزین؟

1038
00:54:06,416 --> 00:54:10,791
‫آره، خودم بنزین می‌زنم، و بعد
‫فقط یه کلاه بیسبال می‌کشم رو صورتم.

1039
00:54:10,833 --> 00:54:12,041
‫اگه دستشوییت بگیره چی؟

1040
00:54:12,541 --> 00:54:13,583
‫دستشویی‌های کنار جاده.

1041
00:54:13,666 --> 00:54:14,958
‫خدایا، بابا.

1042
00:54:17,708 --> 00:54:19,916
‫عاشق اینم که با اون بچه‌ها می‌بینمت.

1043
00:54:20,041 --> 00:54:21,666
‫می‌پرستنت.

1044
00:54:21,791 --> 00:54:24,458
‫خب، بالأخره چیزی که
‫واقعاً می‌خوام انجام بدم رو پیدا کردم.

1045
00:54:25,416 --> 00:54:28,333
‫یه مدتی طول کشید، خدا می‌دونه.
‫می‌دونی، بازیگری واقعاً داغونم کرد.

1046
00:54:28,416 --> 00:54:31,291
‫آدم رو واقعاً متزلزل می‌کنه.
‫نمی‌دونم تو چطور انجامش میدی.

1047
00:54:31,833 --> 00:54:34,166
‫من متزلزلم.

1048
00:54:35,041 --> 00:54:36,958
‫نه، ولی تو همیشه استعدادش رو داشتی.

1049
00:54:37,041 --> 00:54:39,041
‫حتی وقتی کوچیک بودی،
‫و اون نمایش‌هایی که اجرا می‌کردی

1050
00:54:39,166 --> 00:54:40,916
‫تو حیاط خلوت با خواهرت.

1051
00:54:41,041 --> 00:54:43,291
‫این شما و این... کلی و کلی.

1052
00:54:43,333 --> 00:54:46,166
‫نه، این بود: کلی و کِـ...لی.

1053
00:54:49,791 --> 00:54:51,541
‫من فقط خیلی برات خوشحالم.

1054
00:54:52,166 --> 00:54:54,291
‫ببین، اگه می‌تونم تو اجاره کمکت کنم

1055
00:54:54,416 --> 00:54:56,541
‫- یا حمایتت کنم...
‫- نه، مشکلی نیست، بابا.

1056
00:54:57,666 --> 00:54:58,958
‫ولی خوشحالم که اینجایی.

1057
00:55:00,041 --> 00:55:01,541
‫می‌خوای بریم یه دوری بزنیم؟

1058
00:55:02,041 --> 00:55:03,833
‫راستی، تولد تئو هفته دیگه‌ست.

1059
00:55:03,916 --> 00:55:04,916
‫نه، می‌دونم.

1060
00:55:05,666 --> 00:55:07,083
‫لازم نیست یادآوری کنی.

1061
00:55:07,541 --> 00:55:09,791
‫درسته، تو آدم‌هایی رو داری
‫که این کار رو برات می‌کنن.

1062
00:55:09,833 --> 00:55:11,583
‫نه، می‌دونم بیست و چهارمه.

1063
00:55:11,666 --> 00:55:14,291
‫براش یه پونی گرفتم
‫که اندازه واقعیِ یه پونیه،

1064
00:55:14,333 --> 00:55:15,791
‫ولی عروسکیه.

1065
00:55:15,916 --> 00:55:17,291
‫عاشقش می‌شه.

1066
00:55:18,708 --> 00:55:19,833
‫کجا داریم می‌ریم؟

1067
00:55:21,416 --> 00:55:23,458
‫من پیش یه درمانگر میرم، و...

1068
00:55:23,541 --> 00:55:26,041
‫اون تبدیل به بخش خیلی مهمی
‫از زندگیم شده.

1069
00:55:29,041 --> 00:55:32,208
‫یه وقت برای هر دوتامون
‫با کارتر گرفتم.

1070
00:55:33,916 --> 00:55:35,083
‫کارتر همون...

1071
00:55:39,583 --> 00:55:43,416
‫من گرسنه‌مه. چرا یه جا نگه نمی‌داریم، یه چیزی بخوریم
‫و فقط حرف بزنیم، فقط دوتایی؟

1072
00:55:45,333 --> 00:55:46,833
‫واسه همین بهت نگفتم.

1073
00:55:49,416 --> 00:55:51,291
‫چون می‌دونستم
‫نمی‌خوای این کار رو بکنی.

1074
00:55:58,958 --> 00:56:00,791
‫این برام خیلی مهمه.

1075
00:56:07,958 --> 00:56:09,625
[تحول از خودت شروع میشه]

1076
00:56:09,708 --> 00:56:11,708
‫بابت عینک دودی متأسفم.

1077
00:56:11,791 --> 00:56:14,791
‫من اختلال شبکیه دارم.

1078
00:56:15,541 --> 00:56:18,666
‫بنابراین به نور روشن خیلی حساسم.

1079
00:56:18,708 --> 00:56:20,708
‫بهش می‌گم که مرموزش می‌کنه.

1080
00:56:20,791 --> 00:56:23,583
‫شما باید اونی باشید
‫که عینک دودی داره.

1081
00:56:24,083 --> 00:56:26,416
‫وقتی آفتابیه، آره.

1082
00:56:29,958 --> 00:56:31,125
‫موج‌سواری می‌کنید؟

1083
00:56:32,083 --> 00:56:33,708
‫یه‌کم. خیلی توش خوب نیستم.

1084
00:56:34,541 --> 00:56:35,958
‫حدس می‌زنم شمام موج‌سواری می‌کنید.

1085
00:56:36,041 --> 00:56:38,791
‫هر روز، تا وقتی استخوان رانم شکست.

1086
00:56:38,916 --> 00:56:41,291
‫- بعدش مدرک روانشناسیم رو گرفتم.
‫- متأسفم.

1087
00:56:42,416 --> 00:56:44,958
‫ولی... حدس می‌زنم برای هر کاری حکمتی هست؟

1088
00:56:45,041 --> 00:56:46,916
‫آره، هر دری بسته می‌شه
یه دری باز می‌شه، مگه نه؟

1089
00:56:47,041 --> 00:56:49,458
‫- بله.
‫- خب، ممنون که اومدید.

1090
00:56:50,833 --> 00:56:52,041
‫خیلی شجاعانه‌ست.

1091
00:56:52,791 --> 00:56:54,083
‫بسیار خب.

1092
00:56:54,166 --> 00:56:56,541
‫من و جسی تو هفته‌های گذشته
‫خیلی کار کردیم.

1093
00:56:57,708 --> 00:57:00,583
‫و جسی براتون یه نامه نوشته.

1094
00:57:00,666 --> 00:57:02,291
‫از طرف خودِ ده ساله‌ش.

1095
00:57:04,083 --> 00:57:05,208
‫می‌خواد که من بخونمش.

1096
00:57:06,416 --> 00:57:07,541
‫چرا خودت نمی‌خونی؟

1097
00:57:07,583 --> 00:57:09,666
‫چون نمی‌تونم بدون هق‌هق گریه کردن
‫تمومش کنم،

1098
00:57:09,708 --> 00:57:11,916
‫پس تصمیم گرفتیم کارتر بخوندش.

1099
00:57:13,791 --> 00:57:15,416
‫باشه، این... اگه تو...

1100
00:57:15,916 --> 00:57:17,250
‫جی عزیز،

1101
00:57:18,958 --> 00:57:21,291
‫- وقتی من رو رها کردی...
‫- صبر کن، من تو رو رها نکردم.

1102
00:57:21,416 --> 00:57:23,833
‫- اون حرف مادرت بود.
‫- سعی کنید تا وقتی تموم نکردم نظر ندید.

1103
00:57:23,916 --> 00:57:25,416
‫من ترکش کردم. تو رو ترک نکردم.

1104
00:57:25,541 --> 00:57:27,416
‫- منم با اون بودم.
‫- فقط چون اونجا نبودم

1105
00:57:27,541 --> 00:57:29,416
‫معنیش این نیست که دیگه پدرت نبودم.

1106
00:57:29,541 --> 00:57:33,041
‫جسی کمی در مورد
‫رابطه‌تون با پدر خودتون بهم گفته.

1107
00:57:33,083 --> 00:57:34,583
‫من مثل پدرم نیستم.

1108
00:57:34,666 --> 00:57:39,666
‫پدرم یه خودخواه خشمگین و تلخه.

1109
00:57:39,791 --> 00:57:42,666
‫شاید عزم شما
‫برای اینکه شبیه اون نباشید

1110
00:57:43,166 --> 00:57:45,791
‫اولویت پیدا کرده
‫بر اینکه خودتون پدر باشید.

1111
00:57:48,041 --> 00:57:49,208
‫به خوندن ادامه بده.

1112
00:57:54,291 --> 00:57:56,541
‫می‌گی همیشه می‌خوای با من باشی.

1113
00:57:57,791 --> 00:58:00,416
‫ولی اعمالت اونجوری که کلماتت می‌گن
‫حرف نمی‌زنن.

1114
00:58:01,291 --> 00:58:03,541
‫بدترین روزم وقتی بود که
‫پرستارم...

1115
00:58:03,666 --> 00:58:05,791
‫اون فیلمی رو
که با دافنه اسپندر بازی کردی، اجاره کرد

1116
00:58:06,958 --> 00:58:08,916
‫باورش نمی‌شد من هیچوقت ندیدمش.

1117
00:58:09,708 --> 00:58:10,958
‫و توی اون...

1118
00:58:13,666 --> 00:58:15,416
‫تو یه پدر عالی بودی...

1119
00:58:17,208 --> 00:58:19,208
‫و با پسر کوچولوت خیلی مهربون بودی...

1120
00:58:21,666 --> 00:58:22,833
‫و با دافنه.

1121
00:58:23,916 --> 00:58:25,583
‫گریه کردم و گریه کردم.

1122
00:58:29,041 --> 00:58:30,583
‫انگار یه خانواده خوشبخت داشتی.

1123
00:58:30,666 --> 00:58:32,416
‫نمی‌تونم. نمی‌تونم انجامش بدم.

1124
00:58:32,541 --> 00:58:35,041
‫- تموم نشده.
‫- نمی‌خوای کل نامه رو بشنوی؟

1125
00:58:35,083 --> 00:58:37,041
‫نه اگه کارتر بخوندش، نه.

1126
00:58:37,083 --> 00:58:39,916
‫می‌دونستم که
‫یه راهی پیدا می‌کنی که این رو به خودت ربط بدی.

1127
00:58:39,958 --> 00:58:42,208
‫- کارتر گفت این کار رو می‌کنی.
‫- کارتر داره اون تو گریه می‌کنه.

1128
00:58:42,291 --> 00:58:44,083
‫برام جالبه
‫که تو گریه نمی‌کنی.

1129
00:58:44,166 --> 00:58:47,666
‫بهش بگو بهترین راه
‫برای به گریه انداختنِ تماشاچی اینه که گریه نکنی.

1130
00:58:47,708 --> 00:58:50,583
‫می‌دونی از کجا می‌دونم که
‫نمی‌خواستی با من وقت بگذرونی؟

1131
00:58:54,416 --> 00:58:56,583
‫چون با من وقت نگذروندی.

1132
00:59:28,041 --> 00:59:29,541
‫تو واگن کافه‌ست.

1133
00:59:31,708 --> 00:59:34,541
‫بهم توضیح بده، ران.
‫اگه اون اهمیت نمیده، چرا ما بدیم؟

1134
00:59:34,583 --> 00:59:38,041
‫لیز، معلومه که اهمیت میده. این فقط
‫روشیه که احساساتش رو مدیریت می‌کنه.

1135
00:59:38,083 --> 00:59:40,416
‫اون‌ها خیلی مهربونن.
‫معلومه که مهربونن.

1136
00:59:40,541 --> 00:59:43,541
‫تو از پرده سینما اومدی بیرون.
‫فکر می‌کنی با همه اینجوری‌ان؟

1137
00:59:43,666 --> 00:59:45,083
‫به نظر گروه خوبی میان.

1138
00:59:45,166 --> 00:59:47,666
‫ما تو قسمت درجه دو
‫تو یه قطار فرانسوی به سمت ناکجاآبادیم،

1139
00:59:47,708 --> 00:59:49,125
‫داریم از یه نوزاد مراقبت می‌کنیم.

1140
00:59:49,166 --> 00:59:50,666
‫بدتر، نوزادی که یکی رو زده.

1141
00:59:50,791 --> 00:59:52,833
‫ما 30 ساله می‌شناسیمش.

1142
00:59:52,916 --> 00:59:54,666
‫ما قطعاً جی رو نمی‌شناسیم.

1143
00:59:55,166 --> 00:59:57,041
‫و کی می‌دونه دیگه چی اون بیرون هست؟

1144
00:59:57,166 --> 00:59:59,166
‫هر گندکاری‌ای که
‫تو کنتاکی کرده.

1145
00:59:59,291 --> 01:00:00,916
‫می‌تونه تشدید بشه.

1146
01:00:01,541 --> 01:00:06,083
‫وقتی جوون بودیم فرق داشت.
‫خوش می‌گذشت. جی بچه‌ی ما بود.

1147
01:00:06,166 --> 01:00:09,666
‫- ما این رو حل می‌کنیم.
‫- بچه‌بازی تو 60 سالگی جلوه خوبی نداره.

1148
01:00:09,791 --> 01:00:13,416
‫ما می‌رسونیمش به مراسم بزرگداشت.
‫قراره عشق مردم رو حس کنه.

1149
01:00:13,458 --> 01:00:16,583
‫جوری رفتار می‌کنه انگار اولین آدمیه
‫که تا حالا فروپاشی عصبی داشته.

1150
01:00:16,666 --> 01:00:19,041
‫- یادت باشه...
‫- همه‌مون داریم فروپاشی عصبی می‌گیریم، ران.

1151
01:00:19,083 --> 01:00:20,166
‫- انگور داریم.
‫- می‌خوای؟

1152
01:00:20,208 --> 01:00:21,416
‫موز؟

1153
01:00:21,458 --> 01:00:24,208
‫هر ثانیه‌ی لعنتی.

1154
01:00:25,958 --> 01:00:28,083
‫این واقعاً خیلی بی‌ادبانه بود.

1155
01:00:28,166 --> 01:00:29,291
‫چرا، ران؟

1156
01:00:30,416 --> 01:00:32,166
‫چرا باید دنبال یه نوزاد بدویم

1157
01:00:32,208 --> 01:00:36,041
‫وقتی خودمون بچه واقعی زنده تو خونه داریم
‫که دارن هر دقیقه بزرگ می‌شن؟

1158
01:00:36,083 --> 01:00:40,958
‫چون ما داریم از یه هنرمند بزرگ حمایت می‌کنیم
‫که با بقیه انسان‌ها به اشتراک می‌ذاره

1159
01:00:41,041 --> 01:00:42,708
‫که انسان بودن یعنی چی.

