﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:01,041
.

2
00:00:15,000 --> 00:00:18,000
[مهاجم مقبره]
[افسانه‌ی لارا کرافت]

3
00:01:06,000 --> 00:01:07,875
‫«ایداریجی».

4
00:01:08,791 --> 00:01:12,416
‫اون اسم پسرش رو گذاشت «بخشش».

5
00:01:16,166 --> 00:01:19,375
‫ما اُریشاها از این چیزها نصیب‌مون نمی‌شه.

6
00:01:20,750 --> 00:01:22,916
‫نصیب ما فقط درده.

7
00:01:23,500 --> 00:01:25,291
‫به اندازه‌ی چند عمر.

8
00:01:27,291 --> 00:01:29,500
‫ما همه‌مون نفرین شده‌ایم.

9
00:01:34,625 --> 00:01:36,375
‫می‌خوایم چی کار کنیم، لارا؟

10
00:01:37,916 --> 00:01:39,250
‫اون هنوزم جوابه.

11
00:01:40,125 --> 00:01:41,125
‫هی!

12
00:01:41,166 --> 00:01:42,916
‫فقط باید بفهمم چطوری.

13
00:01:54,750 --> 00:01:55,791
‫هی.

14
00:01:56,375 --> 00:01:59,125
‫سوراخ کردن کفش‌هات با نگاه
‫باعث نمی‌شه حالت بهتر بشه.

15
00:02:05,750 --> 00:02:07,416
‫تروسی.

16
00:02:08,250 --> 00:02:11,416
‫«اسطوره‌ی شرارت
‫و آورنده‌ی مرگ.»

17
00:02:11,916 --> 00:02:14,500
‫این چیزی بود که توی نیواورلئان
‫به اِشو می‌گفت، ولی...

18
00:02:14,625 --> 00:02:17,750
‫ما دیدیمش، و اون بیشتر شبیه
‫«آورنده‌ی آزمایشِ صبر»ـه.

19
00:02:17,875 --> 00:02:19,416
‫- اسطوره‌ی...
‫- شرارت.

20
00:02:20,875 --> 00:02:25,125
‫اون تنها روحیه که می‌تونه بدزده
‫هم از انسان‌ها و هم از اسطوره‌ها.

21
00:02:25,625 --> 00:02:28,750
‫نمی‌تونم اون تصویری که توی مغازه
‫ازش بود رو از سرم بیرون کنم.

22
00:02:29,791 --> 00:02:34,125
‫اون به عنوان یه موجود
‫خطرناک و وحشتناک به تصویر کشیده شده بود.

23
00:02:41,000 --> 00:02:43,375
‫به طرز وحشتناکی رو اعصاب.

24
00:02:47,750 --> 00:02:50,000
‫چرا مادرت گفت
‫تو جوابِ تمام این‌هایی؟

25
00:02:50,125 --> 00:02:53,166
‫دست بردار، زن.

26
00:02:53,250 --> 00:02:57,125
‫اگه حق با یامه‌ژا باشه،
‫تو تنها امید ما برای متوقف کردنِ میلایی.

27
00:02:57,250 --> 00:02:59,666
‫تموم شده.

28
00:03:00,500 --> 00:03:02,375
‫چه فایده‌ای داره؟

29
00:03:08,916 --> 00:03:11,500
‫ببخشید، عزیزم.

30
00:03:12,000 --> 00:03:13,125
‫بیدارت کردیم؟

31
00:03:30,916 --> 00:03:33,625
‫نقاب من توی شهرِ گمشده‌ست.

32
00:03:35,250 --> 00:03:37,000
‫پس بریم خونه.

33
00:03:56,875 --> 00:03:57,875
‫واو.

34
00:03:59,000 --> 00:04:00,916
‫اینجا زیباست.

35
00:04:02,375 --> 00:04:04,291
‫معلومه که هست.

36
00:04:05,791 --> 00:04:07,750
‫باید ترک کردنش سخت بوده باشه.

37
00:04:17,166 --> 00:04:18,750
‫از اینجا پیاده می‌ریم.

38
00:04:29,500 --> 00:04:30,916
‫کی قراره ازش بپرسی؟

39
00:04:31,000 --> 00:04:33,291
‫وقتی آماده باشه
‫درباره قدرت‌هاش بهمون می‌گه.