1160
01:00:42,791 --> 01:00:44,416
‫ما هم انسانیم، ران.

1161
01:00:45,208 --> 01:00:47,666
‫- شاید بیشتر.
‫- در مورد ما نیست.

1162
01:00:47,708 --> 01:00:53,166
‫عشق ما مشروط نیست. این...
‫ما مثل والدین یا دوستان خیالی هستیم.

1163
01:00:53,208 --> 01:00:55,791
‫ما زیر شنل شب ناپدید می‌شیم،
‫بدون هیچ ردی.

1164
01:00:55,833 --> 01:00:58,583
‫شاید یه کارت ویزیت شیک که شناوره...

1165
01:00:58,666 --> 01:01:01,208
‫داری چه چرت و پرتی می‌گی؟

1166
01:01:02,583 --> 01:01:05,541
‫اون خانواده یا دوست ما نیست.

1167
01:01:05,666 --> 01:01:08,208
‫اون همین تازگی تو جشن 16 سالگی ویوین بود.

1168
01:01:08,291 --> 01:01:09,833
‫تو جشن فارغ‌التحصیلی دیزی بودی؟

1169
01:01:10,416 --> 01:01:12,041
‫فکر کنم... فکر کنم خودمونی بود.

1170
01:01:12,166 --> 01:01:15,916
‫دعوت نشدی،
‫چون فقط یه طرفه‌ست.

1171
01:01:15,958 --> 01:01:18,291
‫هیچ‌کس نمی‌خواد بگه، ولی هست.

1172
01:01:20,083 --> 01:01:22,333
‫ما برای اون کسی نیستیم که اون برای ماست.

1173
01:01:24,958 --> 01:01:26,166
‫مخالفم.

1174
01:01:38,500 --> 01:01:39,750
‫چی شده؟

1175
01:01:42,791 --> 01:01:45,625
‫باشه. پدر من جی کلی‌ـه.

1176
01:01:45,750 --> 01:01:47,500
‫اون بازیگره؟

1177
01:01:48,000 --> 01:01:50,541
‫بله، اون بازیگره،
‫و همچنین خودِ بازیگره‌ست.

1178
01:01:51,291 --> 01:01:54,750
‫دلیلی که دارم بهت می‌گم اینه که
‫دقیقاً روبه‌روی ما ایستاده.

1179
01:01:56,208 --> 01:01:57,375
‫هی!

1180
01:01:57,500 --> 01:01:58,625
‫سلام.

1181
01:02:01,166 --> 01:02:03,500
‫انگار تو یه قطاریم.

1182
01:02:03,625 --> 01:02:05,291
‫آره، دیوونه‌کننده‌ست، مگه نه؟

1183
01:02:06,125 --> 01:02:08,791
‫- عجیبه، بابا.
‫- خب، باید پاریس می‌بودم

1184
01:02:08,875 --> 01:02:12,125
‫برای یه‌کمپین دیور
‫و چرت و پرت‌های دیگه،

1185
01:02:12,166 --> 01:02:14,416
‫و بعد به این قطار رسیدم...

1186
01:02:15,500 --> 01:02:18,541
‫برای مراسم بزرگداشتم تو توسکانی.
‫سلام، ریو.

1187
01:02:20,250 --> 01:02:21,250
‫خب...

1188
01:02:22,625 --> 01:02:24,500
‫جشنواره جاز چطور بود؟

1189
01:02:24,625 --> 01:02:28,875
‫خب... نرفتیم.
‫گیوم می‌گه همه‌ش تلفیقی شده.

1190
01:02:29,000 --> 01:02:30,375
‫سلام. گیومم.

1191
01:02:30,416 --> 01:02:32,750
‫- گی‌گی.
‫- گی‌گی. من جی هستم. سلام.

1192
01:02:34,166 --> 01:02:38,875
‫گیوم گارسون ما تو کافه دو فلور بود.
‫اون خواننده و فیلمسازه.

1193
01:02:39,000 --> 01:02:40,541
‫نه، نیستم. این...

1194
01:02:41,375 --> 01:02:43,916
‫خجالت‌آوره که جلوی شما بگم فیلمساز.

1195
01:02:44,000 --> 01:02:45,500
‫- نه، نیست.
‫- نه، نیست.

1196
01:02:47,375 --> 01:02:52,791
‫دیزی، چه حسی داره که قهرمان
‫این همه فیلم درخشان زمان ما

1197
01:02:52,875 --> 01:02:55,250
‫پدرت باشه؟

1198
01:02:55,291 --> 01:02:56,791
‫بله، دیزی، چه حسی داره؟

1199
01:02:56,875 --> 01:02:59,375
‫فکر کنم اونقدر خوب می‌شناسمش
که نمی‌تونم بگم

1200
01:03:00,250 --> 01:03:03,000
‫جی کلی قهرمان سینماست.

1201
01:03:03,875 --> 01:03:05,625
‫از این پسره خوشم میاد.

1202
01:03:08,875 --> 01:03:09,875
‫واو.

1203
01:03:11,375 --> 01:03:12,500
‫می‌خواستم چی بهت بگم؟

1204
01:03:15,166 --> 01:03:17,166
‫به هر حال، گوش کن، نمی‌خوام مزاحم بشم.

1205
01:03:17,250 --> 01:03:20,041
‫فقط می‌خواستم همه‌تون رو دعوت کنم

1206
01:03:20,125 --> 01:03:22,375
‫به مراسم بزرگداشتم تو روز شنبه.

1207
01:03:22,416 --> 01:03:25,625
‫می‌تونم برای هر پنج نفرتون
‫بلیت بگیرم.

1208
01:03:26,125 --> 01:03:28,750
‫از کی تا حالا انقدر
‫به یه بزرگداشت اهمیت میدی؟

1209
01:03:28,791 --> 01:03:30,250
‫نمی‌دونم. فکر کنم اهمیت میدم.

1210
01:03:30,375 --> 01:03:31,791
‫پدرم رو دعوت می‌کنم.

1211
01:03:31,875 --> 01:03:34,041
‫- فکر کردم خانوادگیش کنم.
‫- پدربزرگ رو دعوت کردی؟

1212
01:03:34,125 --> 01:03:36,125
‫- واقعاً می‌خوای اونجا باشه؟
‫- دوست دارم بیاد.

1213
01:03:36,250 --> 01:03:37,916
‫و جسیکا رو هم دعوت می‌کنم.

1214
01:03:38,000 --> 01:03:38,875
‫- جسی؟
‫- آره.

1215
01:03:38,916 --> 01:03:42,625
‫در مورد اون یه‌کم پیچیده‌تره،
‫چون من و تو توی یه کشوریم.

1216
01:03:42,666 --> 01:03:44,125
‫تو یه قطار.

1217
01:03:45,875 --> 01:03:49,000
‫بذار بعداً بهت خبر بدم، باشه؟
‫برنامه‌مون یه‌کم فشرده‌ست.

1218
01:03:49,041 --> 01:03:51,625
‫داریم می‌ریم
‫به یه مسابقه اسب‌سواری باستانی.

1219
01:03:51,666 --> 01:03:52,666
‫قراره خوش بگذره.

1220
01:03:57,500 --> 01:03:59,250
‫خب، امم...

1221
01:03:59,791 --> 01:04:01,000
‫پاریس خوب بود؟

1222
01:04:01,625 --> 01:04:03,875
‫- فوق‌العاده بود.
‫- خیلی‌خب، پس همه چی رو برام تعریف کن.

1223
01:04:05,416 --> 01:04:08,541
‫از روی صخره‌ها پریدیم
‫توی حوضچه‌های وسط جنگل.

1224
01:04:08,791 --> 01:04:11,250
‫رفتیم به یه کافه‌ی دیوونه‌وار
‫که دیوید لینچ طراحی کرده،

1225
01:04:11,375 --> 01:04:12,875
‫و من مغز خوردم.

1226
01:04:12,875 --> 01:04:15,541
‫رفتیم خونه دلاکروا.

1227
01:04:16,041 --> 01:04:17,083
‫نقاشی‌هاش رو می‌شناسی؟
‫واقعاً، واقعاً شگفت‌انگیزن.

1228
01:04:17,875 --> 01:04:19,125
‫بابا، گوش میدی؟

1229
01:04:20,125 --> 01:04:22,750
‫گوش میدم.
‫این قیافه گوش دادن منه.

1230
01:04:22,875 --> 01:04:26,500
‫- در مورد پاریس پرسیدی.
‫- دوباره شروع کن، فقط دو جمله قبل.

1231
01:04:26,541 --> 01:04:28,750
‫خیلی حواس‌پرتی.
‫میرم یه‌کم خوراکی بگیرم.

1232
01:04:28,791 --> 01:04:30,750
‫نه، خوراکی نگیر. نه، بمون، بیا.

1233
01:04:30,875 --> 01:04:33,625
‫ببخشید. عجیبه.

1234
01:04:33,666 --> 01:04:35,750
‫عالیه، ولی...

1235
01:04:36,250 --> 01:04:39,041
‫عجیبه که در مورد
‫تجربیاتت می‌شنوم

1236
01:04:39,125 --> 01:04:41,625
‫و می‌بینم انقدر مستقلی.

1237
01:04:41,750 --> 01:04:43,666
‫ببخشید. باشه، خب بگو...

1238
01:04:44,166 --> 01:04:46,750
‫- مغز خوردی.
‫- مغز خوردم.

1239
01:04:47,625 --> 01:04:50,666
‫و با این بچه‌های هنرمند
‫بیرون خانه اپرا آواز خوندیم.

1240
01:04:50,750 --> 01:04:53,750
‫و فکر کنم دلم می‌خواد بازیگری کنم.

1241
01:04:55,375 --> 01:04:56,541
‫واو.

1242
01:04:58,500 --> 01:04:59,666
‫خیلی‌خب.

1243
01:04:59,750 --> 01:05:03,625
‫بعد از دانشگاه، اگه هنوز چیزی بود
‫که حس کردی می‌خوای انجامش بدی، اون‌وقت...

1244
01:05:03,750 --> 01:05:06,250
‫فکر کنم نخوام
‫فعلاً برم دانشگاه.

1245
01:05:06,291 --> 01:05:09,375
‫گی‌گی داره تو سیسیل یه فیلم می‌سازه،
‫و ازم خواسته توش باشم.

1246
01:05:09,416 --> 01:05:12,625
‫فقط یه چیز کوچیک
‫در مورد خاطرات و رویاهاست.

1247
01:05:12,666 --> 01:05:14,125
‫تو میری دانشگاه.

1248
01:05:14,166 --> 01:05:17,000
‫تو فوق‌العاده سخت تلاش کردی،
‫و این یه فرصت شگفت‌انگیزه.

1249
01:05:17,125 --> 01:05:19,291
‫- چیزی که من هرگز نداشتم.
‫- من حتی به خودم اجازه ندادم

1250
01:05:19,375 --> 01:05:22,125
‫به بازیگر شدن فکر کنم به‌خاطر تو،
‫ولی من خوبم.

1251
01:05:22,166 --> 01:05:24,250
‫می‌دونم همیشه فکر می‌کردی
‫جسی اونیه که استعداد داره.

1252
01:05:24,375 --> 01:05:26,666
‫تو یکی از باهوش‌ترین
‫آدم‌هایی هستی که تا حالا دیدم.

1253
01:05:26,750 --> 01:05:29,416
‫- فقط فکر نمی‌کنم اون زندگی رو بخوای.
‫- این خیلی ریاکارانه‌ست.

1254
01:05:29,500 --> 01:05:31,625
‫- بازیگری تمام زندگیت بوده.
‫- من می‌دونم چقدر سخته،

1255
01:05:31,750 --> 01:05:34,000
‫و چقدر از دست میدی،
‫و چقدر دیوونه‌ت می‌کنه،

1256
01:05:34,125 --> 01:05:35,666
‫و چقدر تنهات می‌کنه.

1257
01:05:35,750 --> 01:05:36,750
‫تو هیچوقت تنها نیستی.

1258
01:05:37,375 --> 01:05:38,750
‫- ممنون، سیلوانو.
‫- خواهش می‌کنم.

1259
01:05:38,875 --> 01:05:41,500
‫فقط به بزرگداشت فکر کن.

1260
01:05:41,625 --> 01:05:45,000
‫چون می‌تونم از مسابقه اسب‌سواری
‫یا هر جا که هستی هماهنگش کنم.

1261
01:05:45,125 --> 01:05:47,125
‫می‌تونم ماشین یا هلیکوپتر بفرستم.

1262
01:05:47,166 --> 01:05:49,750
‫یه جت داره میره دنبال پدربزرگت.
‫هر چی که لازم داشته باشی.

1263
01:05:50,500 --> 01:05:52,500
‫چطور سر از این قطار درآوردی، بابا؟

1264
01:05:54,541 --> 01:05:55,541
‫خب...

1265
01:06:01,500 --> 01:06:02,541
‫می‌دونستم. من...

1266
01:06:07,000 --> 01:06:08,000
‫من...

1267
01:06:09,750 --> 01:06:12,166
‫می‌دونستم، چون،

1268
01:06:12,250 --> 01:06:14,791
‫ریو داره از کارت اعتباری مادرش
استفاده می‌کنه

1269
01:06:14,875 --> 01:06:17,250
‫خدای من. این خیلی داغونه.

1270
01:06:17,291 --> 01:06:19,291
‫ریو، مادرت داره با امریکن اکسپرست
‫ردیابیت می‌کنه.

1271
01:06:19,375 --> 01:06:20,375
‫لعنتی.

1272
01:06:21,375 --> 01:06:23,916
‫- می‌خواستم غافلگیرت کنم.
‫- دنبالم تا اروپا راه افتادی.

1273
01:06:24,000 --> 01:06:26,875
‫من اینجام چون نمی‌تونی همینجوری بذاری بری

1274
01:06:27,000 --> 01:06:29,375
‫و دیگه بچه نباشی.

1275
01:06:29,500 --> 01:06:32,875
‫- به اندازه کافی باهات وقت نگذروندم.
‫- تازه تنها هم نیستی، تویی و تمام آدم‌هات.

1276
01:06:32,916 --> 01:06:35,625
‫- بی‌خیال. من اون آدمه نیستم.
‫- نه، تو دقیقاً همون آدمی.

1277
01:06:35,750 --> 01:06:37,791
‫نمی‌تونی بگی هلیکوپتر
‫و اون آدمه نباشی.

1278
01:06:37,875 --> 01:06:39,625
‫فقط سعی دارم کار رو برات راحت کنم...

1279
01:06:39,666 --> 01:06:43,500
‫من هلیکوپتر یا جت نمی‌خوام.
‫من فقط می‌خوام تو یه قطار فکستنی باشم

1280
01:06:43,541 --> 01:06:45,375
‫و تو مسافرخونه و تو چادر.

1281
01:06:45,416 --> 01:06:48,166
‫می‌خوام این تعطیلات رو
‫بدون تو داشته باشم، بابا.

1282
01:06:49,750 --> 01:06:52,291
‫ازت متنفرم، مامان.
‫تو از روسیه هم بدتری.

1283
01:06:52,375 --> 01:06:53,875
‫- من رو ببخش.
‫- هرگز نمی‌بخشمت.

1284
01:06:54,625 --> 01:06:55,625
‫نه!

1285
01:06:55,666 --> 01:06:57,791
‫- کارت رو باطل نکن.
‫- خوشبختم.

1286
01:07:12,666 --> 01:07:13,750
‫نرو.

1287
01:07:14,375 --> 01:07:15,416
‫بهت نیاز داره.

1288
01:07:15,500 --> 01:07:17,875
‫- من بهت نیاز دارم.
‫- به جی بگو متأسفم.

1289
01:07:17,916 --> 01:07:21,000
‫سگم یه پیچ خورد.
‫براش نامه عذرخواهی نوشتم.

1290
01:07:21,500 --> 01:07:23,041
‫مثل همون چیزی‌ـه که همیشه می‌گیم.

1291
01:07:23,750 --> 01:07:26,125
‫اگه حس خوبی میده، انجامش نده.

1292
01:07:26,250 --> 01:07:29,250
‫و اینم لباس‌ها برای هر رویداد.
‫کد رنگی دارن.

1293
01:07:29,875 --> 01:07:30,916
‫انجامش میدم.

1294
01:07:31,750 --> 01:07:34,250
‫اون شب واقعاً فلنگ رو بستی.

1295
01:07:36,250 --> 01:07:37,750
‫اون موقع بالای برج ایفل.

1296
01:07:39,291 --> 01:07:42,541
‫تازه نشسته بودیم شام بخوریم.
‫می‌خواستم گوشی‌هامون رو خاموش کنم.

1297
01:07:42,625 --> 01:07:45,166
‫ولی تو گفتی، محض احتیاط روشن بذار.

1298
01:07:46,625 --> 01:07:48,125
‫و البته که بهمون زنگ زدن.

1299
01:07:49,000 --> 01:07:52,291
‫از جی با دختر سفیر فرانسه
‫عکس گرفته بودن.

1300
01:07:53,250 --> 01:07:54,375
‫یکیمون باید می‌رفت.

1301
01:07:55,125 --> 01:07:57,000
‫من موندم تا میز رو نگه دارم.

1302
01:07:58,875 --> 01:08:00,250
‫خیلی مضطرب بودم...

1303
01:08:02,041 --> 01:08:05,041
‫چون یه هدیه
‫تو دسر گاناش جاساز کرده بودم.

1304
01:08:07,875 --> 01:08:09,375
‫این قسمتش رو نمی‌دونستم.

1305
01:08:09,416 --> 01:08:12,250
‫آره، مثل یه فیلم خیلی رمانتیک بود.

1306
01:08:13,000 --> 01:08:16,500
‫ولی فیلمی که در واقع اصلاً رمانتیک نیست،
‫چون...

1307
01:08:18,000 --> 01:08:19,625
‫تو هیچوقت برنگشتی.

1308
01:08:24,041 --> 01:08:26,750
‫خب، با جی بودم.

1309
01:08:27,375 --> 01:08:28,750
‫و تو داشتی زنگ می‌زدی.

1310
01:08:31,500 --> 01:08:34,625
‫جی همیشه اولویت داره.

1311
01:08:35,125 --> 01:08:38,625
‫ما هیچوقت قرار نبود
‫لحظه‌ای داشته باشیم که فقط مال خودمون باشه.

1312
01:08:43,541 --> 01:08:45,416
‫بابت برج ایفل متأسفم.

1313
01:08:49,375 --> 01:08:51,125
‫اشکالی نداره. خوشحالم.

1314
01:08:52,000 --> 01:08:53,375
‫می‌دونم.

1315
01:08:54,375 --> 01:08:55,625
‫و، منم همینطور.

1316
01:09:00,625 --> 01:09:01,875
‫و همچنین، متأسفم.

1317
01:09:03,041 --> 01:09:04,125
‫ممنون.

1318
01:09:31,458 --> 01:09:32,500
‫چی گفتن؟

1319
01:09:33,083 --> 01:09:35,000
‫تهویه‌ی لعنتی دیگه کار نمی‌کنه.

1320
01:09:35,083 --> 01:09:36,750
‫عالی شد.

1321
01:09:40,208 --> 01:09:42,333
‫- سلام.
‫- پاهای ویوین ورم کرده

1322
01:09:42,458 --> 01:09:45,333
‫- جوری که تا حالا ندیدم ورم کنه.
‫- صبر کن، صبر کن. چطوری ورم کرده؟

1323
01:09:45,458 --> 01:09:46,958
‫مثل بعد از تک‌نوازی ویولن سل؟

1324
01:09:47,083 --> 01:09:49,833
‫- خیلی بدتر، ران.
‫- نمی‌تونم کفش‌های جردنم رو بپوشم، بابا.

1325
01:09:49,958 --> 01:09:51,083
‫مجبور شدم صندل بپوشم.

1326
01:09:51,125 --> 01:09:54,875
‫- پاهاش شبیه دو تا بادکنک بزرگ شده.
‫- داریم می‌ریم پیش دکتر فنر.

1327
01:09:54,958 --> 01:09:57,083
‫دارم تمام تلاشم رو می‌کنم
‫که خودم رو نبازم.

1328
01:09:57,208 --> 01:09:59,958
‫چندش‌آوره، بابا.
‫مایکل برانفمن گفت ناقص به نظر میاد.

1329
01:10:00,000 --> 01:10:01,958
‫مایکل برانفمن یه عوضیه.

1330
01:10:02,083 --> 01:10:04,083
‫بابا.

1331
01:10:04,208 --> 01:10:07,458
‫- این دفعه ورم کی شروع شد؟
‫- درست بعد از افتضاح تنیس.

1332
01:10:07,583 --> 01:10:08,625
‫- خدایا.
‫- تقریباً بلافاصله.

1333
01:10:08,708 --> 01:10:10,458
‫گرفتم. پس تقصیر منه؟

1334
01:10:10,583 --> 01:10:14,083
‫- نگفتم تقصیر توئه، ران.
‫- کرم اثر نکرد؟

1335
01:10:14,125 --> 01:10:16,958
‫- کرم هیچ کاری نکرد.
‫- چون باید واقعاً زیاد بمالید.

1336
01:10:17,000 --> 01:10:20,000
‫ران، مالیدیم،
‫و ادویل هم خوردیم.

1337
01:10:20,083 --> 01:10:21,958
‫خدای من. خیلی متأسفم.

1338
01:10:22,083 --> 01:10:23,833
‫مامان، همین الان از چراغ قرمز رد شدی.

1339
01:10:23,875 --> 01:10:25,208
‫لعنتی. ببخشید.

1340
01:10:25,333 --> 01:10:26,708
‫جریمه می‌شی.

1341
01:10:26,833 --> 01:10:29,583
‫ویوی، حالت خوب می‌شه،
‫می‌شنوی؟

1342
01:10:29,625 --> 01:10:31,083
‫- اینطور فکر می‌کنی؟
‫- می‌دونم.

1343
01:10:31,208 --> 01:10:33,083
‫بابا، حالم خوب می‌شه؟

1344
01:10:33,208 --> 01:10:35,458
‫می‌شه. عالی می‌شی.

1345
01:10:35,500 --> 01:10:38,500
‫- تو هم همینطور، لوئیس. تو قهرمان منی.
‫- داریم می‌پیچیم، ران.

1346
01:10:38,583 --> 01:10:41,833
‫- از مطب دکتر بهت زنگ می‌زنیم.
‫- بابا، فکر کنم مامان رو بیشتر دوست دارم.

1347
01:10:41,875 --> 01:10:44,625
‫همه‌تون رو خیلی دوست دارم.

1348
01:10:45,125 --> 01:10:48,333
‫- صدام رو می‌شنوی، لوئیس؟
‫- بله، صدات رو دارم، رو اسپیکری.

1349
01:10:48,458 --> 01:10:50,333
‫دارم دق می‌کنم که اونجا پیشتون نیستم.

1350
01:10:50,375 --> 01:10:53,458
‫- صدات قطع و وصل می‌شه، ران. لعنتی...
‫- شماها بچه‌های من‌اید.

1351
01:10:53,500 --> 01:10:55,541
‫- دوستت... عزیزم؟
‫- مامان، گفتم بده پارک کنن.

1352
01:11:28,041 --> 01:11:30,291
‫ایتالیا. افسونِ مرگبارش چیه؟

1353
01:11:32,416 --> 01:11:35,333
‫من معتقدم یه جور اجازه‌ی خاصه
‫برای انسان بودن.

1354
01:11:35,833 --> 01:11:38,041
‫که جاهای دیگه خیلی وقت پیش از دستش دادن.

1355
01:11:38,166 --> 01:11:39,833
‫من خوابت رو دیدم.

1356
01:11:39,916 --> 01:11:42,958
‫تو خواب همونقدر عاشقت بودم
‫که تو دنیای واقعی هستم...

1357
01:11:43,041 --> 01:11:44,041
‫واقعاً؟ بسیار خب؟

1358
01:11:44,125 --> 01:11:46,166
‫خواب دیدم یه پنجره رو سینه‌مه، خب؟

1359
01:11:46,291 --> 01:11:48,958
‫ولی منظره، منظره‌ی حموم خونه‌مون بود...

1360
01:12:01,166 --> 01:12:04,083
‫یهو دارم چیزهایی رو به یاد میارم
‫که خیلی وقته بهشون فکر نکرده بودم.

1361
01:12:04,166 --> 01:12:08,541
‫- خانواده‌م دارن خونه رو به هم می‌ریزن.
‫- مثل فیلمی که توش نقش خودم رو بازی می‌کنم.

1362
01:12:09,166 --> 01:12:11,083
‫- خودم رو تماشا می‌کنم...
‫- ببخشید، دوباره بگو.

1363
01:12:11,166 --> 01:12:14,541
‫- یه کلمه از حرف‌هات رو نشنیدم.
‫- گفتم دارم یهو یه چیزهایی رو یادم میاد.

1364
01:12:14,541 --> 01:12:15,625
‫خب، اون چیه؟

1365
01:12:15,666 --> 01:12:17,291
‫- حافظه؟
‫- خب، آره.

1366
01:12:18,416 --> 01:12:22,833
‫شاید حافظه‌ت سعی داره
‫یه چیزی در مورد حال بهت بگه.

1367
01:12:22,916 --> 01:12:25,791
‫- مثلاً چی؟
‫- نمی‌دونم. خسته‌م.

1368
01:12:25,833 --> 01:12:28,708
‫- تازه با دیزی دعوام شده.
‫- کاش اونجا بودم تا کمک‌شون کنم.

1369
01:12:28,791 --> 01:12:30,708
‫- چی؟
‫- چی؟ هیچی.

1370
01:12:30,791 --> 01:12:32,541
‫من فقط... خسته‌م...

1371
01:12:32,666 --> 01:12:36,208
‫فقط کاش وقت بیشتری باهاش می‌گذروندم،
‫همیشه سر کار بودم.

1372
01:12:36,291 --> 01:12:39,666
‫خب، من همیشه پروازها رو
‫آخر هفته‌ها برات هماهنگ می‌کردم

1373
01:12:39,791 --> 01:12:42,541
‫- تا بری خونه و بچه‌ها رو ببینی.
‫- خیلی سخت بود که...

1374
01:12:42,666 --> 01:12:45,041
‫- منظورت چیه؟
‫- فقط می‌گم، بن، مثلاً،

1375
01:12:45,166 --> 01:12:47,958
‫هر آخر هفته از سرِ فیلمبرداری پرواز می‌کنه خونه
‫تا خانواده‌ش رو ببینه.

1376
01:12:48,041 --> 01:12:49,916
‫- بن؟ بن آلکاک؟
‫- مقایسه نمی‌کنم.

1377
01:12:49,958 --> 01:12:52,791
‫- سخته حس نکنی داری مقایسه می‌کنی.
‫- این‌ها تصمیم‌هایی‌ـه که ما می‌گیریم

1378
01:12:52,916 --> 01:12:55,333
‫- مثل تصمیمی که گرفتم بیام تو این سفر.
‫- این‌ها فقط تصمیم نیستن.

1379
01:12:55,375 --> 01:12:57,375
‫یا اینکه به لیز چیزی نگم.
‫خانواده من ترجیح میدن...

1380
01:12:57,416 --> 01:12:58,416
‫به لیز چیزی بگی؟

1381
01:12:58,541 --> 01:13:00,708
‫- ...من الان خونه باشم.
‫- به لیز چیزی گفتی؟

1382
01:13:01,291 --> 01:13:03,583
‫- نه، اون گفت.
‫- لیز کجاست؟

1383
01:13:03,666 --> 01:13:07,291
‫لیز رفت. کریستا هم همینطور.
‫سگش یه پیچ خورده بود.

1384
01:13:07,333 --> 01:13:08,791
‫سگِ کریستا، نه لیز.

1385
01:13:09,458 --> 01:13:10,791
‫لیز فقط عصبانی بود.

1386
01:13:11,416 --> 01:13:12,958
‫این یادداشت رو برات گذاشت.

1387
01:13:13,041 --> 01:13:14,666
‫کریستا، نه لیز.

1388
01:13:18,916 --> 01:13:21,416
‫لیز واقعاً رفت، برای همیشه؟

1389
01:13:22,666 --> 01:13:24,666
‫برای همیشه یعنی چی؟ من...

1390
01:13:25,583 --> 01:13:27,541
‫بن آلکاک واقعاً
‫آخر هفته‌ها پرواز می‌کنه خونه؟

1391
01:13:27,583 --> 01:13:29,458
‫بن قدیس نیست.
‫این ازدواج دومش بود.

1392
01:13:29,541 --> 01:13:32,333
‫- اون پرستار بچه بود.
‫- لازم نیست تحقیرش کنی.

1393
01:13:33,208 --> 01:13:35,791
‫هیچوقت قرار بود بهم بگی
‫با تیموتی چی شد؟

1394
01:13:35,833 --> 01:13:38,041
‫- گفتم که می‌گم.
‫- آره، ولی نگفتی.

1395
01:13:40,791 --> 01:13:42,666
‫فکر می‌کنی بتونی برام یه آب بگیری؟

1396
01:13:43,416 --> 01:13:44,541
‫خودت نمی‌تونی بگیری؟

1397
01:13:50,833 --> 01:13:52,333
‫وایستا! دزد!

1398
01:13:53,041 --> 01:13:54,666
‫کیف دستیم رو زد.

1399
01:13:55,916 --> 01:13:58,791
‫نه. نه... نه.

1400
01:14:05,791 --> 01:14:06,916
‫اوه!

1401
01:14:23,583 --> 01:14:24,791
‫لعنتی!

1402
01:14:24,833 --> 01:14:28,333
‫اوه! اوه! سیلوانو! من... من میرم.