40
00:04:34,250 --> 00:04:35,750
‫و اگه اشتباه کنی چی،

41
00:04:36,291 --> 00:04:39,000
‫و نقابِ اون چیزی نباشه
‫که می‌تونه جلوی میلا رو بگیره؟

42
00:04:43,250 --> 00:04:44,375
‫اِشو؟

43
00:05:04,916 --> 00:05:06,333
‫نزدیکیم.

44
00:05:15,083 --> 00:05:16,208
‫شهر گمشده.

45
00:05:16,750 --> 00:05:17,750
‫نخیر

46
00:05:18,541 --> 00:05:20,041
‫دروازه‌ی ورود بهش.

47
00:05:20,916 --> 00:05:23,416
‫ممکنه موقع ورود سنگسارمون کنن.

48
00:05:24,583 --> 00:05:25,583
‫گفت...

49
00:05:38,666 --> 00:05:40,166
‫بقیه کجان؟

50
00:06:04,291 --> 00:06:06,666
‫اِشو، یه کاری بکن!

51
00:06:25,541 --> 00:06:28,666
‫بعدازظهر به‌خیر، مادر.

52
00:06:34,583 --> 00:06:37,416
‫خوش اومدی، فرزندم.

53
00:06:44,208 --> 00:06:47,333
‫خوش اومدی، فرزندم.

54
00:06:52,291 --> 00:06:53,791
‫خوش اومدی.

55
00:06:55,708 --> 00:06:58,291
‫ورود شما خوش‌یمنه.

56
00:07:04,416 --> 00:07:08,041
‫اون‌ها باهوش و دوست‌داشتنی هستن،
‫و حق با توئه.

57
00:07:08,875 --> 00:07:12,625
‫میلا اینقدر شدید می‌خواد
‫همه چی رو تغییر بده و درست کنه،

58
00:07:12,750 --> 00:07:15,375
‫که فراموش کرده چرا اصلاً
‫می‌خواد این کار رو بکنه.

59
00:07:16,250 --> 00:07:17,541
‫به خاطر این.

60
00:07:18,250 --> 00:07:20,750
‫اینه دلیلی که دنیا ارزش محافظت داره.

61
00:07:23,250 --> 00:07:26,750
‫قطعاً چیز خوبیه،
‫این تغییری که کردی.

62
00:07:39,375 --> 00:07:42,125
‫ما سپاسگزاریم از اسطوره‌ها

63
00:07:42,166 --> 00:07:45,916
‫برای خورشید، زمین، و باران

64
00:07:46,416 --> 00:07:49,250
‫که این محصول را برای ما آوردند.

65
00:07:49,291 --> 00:07:50,750
‫چی می‌گه؟

66
00:07:50,791 --> 00:07:52,750
‫می‌گه اون‌ها احمقن.

67
00:07:54,000 --> 00:07:56,500
‫هنوز فکر می‌کنن
‫اُریشاها نجات‌شون میده.

68
00:07:57,125 --> 00:08:00,166
‫نمی‌دونم. به نظر میاد
‫توی غیابِ تو یاد گرفتن

69
00:08:00,250 --> 00:08:01,916
‫چطور خودشون رو نجات بدن.

70
00:08:03,000 --> 00:08:04,875
‫اون‌ها «اولومو» هستن.

71
00:08:05,500 --> 00:08:07,541
‫بقایای شهاب‌سنگ.

72
00:08:07,625 --> 00:08:10,125
‫هدیه‌ای از طرف اسطوره‌ها.

73
00:08:11,125 --> 00:08:13,750
‫آره، اون‌ها سنت‌های قدیمی رو یادشونه.

74
00:08:14,250 --> 00:08:18,541
‫حرف ما را بشنوید، اُریشاهای قدرتمند.

75
00:08:19,250 --> 00:08:22,250
‫و ما این پیشکش را تقدیم می‌کنیم.

76
00:08:22,375 --> 00:08:25,541
‫فریادهای ما را بشنوید، اُریشاها.

77
00:08:25,625 --> 00:08:27,750
‫دیگر ما را رها نکنید.