1403
01:14:31,791 --> 01:14:33,458
‫اون واقعاً یه قهرمانه.

1404
01:14:42,916 --> 01:14:45,291
‫- می‌خوام برم اون بیرون.
‫- خدایا، عاشق این روحیه‌ت ام.

1405
01:14:46,291 --> 01:14:47,416
‫پنج یورو دارم.

1406
01:14:47,916 --> 01:14:49,791
‫- برو!
‫- این اصلاً منصفانه نیست.

1407
01:14:50,916 --> 01:14:52,833
‫این غیرقابل باوره.

1408
01:15:25,166 --> 01:15:27,041
‫آخ.

1409
01:15:34,458 --> 01:15:37,791
‫- گرفتمت، عوضی!
‫- باید می‌رفتی جلو، کلایو.

1410
01:15:40,208 --> 01:15:41,291
‫جی دزد رو گرفت!

1411
01:15:41,416 --> 01:15:43,708
‫- هی، باریکلا!
‫- واقعاً جدی بود.

1412
01:15:44,291 --> 01:15:46,666
‫- بفرما.
‫- ممنون، عزیزم!

1413
01:15:46,708 --> 01:15:49,458
‫- و پای چشمش رو هم کبود کرد، عوضی.
‫- یه کبودی حسابی.

1414
01:15:51,708 --> 01:15:54,083
‫- آفرین.
‫- چه جنتلمنی.

1415
01:15:54,125 --> 01:15:56,833
‫انقدر بهم نگاه نکن
‫و همه‌ش راجع بهم حرف نزن.

1416
01:15:59,833 --> 01:16:01,875
‫لطفاً مهربون باشید،
‫اون فقط به داروهاش نیاز داره.

1417
01:16:01,958 --> 01:16:03,958
‫آدم خوبیه، یه مرد خانواده‌دوستِ واقعیه.

1418
01:16:04,000 --> 01:16:06,458
‫سه تا بچه فوق‌العاده داره.
‫این خودِ واقعیش نیست.

1419
01:16:12,833 --> 01:16:14,250
‫تو قهرمانی، رفیق.

1420
01:16:17,208 --> 01:16:18,375
‫باشه؟

1421
01:16:24,083 --> 01:16:25,583
‫- بیاید بریم.
‫- می‌شه فقط...

1422
01:16:25,625 --> 01:16:26,875
‫ببریدش پیش دکتر.

1423
01:16:27,458 --> 01:16:28,875
‫اون آب رو برات میارم.

1424
01:16:29,583 --> 01:16:30,708
‫یه دقیقه دیگه اونجام.

1425
01:16:51,083 --> 01:16:54,750
‫و حیوون کوچولوی پشمالو

1426
01:16:54,833 --> 01:16:58,833
‫دوید تو یه سوراخ توی زمین. می‌بینی؟

1427
01:16:58,875 --> 01:17:02,333
‫یه خرس کوچولوی ناز که داره کتش رو می‌پوشه.

1428
01:17:03,458 --> 01:17:06,875
‫بعد خورشید پشت رودخونه غروب کرد...

1429
01:17:06,916 --> 01:17:12,083
[پینتزا]

1430
01:17:14,833 --> 01:17:16,458
‫مراقب دوچرخه‌ت هستم، باشه؟

1431
01:17:22,708 --> 01:17:24,500
‫دیزی، می‌شه لطفاً بهشون بگی؟

1432
01:17:25,708 --> 01:17:27,750
‫دیزی.

1433
01:17:28,208 --> 01:17:29,333
‫دیزی؟

1434
01:17:29,458 --> 01:17:31,333
‫می‌شه بهش بگی که واقعیته؟

1435
01:17:31,375 --> 01:17:32,708
‫چی واقعیته؟

1436
01:17:33,458 --> 01:17:34,750
‫اینکه اسب می‌تونه ببره بدون...

1437
01:17:34,833 --> 01:17:35,833
‫خوش بگذره.

1438
01:17:37,083 --> 01:17:38,583
‫می‌بینمت، بابا. دوستت دارم.

1439
01:17:39,875 --> 01:17:42,500
‫منم دوستت دارم.

1440
01:17:48,708 --> 01:17:50,250
‫کار درستیه که بذاری بره.

1441
01:17:52,708 --> 01:17:56,333
‫خب، با آلن حرف زدم،
‫یه نامه حقوقی آماده کرده.

1442
01:17:56,375 --> 01:17:59,208
‫امضاش کردم. باید یه بیانیه هم
آماده داشته باشیم

1443
01:17:59,250 --> 01:18:02,458
‫برای وقتی که تیموتی بره سراغ مطبوعات.

1444
01:18:02,958 --> 01:18:07,333
‫یه پیش‌نویس اینجا دارم، باید بخونیش،
‫تأییدش کنی.

1445
01:18:07,875 --> 01:18:08,958
‫این‌ها مال توئه.

1446
01:18:09,833 --> 01:18:13,083
‫می‌دونم می‌دونی چی بگی.
‫هر چی می‌خواد بشه، بشه.

1447
01:18:15,333 --> 01:18:17,708
‫دیزی دوست منم هست،
‫و من بهش خیانت کردم.

1448
01:18:18,250 --> 01:18:19,833
‫تو فقط داشتی کارت رو می‌کردی.

1449
01:18:19,875 --> 01:18:23,125
‫این بهونه‌ی الکیه.
‫حس می‌کنم آدم خیلی بدی‌ام.

1450
01:18:23,208 --> 01:18:25,208
‫تقصیر منه، مگ. گوش کن...

1451
01:18:26,250 --> 01:18:29,083
‫استراحت کن، برو تعطیلات تو ایتالیا.

1452
01:18:29,208 --> 01:18:31,208
‫من مشکلی برام پیش نمیاد. چقدر...

1453
01:18:32,000 --> 01:18:33,583
‫ران، پولی چیزی داری؟

1454
01:18:38,125 --> 01:18:39,958
‫ممنون، جی.

1455
01:18:40,958 --> 01:18:44,250
‫جهت اطلاع، من عاشق این بودم
‫که پدرم دنبالم تا اروپا بیاد.

1456
01:18:46,833 --> 01:18:49,708
‫و امانوئل مکرون داره کندی رو می‌بره ژنو،

1457
01:18:49,750 --> 01:18:51,500
‫پس به یه آرایشگر دیگه نیاز داری.

1458
01:18:51,958 --> 01:18:54,333
‫دوستت دارم و تبریک می‌گم.

1459
01:18:54,375 --> 01:18:56,333
‫آقای کلی! ببخشید.

1460
01:18:56,375 --> 01:18:58,333
‫آقای کاترپیلار. سلام.

1461
01:18:59,500 --> 01:19:01,333
‫سلام، من آلبا هستم، راننده‌تون.

1462
01:19:01,958 --> 01:19:03,208
‫باباتون منتظرتونه

1463
01:19:03,333 --> 01:19:06,083
‫تو رستوران با آنتونیو
‫و کمیته میزبانی.

1464
01:19:06,125 --> 01:19:07,208
‫- بابام؟
‫- آره.

1465
01:19:07,250 --> 01:19:10,458
‫باباتون. بهش زنگ زدم
‫و هواپیما فرستادم. خیلی هیجان‌زده‌ست.

1466
01:19:10,583 --> 01:19:12,875
‫لعنتی. فکر نمی‌کردم واقعاً بیاد.

1467
01:19:14,208 --> 01:19:16,250
‫شما رو می‌برم پیش باباتون.

1468
01:19:20,958 --> 01:19:22,375
‫فقط شمایید؟

1469
01:19:23,583 --> 01:19:25,333
‫آره؟ باشه.

1470
01:19:26,541 --> 01:19:28,208
‫می‌شه حداقل یه ساک رو برداری؟

1471
01:19:28,250 --> 01:19:29,583
‫- خودت بردار.
‫- چی؟

1472
01:19:29,708 --> 01:19:30,708
‫بردارش.

1473
01:19:30,833 --> 01:19:32,250
‫یا خدا.

1474
01:19:38,208 --> 01:19:41,125
‫یادم رفت این رو بهتون بدم، آقای کلی.

1475
01:19:41,208 --> 01:19:43,333
‫آقای کاترپیلار، چیزکیک‌تون.

1476
01:19:43,375 --> 01:19:46,375
‫- فوق‌العاده‌ست. ممنون.
‫- لیست درخواست‌هامه. خودت بخورش.

1477
01:19:47,083 --> 01:19:49,958
‫اینجا تو ایتالیا،
‫ما دوست داریم سخت کار کنیم.

1478
01:19:50,583 --> 01:19:55,333
‫ولی همچنین، وقتی کارمون تموم می‌شه،
‫استراحت می‌کنیم و دوست داریم غذا بخوریم.

1479
01:19:55,375 --> 01:20:00,833
‫بعضی‌ وقت‌ها گریه می‌کنیم، ولی همچنین،
‫اگه بامزه باشی، ممکنه بخندیم.

1480
01:20:01,833 --> 01:20:03,125
‫بعضی‌ وقت‌ها ازدواج می‌کنیم...

1481
01:20:03,208 --> 01:20:06,208
‫از دست کندی عصبانی نشو.
‫یه آرایشگر جدید برات پیدا می‌کنیم.

1482
01:20:06,333 --> 01:20:08,208
‫به هر حال آدم‌های زیادی دور و برم هستن.

1483
01:20:08,333 --> 01:20:09,875
‫به چند نفر نیاز داری، درسته؟

1484
01:20:09,958 --> 01:20:12,083
‫بعضی‌ وقت‌ها بحث می‌کنیم. ولی همچنین...

1485
01:20:12,625 --> 01:20:15,458
‫- شاید یه حسابدار.
‫- یه وکیل. به آلن نیاز داری.

1486
01:20:15,583 --> 01:20:18,000
‫دیگه کی؟ مدیر تبلیغات، آشپز.

1487
01:20:18,958 --> 01:20:20,333
‫یا من. به من نیاز داری.

1488
01:20:21,583 --> 01:20:23,083
‫آره، ران. بهت نیاز دارم.

1489
01:20:25,083 --> 01:20:28,125
‫لعنتی. فکر کنم زدم به یه خرگوش.

1490
01:20:28,208 --> 01:20:31,458
‫آلبا، جایی هست که بتونیم یه کادویی
‫چیزی برای پدرم بگیریم؟

1491
01:20:31,583 --> 01:20:32,500
‫آره، آره.

1492
01:20:32,583 --> 01:20:35,333
‫می‌شه من رو جلوی
‫رستوران دل رزا پیاده کنی، لطفاً؟

1493
01:20:35,375 --> 01:20:36,416
‫کجا میری؟

1494
01:20:36,458 --> 01:20:39,125
‫ساعت 5 قرار دارم.
‫فقط یه نوشیدنی سریع تو شهر.

1495
01:20:39,208 --> 01:20:41,583
‫برای شام شما برمی‌گردم.
‫برام تیرامیسو نگه دار.

1496
01:20:41,708 --> 01:20:43,333
‫ساعت 5 با کی قرار داری؟

1497
01:20:43,458 --> 01:20:47,125
‫بن آلکاک. من فقط...
‫باید یه‌کم براش وقت بذارم.

1498
01:20:47,208 --> 01:20:49,083
‫چون اونم داره بزرگداشت می‌گیره؟

1499
01:20:49,125 --> 01:20:50,625
‫بزرگداشت دوم، بله.

1500
01:20:50,708 --> 01:20:54,333
‫پس قراره من رو تنها بذاری
‫با بابام.

1501
01:20:54,375 --> 01:20:57,083
‫من برای تو اینجام. من همیشه اینجام.

1502
01:20:57,125 --> 01:20:59,958
‫و از ساعت 7 تا آخر سفر
‫پیش تو خواهم بود.

1503
01:21:00,000 --> 01:21:03,708
‫برام مهم نیست. بن آلکاک رو ببین.
‫چی تو لیست درخواست‌هاشه؟

1504
01:21:03,750 --> 01:21:06,000
‫راستش، لیست بن خیلی مختصره.

1505
01:21:06,750 --> 01:21:08,083
‫گم‌شو.

1506
01:21:22,750 --> 01:21:26,125
‫- خداحافظ، آقای ران.
‫- ممنون، آلبا.

1507
01:21:26,875 --> 01:21:30,333
‫سعی کن یه‌کم خوش بگذرونی.
‫از طرف من به پدرت سلام برسون.

1508
01:21:34,500 --> 01:21:37,958
‫ممکنه وقتی اینجا می‌خوابی
‫یه روح ببینی.

1509
01:21:38,000 --> 01:21:43,500
‫ارواح معمولاً راهب‌های کوچولویی هستن
‫که خودشون رو نشون میدن.

1510
01:21:43,583 --> 01:21:46,000
‫فکر می‌کردم اون‌ها عاشق این باشن
‫که جی کلی رو ببینن.

1511
01:21:46,083 --> 01:21:49,500
‫خب، وزنه‌برداری رو ول کردم،
‫و رفتم سراغ یوگا.

1512
01:21:50,000 --> 01:21:53,125
‫و الان تو بهترین فرم زندگیم هستم!

1513
01:21:53,208 --> 01:21:55,083
‫هنوز لاغر، ولی سفت.

1514
01:21:55,125 --> 01:21:58,583
‫ذهنم رو هم قوی نگه می‌دارم.
‫یه‌کم سودوکو حل می‌کنم.

1515
01:21:58,708 --> 01:21:59,958
‫سلام.

1516
01:22:02,250 --> 01:22:04,833
‫- پسرم، ستاره سینما.
‫- سلام، خوش‌تیپ.

1517
01:22:07,375 --> 01:22:08,583
‫خوش‌تیپ رسید.

1518
01:22:09,083 --> 01:22:11,083
‫با کاپیتان جنی و لوردس آشنا شو.

1519
01:22:11,208 --> 01:22:13,458
‫اون‌ها من رو با اون هواپیما کوچولو
‫که برام گرفتی آوردن.

1520
01:22:13,458 --> 01:22:14,458
‫خلبانِ خانم.

1521
01:22:14,458 --> 01:22:16,875
‫پدرتون تمام راه از مِین تا فلورانس
‫ما رو سرگرم کرد

1522
01:22:16,958 --> 01:22:20,125
‫با داستان‌های فوق‌العاده
‫و اغلب غیرمؤدبانه‌ش.

1523
01:22:20,208 --> 01:22:22,083
‫چه شخصیتی.

1524
01:22:22,625 --> 01:22:27,583
‫جی، پسر کو ندارد نشان از پدر...

1525
01:22:27,625 --> 01:22:28,916
‫خب...

1526
01:22:29,083 --> 01:22:32,625
‫حالا، این رانِ معروف کجاست؟
‫انتظار داشتیم کل تیم باشن.

1527
01:22:32,708 --> 01:22:37,250
‫بله. فکر می‌کردیم آقای کاترپیلار
‫با نفرات زیادی اومده باشه.

1528
01:22:37,333 --> 01:22:39,208
‫نه، رانِ معروف ساعت 5 قرار داشت.

1529
01:22:39,708 --> 01:22:41,708
‫ران خیلی رو شما حساسه.

1530
01:22:41,833 --> 01:22:45,375
‫خیلی نگران اندازه و شکل
‫تندیس شما بود.

1531
01:22:46,250 --> 01:22:47,708
‫مطمئنم عاشقش می‌شم.

1532
01:22:47,750 --> 01:22:49,458
‫یه هنرمند محلی، جیووانی،

1533
01:22:49,500 --> 01:22:55,458
‫فکر کنم شما آمریکایی‌ها می‌گید شب‌زنده‌داری کرد،
‫و خودش شیشه‌گریش رو انجام داد.

1534
01:23:04,833 --> 01:23:09,875
‫جیووانی بابت ماسک عذرخواهی می‌کنه.
‫اون از کوویدِ بی‌پایان رنج می‌بره.

1535
01:23:09,958 --> 01:23:13,375
‫جی کلی. چیزکیک‌تون منتظره.

1536
01:23:14,833 --> 01:23:16,458
‫یا خدا.

1537
01:23:16,500 --> 01:23:18,500
‫ممنون. خیلی ممنون.
‫ممنون.

1538
01:23:19,625 --> 01:23:23,208
‫من بهترین دوستی هستم که هر کسی داره،
‫ولی نمی‌خوای با من دشمن بشی.

1539
01:23:23,250 --> 01:23:25,833
‫این رو بهت قول میدم.
‫چون چیزی که داری می‌گی...

1540
01:23:25,875 --> 01:23:28,208
‫آیا... من... بذار حرف بزنم!

1541
01:23:28,333 --> 01:23:32,583
‫چون چیزی که داری می‌گی به طرز قابل توجهی
‫شبیه اخاذیه.

1542
01:23:32,583 --> 01:23:33,833
‫خوشحال می‌شم اشتباه کرده باشم،

1543
01:23:33,833 --> 01:23:36,750
‫ولی اگه کاری که داریم می‌کنیم اینه،
‫من همین الان تلفن رو قطع می‌کنم.

1544
01:23:37,708 --> 01:23:41,208
‫همین کار رو بکن.
‫با تیموتی حرف بزن، بعدش بهم زنگ بزن.

1545
01:23:45,583 --> 01:23:49,958
‫آلن، اونجایی؟ اون عوضی
‫می‌خواست ازمون اخاذی کنه.

1546
01:23:50,625 --> 01:23:53,250
‫دست‌مون تو پوست گردوئـه.
‫خبری از کارآگاه نشد؟

1547
01:23:53,291 --> 01:23:54,750
‫از دستمال گردنت خوشم میاد.

1548
01:23:54,750 --> 01:23:58,208
‫خیلی‌خب. فعلاً دست نگه دارید.
‫من الان با بنی قرار دارم.

1549
01:23:59,083 --> 01:24:02,208
‫آره. آره. بهم خبر بده.
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

1550
01:24:02,333 --> 01:24:03,333
‫آره. خداحافظ.

1551
01:24:03,375 --> 01:24:05,583
‫جهنمه. خدای من.

1552
01:24:05,625 --> 01:24:09,750
‫- چی شد؟ چی گفتی؟
‫- من... من از دستمال گردنت خوشم میاد.

1553
01:24:09,833 --> 01:24:12,875
‫آره؟ آره. درسته.

1554
01:24:12,958 --> 01:24:17,458
‫خوش‌تیپ شدی، بن آلکاک
‫با اون چشم‌های آبیِ رویایی.

1555
01:24:18,458 --> 01:24:22,833
‫- پرواز خوب بود؟
‫- هواپیمای دو کلاسه بود، فرست کلاس کوچیک.

1556
01:24:22,875 --> 01:24:24,458
‫ولی صندلی تخت‌شو داشت، پس...

1557
01:24:24,500 --> 01:24:26,333
‫- پایانِ خوش.
‫- آره.

1558
01:24:27,083 --> 01:24:29,583
‫- نوشیدنی سفارش دادی؟
‫- فقط آب گازدار می‌خورم.

1559
01:24:29,708 --> 01:24:32,250
‫- آخی. خب...
‫- تازه رسیدی؟

1560
01:24:32,333 --> 01:24:37,250
‫با قطار. کلی دردسر داشت...
‫ولی، امم، خوبه. همه‌چی خوبه.

1561
01:24:37,333 --> 01:24:40,583
‫تازه جی رو فرستادم یه شامی
‫با آدم‌های جشنواره بخوره.

1562
01:24:41,083 --> 01:24:43,458
‫- جی شام داشت؟
‫- تو هم شام داشتی.

1563
01:24:44,208 --> 01:24:47,458
‫- تو برنامه من نوشته بود نوشیدنی.
‫- تو نمی‌خوای تو اون شام باشی.

1564
01:24:47,500 --> 01:24:49,583
‫تو خانواده‌ت رو آوردی.
‫تو یه انسانِ درستی.

1565
01:24:49,708 --> 01:24:51,958
‫جی مجرده و عجیبه
‫و باید سرگرم بشه.

1566
01:24:52,000 --> 01:24:54,708
‫لازم نیست جی رو خراب کنی
‫تا حال من رو بهتر کنی.

1567
01:24:54,750 --> 01:24:57,833
‫- تو این کار رو می‌کنی، ران. می‌دونی؟
‫- من عاشق جی‌ام. مثل پدر برای جی بودم.

1568
01:24:57,958 --> 01:25:00,833
‫ولی خیلی کمتر پیچیده‌ست
‫چون مثل برادرمه.

1569
01:25:00,875 --> 01:25:02,000
‫یه نوشیدنی لازم دارم!

1570
01:25:04,625 --> 01:25:08,833
‫خب، من... داشتم فکر می‌کردم،
‫و، با ملانی حرف می‌زدم.

1571
01:25:08,958 --> 01:25:13,208
‫و... و حس می‌کنم واقعاً
‫به اندازه کافی از تو بهره نمی‌برم.

1572
01:25:14,583 --> 01:25:18,208
‫واقعاً؟ من الان اینجام، رفیق.
‫کجا نبودم؟

1573
01:25:18,250 --> 01:25:21,083
‫می‌دونم تو تو کارِ جی کلی هستی،
‫و من نمی‌تونم با اون رقابت کنم.

1574
01:25:21,125 --> 01:25:23,166
‫من با اون مشکلی ندارم.

1575
01:25:23,208 --> 01:25:25,416
‫یعنی، می‌دونم تنها دلیلی که
‫دارم این بزرگداشت رو می‌گیرم

1576
01:25:25,458 --> 01:25:27,833
‫- اینه که اون ردش کرد.
‫- و بعد پسش گرفت.

1577
01:25:27,875 --> 01:25:29,583
‫متأسفم که اونجوری قاطی پاتی شد.

1578
01:25:29,708 --> 01:25:32,083
‫ولی نگران نباش.
‫هر دوتون تندیس می‌گیرید.

1579
01:25:32,125 --> 01:25:34,375
‫ولی من باید یه سهمی از تو داشته باشم.

1580
01:25:35,250 --> 01:25:39,583
‫باشه. جی یکی از موکل‌های منه،
‫ولی تنها موکلم نیست.

1581
01:25:39,625 --> 01:25:40,958
‫چطور می‌تونم بهتر باشم؟

1582
01:25:42,708 --> 01:25:44,958
‫می‌خوام یه مدت
‫بدون مدیر برنامه باشم.

1583
01:25:45,833 --> 01:25:48,583
‫- صبر کن.
‫- فقط یه وکیل و یه نماینده.

1584
01:25:48,625 --> 01:25:49,833
‫- و یه مدیر تبلیغات.
‫- باشه.

1585
01:25:49,958 --> 01:25:51,208
‫و یه مدیر تجاری.

1586
01:25:51,333 --> 01:25:53,458
‫تو دومین موکل قدیمی منی.

1587
01:25:53,500 --> 01:25:55,750
‫ما از زمان برنامه‌های دیزنی
‫با هم بودیم.

1588
01:25:55,833 --> 01:25:58,583
‫- من... می‌دونم.
‫- من تو خونه مشکل دارم.

1589
01:25:58,625 --> 01:26:01,708
‫- ویوین اضطراب و پاهای ورم‌کرده داره.
‫- متأسفم که این رو می‌شنوم.

1590
01:26:01,833 --> 01:26:04,208
‫تو تازه از یه برنامه تلویزیونی موفق
اومدی بیرون

1591
01:26:04,333 --> 01:26:07,833
‫- اون اصلاح یه‌کم زمان می‌بره.
‫- الان یه‌کم گذشته.

1592
01:26:07,833 --> 01:26:11,291
‫الان توی یه سن گذرایی، ولی واقعاً
‫حس می‌کنم داری وارد دوره‌ی طلاییت میشی

1593
01:26:11,333 --> 01:26:12,750
‫من... من فقط باید این رو امتحان کنم.

1594
01:26:12,750 --> 01:26:15,333
‫من عروسیت بودم. به افتخارت نوشیدم!

1595
01:26:15,458 --> 01:26:17,583
‫- می‌دونم! می‌دونم!
‫- ما خانواده‌ایم. دوستت دارم!

1596
01:26:17,708 --> 01:26:20,375
‫بس کن. بس کن! بس کن.

1597
01:26:22,250 --> 01:26:24,000
‫می‌دونستم انجام این کار سخت می‌شه.

1598
01:26:26,833 --> 01:26:29,333
‫می‌خواستم بعد از مراسم بزرگداشت
‫ایمیل بزنم،

1599
01:26:29,375 --> 01:26:31,833
‫ولی ملانی گفت باید حضوری انجامش بدم.

1600
01:26:31,875 --> 01:26:32,958
‫مجبور نبودی.

1601
01:26:33,625 --> 01:26:38,083
‫چیزهایی هست که من تمام روز انجام میدم
‫که تو ازشون خبر نداری.

1602
01:26:38,125 --> 01:26:40,125
‫نه، نـ...
‫سعی نکن نظرم رو عوض کنی.

1603
01:26:40,208 --> 01:26:42,333
‫نه، گریه نکن.

1604
01:26:42,958 --> 01:26:44,833
‫- خودت داری گریه می‌کنی، رفیق.
‫- نه، می‌دونم.

1605
01:26:44,958 --> 01:26:47,375
‫ولی معنیش این نیست که تو هم باید گریه کنی.

1606
01:26:47,458 --> 01:26:50,208
‫باشه، تو گریه کن، رفیق.
‫تو اول گریه کردی.

1607
01:26:56,458 --> 01:26:59,708
‫ببخشید. من فقط...

1608
01:26:59,750 --> 01:27:03,750
‫فقط جت‌لگ دارم و خسته‌م
‫و پیرم.

1609
01:27:20,375 --> 01:27:22,583
‫حالش خوبه.

1610
01:27:22,625 --> 01:27:26,708
‫فنر می‌گه اون داره استرس تو رو جذب می‌کنه،
‫و داره روی پاهاش اثر می‌ذاره.

1611
01:27:26,750 --> 01:27:29,375
‫آخه استرس من چطور
‫روی پاهای ویوین اثر می‌ذاره؟

1612
01:27:29,458 --> 01:27:31,750
‫آروم باش، رانی.
‫اگه بهش فکر کنی منطقیه.

1613
01:27:31,833 --> 01:27:35,333
‫می‌خوای بذاری یه دکترِ پا
‫بچه‌مون رو تحلیل کنه؟ چه‌ته تو؟

1614
01:27:35,375 --> 01:27:38,875
‫با من اینجوری حرف نزن.
‫من اینجا دارم تنهایی بچه‌داری می‌کنم.

1615
01:27:38,958 --> 01:27:42,333
‫- و همه‌مون سرماخوردگی دیوید رو گرفتیم.
‫- ببخشید. دوستت دارم.

1616
01:27:42,375 --> 01:27:45,333
‫فقط... روز بدی داشتم.

1617
01:27:45,875 --> 01:27:47,833
‫- حالت خوبه؟
‫- نه.

1618
01:27:49,375 --> 01:27:53,208
‫تازه اخراج شدم، و دارم گریه می‌کنم.
‫تو ایتالیا تنهام، و دارم گریه می‌کنم.

1619
01:27:56,083 --> 01:27:59,958
‫می‌دونم از دستم عصبانی هستی.
‫می‌شه فقط بشنوم که بگی منم دوستت دارم؟

1620
01:28:01,875 --> 01:28:04,833
‫- جی اخراجت کرد؟
‫- نه. بن.

1621
01:28:04,958 --> 01:28:07,583
‫- جی بابا رو اخراج کرد؟
‫- نه، بن. برو تو.

1622
01:28:09,000 --> 01:28:10,625
‫اون عوضی.

1623
01:28:10,708 --> 01:28:12,958
‫و تو براش این بزرگداشت
‫و همه چی رو گرفتی.

1624
01:28:13,000 --> 01:28:14,458
‫می‌دونم.

1625
01:28:14,583 --> 01:28:16,083
‫هنوز جی رو داری، درسته؟

1626
01:28:16,208 --> 01:28:18,208
‫بله، بله، هنوز جی رو دارم.

1627
01:28:18,333 --> 01:28:20,708
‫اگه بتونم کاری کنم این فیلمه رو بازی کنه.

1628
01:28:20,833 --> 01:28:23,958
‫- می‌شه فقط بگی، لطفاً؟
‫- اون صدا چیه؟

1629
01:28:24,083 --> 01:28:26,708
‫ناقوس‌ها. همه‌ش مرگه و...

1630
01:28:27,208 --> 01:28:28,708
‫اخراج اونم اینجا!

1631
01:28:30,625 --> 01:28:33,958
‫ران، من همین الان اون خبر رو
‫در مورد جی تو پیج سیکس دیدم.

1632
01:28:34,083 --> 01:28:35,333
‫صبر کن. چه... چه خبری؟

1633
01:28:35,958 --> 01:28:38,208
‫چه خبری در مورد جی؟

1634
01:28:38,333 --> 01:28:39,458
‫لوئیس؟

1635
01:28:39,583 --> 01:28:42,208
‫خب پس چرا من اینجام، خوش‌تیپ؟
‫کی انصراف داده؟

1636
01:28:42,750 --> 01:28:44,833
‫هیچ‌کس. من دعوتت کردم.

1637
01:28:44,958 --> 01:28:46,208
‫بله.

1638
01:28:46,333 --> 01:28:49,333
‫اولین بار تو این سال‌هاست که خوش‌تیپ
‫من رو آورده به یه مراسم پر زرق و برق.

1639
01:28:49,458 --> 01:28:52,125
‫وقتی تو مراسم گلدن گلوب دهه 90 ظاهر شدم
‫احساس خطر کرد.

1640
01:28:52,208 --> 01:28:53,250
‫این حقیقت نداره.

1641
01:28:53,333 --> 01:28:55,250
‫پدرِ جی اون موقع خوش‌تیپ‌ترین حالتش بود.