78
00:08:27,791 --> 00:08:29,500
‫به سوی ما بازگردید.

79
00:08:30,000 --> 00:08:31,750
‫باشد که چنین شود.

80
00:08:33,166 --> 00:08:34,416
‫احمق‌ها.

81
00:08:36,250 --> 00:08:37,291
‫اِشو.

82
00:08:37,791 --> 00:08:41,541
‫هر چیزی که وقتی توی تاریکیِ خودت
‫بهش نگاه می‌کنی می‌ترسوندت...

83
00:08:44,000 --> 00:08:46,916
‫هر چیزِ خوبی
‫در طرفِ دیگه‌ی اونه.

84
00:08:48,250 --> 00:08:49,416
‫فقط باید رها کنی.

85
00:08:50,625 --> 00:08:51,666
‫بهت قول میدم.

86
00:08:53,791 --> 00:08:57,666
‫مردم معمولاً تا الان
‫دیگه سعی می‌کنن من رو بپیچونن یا تیکه‌تیکه‌م کنن.

87
00:08:58,166 --> 00:08:59,750
‫چرا اینقدر باهام مهربونی؟

88
00:09:01,041 --> 00:09:04,625
‫من می‌تونم یه کتاب قطور بنویسم
‫درباره اینکه چطور آدم‌ها رو از خودت برونی.

89
00:09:05,125 --> 00:09:07,416
‫من توی اون تاریکی بودم.

90
00:09:09,125 --> 00:09:11,375
‫تنهایی نمی‌تونی ازش بیای بیرون.

91
00:09:13,625 --> 00:09:15,875
‫می‌دونی، بعضی‌ وقت‌ها خیلی تو خودتی.

92
00:09:16,375 --> 00:09:17,500
‫من رو می‌ترسونی.

93
00:09:20,500 --> 00:09:24,000
‫من نقابم رو 164 سال،

94
00:09:24,041 --> 00:09:27,875
‫‏58 روز، و خورده‌ای پیش گم کردم.

95
00:09:28,750 --> 00:09:30,750
‫از اون موقع برنگشتم...

96
00:09:33,250 --> 00:09:35,666
‫...و از تک‌تک لحظاتش متنفر بودم.

97
00:09:40,625 --> 00:09:42,000
‫ممنون، افسرده‌خانم.

98
00:09:42,625 --> 00:09:44,166
‫می‌بینمت.

99
00:09:48,625 --> 00:09:51,791
‫لارا کرافت! همه‌ش سعی می‌کردم پیدات کنم.
‫آب شدی رفتی توی زمین؟

100
00:09:52,291 --> 00:09:56,416
‫یه دوجین کشور گزارش
‫مسمومیت منابع آب، ویروس‌های ناشناخته دادن.

101
00:09:57,125 --> 00:10:01,000
‫هنوز هیچ‌کس ارتباطی پیدا نکرده
‫که این‌ها وقایع جداگانه نیستن.

102
00:10:01,541 --> 00:10:04,416
‫اون حتی تو صورتشون هم
نگاه نمی‌کنه، لارا کرافت

103
00:10:04,500 --> 00:10:06,375
‫فقط داره ادای اسطوره‌ رو درمیاره.

104
00:10:07,375 --> 00:10:08,416
‫اِشو؟

105
00:10:08,500 --> 00:10:09,625
‫نقشه‌ت اینه؟

106
00:10:09,750 --> 00:10:13,125
‫به کامیلا زنگ بزن. بگو شروع کنه
‫آروم مراکز شهری رو تخلیه کنه.

107
00:10:13,250 --> 00:10:14,250
‫جونا و ابی...

108
00:10:14,291 --> 00:10:17,416
‫براشون ماشین می‌فرستم.
‫می‌تونن بیان پیش من.

109
00:10:17,500 --> 00:10:20,416
‫به چند تا حرفِ «جونا» نیاز دارم
‫تا این فشار خون رو آروم کنم.

110
00:10:25,250 --> 00:10:27,250
‫لارا، چه خبره؟

111
00:10:27,375 --> 00:10:28,750
‫فکر کنم آماده‌ست.

112
00:10:50,000 --> 00:10:53,166
‫خداوند نگه‌دارت باشد.

113
00:11:33,916 --> 00:11:35,500
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

114
00:11:39,625 --> 00:11:41,500
‫به نظر میاد یه جور حمله بوده.

115
00:11:43,875 --> 00:11:46,375
‫اِشو، نقابت کجاست؟

116
00:11:46,875 --> 00:11:50,375
‫گذاشته بودمش... اینجا.

117
00:12:14,541 --> 00:12:15,791
‫هی!

118
00:12:21,875 --> 00:12:24,125
‫جشنواره‌ی «ایو».

119
00:12:25,833 --> 00:12:28,333
‫وقتی اومدن که می‌دونستن ضعیفیم.

120
00:12:29,458 --> 00:12:31,333
‫وقتی خوشحال بودیم.

121
00:12:32,000 --> 00:12:33,958
‫محاصره شده بودین.

122
00:12:41,833 --> 00:12:44,375
‫این... یه کشتار بود.

123
00:13:49,666 --> 00:13:51,791
‫این شهرِ من بود.

124
00:13:56,208 --> 00:13:58,250
‫من محافظشون بودم.

125
00:13:59,666 --> 00:14:01,708
‫این بود که چقدر می‌ترسم.

126
00:14:03,333 --> 00:14:04,541
‫- اِشو!
‫- اِشو!

127
00:14:09,875 --> 00:14:11,041
‫اِشو!

128
00:14:11,083 --> 00:14:13,166
‫یه کاری بکن! نجات‌مون بده!

129
00:14:18,916 --> 00:14:21,666
‫هر کی رو تونستن پیدا کنن کشتن.

130
00:14:23,333 --> 00:14:24,916
‫بعضی‌ها فرار کردن.

131
00:14:25,541 --> 00:14:27,416
‫یه نفر بهشون می‌گفت فرار کنن.

132
00:14:28,833 --> 00:14:30,000
‫من...

133
00:14:31,416 --> 00:14:32,666
‫هیچی نگفتم.

134
00:15:55,208 --> 00:15:56,333
‫اِشو.

135
00:15:57,083 --> 00:15:59,458
‫من واقعاً، واقعاً متأسفم.

136
00:15:59,541 --> 00:16:01,416
‫این رو به من نگو!

137
00:16:02,791 --> 00:16:04,416
‫لیاقتش رو ندارم.

138
00:16:21,666 --> 00:16:25,041
‫توپ‌ها مُهرِ امپراتوری بریتانیا رو دارن.

139
00:16:25,541 --> 00:16:29,041
‫ولی تفنگ‌ها ساخت آفریقای شمالی‌ان،

140
00:16:29,083 --> 00:16:31,666
‫و این مراکشیه.

141
00:16:32,166 --> 00:16:34,916
‫این‌ها باید سربازهای انگلیسی باشن
‫که اونجا مستقر بودن.

142
00:16:38,458 --> 00:16:39,541
‫اِشو.

143
00:16:40,083 --> 00:16:41,708
‫می‌دونم نقابت رو کجا پیدا کنم.

144
00:17:00,541 --> 00:17:01,708
‫باشه...

145
00:17:03,041 --> 00:17:04,583
‫نگرانشم.

146
00:17:06,791 --> 00:17:08,416
‫خب، راستش رو بگو.

147
00:17:08,458 --> 00:17:10,666
‫وقتی گفتی می‌دونی
‫نقابِ اِشو کجاست،

148
00:17:10,708 --> 00:17:14,458
‫منظورت این بود که می‌دونی
‫کجا باید گشتنِ بی‌حاصل رو شروع کنیم.

149
00:17:14,541 --> 00:17:18,791
‫سربازهای انگلیسی معروف بودن به اینکه
‫از حملاتشون عتیقه جمع می‌کردن

150
00:17:18,833 --> 00:17:20,583
‫و توی خونه به موزه‌ها می‌فروختن

151
00:17:20,666 --> 00:17:23,458
‫یا کلکسیونرهای شخصی
‫که عاشق چیزهای «عجیب و غریب» بودن.

152
00:17:24,416 --> 00:17:27,666
‫مهم نبود از دستِ سرد و مُرده‌ی کی
‫بیرونش کشیده بودن.