1642
01:28:55,833 --> 01:28:57,708
‫سوزان ساراندون یه‌کم ازم خوشش اومده بود.

1643
01:28:58,833 --> 01:29:00,458
‫خب، خوشحالم که اینجایی.

1644
01:29:00,500 --> 01:29:04,000
‫حتی برام یه ویدیو فرستاد از یه بچه
‫فیل که به پدر و مادرش می‌رسه.

1645
01:29:04,083 --> 01:29:06,625
‫- و خوشحال بودن که دیدنش؟
‫- نکته‌ش همین بود.

1646
01:29:07,208 --> 01:29:08,875
‫خیلی بامزه. خیلی لطیف.

1647
01:29:09,458 --> 01:29:10,708
‫این واسه چیه؟

1648
01:29:11,375 --> 01:29:12,625
‫واسه هیچی. یه کادوئه.

1649
01:29:12,708 --> 01:29:14,583
‫- خب...
‫- یه پلیوره!

1650
01:29:20,083 --> 01:29:21,583
‫قشنگه.

1651
01:29:21,625 --> 01:29:22,958
‫قشنگه.

1652
01:29:23,708 --> 01:29:26,583
‫یه پلیوره. کم چیزی نیست، کشمیره.

1653
01:29:28,041 --> 01:29:29,333
‫مال خودت باشه.

1654
01:29:29,833 --> 01:29:32,833
‫- تراکم بافتش برای بابات زیادی بالاست.
‫- نه، برای تو گرفتمش.

1655
01:29:35,500 --> 01:29:36,500
‫پلیور رو بگیر.

1656
01:29:41,000 --> 01:29:42,333
‫نوه‌م کجاست؟

1657
01:29:42,958 --> 01:29:44,083
‫ران گفت اینجاست.

1658
01:29:44,125 --> 01:29:46,250
‫داره کار خودش رو می‌کنه.
‫مالِ سن‌شه.

1659
01:29:46,333 --> 01:29:47,500
‫یادت میاد 18 سالگی چطور بود.

1660
01:29:47,583 --> 01:29:50,875
‫شعار ژلِ بریلکریم رو خوب یادمـه.
‫«با یه کوچولو کارت راه میفته».

1661
01:29:50,958 --> 01:29:52,958
‫آقای کلیِ پدر؟

1662
01:29:53,000 --> 01:29:56,333
‫شما هم هنرمند هستید، مثل پسرتون؟

1663
01:29:56,458 --> 01:29:57,625
‫هنرمند؟ نه.

1664
01:29:58,125 --> 01:29:59,625
‫کارگر ساده.

1665
01:29:59,708 --> 01:30:02,375
‫‏35 سال گذشته برای شرکت جان دیر
‫کار کردم.

1666
01:30:02,458 --> 01:30:06,500
‫بازنشسته شدم، و تنها چیزی که اون عوضی‌ها بهم دادن
‫یه حقوق بازنشستگی مزخرف و یه خودنویس بود.

1667
01:30:06,583 --> 01:30:08,500
‫خبری از تندیس یا چیزکیک برای بابات نیست.

1668
01:30:08,583 --> 01:30:11,333
‫شما زحمت کشیدید تا پسرتون
‫بتونه رویاهاش رو داشته باشه.

1669
01:30:12,083 --> 01:30:15,000
‫خوشم اومد. از طرز بیانت خوشم اومد.

1670
01:30:15,875 --> 01:30:17,583
‫آره، وقتی بچه بود،

1671
01:30:17,708 --> 01:30:21,208
‫فکر می‌کردم بزرگ می‌شه و تبدیل به کسی می‌شه
‫که دوست دارم باهاش یه نوشیدنی بزنم.

1672
01:30:21,250 --> 01:30:23,583
‫نه از اون گرون‌ها.

1673
01:30:23,625 --> 01:30:26,708
‫آره، من نقش آدم‌های سرسخت رو بازی کردم
‫تا مجبور نباشم یکیشون باشم.

1674
01:30:27,458 --> 01:30:30,458
‫فیلم‌های اکشن چرت و پرته. همه‌ش الکیه.

1675
01:30:31,500 --> 01:30:34,583
‫همیشه می‌دونستید
‫جی قراره ستاره بشه؟

1676
01:30:35,208 --> 01:30:38,083
‫خب، تا حدود پنج سالگی
‫به زور کلمه‌ای حرف می‌زد.

1677
01:30:38,583 --> 01:30:41,250
‫بعد یه روز صبح، بیدار می‌شه،
‫و میاد سر صبحانه،

1678
01:30:41,333 --> 01:30:43,833
‫و شروع می‌کنه به حرف زدن
‫با اون لهجه بامزه جنوبی.

1679
01:30:43,958 --> 01:30:45,958
‫و خیلی دست و پا چلفتی رفتار می‌کنه.

1680
01:30:47,083 --> 01:30:49,250
‫مادرش فکر کرد عقلش رو از دست داده،
‫ولی من گفتم،

1681
01:30:49,333 --> 01:30:52,250
‫سیلیا، نه، نه. نگران نباش.
‫فقط داره نقش بازی می‌کنه.

1682
01:30:52,333 --> 01:30:54,833
‫داشتم ادای عمو مارک رو در میاوردم.

1683
01:30:54,875 --> 01:30:57,125
‫درسته. همه‌ش می‌گفت، جدی؟

1684
01:30:57,208 --> 01:30:59,500
‫که دقیقاً خودِ عمو مارک بود.

1685
01:30:59,583 --> 01:31:01,833
‫تو بچه خوبی هستی. جدی.

1686
01:31:01,875 --> 01:31:04,833
‫- انگار که در غیر این صورت منظورش این نبود.
‫- خدایا. منفجر شدم.

1687
01:31:05,208 --> 01:31:08,083
‫تا حالا ندیده بودم اینقدر بخندی.
‫مامان هم همینطور.

1688
01:31:08,583 --> 01:31:12,333
‫وقتی می‌نوشید همیشه خیلی غمگین بود.

1689
01:31:13,208 --> 01:31:15,708
‫- عمو مارک کجاست؟
‫- تو زندان به‌خاطر کلاهبرداری پُستی.

1690
01:31:16,250 --> 01:31:17,458
‫- جدی؟
‫- جدی.

1691
01:31:19,750 --> 01:31:21,000
‫اون یه...

1692
01:31:25,000 --> 01:31:29,708
‫ببخشید که زل زدیم، ولی
‫شما الان همه جای اینترنت هستید.

1693
01:31:30,333 --> 01:31:31,625
‫یه ویدیو هست.

1694
01:31:32,708 --> 01:31:34,833
‫- رو گوشی شما؟
‫- رو گوشی همه ما.

1695
01:31:34,958 --> 01:31:38,458
‫- یه درگیری دراماتیک.
‫- با یه مرد دیگه.

1696
01:31:47,375 --> 01:31:50,583
‫بازیگر جی کلی تبدیل به قهرمان واقعی می‌شود

1697
01:31:50,708 --> 01:31:52,833
‫در حالی که مجرم را دستگیر می‌کند

1698
01:31:52,958 --> 01:31:56,333
‫به شیوه‌ای دراماتیک،
‫شایسته‌ی سینما.

1699
01:31:57,333 --> 01:32:02,958
‫نگاه کن، داره می‌دوه
‫با اون کفش‌های راحتی شیکش. بدو، جی! بدو!

1700
01:32:03,083 --> 01:32:06,958
‫خبری از "حرکت" یا "کات" نبود
‫وقتی جی کلی از قطار پرید.

1701
01:32:07,083 --> 01:32:10,083
‫من از خشونت بیزارم.
‫مگه عصر این کارها تموم نشده؟

1702
01:32:10,208 --> 01:32:11,833
‫ولی مجبور بود از خودش دفاع کنه.

1703
01:32:11,875 --> 01:32:17,083
‫اینجا نوشته اون مرد
‫یه دزد دیوونه بوده، یه روانی تو لباس چسبون.

1704
01:32:17,125 --> 01:32:18,500
‫روانی نبود. اون...

1705
01:32:18,583 --> 01:32:21,125
‫- شاید یه تهدید فیزیکی بوده.
‫- نه!

1706
01:32:21,208 --> 01:32:22,708
‫نه. نه. نبود.

1707
01:32:22,833 --> 01:32:25,333
‫بالاخره یه جا خودت رو
‫تو زحمت انداختی، خوش‌تیپ؟

1708
01:32:27,625 --> 01:32:32,458
‫حالا وقتشه که قهرمان واقعی
و زنده‌مون رو ببریم

1709
01:32:32,583 --> 01:32:35,708
‫به مهمونی واقعی و زنده.

1710
01:32:37,875 --> 01:32:40,500
‫می‌دونید این حومه شهر
‫من رو یاد چی میندازه؟

1711
01:32:41,000 --> 01:32:44,500
‫بیکرزفیلد، کالیفرنیا. جای قشنگیه.

1712
01:32:45,458 --> 01:32:48,833
‫ولی اونجا همه بیکارن. خیلی غم‌انگیزه.

1713
01:32:48,875 --> 01:32:50,708
‫قبلاً تو بیکرزفیلد خیلی کار می‌کردم.

1714
01:32:57,333 --> 01:32:58,750
‫لعنت به من.

1715
01:32:58,833 --> 01:33:00,333
‫اوناهاش.

1716
01:33:00,333 --> 01:33:01,458
‫جی کلی، چه خوش‌تیپ!

1717
01:33:01,583 --> 01:33:03,833
‫با اون فکِ مربعیِ سوپرمنی.

1718
01:33:03,875 --> 01:33:06,333
‫- کجا بودی؟
‫- گفتیم تو مهمونی همدیگه رو می‌بینیم.

1719
01:33:06,375 --> 01:33:08,833
‫نه، گفتیم تو شام همدیگه رو می‌بینیم
‫و می‌ریم مهمونی.

1720
01:33:08,875 --> 01:33:11,500
‫گفتی تو میری شام،
‫و من میرم مهمونی.

1721
01:33:11,583 --> 01:33:13,333
‫گفتی، برام تیرامیسو نگه دار.

1722
01:33:13,458 --> 01:33:16,000
‫- تیرامیسو چطور بود؟
‫- چیزکیک بود.

1723
01:33:17,625 --> 01:33:20,958
‫- ویدیو رو دیدی؟
‫- دوستانمون تو قطار فیلمبرداریش کردن.

1724
01:33:21,083 --> 01:33:23,833
‫- نتیجه عالی بود. تبریک می‌گم.
‫- بهم می‌گن قهرمان. خیلی خجالت‌آوره.

1725
01:33:23,875 --> 01:33:25,208
‫تو قهرمانی، رفیق.

1726
01:33:25,250 --> 01:33:28,208
‫اگه اون یکی داستان بود،
‫من می‌شدم آدم بده، نه قهرمان.

1727
01:33:28,333 --> 01:33:30,958
‫گوش کن، گوش کن. بیا اینجا.
‫می‌خوام این رو بشنوی.

1728
01:33:31,000 --> 01:33:32,708
‫- کجا میری؟
‫- بیا اینجا.

1729
01:33:32,750 --> 01:33:34,458
‫سلام.

1730
01:33:34,500 --> 01:33:38,708
‫آلن، ران و جی پشت خطن.
‫ببخشید بابت سروصدای مراسم.

1731
01:33:39,208 --> 01:33:41,833
‫- خبر رو به جی بگو.
‫- حل شد، جی.

1732
01:33:41,875 --> 01:33:44,833
‫- چی حل شد؟
‫- تیموتی، شکایت، دماغ.

1733
01:33:45,583 --> 01:33:46,583
‫همه‌ش.

1734
01:33:46,625 --> 01:33:47,750
‫همه‌ش تموم شد.

1735
01:33:47,833 --> 01:33:50,500
‫یه اتهام مواد مخدر معلق
از دهه 90 پیدا کردیم

1736
01:33:50,583 --> 01:33:51,833
‫که کسب و کارش رو نابود می‌کرد.

1737
01:33:52,500 --> 01:33:55,583
‫- تموم شد؟
‫- ناپدید شد. تو آزادی، جی.

1738
01:33:55,625 --> 01:33:57,125
‫تو خیلی جوونی که باباش باشی.

1739
01:33:59,500 --> 01:34:02,041
‫- می‌خوام عذرخواهی کنم.
‫- از کی، تیموتی؟

1740
01:34:02,625 --> 01:34:03,875
‫اون نمی‌تونه اتفاق بیفته، جی.

1741
01:34:04,375 --> 01:34:06,916
‫- اون دوست منه.
‫- دیگه نیست.

1742
01:34:07,000 --> 01:34:09,166
‫توصیه من اینه که رهاش کنی.

1743
01:34:09,250 --> 01:34:10,541
‫- آره؟
‫- آره.

1744
01:34:10,625 --> 01:34:13,291
‫حل شد.
‫دیگه خبری ازش نمی‌شنوی.

1745
01:34:13,375 --> 01:34:15,500
‫از مراسمت لذت ببر، جی. حقته.

1746
01:34:15,625 --> 01:34:18,500
‫من نوشیدنی می‌خوام
‫و اسپاگتی بولونیایی!

1747
01:34:18,541 --> 01:34:22,041
‫پس ما اسپاگتی آلا بولونیایی می‌خوریم.

1748
01:34:22,125 --> 01:34:25,875
‫- ممنون، آلن.
‫- از من تشکر نکن. همه‌ش کار ران بود.

1749
01:34:25,916 --> 01:34:27,666
‫واقعاً به‌خاطرت رفت جنگ.

1750
01:34:30,625 --> 01:34:31,791
‫ممنون، آلن.

1751
01:34:36,500 --> 01:34:40,250
‫همه‌تون می‌تونید داستان بسازید،
‫ولی من و تو می‌دونیم من کی‌ام.

1752
01:34:41,041 --> 01:34:42,750
‫می‌دونی من کی‌ام، ران؟

1753
01:34:43,666 --> 01:34:47,000
‫- من کی‌ام؟
‫- به خودت نگاه کن. تو رویای آمریکایی هستی.

1754
01:34:47,041 --> 01:34:48,666
‫تو آخرین ستاره قدیمی سینمایی...

1755
01:34:48,750 --> 01:34:51,125
‫- من این پایینم.
‫- تو اون بالایی، تو این پایینی.

1756
01:34:51,166 --> 01:34:54,250
‫تو اینجایی. شگفت‌انگیزه.
‫ما با هم به خیلی چیزها رسیدیم.

1757
01:34:54,375 --> 01:34:56,791
‫هر چی می‌گی بدترش می‌کنه.

1758
01:34:56,875 --> 01:35:00,250
‫دیگه می‌تونی از فرار کردن دست برداری، رفیق.
‫وقتشه برگردیم سر کار.

1759
01:35:00,375 --> 01:35:01,750
‫من میرم برقصم.

1760
01:35:01,875 --> 01:35:03,375
‫رانِ معروف. بعداً؟ بعداً.