153
00:17:28,291 --> 00:17:32,041
‫تا قرن نوزدهم،
‫این یه تجارتِ تمام عیار شده بود.

154
00:17:32,583 --> 00:17:33,625
‫پیداش کردم.

155
00:17:35,083 --> 00:17:36,916
‫مهراک بزرگترین
‫آدمِ بی‌همه‌چیزی‌ـه که تا حالا دیدی،

156
00:17:37,000 --> 00:17:40,250
‫ولی اون وصل‌ترین دلال عتیقه توی شهره.

157
00:17:41,625 --> 00:17:44,916
‫اگه نقاب اِشو تا حالا معامله شده باشه،
‫اون ممکنه بدونه.

158
00:17:45,916 --> 00:17:47,375
‫یا شایعاتش رو شنیده باشه.

159
00:17:59,125 --> 00:18:01,000
‫لیدی کرافت.

160
00:18:01,500 --> 00:18:02,791
‫بزرگ شدی.

161
00:18:03,875 --> 00:18:06,666
‫صورتت لاغرتر شده.

162
00:18:06,750 --> 00:18:08,625
‫و مال تو چاق‌تر.

163
00:18:10,000 --> 00:18:11,500
‫چطوری، درویش؟

164
00:18:12,000 --> 00:18:13,125
‫بستگی داره.

165
00:18:13,625 --> 00:18:15,875
‫اومدی چی بهم بفروشی؟

166
00:18:17,041 --> 00:18:18,625
‫من مثل پدرم نیستم.

167
00:18:18,750 --> 00:18:21,375
‫عتیقه‌هایی که مال خودت نیست رو نمی‌فروشم.

168
00:18:22,625 --> 00:18:26,166
‫پوزخندِ قضاوت‌گرِ یه زنِ سفیدپوستِ مرفه.

169
00:18:26,250 --> 00:18:28,416
‫چطور قراره تحملش کنم؟

170
00:18:29,375 --> 00:18:31,750
‫بهت پنج دقیقه وقت میدم،

171
00:18:32,416 --> 00:18:34,166
‫به یاد «ریچارد»،

172
00:18:34,250 --> 00:18:36,666
‫بهترین مشتری من.

173
00:18:38,500 --> 00:18:41,125
‫دنبال یه نقاب آفریقایی می‌گردم.

174
00:19:01,166 --> 00:19:03,916
‫گفتی قرمز و سیاه؟

175
00:19:04,000 --> 00:19:06,375
‫یه نقاب با اون مشخصات

176
00:19:06,416 --> 00:19:08,375
‫واقعاً آشنا به نظر میاد.

177
00:19:09,500 --> 00:19:11,500
‫چرا مهمه؟

178
00:19:11,625 --> 00:19:13,500
‫بیشتر احساسیه تا چیز دیگه.

179
00:19:23,625 --> 00:19:24,625
‫هی!

180
00:19:25,166 --> 00:19:27,166
‫این آشغال رو بندازین بیرون!

181
00:19:27,791 --> 00:19:31,375
‫این‌ها مال تو نیستن!

182
00:19:40,625 --> 00:19:41,750
‫جلوش رو بگیرین!

183
00:19:45,291 --> 00:19:46,375
‫ولش کنین!

184
00:19:57,166 --> 00:19:58,541
‫برای همه‌ش برمی‌گردیم.

185
00:19:59,750 --> 00:20:00,875
‫قول میدم.

186
00:20:15,875 --> 00:20:18,041
‫خب، اون که بی‌فایده بود.

187
00:20:18,541 --> 00:20:20,041
‫نقاب اِشو رو داشت؟

188
00:20:20,541 --> 00:20:22,250
‫متوجه عتیقه‌ها شدی؟

189
00:20:22,375 --> 00:20:24,625
‫خیلی‌هاشون با آتیش آسیب دیده بودن.

190
00:20:24,750 --> 00:20:26,875
‫آره. خب، قدیمی‌ان دیگه.

191
00:20:26,916 --> 00:20:28,500
‫می‌تونه هر معنی‌ای داشته باشه.