1761
01:35:03,375 --> 01:35:04,208
‫دوشنبه فیلمبرداری شروع می‌شه،

1762
01:35:04,333 --> 01:35:07,083
‫و من قول دادم
‫که تو اونجا باشی.

1763
01:35:08,833 --> 01:35:10,458
‫نقشم رو بده به بن آلکاک.

1764
01:35:12,333 --> 01:35:14,708
‫هی. بیا اینجا. بیا اینجا.

1765
01:35:14,750 --> 01:35:17,333
‫می‌دونی چی کشیدم
‫تا اون کار رو برات بگیرم؟

1766
01:35:17,375 --> 01:35:18,958
‫یعنی، تو تویی.

1767
01:35:19,083 --> 01:35:21,708
‫ولی من کسی بودم که رفت
‫به کافه‌ی برادران لوئیس

1768
01:35:21,833 --> 01:35:23,208
‫تو بوشویک و مواد کشید.

1769
01:35:23,333 --> 01:35:24,458
‫مواد نبود.

1770
01:35:24,500 --> 01:35:26,750
‫نمی‌دونم چی بود، ولی کشیدمش،

1771
01:35:26,833 --> 01:35:29,625
‫و برای سه ساعت، می‌ترسیدم
‫که زبونم رو قورت بدم.

1772
01:35:29,666 --> 01:35:32,291
‫- به هر حال، کار رو برات گرفتم.
‫- اون‌ها کار رو به من پیشنهاد دادن.

1773
01:35:32,333 --> 01:35:34,958
‫نقش برای یه مرد 35 ساله نوشته شده بود.

1774
01:35:35,083 --> 01:35:36,708
‫کلی زبون ریختم.

1775
01:35:37,958 --> 01:35:41,083
‫و باز هم انجامش میدم،
‫چون فکر می‌کنم کاری که می‌کنی جادوئه.

1776
01:35:41,625 --> 01:35:44,708
‫من فقط یه بازیگرم، ران.
‫یه بازیگر که مشهور شد.

1777
01:35:47,708 --> 01:35:51,583
‫هیچ‌کدوم از این‌ها برات معنی نداره؟
‫چون برای من معنی داره.

1778
01:35:52,125 --> 01:35:54,083
‫بزرگداشتم رو بده به بن. من میرم برقصم.

1779
01:35:54,208 --> 01:35:55,083
‫نمی‌فهمم.

1780
01:35:55,208 --> 01:35:58,958
‫فکر کنم شریک خوبی بودم،
‫دوست خوبی بودم. دوستت داشتم.

1781
01:35:59,083 --> 01:36:01,125
‫- منم دوستت دارم، رانی.
‫- ولی دوستیم؟

1782
01:36:01,208 --> 01:36:03,750
‫- معلومه که هستیم.
‫- پس باهام مثل یه دوست باش.

1783
01:36:03,833 --> 01:36:05,500
‫و بیا برگردیم سر کار.

1784
01:36:06,083 --> 01:36:09,250
‫یعنی، تو جی کلی هستی.
‫ولی منم جی کلی هستم.

1785
01:36:09,333 --> 01:36:12,750
‫ما این کار رو با هم کردیم.
‫خودت یه بار این رو بهم گفتی.

1786
01:36:12,833 --> 01:36:14,125
‫یادت رفته.

1787
01:36:17,083 --> 01:36:18,500
‫میرم برقصم.

1788
01:36:19,208 --> 01:36:22,958
‫وقتی خودت رو به فنا میدی،
‫منم به فنا میدی، می‌فهمی؟

1789
01:36:23,000 --> 01:36:24,333
‫میرم برقصم.

1790
01:36:26,500 --> 01:36:28,583
‫تو بلد نیستی دوست باشی!

1791
01:36:29,833 --> 01:36:32,583
‫تو دوستی هستی
‫که 15 درصد درآمدم رو می‌گیره.

1792
01:36:36,750 --> 01:36:38,833
‫اگه فردا تو اون هواپیما نباشی...

1793
01:36:39,458 --> 01:36:40,791
‫میرم برقصم.

1794
01:36:41,333 --> 01:36:44,958
‫کاش... کاش اون مردی بودی
‫که فکر می‌کردم هستی.

1795
01:36:47,208 --> 01:36:50,208
‫من یه کوکر اسپانیلم
‫که داره تو سرنگتی می‌رقصه.
(سگ پا کوتاه‌)

1796
01:36:56,416 --> 01:36:57,916
‫جی!

1797
01:36:57,916 --> 01:36:59,708
‫- آلبا، تو فرشته‌ای.
‫- جی.

1798
01:36:59,791 --> 01:37:02,583
‫- همراهیم کن.
‫- بیا. بابات مریض شده.

1799
01:37:03,166 --> 01:37:06,166
‫تو رستورانه. بیا.

1800
01:37:10,958 --> 01:37:12,833
‫فکر کنم زیاد نوشیده.

1801
01:37:12,916 --> 01:37:16,416
‫داشت اسپاگتی می‌خورد و یوگا کار می‌کرد،
‫و تعادلش رو از دست داد.

1802
01:37:16,458 --> 01:37:18,666
‫- کجاست؟
‫- تو آشپزخونه با دکتر.

1803
01:37:18,791 --> 01:37:19,833
‫بابا؟

1804
01:37:26,666 --> 01:37:27,666
‫هی.

1805
01:37:29,708 --> 01:37:31,208
‫حالت خوبه، خوش‌تیپ؟

1806
01:37:32,666 --> 01:37:34,541
‫هه. تعادلم رو از دست دادم.

1807
01:37:35,458 --> 01:37:37,958
‫- این خونه؟
‫- نه. سس بولونیایی‌ـه.

1808
01:37:43,083 --> 01:37:44,083
‫حالش خوبه.

1809
01:37:46,833 --> 01:37:48,791
‫و نوشیدنی زیاد.

1810
01:37:50,166 --> 01:37:51,416
‫باید استراحت کنه.

1811
01:38:00,833 --> 01:38:02,125
‫هی.

1812
01:38:03,083 --> 01:38:04,333
‫اینجا خیلی روشنه.

1813
01:38:06,416 --> 01:38:07,541
‫کاری از دستم برمیاد؟

1814
01:38:09,458 --> 01:38:11,166
‫من... کاش دیزی رو دیده بودم.

1815
01:38:11,208 --> 01:38:12,416
‫آره.

1816
01:38:12,666 --> 01:38:14,541
‫‏18 سالگیت رو یادت میاد.

1817
01:38:14,583 --> 01:38:18,458
‫این رو قبلاً ازم پرسیدی.
‫گفتم بریلکریم یادمه.

1818
01:38:18,541 --> 01:38:19,916
‫درسته. ببخشید.

1819
01:38:22,416 --> 01:38:24,791
‫- می‌خوام برم خونه.
‫- فقط یه‌کم بخواب.

1820
01:38:24,833 --> 01:38:26,291
‫نه، می‌خوام همین الان برم.

1821
01:38:26,416 --> 01:38:28,833
‫- بمون. ایتالیا رو ببین.
‫- دیدم.

1822
01:38:29,416 --> 01:38:31,916
‫آدری برام پرواز ساعت 8 صبح
‫از پیزا رو رزرو کرد.

1823
01:38:34,666 --> 01:38:36,291
‫از دستم عصبانی هستی؟

1824
01:38:36,416 --> 01:38:37,416
‫نه.

1825
01:38:38,666 --> 01:38:41,916
‫واقعاً می‌خواستم بهت خوش بگذره.
‫می‌خواستم تا فردا بمونی.

1826
01:38:41,958 --> 01:38:44,291
‫ما هیچوقت فرصت نمی‌کنیم
‫با هم وقت بگذرونیم.

1827
01:38:48,291 --> 01:38:50,333
‫- تاکسی اینجاست.
‫- یـ...

1828
01:38:50,416 --> 01:38:51,833
‫واسه مراسمم بمون.

1829
01:38:57,208 --> 01:38:59,833
‫بیا دیگه، بابا. لطفاً بمون.

1830
01:39:02,291 --> 01:39:03,916
‫کیفم کجاست؟

1831
01:39:04,166 --> 01:39:05,541
‫تو تاکسیه.

1832
01:39:13,791 --> 01:39:15,291
‫از دیدنت خوشحال شدم.

1833
01:39:15,416 --> 01:39:16,708
‫هی.

1834
01:39:16,708 --> 01:39:18,083
‫- خداحافظ، آلبا.
‫- خداحافظ.

1835
01:39:20,000 --> 01:39:21,166
‫هی.

1836
01:39:21,958 --> 01:39:24,541
‫- ممنون بابت مهمونی، خوش‌تیپ.
‫- بابا. صبر کن.

1837
01:39:24,583 --> 01:39:26,083
‫هی. صبر کن.

1838
01:39:26,666 --> 01:39:28,666
‫هی، بابا. بابا!

1839
01:39:28,708 --> 01:39:29,958
‫بابا!

1840
01:39:30,583 --> 01:39:33,416
‫صبر کن!

1841
01:40:28,541 --> 01:40:30,791
‫اون جی کلی‌ـه؟

1842
01:40:30,916 --> 01:40:32,166
‫هی.

1843
01:40:32,416 --> 01:40:33,916
‫- خوبی، رفیق؟
‫- آره. هی. سلام.

1844
01:40:33,958 --> 01:40:36,291
‫افتخار می‌کنم که
‫یه بزرگداشت مشترک با تو دارم، رفیق.

1845
01:40:36,333 --> 01:40:37,791
‫- ممنون، بن.
‫- سلام.

1846
01:40:37,833 --> 01:40:37,875
‫- زنم ملانی رو که می‌شناسی.
‫- آره.

1847
01:40:37,875 --> 01:40:41,375
‫دخترهام، سرافینا، لیلی و بریجت،
‫پسرهام، کاسیان و کول...

1848
01:40:41,458 --> 01:40:44,333
‫آرلو هم اونجاست،
‫جدیدترین عضو قبیله.

1849
01:40:44,375 --> 01:40:48,375
‫نانا و نونو، تری و ارنی،
‫برادرزنم، اسپایک رو داریم.

1850
01:40:48,458 --> 01:40:49,458
‫طرفدار دو آتیشه‌ست.

1851
01:40:49,583 --> 01:40:52,750
‫دستیارم، پم.
‫ببخشید بابت این سیرک سیار.

1852
01:40:52,833 --> 01:40:54,750
‫ببخشید کسی رو ندارم
‫که بهت معرفی کنم.

1853
01:40:54,833 --> 01:40:58,208
‫هی، فقط تو ایتالیا به
‫دو تا مرد میانسال سفیدپوست جایزه میدن.

1854
01:40:58,333 --> 01:41:00,125
‫یعنی، جدی، تو این دوره زمونه؟

1855
01:41:00,208 --> 01:41:02,208
‫فکر کنم باید از ران متشکر باشیم؟

1856
01:41:02,333 --> 01:41:05,833
‫آره، این ناجوره،
‫ولی من و ران راهمون رو جدا کردیم.

1857
01:41:07,708 --> 01:41:09,750
‫- کِی؟
‫- چند ساعت پیش.

1858
01:41:09,833 --> 01:41:12,125
‫حس بدی دارم. یعنی، دوستش دارم،

1859
01:41:12,208 --> 01:41:14,708
‫ولی فقط حس می‌کردم
‫داره ازم مراقبت می‌شه

1860
01:41:14,750 --> 01:41:16,875
‫توسط کسی که خودش نیاز به مراقبت داره.

1861
01:41:17,458 --> 01:41:20,458
‫یعنی، هر دفعه بچه‌هاشن و پاهای متورم

1862
01:41:20,583 --> 01:41:22,083
‫یا لوئیس و هر چی که هست.

1863
01:41:22,208 --> 01:41:25,000
‫خدا حفظش کنه، ولی من
‫یه جوون‌تر و تشنه‌تر لازم دارم.

1864
01:41:25,083 --> 01:41:27,708
‫- یا پیرتر و قدرتمندتر.
‫- درسته.

1865
01:41:27,833 --> 01:41:30,875
‫تو هم داشتی با اون
وارد مسائل روان‌شناختی می‌شدی

1866
01:41:30,958 --> 01:41:32,833
‫آره، آره.
‫خیلی شبیه پدرمه.

1867
01:41:32,958 --> 01:41:34,708
‫- یا دلش می‌خواد باشه.
‫- آره.

1868
01:41:34,750 --> 01:41:37,583
‫باید همه‌ش به خودم بگم.
‫اون‌ها خانواده ما نیستن.

1869
01:41:37,708 --> 01:41:38,875
‫- یا دوستت.
‫- نه!

1870
01:41:38,958 --> 01:41:41,083
‫ما به این آدم‌ها 15 درصد از همه چی می‌دیم،

1871
01:41:41,208 --> 01:41:43,000
‫بعدش می‌خوان مثل دوستمون
‫باهاشون رفتار بشه.

1872
01:41:43,083 --> 01:41:44,875
‫- دوست‌ها 15 درصد نمی‌گیرن.
‫- نه.

1873
01:41:45,875 --> 01:41:49,625
‫- ما در مورد حرکت قهرمانانه‌ت شنیدیم.
‫- آره! گل کاشتی، رفیق.

1874
01:41:50,375 --> 01:41:52,333
‫- آره.
‫- جی کلی برای ریاست جمهوری!

1875
01:41:53,333 --> 01:41:55,458
‫نه، یعنی، جدی.
‫اصلاً کاندید می‌شی؟

1876
01:41:55,500 --> 01:41:57,000
‫نه، فقط...

1877
01:41:57,083 --> 01:41:58,583
‫من...

1878
01:41:58,625 --> 01:42:00,583
‫می‌شه یه لحظه من رو ببخشید؟

1879
01:42:01,666 --> 01:42:05,958
‫راستش، ما چند تا بلیت اضافه برای خانواده نیاز داریم،
‫اگه اضافه داری.

1880
01:42:08,708 --> 01:42:10,083
‫می‌تونم همه‌شون رو بدم، بن.

1881
01:42:10,833 --> 01:42:12,083
‫ممنون، داداش. مدیونتم.

1882
01:42:15,708 --> 01:42:17,000
‫شاید فقط یکی برای خودم بذار.

1883
01:42:17,833 --> 01:42:19,125
‫آره، حتماً.

1884
01:42:23,208 --> 01:42:25,208
‫سوار شید! بریم!

1885
01:42:50,625 --> 01:42:53,708
‫- الو؟
‫- سلام، جس، بابام.

1886
01:42:54,208 --> 01:42:57,208
‫- سلام.
‫- هی، وقت خوبی برای صحبت کردنه؟

1887
01:42:57,875 --> 01:43:01,333
‫- چه خبر؟
‫- خب، من ایتالیام.

1888
01:43:01,458 --> 01:43:06,208
‫- در مورد قهرمانی‌های واقعیت خوندم.
‫- یه خبره. واقعی نیست.