192
00:20:28,541 --> 00:20:31,416
‫یا می‌تونه معنیِ یه چیزِ خیلی خاص رو
داشته باشه

193
00:20:31,916 --> 00:20:34,375
‫بگو. قیافه‌ش رو گرفتی.

194
00:21:00,500 --> 00:21:03,750
‫قدیمی‌ترین مکان مذهبی
‫در شهر «مسجد قدیم»ـه،

195
00:21:03,791 --> 00:21:07,125
‫و انگلیسی‌ها، درست همون زمانی که
‫شهرِ اِشو رو غارت کردن،

196
00:21:07,166 --> 00:21:09,625
‫تبدیلش کردن به کلیسای آنگلیسی.

197
00:21:09,666 --> 00:21:12,625
‫مسلمون‌ها بالأخره پسش گرفتن،
‫و داستان می‌گه

198
00:21:12,666 --> 00:21:15,375
‫یه سرباز جوان انگلیسی بود
‫که اونجا مستقر بود،

199
00:21:17,500 --> 00:21:21,166
‫پس خودش رو آتیش زد،
‫و بعد توی راهروها پرسه زد،

200
00:21:21,250 --> 00:21:25,500
‫و اینطوری برای همیشه جلوی هر کسی رو گرفت
‫که باارزش‌ترین گنجینه‌هاشون رو بدزده.

201
00:21:25,541 --> 00:21:28,375
‫پس فکر می‌کنی نقاب اِشو
‫یکی از اون گنجینه‌ها بوده؟

202
00:21:28,500 --> 00:21:30,500
‫درویش نقابی که توصیف کردم رو می‌شناخت.

203
00:21:30,541 --> 00:21:31,875
‫دیدتش.

204
00:21:32,500 --> 00:21:36,125
‫اگه داشته آروم آروم از مسجد قدیم دزدی می‌کرده
‫تا عتیقه بفروشه...

205
00:21:36,250 --> 00:21:37,875
‫شاید اونجا دیدتش.

206
00:21:38,833 --> 00:21:41,083
‫خب، ما سرنخ‌های ضعیف‌تر
از این رو هم دنبال کردیم

207
00:21:53,916 --> 00:21:56,041
[احتیاط]
[در حال ساخت و ساز]

208
00:22:47,500 --> 00:22:49,625
‫ببخشید که مزاحم دعاتون شدم.

209
00:22:49,708 --> 00:22:51,125
‫نه. من... من...

210
00:22:51,208 --> 00:22:52,458
‫من...

211
00:22:56,083 --> 00:22:57,833
‫ایه.

212
00:23:00,708 --> 00:23:02,583
‫بیا، مال تو.

213
00:23:03,958 --> 00:23:05,958
‫من رو یاد خودم می‌ندازه.

214
00:23:12,958 --> 00:23:16,000
‫از روزی که به دنیا اومده
‫شیطون بوده.

215
00:23:16,958 --> 00:23:20,458
‫فکر کنم واسه همینه
که اِشو رو بیشتر دوست داره

216
00:23:23,958 --> 00:23:26,125
‫اون رهاتون کرد.

217
00:23:27,000 --> 00:23:28,833
‫چرا هنوز...

218
00:23:29,625 --> 00:23:30,750
‫باور دارید؟

219
00:23:32,458 --> 00:23:35,833
‫اگه قرار بود فقط بر اساس اشتباهاتم
‫دوست داشته بشم،

220
00:23:35,875 --> 00:23:38,083
‫این کوچولو رو نداشتم.

221
00:23:39,000 --> 00:23:41,458
‫زندگی یعنی شرارت، دوست من،

222
00:23:42,083 --> 00:23:45,958
‫ولی اِشو بهمون یاد میده
‫که با لبخند ازش بگذریم.

223
00:23:57,000 --> 00:23:59,083
‫جشنواره‌ی ایو.

224
00:24:05,625 --> 00:24:09,500
‫شاید هر چی باشه ایمانت رو از دست ندادی،
‫دوست من.

225
00:24:10,208 --> 00:24:11,250
‫بله؟

226
00:24:45,208 --> 00:24:46,375
‫آره!

227
00:25:01,000 --> 00:25:03,375
[مهاجم مقبره]
[افسانه‌ی لارا کرافت]