1889
01:43:06,250 --> 01:43:09,083
‫- آره، خب، دوباره گولشون زدی.
‫- آره.

1890
01:43:09,708 --> 01:43:11,958
‫- پس چرا زنگ زدی؟
‫- خب، گوش کن.

1891
01:43:13,000 --> 01:43:15,458
‫حس بدی دارم
‫راجع به آخرین باری که با هم بودیم.

1892
01:43:15,583 --> 01:43:17,083
‫متأسفم بابتش.

1893
01:43:18,083 --> 01:43:21,708
‫فقط نتونستم اون یارو رو تحمل کنم.
‫هنوز می‌بینیش؟

1894
01:43:21,833 --> 01:43:22,958
‫بله.

1895
01:43:23,833 --> 01:43:26,583
‫خب، می‌خوام حرف‌هات رو بشنوم، پس...

1896
01:43:26,708 --> 01:43:29,333
‫اگه این چیزی‌ـه
...که لازم داری اتفاق بیفته، و

1897
01:43:29,458 --> 01:43:34,083
‫گوش کن، من این مراسم بزرگداشت رو اینجا دارم
‫تو توسکانی. خیلی دوست دارم بیای.

1898
01:43:34,208 --> 01:43:36,958
‫- از کی تا حالا به بزرگداشت اهمیت میدی؟
‫- خب...

1899
01:43:37,000 --> 01:43:38,958
‫سوال خوبیه. من...

1900
01:43:40,000 --> 01:43:41,833
‫بالاخره توی اون فیلم‌ها بازی کردم

1901
01:43:43,083 --> 01:43:47,375
‫پس فکر می‌کنی اگه من بیام
‫و کارت رو جشن بگیرم،

1902
01:43:47,458 --> 01:43:49,708
‫نبوغ تو باعث می‌شه ببخشمت؟

1903
01:43:49,750 --> 01:43:52,125
‫- نه. نه.
‫- شاید آره، جی.

1904
01:43:52,208 --> 01:43:54,250
‫خب... شاید آره.

1905
01:43:55,000 --> 01:43:56,875
‫این 35 سال از زندگی منه.

1906
01:43:58,833 --> 01:44:02,250
‫- من 34 سالمه.
‫- فقط می‌خوام با من بیای.

1907
01:44:02,958 --> 01:44:06,000
‫ببینی چی کار کردم.
‫اونجا باشی تا جشن بگیریم.

1908
01:44:06,083 --> 01:44:07,833
‫باید یه معنایی داشته باشه.

1909
01:44:11,208 --> 01:44:12,583
‫اگه نداشته باشه چی؟

1910
01:44:19,208 --> 01:44:22,208
‫من می‌تونستم پدر خیلی خوبی
‫برات باشم، جس.

1911
01:44:24,208 --> 01:44:25,833
‫می‌خواستم باشم، می‌دونی.

1912
01:44:27,333 --> 01:44:31,083
‫فقط مسائل با مادرت
‫و فاصله،

1913
01:44:31,208 --> 01:44:34,750
‫و اونجوری که برنامه داشتم
‫اجراش نکردم.

1914
01:44:34,833 --> 01:44:37,250
‫- این فقط...
‫- فقط باهام صادق باش، جی.

1915
01:44:37,750 --> 01:44:41,500
‫دست از توجیه کردن
‫و تلاش برای دفاع از خودت بردار.

1916
01:44:41,583 --> 01:44:43,000
‫فقط تمومش کن.

1917
01:44:48,708 --> 01:44:51,625
‫من جوون بودم.
‫و یه چیزی رو خیلی شدید می‌خواستم،

1918
01:44:51,708 --> 01:44:55,333
‫و می‌ترسیدم که اگه چشم ازش بردارم،
‫نتونم داشته باشمش.

1919
01:44:55,375 --> 01:44:56,833
‫و حق با من بود.

1920
01:44:57,583 --> 01:44:59,125
‫هیچ راه دیگه‌ای برای انجامش نبود.

1921
01:45:03,333 --> 01:45:04,833
‫و معنیش انتخاب...

1922
01:45:06,250 --> 01:45:07,458
‫اون به جای تو بود.

1923
01:45:08,875 --> 01:45:10,458
‫ولی قرار بود موقت باشه.

1924
01:45:11,750 --> 01:45:12,833
‫فقط...

1925
01:45:14,708 --> 01:45:17,375
‫تا وقتی چیزی رو
...که می‌خواستم داشته باشم. و

1926
01:45:19,458 --> 01:45:20,833
‫ولی بعد مجبور شدم نگه‌ش دارم.

1927
01:45:24,083 --> 01:45:26,833
‫خودِ ده ساله‌ی من
‫داره بهت دهن‌کجی می‌کنه.

1928
01:45:28,083 --> 01:45:29,625
‫الانِ خودت چی؟

1929
01:45:31,833 --> 01:45:33,583
‫لازم نیست نگران من باشی، بابا.

1930
01:45:33,625 --> 01:45:37,000
‫من خوبم. کارم رو دوست دارم.
‫دوست‌هایی دارم.

1931
01:45:37,083 --> 01:45:39,583
‫من زندگی خوبی خواهم داشت،
‫فقط نه با تو.

1932
01:45:40,875 --> 01:45:43,000
‫و تو هم خوبی، می‌دونی؟

1933
01:45:43,083 --> 01:45:45,375
‫تو...
‫تو ستاره سینمای خوبی هستی، می‌دونی؟

1934
01:45:45,458 --> 01:45:47,083
‫تو خیلی‌ها رو خوشحال می‌کنی.

1935
01:45:51,375 --> 01:45:53,458
‫فکر کنم می‌خوام بازیگری رو ول کنم.

1936
01:45:53,500 --> 01:45:56,708
‫باید یه عکس برای معلم تئو امضا کنی.
‫طرفدار دو آتیشه‌ست.

1937
01:45:56,750 --> 01:45:57,833
‫چی؟

1938
01:45:57,875 --> 01:46:00,000
‫باشه. جس، خیلی برام ارزش داره...

1939
01:46:00,083 --> 01:46:01,333
‫- برای هلن.
‫- چی؟

1940
01:46:01,458 --> 01:46:04,083
‫- اسمش اینه. هلن.
‫- باشه. هلن.

1941
01:46:04,333 --> 01:46:05,916
‫- متأسفم، بابا.
‫- خواهش می‌کنم، جس...

1942
01:46:05,958 --> 01:46:08,708
‫تئو داره زنگ می‌زنه،
‫و امیدوارم بزرگداشت خوبی داشته باشی.

1943
01:46:09,208 --> 01:46:10,333
‫خداحافظ، جی.

1944
01:46:10,833 --> 01:46:12,000
‫جس!

1945
01:47:41,250 --> 01:47:45,708
‫رانِ معروف!
‫جی کلی رو ندیدی؟

1946
01:47:46,333 --> 01:47:49,833
‫از دیشب ندیدمش.

1947
01:47:50,458 --> 01:47:55,583
‫- بعداً می‌بینمت.
‫- مراسم بزرگداشت رأس ساعت 5ـه!

1948
01:47:55,625 --> 01:47:56,625
‫ممنون.

1949
01:48:24,958 --> 01:48:28,875
‫ران! هی! ران.

1950
01:48:30,250 --> 01:48:31,500
‫هی.

1951
01:48:39,833 --> 01:48:43,583
‫- بزن کنار. وایستا، وایستا، وایستا.
‫- باشه.

1952
01:48:50,125 --> 01:48:51,583
‫حالت خوبه؟

1953
01:48:54,708 --> 01:48:56,000
‫یه لحظه صبر کن.

1954
01:48:58,333 --> 01:48:59,666
‫اشکالی نداره.

1955
01:49:10,208 --> 01:49:13,083
‫ببین، متأسفم بابت...

1956
01:49:16,583 --> 01:49:17,708
‫متأسفم.

1957
01:49:19,958 --> 01:49:21,458
‫امم...

1958
01:49:21,583 --> 01:49:22,875
‫قدردانم.

1959
01:49:26,708 --> 01:49:28,250
‫ولی باعث شدی یه‌کم فکر کنم.

1960
01:49:29,708 --> 01:49:33,583
‫دیشب تا صبح بیدار بودم،
با لوئیس حرف می‌زدم

1961
01:49:34,583 --> 01:49:36,333
‫و فکر می‌کنم حق با توئه.

1962
01:49:37,833 --> 01:49:40,208
‫یه جایی می‌رسه
‫که باید تجدید نظر کنی.

1963
01:49:44,625 --> 01:49:47,083
‫دوستت دارم. واقعاً دارم.

1964
01:49:50,000 --> 01:49:51,958
‫و قدردان عذرخواهیت هستم.

1965
01:49:52,000 --> 01:49:53,291
‫ولی من...

1966
01:49:53,958 --> 01:49:55,708
‫دیگه نمی‌تونم باهات کار کنم.

1967
01:49:57,583 --> 01:49:59,250
‫برام خوب نیست.

1968
01:50:02,875 --> 01:50:04,375
‫ایتالیایی‌ها دنبالت می‌گردن.

1969
01:50:04,458 --> 01:50:06,833
‫یه مراسم بزرگداشت داری که
‫چند ساعت دیگه شروع می‌شه.

1970
01:50:09,333 --> 01:50:11,958
‫من باید به پرواز برسم،
‫ولی سعی کن بری، باشه؟

1971
01:50:14,583 --> 01:50:16,458
‫یعنی، این همه راه رو اومدی.

1972
01:50:20,458 --> 01:50:21,875
‫هی، ران؟

1973
01:50:28,625 --> 01:50:31,708
‫با من بیا به مراسم بزرگداشت.
‫به عنوان دوستم.

1974
01:50:35,833 --> 01:50:37,083
‫یعنی...

1975
01:50:39,375 --> 01:50:40,833
‫ما این کار رو با هم کردیم.

1976
01:50:48,583 --> 01:50:50,583
‫تو کسی هستی که بیشتر از همه
می‌خوام اونجا باشه

1977
01:50:57,083 --> 01:50:58,958
‫من تنها کسی‌ام که اینجاست.

1978
01:52:47,458 --> 01:52:51,916
[!!!روز بزرگت رو تبریک میگم، بابا]

1979
01:53:30,083 --> 01:53:31,458
‫این رو ببین.

1980
01:53:33,083 --> 01:53:34,500
‫اومدن.

1981
01:53:38,875 --> 01:53:40,375
‫این عالیه.

1982
01:53:52,333 --> 01:53:54,458
‫[برنده جایزه درخت توت‌فرنگی]
‫[جی کلی]

1983
01:54:09,458 --> 01:54:10,833
‫خب، سلام.

1984
01:54:19,208 --> 01:54:20,458
‫این دیگه کیه؟

1985
01:54:22,958 --> 01:54:23,958
‫بفرما.

1986
01:54:26,625 --> 01:54:28,833
‫ترجیح میدم خودم رو به عنوان
‫یه مرد خانواده‌دوست ببینم،

1987
01:54:28,958 --> 01:54:31,541
‫چه خوشمون بیاد چه نیاد،
‫همه‌مون واسه همین اینجا جمع شدیم

1988
01:54:32,458 --> 01:54:33,958
‫ما یک خانواده‌ایم.

1989
01:54:34,000 --> 01:54:37,583
‫این الان مهم نیست، چون
‫تو حدود دو ثانیه لعنتی وقت داری تا زنده بمونی!

1990
01:54:40,500 --> 01:54:43,208
‫واقعاً فکر نکردی که
‫من قراره تو این یکی شرکت نکنم، هان؟

1991
01:54:45,958 --> 01:54:49,333
‫روش کار اینه که، کاری رو انجام میدی
‫که ازش وحشت داری،

1992
01:54:49,375 --> 01:54:51,208
‫و بعد از انجامش جرأت پیدا می‌کنی.

1993
01:54:52,750 --> 01:54:54,500
‫ناامیدتون نمی‌کنم، قربان.

1994
01:55:00,666 --> 01:55:01,708
‫خب چی شد؟

1995
01:55:02,458 --> 01:55:03,875
‫جواب آره یا نه.

1996
01:55:04,958 --> 01:55:06,833
‫من به این می‌گم یه نمایش لعنتی!

1997
01:55:12,416 --> 01:55:13,541
‫من در برابرتون ایستادم...

1998
01:55:15,750 --> 01:55:17,125
‫بی‌دفاع و بی‌آلایش.

1999
01:56:33,541 --> 01:56:36,375
‫بابا، هنوز تموم نشده.
‫این نمایشِ...

2000
01:56:36,500 --> 01:56:38,250
‫کلی و کلی‌ـه!

2001
01:56:38,375 --> 01:56:42,541
‫- با هنرمندی کلی!
‫- و کلی!

2002
01:56:43,625 --> 01:56:49,541
‫و حالا وقت پشتک واروی
!معروفِ دیزی ژنویو کلی‌ـه

2003
01:56:55,000 --> 01:56:57,041
‫- بابا! تموم نشده!
‫- و جسیکا...

2004
01:56:57,125 --> 01:57:00,375
‫هیلاری کلی چرخ‌وفلک
‫معروف‌ترش رو اجرا می‌کنه.

2005
01:57:02,916 --> 01:57:06,291
‫و حالا برای کمی جادو.
‫بابا! تموم نشده.

2006
01:57:10,416 --> 01:57:12,541
‫- حالا چی کار کنیم؟
‫- کلی!

2007
01:57:13,541 --> 01:57:16,000
‫و حالا...
‫صبر کن، بابا! داری از دستش میدی!

2008
01:57:16,125 --> 01:57:18,666
‫برای... دیزی...
‫بابا، از دستش میدی!

2009
01:57:19,250 --> 01:57:23,666
‫حالا، برای نمایش
چارلستونِ مشهورِ هالیوودیِ دیزی

2010
01:57:37,000 --> 01:57:38,250
‫باشه، بفرمایید.

2011
01:57:38,750 --> 01:57:41,791
‫و نمایش تپِ مشهورِ کالیفرنیاییِ جسیکا.

2012
01:57:46,000 --> 01:57:48,375
‫کلی!

2013
01:57:49,375 --> 01:57:50,666
‫ببخشید.

2014
01:57:50,750 --> 01:57:53,500
‫- کلی و کلی!
‫- نه، اینه: کلی و کلی.

2015
01:57:53,625 --> 01:57:57,750
‫- نه، اینه: کلی و کلی.
‫- نه، اینه: کلی و کلی.

2016
01:57:57,875 --> 01:58:01,250
‫- نه، اینه: کلی و کِـ...لی.
‫- اینه: کلی و کلی.

2017
01:58:01,375 --> 01:58:03,375
‫تلویزیون ببین، کلیِ بوگندو.

2018
01:58:39,375 --> 01:58:41,000
‫میشه از اول بگیریم؟

2019
01:58:45,875 --> 01:58:47,666
‫یه فرصت دیگه می‌خوام

2020
01:58:52,708 --> 01:59:01,916
[جِـــی کِـــلـی]
